﻿1
00:01:28,463 --> 00:01:31,216
‫چت شده، لی‌هاکو. تمرکز کن!

2
00:01:31,216 --> 00:01:33,426
‫آه، شرمنده.

3
00:01:34,803 --> 00:01:40,767
‫نظافت؟!
‫لازم نیست تو این‌کارو بکنی،
‫می‌تونی از کس دیگه‌ای بخوای-

4
00:01:40,767 --> 00:01:45,522
‫اگه از کس دیگه‌ای بخوایم، و اون دارو رو عوض کنه، چی؟

5
00:01:46,689 --> 00:01:50,985
‫یه طبیب توی داروخونه‌ی دربار بود که...

6
00:01:50,985 --> 00:01:54,948
‫به‌خاطر مدیریت نامناسب داروها، برای مجازات از دستمزدش کسر شد.

7
00:01:57,867 --> 00:02:03,081
‫باید تا رطوبت بالا نرفته، اینجا رو تر و تمیز کنیم.

8
00:02:03,581 --> 00:02:04,290
‫بله...

9
00:02:13,633 --> 00:02:15,385
‫بالأخره می‌تونیم یه دل سیر استراحت کنیم.

10
00:02:16,177 --> 00:02:19,472
‫همیشه وقتی خسته‌ای،‌ شیرینی می‌چسبه!

11
00:02:19,472 --> 00:02:22,725
‫این یارو حتماً بچه‌ی یه خانواده‌ی مایه‌داره.

12
00:02:22,725 --> 00:02:26,229
‫الان فصل سیب‌زمینی‌های شیرین نیست،

13
00:02:26,604 --> 00:02:29,065
‫و از کاغذ به‌عنوان ظرف استفاده می‌کنه، انگار که کاملاً عادیه...

14
00:02:29,440 --> 00:02:30,233
‫هوم؟

15
00:02:31,192 --> 00:02:33,153
‫عجب کاغذ خوبیه.

16
00:02:33,153 --> 00:02:35,321
‫اوه، متوجه شدی؟

17
00:02:35,321 --> 00:02:38,700
‫خانواده‌ی من سرپرست تولید این کاغذ توی روستامونه.

18
00:02:39,200 --> 00:02:41,953
‫ما تأمین‌کننده‌ی کاخیم.

19
00:02:42,328 --> 00:02:43,496
‫محشره، نه؟

20
00:02:43,496 --> 00:02:45,456
‫جداً محشره.

21
00:02:45,456 --> 00:02:48,710
‫موندم که به حساب آشنا بودن می‌تونم تخفیف بگیرم.

22
00:02:49,127 --> 00:02:53,256
‫ما درگذشته با تولید بیشتر، سودهای کلانی می‌کردیم.

23
00:02:55,675 --> 00:02:57,886
‫به کشورهای دیگه هم صادر می‌کردیم.

24
00:02:58,553 --> 00:03:03,057
‫وقتی بچه بودم، خانواده‌م هر تنقلاتی که می‌خواستم برام می‌خریدن.

25
00:03:03,641 --> 00:03:08,855
‫ولی وقتی‌که ملکه مادر پیشین قطع درختان رو قدغن کرد،

26
00:03:08,855 --> 00:03:11,065
‫رفته به رفته در کسب‌وکارمون پس‌رفت کردیم.

27
00:03:11,524 --> 00:03:15,820
‫شروع به استفاده از مواد جایگزین کردیم،
‫و این باعث افت کیفیت محصول شد.

28
00:03:15,820 --> 00:03:18,781
‫خانواده‌م مسئولیتشو گردن گرفت.

29
00:03:19,324 --> 00:03:23,119
‫از اونجایی که دیگه آه در بساط نداشتیم،
‫خواهر بزرگم به کاخ اندرونی رفت.

30
00:03:23,536 --> 00:03:28,249
‫وقتی خواهر کوچیکم گفت که اون هم میره، من داوطلب شدم که به‌جاش بیام.

31
00:03:28,875 --> 00:03:32,629
‫خدمتکار شدن کمتر باب بود و بیشتر می‌ارزید.

32
00:03:33,213 --> 00:03:36,758
‫البته، هیچ‌وقت نتونستم خواهر بزرگم رو ببینم.

33
00:03:36,758 --> 00:03:40,595
‫هوم. بیشتر از چیزی که انتظار داشتم سرد و گرم چشیده.

34
00:03:44,015 --> 00:03:46,893
‫شرمنده مزاحم می‌شم. اومدم نظافت رو ادامه بدم.

35
00:03:46,893 --> 00:03:48,478
‫آه، خانم کوچولو.

36
00:03:51,731 --> 00:03:53,483
‫خواهر کوچیکم یه نامه برام فرستاده.

37
00:03:53,483 --> 00:03:57,111
‫ممکنه دیگه خانواده‌ی ما تأمین‌کننده‌ی کاخ نباشه.

38
00:03:57,487 --> 00:04:02,033
‫این واقعاً در حد کیفیت کاخ نیست.

39
00:04:02,033 --> 00:04:07,080
‫از حیث فروش که نگاه کنی، از دست دادنِ
‫موقعیت تأمین‌کنندگی مسئله‌ی مهمی محسوب می‌شه.

40
00:04:07,080 --> 00:04:08,748
‫یعنی چرا؟

41
00:04:08,748 --> 00:04:12,919
‫همین تازگی‌ها بهم گفتن که راهی برای تولید بیشتر کاغذ پیدا کردن.

42
00:04:13,336 --> 00:04:18,049
‫تولید بیشتر؟ از سر و ته‌ش زدن؟

43
00:04:18,049 --> 00:04:22,845
‫البته که نه! شروع به استفاده از گاوهای نر برای کارهای پرمشقت کردن.

44
00:04:23,805 --> 00:04:27,058
‫مواد اولیه یا روند تولید رو تغییر ندادن...

45
00:04:27,934 --> 00:04:30,395
‫گمونم الان وقت نظافت نیست.

46
00:04:30,853 --> 00:04:34,440
‫درمقایسه با کالاهای نامرغوبی که همه‌جا فروخته می‌شه،

47
00:04:34,440 --> 00:04:40,405
‫این اصلاً ناخالصی‌ نداره، الیاف به‌طور یک‌نواخت
‫له شده و ازنظر ضخامت یک‌دسته.

48
00:04:40,405 --> 00:04:43,032
‫تنها مشکلش، سائیدگی سطح و...

49
00:04:44,742 --> 00:04:46,035
‫استحکامشه!

50
00:04:46,786 --> 00:04:49,080
‫این روند تغییرنیافته دقیقاً به چه صورته؟

51
00:04:49,080 --> 00:04:51,749
‫درست مثل شیوه‌ی عادی تولید کاغذ.

52
00:04:51,749 --> 00:04:56,796
‫ولی البته، خانواده‌ی ما روش خاصی برای
‫له کردن مواد اولیه و ایجاد چسب داره...

53
00:04:56,796 --> 00:04:58,798
‫آه، ولی یه رازه.

54
00:04:59,215 --> 00:05:01,884
‫پس در این‌مورد دهن‌لق نیست.

55
00:05:02,677 --> 00:05:05,221
‫به آب توجه خاصی می‌شه؟

56
00:05:05,221 --> 00:05:10,643
‫بله. ما آب بهاره‌ی ذخیره‌شده به کار می‌بریم
‫تا چسب رو کاملاً سفت کنیم.

57
00:05:10,643 --> 00:05:13,104
‫برای کنترل رطوبته، ولی...

58
00:05:13,646 --> 00:05:15,773
‫بقیه‌ش رازه.

59
00:05:16,399 --> 00:05:20,403
‫گاوهای نر، آب‌های بهاره ذخیره‌شده...

60
00:05:26,034 --> 00:05:29,787
‫از آب برنج پخته‌شده برای چسب استفاده می‌کنین؟

61
00:05:29,787 --> 00:05:32,999
‫نه، قاعدتاً از آرد گندم استفاده می‌کنیم.

62
00:05:33,249 --> 00:05:36,169
‫وگرنه، در فرآیند سفت شدن... آه!

63
00:05:37,003 --> 00:05:40,173
‫خانم کوچولو، لطفاً حرفی که زدمو نشنیده بگیر، باشه؟!

64
00:05:40,173 --> 00:05:40,882
‫چشم.

65
00:05:42,258 --> 00:05:44,844
‫خب، گاوهای نر رو کجا نگه‌داری می‌کنین؟

66
00:05:45,219 --> 00:05:48,139
‫چیزی در این‌مورد نمی‌دونم.

67
00:05:48,139 --> 00:05:49,182
‫که اینطور.

68
00:05:51,559 --> 00:05:52,310
‫بفرمائید.

69
00:05:53,353 --> 00:05:54,562
‫حریرۀ کودزو؟

70
00:05:57,940 --> 00:06:00,735
‫خانم کوچولو، نسبت‌ها رو درست درنیاوردی.

71
00:06:01,110 --> 00:06:03,905
‫توی فنجون گیر کرده و نوشیدنش سخته.

72
00:06:04,197 --> 00:06:08,576
‫عذر می‌خوام. بهتون نشون می‌دم که چطوری می‌شه راحت‌تر نوشیدش.

73
00:06:08,576 --> 00:06:10,203
‫می‌تونین کاری که می‌کنم رو تکرار کنین؟

74
00:06:14,624 --> 00:06:18,086
‫این‌طوری، قاشق رو لیس بزنین و قاطیش کنین.

75
00:06:18,086 --> 00:06:20,129
‫به‌نظر دور از ادب میاد.

76
00:06:27,303 --> 00:06:30,098
‫عه، دیگه چسبناک نیست.

77
00:06:30,556 --> 00:06:31,641
‫مگه نه؟

78
00:06:32,058 --> 00:06:35,728
‫حریرۀ کودزه نوعی چسب به حساب نمیاد؟

79
00:06:35,728 --> 00:06:39,065
‫هوم، گمونم همین‌طوره.

80
00:06:39,065 --> 00:06:43,194
‫شاید وقتی بزاق رو با چسب هم ترکیب کنی، باعث کاهش چسبندگی‌ش بشه.

81
00:06:43,736 --> 00:06:45,321
‫دقیقاً.

82
00:06:46,614 --> 00:06:48,074
‫دقیقاً چی؟

83
00:06:48,825 --> 00:06:50,535
‫این حکیم تقلبی واقعاً دوزاریش کجه.

84
00:06:51,244 --> 00:06:56,040
‫گاوهای نر بزاق زیادی توی دهن‌شون دارن.

85
00:06:56,582 --> 00:07:01,504
‫شاید بهتره بررسی کنین و ببینین اون گاوهای نر از کجا آب می‌نوشن.

86
00:07:03,840 --> 00:07:06,342
‫باید به خواهرم یه نامه بفرستم!

87
00:07:08,010 --> 00:07:09,929
‫من دیگه رفع زحمت می‌کنم.

88
00:07:15,435 --> 00:07:17,395
‫من برگشتم.

89
00:07:17,395 --> 00:07:18,813
‫آه، مائومائو.

90
00:07:19,188 --> 00:07:22,150
‫یه‌نفر پیغام فرستاده که فوراً باید خودتو برسونی.

91
00:07:23,359 --> 00:07:24,902
‫کجا باید برم؟

92
00:07:26,404 --> 00:07:29,490
‫آزاد کردن یه خدمتکار چقدر خرج برمی‌داره؟

93
00:07:31,409 --> 00:07:34,245
‫منو باش که فکر می‌کردم قضیه‌ی سوئیری‌ـه...

94
00:07:34,245 --> 00:07:35,705
‫الحق که یه سگ منگله.

95
00:07:35,705 --> 00:07:37,707
‫گوش کن ببین چی می‌گم، خانم کوچولو!

96
00:07:37,707 --> 00:07:39,292
‫اون‌روز توی خانه‌ی یشم،

97
00:07:39,292 --> 00:07:42,503
‫شایعاتی حول اینکه آزادی یکی از سه شاهدخت داره خریده می‌شه، شنیدم!

98
00:07:42,795 --> 00:07:46,299
‫پس به‌خاطر پایرین نه-چان داره حرص و جوش می‌خوره.

99
00:07:47,175 --> 00:07:48,801
‫والا قیمتش بستگی داره.

100
00:07:48,801 --> 00:07:50,303
‫تهشو بهم بگو.

101
00:07:50,303 --> 00:07:54,640
‫متوجه‌م. لطفاً این هم در نظر داشته باشید که بازار خیلی نوسان داره،

102
00:07:54,640 --> 00:07:56,476
‫بنابرین این صرفاً یه قیمت تقریبیه.

103
00:07:56,476 --> 00:07:58,019
‫صاف و صادقانه بهم بگو.

104
00:07:59,145 --> 00:08:00,021
‫چه‌قدر می‌شه؟

105
00:08:00,605 --> 00:08:02,690
‫از اون سخت‌هاشه.

106
00:08:03,274 --> 00:08:09,864
‫هزینه‌ی خریدن یه خدمتکار به این بستگی داره
‫که چه‌قدر بتونه توی مهمانخانه ها درآمدزایی کنه،

107
00:08:10,031 --> 00:08:10,781
‫خانم کوچولو...

108
00:08:14,118 --> 00:08:20,041
‫اگه کسی بخواد پایرین نه-چان رو بخره،
‫دوتا کاندید داریم که از مشتری‌های خوب قدیمی‌مون هستن.

109
00:08:20,374 --> 00:08:22,043
‫د ـ‌ دوتا...

110
00:08:25,213 --> 00:08:30,301
‫لی‌هاکو-ساما می‌دونه که نه-چان
‫برای امرارمعاش خدمت می‌کنه، ولی بازم عاشقشه.

111
00:08:30,301 --> 00:08:33,554
‫شاید شبیه یه سگ منگل باشه، ولی آدم صادق و سخت‌کوشی به‌نظر میاد.

112
00:08:33,763 --> 00:08:34,722
‫همم.

113
00:08:36,557 --> 00:08:39,268
‫با تمام این تفاسیر، انتخاب بدی از آب در نمیاد.

114
00:08:40,019 --> 00:08:43,981
‫لی‌هاکو-ساما، می‌تونم بپرسم چه‌قدر حقوق می‌گیرید؟

115
00:08:43,981 --> 00:08:46,400
‫چی شد یهویی اینو پرسیدی؟

116
00:08:46,400 --> 00:08:48,277
‫شاید سالی ۸۰۰ سکه‌ی نقره؟

117
00:08:48,277 --> 00:08:49,862
‫هوی، هوی.

118
00:08:49,862 --> 00:08:51,155
‫پس شاید ۱۲۰۰ تا؟

119
00:08:52,114 --> 00:08:54,742
‫پس تقریباً سالی ۱۰۰۰ سکه‌ی نقره یا همین حدودها.

120
00:08:55,243 --> 00:08:56,452
‫کافی نیست؟

121
00:08:56,452 --> 00:08:57,119
‫متأسفانه نه.

122
00:08:57,537 --> 00:09:00,039
‫اون‌ها دست‌کم ۱۰،۰۰۰ تایی نقد ازت می‌خوان.

123
00:09:01,040 --> 00:09:02,333
‫د ـ ده‌هزارتا؟

124
00:09:03,125 --> 00:09:05,628
‫یه خدمتکار ارزون‌قیمت حدود ۴۰۰ سکه خرج برمی‌داره.

125
00:09:05,628 --> 00:09:10,967
‫یکی از سه شاهدخت خانه‌ی یشم؟ حداقلش، ۱۰،۰۰۰ تا نقره می‌خواد.

126
00:09:12,468 --> 00:09:13,719
‫ده‌هزارتا...

127
00:09:14,845 --> 00:09:18,224
‫می‌گم... فرض کنیم من این پولو از یه‌جایی جور کردم.

128
00:09:18,224 --> 00:09:20,685
‫فکر می‌کنی بتونم با اون مقدار بخرمش؟

129
00:09:21,018 --> 00:09:25,314
‫منظورتون اینه؛ فکر می‌کنم چه‌قدر
‫احتمال داره که دست رد به سینه‌ت بزنه؟

130
00:09:29,318 --> 00:09:30,861
‫چاره‌ای نیست گمونم.

131
00:09:32,738 --> 00:09:35,616
‫دقیقاً چه برنامه‌ای داشتی؟

132
00:09:35,616 --> 00:09:38,619
‫آدمای خوشگل وقتی عصبانی می‌شن خیلی ترسناکن.

133
00:09:39,078 --> 00:09:41,747
‫می‌فرمایید، چه برنامه‌ای؟

134
00:09:41,747 --> 00:09:45,293
‫خب، بابت اظهار نظرم در مورد یه موضوعی احضار شدم.

135
00:09:45,293 --> 00:09:47,878
‫چرا اون مرتیکه اون‌طوری عصبی شده بود؟

136
00:09:47,878 --> 00:09:49,755
‫هیچ داستان خارج از عرفی در جریان نبود.

137
00:09:50,006 --> 00:09:51,674
‫فقط داشتم قشنگ بررسیش می‌کردم.

138
00:09:53,843 --> 00:09:57,471
‫قشنگ بررسیش می‌کردی؟

139
00:09:57,471 --> 00:09:59,807
‫بله، فقط نگاه می‌کردم.

140
00:09:59,807 --> 00:10:01,142
‫بابت چی؟

141
00:10:01,142 --> 00:10:03,227
‫می‌فرمایید، بابت چی؟

142
00:10:03,561 --> 00:10:05,730
‫تا ببینم به‌اندازه‌ی کافی خوب هست یا نه.

143
00:10:05,730 --> 00:10:08,107
‫چه راهی بهتر از اینکه خودم بررسیش کنم وجود داره؟

144
00:10:08,357 --> 00:10:10,276
‫گفتی که ببینی «به‌اندازه‌ی کافی خوبه»؟

145
00:10:10,735 --> 00:10:14,780
‫بله. شخصیت تنها بخشی از چیزیه که یه شخص رو تعریف می‌کنه،

146
00:10:14,780 --> 00:10:17,116
‫اما مناسبِ ذائقه‌ی یه شخص بودن خودش همیشه یه مزیته.

147
00:10:17,533 --> 00:10:20,494
‫شخصیت خیلی خوبی داشت.

148
00:10:20,494 --> 00:10:24,915
‫به‌نظر می‌رسه آدم سخت‌کوشی باشه که با پشت‌کار تمرین می‌کنه.

149
00:10:24,915 --> 00:10:28,502
‫حدس می‌زنم حتی در مقایسه با
‫سایر مردهای نظامی هم جنگجوی ماهری باشه.

150
00:10:29,462 --> 00:10:33,466
‫فقط از روی ظاهر یه نفر می‌تونی از شخصیتش سر در بیاری؟

151
00:10:34,675 --> 00:10:38,471
‫ظاهر یه نفر به‌طور خیلی دقیقی منعکس‌کننده‌ی
‫روتین روزانه‌ی اون فرده.

152
00:10:38,471 --> 00:10:42,725
‫به عنوان یه داروساز، کم پیش نمیاد مشتری‌هایی به
‫ تورمون بخورن که زیاد در مورد خودشون بهمون نمی‌گن.

153
00:10:43,017 --> 00:10:44,769
‫پس کار ایجاب می‌کنه تا یاد بگیرم.

154
00:10:45,770 --> 00:10:49,065
‫می‌تونی از روی ظاهر منم بگی؟

155
00:10:49,440 --> 00:10:50,066
‫ها؟

156
00:10:50,524 --> 00:10:54,278
‫وایسا ببینم، الان به لی‌هاکو-ساما حسودیش شده؟

157
00:10:54,278 --> 00:10:56,280
‫این پسره رسماً تو مخیه

158
00:10:57,323 --> 00:11:00,534
‫فقط می‌خواد پُز خوشگلیشو بده ـده ـده...

159
00:11:01,160 --> 00:11:03,913
‫خودم می‌دونم که ظاهر زیبایی داره.

160
00:11:03,913 --> 00:11:06,874
‫یه‌کم جاخوردم که چطور انقدر ورزیده‌ست.

161
00:11:07,583 --> 00:11:08,376
‫اما...

162
00:11:09,001 --> 00:11:13,005
‫جینشی-ساما دلیلی نداره بخوایم از ظاهر شما چیزی بفهمیم.

163
00:11:14,674 --> 00:11:20,137
‫متأسفانه فکر نمی‌کنم شما زیاد با خواهر من کنار بیاین جینشی-ساما.

164
00:11:20,137 --> 00:11:20,888
‫ها؟!

165
00:11:24,183 --> 00:11:28,521
‫اینطوری که من دارم وقت هدر می‌دم، ممکنه پایرین رو بدن بره.

166
00:11:28,938 --> 00:11:33,317
‫ولی هنوز کاری از من... بر نمیاد.

167
00:11:37,071 --> 00:11:38,489
‫پایرین...

168
00:11:40,783 --> 00:11:41,826
‫هوممم؟

169
00:11:44,995 --> 00:11:46,956
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

170
00:11:47,540 --> 00:11:50,042
اشتباه نکنم جینشی بود دیگه؟

171
00:11:50,042 --> 00:11:53,129
‫می‌گن فامیل امپراتوره...

172
00:11:53,879 --> 00:11:56,841
‫ممنون که اون روز از ملازم من پذیرایی کردی.

173
00:11:57,425 --> 00:11:59,927
‫نه... قابلی نداشت...

174
00:11:59,927 --> 00:12:03,764
‫شنیدم در حال حاضر به لحاظ عاطفی دنبال شخصی هستی.

175
00:12:05,725 --> 00:12:08,644
نکنه اون دختره دهن‌لقی کرده؟

176
00:12:09,145 --> 00:12:11,939
برای همین اینطوری واسه‌م می‌خنده؟

177
00:12:13,399 --> 00:12:20,030
‫با این سن کم، مقام بالاش و اینکه همه زیباترین آدم کل کشور صداش می‌زنن،

178
00:12:20,030 --> 00:12:23,200
‫خریدن یه خدمتکار براش باید یه‌طور شوخی باشه.

179
00:12:24,201 --> 00:12:26,120
‫برام مهم نیست منو دست بگیره.

180
00:12:26,662 --> 00:12:30,583
‫اما اگه به پایرین توهینی بکنه، کلاهمون می‌ره تو هم.

181
00:12:30,916 --> 00:12:33,335
‫اگه بهش توهین کنه...

182
00:12:33,335 --> 00:12:34,295
‫بیست‌هزار تا.

183
00:12:35,713 --> 00:12:39,675
‫نظرت چیه من مبلغ لازم برای خرید دختر مورد‌علاقه‌ت رو بهت بدم؟

184
00:12:43,012 --> 00:12:45,639
‫منظورتون  از این حرف چیه؟

185
00:12:45,639 --> 00:12:46,974
‫دقیقاً همینی که گفتم.

186
00:12:52,813 --> 00:12:54,565
‫ممنون از سخاوتمندیتون.

187
00:12:55,107 --> 00:13:00,112
‫ولی مشکلی نیست ناگهانی به یه افسری که
‫شناخت درستی ازش ندارین، همچین پیشنهادی بدین؟

188
00:13:00,112 --> 00:13:04,033
‫گربه‌ی من... عموماً خیلی محتاطه.

189
00:13:04,450 --> 00:13:06,744
‫ولی بازم، مایله تا تو رو راهنمایی کنه،

190
00:13:06,744 --> 00:13:12,750
‫و همچنین تو رو یه گزینه برای شریک زندگی خواهرش می‌دونه.

191
00:13:13,417 --> 00:13:19,673
‫به عبارتی، اگه گربه‌ی محتاطتون به من
‫پنجول نکشه، یعنی من قابل اعتمادم؟

192
00:13:23,260 --> 00:13:25,513
‫حرف بدی زدم؟

193
00:13:26,180 --> 00:13:29,934
‫تعریفت به گوشم خورده.

194
00:13:31,018 --> 00:13:33,270
‫تو پیشینه‌ی خانوادگی خوبی داری،

195
00:13:33,270 --> 00:13:37,024
‫ولی هنوزم باید برات سخت باشه که
‫ اینجا توی پایتخت یه افسر نظامی بشی.

196
00:13:37,566 --> 00:13:43,239
‫شنیدم رزم‌آرای تیزبینمون تو رو کشف کردن
‫و مسئولیت رهبری یه واحد رو بهت سپردن.

197
00:13:43,948 --> 00:13:44,698
‫بله.

198
00:13:45,658 --> 00:13:48,369
‫حقیقت امر اینه که مسئول قبلی واحد بازنشسته شدن...

199
00:13:48,369 --> 00:13:50,120
‫من هم صرفاً ارتقاء گرفته بودم، اما...

200
00:13:50,788 --> 00:13:55,626
‫هرکسی باشه دلش نمی‌خواد با یه افسر آینده‌دار در رابطه باشه؟

201
00:13:56,418 --> 00:14:00,422
‫ولی بازم، بیست‌هزارتا سکه‌ی نقره برای من خیلی زیاده.

202
00:14:00,422 --> 00:14:05,094
‫من فقط به نصف اون‌قدر... نه،
‫حتی یک‌چهارمش هم جوابه.

203
00:14:10,891 --> 00:14:15,187
‫خیلی خوشحالم که در مورد من چنین نظری دارین.

204
00:14:15,187 --> 00:14:18,482
‫از نظر منم پیشنهادتون خیلی وسوسه‌کننده‌ست.

205
00:14:18,899 --> 00:14:22,695
‫ولی توی این موقعیت نمی‌تونم اون نقره‌ها رو بپذیرم.

206
00:14:23,863 --> 00:14:26,657
‫برای شما، اون شاید صرفاً یه خدمتکار باشه،

207
00:14:27,116 --> 00:14:30,244
‫اما برای من، اون تنها زن توی کل دنیاست.

208
00:14:31,036 --> 00:14:35,749
‫اینکه بخوام با پول یه نفر دیگه زنم رو به خونه بیارم...

209
00:14:38,210 --> 00:14:40,462
‫اونوقت که دیگه نمی‌شه بهم گفت مرد.

210
00:14:45,426 --> 00:14:48,220
‫که اینطور. پس با اجازه.

211
00:14:48,220 --> 00:14:49,054
‫ها؟

212
00:14:49,054 --> 00:14:52,391
‫شاید بازم همین روزا لازم شد باهات صحبتی داشته باشم.

213
00:14:52,933 --> 00:14:54,018
‫مشکلی نداری؟

214
00:14:55,936 --> 00:14:56,604
‫بله.

215
00:15:02,860 --> 00:15:04,361
‫جینشی-ساما.

216
00:15:04,361 --> 00:15:05,195
‫بله.

217
00:15:05,905 --> 00:15:07,573
‫چیزی برای نگرانی وجود نداشت.

218
00:15:10,951 --> 00:15:13,037
‫این دیگه چه اوضاعی بود؟

219
00:15:13,621 --> 00:15:16,290
‫حالا چه گلی به‌ سر بگیرم؟

220
00:15:17,541 --> 00:15:23,047
‫گمونم باید توی رزمایش بعدی حسابی خودنمایی کنم...

221
00:15:23,714 --> 00:15:26,091
‫یا شاید باید درخواست اضافه‌کاری کنم...

222
00:15:27,927 --> 00:15:30,346
‫یا... خیلی‌خب.

223
00:15:36,185 --> 00:15:39,480
‫براش نامه می‌نویسم، حتی اگه ندونم
‫دفعه‌ی دیگه کی می‌تونم ببینمش.

224
00:15:40,940 --> 00:15:45,486
‫نمی‌تونم خواسته‌ی خودمو بهش تحمیل کنم
‫باید ببینم نظر اون چیه.

225
00:15:52,409 --> 00:15:54,578
‫برام مهم نیست جوابش کاملاً دیپلماتیک باشه.

226
00:15:54,578 --> 00:15:57,414
‫باور کردن حرفاش کمک می‌کنه بتونم روزامو بگذرونم.

227
00:16:13,764 --> 00:16:17,393
‫فقط باید از راهی که بهش باور دارم برم دنبالش.

228
00:16:20,688 --> 00:16:25,442
‫«ننه هرچی می‌خواد بگه. من هنوز از دور بیرون نیفتادم...

229
00:16:25,859 --> 00:16:31,073
‫به‌علاوه، هنوز منتظرم شاهزاده‌م بیاد دنبالم.»

230
00:16:32,032 --> 00:16:34,368
‫آره، منم همین فکرو می‌کردم.

231
00:16:34,368 --> 00:16:39,957
‫اگه پایرین نه-چان دوستش داشته باشه،
‫به ده هزار تا نقره نیازی نداره.

232
00:16:39,957 --> 00:16:41,583
‫بقیه‌ش دیگه فقط شانسه.

233
00:16:44,003 --> 00:16:47,089
‫«گمونم وقتی همون مرده برای خریدن یه نفر اومده بود،

234
00:16:47,089 --> 00:16:49,550
‫یکی از دخترای خدمتکار اشتباه برداشت کرده.»

235
00:16:57,933 --> 00:16:59,226
‫اون مرد.

236
00:17:02,229 --> 00:17:03,397
‫لاکان-ساما.

237
00:17:04,148 --> 00:17:05,899
‫بالأخره پیداتون کردم.

238
00:17:06,525 --> 00:17:09,278
‫لاکان-ساما، جلسه داره شروع می‌شه.

239
00:17:10,112 --> 00:17:11,363
‫رز آبی.

240
00:17:12,948 --> 00:17:13,907
‫چی گفتین؟

241
00:18:48,544 --> 00:19:03,559
‫قسمت بعدی: «رز آبی»
