﻿1
00:01:28,463 --> 00:01:34,302
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

2
00:01:34,928 --> 00:01:38,890
‫بارداری ارزش‌شون رو تقریباً هیچ می‌کنه.

3
00:01:47,023 --> 00:01:49,651
‫این همون‌جاییه که دنبالش می‌گشتید؟

4
00:01:54,906 --> 00:01:57,784
‫اگه اجازه بدید، رفع زحمت کنم.

5
00:02:04,249 --> 00:02:05,500
‫داری می‌ری؟

6
00:02:06,084 --> 00:02:10,255
‫وارد شدن من به اونجا تمام زحمتی که برای تغییر قیافه کشیدید رو به باد می‌ده.

7
00:02:10,755 --> 00:02:11,631
‫آه...

8
00:02:12,799 --> 00:02:13,758
‫با اجازه.

9
00:02:21,558 --> 00:02:26,062
‫مشکلی نیست. بدون اینکه احساسی بروز بدم از پسش بر اومدم.

10
00:02:34,863 --> 00:02:37,782
‫از امشب‌تون لذت ببرید.

11
00:03:01,848 --> 00:03:03,391
‫یه خواب از گذشته...

12
00:03:03,391 --> 00:03:05,810
‫نه، مال وقتیه که نوزاد بودم.

13
00:03:10,690 --> 00:03:14,944
قسمت هجدهم
لــــاکـــان
‫حتماً به‌خاطر اینه که در موردش صحبت کردم.
‫صبح به‌خیر.

14
00:03:16,487 --> 00:03:18,489
‫صبح به‌خیر، بابا.

15
00:03:20,742 --> 00:03:22,911
‫برنامه‌ت برای امروز چیه؟

16
00:03:22,911 --> 00:03:24,287
‫هیچی.

17
00:03:24,287 --> 00:03:28,333
‫اگه سرت شلوغ نیست، می‌تونی یه سری به خانه‌ی یشم بزنی؟

18
00:03:30,043 --> 00:03:31,127
‫چرا که نه.

19
00:03:36,382 --> 00:03:40,678
‫همم؟ سلام، مائومائو. سر کار نیستی؟

20
00:03:40,970 --> 00:03:42,597
‫مرخصی گرفتم.

21
00:03:45,558 --> 00:03:48,937
‫حتی توی روز تعطیلت هم میای عطاری؟

22
00:03:49,187 --> 00:03:52,273
‫فقط گذرم افتاد. دلیل اصلی اومدنم به اینجا نیست.

23
00:03:52,273 --> 00:03:54,400
‫وایسا بینم، پایرین!

24
00:04:07,830 --> 00:04:08,831
‫صبح به‌خیر.

25
00:04:11,501 --> 00:04:14,754
‫قبلاً با نفرت منو مینداخت بیرون،

26
00:04:15,171 --> 00:04:17,924
‫ولی گمونم دیگه توانشو نداره.

27
00:04:17,924 --> 00:04:21,261
‫یا شایدم به‌کل فراموش کرده که چطور حرف بزنه.

28
00:04:22,220 --> 00:04:26,307
‫با بدتر شدن بیماریش، خاطراتش از هم پاشیدن.

29
00:04:33,398 --> 00:04:38,611
‫داروهای بابا علاج دردن، ولی توی این وضعیت،
‫حتی دردش رو به‌طور موقت هم تسکین نمی‌دن.

30
00:04:39,612 --> 00:04:43,866
‫ولی بازم، دارو دادن بهش تنها راه درمانیه که به ذهن‌مون می‌رسه.

31
00:04:47,370 --> 00:04:50,206
‫اون مشتری دوباره برگشته.

32
00:04:52,166 --> 00:04:55,169
‫خدایا، سلیقه‌ی خوبی هم داره.

33
00:04:55,712 --> 00:04:57,171
‫بگو می‌می بیاد.

34
00:04:58,840 --> 00:05:02,844
‫خانه‌ی یشم الان یه تشکیلات اسم در کرده‌ست.

35
00:05:02,844 --> 00:05:07,307
‫ولی ده‌سال و اندی پیش، با کثافت‌کاری مدیریت می‌شد.

36
00:05:07,807 --> 00:05:11,019
‫این روسپی به مشتری‌های همون دوره خدمت می‌کرد،

37
00:05:11,019 --> 00:05:13,563
‫و اون‌قدری بدشانس بود که به بیماری دچار شه.

38
00:05:17,608 --> 00:05:23,573
‫زمانی که بابا به خانه‌ی یشم رسید، بیماریش وارد دوره‌ی نهفتگی شده بود.

39
00:05:24,157 --> 00:05:27,577
‫اگه در مورد بیماری مطلع می‌شد، ‫شاید می‌تونست درمانش کنه،

40
00:05:27,577 --> 00:05:34,459
‫ولی هیچ‌کس به یه خواجه که بی‌خبر از ناکجاآباد پیداش شده اعتمادی نداشت.

41
00:05:38,421 --> 00:05:41,716
‫از اون‌موقع، این زن به‌دور از چشم مشتری‌ها،

42
00:05:41,716 --> 00:05:44,177
‫توی این ساختمون حبس شده.

43
00:05:45,219 --> 00:05:50,475
‫اوج سخاوتمندیه. معمولاً روسپی‌هایی رو که
‫نمی‌تونن کار کنن به راحتی میندازن بیرون.

44
00:05:54,562 --> 00:05:58,775
‫این اتاق خیلی خفه‌ست. شاید بهتره یه‌کم عود بسوزونم.

45
00:06:17,543 --> 00:06:18,419
‫چی شده؟

46
00:06:18,419 --> 00:06:23,591
‫نه‌-سان بهم گفت اون با عینک تک‌چشمی اینجاست،

47
00:06:23,591 --> 00:06:25,802
‫پس تو فعلاً نباید بری بیرون.

48
00:06:26,344 --> 00:06:28,429
‫که این‌طور، فهمیدم.

49
00:06:39,232 --> 00:06:42,402
‫تا وقتی جایی نرم، اون مرد نمیاد اینجا.

50
00:06:42,985 --> 00:06:47,198
‫یه مشتری دیرینه‌ی خانه‌ی یشم، یه آشنای قدیمی...

51
00:07:05,842 --> 00:07:09,011
‫زنیکه‌ی احمق.

52
00:07:22,817 --> 00:07:25,153
‫نه-چان، خوب باهاش کنای میای.

53
00:07:25,486 --> 00:07:29,907
‫جدی؟... ننه که تا وقتی سر کیسه رو شل کنه مشکلی باهاش نداره.

54
00:07:29,907 --> 00:07:33,911
‫به‌خاطر اینکه ننه‌ی ما خیلی راحت می‌ذاره وزن نقره حرف اولو بزنه.

55
00:07:35,079 --> 00:07:39,292
‫داره واسه قایقش برای راه بهشت پس‌انداز می‌کنه، گناهی نداره.

56
00:07:39,500 --> 00:07:44,130
‫انتظار نداشتم توی مکان ملاقات خدماتی مثل منطقه‌ی سرگرمی ارائه بدن.

57
00:07:45,006 --> 00:07:47,884
‫برای این نرفته بودم اونجا.

58
00:08:01,939 --> 00:08:03,733
‫داروساز، می‌تونم یه‌لحظه وقتتو بگیرم؟

59
00:08:04,525 --> 00:08:05,485
‫بله.

60
00:08:06,027 --> 00:08:09,906
‫این رو با سوئیرن تقسیم کن. سوغاتی از طرف یه خل‌وضعه.

61
00:08:11,616 --> 00:08:15,453
‫از طرف یه خل‌وضع؟ خیلی ممنونم.

62
00:08:15,453 --> 00:08:16,287
‫آره.

63
00:08:16,287 --> 00:08:18,456
‫خب دیگه، من برمی‌گردم سر کارم.

64
00:08:28,007 --> 00:08:29,467
‫ای داد بیداد.

65
00:08:32,386 --> 00:08:34,847
‫امشب شام گیاهی داریم،

66
00:08:34,847 --> 00:08:37,934
‫پس شائومائو، به‌هیچ‌وجه گوشت یا ماهی نخور، باشه؟

67
00:08:40,645 --> 00:08:44,565
‫یکم استراحت کن، ولی نذار خوابت عمیق بشه.

68
00:08:45,525 --> 00:08:47,610
‫بله، گیاهی!

69
00:08:47,610 --> 00:08:52,615
‫گندش بزنن، خیال می‌کردم با کار کردن می‌تونم از فکرش بیرون بیام.

70
00:08:55,826 --> 00:08:57,328
‫درضمن.

71
00:08:58,579 --> 00:09:01,749
‫دیگه نبینم توی انبار گیاه‌های عجیب‌وغریب قایم کنی.

72
00:09:02,833 --> 00:09:04,919
‫لعنتی. خیلی تیزه.

73
00:09:04,919 --> 00:09:06,671
‫اگه جایی برای گذاشتنش پیدا نمی‌کنی،

74
00:09:06,671 --> 00:09:11,467
‫چطوره از جینشی-ساما بخوای بهت اجازه‌ی استفاده از یکی از اتاق‌های خالی رو بده؟

75
00:09:11,467 --> 00:09:15,972
‫خیر، نمی‌تونم از خونه‌ی یه اشراف‌زاده به‌عنوان گنجه‌ی دارو استفاده کنم.

76
00:09:16,264 --> 00:09:19,183
‫شائومائو، در ظاهر به‌نظر بی‌تفاوت میای،

77
00:09:19,183 --> 00:09:21,894
‫ولی وقتی صحبت از مطلع بودن از جایگاهت به میان بیاد، خیلی حساسی.

78
00:09:22,228 --> 00:09:28,234
‫من یه رعیتم. همین که الان اینجام، خودش یه معجزه‌ی کوچیکه.

79
00:09:28,651 --> 00:09:29,860
‫شاید.

80
00:09:30,403 --> 00:09:33,906
‫ولی یادت باشه، صرفاً اشراف‌زاده بودن...

81
00:09:33,906 --> 00:09:36,951
‫...ذات یه‌نفر رو از بدو تولد از دیگران تمییز نمی‌ده.

82
00:09:37,702 --> 00:09:42,748
‫فقط خدا می‌دونه زندگی یه‌نفر می‌تونه دستخوش چه فراز و نشیب‌هایی بشه.

83
00:09:42,748 --> 00:09:46,419
‫اگر معیارت برای سوا کردن مخلوقات از هم صرفاً
‫جایگاه‌شون باشه، ممکنه فرصت‌های زیادی رو از دست بدی.

84
00:09:47,503 --> 00:09:48,921
‫واقعاً؟

85
00:09:48,921 --> 00:09:51,048
‫بله، واقعاً.

86
00:09:51,048 --> 00:09:55,261
‫خب دیگه، برگردیم سر کار. یه زحمت کوچیک برات دارم.

87
00:09:56,220 --> 00:09:57,430
‫با اجازه!

88
00:09:57,430 --> 00:09:59,724
‫اومدم یه‌سری دارو بگیرم!

89
00:10:00,016 --> 00:10:02,310
‫باشه، یه‌لحظه صبر کن.

90
00:10:08,357 --> 00:10:12,695
‫اینجا کجا و داروخونه‌ی توی کاخ اندرونی که اون حکیم قلابی اداره می‌کرد کجا!

91
00:10:13,070 --> 00:10:16,532
‫اینجا به ارتش نزدیکه، پس حتماً افراد مجروح زیادی رو میارن اینجا.

92
00:10:17,825 --> 00:10:22,204
‫آه، این بو که یه طعم تلخ توی دهنم به جا می‌ذاره...

93
00:10:22,580 --> 00:10:25,541
‫موندم توی گنجه‌های داروشون چیا نگه می‌دارن؟

94
00:10:25,541 --> 00:10:28,586
‫می‌میرم برای زیر و رو کردن نقطه به نقطه‌ی اینجا...

95
00:10:29,670 --> 00:10:32,465
‫نه، نمی‌شه. باید خونسردیم رو حفظ کنم!

96
00:10:32,465 --> 00:10:33,883
‫چیکار داری می‌کنی؟

97
00:10:37,428 --> 00:10:39,138
‫اون...

98
00:10:41,057 --> 00:10:43,267
‫منتظرم داروهام رو تحویل بدن.

99
00:10:44,685 --> 00:10:45,770
‫سوئیری!

100
00:10:47,772 --> 00:10:49,065
‫اومدی!

101
00:10:49,774 --> 00:10:52,151
‫برای تهیه‌ی مجدد داروی پاسدارخانه اومدم.

102
00:10:52,151 --> 00:10:53,110
‫بله.

103
00:10:57,281 --> 00:10:58,574
‫پاسدارخانه؟

104
00:10:59,492 --> 00:11:03,913
‫احوال شما؟ من روبه‌راهم شکر خدا.
‫الان که فکرشو می‌کنم، آخرین‌باری که دیدمش نزدیک ضلع نظامی بود.

105
00:11:04,789 --> 00:11:08,751
‫حتماً چون اونجا کار می‌کنه، بوی گیاهان دارویی رو می‌ده.

106
00:11:12,421 --> 00:11:15,341
‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنم ازم بدش میاد.

107
00:11:15,675 --> 00:11:17,718
‫چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟

108
00:11:17,718 --> 00:11:19,095
‫خیر، فقط همین رو می‌خواستم.

109
00:11:21,764 --> 00:11:24,934
‫یه بانوی دربار نباید این‌کارو بکنه...

110
00:11:25,935 --> 00:11:29,188
‫حـ ـ حرفمو نشنیده بگیر! دارو می‌خواستی، نه؟!

111
00:11:35,319 --> 00:11:37,154
‫چه نوع دارویی‌ـه.

112
00:11:41,409 --> 00:11:42,410
‫لیس!

113
00:11:43,994 --> 00:11:45,913
‫آرد سیب‌زمینی؟

114
00:11:45,913 --> 00:11:48,374
‫این داروی جینشی-ساماست، درسته؟

115
00:11:48,374 --> 00:11:52,920
‫فکرشو که می‌کنم، جینشی-ساما خیلی مرموزه.

116
00:11:52,920 --> 00:11:57,425
‫علاوه بر کاری که هر چند هفته یه‌بار بهش محول می‌شه،

117
00:11:58,175 --> 00:12:00,928
‫روز قبلش هم مدت طولانی رو توی حموم می‌گذرونه،

118
00:12:00,928 --> 00:12:02,763
‫و قبل از راهی شدن عود می‌سوزونه...

119
00:12:03,264 --> 00:12:04,890
‫شام گیاهی هم هست.

120
00:12:05,391 --> 00:12:06,976
‫مثل یه مراسم تزکیه می‌مونه.

121
00:12:07,560 --> 00:12:10,187
‫خواجه‌ها اجازه دارن مراسم آئینی اجرا کنن؟

122
00:12:11,147 --> 00:12:14,275
‫یه اشراف‌زاده این‌کارو بکنه، منطقی‌ـه.

123
00:12:14,275 --> 00:12:16,944
‫ولی اگه مقامش انقدر بالاست، چرا خواجه‌ست؟

124
00:12:17,278 --> 00:12:24,243
‫جینشی-ساما هم با تصمیم خودسرانه‌ی ملکه‌‌ی مادر پیشین خواجه شده؟

125
00:12:24,785 --> 00:12:26,495
‫مثل پدرم؟

126
00:12:27,913 --> 00:12:31,917
‫پدرخوانده‌ی دختره یه خواجه‌ست که سابقاً طبیب بوده.

127
00:12:31,917 --> 00:12:36,922
‫پس چون تحت تعلیم یه طبیب بوده، معلوماتش انقدر بالاست، ولی...

128
00:12:37,381 --> 00:12:39,175
‫خواجه؟

129
00:12:39,175 --> 00:12:40,551
‫بله.

130
00:12:40,551 --> 00:12:45,181
‫ما تابه‌حال میون خواجه‌ها همچین طبیب حاذقی داشتیم؟

131
00:12:51,228 --> 00:12:53,355
‫عذر می‌خوام.

132
00:12:55,900 --> 00:12:59,278
‫می‌تونیم بحث اون روزمون رو از جایی که موند ادامه بدیم؟

133
00:13:07,036 --> 00:13:11,248
‫پس واقعاً... حقه‌های کثیفی سوار کردین.

134
00:13:11,248 --> 00:13:15,377
‫بهم برخورد! نمی‌خوام این حرف رو از دهن یه دزد بشنوم.

135
00:13:15,795 --> 00:13:20,966
‫من ده سال آزگار سعی داشتم اون پیرزن رو متقاعد کنم،

136
00:13:20,966 --> 00:13:24,178
‫و تو درست جلوی چشمام اون رو دزدیدی.

137
00:13:25,221 --> 00:13:27,097
‫پس می‌خوای پاداشت رو پس بگیری؟

138
00:13:27,389 --> 00:13:30,768
‫نه، بابتش هرچقدر بخوای بهت می‌دم.

139
00:13:30,768 --> 00:13:34,063
‫دوست ندارم اشتباهات گذشته‌م رو تکرار کنم.

140
00:13:35,272 --> 00:13:36,732
‫و اگه رد کنم؟

141
00:13:36,732 --> 00:13:40,611
خب دیگه اون‌موقع کاری از من بر نمیاد، میاد؟

142
00:13:40,611 --> 00:13:46,867
‫تعداد آدم‌هایی که می‌تونن از کسی با مقام عالیِ شما سرپیچی کنن، انگشت‌شمارن.

143
00:13:47,284 --> 00:13:50,871
‫پس بگو، هویت واقعی منو می‌دونه.

144
00:13:50,871 --> 00:13:55,835
‫من فقط نگران اینم که دخـــتــرم چه فکری می‌کنه...

145
00:13:58,003 --> 00:14:02,508
‫اوه...لعنتی... پس قضیه از این قراره.

146
00:14:04,260 --> 00:14:06,095
‫نمی‌خوام تأیید کنم،

147
00:14:07,096 --> 00:14:10,975
‫ولی لاکان پدر خونی مائومائوـه.

148
00:14:19,149 --> 00:14:23,946
‫می‌شه فقط به دخترم اطلاع بدین گاهی اوقات بهش سر می زنم؟

149
00:14:24,780 --> 00:14:25,865
‫با اجازه.

150
00:14:35,082 --> 00:14:36,166
‫داروساز.

151
00:14:36,709 --> 00:14:37,585
‫بله.

152
00:14:38,335 --> 00:14:41,714
‫یه مقام رسمیه که می‌خواد همین زودی ها ببینتت.

153
00:14:42,172 --> 00:14:43,591
‫کی هستن؟

154
00:14:44,174 --> 00:14:48,554
‫همون مرد عجیبیه که در موردش بهت می‌گفتم. اسمش لاکا‌‌ن‌ــ

155
00:14:55,060 --> 00:14:56,812
‫یه‌طوری ردش می‌کنم.

156
00:14:57,479 --> 00:15:01,901
‫ممنونم. خب برمی‌گردم سر کارم.

157
00:15:05,905 --> 00:15:08,407
‫اولین بار بود همچین قیافه‌ای ازش می‌دیدم.

158
00:15:09,575 --> 00:15:12,745
‫و دیگه هم نمی‌خوام ببینم.

159
00:15:14,622 --> 00:15:17,124
‫آه... پس فهمیده.

160
00:15:33,599 --> 00:15:35,225
‫این بو...

161
00:15:35,225 --> 00:15:37,144
‫باغچه‌ی گیاهای دارویی.

162
00:15:37,144 --> 00:15:40,689
‫اینجا! اینجا هم هست! اینجا هم هست!

163
00:15:41,774 --> 00:15:44,193
‫بازم تو؟

164
00:15:48,280 --> 00:15:51,533
‫اوه نه. این دیگه خیلی مشکوکه.

165
00:15:52,034 --> 00:15:55,079
‫نگران نباشید. هنوز چیزی برنداشتم.

166
00:15:55,079 --> 00:15:58,415
‫از اون دستای خاکیت معلومه که...

167
00:15:58,415 --> 00:16:00,334
‫در شُرف برداشتن بودی، درسته؟

168
00:16:04,505 --> 00:16:06,590
‫قصد ندارم تنبیه‌ت کنم.

169
00:16:07,675 --> 00:16:10,052
‫به هر حال این یه باغچه‌ی غیرمجازه.

170
00:16:10,052 --> 00:16:12,888
‫ولی حکیم‌ها هم از اینجا خبر دارن.

171
00:16:12,888 --> 00:16:15,140
‫پس توصیه می‌کنم زیاد نیای اینجا.

172
00:16:16,016 --> 00:16:18,560
‫شما مسئول اینجایین؟

173
00:16:18,560 --> 00:16:23,399
‫کی می‌دونه؟ یه‌طورایی اجازه دارم هرچی دوست دارم اینجا بکارم.

174
00:16:23,941 --> 00:16:26,860
‫داره علف‌های هرز رو می‌کنه.

175
00:16:27,653 --> 00:16:30,614
‫اگه اشتباه نکنم اسمش سوئیرِی بود...

176
00:16:30,948 --> 00:16:36,954
‫نه که خودم حق حرف زدن داشته باشم،
‫ولی به نظر آدمی نمیاد که بشه تحریکش کرد.

177
00:16:37,538 --> 00:16:39,498
‫چی می‌کارین؟

178
00:16:44,837 --> 00:16:46,964
‫یه دارو برای زنده کردن آدم.

179
00:16:47,840 --> 00:16:48,674
‫اون...؟

180
00:16:49,383 --> 00:16:51,969
‫یه دارو که بتونه یه مرده رو زنده کنه....

181
00:16:52,636 --> 00:16:57,725
‫اگه همچین چیزی وجود داشت، ‫من بیشتر از هرچیزی می‌خوامش.

182
00:16:58,392 --> 00:16:59,685
‫شوخی کردم.

183
00:17:00,853 --> 00:17:02,271
‫شوخی...؟

184
00:17:02,271 --> 00:17:07,985
‫تو... شنیدم داروسازی. کارت چقدر خوبه؟

185
00:17:09,069 --> 00:17:10,279
‫نمی‌دونم.

186
00:17:15,826 --> 00:17:20,622
‫چند وقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

187
00:17:30,299 --> 00:17:31,383
‫خب فعلاً.

188
00:19:23,245 --> 00:19:38,260
‫پیش‌نمایش قسمت بعد
