﻿1
00:01:25,251 --> 00:01:29,631
قسمت دهم
عسل
‫در مورد خدمتکاری که غرق شده شنیدم، خودکشی بوده.

2
00:01:29,631 --> 00:01:32,050
‫از خدمتکارهای کاخ لعل بوده.

3
00:01:32,675 --> 00:01:37,013
‫شنیدم کسی بوده که غذای لیشو-ساما توی ضیافت باغ رو مسموم کرده...

4
00:01:37,013 --> 00:01:41,142
‫یعنی به‌خاطر اینکه به همنشین آدوئو خدمت می‌کرده این‌کارو کرده؟

5
00:01:41,142 --> 00:01:42,894
‫منظورت، همنشین پاک آدوئوـه؟

6
00:01:42,894 --> 00:01:45,897
‫آره. شنیدم قراره جایگاهش رو به‌عنوان یکی از چهار همنشین از دست بده...

7
00:01:45,897 --> 00:01:48,900
‫تا یکی از بانوهای جوان‌تر جایگاهش رو بگیره.

8
00:01:50,151 --> 00:01:54,489
‫همنشین آدوئو سی‌وپنج سالشه و یک‌سال از امپراتور بزرگتره.

9
00:01:55,240 --> 00:01:59,744
‫اون‌موقع‌ها که هنوز شاهدخت بوده یه فرزند پسر ‫از امپراتور داشته، اما از دستش داده.

10
00:02:00,286 --> 00:02:04,916
‫خیلی بده، ولی کل نظام کاخ اندرونی روی پس‌انداختن بچه‌های زیاد ساخته شده.

11
00:02:06,876 --> 00:02:09,546
‫مادر یه فرزند پسر مرده.

12
00:02:10,672 --> 00:02:15,552
‫اگه لیفا-ساما هم نتونه یه بچه‌ی دیگه بیاره، همین بلا سرش میاد؟

13
00:02:15,885 --> 00:02:20,849
‫هیچ تضمینی هم نیست عشق امپراتور تا همیشه ‫شامل حال گیوکویو-ساما باشه.

14
00:02:21,516 --> 00:02:24,519
‫حتی زیباترین گل هم یه‌روزی پژمرده می‌شه.

15
00:02:25,061 --> 00:02:28,189
‫گل‌های کاخ اندرونی اگه میوه ندن هیچ ارزشی ندارن.

16
00:02:28,857 --> 00:02:30,483
‫دیگه باید برم.

17
00:02:30,483 --> 00:02:32,193
‫اوه، اینم بگیر.

18
00:02:32,652 --> 00:02:34,779
‫خوراکی‌های باقیمونده از مهمانی چای دیروزن.

19
00:02:34,779 --> 00:02:35,780
‫ممنون!

20
00:02:35,780 --> 00:02:40,577
‫انقدر خوراکی داشتن که باقی مونده؟
‫ مهمانی‌‌های چای هم دنیایی‌ان.

21
00:02:41,828 --> 00:02:43,121
‫چی بگم.

22
00:02:43,663 --> 00:02:47,167
‫مهمانی چای یه‌ شکل از کار برای همنشین‌هاست.

23
00:02:47,500 --> 00:02:49,210
‫مائومائو، کمکمون کن آماده کنیم.

24
00:02:49,711 --> 00:02:50,920
بازم؟

25
00:02:52,130 --> 00:02:54,507
‫برای این یکی دارین حسابی زحمت می‌کشین.

26
00:02:54,507 --> 00:02:56,634
‫معلومه. این‌دفعه یه همنشین عالی‌رتبه‌ست.

27
00:02:56,634 --> 00:02:58,887
‫همنشین فرزانه لیشو-ساما.

28
00:02:59,679 --> 00:03:03,391
‫این‌جا مظهر کامل سیاست‌های کاخ اندرونیـه.

29
00:03:03,892 --> 00:03:06,644
‫خوش آمدین، همنشین لیشو.

30
00:03:07,520 --> 00:03:09,606
‫ازتون ممنونم.

31
00:03:09,981 --> 00:03:12,358
‫کنکاش بی‌وقفه توی افکار همدیگه.

32
00:03:13,610 --> 00:03:18,364
‫اینم بخشی از ذات زن بودنه که نسبت به همجنس خودت محتاط باشی؟

33
00:03:18,364 --> 00:03:22,243
‫راستش، نسبت به وقتی که امپراتور این‌جان حواسشون جمع‌تره.

34
00:03:23,703 --> 00:03:27,665
‫طوری که گیوکویو-ساما از طریق گفتگو اطلاعات جمع‌آوری می‌کنه،

35
00:03:27,665 --> 00:03:30,418
‫نشون می‌ده چه همنشین ماهری هست.

36
00:03:30,919 --> 00:03:34,130
‫شنیدم اطلاعاتی رو که جمع آوری می‌کنه برای
‫خانواده‌ش توی زادگاهش می‌فرسته.

37
00:03:34,130 --> 00:03:40,053
‫به‌عنوان یه تاجر، مهمه که از اوضاع زمانه باخبر باشن.

38
00:03:47,560 --> 00:03:49,854
‫پیش‌مرگ ضیافت باغ.

39
00:03:49,854 --> 00:03:52,774
‫خدا رو شکر که زیاد تنبیه‌ش نکردن.

40
00:03:54,025 --> 00:03:56,486
‫حالا گازش که نمی‌گیرم.

41
00:03:57,320 --> 00:04:00,949
‫بقیه‌ی خدمتکارها هیچ توجهی به بانوشون ندارن.

42
00:04:01,491 --> 00:04:04,994
‫ولی، الان هم به‌نظر نمیاد مدام مورد آزار و اذیت قرارش بدن.

43
00:04:05,620 --> 00:04:09,624
‫اگه گزارشم به گائوشون-ساما اشتباه بوده باشه، که چه بهتر.

44
00:04:11,209 --> 00:04:13,586
از چیزای شیرین که بدتون نمیاد؟

45
00:04:14,003 --> 00:04:15,505
‫چیزای شیرین دوست دارم.

46
00:04:16,005 --> 00:04:17,006
‫عالیه.

47
00:04:18,466 --> 00:04:21,761
‫بیرون هوا سرده، برای همین خواستم ببینم دوست دارین یا نه.

48
00:04:22,303 --> 00:04:27,517
‫این پوست پرتقاله که توی عسل جوشونده شده. بدنتونو گرم می‌کنه.

49
00:04:29,811 --> 00:04:31,771
‫امیدوارم دوست‌ داشته باشین.

50
00:04:37,026 --> 00:04:39,487
‫عه؟ عسل هم نمی‌تونه بخوره؟

51
00:04:39,737 --> 00:04:41,531
‫دوباره می‌خواد برای غذا ناز کنه؟

52
00:04:41,531 --> 00:04:43,741
‫حتی غذایی که براش سرو می‌کنن رو هم نمی‌خوره.

53
00:04:44,033 --> 00:04:45,076
‫آره والا.

54
00:04:55,920 --> 00:04:57,171
‫گیوکویو-ساما.

55
00:04:58,881 --> 00:05:02,135
‫ای وای. آیلان متأسفم.

56
00:05:02,135 --> 00:05:05,096
‫فکر کنم این یکی رو باید یکم‌ بیشتر بجوشونی.

57
00:05:05,096 --> 00:05:06,931
‫بذارید براتون یه‌چیز دیگه بیارم.

58
00:05:06,931 --> 00:05:08,975
‫آب زنجبیل داغ چطوره؟

59
00:05:09,892 --> 00:05:12,228
‫بله، خوبه.

60
00:05:13,354 --> 00:05:17,817
‫متأسفانه، گویا در مورد زورگویی اشتباه نکردم.

61
00:05:21,988 --> 00:05:24,198
‫ما این‌جا رو تمیز می‌کنیم.

62
00:05:24,198 --> 00:05:26,326
‫مائومائو، تو می‌تونی استراحت کنی.

63
00:05:26,993 --> 00:05:29,620
‫منم می‌تونم تمیزکاری کنما...

64
00:05:29,620 --> 00:05:32,749
‫مهمانی چای همنشین گیوکویو و همنشین لیشو چطور بود؟

65
00:05:33,624 --> 00:05:38,338
‫واسه‌م سوال بود که چرا یهویی ترتیب مهمانی‌ چای واسه‌ی لیشو-ساما دادن ها...

66
00:05:39,255 --> 00:05:41,466
‫پس بگو ایده‌ی این یارو بوده.

67
00:05:42,467 --> 00:05:45,011
‫اوقات خوشی داشتن.

68
00:05:46,137 --> 00:05:48,264
‫حرفم باهات هنوز تموم نشده.

69
00:05:48,264 --> 00:05:50,099
‫می‌شه لطفاً ولم‌ کنید.

70
00:05:52,685 --> 00:05:55,104
‫شنیدی مسموم کردن غذای ضیافت باغ...

71
00:05:55,104 --> 00:05:59,317
‫کار خدمتکار کاخ لعل بوده که خودکشی کرده؟

72
00:05:59,734 --> 00:06:01,277
‫شایعه‌ها رو شنیدم.

73
00:06:02,737 --> 00:06:05,281
‫به‌نظرت واقعاً خودکشی کرده؟

74
00:06:06,991 --> 00:06:09,911
‫تشخیص اون کار من نیست.

75
00:06:10,244 --> 00:06:15,625
‫یه خدمتکار عام چرا باید
همنشین لیشو رو مسموم کنه؟

76
00:06:16,751 --> 00:06:18,086
‫نمی‌دونم.

77
00:06:24,509 --> 00:06:28,638
‫خب پس، می‌‌تونی از فردا برای کمک به کاخ لعل بری؟

78
00:06:29,847 --> 00:06:34,727
‫«می‌تونم»؟ انگار حالا چاره‌ای دارم.

79
00:06:36,813 --> 00:06:37,897
‫اطاعت می‌شه.

80
00:06:39,982 --> 00:06:43,194
‫از زبان تمثیل صحبت کنیم، کاخ‌ها به رنگ اربابشون رنگ‌آمیزی می‌شن.

81
00:06:44,028 --> 00:06:46,781
‫کاخ یشم همنشین گیوکویو حس دنجی داره.

82
00:06:46,781 --> 00:06:50,576
‫در حالی که کاخ بلورِ همنشین لیفا، حس ناب و اشرافی داره.

83
00:06:51,119 --> 00:06:54,080
‫و... کاخ لعل، خانه‌ی همنشین آدوئو،

84
00:06:54,080 --> 00:06:57,041
‫کاربردی و ساده، در عین حال شیک و باکلاس هست.

85
00:06:57,542 --> 00:07:00,086
‫عذر می‌خوام که یهویی احضارتون کردم.

86
00:07:00,086 --> 00:07:03,214
‫مشتاق همکاری باهاتون توی سه روز آینده هستم.

87
00:07:03,840 --> 00:07:06,968
‫جینشی-ساما بهم نگفت کار خاصی بکنم.

88
00:07:06,968 --> 00:07:08,678
‫فکر کنم فقط باید کار کنم.

89
00:07:08,678 --> 00:07:10,221
‫چهره‌های ناآشنا می‌بینم.

90
00:07:10,805 --> 00:07:13,141
‫فنگ‌مینگ، این دخترا کی باشن؟

91
00:07:13,141 --> 00:07:15,309
‫کمک‌های موقت برای روز تمیزکاری بزرگ.

92
00:07:16,561 --> 00:07:19,105
‫که این‌طور. ممنون بابت کمکتون.

93
00:07:19,772 --> 00:07:21,858
‫همنشین پاک، همنشین آدوئو.

94
00:07:22,483 --> 00:07:24,777
‫نه پر زرق‌وبرقه و نه اغواگر،

95
00:07:24,777 --> 00:07:27,947
‫اما یه‌طور زیباییِ دلیرانه‌ی فارغ از جنسیت داره.

96
00:07:27,947 --> 00:07:30,366
‫واقعاً سی‌وپنج سالشه؟

97
00:07:30,366 --> 00:07:33,619
‫اگه طرز لباس پوشیدنش فرق داشت،
‫با یه خدمتگزار جوون مو نمی‌زد.

98
00:07:34,954 --> 00:07:39,792
‫احتمالاً لباس‌ اسب‌سواری بیشتر از پیراهن و دامنش بهش میاد.

99
00:07:48,968 --> 00:07:51,345
‫اوه، ببین با چه شیفتگی هم بهش خیره شدن.

100
00:07:59,020 --> 00:08:01,647
‫من رو یاد کسی میندازه؟

101
00:08:06,194 --> 00:08:08,196
‫ندیمه‌ی ارشد، فنگ‌مینگ-ساما.

102
00:08:08,738 --> 00:08:10,907
‫انتظار داشتم ندیمه‌ی ارشد همنشین پاک

103
00:08:10,907 --> 00:08:12,992
‫از خاندان بانفوذی باشه،

104
00:08:12,992 --> 00:08:14,660
‫ولی در کمال تعجب رفتار صمیمانه‌ای داره.

105
00:08:16,078 --> 00:08:18,956
‫می‌شه اول کتاب‌ها رو تو هوای آزاد بذارید؟

106
00:08:21,918 --> 00:08:25,004
‫می‌تونید اون‌هایی رو که سنگین بودن به بقیه بسپرید.

107
00:08:27,673 --> 00:08:30,551
‫الحق که بین همنشین‌های عالی‌رتبه از همه بزرگ‌تره.

108
00:08:30,551 --> 00:08:34,347
‫کاخش با اینکه نمای جمع‌وجوری داره،
‫ولی کلی اسباب و وسایل توش هست.

109
00:08:37,350 --> 00:08:41,854
‫خدمتکارهای کاخ لعل هم مثل کاخ یشم سخت‌کوشن.

110
00:08:41,854 --> 00:08:44,607
‫احمق‌هایی که مدام دهن‌شون کار می‌کنه
‫می‌تونستن یکی دوتا چیز یاد بگیرن.

111
00:08:56,244 --> 00:08:57,161
‫هوف.

112
00:09:00,915 --> 00:09:02,500
‫گمونم تمومه.

113
00:09:02,500 --> 00:09:04,919
‫عالیه. به همین زودی ترتیب‌شونو دادی؟

114
00:09:05,169 --> 00:09:10,341
‫و چقدر هم دقیق و منظم. می‌تونی توی اتاق پذیرایی هم یه دستی برسونی؟

115
00:09:10,341 --> 00:09:10,967
‫چشم.

116
00:09:11,592 --> 00:09:14,720
‫خوش‌برخورد و تیزبینه و با گشاده‌رویی از دیگران تعریف می‌کنه.

117
00:09:15,513 --> 00:09:19,267
‫گویا به‌عنوان ندیمه‌ی ارشد، ‫طرز برخورد با دیگران رو خیلی‌خوب بلده.

118
00:09:26,274 --> 00:09:30,027
‫چند وقتی بود انقدر خرحمالی نکرده بودم.

119
00:09:33,155 --> 00:09:35,700
‫خسته نباشی. ممنون که امروز کمک کردی.

120
00:09:35,700 --> 00:09:36,450
‫وظیفه بود.

121
00:09:36,450 --> 00:09:40,121
‫راستی. امشب رو اینجا می‌مونی، درسته؟

122
00:09:40,121 --> 00:09:41,330
‫دنبالم بیا.

123
00:09:49,797 --> 00:09:51,465
‫بوی شیرین؟

124
00:09:51,465 --> 00:09:55,052
‫لطفاً از این استفاده کن. امشب هوا حسابی سرد می‌شه.

125
00:09:55,595 --> 00:09:56,929
‫خیلی ممنونم.

126
00:09:57,680 --> 00:09:59,390
‫خوب استراحت کن.

127
00:10:09,984 --> 00:10:13,946
‫جینشی-ساما دقیقاً بهم نگفت چیکار کنم.

128
00:10:13,946 --> 00:10:14,989
‫ولی...

129
00:10:34,717 --> 00:10:38,471
‫مغز متفکر پشت قضیه مسمومیت‌ واقعاً اینجاست؟

130
00:10:38,846 --> 00:10:41,349
‫همه‌شون خیلی زحمت‌کشن.

131
00:10:41,932 --> 00:10:43,851
‫نه تنها ندیمه‌ها، بلکه...

132
00:10:43,851 --> 00:10:47,521
‫فنگ‌مینگ-ساما! خودمون می‌تونیم بهش رسیدگی کنیم!

133
00:10:47,521 --> 00:10:50,900
‫چیزی نیست، نگران نباش.
‫یه‌لحظه فقط چشمم بهش افتاد.

134
00:10:51,233 --> 00:10:53,653
‫نمونه‌ی بارزش فنگ‌مینگ-ساماست.

135
00:10:53,653 --> 00:10:58,157
‫الان که دیگه سنی ازش گذشته،
‫وگرنه همسر ایده‌آلی برای هر مردی می‌شد.

136
00:10:58,783 --> 00:11:01,160
‫یعنی تاحالا اصلاً به ازدواج فکر نکرده.

137
00:11:01,702 --> 00:11:05,665
‫یا تصمیم گرفته تا آخر عمرش در خدمت همنشین آدوئو باشه؟

138
00:11:06,499 --> 00:11:11,045
‫انگیزه‌ی مسموم کردن می‌تونه از وفاداری افراطی هم نشأت بگیره.

139
00:11:12,004 --> 00:11:14,924
‫حالا که زمان زیادی تا ورود یه همنشین جدید نمونده،

140
00:11:14,924 --> 00:11:18,719
‫جایگاه همنشین آدوئو بیشتر از بقیه‌ی همنشین‌های عالی‌رتبه در خطره.

141
00:11:19,261 --> 00:11:21,472
‫ولی اگه قبلش جای دیگه‌ای خالی شه،‌ چی؟

142
00:11:21,472 --> 00:11:24,850
‫باتوجه به اینکه فقط چهارده سالشه ایرادی نداره،

143
00:11:24,850 --> 00:11:28,020
‫اما اینکه داره در انجام وظیفه‌ش به‌عنوان همنشین
‫کوتاهی می‌کنه هم ادعای بیجایی نیست.

144
00:11:28,771 --> 00:11:31,524
‫اگه یه‌نفر بخواد کسی رو به‌خاطر همنشین آدوئو مسموم کنه،

145
00:11:31,982 --> 00:11:35,236
‫قابل درکه که بره سراغ لیشو-ساما.

146
00:11:35,736 --> 00:11:37,613
‫کسی می‌تونه اینجا کمکم کنه؟

147
00:11:39,740 --> 00:11:40,908
‫عسل؟

148
00:11:40,908 --> 00:11:44,245
‫خانواده فنگ‌مینگ-ساما توی کار پرورش زنبور عسل هستن.

149
00:11:44,995 --> 00:11:48,999
‫پس بگو چرا عسلِ به این گرونی ‫اینجا به وفور پیدا می‌شه.

150
00:11:49,709 --> 00:11:52,795
‫بوی شیرین دیشبی هم باید واسه همین بوده باشه.

151
00:11:58,217 --> 00:11:59,802
‫لیشو-ساما؟

152
00:11:59,802 --> 00:12:02,555
تنها به همراه پیش‌مرگش؟

153
00:12:02,555 --> 00:12:04,765
‫اینجا توی کاخ لعل چیکار می‌کنه؟

154
00:12:04,765 --> 00:12:06,559
‫حالا که فکرشو می‌کنم، توی مهمانی چای...

155
00:12:14,650 --> 00:12:17,570
‫توی کاخ لعل جریان از این قرار بود.

156
00:12:18,696 --> 00:12:19,405
‫که این‌طور.

157
00:12:20,948 --> 00:12:21,949
دیگه چی؟

158
00:12:22,408 --> 00:12:24,952
‫همین و بس. خبری از «دیگه چی» و «ولی» هم نیست.

159
00:12:25,494 --> 00:12:29,915
‫معلوم نیست از جونم چی می‌خواد. ‫من فقط یه داروسازم.

160
00:12:30,499 --> 00:12:33,210
‫اگه لنگ جاسوسه،‌ سراغ آدم اشتباهی اومده.

161
00:12:33,461 --> 00:12:36,672
‫راستی، تازگی‌ها چرا انقدر رفتارش خودمونی شده؟

162
00:12:41,427 --> 00:12:43,512
‫پس بذار جور دیگه‌ای سؤالم رو بپرسم.

163
00:12:43,512 --> 00:12:47,516
‫به‌نظرت اگه یکی‌شون می‌تونست به روش خاصی
‫با خارج از کاخ ارتباط برقرار کنه،

164
00:12:47,516 --> 00:12:48,601
‫اون کدومشون بود؟

165
00:12:49,143 --> 00:12:51,604
‫چرا لقمه رو می‌پیچونه.

166
00:12:52,730 --> 00:12:57,651
‫به عقیده‌ی من تنها گزینه‌ی ممکن
‫فنگ‌مینگ-ساما، ندیمه‌ی ارشده.

167
00:12:57,651 --> 00:12:58,486
‫بر چه اساس؟

168
00:12:59,278 --> 00:13:02,031
‫مچ دست چپش باندپیچی شده بود.

169
00:13:02,490 --> 00:13:07,995
‫اون کتیبه‌های رنگی توی لباس زنانه‌ای
‫با آستین‌های سوخته پیچیده شده بودن.

170
00:13:09,038 --> 00:13:11,957
‫چرا باید یه‌نفر آتش چندرنگ روشن کنه؟

171
00:13:11,957 --> 00:13:15,002
‫یه احتمالش اینه که یه کد بوده باشه.

172
00:13:15,586 --> 00:13:18,756
‫حقیقتش، به اون ندیمه‌ی ارشد خوش‌رفتار نمی‌خورد

173
00:13:18,756 --> 00:13:21,634
‫توی توطئه‌ای دست داشته باشه.

174
00:13:22,134 --> 00:13:24,595
‫ولی این صرفاً باور منه.

175
00:13:27,890 --> 00:13:29,642
‫خب، پر بیراه نمی‌گی.

176
00:13:30,017 --> 00:13:35,272
‫مطمئنم از قبل خبر داشت که
‫داره انقدر متظاهرانه عسل می‌خوره.

177
00:13:37,483 --> 00:13:40,694
‫یه بچه‌ی خوب باید جایزه بگیره.

178
00:13:41,946 --> 00:13:43,072
‫ر ــ راضی به زحمت نیستم.

179
00:13:43,072 --> 00:13:44,615
‫لازم نیست مراعات کنی.

180
00:13:48,536 --> 00:13:51,372
‫نه، ممنون! لطفاً به کس دیگه‌ای تعارف کنید!

181
00:13:51,705 --> 00:13:55,334
‫این یارو فکر کرده فقط چون خوش بر و روـه
‫می‌تونه هر کاری دلش خواست انجام بده.

182
00:13:55,334 --> 00:13:57,795
‫وای راستی،‌ اون که همیشه همین بود که هست!

183
00:14:00,089 --> 00:14:01,131
‫گائوشون-ساما!

184
00:14:03,175 --> 00:14:05,010
‫بعداً غذای حاوی ملین میل می‌کنه!

185
00:14:05,344 --> 00:14:07,012
‫از شیرینی‌جات خوشت نمیاد؟

186
00:14:07,012 --> 00:14:08,430
‫من غذاهای تند دوست دارم.

187
00:14:08,848 --> 00:14:10,516
‫ولی می‌تونی این رو بخوری، نه؟

188
00:14:10,850 --> 00:14:13,185
‫لعنتی، حرف تو گوشش نمی‌ره که...

189
00:14:18,190 --> 00:14:22,069
‫اگه شربت خربق زمستانی بود، با اکراه قبولش می‌کردم.

190
00:14:24,738 --> 00:14:27,283
‫چیزای شیرین دوست دارم.

191
00:14:27,283 --> 00:14:29,076
‫امیدوارم دوست داشته باشی.

192
00:14:48,929 --> 00:14:50,097
‫عسل؟

193
00:14:50,097 --> 00:14:53,726
‫خانواده‌ی فنگ‌مینگ-ساما توی کار پرورش زنبور عسل هستن.

194
00:14:53,726 --> 00:14:54,643
‫لیشو-ساما؟

195
00:14:55,769 --> 00:14:57,062
‫شربت...

196
00:15:00,399 --> 00:15:02,026
‫عسل.

197
00:15:04,111 --> 00:15:05,446
‫داروساز؟

198
00:15:05,446 --> 00:15:08,324
‫داری با ندیمه‌ی من چیکار می‌کنی؟

199
00:15:11,660 --> 00:15:13,537
‫همنشین گیوکویو! داشتم-

200
00:15:13,537 --> 00:15:15,915
‫با اجازه‌ی کی داری چنین کاری می‌کنی؟

201
00:15:20,836 --> 00:15:24,965
‫شائومائو، این صرفاً یه شوخی بود که از حدش خارج شد.

202
00:15:24,965 --> 00:15:27,509
‫امکانش هست جینشی-ساما رو ببخشید؟

203
00:15:27,968 --> 00:15:31,972
‫اگه این‌طوره، دفعه‌ی بعدی شما
‫وظیفه‌ی لیسیدن رو قبول کنید، گائوشون-ساما.

204
00:15:31,972 --> 00:15:36,393
‫لـ ـ لیسیدن؟ این یه‌کمی...

205
00:15:37,811 --> 00:15:39,146
‫خوبه درک می‌کنید.

206
00:15:40,105 --> 00:15:43,984
‫بگذریم، چندتا چیز هست که می‌خوام بررسی کنم.

207
00:15:47,404 --> 00:15:48,739
‫با اجازه‌تون.

208
00:15:49,031 --> 00:15:51,283
‫خوش اومدید، عــه؟

209
00:15:52,159 --> 00:15:54,119
‫جینشی-ساما همراه‌تون نیستن؟

210
00:15:54,119 --> 00:15:56,497
‫خیر. بابت ورود سرزده پوزش می‌خوام.

211
00:15:58,082 --> 00:16:01,418
‫خب، چی می‌خواستی، ندیمه‌ی کاخ یشم؟

212
00:16:01,835 --> 00:16:03,587
‫ازتون یه سؤال داشتم.

213
00:16:10,135 --> 00:16:12,304
‫تو رو از ضیافت باغ یادمه.

214
00:16:13,514 --> 00:16:14,848
‫سؤالت چیه؟

215
00:16:16,016 --> 00:16:18,018
‫شما عسل دوست ندارید؟

216
00:16:19,269 --> 00:16:20,980
‫از کجا فهمیدی؟!

217
00:16:20,980 --> 00:16:22,564
‫چهره‌تون داد می‌زنه.

218
00:16:24,441 --> 00:16:27,611
‫در گذشته عسل باعث به‌هم ریختن معده‌تون شده؟

219
00:16:27,611 --> 00:16:31,699
‫اینکه کسی بعد از مسمویت غذایی
‫با عسل مشکل پیدا کنه یه امر رایجه.

220
00:16:32,700 --> 00:16:35,577
‫مسئله این نیست. یادم نمیاد.

221
00:16:35,577 --> 00:16:37,246
‫مربوط به زمانیه که بچه بودم.

222
00:16:38,163 --> 00:16:41,000
‫شنیدم که می‌گفتن کشنده‌ست.

223
00:16:41,000 --> 00:16:45,045
‫از اون‌موقع، پرستارهام بهم گفتن که دیگه نخورم.

224
00:16:45,295 --> 00:16:48,632
‫جنابعالی ادب نداری؟ که این‌طوری لیشو-ساما رو سین‌جیم می‌کنی.

225
00:16:51,468 --> 00:16:54,847
‫یه کلامم از ندیمه‌ای که حتی تلاش نکرد
‫توی مهمانی چای ازش محافظت کنه.

226
00:16:54,847 --> 00:16:56,140
‫این چه قیافه‌ایه؟

227
00:16:56,140 --> 00:16:58,934
‫نیازی نیست که به حرف‌هاش گوش کنید.

228
00:16:58,934 --> 00:17:03,647
‫درسته، اون داره با همنشین فرزانه
‫با بی‌ادبی صحبت می‌کنه. باید سریع اخراجش کنیم!

229
00:17:03,647 --> 00:17:09,653
‫پس اینطوری با دشمن ساختن از غریبه‌ها،
‫خودشون رو تنها دوستانش نشون می‌دن.

230
00:17:10,070 --> 00:17:14,992
‫ما همیشه مراقب‌تون هستیم لیشو-ساما.
‫گول‌زدن یه دختر ساده عین آب خوردنه.
‫پیش خودش فکر کرده کیه؟

231
00:17:15,951 --> 00:17:20,039
‫همنشین منزوی جز ندیمه‌هاش کسی رو نداره که بهش تکیه کنه.

232
00:17:20,039 --> 00:17:22,833
‫خبر نداره که دارن آزارش می‌دن...

233
00:17:23,751 --> 00:17:25,335
‫این یه دورِ باطله.

234
00:17:27,129 --> 00:17:29,715
‫بنده بنا به دستوراتی اینجا هستم.

235
00:17:29,715 --> 00:17:33,927
‫اگه هر نوع اعتراضی دارید،
‫لطفاً مستقیماً به عرض جینشی-ساما برسونید.

236
00:17:33,927 --> 00:17:35,846
‫جـ ـ جینشی-ساما؟!

237
00:17:35,846 --> 00:17:37,806
‫مستقیم؟!

238
00:17:37,806 --> 00:17:40,684
‫کمِ کمش، دیگه این‌قدرو بهم بدهکار هست.

239
00:17:40,934 --> 00:17:45,647
‫مشتاقم ببینم چه بهونه‌ای جور می‌کنن
‫که برن سروقت اون 

240
00:17:45,981 --> 00:17:48,025
‫و همین‌طور یه‌چیز دیگه.

241
00:17:49,985 --> 00:17:52,112
‫شما با ندیمه‌ی ارشد کاخ لعل؛

242
00:17:53,238 --> 00:17:55,866
‫فنگ‌مینگ-ساما، آشنایی دارید؟

243
00:18:10,756 --> 00:18:11,548
‫شائومائو؟

244
00:18:12,257 --> 00:18:14,593
‫گائوشون-ساما، راهی هست...

245
00:18:14,593 --> 00:18:16,929
بتونم ‫از اتفاقاتی که قبلاً توی کاخ اندرونی رخ دادن باخبر بشم؟

246
00:18:20,432 --> 00:18:22,226
‫می‌تونم کتابخونه‌ی دربار رو جستجو کنم.

247
00:18:24,436 --> 00:18:26,188
‫خیلی ممنون.

248
00:18:31,360 --> 00:18:34,238
‫این‌دفعه چی دستگیرش شده؟

249
00:18:34,655 --> 00:18:38,492
‫اون دختر باهوشیه، خصوصاً با درنظر گرفتن اینکه فقط هفده سالشه.

250
00:18:38,492 --> 00:18:40,494
‫دانش و خونسردیش...

251
00:18:40,911 --> 00:18:44,623
‫تواناییش در تفکر منطقی و برخورد با مسائل مختلف...

252
00:18:46,208 --> 00:18:50,379
‫یه سری رفتارهای خاص داره، اما بازم شگفت‌انگیزه.

253
00:18:53,257 --> 00:18:57,678
‫هفده‌سال پیش، زمانی که امپراتور فعلی هنوز یه شاهزاده بودن...

254
00:18:58,262 --> 00:19:02,182
‫ایشون از همنشین آدوئو صاحب یه پسر شدن،

255
00:19:02,182 --> 00:19:04,017
‫اون بچه الان مرده، ولی...

256
00:19:04,768 --> 00:19:05,894
‫ولی حدوداً همون زمانی به دنیا اومد که...

257
00:19:05,894 --> 00:19:07,813
‫پسر امپراتور و ملکه‌ی مادرِ قبلی متولد شدن،

258
00:19:07,813 --> 00:19:11,024
‫یا به عبارتی، برادر کوچک‌تر امپراتور فعلی.

259
00:19:11,608 --> 00:19:14,653
‫اون تنها فرزندی بود که امپراتور به‌عنوان شاهزاده داشتن،

260
00:19:14,653 --> 00:19:16,780
‫و بانو آدوئو هم تنها همنشین‌شون بودن.

261
00:19:17,739 --> 00:19:21,160
‫اینجا می‌گه که امپراتور فعلی و
‫همنشین آدوئو خواهر و برادر ناتنی‌ان،

262
00:19:21,160 --> 00:19:24,204
‫که این دلیل وابستگی‌شون به ایشون رو توضیح می‌ده...

263
00:19:24,705 --> 00:19:28,834
‫ولی تعجب‌برانگیزه که بفهمی مردی
‫با اون حجم قدرت اون زمان فقط یه همنشین داشته.

264
00:19:30,169 --> 00:19:36,842
‫شانزده‌سال پیش، کودکی فوت شد. آن کودک توسط...

265
00:19:40,262 --> 00:19:42,973
‫یه همچین حسی داشتم.

266
00:19:44,016 --> 00:19:50,147
‫بعضی از گیاهانی که توی کاخ اندرونی رشد کرده بودن،
‫همون‌هایی بودن که خودم پرورش می‌دادم.

267
00:19:50,606 --> 00:19:53,108
‫یه‌نفر باید اون‌ها رو پیوند زده باشه.

268
00:19:54,902 --> 00:19:58,655
‫مردی که مثل پیرزن‌ها پاهاش رو می‌کشه.

269
00:19:59,990 --> 00:20:04,369
‫دکتری که برای داشتن یه عطاری توی منطقه‌ی سرگرمی زیادی صلاحیت داره.

270
00:20:06,079 --> 00:20:10,542
‫یه خدمتکار سابق با استخونی که از زانوش خارج شده.

271
00:20:10,542 --> 00:20:13,295
‫‫...لومن، اخراج شد...
‫داشتی چیکار می‌کردی،

272
00:20:14,838 --> 00:20:15,923
‫بابا؟

273
00:21:51,310 --> 00:22:06,325
پیش‌نمایش قسمت بعد
‫قسمت بعد: «کاهش دو به یک.»
 
