﻿1
00:00:17,600 --> 00:00:19,936
...آنچه در شـاهزاده اژدهـا گذشت

2
00:00:21,479 --> 00:00:23,606
انسان ها و الف ها به همدیگه اعتماد ندارن

3
00:00:23,690 --> 00:00:26,985
این تغییری نمیکنه تا وقتی که این تخمو برداریم و به زیدیا ببریمش

4
00:00:27,819 --> 00:00:30,155
رایلا ، ما خودمونو محدود کردیم

5
00:00:30,196 --> 00:00:32,115
تنها یک راه برای رهایی وجود داره

6
00:00:33,783 --> 00:00:36,619
یک فرقه از بهترینمون
سریعا فرستاده میشه

7
00:00:36,703 --> 00:00:37,579
تا شاهزاده هارو پیدا کنن.

8
00:00:38,163 --> 00:00:40,081
من بچه های خودمو به وظیفه میگیرم

9
00:00:40,165 --> 00:00:43,460
سورن و کلادیا رو
با رهبری کردن گروه امداد و نجات.

10
00:00:46,212 --> 00:00:48,214
گوش کن، ازت میخوام که تخمو بهم بدی.

11
00:00:48,256 --> 00:00:50,425
باید به جای مناسب ببرمش

12
00:00:50,550 --> 00:00:51,593
چی؟
چرا ؟

13
00:00:51,676 --> 00:00:53,636
بهم اعتماد کن‌

14
00:01:16,451 --> 00:01:23,208
« شــاهزاده اژدهــا »

15
00:01:25,335 --> 00:01:29,547
« کتاب اول : مـاه »
« بخش ششم : از میان یـخ »

16
00:02:30,984 --> 00:02:33,153
ازم میترسی ، کوچولوی بانمک.

17
00:02:37,866 --> 00:02:42,495
ممنونم، کوچولو. ولی دستام یه مشکلی دارن که تو نمیتونی از بین ببریش.

18
00:02:43,663 --> 00:02:45,206
موضوع چیه ؟

19
00:02:50,795 --> 00:02:52,755
هیچوقت یک الف رو به دام ننداخته بودم

20
00:02:53,256 --> 00:02:54,174
ساده‌تر از چیزی بود که فکر میکردم‌

21
00:03:12,317 --> 00:03:14,986
کالوم ؟ فکر کنم تنها شدیم.

22
00:03:16,446 --> 00:03:20,533
بالاخره ... اوه، منتظر این لحظه بودم.

23
00:03:20,575 --> 00:03:21,576
کالوم ؟

24
00:03:21,701 --> 00:03:25,246
نفست هنوز بوی کره بادوم زمینی میده.

25
00:03:25,371 --> 00:03:26,456
! کالوم

26
00:03:27,123 --> 00:03:29,751
- چیه ... چیه ؟
- ! پاشو ، رایلا گم شده

27
00:03:29,834 --> 00:03:31,961
اوه، نه، برداشدتش ؟

28
00:03:32,045 --> 00:03:33,296
تخم هنوز اینجاست

29
00:03:33,379 --> 00:03:35,381
باشه، خوبه.

30
00:03:35,465 --> 00:03:37,133
میدونی که، این هنوز دلیلی نمیشه که بتونیم بهش اعتماد کنیم.

31
00:03:37,175 --> 00:03:39,302
ولی من ازش خوشم میاد کالوم.

32
00:03:39,385 --> 00:03:42,430
هعی منم ازش خوشم میاد‌.
...ولی موضوع اینجاست که، اون یه

33
00:03:42,513 --> 00:03:44,390
یه الفه ؟ کی اهمیت میده ؟

34
00:03:44,474 --> 00:03:47,602
بنظر میرسه شاید هرچیزی که ما درباره‌ی الفا شنیدیم اشتباه بوده.

35
00:03:47,685 --> 00:03:50,146
نه، میخواستم بگم،
...موضوع اینه که

36
00:03:50,230 --> 00:03:51,814
اون همه چیزو بهمون نمیگه.

37
00:03:52,315 --> 00:03:53,650
میتونم احساس کنم

38
00:04:18,299 --> 00:04:20,635
پسرارو بصورت صلح آمیزه بهم بده
و میزارم که بری.

39
00:04:20,760 --> 00:04:22,136
زندانیاتو آزاد کن

40
00:04:22,220 --> 00:04:24,055
اونا زندانی نیستن

41
00:04:24,180 --> 00:04:26,266
اونا خودشون انتخاب کردن تا باهام سفر کنن

42
00:04:26,391 --> 00:04:29,060
چی ؟ چرا اونا باید بهت اعتماد کنن ؟

43
00:04:30,436 --> 00:04:34,315
! بخاطر اینکه ما در این ماجرا باهمیم
اونا الان دوستام هستن.

44
00:04:34,440 --> 00:04:37,151
! دوست ؟ تو پدرشونو کشتی

45
00:04:37,235 --> 00:04:39,153
من کسیو نکشتم

46
00:04:39,195 --> 00:04:41,656
رهبرت انجام داد.
فرقش چیه ؟

47
00:04:52,625 --> 00:04:54,544
صبرکن، اونا نمیدونن، مگه نه ؟

48
00:05:03,803 --> 00:05:05,430
وقتی بفهمن ازت متنفر میشن.

49
00:05:05,513 --> 00:05:06,681
! خفه شو

50
00:05:28,953 --> 00:05:33,666
پیروزیتو مزه کن الف.
دفعه بدی خیلی خوش شانس نیستی.

51
00:05:33,750 --> 00:05:35,585
! به بچهای داخل گودال بگو

52
00:05:41,132 --> 00:05:45,386
خب، میدونستی یجورایی تو خواب حرف میزنی؟

53
00:05:46,179 --> 00:05:48,431
رویای چیو داشتی میدیدی ؟

54
00:05:48,514 --> 00:05:49,640
...آهـ

55
00:05:49,724 --> 00:05:53,019
یادم نمیاد، چرا ؟ منکه، مثلا
اسم کسیرو بلند نگفتم که، نه ؟

56
00:05:53,102 --> 00:05:56,022
...نه ولی داشتی یچیزی درباره کره بادوم زمینی میگفتی

57
00:05:56,105 --> 00:05:57,565
ساندویچ.

58
00:05:57,607 --> 00:05:59,150
بعله. حالا یادم میاد.

59
00:05:59,233 --> 00:06:00,985
من یه رویا درمورد ساندویچ داشتم

60
00:06:01,652 --> 00:06:05,281
! بنظر میرسید خیلی درمورد ساندویچ اشتیاق داشتی

61
00:06:07,033 --> 00:06:10,286
میدونی چیه ؟ چند سال دیگه
وقتی که بزرگتر شدی رفیق

62
00:06:10,370 --> 00:06:13,956
میشینیم و صحبتای عاشقانه درمورد ساندویچـا میکنیم.

63
00:06:19,420 --> 00:06:21,005
! برید، برید، برید
باید حرکت کنیم.

64
00:06:21,089 --> 00:06:23,049
چه خبر شده ؟ کجا بودی ؟

65
00:06:23,132 --> 00:06:24,801
باید اول یچیزی بخوریم.

66
00:06:24,884 --> 00:06:27,345
ببین بیت چقدر بدخلق شده الان

67
00:06:27,470 --> 00:06:29,222
! آهـ، وقتی نمونده

68
00:06:29,305 --> 00:06:30,723
باید همین الان راه بیافتیم

69
00:06:30,765 --> 00:06:33,142
رایلا چرا ؟
... حداقل باید توضیح بدی که

70
00:06:33,226 --> 00:06:36,145
من مجبور نیستم چیزی رو بهت توضیح بدم.
! بزنید بریم

71
00:06:37,355 --> 00:06:38,439
! خیلی خب، خیلی خب

72
00:07:02,046 --> 00:07:04,173
من عاشقه دیدارهای اینجا هستم.

73
00:07:04,215 --> 00:07:07,343
یه تمرین پای خوب دارم با بالا اومدن این همه پله.

74
00:07:08,010 --> 00:07:11,180
مسائل مهمی داریم که باید درموردش بحث کنیم.
تلاش و تمرکز کن.

75
00:07:11,264 --> 00:07:12,473
مشکلی نیست.

76
00:07:12,515 --> 00:07:15,101
توجه منو به خودت جلب کردی.

77
00:07:15,935 --> 00:07:19,313
این عصر، تو و خواهرت برای یه ماموریت میرید.

78
00:07:19,355 --> 00:07:21,190
جستجو برای شاهزاده‌ ها

79
00:07:21,274 --> 00:07:25,361
اوه، آره.
راه خوبی برای سوزوندنه.
« منظورش اینه که کار راحتیه »

80
00:07:25,445 --> 00:07:29,282
نتیجه ماموریت شما برای آینده پادشاهیمون مهم و بحرانیه.

81
00:07:29,365 --> 00:07:31,451
داریمش، پیداشون میکنیم.

82
00:07:32,326 --> 00:07:33,953
مطمئنم که میکنی.

83
00:07:34,036 --> 00:07:37,915
ولی در این موقعیت یذره نکات دقیقی وجود داره.

84
00:07:38,040 --> 00:07:40,042
روحمم خبر نداره نکات دقیق چی هستن.

85
00:07:41,461 --> 00:07:42,879
با دقت گوش کن

86
00:07:42,962 --> 00:07:47,425
باید با خبری برگردی که در اون شاهزاده ها مردن.

87
00:07:47,467 --> 00:07:48,759
صبرکن

88
00:07:48,843 --> 00:07:50,720
معذرت میخوام ؟

89
00:07:51,596 --> 00:07:55,016
فکر کنم سرم برعکس بود،
مسائل و باهم قاطی کردم.

90
00:07:55,141 --> 00:07:56,392
میتونی دوباره تکرارش کنی ؟

91
00:07:56,476 --> 00:08:02,982
باید با خبرای وحشتناکی برگردی که در اون هردو شاهزاده مردن.

92
00:08:08,362 --> 00:08:10,531
صبرکن ، این مسیر خیلی ساده‌‌ست.

93
00:08:11,115 --> 00:08:14,243
نه ، نیست‌.
دقیقا یکم ساده‌ست.

94
00:08:14,285 --> 00:08:17,455
نه، خیلی فرسوده و مسطح و نرمه‌‌

95
00:08:18,331 --> 00:08:21,375
دیر یا زود،
میخوایم از دست کسی فرار کنیم.

96
00:08:24,253 --> 00:08:28,216
باید از اونجا بریم بالا.
زمین سفتتر برامون امنتره‌.

97
00:08:28,299 --> 00:08:29,509
سفتر، بهتر.

98
00:08:29,592 --> 00:08:32,094
- وحشتناک بنظر میرسه.
- دقیقا.

99
00:08:32,136 --> 00:08:33,596
این به اندازه کافی سفت هست‌.

100
00:08:34,180 --> 00:08:36,974
نظری در این باره داری که این تخم چقدر سنگینه ؟

101
00:08:37,016 --> 00:08:38,726
آهـ، نه، ندارم.

102
00:08:38,809 --> 00:08:40,811
چون بهم اعتماد نمیکنی که بیارمش.

103
00:08:40,895 --> 00:08:42,522
خب، باید بهت اعتماد کنیم ؟

104
00:08:42,605 --> 00:08:44,315
تاحالا واقعیتو درباره همه چیز بهمون گفتی ؟

105
00:08:44,357 --> 00:08:48,694
خیلی خب، به حمل کردن تخم بسیار سنگین ادامه بدید.

106
00:08:49,529 --> 00:08:52,949
ولی نق زدنو بس کنید.
بالاخره از این راه میریم.

107
00:08:57,036 --> 00:08:58,246
خب صبر کن

108
00:08:58,329 --> 00:09:01,374
...اگه با اخباری برگردیم که در اون شاهزاده‌ ها مردن

109
00:09:01,874 --> 00:09:03,626
به این معنی نیست که شکست خوردیم ؟

110
00:09:04,335 --> 00:09:07,630
جنگ بعدی سرنوشت انسانیت رو مشخص میکنه.

111
00:09:07,713 --> 00:09:10,550
تاریخ به یک نقطه سرگردون تبدیل میشه.

112
00:09:10,633 --> 00:09:13,553
پس تو داری میگی
مسائل میتونن به هردو صورت باشند ؟

113
00:09:13,636 --> 00:09:15,012
دقیقا

114
00:09:15,096 --> 00:09:16,806
مثل یک الاکلنگ

115
00:09:18,516 --> 00:09:19,559
بله‌.

116
00:09:19,642 --> 00:09:22,395
تاریخ شبیه یک ... الاکلنگه.

117
00:09:23,813 --> 00:09:26,566
اگه به اندازه کافی قوی باشیم که تصمیمات درستو بگیریم،

118
00:09:26,649 --> 00:09:28,943
انسان‌ها شاید به زیدیا برگردن

119
00:09:29,026 --> 00:09:33,406
و سرزمین های جادویی بزرگی که به درستی برای خودمون هستند رو پس بگیرن.

120
00:09:33,489 --> 00:09:36,075
... ولی اگه توسط یک بچه شاه هدایت بشیم

121
00:09:36,200 --> 00:09:38,536
تصمیمات بدی میگیره ؟

122
00:09:38,619 --> 00:09:41,455
! تصمیمات ضعیفی میگیره

123
00:09:41,581 --> 00:09:43,833
... تاریخ مسیر اشتباهی رو بیان میکنه

124
00:09:43,916 --> 00:09:47,003
و نیروهای زیدیا نه تنها کاتیلوس،

125
00:09:47,086 --> 00:09:49,046
! بلکه پنج قلمروی پادشاهی رو نابود میکنن

126
00:09:49,171 --> 00:09:53,342
خیلی خب، پس قراره من با خبرایی برگردم که درش اونا مردن.

127
00:09:54,343 --> 00:09:56,512
... چیزی که متوجه نمیشم اینه که

128
00:09:57,179 --> 00:10:00,016
قراره چکار کنم وقتی زنده پیداشون کردیم ؟

129
00:10:00,099 --> 00:10:01,434
... اوه

130
00:10:01,475 --> 00:10:03,686
متوجه خواهی شد که کار درست رو باید انجام بدی.

131
00:10:04,395 --> 00:10:07,523
... کار درست، من

132
00:10:07,565 --> 00:10:09,191
نمیدونم که بتونم انجامش بدم

133
00:10:09,275 --> 00:10:13,946
اون بیرون، در جنگل،
تصادفات هر روز اتفاق می افتن.

134
00:10:14,071 --> 00:10:16,365
تصادفات مرگبار.

135
00:10:17,533 --> 00:10:18,784
پسرم

136
00:10:19,535 --> 00:10:23,623
این آسون نخواهد بود، ولی تو قوی هستی.

137
00:10:23,706 --> 00:10:26,125
حالا، به هیچکس نگو.
حتی کلادیا‌

138
00:10:26,792 --> 00:10:29,712
باید این بار سنگین رو تنها رو دوشت حمل کنی.

139
00:10:34,425 --> 00:10:38,346
این یه مسئولیتیه برای من تا تاج و تخت رو بگیرم.

140
00:10:38,471 --> 00:10:42,600
و روزی اون تاج و تخت متعلق به تو خواهد شد.

141
00:10:46,646 --> 00:10:48,064
! خیلی خب

142
00:10:48,105 --> 00:10:51,275
بیاید توقف کنیم و یه چیزی بخوریم.
گشنمه.

143
00:10:53,235 --> 00:10:54,445
... آه

144
00:10:55,905 --> 00:10:57,406
اوه، نه.

145
00:10:57,490 --> 00:10:59,241
- من غذارو ندارم.
- چی ؟

146
00:10:59,325 --> 00:11:03,412
تو یه وظیفه داشتی
که غذای فاسد انسانیتو حمل کنی.

147
00:11:03,496 --> 00:11:04,830
چجوری تونستی ولش کنی ؟

148
00:11:04,914 --> 00:11:06,165
! تو بهمون هجوم آوردی

149
00:11:06,290 --> 00:11:09,752
... سرمون داد زدی ،
و مجبورم کردی که ولش کنم.

150
00:11:09,835 --> 00:11:11,295
اوه ، درسته

151
00:11:11,420 --> 00:11:13,756
... چونکه من داد زدن سر سه چیزو یادم میاد

152
00:11:13,839 --> 00:11:16,592
بجنبید ، بجنببد.
بزنید بریم، بریم، بریم.

153
00:11:16,676 --> 00:11:20,805
و اینکه "  هرچیزی که برای بقا لازم دارید رو رها کنید. "

154
00:11:22,014 --> 00:11:24,850
حالا باید چکار کنیم ؟
! بدون غذاییم

155
00:11:25,559 --> 00:11:30,314
خب، بگمونم باید آبمیوه ماهمو باهاتون تقسیم کنم.

156
00:11:30,356 --> 00:11:33,526
که با مواد فوق مغذی بسته بندی شده
... و من هنوز یه عالمه ازش دارم

157
00:11:34,110 --> 00:11:35,486
! هنوزم یه عالمه ازش داشتم

158
00:11:35,611 --> 00:11:37,905
! یه نفر همشو خورده
کی سراغ وسایلم رفته ؟

159
00:11:37,947 --> 00:11:40,741
- ! من به خرتو پرتات دست نزدم
- ! به من نگاه نکن

160
00:11:40,825 --> 00:11:42,076
خب، منکه نخوردمش

161
00:11:42,201 --> 00:11:44,704
اگه یکی از شما ندزدیدیتش، پس کار کی بوده ؟

162
00:11:46,664 --> 00:11:47,540
صبر کن.

163
00:11:48,541 --> 00:11:50,876
... این غورباقه کوچولو هیولا

164
00:11:51,919 --> 00:11:54,672
! بیت اینکارو انجام نمیده
حقی نداری که مقصر بدونیش

165
00:11:54,755 --> 00:11:56,632
! گردن اون ننداز

166
00:11:56,716 --> 00:11:58,134
! نگاه کن چقدر میدرخشه

167
00:11:58,175 --> 00:12:01,721
خب ، بیت بستگی به احساسی که داشته باشه میدرخشه

168
00:12:01,804 --> 00:12:07,226
مثلا، اون یه رنگ داره وقتیکه تنهاست
یا وقتی گرسنش باشه یجور دیگه میدرخشه.

169
00:12:07,309 --> 00:12:09,645
یا عصبانی باشه.
! یا گرسنه عصبانی باشه

170
00:12:09,687 --> 00:12:11,981
... این برای وقتیه که تو خیلی گشنت باشه که عصبانی باشی

171
00:12:12,064 --> 00:12:14,775
! میدونم گرسنه عصبانی چه معنی‌ای میده

172
00:12:15,735 --> 00:12:18,404
خب این رنگ یعنی چی ؟

173
00:12:19,655 --> 00:12:24,243
همم، درواقع، هیچوقت ندیدم اینجوری بدرخشه.

174
00:12:24,326 --> 00:12:27,413
... نوعی رنگ ، قرمز مانند، رنگین کمونی
توت رنگ مانند هستش.

175
00:12:28,956 --> 00:12:30,040
آره، اون خورده.

176
00:12:32,877 --> 00:12:34,545
بگمونم اون گرسنه عصبانیه

177
00:12:34,587 --> 00:12:37,381
! من قطعا عصبانیم
« درهم برهم گفت »

178
00:13:05,326 --> 00:13:07,745
ذات واقعیت رو بهم نشـون بده.

179
00:13:15,085 --> 00:13:16,086
هیچی ؟

180
00:13:16,212 --> 00:13:18,255
تو یه آینه جادوییه لجبازی

181
00:13:18,380 --> 00:13:20,424
فکر میکنی من اونو امتحان نکردم ؟

182
00:13:20,466 --> 00:13:22,927
من هفت نوع طلسم آشکار شدنه مختلف رو اجرا کردم.

183
00:13:23,052 --> 00:13:24,804
همشون شکست خوردن.

184
00:13:24,845 --> 00:13:29,391
در آخر ، هیچ چیزی جز چهره نا امیدمو که بهم خیره شده بود رو ندیدم

185
00:13:29,475 --> 00:13:31,560
خب ، شاید ففط یه آینه باشه.

186
00:13:32,686 --> 00:13:35,564
از همه‌ی گنجینه ها و مصنوعات و آثار

187
00:13:35,606 --> 00:13:38,275
... محل استراحت شاه اژدها و ملکه

188
00:13:38,400 --> 00:13:40,736
اونا این آینرو جایی که میخوابیدن نگه میداشتن.

189
00:13:42,112 --> 00:13:43,405
حتما باید خیلی مهم باشه.

190
00:13:43,489 --> 00:13:46,367
بعد ازش سردرمیاریم.
هرچی که براش لازم بشه.

191
00:13:47,409 --> 00:13:49,995
شنیدی اونو، آینه ؟
درجریان قرار میدمت‌.

192
00:13:51,413 --> 00:13:54,083
یجورایی عجیبه که آینه این رو بهم برگردوند.

193
00:13:54,166 --> 00:13:56,252
مثل اینکه در جریان گذاشت منو.

194
00:13:57,336 --> 00:13:59,380
ما مسئله مهمی داریم که درموردش بحث کنیم

195
00:13:59,463 --> 00:14:00,756
مأموریتت

196
00:14:00,840 --> 00:14:02,842
- نجات دادن شاهزاده ها.
- بله،

197
00:14:02,925 --> 00:14:06,679
اما تو یه ماموریت دیگه خواهی داشت که خیلی مهم تر خواهد بود.

198
00:14:06,762 --> 00:14:07,721
کلادیا

199
00:14:08,305 --> 00:14:10,850
باید تخم اژدهارو دوباره به دست بیاری‌

200
00:14:10,933 --> 00:14:13,936
اونا تخم رو پیش خودشون دارن،
پس نباید مشکلی باشه.

201
00:14:14,019 --> 00:14:15,396
...شاهزاده ها، تخم

202
00:14:15,521 --> 00:14:19,024
من برای ماموریت سومیم جا دارم اگه وقتی بیرون بودیم به چیز دیگه ای احتیاج داشتی.

203
00:14:19,066 --> 00:14:21,110
تخم نباید تو دستای اشتباهی بیافته.

204
00:14:21,193 --> 00:14:23,946
خیلی قدرتمنده و خیلی خطرناک.

205
00:14:24,029 --> 00:14:29,285
... هر اتفاقی که بیافته ، هر تصادف یا مصیبتی رخ بده

206
00:14:29,326 --> 00:14:32,746
مهم تر از هرچیز دیگه‌ای،
! باید با تخم برگردی

207
00:14:32,872 --> 00:14:34,623
- فهمیدم.
- خوبه.

208
00:14:34,665 --> 00:14:36,292
یه سوال

209
00:14:36,375 --> 00:14:39,336
بزار بگیم توسط هیولاهای غول پیکر مورد حمله قرار گرفتیم

210
00:14:39,461 --> 00:14:41,380
...که همشون ویز ویز میکنن مثلا

211
00:14:43,007 --> 00:14:44,884
... و مثلا مارو به عقب و جلو میندازن ...

212
00:14:46,886 --> 00:14:51,056
و من مجبورم که بین نجات دادن تخم و سورن یکدوم رو انتخاب کنم...

213
00:14:51,515 --> 00:14:52,975
چکار باید بکنم ؟

214
00:14:55,686 --> 00:14:57,479
! بابا، یه شوخی بود

215
00:14:57,563 --> 00:14:59,315
آروم باش، دارم شوخی میکنم

216
00:15:00,983 --> 00:15:03,319
همه چیز مرتب خواهد شد.

217
00:15:03,861 --> 00:15:05,195
تخـم

218
00:15:06,405 --> 00:15:10,075
اکه مجبور شدی انتخاب کنی،
تخم رو انتخاب کن.

219
00:15:18,000 --> 00:15:22,046
رایلا، میتونی آروم باشی ؟
داره یذره سخت میشه.

220
00:15:23,631 --> 00:15:25,841
! رایلا ! بیخیال

221
00:15:25,925 --> 00:15:28,135
تو کسی بودی که مجبورمون کردی این مسیر دیوونه وار رو بریم،

222
00:15:28,260 --> 00:15:29,470
حداقل بزار باهات هماهنگ شیم.

223
00:15:29,553 --> 00:15:33,390
من فقط نیاز دارم که یه لحظه اینو بزارم زمین و نفس بکشم.

224
00:15:34,433 --> 00:15:36,185
یه راه حل وجود داره ، میدونی.

225
00:15:36,226 --> 00:15:38,062
میتونی بزاری من تخم رو حمل کنم.

226
00:15:39,980 --> 00:15:42,066
متوجه‌ای که میتونم همینجوری ازت بگیرمش ، درسته ؟

227
00:15:42,191 --> 00:15:44,944
میتونم هرموقع که بخوام ازت بگیرمش.

228
00:15:44,985 --> 00:15:47,279
آره، خوبه رایلا.
راهیه که اعتمادو بیشتر کنی.

229
00:15:47,363 --> 00:15:49,156
ولی ازت نمیگیرم،
نکته اینجاست.

230
00:15:49,239 --> 00:15:51,325
! اوه ، خب ، تبریک میگم بهت

231
00:15:51,450 --> 00:15:53,953
تو تهدیدمون نمیکنی و مجبورمون میکنی تا تخم رو بهت بدیم ؟

232
00:15:54,036 --> 00:15:55,245
! مستحق یک مدالی

233
00:15:55,329 --> 00:15:58,666
! یه قهرمانی

234
00:15:58,791 --> 00:16:01,585
میتونم ازت بگیرمش ! میتونم خودم تنهایی به زیدیا ببرمش...

235
00:16:01,669 --> 00:16:03,253
... بچه ها ، آروم باشید

236
00:16:03,295 --> 00:16:04,254
! یه قهرمان میشم

237
00:16:04,296 --> 00:16:05,756
بعد چی جلوتو گرفته ؟

238
00:16:05,881 --> 00:16:07,800
بخاطر اینکه از طرف تو میاد

239
00:16:07,883 --> 00:16:11,136
شاهزاده های انسانی،
تخم رو برمیگردونن به ملکه اژدها.

240
00:16:11,261 --> 00:16:12,554
این کاریه که اهمیت داره.

241
00:16:12,596 --> 00:16:14,974
این ممکنه به جنگ پایان بده
و دنیارو عوض کنه

242
00:16:16,392 --> 00:16:18,894
شماها باید دعوا کردنو تموم کنید.
! ببینید

243
00:16:21,355 --> 00:16:23,732
فریاداتون باعث ترک خوردن یخ شد

244
00:16:23,816 --> 00:16:26,735
اگه مراقب نباشیم ممکنه یه بهمنو شروع کنیم.

245
00:16:26,819 --> 00:16:27,945
- متوجه شدید ؟
- آهـ ، هاه.

246
00:16:27,987 --> 00:16:29,071
نگاه کردنی نیست

247
00:16:30,155 --> 00:16:32,074
خوبه ، ترک خوردن متوقف شد.

248
00:16:50,050 --> 00:16:50,884
! فرار کنید

249
00:17:05,274 --> 00:17:08,444
- چه اتفاقی برای دستت افتاده ؟
- ! نگرانش نباش ، بدو

250
00:17:12,614 --> 00:17:13,782
! ما قصد نداریم درستش کنیم

251
00:17:13,866 --> 00:17:15,659
! این شبیه یک ... برف نامیه

252
00:17:17,703 --> 00:17:20,706
- کالوم داری چکار میکنی ؟
- برید پشت سرم.

253
00:17:26,879 --> 00:17:28,255
! آسپیـرو

254
00:17:56,075 --> 00:17:57,326
همگی خوبن ؟

255
00:17:59,995 --> 00:18:02,915
اون غورباقه سکسکه کن آبمیوه دزد کجاست ؟

256
00:18:07,920 --> 00:18:10,005
اونجاست ، و حالش خوبه.

257
00:18:10,089 --> 00:18:11,256
! همگی تونستیم

258
00:18:13,509 --> 00:18:14,843
من میرم تخم رو بردارم

259
00:18:20,349 --> 00:18:23,435
از ! حرکت نکن.
داریم میایم بگیریمت.

260
00:18:36,865 --> 00:18:40,953
هعی سوری خرسه. چی شده ؟
سر به زیر شدی

261
00:18:42,246 --> 00:18:45,666
! آو ، گریزلی، گریزلی، سوری خرسه

262
00:18:45,749 --> 00:18:49,086
بابا چیز عجیبی بهت نگفته ؟

263
00:18:49,837 --> 00:18:51,964
آره ، یجورایی گفت.

264
00:18:52,005 --> 00:18:54,216
چیز عجیبیم به تو گفته ؟

265
00:18:54,299 --> 00:18:55,425
...آهـ

266
00:18:55,551 --> 00:19:00,222
- نه، درکل نه. ففط یه صحبت پدرونه استاندارد.
- چی ؟

267
00:19:00,806 --> 00:19:03,225
اوه، خوبه بگمونم.

268
00:19:03,267 --> 00:19:07,146
خب ... چی بهت گفت که خیلی عحیب بوده ؟

269
00:19:09,314 --> 00:19:13,402
! آهـ، اون گفته که گردوها میوه های ... مورد علاقشن

270
00:19:14,069 --> 00:19:16,905
منظورم اینه که، چرته، درسته ؟

271
00:19:16,989 --> 00:19:19,783
- فکر نکنم که اونا اصلا میوه باشن.
- نیستن.

272
00:19:19,825 --> 00:19:21,493
خب ، این عجیبه.

273
00:19:21,535 --> 00:19:24,705
منظورم اینه که، سبزیجات مورد علاقش چیه ؟
بستنی ؟

274
00:19:29,459 --> 00:19:32,754
بهرحال ، برای ماموریتمون آماده‌ای ؟

275
00:19:32,796 --> 00:19:34,840
آره ، بگمونم که هستم.

276
00:19:34,923 --> 00:19:37,342
عالیه.
مطمئنم که نمیمیری.

277
00:19:37,426 --> 00:19:39,511
- چی ؟
- تو این ماموریت.

278
00:19:39,595 --> 00:19:44,224
منظورم اینه که، نهایتا که میمیری ، فرص میکنم.
ولی کی میدونه ؟

279
00:19:44,266 --> 00:19:46,101
! شاید نمیری

280
00:19:46,185 --> 00:19:47,603
ممنون کلادیا‌

281
00:20:02,326 --> 00:20:04,536
همونجا بمون ، تقریبا رسیدیم.

282
00:20:11,543 --> 00:20:14,463
آروم انجام بده.
به آرومی حرکتش بده.‌

283
00:20:19,384 --> 00:20:20,594
حالا چی ؟

284
00:20:22,346 --> 00:20:24,723
حالا ... میخوام تخمو بهت بسپارم.

285
00:20:26,225 --> 00:20:28,393
معذرت میخوام اگه قبلا یه عوضی بودم رایلا.

286
00:20:29,061 --> 00:20:31,230
ما خوشانسیم که تورو بعنوان دوستمون داریم.

287
00:20:31,313 --> 00:20:32,814
بهت اعتماد دارم

288
00:20:34,566 --> 00:20:38,570
... نه صبرکن. من سزاوار اعتماد تورو ندارم
نه هنوز.

289
00:20:38,654 --> 00:20:39,947
باید بهت حقیقتو بگم.

290
00:20:40,656 --> 00:20:43,825
امروز صبح، اون عجله بخاطر این بود که
توسط یه نفر مورد حمله قرار گرفتم.

291
00:20:43,909 --> 00:20:46,995
یه انسان. باهاش مبارزه کردم،
ولی سخت بود.

292
00:20:47,120 --> 00:20:48,413
بخاطر این‌.

293
00:20:49,081 --> 00:20:51,875
- لازم نیست اینو الان توضیح بدی
- چرا لازمه.

294
00:20:52,000 --> 00:20:53,543
این یک دستبند از قاتلینه‌.‌

295
00:20:53,585 --> 00:20:55,921
یک مراسم از مون شادوو الف‌ها.

296
00:20:56,546 --> 00:20:59,341
... قبل اینکه ببینمت ، سوگندی یاد کردم

297
00:20:59,424 --> 00:21:00,759
... خودمو محدود کردم

298
00:21:01,635 --> 00:21:03,345
تا جون شاهزاده ازران رو بگیرم.

299
00:21:03,470 --> 00:21:06,181
و این دستبند هیچوقت درنمیاد تا وقتی که اون زنده باشه.

300
00:21:06,265 --> 00:21:10,435
فقط تنگتر و تنگتر میشه تا وقتی که دستمو از دست بدم.

301
00:21:10,519 --> 00:21:12,396
ولی من آمادم تا تاوانشو پرداخت کنم.

302
00:21:14,690 --> 00:21:18,986
ممنون که بهمون گفتی،
ولی ازت میخوایم که روی این موقعیت تمرکز کنی.

303
00:21:19,945 --> 00:21:21,405
یه چیز دیگه‌ایم هست‌.

304
00:21:23,115 --> 00:21:26,326
شبی که دیدمت،
اتفاق بدی افتاد.

305
00:21:26,451 --> 00:21:28,203
رایلا ، وقتی نمونده.

306
00:21:28,245 --> 00:21:30,914
کالوم ، باید بهت بگم.
... پادشـاه

307
00:21:31,873 --> 00:21:32,916
! بگـیرش

308
00:21:40,882 --> 00:21:44,219
- ! انداختیش
- بهت گفتم دستم بهم ریخته.

309
00:21:44,303 --> 00:21:45,929
! خب ، از اون یکی دستت استفاده کن

310
00:21:46,013 --> 00:21:48,974
! مشاجره کردنو تموم کنید
باید یکاری انجام بدیم.

311
00:21:50,017 --> 00:21:51,935
از، نه.
! ازران

312
00:21:52,686 --> 00:21:54,563
- من میرم دنبالش.
- ! نرو

313
00:21:55,480 --> 00:21:56,606
چی ؟ چرا ؟

314
00:21:56,732 --> 00:21:58,734
میگیرتش.
اون تخمو نجات میده‌.

315
00:21:58,775 --> 00:22:00,736
باید باورش داشته باشیم.

316
00:22:00,819 --> 00:22:02,696
و ما باید این بالا باشیم تا بکشیمش بیرون.

317
00:22:02,821 --> 00:22:05,615
- ! اون یه بچه‌ست
- اون شجاع و قویه.

318
00:22:05,699 --> 00:22:07,200
میتونه انجامش بده.

319
00:22:11,330 --> 00:22:13,165
! بیخیال، بیخیال

320
00:22:13,206 --> 00:22:15,584
اون خوبه.
اِز میگیرتش.

321
00:22:34,436 --> 00:22:36,271
اشتباه کردی

322
00:22:37,189 --> 00:22:38,565
اون برنمیگرده

323
00:22:39,816 --> 00:22:41,360
واقعا متاسفم.

324
00:22:41,985 --> 00:22:44,279
فکر میکردم که میتونه.

325
00:22:49,076 --> 00:22:52,245
! اون زنده‌ست
دستبند هنوز سفته.

326
00:22:52,371 --> 00:22:53,872
اِز هنوز زنده‌ست.

327
00:22:53,955 --> 00:22:55,415
باید اینطور باشه.

328
00:23:23,360 --> 00:23:24,403
ازران ؟

329
00:23:25,362 --> 00:23:29,366
از ... از، تو نجاتش دادی.
! تو تخم‌رو برگردوندی. تونستی

330
00:23:30,075 --> 00:23:33,495
لطفا ازران، باید خوب باشی‌.
یه چیزی بگو.

331
00:23:39,835 --> 00:23:44,589
گمون میکنم یه انگشت پای یخی گیرم اومد.

332
00:23:51,513 --> 00:23:52,305
اوه ، نه.

333
00:23:59,229 --> 00:24:01,189
یچیزی درمورده تخم اشتباهه.
