﻿1
00:01:24,250 --> 00:01:29,130
‫ضمناً، درخصوص برنامه‌ی امروز،
‫بعد‌ازظهر یه مراسم احضار روح برگزار می‌شه.

2
00:01:30,131 --> 00:01:30,965
‫آره...

3
00:01:38,056 --> 00:01:41,810
‫گمونم بدونم چی فکرتون رو مشغول کرده.

4
00:01:41,810 --> 00:01:44,062
‫ولی لطفاً، کارو فراموش نکنید.

5
00:01:45,355 --> 00:01:46,898
‫می‌دونم.

6
00:01:47,941 --> 00:01:51,945
قسمت نوزدهم
شــانــس یــا چیزی بیشتر

7
00:01:52,654 --> 00:01:55,156
‫لی‌هاکو-ساما، چیزی شده؟

8
00:01:55,615 --> 00:01:57,200
‫یه مشکلی پیش اومده.

9
00:01:57,742 --> 00:01:59,619
‫مشکل؟

10
00:01:59,953 --> 00:02:03,039
‫اون آتش‌سوزی توی انبار رو یادته؟

11
00:02:03,039 --> 00:02:03,706
‫آه.

12
00:02:03,706 --> 00:02:07,919
‫از قرار معلوم، یه دزد همون روز به یه انبار دیگه دستبرد زده.

13
00:02:08,962 --> 00:02:12,382
‫مطمئنم سعی داشته از بلبلشوی اون‌موقع سوءاستفاده کنه.

14
00:02:12,674 --> 00:02:16,594
‫یه سرقت. چی دزدیده شده؟

15
00:02:19,681 --> 00:02:22,350
‫ظاهراً چیزی نیست که بشه توی ملاء عام درموردش حرف زد.

16
00:02:22,350 --> 00:02:23,143
‫دزدکی.

17
00:02:27,981 --> 00:02:32,235
‫وسایل مراسم. و نه فقط یکی.

18
00:02:32,235 --> 00:02:34,612
‫یعنی انقدر با بی‌دقتی ازشون نگه‌داری می‌شد؟

19
00:02:34,863 --> 00:02:37,490
‫خب، منم درست نمی‌دونم.

20
00:02:37,949 --> 00:02:41,035
‫الان هیچ مدیر کاربلدی نیست.

21
00:02:41,035 --> 00:02:43,371
‫آخری سال پیش فوت کرد.

22
00:02:43,371 --> 00:02:47,292
‫مدیر فعلی چی؟ اصول اولیه رو که دیگه باید بدونه، نه؟

23
00:02:47,292 --> 00:02:51,421
‫خب، به تازگی دچار مسمومیت غذایی شده.

24
00:02:51,713 --> 00:02:53,047
‫مسمومیت غذایی؟

25
00:02:53,548 --> 00:02:57,635
‫جلبک دریایی مورد‌علاقه‌ش بیمارش کرده و از اون‌موقع بیدار نشده.

26
00:02:57,635 --> 00:03:01,848
‫نمی‌تونه برگرده سر کارش. گرفتار شدیم بخدا.

27
00:03:01,848 --> 00:03:04,100
‫قبلاً این رو کجا شنیدم؟

28
00:03:04,601 --> 00:03:08,688
‫احیاناً همون مقام عالی‌رتبه‌ای نیست که از غذاهای کمیاب خوشش می‌اومد؟

29
00:03:09,063 --> 00:03:10,440
‫از کجا فهمیدی؟

30
00:03:10,899 --> 00:03:12,400
‫قضیه‌ش مفصله.

31
00:03:13,067 --> 00:03:15,737
‫دزدی همزمان با آتش‌سوزی.

32
00:03:16,154 --> 00:03:19,908
‫مدیر انبار به‌علت مسمومیت غذایی پیداش نیست.

33
00:03:20,700 --> 00:03:22,702
‫انقدر مشکوکه که احتمالش کمه تصادفی باشه.

34
00:03:23,661 --> 00:03:27,415
‫مدیری که سال پیش فوت کرد کی بود؟

35
00:03:27,749 --> 00:03:32,879
‫هوم. یادمه به زیادی قانون‌مدار بودنش معروف بود.

36
00:03:32,879 --> 00:03:37,842
‫اسمشو فراموش کردم. یادمه از شیرینی‌جات خوشش می‌اومد،‌ ولی...

37
00:03:38,468 --> 00:03:41,971
‫نکنه کونن-ساما بودن؟

38
00:03:41,971 --> 00:03:47,143
‫آه،‌ آره خودشه! هوی، تو از کجا می‌دونی؟

39
00:03:47,143 --> 00:03:48,561
‫قضیه‌ش مفصله.

40
00:03:49,395 --> 00:03:54,108
‫جینشی-ساما بهم درمورد مقام عالی‌رتبه‌ی سخت‌گیری که
‫به شیرین‌جات علاقه داشت، گفته.

41
00:03:54,108 --> 00:03:56,527
‫مردی که به‌خاطر مصرف بیش از حد نمک مرده.

42
00:03:57,153 --> 00:04:00,240
‫این‌ها همه تصادفی‌ان؟

43
00:04:00,240 --> 00:04:02,617
‫تک تک نگاه‌کنی به‌نظر یه حادثه میان،

44
00:04:02,617 --> 00:04:07,747
‫ولی اگه همه‌‌شون به‌منظور دستیابی به یه هدف خاصی صورت گرفته باشن...

45
00:04:08,206 --> 00:04:10,875
‫خب، چه کمکی از دست من برمیاد؟

46
00:04:10,875 --> 00:04:12,794
‫خودشه! اصل مطلب همینه.

47
00:04:12,794 --> 00:04:15,171
‫این رو یادته؟ قبلاً بهم دادیش.

48
00:04:16,089 --> 00:04:17,966
‫آه، از آتش‌سوزی.

49
00:04:18,341 --> 00:04:22,512
‫خواستم پسش بدم،‌ ولی صاحبش قبول نکرد.

50
00:04:22,512 --> 00:04:23,596
‫گفت دیگه نمی‌خوادش.

51
00:04:24,138 --> 00:04:28,351
‫به‌نظر خیلی گرون‌قیمت میاد. حدس می‌زدم مهم باشه.

52
00:04:28,351 --> 00:04:31,771
‫ظاهراً، این رو یه بانوی دربار بهش داده بوده.

53
00:04:31,771 --> 00:04:33,356
‫بانوی دربار؟

54
00:04:33,356 --> 00:04:35,400
‫به نظر تو هم مشکوکه؟

55
00:04:35,400 --> 00:04:38,695
‫چرا باید این رو به یه نگهبان انبار که هیچ شناختی ازش نداره بده؟

56
00:04:40,947 --> 00:04:45,201
‫مثل اینکه، نگهبانه بانوی دربار رو تا بیرون کاخ همراهی کرده،

57
00:04:45,451 --> 00:04:48,079
‫چون داشته تنهایی توی تاریکی قدم می‌زده.

58
00:04:48,663 --> 00:04:52,250
‫اون هم این چپق رو به نشانه قدردانی بهش داده.

59
00:04:52,542 --> 00:04:57,755
‫به‌دست آوردن همچین وسیله‌ی گرون‌قیمتی
‫ممکنه ترغیبش کنه که فوراً ازش استفاده کنه.

60
00:04:58,673 --> 00:05:01,634
‫ایجاد آتش برای پرت کردن حواس نگهبان‌ها،

61
00:05:01,634 --> 00:05:03,761
‫و دستبرد زدن به یه انبار دیگه.

62
00:05:03,761 --> 00:05:08,641
‫اگه بانوی دربار با یه هدفی اون چپق رو به نگهبان داده باشه...

63
00:05:09,559 --> 00:05:11,978
‫لی‌هاکو-ساما، درخصوص اون بانوی دربار...

64
00:05:11,978 --> 00:05:14,981
‫آره، سعی کردم مشخصاتشو پیدا کنم.

65
00:05:15,398 --> 00:05:18,401
‫ولی ظاهراً، شالی روی سرش انداخته بوده که صورتش رو بپوشونه.

66
00:05:19,068 --> 00:05:23,448
‫شاید عمداً صورتشو پوشونده بوده.

67
00:05:23,448 --> 00:05:24,449
‫آره.

68
00:05:24,449 --> 00:05:29,746
‫ولی «به‌عنوان یه خانوم قدش بلندتر از متوسط بود و بوی دارو می‌داد.»

69
00:05:31,039 --> 00:05:34,709
‫با توجه به قدش می‌دونم تو نیستی.

70
00:05:34,709 --> 00:05:36,210
‫کس دیگه‌ای به ذهنت می‌رسه؟

71
00:05:37,754 --> 00:05:41,632
‫یه بانوی دربار قد بلند که بوی دارو می‌ده...

72
00:05:42,884 --> 00:05:45,261
‫نباید براساس حدس‌وگمان نظر بدی.

73
00:05:46,888 --> 00:05:52,101
‫اتفاقات عجیب دیگه‌ای هم غیر از اینایی که گفتیم، بوده؟

74
00:05:52,643 --> 00:05:55,897
‫آه. چی بگم والا...

75
00:05:56,439 --> 00:05:59,025
‫به‌نظرت می‌شه از این‌ها یه نتیجه‌ای گرفت؟

76
00:05:59,025 --> 00:06:01,152
‫ممکنه بشه.

77
00:06:01,819 --> 00:06:04,072
‫یا ممکنه نشه.

78
00:06:04,072 --> 00:06:05,281
‫بالأخره کدوم؟

79
00:06:08,326 --> 00:06:11,496
‫دو اتفاق اغلب اوقات می‌تونن همزمان رخ بدن.

80
00:06:12,288 --> 00:06:14,791
‫سه‌تا هم زیاد بعید نیست.

81
00:06:15,792 --> 00:06:18,461
‫ولی وقتی بیشتر از سه‌تا باشه...

82
00:06:18,795 --> 00:06:21,089
‫و عمدی بودن‌شون مشخص بشه...

83
00:06:22,006 --> 00:06:27,011
‫اگه یکی با مشخصات بانوی دربار قد بلند اینجای کار قرار داشته باشه، چی؟

84
00:06:29,138 --> 00:06:34,268
‫این‌طوری، حتی اگه اسم سوئیری مطرح بشه، هیچ دخلی به من نداره.

85
00:06:35,603 --> 00:06:39,941
‫که این‌طور، بهت نمی‌خوره انقدر باهوش باشی!

86
00:06:40,858 --> 00:06:46,239
‫لی‌هاکو-ساما، برعکس به شما می‌خورد که دستتون
‫انقدر سنگین باشه، پس لطفاً باهام ملایم‌تر رفتار کنین.

87
00:06:49,242 --> 00:06:51,160
‫انگاری داره بهتون خوش می‌گذره.

88
00:06:52,328 --> 00:06:54,372
‫انگاری داره بهتون خوش می‌گذره.

89
00:06:55,415 --> 00:06:57,667
‫خوش‌گذرونی کجای کار بود.

90
00:06:58,251 --> 00:07:00,128
‫خب دیگه، من رفع زحمت می‌کنم!

91
00:07:04,382 --> 00:07:07,510
‫به‌نظر خیلی با اون افسر صمیمی میای.

92
00:07:07,510 --> 00:07:08,469
‫جدی؟

93
00:07:08,803 --> 00:07:13,558
‫صرفاً اومده بود باهام درمورد نگرانی‌هایی که داشت، حرف بزنه.

94
00:07:14,892 --> 00:07:19,480
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم که این به جینشی-ساما مربوط نمی‌شه.

95
00:07:21,774 --> 00:07:24,610
‫می‌تونم جزئیات ماجرا رو خدمتتون توضیح بدم؟

96
00:07:27,155 --> 00:07:29,699
‫به چه طرز عجیبی باهم ارتباط دارن.

97
00:07:29,699 --> 00:07:30,616
‫بله.

98
00:07:31,075 --> 00:07:33,327
‫خب، به‌نظرت پشت این جریانات چیه؟

99
00:07:33,619 --> 00:07:34,954
‫نمی‌دونم.

100
00:07:34,954 --> 00:07:37,790
‫هیچ‌کدوم از اون وقایع قطعی نبوده.

101
00:07:37,790 --> 00:07:43,087
‫بیشتر انگار یه تعداد نقشه پیاده شده،
‫به امید اینکه چندتاشون جواب بده.

102
00:07:43,337 --> 00:07:46,966
‫در اون صورت، به‌نظرت نقشه‌های دیگه‌ای هم هست؟

103
00:07:47,425 --> 00:07:49,802
‫نمی‌تونم با قطعیت بگم.

104
00:07:49,802 --> 00:07:54,098
‫تشخیص اینکه کدوم‌هاشون بر حسب اتفاقن و ‫کدوم‌هاشون بر حسب نقشه، سخته.

105
00:07:54,098 --> 00:07:58,102
‫بازم احتمالش هست که همه‌ی این وقایع تصادفی باشن.

106
00:08:01,939 --> 00:08:03,191
‫هیجان‌زده نیستی؟

107
00:08:03,816 --> 00:08:04,859
‫هیجان‌زده؟

108
00:08:08,070 --> 00:08:12,700
‫من صرفاً یه خدمتکارم. فقط کاری که بهم گفته شده رو انجام می‌دم.

109
00:08:12,700 --> 00:08:14,243
‫هوم.

110
00:08:15,953 --> 00:08:17,705
‫پس، این چطوره؟

111
00:08:18,915 --> 00:08:22,668
‫اون روز، با یه تاجر ملاقات کردم.

112
00:08:22,960 --> 00:08:25,546
‫گفت توی انبار یه محصول جالب داره.

113
00:08:27,632 --> 00:08:30,301
پادزهر گاو
‫اسمش اینه.

114
00:08:31,427 --> 00:08:34,222
‫پادزهر گاو، یه سنگ کیسه‌ صفرای دارویی از یه گاو!

115
00:08:34,222 --> 00:08:38,100
‫اعلاترین دارویی که توی گاوهای انگشت‌شماری پیدا می‌شه!

116
00:08:38,100 --> 00:08:40,811
‫نکنه می‌خواید اون رو به من بدید؟!

117
00:08:40,811 --> 00:08:41,646
‫واقعاً؟!

118
00:08:41,646 --> 00:08:43,105
‫بهتره که دروغ نگفته باشید!

119
00:08:46,359 --> 00:08:47,235
‫می‌خوایش؟

120
00:08:47,235 --> 00:08:48,236
‫می‌خوام!

121
00:08:48,236 --> 00:08:49,487
‫شائومائو.

122
00:08:56,494 --> 00:08:57,578
‫عذر می‌خوام.

123
00:08:58,663 --> 00:09:00,665
‫مثل اینکه الان هیجان‌زده شدی.

124
00:09:00,665 --> 00:09:02,625
‫واقعاً این رو بهم می‌دید؟

125
00:09:03,084 --> 00:09:06,587
‫بستگی داره چه‌قدر کارت رو خوب انجام بدی. بهت خبر می‌دم.

126
00:09:06,587 --> 00:09:07,630
‫اطاعت می‌شه.

127
00:09:08,714 --> 00:09:10,591
‫جینشی-ساما، امر، امرِ شماست!

128
00:09:10,591 --> 00:09:13,844
‫اینم از این گائوشون، ترتیبش رو بده!

129
00:09:19,392 --> 00:09:21,477
‫این حادثه مربوط به اون روزه.

130
00:09:21,769 --> 00:09:25,356
‫افسری که مسمومیت غذایی پیدا کرد جز‌ء هیئت تشریفات بود.

131
00:09:26,107 --> 00:09:31,195
‫باز یادم رفت، هیئت تشریفات کدوم یکی‌شون بود؟
‫اونایی که مربوط به تحصیل و امور خارجه بودن...؟

132
00:09:33,197 --> 00:09:36,701
‫اگه درس‌هامو برای آزمون بانوان درباری درست خونده بودم...

133
00:09:36,701 --> 00:09:38,619
‫این‌ها رو می‌ذارم اینجا.

134
00:09:40,162 --> 00:09:41,622
‫خیلی ممنونم.

135
00:09:41,622 --> 00:09:45,918
‫مشکلی نیست. هر سؤالی داشتی تعارف نکن و با خیال راحت ازم بپرس.

136
00:09:45,918 --> 00:09:48,671
‫می‌گم، این واحد کارش چیه؟

137
00:09:48,671 --> 00:09:49,589
‫هـا؟

138
00:09:50,798 --> 00:09:53,342
‫امور تشریفات و مراسم‌ها رو انجام می‌دن.

139
00:09:53,843 --> 00:09:55,469
‫مراسم‌ها؟

140
00:09:59,223 --> 00:10:01,142
‫چیزی دارید که بشه باهاش نوشت؟

141
00:10:01,142 --> 00:10:02,560
‫عــا؟ آ ـ آره.

142
00:10:03,019 --> 00:10:05,271
‫مراسم‌ها، مراسم‌ها...

143
00:10:05,896 --> 00:10:10,651
‫مقام رسمی مسموم‌شده و کونن-ساما، هردوشون با مراسم‌ها در ارتباط بودن.

144
00:10:10,651 --> 00:10:15,781
‫و... اگه حادثه‌ی اون چپق یه راهی برای کمک
‫به دزدیدن وسایل مربوط به مراسم بوده باشه...

145
00:10:16,616 --> 00:10:20,036
‫این اتفاقات، که به شکل تصادف جلوه‌شون دادن باید باهم جور شن...

146
00:10:20,036 --> 00:10:22,538
‫تا یه‌جایی، یه حادثه‌ی عامدانه رو شکل بدن.

147
00:10:22,913 --> 00:10:27,209
‫اگه یکی این‌قدر به خودش زحمت داده،
‫تا بره وسایل مربوط به مراسم رو بدزده،

148
00:10:27,209 --> 00:10:29,670
‫حتماً باید مراسم خیلی مهمی باشه.

149
00:10:30,755 --> 00:10:32,632
‫به احتمال زیاد، میان‌رتبه یا بالاتر.

150
00:10:32,632 --> 00:10:36,260
‫باید بفهمم تمام این مراسم‌ها چه موقع برگزار می‌شن.

151
00:10:37,219 --> 00:10:41,307
‫حالا که فکرشو می‌کنم، جینشی-ساما هم گاهی اوقات خودشو تطهیر می‌کرد.

152
00:10:41,307 --> 00:10:45,269
‫اگه به مراسم‌ها علاقه داری، اینجا چیز خوبی داریم.

153
00:10:49,482 --> 00:10:52,068
‫این یه تصویر از ساختمان تشریفاته؟

154
00:10:52,068 --> 00:10:56,697
‫آره. توی انتهای غربی کاخ اصلیه و بهش می‌گن محراب آسمان یاقوتی کبود.

155
00:10:56,697 --> 00:10:58,741
‫طراحی خیلی جالبی داره، نه؟

156
00:11:00,034 --> 00:11:02,995
‫یه ستون بزرگ داره که از سقف آویزونه.

157
00:11:04,789 --> 00:11:08,292
‫بیرق‌هایی دارن که از بالای محراب مرکزی آویزون هستن.

158
00:11:08,751 --> 00:11:12,672
‫اون‌ها هربار ستون رو میارن پایین تا متون جشن رو اضافه کنن.

159
00:11:13,547 --> 00:11:15,424
‫خیلی کاربلدید.

160
00:11:15,424 --> 00:11:18,969
‫آره. روم نمی‌شه بگم، ولی قبل از اینکه به بخش بایگانی منتقل بشم،

161
00:11:18,969 --> 00:11:21,806
‫توی هیئت تشریفات مشغول انجام امور مهم‌تری بودم.

162
00:11:22,473 --> 00:11:26,727
‫یه‌بار تو روی مافوقم ایستادم و بعدش به این سمت تنزل پیدا کردم.

163
00:11:28,104 --> 00:11:33,359
‫قبلاً در مورد استحکام ساختش نگران بودم،
‫ولی خوشحالم که می‌بینم وضعش خوبه.

164
00:11:33,359 --> 00:11:34,777
‫در مورد چی حرف می‌زنید؟

165
00:11:35,444 --> 00:11:39,031
‫می‌بینی که ستون چطوری از سقف آویزون شده دیگه، نه؟

166
00:11:39,031 --> 00:11:43,619
‫اون ستون بزرگیه، برای همین نگران سقوط‌ کردنش بودم.

167
00:11:43,619 --> 00:11:45,788
‫و نگرانیم در مورد استحکامش رو به زبون آوردم،

168
00:11:46,122 --> 00:11:48,874
‫باعث شد کارم به اینجا بکشه.

169
00:11:50,042 --> 00:11:52,294
‫حقیقتاً که موضوع ترسناکیه.

170
00:11:52,670 --> 00:11:58,384
‫اگه قطعات فلزی که ستون رو سرجاش
‫ثابت نگه می‌دارن، بشکنن و ستون سقوط کنه...

171
00:11:59,635 --> 00:12:03,848
‫کسی که صاف اون زیر ایستاده و داره
‫مراسم اجرا می‌کنه، بیشتر از همه در معرض خطره.

172
00:12:04,265 --> 00:12:06,892
‫ممکنه یه شخص نجیب‌زاده از دست بره.

173
00:12:08,602 --> 00:12:11,522
‫مشکل استحکام... استحکام...

174
00:12:11,814 --> 00:12:15,651
‫راستی، اون وسیله‌ دزدیده‌شده‌ی مربوط به مراسم چی بود؟

175
00:12:15,651 --> 00:12:19,739
‫اگه چیز به اون مهمی گم بشه، مطمئناً یه‌دونه جدیدشو می‌سازن.

176
00:12:21,407 --> 00:12:23,159
‫یه‌دونه جدیدشو می‌سازن...

177
00:12:24,952 --> 00:12:26,036
‫ببخشید!

178
00:12:26,036 --> 00:12:29,165
‫مراسم بعدی که توی این مکان برگزار می‌شه چه زمانیه؟!

179
00:12:29,165 --> 00:12:31,792
‫کی؟ عــا...

180
00:12:31,792 --> 00:12:33,252
‫راستش، امروزه.

181
00:12:42,344 --> 00:12:47,057
‫اگه پیش‌بینی‌هام درست باشن،
‫این نقشه‌ایه که توی طولانی‌مدت پیاده‌ش کردن.

182
00:12:49,268 --> 00:12:51,437
‫تک تک بخوای نگاش کنی، شدنی نیست.

183
00:12:51,437 --> 00:12:55,107
‫ولی با گذاشتن تله‌های متعدد توی هرجایی،
‫بعضی‌هاشون ناچار جواب می‌دن و بقیه رو جبران می‌کنن.

184
00:12:55,107 --> 00:12:57,651
‫و در نهایت، به اینجا می‌رسن.

185
00:13:01,947 --> 00:13:05,117
‫این فقط حدس‌وگمانیه که من دارم.

186
00:13:05,117 --> 00:13:08,621
‫ولی اگه... واقعاً همچین چیزی باشه...

187
00:13:11,540 --> 00:13:12,583
‫اونجاست!

188
00:13:21,467 --> 00:13:22,301
‫هوی!

189
00:13:22,593 --> 00:13:24,512
‫با توام... داری چیکار می‌کنی؟!

190
00:13:25,763 --> 00:13:26,931
‫بذارید برم داخل!

191
00:13:27,389 --> 00:13:28,432
‫نمی‌شه.

192
00:13:28,432 --> 00:13:29,934
‫این یه مورد اضطراریه!

193
00:13:29,934 --> 00:13:33,562
‫ندیمه‌ای مثل تو چه حقی برای مداخله توی همچین مراسمی داره؟

194
00:13:35,397 --> 00:13:40,152
‫کاملاً حق داره. من صرفاً یه ندیمه‌ام که هیچ قدرتی نداره.

195
00:13:40,152 --> 00:13:43,030
‫ولی... اگه اتفاقی بیفته، اون‌موقع دیگه خیلی دیر می‌شه.

196
00:13:43,697 --> 00:13:46,492
‫اوضاع با اتفاق‌های برگشت‌ناپذیر همیشه همین‌طوره.

197
00:13:47,785 --> 00:13:51,872
‫جون مردم در خطره. لطفاً مراسم رو متوقف کنید.

198
00:13:51,872 --> 00:13:53,833
‫گرفتن چنین تصمیمی با تو نیست.

199
00:13:53,833 --> 00:13:58,379
‫اگه حرفی برای گفتن داری، بندازش توی صندوق پیشنهادات.

200
00:13:58,712 --> 00:14:00,673
‫اون‌طوری خیلی طول می‌کشه!

201
00:14:00,673 --> 00:14:01,465
‫نمی‌شه!

202
00:14:01,841 --> 00:14:05,719
‫یه نقص فنی خطرناک توی محراب کشف شده!

203
00:14:05,719 --> 00:14:08,597
‫عقل حکم می‌کنه بگیم کسی دستکاریش کرده.

204
00:14:08,597 --> 00:14:12,977
‫اگه نذارید الان برم داخل، خودتون پشیمون می‌شید!

205
00:14:13,227 --> 00:14:17,773
‫اگه، بعد از شنیدن هشدارم، بازم ردم کنید...

206
00:14:18,399 --> 00:14:22,111
‫اوه، فهمیدم، پس قضیه از این قراره!

207
00:14:22,403 --> 00:14:28,367
‫که این‌طور. تو راهم رو سد کردی و منتظری تا اون حادثه رخ بده!

208
00:14:28,784 --> 00:14:32,621
‫به عبارتی، خودت هم با اون‌هایی که دستکاریش کردن همدستیـ ـ

209
00:14:51,181 --> 00:14:53,225
‫دارم هوشیاریمو از دست می‌دم.

210
00:14:54,143 --> 00:14:58,647
‫طبیعیه بعد از دیدن اینکه یه دختر
‫این‌طوری باهاش حرف می‌زنه عصبانی بشه.

211
00:14:58,898 --> 00:15:02,109
‫از عمد این‌طوری حرف زدم، پس کاریش نمی‌شه کرد.

212
00:15:03,652 --> 00:15:09,366
‫فایده‌ای نداره. همچین الم‌شنگه‌ی بزرگی نیست که بخواد جلوی مراسمو بگیره.

213
00:15:10,284 --> 00:15:14,747
‫مشکلی نیست. الان نباید هوشیاریمو از دست بدم.

214
00:15:18,334 --> 00:15:19,960
‫الان حالت بهتره؟

215
00:15:23,172 --> 00:15:24,465
‫لطفاً بذارید برم داخل.

216
00:15:27,384 --> 00:15:30,679
‫یه شخص نجیب‌زاده اون داخل هست، مگه نه؟

217
00:15:31,972 --> 00:15:35,935
‫اگه اتفاقی بیفته، شماها کسایی می‌شید که سرشون به باد می‌ره.

218
00:15:36,894 --> 00:15:39,521
‫ازتون نمی‌خوام که مراسم رو متوقف کنید.

219
00:15:40,439 --> 00:15:43,108
‫لطفاً فقط بذارید من برم داخل.

220
00:15:43,734 --> 00:15:46,362
‫فقط بگید اتفاقی یه موش رفت داخل.

221
00:15:47,613 --> 00:15:51,408
‫اگه این‌طور بشه، تنها کسی که سرشو به باد می‌ده منم!

222
00:15:51,867 --> 00:15:55,412
‫برای چی باید به حرف‌های یه دختری عین تو اعتماد کنم؟!

223
00:15:55,412 --> 00:15:58,582
‫پس نظرت راجع‌به حرف‌های من چیه؟

224
00:16:05,589 --> 00:16:07,967
‫اوه، قـ ـ قربان، شما...

225
00:16:11,553 --> 00:16:17,059
‫این به کنار، چرا باید یه دختر جوون رو این‌طوری بزنی؟

226
00:16:18,686 --> 00:16:21,230
‫اون صدمه دیده.

227
00:16:23,983 --> 00:16:28,862
‫بگذریم، چرا فقط کاری که این دختر می‌گه رو انجام نمی‌دید؟

228
00:16:28,862 --> 00:16:31,115
‫من مسئولیتش رو به عهده می‌گیرم.

229
00:16:32,199 --> 00:16:34,743
‫حتی دلم نمی‌خوام ببینم کی پشت سرمه.

230
00:16:34,743 --> 00:16:37,621
‫زمان‌بندیش بی‌نقصه، انگار که همه‌چی برنامه‌ریزی شده باشه.

231
00:16:37,621 --> 00:16:41,125
‫نه، الان وقتش نیست که خودمو درگیرش بکنم.

232
00:16:41,417 --> 00:16:43,711
‫مهم نیست که این صدا متعلق به کیه.

233
00:16:51,301 --> 00:16:53,262
‫حتماً سرووضعم افتضاحه.

234
00:16:53,262 --> 00:16:55,681
‫بعدِ تموم‌شدن این قضیه از گائوشون-ساما می‌خوام و...

235
00:16:55,681 --> 00:16:58,642
‫می‌رم یه حموم درست‌و‌حسابی می‌کنم.

236
00:16:59,518 --> 00:17:00,728
‫ولی قبل از اون،

237
00:17:01,812 --> 00:17:04,273
‫باید از اعدام شدنم جلوگیری کنم.

238
00:17:49,401 --> 00:17:50,694
‫به موقع رسیدم...

239
00:17:58,035 --> 00:17:59,536
‫بخیه می‌خواد...

240
00:18:00,704 --> 00:18:01,622
‫ا ـ اوی.

241
00:18:07,127 --> 00:18:09,838
‫اینجا چه خبره؟

242
00:18:11,215 --> 00:18:12,633
‫جینشی-ساما...

243
00:18:14,885 --> 00:18:17,262
‫حالا می‌شه اون پادزهر گاو بهم بدید؟

244
00:18:19,098 --> 00:18:21,058
‫الان که وقت این چیزها نیست.

245
00:18:23,102 --> 00:18:26,814
‫چی به سر... صورتت اومده؟

246
00:18:28,816 --> 00:18:32,986
‫چرا جینشی-ساما اینجاست...؟

247
00:18:34,863 --> 00:18:38,826
‫این چه قیافه‌ایه به خودش گرفته؟

248
00:18:43,080 --> 00:18:47,626
‫ببخشید، اول باید پام رو بخیه کنمـ ـ

249
00:18:48,460 --> 00:18:49,461
‫ا ـ اوی!

250
00:18:50,963 --> 00:18:52,923
‫اوی، بیدار شو!

251
00:18:53,715 --> 00:18:56,426
‫چشماتو باز کن! اوی!

252
00:18:56,802 --> 00:18:58,345
‫هوی! طاقت بیار!

253
00:18:59,054 --> 00:19:01,223
‫هوی!

254
00:22:15,917 --> 00:22:23,633
قسمت بیستم
تــــاتــــوره
