﻿1
00:01:24,125 --> 00:01:25,293
‫فنگ‌شین...

2
00:01:26,461 --> 00:01:31,758
‫می‌خواستم با دختری باشم که از خودش به‌جا گذاشت.
 
‫این تنها آرزوم بود.

3
00:01:33,718 --> 00:01:35,845
‫طبیعیه که بخوام ازم متنفر باشه.

4
00:01:36,638 --> 00:01:38,973
‫ولی بازم می‌خواستم که نزدیکم باشه.

5
00:01:45,021 --> 00:01:49,984
‫ولی، مرده و حرفش.
‫باید بعداً دوباره امتحان کنم.

6
00:01:50,401 --> 00:01:52,529
‫ولی اون مرتیکه...

7
00:01:52,654 --> 00:01:58,535
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمش.
‫توی طول اون بازی سه‌بار دستش رو گذاشت روی شونه‌ی دخترم.

8
00:01:58,535 --> 00:02:01,246
‫حالا، موندم یعنی چطوری انتقامم رو ازش بگیرم...

9
00:02:02,163 --> 00:02:02,539
‫همم؟

10
00:02:02,539 --> 00:02:04,040
‫بالأخره بیدار شدی؟

11
00:02:04,582 --> 00:02:07,377
‫شنیدم که قصد کردی یکی از خدمتکارامون رو بخری.

12
00:02:07,377 --> 00:02:11,714
‫خبر داری که قراره بیشتر از چندهزار نقره خرج بذاره رو دستت، نه؟

13
00:02:11,714 --> 00:02:17,095
‫می‌دونم بابا. اگه ده‌هزارتا کمه، پس بیست‌تاش کن، سی‌تا یا هرچی.

14
00:02:17,095 --> 00:02:19,514
‫ولی، اگه صدهزارتا بشه، احتمالاً دیگه برام زیادیه.

15
00:02:19,764 --> 00:02:22,809
‫اینطوریاست؟ پس بیا دنبالم.

16
00:02:22,809 --> 00:02:24,727
‫می‌ذارم انتخابتو بکنی.

17
00:02:26,938 --> 00:02:28,565
‫خدایا.

18
00:02:38,366 --> 00:02:41,744
‫اویـــا، مطمئنی می‌خوای سه شاهدخت رو هم وارد داستان کنی؟

19
00:02:41,744 --> 00:02:44,414
‫بهت که گفتم، هرکی رو دوست داری انتخاب کن.

20
00:02:44,414 --> 00:02:46,833
‫البته که، باید هزینه‌شو هم تقبل کنی.

21
00:02:47,876 --> 00:02:49,502
‫عجب داستانی شد.

22
00:02:52,630 --> 00:02:56,509
‫من هم به‌عنوان یه خدمتکار توی کارم غرور دارم.

23
00:02:56,509 --> 00:03:00,221
‫اگه من کسی هستم که چشم‌تون رو گرفته،
‫بدون شک‌و‌تردید می‌پذیرم.

24
00:03:04,726 --> 00:03:05,643
‫ولی...

25
00:03:08,313 --> 00:03:16,070
‫‌می! بهت اجازه ندادم که اون درو باز کنی!
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

26
00:03:17,071 --> 00:03:18,781
‫وـ وایسا!

27
00:03:23,494 --> 00:03:25,872
‫گلی که حتی اگه پژمرده هم بشه زیباییش رو حفظ می‌کنه!

28
00:03:28,833 --> 00:03:31,336
‫اگه اون قرار بود یه پیام باشه...

29
00:03:32,670 --> 00:03:33,838
‫نکنه؟!

30
00:03:34,672 --> 00:03:37,842
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

31
00:03:38,927 --> 00:03:45,808
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره...

32
00:03:46,643 --> 00:03:54,317
‫توتو کوچولو خیلی معصومه...

33
00:03:55,068 --> 00:03:58,821
‫تنهایی می‌ره...

34
00:03:59,239 --> 00:04:02,075
‫....به یه جای دور.

35
00:04:03,534 --> 00:04:10,375
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

36
00:04:11,251 --> 00:04:15,129
‫الان بگیر بخواب...

37
00:04:15,713 --> 00:04:18,633
‫...و من فردا می‌بینمت.

38
00:04:19,384 --> 00:04:20,760
‫یالا از اینجا برو بیرون!

39
00:04:20,760 --> 00:04:23,346
‫زود باش و برو یه خدمتکار از اونجا انتخاب کن!

40
00:04:24,097 --> 00:04:27,600
‫درسته. باید انتخاب کنم، مگه نه؟

41
00:04:28,226 --> 00:04:29,435
‫اصلاً می‌شنوی چی می‌گم؟!

42
00:04:39,070 --> 00:04:41,030
‫من این زن رو می‌خوام.

43
00:05:11,728 --> 00:05:13,271
‫بیا گو بازی کنیم.

44
00:05:27,952 --> 00:05:30,538
‫اوه، پس این‌طوری می‌خوای پیش بری؟

45
00:05:31,080 --> 00:05:34,208
‫حرکاتت همیشه ناگهانی و غیرمنتظره‌ان.

46
00:05:34,208 --> 00:05:37,003
‫حتماً مائومائو اینش رو از تو به ارث برده.

47
00:05:43,092 --> 00:05:48,222
‫نه-سان، باید از اولش باصداقت می‌بودی.

48
00:05:49,432 --> 00:05:51,893
‫چرا این‌قدر دیر....

49
00:05:56,481 --> 00:06:00,318
‫من آزادی این خدمتکار رو می‌خرم.

50
00:06:03,279 --> 00:06:09,494
‫این زن، که مثل یه گل حنا زیباست.

51
00:06:16,626 --> 00:06:24,759
‫باسن کسی بود که منو تا خانه‌ی یشم
‫همراهی کرد تا از شر اون مرتیکه خلاص شم.

52
00:06:26,260 --> 00:06:28,012
‫خسته‌ شدم.

53
00:06:28,721 --> 00:06:29,347
‫همم؟

54
00:06:29,722 --> 00:06:32,141
‫تچ، پدر و دختر مارمولک.

55
00:06:35,019 --> 00:06:37,146
‫اون همنشین لولان‌ـه.

56
00:06:37,605 --> 00:06:40,566
‫گمونم بعد از ضیافت باغ همین بیرون موندن.

57
00:06:41,275 --> 00:06:42,568
‫پس اون یارو پدرشه،

58
00:06:42,568 --> 00:06:46,739
‫همونی که کلی زور زد تا
‫دخترش رو وارد کاخ اندرونی بکنه.

59
00:06:47,990 --> 00:06:49,450
‫بگذریم حالا...

60
00:06:50,243 --> 00:06:54,205
‫کاش می‌شد این پسره توی عموم به درباری‌های بالارتبه بددهنی نکنه.

61
00:06:55,081 --> 00:06:59,502
‫اگه به گوش کسی برسه، شاید منم به اشتباه بابت همراهی‌کردنش بگیرن.

62
00:07:00,294 --> 00:07:02,046
‫گمونم هنوز بچه‌ست.

63
00:07:02,046 --> 00:07:02,797
‫هوی.

64
00:07:04,215 --> 00:07:06,008
‫جینشی-ساما می‌خواد ببینتت.

65
00:07:10,012 --> 00:07:11,222
‫حتماً خسته شدی.

66
00:07:11,556 --> 00:07:13,391
‫نه، چیزی نیست.

67
00:07:13,975 --> 00:07:15,101
‫اوه!

68
00:07:15,643 --> 00:07:19,021
‫عه‌وا عه‌وا، پوست و استخون شدی که!

69
00:07:19,021 --> 00:07:19,897
‫چیزیم نیست.

70
00:07:21,399 --> 00:07:24,735
‫بیا، شائومائو. حسابی بخور.

71
00:07:25,361 --> 00:07:27,864
‫از جایی که اومده، خیلی غذا آوردن.

72
00:07:31,451 --> 00:07:36,247
‫فکر می‌کردم از جناب رزم‌آرامون متنفری.

73
00:07:37,248 --> 00:07:38,749
‫جینشی-ساما.

74
00:07:39,709 --> 00:07:41,419
‫این‌طور نیست که ازش متنفر باشم.

75
00:07:41,419 --> 00:07:46,340
‫هرچی نباشه، به‌خاطر هدف‌گیری خوبشه که الان اینجا خدمت شمام.

76
00:07:46,340 --> 00:07:48,593
‫هیچ‌جور دیگه‌ای نمی‌شد بیانش کنی؟

77
00:07:48,593 --> 00:07:52,763
‫حقیقت همینه. دقیقاً نمی‌دونم چه تصوری داشتید،

78
00:07:52,763 --> 00:07:55,725
‫ولی اگه خودش نمی‌خواست هرگز این اتفاق نمیوفتاد

79
00:07:57,351 --> 00:08:00,021
‫داروهایی برای  این موضوع هست.

80
00:08:00,021 --> 00:08:02,315
‫همون اول، تموم کردنش خیلی راحت بوده.

81
00:08:02,940 --> 00:08:05,902
‫حتماً به خواست خودش وضع حمل کرده.

82
00:08:07,236 --> 00:08:10,198
‫برعکس، شاید اون کسی بوده که فریب خورده.

83
00:08:10,698 --> 00:08:12,241
‫رزم‌آرا رو می‌گی؟

84
00:08:12,617 --> 00:08:15,077
‫زن‌ها موجودات باهوشی هستن.

85
00:08:15,077 --> 00:08:18,956
‫با پیگیری و ریز بین بودن حدس میزنن که مرد دوسشون داره 

86
00:08:18,956 --> 00:08:21,125
‫کار خیلی سختی نیست.

87
00:08:21,125 --> 00:08:25,588
‫به‌عنوان یه خدمتکار اون می‌تونست تاریخ ملاقات‌هاش
‫با اون رو به‌واسطه‌ی فرستادن نامه کنترل کنه.

88
00:08:26,589 --> 00:08:31,719
‫حتماً برای همین بوده که وقتی دیده
‫اوضاع بر وفق مراد نیست زده به سرش.

89
00:08:33,054 --> 00:08:36,599
‫اون‌قدری زیاد، که حاضر بوده به خودش صدمه بزنه.

90
00:08:37,350 --> 00:08:42,355
‫نه تنها اون، بلکه انگشت یه نوزاد رو هم فرستاده.

91
00:08:45,024 --> 00:08:50,947
‫جینشی-ساما، اون مرد هیچ‌وقت خارج از دفترتون باهاتون هم‌صحبت نشده، درسته؟

92
00:08:51,405 --> 00:08:52,907
‫حالا که حرفش شد...

93
00:08:52,907 --> 00:08:56,202
‫اون مرد نمی‌تونه چهره‌ی افراد رو تشخیص بده.

94
00:08:56,202 --> 00:08:58,412
‫نمی‌تونه؟ منظورت از این حرف چیه؟

95
00:08:59,080 --> 00:09:01,499
‫می‌تونه شکل دهان و چشم‌ها رو تشخیص بده،

96
00:09:01,499 --> 00:09:03,793
‫ولی نمی‌تونه این اجزاء رو درکنار هم به شکل کامل ببینه.

97
00:09:03,793 --> 00:09:06,337
‫شنیدم چهره‌ی همه براش به یه شکله.

98
00:09:06,796 --> 00:09:09,048
‫مایه‌ی تأسفه.

99
00:09:09,340 --> 00:09:13,928
‫بله، این چیزیه که پدرخوانده‌م وقتی بهم توضیح می‌داد گفته بود.

100
00:09:14,512 --> 00:09:20,017
‫اون آدم بدبختیه. تمام زندگیش باعث آزار و اذیتش شده.

101
00:09:20,017 --> 00:09:21,310
‫هــــوم...

102
00:09:22,895 --> 00:09:24,272
‫ولی، بنا به دلیلی،

103
00:09:24,772 --> 00:09:28,276
‫اون می‌تونه چهره‌ی من و پدرخوانده‌م رو تشخیص بده.

104
00:09:28,734 --> 00:09:32,405
‫برای همینه که اون وابستگی عجیبش رو به من داره.

105
00:09:33,906 --> 00:09:35,157
‫جینشی-ساما.

106
00:09:35,157 --> 00:09:39,870
‫اگه اون مرتیکه‌ی صورت‌عدسی میومد بهتون می‌گفت؛
‫«بهم بگو بابا!» چه‌طور واکنش نشون می‌دادید؟

107
00:09:41,831 --> 00:09:44,125
‫وسوسه‌ می‌شدم همون عدسی‌شو خرد کنم.

108
00:09:44,125 --> 00:09:45,001
‫مگه نه؟

109
00:09:47,295 --> 00:09:52,258
‫مدام تأکید داره که پدر منه، ولی توی بهترین حالت اون یه اسب پیره

110
00:09:54,885 --> 00:09:58,889
اون مرد... راز پشت رز پژمرده رو فهمید؟

111
00:09:59,348 --> 00:10:02,268
‫خب... نفهمیده باشه هم مشکلی نیست.

112
00:10:04,645 --> 00:10:07,231
‫ازش خوشم نمیومد، ولی متنفر هم نبودم.

113
00:10:07,982 --> 00:10:12,278
‫بابت اینکه تونستم دختر لوئومن باشم... شاکر بودم.

114
00:10:12,278 --> 00:10:15,531
‫وقتی دیدیش به‌نظر خیلی چندشت شده بود.

115
00:10:16,198 --> 00:10:19,285
‫جینشی-ساما، هنوز خیلی خام‌این ها.

116
00:10:19,827 --> 00:10:24,624
‫وقتی که سعی کردم جلوی اون مراسم رو بگیرم، اون مرد بهم کمک کرد.

117
00:10:24,624 --> 00:10:28,461
‫احتمالاً یه حس‌هایی کرده بود که یه اتفاقی قراره بیفته.

118
00:10:28,461 --> 00:10:32,798
‫اون رزم‌آرا؟ نمی‌دونستم توی اون لحظه از چیزی خبر داشته.

119
00:10:32,798 --> 00:10:37,136
‫اون مثل من سرنخ‌ها رو نمی‌ذاره کنار هم تا چیزی رو پیش‌بینی کنه.

120
00:10:37,136 --> 00:10:41,682
‫وقتی احساس می‌کنه یه جای کار می‌لنگه، به صدای
‫درونش اعتماد می‌کنه و به ندرت هم پیش میاد اشتباه کنه.

121
00:10:45,019 --> 00:10:49,482
‫بخش رو اعصابش اینه که، انقدر تنبله که خودش قدم از قدم بر نمی‌داره.

122
00:10:50,858 --> 00:10:54,862
‫اگه اون مرد دست جنبونده بود،

123
00:10:54,862 --> 00:11:00,451
‫من الان اون داروی احیا‌ءکننده رو تو چنگم داشتم!

124
00:11:03,037 --> 00:11:06,123
‫خودم می‌دونم... این حسادت محضه.

125
00:11:06,123 --> 00:11:08,793
‫انقدر بااستعداده که بابا بدون اینکه پلک بزنه ازش تعریف و تمجید می‌کنه.

126
00:11:08,793 --> 00:11:12,588
‫اون مرد... خودشم نمی دونه چقدر خوش بخته.

127
00:11:13,422 --> 00:11:14,131
‫هومف!

128
00:11:15,675 --> 00:11:20,012
‫هیچوقت متحدتون نمی‌شه، اما تا جای ممکن نباید کاری کنید باهاتون دشمن شه.

129
00:11:20,805 --> 00:11:22,306
‫فهمیدم.

130
00:11:23,891 --> 00:11:25,393
‫چی شده؟

131
00:11:25,393 --> 00:11:27,895
‫هیچی، فقط یادتون باشه...

132
00:11:28,479 --> 00:11:32,316
‫هیچ پدری دوست نداره، دوست نداشته بشه.

133
00:11:39,824 --> 00:11:42,159
‫چند روز بعد از برگشتن به کاخ اندرونی،

134
00:11:42,159 --> 00:11:44,620
‫‌می نه-چان برام یه بسته فرستاد.

135
00:11:45,496 --> 00:11:50,000
‫داخلش... یه نامه بود که گفته بود کی کی رو خرید،

136
00:11:50,292 --> 00:11:52,294
‫به اضافه‌ی یه شال زیبا.

137
00:11:53,129 --> 00:11:54,922
‫گوش کن، مائومائو.

138
00:11:54,922 --> 00:11:58,551
‫وقتی که من خریداری شدم، تو باید برام برقصی.

139
00:12:06,684 --> 00:12:10,813
‫راستش، دلم می‌خواست ‌می نه-چان رو راهی کنم.

140
00:12:13,023 --> 00:12:17,319
‫مهربون تر از هرکسیه... اون خدمتکار 

141
00:13:15,127 --> 00:13:18,130
‫جای تعجب‌ داره که هنوزم همه‌شو یادمه.

142
00:13:19,924 --> 00:13:20,466
‫اوی.

143
00:13:21,801 --> 00:13:22,426
آه‌ـ

144
00:13:31,227 --> 00:13:32,728
داری چیکار می‌کنی؟

145
00:13:32,728 --> 00:13:35,856
‫جینشی-ساما؟ شما اینجا چیکار می‌کنین؟

146
00:13:36,774 --> 00:13:40,569
‫یه گزارش گرفتم یه دختر عجیب دیگه داره از دیوارهای خارجی می‌ره بالا.

147
00:13:40,569 --> 00:13:42,154
‫چاره‌ای جز اینکه بیام نداشتم.

148
00:13:42,488 --> 00:13:44,782
‫فکر کردم قایمکی اومدم که...

149
00:13:44,782 --> 00:13:46,158
‫ولی خب معلومه گیر می‌افتم.

150
00:13:47,785 --> 00:13:49,453
‫انقدر دردسر درست نکن.

151
00:13:49,829 --> 00:13:54,542
‫اصلاً چرا باید خودتون میومدین جینشی-ساما؟
‫می‌تونستن یه نفر دیگه رو بفرستن.

152
00:13:55,751 --> 00:14:00,923
‫یه نگهبان خیردیده چهره‌ت رو تشخیص داد و مستقیم اومد پیش خودم.

153
00:14:01,549 --> 00:14:06,136
‫شاید خیال کنی سرت به کار خودته، ولی همه
‫اینطور فکر نمی‌کنن. لطفاً یادت بمونه.

154
00:14:06,136 --> 00:14:07,179
‫چشم.

155
00:14:07,638 --> 00:14:11,392
‫خب، حالا نوبت توـه، اینجا چیکار می‌کنی؟

156
00:14:11,392 --> 00:14:15,062
‫توی منطقه‌ی سرگرمی، وقتی خدمتکاری 
‫که فروخته شده رو راهی می‌کنن،

157
00:14:15,062 --> 00:14:17,481
‫رسمه که بقیه‌ی دخترا می‌رقصن.

158
00:14:18,941 --> 00:14:20,150
‫چیه؟

159
00:14:20,150 --> 00:14:23,737
‫خب... برام تعجب‌آور بود که بلد باشی برقصی.

160
00:14:26,407 --> 00:14:29,743
‫به عنوان کمترین میزان آموزش، رقص رو یاد گرفتم.

161
00:14:30,202 --> 00:14:35,374
‫یه شایعاتی هست که می‌گن اون یارو
‫عجیب‌غریبه داره یه خدمتکار رو می‌خره.

162
00:14:35,875 --> 00:14:37,209
‫آره خب.

163
00:14:37,585 --> 00:14:40,004
‫حتی گفته که یه مدت نیست.

164
00:14:40,004 --> 00:14:42,339
‫حداقل برای ده روز مرخصی گرفته.

165
00:14:42,965 --> 00:14:45,175
‫عجب مرد دردسرسازیه.

166
00:14:45,175 --> 00:14:47,636
‫خواهرم گفت یه ضیافت برگزار کردن...

167
00:14:47,636 --> 00:14:49,388
‫اونم نه برای سه روز و سه شب...

168
00:14:49,388 --> 00:14:52,182
‫بلکه برای هفت روز و هفت شب کامل.

169
00:14:52,975 --> 00:14:56,145
‫هیچ‌کس روحشم خبر نداره برای اون چقدر هزینه کرده،

170
00:14:56,604 --> 00:14:58,731
‫اما از روی تعداد چراغ‌هایی که آویزون کردن،

171
00:14:58,731 --> 00:15:01,191
‫طبیعتاً می‌شه فهمید هر کسی رو نخریده.

172
00:15:01,859 --> 00:15:06,780
‫اما... خدمتکار واقعی‌ای که خریداری شده بود هیچوقت توی عموم دیده نشد.

173
00:15:09,283 --> 00:15:12,369
‫شایعات خانه‌ی یشم همچنان داره بیشتر و بیشتر می‌شه.

174
00:15:13,120 --> 00:15:15,331
‫درست همونطور که ننه ترتیب داده بود.

175
00:15:16,332 --> 00:15:20,711
‫جدای این حرف‌ها، رزم‌آرا دقیقاً کی رو خرید؟

176
00:15:20,711 --> 00:15:22,922
آره... یعنی کی رو خریده؟

177
00:15:23,589 --> 00:15:25,049
‫تو خبر داری.

178
00:15:25,049 --> 00:15:28,761
‫هرچقدر هم که زیبا باشه، به پای شما که نمی‌رسه جینشی-سامــــا.

179
00:15:28,761 --> 00:15:30,346
‫این جواب سوال من نیست.

180
00:15:30,804 --> 00:15:32,306
‫ولی تو همچنان انکار نمی‌کنی.

181
00:15:33,682 --> 00:15:38,020
‫زنی که اون مرد خرید، عمر زیادی نداره.

182
00:15:39,146 --> 00:15:44,360
‫وقتی توی مهمونخونه بودم، هیچکسی برام
‫در مورد زنی که منو به دنیا آورد، نگفت.

183
00:15:45,194 --> 00:15:48,113
‫حتماً ننه دهن همه رو بسته بود.

184
00:15:48,781 --> 00:15:53,369
‫اما... توی ذات اینطور حرف‌هاست که هرطور شده درز کنن.

185
00:15:53,953 --> 00:15:58,123
‫اینکه دلیل یک‌بار ورشکست شدن خانه‌ی یشم... خودِ من بودم.

186
00:15:59,166 --> 00:16:05,631
‫ارتباطم با زنی که از ترس از دست دادن غرور خودش، همیشه منو می‌روند.

187
00:16:06,715 --> 00:16:10,386
‫اون کابوس... واقعاً اتفاق افتاده بود.

188
00:16:13,305 --> 00:16:16,016
‫اون زن... هیچ خاطره‌ای از مادر بودن نداره.

189
00:16:16,433 --> 00:16:19,103
‫الان تنها چیزی که براش باقی مونده، یه انگشت کوچیک خم‌شده‌ست.

190
00:16:22,106 --> 00:16:24,608
‫برای من دیگه... مهم نیست.

191
00:16:25,109 --> 00:16:28,320
‫چون من خوشبختم که دختر لوئومن‌ــم.

192
00:16:29,947 --> 00:16:31,198
‫جینشی-ساما.

193
00:16:31,198 --> 00:16:32,241
‫چی شده؟

194
00:16:34,243 --> 00:16:37,663
‫شما می‌تونین سر یه انگشت رو ببرین، بعدش دوباره در میاد.

195
00:16:51,844 --> 00:16:53,053
‫مائومائو!

196
00:16:53,929 --> 00:16:56,223
‫جینشی-ساما اومدن به دیدنت.

197
00:16:56,890 --> 00:16:57,891
‫چشـــم.

198
00:17:00,978 --> 00:17:02,312
‫بااجازه.

199
00:17:05,607 --> 00:17:07,609
حالت بهتر شده؟

200
00:17:08,610 --> 00:17:12,865
‫بله. همه‌ توی کاخ یشم حسابی هوامو دارن.

201
00:17:16,535 --> 00:17:19,121
‫خب، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

202
00:17:20,998 --> 00:17:26,336
‫نه هیچی... فقط یه حرف جالبی... پیچیده.

203
00:17:28,213 --> 00:17:30,215
‫ازت یه خواهشی دارم.

204
00:17:30,841 --> 00:17:33,302
‫آه... روز از نو.

205
00:17:37,014 --> 00:17:41,852
‫خب... مایلین من براتون چیکار کنم؟

206
00:17:47,024 --> 00:17:50,402
‫داستان مائومائو تازه شروع شده.

207
00:17:51,445 --> 00:17:55,491
‫بعد از این... درگیر چه چیزهایی می‌شه؟
