﻿1
00:00:15,807 --> 00:00:17,100
‫جدی هستین؟

2
00:00:17,976 --> 00:00:20,311
‫خب، چیکار می‌کنی؟

3
00:00:20,311 --> 00:00:24,566
‫هرچی نباشه، باغبانِ باغ گل من، تویی.

4
00:00:28,111 --> 00:00:29,946
‫حقیقتاً که مرد مکاریه.

5
00:00:35,160 --> 00:00:36,745
‫چقدر کنایه‌آمیز.

6
00:00:38,079 --> 00:00:41,416
‫مهم نیست چقدر سخت تلاش کنم،
‫چه توی خرد و چه توی هنرهای رزمی،

7
00:00:41,416 --> 00:00:43,752
‫فقط کمی می‌تونم بهتر از یک فرد عادی رفتار کنم.

8
00:00:44,627 --> 00:00:48,506
‫در عوض، ظاهری زیباتر از هرکسی بهم داده شده.

9
00:00:51,176 --> 00:00:55,513
‫چیزهایی که من واقعاً خواستارشونم... خیلی خیلی دور از دسترس‌اند.

10
00:00:58,975 --> 00:01:03,146
‫اولش ناراضی بودم، اما الان دیگه برام اهمیتی نداره.

11
00:01:03,938 --> 00:01:06,649
‫نگاه نافذ شیرینم، صدای شیرینم...

12
00:01:07,484 --> 00:01:10,945
‫از ابزار برتری خودم برای منفعت خودم بهره می‌گیرم.

13
00:01:12,989 --> 00:01:17,744
‫ولی می‌دونم، در نهایت فقط یه بچه‌ا‌م که توی مشت امپراتوره.

14
00:01:20,163 --> 00:01:21,831
‫امر، امر شماست.

15
00:01:22,707 --> 00:01:25,710
‫ترتیب کاخ اندرونی‌ـش یا هرچیز دیگه‌ای خواهانشه رو می‌دم.

16
00:01:27,670 --> 00:01:32,092
‫فقط از این راه می‌تونم مسیر خودم رو خودم انتخاب کنم.

17
00:03:01,431 --> 00:03:05,768
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد
‫انقدر نمی‌خوام نه-چان.

18
00:03:05,768 --> 00:03:10,481
‫باشه باشه... اینو بگیر، و این... اوه! اینم بگیر.
قسمت سیزدهم
خدمت در کاخ اصلی

19
00:03:11,024 --> 00:03:12,734
‫من از رژلب استفاده نمی‌کنم.

20
00:03:13,193 --> 00:03:16,613
‫منظورت چیه؟ نمی‌شه حداقل یه‌ذره واسه ظاهرت زحمت بکشی؟

21
00:03:16,613 --> 00:03:20,575
‫فقط رقاص‌هان که باید خوشگل برن سر کارشون.

22
00:03:22,869 --> 00:03:25,288
‫من سر و کارم با گیاهای داروییه...

23
00:03:25,288 --> 00:03:26,080
‫آخ!

24
00:03:26,080 --> 00:03:30,835
‫تو... توی قصر همچین شغل خوبی به‌دست آوردی!

25
00:03:30,835 --> 00:03:34,464
‫یعنی داری می‌گی نمی‌تونی مناسب جایگاهت لباس بپوشی؟

26
00:03:34,464 --> 00:03:37,175
‫باید هر روز بابتش شاکر باشی.

27
00:03:37,175 --> 00:03:40,011
‫وگرنه، دوست خوبت رو از دست می‌دی.

28
00:03:40,470 --> 00:03:44,265
‫حرفای می‌می نه‌-چان واقعاً قانع‌کننده‌ست.

29
00:03:44,265 --> 00:03:47,143
‫سنش اونقدری بالا رفته که دیگه باید به فکر بازنشستگی به‌عنوان یه رقاص باشه،

30
00:03:47,143 --> 00:03:49,479
‫ولی از محبوبیتش ذره‌ای کم نشده،

31
00:03:49,812 --> 00:03:51,606
‫چون هوشی داره که...

32
00:03:51,606 --> 00:03:54,484
‫بتونه دوست‌هاش رو با ترانه، شوگی و گو سرگرم کنه.

33
00:03:54,484 --> 00:03:55,777
‫مائومائو.

34
00:03:56,736 --> 00:03:58,321
‫وای، چه بقچه‌ی بزرگی.

35
00:03:58,321 --> 00:04:00,990
‫پایرین نه‌-چان. جوکا نه‌-چان.

36
00:04:07,413 --> 00:04:12,210
‫خوشحالم که محل کار خوبی پیدا ‫کردی، برو حسابی پول در بیار.

37
00:04:13,044 --> 00:04:14,254
‫باشه.

38
00:04:18,216 --> 00:04:22,512
‫محل کار جدیدم... یا بهتره بگم، ‫محل کاری که دارم بهش برمی‌گردم،

39
00:04:22,512 --> 00:04:25,515
‫توی قسمتی از قصره که بهش می‌گن کاخ اندرونی.

40
00:04:26,975 --> 00:04:29,978
‫باغی از زن‌هایی که قراره همسر امپراتور بشن.

41
00:04:29,978 --> 00:04:36,359
‫من قرار بود به عنوان یه خدمتکار پایین‌رتبه اینجا کار کنم، اما
...
‫دختره‌ی کک‌مکی که اونجایی،
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی.
‫از راز پشت مرگ شیره‌خواره‌ها سردرآوردم، که باعث جلب توجه شد.

42
00:04:36,359 --> 00:04:38,987
‫به عنوان ندیمه برای گیوکویو-ساما ارتقاء رتبه گرفتم،

43
00:04:38,987 --> 00:04:42,824
‫و به عنوان پیش‌مرگ غذا تا الان توی دردسرهای زیادی افتادم.

44
00:04:43,825 --> 00:04:47,036
‫بعد از اون، یه‌سری اتفاقا افتاد، ‫که باعث شد عذرم رو بخوان.

45
00:04:47,036 --> 00:04:49,706
‫کی فکرش رو می‌کرد دوباره برگردم؟

46
00:04:52,709 --> 00:04:55,628
‫دین ‌و ایمونمو به یه قارچ کرم ابریشم فروختم،

47
00:04:55,628 --> 00:04:58,256
‫ولی حالا که نگاه می‌کنم، شایدم بی‌احتیاطی کردم.

48
00:04:58,840 --> 00:05:02,051
‫معلومه، از بیرون که نگاه کنی، یه خوش‌شانسی محضه.

49
00:05:02,552 --> 00:05:06,806
‫یکمی در این مورد که پدرمو تنها
‫بذارم و خودم جای دیگه کار کنم، دودل بودم،

50
00:05:06,806 --> 00:05:09,517
‫ولی این‌بار قانونا اونقدرا سختگیرانه نیست،

51
00:05:09,517 --> 00:05:11,644
‫و دیگه هم یه گمشده حساب نمی‌شم.

52
00:05:12,312 --> 00:05:15,064
‫بابا هم گفت هرکاری دوست دارم بکنم، اما...

53
00:05:20,111 --> 00:05:22,572
‫یعنی منظورش از این حرف چی بود؟

54
00:05:24,991 --> 00:05:26,159
‫من برگشتم.

55
00:05:30,204 --> 00:05:32,123
‫بارتو سنگین کردن، نه؟

56
00:05:32,123 --> 00:05:38,546
‫چیکار کنم؟ هاون و هاون‌کوب و دفترم هم حتماً لازمم می‌شه.

57
00:05:38,546 --> 00:05:41,632
‫اگه بیشتر از این بخوام ببرم، باید لباس‌ کمتری بردارم.

58
00:05:41,632 --> 00:05:45,720
‫مائومائو، احتمالاً اونا رو نتونی با خودت ببری.

59
00:05:45,720 --> 00:05:46,429
‫ها؟

60
00:05:46,429 --> 00:05:47,972
‫تو حکیم نیستی.

61
00:05:47,972 --> 00:05:53,770
‫اگه همچین چیزایی رو همراه خودت ببری،
‫باعث می‌شه به‌نظر بیاد نقشه داری سم درست کنی.

62
00:05:55,605 --> 00:05:59,859
‫قیافه‌تو اونطوری نکن، تصمیم خودت بود که بری.

63
00:05:59,859 --> 00:06:02,278
‫الان دیگه نمی‌تونی ازش عقب بکشی.

64
00:06:02,278 --> 00:06:03,571
‫واقعاً؟

65
00:06:03,571 --> 00:06:07,909
‫شاید کم‌کم بتونی ازشون اجازه‌ بگیری چیزای بیشتری با خودت ببری.

66
00:06:07,909 --> 00:06:12,205
‫زود باش آماده‌ی خواب شو. فردا روز اولته.

67
00:06:12,205 --> 00:06:13,664
‫باشه...

68
00:06:26,469 --> 00:06:30,264
‫چی شده... خیلی وقته اینکارو نکرده بودی.

69
00:06:30,556 --> 00:06:33,518
‫فکر کردم دیگه بچه نیستی.

70
00:06:33,518 --> 00:06:35,561
‫خب، سرده.

71
00:06:37,105 --> 00:06:39,982
‫دوباره تنها می‌شیم.

72
00:06:39,982 --> 00:06:43,820
‫نه‌خیرم، ایندفعه هربار بخوام می‌تونم برگردم.

73
00:06:47,657 --> 00:06:51,452
‫درسته. هروقت خواستی برگرد خونه.

74
00:06:53,287 --> 00:06:54,664
‫مادری ندارم.

75
00:06:55,581 --> 00:06:59,502
‫اما یه بابای مهربون، یه ننه‌ی فضول...

76
00:06:59,502 --> 00:07:01,963
‫و خواهرهای بزرگ‌تر سرزنده‌ای دارم که کنارم‌ان.

77
00:07:04,173 --> 00:07:06,592
‫هروقت که بخوام می‌تونم بیام خونه.

78
00:07:13,057 --> 00:07:15,059
‫ممنون که منتظر موندید، جینشی-ساما.

79
00:07:20,356 --> 00:07:22,942
‫لطفاً مراقب دختر کوچولوی ما باشید.

80
00:07:24,068 --> 00:07:26,821
‫براتون حسابی بهش رسیدیم و آراسته‌ش کردیم.

81
00:07:27,989 --> 00:07:29,240
‫اوه، باشه.

82
00:07:29,740 --> 00:07:30,825
‫مراقب باش.

83
00:07:31,951 --> 00:07:33,327
‫من رفتم.

84
00:07:34,162 --> 00:07:35,663
‫چه خوشگله.

85
00:07:35,663 --> 00:07:38,249
‫اون دختره... تا حالا توی خانه‌ی یشم دیده بودیش؟

86
00:07:42,170 --> 00:07:44,255
‫جینشی-ساما، این تقصیر شماست ها.

87
00:07:44,255 --> 00:07:45,006
‫همم؟

88
00:07:45,506 --> 00:07:47,592
‫کلی توجهات ناخواسته بهم جلب شد.

89
00:07:47,592 --> 00:07:48,759
‫اون به‌خاطر اینه که...

90
00:07:54,849 --> 00:07:56,100
‫چی شده؟

91
00:07:56,601 --> 00:07:57,643
‫هیچی.

92
00:08:16,078 --> 00:08:18,789
‫خسته نباشید. اجازه‌ی ورود می‌دید؟

93
00:08:18,789 --> 00:08:19,624
‫بله!

94
00:08:22,251 --> 00:08:26,130
‫داروساز. تا وقتی اینجایی، برگرد به همون حالت صورتِ کک‌و‌مکیت.

95
00:08:26,130 --> 00:08:27,215
‫عـــه؟

96
00:08:28,216 --> 00:08:29,675
‫اطاعت می‌شه.

97
00:08:40,686 --> 00:08:42,939
‫هوی، شنیدم که مسئول کاخ اندرونی...

98
00:08:42,939 --> 00:08:45,775
‫یه رقاص از خانه‌ی یشم خریده.

99
00:08:45,775 --> 00:08:49,612
‫خانه‌ی یشم؟ همون جاییه که سه‌تا شاهدخت مشهور هستن؟

100
00:08:49,612 --> 00:08:51,739
‫خانه‌ی یشم؟

101
00:08:56,494 --> 00:08:58,496
‫چیکار داره می‌کنه این بابا؟

102
00:09:01,123 --> 00:09:02,875
‫و اینجا کجاست؟

103
00:09:03,709 --> 00:09:05,127
‫خونه‌ی منه.

104
00:09:05,127 --> 00:09:06,879
‫هـــا؟! چــرا؟!

105
00:09:07,255 --> 00:09:09,799
‫اینجا محل کار جدیدته.

106
00:09:10,883 --> 00:09:15,888
‫گائوشون-ساما، فکر می‌کردم که قراره برگردیم به کاخ اندرونی...

107
00:09:15,888 --> 00:09:20,851
‫قبلاً یه‌بار اخراجت کردیم، پس نمی‌تونیم
‫همین‌طوری به جایگاه قبلیت برگردونیمت.

108
00:09:20,851 --> 00:09:23,437
‫الان دیگه قراره توی کاخ اصلی کار کنی.

109
00:09:23,437 --> 00:09:25,022
‫کاخ اصلی...

110
00:09:25,022 --> 00:09:28,651
‫آره. کاخ اندرونی به‌عنوان محوطه‌ی داخلی در نظر گرفته می‌شه.

111
00:09:28,651 --> 00:09:30,945
‫کاخ اصلی بیرون از اون محوطه قرار داره.

112
00:09:31,404 --> 00:09:34,991
‫افسرهای دولتی زیادی اینجا هستن. بعداً دور و اطراف رو بهت نشون می‌دم.

113
00:09:36,534 --> 00:09:39,704
‫خوش اومدید. حتماً هوا سرد بوده.

114
00:09:46,752 --> 00:09:50,965
‫من خدمتکارشون سوئیرن هستم. تو باید شائومائو باشی.

115
00:09:51,299 --> 00:09:52,925
‫بـ ـ بله.

116
00:09:53,926 --> 00:09:55,303
‫شائومائو؟

117
00:10:00,182 --> 00:10:02,184
‫دوتا ساختمان مجزا داریم،

118
00:10:02,184 --> 00:10:05,062
‫یکی که دفتر کاره و اون‌یکی اقامتگاه شخصیه.

119
00:10:05,479 --> 00:10:08,566
‫از اینجا به بعد، اتاق ارباب جوان محسوب می‌شه، ولی...

120
00:10:08,899 --> 00:10:10,067
‫«ارباب جوان»؟

121
00:10:11,027 --> 00:10:13,487
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

122
00:10:14,989 --> 00:10:18,743
‫این اتاق تقریباً هم‌اندازه‌ی همون اتاقیه که توی کاخ یشم داشتم.

123
00:10:18,743 --> 00:10:22,079
‫اگه اینجا یه اجاق و یه چاه این نزدیکی‌ها داشت...

124
00:10:22,079 --> 00:10:26,584
‫ولی بازم، این اتاق برای یه دخترِ ندیمه خیلی خوش‌ساخته.

125
00:10:26,584 --> 00:10:28,169
‫شائومائو؟

126
00:10:28,169 --> 00:10:29,295
‫بله.

127
00:10:29,837 --> 00:10:33,174
‫قصد ندارم مجبورت کنم وظایف خدمتکاری انجام بدی.

128
00:10:33,174 --> 00:10:34,133
‫هـــا؟

129
00:10:34,759 --> 00:10:37,219
‫بهت که گفتم، قراره توی کاخ اصلی کار کنی.

130
00:10:45,478 --> 00:10:47,730
‫تو قراره توی آزمون بانوان درباری شرکت کنی.

131
00:10:48,356 --> 00:10:51,275
‫آ-آزمون بانوان درباری؟!

132
00:11:05,790 --> 00:11:10,336
‫لباس نخی؟ چه سخاوتمندانه.

133
00:11:20,137 --> 00:11:22,682
‫صبح‌تون بخیر، سوئیرن-ساما.

134
00:11:22,682 --> 00:11:26,560
‫عه‌وا، صبح بخیر، شائومائو. چه خوبه که صبح‌ها زود بیدار می‌شی.

135
00:11:27,061 --> 00:11:28,187
‫کمک‌تون می‌کنم.

136
00:11:28,187 --> 00:11:30,690
‫مشکلی نیست، کارم تقریباً تموم شده.

137
00:11:31,190 --> 00:11:33,275
‫می‌شه فقط توی پذیرایی کمک کنی؟

138
00:11:33,275 --> 00:11:37,071
‫چشم. می‌گم، بقیه‌ی خدمتکارها کجا هستن؟

139
00:11:37,071 --> 00:11:38,114
‫نداریم.

140
00:11:39,407 --> 00:11:44,203
‫بخش اداری مشکلی نداره، ولی نمی‌تونستم
‫اجازه بدم کسی کارهای بخش شخصی رو انجام بده.

141
00:11:44,829 --> 00:11:47,707
‫در مورد غذای ارباب جوان که اصلاً شدنی نیست.

142
00:11:47,998 --> 00:11:51,001
‫پس، همه‌ی کارها رو خودتون تنهایی انجام می‌دید؟

143
00:11:51,001 --> 00:11:54,797
‫هرازگاهی چندتا دختر جدید داشتیم،

144
00:11:54,797 --> 00:11:57,717
‫بگذریم، اتفاقاتی افتاد و دوومی نداشتن.

145
00:11:58,259 --> 00:12:00,636
‫نکنه دارو قاطی غذاش کردن؟

146
00:12:00,636 --> 00:12:02,054
‫یا سعی کردن چیزی کش برن؟

147
00:12:02,346 --> 00:12:07,685
‫حرفم اینه، آخه کی دوست داره که
‫لباس یه غریبه رو توی کمد لباس‌هاش پیدا کنه؟

148
00:12:07,685 --> 00:12:08,394
‫عـــه؟

149
00:12:08,811 --> 00:12:10,479
‫چقدر عذاب‌آور.

150
00:12:10,479 --> 00:12:12,523
‫بله. بسیار.

151
00:12:13,733 --> 00:12:15,735
‫خب، ارباب جوان. لطفاً بیدار شید.

152
00:12:15,735 --> 00:12:17,820
‫وقت صبحانه‌ست.

153
00:12:25,703 --> 00:12:28,289
‫حیف این‌همه جذابیت...

154
00:12:28,289 --> 00:12:33,169
‫الان می‌فهمم چرا فقط گائوشون-ساما و سوئیرن-ساما وارد این اتاق می‌شن.

155
00:12:34,712 --> 00:12:38,382
‫اگه بخوای، می‌تونم یه اتاق جدید بهت بدم.

156
00:12:39,258 --> 00:12:41,010
‫چی شد بحثشو پیش کشید؟

157
00:12:41,010 --> 00:12:44,263
‫من که نفهمیدم، ولی یعنی این فرصتمه که یه اجاق و چاه گیرم بیاد؟!

158
00:12:47,725 --> 00:12:51,228
‫اگه می‌خواد متوجه منظورش شم، باید حرفشو واضح بزنه.

159
00:12:51,228 --> 00:12:53,981
‫می‌تونم اجاق رو یه‌کاریش کنم، پس برای شروع...

160
00:12:56,400 --> 00:12:59,987
‫در این‌صورت، یه طویله با یه چاه بغل‌دستش چطوره؟

161
00:13:02,031 --> 00:13:03,157
‫طویله.

162
00:13:03,491 --> 00:13:05,367
‫بله، یه طویله.

163
00:13:07,536 --> 00:13:09,038
‫طویله مویله نداریم.

164
00:13:14,752 --> 00:13:16,837
‫خب، می‌تونیم بریم؟

165
00:13:16,837 --> 00:13:18,756
‫بله، بی‌زحمت.

166
00:13:20,007 --> 00:13:22,802
‫جینشی-ساما رو تنها گذاشتیم.

167
00:13:23,469 --> 00:13:27,306
‫چون همیشه توی کاخ اندرونی می‌پلکید،
‫خیال می‌کردم یه آدم عاطل و باطله.

168
00:13:27,306 --> 00:13:29,308
‫ولی درحقیقت خیلی هم پرمشغله‌ست.

169
00:13:30,017 --> 00:13:34,063
‫توی ضلع شرقی این منطقه، افسرهای نظامی زیادی رفت‌وآمد دارن،

170
00:13:34,313 --> 00:13:36,357
‫پس لطفاً تا جای ممکن از اون سمت دوری کنید.

171
00:13:37,691 --> 00:13:38,818
‫متوجه شدم.

172
00:13:39,944 --> 00:13:42,321
‫کاخی که اطرافشو بهم نشون داد، خیلی بزرگ بود.

173
00:13:42,321 --> 00:13:44,073
‫حتی انگشت‌های دست‌وپام سرجمع، برای شمردنِ...

174
00:13:44,073 --> 00:13:46,325
‫ همه‌ی ساختمون‌ها و بخش‌های نام‌برده‌شده کفایت نمی‌کردن.

175
00:13:46,700 --> 00:13:49,245
‫یعنی می‌تونم اسم همه‌شون رو یاد بگیرم؟

176
00:13:49,870 --> 00:13:54,250
‫توانایی یادگیری من درخصوص چیزهایی که
‫علاقه‌ای بهشون ندارم، پایین‌تر از حد معموله.

177
00:13:57,711 --> 00:13:59,463
‫اینجا بخش مدیریت آبه.

178
00:13:59,463 --> 00:14:03,843
‫بخشی که مسئولیت رودخونه‌ها، آب‌بندها،
‫و طرح‌های بهره‌برداری از آب رو به عهده داره.

179
00:14:03,843 --> 00:14:04,885
‫که این‌طور.

180
00:14:06,679 --> 00:14:11,392
‫جدی توی کاخ اندرونی مواد دارویی بیشتری پیدا می‌شد.

181
00:14:12,142 --> 00:14:15,396
‫حتماً‌ پدرم وقتی اونجا مشغول به کار بوده، کاشتتشون.

182
00:14:15,396 --> 00:14:20,276
‫شائومائو، وقتی یه بانوی درباری بشی،
‫محل کارت کاخ اصلی می‌شه.

183
00:14:20,276 --> 00:14:21,277
‫بله.

184
00:14:22,236 --> 00:14:24,071
‫بانوی درباری، ها؟

185
00:14:32,371 --> 00:14:35,249
‫عه‌وا، شائومائو، چه به‌موقع.

186
00:14:35,249 --> 00:14:38,043
‫می‌تونی این زغال‌چوب رو ببری دفتر؟

187
00:14:38,043 --> 00:14:38,878
‫بله.

188
00:14:42,882 --> 00:14:44,258
‫با اجازه.

189
00:14:50,973 --> 00:14:53,976
‫پس اینجا دفتر جینشی-ساماست.

190
00:14:54,768 --> 00:14:57,605
‫در اون حد مجلل نیست، ولی همه‌ی اسباب و اثاثیه‌ش درجه یکه.

191
00:14:57,605 --> 00:15:00,941
‫مگه تا چه حد به بالا وصله، این ارباب جوانمون؟

192
00:15:06,530 --> 00:15:10,826
‫برانداز کردن دختر جدید؟ حس بدی دارم.

193
00:15:13,913 --> 00:15:17,333
‫بانوان درباری کاخ اصلی مثل دفتردار می‌مونن.

194
00:15:17,958 --> 00:15:21,337
‫از تحصیلات، پیشینه خانوادگی و ویژگی‌های خوبی برخوردارن.

195
00:15:21,712 --> 00:15:25,299
‫با مقامات اجق‌وجق خانم توی کاخ اندرونی زمین تا آسمون فرق دارن.

196
00:15:25,299 --> 00:15:27,343
‫که این اعتمادبه‌سقفشون رو توجیه می‌کنه...

197
00:15:30,137 --> 00:15:30,846
‫هوم؟

198
00:15:32,556 --> 00:15:37,061
‫و به همین خاطر، برای نظافت زحمت اضافی
‫به خودشون نمی‌دن، چون‌ اصلاً کار اون‌ها نیست.

199
00:15:40,147 --> 00:15:43,025
‫هی تو، فکر کردی کی هستی؟

200
00:15:44,652 --> 00:15:45,778
‫گوش‌ـت با منه؟!

201
00:15:45,778 --> 00:15:48,822
‫چرا باید یکی مثل تو مستقیماً‌ زیردست جینشی-ساما کار کنه؟!

202
00:15:52,368 --> 00:15:56,455
‫گمونم با ساکت موندن صرفاً جری‌ترشون می‌کنم.

203
00:15:57,539 --> 00:16:01,293
‫منظورتون اینه که همه‌تون بهم حسودی می‌کنید؟

204
00:16:02,753 --> 00:16:04,546
‫حرف دهنتو بفهم!

205
00:16:05,005 --> 00:16:06,924
‫کلماتم رو درست انتخاب نکردم.

206
00:16:07,925 --> 00:16:09,176
‫کاریه که شده.

207
00:16:09,969 --> 00:16:13,222
‫نکنه فکر کردید توجه ویژه‌ای به من می‌شه؟

208
00:16:14,473 --> 00:16:17,017
‫مسلماً همچین چیزی محال ممکنه.

209
00:16:17,017 --> 00:16:22,231
‫چرا باید ایشون، که نمونه‌ی بارز یه حوری بهشتی‌ان،
‫عاشق دختر زشتی مثل من شن؟

210
00:16:23,732 --> 00:16:28,028
‫شخص اصیل‌زاده‌ای مثل ایشون توی ذهن شما همچین سلیقه‌ی داغونی دارن؟

211
00:16:28,570 --> 00:16:31,782
‫وقتی یه‌عالمه صدف آبالون و گوشت خوک لذیذ جلوشون دارن،

212
00:16:31,782 --> 00:16:36,036
‫چه دلیلی داره لب به استخون جوجه‌ی بدون‌گوشت بزنن؟

213
00:16:36,328 --> 00:16:40,332
‫خب، اگر هم اینجور باشه، یعنی حتماً تمایلات جالبی دارن.

214
00:16:40,708 --> 00:16:45,045
‫من که خودم زیاد سر درنمیارم،
‫ولی واقعاً ایشون «سلایق منحصربه‌فرد»ـی دارن؟

215
00:16:45,546 --> 00:16:47,214
‫که این‌طور، پس یه‌جور «سلیقه‌ی منحصربه‌فرد»-

216
00:16:47,214 --> 00:16:49,258
‫ا ـ امکان نداره همچین چیزی باشه!

217
00:16:49,258 --> 00:16:50,259
‫د ـ درسته!

218
00:16:50,509 --> 00:16:53,220
‫پس، برای چی تو رو استخدام کرده؟

219
00:16:57,182 --> 00:16:58,600
‫علتش اینه.

220
00:17:03,647 --> 00:17:06,442
‫چند روز پیش داروهای سوختگی روی خودم امتحان کردم،

221
00:17:06,442 --> 00:17:08,527
‫برای همین الان حسابی ناجوره.

222
00:17:08,527 --> 00:17:09,862
‫می‌سوزه!

223
00:17:10,195 --> 00:17:15,159
‫اون حوری بهشتی، قلب بهشتی‌ای هم داره.

224
00:17:15,159 --> 00:17:19,371
‫جلوی پای کسی مثل من راهی برای امرار معاش می‌ذاره.

225
00:17:21,749 --> 00:17:23,000
‫بیاید بریم.

226
00:17:31,341 --> 00:17:32,801
‫وسلام.

227
00:17:33,260 --> 00:17:34,845
‫«تمایلات جالب...»

228
00:17:36,680 --> 00:17:40,309
‫تو رو همیشه همین‌طوری اذیت می‌کنن؟

229
00:17:40,309 --> 00:17:42,853
‫ضمناً، چرا دست چپتو بلند کردی

230
00:17:42,853 --> 00:17:45,606
‫خب دیگه، با اجازه می‌رم سراغ کار نظافت بعدیم.

231
00:17:46,648 --> 00:17:48,567
‫درس می‌خونی؟

232
00:17:48,567 --> 00:17:50,194
‫جیم شدن، جیم شدن.

233
00:17:50,194 --> 00:17:50,778
‫هوی!

234
00:17:50,778 --> 00:17:52,529
‫جیم شدن، جیم شدن، جیم شدن!

235
00:18:12,424 --> 00:18:13,842
‫شائومائو.

236
00:18:15,010 --> 00:18:16,887
‫لطفاً کمی آروم‌تر.

237
00:18:24,770 --> 00:18:27,940
‫و این‌گونه، روز آزمون‌ فرا رسید.

238
00:18:30,734 --> 00:18:32,027
‫چرا آزمون رو خراب کردی؟

239
00:18:32,861 --> 00:18:34,947
‫چرا فکر کردی خراب نمی‌کنم؟

240
00:18:35,948 --> 00:18:39,910
‫مائومائو، خدمتگزار شخصی جینشی شد.

241
00:18:41,453 --> 00:18:43,163
‫چیکار باید بکنیم؟

242
00:18:43,163 --> 00:18:45,165
‫واقعاً چیکار باید بکنیم؟

243
00:19:15,863 --> 00:19:16,947
‫آخ!

244
00:19:19,241 --> 00:19:22,870
‫هیچ دلیلی نداره پاتو از این نقطه فراتر بذاری.

245
00:19:23,245 --> 00:19:25,914
‫نمی‌شد این رو قبل اینکه بزنی بگی؟

246
00:19:27,499 --> 00:19:31,670
‫رایحه‌ی چوب صندل، که با یه بوی به‌شدت تلخ قاطی شده

247
00:19:42,764 --> 00:19:44,516
‫ارتش، ها؟
