﻿1
00:01:23,041 --> 00:01:28,546
‫هنگامی که بوی بهار توی کاخ پیچید،

2
00:01:29,005 --> 00:01:32,550
‫باردار بودنِ گیوکویو-ساما قطعی شده بود.

3
00:01:38,681 --> 00:01:41,976
‫عجیبه. متوجه می‌شه که یه بچه توی شکم مادرشه؟

4
00:01:47,107 --> 00:01:49,359
‫آخـــــــــی!

5
00:01:49,359 --> 00:01:51,611
‫وقتشه دیگه منم آستین بالا بزنم...

6
00:01:55,865 --> 00:01:57,742
‫حتی اگه کسی ازش خواستگاری کنه،

7
00:01:57,742 --> 00:01:59,869
‫بعید می‌دونم اجازه بدن بره.

8
00:02:00,662 --> 00:02:03,164
‫در برخی موارد، زیادی وارد بودن به کارت هم یه نفرین محسوب می‌شه.

9
00:02:08,670 --> 00:02:13,466
‫وقتی‌که ایام به کام باشه، زمان مثل برق و باد می‌گذره.

10
00:02:13,758 --> 00:02:17,554
‫و برعکس، دو ماهی که توی دفترهای جینشی-ساما
‫گذروندم، برام مثل یه عمر حس شد.

11
00:02:22,892 --> 00:02:24,477
‫می‌خواین بازم نقاشی کنین؟

12
00:02:25,311 --> 00:02:26,229
‫آره!

13
00:02:31,526 --> 00:02:34,195
‫این قارچ کلاه‌شیری پرزدار یه قارچ سمی-

14
00:02:34,195 --> 00:02:34,779
‫آخ!

15
00:02:35,655 --> 00:02:37,699
‫لطفاً گل‌های عادی بکش.

16
00:02:38,366 --> 00:02:40,618
‫گل‌های عادی، ها؟

17
00:02:43,163 --> 00:02:48,126
‫رز آبی؟
‫بله. احیاناً تاحالا ندیدین؟

18
00:02:48,835 --> 00:02:54,257
‫گلبرگ‌های آبی چشم‌گیر، واقعاً زیبا هستن.

19
00:02:54,257 --> 00:02:57,802
‫درگذشته، به‌کرات توی کاخ به چشمم می‌خوردن.

20
00:02:58,303 --> 00:03:00,180
‫احیاناً در خواب و خیال به سر نمی‌بردین؟

21
00:03:00,180 --> 00:03:02,557
‫چیزی به نام رز آبی وجود نداره.

22
00:03:04,184 --> 00:03:06,436
‫اما درواقع، وجود داره.

23
00:03:08,354 --> 00:03:11,691
‫ای‌کاش می‌تونستم دوباره با دیگران ازشون تعریف و تمجید کنم.

24
00:03:12,150 --> 00:03:15,361
‫نظرتون چیه؟ امکانش هست؟

25
00:03:15,862 --> 00:03:19,699
‫قدرت شما، مطمئناً هر غیرممکنی رو ممکن می‌کنه.

26
00:03:20,408 --> 00:03:25,580
‫متوجه شدم. اگه همچین رزی واقعاً
‫وجود خارجی داشته باشه، منم دوست دارم ببینمش.

27
00:03:25,580 --> 00:03:27,165
‫پس تصویب شد.

28
00:03:27,540 --> 00:03:30,376
‫آه، بی‌صبرانه منتظرم!

29
00:03:31,544 --> 00:03:32,879
‫با اجازه.

30
00:03:36,966 --> 00:03:39,385
‫امیدوارم در ضیافت باغ ماه آینده ببینمش.

31
00:03:42,513 --> 00:03:46,851
‫شما همین الانشم هزارتا کار روی سرتون ریخته.
‫لزومی نداشت دردسر دیگه‌ای برای خودتون بتراشین.

32
00:03:46,851 --> 00:03:51,397
‫نمک به زخمم نپاش. فعلاً فقط برو از تمام گل‌آراهای
‫توی سرزمین در این مورد پرس‌وجو کن.

33
00:03:57,111 --> 00:04:01,866
‫گل‌آراها گفتن الان فصل رز نیست.

34
00:04:05,245 --> 00:04:07,705
‫ببخشید که انقدر یهویی صدات زدم.

35
00:04:09,499 --> 00:04:13,795
‫داشتیم در مورد دورهمی برای تمجید از رزهای آبی صحبت می‌کردیم.

36
00:04:14,212 --> 00:04:16,005
‫رزهای آبی...؟

37
00:04:16,005 --> 00:04:18,258
‫محض اطلاع، من فقط یه داروسازم.

38
00:04:18,258 --> 00:04:20,176
‫آره، می‌دونم...

39
00:04:21,052 --> 00:04:24,806
‫موندم این بحث چطوری پیش اومده؟
‫به‌نظر بدجور از کت‌وکول افتاده.

40
00:04:25,807 --> 00:04:29,769
‫رز، ها؟ یه‌چیزایی ازش سرم می‌شه.

41
00:04:30,728 --> 00:04:35,775
‫قبلاً برای کاسبی سریع و بی‌دردسر با خواهرا رز ‌فروختیم. ولی...

42
00:04:36,901 --> 00:04:39,279
‫واقعاً فرمودن که یه رز آبی دیدن؟

43
00:04:39,529 --> 00:04:40,363
‫بله.

44
00:04:42,490 --> 00:04:44,659
‫پای یه داروی توهم‌زای رایج و جدید درمیونه، یا...؟

45
00:04:44,951 --> 00:04:47,161
‫این کل مملکت‌مون رو به فنا می‌داد!

46
00:04:47,161 --> 00:04:48,871
‫جینشی-ساما.

47
00:04:51,791 --> 00:04:53,126
‫غیرممکنه؟

48
00:04:57,255 --> 00:04:59,590
‫شما دقیقاً چه خواسته‌ای دارین؟

49
00:05:00,174 --> 00:05:02,760
‫می‌تونی تا ضیافت باغ ماه آینده چندتایی گیر بیاری؟

50
00:05:03,177 --> 00:05:08,057
‫ماه آینده؟ در زودترین حالت، رزها دو ماه دیگه شکوفه می‌کنن.

51
00:05:08,433 --> 00:05:09,600
‫مگه نه...

52
00:05:10,727 --> 00:05:12,979
‫به یه طریقی از سرم بازش می‌کنم.

53
00:05:14,814 --> 00:05:20,987
‫عکس‌العمل جینشی-ساما، و به این‌صورت
‫فشار آوردن به دیگران برای انجام کاری غیرممکن...

54
00:05:21,529 --> 00:05:25,992
‫این بحث رو رزم‌آرای به‌خصوصی پیش کشیده؟

55
00:05:28,119 --> 00:05:28,911
‫آره.

56
00:05:29,579 --> 00:05:32,457
‫متوجه شدم. این کارو به عهده می‌گیرم.

57
00:05:32,915 --> 00:05:34,167
‫مطمئنی؟

58
00:05:34,167 --> 00:05:37,128
‫مطمئن نیستم که از پسش بربیام، ولی تمام تلاشمو می‌کنم.

59
00:05:38,171 --> 00:05:40,590
‫نمی‌خوام همین‌طوری ازش فرار کنم.

60
00:05:43,593 --> 00:05:47,305
‫شاید بهتر باشه یه مشت حواله‌ی عینک تک‌عدسی عجیب‌وغریبش بکنم.

61
00:05:48,681 --> 00:05:52,852
‫جینشی-ساما، می‌تونم ازتون چندتا درخواست داشته باشم؟

62
00:05:54,270 --> 00:05:57,648
‫ممنون که اجازه دادین ازش استفاده کنم، لیفا-ساما.

63
00:05:58,775 --> 00:06:00,318
‫خیلی وقته گذشته.

64
00:06:00,902 --> 00:06:04,197
‫یادمه اون‌موقع، مجبورشون کردم که یه حمام بخار...

65
00:06:04,197 --> 00:06:06,240
‫برای لیفا-سامایی که مسموم بودن، بسازن.

66
00:06:06,574 --> 00:06:11,245
‫الان دارم قرضش می‌گیرم، ولی دلم راضی نمی‌شه مجانی ازش استفاده کنم.

67
00:06:11,954 --> 00:06:14,540
‫این کتاب موردعلاقه‌ی امپراتوره.

68
00:06:15,124 --> 00:06:17,335
‫ممنون از لطفت.

69
00:06:18,795 --> 00:06:21,839
‫خداروشکر که تونستم از طریق مهمونخونه به دستش بیارم.

70
00:06:26,719 --> 00:06:28,054
‫اون‌طرفشو بگیرین.

71
00:06:28,054 --> 00:06:28,721
‫چشم!

72
00:06:29,222 --> 00:06:30,264
‫جینشی-ساما.

73
00:06:30,723 --> 00:06:32,350
‫آه، اومدی.

74
00:06:32,350 --> 00:06:34,811
‫گفتم درست همون‌طور که خواستی بسازنش، ولی...

75
00:06:34,811 --> 00:06:35,978
‫به چه دردی می‌خوره؟

76
00:06:36,938 --> 00:06:38,648
‫قراره کاری کنیم رزها قاطی کنن.

77
00:06:38,940 --> 00:06:40,400
‫رزها قاطی کنن؟

78
00:06:40,691 --> 00:06:42,652
‫منظورت چیه، داروساز؟

79
00:06:49,492 --> 00:06:53,663
‫می‌ذاریم آفتاب به داخل بتابه،
‫و از اون‌طرف بخار وارد می‌کنیم.

80
00:06:55,581 --> 00:06:58,793
‫رزها توی این اتاق گرمایشی رشد می‌کنن.

81
00:06:58,793 --> 00:07:02,839
‫این‌طوری، گل‌ها ممکنه به اشتباه فکر کنن که وقت شکوفه کردنه.

82
00:07:03,548 --> 00:07:06,092
‫پس، «قاطی می‌کنن».

83
00:07:06,092 --> 00:07:08,177
‫البته نمی‌تونم تضمینی بدم.

84
00:07:16,018 --> 00:07:16,811
‫آه.

85
00:07:19,939 --> 00:07:21,941
‫مائومائو!

86
00:07:21,941 --> 00:07:23,317
‫شائولان؟

87
00:07:23,317 --> 00:07:24,902
‫منم کمکت می‌کنم!

88
00:07:25,528 --> 00:07:27,530
‫پات درد نمی‌کنه؟

89
00:07:29,198 --> 00:07:31,242
‫اون صداش زده تا ازم مراقبت کنه؟

90
00:07:34,245 --> 00:07:38,791
‫بارها بهم گفتن که زیاد به خودم فشار نیارم.

91
00:07:39,041 --> 00:07:41,294
‫خوبم. ببخشید که زحمتت می‌دم.

92
00:07:41,294 --> 00:07:43,838
‫اشکالی نداره. از وقتی که با همدیگه
‫کار کردیم خیلی وقته می‌گذره، نه؟

93
00:07:45,673 --> 00:07:47,592
‫آره، همین‌طوره.

94
00:07:51,596 --> 00:07:53,848
‫بیش از صد گل رز آوردیم.

95
00:07:57,268 --> 00:07:59,020
‫این آخریه.

96
00:08:00,146 --> 00:08:02,982
‫وای، چه زیاد!

97
00:08:02,982 --> 00:08:07,195
‫ما از گونه‌های مختلف، حتی‌الامکان
‫اون‌هایی رو انتخاب کردیم که زودتر شکوفه می‌کنن.

98
00:08:07,195 --> 00:08:08,571
‫همه‌شون شکوفه می‌کنن؟

99
00:08:09,155 --> 00:08:11,324
‫امیدوارم.

100
00:08:23,920 --> 00:08:26,881
‫کنترل دما مستلزم اهمیت ویژه‌ایه.

101
00:08:27,715 --> 00:08:33,137
‫ازشون خواستم چند نفر برای کمک بفرستن، اما این
‫کار سخت‌تر از چیزیه که بشه به دیگران سپرد.

102
00:08:34,138 --> 00:08:37,934
‫اگه اشتباهی ازمون سر بزنه و همه‌شون رو خشک کنیم، کار تمومه.

103
00:08:42,897 --> 00:08:46,567
‫روزهای آفتابی، میاریمشون بیرون تا در معرض نور خورشید قرار بگیرن.

104
00:08:48,402 --> 00:08:50,655
‫حتماً خیلی کیف می‌ده!

105
00:08:51,072 --> 00:08:51,822
‫آره.

106
00:08:52,406 --> 00:08:53,991
‫اوضاع و احوال چطوره؟

107
00:08:55,159 --> 00:08:56,452
‫یه هدیه خدمتتون آوردم.

108
00:09:00,498 --> 00:09:02,083
‫خیلی ممنونم.

109
00:09:03,167 --> 00:09:08,214
‫می‌تونم کارو بپیچونم و تنقلات بخورم؟ بهتر از این نمی‌شه!

110
00:09:08,214 --> 00:09:10,591
‫البته اینم کار محسوب می‌شه.

111
00:09:13,177 --> 00:09:14,971
‫چشونه؟

112
00:09:14,971 --> 00:09:17,265
‫چه می‌دونم. شاید فقط فضولی‌شون گل کرده.

113
00:09:18,140 --> 00:09:20,393
‫یا می‌خوان زهره ترک شن.

114
00:09:23,938 --> 00:09:25,731
‫بعد از این باید چیکار کنم؟

115
00:09:26,274 --> 00:09:29,610
‫اگه روی شاخه‌ای جوانه‌های زیادی بود، می‌تونی چندتاشو جدا کنی؟

116
00:09:30,152 --> 00:09:35,157
‫با این‌کار، مواد مغذی صرف جوانه‌های باقی‌مونده
‫می‌شه و از پژمردگی جلوگیری می‌کنه.

117
00:09:35,575 --> 00:09:36,951
‫آه.

118
00:09:37,785 --> 00:09:38,661
‫وای!

119
00:09:41,080 --> 00:09:43,040
‫چیزی نیست بابا.

120
00:09:47,086 --> 00:09:48,337
‫ممنونم.

121
00:09:48,337 --> 00:09:49,171
‫حرفشم نزنین!

122
00:09:52,883 --> 00:09:54,051
‫لطفاً عجله کنین!

123
00:10:01,976 --> 00:10:05,271
‫شکوفه کردن‌شون زیادی طول کشیده.

124
00:10:10,776 --> 00:10:12,445
‫روزهایی که هوا سرد می‌شه،

125
00:10:17,742 --> 00:10:19,785
‫تا خود صبح بیدار می‌مونم تا گرما رو حفظ کنم.

126
00:10:27,001 --> 00:10:28,919
‫آب‌وهوا قابل‌کنترل نیست.

127
00:10:41,599 --> 00:10:43,559
‫بازم کل شبو بیدار بودی؟

128
00:10:44,226 --> 00:10:46,395
‫خوابیدم، طرف‌های سحر.

129
00:10:46,395 --> 00:10:48,689
‫سحر که همین یه‌کم پیش بود.

130
00:10:48,689 --> 00:10:52,360
‫خودم یه‌ کاریش می‌کنم، پس می‌شه تو بری یه‌کم بخوابی؟

131
00:10:52,360 --> 00:10:54,362
‫نمی‌تونم ولشون کنم.

132
00:10:56,489 --> 00:10:58,324
‫باز دارن نگاه‌مون می‌کنن.

133
00:10:59,575 --> 00:11:02,453
‫هر روز خدا. خسته‌شون نمی‌شه از این کارا؟

134
00:11:02,787 --> 00:11:04,413
‫کارشون رو اعصابه.

135
00:11:05,247 --> 00:11:07,583
‫موندم یعنی می‌تونم حواس‌شونو پرت کنم...

136
00:11:12,838 --> 00:11:17,677
‫وای! پس لاک ناخن این شکلیه!

137
00:11:17,677 --> 00:11:20,221
‫توی منطقه‌ی سرگرمی همه از این کارها می‌کنن.

138
00:11:20,221 --> 00:11:22,181
‫واقعاً خوشگله!

139
00:11:32,942 --> 00:11:35,152
‫اوه، خودتم زدی، مائومائو؟

140
00:11:35,486 --> 00:11:37,113
‫چه نازه!

141
00:11:37,363 --> 00:11:40,157
‫اخیراً خیلی محبوب شده.

142
00:11:40,157 --> 00:11:41,617
‫همین‌طوره.

143
00:11:43,619 --> 00:11:48,791
‫همنشین‌های عالی‌رتبه همیشه توی مدگرایی پیشتازن.

144
00:11:54,130 --> 00:11:55,589
‫به‌نظرم که اتلاف وقته.

145
00:11:58,092 --> 00:12:01,095
‫هونیانگ-سان کارش رو به مد ترجیح می‌ده.

146
00:12:02,847 --> 00:12:06,600
‫چشیدن برای بررسی سم رو تموم کردم،
‫پس دیگه برمی‌گردم به کاخ بلور.

147
00:12:06,600 --> 00:12:07,852
‫به این زودی؟

148
00:12:07,852 --> 00:12:10,104
‫مهمانی باغ داره از راه می‌رسه.

149
00:12:10,563 --> 00:12:11,981
‫که این‌طور...

150
00:12:12,440 --> 00:12:17,570
‫اوه راستی، گیوکویو-ساما این‌دفعه توی مراسم شرکت نمی‌کنن.

151
00:12:17,570 --> 00:12:20,990
‫اجازه می‌دیم که تمرکز این رویداد
‫روی معرفی لولان-ساما باشه.

152
00:12:21,532 --> 00:12:23,701
‫برای مخفی کردن بارداری البته.

153
00:12:24,410 --> 00:12:26,454
‫متوجه. با اجازه.

154
00:12:27,121 --> 00:12:29,790
‫می‌گم، توی کاخ بلور اوضاع مرتبه؟

155
00:12:30,124 --> 00:12:32,376
‫هرروز بدتر از روز قبل می‌شی.

156
00:12:32,376 --> 00:12:34,086
‫خیلی به خودت فشار نیار، باشه؟

157
00:12:34,795 --> 00:12:36,589
‫خیلی ممنونم.

158
00:12:47,558 --> 00:12:49,059
‫مائومائو!

159
00:12:50,019 --> 00:12:51,979
‫مائومائو، بدو بیا!

160
00:12:57,151 --> 00:12:58,736
‫یه غنچه...

161
00:12:58,736 --> 00:13:00,279
‫همین الان دیدمش.

162
00:13:00,821 --> 00:13:04,033
‫بالأخره، اولیش!

163
00:13:04,450 --> 00:13:09,205
‫این‌طور پیش بره... شاید بتونیم به موقع برسونیمش.

164
00:13:09,622 --> 00:13:12,458
‫مائومائو؟ مائومائو!

165
00:13:12,458 --> 00:13:13,834
‫مائـومائــو!

166
00:13:22,635 --> 00:13:24,345
‫داروساز چیزی نگفت؟

167
00:13:24,637 --> 00:13:26,472
‫نه، هیچی.

168
00:13:26,472 --> 00:13:29,391
‫توی چند روز گذشته نتونستم به دیدنش برم.

169
00:13:29,391 --> 00:13:32,561
‫هردومون درگیر امور آماده‌سازی مهمانی باغ بودیم.

170
00:13:36,440 --> 00:13:37,650
‫جینشی-ساما.

171
00:14:06,971 --> 00:14:10,641
‫پس اون دختر شیشو-دونو، همنشین لولان‌ـه.

172
00:14:15,020 --> 00:14:17,189
‫چه‌قدر باشکوهه.

173
00:14:30,035 --> 00:14:31,662
‫در رابطه با همنشین لولان،

174
00:14:35,082 --> 00:14:37,877
‫آیا چیزی هست که نیاز به بهبود داشته باشه؟

175
00:14:39,879 --> 00:14:42,131
‫هرچیزی که هست، لطفاً تعارف نکنید.

176
00:14:45,885 --> 00:14:47,344
‫لطفاً.

177
00:14:47,344 --> 00:14:48,387
‫اوه.

178
00:15:00,232 --> 00:15:01,901
‫رز آبی؟!

179
00:15:01,901 --> 00:15:02,735
‫امکان نداره...

180
00:15:08,324 --> 00:15:09,825
‫شاید لذت بردن از زیبایی این غنچه‌ها...

181
00:15:10,993 --> 00:15:15,331
‫در حالی که دارید زمانی که کامل شکفته باشن
‫رو تصور می‌کنین، براتون سرگرم‌کننده باشه.

182
00:15:16,332 --> 00:15:19,251
‫درسته. زیبا هستن.

183
00:15:20,044 --> 00:15:20,878
‫همم.

184
00:15:20,878 --> 00:15:24,381
‫توجهی که «جینشی» جلب می‌کنه.

185
00:15:25,674 --> 00:15:28,302
‫برخلاف بعضی از درباری‌های بی‌مصرف،

186
00:15:28,302 --> 00:15:33,766
‫توجهی که یه خدمتکار جوان دریافت می‌کنه،
‫ به مذاق خیلی‌ها خوش نمیاد، هرچقدر هم که زیبا باشه.

187
00:15:36,101 --> 00:15:40,606
‫شوق خوبه. بهره بردن ازش آسونه.

188
00:15:43,067 --> 00:15:45,527
‫حسادت هم خوبه. قابل کنترله.

189
00:15:45,903 --> 00:15:47,529
‫چیزی که واقعاً دردسرسازه...

190
00:15:48,072 --> 00:15:50,699
‫زمانیه که نمی‌تونم بگم چی توی سرشون می‌گذره.

191
00:15:51,367 --> 00:15:56,330
‫شیشو؛ پدر همنشین لولان، مردی که نورچشمی مادر امپراتور پیشین بوده...

192
00:15:57,039 --> 00:15:59,792
‫حتی الان، امپراتور نمی‌تونه باهاش چشم‌تو‌چشم بشه.

193
00:16:00,501 --> 00:16:03,837
‫برای همینه که منم نمی‌تونم اجازه بدم لبخند از لبم محو بشه.

194
00:16:04,588 --> 00:16:07,967
‫علاوه‌بر اون، کسی که الان بیشتر از شیشو نگرانم می‌کنه...

195
00:16:08,676 --> 00:16:11,220
‫اون مرتیکه، لاکان‌ـه.

196
00:16:21,063 --> 00:16:23,023
‫چه‌قدر آزاردهنده.

197
00:16:30,072 --> 00:16:31,240
‫بیدار شدی؟

198
00:16:31,949 --> 00:16:33,409
‫یینگهوا-سان.

199
00:16:33,409 --> 00:16:35,869
‫دیگه نرو سمت کاخل بلور.

200
00:16:35,869 --> 00:16:38,539
‫هروقت برمی‌گردی خسته و کوفته‌ای.

201
00:16:40,249 --> 00:16:42,042
‫معذرت می‌خوام.

202
00:16:42,042 --> 00:16:43,085
‫بیدار شدی.

203
00:16:47,506 --> 00:16:48,757
‫بنده عذر می‌خوام.

204
00:16:51,802 --> 00:16:53,345
‫نیازی نیست بلند شی.

205
00:16:55,014 --> 00:16:59,101
‫سخت بود. نتونستم کاری کنم کامل بشکفن.

206
00:17:00,102 --> 00:17:04,106
الان که ازم معذرت‌خواهی نمی‌کنی، نه؟

207
00:17:05,607 --> 00:17:08,277
‫هیچی. کارت عالی بود.

208
00:17:09,903 --> 00:17:11,572
‫ولی، چطور از پسش بر اومدی؟

209
00:17:12,072 --> 00:17:14,074
‫صرفاً‌ رنگ‌شون کردم.

210
00:17:14,074 --> 00:17:16,869
‫رنگ کردی؟ ولی اثری روشون نیست.

211
00:17:17,327 --> 00:17:21,290
‫از بیرون نه. ما از داخل رنگ‌شون کردیم.

212
00:17:25,085 --> 00:17:28,422
‫تمام این رزها در اصل سفید بودن.

213
00:17:30,841 --> 00:17:35,345
‫آب رو با چندتا رنگ قاطی کردیم
‫و اجازه دادیم که غنچه‌ها ازش تغذیه کنن.

214
00:17:35,679 --> 00:17:39,308
‫پس برای همینه که رنگ‌های مختلفی بودن، نه فقط آبی.

215
00:17:39,308 --> 00:17:44,855
‫بله. آخر سر برگ‌ها سیاه شدن، برای همین همه‌شون رو چیدیم.

216
00:17:45,522 --> 00:17:49,276
‫بعدش تنها کاری که باید می‌کردیم این بود
‫که پنبه‌ی آغشته به آب رنگی‌شده رو به ساقه‌ها ببندیم،

217
00:17:49,276 --> 00:17:53,280
‫تا در طول مهمانی باغ شادابی‌شون رو از دست ندن.

218
00:17:53,280 --> 00:17:55,032
‫در واقع کار خیلی ساده‌ای بود.

219
00:17:55,657 --> 00:18:00,412
‫بخش سخت اصلیش این بود که
‫رزها رو وادار به شکوفه‌دادن بکنیم.

220
00:18:00,913 --> 00:18:03,165
‫همین‌طوره، ساده‌ست.

221
00:18:03,165 --> 00:18:07,836
‫علاوه‌بر این، چون ممکنه برخی از مقامات
‫راجع‌به این موضوع اختلاف نظر داشته باشن،

222
00:18:08,462 --> 00:18:11,632
‫جلو جلو رفتم و حقه‌ش رو برای امپراتور فاش کردم.

223
00:18:12,257 --> 00:18:15,427
‫به‌نظر می‌رسید از این موضوع که اول
‫رازش رو فهمیده لذت برده بود،

224
00:18:15,427 --> 00:18:17,888
‫و با گوش‌دادن به توضیحات من اوقات خوشی داشت.

225
00:18:18,514 --> 00:18:22,810
‫پس، اون داستانی که می‌گفت رزهای آبی رو توی کاخ دیده شدن...

226
00:18:22,810 --> 00:18:28,232
‫حتماً یکی کلی وقت آزاد داشته که
‫بره آب و رنگ آبی به خورد گل‌ها بده.

227
00:18:30,943 --> 00:18:32,820
‫کی همچین کاری می‌کنه؟

228
00:18:33,946 --> 00:18:37,950
‫کسی چه می‌دونه؟ شاید دنبال یه حقه‌ای بودن که باهاش دل زن‌ها رو ببرن.

229
00:18:38,367 --> 00:18:41,745
‫عجیبه. ناخن‌هات رو لاک می‌زنی؟

230
00:18:41,745 --> 00:18:43,455
‫البته بهم نمیاد.

231
00:18:44,081 --> 00:18:48,168
‫اگه یه‌کم گل حنا و ترشک درختی داشتم، می‌تونستم خوشگل‌ترشون کنم.

232
00:18:49,336 --> 00:18:54,258
‫گل حنا معمولاً برای رنگ‌کردن ناخن‌ها استفاده می‌شه،
‫و ترشک درختی هم معروفه به پای گربه.

233
00:18:54,258 --> 00:18:58,137
‫قاطی‌کردنشون با همدیگه و زدنشون به ناخن‌ها قرمز خوش‌رنگی ایجاد می‌کنه.

234
00:18:58,595 --> 00:19:00,931
‫ولی، اگه خوشگل‌ترشون هم می‌کردم...

235
00:19:01,640 --> 00:19:03,892
‫هرچند این بهتر از قبلش شده.

236
00:19:05,561 --> 00:19:08,313
‫گائوشون-ساما، چیزی که ازتون خواستم چی شد؟

237
00:19:08,313 --> 00:19:10,399
‫بله، همون‌طور که خواستی.

238
00:19:11,024 --> 00:19:12,901
‫خیلی ممنونم.

239
00:19:14,069 --> 00:19:16,572
‫حالا دیگه همه‌چی مهیاست.

240
00:19:16,947 --> 00:19:22,536
‫حالا تنها کاری که مونده اینه که اون کثافت موذی رو غافلگیر کنم.

241
00:19:25,122 --> 00:19:29,877
‫انتظار نداشتم نقشه‌ام با شکست مواجه بشه.

242
00:19:37,759 --> 00:19:41,597
‫بیشتر انسان‌ها برای من شبیه مهره‌های گو به‌نظر میان.

243
00:19:41,597 --> 00:19:44,892
‫مردها مهره‌های سیاهن، زن‌ها مهره‌های سفید.

244
00:19:44,892 --> 00:19:57,279
‫حتی زیردست‌های خودم توی بخش نظامی
‫در بهترین حالت، شبیه مهره‌های شطرنج به‌نظر میان.
‫بیشتر سربازها، همون سربازن.
‫همین‌طور که مقام‌شون می‌ره بالاتر، تبدیل به توپ و سواره‌نظام می‌شن.

245
00:19:57,279 --> 00:20:02,951
رودخانه
‫کار کردن توی نظام راحته.
‫فقط باید بدونم که کدوم مهره‌ها رو کجا قرار بدم.

246
00:20:04,036 --> 00:20:08,290
‫مهره‌های درست سر جاهای درست.
‫خیلی از جنگ‌ها رو می‌شه به همین راحتی پیروز شد.

247
00:20:08,916 --> 00:20:13,128
‫واقعاً که آسونه. حتی اگه کاملاً بی‌مصرف هم بودم،

248
00:20:13,128 --> 00:20:17,382
‫تا زمانی که می‌تونستم بقیه رو سر
‫جای درست‌شون قرار بدم، کارها خودشون انجام می‌شدن.

249
00:20:18,425 --> 00:20:21,428
‫امروز چشم‌هام بیشتر از همیشه درد دارن.

250
00:20:21,428 --> 00:20:23,805
‫یه رنگ قرمز مدام توی دیدم سوسو می‌زنه.

251
00:20:26,141 --> 00:20:28,227
‫لاک ناخن...

252
00:20:28,810 --> 00:20:33,106
‫لاکی که توی خاطراتم دارم این‌قدر سرخِ پرزرق‌و‌برق نیست.

253
00:20:34,024 --> 00:20:37,819
‫اون‌ها به رنگ حنایی ملایم هستن.

254
00:20:43,951 --> 00:20:48,455


255
00:22:21,006 --> 00:22:28,555
قسمت بیست و سوم
گل حنا و ترشک درختی
