﻿1
00:01:26,586 --> 00:01:29,547
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

2
00:01:36,471 --> 00:01:37,347
‫این قانونیه؟

3
00:01:37,347 --> 00:01:37,972
‫البته.

4
00:01:40,350 --> 00:01:42,477
‫خوشگل‌تر شدی؟

5
00:01:52,362 --> 00:01:56,324
اگر به نوشتار ژاپنی دقت کنین، با دو الفبای متفاوت نوشته شدن، که یکی اشاره به اسم مائومائو داره و دیگری به گربه.

6
00:02:00,745 --> 00:02:02,080
‫زیبا هستن.

7
00:02:02,622 --> 00:02:04,666
‫می‌خوام چندتاشو توی اتاقم نگه دارم.

8
00:02:06,084 --> 00:02:07,544
‫همه‌چیز رو به راهه؟

9
00:02:07,544 --> 00:02:09,129
‫بـ‌ ـ بله.

10
00:02:38,658 --> 00:02:42,996
‫بعد از ضیافت باغ، ارباب شیشو درخواست خدمتکارهای بیشتری برای ایشون کرد.

11
00:02:42,996 --> 00:02:45,373
‫ولی... این دیگه زیاده‌رویه.

12
00:02:45,373 --> 00:02:49,669
‫آره. برای بقیه‌ی بانوها وجهه‌ی خوبی نداره.

13
00:02:50,378 --> 00:02:53,548
‫درود، همنشین لولان.

14
00:03:02,515 --> 00:03:04,475
‫اوه؟ دنبال چیزی می‌گردین؟

15
00:03:04,475 --> 00:03:05,894
‫آه... نه.

16
00:03:05,894 --> 00:03:07,645
‫مائومائو الان توی بهداریه.

17
00:03:17,363 --> 00:03:18,865
‫بهار شده هـــا.

18
00:03:31,169 --> 00:03:32,754
‫داری چیکار می‌کنی؟

19
00:03:33,046 --> 00:03:34,839
‫چرا اینطوری می‌پرسین؟

20
00:03:35,298 --> 00:03:37,342
‫دارم روغن معطر درست می‌کنم.

21
00:03:37,342 --> 00:03:41,262
‫موقع تمیزکردن بهداری، یه دستگاه تقطیر پیدا کردم.

22
00:03:41,262 --> 00:03:45,350
‫از غنچه‌های باقی‌مونده از رزهای آبی که اون‌موقع پرورش دادیم، استفاده می‌کنم.

23
00:03:45,683 --> 00:03:47,268
‫بوش خیلی قویه.

24
00:03:47,268 --> 00:03:49,979
‫ولی همچنان از رز وحشی ضعیف‌تره.

25
00:03:50,438 --> 00:03:51,689
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

26
00:03:53,524 --> 00:03:56,778
‫با این بویی که راه انداختی، هرکسی بود کنجکاو می‌شد.

27
00:03:57,862 --> 00:04:01,616
‫چون نمی‌تونی توی کاخ یشم انجامش بدی، این‌جا درستش می‌کنی؟

28
00:04:01,616 --> 00:04:03,076
‫اونم هست، ولی...

29
00:04:03,618 --> 00:04:07,288
‫بعضی روغن‌های معطر می‌تونن باعث حساسیت بشن.

30
00:04:07,288 --> 00:04:10,708
‫البته تا زمانی که خیلی غلیظ نباشه مشکلی ایجاد نمی‌کنه، ولی...

31
00:04:10,708 --> 00:04:15,255
‫پس، لازم نیست عطر و چیزای از این قبیل رو توی کاخ اندرونی ممنوع کنیم؟

32
00:04:15,255 --> 00:04:17,048
‫آره. مشکلی نیست.

33
00:04:17,507 --> 00:04:20,468
‫حکیم شارلاتان آدم خوبیه، ولی دهنش چفت و بست نداره.

34
00:04:20,468 --> 00:04:23,888
‫همون بهتر که هنوز خبردار نشه همنشین گیوکویو  

35
00:04:23,888 --> 00:04:24,764
‫این چیه؟

36
00:04:26,307 --> 00:04:28,559
‫دارم ساکه تقطیر می‌کنم.

37
00:04:28,559 --> 00:04:31,980
‫اگه چندین بار تقطیرش کنم، می‌تونم یه الکل قوی بسازم.

38
00:04:34,065 --> 00:04:35,358
قراره بخوریش؟

39
00:04:35,358 --> 00:04:37,068
‫برای ضدعفونی کردنه.

40
00:04:37,068 --> 00:04:39,112
‫حالا که یه شاهدخت‌ی کوچولو توی کاخ یشم داریم،

41
00:04:39,112 --> 00:04:41,698
‫می‌خوام تا جایی که می‌شه اون‌جا رو تمیز نگه داریم.

42
00:04:41,698 --> 00:04:43,658
‫از این کارا هم می‌تونی بکنی؟

43
00:04:43,658 --> 00:04:49,539
‫یه پارچه رو بهش آغشته می‌کنی و روی سطوح و چیزای دیگه رو باهاش پاک می‌کنی.

44
00:04:49,789 --> 00:04:51,374
‫عجب چیزایی بلدی.

45
00:04:51,374 --> 00:04:53,543
‫شنیدم تو غرب از این کارا می‌کنن.

46
00:04:53,543 --> 00:04:56,796
‫آه، درسته... پدرخوانده‌ت...

47
00:04:57,088 --> 00:04:59,048
‫بسته‌تون رو آوردیم.

48
00:05:05,346 --> 00:05:06,848
‫این چیه؟

49
00:05:06,848 --> 00:05:09,058
‫آه، این مال خانم کوچیـ ـــ

50
00:05:10,518 --> 00:05:14,397
‫جینشی-ساما، براتون چایی دم می‌کنم. لطفاً بشینین.

51
00:05:14,397 --> 00:05:15,648
‫داخل این چیه؟

52
00:05:16,232 --> 00:05:19,569
‫این یه بسته از خونه‌ست. چیز مهمی نیست.

53
00:05:20,069 --> 00:05:22,447
‫اوه، از خونه‌ی تو؟

54
00:05:22,447 --> 00:05:23,698
‫این یارو چشه؟

55
00:05:23,698 --> 00:05:27,744
‫د ـ داخلش... لباسامم... هست.

56
00:05:28,828 --> 00:05:30,788
‫آ ـ آها.

57
00:05:31,664 --> 00:05:37,337
‫ولی این لباسا مگه از چی درست شدن که دوتا مرد باید حملشون می‌کردن؟

58
00:05:41,299 --> 00:05:44,218
‫برای همین فکر کردم که باید از قبل آموزش داده بشن.

59
00:05:44,218 --> 00:05:47,055
‫برای همین... گفتی اینا رو بیارن؟

60
00:05:47,347 --> 00:05:50,141
‫این همه جون کندم بیارنشون بهداری که دور از چشم هونیان-ساما باشه...

61
00:05:50,141 --> 00:05:51,851
‫این همه جون کندم بیارنشون بهداری که دور از چشم هونیان-ساما باشه...

62
00:05:52,393 --> 00:05:55,355
‫قبلاً برای امپراتور که از این چیزا خوشش میومد، سفارش می‌دادم،

63
00:05:55,355 --> 00:05:59,317
‫ولی محض تجارتِ بیشتر یکم سنگین‌تر سفارش دادم.

64
00:05:59,317 --> 00:06:01,069
‫امان از زمان‌بندی بد.

65
00:06:04,072 --> 00:06:05,365
‫اینا...

66
00:06:05,740 --> 00:06:08,284
‫خیلی خوب درست شدن.

67
00:06:08,284 --> 00:06:10,244
‫کیفیت کاغذها هم بالاست.

68
00:06:10,244 --> 00:06:14,290
‫آها اون؟ منو بگو خیال کردم یه عوضی درون داشته باشه.

69
00:06:14,290 --> 00:06:17,460
‫این کتابا گاهی سرجهاز تازه‌عروس‌ها هم داده می‌شن،

70
00:06:17,460 --> 00:06:21,381
‫و حتی اگه سواد خوندن نداشته باشی هم، تصاویرش همچنان لذتبخشن.

71
00:06:21,381 --> 00:06:22,465
‫چاپ ...

72
00:06:22,465 --> 00:06:26,344
‫چاپ چوبی نیست، بلکه اون نوعیه که از صفحات فلزی استفاده می‌کنن.

73
00:06:26,344 --> 00:06:27,678
‫خیلی خوبه.

74
00:06:27,678 --> 00:06:32,392
‫بله. چون خیلی خوب بودن، می‌خواستم تا هرچقدر که می‌شه آدم‌های زیادی ببیننشون.

75
00:06:32,892 --> 00:06:35,311
‫این و اونی که تو میگی با هم فرق دارن.

76
00:06:39,690 --> 00:06:42,652
‫اگه خوشتون اومده، چطوره یه‌دونه‌شو برای خودتون بردارین؟

77
00:06:43,277 --> 00:06:45,780
‫نـ‌ ـ نه! اصلاً اینطور نیست.

78
00:06:47,907 --> 00:06:50,660
‫خب... این‌دفعه رو زیر سیبیلی رد می‌کنم.

79
00:06:50,660 --> 00:06:52,161
‫جدی می‌فرمایید؟!

80
00:06:52,453 --> 00:06:54,997
‫بهم بگو کدوم فروشگاه اینا رو می‌فروشه.

81
00:06:57,333 --> 00:07:00,503
‫گفتم که نه! فقط می‌خوام در مورد فناوری چاپشون بفهمم.

82
00:07:02,171 --> 00:07:06,050
‫بله، متوجه شدم. مغازه رو خدممتون عرض می‌کنم.

83
00:07:09,011 --> 00:07:10,304
‫شائومائو.

84
00:07:10,304 --> 00:07:11,097
‫چی شده؟

85
00:07:11,931 --> 00:07:15,351
‫شاید بهتر باشه برخی موارد که زیادی صریحن، سانسور بشن.

86
00:07:15,810 --> 00:07:19,772
‫اما... امپراتور گفتن قبلی‌ها به اندازه‌ی کافی هیجان‌انگیز نبودن، برای‌ـــ

87
00:07:19,772 --> 00:07:20,982
‫نخیر.

88
00:07:23,317 --> 00:07:28,072
‫آه... منو بگو که به اون ننه رو زدم تا بهترینشو برام سوا کنه...

89
00:07:36,581 --> 00:07:43,087
‫آه، آن که من در زیر آن گل زیبا به دنبالش هستم، چه می‌تواند باشد؟

90
00:07:46,841 --> 00:07:49,844
‫می‌گم، به‌نظرت اونجا چی خاک شده؟

91
00:07:50,678 --> 00:07:51,679
‫ها.

92
00:07:52,138 --> 00:07:53,014
‫پهن؟

93
00:07:54,307 --> 00:07:56,017
‫خیلی تند غذا می‌خوری.

94
00:07:56,017 --> 00:07:57,518
‫تقصیر توـه مائومائو!

95
00:07:57,518 --> 00:08:00,104
‫این رمانه خیلی معروفه!

96
00:08:00,104 --> 00:08:02,273
‫شیائولان تو خوندن بلدی مگه؟

97
00:08:02,273 --> 00:08:06,944
‫بلد نیستم! اما یکی ازدخترا که بلده برای همه‌مون می‌خونه.

98
00:08:06,944 --> 00:08:09,447
‫دوست دارم زودتر بفهمم بقیه‌ش چی می‌شه.

99
00:08:10,114 --> 00:08:14,368
‫وقتی حتی یه دختر بی‌سواد از داستان خبر داره،

100
00:08:14,368 --> 00:08:16,287
‫باید کتاب خیلی محبوبی باشه

101
00:08:21,334 --> 00:08:22,793
‫من برگشتم.

102
00:08:23,377 --> 00:08:24,587
‫اون چیه؟

103
00:08:24,587 --> 00:08:28,007
‫امپراتور اینا رو به همه‌ی همنشین‌هاشون دادن.

104
00:08:28,007 --> 00:08:31,511
‫گفتن هرکسی تمومشون کرد، باید به بقیه هم نشونشون بدن.

105
00:08:31,511 --> 00:08:33,179
‫مائومائو تو هم دوست داری بخونی؟

106
00:08:34,222 --> 00:08:39,602
‫گویا همونیه که شیائولان داشت در موردش حرف می‌زد. یه رمان محبوب.

107
00:08:39,602 --> 00:08:45,358
‫اینا توی جامعه‌ی اشرافی سطح‌پایین محسوب می‌شن. برام سواله چرا...

108
00:08:45,358 --> 00:08:47,860
‫هوم؟ این مهر...

109
00:08:47,860 --> 00:08:50,488
‫مال همون مغازه‌ایه که اون روز در موردش به جینشی-ساما گفتم.

110
00:08:50,863 --> 00:08:54,909
‫با اینکه یه رمانه، ولی کیفیت بالایی داره و هدیه‌ی درخوری از طرف امپراتوره.

111
00:08:54,909 --> 00:08:59,664
‫اگه به همه‌ی همنشین‌ها دادن، پس ‫یه ۱۰۰نسخه‌‌ای آب خورده.

112
00:08:59,664 --> 00:09:02,750
‫احتمالاً جینشی-ساما از امپراتور خواسته.

113
00:09:02,750 --> 00:09:06,754
‫وای! عجب جای جذابی! نمی‌تونم بذارمش زمین!
‫باید یه انعامی ازش می‌گرفتم!

114
00:09:06,754 --> 00:09:10,424
‫اما چرا؟ رمان‌ها سطح‌پایین حساب می‌شن.

115
00:09:10,424 --> 00:09:13,844
‫چرا باید به همنشین‌های اشرافی بدیشون...

116
00:09:17,473 --> 00:09:23,187
‫می‌دونستم یه ربطی به سیاست داره. پس واقعاً داشت یه‌کلکی سوار می‌کرد.

117
00:09:23,187 --> 00:09:25,273
‫وای نه، تموم شد!

118
00:09:25,648 --> 00:09:27,858
‫دلم می‌خواد زودی بقیه‌شو بخونم!

119
00:09:27,858 --> 00:09:32,572
‫گائوشون-ساما گفتن بعدیشو هرموقع آماده شد، پخش می‌کنن.

120
00:09:32,572 --> 00:09:33,948
‫چیزی شده؟

121
00:09:35,533 --> 00:09:38,828
‫خب، توی کاخ یشم تنها خدمتکارها ماییم، درسته؟

122
00:09:38,828 --> 00:09:44,917
‫حیفه که فقط ماها از همچین هدایایی که گیوکویو-ساما بهمون دادن، لذت ببریم.

123
00:09:44,917 --> 00:09:49,338
‫ولی نمی‌تونیم به دخترای خارج از کاخ بدیمشون. چون خیلی ارزشمندن.

124
00:09:49,338 --> 00:09:51,257
‫اگه گمشون کنن، چی؟

125
00:09:51,674 --> 00:09:53,467
‫درسته.

126
00:09:55,511 --> 00:10:00,391
‫چطوره به جای اینکه اصلی رو بدین، خودتون از روش بنویسین؟

127
00:10:01,350 --> 00:10:06,230
‫شاید تصاویرشون سخت باشه، اما آیلان-ساما دستخط زیبایی دارن.

128
00:10:06,647 --> 00:10:09,191
‫نوشتن از روش برای شما نباید کاری داشته باشه.

129
00:10:09,191 --> 00:10:11,110
‫و ـ واقعاً؟

130
00:10:11,110 --> 00:10:13,863
‫وای، همچین کار سختی رو می‌کنی؟

131
00:10:13,863 --> 00:10:16,532
‫ایفا، اینطور نگو!

132
00:10:16,532 --> 00:10:20,953
‫یه امتحانی بکنیم.
‫از کجا باید شروع کنیم؟

133
00:10:21,454 --> 00:10:23,748
‫اگه کتاب‌ها توی کاخ‌اندرونی محبوب بشن،

134
00:10:24,040 --> 00:10:26,834
‫افراد زیادی سعی می‌کنن خوندن یاد بگیرن،

135
00:10:26,834 --> 00:10:30,129
‫بخصوص اگه اون کتاب یه رمان محبوب باشه.

136
00:10:30,963 --> 00:10:35,843
‫قبلاً وقتی خدمتکار جینشی-ساما بودم، ازم یه چیزی خواستن...

137
00:10:36,260 --> 00:10:40,348
‫داروساز، به‌نظرت برای بهتر کردن سطح سواد بانو‌های دربار چه کاری می‌تونیم بکنیم؟

138
00:10:41,223 --> 00:10:44,894
‫ولی بازم... یه‌طورایی لقمه رو دور دهنش چرخونده.

139
00:10:47,813 --> 00:10:49,315
‫هی، مائومائو.

140
00:10:49,315 --> 00:10:51,651
‫لطفاً بهم خوندن نوشتن یاد بده.

141
00:10:51,651 --> 00:10:52,693
‫یهویی چی شده؟

142
00:10:53,194 --> 00:10:58,532
‫دختری که همیشه برامون رمان می‌خوند مثل اینکه بخاطر زیاد خوندن حنجره‌ش آسیب دیده.

143
00:10:58,532 --> 00:11:03,454
‫به‌جاش، سعی داره از روی کتاب برامون بنویسه، اما من خوندن بلد نیستم.

144
00:11:03,454 --> 00:11:04,747
‫پس... من می‌تونم برات بخو‌ـــ

145
00:11:04,747 --> 00:11:05,915
‫نه نمی‌شه!

146
00:11:07,708 --> 00:11:12,713
‫اون داره این‌‌همه زحمت برای دوباره ‌نوشتنش می‌کشه، نمی‌تونم اینطوری تقلب کنم.

147
00:11:15,591 --> 00:11:18,594
‫آفرین.
‫عـــه، یهویی چی شد؟!

148
00:11:19,553 --> 00:11:24,141
‫این اسم توـه. سعی کن یه بار خودت بنویسیش.
شیائولان
‫حله!

149
00:11:27,019 --> 00:11:30,731
‫اسم خودم... خیلی سخته ها.

150
00:11:30,731 --> 00:11:34,694
‫نوشتن بهت کمک می‌کنه خوندن هم یاد بگیری، ولی می‌خوای فقط خوندن یاد بگیری؟

151
00:11:34,694 --> 00:11:37,863
‫نه، حالا که تصمیم گرفتم، درست انجامش می‌دم!

152
00:11:38,239 --> 00:11:41,867
‫وقتی از کاخ اندرونی برم، باید برای خودم دنبال کار بگردم.

153
00:11:41,867 --> 00:11:43,911
‫خوندن نوشتن بلد باشم، بهم کمک می‌کنه، نه؟

154
00:11:46,872 --> 00:11:50,960
‫چیه خب؟
‫شیائولان هم به روش خودش به فکر آینده‌شه.

155
00:11:51,502 --> 00:11:53,879
‫پس بیا یکم سریع پیش بریم.

156
00:11:53,879 --> 00:11:55,423
‫اوهوم، ممنون.

157
00:11:56,090 --> 00:11:57,633
‫این چی می‌شه؟

158
00:11:57,633 --> 00:11:59,051
‫قارچ.

159
00:11:59,051 --> 00:11:59,969
‫این؟

160
00:11:59,969 --> 00:12:09,687
قارچ
ریشه‌ی کودزو
‫تاتوره.
‫این؟
‫ریشه‌ی کودزو.
‫می‌گم... اینا کلمه‌های رایجن؟

161
00:12:10,771 --> 00:12:12,523
‫بیا از احوال‌پرسیا شروع کنیم.

162
00:12:12,523 --> 00:12:13,733
‫خب؟

163
00:12:41,844 --> 00:12:44,847
‫شاهدخت لینگ‌لی دیگه اجازه دارن برای قدم‌زدن برن؟

164
00:12:44,847 --> 00:12:50,269
‫بله. دیگه کاخ یشم داره براش کوچیک می‌شه، برای همین ازشون خواستم.

165
00:12:50,853 --> 00:12:53,564
‫دیگه دوست داره همشن این‌طرف اون‌طرف بدوئه.

166
00:12:53,564 --> 00:12:54,940
‫مائومائو نظر تو چیه؟

167
00:12:55,524 --> 00:13:01,363
‫خب... برای سلامتی شاهدخت هم که شده، بهتره که بیشتر بیرون برن.

168
00:13:01,989 --> 00:13:05,159
‫دوتا خواجه هم به‌عنوان محافظ همراهیش می‌کنن.

169
00:13:05,159 --> 00:13:08,204
‫می‌شه تو همراه با هونیان باهاش بری؟

170
00:13:08,537 --> 00:13:09,747
‫اطاعت می‌شه.

171
00:13:10,164 --> 00:13:14,001
‫تا الان همه‌ی فرزند‌های امپراتور توی سن کم فوت شدن.

172
00:13:14,001 --> 00:13:16,629
‫برای یه قدم‌زدن ساده یکم زیاده‌روی به‌نظر میاد،

173
00:13:16,629 --> 00:13:18,339
‫ولی خب چاره‌ای نیست.

174
00:13:18,881 --> 00:13:21,759
‫مائومائو، تو چیزای زیادی در مورد گل‌ها و موجودات می‌دونی.

175
00:13:21,759 --> 00:13:24,220
‫می‌شه وقتی بیرونین به لینگ‌لی یاد بدی؟

176
00:13:25,054 --> 00:13:29,558
‫گیوکویو-ساما این‌کارو نکنین! بهشون همه‌طور چیزای نامناسب یاد می‌ده!

177
00:13:29,934 --> 00:13:33,479
‫عه؟ ولی به‌نظر من مفیده.

178
00:13:33,479 --> 00:13:36,440
‫کی می‌دونه که قراره به کجا شوهر کنه؟

179
00:13:36,440 --> 00:13:41,821
‫هنوز شاهدخت‌ خردسالی‌ان، اما ۱۰ سال و اندی دیگه، صحبت ازدواجشون بالا می‌گیره.

180
00:13:42,613 --> 00:13:47,284
‫اگه به یه کشور خارجی برن، احتمال اینکه ازشون استقبال چندانی نشه، هست.

181
00:13:49,328 --> 00:13:53,582
‫دونستن در مورد داروها و سم‌ها می‌تونه براشون کمک‌دهنده باشه.

182
00:13:53,582 --> 00:13:55,334
‫واقعاً که همنشین زیرکی‌ان.

183
00:14:02,424 --> 00:14:05,177
‫واکنش‌های بقیه با دیدن شاهدخت، متفاوتن.

184
00:14:06,804 --> 00:14:10,057
‫که همگی نشون‌دهنده‌ی دیدگاه‌های متفاوت به ایشون هستن.

185
00:14:10,724 --> 00:14:14,562
‫شاهدخت هم یک روز... معنی این نگاه‌ها رو می‌فهمن.

186
00:14:17,648 --> 00:14:19,525
‫اون گل پامچاله.

187
00:14:25,990 --> 00:14:27,950
‫وای، شاهدخت.

188
00:14:30,160 --> 00:14:31,453
‫شاهدخت!

189
00:14:33,581 --> 00:14:35,499
‫شاهدخت! نکنین!

190
00:14:35,499 --> 00:14:36,458
‫می‌رم یه نگاهی بندازم.

191
00:14:42,339 --> 00:14:43,632
‫گربه؟

192
00:14:51,807 --> 00:14:53,183
‫شاهدخت؟

193
00:14:56,854 --> 00:14:58,689
‫باید بگیرمش؟

194
00:14:58,689 --> 00:15:00,024
‫چاره‌ای نیست.

195
00:15:08,699 --> 00:15:09,658
‫پیدات کردم!

196
00:15:15,581 --> 00:15:16,957
‫اینو می‌خوای؟

197
00:15:23,213 --> 00:15:28,093
‫اوه، فکر کردم می‌خوای بگیریش. اشتباه فهمیدم؟

198
00:15:29,094 --> 00:15:30,763
‫ممنون.

199
00:15:30,763 --> 00:15:31,472
‫بیا.

200
00:15:32,431 --> 00:15:36,143
‫این بچه به نظر گرسنه میاد. بقیه‌ش با تو.

201
00:15:36,852 --> 00:15:37,728
‫تا بعد!

202
00:15:42,733 --> 00:15:44,568
‫مائومائو، اون...

203
00:15:44,568 --> 00:15:46,403
‫بله، گربه‌ست.

204
00:15:47,863 --> 00:15:52,242
‫کثیفه پس بهتره شاهدخت فعلاً بهش دست نزنن.

205
00:15:53,369 --> 00:15:54,954
‫د ـ‌ درسته.

206
00:15:58,749 --> 00:16:03,337
‫فعلاً بیا ازش نگهداری کنیم. با مدیریت صحبت می‌کنم.

207
00:16:03,337 --> 00:16:03,879
‫بله.

208
00:16:04,254 --> 00:16:07,049
‫اوه، چه عجیب. گربه‌ست که.

209
00:16:07,341 --> 00:16:08,592
‫پیداش کردم.

210
00:16:08,592 --> 00:16:11,053
‫طفلکی. داره می‌لرزه.

211
00:16:11,053 --> 00:16:14,807
‫همین الان آب جوشوندم. یکم منتظر بمون.

212
00:16:16,350 --> 00:16:18,602
‫ولی... عجیبه.

213
00:16:19,395 --> 00:16:23,065
‫توی کاخ اندرونی تقریباً هیچ حیوون خونگی‌ای نیست.

214
00:16:23,065 --> 00:16:25,609
‫نگهداری از حیوان نیاز به اجازه داره،

215
00:16:25,609 --> 00:16:28,320
‫و گربه‌ها و سگ‌ها باید عقیم بشن.

216
00:16:28,612 --> 00:16:31,365
‫این گربه از کجا به دنیا اومده؟

217
00:16:32,491 --> 00:16:37,621
‫یه بطری پر شده از آب داغ رو اینطوری می‌پیچونیم لای پارچه و می‌ذاریم کنارش.

218
00:16:37,621 --> 00:16:39,581
‫چه خوب بلدین.

219
00:16:39,581 --> 00:16:41,834
‫قبلاً هم یکی پیدا کردم.

220
00:16:41,834 --> 00:16:43,794
‫یه نقش‌دار ناز بود.

221
00:16:43,794 --> 00:16:44,753
‫عـــه.

222
00:16:47,881 --> 00:16:52,094
‫پوست و استخونه. شیر دام داریم؟

223
00:16:52,094 --> 00:16:54,638
‫آره، می‌رم از آشپزخونه بیارم.

224
00:16:54,638 --> 00:16:56,223
‫و یه روده‌ی احشام.

225
00:16:56,557 --> 00:16:58,183
‫ر ـ روده؟

226
00:16:58,183 --> 00:17:01,061
‫گفتم به جای غذا ازش استفاده کنیم.

227
00:17:01,061 --> 00:17:04,440
‫چندباری سوسیس خوردیم، شاید توی آشپزخونه باشه...

228
00:17:04,440 --> 00:17:06,567
‫باشه، می‌پرسم.

229
00:17:09,278 --> 00:17:12,823
‫خب حالا... بهتر این بود که توی آب گرم بشورمش،

230
00:17:12,823 --> 00:17:15,492
‫ولی با شرایط الان، دووم نمیاره.

231
00:17:16,410 --> 00:17:20,247
‫چاره‌ای نیست، با یه پارچه کثیفیشو پاک می‌کنم،

232
00:17:20,748 --> 00:17:23,500
‫و کک‌هاشون با روغن پاک می‌کنم.

233
00:17:25,127 --> 00:17:27,963
‫خانوم کوچیک، شیر بز پیدا کردم!

234
00:17:28,297 --> 00:17:29,673
‫و یکم هم روده.

235
00:17:29,673 --> 00:17:31,300
‫ممنونم ازتون.

236
00:17:38,223 --> 00:17:41,268
‫خیلی نازه. خیلی نازه.

237
00:17:42,811 --> 00:17:46,065
‫اون شب، امپراتور از کاخ یشم دیدن کردن.

238
00:17:47,608 --> 00:17:49,818
‫تصمیم گرفتیم گربه رو نگه داریم.

239
00:17:51,028 --> 00:17:53,322
‫همینطور به مراقبت ازش ادامه بده.

240
00:17:53,864 --> 00:17:56,658
‫امپراتور هم می‌تونن یه پدر مهربون باشن.

241
00:17:56,658 --> 00:18:01,163
‫مائومائو، تو به گربه رسیدگی کن، به اسمت هم میاد.

242
00:18:04,541 --> 00:18:07,127
‫وقتی حال گربه بهتر شد،

243
00:18:07,127 --> 00:18:10,297
‫با یه ماده‌ی شوینده‌ که از خرده‌های صابون درست شده بود، شستمش.

244
00:18:10,297 --> 00:18:12,508
‫واو، آب داره خاکستری می‌شه.

245
00:18:13,050 --> 00:18:16,720
‫یه مدت بهش شیر دادم، اما وقتی سرحال‌تر شد،

246
00:18:16,720 --> 00:18:19,515
‫شروع به خوردن مرغ خرد‌شده کرد.

247
00:18:19,515 --> 00:18:24,269
‫وقتی یه جعبه‌ی پر شده از شن براش گذاشتیم، خودش رفت داخلش و دستشویی کرد.

248
00:18:28,398 --> 00:18:31,151
‫اگه یه وقت شاهدخت رو پنجه بکشی، بدبخت می‌شیم.

249
00:18:31,151 --> 00:18:32,903
‫بچه‌داری چطور پیش می‌ره؟

250
00:18:34,780 --> 00:18:37,991
‫کم‌کم دیگه می‌تونیم به شاهدخت نشونش بدیم.

251
00:18:37,991 --> 00:18:39,118
‫عه؟

252
00:18:40,244 --> 00:18:44,540
‫ماهی کوچولو؟ اینطوری شاید سخت باشه. یکم بجوشونمشون.

253
00:18:44,540 --> 00:18:46,375
‫د ـ درسته.

254
00:18:46,792 --> 00:18:47,960
‫ماده‌ست.

255
00:18:47,960 --> 00:18:50,921
‫بله. شکر خدا که مجبور نیستیم عقیمش کنیـ ــ

256
00:18:51,713 --> 00:18:53,090
‫عذر می‌خوام.

257
00:18:53,090 --> 00:18:55,759
‫نه، مشکلی نیست.

258
00:18:55,759 --> 00:18:57,761
‫بذارین محض دلجویی براتون خوراکی بیارم...

259
00:18:59,763 --> 00:19:02,141
‫الان بردن اینا عقلانی نیست.

260
00:19:05,394 --> 00:19:06,937
‫تو هم می‌خوای امتحانش کنی؟

261
00:19:06,937 --> 00:19:09,231
‫من علاقه‌ای به گربه‌ها ندارم.

262
00:19:09,231 --> 00:19:10,607
‫با وجود اون اسم؟

263
00:19:10,607 --> 00:19:11,984
‫زیاد بهم می‌گن.

264
00:19:11,984 --> 00:19:14,778
‫جینشی-ساما شما به‌نظر میاد گربه دوست دارین.

265
00:19:16,780 --> 00:19:18,991
‫نه به‌اندازه‌ی اون دوتا.

266
00:19:19,491 --> 00:19:21,994
‫واقعاً جذابیتش رو درک نمی‌کنم.

267
00:19:21,994 --> 00:19:25,747
‫منم همین‌طور. اما طبق گفته‌ی گربه‌دوست‌ها،

268
00:19:25,747 --> 00:19:29,209
‫اینکه نمی‌تونی بفهمی چی توی سرشون می‌گذره، بخشی از جذابتیشونه.

269
00:19:29,209 --> 00:19:29,960
‫اوه.

270
00:19:30,252 --> 00:19:33,297
‫تماشاشون بامزه‌ست. نمی‌تونی نگاهتو ازشون برداری.

271
00:19:33,589 --> 00:19:35,632
‫عموماً رفتارشون سرده،

272
00:19:35,632 --> 00:19:40,137
‫اما وقتی بهشون غذا می‌دی یهویی می پرن روت که خیلی رواعصابه.
پادزهر گاو

273
00:19:40,137 --> 00:19:41,388
‫آ ـ آها...

274
00:19:41,889 --> 00:19:45,726
‫دیگه به اون‌جا که رسید، می‌گن باید بی‌خیال بشی.

275
00:19:47,019 --> 00:19:52,357
‫دست زدن به پنجه‌هاشون، خیلی غیربهداشتی به‌نظر میاد.

276
00:19:58,280 --> 00:20:00,532
چی به سرتون اومد، جینشی-ساما؟

277
00:20:04,119 --> 00:20:06,246
‫منم کم‌کم دارم می‌فهمم.

278
00:20:09,499 --> 00:20:10,709
‫آها که اینطور.

279
00:20:11,293 --> 00:20:15,297
‫در نهایت، اینکه گربه از کجا آماده معلوم نشد.

280
00:20:15,297 --> 00:20:19,760
‫بنابراین اینطور فرض کردن که با گاری چمدان‌ها وارد شده.

281
00:20:20,469 --> 00:20:22,304
‫و بعدش به آن گربه...

282
00:20:24,389 --> 00:20:29,686
‫نام «مشاور دزد‌ها» از سمت امپراتور داده شد.

283
00:20:30,187 --> 00:20:35,442
‫به عبارتی، وظیفه‌ی بیرون کردن موش‌ها که تهدیدی برای ذخایر بهداری بودن، به او محول شد.

284
00:20:37,319 --> 00:20:38,737
‫اما...

285
00:20:38,737 --> 00:20:44,117
مائومائو
‫واقعاً نمی‌فهمم چرا اسم مائومائو رو روی من گذاشتن.

286
00:20:46,954 --> 00:20:49,539
‫خب... بیاید زودی اینا رو تمیز کنیم.

287
00:20:49,539 --> 00:20:52,334
‫آره. کم‌کم کاروان میاد.

288
00:20:53,794 --> 00:20:55,212
‫کاروان؟

289
00:22:23,216 --> 00:22:38,106
‫پیش‌نمایش قسمت بعد
قسمت 26
کـــــاروان
