﻿1
00:00:17,350 --> 00:00:19,060
‫آنچه گذشت...

2
00:00:24,399 --> 00:00:27,068
‫خبرنگارِ آقای استک‌هاوس چی؟

3
00:00:27,068 --> 00:00:30,321
‫ولی می‌دونی که در موارد خاص،

4
00:00:30,321 --> 00:00:34,784
‫ارزشِ واقعی سوژه‌مون،
‫ارزشی فوق‌العاده بالاتر،

5
00:00:34,784 --> 00:00:36,661
‫شاید جای دیگه‌ای باشه

6
00:00:38,079 --> 00:00:39,831
‫نگران نباش

7
00:00:39,831 --> 00:00:41,875
‫میکروفن‌های این راهرو

8
00:00:41,875 --> 00:00:45,128
‫موقتاً دچار نقص فنی شدن

9
00:00:47,839 --> 00:00:50,800
‫یه بچه‌ی با استعداد
‫برای دوره‌ی پساتعامل پیدا کن

10
00:00:50,800 --> 00:00:52,594
‫و پرورشش بده

11
00:00:52,594 --> 00:00:54,262
‫منظورت الیسه؟

12
00:00:57,807 --> 00:00:59,559
‫پلیس! بشینید روی زمین!

13
00:01:03,146 --> 00:01:06,149
‫سلام، سلام آقای دوبیرا

14
00:01:07,317 --> 00:01:08,777
‫درو، یه آمبولانس لازم داریم، داداش

15
00:01:08,777 --> 00:01:09,986
‫باشه، باشه

16
00:01:09,986 --> 00:01:12,072
‫کارت عالی بود، درو

17
00:01:12,072 --> 00:01:13,281
‫ممنون، رئیس

18
00:01:14,949 --> 00:01:18,286
‫چیزی که واقعاً لازم داریم
‫یه دورآگاه فوق‌العاده قویه

19
00:01:18,286 --> 00:01:20,038
‫که داخل ذهنِ کارکنان رو ببینه،

20
00:01:20,038 --> 00:01:21,706
‫حتی چیزهایی که پنهان می‌کنن

21
00:01:24,542 --> 00:01:26,377
‫این یکی قویه

22
00:01:27,629 --> 00:01:29,214
‫تا حالا احساس نکردم
‫یکی انقدر قوی باشه

23
00:01:32,133 --> 00:01:34,052
‫بخواهید تا دریافت کنید

24
00:02:54,090 --> 00:02:58,178
‫« موسسه »

25
00:03:35,298 --> 00:03:37,467
« نوبت توئـه بدرخشی »

26
00:03:44,390 --> 00:03:46,267
‫سطح «ب»

27
00:03:47,143 --> 00:03:49,437
‫سحرخیز باش تا کامروا باشی، نه تونی؟

28
00:03:49,437 --> 00:03:51,231
‫خفه‌شو

29
00:04:00,323 --> 00:04:02,408
‫سلامِ دوباره لوک

30
00:04:02,408 --> 00:04:04,869
‫برای چندتا آزمایش کوچیک آماده‌ای؟

31
00:04:04,869 --> 00:04:06,537
‫سرحال و قبراقی؟

32
00:04:08,748 --> 00:04:11,542
‫آره، حالم خیلی خوبه!

33
00:04:11,542 --> 00:04:14,545
‫لطفاً بشین، باید یه آمپول دیگه هم تزریق کنیم

34
00:04:14,545 --> 00:04:16,214
‫اصلاً درد نداره

35
00:04:18,091 --> 00:04:19,926
‫این‌جا تزریقات زیاد داریم،
‫درست مثلِ ارتش!

36
00:04:19,926 --> 00:04:21,302
‫چون من رو به‌زور آوردید دیگه، مگه نه؟

37
00:04:21,302 --> 00:04:22,679
‫بپر بالا

38
00:04:31,229 --> 00:04:35,358
‫- خیلی‌خب...
‫- واقعاً نیازه قل و زنجیـرم کنید؟

39
00:04:35,358 --> 00:04:37,068
‫برای امنیت خودته آقای قهرمان!

40
00:04:50,164 --> 00:04:51,416
‫حالا، تکون نخور

41
00:04:55,253 --> 00:04:57,714
‫آره، بذار رگـت رو پیدا کنم

42
00:04:57,714 --> 00:04:59,632
‫بالاخره...

43
00:05:01,634 --> 00:05:03,720
‫ایناهاش

44
00:05:14,772 --> 00:05:16,232
‫اون چیه؟

45
00:05:20,194 --> 00:05:21,529
‫یه چند ثانیه صبر کن

46
00:05:37,795 --> 00:05:39,964
‫تموم شد

47
00:05:39,964 --> 00:05:41,674
‫دیدی؟ هیچی نشد

48
00:05:41,674 --> 00:05:43,634
‫به لوله‌گذاری هم نیازی نبود

49
00:05:43,634 --> 00:05:45,511
‫با من چیکار کردید؟

50
00:05:45,511 --> 00:05:48,389
‫هیچی. هیچ مشکلی نیست

51
00:05:48,389 --> 00:05:50,350
‫عینکی‌ای؟

52
00:05:51,768 --> 00:05:53,311
‫- نه
‫- خیلی هم عالی

53
00:05:53,311 --> 00:05:55,396
‫جلوـت رو نگاه کن

54
00:05:55,396 --> 00:05:57,398
‫مستقیم جلوـت رو نگاه کن

55
00:06:11,162 --> 00:06:13,998
‫همینطوری چشمات روی صفحه باشه

56
00:06:13,998 --> 00:06:16,959
‫اگه یه‌بار روت رو بکنی اون‌ور،
‫تونی می‎خوابونه توی گوشت

57
00:06:16,959 --> 00:06:20,838
‫اگه دو بار روت رو بکنی اون‌ور،
‫تونی با شوک برقی ازت پذیرایی می‌کنه

58
00:06:20,838 --> 00:06:24,884
‫ولتاژش پایینه، ولی حسابی درد داره!

59
00:06:24,884 --> 00:06:26,761
‫چشم‌ها روی صفحه

60
00:06:28,513 --> 00:06:31,224
‫اگه نقطه‌ای دیدی بهمون بگو

61
00:06:44,070 --> 00:06:47,782
‫گفتم به صفحه نگاه کن رفیق!

62
00:07:09,220 --> 00:07:12,723
‫خیلی‌خب، خاموشش می‌کنم

63
00:07:12,723 --> 00:07:16,185
‫انتظار هم نداشتم امروز نقطه‌ای‌ ببینه

64
00:07:20,940 --> 00:07:24,068
ای بابا

65
00:07:24,068 --> 00:07:25,862
‫خیلی‌خب

66
00:08:05,151 --> 00:08:08,529
‫شیفت شب واقعاً خسته‌کننده‌ست، نه بیدیلیا؟

67
00:08:09,238 --> 00:08:12,575
‫شب خوبی داشته باشید

68
00:08:15,203 --> 00:08:17,580
‫بیدار شو رفیق

69
00:08:20,374 --> 00:08:23,794
‫بیدار شد

70
00:08:23,794 --> 00:08:25,713
‫ما رو می‌بینی ببر کوچولو؟

71
00:08:27,173 --> 00:08:29,300
‫می‌شه...

72
00:08:29,300 --> 00:08:32,178
‫می‌خوام برگردم

73
00:08:32,178 --> 00:08:33,262
‫اتاقم...

74
00:08:33,262 --> 00:08:37,058
‫می‌شه برم دراز بکشم؟ حالم بده

75
00:08:37,058 --> 00:08:41,103
‫سرگیجه‌ت یکم دیگه از بین می‌ره،
‫جات بودم بی‌خیال ناهار می‌شدم

76
00:08:41,103 --> 00:08:45,566
‫به‌هرحال، یه آزمایش دیگه مونده
‫پس خوب گوش کن

77
00:08:45,566 --> 00:08:48,194
‫اگه درست جواب بدی، سکه می‌گیری!

78
00:08:48,194 --> 00:08:49,529
‫آماده‌ای؟

79
00:08:51,989 --> 00:08:53,616
‫این چیه؟

80
00:08:55,993 --> 00:08:57,578
‫یه کارت

81
00:08:57,578 --> 00:09:00,873
‫خواهش می‌کنم بذارید برگردم اتاقم

82
00:09:00,873 --> 00:09:04,126
‫خستمه؛ حالم بده. خواهش می‌کنم

83
00:09:04,126 --> 00:09:07,004
‫ننه‌من غریبم بازی در نیار!

84
00:09:07,004 --> 00:09:08,506
‫این چیه؟

85
00:09:08,506 --> 00:09:11,801
‫یه سگ که داره دستشویی می‌کنه؟
‫پل بروکلین؟

86
00:09:11,801 --> 00:09:13,886
‫نهنگ قاتل،
‫شماها زده به سرـ...

87
00:09:19,058 --> 00:09:22,311
‫دفعه بعد اینقدر سوسول‌‌بازی در نیار!

88
00:10:04,520 --> 00:10:07,315
‫- یه لحظه وقت داری؟
‫- آره

89
00:10:07,315 --> 00:10:08,774
‫هنوز گزارش اتفاقات اون شب رو تحویل ندادی!

90
00:10:10,610 --> 00:10:14,030
‫آره. اگه تحویل ندم چی می‌شه؟

91
00:10:15,615 --> 00:10:17,116
‫اون موقع گزارشِ خود درو رو

92
00:10:17,116 --> 00:10:19,493
‫برای دفتر دادستانی بنگر می‌فرستیم

93
00:10:19,493 --> 00:10:21,203
‫و اون رو به عنوان نسخه اصلی در نظر می‌گیرن

94
00:10:21,203 --> 00:10:23,205
‫فکر خوبیه‌ها

95
00:10:24,790 --> 00:10:27,793
‫اما خب گزارش درو یکم مبهمه،
‫که دقیقاً کی چیکار کرده...

96
00:10:31,631 --> 00:10:33,924
‫«یک بانداژ موقتی جهت

97
00:10:33,924 --> 00:10:35,760
‫رسیدگی به زخم‌های قربانی تهیه شد.»

98
00:10:35,760 --> 00:10:39,513
‫معلم زبان سال یازدهم من و درو آقای استیسی بود

99
00:10:39,513 --> 00:10:43,142
‫اگه بفهمه یکی از دانش‌آموزهاش داره از
‫«حالت مجهول» استفاده می‌کنه، سکته می‌کنه!

100
00:10:43,142 --> 00:10:45,519
‫متوجه نمی‌شم الان ازم می‌خوای چیکار کنم...

101
00:10:45,519 --> 00:10:47,480
‫اگه فقط همین یدونه گزارش رو ارسال کنیم

102
00:10:47,480 --> 00:10:50,483
‫نابغه‌های دفتر دادستانی فکر می‌کنن
‫همه کارها رو درو خودش تنهایی انجام داده

103
00:10:50,483 --> 00:10:52,652
‫فکر می‌کنن خیلی متواضع‌تر
‫از اونیه که مستقیم اعتراف کنه

104
00:10:52,652 --> 00:10:54,737
‫شاید حتی تصمیم بگیرن به پاس قدردانی از زحمات‌ش

105
00:10:54,737 --> 00:10:56,572
‫بهش مدالی چیزی بدن!

106
00:10:56,572 --> 00:10:57,657
‫خب که چی؟

107
00:10:58,908 --> 00:11:00,409
‫با این‌که یکی به‌خاطر

108
00:11:00,409 --> 00:11:02,745
‫کاری که نکرده مورد تقدیر و
‫تشکر قرار بگیره مشکلی نداری؟

109
00:11:02,745 --> 00:11:05,247
‫فکر نکنم...

110
00:11:07,458 --> 00:11:10,670
‫به‌هرحال، مهم اینه که به خیر گذشت

111
00:11:10,670 --> 00:11:13,589
‫آدم‌رباها نزدیک مرز دستگیر شدن،
‫توی یه مسافرخونه بین‌راهی

112
00:11:13,589 --> 00:11:15,257
‫گواتاله دوبیرا هم دیگه به دستگاه اکسیژن نیازی نداره

113
00:11:15,257 --> 00:11:16,634
‫حالش خوب می‌شه

114
00:11:18,219 --> 00:11:20,846
‫می‎دونستی نزدیک‌ترین اورژانس
‫به شهر ما توی آکادیاست؟

115
00:11:20,846 --> 00:11:23,182
‫حدوداً دو ساعت طول می‌کشه تا ببرش اون‌جا

116
00:11:23,182 --> 00:11:25,851
‫دکتر می‌گه بدون اون بانداژ
‫به هیچ عنوان زنده نمی‌موند!

117
00:11:25,851 --> 00:11:28,854
‫پس...فکر کنم درو جونش رو نجات داده!

118
00:11:32,191 --> 00:11:34,110
‫تو که مجرم یا فراری نیستی، نه؟

119
00:11:34,110 --> 00:11:36,529
‫- چی؟
‫- فقط می‌خوام بدونم

120
00:11:36,529 --> 00:11:39,115
‫که چرا دلت نمی‌خواد توی معرض توجه قرار بگیری!

121
00:11:40,616 --> 00:11:42,743
‫من سال‌ها اینطوری فکر می‌کردم که

122
00:11:42,743 --> 00:11:46,080
‫باید توی هر مسئله‌ای که هست دخالت کنم

123
00:11:46,080 --> 00:11:48,624
‫می‌دونی، مثلاً آدمی باشم که
‫همه‌چی رو درست می‌کنه

124
00:11:50,126 --> 00:11:53,003
‫پس، اومدی این‌جا تا دیگه دخالت نکنی؟

125
00:11:53,003 --> 00:11:55,089
‫یه‌جورایی!

126
00:11:55,089 --> 00:11:56,590
‫ولی هنوز هم قهرمان‌بازی در میاری

127
00:11:56,590 --> 00:11:58,134
‫صرفاً تفنگ دستت نیست

128
00:11:58,134 --> 00:12:00,594
حتماً به‌خاطر اینه که یه‌مدت عادت داشتم

129
00:12:00,594 --> 00:12:04,598
‫و این‌که،
‫می‌دونم از من نظر نخواستی

130
00:12:04,598 --> 00:12:07,226
‫ولی شاید بد نباشه اینقدر به درو سخت نگیری.

131
00:12:07,226 --> 00:12:10,229
‫اون داره نهایت تلاشش رو می‌کنه

132
00:12:10,229 --> 00:12:12,314
‫من بارها به درو فرصت دادم.

133
00:12:12,314 --> 00:12:14,233
‫خیلی‌خب. من چی؟

134
00:12:14,233 --> 00:12:16,360
‫تو چی؟

135
00:12:16,360 --> 00:12:18,404
‫شاید بد نباشه یه فرصتی هم به من بدی...

136
00:12:18,404 --> 00:12:21,031
‫- چرا باید همچین کاری کنم؟
‫- چون من پسر خوبی ام وندی!

137
00:12:23,242 --> 00:12:25,995
‫پسرهای خوب نمی‌گن ما خوبیم!

138
00:12:28,038 --> 00:12:29,832
‫اگه اینطوری می‌گی که باشه

139
00:12:44,221 --> 00:12:46,557
‫- حالش چطوره؟
‫- مثلِ حال همه‌مون!

140
00:12:46,557 --> 00:12:49,602
‫اون خیلی قویه،
‫دورآگاهی من...

141
00:12:49,602 --> 00:12:53,230
‫مثل گوش دادن به یه پادکست با صدای خیلی کمـه

142
00:12:53,230 --> 00:12:54,982
‫یا مثل صدای چندتا آدم که دارن
‫توی اتاق کناری صحبت می‌کنن

143
00:12:54,982 --> 00:12:57,359
‫بعد چند ثانیه هم کلاً کار نمی‌کنه

144
00:12:57,359 --> 00:13:01,947
‫ولی ایوری، انگار میاد توی
‫ذهنم و باهام حرف می‌زنه

145
00:13:01,947 --> 00:13:03,991
‫اون می‌تونه هر اسمی که
‫می‌خواد رو از ذهنم بیرون بکشه،

146
00:13:03,991 --> 00:13:05,701
‫حتی اون‌هایی که در لحظه بهشون فکر نمی‌کنم

147
00:13:05,701 --> 00:13:07,286
‫آدم به این فکر
‫می‌افته که حتماً چون

148
00:13:07,286 --> 00:13:09,538
‫دورآگاهیش اینقدر قویه،
‫بچه‌ی عجیب‌غریبیـه!

149
00:13:09,538 --> 00:13:13,375
‫یعنی خب بیشتر بچه‌ها به مرور
‫زمان یاد می‌گیرن از روی نگاه

150
00:13:13,375 --> 00:13:15,628
‫یا از لحن صدای پدر و مادرشون

151
00:13:15,628 --> 00:13:17,671
‫بفهمن اطرافشون چه خبره.

152
00:13:22,510 --> 00:13:25,554
‫ایوری...همه‌چی رو بلده

153
00:13:28,390 --> 00:13:30,059
‫می‌تونید به من اعتماد کنید

154
00:13:30,059 --> 00:13:32,770
‫می‌تونم کمک‌تون کنم. منم می‌خوام برم خونه

155
00:13:32,770 --> 00:13:34,730
‫منم مثل شما از این‌جا متنفرم

156
00:13:34,730 --> 00:13:37,316
‫می‌خوای شیر بیارم با غلاتت بخوری؟

157
00:13:37,316 --> 00:13:38,651
‫بله لطفاً، یدونه موزم می‌خوام

158
00:13:38,651 --> 00:13:40,945
‫حتماً عزیزم، الان میارم

159
00:13:53,707 --> 00:13:57,378
‫تو خیلی عصبانی‌ای،
‫به طرز عجیبی همیشه عصبانی‌ای!

160
00:13:59,839 --> 00:14:01,799
‫ممنون شـا

161
00:14:01,799 --> 00:14:04,468
‫لوک از تو خوشش میاد،
‫خیلی تو رو دوست داره!

162
00:14:04,468 --> 00:14:07,930
‫اما اون از نیکی خوشش میاد،
‫نیکی هم اصلاً بهش اهمیت نمی‌ده

163
00:14:07,930 --> 00:14:10,391
‫می‌دونه، اما براش مهم نیست

164
00:14:10,391 --> 00:14:13,227
‫وقتی بچه بوده...

165
00:14:13,227 --> 00:14:14,770
‫خیلی اذیت شده

166
00:14:16,021 --> 00:14:17,273
‫اصلاً حقت نبوده

167
00:14:20,359 --> 00:14:22,319
‫خیلی‌خب...

168
00:14:24,697 --> 00:14:27,199
‫باید واسه این میمون کوچولو قلاده بگیریم

169
00:14:29,285 --> 00:14:31,579
‫- میمون‌ها عاشقِ موزـن
‫- دقیقاً بچه جون!

170
00:14:31,579 --> 00:14:33,956
‫قانونِ اول «باشگاه مبارزان» رو رعایت کن

171
00:14:33,956 --> 00:14:36,417
‫چی؟ نفهمیدم چی گفتی!

172
00:14:36,417 --> 00:14:38,919
‫یعنی باید یاد بگیری ‫کی‌ها
دهنت رو بسته نگه داری

173
00:14:54,977 --> 00:14:57,396
‫باید زود تمومش کنیم.
‫امشب شب آتیش‌بازیه

174
00:14:58,856 --> 00:15:00,900
‫خبر خاصی نیست؟

175
00:15:00,900 --> 00:15:05,112
‫خبر جدیدی ندارم.
‫نیکی که مثل همیشه عصبانیه

176
00:15:05,112 --> 00:15:06,572
تا آخرین نفسـش هم به لج‌بازی‌هاش ادامه می‌ده

177
00:15:06,572 --> 00:15:07,823
‫بقیه‌شون چی؟

178
00:15:07,823 --> 00:15:12,161
‫کالیشا به من اعتماد داره؛
‫برای همین بقیه‌شون هم اعتماد دارن

179
00:15:12,161 --> 00:15:15,205
‫فکر می‌کنن خیلی باهوش‌ان،
‫ولی هرچی اون بگه می‌گن چشم

180
00:15:15,205 --> 00:15:16,957
‫حتی لوک الیس؟

181
00:15:16,957 --> 00:15:19,793
‫باید حواسمون به اون باشه

182
00:15:19,793 --> 00:15:21,921
‫مدام سیستم‌های امنیتی‌مون رو چک می‌کنه

183
00:15:21,921 --> 00:15:24,924
‫انگار یه‌چیزی گذاشتن توی مغزش
‫و داره همه‌چی رو ضبط می‌کنه

184
00:15:24,924 --> 00:15:26,967
‫این مورد که بین همه مشترکه،

185
00:15:26,967 --> 00:15:30,596
اما آخرین بار کی کسی رو دیدید که جرأت
کنه سیستم‌های امنیتی ما رو به چالش بکشه؟

186
00:15:30,596 --> 00:15:33,223
‫داری وقتت رو تلف می‌کنی!

187
00:15:33,223 --> 00:15:35,935
‫- وقت منم همینطور
‫- واقعاً فکر نمی‌کنی کاری که اینجا انجام می‌دیم

188
00:15:35,935 --> 00:15:37,770
‫مهم‌تر از این حرف‌هاست که با این طرز برخورد جلو بریم؟

189
00:15:37,770 --> 00:15:41,482
‫توروخدا این چرت و پرت‌ها رو بی‌خیال شو،
‫من کارهای مهم‌تری دارم

190
00:15:41,482 --> 00:15:43,233
‫اوپال به مشکل خورد

191
00:15:43,233 --> 00:15:46,528
‫منتظر جوابِ «امرالد»ـم

192
00:15:46,528 --> 00:15:48,489
‫ممکنه این ماه توی اجرای
‫عملیات‌هامون به مشکل بخوریم

193
00:15:48,489 --> 00:15:49,740
‫نگران نباش

194
00:15:49,740 --> 00:15:51,700
‫به «بالادستی‌ها» اطلاع دادم

195
00:15:51,700 --> 00:15:53,118
‫تیم آدم‌ربایی‌ات چه گندهایی بالا آورده

196
00:15:56,205 --> 00:15:59,541
‫مدخل یکم دیگه باز می‌شه.
‫امر دیگه‌ای نیست؟

197
00:16:01,001 --> 00:16:03,712
‫وقتی رفتید این‌جا رو تمیز می‌کنم

198
00:16:05,839 --> 00:16:09,093
‫اون جدیده ایوری

199
00:16:09,093 --> 00:16:11,971
‫دورآگاهی‌ش خیلی قویه، حواست بهش باشه

200
00:16:11,971 --> 00:16:15,140
‫یعنی حتی اگه تحت حفاظت
‫باشم بازم می‌تونه ذهنم رو بخونه؟

201
00:16:15,140 --> 00:16:17,685
‫منظورم این بود بد نیست فاصله‌ت رو باهاش حفظ کنی

202
00:16:17,685 --> 00:16:19,561
‫اگه از همین الان اینقدر قویـه

203
00:16:19,561 --> 00:16:21,939
‫فکر نکنم مدت زیادی مهمون‌مون باشه

204
00:16:25,985 --> 00:16:27,403
‫دکتر هندریکس؟

205
00:16:29,530 --> 00:16:31,115
‫فکر کنم مقصدمون یکیه، نه؟

206
00:16:31,115 --> 00:16:33,575
‫بله، حتماً

207
00:16:33,575 --> 00:16:36,870
‫مدخل رمزی یکم دیگه باز می‌شه

208
00:16:36,870 --> 00:16:38,706
‫پس این دفعه قراره حضوری کنارمون باشید؟

209
00:16:38,706 --> 00:16:40,332
‫مشکلی هست؟

210
00:16:40,332 --> 00:16:43,293
‫اصلاً. فقط مدت زمان زیادی می‌گذره

211
00:16:43,293 --> 00:16:45,546
‫خب، جدیداً خیلی سرم شلوغ شده

212
00:16:45,546 --> 00:16:47,214
‫اما می‌دونی که هروقت بتونم میام

213
00:16:47,214 --> 00:16:49,758
‫اون‌ها خیلی ازت کار می‌کشن

214
00:16:49,758 --> 00:16:51,552
‫خب، خوشحال شدم که دیدمت

215
00:16:51,552 --> 00:16:55,556
‫دوتا داوطلب دارم که تقریباً آماده‌ی ورود
‫به بخش پشتی هستن

216
00:16:55,556 --> 00:16:58,183
‫احتمالاً فقط یه جلسه دیگه باقی مونده باشه

217
00:16:58,183 --> 00:17:00,019
‫بعدش تمومه

218
00:17:00,019 --> 00:17:02,354
‫عالیه. حواسم هست آمادگی کامل داشته باشیم

219
00:17:02,354 --> 00:17:04,982
‫از اون پسره دیکسون خبری نشد؟

220
00:17:04,982 --> 00:17:07,359
‫حواست هست دیگه؟

221
00:17:07,359 --> 00:17:11,030
‫همونی که فاکتور نوروتروفیک مغزـیش بالای 90 بود؟

222
00:17:11,030 --> 00:17:14,533
‫آره، داریم با ملایمت پیش می‌ریم،
‫خبری از آزمایش‌های سنگین نیست

223
00:17:14,533 --> 00:17:18,370
‫یکم از چیزی که فکر می‌کردیم کندترـه،

224
00:17:18,370 --> 00:17:20,539
‫ولی همه‌چی طبق برنامه‌ست

225
00:17:20,539 --> 00:17:23,292
‫خوشحالم که قضیه لوک
‫الیس تموم شد رفت پی کارش

226
00:17:23,292 --> 00:17:26,795
‫نه خبری نیست.
‫حق با تو بود

227
00:17:27,921 --> 00:17:30,966
‫نمرات‌ش خیلی پایینه،
‫به دردسرش نمی‌ارزه

228
00:17:36,764 --> 00:17:40,017
خب، نمیای؟

229
00:17:40,017 --> 00:17:41,310
‫خودمو می‌رسونم

230
00:17:41,310 --> 00:17:43,020
‫اما اگه نیومدم،
‫موفق باشید

231
00:17:43,020 --> 00:17:46,315
‫و اگه درموردِ «متمرکزسازی» سوالی داشتی بهم زنگ بزن

232
00:17:47,941 --> 00:17:49,777
‫باشه، حتماً

233
00:17:52,780 --> 00:17:54,948
« صفحه ورود دوربین‌های مداربسته »

234
00:18:10,422 --> 00:18:14,593
‫ما آماده‌ایم. بعد آیلز چند نفر دیگه هم داریم.

235
00:18:14,593 --> 00:18:16,345
‫اون پسره الیس چی؟

236
00:18:16,345 --> 00:18:18,305
‫آزمایش‌های اولیه‌ش نشون
‫می‌ده «د.ج»ـش خیلی ضعیفه

237
00:18:18,305 --> 00:18:20,015
‫اما راه‌ش می‌اندازیم

238
00:18:20,015 --> 00:18:22,601
‫البته حتماً به ذهنت خطور کرده که...

239
00:18:22,601 --> 00:18:26,688
‫حتی با یک فاکتور نوروتروفیک مغزی متوسط همراه...

240
00:18:55,634 --> 00:18:57,177
‫بهتره بهشون بگی شا

241
00:19:01,098 --> 00:19:02,891
‫چی بگه؟

242
00:19:05,769 --> 00:19:09,106
‫امروز توی محفظه رویا نقطه دیدم

243
00:19:09,106 --> 00:19:11,233
‫یعنی چی؟

244
00:19:11,233 --> 00:19:12,734
‫یعنی بزودی منتقل می‌شم به بخش پشتی

245
00:19:12,734 --> 00:19:14,486
‫نمی‌شه یه‌جوری جلوش رو گرفت؟

246
00:19:14,486 --> 00:19:16,029
‫محفظه رویا رو می‌گی؟

247
00:19:16,029 --> 00:19:18,657
‫بدترین جای این‌جاست

248
00:19:18,657 --> 00:19:20,159
‫خیلی بدتر از هرچیز دیگه‌ای

249
00:19:20,159 --> 00:19:21,827
‫اون‌جا...

250
00:19:21,827 --> 00:19:24,371
‫هندریکس می‌گه اگه مقاوت کنی

251
00:19:24,371 --> 00:19:25,998
‫ممکنه باعثِ سکته کردن‌ـت بشه

252
00:19:25,998 --> 00:19:28,792
‫انگار که دارن یه میخ رو

253
00:19:28,792 --> 00:19:31,503
‫محکم فرو می‌کنن توی پیشونیـت

254
00:19:31,503 --> 00:19:35,382
‫حداقل اینطوری زودتر می‌ری

255
00:19:35,382 --> 00:19:37,593
‫خونه، مگه نه؟

256
00:19:37,593 --> 00:19:39,428
‫آره

257
00:20:00,449 --> 00:20:01,700
‫ایوری؟

258
00:20:03,202 --> 00:20:05,287
‫ایوری؟ عزیزم؟

259
00:20:30,854 --> 00:20:32,898
‫داری چیکار می‌کنی؟

260
00:21:03,971 --> 00:21:05,639
‫صدای چی بود؟

261
00:21:05,639 --> 00:21:07,224
‫قوی بودها

262
00:21:07,224 --> 00:21:09,017
‫خیلی قوی

263
00:21:10,936 --> 00:21:13,021
‫هرازگاهی این صدا رو می‌شنویم

264
00:21:13,021 --> 00:21:15,816
‫قطعاً از بخش پشتی میاد

265
00:21:17,234 --> 00:21:18,652
‫عجیبه

266
00:21:31,498 --> 00:21:34,376
‫خانم سیگسبی؟

267
00:21:34,376 --> 00:21:37,337
‫ببخشید که این وقت شب مزاحم‌تون شدم قربان

268
00:21:37,337 --> 00:21:39,798
‫مشکلی پیش اومده؟

269
00:21:39,798 --> 00:21:41,550
‫نه. نه قربان

270
00:21:41,550 --> 00:21:43,760
‫عملیات امشب به بهترین نحو ممکن انجام شد

271
00:21:43,760 --> 00:21:45,846
‫خب، که اینطور

272
00:21:47,931 --> 00:21:51,393
حسابی غافلگیر شدم

273
00:21:53,228 --> 00:21:56,315
‫فکر می‌کنم...

274
00:21:56,315 --> 00:21:59,609
‫با یه تهدید امنیتی احتمالی طرفیم!

275
00:21:59,609 --> 00:22:01,320
‫گفتم سریعاً شما رو باخبر کنم

276
00:22:01,320 --> 00:22:05,741
‫فکر نمی‌کنم این‌که رئیس حراست‌‌تون

277
00:22:05,741 --> 00:22:07,784
‫در این تماس حضور نداره، اتفاقی باشه

278
00:22:09,161 --> 00:22:10,579
‫نه، اتفاقی نیست

279
00:22:10,579 --> 00:22:14,249
‫احساس می‌کنم این تهدید امنیتی

280
00:22:14,249 --> 00:22:16,001
‫از طرف آقای استک‌هاوس باشه

281
00:22:16,001 --> 00:22:18,462
‫برای اثبات این ادعا مدرک داری؟

282
00:22:20,005 --> 00:22:21,757
‫شما که می‌دونید ایشون چقدر محتاطـه!

283
00:22:24,092 --> 00:22:28,013
‫اتهامِ بدون مدرک فقط یک شایعه‌ست

284
00:22:28,013 --> 00:22:29,514
‫بله قربان، اما اگه اجازه بدید...

285
00:22:29,514 --> 00:22:32,976
‫حرف‌های آقای استک‌هاوس درمورد شما رو باور نکردم

286
00:22:32,976 --> 00:22:37,606
‫طبیعتاً نمی‌تونم حرف‌های شما رو هم درمورد اون باور کنم

287
00:22:37,606 --> 00:22:39,232
‫درمورد من؟

288
00:22:40,817 --> 00:22:42,027
‫خدانگهدار

289
00:23:36,957 --> 00:23:40,502
‫سلام، اَنی.
‫حالت چطوره؟

290
00:23:40,502 --> 00:23:43,922
‫عالیم، ممنون.
‫حالم خیلی خوبـه

291
00:23:43,922 --> 00:23:45,590
‫اینجا چیکارا می‌کنی؟

292
00:23:45,590 --> 00:23:47,717
‫معلوم نیست؟

293
00:23:47,717 --> 00:23:48,760
‫چرا، معلومـه

294
00:23:51,513 --> 00:23:54,558
‫اینو دالایی لاما یادِ من داد

295
00:23:54,558 --> 00:23:56,852
‫نمی‌ذاره که...

296
00:23:56,852 --> 00:23:58,812
‫نمی‌ذاره اونا ذهنتو بخونن

297
00:24:00,188 --> 00:24:02,107
‫صداش تو رو هم از
‫ خواب بیدار کرد؟

298
00:24:02,107 --> 00:24:03,817
‫صدای چی؟

299
00:24:03,817 --> 00:24:05,402
‫همین زمزمـه

300
00:24:05,402 --> 00:24:07,946
‫نه، احتمالاً متوجهش نشدم

301
00:24:07,946 --> 00:24:10,115
‫تو کِی به دنیا اومدی؟
‫ دهه ٨٠ میلادی؟

302
00:24:10,115 --> 00:24:11,408
‫بله، خانم.
‫سال ١٩٨٢

303
00:24:11,408 --> 00:24:14,077
‫اوه، پس مغزت آسیب دیده

304
00:24:14,077 --> 00:24:15,829
‫تو دهه‌ی ۶٠،

305
00:24:15,829 --> 00:24:17,956
‫یا ایزوتوپ قاطیِ
‫ سوخت جتا می‌کردن

306
00:24:17,956 --> 00:24:19,708
‫یا آلومینیوم دی‌اکسید

307
00:24:19,708 --> 00:24:24,129
‫از اون موقع عین چی افتادن
‫ به جون این کشور، بذرپاشی می‌کنن

308
00:24:24,129 --> 00:24:28,091
‫اینا رو رشد هورمون‌ها
‫تاثیر می‌ذاره. الخصوص رو نوزادا

309
00:24:28,091 --> 00:24:30,010
‫بخاطر همین نمی‌تونی صداشو بشنوی

310
00:24:30,010 --> 00:24:34,431
‫عجب. آره، منطقیـه

311
00:24:34,431 --> 00:24:36,558
‫این زمزمه‌ هی داره بدتر میشه

312
00:24:36,558 --> 00:24:40,479
‫تاحالا این‌جوری
‫ حسش نکرده بودم

313
00:24:40,479 --> 00:24:43,106
‫وای، کُشتنش

314
00:24:43,106 --> 00:24:44,774
‫کیو کُشتن؟

315
00:24:48,153 --> 00:24:49,529
‫میگن خطای خلبان بوده

316
00:24:49,529 --> 00:24:53,867
‫باعث شدن محاسباتِ
‫ خلبان به‌هم بریزه

317
00:24:55,660 --> 00:24:59,206
‫این یه جور دورآگاهیـه.
‫کارِ خودشونـه

318
00:25:03,001 --> 00:25:04,669
‫نمی‌تونم چیزی بگم

319
00:25:04,669 --> 00:25:06,796
‫مشکلی نیست، متوجهم

320
00:25:06,796 --> 00:25:09,174
‫باید خیلی مراقب باشی

321
00:25:09,174 --> 00:25:11,343
‫نمی‌تونی هرجایی ازش بگی

322
00:25:11,343 --> 00:25:14,971
‫سمت جاده‌ی شماره ١٠ نرو

323
00:25:14,971 --> 00:25:16,723
‫جاده‌ی شماره ١٠؟

324
00:25:16,723 --> 00:25:19,184
‫همون مرکز تحقیقات؟

325
00:25:19,184 --> 00:25:20,894
‫قضیه همون بیماری عفونیه‌ست؟

326
00:25:20,894 --> 00:25:22,479
‫ببخشید

327
00:25:22,479 --> 00:25:23,688
‫ببخشید

328
00:25:25,232 --> 00:25:29,402
‫حتماً فکر می‌کنی خل شدم

329
00:25:29,402 --> 00:25:31,821
‫اونا به کپرنیک هم
‫ می‌گفتن خُل شدی

330
00:25:31,821 --> 00:25:34,783
‫فکر می‌کردن یونابامبر هم
‫ عقلشو از دست داده

331
00:25:45,126 --> 00:25:47,337
‫میگم، اَنی، تاحالا با کسی
‫ راجع‌به اینا حرف زدی؟

332
00:25:47,337 --> 00:25:48,672
‫با دکتری، چیزی؟

333
00:25:48,672 --> 00:25:50,048
‫نه

334
00:25:50,048 --> 00:25:52,133
‫دکترا به مامان من هالدول دادن

335
00:25:52,133 --> 00:25:53,593
‫کلاً یه آدمِ دیگه شد

336
00:25:53,593 --> 00:25:55,554
‫به نظرم چیزایی که
‫الان تجویز می‌کنن...

337
00:25:55,554 --> 00:25:58,431
‫حتی بهتر هم شده، می‌تونه
‫ کمکت کنه تا...

338
00:25:58,431 --> 00:26:00,350
‫می‌دونی... ممکنه کمکت
‫ کنه آرومتر بشی

339
00:26:00,350 --> 00:26:02,811
‫نه، نه. من هیچوقت
‫مواد نمی‌زنم

340
00:26:02,811 --> 00:26:04,187
‫مشروبم نمی‌خورم

341
00:26:04,187 --> 00:26:07,357
‫آخرین باری که نوشیدنی 
‫ خوردم، اول فوریهٔ ٢٠٠۳ بود

342
00:26:08,567 --> 00:26:09,484
‫خیلی‌خب

343
00:26:11,570 --> 00:26:14,030
‫خب دیگه، من برمی‌گردم سر گشت‌زنی

344
00:26:15,865 --> 00:26:17,534
‫خیلی مراقب باش

345
00:26:20,078 --> 00:26:21,538
‫از همه نظر

346
00:26:21,538 --> 00:26:22,956
‫چشم، خانم

347
00:26:33,425 --> 00:26:35,385
‫بین دو نیمه خوابم برد

348
00:26:35,385 --> 00:26:37,804
‫- بازی‌هارو دیروقت پخش می‌کنن
‫- آره، چیز خاصی هم از دست ندادی

349
00:26:37,804 --> 00:26:40,599
‫یه سری بازی مزخرف و الکی

350
00:26:40,599 --> 00:26:43,602
‫من طرفدار هیتم، قانوناً باید از
‫ تیم سی متنفر باشم

351
00:26:46,688 --> 00:26:49,107
‫این یارو تونی، دلش واسه فلوریدا تنگ شده

352
00:26:49,107 --> 00:26:50,692
‫از ما متنفره

353
00:26:50,692 --> 00:26:53,153
‫این‌جا که از کنارمون رد شد دلش
‫ می‌خواست کتکت بزنه

354
00:26:53,153 --> 00:26:55,447
‫و اون یکی، فرد

355
00:26:55,447 --> 00:26:58,158
‫اون اصلاً ما رو نمی‌بینه،
‫انگار واسه‌ش نامرئی شدیم

356
00:27:00,535 --> 00:27:05,332
‫اینا یه ربطی به هم دارن دیگه، نه؟

357
00:27:05,332 --> 00:27:07,500
‫هی، لوک

358
00:27:07,500 --> 00:27:09,502
‫بله

359
00:27:09,502 --> 00:27:11,087
‫شکلات لیکورش می‌خواستی؟

360
00:27:11,087 --> 00:27:14,507
‫نه، چی؟ من نمی‌خواستمش

361
00:27:20,388 --> 00:27:23,224
‫ببین، من از لیکورش منتفرم

362
00:27:25,560 --> 00:27:27,437
‫تو افکارمو دستکاری کردی، نه؟

363
00:27:27,437 --> 00:27:29,230
‫بعضی وقت‌ها می‌تونم دستکاری کنم

364
00:27:30,690 --> 00:27:32,609
‫ایوری، دوستِ من

365
00:27:32,609 --> 00:27:36,946
‫تو واقعاً عجیب غریبی

366
00:27:38,323 --> 00:27:40,325
‫سلام، مورین

367
00:27:44,079 --> 00:27:48,750
‫میگم... تو سر این یکی چی می‌گذره؟

368
00:27:50,418 --> 00:27:52,337
‫چی شد؟

369
00:27:52,337 --> 00:27:53,838
‫می‌خواد ازم دور بمونه

370
00:27:53,838 --> 00:27:55,674
‫مثل این‌که یه رازی داره

371
00:27:58,051 --> 00:28:00,220
‫نه، کُلی راز تو سرشـه

372
00:28:00,220 --> 00:28:02,597
‫وای، پسر. خیلی ناراحتـه،
‫بهم ریخته‌ست

373
00:28:02,597 --> 00:28:04,641
‫یه جورایی مثل مائـه.
‫از اینجا متنفره

374
00:28:06,393 --> 00:28:09,396
‫- جدی میگی؟
‫- اما نمی‌تونی بهش اعتماد کنی

375
00:28:09,396 --> 00:28:12,315
‫میره حرفامونو
‫به سیگسبی میگه

376
00:28:12,315 --> 00:28:14,150
‫از اون هم بدش میاد

377
00:28:15,944 --> 00:28:18,613
‫خیلی‌خب، وقت خوابتـه

378
00:28:18,613 --> 00:28:22,742
‫یه چیز دیگه، من می‌دونم
‫که راز مهمش چیـه

379
00:28:36,339 --> 00:28:37,507
‫سلام

380
00:28:43,513 --> 00:28:46,015
‫چیـه؟ من جذام دارم که
‫ رفتی اونجا نشستی؟

381
00:28:46,015 --> 00:28:49,227
‫نه، نه

382
00:28:49,227 --> 00:28:52,188
‫نمی‌خواستم گستاخی کرده باشم،
‫گفتم شاید بخوای تنها باشی

383
00:28:52,188 --> 00:28:54,816
‫گستاخی کرده باشی؟ مالِ
‫ این اطراف نیستی، نه؟

384
00:28:54,816 --> 00:28:56,985
‫نه راستش

385
00:28:56,985 --> 00:29:00,113
‫اومدم این‌جا با چندتا
‫ آدم حرف بزنم، حالم عوض شه

386
00:29:00,113 --> 00:29:02,031
‫مگه جز این آدما،
‫ کَس دیگه‌ای هم هست؟

387
00:29:03,283 --> 00:29:04,409
‫نه، راست میگی

388
00:29:07,412 --> 00:29:08,872
‫من کِیت‌ام،

389
00:29:08,872 --> 00:29:10,832
‫تو یکم از خودت بگو

390
00:29:10,832 --> 00:29:12,584
‫باشه، من، تیم جیم‌سونم

391
00:29:12,584 --> 00:29:16,212
‫گشت شبِ جدید محله،
‫رئیس تازه استخدامم کرده

392
00:29:17,714 --> 00:29:19,924
‫آره، قبلاً اد ویتلاک
‫ جات کار می‌کرد

393
00:29:20,884 --> 00:29:23,178
‫همون ویتلز خودمون،
‫روحش شاد

394
00:29:23,178 --> 00:29:24,721
‫به سلامتیش

395
00:29:26,681 --> 00:29:28,266
‫می‌خوای یه پیک بزنی؟

396
00:29:29,809 --> 00:29:31,644
‫نه، ممنون. من...

397
00:29:31,644 --> 00:29:34,439
‫راستش الان شیفتم

398
00:29:37,066 --> 00:29:39,778
‫کارِت چیـه، کِیت؟

399
00:29:39,778 --> 00:29:41,821
‫طراح سایتم

400
00:29:41,821 --> 00:29:44,783
‫مدیرِ روزنامه‌ی محلیِ اینجا هم هستم

401
00:29:44,783 --> 00:29:46,201
‫روزنامه هفتگی دنیسون

402
00:29:46,201 --> 00:29:47,911
‫پس روزنامه‌نگاری

403
00:29:47,911 --> 00:29:51,206
‫روزنامه‌نگاری هنوز
‫ توی شهر ما زنده‌ست

404
00:29:51,206 --> 00:29:55,752
‫مگه اینجا اتفاق خاصی هم میفته؟

405
00:29:55,752 --> 00:29:58,630
‫فهمیدی توی یه فروشگاه محلی
‫ تیراندازی شده؟

406
00:29:58,630 --> 00:30:00,089
‫آره، شنیدم راجع‌بهش

407
00:30:00,089 --> 00:30:03,134
‫همچین هیجانی رو ما
‫صدسال یه بار هم تجربه نمی‌کنیم

408
00:30:03,134 --> 00:30:05,470
‫بعضی وقتا قایقِ یه
‫ توریست تو رودخونه

409
00:30:05,470 --> 00:30:07,055
‫وارونه میشه و گمش می‌کنه

410
00:30:07,055 --> 00:30:10,016
‫آهان، ما نمایشگاهِ
‫ صنایع دستی هم داریم

411
00:30:10,016 --> 00:30:11,559
‫مردم از جاهای دوری مثل
‫ پورتلند میان اینجا

412
00:30:11,559 --> 00:30:12,852
‫و خیابونا قفل میشن

413
00:30:15,605 --> 00:30:17,649
‫سالی یک بار همچین
‫ ترافیکی داریم

414
00:30:17,649 --> 00:30:20,527
‫میگم، میشه صدای
‫تلویزیون رو بلندتر کنی؟

415
00:30:20,527 --> 00:30:22,654
‫چرا احساس می‌کنم اصلاً
‫نشنیدی چی گفتم؟

416
00:30:22,654 --> 00:30:23,738
‫ممنون

417
00:30:25,657 --> 00:30:27,534
‫و دوباره، مهم‌ترین خبرِ امروز

418
00:30:27,534 --> 00:30:29,744
‫سناتور ایالت داکوتای
‫ شمالی، گوین رمزی،

419
00:30:29,744 --> 00:30:32,413
‫به احتمال زیاد، در پی سقوطِ
‫ یک هواپیمای کوچک

420
00:30:32,413 --> 00:30:35,875
‫جانِ خود را از دست داده است.
‫پروازی که قرار بود

421
00:30:35,875 --> 00:30:37,752
‫به مقصد خانه‌ی خانوادگی‌اش
‫ توی ماینت انجام شود

422
00:30:37,752 --> 00:30:39,963
‫سخنگوی هیئت ایمنیِ
‫ حمل‌ونقل گفت پرواز در اون شرایط

423
00:30:39,963 --> 00:30:41,005
‫غیرممکن نبوده...

424
00:30:41,005 --> 00:30:42,131
‫چی شد؟

425
00:30:46,469 --> 00:30:48,012
‫ببخشید، یه نفر یه چیزی...

426
00:30:49,264 --> 00:30:50,932
‫تو مال همین طرفایی، درستـه؟

427
00:30:50,932 --> 00:30:52,350
‫از اون مرکز تحقیقاتی

428
00:30:52,350 --> 00:30:54,435
‫تو جاده‌ی شماره ١٠ چی می‌دونی؟

429
00:30:54,435 --> 00:30:56,521
‫موسسه رو میگی؟

430
00:30:56,521 --> 00:30:59,190
‫- آره، همون
‫- آدم فضایی، ایلومیناتی

431
00:30:59,190 --> 00:31:01,442
‫منظورت چیـه؟

432
00:31:01,442 --> 00:31:02,777
‫سفینه فضایی بیگانه‌ها

433
00:31:02,777 --> 00:31:04,696
‫تولید مثل پاگنده‌ها

434
00:31:04,737 --> 00:31:06,698
‫تولید مثل پاگنده‌ها، عجب چیزی

435
00:31:06,698 --> 00:31:10,577
‫آخه من... یه چیزهایی راجع‌به
‫کنترل ذهن شنیده بودم

436
00:31:10,577 --> 00:31:12,912
‫دورآگاهی یا همچین چیزی

437
00:31:12,912 --> 00:31:14,080
‫چه حوصله سربر

438
00:31:14,080 --> 00:31:15,874
‫خیلی خسته‌کننده‌ست

439
00:31:17,000 --> 00:31:18,877
‫بیشتر مردم میگن مالِ
‫ آدم فضایی‌هاست

440
00:31:18,877 --> 00:31:21,379
‫مثل منطقه ۵٢

441
00:31:21,379 --> 00:31:24,257
‫می‌خوام یه افشاگری راجع‌بهش
‫ بنویسم، جایزه پولیتزرو بگیرم

442
00:31:26,843 --> 00:31:29,137
‫کی بهت راجع‌به کنترل ذهن گفته؟

443
00:31:29,137 --> 00:31:32,056
‫تو... اَنی رو می‌شناسی؟

444
00:31:32,056 --> 00:31:34,267
‫تو چادر زندگی می‌کنه،
‫پشت انبارهای باربری

445
00:31:34,267 --> 00:31:35,643
‫همه اینجا اَنی رو می‌شناسن

446
00:31:35,643 --> 00:31:37,478
‫البته از اون دیوونه‌تر هم
‫ توی شهر داریم

447
00:31:37,478 --> 00:31:40,315
‫یعنی، اَنی میشه...
‫سومین دیوونه‌ی شهر

448
00:31:40,315 --> 00:31:44,402
‫خب، اون...

449
00:31:44,402 --> 00:31:48,031
‫اون فقط از کنترل ذهن نگفت،

450
00:31:48,031 --> 00:31:52,327
‫گفت می‌خوان ازش استفاده کنن
‫ تا باعث سقوط یه هواپیما بشن

451
00:31:52,327 --> 00:31:56,414
‫بعد هم بگن اشتباه خلبان بوده

452
00:31:56,414 --> 00:31:58,416
‫به نظرت، منظورش این بوده؟

453
00:31:58,416 --> 00:32:01,169
‫آخه...

454
00:32:01,169 --> 00:32:04,756
‫این مرکز اصلاً چی هست؟

455
00:32:04,756 --> 00:32:06,799
‫توش چی کار می‌کنن؟

456
00:32:06,799 --> 00:32:11,095
‫تا اونجایی که من می‌دونم،
‫اون تو هیچ غلطی نمی‌کنن

457
00:32:11,095 --> 00:32:14,098
‫یه پروژه واسه جنگ سرده

458
00:32:14,098 --> 00:32:16,684
‫مثل آنتنا آرای تو وینتر هاربر

459
00:32:16,684 --> 00:32:20,188
‫احتمالاً سیاه زخم سال ١٩۵٢ رو
‫ تو فریزر نگه داشتن

460
00:32:20,188 --> 00:32:22,690
‫باهاش ١٨ تا فرصتِ
‫ شغلی دیگه ایجاد کردن

461
00:32:22,690 --> 00:32:24,108
‫هیچ تحقیقاتی اون‌جا انجام نمیشه

462
00:32:24,108 --> 00:32:27,111
‫اما دولت باید واسه ولخرجی
‫ یه بهونه‌ای داشته باشه دیگه

463
00:32:29,489 --> 00:32:32,325
‫آره، به نظرم تولید مثلِ
‫ پاگنده‌ها بهتره

464
00:32:32,325 --> 00:32:33,993
‫جذاب‌تر هم هست

465
00:32:37,330 --> 00:32:39,874
‫ای وای، ساعتو نگاه. دیر شده

466
00:32:43,586 --> 00:32:45,880
‫یه عکس خوب از پاگنده
‫ واسم پیدا می‌کنی؟

467
00:32:45,880 --> 00:32:47,423
‫کُلی پول توشـه

468
00:32:52,095 --> 00:32:55,848
‫دستتو بذار این‌جاش، عالیـه

469
00:32:55,848 --> 00:32:57,517
‫حالا پرتش کن

470
00:32:59,519 --> 00:33:02,063
‫عجب پرتابی، محشر بود

471
00:33:02,063 --> 00:33:04,482
‫اون فکر می‌کنه پرتابم اصلاً خوب نبود

472
00:33:04,482 --> 00:33:05,692
‫نه بابا، جدی؟

473
00:33:10,947 --> 00:33:12,532
‫خب، پس، میکروفون نداریم

474
00:33:12,532 --> 00:33:14,200
‫اما به نظرتون ممکنه حسگرِ
‫ حرارتی کار گذاشته باشن؟

475
00:33:14,200 --> 00:33:16,035
‫فکر می‌کنن همچین چیزی
‫ لازمشون نمیشه

476
00:33:16,035 --> 00:33:17,996
‫واسشون مهم نیست بیرون
‫ چی کار می‌کنیم

477
00:33:17,996 --> 00:33:19,706
‫احتمالاً بعید می‌دونن که

478
00:33:19,706 --> 00:33:21,624
‫یه بچه بخواد دست به
‫ یه کار جدی بزنه

479
00:33:21,624 --> 00:33:23,543
‫ما که نمی‌تونیم از زیرش بیرون بریم

480
00:33:23,543 --> 00:33:26,045
‫اینجاش خیلی محکمـه

481
00:33:26,045 --> 00:33:28,506
‫اصلاً گیریم که می‌تونیم،
‫به نظرت یه چیزیو فراموش نکردی؟

482
00:33:28,506 --> 00:33:30,425
‫چیو؟

483
00:33:30,425 --> 00:33:33,219
‫نه، فراموشش نکردم

484
00:33:33,219 --> 00:33:34,554
‫« فرصت شکست دادن دشمن رو،

485
00:33:34,554 --> 00:33:37,015
‫خودِ دشمن فراهم می‌کنه »

486
00:33:37,015 --> 00:33:39,350
‫- این از حرفای « د راک » بود؟
‫- آره

487
00:34:00,121 --> 00:34:02,874
‫اونا گشتو روزی دوبار،

488
00:34:02,874 --> 00:34:05,585
‫و شبی دو بار، با فاصله‌ی
‫ شیش ساعت انجام میدن

489
00:34:05,585 --> 00:34:07,712
‫ساعت ١٢ و ساعت ۶

490
00:34:07,712 --> 00:34:10,882
‫همیشه به همین منوال،
‫در جهت عقربه‌های ساعتـه

491
00:34:10,882 --> 00:34:12,967
‫و شرط می‌بندم زمان تعویض شیفتشونـه

492
00:34:12,967 --> 00:34:15,720
‫بعد از نیمه‌شب و
‫ قبل از ساعت ۶ صبح

493
00:34:15,720 --> 00:34:18,473
‫به نظرم ساعت ١ تا ١:٣٠
‫بهترین زمانـه

494
00:34:18,473 --> 00:34:20,683
‫من سگ خیلی دوست دارم

495
00:34:20,683 --> 00:34:23,352
‫هیچوقت نمی‌تونم سگ داشته باشم.
‫مامانم بهشون حساسیت داره

496
00:34:31,152 --> 00:34:34,363
‫- ایوری؟
‫- ایوری کجا سیر می‌کنی؟

497
00:34:34,363 --> 00:34:38,034
‫سگا از افکارشون محافظت نمی‌کنن

498
00:34:38,034 --> 00:34:39,827
‫می‌ذارن باهاشون همراه بشی

499
00:34:45,625 --> 00:34:47,585
‫یعنی هرچی سگه می‌بینه رو
‫ تو هم می‌بینی؟

500
00:34:47,585 --> 00:34:50,129
‫یه جورایی آره

501
00:34:50,129 --> 00:34:51,339
‫خیلی‌خب

502
00:34:55,968 --> 00:34:59,847
‫یه حصار قدیمی دیگه هم هست.
‫زنگ زده

503
00:34:59,847 --> 00:35:02,350
‫علفای اونجا بلند شدن،
‫حصارش خیلی قدیمیـه

504
00:35:02,350 --> 00:35:04,102
‫هیچکس اون‌جا نیست

505
00:35:04,102 --> 00:35:07,063
‫- یه حصار دیگه دیدی؟
‫- آره

506
00:35:07,063 --> 00:35:08,898
‫یه زمین بازی دیگه اون‌جاست.
‫خیلی قدیمیـه

507
00:35:10,817 --> 00:35:14,153
‫یه زمین بازی دیگه اون‌جاست؟
‫ به بخش پشتی وصلـه؟

508
00:35:14,153 --> 00:35:15,655
‫نمی‌دونم

509
00:35:15,655 --> 00:35:17,990
‫علفاش که زرد و بلند بودن

510
00:35:17,990 --> 00:35:19,408
‫حصارش قدیمی بود

511
00:35:19,408 --> 00:35:22,787
‫خب، به نظرت...

512
00:35:22,787 --> 00:35:24,622
‫میشه اون‌جا کنده‌کاری کرد؟

513
00:35:29,794 --> 00:35:31,546
‫فکر کنم بشه

514
00:35:31,546 --> 00:35:34,006
‫سگه که داشت پایینِ
‫ حصارو می‌کَند

515
00:35:34,006 --> 00:35:35,925
‫خب، حالا چه جوری بریم اون‌جا؟

516
00:35:35,925 --> 00:35:37,510
‫یعنی، جدای این راهی که الان داریم

517
00:35:37,510 --> 00:35:40,763
‫ایوری، بگو ببینم،
‫اونجا بچه‌ای می‌بینی؟

518
00:35:40,763 --> 00:35:42,056
‫نه

519
00:35:42,056 --> 00:35:43,641
‫انگار چندین سالـه که
‫ کسی اون‌جا نرفته

520
00:35:43,641 --> 00:35:48,146
‫ولی من نمی‌خوام برم
‫ اون‌جا، پخش پشتی

521
00:35:48,146 --> 00:35:50,314
‫چی اون‌جاست؟
‫ می‌تونی حسش کنی؟

522
00:35:52,024 --> 00:35:52,900
‫شا!

523
00:35:56,737 --> 00:35:58,781
‫شا، نه

524
00:36:02,326 --> 00:36:03,744
‫بیا بشین

525
00:36:05,705 --> 00:36:08,499
‫رفتی تو محفظه‌ رؤیا؟

526
00:36:08,499 --> 00:36:11,210
‫وایسا، نکنه خیلی بد بوده؟

527
00:36:11,210 --> 00:36:15,047
‫تونستم به زمزمه وصل بشم

528
00:36:15,047 --> 00:36:17,091
‫متأسفم، شا

529
00:36:22,471 --> 00:36:24,974
‫« دیگه منو نمی‌بینید »

530
00:36:28,769 --> 00:36:30,646
‫هی

531
00:37:07,141 --> 00:37:09,936
‫ما خیلی بهت افتخار می‌کنیم، کالیشا

532
00:37:09,936 --> 00:37:13,564
‫تو آماده‌ای که به
‫کشورت خدمت کنی

533
00:37:13,564 --> 00:37:17,193
‫تو خیلی زحمت کشیدی،
‫ این جای تقدیر داره

534
00:37:17,193 --> 00:37:19,487
‫هیچکس این فداکاریت رو درک نمی‌کنه

535
00:37:19,487 --> 00:37:21,322
‫حتی خودت

536
00:37:21,322 --> 00:37:24,784
‫اما... تو میری خونه

537
00:37:26,744 --> 00:37:29,038
‫تبریک میگم!

538
00:37:35,962 --> 00:37:38,422
‫باید یه جوری اونو به خوردت بدم

539
00:37:47,348 --> 00:37:49,433
‫با هم در ارتباط می‌مونیم، باشه، شا؟

540
00:37:49,433 --> 00:37:51,185
‫من دارم قوی تر میشم،
‫ تو هم همینطور

541
00:37:52,395 --> 00:37:54,814
‫باشه، ایوری. سعیمونو می‌کنیم

542
00:37:59,986 --> 00:38:02,488
‫واقعاً باید سعیتو بکنی، شا

543
00:38:05,324 --> 00:38:07,451
‫می‌تونی ذهن اونو بخونی؟

544
00:38:17,670 --> 00:38:19,088
‫هی، رفیق

545
00:38:19,088 --> 00:38:20,798
‫یه دقیقه باهام بیا

546
00:38:20,798 --> 00:38:21,966
‫- چرا؟
‫- تو بیا

547
00:38:21,966 --> 00:38:22,925
‫چرا خب؟

548
00:38:27,138 --> 00:38:28,431
‫قوی بمون

549
00:38:28,431 --> 00:38:30,349
‫چند روز دیگه من هم میام پیشت

550
00:38:30,349 --> 00:38:32,476
‫منو هم می‌فرستن اون پشت، باشه؟

551
00:38:32,476 --> 00:38:34,854
‫فکر کردی این حرفت
‫ حالمو بهتر می‌کنه؟

552
00:38:34,854 --> 00:38:36,731
‫تنها امیدمونـه

553
00:38:45,197 --> 00:38:48,075
‫ممنون، عزیزدلم.
‫بذارشون همون‌جا

554
00:38:48,075 --> 00:38:50,536
‫نکنه می‌خوای بیای جای منو بگیری؟

555
00:38:50,536 --> 00:38:52,705
‫هیچکس جای تورو نمی‌گیره، مورین

556
00:38:52,705 --> 00:38:54,081
‫تو بهترینی

557
00:38:54,081 --> 00:38:56,417
‫تهش رئیس این‌جا میشی

558
00:38:56,417 --> 00:38:59,253
‫واسه من دیگه دیر شده

559
00:39:03,257 --> 00:39:06,385
‫از این جشن‌های
‫ فارغ‌التحصیلی بدت میاد، نه؟

560
00:39:06,385 --> 00:39:08,804
‫به نفعتـه برگردی سر میز

561
00:39:08,804 --> 00:39:11,891
‫هنوز هم دیر نشده، مورین

562
00:39:23,778 --> 00:39:25,780
‫باید ببینیم اون پشت چیـه

563
00:39:25,780 --> 00:39:27,573
‫شاید شا بتونه بره توی زمین بازی

564
00:39:29,450 --> 00:39:30,951
‫خب، همگی دستتونو بدید به من

565
00:39:30,951 --> 00:39:32,995
‫دستتو بده

566
00:39:32,995 --> 00:39:35,873
‫بیاید، دستمو بگیرید

567
00:39:55,684 --> 00:39:57,853
‫خیلی‌خب، بچه‌ها

568
00:40:01,524 --> 00:40:04,068
‫وقت رفتنـه، خانم بنسن!

569
00:40:06,946 --> 00:40:08,739
‫تونی!

570
00:40:08,739 --> 00:40:10,241
‫باشه دیگه، کافیـه!

571
00:40:10,241 --> 00:40:11,784
‫دستتو بکش!

572
00:40:11,784 --> 00:40:13,077
‫نه!

573
00:40:16,330 --> 00:40:18,165
‫درگیر نشید! الان وقتش نیست!

574
00:40:18,165 --> 00:40:19,542
‫الان وقت خوبی نیست

575
00:40:19,542 --> 00:40:21,210
‫- پس کی وقتشـه؟
‫- بعداً!

576
00:40:21,210 --> 00:40:22,586
‫هیچوقت!

577
00:40:23,504 --> 00:40:24,964
‫ولم کنید!

578
00:40:24,964 --> 00:40:26,257
‫بس کن!

579
00:40:28,384 --> 00:40:29,802
‫شا!

580
00:40:29,802 --> 00:40:31,053
‫شا!

581
00:40:43,983 --> 00:40:45,609
‫بس کن!

582
00:41:00,291 --> 00:41:02,460
‫اَنی؟

583
00:41:42,416 --> 00:41:46,420
‫اون توی یه راهروی
‫تاریک و ترسناکـه

584
00:41:58,641 --> 00:42:00,309
‫اَنی، نباید الان این بیرون باشی؟

585
00:42:05,231 --> 00:42:09,235
‫نمی‌تونم راحت باهاش ارتباط بگیرم

586
00:42:09,235 --> 00:42:12,446
‫خیلی دوره و فضای دورش سنگیـه

587
00:42:14,823 --> 00:42:16,575
‫اَنی، رفتی داخل؟

588
00:42:19,995 --> 00:42:21,622
‫منم، تیم

589
00:43:12,464 --> 00:43:14,800
‫گمش کردم! گمش کردم!

590
00:43:14,800 --> 00:43:18,178
‫وای نه، اونقدر که باید قوی نیستم!
‫شا! شا!

591
00:43:18,178 --> 00:43:21,515
‫اشکال نداره، پیداش می‌کنیم

592
00:43:23,058 --> 00:43:25,227
‫دوباره پیداش می‌کنیم
