﻿1
00:01:08,796 --> 00:01:10,644
‫بابا!

2
00:01:13,500 --> 00:01:14,550
‫بابا!

3
00:01:20,178 --> 00:01:24,168
قسمت هفتم
بازگشت به خانه

4
00:01:27,024 --> 00:01:29,670
‫یعنی بابا... حالش خوبه.

5
00:01:32,946 --> 00:01:36,180
‫راستی. دیروز، بعد ضیافت باغ...

6
00:01:36,180 --> 00:01:37,650
‫چی داری می‌گی؟!

7
00:01:37,650 --> 00:01:40,422
‫وزیری که از سم خورد الان توی وضعیت بحرانی به‌سر می‌بره!

8
00:01:40,422 --> 00:01:41,976
‫کسالت داری. هرچقدر می‌تونی بخواب!

9
00:01:44,202 --> 00:01:46,890
‫به‌ لطفشون یه دل سیر خوابیدم.

10
00:01:46,890 --> 00:01:48,990
‫ولی تا ظهر خوابیدن هم زیاده‌روی‌ـه.

11
00:01:54,534 --> 00:01:57,516
‫حالا دیگه نمی‌تونم بدون آرایش برم.

12
00:02:02,052 --> 00:02:02,682
‫عه‌وا.

13
00:02:03,102 --> 00:02:05,244
‫می‌تونستی یه روز مرخصی بگیری.

14
00:02:05,538 --> 00:02:09,402
‫نمی‌تونم چنین چیزی رو قبول کنم.
‫لطفاً یه کاری بهم بسپارید.

15
00:02:09,738 --> 00:02:11,754
‫ها؟ کک‌ومک‌هات.

16
00:02:11,754 --> 00:02:15,996
‫بدون این‌ها احساس راحتی نمی‌کنم.
‫می‌شه بذارم بمونن؟

17
00:02:15,996 --> 00:02:17,970
‫می‌فهمم چی می‌گی.

18
00:02:17,970 --> 00:02:22,548
‫همه هی اصرار داشتن بدونن اون ندیمه کیه.

19
00:02:22,548 --> 00:02:24,396
‫عذر می‌خوام.

20
00:02:24,396 --> 00:02:25,740
‫اشکالی نداره.

21
00:02:25,740 --> 00:02:29,184
‫راستی، گائوشون از صبح اومده اینجا
‫و هنوز نرفته. می‌خوای چیکار کنی؟

22
00:02:29,982 --> 00:02:33,804
‫به‌نظر حوصله‌ش سر رفته بود، برای همین
‫ازش خواستم علف‌های هرز رو بِکنه.

23
00:02:34,602 --> 00:02:36,198
‫علف‌های هرز...

24
00:02:36,198 --> 00:02:40,062
‫توی ضیافت باغ که جایگاه نسبتاً بالایی داشت.

25
00:02:40,062 --> 00:02:41,700
‫واقعاً که آدم باملاحظه‌ایه.

26
00:02:42,372 --> 00:02:47,454
‫مطمئنم به نوبه خودش دل ندیمه‌ها رو برده.

27
00:02:49,050 --> 00:02:52,410
‫می‌تونم از اتاق پذیرایی استفاده کنم؟

28
00:02:52,788 --> 00:02:55,434
‫مشکلی نیست. هونگ‌نیانگ.

29
00:02:55,434 --> 00:02:56,022
‫چشم.

30
00:02:56,022 --> 00:03:00,054
‫من توهم زدم... یا چشم‌های هونگ‌نیانگ هم داره برق می‌زنه؟

31
00:03:00,558 --> 00:03:02,700
‫جینشی-ساما ازم خواستن این رو بیارم خدمتتون.

32
00:03:04,464 --> 00:03:08,454
‫این همون سوپی‌ـه که گیوکویو-ساما
‫قرار بود میل کنن، درسته؟

33
00:03:09,000 --> 00:03:09,966
‫بله.

34
00:03:09,966 --> 00:03:11,856
‫لطفشون رو می‌رسونه.

35
00:03:12,990 --> 00:03:14,292
‫لطفاً ازش نخورید.

36
00:03:14,292 --> 00:03:15,342
‫نمی‌خورم.

37
00:03:15,972 --> 00:03:21,810
‫نقره فوراً زنگ می‌زنه.
‫این الان اکسیده شده و دیگه مزه‌ی خوبی نمی‌ده.

38
00:03:21,810 --> 00:03:23,364
‫مزه‌ی خوب...

39
00:03:23,364 --> 00:03:25,716
این رو با دست‌هاتون برداشتین؟

40
00:03:25,716 --> 00:03:28,362
‫خیر، به کاسه دست نزدم.

41
00:03:28,362 --> 00:03:31,344
‫فقط یه قاشق از محتویاتش برداشتم
‫تا از سم بودنش مطمئن شم.

42
00:03:36,300 --> 00:03:38,064
‫لطفاً یه‌لحظه منتظر بمونید.

43
00:03:38,064 --> 00:03:39,366
‫چلیک چلیک چلیک.

44
00:03:39,366 --> 00:03:40,248
‫تلق تلق تلق.

45
00:03:41,634 --> 00:03:44,112
‫پنبه، پودر سفیدکننده و یه فرچه.

46
00:03:44,112 --> 00:03:45,246
‫بله.

47
00:03:45,246 --> 00:03:46,758
‫می‌خواید با این‌ها چیکار کنید؟

48
00:03:47,220 --> 00:03:49,068
‫توی عطاری‌ای که قبلاً‌ کار می‌کردم،

49
00:03:49,068 --> 00:03:53,688
‫به ظرف‌هایی که نباید با دست لمس می‌شدن، رنگ می‌زدیم.

50
00:03:53,688 --> 00:03:55,578
‫این هم روشی مشابه همونه.

51
00:03:55,914 --> 00:04:00,072
‫کاری نداره. به این گلوله‌ی پنبه یکمی پودر می‌زنم...

52
00:04:00,660 --> 00:04:02,508
‫باهاش کاسه رو پودری می‌کنم...

53
00:04:03,096 --> 00:04:06,456
‫و در نهایت، مقدار اضافه رو پاک می‌کنم.

54
00:04:09,354 --> 00:04:10,278
‫اینم نتیجه.

55
00:04:10,278 --> 00:04:12,210
‫یه‌سری لکه‌های سفید هست.

56
00:04:12,504 --> 00:04:14,856
‫اون‌جا جاییه که یه انسان دست زده.

57
00:04:15,570 --> 00:04:19,686
‫وقتی این کاسه رو با انگشت‌هات
‫لمس می‌کنی، لکه‌ای به‌جا می‌ذاره.

58
00:04:19,686 --> 00:04:23,214
‫علی‌الخصوص روی نقره که به راحتی می‌پوسه، قابل مشاهده‌ست.

59
00:04:23,592 --> 00:04:27,078
‫برای همینه که نقره‌جات رو قبل از استفاده کامل پاک می‌کنیم.

60
00:04:27,540 --> 00:04:30,900
‫به عبارت دیگه، اثرانگشت‌هایی که اینجا موندن،

61
00:04:30,900 --> 00:04:34,092
‫متعلق به کسی‌‌ان که بعد از تمیز شدن کاسه بهش دست زده؟

62
00:04:34,428 --> 00:04:35,814
‫همین‌طوره.

63
00:04:36,444 --> 00:04:41,652
‫از روی اندازه و جای قرارگیری اثرانگشت‌ها،
‫می‌تونیم حدس بزنیم کاسه رو چطوری دستش گرفته.

64
00:04:42,450 --> 00:04:43,794
‫کاسه رو...

65
00:04:45,390 --> 00:04:46,566
‫چی شده؟

66
00:04:50,976 --> 00:04:51,648
‫هیچی.

67
00:04:52,656 --> 00:04:56,604
‫احتمالاً چهار نفر کاسه رو دستشون گرفتن.

68
00:04:56,604 --> 00:04:57,990
‫چهارنفر.

69
00:04:58,662 --> 00:05:01,854
‫اول،‌ سه‌نفری که به کناره‌های کاسه دست زدن.

70
00:05:02,274 --> 00:05:04,038
‫کسی که سوپ رو ریخته،

71
00:05:04,668 --> 00:05:06,264
‫کسی که کاسه رو برده،

72
00:05:06,978 --> 00:05:08,952
‫و پیش‌مرگ لیشو-ساما.

73
00:05:10,002 --> 00:05:11,976
‫ولی یکی دیگه هم بود.

74
00:05:11,976 --> 00:05:14,832
‫یه «فرد ناشناس» که لبه‌ی کاسه رو لمس کرده.

75
00:05:15,168 --> 00:05:19,914
‫به عقیده‌ی من کسی که غذا رو
‫مسموم کرده این فرد ناشناس بوده.

76
00:05:20,880 --> 00:05:26,508
‫اگه این‌طوره، پس اثرانگشت پیش‌مرگ
‫روی کاسه‌ی همنشین عالی‌رتبه چیکار می‌کنه؟

77
00:05:26,970 --> 00:05:33,438
‫مشخصه. پیش‌مرگ لیشو-ساما به‌نوعی
‫برای آزارواذیت ایشون، از قصد عوضش کرده،

78
00:05:33,438 --> 00:05:35,202
‫بدون اینکه از مسموم بودنش باخبر باشه.

79
00:05:35,202 --> 00:05:36,210
‫عوضش کرده؟

80
00:05:37,344 --> 00:05:38,646
‫زورگویی‌ـه.

81
00:05:38,646 --> 00:05:41,796
‫یه ندیمه به یه همنشین عالی‌رتبه زور می‌گه؟

82
00:05:41,796 --> 00:05:43,560
‫مثل اینکه باورتون نمی‌شه.

83
00:05:44,148 --> 00:05:45,660
‫می‌شه شفاف‌سازی کنید؟

84
00:05:46,794 --> 00:05:51,624
‫قبل از هرچیزی باید بگم که
‫این‌ها همه صرفاً حدس‌وگمان منه.

85
00:05:51,624 --> 00:05:53,178
‫مشکلی نیست.

86
00:05:53,178 --> 00:05:57,210
‫شما لباسی که لیشو-ساما توی
‫ضیافت باغ به تن داشتن رو یادتونه؟

87
00:05:57,210 --> 00:06:00,192
‫بله. تاجایی که یادمه صورتی پررنگ بود.

88
00:06:00,654 --> 00:06:02,460
‫معمولاً، این‌طور تصور می‌شه؛

89
00:06:02,460 --> 00:06:05,484
‫اگه یه همنشین رنگی انتخاب می‌کرد که در مقابل
‫رنگ لباس گیوکویو-ساما توی چشم می‌زد...

90
00:06:05,820 --> 00:06:08,760
‫ندیمه‌هاش رنگ دیگه‌ای بهش پیشنهاد می‌کردن.

91
00:06:08,760 --> 00:06:13,506
‫یا لاأقل، خود ندیمه‌‌ها چیزی می‌پوشیدن
‫تا با رنگ لباس ایشون همخونی داشته باشه.

92
00:06:14,010 --> 00:06:18,000
‫اما با این‌حال، همه‌ی ندیمه‌هاشون
‫لباس سفید به تن کرده بودن.

93
00:06:19,596 --> 00:06:25,896
‫با این‌‌کار، لیشو-ساما رو تبدیل به
‫مضحکه‌ای می‌کنن که از درک شرایط عاجزه.

94
00:06:25,896 --> 00:06:27,870
‫ندیمه‌ها نباید جلوی درخشش بانوشون رو بگیرن.

95
00:06:28,584 --> 00:06:31,146
‫حالا که فکرشو می‌کنم، اون روز...

96
00:06:31,146 --> 00:06:36,858
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

97
00:06:38,118 --> 00:06:40,722
‫ندیمه‌های آئودو-ساما داشتن ندیمه‌های لیشو-ساما رو

98
00:06:40,722 --> 00:06:43,494
‫بابت شونه خالی کردن از کارشون سرزنش می‌کردن.

99
00:06:44,124 --> 00:06:46,308
‫کاخ اندرونی مملوء از دشمنه،

100
00:06:46,308 --> 00:06:51,012
‫پس تنها کسایی که یه همنشین می‌تونه
‫بهشون اعتماد کامل داشته باشه،‌ ندیمه‌هاشه.

101
00:06:51,012 --> 00:06:56,094
‫حدس می‌زنم ندیمه‌ها اون لباس رو
‫به بانوی جوان‌شون لیشو-ساما پیشنهاد کردن،

102
00:06:56,514 --> 00:06:59,622
‫و ایشون اون لباس رو بدون اینکه بفهمن
‫هدفشون تحقیر کردنشونه، پوشیدنش.

103
00:06:59,622 --> 00:07:01,512
‫ذره‌ای شک به دلشون راه ندادن.

104
00:07:02,142 --> 00:07:08,568
‫نه فقط اون، بلکه حتی سعی کرده با عوض کردن غذا
‫همنشین لیشو رو بیشتر مورد آزارواذیت قرار بده؟

105
00:07:08,568 --> 00:07:11,382
‫بله، هرچند از مسموم بودنش مطلع نبود.

106
00:07:11,382 --> 00:07:13,860
‫عاقبت باعث نجات جونش شد.

107
00:07:16,002 --> 00:07:17,808
‫اما بازم کار خیلی زننده‌ایه.

108
00:07:19,698 --> 00:07:21,546
‫چرا باید دست به همچین کاری بزنن؟

109
00:07:22,134 --> 00:07:25,662
‫لیشو-ساما زمانی که خیلی کم‌سن‌وسال بودن
‫همنشین امپراتور پیشین شدن.

110
00:07:25,662 --> 00:07:29,274
‫و بعدش بلافاصله کاخ اندرونی رو ترک کردن.
‫وضعیت ایشون با همه فرق داره.

111
00:07:29,274 --> 00:07:32,256
‫‫یک زن باید از همه‌چیزش بگذره تا خودش رو وقف همسرش بکنه.

112
00:07:32,256 --> 00:07:34,482
‫ما همه این رو تو سنین خیلی پایین یاد گرفتیم.

113
00:07:34,902 --> 00:07:38,766
‫به گمونم، از این منظر که بهش نگاه کنی،
‫وصلت با پسر همسر مرحومش...

114
00:07:38,766 --> 00:07:41,076
‫اوج بی‌شرمی به حساب میاد.

115
00:07:43,008 --> 00:07:45,108
‫به‌نظرم اثرانگشتی که نزدیک لبه‌ی کاسه‌ست،

116
00:07:45,528 --> 00:07:48,510
‫از فردی که سم رو اضافه کرده به جا مونده.

117
00:07:48,846 --> 00:07:52,206
‫حتماً وقتی که داشته سم رو هم می‌زده
‫کاسه رو از لبه گرفته بوده.

118
00:07:52,206 --> 00:07:53,256
‫که این‌طور.

119
00:07:54,012 --> 00:07:58,632
‫انگشت‌ها نباید محلی رو که قراره پذیرای
‫لب‌های اشرافی باشه، لمس کنن.

120
00:07:58,632 --> 00:08:00,270
‫این رو از هونگ‌نیانگ یاد گرفتم.

121
00:08:01,152 --> 00:08:03,252
‫عقلم بیشتر از این قد نمی‌ده.

122
00:08:05,016 --> 00:08:07,620
‫می‌شه یه سؤال دیگه هم بپرسم؟

123
00:08:07,620 --> 00:08:08,712
‫چه سؤالی؟

124
00:08:10,560 --> 00:08:14,256
‫چرا دیروز سعی داشتی از اون پیش‌مرگ محافظت کنی؟

125
00:08:17,154 --> 00:08:20,514
‫صرفاً جهت کنجکاوی می‌پرسم.
‫بازجویی یا امثالهم نیست.

126
00:08:24,000 --> 00:08:29,040
‫زندگی یه دختر خدمتکار درمقایسه با
‫زندگی یه همنشین پشیزی نمی‌ارزه.

127
00:08:31,392 --> 00:08:35,172
‫به‌خصوص اگه زندگی یه پیش‌مرگ باشه...

128
00:08:41,808 --> 00:08:44,370
‫سعی می‌کنم این رو به جینشی-ساما توضیح بدم.

129
00:08:44,958 --> 00:08:46,470
‫خیلی ممنونم.

130
00:08:50,124 --> 00:08:55,080
‫به‌هرحال،‌ باید ازش ممنون باشم که دردسرِ
‫عوض کردن غذاها رو به جون خرید.

131
00:08:56,676 --> 00:08:59,112
‫به لطفش تونستم اون سم رو بچشم.

132
00:09:00,204 --> 00:09:04,698
‫واقعاً اگه اون سوپ رو قورت می‌دادم خوب می‌شدا.

133
00:09:08,730 --> 00:09:09,822
‫همه‌ش همین بود.

134
00:09:09,822 --> 00:09:14,862
‫عجب. همیشه از نحوه‌ی بیانت، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم.

135
00:09:15,240 --> 00:09:16,458
‫که این‌طور؟

136
00:09:16,458 --> 00:09:19,986
هر طور که بهش فکر کنی، کار خودی‌ـه، نه؟

137
00:09:19,986 --> 00:09:22,380
‫شرایط که حاکی از اینه.

138
00:09:23,640 --> 00:09:25,698
‫خیلی ساده جلوه‌ش می‌دی.

139
00:09:26,412 --> 00:09:28,974
‫این قضیه خواب رو از چشمام گرفته.

140
00:09:28,974 --> 00:09:30,780
‫حتی توان عوض کردن لباس‌هامم نداشتم.

141
00:09:30,780 --> 00:09:32,292
‫می‌خوام دست از فکر کردن بردارم.

142
00:09:32,922 --> 00:09:35,190
‫دارید می‌شید خود همیشگی‌تون.

143
00:09:35,190 --> 00:09:37,710
‫چه اهمیتی داره؟ اینجا که کسی نیست.

144
00:09:37,710 --> 00:09:38,760
‫من که هستم.

145
00:09:39,180 --> 00:09:40,902
‫می‌شه یکم راحتم بذاری؟

146
00:09:40,902 --> 00:09:42,456
‫خیر.

147
00:09:42,456 --> 00:09:44,514
‫یه کلمه از حرفام هم روت تأثیر نداره، ها؟

148
00:09:44,514 --> 00:09:46,278
‫رابطه‌ی طولانی‌ مدتی داشتیم.

149
00:09:46,698 --> 00:09:50,898
‫داشتنِ یه‌نفر که از بدو تولد
‫مراقبته هم سختی‌های خودش رو داره.

150
00:09:52,032 --> 00:09:54,930
‫جینشی-ساما، یادتون رفت گیره‌ی موتون رو بردارید.

151
00:09:54,930 --> 00:09:57,912
‫آه، ای بابا. پاک فراموش کرده بودم.

152
00:09:57,912 --> 00:10:00,054
‫توی موهاتون گم شده بود.

153
00:10:00,054 --> 00:10:03,246
‫فکر نکنم کسی از مقام واقعی‌تون بویی برده باشه.

154
00:10:03,246 --> 00:10:05,010
‫ترتیبشو بده.

155
00:10:06,060 --> 00:10:08,622
‫باز هم که حواستون بهش نیست.

156
00:10:09,798 --> 00:10:14,628
‫این چیزیه که فقط افراد خاصی می‌تونن
‫به سرشون بزنن، پس لطفاً خوب مراقبش باشید.

157
00:10:15,090 --> 00:10:16,602
‫خودم می‌دونم.

158
00:10:16,602 --> 00:10:18,030
‫نمی‌دونید.

159
00:10:19,668 --> 00:10:21,474
‫خب دیگه، از حضورتون مرخص می‌شم.

160
00:10:27,060 --> 00:10:28,446
‫بریم تو کارش...

161
00:10:31,932 --> 00:10:34,914
‫عه راستی، هیچ گیره‌ی مویی گرفتی؟

162
00:10:34,914 --> 00:10:35,754
‫یه چندتا.

163
00:10:38,232 --> 00:10:39,618
‫که این‌طور!

164
00:10:39,618 --> 00:10:40,500
‫پس...

165
00:10:41,592 --> 00:10:43,482
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون!

166
00:10:45,372 --> 00:10:47,892
‫هـا؟ الان چی‌گفتی؟

167
00:10:47,892 --> 00:10:49,992
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون؟

168
00:10:50,454 --> 00:10:52,344
‫لطفاً بیشتر توضیح بده!

169
00:10:54,024 --> 00:10:55,368
‫باشه...

170
00:10:57,384 --> 00:11:00,534
‫وقتی توی کاخ اندرونی هستی
‫نمی‌تونی مردی رو از بیرون ملاقات کنی،

171
00:11:00,870 --> 00:11:05,700
‫ولی اگه اجازه‌ی ویژه داشته باشی،
‫یه مرد می‌تونه یه زن رو به بیرون همراهی کنه.

172
00:11:05,700 --> 00:11:10,194
‫هوم هوم، پس اون گیره‌های مو که توی
‫ ضیافت باغ می‌دادن همچین داستانی داشتن.

173
00:11:10,194 --> 00:11:16,788
‫دقیقاً! تازه می‌تونی از گیره‌های مو استفاده کنی
‫تا از یکی بخوای از کاخ اندرونی ببرت بیرون.

174
00:11:17,124 --> 00:11:21,282
‫گرفتم. ممنونم، شائولان. یه امتحانی می‌کنم.

175
00:11:22,500 --> 00:11:23,886
‫قابلتو نداره.

176
00:11:24,516 --> 00:11:27,078
‫مائومائو، ممنون واسه زالزالکا!

177
00:11:27,498 --> 00:11:29,262
‫خوشمزه بود!

178
00:11:33,504 --> 00:11:36,402
‫سرجمع چهارتا گیره‌ سر گرفتم.

179
00:11:36,402 --> 00:11:38,712
‫دوتاشون از دست مردها بودن.

180
00:11:39,384 --> 00:11:42,282
‫یا نه، از اونجایی که یکی‌شون
‫عضو مهمش رو از دست داده،

181
00:11:42,282 --> 00:11:44,592
‫شاید بهتره «مرد» صداش نکنم؟

182
00:11:45,054 --> 00:11:46,608
‫داروساز!

183
00:11:47,742 --> 00:11:48,876
‫خب!

184
00:11:53,958 --> 00:11:57,234
‫لی‌هاکو-ساما، یکی از خانم‌های کاخ اندرونی این رو فرستادن.

185
00:11:57,234 --> 00:11:58,872
‫اوه، فهمیدم.

186
00:12:00,258 --> 00:12:04,542
‫خدایا، نکنه اون گیره‌ی مویی که
‫بابت دلگرمی دادمو جدی گرفته؟

187
00:12:04,542 --> 00:12:07,482
‫ولی اگه یه خانم خوشگل باشه، حیف می‌شه...

188
00:12:07,482 --> 00:12:09,456
‫مائومائو
‫از کاخ یشم

189
00:12:09,456 --> 00:12:13,320
‫فقط یه‌ دونه گیره سر به کاخ یشم دادم...

190
00:12:13,320 --> 00:12:14,580
‫که یعنی...

191
00:12:16,428 --> 00:12:17,982
‫اون یکی؟

192
00:12:19,074 --> 00:12:22,224
‫خب... چطوری باید دست‌به‌سرش کنم...

193
00:12:24,576 --> 00:12:25,962
‫عذر می‌خوام.

194
00:12:29,112 --> 00:12:30,330
‫ممنون که منتظر موندید.

195
00:12:30,708 --> 00:12:32,682
‫هوم؟ تو دیگه کی هستی؟

196
00:12:33,102 --> 00:12:34,614
‫اینو خیلی بهم می‌گن.

197
00:12:34,614 --> 00:12:38,142
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫آرایش از این رو به اون روت می‌کنه؟

198
00:12:38,142 --> 00:12:39,696
‫این یکی هم زیاد بهم می‌گن.

199
00:12:41,502 --> 00:12:44,526
‫ولی بگذریم، منو صدا کردی...

200
00:12:45,156 --> 00:12:47,466
‫دلم می‌خواد برگردم پیش خانواده‌م.

201
00:12:47,466 --> 00:12:48,684
‫خانواده‌ت؟

202
00:12:49,272 --> 00:12:51,834
‫هیچ می‌دونی معنی این‌ها چیه؟

203
00:12:51,834 --> 00:12:56,832
‫بهم گفتن به شرط اینکه شما
‫ضمانتم رو بکنید، می‌تونم موقتاً برم خونه.

204
00:12:56,832 --> 00:12:58,722
‫خوب رویی هم داری.

205
00:12:58,722 --> 00:13:02,754
‫تو که صرفاً یه ندیمه‌ای، از منی که
‫یه افسر نظامی‌ام می‌خوای ضمانتتو کنم؟

206
00:13:03,300 --> 00:13:04,224
‫بله.

207
00:13:06,030 --> 00:13:09,600
‫و صرفاً برای همین صدام کردی؟

208
00:13:09,600 --> 00:13:10,482
‫بله.

209
00:13:10,482 --> 00:13:13,968
‫نمی‌دونم کله‌خری یا خودِ خری.

210
00:13:15,648 --> 00:13:21,822
‫خب دخترجون، داری سعی می‌کنی
‫از من برای خونه رفتنت سوءاستفاده کنی؟

211
00:13:21,822 --> 00:13:26,274
‫نه، یقین دارم که می‌تونم در ازاش
‫چیز ارزشمندی بهتون پیشنهاد کنم.

212
00:13:26,736 --> 00:13:27,870
‫هـــا؟

213
00:13:29,508 --> 00:13:30,474
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - پایرین
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - جوکا
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - می‌می

214
00:13:30,810 --> 00:13:33,792
‫می‌تونم نظرتون رو به یه بازدید ‫از گل‌های خانه‌ی یشم جلب کنم؟

215
00:13:35,724 --> 00:13:38,664
‫خـ ـ خونه‌ی یشم؟! حتماً شوخیت گرفته!

216
00:13:38,664 --> 00:13:41,646
‫یه شب توی اون مهمانخانه اعیونی
‫اندازه‌ی دستمزد یه‌سالم خرج برمی‌داره!

217
00:13:41,646 --> 00:13:46,266
‫اگه نگرانید، می‌تونید یکی از این معرفی‌نامه‌ها رو بهشون نشون بدید.

218
00:13:46,266 --> 00:13:49,416
‫پایرین. جوکا. می.

219
00:13:49,626 --> 00:13:52,566
‫عمیقاً عذر می‌خوام که وقت‌تون رو گرفتم.

220
00:13:52,566 --> 00:13:53,742
‫و ـ وایسا...

221
00:13:53,742 --> 00:13:56,766
‫واقعاً مایه‌ی تأسفه، ولی باید از شخص دیگه‌ای بپرسم.

222
00:13:56,766 --> 00:13:58,950
‫لطفاً این موضوع رو فراموش کنید.

223
00:14:00,462 --> 00:14:03,570
‫این دختره... آدمای دیگه‌ای هم داره؟!

224
00:14:03,570 --> 00:14:06,678
‫تازه اونم گیره سر نقره و کوارتز سرخ؟

225
00:14:06,678 --> 00:14:09,366
‫اونا قطعاً مال کسایین که خرشون بیشتر از من می‌ره.

226
00:14:09,366 --> 00:14:11,550
‫این دختره دیگه کیه؟!

227
00:14:11,550 --> 00:14:14,196
‫اگه این‌طوره، شاید حرفی که زد...

228
00:14:14,196 --> 00:14:16,422
‫نه نه، بدجوری مشکوکه!

229
00:14:16,758 --> 00:14:22,932
‫ولی اگه راست بگه، عمراً دیگه شانس اینو
‫داشته باشم که سه شاهدخت رو ببینم...

230
00:14:23,268 --> 00:14:25,284
‫چه شکری بخورم؟!

231
00:14:26,964 --> 00:14:29,106
‫خب، چیکار می‌کنید؟

232
00:14:37,086 --> 00:14:39,060
‫تسلیمم.

233
00:14:39,060 --> 00:14:41,328
‫تبریک می‌گم، مائومائو!

234
00:14:41,328 --> 00:14:44,058
‫کی فکرشو می‌کرد تو قبل از ما بری...

235
00:14:44,058 --> 00:14:45,570
‫خیلی خوشحالم!

236
00:14:45,570 --> 00:14:47,544
‫حتماً با آدم خوبی آشنا شدی.

237
00:14:47,544 --> 00:14:49,812
‫هوم، خیلی ممنون؟

238
00:14:49,812 --> 00:14:52,206
‫چرا این‌قدر در موردش عادی رفتار می‌کنی؟!

239
00:14:52,206 --> 00:14:54,810
‫نگران نباشید، با خودم سوغاتی میارم.

240
00:14:54,810 --> 00:14:56,910
‫چطوری با این یارو آشنا شدی؟

241
00:14:56,910 --> 00:14:58,422
‫تصادفی گمونم؟

242
00:14:58,422 --> 00:15:02,454
‫مطمئنم روحشم خبر نداره معنی گیره‌های مو چیه.

243
00:15:02,748 --> 00:15:07,704
‫آره، مطمئنم. ای وای... دلم برای اون بنده خدا می‌سوزه.

244
00:15:10,350 --> 00:15:11,862
‫واقعاً که سرگرم‌کننده‌ست.

245
00:15:13,458 --> 00:15:15,810
‫موندم یعنی چه قیافه‌ای به خودش می‌گیره...

246
00:15:15,810 --> 00:15:19,380
‫به گمونم که باز یه جروبحث دیگه تو راهه...

247
00:15:19,842 --> 00:15:24,588
‫جینشی بالأخره موفق شد کارش را
‫به پایان برساند و زمانی برای ملاقات پیدا کند...

248
00:15:24,588 --> 00:15:28,200
‫آن هم یک روز پس از اینکه مائومائو رفته بود.

249
00:15:28,200 --> 00:15:32,526
‫مائومائو با یه نفر از اینجا رفت...

250
00:15:38,868 --> 00:15:41,010
‫یه سفر سه‌روزه به خونه‌شون.

251
00:15:42,060 --> 00:15:45,798
‫منطقه‌ی سرگرمی؛ جایی که ‫توش بزرگ شدم خیلی دور نبود.

252
00:15:46,554 --> 00:15:51,552
‫با کاخ اندرونی فاصله‌ی زیادی نداره، ‫درست بعد از دیوارها و خندق بود.

253
00:15:53,400 --> 00:15:56,298
‫کالسکه گرفته؟ چه ولخرجه.

254
00:15:56,298 --> 00:15:59,112
‫خب، سه شاهدخت خانه‌ی یشم...

255
00:15:59,112 --> 00:16:03,102
‫برای عموم تبدیل به بت شدن. حتی می‌پرستنشون.

256
00:16:03,690 --> 00:16:06,966
‫فقط دیدنشون به تنهایی باعث افتخاره.

257
00:16:06,966 --> 00:16:09,318
‫اوه، دارم می‌بینمش...

258
00:16:10,830 --> 00:16:12,258
‫منطقه‌ی سرگرمیه!

259
00:16:16,332 --> 00:16:18,600
‫پس اینجا خانه‌ی یشمه...

260
00:16:18,600 --> 00:16:19,230
‫بله.

261
00:16:19,818 --> 00:16:22,548
‫چه‌قدر باشکوهه.

262
00:16:22,548 --> 00:16:24,732
‫اینجا یه مهمانخانه قدیمی و پرآوازه‌ست،

263
00:16:24,732 --> 00:16:27,924
‫هرچیزی برای عرضه دارن؛
‫از خدمتکارای میان‌رتبه بگیر تا فوق عالی‌رتبه.

264
00:16:29,730 --> 00:16:31,200
‫اوه، یه مدتی می‌شه، ننه‌جون.

265
00:16:32,124 --> 00:16:33,426
‫بچه‌ها حالشون چطـ ـ

266
00:16:38,760 --> 00:16:41,868
‫منظورت چیه که «یه مدتی‌ می‌شه» دختره‌ی کودن؟!

267
00:16:41,868 --> 00:16:45,270
‫حالت خوبه؟! این پیرزنه مشکلش چیه؟!

268
00:16:45,270 --> 00:16:49,176
‫این پیرزن صاحب خانه‌ی یشمه.

269
00:16:49,176 --> 00:16:53,292
‫یادش به‌خیر با این کار کمکم می‌کرد هرچی ‫سم خورده بودم رو بیارم بالا.

270
00:16:53,754 --> 00:16:55,938
‫هـا، این همون مشتری خوبیه که گفتی؟

271
00:16:56,442 --> 00:17:00,348
‫صورتش که خوشگله و جثه‌ی خوبی هم داره.

272
00:17:00,348 --> 00:17:03,078
‫شنیدم داری به جاهای خوبی هم می‌رسی.

273
00:17:03,078 --> 00:17:06,942
‫ننه جون، چرا داری اینا رو صاف تو روش می‌گی؟

274
00:17:06,942 --> 00:17:09,126
‫هوی، پایرینو خبر کن.

275
00:17:09,126 --> 00:17:10,848
‫امروز باید چای درست کنه.

276
00:17:10,848 --> 00:17:11,814
‫چشم!

277
00:17:11,814 --> 00:17:12,990
‫پایرین...

278
00:17:12,990 --> 00:17:16,434
‫لی‌هاکو-ساما، زور بازوهاتون چه‌قدر زیاده؟

279
00:17:16,434 --> 00:17:18,660
‫مرتب تمرین می‌کنم.

280
00:17:19,290 --> 00:17:22,020
‫این‌طوری که...

281
00:17:22,020 --> 00:17:23,490
‫از این‌طرف لطفاً.

282
00:17:24,456 --> 00:17:25,632
‫دارم استرس می‌گیرم...

283
00:17:26,262 --> 00:17:28,446
‫خوب خودتو نشون بده، باشه؟

284
00:17:28,446 --> 00:17:29,202
‫باشه.

285
00:17:31,470 --> 00:17:37,602
‫خب، چرا بدون اینکه یه کلمه بگی
‫ده ماهِ تموم غیبت زده بود؟

286
00:17:37,602 --> 00:17:41,340
‫کاریش نمی‌شد کرد. نامه‌ای که فرستادم رو نخوندی؟

287
00:17:41,340 --> 00:17:43,860
‫معلومه که خوندم! برای همینه که هواشو دارم،

288
00:17:43,860 --> 00:17:45,918
‫اونم با اینکه فقط سلام‌علیک کردیم!

289
00:17:45,918 --> 00:17:53,184
‫فهمیدم بابا. نصف حقوقم رو از کاخ اندرونی
‫به‌عنوان یه معامله‌ی ویژه، جلوجلو گرفتم.

290
00:17:53,184 --> 00:17:57,258
‫این که برای پایرین کفایت نمی‌کنه.

291
00:17:57,258 --> 00:17:59,694
‫نمی‌شه حالا در حد یه چای خوردن حسابش کنی؟

292
00:17:59,694 --> 00:18:04,104
‫احمق! پایرین که اون عضله‌ها رو
‫ولشون نمی‌کنه به امون خدا.

293
00:18:04,104 --> 00:18:07,086
‫می‌دونستم. ولی کاری از دست من برنمیاد...

294
00:18:07,086 --> 00:18:11,076
‫این که نشد حرف! می‌زنم پای حساب خودت.

295
00:18:11,076 --> 00:18:12,672
‫من که از این پول‌ها ندارم...

296
00:18:12,672 --> 00:18:15,150
‫اگه این‌طوره، بازم مشتری خوب برامون بیار.

297
00:18:15,150 --> 00:18:19,014
‫مثل همین یارو. جوونم باشه،
‫که بتونیم تا مدت زیادی بدوشیمش.

298
00:18:22,080 --> 00:18:26,700
‫یه خیابون می‌ری پایین و چهره‌ی شهر به‌کل عوض می‌شه.

299
00:18:27,330 --> 00:18:31,446
‫آلونک‌های داغون، گداها و ولگردهای آبله‌زده.

300
00:18:33,378 --> 00:18:35,436
‫اوضاع همونه که بود.

301
00:18:49,674 --> 00:18:51,816
‫من اومدم، بابا.

302
00:18:51,816 --> 00:18:55,848
‫اوه، خوش اومدی. یه مدتی می‌شه نیستی.

303
00:18:57,864 --> 00:18:59,838
‫بالأخره اومدم خونه.

304
00:19:00,552 --> 00:19:05,802
‫راستی، اون روز رفته بودم بیرون
‫برای کک‌و‌مک‌هام رنگ بگیرم، که...

305
00:19:17,310 --> 00:19:21,132
‫هنوز مدت زمان خدمتم تموم نشده،
‫پس باید دو روز دیگه برگردم به کاخ اندرونی.

306
00:19:21,132 --> 00:19:21,888
‫که این‌طور.

307
00:19:22,308 --> 00:19:25,038
‫خوابم میاد، ولی دلم می‌خواد یه دوشم بگیرم.

308
00:19:25,416 --> 00:19:28,860
‫بهتره فردا حمام خانه‌ی یشم رو قرض بگیری.

309
00:19:30,078 --> 00:19:32,430
‫باشه، همین‌کارو می‌کنم.

310
00:19:50,826 --> 00:19:55,488
‫کاخ اندرونی؟ چرخ روزگارو ببین.

311
00:21:26,964 --> 00:21:41,958
پیش‌نمایش قسمت بعد
