﻿1
00:00:17,434 --> 00:00:19,936
... آنچـه در شـاهزاده اژدهـا گذشـت

2
00:00:20,645 --> 00:00:22,063
این دیـگه به عهـده ماست

3
00:00:22,105 --> 00:00:24,024
مـا بایـد این تخمـو برگردونیم.

4
00:00:24,065 --> 00:00:27,193
بایـد ازش مواظب‍ـت کنیـم و به زیـدیا ببریمش.

5
00:00:27,235 --> 00:00:28,653
و مـادرشو پیدا کنیـم.

6
00:00:30,780 --> 00:00:32,115
عمـه آمایـا ؟

7
00:00:36,953 --> 00:00:38,580
خیـلی خوشحالم کـه در امانـید.

8
00:00:39,122 --> 00:00:41,166
اگـر چه یک بار سـنگینه

9
00:00:41,249 --> 00:00:45,545
مـن با فروتنـی نبـرد رو با اسـم شاه هـاروو پـیش میبرم.

10
00:00:45,670 --> 00:00:47,422
تاجـگذاری رو متوقف کنـید

11
00:00:47,505 --> 00:00:49,424
! شـاهزاده ها زنـده‌ان

12
00:00:51,092 --> 00:00:52,385
الان چـی ؟

13
00:00:52,469 --> 00:00:54,220
... آه‍ ، گمـون نمیکنم یه قایـق

14
00:00:54,304 --> 00:00:55,180
سـوار شو

15
00:01:23,083 --> 00:01:30,423
شــاهزاده اژدهــا

16
00:01:31,758 --> 00:01:36,096
« کتاب اول : مـاه »
« بخش پنجم : یک تخت خالـی »

17
00:02:00,829 --> 00:02:03,706
صبـح بخیر ، پرتـوهای کوچولـوعه آفتاب

18
00:02:09,045 --> 00:02:12,132
یـک داوطلـب.
چقـدر مشتاق.

19
00:02:41,452 --> 00:02:42,453
هـم.

20
00:02:51,921 --> 00:02:52,922
دقیقـا

21
00:02:53,506 --> 00:02:54,549
.دقیقـا

22
00:02:55,133 --> 00:02:56,968
من میـرم یکم غـذا پیدا كنم.

23
00:02:58,720 --> 00:03:01,347
نـه ، این غـذاست ... ایش.

24
00:03:03,975 --> 00:03:05,476
ردیفـم

25
00:03:19,908 --> 00:03:21,868
گمون میکردم ممکنه اینجـا بیای

26
00:03:24,204 --> 00:03:25,413
باید صحبت کـنیم.

27
00:03:53,524 --> 00:03:55,068
اینج‍ـا هیـچ اتفاقـی نمی افته.

28
00:03:59,072 --> 00:04:00,615
آسـونم نیست.

29
00:04:08,122 --> 00:04:10,458
آهـ ، این از چی سـاخته شده ؟

30
00:04:16,339 --> 00:04:18,424
! کمـک ! کمـک

31
00:04:32,647 --> 00:04:35,233
اون تـلاش کرد طلسـم رعـد و برق کـلادیارو تقـلید کنه.

32
00:04:35,358 --> 00:04:36,943
ولـی اون نمیدونـه که چطـور تمومـش کنه.

33
00:04:37,026 --> 00:04:39,153
آره، من ... من فقط دیـدم نیمـه اولشو انجـام میده.

34
00:04:39,237 --> 00:04:41,281
ولـی من تو نیـمه اولش خیلـی خوبم.

35
00:04:41,322 --> 00:04:44,993
واقعـا ؟
بـه نظر میاد مثـله یک ایده واقعـا خوبـو و امنـه.

36
00:04:45,076 --> 00:04:48,246
خـیلی خب، سـخنرانی سزاواری بود،
امـا الان چکار کـنم ؟

37
00:04:48,329 --> 00:04:50,290
وقـتی یه جـادو رو آزاد میکـنی
معمـولاً یک حرفـی

38
00:04:50,373 --> 00:04:53,042
یا یـه عبـارت یا همچیـن چیزی در
گونـه اژدهایی باستـانی وجود داره‌.

39
00:04:53,167 --> 00:04:57,213
خیل خب، آه‍، کسـی به زبون اژدهـا صحبت نمیـکنه ؟
من به زبون اژدهـا صحبت نمیکنم.

40
00:04:57,297 --> 00:04:59,590
- نشنیـدی کلادیا چیـزی بگـه ؟
- نـه.

41
00:04:59,632 --> 00:05:02,010
منـظورم اینه کنه،
گمون میکنم درست شد وقتـی دستشو از روش برداشتم

42
00:05:02,093 --> 00:05:03,761
اون شایـد منو احـمق خطاب کرده باشه.

43
00:05:03,803 --> 00:05:06,389
آره ، احمـق یجورایی درست بنظر میرسـه.

44
00:05:06,973 --> 00:05:08,683
خیلی خب ، یـه لحظـه بهم وقت بـده.

45
00:05:08,808 --> 00:05:11,853
من چـندتا کلمـه اژدهـا گونه میشناسم.
فقـط بزار فکر کنم.

46
00:05:15,023 --> 00:05:16,691
مـیدونی چیه ؟ میخوام فقـط پرتش کنم.

47
00:05:16,733 --> 00:05:18,192
! چـی؟ نـه

48
00:05:18,276 --> 00:05:20,236
آره ، میخوام سنـگ نخستین‌رو پرت کـنم طرفـت.

49
00:05:20,320 --> 00:05:22,363
نقشـه خوبیه.

50
00:05:22,488 --> 00:05:25,241
نـه ، نقشـه خوبی نیست.
پـرت کردن بدع.

51
00:05:25,283 --> 00:05:27,869
پرتـش نمیکنم.
فقـط محترمانه میندازمـش بالا.

52
00:05:27,952 --> 00:05:30,663
! نه، نه، نه
نـه پرت کردنـی ، نه بالا انداخـتنی.

53
00:05:32,123 --> 00:05:33,416
! انداختـمش

54
00:05:36,252 --> 00:05:39,589
! هـا ! آهـ
کار کـرد. من خوبـم.

55
00:05:42,800 --> 00:05:45,720
تو یجـور صدای گول زنـکی درآوردی.

56
00:05:47,096 --> 00:05:48,639
معذرت میـخوام بخاطر اون.

57
00:05:48,723 --> 00:05:50,892
حـدس میزنم خیلی هیجان زده‌ام
که دارم جادو یاد میگیـرم

58
00:05:50,933 --> 00:05:53,102
و یکـم زیاده روی کردم.

59
00:05:53,603 --> 00:05:55,938
خیلی خب ، تقریبا داشتی منو میکـشتی.

60
00:05:56,022 --> 00:05:59,776
به زودیـه زود ما این تخـم رو برمیگردونیم،
زودتـر ، شاید ، این جنـگ میتونه تموم شه.

61
00:05:59,859 --> 00:06:01,152
وقتشـه بزنیم به جـاده.

62
00:06:02,070 --> 00:06:05,782
جـاده ؟ چرا خودمونو با راه رفـتن تو جاده خـسته کنیم

63
00:06:05,823 --> 00:06:08,076
وقـتی میتونیم بزاریم رودخونـه راه رفتنـو انجام بده ؟

64
00:06:08,951 --> 00:06:12,997
نه خـیر. با قایـق خداحافظـی کن.
ما از اینجـا روی زمین حرکت مـیکنیم.

65
00:06:13,081 --> 00:06:15,666
ولـی چرا ؟
رودخـونه به سمت درسـتی حرکت میکنه

66
00:06:15,750 --> 00:06:18,252
و خیلـی سریعتر از اون چیـزی حرکت میکنه که ما میتـونیم با پاهامون انجام بدیم.

67
00:06:18,378 --> 00:06:19,712
منظـورم اینه که ، به اون پاها نگاه کن

68
00:06:20,463 --> 00:06:22,673
چیـه ؟ من پاهای قشنـگی دارم

69
00:06:23,466 --> 00:06:25,426
راه میریـم و تمـوم.

70
00:06:29,680 --> 00:06:32,642
شاید دلیل دیگـه‌ای وجـود داره که نمیخوای سوار قایـق شی ؟

71
00:06:32,767 --> 00:06:34,143
چیـزی که به ما نمیگـی؟

72
00:06:34,769 --> 00:06:36,521
نه، راز پنهـانی وجود نداره.

73
00:06:37,063 --> 00:06:38,689
خب، صبـر کن.

74
00:06:39,273 --> 00:06:41,692
تـو ، مثلا ، پشتـک وارو میزنی،

75
00:06:41,818 --> 00:06:45,696
درخـت نوردی میکنی،
شمشـیر زنی انجام میـدی جنگجـوی الف

76
00:06:45,780 --> 00:06:48,366
ولی از یـذره آب پاشیدن میترسی ؟

77
00:06:50,410 --> 00:06:52,453
آو ، بامـزه‌ست.

78
00:06:55,498 --> 00:06:57,542
چجـور تونستی بزاری وارد این جـریانات بشه ؟

79
00:06:57,583 --> 00:07:00,503
تو یجـور حرف میزنی انگار من این قاتـلارو استخدام کردم.

80
00:07:01,337 --> 00:07:03,923
مجبـور شدم قلعمونو در بریـچ ترک کنم.

81
00:07:05,842 --> 00:07:09,679
روحـتم خبر داره که نیـروهای خطرناک در مرزمـون جمع شـدند ؟

82
00:07:09,762 --> 00:07:12,598
من هـر چیزی که درتوانم بود رو بـرای محـافظت از شـاه هاروو انجام دادم.

83
00:07:12,682 --> 00:07:14,642
مایـل بودم زندگـی خودمو بدم.

84
00:07:14,767 --> 00:07:17,061
- بعـد چی اشتباه پیش رفت ؟
- اشتباه خودش بود.

85
00:07:17,103 --> 00:07:20,273
راه‌هـای خشن خودش بود که منو از کمـک کردن بهـش منصرف کرد.

86
00:07:20,398 --> 00:07:22,233
تو اونـو به خوبی من میشناخـتی

87
00:07:22,358 --> 00:07:25,361
غـرورش مهمتـر از زندگیـش بود.

88
00:07:25,903 --> 00:07:27,822
تو خودت این عاقـبتو میخواستی

89
00:07:27,864 --> 00:07:29,657
... چطـور جرئت میکـنی پیشنهاد بدی

90
00:07:30,241 --> 00:07:32,702
مـرگ اون فرصـتی بـرات ایجاد می کرد

91
00:07:32,743 --> 00:07:35,163
مـرگ اون قلبمـو شکوند

92
00:07:35,246 --> 00:07:38,124
بعـد بهش احتـرام بزار.
بچـه‌هاشو پیدا کن.

93
00:07:38,249 --> 00:07:41,627
اونـا رفتن آمایـا.
توسـط یک موون شـادو الف اسیر شدن.

94
00:07:41,711 --> 00:07:44,672
اگـه اونا هنـوز نمردن
پـس بزودی میمـیرن.

95
00:07:45,173 --> 00:07:47,383
این یـه زمانه بحـرانیه.

96
00:07:48,593 --> 00:07:54,599
یک تخـت خالی یک دیدگـاه ضعیفه
یک دعوتـیه‌ست برای نابودکـردنمون.

97
00:07:57,143 --> 00:08:00,188
ما بایـد از کاتیـلوس دفاع کنیم

98
00:08:00,271 --> 00:08:03,399
و تمـام قلمروی انسانـی علیـه چیزیه که داره فرا میـرسه.

99
00:08:03,941 --> 00:08:06,736
من از اونجـا میتونم به خودمون کمـک کنم.

100
00:08:08,279 --> 00:08:10,823
تو گمـون میکنی ک من دارم به یه فـرد فرصت طلـب تبدیل میـشم.

101
00:08:10,948 --> 00:08:14,076
امـا من نمیتـونم انگـیزه بیشتـری برای خودم نداشتـه باشم

102
00:08:14,160 --> 00:08:18,080
من خدمتـگذار کاتیـلوسم
! یک خدمتـگذار

103
00:08:19,373 --> 00:08:22,793
اون لباسـا به شدت برای یک خدمتگـذار فروتن خوبن ، وایـرن.

104
00:08:24,504 --> 00:08:26,214
تو منـو باور نداری.

105
00:08:26,923 --> 00:08:30,468
بعـد قبولش کن، بفـرما ، بشیـن.

106
00:08:30,551 --> 00:08:32,678
من ازت بعنـوان ملکـه مستعمـره حمایت میکنم.

107
00:08:33,262 --> 00:08:34,722
شـورای عالیـرو جمع میکنم

108
00:08:34,764 --> 00:08:38,476
و مـا بلافاصله دستورات‌رو به دیگر مستعمرات پادشـاهی میفرستیـم.

109
00:08:39,852 --> 00:08:43,439
تاج و تخـت خالی میمـونه تا وقتی که پسـرا پیدا شن.

110
00:08:57,078 --> 00:09:00,456
بیـت ، میدونی
قـرار نیست اون کـارو انجام بدی

111
00:09:01,040 --> 00:09:03,209
با آب بازی نـکن.

112
00:09:03,292 --> 00:09:06,254
بـیت عاشقـه آبه
ولـی باید ازش بتـرسه.

113
00:09:06,879 --> 00:09:08,172
میخوای بـدونی چرا اسمـش بیتـِه؟

114
00:09:08,214 --> 00:09:10,132
نَه واقعـا

115
00:09:10,258 --> 00:09:13,302
خب ، من بهـرحال بهت میگـم.
یجـورایی شوخی ماننـده ، بگمونم.

116
00:09:13,427 --> 00:09:17,557
وزغـای درخشان ؟
اونا ظاهـراً ... خوشمـزه‌ان.

117
00:09:19,016 --> 00:09:20,017
حال بـهم زن.

118
00:09:20,101 --> 00:09:23,312
ماهیگیـرای دریای عمـیق ازش برای گرفتـن ماهی‌ـای گنده و مثـل اون استفـاده میکنن.

119
00:09:23,437 --> 00:09:25,940
بخـاطر همینه اسمـش بیت شده.
فهمیـدی ؟

120
00:09:26,732 --> 00:09:28,609
این حسـه شوخ طبعیـه منه.

121
00:09:28,693 --> 00:09:30,403
بخاطـر همینه ما بایـد خیلی مراقب باشیـم

122
00:09:30,528 --> 00:09:31,862
که داخـل آب قرار نگیـره.

123
00:09:31,946 --> 00:09:35,741
بچـه‌ها ، اون نمیـدونه که چقـدر خوشمـزه‌ست ، پس ساکـت.

124
00:09:38,119 --> 00:09:40,538
و همینجـوریه که رشته فرنـگی اسمشو گرفـت.

125
00:10:41,474 --> 00:10:44,060
ممکنـه یک شمع روشن کـنم ؟

126
00:10:56,781 --> 00:10:57,948
حالت خوبـه ؟

127
00:10:58,532 --> 00:11:00,409
عالـیم

128
00:11:00,493 --> 00:11:03,120
من عاشقـه قایقام.

129
00:11:03,162 --> 00:11:06,207
بخـاطر همینه که اینجـام

130
00:11:06,290 --> 00:11:07,833
تا به قایـقا نزدیک باشم.

131
00:11:10,002 --> 00:11:12,338
بگـو چرا
چـون میخوام ازت چنـدتا سوال بپـرسم.

132
00:11:12,922 --> 00:11:13,881
لطفـاً نپرس

133
00:11:13,923 --> 00:11:17,176
بیخیـال ! یه حواس پرتیـه جالبه،
کمـک میکنه ذهنتـو از مسائـل دور کنی.

134
00:11:17,718 --> 00:11:20,721
پنـج‌تا سوال،
چیـزی بیشتر گیرت نمـیاد.

135
00:11:20,763 --> 00:11:22,682
خیلی خب، سوال اول

136
00:11:22,723 --> 00:11:25,768
ما همیشـه این چیـزای دیوونه کننـده‌رو از زیدیـا میشنویـم.

137
00:11:26,185 --> 00:11:28,354
آره ، سـوال بعدی

138
00:11:28,896 --> 00:11:32,400
بایـد خیلی عجیب بـنظر برسه که هرطرفتو نگاه کـنی جادو باشه.

139
00:11:32,400 --> 00:11:35,277
، تفاوتـی نداره با حـرفی که زدی
هرکجـا که نگاه کنی؛ این طبیع‍ـتشه.

140
00:11:35,361 --> 00:11:39,532
این بخشـی از زبَری یا چیزای روحیه ، میدونی ؟

141
00:11:39,657 --> 00:11:42,576
نمیتونـم صبر کنم تا ببینمش.
خارق العـاده بنظر میرسه.

142
00:11:43,119 --> 00:11:45,413
آره ، آره.
همینجوره‌.

143
00:11:45,913 --> 00:11:48,207
دیدی ، داره جـواب میده ، درسته ؟
احساس نمیکنی یـذره بهتر شدی ؟

144
00:11:48,791 --> 00:11:51,335
شایـد، سوال بـعدیتو بپرس

145
00:11:51,419 --> 00:11:53,671
خیلی خب ، سوال دوم

146
00:11:54,213 --> 00:11:55,589
خانواده‌ات چطـور هستن ؟

147
00:11:56,382 --> 00:11:58,300
- اونا مـردن
- اوه

148
00:11:59,051 --> 00:12:00,553
... رایلا ، قصـد نداشتم که

149
00:12:02,513 --> 00:12:03,472
اشکـالی نداره.

150
00:12:05,349 --> 00:12:08,352
، خب ، شایـد الان بهترین موقع نباشه که به زبون بیـارمش

151
00:12:08,477 --> 00:12:10,980
ولـی مطمئنی که از آب نمیتـرسی ؟

152
00:12:11,021 --> 00:12:12,231
با سوالات خسـته شدم

153
00:12:12,273 --> 00:12:15,192
... میـدونم، فقـط
آب قراره کـه ... نگاه کن!

154
00:12:17,903 --> 00:12:18,904
فکـر نمیکنم وقتش باشه

155
00:12:18,904 --> 00:12:21,949
ازش مـیترسم. منو مریـض میکنه.
همـه‌جور حسـه بدیو داره.

156
00:12:23,117 --> 00:12:25,286
خیلی دیـر شده، صبـر کن.

157
00:12:33,043 --> 00:12:34,670
! سفت نگـه‌اش دارید

158
00:12:42,470 --> 00:12:44,513
خواهـرت بهترش میکنه

159
00:12:45,806 --> 00:12:48,851
هاروو بهـم گفت که اون هیچوقت قـوی یا شجـاع

160
00:12:48,934 --> 00:12:50,895
کـه ملکه سارای باور داشت نبود.

161
00:12:50,936 --> 00:12:54,523
ولـی اون تلاش میکرد تا شجـاع‌تر و قـوی‌تر بشه

162
00:12:54,607 --> 00:12:57,109
تا با چیـزی که اون درش دیـده بود بتونه زندگی کنه.

163
00:12:59,236 --> 00:13:01,864
اون مـهربون و صـبور بود.

164
00:13:03,073 --> 00:13:05,534
مگـه اینکه، البته
تو آخـرین ژله ترششـو میگرفتی.

165
00:13:07,870 --> 00:13:10,456
من فقـط اون اشتباهو یکبـار انجام دادم.

166
00:13:12,750 --> 00:13:15,503
یک شیرینـی دوست و مشت آهـنین.

167
00:13:16,587 --> 00:13:20,466
ژنـرال آمایا، معذرت میخوام بخاطـر اتفاقـی که در اتاق پادشـاهی افتاد.

168
00:13:21,133 --> 00:13:22,927
بهـم کمک کردید که حقیقتو ببینم.

169
00:13:24,053 --> 00:13:25,971
و چـرا انقدر سخت بود؟

170
00:13:26,931 --> 00:13:32,269
من توسـط عشق ورزیدن به پادشـاهی و بشریت کور شده بودم.

171
00:13:34,146 --> 00:13:36,607
نگهبـانا، یه پسـر پایدار‌ رو آوردند ، سریعا.

172
00:13:37,191 --> 00:13:40,027
... من با یـه توده نر غول پیکـر مواجه شـدم

173
00:13:41,487 --> 00:13:42,446
انداختمـش

174
00:13:44,281 --> 00:13:45,950
شـاهزاده ها اول میان

175
00:13:46,033 --> 00:13:48,786
پیدا کردنشـون قطعا بالاتـرین اولویت

176
00:13:48,911 --> 00:13:51,705
- در پادشـاهیه کاتیلوسه.
- خوبـه.

177
00:13:52,289 --> 00:13:53,666
راه منـو میبینی.

178
00:13:55,125 --> 00:13:57,545
با یـه مهمـونیه رهایی هنگام غروب آفتـاب کنار میـرم.

179
00:13:58,337 --> 00:14:00,756
... البـته ، امـا اجازه بدید که ب‍ـپرسم

180
00:14:00,840 --> 00:14:02,383
چه اتفاقـی برای بـریچ می افته؟

181
00:14:03,425 --> 00:14:06,554
شما خـودتون گفتید
که چـقدر شرایط دشواره.

182
00:14:06,637 --> 00:14:09,181
بدون شما اونـجا فرمانـده‌ای قلعه وجود نداره

183
00:14:09,265 --> 00:14:12,434
باور دارید، از صـمیم قلبتون
که مرز ایستـادگی میکنه ؟

184
00:14:13,435 --> 00:14:14,895
منظـورتو برسون.

185
00:14:15,479 --> 00:14:18,899
اگـه بریـچ سقوط کنه،
دشمـنان به کاتیلوس سرازیر میشـن

186
00:14:18,983 --> 00:14:23,654
و من به سخـتی میتونم مرگ و خرابـی هایی رو تصـور کنم که بدنبـال خواهد داشت.

187
00:14:24,530 --> 00:14:26,156
بعـد چه پیشنهـادی میدی ؟

188
00:14:26,282 --> 00:14:30,661
شما به مـرز برمیگردید، سریـعا ایستادگی میکنید
اونجا جاییـه که خیلی بهش نیاز دارید.

189
00:14:30,744 --> 00:14:33,455
یـک فرقه از بهترین ما
بلافاصـله فرستاده میشه

190
00:14:33,581 --> 00:14:35,040
تا شاهـزاده هارو پیدا کنه.

191
00:14:35,124 --> 00:14:38,460
و درصورتـی که به اهداف من شک کردید

192
00:14:39,336 --> 00:14:42,506
فرزنـدان خودمو به وظیفه میگیـرم،
سورن و کلادیـا رو

193
00:14:42,631 --> 00:14:44,550
با رهبـریِ امـداد و نجـات

194
00:14:45,092 --> 00:14:47,386
من به اهـدافت شک دارم.

195
00:14:48,095 --> 00:14:52,057
من به بریـچ برمیگردم،
ولی بچـه‌هات نج‍ـات رو رهبری نمیکنن.

196
00:14:52,641 --> 00:14:54,602
... ماموریـت اخصاص داده میشه بـه

197
00:14:55,853 --> 00:14:57,104
فـرمانده گرن

198
00:14:57,897 --> 00:15:01,066
این ... اینـکه منم.
من فرمانـده گرنم.

199
00:15:11,160 --> 00:15:14,413
با ترسـت روبه‌رو شـدی.
احسـاس بهتری نسبت به آب داری الان ؟

200
00:15:14,496 --> 00:15:17,333
من هیچوقـت احساس بدی نسبت به آب نداشتم

201
00:15:17,416 --> 00:15:19,960
هـ‌م ، خب بهرحال
ما اوقات خوبیو میگذرونیم

202
00:15:20,044 --> 00:15:23,505
هـعی بچه‌ها ؟ کسـی بیت رو ندیده ؟

203
00:15:34,266 --> 00:15:38,020
! بیـت ! برگـرد اینجا
دست و پازدن قورباغـه‌ای رو انجام بده.

204
00:15:46,904 --> 00:15:49,156
میـدونی که قرار نیست داخـل آب بری.

205
00:15:49,740 --> 00:15:51,241
چه فاجـعه‌ای.

206
00:15:51,325 --> 00:15:55,871
میدونم ، درسته ؟ جورابام خیـس شدن.
! یـه فاجعـه

207
00:15:55,955 --> 00:15:57,665
! یـه فاجعه خیس

208
00:15:59,375 --> 00:16:01,627
آه‍ ، کالـوم ؟

209
00:16:08,217 --> 00:16:11,595
سلام طلسـم اقیانوس.
من هیچوقـت روشن شدنشو ندیده بودم.

210
00:16:14,139 --> 00:16:16,100
... صبر کن، چرا طلسـم اقیانوس باید

211
00:16:21,647 --> 00:16:22,856
اوه، فهمیـدم.

212
00:16:39,707 --> 00:16:44,461
- !بچـه‌ها ، پشت سرتون، بیت تو دردسـره
- چـی ؟

213
00:16:44,545 --> 00:16:46,547
! بیت به کمـک احتیاج داره

214
00:16:46,672 --> 00:16:47,923
بیت عطـسه میکنه ؟

215
00:16:48,007 --> 00:16:51,677
نه اون میـگه بیت بوی زانو میـده

216
00:16:51,760 --> 00:16:53,012
خب ، این معنیـو میده‌.

217
00:16:53,095 --> 00:16:54,013
! نـه

218
00:17:01,437 --> 00:17:03,063
این بعهـده منه ، نه؟

219
00:17:03,147 --> 00:17:04,940
البتـه که هست

220
00:17:05,983 --> 00:17:09,278
خدافـظ ، زمین جـامد عزیز.
به سخـتی شناختمت.

221
00:17:16,326 --> 00:17:18,245
زود باش رایـلا ، بخاطر قورباغـه انجامش بده‌

222
00:17:18,287 --> 00:17:20,372
غورباقـه بداخلاقی که ازت مـتنفره.

223
00:17:21,165 --> 00:17:22,166
از اینـجا میره.

224
00:18:04,416 --> 00:18:06,710
یه ایـده دارم.
! رایلا ، بپـر

225
00:18:06,794 --> 00:18:08,462
- ... ولی تو نمیدونـی که چجوری
- بپـر

226
00:18:32,528 --> 00:18:35,864
من دستوراتی رو به کرووس سپردم که شـاه هاروو درگذشـتِ.

227
00:18:36,824 --> 00:18:39,827
آیا لـرد وایرن آگاهه که
کرووس شاهـزاده‌هارو ردیابی میکنه ؟

228
00:18:40,702 --> 00:18:41,912
نه.

229
00:18:42,496 --> 00:18:44,248
به وایـرن اعتماد نکنید

230
00:18:44,373 --> 00:18:47,292
شایـد یک ماه از الان
شایـد یک سال

231
00:18:47,376 --> 00:18:49,920
ولـی اون از پشت بهتون خنجر میزنه.

232
00:18:51,713 --> 00:18:52,798
مراقب خواهم بود

233
00:19:15,612 --> 00:19:19,241
ازتون انتظـار دارم که وقتی شاهـزاده ها پیدا شن آگاه شید ، و در امان باشند.

234
00:19:19,324 --> 00:19:20,325
البتـه

235
00:19:22,411 --> 00:19:24,705
من بلافاصـله دستورات‌رو به بریـچ میفرستم.

236
00:19:29,668 --> 00:19:32,171
اوه گـرن،
خبرای بد.

237
00:19:32,254 --> 00:19:34,131
تغییـراتی در نقشه وجود داره

238
00:19:34,214 --> 00:19:37,217
درمـورد چی داری حرف میزنی ؟
درمـورد چی داره حرف میزنه ؟

239
00:19:37,301 --> 00:19:41,847
اوه ، من تصمیـم گرفتم که از ماموریت برکنارت کنم.
سورن امـدادو نجات رو رهبری میکنه.

240
00:19:41,930 --> 00:19:46,435
چـی ؟ ژنرال آمایا کاملا مشخـص کرد که من باید اینرو رهبری کنم.

241
00:19:46,476 --> 00:19:49,521
اوه ، شاید یه سوئتفـاهم پیش اومده باشه ؟

242
00:19:49,605 --> 00:19:52,566
سورن ، یه جلسـه برگزار کن برای فرمانده گرن و من

243
00:19:52,608 --> 00:19:55,485
تا درمورد نگرانی هاش بحث کنیم.

244
00:19:56,028 --> 00:19:57,696
جـایی ساکت

245
00:19:57,738 --> 00:19:59,781
میگی، دوروبر ساعت نُـه ؟

246
00:20:00,657 --> 00:20:04,286
بله ، خیلی خوبه.
ساعت نه وقته مناسبیه برای من.

247
00:20:04,828 --> 00:20:05,954
خیلی خـوبه.

248
00:20:11,793 --> 00:20:13,170
شـجاعانه بود ، رایلا.

249
00:20:13,253 --> 00:20:16,173
نه، من قبلنم بهت گـفته بودم
من از آب میترسـم‌.

250
00:20:16,256 --> 00:20:18,967
به همین دلیل کـاری که انجام دادی خیلـی قهرمانانـه بود.

251
00:20:19,051 --> 00:20:20,677
اوه، ممنـونم.

252
00:20:20,761 --> 00:20:23,263
چرا قبلا بهـمون درباره ترست نمیگفـتی ؟

253
00:20:23,388 --> 00:20:25,390
اشکالی نداره که از بـعضی چیزا بترسی.

254
00:20:28,644 --> 00:20:31,313
حـدس میزنم که فقط از ترسیدن ، میترسـم.

255
00:20:31,396 --> 00:20:32,898
خب ، این یجـورایی غیر مستقیمه.

256
00:20:32,981 --> 00:20:37,694
ولی، هعی، شایان ذکـره که تو وحشت زده نمیشی از ترسیدن و ترس برداشتـن.

257
00:20:38,320 --> 00:20:39,404
عمیـقه.

258
00:20:39,529 --> 00:20:40,739
امـا احمقانه بود.

259
00:20:41,323 --> 00:20:46,119
موضـوع اینه که، موون شادو الف‌ها قرار نیست هیچـوقت ترس از خودشـون نشـون بدن‌.

260
00:20:46,203 --> 00:20:47,412
ناراحت کـننده‌ست.

261
00:20:47,454 --> 00:20:48,914
این راه و روشـه ماست

262
00:20:49,998 --> 00:20:53,919
خوانـوادم واقعا نمرده‌ان،
امـا آرزو میکنم که مرده بودن.

263
00:20:54,002 --> 00:20:55,128
اونا بـزدلن.

264
00:20:55,212 --> 00:20:56,630
منظورت چیـه؟

265
00:20:56,713 --> 00:21:00,384
خوانـوادم بخشی از یک نیروی نخبـه بودن،
گارد اژدهـا

266
00:21:00,509 --> 00:21:04,721
یازده جنگجـوی نخبه و ماهـر که برگـذیده میشن تا از تخمـه شاهـزاده اژدهـا محافظت کنن.

267
00:21:04,763 --> 00:21:08,433
طـوفان اژدهایان تنهـا هر هزارسال ، سالی یک تخـم بوجود میاره.

268
00:21:08,517 --> 00:21:11,311
پس اون تخـم بسیار کمیاب و نادره.

269
00:21:12,271 --> 00:21:14,898
امـا وقتی انسان ها اومدن و پادشاه اژدهارو کشـتن

270
00:21:14,982 --> 00:21:19,528
گـارد اژدها، خوانـوادم،
در انجـام وظیفشون شکست خوردن.

271
00:21:19,611 --> 00:21:23,031
اونا فـرار کردن
من خیلی خجـالت زده شدم.

272
00:21:24,283 --> 00:21:26,743
رایـلا، من واقعـا معذرت میخوام بخاطر کاری که انسانا انجـام دادن.

273
00:21:27,327 --> 00:21:30,122
خب، متوجـه شدی که
بخاطر همین من بایـد همه چیزو درست کنم.

274
00:21:30,163 --> 00:21:33,292
وقتـی برای اولین بار اومدم اینجا
درجستجـوی انتقام بودم.

275
00:21:33,333 --> 00:21:36,753
ولی وقتیـکه تخـم رو دیدم،
همـه چیز عـوض شد.

276
00:21:36,878 --> 00:21:38,964
حالا، این یه سفـر رستگاریه.

277
00:21:40,173 --> 00:21:42,342
دراین کنـار همیم.

278
00:21:43,844 --> 00:21:45,053
اوه ، نه.

279
00:21:45,178 --> 00:21:47,514
بنظـر میرسه قایقمون داره دور میـشه.

280
00:21:47,639 --> 00:21:51,476
از دسترس من خـارج شده.
حالا چکـار کنیم ؟

281
00:21:56,898 --> 00:22:00,402
- خدافـظ قایق
- ممنـون.

282
00:22:03,030 --> 00:22:05,240
خب ، قضـیه ربان روی مچ دستت چیه ؟

283
00:22:05,324 --> 00:22:06,533
معـنی خاصی میده ؟

284
00:22:06,658 --> 00:22:08,076
... اوه ، آهـ

285
00:22:08,660 --> 00:22:11,038
نـه ، زینتیـه.

286
00:22:11,121 --> 00:22:12,164
زینتـیه ؟

287
00:22:12,289 --> 00:22:15,584
آره. چیزای موون شادو الفیـه، بگمونم.

288
00:22:15,667 --> 00:22:17,711
مـم، خیلی خب.

289
00:22:26,470 --> 00:22:30,098
پنـج دقیقه از نـه گذشت.
برای تردیـدهام عذرخواهی میکنم.

290
00:22:30,682 --> 00:22:32,100
فقـط پنج دقیقـه بود.

291
00:22:32,893 --> 00:22:35,354
پس، نگرانی‌هات چی هستن؟

292
00:22:35,437 --> 00:22:36,688
... خب

293
00:22:36,772 --> 00:22:38,148
شمـا ماموریت رو ازم گرفـتید.

294
00:22:38,231 --> 00:22:40,817
هـم ، اشاره شد.‌
ادامـه بده.

295
00:22:40,901 --> 00:22:44,321
منو تو این سیاه چـال انداختید.

296
00:22:44,946 --> 00:22:48,533
آه ، متوجـه‌ام.
چیز دیگـه‌ای نیست ؟

297
00:22:48,617 --> 00:22:52,454
آهـ، نه. ولی ... نه.
حدس میزنم هردوتاش مهمـترین بودن‌.

298
00:22:52,579 --> 00:22:55,457
ممنـونم. نظراتت هدیه هستن.

299
00:22:55,540 --> 00:22:58,752
... پـدر ، این درمورده زندانیـه دیگمونه

300
00:23:03,924 --> 00:23:05,842
اون هـنوز از خوردن امتناع میکـنه

301
00:23:06,927 --> 00:23:10,847
پس بزار گرسنـه بمونه.
