﻿1
00:01:03,126 --> 00:01:06,948
‫به چه جرئتی همچین غذای کم‌ارزشی به لیفا-ساما می‌دی!

2
00:01:06,948 --> 00:01:11,400
‫فقط اعیانی‌ترین غذاها برازنده‌ی بانوی ما لیفا-ساماست.

3
00:01:11,400 --> 00:01:18,162
‫اگه من بودم حتی برای نشون دادن این به ایشون مردد می‌شدم!
اصلاً به خیال کسی می‌رسه لیفا-ساما
از همچین چیزی لذت ببرن؟

4
00:01:18,162 --> 00:01:25,890
‫آه. عجب گرفتاری شدیم.
‫ما بهتر از همه می‌دونیم لیفا-ساما چی دوست دارن میل کنن.
‫اگه دست خودم بود عمراً پام رو توی کاخ بلور می‌ذاشتم، ولی...
‫چطور جرئت می‌کنی چشم ما رو که دور دیدی این رو
‫پیش ایشون ببری، خدمتکار. واقعاً که.

5
00:01:27,444 --> 00:01:32,106
‫ شبی که امپراتور از کاخ یشم دیدن کردن...

6
00:01:55,458 --> 00:01:57,096
‫هیچ سمی نیست.

7
00:01:59,028 --> 00:02:01,674
‫با اجازه، از حضورتون مرخص می‌شم.

8
00:02:03,396 --> 00:02:04,404
‫صبر کن.

9
00:02:05,412 --> 00:02:08,394
‫امپراتور برای اولین‌بار مستقیماً مورد خطاب قرارم داد.

10
00:02:08,940 --> 00:02:12,048
‫از داروساز پرآوازه تقاضایی دارم.

11
00:02:12,384 --> 00:02:15,618
‫پرآوازه؟ حس خوبی نسبت بهش ندارم.

12
00:02:15,618 --> 00:02:16,626
‫بله.

13
00:02:17,046 --> 00:02:21,204
‫حال همنشین لیفا خوب نیست.
‫می‌تونی ازشون پرستاری کنی؟

14
00:02:21,750 --> 00:02:25,824
‫منظورش از «پرستاری»،‌ اینه که «درمانش کن».

15
00:02:26,622 --> 00:02:29,898
‫کلام امپراتور حکم کلام بهشتیان رو داره.

16
00:02:29,898 --> 00:02:32,376
‫اگه روی ایشون رو زمین بندازم، درواقع گور خودم رو کندم.

17
00:02:32,880 --> 00:02:33,846
‫الساعه.

18
00:02:35,064 --> 00:02:39,432
‫ولی، واقعاً تو کتم نمی‌ره این‌طوری باهام رفتار
‫می‌کنن، من به دستور خود امپراتور اینجام.

19
00:02:39,432 --> 00:02:46,026
‫از اون‌جایی که به لیفا-ساما خدمت می‌کنن، گمونم
‫از من که خدمتکار گیوکویو-سامام حسابی بیزارن.

20
00:02:46,026 --> 00:02:46,908
‫هوم؟

21
00:02:46,908 --> 00:02:49,470
‫اگه نظافت کردنت تموم شد یالا برو بیرون!

22
00:02:49,848 --> 00:02:51,780
‫بوینگ بوینگ.

23
00:02:52,536 --> 00:02:55,896
‫چاره‌ای نیست. انگار دوباره باید بپزمش.

24
00:02:57,870 --> 00:03:00,474
‫مائومائو،‌ تو الان توی کاخ بلوری؟

25
00:03:00,474 --> 00:03:03,078
‫آره، از لیفا-ساما مراقبت می‌کنم.

26
00:03:03,078 --> 00:03:07,362
‫که اینطور. لیفا-ساما هنوز
‫سلامتی‌شون رو به‌دست نیاوردن...

27
00:03:07,656 --> 00:03:10,974
‫سم پودرسفیدکننده حتماً ‫هنوز از بدن‌شون دفع نشده.

28
00:03:10,974 --> 00:03:15,762
‫پودر سمی، ها؟
‫شنیدم قدغن شده.

29
00:03:16,224 --> 00:03:20,802
‫شنیدم ندیمه ها هرچی پودر مونده بود رو
‫از کاخ اندرونی بیرون بردن.

30
00:03:21,222 --> 00:03:23,154
‫عجب. خداروشکر.

31
00:03:23,826 --> 00:03:29,874
‫ولی تقاضایی از سوی امپراتور؟
‫حرف نداری، مائومائو. حسابی جا خوردم!

32
00:03:30,504 --> 00:03:35,880
‫حتماً به حکیم یه جو اعتماد هم نداره که
‫روی دختری مثل من حساب باز می‌کنه.

33
00:03:36,846 --> 00:03:38,946
‫مائومائو، بعداً می‌ری آشپزخونه، نه؟

34
00:03:38,946 --> 00:03:40,122
‫آره.

35
00:03:40,122 --> 00:03:42,054
‫آشپزی خوبی داشته باشی!

36
00:03:42,054 --> 00:03:43,146
‫ممنونم.

37
00:03:47,304 --> 00:03:48,396
‫خب!

38
00:03:49,404 --> 00:03:57,216
‫برای مراقبت از لیفا-ساما، در وهله‌ی اول
‫قصد داشتم دستور خوراکش رو اصلاح کنم.
‫ببخشید،‌ می‌تونم وقتتون رو بگیرم؟
‫بله؟
‫اول از همه باید سمی رو که
‫هنوز توی بدنش بود، دفع کنم.

39
00:03:57,636 --> 00:04:00,408
‫برای این کار، یه آش سرشار از فیبر،

40
00:04:00,408 --> 00:04:02,844
‫به‌علاوه چای به‌نظر انتخاب خوبی میاد.

41
00:04:02,844 --> 00:04:06,372
‫این نه. این هم نه.
‫این یکی...

42
00:04:06,372 --> 00:04:10,152
‫و این یکی و اون و... اون یکی هم نه...

43
00:04:12,924 --> 00:04:14,604
‫شورشو درآوردی دیگه!

44
00:04:14,604 --> 00:04:17,754
‫اینجا جای دخترهای دون‌پایه مثل تو نیست.

45
00:04:18,342 --> 00:04:20,148
‫بوینگ بوینگ.

46
00:04:20,568 --> 00:04:22,374
‫حالا حالاها کار داریم.

47
00:04:24,054 --> 00:04:25,608
‫پس، این‌دفعه...

48
00:04:25,608 --> 00:04:27,456
‫این یکی، اون یکی، اون، و این.

49
00:04:32,454 --> 00:04:33,924
‫چندبار باید بهت بگم؟!

50
00:04:33,924 --> 00:04:36,906
‫آخه، ایشون اول باید چیزی ‫میل کنن که هضمش راحت باشه-

51
00:04:36,906 --> 00:04:42,576
‫به‌هیچ‌وجه! مشخصه که آدمای بیمار اول از هرچیزی به غذاهای مقوی نیاز دارن.

52
00:04:43,248 --> 00:04:45,852
‫پس این غذای روزمره‌شونه.

53
00:04:46,188 --> 00:04:48,498
‫درسته که مغذیه،

54
00:04:48,876 --> 00:04:51,732
‫ولی برای معده ضعیف یه آدم بیمار زیادی سنگینه.

55
00:04:51,732 --> 00:04:54,504
‫این رو که یه بچه هم می‌فهمه.

56
00:04:54,504 --> 00:04:56,310
کسی قرار نیست جلوشونو بگیره؟

57
00:04:57,906 --> 00:05:00,804
‫لیفا-ساما، غذاتون آماده‌ست.

58
00:05:01,392 --> 00:05:06,012
‫همه‌ی چیزهای موردعلاقه‌تون رو ‫براتون آوردیم. لطفاً حتی اگه شده یکم میل کنید.

59
00:05:11,304 --> 00:05:12,396
‫لیفا-ساما؟!

60
00:05:12,396 --> 00:05:14,034
‫ای وای، حالا چیکار کنیم؟!

61
00:05:14,034 --> 00:05:15,336
‫بجنب،‌ آب بیار!

62
00:05:15,336 --> 00:05:17,058
‫حالتون خوبه، لیفا-ساما؟!

63
00:05:17,058 --> 00:05:20,082
‫لیفا-ساما، لطفاً یکمی آب بخورین.

64
00:05:23,568 --> 00:05:26,172
‫تقصیر توـه خدمتکار دون‌پایه.

65
00:05:26,172 --> 00:05:27,978
‫تو با حضورت جو اینجا رو خراب می‌کنی!

66
00:05:27,978 --> 00:05:29,028
‫یالا! گمشو بیرون!

67
00:05:31,044 --> 00:05:32,514
‫بوینگ بوینگ.

68
00:05:34,236 --> 00:05:37,134
‫با این اوصاف نمی‌تونم حتی بهش نزدیک شم.

69
00:05:38,016 --> 00:05:40,662
‫خب حالا، چیکار می‌تونم بکنم...

70
00:05:45,828 --> 00:05:47,760
‫حداقل اگه بشه معاینه‌شون کنم...

71
00:05:47,760 --> 00:05:52,632
‫لازم نیست. اگه به‌خاطر تو حالشون از اینی
‫ که هست بدتر بشه، اون‌وقت چیکار کنیم؟

72
00:05:54,186 --> 00:05:57,168
‫این‌طور پیش بره عاقبتش یا پژمرده می‌شه یا می‌میره.

73
00:05:57,588 --> 00:05:59,982
‫آدما اگه غذا نخورن می‌میرن.

74
00:06:01,368 --> 00:06:05,736
‫احتمالاً بعد از دست‌دادن بچه‌ش اراده‌ش برای زندگی رو از دست داده.

75
00:06:11,280 --> 00:06:13,800
‫تا روزی که سرم قراره به‌خاطر سرپیچی از دستور امپراتور...

76
00:06:13,800 --> 00:06:18,042
با تنم وداع کنه، چند روز دیگه مونده؟

77
00:06:19,008 --> 00:06:21,024
‫انگاری یه‌چیزی حسابی درگیرت کرده.

78
00:06:23,082 --> 00:06:25,182
‫واقعاً به‌نظرتون این‌طوری میام؟

79
00:06:25,182 --> 00:06:26,820
‫واقعاً به‌نظرم این‌طوری میای.

80
00:06:28,122 --> 00:06:29,592
‫جینشی-ساما؟!

81
00:06:30,642 --> 00:06:32,700
‫اون دختر چشه؟

82
00:06:32,700 --> 00:06:34,212
‫چرا با جینشی-ساماست؟

83
00:06:34,212 --> 00:06:36,354
‫چه سوء‌ِ برداشت رو مخی...

84
00:06:40,260 --> 00:06:42,024
‫فعلاً بیا بریم داخل.

85
00:06:43,956 --> 00:06:45,510
‫اوه...
‫جـ ـ جینشی-ساما؟!
‫هیـــن!

86
00:06:46,098 --> 00:06:48,954
‫نادیده گرفتن دستور شخص امپراتور...

87
00:06:48,954 --> 00:06:51,852
‫مناسب بانوهای زیبا و بااستعدادی همچون شماها نیست.

88
00:06:53,574 --> 00:06:58,404
‫اوه! اوه نه، ما نادیده نگرفتیم...
‫وااای!
‫درسته. ما که آخه...
‫هـ ــ هی!

89
00:06:59,370 --> 00:07:01,764
‫این‌طوری رنگ عوض کردن زنا واقعاً ترسناکه.

90
00:07:09,618 --> 00:07:11,046
‫یالا. برو.

91
00:07:41,370 --> 00:07:43,554
‫به غذا خوردن تمایل داره.

92
00:07:44,394 --> 00:07:47,922
‫اما ضعیف‌تر از اونی‌ـه که فکر می‌کردم.

93
00:07:47,922 --> 00:07:49,644
‫شاید به‌جاش بتونم بهش آب‌برنج بدم.

94
00:07:53,760 --> 00:07:55,524
‫ببخشید.

95
00:07:57,246 --> 00:07:59,430
‫همون رنگ همیشگی...

96
00:08:18,582 --> 00:08:21,858
‫تو مسئول آرایش همنشینی؟

97
00:08:21,858 --> 00:08:23,202
‫بله درسته.

98
00:08:23,748 --> 00:08:26,562
‫ما می‌خوایم لیفا-سامای عزیزمون همیشه زیبا باشن.

99
00:08:26,982 --> 00:08:29,250
‫وظیفه‌ی ما به عنوان ندیمه‌ی ایشون همینه.

100
00:08:29,964 --> 00:08:31,770
‫همه‌ش به‌خاطر خود لیفا-ساماست.

101
00:08:31,770 --> 00:08:33,030
‫البته!

102
00:08:33,030 --> 00:08:33,702
‫عجب.

103
00:08:35,802 --> 00:08:37,272
چه مرگته؟

104
00:08:37,566 --> 00:08:40,128
‫ها؟ فقط دارم یه احمق رو تنبیه می‌کنم.

105
00:08:40,758 --> 00:08:44,244
‫آی! داره دردم میاد! نکن! دردم میاد.

106
00:08:52,980 --> 00:08:55,878
‫این سم یکم دیگه کل بدنتو آلوده می‌کنه.

107
00:08:55,878 --> 00:08:59,658
‫چقدر عالی... این‌طوری تو هم خوشگل می‌شی...

108
00:09:00,036 --> 00:09:02,430
‫درست مثل لیفا-سامای عزیزت.

109
00:09:02,934 --> 00:09:09,822
‫با پوست رنگ‌پریده و بی‌جون، چشمای به گود نشسته
‫و بدنی که حتی قادر به خوردن غذا نیست...

110
00:09:10,242 --> 00:09:13,896
اینکه چرا این‌چیزا رو ممنوع کردن... تو کتت نمی‌ره؟

111
00:09:22,506 --> 00:09:27,378
‫فـ ـ فقط... برای خوشحال کردن لیفا-ساما...

112
00:09:27,882 --> 00:09:29,940
‫گفتم بهت این سم‌ـه!

113
00:09:29,940 --> 00:09:34,266
‫با اون کله‌ت اصلاً فکر نمی‌کنی. فقط خیال
‫ برت داشته که از همه‌چیز سر در میاری.

114
00:09:35,316 --> 00:09:38,340
‫کی با مسموم شدن با همون چیزی که
‫ باعث مرگ پسرش شده خوشحال می‌شه؟!

115
00:09:50,982 --> 00:09:54,048
‫زود برو دهنتو آب بکش و صورتتو بشور.

116
00:09:54,972 --> 00:09:58,794
‫هوی! این برای مریض خوب نیست!

117
00:09:58,794 --> 00:10:00,642
‫زودی این زمینو تمیز کنید!

118
00:10:00,642 --> 00:10:02,238
‫چـ ـ چشم!

119
00:10:06,186 --> 00:10:09,084
‫واقعاً اینکه زنا چطوری رنگ عوض می‌کنن ترسناکه.

120
00:10:10,638 --> 00:10:11,478
‫اوه...

121
00:10:13,536 --> 00:10:16,266
‫دیگه کار از کار گذشته...

122
00:10:16,266 --> 00:10:17,274
‫بریم.

123
00:10:20,298 --> 00:10:23,952
‫وضعیت سلامتی لیفا-ساما بدتر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردم.

124
00:10:24,540 --> 00:10:27,396
‫برای شروع به‌جای آش بهش آب برنج دادم.

125
00:10:27,396 --> 00:10:32,142
‫غذا رو به‌زور توی دهنش ریختم و وادارش ‫کردم
‫ آروم آروم قورتش بده، مدام این کارو تکرار کردم.

126
00:10:33,318 --> 00:10:37,182
‫این‌طور وقتا آدم دیگه نگران رفتارش نیست.

127
00:10:38,400 --> 00:10:43,440
‫یکمی هوا رو تهویه کردم و با کم‌تر شدن
‫ بوی عود، بوی تن بیمار مشخص شد.

128
00:10:43,440 --> 00:10:47,136
‫اون احمقای به‌درد نخور حتی نمی‌تونن
‫درست و درمون بدن بانوشون رو تمیز کنن؟

129
00:10:47,136 --> 00:10:49,362
‫چطور اسم خودشون رو می‌ذارن ندیمه؟

130
00:10:49,362 --> 00:10:53,394
‫قبل از اینکه برن سراغ عود یه‌عالمه کار دیگه ازشون برمیومد.

131
00:10:56,040 --> 00:10:59,106
‫هوی. آب داغ و پارچه آماده کنین.

132
00:10:59,106 --> 00:11:00,408
‫بـ ـ بله.

133
00:11:02,970 --> 00:11:04,272
‫شما هم مشغول شین.

134
00:11:04,272 --> 00:11:05,322
‫بـ ـ بله.

135
00:11:11,412 --> 00:11:13,806
‫از هر فرصتی که گیر آوردم بهش چایی دادم.

136
00:11:13,806 --> 00:11:18,048
‫تکرر ادرار به دفع سم از بدنش کمک می‌کنه.

137
00:11:18,048 --> 00:11:21,534
‫می‌گم، مطمئنی لیفا-ساما درد نمی‌کشن...؟

138
00:11:21,534 --> 00:11:23,424
‫مهم نیست، باید بخورن.

139
00:11:24,600 --> 00:11:29,262
‫کم‌کم غذای بیشتری خورد، برای همین
‫تعداد دونه‌های برنج توی آب رو بیشتر کردم.

140
00:11:29,262 --> 00:11:34,260
‫وقتی تونست قورتشون بده، بهش سوپ و میوه‌ی آسیاب‌شده اضافه کردم.

141
00:11:35,898 --> 00:11:39,888
‫شنیدم اون ندیمه رو حبس کردن.

142
00:11:40,854 --> 00:11:45,012
‫گویا به‌خاطر لیفا-ساما پودر رو مخفی کرده بود.

143
00:11:46,356 --> 00:11:50,766
‫ندیمه ای هم که قرار بود پودرهای آرایشی رو
‫ جمع‌آوری کنه با تازیانه خوردن مجازات شد.

144
00:12:08,028 --> 00:12:09,750
‫به‌نظر خسته میای.

145
00:12:10,548 --> 00:12:13,698
‫بله. برعکس بعضی‌ها من خیلی سرم شلوغه.

146
00:12:14,328 --> 00:12:15,630
‫براتون هدیه آوردیم.

147
00:12:18,864 --> 00:12:20,586
‫ممنون!

148
00:12:22,014 --> 00:12:23,568
‫وای!

149
00:12:23,904 --> 00:12:25,920
‫خوب می‌دونه چی دلم می‌خواد!

150
00:12:25,920 --> 00:12:29,280
‫همین آدمای باملاحظه‌ن که شوهرای خوبی می‌شن.

151
00:12:29,280 --> 00:12:30,666
‫ندیمست البته.

152
00:12:32,598 --> 00:12:34,236
‫برعکس اون...

153
00:12:38,898 --> 00:12:41,376
تو چیزی کمکی نیاز نداری؟

154
00:12:41,796 --> 00:12:42,972
‫هـــا...

155
00:12:44,568 --> 00:12:46,920
‫چی شده؟ هرچی می‌خوای بگو.

156
00:12:48,810 --> 00:12:52,002
‫شما که اونجایید، اون‌جا کمک لازم دارن. لطفاً یکی بیاد.

157
00:12:52,422 --> 00:12:54,690
‫آقایون، لطفاً عجله کنید.

158
00:12:54,690 --> 00:12:55,908
‫چشم!

159
00:12:57,084 --> 00:12:58,890
‫یه حمام بخار؟

160
00:12:58,890 --> 00:13:01,368
‫مثل اینکه، عرق کردن براشون خوبه.

161
00:13:01,368 --> 00:13:03,006
‫کاربردی هم داره؟

162
00:13:03,468 --> 00:13:04,728
‫احتمالاً داره.

163
00:13:05,526 --> 00:13:08,466
‫باید از هرچی که دم دست داریم استفاده کنیم.

164
00:13:17,454 --> 00:13:20,982
‫تو...
‫چرا...

165
00:13:23,082 --> 00:13:24,510
‫چیزی شده؟

166
00:13:25,728 --> 00:13:29,508
‫چرا
‫نذاشتی...

167
00:13:30,768 --> 00:13:34,338
‫به حال خودم بمیرم؟

168
00:13:35,892 --> 00:13:39,336
‫پس، دست از غذا خوردن بردارید.

169
00:13:40,302 --> 00:13:44,166
‫ولی وقتی که آش رو خوردید یعنی می‌خواید زنده بمونید.

170
00:14:00,462 --> 00:14:02,352
‫که این‌طور.

171
00:14:17,094 --> 00:14:18,564
‫حق با توـه.

172
00:15:03,756 --> 00:15:05,016
‫تویی که.

173
00:15:05,856 --> 00:15:11,778
‫من از حبس آزاد شدم و بهم اجازه داده شد که یه‌بار دیگه به لیفا-ساما خدمت کنم.

174
00:15:13,290 --> 00:15:17,196
‫دیگه هرگز چنین اشتباهی رو تکرار نمی‌کنم. هیچ‌وقت.

175
00:15:18,372 --> 00:15:22,026
‫الان جای شما رو می‌گیرم. لطفاً استراحت کنید.

176
00:15:23,538 --> 00:15:24,924
‫که این‌طور.

177
00:15:25,554 --> 00:15:26,856
‫لیفا-ساما.

178
00:15:31,182 --> 00:15:32,610
‫لیفا-ساما.

179
00:15:36,642 --> 00:15:37,818
‫آه...

180
00:15:42,606 --> 00:15:46,470
‫اگه امکانش هست، می‌تونی یکم آب برام بیاری؟

181
00:15:50,796 --> 00:15:51,846
‫چشم.

182
00:15:56,172 --> 00:15:57,012
‫چشم!

183
00:16:03,018 --> 00:16:08,814
‫حدود دوماه بعد، لیفا-ساما اونقدری بهبود پیدا
‫کرد که بتونه به تنهایی پیاده‌روی کنه.

184
00:16:11,838 --> 00:16:15,240
‫اون مغرور هست... اما متکبر نیست.

185
00:16:15,954 --> 00:16:19,860
‫ولی این‌طور که معلوم شد، اون شخصیتی داره که درخور یه همنشین باشه.

186
00:16:54,930 --> 00:16:58,542
‫بنده دیگه فردا صبح اینجا رو ترک می‌کنم.

187
00:16:59,298 --> 00:17:00,390
‫که این‌طور.

188
00:17:01,062 --> 00:17:04,128
‫از قبل با ندیمه‌هاتون در مورد خوراک‌تون...

189
00:17:04,128 --> 00:17:06,102
‫و سایر چیزهایی که باید مراقبشون باشید، صحبت کردم.

190
00:17:08,538 --> 00:17:13,326
‫ببین، من دیگه نمی‌تونم بچه‌ای به دنیا بیارم؟

191
00:17:15,048 --> 00:17:19,080
‫نمی‌دونم. شاید باید امتحانش کنید.

192
00:17:19,500 --> 00:17:22,314
‫ولی عشق اعلی‌حضرت به من از بین رفته.

193
00:17:23,196 --> 00:17:26,346
‫من به دستور مستقیم شخص امپراتور به اینجا فرستاده شدم.

194
00:17:26,934 --> 00:17:32,520
‫وقتی که برگردم به کاخ یشم، شاید امپراتور به ملاقات‌تون بیان، لیفا-ساما.

195
00:17:34,200 --> 00:17:39,282
‫من زنی‌ام که اون نصیحت‌ رو نادیده گرفتم و گذاشتم بچه‌م بمیره...

196
00:17:39,282 --> 00:17:41,508
‫یعنی شانسی برای برنده‌شدن مقابل همنشین گیوکویو دارم؟

197
00:17:42,600 --> 00:17:45,456
‫مسئله برد و باخت نیست.

198
00:17:46,968 --> 00:17:50,286
‫توی دنیا صدها و هزاران گل وجود دارن،

199
00:17:50,286 --> 00:17:55,746
‫اما کی می‌تونه تعیین کنه گل صدتومانی زیباتره یا گل استکانی؟

200
00:17:56,796 --> 00:18:00,912
‫من نه چشم‌هایی به رنگ یشم دارم نه موهای روشن.

201
00:18:04,818 --> 00:18:07,758
‫ولی شما... دارایی‌های دیگه‌ای دارید.

202
00:18:08,640 --> 00:18:11,664
‫پس فعلاً، با اجازه‌تون.

203
00:18:15,402 --> 00:18:21,744
‫دانشی که در اختیار لیفا-ساما گذاشتم
‫ترفند سرّی‌ای بود که از خواهرای بزرگم...
‫لیفا-ساما، چیزی شده؟
‫لیفا-ساما؟!
‫توی متل یاد گرفته بودم.

204
00:18:23,130 --> 00:18:25,230
‫امیدوارم که براش کاربردی داشته باشه.

205
00:18:31,404 --> 00:18:33,000
‫من برگشتم.

206
00:18:33,672 --> 00:18:35,310
‫خوش اومدی.

207
00:18:35,814 --> 00:18:37,746
‫مائومائو، حالت خوبه؟!

208
00:18:38,208 --> 00:18:40,014
‫خیلی نحیف شدی.

209
00:18:40,014 --> 00:18:42,240
‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته.

210
00:18:42,240 --> 00:18:46,818
‫مأموریت امپراتور رو به تنهایی انجام داد. تأثیرگذار بود.

211
00:18:49,968 --> 00:18:53,160
‫بعد از آن، مدتی دیدارهای امپراتور از کاخ یشم
‫به میزان چشم‌گیری کاهش پیدا کرد.

212
00:18:53,160 --> 00:18:55,806
‫بعد از آن، مدتی دیدارهای امپراتور از کاخ یشم
‫به میزان چشم‌گیری کاهش پیدا کرد.

213
00:18:57,780 --> 00:19:01,980
‫بالأخره، تونستم یه خواب راحت داشته باشم.

214
00:19:03,492 --> 00:19:08,406
‫مائومائو نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد، اما آن داستان دیگری داشت.

215
00:19:24,198 --> 00:19:25,542
‫این یه نفرینه...

216
00:20:58,572 --> 00:21:13,566
پیش‌نمایش قسمت بعد
قسمت پنجم
عملیات پنهان
