﻿1
00:01:32,759 --> 00:01:37,097
‫« موسسه »

2
00:01:42,018 --> 00:01:45,063
‫« بر اساس رُمانی از استیون کینگ »

3
00:02:40,160 --> 00:02:43,288
‫دستشویی پسرونه انتهای راهرو،
‫سومین در از سمت راستـه

4
00:02:47,208 --> 00:02:48,376
‫مشکلی هست؟

5
00:02:50,920 --> 00:02:52,172
‫خب...

6
00:02:52,172 --> 00:02:54,007
‫من تموم کردم

7
00:02:54,007 --> 00:02:56,259
‫چی؟

8
00:03:00,680 --> 00:03:02,891
تو اصلاً اینجا چی‌کار می‌کنی بچه؟

9
00:03:04,184 --> 00:03:05,935
‫مثل شما آزمون میدم

10
00:03:05,935 --> 00:03:08,438
‫صبر کن ببینم.
‫تو چندسالتـه؟

11
00:03:09,355 --> 00:03:10,648
‫۱۴

12
00:03:10,648 --> 00:03:13,359
‫نابغه‌ای چیزی هستی؟
‫عین فیلم‌ها؟

13
00:03:13,359 --> 00:03:16,529
‫خب، دیشب تو یه هتلِ
‫«هالیدی این اکسپرس» خوابیدم

14
00:03:18,740 --> 00:03:21,784
‫صبر کن. سوال آخر ریاضی رو چند درآوردی؟

15
00:03:21,784 --> 00:03:23,536
‫همون که درمورد هتل بود.
‫یادت هست؟

16
00:03:23,536 --> 00:03:25,663
‫گزینه‌ی الف می‌شد

17
00:03:25,663 --> 00:03:26,956
‫گندش بزنن. مطمئنی؟

18
00:03:38,092 --> 00:03:40,053
‫جیم معادله‌ی خیلی خوبیـه،
‫جدی میگم

19
00:03:40,053 --> 00:03:42,513
‫اما تو قبلاً مالیات اتاق رو

20
00:03:42,513 --> 00:03:44,265
‫با هزینه‌ی هرشب حساب کردی،

21
00:03:44,265 --> 00:03:47,477
‫پس ضرب کردن همه‌چیز داخل پرانتز...

22
00:03:47,477 --> 00:03:50,271
‫باعث میشه که دوبار حسابش کنی

23
00:03:51,439 --> 00:03:52,982
‫اشکالی نداره. مطمئنم که...

24
00:03:52,982 --> 00:03:54,400
‫مطمئنم بقیه‌شون رو درست حساب کردی

25
00:03:54,400 --> 00:03:55,860
‫خیلی گاوم!

26
00:03:56,945 --> 00:03:58,988
همچین آدمی بودن خیلی عجیبـه؟

27
00:04:02,325 --> 00:04:04,619
‫- بعدش هم «ی»
‫- «ی»؟

28
00:04:04,619 --> 00:04:07,830
‫آره معلومـه. 

29
00:04:07,830 --> 00:04:09,958
‫عجیبـه همیشه با حیوون‌هایی بازی می‌کنیم که

30
00:04:09,958 --> 00:04:12,710
‫من نه اسم‌شون رو شنیدم و
‫نه املاشون رو بلدم

31
00:04:12,710 --> 00:04:15,088
‫وای، تلاشت رو کردی رالف

32
00:04:15,088 --> 00:04:17,632
‫از گام اروپایی به سه‌گام معکوس،
‫مستقیم توی سبد

33
00:04:17,632 --> 00:04:19,092
‫به همین خیال باش

34
00:04:19,092 --> 00:04:22,387
‫گوبرت فضا رو برای الیس باز می‌کنه و
‫می‌خواد از سد مدافعش عبور کنه

35
00:04:22,387 --> 00:04:24,097
‫و با گام اروپایی...

36
00:04:24,097 --> 00:04:27,267
‫عجب پرتابی بود اعجوبه.
‫چیزی نمونده بود

37
00:04:27,267 --> 00:04:29,060
‫اما اون گام اروپایی خیلی خفن بود

38
00:04:29,060 --> 00:04:30,436
‫گندش بزنن

39
00:04:30,436 --> 00:04:31,896
‫چی‌شده؟

40
00:04:31,896 --> 00:04:34,023
‫لباس تیمبرولوزم... پاره شد

41
00:04:34,023 --> 00:04:37,277
‫مطمئنم مامانت می‌تونه بدوزتش.
‫چیز خاصی نیست رفیق

42
00:04:37,277 --> 00:04:38,820
‫میشه لطفاً یه لحظه به من توجه کنید؟

43
00:04:38,820 --> 00:04:40,530
‫زودتر می‌‌تونیم همه‌ رو سوار کنیم

44
00:04:40,530 --> 00:04:42,907
‫و هنوز فرصت داریم که به موقع برسیم

45
00:04:43,408 --> 00:04:45,159
‫پیشنهاد ما...

46
00:04:45,159 --> 00:04:48,997
‫یه رزرو هدیه برای پرواز ساعت ۶:۴۵ فردا...

47
00:04:50,707 --> 00:04:54,127
‫به همراه یه کوپن هتل و

48
00:04:54,127 --> 00:04:56,296
‫۲۰۰ دلار اعتبار مالیـه

49
00:04:57,839 --> 00:05:01,759
‫اشتباه من رو ببخشید، ‫۲۰۰ دلار نقدی

50
00:05:02,552 --> 00:05:04,304
‫دردی از من دوا نمی‌کنه

51
00:05:04,304 --> 00:05:07,223
‫چهارصد دلار.
‫به‌علاوه‌ی هتل و رزرو مجدد

52
00:05:07,223 --> 00:05:10,393
‫دختره شده مجری مسابقات تلویزیونی.
‫پیشنهاد هزار دلار هم میده؟

53
00:05:12,186 --> 00:05:13,271
‫ششصد دلار

54
00:05:13,271 --> 00:05:15,815
‫خانم

55
00:05:15,815 --> 00:05:17,400
...ششصد

56
00:05:17,400 --> 00:05:19,277
‫به‌علاوه‌ی پس دادن پول بلیطم

57
00:05:19,277 --> 00:05:21,279
‫در این صورت صندلی رو میدید به من

58
00:05:25,575 --> 00:05:27,827
‫کیث هستم.
‫پیغام‌تون رو بذارید

59
00:05:27,827 --> 00:05:30,246
‫سلام کیس. منم تیم

60
00:05:30,246 --> 00:05:31,789
‫گوش کن، فکر کنم آخرش...

61
00:05:31,789 --> 00:05:34,834
‫نشد که بتونم بیام نیویورک

62
00:05:34,834 --> 00:05:37,462
‫امیدوارم پدرت بدونه که
‫چقدر بابت پیشنهادش ممنونم

63
00:05:37,462 --> 00:05:39,464
‫می‌دونم بابات واقعاً به یه نیروی اضافه

64
00:05:39,464 --> 00:05:41,090
‫واسه حفاظت روزانه نیاز نداره

65
00:05:42,467 --> 00:05:44,552
‫آخه فکر می‌کنم...

66
00:05:47,055 --> 00:05:49,974
‫من درحال حاضر اصلاً به دردش نمی‌خورم، پس...

67
00:06:18,503 --> 00:06:19,796
‫ممنونم

68
00:06:19,796 --> 00:06:22,340
‫متجاوز یا مریض روانی نیستی که؟

69
00:06:22,340 --> 00:06:24,008
‫نه خانم

70
00:06:24,008 --> 00:06:27,095
البته مریض روانی غیر از این هم نمیگه

71
00:06:28,096 --> 00:06:29,680
‫تا مِین میری؟

72
00:06:29,680 --> 00:06:32,141
‫از ساکت که اینطور پیداست

73
00:06:32,141 --> 00:06:33,935
‫به‌گمونم هنوز تصمیم نگرفتم

74
00:06:34,602 --> 00:06:36,562
‫اگه اینطوریـه،
‫یه پیشنهاد برات دارم

75
00:06:36,562 --> 00:06:38,106
‫یه‌جورایی توی این کار شریکیم

76
00:06:38,106 --> 00:06:39,565
‫- تو به من لطف می‌کنی‌، من هم...
‫- نه

77
00:06:39,565 --> 00:06:41,692
‫اگه ناراحت نمیشی،
‫لطف کردنی در کار نیست و

78
00:06:41,692 --> 00:06:43,194
‫من هم ازت درخواست نمی‌کنم

79
00:06:43,194 --> 00:06:46,864
‫مسئله اینـه که، پشت وانت من پر از کتابـه

80
00:06:46,864 --> 00:06:49,867
‫چهل و خورده‌ای جعبه‌ست که
‫هرکدوم‌شون مثل چی سنگینن

81
00:06:49,867 --> 00:06:51,953
‫اگه جاهایی که خواستم وایسم،
‫کمکم کنی که

82
00:06:51,953 --> 00:06:54,080
‫بارها رو بزنم و خالی کنم،

83
00:06:54,080 --> 00:06:56,791
‫تا کتاب‌خونه‌ی عمومی دنیسونِ مین می‌برمت

84
00:06:56,791 --> 00:06:57,792
‫خوبه

85
00:06:58,334 --> 00:07:00,420
‫وسایلت رو بذار پشت

86
00:07:12,932 --> 00:07:16,686
‫نزدیک یه ساعت تو دفتر مدیر گریر بودیم

87
00:07:17,687 --> 00:07:20,857
‫شما دونفر از کی درمورد اِ‌م‌آی‌تی
حرف می‌زدید؟
(ام‌آی‌تی: دانشگاه صنعتی ماساچوست)

88
00:07:24,527 --> 00:07:26,529
‫از اکتبر

89
00:07:27,613 --> 00:07:29,365
‫ببینید، گفت حس می‌کنه که

90
00:07:29,365 --> 00:07:32,785
‫«برادریک دی» دیگه بیشتر از این
‫نمی‌تونسته کاری برای من بکنه

91
00:07:33,161 --> 00:07:34,662
‫تو هم موافقی؟

92
00:07:34,704 --> 00:07:37,707
‫که اِم‌آی‌تی جاییـه که باید باشی؟

93
00:07:40,460 --> 00:07:41,794
‫آره. آره

94
00:07:42,420 --> 00:07:44,046
‫آره. من... اینطور فکر می‌کنم

95
00:07:44,881 --> 00:07:46,591
‫راستش...

96
00:07:46,591 --> 00:07:49,802
‫آخه نمی‌دونم... چطوری بگم

97
00:07:50,261 --> 00:07:52,096
‫سعی کن

98
00:07:52,096 --> 00:07:55,683
‫داریم درمورد زیر و رو کردنِ
‫زندگی‌مون حرف می‌زنیم پس...

99
00:07:55,683 --> 00:07:57,226
‫سعی کن

100
00:08:00,229 --> 00:08:03,524
‫مسئله اینـه... خیلی چیزها هست که
‫می‌خوام یادشون بگیرم و...

101
00:08:03,524 --> 00:08:05,610
‫ازشون سر در بیارم

102
00:08:05,610 --> 00:08:09,071
‫باعث میشه حس کنم که خیلی کوچیکم

103
00:08:09,071 --> 00:08:11,532
‫راستش من یه خوابی می‌بینم که

104
00:08:11,532 --> 00:08:14,285
‫رو لبه‌ی یه دره‌ی بی‌انتها وایسادم و

105
00:08:14,285 --> 00:08:16,704
‫پر از چیزهاییـه که چیزی ازشون نمی‌دونم

106
00:08:16,704 --> 00:08:18,623
‫خب به‌گمونم دره‌ی بی‌انتها نمی‌تونه پر باشه

107
00:08:18,623 --> 00:08:20,374
‫واسه همین اسمش رو می‌ذارم شکاف

108
00:08:20,374 --> 00:08:24,253
‫اما تَه نداره.
‫یه پُلی هم هست که

109
00:08:24,253 --> 00:08:26,881
‫دلم می‌خواد از روش رد شم و
‫دستم رو بلندم کنم،

110
00:08:26,881 --> 00:08:28,925
‫بعدش همه‌چیز از تاریکی

111
00:08:28,925 --> 00:08:31,135
‫میان بالا و شناور میشن...

112
00:08:33,804 --> 00:08:35,890
‫ببخشید. بخشید.
‫من دست‌وپا‌چلفتی‌ام. ببخشید

113
00:08:35,890 --> 00:08:36,891
‫ممنون

114
00:08:37,850 --> 00:08:39,435
‫ممنون

115
00:08:43,147 --> 00:08:44,982
‫ببین

116
00:08:44,982 --> 00:08:49,445
‫مغز تو و توانایی‌هاش یه موهبتـه

117
00:08:51,531 --> 00:08:54,450
‫خدا شاهده که از ما به ارث نبردی

118
00:08:54,992 --> 00:08:57,328
‫به گمونم این یعنی ما باید

119
00:08:57,328 --> 00:09:01,290
‫تموم زورمون رو بزنیم تا ببینیم
تو رو تا کجا پیش می‌بره

120
00:09:01,290 --> 00:09:03,709
‫می‌دونی که درمورد دره‌ها چی میگن دیگه؟

121
00:09:03,709 --> 00:09:07,547
‫بهش که نگاه کنی،
‫اون هم به تو نگاه می‌کنه

122
00:09:09,632 --> 00:09:11,300
‫آره، مطمئنم

123
00:09:50,590 --> 00:09:51,924
‫همه‌ی چراغ‌‌ها خاموشن

124
00:09:51,924 --> 00:09:55,261
‫مفهومـه. منتظریم تا شروع کنید

125
00:09:55,803 --> 00:09:59,432
‫اگه پدرمادرش بیدار شن،
‫ممکنه مجبور به درگیری بشیم

126
00:09:59,724 --> 00:10:01,100
‫چاره‌ای نیست

127
00:10:01,100 --> 00:10:03,019
‫۴۵‌ دقیقه‌ی دیگه شروع می‌کنیم

128
00:10:03,019 --> 00:10:05,271
‫مفهومـه. ۴۵ دقیقه تا شروع

129
00:10:19,368 --> 00:10:20,703
‫« تحرکی یافت نشد »

130
00:11:14,590 --> 00:11:15,675
‫مامان؟

131
00:11:15,675 --> 00:11:17,385
‫حتماً بچه. هرچی تو بگی

132
00:11:27,770 --> 00:11:30,856
‫- این هم از آخریش
‫- دست‌تون درد نکنه

133
00:11:30,856 --> 00:11:33,067
‫دست شما درد نکنه

134
00:11:33,067 --> 00:11:34,068
‫سلام

135
00:11:34,068 --> 00:11:36,946
‫همین حالا دیدم یه یارویی
‫پیرهن هاکی روی یخ پوشیده بود

136
00:11:36,946 --> 00:11:38,739
‫به‌گمونم این یه نشونه از خداست که

137
00:11:38,739 --> 00:11:40,991
‫داره میگه برگردم اونور مرز «ورمانت»

138
00:11:41,325 --> 00:11:43,703
‫واقعاً ازتون ممنونم که
‫من رو رسوندید خانم

139
00:11:43,703 --> 00:11:45,705
‫آشنایی باهاتون باعث افتخار بود

140
00:11:49,834 --> 00:11:51,293
‫موفق باشی تیم

141
00:11:51,293 --> 00:11:52,336
‫ممنون

142
00:11:57,675 --> 00:12:00,177
‫« نیازمند یک مامور گشت شبانه »

143
00:12:06,684 --> 00:12:08,310
‫زنم بدش میاد واسه شام دیر کنم

144
00:12:08,310 --> 00:12:10,104
‫پس یه راست بریم سر اصل مطلب

145
00:12:14,108 --> 00:12:16,736
‫همین الان داشتم با پلیس بوستون حرف می‌زدم

146
00:12:16,736 --> 00:12:20,322
‫به‌گمونم یه چندتا مسئله رو تو
‫درخواست‌نامه‌ت جا انداختی

147
00:12:20,322 --> 00:12:23,993
‫یک، سال ۲۰۱۱ به‌خاطر نجات جون افراد،
ازت تقدیر شد

148
00:12:23,993 --> 00:12:26,162
‫۲۰۱۸‌ هم یه بار دیگه این اتفاق تکرار شد

149
00:12:26,620 --> 00:12:29,457
‫سال ۲۰۲۰، پلیس نمونه‌ی سال شدی

150
00:12:29,457 --> 00:12:31,959
‫خب بالاخره باید به یکی می‌دادنش

151
00:12:31,959 --> 00:12:35,129
‫همیشه سروقت می‌اومدم سر کار،
‫هیچوقت به‌خاطر مریضی مرخصی نگرفتم...

152
00:12:35,129 --> 00:12:37,757
‫خیلی‌خب، نمی‌دونم این حرفات ‫از
روی تواضعـه یا

153
00:12:37,757 --> 00:12:40,176
‫عزت نفس پایینت اما خوشم نمیاد

154
00:12:40,676 --> 00:12:42,219
‫خیلی‌خب...

155
00:12:42,219 --> 00:12:44,096
‫اون جایزه حقم بود

156
00:12:44,096 --> 00:12:47,266
‫راستش خیلی یهویی واسه
‫این شغل درخواست دادم

157
00:12:47,266 --> 00:12:49,059
‫اون‌قدر وقت نشد که بخوام
‫اون رو بنویسم

158
00:12:49,059 --> 00:12:52,521
‫اما یادت موند که حادثه‌ی مرکز خریدِ
وست‌فیلد رو بنویسی

159
00:12:54,732 --> 00:12:56,734
‫گفتم این حق رو دارید که بدونید

160
00:12:57,651 --> 00:12:59,570
‫جناب ستوان گفتن اون یارویی که
‫بهش شلیک کردی

161
00:12:59,570 --> 00:13:01,238
‫یه مسلسل با ۲۰۰ تا گلوله داشته

162
00:13:01,238 --> 00:13:04,992
‫«یارو» نبود.
‫یه بچه‌ی ۱۶ ساله بود و

163
00:13:04,992 --> 00:13:08,287
‫به هیچکس هم شلیک نکرده بود

164
00:13:08,287 --> 00:13:11,540
‫چه ۱۶ سالش بوده یا نه،
‫به یه پلیس حمله کرده

165
00:13:14,126 --> 00:13:15,628
‫درسته

166
00:13:15,628 --> 00:13:17,755
‫ستوان گفت که درحال انجام وظیفه نبودی

167
00:13:17,755 --> 00:13:19,548
‫بله، من...

168
00:13:19,548 --> 00:13:21,425
‫بعد از شیفتم یه سر رفتم مرکز خرید تا

169
00:13:21,425 --> 00:13:23,594
‫واسه یه مراسم عروسی،
‫کفش مجلسی بخرم

170
00:13:23,594 --> 00:13:24,595
‫هنوز لباس فرم تنم بود

171
00:13:24,595 --> 00:13:27,389
‫یه خانمه از پارکینگ دوید سمتم و

172
00:13:27,389 --> 00:13:30,142
‫گفت یه یارویی رو دیده که از
‫ماشینش تفنگ آورده بیرون

173
00:13:30,142 --> 00:13:32,228
‫- تا الان که همه‌چیز مرتبـه
‫- بله

174
00:13:32,228 --> 00:13:34,814
‫بله، تا این که مامورهای اعزامی

175
00:13:34,814 --> 00:13:38,776
‫فهمیدن که بوی الکل میدم و
‫ازم آزمایش گرفتن

176
00:13:39,235 --> 00:13:42,488
‫تو «بیچ‌کومبرز» دوتا پیک «اولد فشند»
‫خورده بودم

177
00:13:42,488 --> 00:13:44,240
‫درست قبل این که برم کفش‌فروشی

178
00:13:44,240 --> 00:13:46,408
‫خب اون‌موقع شیفت تو نبود

179
00:13:46,408 --> 00:13:48,494
‫اما لباس فرم تنم بود

180
00:13:49,203 --> 00:13:52,665
‫اداره تصمیمش رو به عهده‌ی خودم گذاشت،
‫که استعفا بدم یا اخراج شم

181
00:13:53,040 --> 00:13:55,501
‫زیاد نوشیدنی می‌خوری؟

182
00:13:55,501 --> 00:13:58,504
‫می‌خوردم...
‫تا یه مدت بعد از اون اتفاق

183
00:13:58,504 --> 00:14:02,299
‫اون‌قدری زیاد بود که
‫فاتحه‌ی ازدواجم رو خوند اما نه بیشتر

184
00:14:03,050 --> 00:14:06,887
‫اگه الان ازت تست  بگیرم
‫دهنت چه بویی میده؟

185
00:14:07,179 --> 00:14:08,764
‫خودتون بگیرید تا بفهمید

186
00:14:08,764 --> 00:14:11,141
‫نه...

187
00:14:11,141 --> 00:14:14,228
‫فکر نکنم این کار رو بکنم

188
00:14:14,228 --> 00:14:17,106
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه

189
00:14:17,857 --> 00:14:21,777
‫خب پسر، تو واسه این کار خیلی سَری

190
00:14:21,777 --> 00:14:23,737
‫اما اگه خودت می‌خوای مشکلی نیست

191
00:14:23,737 --> 00:14:25,155
‫خب می‌خوام

192
00:14:25,573 --> 00:14:26,949
‫باشه

193
00:14:26,949 --> 00:14:29,410
‫همین امشب کارت شروع میشه.
‫از ۸ تا ۶

194
00:14:29,410 --> 00:14:31,829
‫- به همین راحتی؟
‫- به همین راحتی

195
00:15:53,827 --> 00:15:59,416
‫« انتخاب خودمه که شاد باشم »

196
00:15:59,416 --> 00:16:01,752
‫می‌خواستم بکنمش،
‫«انتخاب خودمـه که مزخرف باشم»

197
00:16:01,752 --> 00:16:04,505
‫اما گفتم شاید خودکارم رو ازم بگیرن

198
00:16:05,005 --> 00:16:07,841
‫آره، بعضی‌وقتا نادیده می‌گیرن
‫بعضی‌وقتا هم نه

199
00:16:08,175 --> 00:16:10,928
‫اسم من کالیشاست.
‫بگی «شا» هم جواب میدم

200
00:16:11,762 --> 00:16:14,098
‫اینجا چه‌خبره؟ الان کجاییم؟

201
00:16:14,098 --> 00:16:15,724
‫به «موسسه» خوش اومدی

202
00:16:15,724 --> 00:16:18,560
‫موسسه‌ی چی؟

203
00:16:18,560 --> 00:16:22,523
‫خب، یادمـه که روز اول
‫خودم هم چقدر سوال داشتم

204
00:16:22,523 --> 00:16:24,233
‫راستش معمولاً راحت‌تره که...

205
00:16:24,233 --> 00:16:25,776
ما هنوز تو مینیاپولیسیم؟

206
00:16:30,406 --> 00:16:34,118
‫نه، قطعاً که هنوز تو مینیاپولیس نیستیم توتو

207
00:16:34,118 --> 00:16:37,204
‫اینجا مِینـه. حداقل چیزیـه که اون‌ها میگن

208
00:16:37,204 --> 00:16:38,956
‫اون‌ها دیگه کی‌ان؟

209
00:16:39,498 --> 00:16:42,668
‫مثل این که نمی‌تونی
‫جلوی خودت رو بگیری،‌ آره؟

210
00:16:43,085 --> 00:16:45,713
‫بچه باهوش‌ها این‌طوری‌ان؟

211
00:16:45,713 --> 00:16:47,131
‫از کجا فهمیدی؟

212
00:16:47,131 --> 00:16:49,425
‫یه خلاصه‌ی کوتاه از
تموم تازه‌واردها بهمون میدن

213
00:16:49,425 --> 00:16:51,677
‫اسمت لوک الیسـه،
‫اهل مینیاپولیسی

214
00:16:51,969 --> 00:16:53,846
‫از بسکتبال و شطرنج خوشت میاد و

215
00:16:53,846 --> 00:16:55,806
‫باهوش هم هستی

216
00:16:55,806 --> 00:16:58,350
‫خب حالا چقدر باهوشی؟
‫نه، نه

217
00:16:58,350 --> 00:17:01,603
‫فکر کنم سوال اصلی این باشه که
‫تو «د.آ»ای یا «د.ج»؟

218
00:17:01,603 --> 00:17:04,523
این رو هیچوقت درموردِ
تازه‌واردها بهمون نمیگن

219
00:17:04,523 --> 00:17:06,775
‫خب، نفهمیدم چی گفتی

220
00:17:06,775 --> 00:17:08,819
‫د.آ همون دورآگاهیـه.
‫د.ج هم...

221
00:17:08,819 --> 00:17:10,362
دورجنبی

222
00:17:10,362 --> 00:17:12,364
‫خب حالا تو کدومی؟

223
00:17:12,364 --> 00:17:15,075
‫به‌گمونم وقتی کسی میاد اینجا

224
00:17:15,075 --> 00:17:17,703
‫نمی‌تونه جفتش باشه،
‫اما به‌نظرم تو د.ج باشی

225
00:17:18,620 --> 00:17:19,747
‫من د.آ هستم

226
00:17:20,205 --> 00:17:21,540
‫یعنی می‌تونی ذهن‌خونی کنی؟

227
00:17:21,832 --> 00:17:25,377
‫همیشه می‌تونستم،
‫کم و بیش

228
00:17:27,629 --> 00:17:30,132
‫خب، بعضی‌وقتا چیزها دورم تکون می‌خورن

229
00:17:30,132 --> 00:17:31,759
‫اما... این کافی نیست که...

230
00:17:31,759 --> 00:17:32,843
‫بیارنت اینجا؟

231
00:17:36,138 --> 00:17:37,973
‫ما...

232
00:17:37,973 --> 00:17:40,017
‫ما رو دزدیدن؟

233
00:17:40,017 --> 00:17:41,477
‫بهش میگن «به خدمت درآوردن»

234
00:17:42,394 --> 00:17:43,771
‫مثل ارتش؟

235
00:17:44,772 --> 00:17:47,149
‫نمی‌دونم

236
00:17:47,149 --> 00:17:48,609
‫مامان‌بابامون خبر دارن کجاییم؟

237
00:17:48,609 --> 00:17:50,235
‫میشه باهاشون حرف بزنیم یا...

238
00:17:50,569 --> 00:17:53,739
‫نه راستش، ظاهراً کارمون
‫این‌قدر محرمانه‌ست که

239
00:17:53,739 --> 00:17:57,618
‫نمی‌تونیم هیچ تماسی
‫با بیرون داشته باشیم

240
00:17:57,618 --> 00:18:00,454
‫خب بالاخره یکی باید اینجا رو اداره کنه

241
00:18:00,454 --> 00:18:01,580
‫خانم سیگسبی

242
00:18:01,580 --> 00:18:04,666
‫بجز مسائل پزشکی که
‫وظیفه‌ش به‌عهده‌ی دکتر هندریکسـه

243
00:18:05,042 --> 00:18:05,959
‫مسائل پزشکی؟

244
00:18:05,959 --> 00:18:07,961
‫بیشتر فقط آزمایشـه

245
00:18:07,961 --> 00:18:09,963
‫و تزریقات.
‫کلی تزریقات

246
00:18:09,963 --> 00:18:12,466
‫حداقل تو «بخش جلویی» که اینطوریـه

247
00:18:12,466 --> 00:18:14,802
‫- الان تو «بخش جلویی»ایم
‫- «بخش پشتی»‌ای هم هست؟

248
00:18:14,802 --> 00:18:17,262
‫آره، دوره‌ی بخش جلویی رو که
‫تموم کردیم، میریم اونجا

249
00:18:17,262 --> 00:18:18,847
‫می‌تونیم از زمین بازی ببینیمش

250
00:18:18,847 --> 00:18:20,432
‫اینجا که نه ولی...

251
00:18:20,432 --> 00:18:22,309
‫خودم هم نمی‌تونم بگم اونجا چه‌خبره

252
00:18:22,309 --> 00:18:23,727
‫ارتباطی باهاش نداریم

253
00:18:23,727 --> 00:18:25,646
‫سیگسبی و هندریکس چی میگن؟

254
00:18:25,646 --> 00:18:27,815
‫خیلی میلی ندارن که جواب سوالات‌مون رو بدن

255
00:18:27,815 --> 00:18:29,358
‫کِی می‌تونم ببینم‌شون؟

256
00:18:29,775 --> 00:18:31,151
‫گفتنش سختـه

257
00:18:31,151 --> 00:18:34,196
‫معمولاً اولش اجازه میدن که تازه‌واردها
‫یکم پرسه بزنن

258
00:18:38,117 --> 00:18:39,743
‫چرا اینطوری این کار رو می‌کنن؟

259
00:18:39,743 --> 00:18:42,955
‫همم. تاحالا به فکر کسی نرسیده بود
‫همچین سوالی بپرسه

260
00:18:43,705 --> 00:18:47,042
‫اگه پرونده‌ش رو بخونی، متوجه میشی

261
00:18:48,961 --> 00:18:49,962
‫می‌‌خوان بهمون بگن

262
00:18:50,003 --> 00:18:52,589
‫اینجا اونقدرا بد نیست و

263
00:18:52,589 --> 00:18:56,635
‫فهمیدن که اگه از یه بچه‌ی دیگه بشنویم،
‫احتمال بیشتری داره که باهاش کنار بیایم

264
00:18:56,635 --> 00:18:59,138
‫پیش‌بینی می‌کنه و
‫متوجه چیزهایی میشه که بقیه نمیشن

265
00:18:59,138 --> 00:19:00,514
‫واسه مدت طولانی

266
00:19:00,514 --> 00:19:04,351
‫درمورد قدرت‌های مشاهده‌ای و
‫تحلیلیش حرف می‌زنه

267
00:19:04,810 --> 00:19:07,062
‫چرا اتاق‌ها رو مثل اتاق‌های خودمون
درست کردن؟

268
00:19:10,691 --> 00:19:13,735
‫راستش، اگه پسره همون‌قدری که
‫میگی باهوش باشه

269
00:19:13,735 --> 00:19:16,697
‫بهتره واسه «مرحله‌ی پساتعامل» درنظرش بگیریم

270
00:19:17,072 --> 00:19:18,949
قبلاً این بحث رو کردیم

271
00:19:18,949 --> 00:19:22,327
‫- چرا نمیشه...
‫- مرحله‌ی پساتعامل فعلاً متوقف ‌شده

272
00:19:22,619 --> 00:19:25,581
‫اولویت اصلی تو اینـه که

273
00:19:25,581 --> 00:19:28,250
‫روند انتقال رو بدون وقفه جلو ببری

274
00:19:28,292 --> 00:19:30,878
‫خودت که سوژه‌های جدید رو دیدی

275
00:19:30,878 --> 00:19:33,547
‫می‌دونی که چقدر شرایط محدود شدن

276
00:19:37,551 --> 00:19:40,387
‫دوتا نیمه...

277
00:19:40,387 --> 00:19:41,388
‫همیشه اینطوری‌ای؟

278
00:19:41,388 --> 00:19:44,391
‫- داره با خودش حرف می‌زنه
‫- آره

279
00:19:44,975 --> 00:19:47,269
‫مطمئنم زیاد این کار رو می‌کنه

280
00:19:57,696 --> 00:19:59,823
‫فکر کنم آماده‌ست که من رو ببینه

281
00:20:05,913 --> 00:20:07,539
‫راستش اینجا اونقدرا هم بد نیست

282
00:20:07,539 --> 00:20:09,541
‫بازی ویدیویی داریم،
‫فیلم داریم

283
00:20:09,917 --> 00:20:12,294
زمین بازی تا دیروقت بازه

284
00:20:12,294 --> 00:20:15,380
‫هی، فقط حواست باشه

285
00:20:15,380 --> 00:20:16,798
‫هرکاری که میگن رو بکنی

286
00:20:19,259 --> 00:20:20,469
‫لوک

287
00:20:20,469 --> 00:20:22,763
‫خانم سیگسبی مایلن باهاتون صحبت کنن

288
00:20:23,430 --> 00:20:25,307
‫لباس‌هات رو عوض کن

289
00:20:43,909 --> 00:20:47,204
‫وای، مطمئنم ۷۵ سال پیش
‫این شاهکار بوده

290
00:20:48,830 --> 00:20:51,833
‫راستش یه‌جورایی باحالـه

291
00:20:51,833 --> 00:20:53,543
‫قبلاًها مُد بوده

292
00:20:54,962 --> 00:20:56,546
‫سه‌جای شهر پانچ‌کارت هست تا

293
00:20:56,546 --> 00:20:58,382
مسیر گشتت رو ثبت کنی

294
00:20:58,382 --> 00:20:59,967
دو سر خیابون واتر رو پانچ می‌زنی

295
00:20:59,967 --> 00:21:02,344
‫اول اداره‌ی پلیس و بعدش هم بانک

296
00:21:02,344 --> 00:21:04,304
‫یه بار دیگه هم جلوی
‫جواهرفروشی هاپر توی گاریش

297
00:21:04,304 --> 00:21:06,056
‫بعدش هم برگرد اداره

298
00:21:06,056 --> 00:21:08,225
‫می‌تونی بقیه‌ی درها رو
‫با گچ علامت بذاری

299
00:21:08,225 --> 00:21:10,143
‫فقط تو راه برگشت پاکش کن

300
00:21:10,143 --> 00:21:12,354
‫یه چرخه‌ی ۳-۴‌ کیلومتریـه

301
00:21:12,354 --> 00:21:16,316
‫اد ویتلاک قبلاً توی هرشیفت
شیش‌بار این مسیر رو می‌رفت

302
00:21:16,608 --> 00:21:17,901
‫یعنی میشه چقدر؟

303
00:21:18,610 --> 00:21:20,195
‫۲۲ کیلومتر؟

304
00:21:20,195 --> 00:21:21,446
‫ظاهراً هرروز باید کلی راه برم

305
00:21:21,446 --> 00:21:23,031
‫با درو یه برنامه زمانی می‌چینیم

306
00:21:23,031 --> 00:21:24,574
‫دو شب در هفته تعطیلید

307
00:21:24,574 --> 00:21:25,784
‫احتمالاً دوشنبه و سه‌شنبه

308
00:21:25,784 --> 00:21:27,327
‫شهر معمولاً بعد از آخر هفته خلوتـه

309
00:21:27,327 --> 00:21:28,662
‫اما شاید مجبور شیم جابجات کنیم

310
00:21:28,662 --> 00:21:30,163
‫البته اگه دووم بیاری

311
00:21:32,207 --> 00:21:35,335
‫مشکل خاصی با من داری مامور گالیکسون؟

312
00:21:35,669 --> 00:21:38,088
‫اگه داری همین الان بگو

313
00:21:39,506 --> 00:21:41,591
‫فقط زمان مشخص می‌کنه

314
00:21:41,591 --> 00:21:45,053
‫نکته اینـه که ما دسته‌ی خوبی هستیم.
‫کوچیکیم اما خوبیم

315
00:21:45,053 --> 00:21:47,347
‫تو فقط یه آدم معمولی‌ای

316
00:21:47,347 --> 00:21:49,141
‫مردم گشت‌های پیاده رو مسخره می‌کنن اما

317
00:21:49,141 --> 00:21:52,352
‫برای نیروی کوچیکی مثل ما حیاتیـه

318
00:21:52,352 --> 00:21:55,147
‫«یه قطره پیش‌گیری بهتر از
‫یه اقیانوس درمانـه»

319
00:21:55,147 --> 00:21:56,815
‫بابابزرگم این رو می‌گفت

320
00:21:56,815 --> 00:21:57,691
‫باشه

321
00:21:57,733 --> 00:21:59,860
‫اون هم یه گشت‌ پیاده بود

322
00:21:59,860 --> 00:22:02,863
برای همین واسه این کار درخواست دادم

323
00:22:02,863 --> 00:22:05,615
‫گشت پیاده یه شغل آنالوگ
‫تو یه عصر دیجیتالـه

324
00:22:06,116 --> 00:22:09,119
‫شاید هم اینجا یه شهر آنالوگ باشه

325
00:22:09,619 --> 00:22:11,330
‫من که از خدامـه

326
00:22:25,635 --> 00:22:26,928
‫سلام آقای استک‌هاوس

327
00:22:26,928 --> 00:22:29,139
‫حتماً بچه. هرچی تو بگی

328
00:22:29,806 --> 00:22:34,144
‫صبر کن... اون...
‫نه، ولم کن!

329
00:22:45,280 --> 00:22:46,907
‫خوش اومدی لوک

330
00:22:48,200 --> 00:22:52,871
‫خب، با آقای استک‌هاوس،
‫رئیس حراست آشنا شدی

331
00:22:52,871 --> 00:22:55,290
‫ایشون هم دکتر هندریکس هستن

332
00:22:55,290 --> 00:22:57,667
‫ایشون معمار علم نوینی هستن که

333
00:22:57,667 --> 00:22:58,794
‫اینجا انجامش میدیم

334
00:22:58,794 --> 00:23:01,213
‫من خانم سیگسبی هستم و...

335
00:23:01,213 --> 00:23:03,215
‫رئیسی، می‌دونم

336
00:23:03,590 --> 00:23:06,635
‫و می‌دونید که می‌دونم چون
‫دیدید که کالیشا بهم گفت

337
00:23:06,635 --> 00:23:08,011
‫خب چرا زودتر نمیگید که

338
00:23:08,011 --> 00:23:10,263
‫اینجا دقیقاً چه‌خبره؟

339
00:23:10,263 --> 00:23:12,808
‫ببخشید. آخه تو...

340
00:23:12,808 --> 00:23:15,936
نسبت به بیشترِ تازه‌واردهایی که می‌بینیم
‫آروم‌تری

341
00:23:15,936 --> 00:23:17,771
‫تو کلی دردسر افتادین تا بیاریدم اینجا،

342
00:23:17,771 --> 00:23:19,189
‫اون‌وقت می‌خواید چی‌کار کنم؟

343
00:23:19,189 --> 00:23:21,400
‫جیغ و داد بزنم و
‫التماس کنم بذارید برم خونه؟

344
00:23:22,067 --> 00:23:24,111
‫فایده‌ای هم داره؟

345
00:23:24,111 --> 00:23:26,279
‫به هیچ وجه.
‫لطفاً بشین

346
00:23:29,408 --> 00:23:31,910
‫ممنونم دکتر هندریکس

347
00:23:32,536 --> 00:23:35,455
‫از اینجا به بعدش رو بسپارید به خودم

348
00:23:35,455 --> 00:23:37,874
‫بی‌صبرانه منتظرم باهات کار کنم

349
00:23:46,842 --> 00:23:48,176
‫گاهی‌اوقات...

350
00:23:48,218 --> 00:23:52,222
‫تازه‌واردهای ما به‌خاطر سردرگمی

351
00:23:52,222 --> 00:23:54,015
‫شروع به پرخاشگری می‌کنن

352
00:23:54,015 --> 00:23:57,769
‫برای همین آقای استک‌هاوس
‫همراهی‌تون می‌کنن تا

353
00:23:57,769 --> 00:24:01,148
‫متقاعد بشیم که به کسی آسیب نمی‌زنید

354
00:24:01,148 --> 00:24:02,649
‫از جمله به خودتون

355
00:24:02,649 --> 00:24:06,403
‫اما تو که به کسی آسیب نمی‌زنی،
‫مگه نه لوک؟

356
00:24:08,488 --> 00:24:10,198
‫نه

357
00:24:10,198 --> 00:24:11,533
‫ممنون

358
00:24:16,746 --> 00:24:17,873
‫نوشابه بخور

359
00:24:20,959 --> 00:24:22,043
‫خیلی‌خب

360
00:24:22,627 --> 00:24:23,837
‫جیلی بیلی می‌خوای؟

361
00:24:24,421 --> 00:24:25,672
‫چرا؟

362
00:24:25,672 --> 00:24:27,966
‫که ببینی چه رنگی انتخاب می‌‌کنم تا

363
00:24:27,966 --> 00:24:30,343
‫بتونی شخصیتم رو برانداز کنی؟

364
00:24:30,343 --> 00:24:32,596
‫نه، چون جیلی بیلی دوست دارم و

365
00:24:32,596 --> 00:24:34,764
‫گفتم شاید تو هم دوست داشته باشی

366
00:24:34,764 --> 00:24:36,391
‫اما...

367
00:24:36,892 --> 00:24:39,603
‫انگار از تحلیل کردن خوشت میاد

368
00:24:39,603 --> 00:24:41,146
‫هرچی بیشتر روی منطق تمرکز کنم

369
00:24:41,146 --> 00:24:44,107
‫کمتر مجبورم به دزدیده شدنم فکر کنم

370
00:24:44,816 --> 00:24:46,693
‫ما اینجا این کلمه رو به‌کار نمی‌بریم

371
00:24:47,110 --> 00:24:49,196
‫درستـه. ما رو به خدمت درآوردین

372
00:24:49,196 --> 00:24:51,907
‫و می‌خوام اولین نفری باشم که...

373
00:24:51,907 --> 00:24:53,658
‫بهت تبریک میگه

374
00:24:55,410 --> 00:24:56,453
‫بابتِ؟

375
00:24:56,453 --> 00:24:58,955
‫بابت اینجا بودنت

376
00:24:58,955 --> 00:25:03,043
‫کاری که قراره جزئی ازش باشی،

377
00:25:03,084 --> 00:25:07,130
‫بدون شک مهم‌ترین کاریـه که

378
00:25:07,130 --> 00:25:09,758
‫داره تو سرتاسر کره‌ی زمین انجام میشه

379
00:25:09,758 --> 00:25:12,385
‫بدون شک تو...

380
00:25:12,385 --> 00:25:15,347
‫قراره ‫نقشی روتوی
نجات دنیا ایفا کنی

381
00:25:15,347 --> 00:25:18,475
‫خیلی‌خب. می‌خوام همین حالا
‫با مامان‌بابام حرف بزنم

382
00:25:18,475 --> 00:25:22,562
‫همونطور که کالیشا گفت
‫امکانش نیست

383
00:25:22,562 --> 00:25:25,982
‫بذار باهاشون حرف بزنم،
‫بعدش هرکاری خواستی می‌کنم

384
00:25:25,982 --> 00:25:28,693
‫ما الان مشغول مذاکره نیستیم لوک

385
00:25:28,693 --> 00:25:30,695
‫پسری با هوش تو

386
00:25:30,695 --> 00:25:33,907
‫نباید مشکلی توی فهم مسائل داشته باشه

387
00:25:36,576 --> 00:25:38,495
‫بدون کار ما

388
00:25:38,495 --> 00:25:42,499
‫دنیایی که می‌شناسیم از بین میره

389
00:25:43,166 --> 00:25:45,168
‫این یه مسئله‌ی شخصی نیست

390
00:25:45,168 --> 00:25:47,629
‫مسئولیت منـه که

391
00:25:47,629 --> 00:25:49,506
‫تضمین کنم این کار عملی بشه،

392
00:25:49,506 --> 00:25:53,176
‫پس... عملی هم میشه

393
00:25:53,176 --> 00:25:55,637
‫و کار ما دقیقاً‌ چیه؟

394
00:25:56,972 --> 00:26:00,100
‫این رو به هم‌خدمتی‌هات می‌سپارم تا

395
00:26:00,100 --> 00:26:01,393
‫برات توضیح بدن

396
00:26:01,393 --> 00:26:04,729
‫اگه از یه بچه‌ی دیگه بشنوی،
‫احتمال بیشتری داره تا باهاش کنار بیای

397
00:26:04,729 --> 00:26:08,942
‫درواقع این یه کلمه‌ی دیگه‌ایـه که
‫به کار نمی‌بریمش

398
00:26:08,942 --> 00:26:11,236
‫شماها اینجا بچه نیستید

399
00:26:11,736 --> 00:26:14,573
‫نه ساعت خواب دارید.
‫نه وظایف روزانه

400
00:26:14,573 --> 00:26:17,117
‫نه غذایی هست که مجاز نباشید بخورید

401
00:26:17,117 --> 00:26:19,119
‫دارید کارهای بزرگونه می‌کنید

402
00:26:19,119 --> 00:26:21,162
‫پس باید مثل بزرگ‌ها باهاتون رفتار شه

403
00:26:21,162 --> 00:26:23,832
‫اما همزمان باید توجه داشته باشید که...

404
00:26:23,832 --> 00:26:26,334
‫اینجا خونه‌تون نیست

405
00:26:26,668 --> 00:26:29,129
‫اینجا مدرسه‌تون نیست

406
00:26:29,129 --> 00:26:32,132
‫اگه اینجا قانونی رو زیر پا بذارید

407
00:26:32,132 --> 00:26:34,175
‫عواقب بزرگونه‌ای هم داره

408
00:26:34,926 --> 00:26:37,387
‫اون‌وقت قوانین چی هستن؟

409
00:26:37,387 --> 00:26:38,638
‫خوشحالم که پرسیدی

410
00:26:38,638 --> 00:26:42,017
‫قانون اصلی اینـه که از
‫تمام دستوراتی که

411
00:26:42,017 --> 00:26:45,562
‫کارکنان بهتون میدن،
‫بی‌چون و چرا پیروی کنید

412
00:26:45,812 --> 00:26:49,733
‫چندتا آمپول بهتون تزریق میشه

413
00:26:49,858 --> 00:26:52,402
‫چندتا آزمایش ازتون گرفته میشه

414
00:26:52,402 --> 00:26:55,071
‫همه‌شون رو می‌پذیرید

415
00:26:55,071 --> 00:26:59,701
‫به‌جز چندتا مورد استثنا...

416
00:26:59,701 --> 00:27:03,371
اون‌قدرها براتون ناخوشایند نیستن

417
00:27:03,371 --> 00:27:05,749
‫دائماً وضعیت روانی و فیزیکی‌تون

418
00:27:05,749 --> 00:27:08,168
‫زیرنظر گرفته میشه

419
00:27:08,168 --> 00:27:10,545
‫بعدش هم که خدمت‌تون تموم شد

420
00:27:10,545 --> 00:27:13,965
‫حافظه‌تون رو پاک می‌کنیم و
‫می‌فرستیم‌تون خونه

421
00:27:13,965 --> 00:27:16,509
‫خونه؟ پیش پدرمادرم؟

422
00:27:17,010 --> 00:27:18,428
‫آره، معلومـه

423
00:27:20,096 --> 00:27:21,348
‫اون‌ها زنده‌ن؟

424
00:27:21,723 --> 00:27:23,725
‫آره، معلومه که زنده‌ن

425
00:27:23,725 --> 00:27:25,352
‫مگه ما هیولاییم؟

426
00:27:25,393 --> 00:27:28,480
‫می‌دونن من این‌جام؟

427
00:27:28,480 --> 00:27:30,065
‫طبیعتاً بله

428
00:27:30,065 --> 00:27:31,900
‫به‌هرحال...

429
00:27:31,900 --> 00:27:35,570
‫فکر می‌کنم بزودی متوجه این بشی که

430
00:27:35,570 --> 00:27:39,449
‫زمان این‌جا... خیلی سریع می‌گذره لوک

431
00:27:39,449 --> 00:27:41,242
‫و وقتی از پیش‌مون بری،

432
00:27:41,242 --> 00:27:45,830
‫وقتی یه‌روز صبح دوباره
‫توی تخت خودت بیدار بشی،

433
00:27:45,830 --> 00:27:50,126
‫احساس می‌کنی هیچ کدوم
‫از این اتفاق‌ها واقعیت نداشته

434
00:27:50,126 --> 00:27:53,421
‫تنها بخش بدش این‌که یادت نمی‌مونه

435
00:27:53,421 --> 00:27:56,925
‫این‌که ازت خواستن خدمت کنی،
‫چه افتخار بزرگی بوده

436
00:27:56,925 --> 00:28:01,137
‫نه فقط برای کشورت، بلکه برای تمام بشریت!

437
00:28:01,137 --> 00:28:03,973
‫هر کدوم از بچه‌های این‌جا چند
‫نفر رو می‌شناسن؟

438
00:28:03,973 --> 00:28:05,642
‫دوستاشون توی مدرسه، خانواده‌شون؟

439
00:28:05,642 --> 00:28:07,560
‫نمی‌تونید که حافظه‌ی همه‌شون رو پاک کنید

440
00:28:09,604 --> 00:28:12,190
‫وقتی بفهمی چه کارهایی از
‫دست‌مون برمیاد کُرک و پرات می‌ریزه

441
00:28:17,654 --> 00:28:19,447
‫از آشنایی‌ت خوشحال شدم

442
00:28:22,909 --> 00:28:25,704
‫اتاقم...

443
00:28:25,704 --> 00:28:29,749
‫درواقع که جای راحتی نیست، درسته؟

444
00:28:29,749 --> 00:28:31,835
‫فقط می‌خواین وانمود کنید

445
00:28:31,835 --> 00:28:34,713
‫راحتیِ من براتون مهمه

446
00:28:34,713 --> 00:28:39,092
‫من می‌دونم که شرایط فعلی

447
00:28:39,092 --> 00:28:42,137
‫خیلی برای تو سخته لوک

448
00:28:42,137 --> 00:28:45,265
‫اما اگه فقط کارهایی که بهت می‌گیم رو انجام بدی،

449
00:28:45,265 --> 00:28:49,686
‫خیلی سریع از این‌جا می‌زنی بیرون

450
00:28:49,686 --> 00:28:54,023
‫دوباره می‌ری با رالف فوتبال بازی می‌کنی

451
00:29:40,945 --> 00:29:44,949
‫بذارید باهاتون صادق باشم، مردمِ وطن‌پرست

452
00:29:44,949 --> 00:29:47,076
‫می‌خوام واقعیت رو بهتون بگم

453
00:29:47,076 --> 00:29:49,496
‫اون‌ها نمی‌خوان شما چیزی بدونین،

454
00:29:49,496 --> 00:29:53,082
‫چون فکر می‌کنن طاقت شنیدن حقیقت رو ندارید

455
00:29:53,082 --> 00:29:54,542
‫اما ما طاقت‌ش رو داریم

456
00:29:54,542 --> 00:29:56,169
‫- سلام.
‫- مگه نه؟

457
00:29:56,169 --> 00:29:58,671
‫پس جای اد وایت‌لایک تو رو آوردن!

458
00:29:58,671 --> 00:30:01,591
‫شنیده بودم یکی رو پیدا کردن...

459
00:30:01,591 --> 00:30:02,884
‫من تیم‌ جیم‌سون‌ام،
‫نیروی جدید گشت شبانه

460
00:30:02,884 --> 00:30:06,137
‫منم انی لدو ام، پیرزن عجیب‌غریب

461
00:30:08,097 --> 00:30:10,934
‫یادم رفته، اسم این یارو چی بود؟

462
00:30:10,934 --> 00:30:14,062
‫جورج آلمن رو نمی‌شناسی؟

463
00:30:14,062 --> 00:30:16,940
‫تو هم چشم‌هات به‌روی حقیقت بستی؟

464
00:30:16,940 --> 00:30:19,150
‫دندون پُرکرده داری؟

465
00:30:19,150 --> 00:30:20,819
‫ببخشید؟

466
00:30:20,819 --> 00:30:22,570
‫دهنت رو باز کن

467
00:30:22,570 --> 00:30:24,030
‫چرا؟

468
00:30:24,030 --> 00:30:25,990
‫چون این‌طوری حرف‌های مردم رو شنود می‌کنن

469
00:30:31,871 --> 00:30:35,375
‫عالیه، یکی عقلشو به‌کار انداخته
‫و واسه‌ت دندون طلا گذاشته

470
00:30:35,667 --> 00:30:37,836
‫ارتش زحمت‌ش رو کشیده

471
00:30:37,836 --> 00:30:40,880
‫مطمئنم ارزون‌ترین گزینه رو انتخاب کردن

472
00:30:40,880 --> 00:30:42,507
‫شاید هم به‌خاطر اینه که می‌دونستن

473
00:30:42,507 --> 00:30:44,759
‫جنس‌های بازار چینیـه!

474
00:30:46,719 --> 00:30:50,682
‫یعنی شما فکر می‌کنی دولت چین

475
00:30:50,682 --> 00:30:52,517
‫توی دهن ما دستگاه شنود کار می‌ذاره؟

476
00:30:53,977 --> 00:30:57,146
‫شوخی می‌کنید دیگه؟

477
00:30:57,146 --> 00:31:00,942
‫خودت چی فکر می‌کنی قهرمان؟

478
00:31:02,527 --> 00:31:04,529
‫مامانم بهم می‌گفت «قهرمان»

479
00:31:04,529 --> 00:31:06,531
‫می‌دونم!

480
00:31:06,531 --> 00:31:08,658
‫به یکی از شخصیت‌های اون سریال معروفه می‌گفتن

481
00:31:08,658 --> 00:31:10,493
‫همونی که کلی بازیگر سیاه‌پوست داشت

482
00:31:10,493 --> 00:31:12,495
‫«پورک و...

483
00:31:12,495 --> 00:31:14,247
‫«پورک اند و بینز»
‫یه‌ همچین چیزی

484
00:31:14,247 --> 00:31:15,540
‫«پورگی و بس»

485
00:31:17,750 --> 00:31:20,628
‫از کجا می‌دونی؟

486
00:31:22,881 --> 00:31:24,966
‫یه لطفی در حق خودت بکن

487
00:31:24,966 --> 00:31:28,136
‫پادکست «جواهرات جورج» رو گوش کن

488
00:31:28,136 --> 00:31:32,015
‫چون هر روز توی این دنیا یه سری اتفاقات میفته...

489
00:31:32,015 --> 00:31:36,144
‫که آدم به هیچ عنوان باورش نمی‌شه

490
00:32:00,418 --> 00:32:03,046
‫بالاخره بعد از کلی تلاش گیرت آوردم

491
00:32:03,046 --> 00:32:05,465
‫فکر می‌کردم 48 ساعت مرخصی دارم

492
00:32:05,465 --> 00:32:08,176
‫فقط خواستم حالت رو بپرسم

493
00:32:08,176 --> 00:32:10,678
‫پرونده‌ی نیروی بعدی رو دیدی؟

494
00:32:10,678 --> 00:32:12,180
‫آره

495
00:32:12,180 --> 00:32:13,932
‫خانواده‌ش وضعیت خیلی بدی دارن

496
00:32:13,932 --> 00:32:16,059
‫که عملیات ربودن‌ش رو سخت‌تر می‌کنه

497
00:32:16,059 --> 00:32:18,269
‫اما داستانِ پوششی‌مون رو طبیعی‌تر جلوه می‌ده

498
00:32:18,269 --> 00:32:21,648
‫به محض این‌که برگشتی
‫سناریوهای مختلف رو مرور می‌کنیم

499
00:32:21,648 --> 00:32:24,442
‫پرونده رو با دقت بررسی کن

500
00:32:24,442 --> 00:32:26,819
‫همیشه همین‌کارو می‌کنم

501
00:32:30,073 --> 00:32:31,741
‫عملیات ربودن الیس...

502
00:32:31,741 --> 00:32:34,077
‫خوب نیست اینقدر به گذشته فکر کنیم

503
00:32:34,077 --> 00:32:36,287
‫تموم شد رفت پی کارش

504
00:32:36,287 --> 00:32:38,206
‫فقط به‌خاطر این‌که
‫دستپاچه‌مون کردن شکست خورد!

505
00:32:43,962 --> 00:32:45,922
‫به محض این‌که خبر ام‌آی‌تی پخش می‌شد،

506
00:32:45,922 --> 00:32:48,800
‫توجه تمامی رسانه‌ها به این پسره الیس جلب می‌شد

507
00:32:48,800 --> 00:32:51,052
‫- اون تصمیم...
‫- کاش اونها

508
00:32:51,052 --> 00:32:53,054
‫یه‌بار بیان توی یکی از
‫عملیات‌هامون شرکت کنن

509
00:32:53,054 --> 00:32:55,181
‫تا ببینن تصمیمات‌شون چه تبعاتی داره

510
00:32:59,894 --> 00:33:01,729
‫ببخشید قربان

511
00:33:57,285 --> 00:33:58,828
‫« کیت: داری میای؟ »

512
00:34:01,205 --> 00:34:03,875
‫یه مورد مشکوک داریم

513
00:34:03,875 --> 00:34:05,543
‫دریافت شد

514
00:34:28,608 --> 00:34:30,610
‫چطور می‌تونیم کمک‌تون کنیم؟

515
00:34:32,695 --> 00:34:34,906
‫نمی‌دونم، توی جاده 161
‫پیچیدیم توی خروجی اشتباهی

516
00:34:34,989 --> 00:34:36,699
‫و وقتی فهمیدیم راه رو اشتباه اومدیم

517
00:34:36,699 --> 00:34:38,159
‫دیدیم وسط جنگل گیر افتادیم

518
00:34:38,159 --> 00:34:40,036
‫اصلاً آنتن نداریم

519
00:34:40,036 --> 00:34:42,080
‫آره، این درخت‌های کاج آنتن‌‌ها رو ضعیف می‌کنن

520
00:34:42,080 --> 00:34:43,372
‫آره

521
00:34:45,208 --> 00:34:47,043
‫اون طرف چه‌خبره؟

522
00:34:47,043 --> 00:34:48,961
‫آزمایشگاه بیماری‌های عفونی

523
00:34:52,548 --> 00:34:54,634
‫پُر از چیزهای چندش!

524
00:34:56,844 --> 00:35:00,890
‫خب، از همون مسیری که اومدین برگردین

525
00:35:00,890 --> 00:35:03,518
‫سر جاده آتش‌نشانی بپیچین سمت
‫چپ، بعد سه‌راهی رو برید سمت راست

526
00:35:03,518 --> 00:35:05,478
‫مستقیم برمی‌گردین به جاده 161

527
00:35:05,478 --> 00:35:08,272
‫- اول چپ، بعد راست
‫- بیا بریم ویل

528
00:35:08,272 --> 00:35:10,191
‫چشم. الان می‌ریم. ممنون

529
00:35:10,191 --> 00:35:11,943
‫خواهش می‌کنم، مراقبت کنید

530
00:35:28,042 --> 00:35:30,461
‫خانم سیگسبی جریان سکه‌ها رو واسه‌ت توضیح داد؟

531
00:35:31,587 --> 00:35:33,464
‫نه

532
00:35:33,464 --> 00:35:38,261
‫معلومه که با این همه ورودی جدید یادش نمی‌مونه

533
00:35:38,261 --> 00:35:43,099
‫به بچه‌هایی حرف‌گوش‌کن‌ان به عنوان پاداش سکه می‌دیم

534
00:35:43,099 --> 00:35:45,726
‫باهاشون می‌تونی از دستگاه خوراکی بگیری

535
00:35:52,817 --> 00:35:55,236
‫سلام خوشگل‌خانم، چطوری؟

536
00:35:55,236 --> 00:35:57,572
‫بد نیستم

537
00:35:59,615 --> 00:36:02,493
‫تو چطوری لوک؟ به این‌جا عادت کردی؟

538
00:36:06,455 --> 00:36:08,666
‫روزه سکوت گرفته؟

539
00:36:08,666 --> 00:36:11,460
‫فعلاً اشکالی نداره، ولی حواست باشه

540
00:36:11,460 --> 00:36:13,588
‫اگه با ما راه بیای، ما هم باهات راه میایم!

541
00:36:13,588 --> 00:36:16,382
‫با شرایط کنار بیا تا اذیت نشی

542
00:36:16,382 --> 00:36:19,218
‫از روی تجربه می‌گم، لوکِ عزیزم

543
00:36:19,218 --> 00:36:22,180
‫از روی تجربه. بیا داخل

544
00:36:28,352 --> 00:36:31,731
‫زیاد طول نمی‌کشه

545
00:36:31,731 --> 00:36:33,816
‫برو بشین آقای قهرمان

546
00:36:43,326 --> 00:36:45,077
‫بهت گفتم بشین!

547
00:36:45,077 --> 00:36:48,664
‫می‌خوای چیکار کنی؟ واسه‌م تتو بزنی؟

548
00:36:48,664 --> 00:36:51,167
‫خدای من نه

549
00:36:51,167 --> 00:36:53,377
‫فقط می‌خوام یه تراشه کوچیک بذارم
‫توی لاله گوش‌ت، چیز خاصی نیست

550
00:36:53,377 --> 00:36:55,755
‫برای همه‌ مهمون‌هامون اجباریه. مثلِ پیرسینگ زدنه

551
00:36:55,755 --> 00:36:57,632
‫من مهمون نیستم. زندانی‌ام!

552
00:36:57,632 --> 00:36:59,884
‫و اجازه نمی‌دم چیزی بذاری توی گوشم!

553
00:36:59,884 --> 00:37:02,887
‫ولی من اینکارو می‌کنم

554
00:37:02,887 --> 00:37:04,597
‫ببین، یه‌ذره بیشتر درد نداره
‫زود تموم می‌شه

555
00:37:04,597 --> 00:37:06,641
‫مورین کلی سکه بهت می‌ده‌ها

556
00:37:06,641 --> 00:37:08,142
‫نظرت چیه؟

557
00:37:08,142 --> 00:37:10,186
‫نه

558
00:37:17,652 --> 00:37:19,403
‫مطمئنی؟

559
00:37:19,403 --> 00:37:20,488
‫بله

560
00:37:40,967 --> 00:37:44,387
‫شرط می‌بندم این خیلی بیشتر
‫از سوراخ کردن گوش‌ت درد داره

561
00:37:44,387 --> 00:37:47,556
‫باز هم می‌خوای؟

562
00:37:47,556 --> 00:37:49,809
‫نه

563
00:37:49,809 --> 00:37:52,186
‫حالا می‌شینی روی صندلی؟

564
00:38:02,280 --> 00:38:04,156
‫خب، مثل آدم رفتار می‌کنی

565
00:38:04,156 --> 00:38:06,117
‫یا دست و پات رو ببندم؟

566
00:38:06,117 --> 00:38:07,451
‫مثل آدم رفتار می‌کنم

567
00:38:20,589 --> 00:38:22,633
‫خیلی‌خب رفیق

568
00:38:22,633 --> 00:38:24,302
‫فعلاً کارمون تموم شد

569
00:38:24,302 --> 00:38:26,762
‫این گاز رو داشته باش اگه خون اومد استفاده کن

570
00:38:26,762 --> 00:38:29,557
‫یکم هم یخ بذار روش

571
00:38:29,557 --> 00:38:31,434
‫و از ادامه‌ی روزت لذت ببر

572
00:38:35,146 --> 00:38:36,105
‫روز به‌خیر

573
00:38:43,487 --> 00:38:46,157
‫سلام

574
00:38:46,157 --> 00:38:48,326
‫تیم،

575
00:38:48,326 --> 00:38:49,952
‫با بیدیلیا آشنا شو

576
00:38:49,952 --> 00:38:52,121
‫عاشقِ اینه که به مهمون‌هامون سلام کنه

577
00:38:53,331 --> 00:38:54,332
‫بیدیلیا

578
00:38:56,250 --> 00:38:57,835
‫گشت شبانه چطوره؟

579
00:38:57,835 --> 00:38:59,337
‫آهان، خب...

580
00:38:59,337 --> 00:39:01,422
‫فعلاً که یه شب گذشته،
‫اما تا همین‌جا خوب بوده

581
00:39:01,422 --> 00:39:03,799
‫که اینطور.
‫من که به هیچ قیمتی

582
00:39:03,799 --> 00:39:06,260
‫واسه شرکت مزخرف اون یارو اسنوفلیک کار نمی‌کنم

583
00:39:06,260 --> 00:39:08,429
‫حتی اگه بتونم تمام روز

584
00:39:08,429 --> 00:39:10,973
‫باسن افسر گالیکسون رو دید بزنم

585
00:39:10,973 --> 00:39:12,850
‫خیلی خفنه

586
00:39:15,519 --> 00:39:18,356
‫شب خوبی داشته باشید آقای هالیستر

587
00:39:18,356 --> 00:39:21,025
‫چی شد؟ ناراحت شدی؟

588
00:39:21,650 --> 00:39:25,488
‫سلام. شما هم از این‌ور می‌رید؟

589
00:39:25,488 --> 00:39:27,448
‫اومده بودم وسایل موردنیازم رو بخرم

590
00:39:27,448 --> 00:39:30,910
‫جورج این آخر هفته یه ویژه‌برنامه خیلی مهم داره

591
00:39:30,910 --> 00:39:33,996
‫به هیچ عنوان نمی‌خوام وسط برنامه قطع بشم

592
00:39:33,996 --> 00:39:36,082
‫خب، می‌خواین توی حمل وسایل کمک‌تون کنم؟

593
00:39:36,082 --> 00:39:37,792
‫منم باید یه سر برم اداره و شیفتم رو شروع کنم

594
00:39:37,792 --> 00:39:39,919
‫شاید یه‌ذره معطل بشید، اما...

595
00:39:39,919 --> 00:39:42,713
‫می‌تونم کارهام رو عقب بندازم

596
00:39:42,713 --> 00:39:45,633
‫خیلی‌خب پس، بریم

597
00:39:45,633 --> 00:39:48,594
‫فکر نکن وقتی داشتی با اون یارو صحبت می‌کردی ندیدمت!

598
00:39:48,594 --> 00:39:50,721
‫آقای هالیستر؟

599
00:39:50,721 --> 00:39:53,682
‫خب من توی هتلش زندگی می‌کنم،
‫چه اشکالی داره باهاش صحبت کنم؟

600
00:39:53,682 --> 00:39:59,021
‫اون مرد...حسابی می‌ره روی عصابم

601
00:40:05,861 --> 00:40:07,113
‫سلام

602
00:40:07,113 --> 00:40:08,906
‫سلام

603
00:40:08,906 --> 00:40:10,616
‫خانم مرموز برگشت

604
00:40:10,616 --> 00:40:12,451
‫بهت که گفتم

605
00:40:12,451 --> 00:40:14,620
‫بعضی وقت‌ها مجبور می‌شم
‫خیلی یهویی شهر رو ترک کنم

606
00:40:18,916 --> 00:40:20,292
‫هی الکس

607
00:40:21,836 --> 00:40:23,045
‫حله

608
00:40:23,045 --> 00:40:25,714
‫الان؛ خب...

609
00:40:25,714 --> 00:40:28,217
‫آخرین بار داشتیم درمورد چی صحبت می‌کردیم؟

610
00:40:28,217 --> 00:40:31,011
‫داشتی درمورد کارـت بهم می‌گفتی

611
00:40:31,011 --> 00:40:33,848
‫چه بامزه. اصلاً یادم نمیاد

612
00:40:33,848 --> 00:40:35,850
‫حسابی خوب بودی

613
00:40:35,850 --> 00:40:37,768
‫من؟ عمراً

614
00:40:37,768 --> 00:40:39,478
‫ولی جدی، چرا از کارـت هیچی نمی‌گی؟

615
00:40:39,478 --> 00:40:41,480
‫قبلاً درموردش حرف زدیم

616
00:40:41,480 --> 00:40:44,608
‫نمی‌تونم، مخصوصاً با شما

617
00:40:44,608 --> 00:40:47,445
‫وقتی با هم آشنا شدیم تو می‌دونستی من خبرنگارـم

618
00:40:47,445 --> 00:40:49,488
‫نمی‌تونستم ازت مخفی کنم

619
00:40:49,488 --> 00:40:52,825
‫آره، ولی من مگه فقط واسه صحبت کردن اومدم سراغت؟

620
00:40:52,825 --> 00:40:53,951
‫بفرمایید

621
00:40:53,951 --> 00:40:55,119
‫ممنونم

622
00:40:55,119 --> 00:40:56,287
‫نه؟

623
00:40:56,287 --> 00:40:57,788
‫نه

624
00:40:57,788 --> 00:41:01,292
‫ببین، توی دنیسون هرکسی نظریه خودش رو درباره این‌که

625
00:41:01,292 --> 00:41:02,918
‫شما دارید توی جنگل چیکار می‌کنید داره

626
00:41:04,587 --> 00:41:06,255
‫کیسی که توی پمپ‌بنزین کار می‌کنه

627
00:41:06,255 --> 00:41:08,340
‫می‌گفت بعد از این‌که منقطه 51 لو رفته

628
00:41:09,508 --> 00:41:10,843
‫سفینه‌های فضایی‌شون رو آوردن پیشِ شما

629
00:41:12,303 --> 00:41:14,430
‫برای همین پرواز پهپاد توی اون منطقه ممنوعه

630
00:41:14,430 --> 00:41:16,557
‫سفینه فضایی؟

631
00:41:17,600 --> 00:41:20,436
‫از اون طرف، جون که توی غذاخوری کار می‌کنه

632
00:41:20,436 --> 00:41:22,563
‫می‌گه شما یه آزمایشگاه
‫فرمول غذایی اون‌جا راه انداختید

633
00:41:22,563 --> 00:41:25,399
‫مثلاً واسه خوراکی و اینجور چیزها،
‫و این همه تدابیر امنیتی

634
00:41:25,399 --> 00:41:28,360
‫برای محافظت از دستورهای پخت سری و محرمانه‌ست!

635
00:41:28,360 --> 00:41:31,155
‫ادویه‌ و گیاهان مختلف...

636
00:41:31,155 --> 00:41:33,657
‫نظر خودت چیه؟

637
00:41:33,657 --> 00:41:35,659
‫نظر من اینه که یه دختر جذاب مثل تو

638
00:41:35,659 --> 00:41:37,453
‫واسه‌ش مهم نیست شغلش چیه

639
00:41:52,635 --> 00:41:54,470
‫عمراً

640
00:42:00,976 --> 00:42:03,270
‫سلام. اومدم ببرمت بریم شام بخوریم

641
00:42:03,270 --> 00:42:05,314
‫گوشواره‌ت هم که بهت دادن

642
00:42:05,314 --> 00:42:08,484
‫آره، باید بهت می‌گفتم

643
00:42:08,484 --> 00:42:10,945
‫فکر نمی‌کنم اگه می‌گفتی هم چیزی عوض نمی‌شد

644
00:42:10,945 --> 00:42:12,571
‫اما خب می‌دونی

645
00:42:12,571 --> 00:42:14,490
‫یه‌لحظه هم‌زمان از همه‌طرف تحت فشار قرار گرفتم

646
00:42:16,200 --> 00:42:18,619
‫باشه. زودباش بریم

647
00:42:18,619 --> 00:42:21,539
‫بچه‌ها چشم به راه‌ت هستن.
‫حتی نیکی...

648
00:42:21,539 --> 00:42:25,000
‫که به‌زور احساسات‌ش رو نشون می‌ده

649
00:42:28,254 --> 00:42:32,132
‫وقتی داشتیم درمورد توانایی ذهن‌خونی‌ات حرف می‌زدیم

650
00:42:32,132 --> 00:42:35,386
‫یه‌لحظه حواسم پرت شد و نفهمیدم چی گفتی

651
00:42:35,386 --> 00:42:37,972
‫- خب...
‫- چطوری انجامش می‌دی؟

652
00:42:37,972 --> 00:42:40,683
‫خب راستش اونقدرها هم که بقیه فکر می‌کنن جالب نیست

653
00:42:40,683 --> 00:42:42,560
‫مثلاً می‌تونم اسم مامان‌بزرگت رو بگم

654
00:42:42,560 --> 00:42:45,312
‫البته اگه توی ذهنت بهش فکر کنی

655
00:42:45,312 --> 00:42:46,814
‫نمی‌تونم کل مغزت رو بگردم

656
00:42:54,822 --> 00:42:56,365
‫ربکا

657
00:42:56,532 --> 00:42:59,827
‫شاید حتی استعداد خدا دادی نداشته  باشه،
‫شاید هم داشته 

658
00:42:59,827 --> 00:43:01,704
‫چند روز بعد از این‌که اومدم این‌جا،

659
00:43:01,704 --> 00:43:03,455
‫تقریباً دو هفته قرنطینه‌م کردن

660
00:43:03,455 --> 00:43:04,873
‫هیچ آمپولی هم بهم تزریق نکردن

661
00:43:08,002 --> 00:43:09,628
‫یعنی چی؟

662
00:43:09,628 --> 00:43:13,132
‫منظورم اینه که من شاید هنوز ناقل باشم

663
00:43:13,132 --> 00:43:15,009
‫و ممکنه تو هم مبتلا بشی

664
00:43:15,009 --> 00:43:17,511
‫اینطوری یکم بیشتر توی «بخش جلویی» می‌مونی!

665
00:43:17,511 --> 00:43:20,639
‫من فکر می‌کردم «بخش‎‌ پشتی» چیز خوبیه، درستته؟

666
00:43:20,639 --> 00:43:22,099
‫زودتر می‌ریم خونه

667
00:43:22,099 --> 00:43:24,018
‫همینطوریه...ظاهراً

668
00:43:24,018 --> 00:43:25,311
‫یکم بده دیگه!

669
00:43:25,311 --> 00:43:26,645
‫حالت خوبه؟

670
00:43:26,645 --> 00:43:29,023
‫غذاهای بشقاب تو خوشمزه‌تره، جورج!
‫نه!

671
00:43:29,023 --> 00:43:30,482
‫سلام بچه‌ها

672
00:43:30,482 --> 00:43:32,318
‫لوک؟ درست گفتم؟
‫جورج الس!

673
00:43:32,318 --> 00:43:34,445
‫مطمئنم شا من رو معرفی کرده

674
00:43:34,445 --> 00:43:36,030
‫اون دیوونه‌ی منـه

675
00:43:36,030 --> 00:43:37,948
‫خیلی اوضاع‌ت خرابه.
‫بذار یه‌چیزی برات بیارم

676
00:43:37,948 --> 00:43:39,617
‫منم آیریس‌ام

677
00:43:39,617 --> 00:43:41,410
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم

678
00:43:41,410 --> 00:43:43,162
‫نظرت درمورد این‌جا چیه؟

679
00:43:43,162 --> 00:43:45,789
‫خوش می‌گذره یا خیلی خوش می‌گذره؟

680
00:43:45,789 --> 00:43:48,834
‫آره، اما من هنوز حتی نمی‌دونم این‌جا کجاست

681
00:43:48,834 --> 00:43:50,753
‫- پس به جمع‌مون خوش اومدی
‫- ممنونم

682
00:43:50,753 --> 00:43:52,463
‫بگو ببینم، تو «د.ج» ای، درسته؟

683
00:43:52,463 --> 00:43:53,964
‫مثبتی یا منفی؟

684
00:43:53,964 --> 00:43:56,550
‫من نمی‌...

685
00:43:56,550 --> 00:43:58,677
‫مثبت یعنی با اراده خودت از قدرت‌ـت استفاده می‌کنی

686
00:43:58,677 --> 00:44:00,304
‫حداقل اکثر اوقات...

687
00:44:00,304 --> 00:44:01,847
‫خب پس من منفی‌ام

688
00:44:01,847 --> 00:44:03,390
‫مطمئنی؟

689
00:44:03,390 --> 00:44:05,142
‫آره، من حتی نمی‌تونم گوشم رو تکون بدم

690
00:44:05,142 --> 00:44:07,061
‫ایول! د.ج منفی.
‫باید به نیکی بگم!

691
00:44:07,061 --> 00:44:09,438
‫همیشه روی این‌که بچه‌های
‫جدید مثبت‌ان یا منفی شرط می‌بندن

692
00:44:09,438 --> 00:44:11,482
‫جورج هم همیشه می‌گه منفی

693
00:44:11,482 --> 00:44:14,068
‫چون منفی‌ها خیلی زیادن.
‫بخوایم دقیق بگیم، خیلی هم خاص نیستن

694
00:44:14,068 --> 00:44:19,615
‫ناراحتی نشی‌ها لوک، اما د.ج مثبت
‫مال آدم‌های خاصه!

695
00:44:51,230 --> 00:44:52,606
‫جورج، بس‌کن!

696
00:44:54,650 --> 00:44:56,819
‫تمیزش کن ببینم

697
00:44:58,570 --> 00:45:01,782
‫متاسفانه فعلاً فقط همین‌قدر می‌تونم

698
00:45:01,782 --> 00:45:04,118
‫واسه مردان ایکس شدن کافی نیست

699
00:45:04,118 --> 00:45:06,995
‫حقیقت تلخ اینه که د.ج
‫زیاد به‌درد نمی‌خوره

700
00:45:06,995 --> 00:45:08,914
‫می‌دونی، هندریکس می‌گه رکورد بلند کردن اجسام

701
00:45:08,914 --> 00:45:12,418
‫توی موسسه توسط بچه‌ها 4/5 کیلوـه!

702
00:45:12,418 --> 00:45:16,797
‫ای کاش می‌شد قدرت د.ج رو قوی‌تر کرد

703
00:45:16,797 --> 00:45:18,674
‫اونطوری می‌تونستیم راحت از این‌جا بزنیم بیرون

704
00:45:18,674 --> 00:45:20,509
‫آره

705
00:45:20,509 --> 00:45:24,304
‫آیریس که تصمیم گرفته مثل
‫نیکی با این قضایا برخورد کنه

706
00:45:24,304 --> 00:45:25,848
‫اون هیچ تصمیمی نگرفته

707
00:45:25,848 --> 00:45:27,558
‫فقط در برابر واقعیت مقاومت نمی‌کنه

708
00:45:27,558 --> 00:45:29,727
‫حلال‌زاده رو ببین

709
00:45:29,727 --> 00:45:32,104
‫این جورج ما هم یه پا مامور مالدره واسه خودش!
‫(اشاره به شخصیت فاکس مالدر)

710
00:45:32,104 --> 00:45:34,064
‫دلش می‌خواد باور کنه

711
00:45:35,315 --> 00:45:37,568
‫چی رو باور کنه؟

712
00:45:37,568 --> 00:45:39,653
‫که همه‌چی درست می‎شه

713
00:45:39,653 --> 00:45:42,072
‫نیکی، قول و قرارمون رو یادت نمیاد؟

714
00:45:42,072 --> 00:45:43,907
‫چرا. چرا. یه‌لحظه جوگیر شدم

715
00:45:43,907 --> 00:45:47,202
‫می‌خواستم به عضو جدیدمون خوش‌آمد بگم،
‫یه‌وقت معذب نشه

716
00:45:47,202 --> 00:45:48,996
‫دستت چی شده؟

717
00:45:51,498 --> 00:45:53,292
‫خوردم زمین

718
00:45:57,963 --> 00:46:00,716
‫لوک، اینم از نیکی

719
00:46:02,926 --> 00:46:05,012
‫لوک الیس

720
00:46:05,012 --> 00:46:06,847
‫آره؛ می‌دونم

721
00:46:06,847 --> 00:46:08,724
‫همیشه اطلاعات بچه‌های جدید رو بهمون می‌گن

722
00:46:08,724 --> 00:46:11,643
‫اگه کمک‌شون کنیم با این‌جا
‫اُخت بشن بهمون جایزه هم می‌دن

723
00:46:11,643 --> 00:46:13,812
‫البته من‌که نه

724
00:46:13,812 --> 00:46:16,940
‫نه، نیکی ویلهام خونه‌ش رو با سکه و پتو معامله نمی‌کنه

725
00:46:16,940 --> 00:46:20,903
‫حالا که بحث‌ش شد، کسی سکه داره؟

726
00:46:20,903 --> 00:46:23,739
‫راستش اگه اینقدر آدم احمقی نبودی
‫تو هم می‌تونستی سکه بگیری

727
00:46:23,739 --> 00:46:25,908
‫- جورج
‫- نه این‌که همیشه مفت‌خوری کنی!

728
00:46:25,908 --> 00:46:28,076
‫چی؟ انتظار داری هرچی می‌گن انجام بدم؟ عمراً

729
00:46:28,076 --> 00:46:30,829
‫یاغیِ بی‌سیبیل

730
00:46:30,829 --> 00:46:33,415
‫آره، اما این‌که خودت یه‌چیزی رو تحریم کنی و بعد...

731
00:46:33,415 --> 00:46:35,751
‫به پای دوستات بیفتی تا برات
‫اوکی‌ش کنن کار خیلی زشتیه!

732
00:46:35,751 --> 00:46:38,420
‫من چیزی رو تحریم نکردم،
‫فقط به حرفاشون گوش نمی‌دم

733
00:46:40,964 --> 00:46:42,758
‫بی‌خیال بابا. کی سکه داره؟

734
00:46:42,758 --> 00:46:45,135
‫صبح بعد از تزریق نقطه‌ای گریه نکردم

735
00:46:45,135 --> 00:46:47,387
‫- و مورین دوتا بهم داد
‫- ممنونم

736
00:46:49,097 --> 00:46:51,517
‫زودباش. می‌دونم تو هم داری!

737
00:46:54,603 --> 00:46:56,522
‫خودشیرین

738
00:46:59,024 --> 00:47:00,192
‫الیس، بیا بریم یه‌چیزی برات بگیرم

739
00:47:00,192 --> 00:47:03,111
‫فان استیکس بگیر

740
00:47:08,534 --> 00:47:11,745
‫شطرنج بلدی الیس؟
‫این سه تا که گندن 

741
00:47:11,745 --> 00:47:13,997
‫دایانا گیبسون یه‌چیزایی از بازی سرش می‌شد،

742
00:47:13,997 --> 00:47:17,835
‫که بنده‌خدا رو سه روز پیش فرستادن «بخش پشتی»

743
00:47:17,835 --> 00:47:20,671
‫آره، آره، بلدم
‫ولی راستش رو بخوای

744
00:47:20,671 --> 00:47:22,422
‫اصلاً حوصله ندارم

745
00:47:22,422 --> 00:47:24,216
‫بی‌خیال. اذیت نکن!

746
00:47:27,177 --> 00:47:29,555
‫نیازی نبود، ممنون

747
00:47:29,555 --> 00:47:31,390
‫همه‌ش مال خودت

748
00:47:43,277 --> 00:47:46,071
‫پشمام، یه‌لحظه فکر کردم سیگارِ واقعیه!

749
00:47:46,071 --> 00:47:48,866
‫همین یکم پیش با خودم می‌گفتم این‌جا از
‫اینی که هست عجیب‌تر نمی‌شه

750
00:47:51,910 --> 00:47:54,079
‫این‌جا هر روز عجیب‌تر می‌شه

751
00:47:54,079 --> 00:47:57,624
‫یا خدا. نکنه این‌جا «جزیره‌ی لذت»ـه؟

752
00:47:57,624 --> 00:48:01,336
‫«پینوکیو» رو می‌گی؟ آره؟
‫باحال بود

753
00:48:01,336 --> 00:48:03,130
‫اینطوری راضی‌مون می‌کنن

754
00:48:03,130 --> 00:48:05,173
‫با چیزهایی که مدت‌ها برامون ممنوع بوده

755
00:48:05,173 --> 00:48:07,467
‫سیگار، نوشیدنی 

756
00:48:07,467 --> 00:48:09,469
‫کراکر جکز، هو هوز
‫(خوراکی های آمریکایی)

757
00:48:09,469 --> 00:48:11,179
‫- هو هوز؟
‫- چی؟

758
00:48:11,179 --> 00:48:13,974
‫چیه؟ مامان طرفدار جنبش «هیپی»هاست
‫فقط چیپس خرما بهمون می‌داد

759
00:48:13,974 --> 00:48:16,768
‫- وایسا ببینم. این‌جا بهمون نوشیدنی می‌دن؟
‫- آره

760
00:48:16,768 --> 00:48:19,813
‫نوشیدنی میوه‌ایه، از اون‌هایی که به بچه‌ها می‌دن

761
00:48:19,813 --> 00:48:22,524
‫حتی یه تابلو هم داریم که روش نوشته
‫«حواستون باشه چقدر می‌خورید»

762
00:48:22,524 --> 00:48:24,735
‫بچه‌های این‌جا چند سالشونه؟

763
00:48:26,069 --> 00:48:28,989
‫بابی واشینگتون 19 سالش بود

764
00:48:28,989 --> 00:48:31,992
‫از همه‌مون بزرگ‌تر بود. هفته پیش رفت «بخش پشتی»

765
00:48:31,992 --> 00:48:33,327
‫کوچیک‌ترینمون چند سالشه؟

766
00:48:33,327 --> 00:48:36,288
‫فکر کنم ده

767
00:48:46,214 --> 00:48:48,133
‫ببین، یه لطفی در حق خودت بکن

768
00:48:48,133 --> 00:48:50,469
‫و اجازه نده نیکی با حرف‌های مزخرف‌ش گولت بزنه

769
00:48:50,469 --> 00:48:52,429
‫اگه نقطه دیدی، بگو

770
00:48:52,429 --> 00:48:55,641
‫اگه ندیدی، بازم بگو

771
00:48:55,641 --> 00:48:58,310
‫چون اگه دروغ بگیم می‌فهمن!

772
00:49:10,656 --> 00:49:13,367
‫اگه از همون اول مسیر اشتباهی رو
‫برای زندگی‌ام انتخاب کرده باشم چی؟

773
00:49:15,619 --> 00:49:18,664
‫و الان دیگه برای جبران کردن
‫اشتباهاتم خیلی دیر شده باشه

774
00:49:19,122 --> 00:49:21,083
‫من...

775
00:49:27,422 --> 00:49:28,715
‫نبود؟

776
00:49:28,715 --> 00:49:30,384
‫ترتیب‌ش رو دادم

777
00:49:30,384 --> 00:49:32,552
‫تیم پاکسازی رو خبر کن. می‌دونی کجام؟

778
00:49:35,180 --> 00:49:37,808
‫آره. همون‌جا بمون

779
00:49:55,993 --> 00:49:57,160
‫ممنون

780
00:51:11,401 --> 00:51:13,153
‫می‌دونی چرا با این‌که زمین‌ بازی شب‌ها بازه

781
00:51:13,153 --> 00:51:15,072
‫چراغ‌هاش رو روشن نمی‌کنن؟

782
00:51:15,072 --> 00:51:19,159
‫چون اگه کسی از بالای این‌جا رد شد،

783
00:51:19,159 --> 00:51:21,036
‫توجه‌ش به این‌جا جلب نشه

784
00:51:21,036 --> 00:51:25,248
‫با خودشون نگن وسط جنگل‌های مین چه‌خبره...

785
00:51:26,708 --> 00:51:28,960
‫حداقل امشب ماه کاملـه

786
00:51:28,960 --> 00:51:32,255
‫نورش برای شطرنج بازی کردن کافیه

787
00:51:32,255 --> 00:51:34,257
‫آره، اما من هنوز حوصله ندارم

788
00:51:34,257 --> 00:51:37,010
‫بی‌خیال. پس چیکار کنیم؟

789
00:53:20,739 --> 00:53:23,617
‫کیش و مات شد؟
‫پنجِ حرکتی بود؟

790
00:53:23,617 --> 00:53:25,410
‫شیش تا، و این‌که بهش می‌گن

791
00:53:25,410 --> 00:53:27,329
‫«ماتِ مختنق»

792
00:53:27,329 --> 00:53:29,748
‫این مات فقط زمانی امکان‌پذیره که حریفت معطل کنه

793
00:53:29,748 --> 00:53:32,959
‫مهره‌های دور و بر شاهش رو حرکت نده

794
00:53:32,959 --> 00:53:34,211
‫البته دفعه بعد حواست رو جمع می‌کنی

795
00:53:34,211 --> 00:53:36,463
‫تازه من مصدوم هم بودم!

796
00:53:36,463 --> 00:53:39,007
‫آره. گفته بودی خوردی زمین

797
00:53:40,175 --> 00:53:41,676
‫از نظر خودت چقدر باهوشی؟

798
00:53:43,720 --> 00:53:46,890
‫نمی‌دونم. چرا؟

799
00:53:46,890 --> 00:53:50,101
‫می‌خوام ببینم تو اون بچه‌ای
‫هستی که مدت‌هاست منتظرشم یا نه

800
00:53:50,101 --> 00:53:53,563
‫اونقدر باهوش که بفهمه ما نباید این‌جا بمونیم!

801
00:53:53,563 --> 00:53:55,273
‫یا تو هم مثل بقیه‌ای؟

802
00:53:55,273 --> 00:53:57,192
‫نمی‌خوای واقعیت رو قبول کنی،

803
00:53:57,192 --> 00:53:59,527
‫و خودت رو با حرف‌های قشنگ گول می‌زنی

804
00:53:59,527 --> 00:54:01,238
‫ببین، اون‌ها حافظه‌مون رو پاک می‌کنن

805
00:54:01,238 --> 00:54:03,698
‫و ما بدون این‌که چیزی یادمون بیاد
‫به زندگی‌مون ادامه می‌دیم

806
00:54:03,698 --> 00:54:06,952
‫حتی کلیشا هم یه‌جورایی فکر می‌کنه
‫همه‌چی خود به خود درست می‌شه

807
00:54:06,952 --> 00:54:08,912
‫همه به جز تو

808
00:54:10,830 --> 00:54:14,960
‫وقتی توی پرورشگاه و آسایشگاه بزرگ می‌شی،

809
00:54:14,960 --> 00:54:17,754
‫یاد می‌گیری این قصه‌ها رو باور نکنی!

810
00:54:19,589 --> 00:54:22,759
‫اینم یاد می‌گیری که هیچوقت
‫قرار نیست کسی بیاد نجاتت بده

811
00:54:26,012 --> 00:54:27,931
‫منظورم اینه که

812
00:54:27,931 --> 00:54:32,102
‫اگه کسی خبر داشت این‌جا چه خبره

813
00:54:32,102 --> 00:54:34,312
‫مدت‌ها پیش درش تخته شده بود

814
00:54:34,312 --> 00:54:37,607
‫آره؛ باید از این‌جا بریم،
‫باید خودمون رو از این‌جا نجات بدیم

815
00:54:39,567 --> 00:54:41,945
‫خب، آقای نابغه

816
00:54:41,945 --> 00:54:43,863
‫چطوری از این خراب‌شده فرار کنیم؟
