﻿1
00:01:21,858 --> 00:01:25,890
قسمت دوم
داروساز خشک

2
00:01:31,056 --> 00:01:31,980
‫اوی!

3
00:01:34,248 --> 00:01:35,340
‫مسمومه!

4
00:01:37,272 --> 00:01:39,708
‫آشغال کی پشت این قضیه‌ست؟!

5
00:01:40,758 --> 00:01:41,892
‫وایسا.

6
00:01:42,942 --> 00:01:44,916
‫اول به سربازها رسیدگی کنید.

7
00:01:54,408 --> 00:01:55,122
‫سم؟

8
00:01:55,122 --> 00:01:58,356
‫غذا توسط اهالی دهکده پخته شده بود.

9
00:01:58,356 --> 00:02:02,514
‫کدخدای دهکده به ‌خاطر کمک به وحشی‌ها تحت بازداشته.

10
00:02:02,514 --> 00:02:03,858
‫لطفاً راهنمایی بفرمایید.

11
00:02:03,858 --> 00:02:06,966
‫فهمیدم. یه لحظه امون بده.

12
00:02:06,966 --> 00:02:07,764
‫به چشم.

13
00:02:09,024 --> 00:02:10,158
‫راستی...

14
00:02:10,494 --> 00:02:14,862
‫شنیدم که ندیمه‌ی جدیدی برای خدمت به همنشین گیوکویو استخدام کردید.

15
00:02:14,862 --> 00:02:18,600
‫آره. همنشین گیوکویو فقط چهارتا ندیمه داره.

16
00:02:19,104 --> 00:02:22,506
‫اون هرگز کسی با پیشینه‌ی نامعلوم رو استخدام نمی‌کنه.

17
00:02:23,346 --> 00:02:27,588
‫تنها راه دووم آوردن همنشین‌های امپراتور...

18
00:02:27,588 --> 00:02:29,898
‫اینه که دائماً مراقب اطرافیان‌شون باشن.

19
00:02:30,318 --> 00:02:32,670
‫و این ندیمه‌ی جدید چه کسی‌ـه؟

20
00:02:34,014 --> 00:02:37,164
‫گائوشون، دقیقاً مهره‌ی مناسب رو پیدا کردم.

21
00:02:38,088 --> 00:02:40,188
‫همون دختر خدمتکار کک‌مکی‌ـه.

22
00:02:42,624 --> 00:02:46,026
‫دانشش در مورد داروها ارزشمندتر از اینه که بشه ازش گذشت.

23
00:02:46,026 --> 00:02:49,890
‫عجب. ولی اگه بخواد از اون دانش سوءاستفاده کنه...

24
00:02:50,982 --> 00:02:53,838
‫مطمئن می‌شم که نتونه چنین کاری بکنه.

25
00:02:53,838 --> 00:02:55,224
‫کار سختی نیست.

26
00:02:56,064 --> 00:02:59,088
‫فکر کنم محض احتیاط، باید یه‌کم اغواش کنم.

27
00:03:01,734 --> 00:03:04,884
‫چه خوبه که می‌تونی به یه همنشین عالی‌رتبه خدمت کنی.

28
00:03:04,884 --> 00:03:07,068
‫عــاه، از خدام نبوده که.

29
00:03:12,486 --> 00:03:15,930
‫داروساز. آماده‌ای که نقل‌مکان کنی؟

30
00:03:15,930 --> 00:03:19,122
‫بله، به‌زودی حرکت می‌کنم به‌سمت کاخ یشم.

31
00:03:19,122 --> 00:03:20,760
‫چیزی لازم داشتید؟

32
00:03:20,760 --> 00:03:22,398
‫نه، چیزی نیست.

33
00:03:22,734 --> 00:03:23,490
‫هــا؟

34
00:03:24,750 --> 00:03:27,312
‫پس، اینجا چی می‌خواد؟ کار دیگه‌ای نداره؟

35
00:03:31,050 --> 00:03:34,326
‫مطمئن شو به‌ خوبی به همنشین گیوکویو خدمت می‌کنی.

36
00:03:38,820 --> 00:03:40,248
‫با اجازه‌تون.

37
00:03:41,760 --> 00:03:43,230
‫مائومائو، موفق باشی!

38
00:03:46,884 --> 00:03:48,732
‫عــــه، چندشم شد...

39
00:03:52,806 --> 00:03:54,612
تو مائومائویی؟

40
00:03:54,612 --> 00:03:55,956
‫اوه، بله.

41
00:03:56,418 --> 00:04:00,366
‫من ندیمه‌ی ارشدِ گیوکویو-ساما؛ هونیان هستم.

42
00:04:01,164 --> 00:04:04,230
‫برای شروع، اطراف کاخ یشم رو بهت نشون می‌دم. دنبالم بیا.

43
00:04:04,818 --> 00:04:05,952
‫چشم.

44
00:04:10,068 --> 00:04:15,318
‫به کاخ یشم خوش اومدی. منتظرت بودم، مائومائو.

45
00:04:17,082 --> 00:04:19,350
‫مثل اینکه شیائولینگ هم از دیدنت خوشحال شده.

46
00:04:19,896 --> 00:04:21,744
‫خوشحالیم که تو رو اینجا داریم.

47
00:04:24,768 --> 00:04:26,490
‫خیلی ازتون ممنونم.

48
00:04:27,708 --> 00:04:31,866
‫اینجا اتاق پذیراییه، مهمان‌ها رو به اینجا میاریم.

49
00:04:31,866 --> 00:04:33,168
‫چه بزرگه...

50
00:04:33,168 --> 00:04:36,864
‫این آشپزخونه‌ست. اینجا باید بتونی کارهای پخت‌و‌پز ساده رو انجام بدی.

51
00:04:37,284 --> 00:04:38,208
‫عــــاه.

52
00:04:38,712 --> 00:04:40,056
‫این اتاق نشیمنه.

53
00:04:40,056 --> 00:04:43,752
‫این‌ها بقیه‌ی ندیمه‌ها هستن. بذار بهشون معرفیت کنم.

54
00:04:43,752 --> 00:04:45,348
‫بچه‌ها، جمع شید.

55
00:04:45,348 --> 00:04:46,608
‫چـشـم!

56
00:04:47,196 --> 00:04:51,648
‫از آشناییت خوش‌وقتم. من اینفاـم. هرچی خواستی ازم بپرس!

57
00:04:51,648 --> 00:04:55,302
‫سلام. من گوئیِنم. از آشناییت خوش‌وقتم.

58
00:04:55,302 --> 00:04:59,418
‫من آیلان هستم. از آشنایی‌تون خیلی خوش‌وقت شدم.

59
00:04:59,418 --> 00:05:02,190
‫منم مائومائوـم. مشتاق همکاری با شما هستم.

60
00:05:04,290 --> 00:05:07,818
‫توی کاخ یشم، دخترهای خدمتکار استخدام نمی‌کنیم.

61
00:05:07,818 --> 00:05:11,178
‫پس، خودمون تمام امور این اطراف رو انجام می‌دیم.

62
00:05:11,178 --> 00:05:15,462
‫این حداقل کاری‌ـه که می‌تونیم برای آسایش گیوکویو-ساما انجام بدیم.

63
00:05:15,924 --> 00:05:17,310
‫پس منم-

64
00:05:17,310 --> 00:05:19,410
‫تو برو توی اتاقت و استراحت کن.

65
00:05:19,410 --> 00:05:20,166
‫عـــه؟

66
00:05:20,166 --> 00:05:22,098
‫به خودت سخت نگیر.

67
00:05:22,098 --> 00:05:24,828
‫شما یه وظیفه‌ی ویژه در پیش داری.

68
00:05:24,828 --> 00:05:26,424
‫وظیفه‌ی ویژه؟

69
00:05:27,222 --> 00:05:29,490
‫مائومائو، من اتاقت رو بهت نشون می‌دم.

70
00:05:29,490 --> 00:05:30,750
‫اوه، بله.

71
00:05:34,110 --> 00:05:36,798
‫دیدین دست چپش چطوری بود؟

72
00:05:36,798 --> 00:05:40,578
‫با اون پانسمان‌ها مخفیش کرده بود،
‫ولی زیرش چندتا زخم داره، درسته؟

73
00:05:40,578 --> 00:05:43,350
‫حتماً توی خونه توسط والدینش مورد آزار قرار گرفته،

74
00:05:43,350 --> 00:05:45,786
‫و به کاخ اندرونی فروختنش...

75
00:05:45,786 --> 00:05:49,398
‫تازه از اون مهم‌تر، اون کار وحشتناک هم هست...

76
00:05:50,112 --> 00:05:53,304
‫آخی، دختره‌ی طفلکی بیچاره!

77
00:05:55,572 --> 00:05:58,176
‫خب، تا زمانی که احضارت می‌کنن همین‌جا بمون، باشه؟

78
00:05:58,176 --> 00:05:59,016
‫عــه، می‌گم...

79
00:06:05,190 --> 00:06:08,340
‫عجب ترفیع رتبه‌ای گرفتم.

80
00:06:09,978 --> 00:06:12,918
‫کاخ یشم همیشه توسط نخبه‌های گلچین‌شده اداره می‌شده.

81
00:06:12,918 --> 00:06:16,530
‫معلومه که اصلاً یه تازه‌وارد رو تحویل نمی‌گیرن.

82
00:06:17,244 --> 00:06:18,714
‫ولی نگاه همه‌شون انگار...

83
00:06:20,646 --> 00:06:24,384
ترحم‌آمیز بود... چرا؟

84
00:06:26,358 --> 00:06:27,618
‫چشیدن سم.

85
00:06:28,164 --> 00:06:30,810
‫داروساز، این کار توـه.

86
00:06:31,776 --> 00:06:34,800
‫سم! چشیدن سم!

87
00:06:36,438 --> 00:06:37,530
‫ای‌ وای من.

88
00:06:39,210 --> 00:06:45,468
‫غذایی که برای همنشین پخته می‌شه، قبل‌از رسیدن
‫به اینجا چندبار دست‌به‌دست می‌چرخه.

89
00:06:47,736 --> 00:06:51,768
‫امکان داره در حین این روند مسموم شده باشه.

90
00:06:52,818 --> 00:06:55,548
‫در واقع، زمانی که همنشین گیوکویو باردار شدن،

91
00:06:56,052 --> 00:06:58,068
‫غذاشون حداقل دوبار مسموم شد.

92
00:06:59,118 --> 00:07:04,872
‫کسی که اون زمان غذا رو می‌چشید دچار آسیب عصبی شد
‫و هنوز نمی‌تونه دست یا پاهاش رو حرکت بده.

93
00:07:06,174 --> 00:07:09,744
‫پس که این‌طور. اون نگاه ترحم‌آمیز برای همین بود.

94
00:07:10,668 --> 00:07:13,692
‫خب با اجازه... بفرمایید.

95
00:07:15,246 --> 00:07:16,884
‫این کاسه‌ها...

96
00:07:18,396 --> 00:07:22,260
‫هیچ رنگ مشکوکی نداره. بویی نداره.

97
00:07:25,032 --> 00:07:26,418
‫گَس نیست.

98
00:07:28,728 --> 00:07:30,912
‫هیچ سمی رو حس نمی‌کنم.

99
00:07:33,096 --> 00:07:38,598
‫اون‌موقع‌ها که نزدیک منطقه‌ی سرگرمی زندگی می‌کردم،
‫آزمایش‌های زیادی رو روی دستم انجام دادم.

100
00:07:39,900 --> 00:07:42,084
‫دانشمند دیوونه؟

101
00:07:42,588 --> 00:07:48,090
‫بدنم رو رفته‌رفته به سم عادت دادم،
‫برای همین خیلی‌هاشون روم تأثیری ندارن.

102
00:07:48,090 --> 00:07:50,778
‫راستش رو بگم، من واسه تشخیص سم گزینه‌ی چندان مناسبی نیستم.

103
00:07:51,828 --> 00:07:55,986
‫اما خب، خوش‌شانسم هستم که این شغلو بهم دادن.

104
00:07:57,456 --> 00:07:58,842
‫داره می‌خنده...

105
00:08:00,396 --> 00:08:05,394
‫به‌نظرم باید از ظروف نقره استفاده کنین،
‫اونا به سموم واکنش نشون می‌دن.

106
00:08:05,856 --> 00:08:12,408
‫دقیقاً همون‌طوره که جینشی-ساما گفتن،
‫ما برای امتحان کردن تو از ظروف سرامیکی استفاده کردیم.

107
00:08:14,298 --> 00:08:16,104
‫پس حیله‌ی اون مرتیکه بوده!

108
00:08:17,742 --> 00:08:20,892
‫پس دانش‌ـت هم در مورد سموم‌ـه و هم دارو.

109
00:08:20,892 --> 00:08:23,622
‫من قبلاً به عنوان یه داروساز کار می‌کردم.

110
00:08:23,622 --> 00:08:28,536
‫اگه می‌گفتی سواد داری، دستمزد بیشتری بهت می‌دادن.

111
00:08:28,536 --> 00:08:30,678
‫منو دزدیدن و آوردن و این‌جا،

112
00:08:30,678 --> 00:08:36,810
‫همین الانم فکر اینکه بخشی از درآمدم
‫می‌ره تو جیب آدم‌رباهام خونمو به جوش میاره.

113
00:08:37,398 --> 00:08:43,236
‫پس ترجیح می‌دی خودت دستمزد کمتری بگیری
 تا ‫اینکه خرج ساکه‌یِ آدم‌رباهات رو بدی؟

114
00:08:53,064 --> 00:08:56,382
‫ای وای، این خیلی گرون بود.

115
00:08:56,928 --> 00:08:59,826
‫با این دستمزد ندیمگی‌ـت که نمی‌تونی خسارتش رو بدی.

116
00:08:59,826 --> 00:09:02,430
‫این‌طوری که دیگه نمی‌تونی واسه‌ خانواد‌ه‌ت پولی بفرستی.

117
00:09:03,228 --> 00:09:05,748
‫یا نکنه اصلاً باید بریم خسارت رو از خودشون بگیریم؟

118
00:09:07,260 --> 00:09:10,494
‫عـــه، خب خیلی متأسفم.

119
00:09:10,914 --> 00:09:13,392
‫باشه پس از پولی که واسه خانواده‌م می‌فرستم برش دارین.

120
00:09:13,392 --> 00:09:15,408
‫اگه بازم کفاف نداد، پس‌اندازمم هست.

121
00:09:16,248 --> 00:09:18,642
‫آره، پس می‌رم کاغذبازی‌هاش رو انجام بدم.

122
00:09:19,230 --> 00:09:24,690
‫راستی، یه دستمزد اضافه برای سختیِ خدمات
‫پیش مرگ غذایی که انجام می‌دی هم هست.

123
00:09:25,362 --> 00:09:27,630
‫تقریباً اندازه‌ی همون دستمزد همیشگی‌ـمه...

124
00:09:27,630 --> 00:09:31,830
‫حالا که آدم‌رباها ازش سهمی نمی‌برن،
‫همه‌ش مستقیم می‌ره توی جیب خودم.

125
00:09:33,048 --> 00:09:34,770
‫ازتون ممنونم.

126
00:09:36,282 --> 00:09:39,096
‫خوب بلده چطور به زیردستاش انگیزه بده.

127
00:09:49,680 --> 00:09:50,940
‫نمی‌خواد نمی‌خواد!

128
00:09:51,612 --> 00:09:52,704
‫فعلاً استراحت کن.

129
00:09:52,704 --> 00:09:54,720
‫همیشه آدم کافی داریم.

130
00:09:54,720 --> 00:09:56,988
‫حوصله‌م سر رفته!

131
00:09:57,660 --> 00:10:03,330
‫فقط دو وعده برای امتحان کردن غذا... و
‫یه‌بارم برای چای نیم‌روزی صدام می‌کنن.

132
00:10:03,330 --> 00:10:05,724
‫اگه حالا که اتاق خودمو دارم،

133
00:10:05,724 --> 00:10:08,874
‫یه مار سمی‌ای چیزی بود که می‌تونستم باهاش آزمایش انجام بدم...

134
00:10:08,874 --> 00:10:10,092
‫مائومائو...

135
00:10:11,856 --> 00:10:14,376
‫کارم داشتین، گیوکویو-ساما؟

136
00:10:14,376 --> 00:10:16,098
‫ایشون بله.

137
00:10:17,988 --> 00:10:18,870
‫اوق.

138
00:10:20,004 --> 00:10:21,390
‫چرا روش جواب نمی‌ده؟

139
00:10:26,556 --> 00:10:28,362
‫امروز چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

140
00:10:29,160 --> 00:10:33,108
‫اینا رو از یکی از افسرای نظامی گرفتم، می‌شه امتحانشون کنی؟

141
00:10:33,528 --> 00:10:34,704
‫نون بائوزی...

142
00:10:40,206 --> 00:10:41,928
‫توش داروی محرک هست.

143
00:10:42,768 --> 00:10:44,406
بدون اینکه بخوریش فهمیدی؟

144
00:10:44,406 --> 00:10:48,312
‫ضرری نداره، با خیال راحت نوش جان کنید.

145
00:10:48,312 --> 00:10:52,344
‫با توجه به کسی که ازش گرفتمشون، خوردنش عقلانی نیست.

146
00:10:52,344 --> 00:10:57,048
‫شاید طرف شب بیاد سراغتون.

147
00:10:57,300 --> 00:10:59,652
عجب... پس فقط از بوش می‌فهمی؟

148
00:10:59,652 --> 00:11:04,860
‫نکنه این مرتیکه می‌دونست توش داروی محرک‌ 
‫داره و از قصد می‌خواست وادارم کنه یکیشو بخورم؟

149
00:11:11,370 --> 00:11:14,394
‫یه سوال دیگه ازت دارم.

150
00:11:14,730 --> 00:11:16,662
‫بله، چه سوالی؟

151
00:11:16,662 --> 00:11:21,744
‫چند روز پیش یه گروه از سربازهایی که به یه مأموریت
‫برای حمله به وحشی‌ها رفته بودن مسموم شدن.

152
00:11:21,744 --> 00:11:22,668
‫مسموم؟

153
00:11:23,298 --> 00:11:25,566
‫چند نفرشون بعد از غذا بیمار شدن.

154
00:11:25,566 --> 00:11:29,934
‫علائمی که گزارش دادن؛ حالت ‌تهوع، تنگی نفس و چند چیز دیگه بود.

155
00:11:30,354 --> 00:11:32,916
‫حالت تهوع و تنگی نفس...؟

156
00:11:34,008 --> 00:11:36,276
‫غذا توی یکی از دهکده‌های اون اطراف آماده شده بود.

157
00:11:37,074 --> 00:11:40,308
‫کدخدای دهکده رو به‌خاطر همکاری با وحشی‌ها دستگیر کردن،

158
00:11:40,308 --> 00:11:42,324
‫اما یکی از افسرها موضوع رو حل‌وفصل کرد،

159
00:11:42,324 --> 00:11:44,004
‫و تصمیم‌گیری رو به تعویق انداخت.

160
00:11:44,676 --> 00:11:50,178
‫خیلی طبیعیه که برداشت بشه اهالی دهکده سربازها رو مسموم کردن، اما...

161
00:11:52,488 --> 00:11:55,806
‫جینشی-ساما، سربازها کجا داشتن غذا می‌خوردن؟

162
00:11:55,806 --> 00:11:58,074
‫توی کمپ بودن، پس احتمالاً بیرون.

163
00:11:58,074 --> 00:12:01,350
‫اهالی دهکده براشون ظرف و چاپ‌استیک بردن؟

164
00:12:01,350 --> 00:12:05,088
‫نه، هر سرباز باید مال خودش رو همراهش داشته باشه.

165
00:12:06,390 --> 00:12:07,818
‫متوجه چیزی شدی؟

166
00:12:08,826 --> 00:12:12,144
‫نظر شخص بنده‌ست.
‫ولی بذارید یه‌چیزی رو بگم.

167
00:12:13,152 --> 00:12:15,588
‫این گل، یه گل صدتومانی‌ـه.

168
00:12:16,680 --> 00:12:18,276
خوشمزه‌ست؟

169
00:12:18,276 --> 00:12:22,056
‫نه، خوردنش باعث حالت‌ تهوع و تنگی نفس می‌شه.

170
00:12:22,056 --> 00:12:22,560
‫اوی!

171
00:12:23,694 --> 00:12:27,978
‫همون‌طور که می‌بینین، حتی توی کاخ اندرونی ‫هم گیاه‌هایی هست که سمی باشن.

172
00:12:27,978 --> 00:12:32,304
‫این یکی گلبرگ‌های سمی داره، اما ‫بعضی‌هاشون شاخه‌ها و یا ریشه‌های سمی دارن.

173
00:12:32,304 --> 00:12:36,504
‫حتی بعضی چوب‌ها هم ممکنه موقع سوختن از خودشون سم ساطع کنن.

174
00:12:36,504 --> 00:12:38,142
‫موقع سوختن؟

175
00:12:42,006 --> 00:12:43,224
‫که این‌طور.

176
00:12:44,358 --> 00:12:46,878
‫مایه‌ی خوش‌شانسی‌ـه که اون افسر زیرک اون‌جا بوده.

177
00:12:46,878 --> 00:12:49,776
‫ممکن بود کل یه دهکده رو از دست بدیم.

178
00:12:50,196 --> 00:12:51,036
‫اوهوم.

179
00:12:51,708 --> 00:12:54,018
‫خب اگه همینا بود، بنده با اجازه‌ـ

180
00:12:54,018 --> 00:12:55,656
‫نه صبر کن.

181
00:12:55,656 --> 00:12:57,000
‫هنوزم هست؟

182
00:12:59,940 --> 00:13:02,082
‫می‌تونی برای من یه داروی محرک بسازی؟

183
00:13:03,678 --> 00:13:05,526
‫بسازم؟ یعنی...

184
00:13:06,786 --> 00:13:08,970
‫دارو درست کنم؟

185
00:13:14,724 --> 00:13:17,412
‫اگه زمان و مواد اولیه‌ی درخور و
‫ابزار مناسب در اختیار داشته باشم،

186
00:13:17,412 --> 00:13:20,478
‫از پس درست کردن همچین چیزی برمیام.

187
00:13:21,654 --> 00:13:24,174
‫جینشی-ساما، کجا می‌رین؟

188
00:13:27,198 --> 00:13:31,062
‫دارم به دفترم برمی‌گردم، کمکی ازم برمیاد؟

189
00:13:31,062 --> 00:13:34,128
‫نه...یه چای مهمون من باشین...

190
00:13:34,128 --> 00:13:37,824
‫متأسفانه، سرم با کارهای زیادی شلوغه، با اجازه‌تون.

191
00:13:43,158 --> 00:13:45,846
‫شاید خدمتکارها متوجه نباشن...

192
00:13:46,140 --> 00:13:50,928
‫که جینشی-ساما در واقع به عنوان آزمایشی برای وفاداری اون‌ها به امپراتور خدمت می‌کنن.

193
00:13:50,928 --> 00:13:53,070
‫فقط به‌خاطر اینکه امپراتور به دیدنش نمی‌ره،

194
00:13:53,070 --> 00:13:55,296
‫نباید تلاش کنه ادمای دیگه رو به اتاقش بکشونه.

195
00:13:55,296 --> 00:13:56,934
‫چه بی‌خرد.

196
00:13:56,934 --> 00:13:58,404
‫بله،‌ واقعاً که.

197
00:13:58,404 --> 00:14:02,940
‫تنها شرط لازم برای یه صیغه ‫زیبایی یا داشتن تحصیلات عالی نیست.

198
00:14:02,940 --> 00:14:06,930
‫باید به امپراتور وفادار باشن، و ‫از نزدیکی به دیگران پرهیز کنن.

199
00:14:07,392 --> 00:14:13,104
‫اما منصوب‌کردن شما در کاخ شرقی و محک زدن‌شون با استفاده از زیبایی‌تون...

200
00:14:13,734 --> 00:14:15,918
‫امپراتورمون گه‌گداری حسابی سخت‌گیر می‌شن.

201
00:14:15,918 --> 00:14:18,858
‫ما همه از چیزی که در دسترس‌مون باشه استفاده می‌کنیم. ولی...

202
00:14:18,858 --> 00:14:22,428
‫اون نه تنها هیچ تمایلی بهم نداره،‌ بلکه نگاهش...

203
00:14:22,428 --> 00:14:24,906
‫چشم‌غره...

204
00:14:25,620 --> 00:14:29,148
‫تاحالا توی عمرم کسی به این تندی بهم نگاه نکرده بود.

205
00:14:30,156 --> 00:14:32,298
‫خب دیگه، بنده از حضورتون مرخص می‌شم.

206
00:14:37,548 --> 00:14:39,900
‫شاید شب بیاد سراغتون.

207
00:14:39,900 --> 00:14:42,798
‫بیاد سراغتون... بیاد سراغتون...

208
00:14:45,948 --> 00:14:47,712
‫من دیگه راه میفتم.

209
00:14:47,712 --> 00:14:49,728
‫بله... موفق باشی.

210
00:14:49,728 --> 00:14:50,694
‫چشم!

211
00:14:56,490 --> 00:14:58,002
‫با اجازه.

212
00:14:58,506 --> 00:15:00,690
‫حکیم شارلاتان،‌ و...

213
00:15:01,908 --> 00:15:04,428
‫مائومائو-ساما. اجازه بدین مجدداً خودم رو معرفی کنم.

214
00:15:04,428 --> 00:15:05,898
‫گائوشون هستم.

215
00:15:06,528 --> 00:15:08,964
‫دستیارِ‌ جینشی-ساما.

216
00:15:09,552 --> 00:15:11,106
‫از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم.

217
00:15:12,072 --> 00:15:13,122
‫سلام.

218
00:15:13,416 --> 00:15:16,188
‫حتماً دستیار اون یارو بودن کار سختیه.

219
00:15:16,986 --> 00:15:21,396
‫این دختر خدمتکار تو قلمروی من چه غلطی می‌کنه؟

220
00:15:22,698 --> 00:15:23,958
‫بفرمایید از این طرف.

221
00:15:26,940 --> 00:15:30,930
‫بهم گفتن که می‌تونین از هرچیزی که توی این اتاق هست، استفاده کنین.

222
00:15:41,682 --> 00:15:44,118
‫این یه‌جور رقص نفرین‌شده‌‌‌ای چیزی‌ـه؟

223
00:15:47,730 --> 00:15:51,804
‫چه مرفه، فکرش رو بکن مثل علف خرس از این کاغذا استفاده کنی.

224
00:15:52,056 --> 00:15:53,988
‫یه‌چیز دیگه هم لازم دارم...

225
00:15:54,996 --> 00:15:56,466
‫اون‌جاست؟

226
00:15:57,768 --> 00:16:01,758
‫این بابا گیراییش چقدر بالاست.
‫برخلاف اربابش...

227
00:16:03,312 --> 00:16:05,748
‫اگه اینجا کاری نداری، بزن به چاک دیگه.

228
00:16:05,748 --> 00:16:06,714
‫خدمت شما.

229
00:16:08,142 --> 00:16:09,864
‫ممنونم.

230
00:16:11,124 --> 00:16:12,384
‫کافی نیست...

231
00:16:13,854 --> 00:16:14,988
‫این چیه؟

232
00:16:14,988 --> 00:16:16,206
‫کاکائوـه.

233
00:16:16,206 --> 00:16:19,188
‫اگر باز هم لازم داری، بیشتر فراهم می‌کنیم.

234
00:16:19,188 --> 00:16:23,304
‫ولی آخه از غرب و یه ناحیه‌ی دور جنوبی میاد.

235
00:16:23,304 --> 00:16:26,454
‫مطمئنم تو انبار کالاهای تجاری بیشتر پیدا می‌شه.

236
00:16:33,720 --> 00:16:38,928
‫شیر، کره، شکر، عسل و پودر کاکائو.

237
00:16:39,474 --> 00:16:41,070
‫همینا باید کافی باشن.

238
00:16:41,742 --> 00:16:43,506
‫همه‌شون مواد غذایی گرون‌قیمتن.

239
00:16:43,506 --> 00:16:45,984
‫یعنی چی داره درست می‌کنه؟

240
00:16:45,984 --> 00:16:47,538
خوراکی نیست؟

241
00:16:47,790 --> 00:16:49,764
شماها دارین چیکار می‌کنین؟

242
00:16:50,058 --> 00:16:51,780
‫برگردین سر کارتون!

243
00:16:51,780 --> 00:16:53,502
‫معذرت می‌خوایم!

244
00:16:54,846 --> 00:16:55,770
‫امان.

245
00:16:56,946 --> 00:16:59,214
‫دیگه وقتشه که جدی بریم تو کار داروی محرک 

246
00:17:03,456 --> 00:17:06,396
‫قبلاً فقط یه‌بار کاکائو رو چشیدم.

247
00:17:06,396 --> 00:17:10,344
‫به این می‌گن «شکلات»... مائومائو،‌ بگو «آه»!

248
00:17:12,108 --> 00:17:13,452
‫مائومائو؟!

249
00:17:15,552 --> 00:17:20,130
‫یحتمل یه مشتری نابه‌کار می‌خواسته
‫توجه یه کسی محبوب رو به خودش جلب کنه.

250
00:17:20,130 --> 00:17:24,288
‫ولی زهی خیال باطل،‌ پیرزن موذی ورودش رو ممنوع کرد.

251
00:17:24,708 --> 00:17:26,094
‫به‌نظر خوبه.

252
00:17:26,094 --> 00:17:27,690
‫اینم از این.

253
00:17:29,538 --> 00:17:31,932
‫حالا فقط سردش می‌کنم و منتظر می‌مونم تا سفت شه.

254
00:17:32,730 --> 00:17:35,712
‫یه‌کمی زیاد آوردم. فهمیدم.

255
00:17:37,980 --> 00:17:40,416
‫این یکی احتمالاً نیازی نیست سرد شه.

256
00:17:42,936 --> 00:17:45,456
‫خب، بهتره دیگه اینجا رو جمع‌وجور کنم.

257
00:17:50,370 --> 00:17:52,218
‫هه، گیاهان دارویی؟!

258
00:17:52,218 --> 00:17:54,906
‫اون‌جام هست؟! و اون‌جا!

259
00:17:57,132 --> 00:17:59,610
‫ها، یه‌کم جوگیر شدم.

260
00:17:59,610 --> 00:18:01,668
‫شرمنده که دیر کردم!

261
00:18:07,254 --> 00:18:09,396
‫دست کم فهمیدیم جواب می‌ده.

262
00:18:09,984 --> 00:18:11,874
‫هی، اینجا چه خبره؟!

263
00:18:12,252 --> 00:18:14,394
‫خب،‌ خودتون ملاحظه می‌کنین دیگه...

264
00:18:16,830 --> 00:18:18,972
‫این داروی محرکه؟

265
00:18:18,972 --> 00:18:21,786
‫خیر، این یکیه.

266
00:18:23,256 --> 00:18:25,104
‫پس اون یکیا چی‌ان؟

267
00:18:25,104 --> 00:18:26,658
‫خوراکی نصف‌شب واسه خودم.

268
00:18:28,380 --> 00:18:30,648
‫اگه  مواد محرک دیگه عادت داشته باشین،

269
00:18:30,648 --> 00:18:32,454
‫تأثیر چندانی روتون نمی‌ذاره.

270
00:18:32,706 --> 00:18:36,822
‫اوه، پس اگه من بخورمش چیزی نمی‌شه؟

271
00:18:36,822 --> 00:18:38,838
‫لطفاً‌ این‌کارو نکنین!

272
00:18:40,602 --> 00:18:42,282
‫هاها، شوخی کردم.

273
00:18:42,282 --> 00:18:46,356
‫با چه رویی جلوی همنشین امپراتور‫ همچین شوخی زشتی می‌کنه؟

274
00:18:46,356 --> 00:18:50,766
‫ولی اگه با یه صورت گل‌انداخته‌ش به کسی نزدیک شه...

275
00:18:52,698 --> 00:18:56,478
‫چه زن و چه مرد، هر آدمی بلافاصله مجذوبش می‌شه.

276
00:18:56,478 --> 00:18:58,074
‫به‌هرحال، قیافه‌ی جذابی داره.

277
00:18:59,208 --> 00:19:02,820
‫تأثیرش نسبتاً قویه، پس لطفاً ‫هربار فقط یکی ازش بخورین.

278
00:19:02,820 --> 00:19:06,558
‫درصورت زیاده‌روی، جریان خون ممکنه تا حد
‫زیادی ‫بالا بره و باعث خون‌ریزی بینی شه.

279
00:19:06,852 --> 00:19:09,624
پس این بچه می‌تونه دارو درست کنه؟

280
00:19:10,170 --> 00:19:11,682
‫خیلی قابل‌اعتماده.

281
00:19:16,428 --> 00:19:17,814
‫بالأخره تموم شد.

282
00:19:23,568 --> 00:19:25,584
‫کارت خوب بود.

283
00:19:26,466 --> 00:19:27,726
‫که اینطور.

284
00:19:28,440 --> 00:19:30,666
‫امیدوارم کشته‌ مرده پس نندازه.

285
00:21:14,910 --> 00:21:29,904
پیش‌نمایش قسمت بعد
‫قسمت بعد: «داستان نارا‌حت‌کننده‌ی روح»
