﻿1
00:01:27,921 --> 00:01:32,050
‫عود چوب صندل...

2
00:01:33,051 --> 00:01:35,512
‫اتاق خواب جینشی-ساما...

3
00:01:35,970 --> 00:01:38,264
‫چطوری از اینجا سر درآوردم...؟

4
00:01:45,647 --> 00:01:48,066
‫عه‌وا، بیدار شدی.

5
00:01:50,110 --> 00:01:51,694
‫به خودت فشار نیار.

6
00:01:51,694 --> 00:01:53,738
‫پونزده‌تا بخیه خوردی.

7
00:01:54,405 --> 00:01:59,202
‫جینشی-ساما آوردت اینجا، چون‌که از بهداری بهتره.

8
00:01:59,911 --> 00:02:01,621
‫خب، بفرما.

9
00:02:02,247 --> 00:02:03,915
‫خیلی ممنونم.

10
00:02:08,419 --> 00:02:12,090
‫ببخشید که تا بیدار شدی مزاحمت شدم، ولی می‌تونی لباس بپوشی؟

11
00:02:12,090 --> 00:02:13,716
‫می‌خوام که همه رو بیارم داخل.

12
00:02:15,385 --> 00:02:16,511
‫متوجه‌م.

13
00:02:17,470 --> 00:02:19,222
‫معلوم هست چه‌خبر شده؟!

14
00:02:19,848 --> 00:02:20,682
‫باسن!

15
00:02:22,350 --> 00:02:26,312
‫معلومه دیگه، جون اربابش در خطر بود.

16
00:02:26,437 --> 00:02:30,191
‫بااین‌حال، حقم این نیست که سرم داد بکشن.

17
00:02:32,485 --> 00:02:34,070
‫بابت بی‌ادبیم پوزش می‌طلبم.

18
00:02:34,696 --> 00:02:36,072
‫نگرانش نباش.

19
00:02:36,072 --> 00:02:40,160
‫خب، چطوری سر از اونجا درآوردی،

20
00:02:40,160 --> 00:02:42,912
‫و چطور خبر داشتی که ستون قراره سقوط کنه؟

21
00:02:42,912 --> 00:02:44,247
‫توضیح بده.

22
00:02:46,791 --> 00:02:47,917
‫اطاعت می‌شه.

23
00:02:49,335 --> 00:02:52,964
‫مسبب اون اتفاق چندین حادثه بودن که باهمدیگه همسو شدن.

24
00:02:52,964 --> 00:02:57,385
‫اما این‌طور به‌نظر می‌رسه که این حوادث عمداً به‌هم مرتبط شدن.

25
00:02:57,385 --> 00:03:01,139
‫از این نظر، این یه توطئه‌ست، نه یه اتفاق.

26
00:03:01,973 --> 00:03:04,434
‫اولین حادثه مربوط به مرگ کونن-ساما بود،

27
00:03:04,434 --> 00:03:07,937
‫یه مقام درباری عالی‌رتبه که سال گذشته توی هیئت تشریفات بودن.

28
00:03:11,107 --> 00:03:14,402
‫دومیش، آتیش‌سوزی توی انباره،

29
00:03:14,402 --> 00:03:17,238
‫و به سرقت رفتن تعدادی از وسایل مراسم که توی یه انبار دیگه اتفاق افتاد.

30
00:03:20,200 --> 00:03:23,161
‫و سومیش هم مدیر وسایل مربوط به مراسمات...

31
00:03:23,161 --> 00:03:26,372
‫که همون موقع‌ها به‌خاطر مسمویت غذایی مریض شدن.

32
00:03:29,959 --> 00:03:33,755
‫تمام اون‌ها عمداً توسط شخص خاصی انجام شدن؟

33
00:03:34,339 --> 00:03:35,465
‫احتمالاً.

34
00:03:36,049 --> 00:03:39,510
‫همچنین احتمالاً یه مورد مهم دیگه هم وجود داره.

35
00:03:39,510 --> 00:03:40,178
‫چیه؟

36
00:03:40,762 --> 00:03:42,472
‫وسایل مراسم که سرقت شدن.

37
00:03:43,473 --> 00:03:47,477
‫در طول مراسم، ستون بالای محراب
‫به‌وسیله‌ی سیم‌های فلزی به بالا کشیده می‌شد،

38
00:03:47,477 --> 00:03:50,063
‫و با قطعات فلزی به زمین چفت شده بود.

39
00:03:50,772 --> 00:03:53,524
‫اگه هدف این بوده که این رو به شکل یه اتفاق جلوه بدن،

40
00:03:53,524 --> 00:03:55,985
‫هدف گرفتن اون قطعات فلزی بیشتر کارساز می‌بود.

41
00:03:56,611 --> 00:04:00,031
‫اگه کسی اون‌ها رو دزدیده بود،
‫می‌تونستن صرفاً جایگزینشو بسازن!

42
00:04:00,365 --> 00:04:02,825
‫البته که جایگزینش رو ساختن.

43
00:04:03,576 --> 00:04:08,164
‫از اونجایی که اون‌ها برای مراسم استفاده شدن،
‫مطمئنم که طراحی استادانه‌ای داشتن.

44
00:04:08,164 --> 00:04:11,000
‫یه فلزکار به ذهنم می‌رسه که می‌شه چنین امری رو بهش سپرد.

45
00:04:11,709 --> 00:04:13,461
‫همون فلزکاری که فوت شد؟

46
00:04:13,962 --> 00:04:19,592
‫بله. قطعات دزدیده‌شده توسط اون فلزکار دوباره ساخته شدن.

47
00:04:21,344 --> 00:04:26,182
‫پس، اگر احیاناً اون قطعات طوری ‫ساخته
‫شده باشن که وقتی حرارت دیدن بشکنن، چی؟

48
00:04:29,102 --> 00:04:32,897
‫احمق! ناسلامتی فلزه... هیچوقت...

49
00:04:36,609 --> 00:04:40,571
‫با استفاده از فنون سری فلزکار فقید...

50
00:04:40,571 --> 00:04:43,700
‫فلز می‌تونست طوری ساخته بشه که صرفاً
‫ با نزدیک بودن به یه شومینه‌ی معلق ذوب بشه.

51
00:04:45,910 --> 00:04:49,330
‫یعنی داری می‌گی فلزکار هم بخشی از این توطئه بوده؟

52
00:04:49,664 --> 00:04:52,542
‫نه، به‌ نظرم اون هیچی نمی‌دونست.

53
00:04:52,542 --> 00:04:55,670
‫و فقط قطعات فلزی‌ رو همون‌طور که بهش گفته شد ساخته.

54
00:04:56,629 --> 00:05:02,302
‫شاید بهش گفته بودن، «لطفاً یکی از این‌ها بساز،
‫ولی از اون فلز خاص استفاده کن.»

55
00:05:02,760 --> 00:05:06,973
‫ولی اگه حین یه مراسم حادثه‌ای رخ بده، مشخصاً به فلزکار مشکوک می‌شن.

56
00:05:07,724 --> 00:05:09,809
‫اگه فلزکار قبل از حادثه حذف بشه،

57
00:05:09,809 --> 00:05:12,145
‫هم هویت ارباب‌رجوعش...

58
00:05:12,145 --> 00:05:14,731
‫و هم راز فلزی که به‌راحتی ذوب می‌شه به‌همراه اون از بین می‌رن.

59
00:05:14,981 --> 00:05:17,066
‫این برای مغز متفکر ایده‌آل‌ترین حالت بوده.

60
00:05:17,567 --> 00:05:19,569
‫یعنی کشته شده؟

61
00:05:20,236 --> 00:05:21,821
‫اینش رو نمی‌دونم.

62
00:05:22,739 --> 00:05:26,451
‫ولی احتمالش هست جنایتی باشه که شبیه یه حادثه جلوه داده شده.

63
00:05:27,618 --> 00:05:32,332
‫مشتری‌ای که از فلزکار خواسته اون قطعات رو دوباره بسازه...

64
00:05:32,332 --> 00:05:35,001
‫از فنونی که ساخت همچین فلزی رو ممکن می‌کرده خبر داشته.

65
00:05:36,044 --> 00:05:38,463
‫این تمام چیزیه که می‌تونم بگم.

66
00:05:39,213 --> 00:05:40,340
‫متوجه شدم.

67
00:05:40,965 --> 00:05:45,261
‫اینا به کنار، کی‌ فکرشو می‌کرد که جینشی-ساما توی اون مراسم باشه؟

68
00:05:46,262 --> 00:05:48,931
‫اگه اون مراسم ادامه پیدا می‌کرد...

69
00:05:50,725 --> 00:05:52,769
‫این مرتیکه کیه آخه؟

70
00:05:53,478 --> 00:05:59,025
‫اگه اون کسیه که ارزش تلاش برای قتل
‫اون‌هم با چنین نقشه‌ی پیچیده‌ای رو داره...

71
00:06:01,152 --> 00:06:03,780
‫فهمیدن حقیقت صرفاً منو تو مخمصه‌ی بزرگ‌تری میندازه.

72
00:06:10,036 --> 00:06:12,622
‫بقیه‌ش دیگه به من ربطی نداره.

73
00:06:22,256 --> 00:06:23,925
‫شائومائو.

74
00:06:23,925 --> 00:06:24,717
‫بله.

75
00:06:26,177 --> 00:06:27,553
‫مهمان داری.

76
00:06:30,431 --> 00:06:34,352
‫در مورد اون قضیه. یه بانوی درباری به اسم سوئیری یه ربطی به قضیه داشته...

77
00:06:34,811 --> 00:06:36,562
‫پس واقعاً کار سوئیری بوده.

78
00:06:37,021 --> 00:06:38,481
‫جسدش رو پیدا کردن.

79
00:06:40,358 --> 00:06:41,025
‫عـــه؟

80
00:06:43,653 --> 00:06:45,822
‫وقتی یکی از افسرهای دادگستری وارد اتاقش شد،

81
00:06:45,822 --> 00:06:48,366
‫اون از قبل سم رو خورده بود و افتاده بود روی زمین.

82
00:06:49,075 --> 00:06:52,745
‫طبیب‌ها دیگه معاینه‌ش رو تموم کردن و مرگش تأیید شد.

83
00:06:53,871 --> 00:06:55,206
‫بعدش چی شد؟

84
00:06:55,665 --> 00:06:59,752
‫فکر کنم فردا جسد، تابوت و این‌هاش رو می‌سوزونن.

85
00:07:00,002 --> 00:07:01,462
‫همدست دیگه‌ای هم بوده؟

86
00:07:01,754 --> 00:07:04,549
‫کسی نبوده. فقط سوئیری.

87
00:07:06,259 --> 00:07:09,846
‫خودش تنهایی چنین نقشه‌های پیچیده‌ای رو کشیده؟

88
00:07:10,221 --> 00:07:14,016
‫بگذریم، قضیه حل‌و‌فصل شد. فعلاً.

89
00:07:17,270 --> 00:07:19,397
‫خودش رو مسموم کرد و مرد؟

90
00:07:19,981 --> 00:07:22,400
‫یعنی واقعاً تهش همینه؟

91
00:07:22,400 --> 00:07:24,360
‫نه، از اون مهم‌تر،

92
00:07:25,111 --> 00:07:28,197
‫سوئیری از اون زنایی بود که خودشو بکشه؟

93
00:07:29,073 --> 00:07:34,704
‫چون می‌دونست هیچ آینده‌ای نداره این‌طوری با دلمردگی و بی‌تفاوتی رفتار می‌کرد؟

94
00:07:35,788 --> 00:07:39,000
‫ولی طوری که حرف می‌زد، انگاری که داشت امتحانم می‌کرد...

95
00:07:39,709 --> 00:07:41,961
‫چندوقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

96
00:07:47,842 --> 00:07:49,469
‫داروی زنده‌کردن آدم...

97
00:07:55,266 --> 00:07:58,060
‫نمی‌تونم بسپرمش دست حدس‌و‌گمان.
‫باید حتماً ازش مطمئن بشم!

98
00:07:58,769 --> 00:07:59,896
‫جینشی-ساما!

99
00:08:00,771 --> 00:08:02,523
‫یه درخواستی ازتون دارم!

100
00:08:03,107 --> 00:08:04,567
‫چـ ـ چی شده؟

101
00:08:08,029 --> 00:08:12,575
‫می‌خواستم با دکتری که جسد سوئیری رو معاینه کرده صحبت کنم.

102
00:08:12,575 --> 00:08:13,951
‫توی سردخونه.

103
00:08:13,951 --> 00:08:15,912
‫چرا داری می‌خندی...؟

104
00:08:17,121 --> 00:08:18,831
‫باز فضولیم گل کرد.

105
00:08:25,630 --> 00:08:28,591
‫جینشی-ساما، لازم نیست شماها باهاش برید داخل...

106
00:08:29,258 --> 00:08:31,636
‫اگه داروساز می‌ره، پس منم می‌رم.

107
00:08:33,304 --> 00:08:34,639
‫اطاعت می‌شه.

108
00:08:42,355 --> 00:08:43,898
‫شائومائو، بیا اینجا.

109
00:08:44,649 --> 00:08:46,192
‫خیلی ممنونم.

110
00:08:47,318 --> 00:08:49,737
‫از اینکه معطل شدید عذرخواهی می‌کنم.

111
00:08:50,363 --> 00:08:52,949
‫می‌دونستم. کسی که جنازه رو معاینه کرد، این طبیب بود.

112
00:08:53,491 --> 00:08:56,577
‫یه بانوی دربار که به‌نظر باهاش صمیمی می‌اومد، مرده،

113
00:08:56,577 --> 00:08:59,372
‫و گذشته از اون، مظنون به چندین جنایته.

114
00:08:59,372 --> 00:09:00,831
‫جای تعجب نداره که از کت و کول افتاده.

115
00:09:01,374 --> 00:09:03,292
‫ولی واقعاً فقط همینه؟

116
00:09:03,960 --> 00:09:06,087
‫رک و پوست‌کنده می‌گم.

117
00:09:06,087 --> 00:09:10,299
‫سمی که بانوی دربار قورت داد، حاوی تاتوره بود؟

118
00:09:11,050 --> 00:09:12,593
‫خب...

119
00:09:12,593 --> 00:09:14,762
‫تپه‌ی کوچیک نزدیک طویله.

120
00:09:15,721 --> 00:09:18,641
‫اونجا تاتوره نکاشت؟

121
00:09:19,600 --> 00:09:24,272
‫یه سم قوی داره، ولی از مقدار صحیحش می‌شه
‫به‌عنوان داروی بی‌هوشی استفاده کرد.

122
00:09:24,772 --> 00:09:27,191
‫مطمئنم داروخونه یه‌عالمه ازش داره.

123
00:09:28,818 --> 00:09:32,530
‫تاتوره شبیه یه نیلوفرپیچه.

124
00:09:33,531 --> 00:09:35,157
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم.

125
00:09:35,533 --> 00:09:39,912
‫باتوجه به علائم، احتمالش بالاست، ولی نمی‌تونم با قطعیت بگم.

126
00:09:40,830 --> 00:09:43,624
‫پس، بیاید با چشم‌های خودمون مطمئن شیم.

127
00:09:56,095 --> 00:09:57,763
‫چیـ‌ ـ چیکار داری می‌کنی؟!

128
00:09:58,723 --> 00:10:00,808
‫لطفاً دهنتونو ببندید و نگاه کنید!

129
00:10:00,808 --> 00:10:02,393
‫بـ ـ بس کن!

130
00:10:05,062 --> 00:10:06,272
‫باز شد.

131
00:10:10,985 --> 00:10:13,362
‫این سوئیری... نیست؟!

132
00:10:14,822 --> 00:10:16,407
‫چطور ممکنه...

133
00:10:18,034 --> 00:10:21,579
‫اون واقعاً... واقعاً سوئیری بود...

134
00:10:22,121 --> 00:10:24,081
‫واقعاً مطمئنید که سوئیری بود؟

135
00:10:24,665 --> 00:10:27,835
‫امکان نداره من اون رو اشتباه بگیرم.

136
00:10:30,046 --> 00:10:33,090
‫نبضش نمی‌زد. قلبش از تپش ایستاده بود.

137
00:10:33,841 --> 00:10:35,384
‫خیلی زیبا بود.

138
00:10:36,093 --> 00:10:38,971
‫پس یعنی، ازتون سوء استفاده شده.

139
00:10:39,889 --> 00:10:45,394
‫به فکرتون نرسید که جسدش رو کالبدشکافی کنید
‫تا سر دربیارید از چه سمی استفاده کرده.

140
00:10:46,312 --> 00:10:48,439
‫طبق انتظار سوئیری عمل کردید.

141
00:10:48,439 --> 00:10:49,690
‫تو!

142
00:10:50,149 --> 00:10:53,694
‫تاتوره تنها چیزی نبود که سوئیری خورد.

143
00:10:54,278 --> 00:10:56,822
‫با بررسی موجودی داروی داروخونه،

144
00:10:56,822 --> 00:10:59,075
‫باید بشه فهمید که از چی استفاده کرده.

145
00:11:00,242 --> 00:11:02,370
‫گمونم تنها چیزی که این طبیب رو می‌تونیم بابتش مقصر بدونیم،

146
00:11:02,370 --> 00:11:05,623
‫اینه که حساب دقیق داروها رو نداشت.

147
00:11:05,623 --> 00:11:07,124
‫منظورت چیه؟

148
00:11:08,209 --> 00:11:10,419
‫از اینکه جنازه اشتباهه.

149
00:11:10,419 --> 00:11:12,505
‫حتی اگه قرار بود تابوت سوزونده بشه،

150
00:11:12,505 --> 00:11:14,924
‫خیلی مشکوک می‌شد اگه خالی بود.

151
00:11:14,924 --> 00:11:20,179
‫حتماً به‌جای اون، یه جنازه‌ی دیگه رو توی یه تابوت جدید گذاشته.

152
00:11:20,596 --> 00:11:22,848
‫پس، جنازه‌ی سوئیری چی؟

153
00:11:23,265 --> 00:11:25,393
‫بیرون بردنش جلب توجه می‌کرد.

154
00:11:25,393 --> 00:11:27,436
‫لازم نیست بیرون برده شه.

155
00:11:27,853 --> 00:11:28,813
‫منظورت چیه؟

156
00:11:36,570 --> 00:11:38,989
‫با پاهای خودش بیرون رفته.

157
00:11:40,491 --> 00:11:42,201
‫ولی مگه نمرده؟!

158
00:11:42,660 --> 00:11:45,621
‫یه داروی خاص هست که فرد با خوردنش به‌نظر میاد مرده.

159
00:11:46,080 --> 00:11:47,540
‫ازش اطلاع دارید؟

160
00:11:47,540 --> 00:11:51,127
‫راجع‌ بهش شنیدم، ولی اون فقط یه چیز خیالی‌ـه.

161
00:11:51,502 --> 00:11:52,586
‫چه شکلی‌ـه؟

162
00:11:52,962 --> 00:11:55,881
‫اون دارو، که بنا به گفته‌ها در یه سرزمین دوردست وجود داره،

163
00:11:55,881 --> 00:12:00,136
‫می‌تونه یه فرد رو بکشه، و بعد احیاءش کنه.

164
00:12:00,761 --> 00:12:02,847
‫از جزئیات اطلاع ندارم،

165
00:12:02,847 --> 00:12:06,308
‫ولی شنیدم تاتوره و ماهی پفی به‌عنوان مواد اولیه‌ش به‌کار می‌رن.

166
00:12:10,646 --> 00:12:11,856
‫شائومائو؟

167
00:12:11,856 --> 00:12:16,068
‫گائوشون-ساما، می‌شه لطفاً تابوت‌های خالی رو بررسی کنید؟

168
00:12:16,068 --> 00:12:16,652
‫بله.

169
00:12:24,910 --> 00:12:26,120
‫جای ناخن.

170
00:12:27,329 --> 00:12:30,708
‫مطمئناً سوئیریِ مرده توی اون بوده.

171
00:12:31,041 --> 00:12:35,296
‫تا وقتی که ناجی‌ش برسه و بازش کنه،

172
00:12:35,629 --> 00:12:37,548
‫دوباره زنده شده بود.

173
00:12:38,257 --> 00:12:41,385
‫یه تابوت جدید با یه جنازه‌ی دیگه ترتیب دیدن تا جایگزینش کنن،

174
00:12:41,385 --> 00:12:44,180
‫بعدش یه دست‌فروش جا زدنش تا خارج شن.

175
00:12:47,141 --> 00:12:50,227
‫همچین روش خطرناکی رو به‌کار گرفتن؟

176
00:12:50,561 --> 00:12:53,606
‫اگه گیرش مینداختن، به‌هرحال اعدام می‌شد.

177
00:12:53,606 --> 00:12:55,691
‫خودمم تحت هر شرایطی این قمارو می‌کردم.

178
00:12:56,025 --> 00:12:58,944
‫نه، اگه تو بودی فرق می‌کرد...

179
00:12:58,944 --> 00:13:03,824
‫از اونجایی که هیچ جنازه‌ای اینجا نیست، سوئیری مطمئناً برنده‌ی قمار شده.

180
00:13:03,824 --> 00:13:08,412
‫اگه جنازه‌ی جایگزین هم سوزونده می‌شد که دیگه
‫براش نور علی نور می‌شد، ولی...

181
00:13:10,206 --> 00:13:12,291
‫تا من هستم، خیال واهی‌ـه.

182
00:13:13,834 --> 00:13:16,670
‫اگه هنوز زنده‌ست، دوست دارم ببینمش.

183
00:13:17,338 --> 00:13:19,173
‫نه برای اینکه دستگیرش کنم.

184
00:13:19,173 --> 00:13:22,468
‫هوشی که این امکان رو بهش داد که
‫چندین جنایت رو حادثه نشون بده.

185
00:13:22,468 --> 00:13:24,595
‫جسارتی که برای به انجام رسوندن همه‌ش داشت.

186
00:13:25,221 --> 00:13:31,060
‫مهم‌تر از همه، شهامت چشمگیری که با قمار کردن
‫سر زندگی خودش برای رودست زدن بهمون به خرج داد!

187
00:13:33,521 --> 00:13:37,441
‫اصلاً جالب نیست همچین آدمی به این زودی بمیره!

188
00:13:39,902 --> 00:13:44,240
‫دارویی برای دوباره زنده کردن آدم‌ها!
‫هرطور شده ازش می‌خوام طرز درست کردنشو یادم بده!

189
00:13:51,163 --> 00:13:52,456
‫عذر می‌خوام.

190
00:13:52,456 --> 00:13:53,624
‫چـ ـ چیه؟

191
00:13:54,875 --> 00:13:56,502
‫می‌شه دوباره پامو بخیه بزنیم؟

192
00:13:56,961 --> 00:13:59,004
‫فکر کنم زخمش باز شده.

193
00:13:59,421 --> 00:14:01,549
‫خب اینو زودتر بگو!

194
00:14:07,680 --> 00:14:08,848
‫لولان-ساما.

195
00:14:25,489 --> 00:14:29,285
‫آخرش هم... در خفا به حادثه‌ی سوئیری رسیدگی کردیم.

196
00:14:30,536 --> 00:14:34,582
‫خیلی چیزا در مورد بانوی دربار سوئیری نامشخص باقی موند.

197
00:14:35,332 --> 00:14:39,837
‫طبق گفته‌ی طبیب، پدرش توصیه‌ش رو کرده.

198
00:14:40,337 --> 00:14:45,301
‫خیلی وقت پیش متوجه استعدادش شده، و اون رو به عنوان دخترخوانده به خونه برده.

199
00:14:45,301 --> 00:14:47,636
‫چیز زیادی از گذشته‌ش قبل از اون وجود نداره.

200
00:14:49,179 --> 00:14:51,140
‫خیلی زمان می‌بره.

201
00:14:54,018 --> 00:14:56,812
‫شائومائو رو تا خونه رسوندم.

202
00:14:56,812 --> 00:14:58,230
‫ببخشید که مثل همیشه بهت زحمت می‌دم.

203
00:14:58,814 --> 00:15:02,151
‫نمی‌تونیم بذاریم دوباره زخمش رو باز کنه.

204
00:15:02,860 --> 00:15:03,611
‫بله.

205
00:15:04,361 --> 00:15:07,531
‫ولی من فقط نگران زخمش نیستم.

206
00:15:08,073 --> 00:15:10,659
‫موضوع لاکان، اون عجیب‌غریبه هم هست.

207
00:15:12,995 --> 00:15:15,748
‫واضحه که پدر مائومائوـه،

208
00:15:15,748 --> 00:15:19,043
‫ولی با توجه به رفتار داروساز، حتماً یه قضیه‌ای وجود داره.

209
00:15:22,630 --> 00:15:24,214
‫فردا کاخ اندرونیه، درسته؟

210
00:15:24,798 --> 00:15:25,507
‫بله.

211
00:15:28,969 --> 00:15:32,056
‫به‌نظر مشکلی نداره، مثل همیشه‌ست.

212
00:15:32,681 --> 00:15:35,059
‫که یعنی بدمزه‌ست.

213
00:15:38,896 --> 00:15:41,690
‫اگه دوستش ندارین، مجبور نیستین بخورینش.

214
00:15:41,690 --> 00:15:44,860
‫به عنوان یه کارمند وظیفه‌مه.

215
00:15:44,860 --> 00:15:48,656
‫نباید بینیتون رو اونطوری توی ملاء عام بگیرین.

216
00:15:49,323 --> 00:15:51,492
‫باعث می‌شه خیلی کم‌سن به‌نظر بیاین.

217
00:15:51,492 --> 00:15:52,826
‫می‌دونم.

218
00:15:53,369 --> 00:15:58,082
‫رفتارهای زیبا، لبخند‌های بهشتی، صدایی به شیرینی عسل.

219
00:15:58,916 --> 00:16:03,087
‫«مرد بیست چهارساله»ای که پنج سال پیش وقتی کاخ اندرونی،

220
00:16:03,087 --> 00:16:05,047
‫کاخ مخصوص امپراتور فعلی شد، استخدام شد.

221
00:16:05,381 --> 00:16:07,091
‫اون «جینشی»ـه.

222
00:16:07,675 --> 00:16:10,219
‫از روزی که تصمیم گرفتم این نقاب رو به صورت بزنم،

223
00:16:10,886 --> 00:16:15,099
‫هر روز این دارو رو می‌خورم.

224
00:16:15,432 --> 00:16:17,810
‫اون آخرش یه روزی واقعاً مریضتون می‌کنه.

225
00:16:20,771 --> 00:16:22,648
‫واسه خودتم همینه.

226
00:16:22,648 --> 00:16:27,861
‫بچه‌های من دیگه بزرگ شدن. اخیراً حتی دوباره نو‌ه‌دار شدم.

227
00:16:28,696 --> 00:16:31,115
‫نوه‌دار؟ از پسر بزرگت؟

228
00:16:31,615 --> 00:16:36,537
‫بله. پسر کوچیکم هم آماده‌ی ازدواجه، اما...

229
00:16:36,537 --> 00:16:39,957
‫کوچیک، منظورت باسنه؟ اون که فقط نوزده سالشه.

230
00:16:40,624 --> 00:16:45,129
‫بلـــه، مثل شما... نوزده‌سالشه.

231
00:16:46,338 --> 00:16:48,799
‫«جینشیِ خدمتکار» بیست‌وچهار سالشه.

232
00:16:50,926 --> 00:16:56,306
‫نگاهت داره بهم می‌گه هرچه زودتر یه زن ‫پیدا کنم و به این کار خاتمه بدم.

233
00:16:56,974 --> 00:16:59,184
‫دوست دارم وقت برای نوه‌هام هم داشته باشم.

234
00:17:00,269 --> 00:17:01,478
‫همه‌ی تلاشمو می‌کنم.

235
00:17:11,989 --> 00:17:16,702
‫همنشین لولان خیلی مطابق مد لباس می‌پوشه،
‫و مدل موها و آرایشش رو تغییر می‌ده.

236
00:17:17,202 --> 00:17:21,582
‫گویا، هردفعه که می‌بیننش، تشخیصش نمی‌دن و گیج می‌شن.

237
00:17:22,583 --> 00:17:25,961
‫ولی بازم، هر ده روز یک‌بار به ملاقاتش می‌رن.

238
00:17:26,628 --> 00:17:29,923
‫پدر همنشین لولان یک مقام رسمی عالی‌رتبه‌ست...

239
00:17:29,923 --> 00:17:31,800
‫که از افراد مورد علاقه‌ی ملکه‌ی مادر پیشین بوده.

240
00:17:31,800 --> 00:17:34,261
‫باید در مقابلش محتاط باشن.

241
00:17:36,346 --> 00:17:39,391
‫در خصوص مورد علاقه نبودن، همنشین لیشو هم به همین سرنوشت دچاره.

242
00:17:40,100 --> 00:17:43,854
‫امپراتور فعلی علاقه‌ی پدر خودشون به
‫دختر‌های جوون رو نکوهش می‌کنن.

243
00:17:44,271 --> 00:17:46,607
‫هیچ قصدی در خصوص اینکه با همنشین لیشو ارتباطی داشته باشن، ندارن!

244
00:17:47,107 --> 00:17:48,734
‫نه، این فقط یه فکر بی‌خوده.

245
00:17:52,404 --> 00:17:56,325
‫باید هرچه زودتر برای یه خودش یه شاهزاده بیاره.

246
00:17:57,493 --> 00:17:59,703
‫اوه، اومدی.

247
00:18:00,245 --> 00:18:02,873
‫به‌نظر خسته میاین.

248
00:18:02,873 --> 00:18:05,959
‫خب خب، شماها برگردین سر کارتون.

249
00:18:05,959 --> 00:18:07,669
‫بـ ـ بله.

250
00:18:08,921 --> 00:18:10,130
‫راستش...

251
00:18:14,551 --> 00:18:15,969
‫کاخ اندرونی؟

252
00:18:15,969 --> 00:18:20,015
‫بله. همنشین گیوکویو یکم حالشون بده

253
00:18:20,432 --> 00:18:24,853
 احتمال داره باردار باشن.

254
00:18:25,646 --> 00:18:27,189
‫از کی؟

255
00:18:27,606 --> 00:18:29,191
‫می‌تونی از امروز شروع کنی؟

256
00:18:29,483 --> 00:18:30,442
‫بله.

257
00:18:30,442 --> 00:18:31,360
‫روت حساب می‌کنم.

258
00:18:33,904 --> 00:18:35,989
‫فرصت خوبیه برام.

259
00:18:35,989 --> 00:18:38,534
‫مردا اجازه‌ی ورود به کاخ اندرونی رو ندارن.

260
00:18:38,534 --> 00:18:42,621
‫اینطوری دیگه با اون یارو اسمشو نبر روبه‌رو نمی‌شم.

261
00:18:43,747 --> 00:18:46,959
‫الان یعنی جینشی-ساما هوامو داره؟

262
00:18:46,959 --> 00:18:50,212
‫به هر حال، بازم می‌ریم سم امتحان کنیم.

263
00:18:50,671 --> 00:18:52,923
‫اوه، کیفت کوکه انگار.

264
00:18:52,923 --> 00:18:55,467
‫ها؟ نه راستش.

265
00:18:55,467 --> 00:19:01,056
‫چقدر حیف. خیال کردم بالأخره یه آدم دل به کار بده گیرم اومده.

266
00:19:01,056 --> 00:19:02,141
‫نـــه؟

267
00:19:05,644 --> 00:19:10,023
‫زندگی توی کاخ اندرونی مثل سری قبلیه،

268
00:19:10,023 --> 00:19:12,276
‫هر روز مزه کردن سم.

269
00:19:13,026 --> 00:19:14,403
‫مشکلی نداره.

270
00:19:14,778 --> 00:19:18,699
‫جدای اینکه یکم حالت تهوع داره هیچ علائم قطعی دیگه‌ای وجود نداره.

271
00:19:22,369 --> 00:19:24,705
‫موقعی که درگیر اتفاقات با همنشین آدوئو بودم هم این فکر به ذهنم رسید،

272
00:19:24,997 --> 00:19:27,916
‫ولی گویا فقط یه مرد میان‌سال خوش گذرون نیست.

273
00:19:32,171 --> 00:19:35,924
‫با رفتن همنشین آدوئو به عنوان یه مشاور معتمد،

274
00:19:36,300 --> 00:19:42,472
‫و جایگزین شدین ایشون با دختر دمدمی مزاجی که توی امور سیاسی دخالت داره،

275
00:19:42,764 --> 00:19:46,935
‫کسی که نمی‌تونه نادیده‌ش بگیره، اما اگر فرزندی بیاره باعث دردسر می‌شه...

276
00:19:47,728 --> 00:19:49,980
‫فکر کردن به‌ همه‌ی اینا باعث سردرده.

277
00:19:51,481 --> 00:19:53,025
‫هی هی شنیدی؟

278
00:19:53,275 --> 00:19:55,402
‫چی؟ یکی از سه شاهدخت؟

279
00:19:55,402 --> 00:19:57,905
‫آره! داره فروخته می‌شه!

280
00:19:58,697 --> 00:20:01,158
‫فروخته... می‌شه؟

281
00:21:32,165 --> 00:21:39,256
قسمت بیست و یکم
چگونگی خرید یک قرارداد
