﻿1
00:01:19,674 --> 00:01:22,824
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

2
00:01:26,604 --> 00:01:27,780
‫مائومائو؟

3
00:01:30,048 --> 00:01:33,240
‫می‌شه یکم دارو ببری خانه‌ی یشم؟

4
00:01:34,290 --> 00:01:35,508
‫هوم باشه بابا.

5
00:01:36,852 --> 00:01:39,414
‫اخیراً زنای زیادی دارن دزدیده می‌شن.

6
00:01:39,498 --> 00:01:41,304
‫مراقب خودت باش.

7
00:01:41,388 --> 00:01:42,984
‫چیزی نمی‌شه.

8
00:01:43,068 --> 00:01:44,244
‫سر راه می‌رم مزرعه.

9
00:01:44,832 --> 00:01:46,512
‫آره. ممنون.

10
00:01:47,226 --> 00:01:48,528
‫من رفتم.

11
00:02:04,068 --> 00:02:06,504
‫خانه‌ی یشم

12
00:02:10,788 --> 00:02:12,090
‫همه‌ش همین؟

13
00:02:12,216 --> 00:02:14,106
‫دار و ندارمه، جان عزیزت!

14
00:02:33,930 --> 00:02:35,400
‫نکنه آدم‌ربان؟

15
00:02:41,658 --> 00:02:44,640
‫الان بابا نگرانم می‌شه؟

16
00:02:59,634 --> 00:03:01,566
‫وارث کاخ شرقی به دنیا اومد!

17
00:03:01,650 --> 00:03:03,666
‫لیفا-ساما... تبریک می‌گم!

18
00:03:11,352 --> 00:03:14,250
‫بچه‌شون بدون هیچ مشکلی به‌دنیا اومد.

19
00:03:14,334 --> 00:03:16,266
‫واقعاً؟... خداروشکر.

20
00:03:16,350 --> 00:03:19,500
‫سه ماه بعد

21
00:03:19,794 --> 00:03:23,784
قسمت اول
مائومائو

22
00:03:24,540 --> 00:03:27,438
‫هوس اون سیخ‌کبابی‌های بازار رو کردم...

23
00:03:28,446 --> 00:03:31,176
‫امیدوارم بابا درست غذا بخوره.

24
00:03:32,856 --> 00:03:36,972
‫درست نمی‌دونم به عنوان برده فروخته شدم،
‫یا اینکه دارن از طریقم باج می‌گیرن اما...

25
00:03:36,972 --> 00:03:39,198
‫چیزی که رومخمه اینه که دیگه سه‌ماه شده.

26
00:03:39,954 --> 00:03:43,104
‫قصر و منطقه‌ی سرگرمی فرق چندانی با همدیگه ندارن.

27
00:03:43,188 --> 00:03:46,968
‫اگه به من بود که می‌خواستم تا حد امکان سر و کارم به کاخ اندرونی نیفته، اما...

28
00:03:48,354 --> 00:03:50,958
‫حالا که این‌جام دیگه کاریش نمی‌شه کرد.

29
00:03:51,672 --> 00:03:55,368
‫اونم وقتی که زندگی خوبی به عنوان یه‌ داروساز داشتم...

30
00:03:56,880 --> 00:04:01,164
‫کاخ اندرونی، یه محیط کاملاً زنونه برای ‫به‌دنیا آوردن فرزند امپراتوره.

31
00:04:01,206 --> 00:04:03,894
‫ورود مردا به این منطقه اکیداً ممنوعه.

32
00:04:04,608 --> 00:04:08,766
‫تنها کسایی که می‌تونن وارد بشن اشراف‌زاده‌های
‫عالی‌رتبه و خویشاوندان نزدیک‌شونن.

33
00:04:09,354 --> 00:04:11,832
‫جدای اون، آقا یا همون «مردای سابق»...

34
00:04:11,916 --> 00:04:14,394
‫که «عضو ارزشمند»ـشون رو از دست دادن می‌تونن وارد بشن.

35
00:04:15,192 --> 00:04:18,300
‫همه‌ی همنشین‌ها و زنای توی کاخ سر جمع دوهزار نفرن،

36
00:04:18,384 --> 00:04:20,862
‫به اضافه‌ی هزارتا آقا‌. در کل آدمای زیادی این‌جا زندگی می‌کنن.

37
00:04:21,408 --> 00:04:24,894
‫برعکس افراد رتبه‌پایین، میان‌رتبه و عالی‌رتبه،

38
00:04:25,020 --> 00:04:27,750
‫ما خدمتکارها مشغول خرحمالی هستیم،

39
00:04:27,834 --> 00:04:29,934
‫و هر آن ممکنه زندگیمونو از دست بدیم.

40
00:04:31,824 --> 00:04:34,680
‫بعد از ما همنشین‌های رتبه‌پایین منزوی‌ان.

41
00:04:34,764 --> 00:04:38,082
‫خب حداقل ما یه دستمزدی می‌گیریم.

42
00:04:38,166 --> 00:04:40,350
‫هی، مائومائو!

43
00:04:40,434 --> 00:04:42,954
‫می‌دونی این نشان مال کدوم اتاقه؟

44
00:04:43,920 --> 00:04:46,986
‫مال اقاقیای نُه‌ـه، پس... اون‌طرفه.

45
00:04:47,574 --> 00:04:49,254
‫ممنونم!

46
00:04:49,842 --> 00:04:52,404
‫خیلی از خدمتکارها سواد خوندن‌نوشتن ندارن.

47
00:04:53,286 --> 00:04:54,882
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

48
00:04:54,882 --> 00:04:57,696
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

49
00:04:57,738 --> 00:05:01,014
‫ولی یاد‌گرفتن خوندن‌نوشتن یه داستان جداست.

50
00:05:01,056 --> 00:05:03,870
‫حتی اگه به‌خاطر سوادم دستمزد بیشتری بهم بدن،

51
00:05:03,954 --> 00:05:07,146
‫فقط باعث می‌شه آدم‌رباها سهم بیشتری از حقوقم بگیرن.

52
00:05:08,280 --> 00:05:09,960
‫ولی موقعیت‌های نادری هم هست که خدمتکارها...

53
00:05:10,044 --> 00:05:12,144
‫به یه فرد رتبه‌پایین ارتقاء مقام پیدا می‌کنن.

54
00:05:12,228 --> 00:05:13,194
‫ساده بگم...

55
00:05:17,730 --> 00:05:21,216
‫اگه زیادی تو چشم باشم، ممکنه جونم به‌خطر بیفته.

56
00:05:21,300 --> 00:05:22,560
‫بهتره سرم تو کار خودم باشه.

57
00:05:23,946 --> 00:05:27,138
‫اگه دهنمو ببندم و کارمو بکنم، یکی دو سال دیگه می‌‌زنم به‌ چاک.

58
00:05:28,986 --> 00:05:31,254
‫دلم ساکه مـی‌خواد.

59
00:05:33,816 --> 00:05:35,034
‫هی هی شنیدی؟

60
00:05:35,034 --> 00:05:35,622
‫ها؟

61
00:05:35,706 --> 00:05:39,612
‫مثل اینکه یه آقا‌ی خیلی جیگر توی ناحیه‌ی مرکزی هست.

62
00:05:39,696 --> 00:05:43,056
‫این‌روزا همه دارن در موردش حرف می زنن.

63
00:05:43,140 --> 00:05:44,568
‫عجب.

64
00:05:44,694 --> 00:05:48,600
‫اگه انقدری که می‌گن جیگره، منم دوست ‌دارم
‫یه‌بارم که شده ببینمش، تو نمی‌خوای؟

65
00:05:49,734 --> 00:05:51,666
‫یه آقا؟

66
00:06:12,960 --> 00:06:15,396
‫از دفعه‌ی قبلی خیلی وزن کم کردن.

67
00:06:15,396 --> 00:06:16,194
‫آره.

68
00:06:19,344 --> 00:06:21,654
‫متأسفانه باید بگم،

69
00:06:21,738 --> 00:06:24,762
‫حکیم در حال حاضر سرشون حسابی با کاخ شرقی شلوغه.

70
00:06:26,862 --> 00:06:28,374
‫که این‌طور.

71
00:06:29,970 --> 00:06:32,616
‫فقط سه ماه و شش ماه‌ـشونه، درسته؟

72
00:06:32,742 --> 00:06:36,648
‫آره آره... هم شاهزاده‌ی کاخ شرقی و هم شاهدخت لینگ‌لی.

73
00:06:36,732 --> 00:06:38,958
‫یعنی واقعاً نفرینه؟

74
00:06:40,302 --> 00:06:41,226
‫داری چیو می‌گی؟

75
00:06:41,310 --> 00:06:43,788
‫مائومائو خبر نداری؟

76
00:06:43,872 --> 00:06:47,694
‫ورد زبون همه توی کاخ اندرونی‌ـه.

77
00:06:47,778 --> 00:06:51,264
‫همون قضیه‌ی مرگای پشت سر هم وارث‌ها توی کاخ اندرونی.

78
00:06:51,306 --> 00:06:53,994
‫تا الان هر سه فرزند امپراتور...

79
00:06:54,078 --> 00:06:56,976
‫بعد از تولد به مرور ضعیف‌تر شدن و از دنیا رفتن!

80
00:06:57,060 --> 00:06:58,614
‫عجیب نیست؟

81
00:06:58,698 --> 00:06:59,958
‫هرسه‌تاشون؟

82
00:07:00,042 --> 00:07:02,394
‫ظاهراً این اتفاق الان باز داره تکرار می‌شه.

83
00:07:02,478 --> 00:07:03,612
‫بچه حالش خوش نیست؟

84
00:07:03,696 --> 00:07:07,434
‫دقیقاً! بعدم این دفعه...

85
00:07:07,518 --> 00:07:10,752
‫حکیمان دربار توی هردوی اقامتگاه‌های گوکویو-ساما و لیفا-ساما حضور دارن.

86
00:07:12,558 --> 00:07:15,078
‫امپراتور فعلی ملکه نداره،

87
00:07:15,204 --> 00:07:18,186
‫پس طبعاً لیفا-ساما که وارث کاخ شرقی ‫رو به‌دنیا آوردن، ملکه می‌شن!

88
00:07:18,984 --> 00:07:20,832
‫خب اینکه معلومه!

89
00:07:20,874 --> 00:07:24,906
‫اگه امپراتور ملکه نداشته باشه، ‫مادر وارث کاخ شرقی،

90
00:07:24,990 --> 00:07:27,384
‫یعنی لیفا-هیمه، ‫صاحب بالاترین جایگاه در کاخ شرقی‌ـه.

91
00:07:27,468 --> 00:07:30,198
‫ولی بنا به شایعات همنشین محبوب امپراتور...

92
00:07:30,282 --> 00:07:32,508
‫گوکویو-ساماست.

93
00:07:32,592 --> 00:07:36,330
‫توی قصر پیچیده که این ممکنه یه ربطی به این قضایا داشته باشه.

94
00:07:36,414 --> 00:07:38,934
‫کشمکش‌ سیاسی بر سر قدرت،‌ ها؟

95
00:07:39,480 --> 00:07:42,840
‫موندم که وضعیت سلامتی لیفا-ساما تا چه ‌حد وخیمه.

96
00:07:42,924 --> 00:07:45,612
‫شنیدم حکیم روز و شب رو توی اقامتگاه ایشون سر می‌کنه.

97
00:07:45,696 --> 00:07:47,292
‫لیفا-ساما هم ناخوش‌احوالن؟

98
00:07:47,376 --> 00:07:49,014
‫آره. هردوی مادر و بچه.

99
00:07:49,098 --> 00:07:53,172
‫بعدم شنیدم هم  سردرد و هم دل‌درد و هم حالت تهوع دارن.

100
00:07:54,306 --> 00:07:57,960
‫سردرد، دل‌درد و حالت تهوع...

101
00:07:58,044 --> 00:08:01,404
‫پس بگو قطعاً نفرینه!

102
00:08:02,958 --> 00:08:05,394
‫نفرین چیه بابا؟ سر به سرمون نذار.

103
00:08:05,394 --> 00:08:06,780
‫عـــــــــــه.

104
00:08:11,106 --> 00:08:14,214
‫سردرد، دل‌درد و حالت‌ تهوع...

105
00:08:14,298 --> 00:08:16,566
‫احتمال قتل ازطریق سم رو می‌شه درنظر گرفت؟

106
00:08:16,650 --> 00:08:20,976
‫نه. اگه دنبال تاخ‌وتخت باشن، دلیلی نداره
‫شاهدخت رو هم هدف قرار بدن.

107
00:08:21,102 --> 00:08:23,916
‫احتمال مسموم شدن‌شون خیلی پایینه.

108
00:08:24,000 --> 00:08:26,478
‫ممکنه یه‌‌نوع بیماری باشه، یا...

109
00:08:27,570 --> 00:08:30,006
‫شاید توی خون‌شون باشه؟

110
00:08:31,476 --> 00:08:35,382
‫چرا دارم انقدر شایعات رو جدی می‌گیرم؟

111
00:08:35,970 --> 00:08:38,994
‫این‌ها فقط یه‌سری حدس و گمانن.

112
00:08:39,582 --> 00:08:41,766
‫حدس و گمانن ولی...

113
00:08:42,690 --> 00:08:45,126
‫می‌تونم برم یه کوچولو سرک بکشم.

114
00:08:49,620 --> 00:08:52,854
‫از عمارتی که محل زندگیِ همنشینانِ
‫عالی‌رتبه‌ست،‌ کمتر از این انتظار نمی‌رفت،

115
00:08:52,938 --> 00:08:55,836
‫حتی یه ستونِ اینجا هم خوش‌ترکیب‌تر از

116
00:08:55,920 --> 00:08:58,104
‫ساختمونی‌ـه که ما توش زندگی می‌کنیم.

117
00:09:00,540 --> 00:09:01,758
‫تقصیر توـه.

118
00:09:01,842 --> 00:09:03,186
‫گوکویو-ساما!

119
00:09:03,816 --> 00:09:05,664
‫چون خودت دختر به‌دنیا آوردی،

120
00:09:05,748 --> 00:09:07,848
‫قصد داری پسرم رو با نفرین کردن به کام مرگ بکشونی!

121
00:09:07,932 --> 00:09:11,292
‫خودتم می‌دونی که این امکان‌ نداره.

122
00:09:11,376 --> 00:09:13,980
‫شیائولینگ هم درست به‌اندازه‌ی پسرت درد می‌کشه.

123
00:09:14,694 --> 00:09:17,088
‫لیفا-ساما عصبانی‌ان.

124
00:09:17,172 --> 00:09:19,062
‫بیچاره گوکویو-ساما.

125
00:09:19,146 --> 00:09:20,742
‫جینشی-ساما...

126
00:09:23,430 --> 00:09:27,294
‫برای همین می‌خوام دختر من هم معاینه کنین.

127
00:09:27,336 --> 00:09:29,520
‫آره، ولی... آخه...

128
00:09:29,604 --> 00:09:33,510
‫اون آقا که اون وسط دستپاچه شده، حکیمه؟

129
00:09:33,594 --> 00:09:35,106
‫عقل توی کله‌ش نیست، این شیاد؟

130
00:09:35,190 --> 00:09:39,600
‫کل روز رو پیش اون دوتا همنشین شب می‌کنه ‫و جدی هنوز متوجه نشده؟

131
00:09:40,272 --> 00:09:43,380
‫یا... شاید، اصلاً نمی‌دونه؟

132
00:09:43,968 --> 00:09:45,606
‫مشکل اینجاست که چطور باید بهشون بگم؟

133
00:09:46,866 --> 00:09:48,924
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

134
00:10:32,100 --> 00:10:35,502
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

135
00:10:35,502 --> 00:10:38,568
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

136
00:10:42,600 --> 00:10:45,162
‫به‌نظر می‌خوای یه‌چیزی ازم بپرسی.

137
00:10:45,960 --> 00:10:47,136
‫این...

138
00:10:47,934 --> 00:10:50,118
‫مال روزیه که به کاخ بلور رفتم،

139
00:10:50,202 --> 00:10:52,890
‫تا ازشون بخوام دخترم رو معاینه کنن.

140
00:10:53,394 --> 00:10:56,208
‫این رو بعدش لب پنجره‌م گذاشته بودن.

141
00:10:56,292 --> 00:10:57,762
‫به این شاخه بسته شده بود.

142
00:10:58,812 --> 00:11:00,660
‫گل صدتومانی؟

143
00:11:01,794 --> 00:11:05,112
‫«پودر آرایشی سمه. ‫نذار به بچه بخوره.»

144
00:11:06,456 --> 00:11:08,262
‫غفلت گناهه.

145
00:11:09,060 --> 00:11:13,470
‫یه حکیم دربار چنین پیام سری‌ای نمی‌ذاره.

146
00:11:13,554 --> 00:11:18,342
‫بله، ظاهراً ایشون هیچوقت راهی
‫برای درمان وارث کاخ شرقی پیدا نکردن.

147
00:11:18,426 --> 00:11:20,526
‫پس این نامه رو... کی نوشته؟

148
00:11:21,366 --> 00:11:23,802
‫می‌خوام برام پیداش کنین.

149
00:11:28,086 --> 00:11:30,018
‫الان که فکرشو می‌کنم، اون‌‌موقع...

150
00:11:31,194 --> 00:11:34,218
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

151
00:11:38,418 --> 00:11:39,510
‫متوجه شدم.

152
00:11:40,056 --> 00:11:43,206
‫می‌تونم این رو برای مدت کوتاهی پیش خودم نگه‌ دارم؟

153
00:11:49,128 --> 00:11:52,530
‫خاطر شاهدختی که زنده موند ‫خیلی برای امپراتور عزیزه،

154
00:11:52,614 --> 00:11:54,966
‫برای همین اکثر اوقات به دیدن گوکویو-ساما می‌رن.

155
00:11:55,554 --> 00:11:57,318
‫لیفا-ساما چی؟

156
00:11:57,360 --> 00:11:59,922
‫هیچ خبری از ایشون ندارم.

157
00:12:00,006 --> 00:12:02,190
‫خوش به حال امپراتور شده که.

158
00:12:02,274 --> 00:12:04,668
‫آه، این‌جایی پس.

159
00:12:04,752 --> 00:12:08,238
‫فوراً به دفتر سرپرست زنان خدمتگزار برو.

160
00:12:08,322 --> 00:12:09,288
‫چی؟

161
00:12:09,372 --> 00:12:10,968
‫احضار شدی؟

162
00:12:11,052 --> 00:12:12,732
‫یعنی چه خبر شده.

163
00:12:13,782 --> 00:12:17,478
‫خیلی‌خب، همه‌ی کسایی که اینجا گرد اومدن،‌ وارد شن.

164
00:12:18,066 --> 00:12:20,838
‫خدمتکارهایی که یه مقام عالی‌رتبه احضارشون کرده؟

165
00:12:20,922 --> 00:12:23,190
‫حس خوبی بهش ندارم.

166
00:12:24,282 --> 00:12:25,836
‫نکنه فقط مستخدم کم آوردن؟

167
00:12:37,386 --> 00:12:40,032
‫عذر می‌خوام که همه‌تون رو این‌طوری خبر کردم.

168
00:12:44,610 --> 00:12:47,298
‫این زن پرافاده‌ی درباری کیه دیگه؟

169
00:12:50,070 --> 00:12:53,262
‫من سرپرست کاخ اندرونی؛ جینشی هستم.

170
00:12:57,882 --> 00:12:59,646
‫طرف مَرده؟

171
00:12:59,730 --> 00:13:05,442
‫فکر کنم این همون آقا‌ی خوش‌بَرورویی باشه
‫که شائولان داشت در موردش حرف می‌زد.

172
00:13:05,526 --> 00:13:07,626
‫خیلی حیف شد که...

173
00:13:07,710 --> 00:13:10,440
‫همچین مردی باشی و نتونی بچه‌ای داشته باشی.

174
00:13:13,128 --> 00:13:16,488
‫دختره‌ی کک‌مکی که اونجایی،
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی.
‫دختر... کک‌مکی...

175
00:13:17,454 --> 00:13:18,966
‫ای وای!

176
00:13:20,898 --> 00:13:24,300
‫کارمون برای امروز تمومه. برگردید به اتاق‌هاتون.

177
00:13:24,384 --> 00:13:26,232
‫عــه؟ موضوع چیه؟

178
00:13:26,316 --> 00:13:29,760
‫یعنی گاف بزرگی دادم که باعث جلب‌توجهش شده؟

179
00:13:29,844 --> 00:13:32,364
‫نکنه مربوط به نامه‌ای باشه که اون‌موقع نوشتم...

180
00:13:33,162 --> 00:13:36,984
‫فهمیدم! اینجا من تنها خدمتکاریم که خوندن بلده.

181
00:13:37,068 --> 00:13:40,302
‫اون جمله رو نوشت تا بتونه همین قضیه رو بفهمه!

182
00:13:40,386 --> 00:13:42,066
‫بدبخت شدم، باید فرار کنم...

183
00:13:42,150 --> 00:13:46,518
‫فرار در کار نیست. گفتم که، تو اینجا می‌مونی.

184
00:13:47,358 --> 00:13:48,912
‫ساکت باش و دنبالم بیا.

185
00:13:54,876 --> 00:13:56,598
‫دستمو خوند...

186
00:13:57,144 --> 00:13:58,236
‫عجیبه.

187
00:13:58,320 --> 00:14:02,898
‫سوابق رو بررسی کردم و گفته بودن که تو خوندن بلد نیستی.

188
00:14:02,982 --> 00:14:05,712
‫بله، من به‌عنوان یه رعیت به دنیا اومدم.

189
00:14:05,796 --> 00:14:07,980
‫احتمالاً باید اشتباهی رخ داده باشه.

190
00:14:08,778 --> 00:14:10,500
‫واسه چی باید بهت بگم؟

191
00:14:10,584 --> 00:14:13,986
اگه وانمود کنی چیزی حالیت نیست
‫راحت‌تر می‌تونی با این دنیا کنار بیای.

192
00:14:14,070 --> 00:14:18,480
‫بگذریم، این مرتیکه از کجا سر از نامه‌ی من در آورده؟

193
00:14:18,564 --> 00:14:21,210
‫من که قشنگ حواسم به دوروبَرم بود!

194
00:14:24,906 --> 00:14:26,670
‫چرا این‌قدر مشکوکه آخه؟

195
00:14:28,056 --> 00:14:30,534
‫قربونش برم چه‌قدرم که وقت آزاد داره!

196
00:14:31,668 --> 00:14:32,214
‫بفرمایید.

197
00:14:32,676 --> 00:14:33,642
‫با اجازه.

198
00:14:34,272 --> 00:14:36,792
‫یعنی می‌خوان بابت چی سرم غر بزنن؟

199
00:14:36,876 --> 00:14:38,808
‫امیدوارم بتونم زنده از اینجا برم بیرون...

200
00:14:43,176 --> 00:14:45,444
‫دختره رو با خودم آوردم.

201
00:14:45,528 --> 00:14:46,578
‫بیا داخل.

202
00:14:51,828 --> 00:14:53,466
‫بابت اذیت شدنت عذرخواهی می‌کنم.

203
00:14:58,464 --> 00:14:59,514
‫خدا رو شکر...

204
00:15:01,026 --> 00:15:02,538
‫پس تویی...

205
00:15:03,168 --> 00:15:05,856
‫تو زندگی لینگ‌لی رو نجات دادی.

206
00:15:05,940 --> 00:15:07,536
‫سپاسگزارم.

207
00:15:07,620 --> 00:15:11,022
‫من توی جایگاهی نیستم که
‫بخواید در برابرم چنین کاری انجام بدید!

208
00:15:12,030 --> 00:15:15,642
‫نه. هرچه‌قدر تشکر کنم کافی نیست.

209
00:15:16,230 --> 00:15:18,540
‫بچه‌م زندگیش رو به تو مدیونه.

210
00:15:18,624 --> 00:15:21,354
‫حتماً من رو با شخص دیگه‌ای اشتباه گرفتید.

211
00:15:21,438 --> 00:15:23,622
‫احتمالاً سوءتفاهمی پیش اومده.

212
00:15:24,252 --> 00:15:26,478
‫از اینکه بخوام سرمو به‌خاطر مخالفت باهاش از دست بدم، متنفرم،

213
00:15:26,604 --> 00:15:28,578
‫ولی دلمم نمی‌خواد قاطی این ماجرا بشم!

214
00:15:32,274 --> 00:15:35,676
‫راستش... من چیزی دارم که متعلق به همنشین گیوکویوـه.

215
00:15:38,322 --> 00:15:42,732
‫می‌دونی که از این پارچه توی لباس خدمتکارها استفاده می‌شه، درسته؟

216
00:15:43,320 --> 00:15:45,756
‫آره گمونم... نمونه‌شو دیدم...

217
00:15:45,840 --> 00:15:49,746
‫آره، خدمتکارهای توی رخت‌شورخونه ازش استفاده می‌کنن.

218
00:15:49,830 --> 00:15:53,652
‫برای مثال، دختری مثل تو که توی رخت‌شورخونه مشغوله...

219
00:15:53,736 --> 00:15:57,390
‫شاید این تیکه رو از دامنش کنده باشه.

220
00:16:00,330 --> 00:16:02,556
‫حتی از این‌ هم خبر داره؟

221
00:16:03,228 --> 00:16:04,992
‫توضیح بده ببینم.

222
00:16:05,076 --> 00:16:08,058
‫چرا یه شاخه گل صدتومانی گذاشته بودی لب پنجره؟

223
00:16:18,810 --> 00:16:22,212
‫چون حقیقت پشت این اتفاقات رو کشف کردم.

224
00:16:22,296 --> 00:16:23,892
‫دلیلش پودر آرایشی‌ـه.

225
00:16:26,202 --> 00:16:28,974
‫اون‌ها زندگی‌ و زیباییشون رو توی یه کفه‌ی ترازو می‌ذاشتن،

226
00:16:29,058 --> 00:16:31,158
‫و در نهایت هر دو رو از دست می‌دادن.

227
00:16:39,852 --> 00:16:42,876
‫من قبلاً داروساز بودم،

228
00:16:43,590 --> 00:16:45,270
‫سم‌ها رو خوب می‌شناسم.

229
00:16:53,754 --> 00:16:55,434
‫اون پودر آرایشی...

230
00:16:55,518 --> 00:16:58,374
‫دایه‌ی بچه‌م ازش استفاده کرده بود.

231
00:16:58,458 --> 00:17:01,146
‫می‌گفت سفیدی این پودر بیشتر از همه به چشم میاد،

232
00:17:01,230 --> 00:17:02,868
‫برای همین دوست داشت ازش استفاده کنه.

233
00:17:03,456 --> 00:17:07,194
‫حتی دایه هم مریض شده بود،
‫برای همین مرخصش کردم.

234
00:17:07,278 --> 00:17:09,000
‫مقدار زیادی پول هم بهش دادم.

235
00:17:10,134 --> 00:17:11,646
‫که این‌طور.

236
00:17:11,730 --> 00:17:14,250
‫غفلت گناهه.

237
00:17:14,334 --> 00:17:18,324
‫باید بیشتر مراقب می‌بودم که بچه‌م چه چیزی توی دهنش می‌ذاره.

238
00:17:19,038 --> 00:17:20,718
‫من هم همین‌طور.

239
00:17:20,802 --> 00:17:23,028
‫اگه زودتر متوجه این موضوع می‌شدم،

240
00:17:23,112 --> 00:17:27,144
‫می‌تونستیم جون افراد بیشتری رو نجات بدیم.
‫کاخ شرقی رو هم...

241
00:17:28,740 --> 00:17:30,546
‫نامه رو که پیدا کردم...

242
00:17:30,672 --> 00:17:34,200
‫به همنشین لیفا هم در مورد پودر گفتم، ولی...

243
00:17:38,442 --> 00:17:39,744
‫پس حالا...

244
00:17:40,878 --> 00:17:44,574
‫می‌خواین که من چه کاری انجام بدم؟

245
00:17:51,630 --> 00:17:54,738
‫از امروز، تو می‌شی ندیمه‌ی جدید من!

246
00:17:56,166 --> 00:17:57,132
‫جـان؟

247
00:17:58,602 --> 00:18:00,912
‫چیزی که مائومائو نمی‌تونه ازش دست بکشه...

248
00:18:00,996 --> 00:18:04,020
‫کنجکاوی و اشتیاقش برای فراگیری دانش‌ـه.

249
00:18:04,104 --> 00:18:07,674
‫و همچنین، مقداری هم حس عدالت‌طلبی...

250
00:18:12,966 --> 00:18:15,402
‫وای وای وای وای وای

251
00:18:15,486 --> 00:18:18,006
‫نه، ای کاش فقط سرم به کار خودم می‌بود.

252
00:18:18,090 --> 00:18:20,106
‫خوش اومدی، مائومائو!

253
00:18:20,232 --> 00:18:21,618
‫چطور پیش رفت؟

254
00:18:21,702 --> 00:18:26,406
‫این داستان چگونه ندیمه شدن مائومائو برای...

255
00:18:26,532 --> 00:18:28,758
‫همنشین مورد علاقه‌ی امپراتور؛ گیوکویو است.

256
00:18:28,842 --> 00:18:31,950
‫به عبارتی دیگر، او ترفیع رتبه گرفت!

257
00:18:32,454 --> 00:18:34,134
‫لی

258
00:18:40,602 --> 00:18:41,736
‫اوی!

259
00:18:43,374 --> 00:18:44,760
‫این سمه!

260
00:20:16,824 --> 00:20:21,234
‫پیش‌نمایش قسمت بعد
قسمت دوم
داروساز خشک

261
00:20:21,234 --> 00:20:30,642
‫پیش‌نمایش قسمت بعد
قسمت دوم
داروساز خشک
