﻿1
00:00:17,851 --> 00:00:20,020
آنچه گذشت...

2
00:00:21,730 --> 00:00:24,357
من با شما به زیدیا نمیام.

3
00:00:24,441 --> 00:00:26,735
باید با مسئولیت ام روبه‌رو شم.

4
00:00:26,818 --> 00:00:29,404
حالا که شاه شدم، باید برم خونه.

5
00:00:29,487 --> 00:00:31,823
شاید بهتر از تخت پادشاهی بتونم بدنیا کمک کنم.

6
00:00:32,615 --> 00:00:34,868
هرکاری که بتونم برای توقف جنگ انجام میدم.

7
00:00:37,662 --> 00:00:38,872
خودشه کالوم.

8
00:00:41,374 --> 00:00:42,584
زیدیا.

9
00:00:43,084 --> 00:00:46,963
سورن، پدر ازت خواست که چکار کنی ؟

10
00:00:49,299 --> 00:00:50,383
شاهزاده هارو بکشم.

11
00:01:22,874 --> 00:01:27,212
« کتاب سوم : خورشید »
« بخش دوم : تاج و تخت پادشاهی »

12
00:02:25,812 --> 00:02:27,438
اونا باید تا الان داخل زیدیا باشن.

13
00:02:30,233 --> 00:02:33,778
یه روزی، ما به اونجا می رسیم.

14
00:02:36,447 --> 00:02:39,576
نمیدونم برای این آماده‌ام یا نه بِیت.

15
00:02:59,554 --> 00:03:00,930
اوه...

16
00:03:20,283 --> 00:03:21,492
اوه پسر.

17
00:03:26,497 --> 00:03:30,835
این دیوونگیه ریلا !
هرچیزی که اینجاست انرژیه اولیه تابش می‌کنه.

18
00:03:30,919 --> 00:03:33,546
- آره، زیدیا همینه.
- صبرکن.

19
00:03:37,383 --> 00:03:41,554
چی ؟ داری شوخی میکنی.
داری باهام شوخی میکنی.

20
00:03:42,096 --> 00:03:44,974
خاک جادویی ؟ چی ؟

21
00:03:45,475 --> 00:03:48,770
یکم از اون خاک چشم نوازو برای بعدا نگه دار.

22
00:03:48,853 --> 00:03:50,688
ما هنوز یه مأموریت داریم.

23
00:03:50,772 --> 00:03:52,899
تورو میبرم به خونه‌ام.

24
00:03:52,982 --> 00:03:57,153
بقیه‌ی الف‌ها کمکون میکنن که زیم رو در سریعترین زمان ممکن به پیش ملکه اژدها ببریم.

25
00:03:57,695 --> 00:04:02,492
و اگه تا صبح به خونه برسیم،
میتونم یه چیز خاصی رو نشونت بدم.

26
00:04:02,575 --> 00:04:05,161
- جدی ؟ چیه ؟
- یه سورپرایزه.

27
00:04:13,086 --> 00:04:14,712
تو الان خونه‌ای زیم.

28
00:04:54,335 --> 00:04:58,006
میتونم به اعلی‌حضرت یه کیکه ژله‌ ترش ـه تازه پیشنهاد کنم ؟

29
00:04:58,089 --> 00:05:00,758
آه، واقعا ؟ خوبه ؟

30
00:05:00,842 --> 00:05:02,427
آم، حتماً.

31
00:05:02,510 --> 00:05:04,679
شاه درخواست ـه یه ژله ترش کرده.

32
00:05:04,762 --> 00:05:05,930
البته.

33
00:05:06,764 --> 00:05:07,849
میتونم یکی دیگه داشته باشم ؟

34
00:05:07,932 --> 00:05:10,476
شاه درخواست یه ژله ترش ـه دیگه کرده.

35
00:05:10,560 --> 00:05:12,228
تو مجبور نیستی هرچیزی که من میگم رو تکرار کنی.

36
00:05:12,312 --> 00:05:14,647
شاه درخواست کرده که تکرار کردنو بس کنی !

37
00:05:14,731 --> 00:05:15,732
آه...‌

38
00:05:17,108 --> 00:05:19,235
من به محض گفتنش متوجه شدم.

39
00:05:19,319 --> 00:05:21,738
شما میتونید هرچقدر که ژله ترش میخواید داشته باشید.

40
00:05:25,783 --> 00:05:26,784
کوروس !

41
00:05:28,745 --> 00:05:30,413
همه چیز برای سفر شما به تخت پادشاهی فراهم شده ؟

42
00:05:30,496 --> 00:05:32,957
یه ژله ترش میل داری ؟

43
00:05:33,583 --> 00:05:34,667
نه ممنون.

44
00:05:34,751 --> 00:05:36,836
نگران نباش.
ما هرچقدر که بخوایم میتونیم داشته باشیم.

45
00:05:38,087 --> 00:05:39,589
نگران نبودم.

46
00:05:46,262 --> 00:05:48,890
صبح بخیر شاه ازران.

47
00:05:54,062 --> 00:05:56,856
ملاقات های شورای عالی توسط خود شورا برگزار میشه

48
00:05:56,939 --> 00:06:00,318
و امنیت ظروری و ازین قبیل نیست

49
00:06:00,401 --> 00:06:03,196
مگراینکه مستقیماً توسط خود شاه درخواست بشه.

50
00:06:03,279 --> 00:06:09,702
اوه، خب من مایلم درخواست کنم که کوروس بیاد پیشم.
مستقیماً.

51
00:06:11,287 --> 00:06:12,497
بررسی میشه.

52
00:06:42,235 --> 00:06:44,487
خب، حالا چکار کنیم ؟

53
00:06:44,570 --> 00:06:48,825
اولین دستور کار اینه که نامه های دریافتی توسط پادشاهی رو مرور کنیم.

54
00:06:49,283 --> 00:06:50,451
لرد کلاغ ؟

55
00:06:52,995 --> 00:06:54,330
لرد کلاغ !

56
00:06:58,626 --> 00:07:03,172
اوه ! عذرمیخوام، لرد کلاغ اینجا نیستن.
به مرخصی رفتن.

57
00:07:03,256 --> 00:07:05,383
شما کی باشی ؟

58
00:07:05,466 --> 00:07:09,262
استاد کلاغ، شبیه همن.
یجورایی نفر دومم.

59
00:07:09,345 --> 00:07:13,057
اگر لرد کلاغ بمیره،
یا درغیر اینصورت ناتوان بشه،

60
00:07:13,141 --> 00:07:15,435
خیلی‌خب، بله، فکر کنم متوجه شدم.

61
00:07:15,518 --> 00:07:17,437
میتونید لطفاً نامه اونو بخونید ؟

62
00:07:20,940 --> 00:07:24,068
خیلی کوچیکه.
خیلی نمیتونه کوچیک باشه، درسته ؟

63
00:07:25,236 --> 00:07:29,323
شما ۴۱۷ نامه‌ی خونده نشده دارید.

64
00:07:38,249 --> 00:07:40,501
اعلی‌حضرت، اگه خیلی مایل باشید

65
00:07:40,585 --> 00:07:43,337
میتونیم خوندن نامه‌هارو با نامه "ضروری" شروع کنیم.

66
00:07:44,255 --> 00:07:47,758
آه... کاملاً مایلم.

67
00:07:47,842 --> 00:07:49,677
این بررسی میشه.

68
00:07:55,808 --> 00:07:57,894
موسیقی پخش می‌کنه !

69
00:08:01,606 --> 00:08:03,399
آره، این یه ملودیسی هستش.

70
00:08:08,321 --> 00:08:11,407
ریلا،‌ تو داری خیلی سریع حرکت می‌کنی.

71
00:08:11,491 --> 00:08:12,867
میدونی، یه گفته انسانی هستش که میگه،

72
00:08:12,950 --> 00:08:15,620
گاهی‌اوقات فقط باید وایسی و گل های رز رو بو کنی.

73
00:08:15,703 --> 00:08:17,955
یا بهشون گوش بدی، یا هرچی.

74
00:08:19,499 --> 00:08:21,501
شاید حق با تو باشه کالوم.

75
00:08:21,584 --> 00:08:23,419
میدونستی یه گل ـه زیدیایی هستش

76
00:08:23,503 --> 00:08:26,672
که بوش از هر گلی در پادشاهی انسان ها شگفت انگیز تره ؟

77
00:08:27,298 --> 00:08:29,926
بفرما، وایسا و این یکی رو بو کن.

78
00:08:33,721 --> 00:08:37,099
اه !

79
00:08:37,642 --> 00:08:38,684
این چی بود ؟

80
00:08:38,768 --> 00:08:44,524
بعضی‌ها صداش میکنن فلوتی-لیلیز، سوت-سوتک، بد-بو.

81
00:08:44,607 --> 00:08:46,150
با اسمای زیادی صدا زده میشه،

82
00:08:46,234 --> 00:08:48,736
ولی آخرش نهایتاً،
گل ـه بدبو هستش.

83
00:08:52,990 --> 00:08:54,700
زیم، نه !

84
00:08:59,455 --> 00:09:01,582
آه ! این حتی بدتره.

85
00:09:02,708 --> 00:09:07,004
کاشکی اِز اینجا بود تا اینو بو می‌کرد.
عاشقش می‌شد.

86
00:09:17,181 --> 00:09:21,936
اوه، عزیزم، آم...

87
00:09:22,019 --> 00:09:23,229
چی شده ؟

88
00:09:23,312 --> 00:09:26,649
من راستش خیلی راحت نیستم بعضی از اینارو با صدای بلند بخونم.

89
00:09:27,358 --> 00:09:29,860
خب، میتونی خلاصه‌ش کنی ؟

90
00:09:32,446 --> 00:09:35,199
تعدادی اتفاقات بد رخ داده.

91
00:09:35,283 --> 00:09:38,619
شاید ما باید منتظره برگشت لرد کلاغ بمونیم، تا اون بتونه...

92
00:09:38,703 --> 00:09:40,162
آه، اونو بده من.

93
00:09:46,961 --> 00:09:51,215
این یکی همچنین یکی از حوادث بد و ناگزیره.

94
00:09:53,426 --> 00:09:54,427
آدمکش ها.

95
00:09:54,510 --> 00:09:55,553
چی ؟

96
00:09:55,636 --> 00:09:59,640
تعدادی حمله‌ در پادشاهی های دیگه وجود داشته.
حمله های موفق.

97
00:10:01,267 --> 00:10:03,227
شاه فلورین و ملکه فریدا مرده‌ن.

98
00:10:05,229 --> 00:10:07,356
شاه اهلینگ به شدت مجروح شدن.

99
00:10:08,149 --> 00:10:12,236
به نظر میرسه که زیدیا جنگ رو سرِ همه‌ی انسانیت آورده.

100
00:10:16,907 --> 00:10:19,285
ما وسط ـه یک بحثِ مهم هستیم !

101
00:10:19,368 --> 00:10:23,289
ما دوتا خیانتکار رو دستگیر کردیم.
بلافاصله به قضاوت ـه شاه احتیاج داریم.

102
00:10:45,895 --> 00:10:49,982
- چجور قراره بریم پایین ؟
- برای پایین رفتن، باید بریم بالا.

103
00:10:52,610 --> 00:10:57,198
واو، این باید بزرگترین درخت توی دنیا باشه.

104
00:10:57,281 --> 00:10:59,950
- شما چی صداش میکنید ؟
- درخت.

105
00:11:01,369 --> 00:11:02,662
بزن بریم !

106
00:11:12,463 --> 00:11:13,839
آه...

107
00:11:16,258 --> 00:11:17,593
چی شده ؟

108
00:11:18,177 --> 00:11:19,595
چرا اونا زنجیر شدن ؟

109
00:11:20,179 --> 00:11:22,723
اعلی‌حضرت،
اونا فرزندان ـه لرد ویرن هستن.

110
00:11:22,807 --> 00:11:27,395
- خب که چی ؟
- جادوگرِ اعظم به جرم ـه خیانت داخل زندان هستش.

111
00:11:27,478 --> 00:11:30,398
ما شک داریم که اوناهم داخل توطئه‌ی پدرشون شرکت داشتن.

112
00:11:30,481 --> 00:11:32,942
نه، شما همگی اشتباه میکنید.

113
00:11:33,025 --> 00:11:34,777
وقتی پدرم مارو بعد از شاهزاده ها فرستاد...

114
00:11:34,860 --> 00:11:36,654
ویرن شمارو بعد از شاهزاده ها فرستاد ؟

115
00:11:36,737 --> 00:11:39,365
آه... آه... "فرستاد" کلمه‌ی قوی‌ای هستش.

116
00:11:39,448 --> 00:11:43,911
منظورم اینه که، اون ازمون خواست که شاهزاده هارو نجات بدیم، نه بکشیمشون !

117
00:11:43,994 --> 00:11:45,371
"بکشیدشون" ؟

118
00:11:45,454 --> 00:11:47,456
کی اصلاً کشتن ـه شاهزاده هارو مطرح کرد ؟

119
00:11:47,540 --> 00:11:50,000
هیچکس، منم همینو میگم.
یا نمیگم.

120
00:11:50,084 --> 00:11:53,671
آه، سورن، کمک کن !
بهشون بگو ما کار اشتباهی نکردیم.

121
00:11:56,424 --> 00:12:00,511
شاه ازران، اونا باید زندانی بشن.
دستور صادر کنید.

122
00:12:00,594 --> 00:12:03,889
ولی... من واقعاً مطمئن نیستم اونا سعی دارن چکار کنن.

123
00:12:03,973 --> 00:12:06,434
ازران، خواهش میکنم، ما درموردش صحبت کرده بودیم...

124
00:12:06,517 --> 00:12:10,646
ساکت شید !
شاه من، شما باید یه تصمیم بگیرید.

125
00:12:12,857 --> 00:12:15,693
خیلی‌خب، ولی بزار تا وقتیکه من تصمیممو میگیرم استراحت کنن.

126
00:12:17,278 --> 00:12:18,654
بهشون غذا بدید.

127
00:12:19,655 --> 00:12:21,323
ممنونم، ازران.

128
00:12:21,866 --> 00:12:25,161
این اشتباهه.
اونا خیلی خطرناکن.

129
00:12:25,244 --> 00:12:26,871
شما نمیتونید همینجوری آزادشون کنید.

130
00:12:26,954 --> 00:12:33,419
باشه، باشه، زندانیشون کنید.
تا وقتیکه بتونم ذهنمو باز کنم، معذرت میخوام.

131
00:12:39,467 --> 00:12:40,718
معذرت میخوام.

132
00:13:13,876 --> 00:13:16,712
آه ! تا کی میخوان اینجوری نگهمون دارن ؟

133
00:13:16,796 --> 00:13:18,839
ما زندانی های خونه‌ی خودمون هستیم.

134
00:13:19,465 --> 00:13:21,383
خب، حداقلش نون داریم.

135
00:13:23,260 --> 00:13:25,679
اونا هنوز میخوان بهمون توی سیاهچال نون بدن، درسته ؟

136
00:13:25,763 --> 00:13:29,975
ما قرار نیست بریم تو سیاهچال سورن !
ما کار اشتباهی نکردیم.

137
00:13:30,059 --> 00:13:31,352
کلادیا، بهت که گفتم،

138
00:13:31,435 --> 00:13:34,980
پدر ازم خواست که شاهزاده هارو بکشم.
این یعنی ما گناهکاریم.

139
00:13:36,398 --> 00:13:37,441
یا حداقل من هستم.

140
00:13:37,525 --> 00:13:38,901
نه، نیستی.

141
00:13:39,443 --> 00:13:44,532
من نمیدونم که تو یا توجیح نشدی، یا کامل یادت نمونده، یا نصفه و نیمه گوش کردی،

142
00:13:44,615 --> 00:13:47,451
ولی امکان نداره پدر بهت گفته باشه اینکارو بکنی.

143
00:13:49,286 --> 00:13:50,955
بهرحال دیگه اهمیتی نداره.

144
00:13:51,038 --> 00:13:54,667
پدر توی زندانه، و همگی به ازران میگن که ماهم گناهکاریم.

145
00:13:54,750 --> 00:13:56,293
ازران به خودش فکر میکنه.

146
00:13:56,377 --> 00:13:59,213
اون از درون این آشفتگی تصمیم میگیره،
و کار درستو انجام میده.

147
00:14:00,089 --> 00:14:02,174
چرا اینجوری نون میخوری ؟

148
00:14:03,300 --> 00:14:04,510
این نون ـه ساندویچه.

149
00:14:07,137 --> 00:14:08,180
آه !

150
00:14:13,602 --> 00:14:15,896
شاه ازران، یه بازدید کننده سر رسیدن.

151
00:14:15,980 --> 00:14:19,984
شاهزاده کاسف از نئولندیا،
فرزند ارشدِ شاه اهلینگ.

152
00:14:35,207 --> 00:14:38,544
شاهزاده کاسف، شنیدم چه اتفاقی برای پدرتون افتاده.

153
00:14:38,627 --> 00:14:39,837
متأسفم.

154
00:14:39,920 --> 00:14:41,922
ممنون از همدردیتون.

155
00:14:42,006 --> 00:14:45,134
و فاجعه‌ی مرگ پدرتون قلبمو میشکنه.

156
00:14:45,217 --> 00:14:47,970
ولی مهم اینه که ما الان اینجاییم.

157
00:14:48,053 --> 00:14:49,847
بله، از ملاقاتتون خوشوقتم.

158
00:14:55,185 --> 00:14:58,022
ارتش من بصورت آماده باش بیرون دروازه‌های شهرتون قرار گرفتن.

159
00:14:58,105 --> 00:14:59,940
بصورت آماده باش ؟ منظورت چیه ؟

160
00:15:00,024 --> 00:15:01,901
منو ببخشید،

161
00:15:02,484 --> 00:15:04,862
ولی یک هفته پیش نبود که نائب‌السلطنه شما مارو خبردار کرد

162
00:15:04,945 --> 00:15:06,739
که علیه تهدیده زیدیایی ها قیام کنیم ؟

163
00:15:07,364 --> 00:15:09,700
آه... مطمئن نیستم.

164
00:15:09,783 --> 00:15:12,995
زیدیا به قلمروی انسان ها حمله کرده.
به هممون.

165
00:15:13,078 --> 00:15:15,080
باید یه جواب متناسب بدیم.

166
00:15:15,164 --> 00:15:18,334
معذرت میخوام،
ولی من یجورایی تو این کار تازه واردم.

167
00:15:18,417 --> 00:15:21,837
دقیقاً مطمئن نیستم منظورت چیه.
چه نوع جوابی ؟

168
00:15:21,921 --> 00:15:23,380
جنگ.

169
00:15:23,464 --> 00:15:27,760
چی ؟ نه، مردم قلمروی انسان ها و زیدیا خواستار صلح هستن.

170
00:15:29,345 --> 00:15:32,973
چیزی و از دست دادم ؟
چرا این بچه الان روی تخته ؟

171
00:15:33,849 --> 00:15:35,851
مشاور بزرگسالی نیست که بتونم باهاش حرف بزنم ؟

172
00:15:35,935 --> 00:15:38,479
من دقیقاً همینجام.
میتونی باهام حرف بزنی.

173
00:15:38,562 --> 00:15:43,442
اگه نتونی علیه زیدیا اقدامی کنی،
بعنوان یک شاه،

174
00:15:44,318 --> 00:15:46,570
و بعنوان یک فرزند شکست میخوری.

175
00:15:46,654 --> 00:15:50,240
کافیه ! تو یه اختلاف نظر داری،
ولی داخل دیوان شاه ازران هستی.

176
00:15:51,408 --> 00:15:53,661
تو کی هستی که مزاحم یه گفتگوی سلطنتی میشی ؟

177
00:15:53,744 --> 00:15:57,581
من کوروس هستم.
مستقیماً درخواست میدم.

178
00:15:59,124 --> 00:16:03,796
من مطمئنم وقتیکه شاه ازران آماده‌ی شورا بشه،

179
00:16:03,879 --> 00:16:05,965
تصمیم درست رو میگیره.

180
00:16:06,548 --> 00:16:09,510
من تو کاتولیس منتظر تصمیم شما میمونم.

181
00:16:49,883 --> 00:16:52,052
آماده باش.
سفت بچسب.

182
00:16:55,180 --> 00:16:58,892
- مطمئنی این امنه ؟
- تاوقتیکه سفت چسبیده باشی.

183
00:17:26,295 --> 00:17:30,716
- اوه معذرت میخوام، نمیخواستم‌‌‌...
- اشکال نداره، یه سواری ـه پر پیچ و خم بود.

184
00:17:43,062 --> 00:17:44,063
میتونم بهتون بپیوندم ؟

185
00:17:44,897 --> 00:17:47,274
البته، بشین.

186
00:17:49,735 --> 00:17:53,072
- من متوجه شدم که سرت نزاشتی.
- چی و ؟

187
00:17:53,947 --> 00:17:57,993
ازران، تاج و تخت مسئولیت سنگینیه.

188
00:17:59,828 --> 00:18:04,041
بسیاری اتفافات وجود داره.
من نمیدونم چکار کنم.

189
00:18:07,461 --> 00:18:12,966
هیچ اشکالی نداره اگه هنوز آماده نیستی.
هیچکس برای بچه بودن سرزنشت نمی‌کنه.

190
00:18:14,176 --> 00:18:17,179
احساس میکنم دارم همه‌رو نا امید می‌کنم.

191
00:18:20,933 --> 00:18:23,435
- شاید یه راه خروجی باشه.
- چی ؟

192
00:18:24,186 --> 00:18:26,563
افراد توانایی کنارت هستن...

193
00:18:26,647 --> 00:18:30,192
که میتونن بار حکمرانی رو از روی دوشت بردارن تاوقتیکه...

194
00:18:30,275 --> 00:18:32,486
روی بزرگ شدن تمرکز می‌کنی.

195
00:18:32,569 --> 00:18:35,155
داری میگی... نائب‌السلطنه هستش ؟

196
00:18:35,239 --> 00:18:41,495
بله، کسی که بهش اعتماد داری.
تو انتخاب میکنی که کی باشه، برای چندین سال.

197
00:18:42,037 --> 00:18:44,581
تاج و تخت اینجا برای شما خواهد بود تا وقتیکه آماه شید.

198
00:18:47,292 --> 00:18:49,294
فقط درموردش فکر کنید.

199
00:18:55,551 --> 00:18:57,511
این خیلی سخته که بهش رسیدگی کرد.

200
00:19:00,305 --> 00:19:02,933
خب، چی میگی بیت ؟
نائب السلطنه من میشی ؟

201
00:19:03,016 --> 00:19:06,019
موافقم، تو یه ظالم هستی.

202
00:19:09,481 --> 00:19:11,567
سر موقع رسیدیم.

203
00:19:14,403 --> 00:19:16,989
خب، چی میخواستی نشونم بدی ؟

204
00:19:26,957 --> 00:19:29,793
من قبلا وقتی بچه بودم به این علفزار میومدم.

205
00:19:30,586 --> 00:19:32,504
ساعت ها رو اینجا میگذروندم،

206
00:19:32,588 --> 00:19:35,549
یه عالمه دوست رنگارنگ ـه کوچولو پیدا میکردم.

207
00:19:38,010 --> 00:19:39,011
دوست ؟

208
00:19:43,432 --> 00:19:44,433
چی هستش ؟

209
00:19:51,023 --> 00:19:52,566
این یه ادورابور هستش.

210
00:19:55,652 --> 00:19:58,238
خیلی بانمکن !

211
00:19:58,322 --> 00:20:01,992
ببین ! اینا بهم می‌چسبن.
فکر کردم ممکنه خوشت بیاد.

212
00:20:02,075 --> 00:20:04,036
عاشقشونم.

213
00:20:07,915 --> 00:20:13,337
خوبه‌
نه، واقعاً، بهت میاد.

214
00:20:20,344 --> 00:20:22,221
هعی..‌.

215
00:20:22,304 --> 00:20:24,014
هعی، این چیزا درمیان، درسته ؟

216
00:21:28,537 --> 00:21:31,290
به چیزی که درموردش بحث میکردیم فکر کردید ؟

217
00:21:32,291 --> 00:21:35,002
بله، و میخوام یه چیزی بگم.

218
00:21:40,465 --> 00:21:42,884
همه‌ی شما شاه هاروو رو بعنوان شاه بزرگی میدونستید.

219
00:21:42,968 --> 00:21:46,596
اون یک رهبر، یک جنگجو و یک قهرمان بود.

220
00:21:47,639 --> 00:21:48,932
ولی من اونو بعنوان پدرم میشناختم،

221
00:21:50,767 --> 00:21:53,395
کسی که من و برادرمو و مادرمونو دوست داشت.

222
00:21:53,478 --> 00:21:55,647
و بعضی‌اوقات جوکای خیلی بدی میگفت.

223
00:21:57,524 --> 00:22:00,193
من هرکاری که اون بعنوان یه شاه کرد و متوجه نشدم

224
00:22:00,902 --> 00:22:04,281
ولی اینو میدونم که پدرم تصمیمات خیلی سختی میگرفت.

225
00:22:05,157 --> 00:22:08,160
من فقط یه بچه‌ام.
توی هیچ نبردی نجنگیدم.

226
00:22:08,744 --> 00:22:10,746
خیلی کتاب درمورد خرد و دانایی نخوندم.

227
00:22:11,330 --> 00:22:14,916
من سختی هایی که پدرم گذروند تا به شاهی که لایقش بود تبدیل بشه رو نگذروندم.

228
00:22:16,001 --> 00:22:17,336
پس، من تصمیم گرفتم...

229
00:22:19,171 --> 00:22:22,007
که شاهی که پدرم بود نباشم.

230
00:22:23,759 --> 00:22:26,053
پدرم تصمیم میگرفت تا نبرد هایی‌رو ادامه بده

231
00:22:26,136 --> 00:22:28,847
که هزاران سال قبل از بدنیا اومدن اون شروع شده بود.

232
00:22:29,514 --> 00:22:32,434
تا دشمن رو بخاطر جرم خانواده‌شون تنبیه کنه.

233
00:22:33,310 --> 00:22:35,270
من نمیخوام این چنین پادشاهی باشم.

234
00:22:38,482 --> 00:22:39,608
اونارو آزاد کنید.

235
00:22:40,275 --> 00:22:43,862
سورن و کلادیا بخاطر اشتباهی که پدرشون انجام داده مجازات نمیشن.

236
00:22:45,155 --> 00:22:47,657
ولی اعلی‌حضرت، اونا مجرم هستن.

237
00:22:48,325 --> 00:22:50,327
آزادشون کن !

238
00:22:53,997 --> 00:22:55,707
کاتولیس وارد جنگ نمیشه !

239
00:22:56,458 --> 00:22:58,543
بخاطر اتفاقی که برای پدرتون افتاده متأسفم،

240
00:22:58,627 --> 00:23:02,297
و همینطور اتفاقاتی که برای من افتاده،
ولی ما مجبور نیستیم ازشون انتقام بگیریم.

241
00:23:02,923 --> 00:23:06,426
ما مجبور نیستیم بجنگیم‌.
میتونیم صلح رو انتخاب کنیم.

242
00:23:21,900 --> 00:23:24,820
شاه ازران، من شجاعتتونو تحسین میکنم.

243
00:23:24,903 --> 00:23:28,323
ولی صلح به همون اندازه نیازمنده قدرت در جنگ هستش.

244
00:23:28,949 --> 00:23:31,201
آماده‌اید ازش دفاع کنید ؟

245
00:23:31,284 --> 00:23:32,285
بله.

246
00:23:40,585 --> 00:23:41,670
آماده‌ام.
