﻿1
00:01:12,744 --> 00:01:16,650
قسمت هشتم
ساقه‌ی گندم

2
00:01:21,732 --> 00:01:23,622
‫برگشتم خونه.

3
00:01:29,712 --> 00:01:31,308
‫خیلی چسبناک شده...

4
00:01:32,274 --> 00:01:33,576
‫بابا...

5
00:01:34,752 --> 00:01:36,306
‫حتماً بیرون سر زمینه.

6
00:01:43,362 --> 00:01:48,318
‫کاش تو این سن‌وسال دست از کار کردن توی زمین می‌کشید،

7
00:01:48,990 --> 00:01:54,198
‫ولی از بد حادثه بدجور عاشق دارو درست کردن
‫با گیاهانی‌ـه که خودش پرورش می‌ده.

8
00:01:58,650 --> 00:01:59,532
‫درو شکوندی.

9
00:02:02,430 --> 00:02:05,034
‫تاحالا ندیدمت. خدمتکار یه مهمانخانه ی دیگه‌ای؟

10
00:02:05,622 --> 00:02:06,546
‫بابام-
‫باهام بیا!

11
00:02:06,546 --> 00:02:07,218
‫هی!

12
00:02:14,736 --> 00:02:17,844
‫نه‌-سان! داروساز رو آوردم!

13
00:02:17,844 --> 00:02:18,516
‫عجله کن!

14
00:02:18,768 --> 00:02:19,692
‫این بو...

15
00:02:21,792 --> 00:02:24,984
‫داروساز جان! مجبورشون کردم بالا بیارن، ولی...

16
00:02:28,176 --> 00:02:28,806
‫کافی نیست!

17
00:02:31,032 --> 00:02:32,208
‫مَرده نفس نمی‌کشه!

18
00:02:33,216 --> 00:02:35,988
‫نبض نداره. چیزی توی گلوش گیر نکرده.

19
00:02:42,666 --> 00:02:44,094
‫فقط بزاقه.

20
00:02:47,160 --> 00:02:48,126
‫آب بیارید!

21
00:02:48,504 --> 00:02:51,486
‫بهش آب ندید! زغال چوب. زغال چوب بیارید!

22
00:02:57,786 --> 00:03:00,474
سر صبحی این چه وضعشه؟

23
00:03:01,104 --> 00:03:03,750
‫وای، شدیداً حموم لازمم...

24
00:03:03,750 --> 00:03:07,278
‫ممنون،‌ داروساز جان. وضعیت هردوشون الان ثابته.

25
00:03:12,948 --> 00:03:16,560
‫دو فردی که اینجا بیهوش شدن، یکی خدمتکار بود و دیگری مهمان

26
00:03:16,560 --> 00:03:19,920
‫اتاق بوی نوشیدنی و تنباکو گرفته بود.

27
00:03:21,222 --> 00:03:23,280
‫دو بطری.

28
00:03:23,868 --> 00:03:25,758
‫جام‌های شیشه‌ای شکسته.

29
00:03:26,934 --> 00:03:29,244
‫این... ساقه‌ی گندمه؟

30
00:03:30,168 --> 00:03:32,688
‫یه چپق و کمی برگ تنباکو.

31
00:03:33,402 --> 00:03:36,342
‫واسه دردسر تراشیدن از جون مایه گذاشتن.

32
00:03:36,930 --> 00:03:38,946
‫زغال چوب رو آوردم...

33
00:03:38,946 --> 00:03:41,592
‫آه، حالا یه لوح تحریر و یه‌چیزی که
‫باهاش بنویسم برام بیار.

34
00:03:41,592 --> 00:03:42,474
‫هـه؟

35
00:03:44,616 --> 00:03:48,732
‫پدرم باید بیرون سر زمین نزدیک دیوار جنوبی باشه.

36
00:03:48,732 --> 00:03:50,034
‫بعداً بیارش اینجا.

37
00:03:50,412 --> 00:03:51,924
‫فهمیدم.

38
00:04:02,928 --> 00:04:04,692
‫دیر کردی، بابا.

39
00:04:04,692 --> 00:04:07,674
‫این دخترک نگران پام بود.

40
00:04:08,010 --> 00:04:09,648
‫زغال چوب رو له کردم.

41
00:04:10,152 --> 00:04:14,016
‫خوبه، بیا فوراً با گیاهان دارویی مخلوطش کنیم و بدیم بخورن.

42
00:04:14,940 --> 00:04:16,074
‫می‌تونی بخوری؟

43
00:04:18,132 --> 00:04:19,140
‫اون چطوره...؟

44
00:04:19,140 --> 00:04:21,912
‫سالمه. به اونم دارو دادن.

45
00:04:23,172 --> 00:04:25,608
‫عملکردت برای مداواشون بد نبود.

46
00:04:25,608 --> 00:04:27,330
‫ «بد نبود»؟

47
00:04:29,010 --> 00:04:34,596
‫بابا... آدمیه که می‌تونه با کم‌ترین اطلاعات به یکی دوتا چیز پی ببره.

48
00:04:36,360 --> 00:04:38,376
‫به‌نظرت این چه‌نوع سمی بود؟

49
00:04:38,712 --> 00:04:39,636
‫شروع شد!

50
00:04:46,692 --> 00:04:50,430
‫بابا گاهی وقتا سعی می‌کنه از این راه یه‌چیزایی بهم یاد بده.

51
00:04:51,732 --> 00:04:53,874
‫برگ‌های تنباکو سم کشنده‌ان.

52
00:04:53,874 --> 00:04:56,436
‫از این راه برای خودکشی دونفره استفاده کردن.

53
00:04:56,730 --> 00:04:59,208
‫نذاشتی آب بخورن، درسته؟

54
00:04:59,628 --> 00:05:01,392
‫آب شرایط رو بدتر می‌کرد، مگه نه؟

55
00:05:01,392 --> 00:05:05,466
‫درسته. اسید معده در برخی موارد می‌تونه
‫از جذب سم به بدن جلوگیری کنه،

56
00:05:05,466 --> 00:05:07,440
‫بنابراین رقیق کردنش ممکنه وضعیت رو بدتر کنه.

57
00:05:07,986 --> 00:05:12,270
‫اما، چی می‌شد اگه سم از قبل با آب قاطی شده بود؟

58
00:05:14,412 --> 00:05:16,974
‫توی استفراغ هیچ برگ تنباکویی نیست.

59
00:05:16,974 --> 00:05:20,166
‫حواسم نبود. شاید هنوز تو حالت خواب و بیداری‌ام.

60
00:05:20,166 --> 00:05:24,072
‫اگه سم با آب قاطی شده باشه،
‫بعضی مواقع بهتره که با آب بیشتر قاطیش کی.

61
00:05:24,744 --> 00:05:26,256
‫خوبه. یادگرفتم.

62
00:05:28,944 --> 00:05:30,456
‫شرمنده.

63
00:05:30,456 --> 00:05:35,076
‫با خوراکی‌هایی که مختص مشتری‌هاست ازمون
‫پذیرایی می‌کنه؟ چه دست‌ودل‌باز.

64
00:05:37,806 --> 00:05:42,384
‫که این‌طور، باعث می‌شه جای رژ لب روی جام نمونه.

65
00:05:44,274 --> 00:05:48,474
‫به معنای واقعی نجاتمون دادید.
‫این رو به‌عنوان نشان کوچکی از قدردانی ما بپذیرید.

66
00:05:49,020 --> 00:05:50,322
‫نه،‌ لازم نیست-

67
00:05:50,322 --> 00:05:53,850
‫بابا، این ماه می‌تونی اجاره‌ی ننه رو بدی؟

68
00:05:53,850 --> 00:05:54,942
‫در این صورت...

69
00:05:54,942 --> 00:05:57,000
‫امان از دست این پیرمرد...

70
00:06:01,326 --> 00:06:05,358
‫حتماً یه خودکشی دونفره بوده.
‫توی منطقه‌ی سرگرمی اتفاق چندان نادری نیست.

71
00:06:05,736 --> 00:06:09,726
‫البته، اون مرد خیلی خوش‌پوش بود.

72
00:06:09,726 --> 00:06:11,490
‫چهره‌ی جذابی هم داشت.

73
00:06:11,490 --> 00:06:14,220
‫بهش نمی‌خورد دستش از پول یا زن کوتاه باشه.

74
00:06:14,514 --> 00:06:17,328
‫پیش‌داوری کردنم بر اساس تصورات عامه
‫زیاد به مذاق بابا خوش نمیاد، ولی...

75
00:06:19,722 --> 00:06:21,402
‫به نظر نمیومد اون یارو...

76
00:06:21,402 --> 00:06:24,426
‫از اون آدمایی باشه که از روی ناامیدی بابت آینده با یه خدمتکار سم بخوره.

77
00:06:29,088 --> 00:06:30,516
‫می‌رم یه سری بهشون بزنم.

78
00:06:31,440 --> 00:06:34,464
‫انگار مرده توی شرایط بدتری بود...

79
00:06:42,192 --> 00:06:43,074
‫چه غلطی می‌کنی؟!

80
00:06:48,114 --> 00:06:51,558
‫جلومو نگیر! این یارو حقشه که بمیره!

81
00:07:08,694 --> 00:07:12,600
‫داروساز جان، می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟

82
00:07:14,364 --> 00:07:17,304
‫اون مرد همیشه از اون مشتری‌های دردسرساز بود.

83
00:07:17,598 --> 00:07:21,630
‫همه به‌شدت ازش بیزار بودن. حتی یه‌بار یه زن سعی کرد با چاقو بهش حمله کنه.

84
00:07:22,386 --> 00:07:24,948
‫یه‌بار هم قبلاً مسموم شده بود.

85
00:07:24,948 --> 00:07:28,476
‫ولی پدرش یه تاجر ثروتمنده که لوس بارش آورده.

86
00:07:28,476 --> 00:07:30,954
‫هر مشکلی رو با پول حل‌و‌فصل می‌کنه.

87
00:07:32,214 --> 00:07:37,296
‫اخیراً، از پدرش خواسته که برای گشت‌و‌گذارش
‫توی مهمانخانه ها براش محافظ استخدام کنه.

88
00:07:37,716 --> 00:07:40,278
‫خواهر بزرگ‌تر این دخترم همون مرده دست‌به‌سر کرد.

89
00:07:44,478 --> 00:07:47,460
‫برای همین... فکر می‌کنم نمی‌تونه ازش بگذره.

90
00:07:47,460 --> 00:07:51,156
‫اون خدمتکاری که امروز سم رو خورد هم باهاش صمیمی بوده.

91
00:07:51,156 --> 00:07:53,172
‫پس ازم می‌خوای وانمود کنم شتر دیدم،‌ ندیدم؟

92
00:07:53,172 --> 00:07:56,238
‫اگه این‌قدر مشکل می‌تراشه، چرا ورودشو قدغن نمی‌کنید؟

93
00:07:56,238 --> 00:07:58,968
‫خود همون خدمتکار بود که پاشو به اینجا باز کرد.

94
00:07:59,724 --> 00:08:02,202
‫به گمونم پخش‌شدن شایعه‌ی خودکشی دونفره...

95
00:08:02,202 --> 00:08:05,352
‫اوضاع رو برای اینجا بدترم می‌کنه.

96
00:08:05,688 --> 00:08:07,578
‫پس بگو چرا حسابی از خجالت‌مون در اومدن...

97
00:08:07,578 --> 00:08:11,820
‫چون مانع این شدیم که مرگ پسر یه تاجر مایه‌دار بمونه رو دستشون.

98
00:08:11,820 --> 00:08:13,122
‫و...

99
00:08:14,886 --> 00:08:17,658
‫همینم باعث شد حس کنه در حقش جفا شده.

100
00:08:18,498 --> 00:08:19,590
‫متوجه‌م.

101
00:08:22,320 --> 00:08:25,512
‫امروزو که خیلی اتفاقی خونه بودم،

102
00:08:25,512 --> 00:08:30,888
‫ولی اگه دختره مشتری همیشگی‌مونه،
‫احتمالاً در جریان بوده که بابا چه‌موقع خونه نیست.

103
00:08:32,904 --> 00:08:35,256
‫معمولاً توی چنین مواقعی آدم یه دکتر خبر می‌کنه،

104
00:08:35,256 --> 00:08:38,154
‫ولی اون رفت دنبال داروسازی که توی خونه‌ش نیست بگرده.

105
00:08:39,036 --> 00:08:42,312
‫اون فسقله خدمتکار ترسناک‌تر از چیزیه که نشون می‌ده.

106
00:08:45,042 --> 00:08:49,158
‫حیف که سفرت به خونه به چنین داستانی ختم شد.

107
00:08:49,158 --> 00:08:51,006
‫بابا، پولی که اون‌موقع دادن رو نشونم بده.

108
00:08:51,006 --> 00:08:51,930
‫همم؟

109
00:08:52,350 --> 00:08:54,870
‫اوهوم، همه‌ش اینجاست.

110
00:08:54,870 --> 00:08:57,894
‫حدسشو می‌زدم، حق‌السکوتم گذاشته روش.

111
00:08:57,894 --> 00:08:59,868
‫ولی، یه چیزی فکرمو درگیر کرده.

112
00:09:00,666 --> 00:09:03,354
‫طبق شنیده‌ها، مرده عقلش خوب کار می‌کرده.

113
00:09:03,816 --> 00:09:10,242
‫نکنه به‌زور وادارش کرده؟ نه، اونی که قبلاً یه‌بار مسموم شده به این راحتی-

114
00:09:10,830 --> 00:09:14,568
‫مائومائو،‌ نباید بر اساس حدس‌و‌گمان نظر بدی.

115
00:09:15,492 --> 00:09:18,474
‫بابا، تو همین الانشم فهمیدی قضیه واقعاً چی بوده، مگه نه؟

116
00:09:22,338 --> 00:09:28,260
‫سعی کن یادت بیاد... که صحنه چه شکلی بوده و احتمالاً چی رو از قلم انداختی.

117
00:09:28,260 --> 00:09:29,856
‫برگ‌های تنباکو سم کشنده‌ان.

118
00:09:29,856 --> 00:09:31,956
‫از این راه برای خودکشی دونفره استفاده کردن.

119
00:09:31,956 --> 00:09:35,694
‫‫اما، چی می‌شد اگه سم از قبل با آب قاطی شده بود؟

120
00:09:35,694 --> 00:09:38,088
‫خود همون خدمتکار بود که پاشو به اینجا باز کرد.

121
00:09:38,088 --> 00:09:40,272
‫این یارو حقشه که بمیره!

122
00:09:40,272 --> 00:09:43,800
‫اون خدمتکاری که امروز سم رو خورد هم باهاش صمیمی بوده.

123
00:09:43,800 --> 00:09:48,168
‫که این‌طور، باعث می‌شه جای رژ لب روی جام نمونه.

124
00:09:51,486 --> 00:09:53,670
‫این یه خودکشی دونفره نبوده...

125
00:09:54,258 --> 00:09:55,644
‫قتل بوده.

126
00:10:02,112 --> 00:10:08,454
‫آبِ مسموم، ساقه‌های گندم، دوتا نوشیدنی جداگونه با رنگ‌های متفاوت...

127
00:10:12,444 --> 00:10:14,712
‫دیگه تموم شد و رفت.

128
00:10:16,098 --> 00:10:17,610
‫می‌دونم.

129
00:10:21,138 --> 00:10:23,532
‫قتل بوده، نه یه خودکشی دونفره.

130
00:10:23,532 --> 00:10:26,598
‫و این خدمتکار بوده که سعی کرده مرده رو بکشه،

131
00:10:27,144 --> 00:10:31,092
‫اونم با نوشیدنی‌هایی که سم تنباکو قاطی‌شون بوده.

132
00:10:31,512 --> 00:10:35,460
‫ولی مرده به‌قدری حواس‌جمع بوده که نگهباناشو با خودش بیاره.

133
00:10:35,460 --> 00:10:37,728
‫چطوری تونسته وادارش کنه که سم رو سر بکشه؟

134
00:10:38,274 --> 00:10:40,458
‫برای همینه که یه حقه‌ای سوار کرده.

135
00:10:40,458 --> 00:10:43,314
‫دو نوع ساکه، یه جام.

136
00:10:43,776 --> 00:10:48,354
‫ساکه‌های متفاوت وزن و غلظت متفاوتی هم دارن.

137
00:10:48,732 --> 00:10:53,016
‫با به آرومی ریختن یه ساکه‌ی سبک روی یه ساکه‌ی سنگین،

138
00:10:53,016 --> 00:10:55,242
‫می‌تونی یه نوشیدنی چندلایه‌ی خوشگل درست کنی.

139
00:10:55,242 --> 00:10:58,938
‫بعدش، از ساقه‌ی گندم استفاده کرد تا بدون اینکه
‫مرده رو به شک بندازه، از لایه‌ی پایینش بنوشه.

140
00:11:13,596 --> 00:11:16,116
‫بعد از اون، خودش هم از لایه‌ی بالایی نوشید.

141
00:11:16,368 --> 00:11:18,846
‫فقط یه‌ذره، که یه‌وقت باعث مرگش نشه.

142
00:11:19,518 --> 00:11:22,206
‫نمی‌خواست که خودشم جونشو از دست بده.

143
00:11:26,784 --> 00:11:31,488
‫برای اینکه از مرگ مرده مطمئن بشه، و خودش هم جون سالم به در ببره،

144
00:11:31,488 --> 00:11:33,714
‫صبح انجامش داده.

145
00:11:33,714 --> 00:11:37,704
‫تا بعدش خیلی راحت، یکی برسه و شاهد ماجرا باشه.

146
00:11:38,880 --> 00:11:42,828
‫به‌نظر شکننده میاد، اما در واقع خیلی زیرکه.

147
00:12:08,532 --> 00:12:12,480
‫نه-سان، داری چیکار می‌کنی؟! باید توی تخت بمونی!

148
00:12:12,480 --> 00:12:15,294
‫اون دخترک خدمتکار هم یه‌کم رفتارش عجیب بود.

149
00:12:15,630 --> 00:12:17,898
‫برای اینکه مطمئن بشه اون مرده زنده نمی‌مونه،

150
00:12:17,898 --> 00:12:20,796
‫رفت سراغ یه داروساز، نه دکتر.

151
00:12:20,796 --> 00:12:22,896
‫حسابی هم لفتش داد تا بابا رو بیاره.

152
00:12:23,610 --> 00:12:26,928
‫یعنی نگران نبود که «نه-چانش» بیفته بمیره؟

153
00:12:27,432 --> 00:12:33,144
‫یعنی نگران نبود که دوباره یکی از نزدیکانش، مثل خواهر واقعیش بمیره؟

154
00:12:33,480 --> 00:12:37,722
‫انگاری که از قبل خبر داشت خدمتکار قراره زنده بمونه.

155
00:12:37,722 --> 00:12:39,906
‫یا شایدم دارم زیادی ذهنمو درگیر می‌کنم؟

156
00:12:40,620 --> 00:12:43,896
‫به علاوه، اون یکی خدمتکار هم با دخترک خدمتکار همدردی می‌کرد.

157
00:12:44,358 --> 00:12:46,962
‫و اون پیرزن دست‌ودل‌باز...

158
00:12:46,962 --> 00:12:50,658
‫وقتی شک بیفته به جونم دیگه کسی جلودارم نیست.

159
00:12:51,204 --> 00:12:53,094
‫نکنه داشتن...

160
00:12:57,210 --> 00:13:00,654
‫نباید از روی حدس‌و‌گمان حرف بزنم.

161
00:13:03,006 --> 00:13:05,652
‫واقعاً دلم می‌خواست برگردم به منطقه‌ی سرگرمی،

162
00:13:05,652 --> 00:13:08,046
‫ولی سرتهشو که بزنی، فرقی با کاخ اندرونی نداره.

163
00:13:08,592 --> 00:13:11,406
‫جفتش یه باغ و یه قفسه.

164
00:13:12,204 --> 00:13:16,152
‫همه با هوای کهنه و خفه مسموم می‌شن.

165
00:13:16,908 --> 00:13:20,436
‫خدمتکارا هم سمای اطرافشون رو نشخوار می‌کنن...

166
00:13:20,436 --> 00:13:22,956
‫تا خودشون سم لذیذی بشن.

167
00:13:33,582 --> 00:13:35,640
‫مراقب خودت باش.

168
00:13:35,640 --> 00:13:36,732
‫تو هم بابا.

169
00:13:37,446 --> 00:13:38,622
‫من رفتم.

170
00:13:40,176 --> 00:13:44,544
‫تو یه چشم به‌هم‌زدن سه روز بازگشت به خونه‌م تموم شد.

171
00:13:49,584 --> 00:13:52,860
‫چرا... این‌طوری بد بهم نگاه می‌کنه؟

172
00:13:52,860 --> 00:13:54,288
‫بهتره زودتر فلنگو ببندم.

173
00:13:54,708 --> 00:13:56,976
‫خب دیگه می‌رم لباس‌هامو عوض کنم.

174
00:13:56,976 --> 00:13:57,858
‫بعداً!

175
00:13:57,858 --> 00:13:58,446
‫همه چیو!

176
00:13:58,446 --> 00:13:59,832
‫واسه‌مون تعریف کنی‌ ها!

177
00:14:04,200 --> 00:14:06,720
‫توی پذیرایی منتظرت می‌مونم.

178
00:14:19,740 --> 00:14:21,210
‫با اجازه.

179
00:14:25,158 --> 00:14:28,056
‫یه‌طورایی خیلی عُنُق به‌نظر میاد.

180
00:14:29,316 --> 00:14:30,954
‫دارم حساسیت به خرج می‌دم؟

181
00:14:31,584 --> 00:14:33,012
‫به امید خدا که حساسیت به خرج می‌دم.

182
00:14:33,012 --> 00:14:33,852
‫حساسیت منه بابا.

183
00:14:35,448 --> 00:14:38,262
بعدم... چرا فقط ما دوتاییم؟

184
00:14:38,808 --> 00:14:41,496
‫پس رفتی خونه، ها؟

185
00:14:41,496 --> 00:14:42,378
‫بله.

186
00:14:43,260 --> 00:14:44,646
‫چطور بود؟

187
00:14:44,646 --> 00:14:47,082
‫اوضاع همه خوب بود، پس راضیم.

188
00:14:48,510 --> 00:14:49,770
‫عجب.

189
00:14:49,770 --> 00:14:50,610
‫بله.

190
00:14:52,248 --> 00:14:55,356
‫این یارو لی‌هاکو چطور آدمی بود؟

191
00:14:56,238 --> 00:14:58,128
‫اوه... ضامنم بودن.

192
00:14:58,674 --> 00:15:01,278
‫اسم اونو از کجا می‌دونه؟

193
00:15:02,748 --> 00:15:06,318
هیچ می‌دونی یعنی چی؟... معنی این کار؟

194
00:15:06,318 --> 00:15:11,568
‫بله. فقط یه مقام رسمی عالی‌رتبه با سوابق خوب می‌تونه یه ضامن بشه.

195
00:15:16,818 --> 00:15:18,792
‫بهت گیره‌ی مو داد؟

196
00:15:18,792 --> 00:15:22,530
‫داشتن چندتایی پخش می‌کردن، من هم یه‌دونه هدیه‌ی مشارکت گیرم اومد.

197
00:15:23,076 --> 00:15:26,352
‫پس یعنی... من به یه هدیه‌ی مشارکت باختم؟

198
00:15:28,998 --> 00:15:33,198
‫تا یادمه منم یکی بهت دادم، ولی هیچ خبری ازت نشد.

199
00:15:34,206 --> 00:15:35,214
‫ها؟

200
00:15:35,676 --> 00:15:41,178
مشکلش چیه؟ چون به‌جاش از اون کمک نخواستم اوقاتش تلخه؟

201
00:15:41,556 --> 00:15:47,436
‫چه آدم عجیبیه. مثل روز روشنه بهتره توی هیچ دردسر نیفتی که.

202
00:15:47,898 --> 00:15:52,182
‫انقدر حوصله‌ش سر رفته که تشنه‌ی توجه شده؟
‫حتی اگه براش دردسرساز بشه؟

203
00:15:52,770 --> 00:15:58,692
‫متأسفم، بازپرداختی به ذهنم نرسید که به مذاق شما خوش بیاد، جینشی-ساما.

204
00:16:01,422 --> 00:16:02,766
بازپرداخت چه صیغه‌ایه؟

205
00:16:03,480 --> 00:16:07,050
‫تو به اون یارو لی‌هاکو چیزی دادی؟

206
00:16:07,050 --> 00:16:10,746
‫بله، براشون یک شب با رویاهای شیرین تدارک دیدم.

207
00:16:12,510 --> 00:16:13,602
‫یه شب...

208
00:16:14,526 --> 00:16:17,172
‫به‌نظر بسیار راضی میومدن.

209
00:16:17,172 --> 00:16:19,860
‫خودمم راضیم، چون همه‌جوره مایه گذاشتم.

210
00:16:23,892 --> 00:16:26,076
دارید چیکار می‌کنید؟

211
00:16:26,076 --> 00:16:28,260
‫با اجازه تا قبل از اینکه لک بشه پاکش می‌کنم.

212
00:16:28,260 --> 00:16:30,234
‫با اجازه تا قبل از اینکه لک بشه پاکش می‌کنم.

213
00:16:30,234 --> 00:16:33,006
‫باید فوراً بشوریدش.

214
00:16:35,904 --> 00:16:39,642
‫خودم تیکه‌های فنجون رو برمی‌دارم. شما دست نزنید.

215
00:16:42,498 --> 00:16:43,632
‫با اجازه.

216
00:16:43,632 --> 00:16:44,766
‫ووش!

217
00:16:51,654 --> 00:16:52,620
‫آخ!

218
00:18:34,302 --> 00:18:49,296
‫پیش‌نمایش قسمت بعد
‫قسمت بعد: «خودکشی یا قتل؟»
