﻿1
00:01:26,294 --> 00:01:34,385
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

2
00:01:34,385 --> 00:01:43,478
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره.

3
00:01:44,521 --> 00:01:50,276
قسمت بیست و سوم
گل حنا و ترشک درختی

4
00:01:54,781 --> 00:01:56,533
‫مایلید برای چند دست بازی بهم ملحق شید؟

5
00:01:59,035 --> 00:02:05,166
‫مگه می‌شه درخواست دختر نازنینمو رد کنم؟

6
00:02:06,292 --> 00:02:09,045
‫حدأکثر پنج دست بازی می‌کنیم، قانون خاصی هم نیست.

7
00:02:09,045 --> 00:02:12,465
‫به عبارتی، برنده کسیه که سه دست رو اول ببره.

8
00:02:12,799 --> 00:02:17,178
‫ارفاق چی؟ کدوم مهره‌ها رو بندازم؟

9
00:02:17,178 --> 00:02:18,555
‫نیازی به این‌کار نیست.

10
00:02:19,013 --> 00:02:21,182
‫می‌تونست راحت قبول کنه.

11
00:02:21,432 --> 00:02:24,561
‫مهم‌تر از اون، بیاید یه شرط تعیین کنیم. یه جایزه.

12
00:02:24,561 --> 00:02:26,563
‫ای جان، مستقیم رفتی سر اصل مطلب!

13
00:02:27,564 --> 00:02:31,192
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

14
00:02:33,903 --> 00:02:36,156
‫قول دادید که دخالت نکنید.

15
00:02:36,156 --> 00:02:37,240
‫ولی-

16
00:02:40,201 --> 00:02:41,452
‫مشکلی نیست.

17
00:02:41,452 --> 00:02:43,913
‫هرچند، من الان تحت خدمتم.

18
00:02:43,913 --> 00:02:45,748
‫باید تا پایان قراردادم منتظر بمونید.

19
00:02:45,748 --> 00:02:49,919
‫تحت خدمت؟ یعنی جداً به کار گرفته شدی؟

20
00:02:49,919 --> 00:02:50,753
‫بله.

21
00:02:50,753 --> 00:02:54,257
‫هـــــــــه...

22
00:02:54,757 --> 00:02:57,468
‫درعوض، اگه من ببرم،

23
00:02:58,178 --> 00:03:02,015
‫می‌شه آزادی یه خدمتکار رو از خانه یشم بخرید؟

24
00:03:03,850 --> 00:03:06,227
‫با اینکه کلی گزینه داشتی...

25
00:03:06,519 --> 00:03:11,900
‫نمی‌گم کیه، ولی ننه‌جون می‌خواد از شر یه خدمتکار سالخورده خلاص شه.

26
00:03:12,317 --> 00:03:14,527
‫پس حرکت اولت اینه.

27
00:03:15,528 --> 00:03:19,949
‫اگه لازمه‌ش اینه، گمونم باید قبول کنم.

28
00:03:19,949 --> 00:03:22,160
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

29
00:03:22,160 --> 00:03:24,537
‫پس، دو قانون دیگه هم اضافه می‌کنم.

30
00:03:30,752 --> 00:03:33,630
‫بوش که می‌گه، یه نوشیدنی قوی تقطیری‌ـه؟

31
00:03:39,761 --> 00:03:41,930
‫دلم بدجور شور می‌زنه.

32
00:03:42,180 --> 00:03:43,890
‫اون دیگه چیه؟

33
00:03:44,390 --> 00:03:46,392
‫دارویی به مقدار کم.

34
00:03:46,392 --> 00:03:49,437
‫البته، با سه جرعه تبدیل به یه سم مرگبار می‌شه.

35
00:03:50,063 --> 00:03:53,399
‫توی سه‌تا از این فنجان‌ها می‌ریزمش.

36
00:03:54,400 --> 00:03:57,237
‫و قاطی‌شون می‌کنم به‌طوری که نشه از هم تشخیص‌شون داد.

37
00:03:57,612 --> 00:04:04,077
‫بعد از هر دست بازی، برنده یه فنجان رو انتخاب می‌کنه،
‫و بازنده به یه نفس اون رو سر می‌نوشه.

38
00:04:04,077 --> 00:04:06,079
‫این قانون اوله.

39
00:04:06,454 --> 00:04:08,790
‫چه قانون بی‌رحمانه‌ای...

40
00:04:09,249 --> 00:04:13,044
‫قانون دوم اینه که اگه یه بازیکن به هر دلیلی از یه بازی کنار بکشه،

41
00:04:13,044 --> 00:04:17,006
‫می‌بازه.

42
00:04:17,882 --> 00:04:19,092
‫اعتراضی ندارید؟

43
00:04:24,013 --> 00:04:25,473
‫مشکلی نیست.

44
00:04:25,765 --> 00:04:27,350
‫می‌خواد هراسونش کنه؟

45
00:04:27,976 --> 00:04:30,979
‫مسلماً این یه فرد عادی رو می‌ترسونه.

46
00:04:30,979 --> 00:04:31,729
‫اما...

47
00:04:32,730 --> 00:04:35,817
‫طرف حساب‌مون، رزم‌آرای مرموز سرشناسه.

48
00:04:35,817 --> 00:04:39,237
‫بعید می‌دونم این‌طوری تحت فشار گذاشتنش
‫باعث شه خونسردی‌شو از دست بده.

49
00:04:41,948 --> 00:04:44,284
‫یعنی چه فکری تو سرشه؟

50
00:05:30,913 --> 00:05:32,290
‫دوباره باخت!

51
00:05:32,915 --> 00:05:34,792
‫این دومین بازی پشت‌سرهمه.

52
00:05:35,418 --> 00:05:38,796
‫از اونجایی که تصمیم گرفت استاد شطرنج شکست‌ناپذیر رو توی شطرنج به چالش بکشه،

53
00:05:38,796 --> 00:05:41,549
‫پیش خودم فکر کردم توی بازی یه مهارت‌هایی داره.

54
00:05:41,966 --> 00:05:46,304
‫انگار فقط قوانین رو سرش می‌شه و تابه‌حال تجربه‌ی یه بازی واقعی رو نداشته.

55
00:05:47,347 --> 00:05:48,765
‫دو فنجان...

56
00:05:49,349 --> 00:05:53,353
‫چنان با اشتیاق می‌نوشه که نمی‌فهمم مسمومه یا نه.

57
00:05:53,978 --> 00:05:57,065
‫اجازه هست دست سوم هم من شروع کنم؟

58
00:05:57,065 --> 00:05:59,150
‫البته، هرجور میلته.

59
00:06:00,693 --> 00:06:02,904
‫هیچ معلوم هست چه فکری تو سرشه؟

60
00:06:03,446 --> 00:06:05,823
‫قرار نیست دست سوم هم ببره.

61
00:06:06,324 --> 00:06:09,619
‫اگر دو فنجانی که قبلاً ازشون نوشید مسموم بودن،

62
00:06:09,994 --> 00:06:12,330
‫نوشیدنِ سومی خیلی خطرناک می‌شه.

63
00:06:13,206 --> 00:06:16,918
‫لاکان این موقعیت رو از قبل پیش‌بینی کرده بود؟

64
00:06:19,712 --> 00:06:20,838
‫کیش و مات.

65
00:06:22,757 --> 00:06:24,258
‫تسلیمم.

66
00:06:25,009 --> 00:06:28,179
‫برد برده، حتی اگه خودتون عمداً بازی رو واگذار کرده باشین، مگه نه؟

67
00:06:28,513 --> 00:06:34,435
‫البته. نمی‌تونم ریسک سم دادن به دخترم رو به جون بخرم.

68
00:06:34,852 --> 00:06:37,063
‫می‌تونی یه فنجان رو انتخاب کنی؟

69
00:06:37,063 --> 00:06:38,940
‫لطفاً هرکدوم رو می‌خواید بردارید.

70
00:06:39,190 --> 00:06:42,610
‫این دارو، مزه‌ی خاصی داره؟

71
00:06:42,610 --> 00:06:45,947
‫یه جرعه بنوشید متوجه طعم بدش می‌شید.

72
00:06:46,656 --> 00:06:49,409
‫لاکان می‌تونه یه‌بار دیگه ببازه.

73
00:06:49,867 --> 00:06:52,412
‫اگه حتی محتوای یکی از اون فنجان‌ها طعم متفاوتی داشته باشه،

74
00:06:52,412 --> 00:06:55,206
‫می‌دونه که دخترش می‌تونه از سم پیش‌گیری کنه.

75
00:06:55,665 --> 00:07:00,670
‫برای همین عمداً می‌بازه، الحق که مرد زیرکی‌ـه.

76
00:07:01,170 --> 00:07:02,839
‫پس، این یکی.

77
00:07:17,895 --> 00:07:19,689
‫واقعاً‌ مزه‌ی افتضاحی داره.

78
00:07:21,482 --> 00:07:26,320
‫مسمومه! حالا دیگه ریسک نوشیده شدنِ
‫سومین سم توسط داروساز رفع شده.

79
00:07:26,988 --> 00:07:31,576
‫به عبارتی لاکان دیگه لازم نیست عمداً ببازه.

80
00:07:32,869 --> 00:07:35,079
‫الان دیگه داروساز هیچ شانسی برای برد نداره.

81
00:07:35,621 --> 00:07:38,958
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

82
00:07:40,460 --> 00:07:42,920
‫راستی، هوا چه گرمه.

83
00:07:57,894 --> 00:07:59,479
‫جریان چیه؟

84
00:07:59,854 --> 00:08:02,356
‫خیال می‌کردم یه فنجان از اون دارو بی‌خطره!

85
00:08:02,356 --> 00:08:05,485
‫جداً مسمومش کردی؟!
‫یعنی انقدر ازش متنفر-

86
00:08:05,485 --> 00:08:09,614
‫داروـه. ساکه سلطان تمام داروهاست، مگه نه؟

87
00:08:09,614 --> 00:08:11,991
‫ساکه؟ منظورت چیه؟

88
00:08:12,450 --> 00:08:16,245
‫جینشی-ساما، اینطور که پیداست صرفاً بیهوش شدن.

89
00:08:16,621 --> 00:08:17,205
‫ها؟

90
00:08:23,503 --> 00:08:26,047
‫مطلقاً از ساکه پرهیز می‌کنه.

91
00:08:26,714 --> 00:08:28,132
‫الان که فکرشو می‌کنم...

92
00:08:29,050 --> 00:08:33,095
‫همیشه فقط آب‌میوه می‌خوره، تابه‌حال ندیدم لب به ساکه بزنه.

93
00:08:34,013 --> 00:08:36,307
‫پس، اون چه مایعی بود؟

94
00:08:36,307 --> 00:08:37,683
افزودنی 

95
00:08:38,100 --> 00:08:39,435
‫خب دیگه...

96
00:08:41,062 --> 00:08:46,484
‫بیاید این یارو رو از اینجا ببریم تا گلی از مهمونخونه انتخاب کنه.

97
00:08:53,157 --> 00:08:57,119
‫از وقتی چشم باز کردم، نمی‌تونستم آدم‌ها رو از هم تشخیص بدم.

98
00:08:58,037 --> 00:09:00,623
‫نه تنها دایه‌مو با مادرم اشتباه گرفتم،

99
00:09:00,998 --> 00:09:03,251
‫بلکه حتی نمی‌تونستم زن و مرد رو از هم تشخیص بدم.

100
00:09:04,293 --> 00:09:10,716
‫پدرم اعتقاد داشت که بی‌مصرفم،
‫و با انزجار خونه رو ترک کرد تا پیش همسر دومش بره.

101
00:09:11,801 --> 00:09:15,513
‫مادرم برای برگردوندش به هر دری می‌زد.

102
00:09:16,681 --> 00:09:20,560
‫درنتیجه، باوجود اینکه فرزند ارشد یه خانواده‌ی بانفوذ بودم،

103
00:09:20,560 --> 00:09:23,980
‫می‌تونستم آزادانه زندگی کنم،
‫زمان خودمو به گو و شطرنج اختصاص بدم،

104
00:09:23,980 --> 00:09:26,524
‫که در اوقات فراغتم یاد گرفتم.

105
00:09:27,567 --> 00:09:32,989
‫آدم‌ها رو به‌جای قیافه، از روی صدا، رفتار و اندام‌شون تشخیص بده.

106
00:09:33,739 --> 00:09:36,075
‫تو می‌تونی از مهره‌های شطرنج استفاده کنی.

107
00:09:36,742 --> 00:09:40,580
‫عموم تنها کسی بود که من رو درک می‌کرد.

108
00:09:41,247 --> 00:09:44,959
‫به لطف عموم، که لاابالی اما بسیار زیرکه،

109
00:09:44,959 --> 00:09:48,588
‫کم کم یاد گرفتم که صورت آدم‌ها رو مثل مهره‌های شطرنج ببینم.

110
00:09:50,089 --> 00:09:57,847
‫وقتی شروع به دیدن عموم به‌عنوان مهره‌ی قلعه کردم،
‫بار دیگه بهم ثابت شد که حقیقتاً مرد بزرگیه.

111
00:09:58,514 --> 00:10:02,018
‫بعد از اینکه بالغ شدم، به لطف نام خانوادگی‌م،

112
00:10:02,018 --> 00:10:05,104
‫به یکباره رهبری یه گردان زرهی بهم محول شد،
‫درصورتی که هیچ استعدادی در جنگیدن نداشتم.

113
00:10:05,605 --> 00:10:07,398
‫حتی با اینکه ضعیف بودم،

114
00:10:07,398 --> 00:10:10,318
‫با استفاده از زیردستانم به نحو احسن
‫بیشتر از اون‌چه که باید می‌تونستم جبرانش کنم.

115
00:10:11,861 --> 00:10:16,949
‫ از همه‌ مهم‌تر، تابه‌حال هیچ بازی‌ای برام لذت‌بخش‌تر
‫از شطرنج بازی کردن با مهره‌های انسانی نبوده.

116
00:10:16,949 --> 00:10:21,203
 
‫همون‌طور که زنجیره‌ی موفقیت‌های پی‌درپی‌م
‫رو هم در کار و هم بازی‌ها ادامه می‌دادم،

117
00:10:21,912 --> 00:10:26,584
‫به دنبال همراهانم به یه مهمونخونه رفتم تا یه بازیگر پرآوازه رو به چالش بکشم.

118
00:10:27,752 --> 00:10:34,050
‫در دنیای مملو از سیاهی و سفیدی، اون تنها رنگ روشنی بود که چشمم بهش روشن شد.

119
00:10:35,176 --> 00:10:37,720
‫اسمش فنگ‌شن بود.

120
00:10:38,346 --> 00:10:40,681
‫زن شکست‌ناپذیرِ مهمونخونه

121
00:10:40,681 --> 00:10:42,558
‫در مقابل من، شخص شکست‌ناپذیر ارتش.

122
00:10:43,017 --> 00:10:46,729
‫صرف نظر از اینکه کی می‌بازه، بیننده‌ها اوقات خوشی رو تجربه می‌کردن.

123
00:10:47,563 --> 00:10:52,652
‫الحق که قویه، اما... فقط توی دنیای کوچیک خودش.

124
00:10:54,779 --> 00:10:56,238
‫باختم.

125
00:10:56,864 --> 00:10:59,075
‫کاملاً له‌ولورده شدم.

126
00:10:59,075 --> 00:11:01,952
‫آخرین باری که انقدر بد باختم کی بود؟

127
00:11:10,628 --> 00:11:16,592
‫آه، پس آدمیزاد... همچین چهره‌ای داره؟

128
00:11:18,928 --> 00:11:26,811
‫چشم‌های سرکشش، مثل گل حناست...
‫انگار ‫اگه لمسشون کنم از هم می‌پاشن...

129
00:11:35,403 --> 00:11:37,238
‫دفعه‌ی دیگه، نمی‌بازم.

130
00:11:37,947 --> 00:11:44,578
‫بعد از اون... ملاقات ما برای بازی کردن گو و شطرنج... برای سال‌ها ادامه پیدا کرد.

131
00:11:49,875 --> 00:11:52,211
‫فنگ‌شین که توی مهمونخونه به دنیا اومده بود،

132
00:11:52,211 --> 00:11:55,256
‫شخصیتی داشت که تماماً از غرور ساخته شده بود.

133
00:11:56,006 --> 00:12:00,219
‫من مادری ندارم. یه زنی منو به دنیا آورد،

134
00:12:00,970 --> 00:12:04,098
‫اما توی منطقه‌ی سرگرمی، یه بازیگر ‫هیچوقت نمی‌تونه یه مادر بشه.

135
00:12:07,268 --> 00:12:13,357
‫وقتی یک بازیگر مستعد محبوبیت به‌دست میاره،
‫مهمونخونه دیگه رغبتی برای فروشش نشون نمی‌ده.

136
00:12:14,400 --> 00:12:16,569
‫فنگ‌شین کاملاً درخورد این جایگاه بود.

137
00:12:17,945 --> 00:12:21,907
‫رفتار تندش برای همه نبود،

138
00:12:21,907 --> 00:12:24,744
‫اما اون فرد مورد علاقه‌ی خیلی‌ ها شد.

139
00:12:25,911 --> 00:12:28,372
‫قیمتش رفته‌رفته بالا رفت،

140
00:12:28,998 --> 00:12:32,209
‫و من فقط تونستم هر سه ماه یک‌بار به دیدنش برم.

141
00:12:39,425 --> 00:12:43,220
‫گل حنا، و... اون چیه؟

142
00:12:43,220 --> 00:12:46,974
‫ترشک که به اسم پای گربه هم شناخته می‌شه.

143
00:12:46,974 --> 00:12:49,894
‫شنیدم داروییه که به درمان سموم و نیش حشرات کمک می‌کنه.

144
00:12:51,645 --> 00:12:57,610
‫مثل گل حنا، دست زدن به یه میوه‌ی رسیده باعث از هم باز شدن هسته‌هاش می‌شه.

145
00:12:59,111 --> 00:13:00,529
‫اوه... چه جالب.

146
00:13:02,156 --> 00:13:04,492
دفعه‌ی دیگه کی می‌تونین بیاین؟

147
00:13:09,079 --> 00:13:11,207
‫بازم... سه‌ ماه دیگه.

148
00:13:12,541 --> 00:13:13,834
‫متوجه شدم.

149
00:13:15,920 --> 00:13:19,757
‫اونموقع بود که در مورد خریداری شدن فنگ‌شین شنیدم.

150
00:13:21,175 --> 00:13:25,971
‫با رقابت طرفدارا با همدیگه قیمت فنگ‌شین بالا می‌رفت.

151
00:13:27,473 --> 00:13:29,725
‫من به عنوان یه مقام نظامی مسیر شغلی خوبی در پیش رو داشتم،

152
00:13:29,725 --> 00:13:33,646
‫اما از اونجایی که جایگاه وراثت رو به برادر ناتنیم باخته بودم،

153
00:13:33,646 --> 00:13:37,066
‫قیمت اون لقمه‌ی بزرگتر از دهنم بود.

154
00:13:38,776 --> 00:13:40,945
‫دوست داری محض تنوع با هم یه شرط ببندیم؟

155
00:13:42,154 --> 00:13:45,574
‫اگه تو بردی، هرچیزی که بخوای بهت می‌دم.

156
00:13:46,242 --> 00:13:49,787
‫اگه من ببرم، هرچیزی که بخوام می‌گیرم.

157
00:13:51,247 --> 00:13:53,374
‫لطفاً یه تخته انتخاب کن.

158
00:13:54,834 --> 00:13:57,920
‫یه فکر وحشتناک... به ذهنم رسید.

159
00:14:00,256 --> 00:14:01,966
‫گو، خوبه؟

160
00:14:01,966 --> 00:14:02,925
‫آره.

161
00:14:03,717 --> 00:14:07,221
‫‌می، من می‌خوام روی بازی تمرکز کنم.

162
00:14:07,680 --> 00:14:08,389
‫بله.

163
00:14:40,379 --> 00:14:45,009
‫سه ماه بعد از اون، عموی ظاهراً باهوش من از جایگاهش برکنار شد.

164
00:14:45,342 --> 00:14:49,096
‫اولش یه دکتر توی کاخ اندرونی شدی و حالا تبعید شدی؟

165
00:14:49,096 --> 00:14:50,723
‫تو باعث شرم خانواده‌ی مایی!

166
00:14:51,849 --> 00:14:55,352
‫علی‌رغم همه‌ی هوشش، آدم‌ بی‌دست‌وپاییه.

167
00:14:55,769 --> 00:14:58,689
‫تو همیشه بهش نزدیک بودی.

168
00:14:58,689 --> 00:15:01,400
‫یه مدت از خونه برو، برو خارج از کشور درس بخون.

169
00:15:01,400 --> 00:15:02,776
‫درس بخونم؟

170
00:15:02,776 --> 00:15:04,320
‫فقط برای یه مدت.

171
00:15:04,737 --> 00:15:05,571
‫اما...

172
00:15:06,030 --> 00:15:06,947
‫چیه؟

173
00:15:07,364 --> 00:15:09,992
‫نه، هیچی.

174
00:15:10,951 --> 00:15:15,789
‫ تحت هیچ شرایطی نمی‌تونستم روی حرف
‫پدرم، که رئیسم هم بود حرفی بزنم.

175
00:15:16,916 --> 00:15:18,250
‫حول و حوش همون ایام،

176
00:15:18,250 --> 00:15:22,046
‫فنگ‌شین برای من نامه نوشته که موضوع فروشش منتفی شده.

177
00:15:22,838 --> 00:15:27,635
‫من هم خیال می‌کردم ظرف شش ماه یا این حدود... برمی‌گردم.

178
00:15:29,511 --> 00:15:30,596
‫اما، اون‌موقع...

179
00:15:37,019 --> 00:15:42,191
‫روحمم خبر نداشت برگشتم سه سال آزگار زمان می‌بره.

180
00:15:45,569 --> 00:15:48,197
‫یه‌عالمه نامه از فنگ‌شین...

181
00:16:02,962 --> 00:16:06,632
‫گِله؟ نه، یه شاخه‌ست؟

182
00:16:07,132 --> 00:16:08,801
‫دوتا هم هستن؟

183
00:16:11,679 --> 00:16:14,348
‫نه، این..

184
00:16:16,642 --> 00:16:17,977
‫قطع انگشت...

185
00:16:17,977 --> 00:16:21,063
‫می‌دونستم یه راه محبوب برای نفرین کردن آدم هست.

186
00:16:21,689 --> 00:16:24,316
‫دلیل اینکه موضوع فروشش منتفی شد...

187
00:16:24,775 --> 00:16:28,612
‫اون انگشت کوچیک دیگه‌ی توی کیسه...

188
00:16:28,988 --> 00:16:30,781
‫چرا متوجه نشدم؟

189
00:16:31,615 --> 00:16:33,993
‫تنها چیزی که توی سرم می‌گذشت گو و شطرنج بود.

190
00:16:37,830 --> 00:16:39,581
‫فنگ‌شین کجاست؟

191
00:16:39,957 --> 00:16:41,000
‫تو!

192
00:16:41,291 --> 00:16:43,335
‫فنگ‌شین دیگه رفته!

193
00:16:43,335 --> 00:16:45,254
‫همه‌ی این مدت کدوم گوری بودی؟

194
00:16:45,254 --> 00:16:47,464
‫سه سال تموم ولش کردی!

195
00:16:47,464 --> 00:16:51,677
‫برات پشیزی اهمیت نداره چی به سر
‫یه آدم بی‌ارزش میاد، نه؟

196
00:16:54,263 --> 00:16:57,599
‫اگه فقط یه‌ذره در موردش فکر کرده بودم!

197
00:16:57,599 --> 00:17:00,894
‫دلیل اینکه فروخته نمی‌شد...

198
00:17:01,437 --> 00:17:03,230
‫دلیلش توی نامه بود...

199
00:17:04,064 --> 00:17:09,778
‫با لکه‌دار کردن اسم مهمونخونه 
‫اعتبار و شهرتش از بین رفت.

200
00:17:10,904 --> 00:17:12,031
‫و...

201
00:17:20,289 --> 00:17:24,293
‫من هرچقدر هم که زار زدم، باز هم راهی برای برگشت نبود.

202
00:17:25,836 --> 00:17:30,466
‫همه‌ش تقصیر من بود، برای اینکه انقدر کوته‌بین بودم.

203
00:17:42,770 --> 00:17:46,690
‫اینجا... خانه‌ی یشمه؟

204
00:17:47,274 --> 00:17:51,111
‫خدمتکار یه نجیب‌زاده شما رو به اینجا آورد.

205
00:17:51,487 --> 00:17:56,241
‫حالت صورتتون خیلی بد بود. ‫نمی‌دونم قرمز بود یا آبی.

206
00:17:56,241 --> 00:17:59,536
‫منم فکر نمی‌کنم عاقبتم این بشه.

207
00:17:59,536 --> 00:18:03,040
‫انتظار نداشتم همچین ساکه‌ی سنگینی باشه.

208
00:18:04,750 --> 00:18:09,213
‫می‌می قدیم‌ها ملازم فنگ‌شین بود.

209
00:18:10,339 --> 00:18:12,883
‫با می هم زیاد بازی کردم.

210
00:18:13,926 --> 00:18:17,429
‫وقتی از استعدادش تعریف کردم، گل از گلش شکفت.

211
00:18:18,222 --> 00:18:19,515
‫راستی...

212
00:18:19,932 --> 00:18:21,850
‫چیزی شده؟

213
00:18:22,518 --> 00:18:24,436
‫نه، هیچی.

214
00:18:27,314 --> 00:18:28,816
‫بفرمایید.

215
00:18:28,816 --> 00:18:29,858
‫بله.

216
00:18:33,695 --> 00:18:35,155
‫خیلی تلخه!

217
00:18:35,155 --> 00:18:36,782
این دیگه چیه؟

218
00:18:36,782 --> 00:18:38,826
‫یه چیزی که مائومائو درست کرده.

219
00:18:39,868 --> 00:18:42,704
‫جدای اون، مائومائو این جعبه رو هم براتون گذاشت.

220
00:18:57,386 --> 00:18:58,804
‫می نه-سان.

221
00:19:00,139 --> 00:19:01,515
‫با اجازه‌تون.
