﻿1
00:01:07,998 --> 00:01:10,728
‫حتی یه‌ذره هم حجب و حیا نداره.

2
00:01:11,358 --> 00:01:13,332
‫انقدر سر غذا ناز می‌کنه.

3
00:01:14,970 --> 00:01:17,154
‫حالا این‌طور هم نیست که بمیره.

4
00:01:20,178 --> 00:01:25,050
قسمت ششم
ضیافت باغ
‫خیلی سرده!
‫الحق که کیسه‌های سنگ‌ داغ دوای دردن، ولی...

5
00:01:25,050 --> 00:01:29,502
‫همین‌که توی این هوا بی‌کار باشی خودش یه درده.

6
00:01:29,922 --> 00:01:32,862
‫باد خیلی سرده.

7
00:01:33,534 --> 00:01:37,524
‫نمی‌شد یه‌ چادری چیزی بگیریم؟

8
00:02:12,090 --> 00:02:15,324
‫مثل اینکه این برنامه برای القای رقابت
‫بین چهارتا همنشین ترتیب داده شده.

9
00:02:15,870 --> 00:02:19,104
‫ببین، اون ملکه‌ی مادره.

10
00:02:19,104 --> 00:02:21,708
‫چقدر جوون به‌نظر میان.

11
00:02:21,708 --> 00:02:26,538
‫واقعاً جوونن. آخه ملکه‌ی مادر وقتی امپراتور رو به‌دنیا آوردن فقط...

12
00:02:26,832 --> 00:02:32,586
‫ملکه‌ی مادر دو فرزند دارن، امپراتور و برادر کوچکترشون.

13
00:02:32,586 --> 00:02:38,592
‫شایعه‌ها می‌گن برادرشون انقدر بیمارن که نمی‌تونن جایی برن.

14
00:02:38,592 --> 00:02:42,120
‫فکر کنم تا همین چند ماه پیش همین‌جا بود، اما...

15
00:02:42,120 --> 00:02:43,212
‫عـــــه.

16
00:02:43,212 --> 00:02:44,304
‫هـــــــا؟!

17
00:02:44,304 --> 00:02:45,816
ما بی‌رنگ و روایم؟

18
00:02:46,236 --> 00:02:48,672
‫ما ندیمه‌ها به بانومون خدمت می‌کنیم!

19
00:02:48,672 --> 00:02:50,604
‫چه دلیلی داره خودمون رو بَزَک کنیم؟

20
00:02:51,024 --> 00:02:53,922
شنیدی چی گفت؟

21
00:02:53,922 --> 00:02:58,794
‫مشخصاً ضرر ندیمه‌های بی‌ریخت به بانو می‌رسه.

22
00:03:01,692 --> 00:03:05,136
‫اونا ندیمه‌های لیفا-ساما‌ان.

23
00:03:05,136 --> 00:03:10,092
‫آه امان از اینفا... باز جنگ نیابتی راه انداخته.

24
00:03:10,092 --> 00:03:11,814
‫ما هم بریم.

25
00:03:11,814 --> 00:03:16,098
‫خب از اون‌جایی که اون دختر زشته رو برای
‫کار آوردین، گمونم چاره‌ای ازتون ساخته نیست.

26
00:03:16,098 --> 00:03:19,038
‫«دختر زشته»، منو می‌گه؟

27
00:03:19,038 --> 00:03:21,600
‫واقعاً مایه‌ی ننگه که همچین آدمی این دور و اطراف باشه.

28
00:03:21,936 --> 00:03:24,582
‫چی نالیدی؟

29
00:03:24,582 --> 00:03:25,884
‫اینفا!

30
00:03:25,884 --> 00:03:28,110
‫آروم بگیر!

31
00:03:28,110 --> 00:03:33,402
هنوز متوجه من نشدن؟ اونم بعد از اون‌همه
‫اوقات خوشی که با هم توی کاخ بلور داشتیم؟

32
00:03:33,864 --> 00:03:38,358
‫اگه انقدر به خودت غره باشی، به پدرم در موردت می‌گم!

33
00:03:41,718 --> 00:03:45,414
‫پس... باید با صورتت یه‌کاری کنم که هیچ‌وقت نتونی بگی.

34
00:03:47,178 --> 00:03:50,160
‫نـ ـ نــــــــــــــــــه!

35
00:03:52,050 --> 00:03:54,822
‫بابا فقط یه شوخی به سبک ندیمه جماعت بود.

36
00:03:57,762 --> 00:04:00,954
‫از مائومائو عذرخواهی کن.

37
00:04:06,330 --> 00:04:08,472
‫هه هه.

38
00:04:10,866 --> 00:04:12,924
‫چـ ـ چته یهویی زبونت بند اومد؟

39
00:04:12,924 --> 00:04:15,990
‫خـ ـ خب، دلم براتون سوخت دیگه کافیه.

40
00:04:17,712 --> 00:04:20,064
‫ممنونم باشیــــــــد!

41
00:04:20,904 --> 00:04:22,962
‫مشکلش چیه؟

42
00:04:22,962 --> 00:04:25,440
‫هی مائومائو، حالت خوبه؟

43
00:04:25,440 --> 00:04:28,632
‫خودت خیلی خوشگلی ها ولی این...

44
00:04:28,632 --> 00:04:33,126
‫من اذیت نمی‌شم. بعدم، وقتش نرسیده
‫سنگ‌های کیسه‌هاتون رو عوض کنید؟

45
00:04:34,596 --> 00:04:36,612
‫هم توی فقر بزرگ شده،

46
00:04:36,612 --> 00:04:40,098
‫عدم اعتمادش به مردا هم انقدر زیاده
‫که باعث شده صورت خودش رو خراب کنه...

47
00:04:40,560 --> 00:04:45,768
‫دو ماه آزگار هم قلدری‌های توی کاخ بلور رو تحمل کرده...

48
00:04:46,062 --> 00:04:50,472
‫ولی همچنان شکایتی که نمی‌کنه هیچ، مراقب ما هم هست...

49
00:04:50,976 --> 00:04:55,848
‫خب طبیعیه که جینشی‌-سامایِ مهربون حواسشون بهش باشه.

50
00:04:56,436 --> 00:04:59,334
‫دوباره... یه توهمی زدن.

51
00:05:03,660 --> 00:05:07,776
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

52
00:05:08,154 --> 00:05:10,464
‫بازم جنگ نیابتی؟

53
00:05:10,464 --> 00:05:12,522
‫ندیمه‌های همنشین فرزانه و همنشین پاکن دیگه.

54
00:05:12,858 --> 00:05:15,294
‫اصلاً با همدیگه کنار نمیان.

55
00:05:16,092 --> 00:05:18,990
‫همنشین فرزانه چهارده‌سالشونه و دیرتر اومدن،

56
00:05:18,990 --> 00:05:21,972
‫همنشین پاک سی‌وپنج سالشونه و
‫طولانی‌تر از همه این‌جا بودن.

57
00:05:21,972 --> 00:05:24,030
‫معلومه که با همدیگه کنار نمیان.

58
00:05:24,030 --> 00:05:26,760
‫به‌علاوه، قبلاً عروس و مادرشوهر بودن.

59
00:05:27,138 --> 00:05:28,608
‫عروس و مادرشوهر؟

60
00:05:28,608 --> 00:05:31,842
‫خب... یه‌ذره پیچیده‌ست.

61
00:05:31,842 --> 00:05:58,344
‫قبلاً، یکی‌شون همنشین امپراتور پیشین بودن،
‫و اون یکی همنشین امپراتور فعلی‌مون بودن.
‫اما امپراتور پیشین فوت شدن، خب؟
‫همنشین امپراتور پیشین،
‫ کاخ رو یک ‌بار ترک کردن،
‫اما به عنوان همنشین امپراتور فعلی برگشتن.
‫امپراتور پیشین پنج سال پیش فوت کردن.
‫اون‌موقع، همنشین آدوئو سی سالشون بود،

62
00:05:58,344 --> 00:06:01,536
‫گمونم همه‌ش سیاسته، اما اینکه تو نُه سالگی هم نشین بشی...

63
00:06:01,536 --> 00:06:05,988
‫باورنکردنیه، نه؟ که توی نُه سالگی مادرشوهر باشی.

64
00:06:05,988 --> 00:06:08,886
‫نُه سالگی... مادر...

65
00:06:10,062 --> 00:06:11,826
‫مـ ـ مادر؟

66
00:06:14,850 --> 00:06:19,512
‫همنشین امپراتور قبلی... لیشو-ساما بوده؟

67
00:06:36,900 --> 00:06:39,126
پس اون مادرشوهر جوونه؟

68
00:06:39,672 --> 00:06:45,426
‫حتماً دیدی متوجه شدی، ولی لیشو-ساما خیلی جوونن.

69
00:06:45,426 --> 00:06:46,896
‫بله درسته.

70
00:06:47,358 --> 00:06:51,180
‫عموماً، یه لباس سفید مناسب همنشین فرزانه‌ست،

71
00:06:51,180 --> 00:06:53,154
‫ولی اون رنگ صورتی تیره...

72
00:06:53,154 --> 00:06:56,346
‫واضحاً با گیوکویو-ساما همنشین گران‌قدر مغایرت داره.

73
00:06:56,766 --> 00:06:59,244
‫شاید زیاد حواسش به شرایط نیست؟

74
00:07:02,394 --> 00:07:06,090
‫ممنون بابت کیسه‌های سنگ‌داغ. بازم زحمتشو بکش.

75
00:07:06,090 --> 00:07:06,888
‫بله.

76
00:07:10,206 --> 00:07:11,256
‫خیلی سرده...

77
00:07:17,178 --> 00:07:19,362
‫اگه سردتونه اینا رو بگیرید.

78
00:07:23,730 --> 00:07:24,696
‫بیاید!

79
00:07:25,662 --> 00:07:26,586
‫بیاید!

80
00:07:35,028 --> 00:07:36,456
‫خیلی مهربونی.

81
00:07:36,456 --> 00:07:40,362
‫که این گرم‌کن‌ها رو بین ندیمه‌های کاخ بلور هم تقسیم می‌کنی...

82
00:07:40,362 --> 00:07:43,470
‫و تازه از گیوکویو-ساما هم اجازه می‌گیری.

83
00:07:43,470 --> 00:07:44,646
‫خب...

84
00:07:48,090 --> 00:07:49,476
‫گیره‌ مو؟

85
00:07:49,476 --> 00:07:54,600
‫این‌طوریه که سعی می‌کنن کارگرهای مستعدی
‫که توی این باغ گل مخفی شدن رو استخدام کنن.

86
00:07:54,600 --> 00:07:55,818
‫عـــه.

87
00:07:55,818 --> 00:07:58,548
‫البته که، معانی دیگه‌ای هم پشتش هست.

88
00:07:59,010 --> 00:08:00,606
‫که این‌طور.

89
00:08:00,606 --> 00:08:02,706
‫گفتم؛ یه معنی دیگه‌ای هم داره ها!

90
00:08:05,184 --> 00:08:07,284
‫معنی داره، ها؟

91
00:08:13,458 --> 00:08:15,768
‫لطفاً این رو بپذیرید، بانوی جوان.

92
00:08:21,270 --> 00:08:25,596
‫گمونم یه دونه از این‌ها به همه می‌ده
‫تا هیچ خدمتکاری احساس شرمندگی نکنه.

93
00:08:28,872 --> 00:08:29,838
‫ممنونم.

94
00:08:29,838 --> 00:08:33,492
‫من لیهاکو هستم. خوش‌وقتم!

95
00:08:36,054 --> 00:08:37,230
‫عین یه سگِ گنده‌ست...

96
00:08:37,230 --> 00:08:37,986
‫واق، واق!

97
00:08:38,406 --> 00:08:40,590
‫اون این رو بهت داد؟ ببینم، ببینم!

98
00:08:41,094 --> 00:08:42,942
‫صرفاً هدیه‌ی شرکت توی جشنه.

99
00:08:43,446 --> 00:08:45,336
‫به‌نظرم لیاقتت بیشتر از این‌هاست.

100
00:08:46,890 --> 00:08:48,948
‫فقط برای همین اومدم.

101
00:08:48,948 --> 00:08:50,292
‫لیفا-ساما...؟!

102
00:08:51,300 --> 00:08:54,366
‫از اینجا می‌ریم. روز خوش.

103
00:08:58,062 --> 00:08:59,994
‫این‌طوری ممکنه گیوکویو-ساما...

104
00:09:01,002 --> 00:09:03,102
‫یه کاری بیشتر از اخم‌کردن انجام بده.

105
00:09:04,446 --> 00:09:06,294
‫با این همه گیره‌ی سر چیکار می‌کنی؟

106
00:09:18,684 --> 00:09:19,902
‫عــــــه.

107
00:09:21,918 --> 00:09:24,606
‫از این‌ زاویه که می‌بینمش چه خوب به‌نظر میاد.

108
00:09:25,824 --> 00:09:28,680
‫گمونم مقامش از چیزی که فکر می‌کردم بالاتره.

109
00:09:28,680 --> 00:09:31,956
‫الحق که میون بقیه‌ی افسرای نظامی وصله‌ی ناجور به‌نظر نمیاد.

110
00:09:33,216 --> 00:09:35,862
‫اوه، همون افسری که یه‌کم پیش دیدم.

111
00:09:35,862 --> 00:09:39,474
‫خیلی دور نشسته، ولی نسبت به سنش، گمونم بازم قابل تحسینه؟

112
00:09:40,776 --> 00:09:45,396
‫انگار ندیمه پرزرق‌وبرق‌مون پیداش نیست، خب به من چه؟

113
00:09:51,654 --> 00:09:53,544
‫مهم‌تر از همه، چشیدن غذاست.

114
00:09:56,946 --> 00:09:59,340
‫اثری از کدرشدن توی تماسش با فلز نیست.

115
00:10:01,734 --> 00:10:03,456
‫بوی عجیبی هم نمی‌ده.

116
00:10:04,842 --> 00:10:09,252
‫ولی قورت‌دادنش هم بخشی از کار پیش‌مرگه...

117
00:10:12,318 --> 00:10:15,888
‫حالا می‌ریم برای شست‌شوی دهان با آب... همم؟

118
00:10:26,976 --> 00:10:31,092
‫زندگی یه پیش‌مرگ غذا بی‌ارزشه.

119
00:10:31,596 --> 00:10:34,704
‫گمونم فقط منم که از خوردن سم لذت می‌برم.

120
00:10:34,704 --> 00:10:37,392
‫می‌دونی چیه که خوبه؟ ماهی پُفی.

121
00:10:37,392 --> 00:10:40,206
‫یه‌کم ازش می‌ریزی داخل سوپ...

122
00:10:40,710 --> 00:10:44,910
‫اون حس سوزشش روی
‫زبون، خیلی شگفت‌انگیــــزه!

123
00:10:50,160 --> 00:10:51,630
‫تـمـرکـز.

124
00:10:51,630 --> 00:10:54,864
‫این بشقاب ماهی و سبزیجات ترش، غذای مورد علاقه‌ی امپراتوره.

125
00:10:55,284 --> 00:10:57,426
‫چندباری توی کاخ اندرونی دیدمش.

126
00:10:57,426 --> 00:11:02,382
‫معمولاً توش ماهی پشت‌آبی می‌ریزن، ولی امروز عروس دریایی‌ـه.

127
00:11:02,676 --> 00:11:05,196
‫آشپز مسئول غذای امپراتور...

128
00:11:05,196 --> 00:11:07,884
‫هیچوقت در مورد مواد اولیۀ غذای مورد علاقه‌ی امپراتور اشتباه نمی‌کنه.

129
00:11:08,514 --> 00:11:11,538
‫غذای خاصی هم نیست که گیوکویو-ساما خوشش بیاد یا ازش بدش بیاد.

130
00:11:12,042 --> 00:11:14,898
‫به‌نظر میاد خدمتکار اشتباه کرده.

131
00:11:31,320 --> 00:11:34,050
‫گمونم اون ماهی دوست نداره.

132
00:11:34,470 --> 00:11:38,418
‫جلوی امپراتور هم که نمی‌تونه نخوره.

133
00:11:44,970 --> 00:11:46,902
‫کاش چنین چیزی رو نمی‌دیدم.

134
00:11:49,632 --> 00:11:51,438
‫اون رو دیدی، لیهاکو؟

135
00:11:51,438 --> 00:11:54,000
‫یکی از پیش‌مرگ‌های غذا کارش واقعاً هیجان‌انگیزه.

136
00:11:54,000 --> 00:11:58,872
‫تماشای یکی که داره با ترس‌و‌لرز غذا می‌خوره چه لذتی داره؟

137
00:11:58,872 --> 00:12:00,804
‫بیخیال حالا، یه نگاه کن.

138
00:12:02,400 --> 00:12:06,726
‫عــاه؟ اون پیش‌مرگ... همون دختره‌ست که.

139
00:12:30,456 --> 00:12:32,766
‫مـ ـ مگه چه‌قدر خوشمزه‌ست آخه؟

140
00:12:41,712 --> 00:12:44,442
‫این...
‫سمّه.

141
00:12:50,112 --> 00:12:51,834
‫سوپ همنشین گران‌قدر مسموم بوده؟!

142
00:12:51,834 --> 00:12:53,766
‫سم بوده؟! مطمئنی؟
‫همنشین گیوکویو؟!

143
00:12:53,766 --> 00:12:56,034
‫پیش‌مرگه قورتش داد که!

144
00:12:56,034 --> 00:12:57,210
‫جناب وزیر!

145
00:12:57,210 --> 00:12:58,428
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

146
00:12:58,680 --> 00:13:00,990
‫لباس رسمی خیلی تنگه.

147
00:13:03,048 --> 00:13:06,156
‫هوی! جناب وزیر از سوپ خوردن و غش کردن!

148
00:13:10,356 --> 00:13:11,700
‫داروساز...

149
00:13:14,808 --> 00:13:15,690
‫عــاه.

150
00:13:17,076 --> 00:13:18,126
‫داروساز!

151
00:13:18,966 --> 00:13:21,570
‫روز خوش، جینشی-ساما.

152
00:13:22,074 --> 00:13:23,964
‫مثل اینکه روز جنابعالی خیلی خوش بوده.

153
00:13:24,804 --> 00:13:28,668
‫ای وای، این‌قدر در مورد سمه هیجان‌زده بودم که انگار بهش لبخند زدم.

154
00:13:32,406 --> 00:13:34,044
‫دارید چیکار می‌کنید؟

155
00:13:34,044 --> 00:13:35,598
‫می‌برمت درمانگاه!

156
00:13:36,060 --> 00:13:39,966
‫سم رو آوردم بالا. مشکلی برام پیش نمیاد.

157
00:13:40,890 --> 00:13:44,502
‫هرچند که از خدام بود قورتش بدم.

158
00:13:44,502 --> 00:13:48,702
‫اگه قورتش می‌دادم، الان سم توی بدنم جریان پیدا می‌کرد، و...

159
00:13:48,702 --> 00:13:51,096
‫جینشی-ساما، می‌گم...

160
00:13:51,852 --> 00:13:52,734
‫چی شده؟

161
00:13:52,734 --> 00:13:55,086
‫لطفاً بقیه‌ی سوپ رو بهم بدید.

162
00:13:56,850 --> 00:13:58,950
‫تو انگار...
‫عقل تو کله‌ت نیست.

163
00:13:58,950 --> 00:14:01,722
بنده ‫صرفاً مشتاق پیشرفتم.

164
00:14:03,318 --> 00:14:08,694
‫بعد از اینکه رفتی، یه‌نفر سعی کرد ببینه سوپ
‫واقعاً مسموم بوده یا نه و از حال رفت.

165
00:14:08,694 --> 00:14:11,172
‫کدوم احمقی بود این بزرگوار؟

166
00:14:11,172 --> 00:14:14,784
‫وزیر بود. حالا این قضیه تبدیل شده به یه فاجعه.

167
00:14:16,464 --> 00:14:18,816
‫پس از این استفاده کنید.

168
00:14:19,152 --> 00:14:20,454
‫یه مایع تهوع‌آوره.

169
00:14:20,454 --> 00:14:23,856
‫انقدری قوی درستش کردم که دل‌وروده‌ت رو زیر و رو کنه.

170
00:14:23,856 --> 00:14:25,284
‫این که خودش سمه.

171
00:14:34,062 --> 00:14:36,036
‫گیره‌ی جدید؟

172
00:14:36,666 --> 00:14:39,606
‫پس ندیمه هاهم گیره‌ی مو می‌گیرن؟

173
00:14:39,606 --> 00:14:44,772
‫وایسا ببینم... یقه‌ش هم یکم به‌هم ریخته به‌علاوه
‫ خبری از ‫اون زرق و برق همیشگیش هم نیست.

174
00:14:46,200 --> 00:14:49,980
‫برای همین توی ضیافت نبود؟

175
00:14:50,694 --> 00:14:54,474
‫ولی در حال حاضر، بیشتر از همیشه
‫داره متناسب با سنش رفتار می‌کنه...

176
00:14:55,524 --> 00:14:59,052
‫یا بهتره بگم، یه‌ذره جوون‌تر به‌نظر میاد.

177
00:15:01,320 --> 00:15:03,714
‫یه‌جورایی این‌طوری ترجیحش می‌دم.

178
00:15:09,846 --> 00:15:11,022
‫خودِ خودشه!

179
00:15:11,022 --> 00:15:13,962
‫ایولا به داروهای کاخ!

180
00:15:15,642 --> 00:15:16,944
‫حالت خوبه؟

181
00:15:19,506 --> 00:15:21,774
‫بله، دیگه چیزی نیست.

182
00:15:23,832 --> 00:15:30,048
‫خب، بیا در این مورد صحبت کنیم که
‫کی همنشین گیوکویو رو مسموم کرده.

183
00:15:30,048 --> 00:15:33,114
‫در اون مورد می‌خوام یه‌نفر رو بیارید تا باهاش صحبت کنیم.

184
00:15:33,996 --> 00:15:34,878
‫کی؟

185
00:15:35,424 --> 00:15:39,792
‫همنشین فرزانه، لیشو-ساما رو خبر کنید.

186
00:15:40,674 --> 00:15:44,202
‫جینشی-ساما، چه کمکی از من بر میاد؟

187
00:15:44,622 --> 00:15:47,646
‫متأسفم که همچین جای نامناسبی آوردمتون.

188
00:15:47,646 --> 00:15:51,174
‫کسی که می‌خواست باهاتون صحبت کنه، این ندیمه بود.

189
00:15:52,560 --> 00:15:53,484
‫ها؟

190
00:15:54,408 --> 00:15:57,012
‫هوم. یه ندیمه؟

191
00:15:59,784 --> 00:16:01,254
‫عذر می‌خوام.

192
00:16:05,034 --> 00:16:05,916
‫می‌دونستم.

193
00:16:07,848 --> 00:16:09,738
چیزی که قادر به خوردنش نیستید، ماهیه؟

194
00:16:13,182 --> 00:16:14,778
‫جریان چیه؟

195
00:16:14,778 --> 00:16:18,558
‫بعضی از آدم‌ها، بعضی غذاها رو نمی‌تونن بخورن.

196
00:16:18,558 --> 00:16:21,918
‫مثلاً من نمی‌تونم گندم سیاه بخورم.

197
00:16:21,918 --> 00:16:24,312
‫بعد سم می‌خوری؟

198
00:16:24,312 --> 00:16:28,470
‫بی‌خیالم شید دیگه. سعی کردم بهش مقاوم بشم.

199
00:16:29,058 --> 00:16:33,720
‫اما، باعث شد گلوم ورم کنه و نفس کشیدن برام سخت بشه.

200
00:16:34,308 --> 00:16:39,012
‫حتی یه ذره ازش باعث کهیر می‌شد،
‫برای همین تعیین مقدارش سخت بود،

201
00:16:39,012 --> 00:16:40,566
‫و خیلی طول کشید تا خوب بشم.

202
00:16:41,070 --> 00:16:43,548
‫منظورم از «نمی‌تونم بخورم» اینه.

203
00:16:44,010 --> 00:16:47,580
‫لیشو-ساما، دلتون چطوره؟

204
00:16:48,000 --> 00:16:49,596
‫اگه بخواید می‌تونم براتون ملین بیارم...

205
00:16:54,006 --> 00:16:55,518
‫از کجا فهمیدی؟

206
00:16:55,896 --> 00:17:00,810
‫مشخص بود که کاخ اندرونی غذای ضیافت باغ رو آماده کرده.

207
00:17:00,810 --> 00:17:04,758
‫اما، توی سالاد سرکه‌دار مواد اولیه‌ای متفاوت از ‫مواد همیشگی استفاده شده بود.

208
00:17:04,758 --> 00:17:10,764
‫به‌ نظر می‌رسه، غذای لیشو-ساما اشتباهی با غذای گیوکویو-ساما جابه‌جا شده بود.

209
00:17:10,764 --> 00:17:11,898
‫که این‌طور.

210
00:17:12,444 --> 00:17:15,048
‫ماهی خال‌مخالی نمی‌تونید بخورید؟

211
00:17:17,484 --> 00:17:18,954
‫اوهوم...

212
00:17:22,188 --> 00:17:25,380
‫مسئله دوست‌داشتن یا نداشتن یه غذای خاص نیست.

213
00:17:25,380 --> 00:17:31,260
‫این‌دفعه به کهیر ختم شد، اما ‫می‌تونه باعث تنگی نفس بشه.

214
00:17:32,226 --> 00:17:34,536
‫این که آگاهانه اینو بهشون بدید بخورن...

215
00:17:35,334 --> 00:17:38,274
‫درست مثل مسموم کردنشونه.

216
00:17:45,750 --> 00:17:48,648
‫تو... پیش‌مرگ غذاشونی درسته؟

217
00:17:49,362 --> 00:17:51,210
‫بـ ـ بله!

218
00:17:51,924 --> 00:17:56,502
‫کارایی که باید در مواقع اضطراری انجام بدی رو یادداشت کردم.

219
00:17:58,266 --> 00:18:01,752
‫البته، پرهیز کامل از این غذاها بهترین راه حله.

220
00:18:04,398 --> 00:18:05,994
‫لطفاً یه نگاهی بنداز.

221
00:18:08,808 --> 00:18:10,824
‫خیلی سخت نیست.

222
00:18:11,454 --> 00:18:16,788
‫اما، اگه خطایی صورت بگیره، حتی
‫حکیم کاخ هم نمی‌تونه درستش کنه.

223
00:18:18,174 --> 00:18:21,282
‫ممکنه کشنده بشه.

224
00:18:22,290 --> 00:18:26,406
‫لطفاً تحت هیچ شرایطی... فراموشت نشه.

225
00:18:29,598 --> 00:18:31,530
‫خب دیگه به‌اندازه‌ی کافی ترسید!

226
00:18:40,308 --> 00:18:41,946
‫جریان چی بود؟

227
00:18:43,500 --> 00:18:47,826
‫من یه بنده‌ی ناچیزم. لطفاً بهم دست نزنید.

228
00:18:47,826 --> 00:18:50,640
‫تو تنها کسی هستی که اینو بهم می‌گه.

229
00:18:50,640 --> 00:18:53,328
‫پس بقیه صرفاً ملاحظه‌تون رو می‌کنن.

230
00:18:55,386 --> 00:18:58,788
‫خب دیگه، باید به گیوکویو-ساما گزارش بدم...

231
00:18:59,838 --> 00:19:04,500
‫صبر کن. چرا گفتی پیش‌مرگ غذا هم بیاد؟

232
00:19:06,012 --> 00:19:07,608
‫منظورتون چیه؟

233
00:19:07,608 --> 00:19:10,170
‫خودتو نزن به اون راه. ازم خواستی بیارمش.

234
00:19:10,170 --> 00:19:12,942
‫تا بهش بگم در چه مورد احتیاط کنه.

235
00:19:12,942 --> 00:19:16,596
‫خب، منظورت اینه کسایی که غذا
‫رو سرو می‌کردن اشتباه کردن؟

236
00:19:18,360 --> 00:19:21,006
‫نمی‌دونم. من فقط یه ندیمه‌‌ام.

237
00:19:24,450 --> 00:19:26,550
‫حداقل این سوالمو جواب بده.

238
00:19:27,768 --> 00:19:32,136
‫هدف، همنشین فرزانه، بانو لیشو بود، درسته؟

239
00:19:33,228 --> 00:19:36,000
‫با فرض اینکه هیچ‌کدوم از غذاهای دیگه مسموم نشده باشن.

240
00:19:36,504 --> 00:19:37,722
‫که این‌طور.

241
00:19:54,858 --> 00:19:56,412
‫خسته شدم.

242
00:19:57,462 --> 00:20:02,628
‫این هم با موضوع کتیبه‌های چوبی اون‌روز در ارتباطه؟

243
00:20:02,628 --> 00:20:06,702
‫ندیمه‌ای که یکم‌پیش اومد هیچ جای سوختگی‌ای نداشت.

244
00:20:08,340 --> 00:20:10,986
‫یعنی کار کیه...؟

245
00:21:41,748 --> 00:21:56,742
‫قسمت بعدی: «بازگشت به خانه»
