﻿1
00:01:28,963 --> 00:01:32,383
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

2
00:01:32,383 --> 00:01:34,594
‫می‌تونی منو آرایش کنی؟

3
00:01:35,136 --> 00:01:36,054
‫ها؟

4
00:01:42,185 --> 00:01:44,104
‫بخدا هیچ نیازی بهش نداره.

5
00:01:46,689 --> 00:01:49,984
‫توی تاریخ جنگای احمقانه‌ی زیادی رخ داده،

6
00:01:49,984 --> 00:01:54,531
‫ولی چندتاشون به‌خاطر زنای زیبا بوده.

7
00:01:54,989 --> 00:01:59,369
‫اگه این مرد، با این حجم از زیبایی بهشتی قرار باشه آرایش هم بکنه...

8
00:02:00,411 --> 00:02:02,205
‫می‌خواین یه ملتو سرنگون کنین؟

9
00:02:02,205 --> 00:02:03,289
‫این دیگه از کجا در اومد؟

10
00:02:03,832 --> 00:02:06,543
‫چرا تصوراتت اینطوری می‌کنن؟

11
00:02:07,794 --> 00:02:10,463
‫چطوری کک‌ومک‌هات رو درست می‌کنی؟

12
00:02:10,964 --> 00:02:15,135
‫آها، می‌خواد کمتر خوشگل باشه، نه که بیشتر.

13
00:02:15,677 --> 00:02:18,179
‫با گِل خشک‌شده یکم پودر درست می‌کنم،

14
00:02:18,680 --> 00:02:20,431
‫بعد با روغن قاطیش می‌کنم.

15
00:02:21,141 --> 00:02:23,101
‫می‌تونی سریع انجامش بدی؟

16
00:02:23,101 --> 00:02:25,311
‫بله، درست کردنش یه شب وقت می‌بره.

17
00:02:26,688 --> 00:02:29,566
‫یکم برای شما زیادی تیره‌ست.

18
00:02:29,566 --> 00:02:32,652
‫اگه یه دارویی بود که می‌تونست قیافه رو تغییر بده.

19
00:02:32,986 --> 00:02:36,072
‫روی صورت شما لاک چینی جواب می‌ده.

20
00:02:36,072 --> 00:02:38,032
‫ولی اون دائمی می‌شه.

21
00:02:38,950 --> 00:02:40,243
‫آره خب.

22
00:02:40,243 --> 00:02:43,663
‫اگه می‌خواین تظاهر کنین یه رعیتین،

23
00:02:44,164 --> 00:02:46,249
‫می‌شه یه‌کاریش کرد.

24
00:02:46,749 --> 00:02:48,793
‫پس می‌سپرمش به خودت.

25
00:02:48,793 --> 00:02:52,172
‫می‌خوام یه آدمی کاملاً متفاوت از الانم بشم.

26
00:02:54,924 --> 00:02:57,594
‫یعنی می‌خواد چیکار کنه؟

27
00:02:59,929 --> 00:03:01,014
‫اما...

28
00:03:02,473 --> 00:03:04,767
‫اگه قراره انجامش بدم، درست انجامش می‌دم!

29
00:03:05,852 --> 00:03:09,981
قسمت هفدهم
گشت‌وگزار در شهر

30
00:03:10,982 --> 00:03:11,983
‫صبح بخیرــــ

31
00:03:19,365 --> 00:03:22,243
‫چی شده... صبح اول صبحی اخمات توی همه؟

32
00:03:22,243 --> 00:03:26,748
‫نه چیزی نیست، جینشی-ساما امروزم مثل همیشه زیبایین.

33
00:03:26,748 --> 00:03:28,124
‫یه‌طور تیکه‌ی جدیده؟

34
00:03:28,917 --> 00:03:33,171
‫جینشی-ساما، واقعاً می‌خواین آدم متفاوتی بشین؟

35
00:03:33,546 --> 00:03:36,090
‫دیشب همینو گفتم دیگه.

36
00:03:36,090 --> 00:03:37,800
‫در اون صورت، با اجازه.

37
00:03:45,183 --> 00:03:47,227
‫ای وای!

38
00:03:47,227 --> 00:03:49,229
‫یـ ـ یهویی چی شد؟

39
00:03:49,687 --> 00:03:52,899
‫هیچ رعیتی همچین عود گرونی نمی‌سوزونه.

40
00:03:53,483 --> 00:03:58,071
‫لباس‌های فعلیتون در بهترین حالت مال یه مقام پایین‌رتبه‌ست.

41
00:03:58,071 --> 00:04:02,742
‫نفیس‌ترین عود خارج از کشور نباید توی دسترس شما باشه.

42
00:04:03,034 --> 00:04:05,036
‫چه خوب می‌فهمی.

43
00:04:05,036 --> 00:04:09,540
‫من حس بویاییم رو تمرین دادم تا بوی
‫گیاه‌های دارویی و سمی رو از هم تشخیص بدم.

44
00:04:09,958 --> 00:04:12,835
‫می‌دونین توی یه فاحشه‌خونه چطوری
‫مشتری‌های خوب رو تشخیص می‌دن؟

45
00:04:12,835 --> 00:04:15,672
‫نمی‌دونم. بر اساس ساختار بدن، لباس و یا چیزای اینطوری؟

46
00:04:15,672 --> 00:04:19,384
‫اونا هم هستن، ولی مهم‌تر از هرچیزی بوـه.

47
00:04:19,801 --> 00:04:26,599
‫اونایی که چندتا بوی خودنمایانه دارن
‫عموماً ثروتمندن ولی بیماری مقاربتی دارن.

48
00:04:26,599 --> 00:04:30,687
‫ و اونایی که بوی احشام می‌دن حموم نمی‌رن و کثیفن.

49
00:04:30,687 --> 00:04:34,899
‫بیشتر بازدیدکننده‌های جدید خانه‌ی یشم پرت می‌شن بیرون.

50
00:04:35,316 --> 00:04:36,442
‫آه.

51
00:04:36,943 --> 00:04:41,864
‫باید این سوالو پیش کسی که اون دنیا رو می‌شناسه مطرح کنین.

52
00:04:43,449 --> 00:04:47,453
‫گائوشون-ساما، می‌تونین یه دست لباس دیگه بیارین؟

53
00:04:47,453 --> 00:04:51,582
‫اگه ممکنه، یه دست لباسی که هنوز شسته نشدن و بو می‌دن.

54
00:04:51,582 --> 00:04:52,625
‫ای وای.

55
00:04:53,084 --> 00:04:54,085
‫متوجه شدم.

56
00:04:54,085 --> 00:04:54,627
‫اوی..

57
00:04:55,295 --> 00:04:57,213
‫تا ایشون می‌رن سراغ اون...

58
00:05:01,134 --> 00:05:02,260
‫این چیه؟

59
00:05:02,260 --> 00:05:03,678
‫روغن و نمک.

60
00:05:04,637 --> 00:05:08,808
‫برق موها رو کم و بافتشون رو زبر می‌کنه.

61
00:05:10,018 --> 00:05:11,644
‫با اجازه.

62
00:05:24,282 --> 00:05:25,908
‫خب خوبه.

63
00:05:27,869 --> 00:05:31,748
‫خدای من، حتماً باید برای بستنشون از تیکه‌ی پارچه استفاده کنی؟

64
00:05:31,748 --> 00:05:34,834
‫رعیت جماعت تا وقتی جوابگو باشه از هرچیزی استفاده می‌کنه.

65
00:05:35,793 --> 00:05:38,379
‫مطمئنین این خوبه؟

66
00:05:40,506 --> 00:05:42,216
پیف پیف پیف پیف

67
00:05:42,925 --> 00:05:45,428
‫می‌تونست بیشتر بو بده. ولی همینم خوبه.

68
00:05:46,387 --> 00:05:49,098
‫جینشی-ساما، لطفاً لباس‌هاتون رو در بیارین.

69
00:05:49,098 --> 00:05:50,683
‫بـ ـ باشه.

70
00:05:54,812 --> 00:05:59,984
‫با اینکه شبیه حوریِ بهشتی‌ـه، ولی ‫بدنش موزون و عضله‌ایـه.

71
00:06:01,944 --> 00:06:04,572
‫می‌تونم از اون حوله‌ها استفاده کنم؟

72
00:06:04,572 --> 00:06:07,533
‫حتماً ولی برای چی؟

73
00:06:07,533 --> 00:06:09,994
‫می‌خوام شکل بدنشون رو تغییر بدم.

74
00:06:09,994 --> 00:06:13,247
‫ببخشید می‌شه جفتتون یکم کمکم کنید؟

75
00:06:15,166 --> 00:06:16,793
‫گائوشون-ساما، اونور لطفاً.

76
00:06:17,293 --> 00:06:18,252
‫بله.

77
00:06:18,252 --> 00:06:20,129
‫سوئیرن-ساما، اینو بگیرین.

78
00:06:20,129 --> 00:06:21,589
‫باشه.

79
00:06:21,589 --> 00:06:23,424
‫حالا با پارچه‌های روش...

80
00:06:25,134 --> 00:06:26,344
‫وای وای...

81
00:06:26,761 --> 00:06:28,304
‫اوه...

82
00:06:28,721 --> 00:06:34,060
‫صورت جینشی-ساما با این بدن ضایع یه‌طورایی عجیبه.

83
00:06:34,519 --> 00:06:35,895
‫بعدی صورتتونه.

84
00:06:35,895 --> 00:06:36,854
‫ها؟

85
00:06:37,897 --> 00:06:40,650
‫چندتا رنگ تیره رو با هم مخلوط کردم.

86
00:06:40,650 --> 00:06:44,612
‫ازشون برای درست‌کردن رنگ برنزه ‫مثل پوستِ یه رعیت استفاده می‌کنم.

87
00:06:45,113 --> 00:06:46,864
‫لطفاً چشم‌هاتون رو ببندین.

88
00:06:46,864 --> 00:06:47,740
‫باشه.

89
00:06:50,993 --> 00:06:54,539
‫از نزدیک که بهش دست می‌زنم می‌بینم چقدر بی‌نقصه.

90
00:06:54,789 --> 00:06:57,333
‫حتی یه دونه پرز هم نداره، چه برسه به موی صورت.

91
00:06:57,917 --> 00:07:00,211
‫اگه مثل زنا آریشش کنم یعنی چطور‌ـــ

92
00:07:05,299 --> 00:07:09,053
‫ایناهاش، چیزایی که می‌می نه-چان زوری بهم داد.

93
00:07:09,512 --> 00:07:11,097
می‌گم، هنوز مونده؟

94
00:07:11,097 --> 00:07:14,892
‫لطفاً لب‌هاتون رو ببندین، ولی زیاد فشارشون ندین.

95
00:07:14,892 --> 00:07:16,519
‫ها؟ باشه...

96
00:07:25,278 --> 00:07:26,654
چیزی شده؟

97
00:07:27,196 --> 00:07:29,449
‫شکر خدا خودمون سه نفریم.

98
00:07:29,449 --> 00:07:33,119
‫اگه هرکس دیگه‌ای اینجا بود واویلا می‌شد.

99
00:07:33,119 --> 00:07:35,455
اوی، چی شده؟

100
00:07:36,330 --> 00:07:38,374
‫نه، هیچی.

101
00:07:38,374 --> 00:07:40,376
‫دردم گرفت! چی شده؟

102
00:07:40,376 --> 00:07:41,586
‫هیچی نشد.

103
00:07:41,586 --> 00:07:42,712
‫چیزی نشده.

104
00:07:42,712 --> 00:07:44,714
‫بله. چیزی نشده.

105
00:07:45,673 --> 00:07:47,258
‫برگردیم سر کار.

106
00:07:47,633 --> 00:07:50,011
‫از آرایش برای ایجاد لکه‌های صورت استفاده می‌کنیم.

107
00:07:50,011 --> 00:07:53,598
‫با رنگای تیره زیر چشم رو گود میندازیم.

108
00:07:53,598 --> 00:08:00,104
‫یکم خال اضافه می‌کنیم و ابروها رو ضخیم‌تر می‌کنیم تا شکلشون عوض شه.

109
00:08:00,688 --> 00:08:04,609
‫بقیه‌ی مواد آرایشی می‌تونه واسه جاهای
‫دیگه‌ی بدن استفاده شه تا پوست تیره‌تر به‌نظر بیاد.

110
00:08:05,026 --> 00:08:08,613
‫یکمی می‌زنیم زیر ناخن‌ها تا دست‌ها به‌نظر کثیف بیان.

111
00:08:08,946 --> 00:08:10,948
‫دست‌های محکم و مردونه.

112
00:08:10,948 --> 00:08:13,242
‫گمونم نمی‌شه که دست‌های ظریف و دخترونه داشته باشه...

113
00:08:13,242 --> 00:08:15,953
‫هوم؟ پینه بسته.

114
00:08:15,953 --> 00:08:19,624
‫جز قلم و چاپستیک دیگه برای چی ازشون استفاده می‌کنه؟

115
00:08:19,624 --> 00:08:22,877
‫ولی شاید شمشیرزنی یا نیزه‌ی قطبی تمرین می‌کنه؟

116
00:08:23,461 --> 00:08:26,631
‫کاری نیست که عموماً نیاز باشه یه خواجه انجامش بده، پس چرا...

117
00:08:26,631 --> 00:08:31,093
‫خب، نیازی نیست همچین سوال احمقانه‌ای رو بپرسم.

118
00:08:31,093 --> 00:08:33,554
‫واو، چقدر کثیف به‌نظر میاد.

119
00:08:34,347 --> 00:08:35,306
‫بفرمایید.

120
00:08:36,432 --> 00:08:37,558
‫نوشیدنیه؟

121
00:08:41,562 --> 00:08:42,939
‫وای، این چیه؟

122
00:08:43,272 --> 00:08:47,193
‫لطفاً آروم بخوریدش، لیسش بزنین یه‌طوری که انگار دارین لب‌هاتون رو خیس می‌کنین.

123
00:08:47,193 --> 00:08:50,112
‫این باعث می‌شه لب‌ها و گلوتون ورم کنه و صداتون تغییر کنه.

124
00:08:50,112 --> 00:08:51,864
‫از چی درست شده؟

125
00:08:51,864 --> 00:08:54,075
‫چندتا عامل تحریک‌کننده‌ی مختلف...

126
00:08:54,075 --> 00:08:58,120
‫خیلی تنده، اما سمی نیست خیالتون راحت.

127
00:09:03,834 --> 00:09:05,628
‫همه‌ش رو بخورین.

128
00:09:09,131 --> 00:09:10,841
‫اینم حسن ختام.

129
00:09:11,968 --> 00:09:13,094
‫پنبه‌ست.

130
00:09:13,094 --> 00:09:16,013
‫لطفاً لپتونو با اینا پر کنین تا فرم صورتتون تغییر کنه.

131
00:09:20,726 --> 00:09:22,353
‫تموم شد.

132
00:09:27,483 --> 00:09:29,944
‫واو ارباب جوان، واقعاً خودتونین؟

133
00:09:29,944 --> 00:09:32,029
‫دیگه نگو ارباب جوان.

134
00:09:32,989 --> 00:09:36,075
‫ولی همچنان خیلی زیباست.

135
00:09:36,075 --> 00:09:38,327
‫داشتن همچین زیباییِ طبیعی‌ای باید سخت باشه.

136
00:09:38,744 --> 00:09:42,081
‫به‌ هر حال، از جون مایه گذاشتم.

137
00:09:44,834 --> 00:09:47,670
‫خب، وقتشه برگردیم خونه! خیلی وقته که گذشته.

138
00:09:48,254 --> 00:09:51,882
‫شائومائو، گفتین امروز برمی‌گردین خونه، درسته؟

139
00:09:51,882 --> 00:09:54,719
‫بله، اجازه گرفتم تا فردا بیرون‌ــــ

140
00:09:55,720 --> 00:09:59,140
‫گائوشون-ساما از این قیافه‌ها به خودش نمی‌گرفت...

141
00:10:00,224 --> 00:10:04,353
‫در اون صورت، مقصد جینشی-ساما باهاتون یکیه.

142
00:10:05,229 --> 00:10:05,980
‫وای!

143
00:10:06,314 --> 00:10:12,486
‫حتی با اینکه لباس مبدل دارن، بودن با ملازم‌های همیشگیشون مشکوکه.

144
00:10:12,486 --> 00:10:15,031
‫وای... درسته درسته.

145
00:10:15,489 --> 00:10:17,867
جینشی-ساما شما موافق نیستین؟

146
00:10:18,451 --> 00:10:19,744
‫حق با توـه.

147
00:10:21,037 --> 00:10:23,372
‫اگه بتونی همراهیم کنی خیلی خوب می‌شه.

148
00:10:23,372 --> 00:10:25,458
‫ای داد! جینشی-ساما هم راضیه.

149
00:10:25,833 --> 00:10:31,172
‫متأسفم، فکر نمی‌کنم اگه من جینشی-ساما رو همراهی کنم فرقی به حال قضیه کنه...

150
00:10:31,589 --> 00:10:36,844
‫درسته... اگه یه ملازم ساده یه ارباب ساده رو همراهی کنه به‌نظر طبیعی میاد، ولی...

151
00:10:36,844 --> 00:10:40,431
‫ولی منم همه به‌عنوان خدمتکار شخصی شما می‌شناسن...

152
00:10:40,431 --> 00:10:42,099
‫به نظرم مشکلی پیش نمیاد.

153
00:10:42,099 --> 00:10:45,478
‫پس، چطوره به تو هم لباس مبدل بپوشونیم، شائومائو؟

154
00:10:45,478 --> 00:10:46,145
‫ها؟

155
00:10:46,145 --> 00:10:47,938
‫ایده‌ی خوبیه.

156
00:10:48,356 --> 00:10:52,693
‫من همه‌ی وسایل برای آرایش کردن رو دارم.

157
00:10:53,027 --> 00:10:54,195
‫ولی...

158
00:10:54,195 --> 00:10:57,990
‫فقط باید زمین تا آسمون با ظاهر همیشگیت فرق داشته باشی، درسته؟

159
00:10:57,990 --> 00:10:58,949
‫آه...

160
00:10:58,949 --> 00:11:00,534
‫درســتــه؟

161
00:11:00,534 --> 00:11:03,037
‫بـ‌ ـ بله...

162
00:11:03,037 --> 00:11:05,623
‫احساس خیلی بدی نسبت بهش دارم...

163
00:11:12,004 --> 00:11:15,007
‫جینشی-ساما، طرز نشستن‌تون زیادی موقرانه‌ست.

164
00:11:16,342 --> 00:11:18,594
‫تو هم انقدر با لحن رسمی خطابم نکن.

165
00:11:18,594 --> 00:11:21,597
‫ضمناً، اسمم رو به زبون نیار. همه‌ی زحمات‌مون رو به باد می‌دی.

166
00:11:21,597 --> 00:11:24,642
‫پس چی صداتون بزنم؟

167
00:11:24,642 --> 00:11:26,102
‫یه‌لحظه فکر کنم...

168
00:11:26,894 --> 00:11:31,732
‫می‌تونید جینکا صدام بزنید، بانوی من.

169
00:11:31,732 --> 00:11:32,983
‫هـــا؟

170
00:11:33,317 --> 00:11:36,320
‫به‌نظرم، با ظاهری که داریم متناسبه.

171
00:11:37,947 --> 00:11:42,076
‫راست می‌گه، این لباس واسه دختر سوئیرن-ساماست.

172
00:11:42,076 --> 00:11:45,830
‫جنس و طرحش خوبه. اصلاً دمده به‌نظر نمی‌رسه.

173
00:11:45,830 --> 00:11:49,750
‫گمونم بهم می‌خوره یه بانوی جوان از یه خانواده‌ی خوشنام باشم.

174
00:11:53,629 --> 00:11:55,923
‫چرا انقدر از این وضعیت لذت می‌بره؟

175
00:11:59,468 --> 00:12:02,471
‫این نقشه خدمت شما. شائومائو...

176
00:12:03,305 --> 00:12:06,559
‫بانوی جوان رو به من بسپرید.

177
00:12:07,435 --> 00:12:09,311
‫روتون حساب می‌کنم.

178
00:12:13,107 --> 00:12:14,734
‫خب، جینکا-ساما...

179
00:12:16,193 --> 00:12:17,027
‫هوم؟

180
00:12:19,864 --> 00:12:21,157
‫جینکا.

181
00:12:21,157 --> 00:12:22,992
‫بله، بانوی من!

182
00:12:24,618 --> 00:12:26,454
‫طرز ایستادنت زیادی موقرانه‌ست.

183
00:12:32,168 --> 00:12:36,464
‫«جینکا»، هــا؟ اونقدرام اسم مستعار عجیبی نیست.

184
00:12:36,839 --> 00:12:40,384
‫ولی چه لزومی داشت حرف «کا» از اسم گل رو توی اسمش استفاده کنه؟

185
00:12:40,718 --> 00:12:44,680
‫البته گمونم خود «جینشی» هم اسم چندان مردانه‌ای نیست، ولی خب بازم.

186
00:12:45,097 --> 00:12:48,017
‫شاید اصلاً باید مجبورش می‌کردم خودش رو شکل زن‌ها کنه.

187
00:12:50,603 --> 00:12:54,440
‫نه، به‌خاطر حفظ صلح و آرامش توی سرزمین‌مون، نمی‌تونم این‌کارو بکنم.

188
00:12:55,357 --> 00:12:56,692
‫مقصدمون کجاست؟

189
00:12:58,235 --> 00:13:00,821
‫یه غذاخوری درست خارج از منطقه‌ی سرگرمی.

190
00:13:00,821 --> 00:13:02,907
‫اونجا با یه آشنا قرار ملاقات دارم.

191
00:13:08,120 --> 00:13:10,664
‫چرا من باید محافظ شخصی‌شون باشم؟

192
00:13:12,374 --> 00:13:15,252
‫اونم یواشکی؟ چرا باید-

193
00:13:25,179 --> 00:13:28,808
‫ملازمی که جلوتر از بانوش راه می‌ره؟ هنوز خیلی جای کار داره.

194
00:13:29,767 --> 00:13:30,768
‫جینکا.

195
00:13:31,852 --> 00:13:34,814
‫خیلی عذر می‌خوام، بانوی من.

196
00:13:34,814 --> 00:13:35,898
‫بسیارخب.

197
00:13:39,527 --> 00:13:42,446
‫این فصل هنوز سبزیجات برگدار زیادی به بازار نیومده.

198
00:13:42,446 --> 00:13:43,030
‫هوم؟

199
00:13:45,491 --> 00:13:47,535
‫حالا که دستمزدمو گرفتم،

200
00:13:47,535 --> 00:13:50,204
‫شاید یه مرغ هم بخرم و با همدیگه بپزمشون.

201
00:13:50,204 --> 00:13:51,497
‫خرید خواربار؟

202
00:13:52,289 --> 00:13:54,208
‫با اون لباس؟

203
00:14:02,216 --> 00:14:04,969
‫می‌خواستم به بابام غذا بدم.

204
00:14:05,803 --> 00:14:11,183
‫اون یه طبیب و داروساز برازنده‌ست که رودست نداره.

205
00:14:12,101 --> 00:14:16,730
‫ولی نمی‌دونم چرا، فکر اقتصادیش اصلاً کار نمی‌کنه.

206
00:14:16,730 --> 00:14:20,568
‫برای همینه که با وجود داشتن حرفه‌ای که اصولاً باید پردرآمد باشه،

207
00:14:20,568 --> 00:14:22,194
‫توی اون آلونک فلاکت‌بار زندگی می‌کنه.

208
00:14:24,530 --> 00:14:26,532
‫اگه یه‌وقت بخواد از گرسنگی تلف بشه،

209
00:14:26,532 --> 00:14:30,744
‫ننه جون احتمالاً به‌زور یه‌چیزی به خوردش می‌ده، ولی...

210
00:14:40,254 --> 00:14:41,380
‫چیه؟

211
00:14:41,380 --> 00:14:42,923
‫چرا انقدر ساکتی؟

212
00:14:43,924 --> 00:14:46,385
‫چون حرفی باهم نداریم؟

213
00:14:49,722 --> 00:14:52,349
‫اشتباه جوابشو دادم؟

214
00:14:54,184 --> 00:14:55,477
‫این بو!

215
00:14:55,853 --> 00:14:57,229
‫مرغ سیخی!

216
00:14:57,563 --> 00:14:59,189
‫یه‌لحظه اینجا صبر کنید!

217
00:15:00,482 --> 00:15:02,067
‫عمو جون، دوتا سیخ لطفاً!

218
00:15:02,067 --> 00:15:03,319
‫خدمتتون!

219
00:15:05,487 --> 00:15:08,657
‫بفرمائین. قبل از اینکه از دهن بیفته بخوریدش.

220
00:15:12,578 --> 00:15:13,454
‫باشه.

221
00:15:18,292 --> 00:15:21,670
‫پوست لذیذ و چربی خوش‌طعم...

222
00:15:21,670 --> 00:15:24,214
‫توی کاخ از این‌ها گیرت نمیاد.

223
00:15:24,673 --> 00:15:26,133
‫شما نمی‌خواین بخورین؟

224
00:15:26,133 --> 00:15:28,594
‫همون‌طور که می‌بینین، سمی نیست.

225
00:15:29,470 --> 00:15:30,638
‫نه...

226
00:15:30,638 --> 00:15:31,555
‫آه.

227
00:15:32,848 --> 00:15:33,849
‫بفرمائین.

228
00:15:43,275 --> 00:15:44,318
‫چطور بود؟

229
00:15:44,735 --> 00:15:49,114
‫هوم، بهتر از چیزیه که از توی اردوگاه یادم میاد. نمکش به‌اندازه‌ست.

230
00:15:49,448 --> 00:15:54,662
‫اردوگاه؟ خیال می‌کردم همچون چیزی برای سربازهاست، نه خواجه‌ها.

231
00:15:56,246 --> 00:15:58,624
‫انگار واقعاً بهش چسبیده.

232
00:16:02,544 --> 00:16:05,464
‫آه،‌ گائوشون، خوش اومدی.

233
00:16:05,798 --> 00:16:10,970
‫لطفاً به جعبه دست نزن. تازه جوهر خرمالو بهش زدم.

234
00:16:11,345 --> 00:16:15,099
‫اسباب‌بازی‌های ارباب جوان آدم رو یاد گذشته‌ها می‌ندازن، مگه نه؟

235
00:16:15,099 --> 00:16:16,141
‫بله.

236
00:16:16,684 --> 00:16:19,186
‫خب، حالشون چطور بود؟

237
00:16:19,186 --> 00:16:21,271
‫به‌شدت سرکیف بودن.

238
00:16:23,148 --> 00:16:26,402
‫انتظار نداشتم همچین پیشنهاد خوبی بدی.

239
00:16:28,112 --> 00:16:33,450
‫وقتی ارباب جوان یه اسباب‌بازی موردعلاقه
‫پیدا می‌کردن، برای یه‌لحظه هم نمی‌تونستن ازش دل بکنن.

240
00:16:35,202 --> 00:16:39,623
‫اگه قایمش می‌کردم، طوری گریه می‌کردن که انگار دنیا به آخر رسیده.

241
00:16:39,915 --> 00:16:45,546
‫تو خیلی سعی کردی یه اسباب سرگرمی جدید براش
‫پیدا کنی که به نحوی باعث شه آروم بگیره.

242
00:16:48,382 --> 00:16:50,718
‫پایبندِ یه چیز شدن...

243
00:16:51,135 --> 00:16:54,847
‫دلخوشی‌ای‌ـه که جینشی-ساما اجازه‌ نداره به‌دست بیاره.

244
00:16:56,974 --> 00:16:59,393
‫مجبوریم انقدر عجله کنیم؟

245
00:16:59,393 --> 00:17:01,854
‫یادمه گفتین با یکی قرار ملاقات دارین.

246
00:17:01,854 --> 00:17:04,690
‫بهتر نیست به‌موقع برسین؟

247
00:17:05,691 --> 00:17:09,111
‫مثل اینکه می‌خوای هرچه زودتر راهتو از من جدا کنی.

248
00:17:09,111 --> 00:17:10,404
‫که اینطور؟

249
00:17:10,904 --> 00:17:16,243
‫درسته، جداً می‌خوام راهمو ازش جدا کنم و برگردم تربچه و مرغ بخرم.

250
00:17:16,243 --> 00:17:17,578
‫زندگی...

251
00:17:19,705 --> 00:17:22,458
‫زندگی توی کاخ در اون حد بده؟

252
00:17:24,209 --> 00:17:27,796
‫گمونم بهتر از زندگی توی منطقه‌ی سرگرمی باشه.

253
00:17:28,756 --> 00:17:30,924
‫قطعاً بد نیست.

254
00:17:32,092 --> 00:17:34,762
‫من به خواست خودم مشغول به کار شدم،

255
00:17:34,762 --> 00:17:37,514
‫و اتاقی که بهم داده شده، زیباست.

256
00:17:37,931 --> 00:17:43,520
‫اما، نگران پدرخوانده‌م ام که تک‌وتنها به حال خودش گذاشتمش.

257
00:17:44,897 --> 00:17:46,356
‫چیزی شده؟

258
00:17:46,356 --> 00:17:51,028
‫نه، فقط انتظار نداشتم به چیزی جز دارو یا سم اهمیت بدی.

259
00:17:52,029 --> 00:17:53,989
‫در زمینه‌ی داروسازی هم استادمه.

260
00:17:53,989 --> 00:17:56,784
‫بهش نیاز دارم پس باید خیلی بیشتر از اینا عمر کنه.

261
00:17:57,367 --> 00:18:00,579
‫حتماً باید داروساز خیلی حاذقی باشه.

262
00:18:00,996 --> 00:18:05,167
‫اون نه تنها داروهای شرقی، بلکه داروهای غربی رو هم مطالعه کرده.

263
00:18:05,167 --> 00:18:09,088
‫شنیدم وقتی جوون بوده، خارج از کشور توی غرب تحصیل کرده.

264
00:18:09,713 --> 00:18:12,925
‫این یعنی باید خیلی بااستعداد بوده باشه.

265
00:18:13,592 --> 00:18:17,096
‫فقط برگزیده‌های امپراتوری اجازه‌ی تحصیل در خارج از کشور رو دارن.

266
00:18:17,096 --> 00:18:19,515
‫بله، خیلی بااستعداده.

267
00:18:19,515 --> 00:18:21,934
‫می‌گن که بهشت به هر فردی فقط یه استعداد اعطاء می‌کنه،

268
00:18:21,934 --> 00:18:24,144
‫اما یه‌سری‌ها بیشتر از یه‌دونه نصیب‌شون می‌شه.

269
00:18:24,144 --> 00:18:26,730
‫چه تحسین‌برانگیز.

270
00:18:27,189 --> 00:18:30,567
‫چرا همچین فرد شایسته‌ای، داروسازِ منطقه‌ی سرگرمی‌ـه؟

271
00:18:31,276 --> 00:18:34,404
‫حتماً به‌خاطر اینه که بخت باهاش یار نبوده.

272
00:18:34,404 --> 00:18:38,784
‫دو استعداد نصیبش شد، اما مردانگی‌ش رو از دست داد.

273
00:18:40,119 --> 00:18:44,164
‫منظورت اینه که پدرخوانده‌ت یه خواجه‌ست؟

274
00:18:44,164 --> 00:18:45,874
‫بله.

275
00:18:49,878 --> 00:18:52,798
‫انگار لطیفه‌ی سبک روسپی جماعت نگرفت.

276
00:18:53,674 --> 00:18:56,385
‫از قرار معلوم، به‌خاطر تحصیلات خارجه‌ش،

277
00:18:56,385 --> 00:19:01,849
‫توسط ملکۀ مادر پیشین، مادر امپراتور پیشین، خواجه شده.

278
00:19:02,224 --> 00:19:06,019
‫خواجه، داروساز، طبیب...

279
00:19:06,019 --> 00:19:07,646
‫تاحالا چیزی درموردش نگفته بودم؟

280
00:19:09,231 --> 00:19:11,733
‫آه، اینجاست؟

281
00:19:11,733 --> 00:19:14,153
‫یه مهمان‌سرا طبقه بالای یه غذاخوری.

282
00:19:14,153 --> 00:19:16,238
‫هی، یه سر بزن!

283
00:19:16,238 --> 00:19:17,698
‫هوی، هوی، هوی.

284
00:19:18,031 --> 00:19:23,370
‫آه، عجب. حالا فهمیدم چرا برای تغییر چهره و لباس انقدر به خودش دردسر داد.

285
00:19:24,413 --> 00:19:27,583
‫اگه مسئله این بود، می‌تونستی بیای منطقه‌ی سرگرمی.

286
00:19:27,583 --> 00:19:29,960
‫هـــه؟ منظورت چیه؟

287
00:19:29,960 --> 00:19:30,711
‫هیچی.

288
00:19:32,921 --> 00:19:37,217
‫داروساز، مشتری‌های ثابت خانه‌ی یشم رو می‌شناسی؟

289
00:19:37,217 --> 00:19:40,971
‫هــا، خب، اون‌هایی رو که نسبت به بقیه سرترن.

290
00:19:41,305 --> 00:19:42,681
‫اون‌ها کی‌ان؟

291
00:19:42,681 --> 00:19:45,434
‫نمی‌تونم بگم. اطلاعات محرمانه‌ست.

292
00:19:47,436 --> 00:19:48,312
‫پس...

293
00:19:50,814 --> 00:19:54,067
‫چطور می‌شه ارزش یه روسپی رو پایین آورد؟

294
00:19:55,777 --> 00:19:57,863
‫سؤال ناخوشایندی پرسیدین.

295
00:20:02,576 --> 00:20:06,371
‫راه‌های زیادی هست، به‌خصوص برای روسپی‌های عالی‌رتبه.

296
00:20:06,997 --> 00:20:08,415
‫توی خانه‌ی یشم،

297
00:20:08,415 --> 00:20:11,501
‫دخترها اکثر درس‌های مهم رو حین انجام وظیفه به‌عنوان خدمتکار یاد می‌گیرن.

298
00:20:11,501 --> 00:20:12,377
‫در اون موقع،

299
00:20:12,377 --> 00:20:15,881
‫به دو گروهی که از اندام و چهره‌ی زیبایی برخوردارن و برخوردار نیستن تقسیم می‌شن.

300
00:20:16,632 --> 00:20:21,345
‫گروه دوم، به محض شروع به کار، مشتری می‌گیرن تا تن‌فروشی کنن.

301
00:20:22,471 --> 00:20:26,600
‫بعضی‌ها تا روزی که خریده بشن، عفت‌شون رو حفظ می‌کنن.

302
00:20:27,559 --> 00:20:31,188
‫ارزش‌شون در گرو عفت‌شونه.

303
00:20:31,188 --> 00:20:34,733
‫از دست دادن اون عفت، ارزش‌شون رو حدأقل نصف می‌کنه.

304
00:20:34,733 --> 00:20:35,567
‫همچنین...

305
00:20:37,486 --> 00:20:42,157
‫بارداری ارزش‌شون رو تقریباً هیچ می‌کنه.

306
00:22:18,462 --> 00:22:33,435
‫پیش‌نمایش قسمت بعد
