﻿1
00:00:17,017 --> 00:00:20,020
‫آنچه گذشت...

2
00:00:20,020 --> 00:00:21,104
‫صدای چی بود؟

3
00:00:21,104 --> 00:00:23,023
‫هرازگاهی این صدا رو می‌شنویم

4
00:00:23,023 --> 00:00:25,150
‫قطعاً از بخش پشتی میاد

5
00:00:25,150 --> 00:00:28,403
‫خودم هم نمی‌تونم بگم اونجا چه‌خبره.
‫ارتباطی باهاش نداریم

6
00:00:28,403 --> 00:00:30,989
‫من فکر می‌کردم بخش‎‌ پشتی چیز خوبیه

7
00:00:30,989 --> 00:00:32,365
‫زودتر می‌ریم خونه

8
00:00:32,365 --> 00:00:34,659
‫همینطوریه... ظاهراً

9
00:00:34,659 --> 00:00:37,162
‫آی‌کیوی بالای پسر الیس

10
00:00:37,162 --> 00:00:39,956
‫می‌تونه اون رو یه مهره‌ی با ارزش بکنه

11
00:00:40,665 --> 00:00:43,668
‫نگران نباش.
‫میکروفن‌های این راهرو

12
00:00:43,668 --> 00:00:46,796
‫موقتاً دچار نقص فنی شدن

13
00:00:49,632 --> 00:00:52,802
‫فکر می‌کنم... با یه تهدید امنیتی احتمالی
‫طرفیم! اگه اجازه بدید...

14
00:00:52,802 --> 00:00:54,637
‫حرف‌های آقای استک‌هاوس

15
00:00:54,637 --> 00:00:56,514
‫درمورد شما رو باور نکردم

16
00:00:56,514 --> 00:01:01,061
‫طبیعتاً نمی‌تونم حرف‌های شما رو هم
‫درمورد اون باور کنم

17
00:01:01,061 --> 00:01:05,607
‫باعث شدن محاسباتِ خلبان به‌هم بریزه

18
00:01:05,607 --> 00:01:09,402
‫سناتور ایالت داکوتای شمالی، گوین رمزی،
‫به احتمال زیاد

19
00:01:09,402 --> 00:01:11,237
‫در پی سقوطِ ‫ یک هواپیمای کوچک، فوت شده

20
00:01:11,446 --> 00:01:13,531
‫از اون مرکز تحقیقاتی
 ‫تو جاده‌ی شماره ١٠...

21
00:01:13,531 --> 00:01:15,742
‫چی می‌دونی؟

22
00:01:15,742 --> 00:01:18,495
‫- موسسه؟
‫- این مرکز اصلاً چی هست؟

23
00:01:18,495 --> 00:01:21,247
‫توش چی کار می‌کنن؟

24
00:01:21,247 --> 00:01:24,876
‫تا اونجایی که من می‌دونم،
‫اون تو هیچ غلطی نمی‌کنن

25
00:01:26,377 --> 00:01:30,340
‫کاری که واقعاً باید بکنیم
‫استخدام یه نفوذیه

26
00:01:30,340 --> 00:01:35,220
‫وای، پسر. خیلی ناراحتـه و
‫می‌دونم که راز مهمش چیه

27
00:01:35,220 --> 00:01:39,474
‫هنوز هم دیر نشده، مورین

28
00:01:45,021 --> 00:01:46,981
‫تونستم به زمزمه وصل بشم

29
00:01:49,025 --> 00:01:51,069
‫«دیگه منو نمی‌بینید»

30
00:01:57,992 --> 00:01:59,285
‫گمش کردم

31
00:01:59,285 --> 00:02:02,956
‫اشکال نداره، پیداش می‌کنیم

32
00:03:48,102 --> 00:03:50,813
‫دوست ندارم به همچین چیزهایی فکر کنی

33
00:03:51,397 --> 00:03:53,024
‫چه چیزهایی؟

34
00:03:53,566 --> 00:03:54,525
‫خودت می‌دونی

35
00:03:54,567 --> 00:03:56,486
‫خب یه راه‌حل آسون، ایوری

36
00:03:56,486 --> 00:03:59,322
‫تو مغز کوفتی من دخالت نکن

37
00:03:59,322 --> 00:04:01,866
‫از اینجا خیلی بدم میاد

38
00:04:01,866 --> 00:04:04,285
‫باشه ببخشید، فقط با خودم گفتم

39
00:04:04,285 --> 00:04:06,204
‫باید تا الان یه خبری ازش می‌شد

40
00:04:06,204 --> 00:04:09,082
‫باشه، فقط قول بده به این فکر نکنی که
‫شاید مُرده باشه

41
00:04:09,082 --> 00:04:11,251
‫باور کن دارم همه‌ی زورم رو می‌زنم

42
00:04:13,253 --> 00:04:16,756
‫باید به‌خاطر فاصله‌مون باشه، نه؟

43
00:04:16,756 --> 00:04:18,132
‫آخه اون خیلی ازمون دوره

44
00:04:18,132 --> 00:04:20,468
‫احتمالاً‌ همینطوری طراحیش کردن

45
00:04:20,468 --> 00:04:22,845
‫- همچین چیزی رو باور نداری
‫- خب دارم زورم رو می‌زنم

46
00:04:26,808 --> 00:04:32,021
‫باشه، من...
‫به این فکر نمی‌کنم که شاید مُرده باشه

47
00:04:32,021 --> 00:04:34,065
‫خب؟ بهت قول میدم

48
00:04:37,485 --> 00:04:40,863
‫وای خدا، چقدر انگشتات چسبناکن

49
00:04:40,863 --> 00:04:42,490
‫از قاشق خوشم نمیاد

50
00:04:55,712 --> 00:04:57,213
‫سلام

51
00:04:57,213 --> 00:05:02,051
‫اسم من لوکـه و این هم ایوریـه

52
00:05:02,051 --> 00:05:04,470
‫این‌ها هم جورج و نیکی‌ان و باور کنید...

53
00:05:04,470 --> 00:05:06,139
‫آخرین دوقلوهامون کیا بودن؟

54
00:05:06,139 --> 00:05:08,141
‫سال پیش بود؟

55
00:05:08,850 --> 00:05:10,268
‫خانواده دیویدسون

56
00:05:10,268 --> 00:05:12,979
‫دیویدسون. چه حافظه‌ی خوبی

57
00:05:12,979 --> 00:05:15,815
‫دکتر هندریکس، شما قبلاً یه نظریه نداشتید که

58
00:05:15,815 --> 00:05:20,278
‫می‌گفتید دوقلوها ممکنـه بتونن
‫توانایی‌های همدیگه رو بهبود ببخشن؟

59
00:05:20,278 --> 00:05:22,822
‫مطمئنم گفته بودم این نظریه
‫ارزش مطالعات بیشتر رو داره

60
00:05:22,822 --> 00:05:25,325
‫خصوصاً تو زمینه‌ی پساتعامل

61
00:05:25,533 --> 00:05:28,328
‫یادمه گفته بودید که...

62
00:05:29,704 --> 00:05:32,957
‫این امر باعث میشه فرد پیش‌آگاهی که
‫هوش درخشانی نداره هم

63
00:05:32,957 --> 00:05:34,584
‫بتونه پیشرفت کنه

64
00:05:34,584 --> 00:05:37,128
‫مطمئنم این مورد توی خانواده‌ی دیویدسون بود

65
00:05:37,128 --> 00:05:38,254
‫در هرصورت...

66
00:05:38,254 --> 00:05:42,633
‫توافق کرده بودیم که
‫این نوع تحقیق، عملی نیست

67
00:05:43,509 --> 00:05:44,886
‫بله، همینطوره

68
00:05:47,430 --> 00:05:50,475
‫درک می‌کنم که الان خیلی
‫تعجب کردید چون راستش...

69
00:05:50,475 --> 00:05:52,226
‫ما هم این مرحله رو گذروندیم

70
00:05:52,226 --> 00:05:54,479
‫من  دستشویی کردم

71
00:05:56,564 --> 00:05:58,941
‫می‌گذره...

72
00:05:58,941 --> 00:06:00,443
‫بیشتر اوقات

73
00:06:01,986 --> 00:06:03,946
‫- اسم من گرداست
‫- من هم گرتام

74
00:06:03,946 --> 00:06:05,656
‫ما الان مُردیم؟

75
00:06:06,616 --> 00:06:08,451
‫یعنی چی؟

76
00:06:09,535 --> 00:06:12,372
‫اینجا کدوم گوریه؟
‫من تو کدوم قبرستونی‌ام؟

77
00:06:12,372 --> 00:06:13,998
‫موسسه. اسم من ایوریـه

78
00:06:13,998 --> 00:06:15,625
‫- گمشو ببینم!
‫- ولش کن!

79
00:06:15,625 --> 00:06:18,252
‫آروم باش رفیق.
‫شاید یکم گیج شده باشی اما

80
00:06:18,252 --> 00:06:19,962
‫بهتره روهمدیگه دست دراز نکنیم و

81
00:06:19,962 --> 00:06:20,922
‫توضیح بدیم که...

82
00:06:20,922 --> 00:06:22,548
‫نه، بذار ببینم چیکار می‌کنن؟

83
00:06:22,548 --> 00:06:24,258
‫اگه آسیب ببینن چی؟

84
00:06:24,258 --> 00:06:26,094
‫از این فرصت استفاده می‌کنیم تا

85
00:06:26,094 --> 00:06:28,388
‫واکنش به استرس‌شون رو بسنجیم

86
00:06:28,388 --> 00:06:30,223
‫می‌تونیم بهش بگیم ریسک حساب‌شده

87
00:06:30,223 --> 00:06:32,058
‫- شما دیگه کدوم خرایی هستید؟
‫- من نیک ویلهامم

88
00:06:32,058 --> 00:06:34,852
‫این لوک الیسـه، این جورج آیلز و

89
00:06:34,852 --> 00:06:36,604
‫این هم ایوریـه

90
00:06:36,604 --> 00:06:39,232
‫باید ازش معذرت‌خواهی کنی

91
00:06:39,232 --> 00:06:41,150
‫- چی؟
‫- ببین، همه‌مون درک می‌کنیم

92
00:06:41,150 --> 00:06:44,612
‫یادمونـه دفعه اولی که اینجا بیدار شدیم
‫چقدر ترسیده بودیم

93
00:06:44,612 --> 00:06:46,614
‫واسه همین هم سرش داد زدی دیگه؟

94
00:06:46,614 --> 00:06:47,782
‫چون ترسیدی...

95
00:06:47,782 --> 00:06:50,118
‫با این که شاید وزنش از
یه‌ پات هم کمتر باشه

96
00:06:50,118 --> 00:06:53,246
‫من نترسیدم. عذرخواهی هم نمی‌کنم

97
00:06:53,246 --> 00:06:55,039
‫این سری رو می‌کنی رئیس

98
00:06:55,039 --> 00:06:57,583
‫فقط بهش بگو که شرمنده‌ای تا

99
00:06:57,583 --> 00:07:00,002
‫ما هم تا اونجا که میشه
‫در جریان بذاریمت

100
00:07:00,002 --> 00:07:02,797
‫اگه نکنم چی میشه؟

101
00:07:03,381 --> 00:07:04,632
‫هان؟

102
00:07:04,632 --> 00:07:06,634
‫ببین، می‌دونم امروز روز اولتـه

103
00:07:08,553 --> 00:07:12,390
‫اما تجربه به من نشون داده که
‫باید خیلی زود جلوی قلدرها رو بگیری

104
00:07:12,390 --> 00:07:14,600
‫می‌خوام ببینم چطوری می‌خوای جلوم رو بگیری

105
00:07:16,436 --> 00:07:17,687
‫طوری نیست بچه‌ها.
‫من چیزم نیست

106
00:07:19,480 --> 00:07:21,065
‫معذرت‌خواهی

107
00:07:21,065 --> 00:07:24,110
‫نمی‌دونم اینجا کجاس اما من قرار نیست بمونم

108
00:07:24,110 --> 00:07:25,194
‫حالا هم گمشو نبینمت

109
00:07:25,194 --> 00:07:26,654
‫نه من جایی میرم و نه تو

110
00:07:26,654 --> 00:07:28,990
‫قراره حالا حالاها اینجا بمونی رفیق، مثل ما

111
00:07:28,990 --> 00:07:30,450
‫آخرین هشداریـه که میدم

112
00:07:30,450 --> 00:07:32,702
‫برو کنار تا شل و پلت نکردم!

113
00:07:36,622 --> 00:07:38,541
‫- میزنم دهن همتون!
‫- گوش کن!

114
00:07:38,541 --> 00:07:41,752
‫خیلی‌خب، ما مشکل تو نیستیم رفیق، باشه؟

115
00:07:41,752 --> 00:07:44,881
‫خیلی‌‌خب

116
00:07:47,675 --> 00:07:48,885
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

117
00:07:48,885 --> 00:07:50,219
‫بلند شو

118
00:07:51,804 --> 00:07:53,347
‫بکش عقب!

119
00:07:55,892 --> 00:07:57,894
‫- اینجا کجاست؟
‫- موسسه

120
00:07:57,894 --> 00:08:00,188
‫ایوری که داشت بهت می‌گفت

121
00:08:01,147 --> 00:08:03,024
‫من چطوری اومدم اینجا؟

122
00:08:03,024 --> 00:08:07,153
‫ببین، همونطور که گفتم،
‫جواب همه سوالات رو میدیم  اما

123
00:08:07,153 --> 00:08:09,739
‫باید این مسخره‌بازی‌ها رو تموم کنی

124
00:08:09,739 --> 00:08:12,241
‫چون اینجا همیجوریش هم بدبختی داریم

125
00:08:12,283 --> 00:08:13,284
‫دارم بالا میارم

126
00:08:13,284 --> 00:08:15,411
‫خیلی‌خب،‌ بیا اینجا.
‫لوک، یه کمک برسون

127
00:08:17,580 --> 00:08:19,415
‫دیگه می‌تونی بری

128
00:08:30,468 --> 00:08:33,221
‫- فکر کنم دارم بی‌هوش میشم
‫- نه، اشتباه می‌کنی

129
00:08:33,221 --> 00:08:35,723
‫هنوز هم یه معذرت‌خواهی به ایوری بدهکاری

130
00:08:37,850 --> 00:08:40,520
‫باشه حالا. ببخشید سرت داد زدم بچه

131
00:08:41,687 --> 00:08:43,022
‫هری

132
00:08:43,814 --> 00:08:47,068
‫خانم سیگسبی و دکتر هندریکس
‫مایلن ببیننت

133
00:08:47,068 --> 00:08:49,111
‫اونا دیگه کدوم خرایی‌ان؟
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

134
00:08:49,111 --> 00:08:50,821
‫اونا مسئولای اینجان

135
00:08:50,821 --> 00:08:53,366
‫صحبت با اون سلیطه‌ی اعظم خوش بگذره

136
00:08:53,366 --> 00:08:55,576
‫ببین، اون جواب همه‌ی سوالات رو میده

137
00:08:55,576 --> 00:08:57,828
‫به‌جز اون‌هایی که درواقع...
جواب‌شون رو نمیده

138
00:08:57,828 --> 00:08:59,288
‫- من هیچ‌جا نمیرم...
‫- هری

139
00:08:59,288 --> 00:09:00,831
‫یادته مربی فینلی

140
00:09:00,831 --> 00:09:04,460
‫قبل از نیمه‌نهایی مسابقات ایالتی توی
‫مونتگومری کاتولیک چی گفت؟

141
00:09:10,466 --> 00:09:11,717
‫راه بیفت

142
00:09:17,139 --> 00:09:19,934
‫تو از کجا فهمیدی داشت به فوتبال فکر می‌کنی؟

143
00:09:22,228 --> 00:09:23,437
‫تو دورآگاهی داری!

144
00:09:23,437 --> 00:09:26,274
‫هیس. صدات رو بیار پایین، خب؟

145
00:09:28,234 --> 00:09:31,028
‫اما هستی خب.
‫می‌تونم تو سرت ببینمش

146
00:09:31,028 --> 00:09:34,615
‫گفته بودم اینطوری میشه.
‫با اون آمپول‌های نقطه‌ای

147
00:09:36,242 --> 00:09:37,618
‫واسه چی بهمون نگفتی؟

148
00:09:37,618 --> 00:09:39,537
‫امیدوار بودم الکی باشه

149
00:09:39,537 --> 00:09:41,914
‫اما حالا باید یه راهی واسه
مخفی کردنش پیدا کنم

150
00:09:41,914 --> 00:09:44,333
‫اگه بفرستنت به بخش پشتی،
‫نقشه‌هامون به فنا میره

151
00:09:44,333 --> 00:09:47,712
‫آره. پس طوری ادامه میدیم که
‫انگار چیزی عوض نشده، خب؟

152
00:09:47,712 --> 00:09:49,338
‫آره، باشه

153
00:09:49,338 --> 00:09:51,215
‫- من هم دنبال شا می‌گردم
‫- باشه

154
00:09:52,675 --> 00:09:54,719
‫خب. فقط می‌خوام مطمئن شم که...

155
00:09:55,303 --> 00:09:57,388
‫البته رفیق. آره، می‌فهمم

156
00:09:57,388 --> 00:09:59,181
‫هی، مربی فینلی چی گفته بود؟

157
00:09:59,181 --> 00:10:01,183
‫«از کوره در نرو،

158
00:10:01,183 --> 00:10:03,436
‫مگه این که زمان از کوره در رفتن باشه»

159
00:10:06,856 --> 00:10:10,276
‫می‌دونم که همگی اَنی رو
خیلی بیشتر از من می‌شناختید

160
00:10:10,276 --> 00:10:12,862
‫اما اُوردوز؟ با چیزی که
من دیدم جور در نمیاد

161
00:10:12,862 --> 00:10:15,156
‫خب برای همه واضحـه که اون یه مشکلاتی داشت

162
00:10:15,156 --> 00:10:17,825
‫مطمئنم مردم به همچین
آدم‌هایی میگن «خل‌وضع»

163
00:10:17,825 --> 00:10:20,911
‫خب، دیوونگی اَنی از نظر خودش اونطوری نبود

164
00:10:20,911 --> 00:10:22,872
‫اون رو مثل ابرقدرتش می‌دید

165
00:10:22,872 --> 00:10:24,415
‫می‌خواست همه‌چیز رو حس کنه

166
00:10:24,415 --> 00:10:26,542
‫این هم می‌گفت که زمین تختـه

167
00:10:26,542 --> 00:10:28,127
‫وقتی بچه بود و توی جون‌اسپورت

168
00:10:28,127 --> 00:10:30,296
‫تو کشتی صید صدف کار می‌کرد،
‫سختی‌های زندگی رو چشید

169
00:10:30,296 --> 00:10:35,635
‫تنها سوال من اینـه که،
‫اینجا اُوردوز جور در میاد؟

170
00:10:36,010 --> 00:10:38,471
‫شما همه‌تون باهاش سر و کار داشتید

171
00:10:38,471 --> 00:10:40,222
‫تاحالا شده بود بد باشه؟

172
00:10:40,222 --> 00:10:42,308
‫تاحالا موقع دزدیدن نوشیدنی 
‫دستگیرش کردید یا...

173
00:10:42,308 --> 00:10:45,227
‫نه، نه. اما من متخصص مواد مخدر نیستم.
‫خداروشکر.

174
00:10:45,227 --> 00:10:47,938
‫اون به من گفت که مواد روانگردان

175
00:10:47,938 --> 00:10:49,732
‫اهمیت هدفش رو کم‌رنگ می‌کنن

176
00:10:49,732 --> 00:10:52,026
‫واسه همین داروی ضد روان‌پرییشی نمی‌خورد

177
00:10:52,026 --> 00:10:54,362
‫- پس چرا باید...
‫- با کمال احترام تیم...

178
00:10:54,362 --> 00:10:56,238
‫تو اَنی رو چقدر می‌شناختی؟ یه هفته؟

179
00:10:56,656 --> 00:10:57,615
‫آره

180
00:10:57,657 --> 00:10:59,241
‫اون ظاهر خوبی از خودش نشون داده اما

181
00:10:59,241 --> 00:11:01,327
‫خودت می‌دونی زندگی توی خیابون چطوریه،

182
00:11:01,327 --> 00:11:02,912
‫حتی اینجا

183
00:11:05,790 --> 00:11:07,792
‫آزمایش سم‌شناسی کی به‌ دست‌مون می‌رسه؟

184
00:11:08,084 --> 00:11:09,251
‫آزمایش سم‌شناسی؟

185
00:11:09,251 --> 00:11:10,795
‫آره

186
00:11:10,795 --> 00:11:13,297
‫گزارش سم‌شناسی بعد از مرگ

187
00:11:13,297 --> 00:11:16,550
‫این‌جور درخواست‌ها رو باید بفرستیم به
‫آزمایشگاه جرم‌شناسی ایالتی که

188
00:11:16,550 --> 00:11:18,219
‫توی آگوستاست

189
00:11:18,219 --> 00:11:20,971
‫که یعنی علاوه بر گذاشتن خرج ۳۷۰۰ دلاری رو

190
00:11:20,971 --> 00:11:24,016
‫دست این اداره که همچین پولی نداره،
‫تا حداقل ۳ هفته‌ی آینده

191
00:11:24,016 --> 00:11:27,269
‫نتایجش به دست‌مون نمی‌رسه

192
00:11:27,269 --> 00:11:29,730
‫شاید می‌تونستم این موضوع رو نادیده بگیرم

193
00:11:29,730 --> 00:11:32,733
‫شاید حتی اگه یه ذره باور داشتم که

194
00:11:32,733 --> 00:11:35,486
‫ممکنه نکته‌ی جدیدی توی مرگ اَنی پیدا کنیم

195
00:11:35,486 --> 00:11:38,364
‫اما اگه همچین زمان و پولی رو
‫روی گزارشی بذارم که

196
00:11:38,364 --> 00:11:40,157
‫خودم می‌دونم نتیجه‌ش چی میشه،

197
00:11:40,157 --> 00:11:41,826
‫هیچوقت نمی‌تونم خودم رو ببخشم

198
00:11:41,826 --> 00:11:43,452
‫این وضعیت رو دوست ندارم رئیس

199
00:11:43,452 --> 00:11:46,038
‫خب خوشبختانه من به هیچ‌جام نیست که

200
00:11:46,038 --> 00:11:48,582
‫تو چی دوست داری و چی دوست نداری

201
00:11:53,921 --> 00:11:56,632
‫می‌دونم که با توجه به سابقه‌ی خانوادگیت

202
00:11:56,632 --> 00:11:59,427
‫یه جورایی با این قضیه همزادپنداری می‌کنی

203
00:11:59,719 --> 00:12:01,595
‫...اما حرف من اینه که

204
00:12:01,595 --> 00:12:03,222
‫اما هیچ...

205
00:12:03,222 --> 00:12:05,474
‫مطلقاً هیچ‌چیزی وجود نداره

206
00:12:06,892 --> 00:12:09,895
‫می‌دونم شیفت شبانه با
ذهن آدم‌ها چیکار می‌تونه بکنه

207
00:12:09,895 --> 00:12:12,356
‫اد ویتلاک همیشه می‌گفت که

208
00:12:12,356 --> 00:12:15,401
‫موقع گشت‌نی، همه‌جور صحنه‌‌ی
ناخوشایندی رو دیده

209
00:12:16,694 --> 00:12:20,156
‫و من هم ناراحتی تو رو درک می‌کنم

210
00:12:20,156 --> 00:12:22,992
‫پس امشب رو مرخصی بگیر و
‫برو بخواب

211
00:12:23,409 --> 00:12:24,827
‫خوبم، ممنون

212
00:12:24,827 --> 00:12:26,996
‫پسر، بهت نمی‌خوره خوب باشی و
‫من هم ازت درخواست نکردم

213
00:12:26,996 --> 00:12:28,414
‫ممنون بابت نگرانی‌تون رئیس

214
00:12:28,414 --> 00:12:31,625
‫نگرانی من اینه که تو الان مامور پلیسی و
‫این حال رو داری

215
00:12:32,376 --> 00:12:35,546
‫وظیفه‌ی تو اینه که درها رو بزنی و
‫مطمئن بشی که قفلن

216
00:12:35,546 --> 00:12:38,924
‫و هرکسی هم داخلـه، صحیح و سالمـه

217
00:12:38,924 --> 00:12:41,469
‫همین. جز این چیز دیگه‌ای نیست

218
00:12:42,928 --> 00:12:44,054
‫واضحـه؟

219
00:12:44,054 --> 00:12:45,931
‫بله قربان

220
00:12:46,223 --> 00:12:48,434
‫ببخشید که وقت‌تون رو هدر دادم

221
00:13:03,657 --> 00:13:05,201
‫هی!

222
00:13:07,578 --> 00:13:08,579
‫چیه؟

223
00:13:09,038 --> 00:13:10,164
‫ببین، من معذرت می‌خوام

224
00:13:10,164 --> 00:13:13,000
‫رئیس وقتی شنید داشتی علت مرگ رو
‫می‌بردی زیر سوال، از کوره در رفت

225
00:13:13,000 --> 00:13:14,794
‫فکر کرد می‌خوای به دهاتی‌ها نشون بدی که

226
00:13:14,794 --> 00:13:16,921
‫پلیس‌های شهری چی‌کار بلدن

227
00:13:16,921 --> 00:13:19,965
‫گفتم اگه درمورد رابطه‌ی احساسیت با
‫پرونده خبردار بشه،

228
00:13:20,466 --> 00:13:22,843
‫آروم میشه

229
00:13:25,221 --> 00:13:28,098
‫گفتن این ماجرا به خودت مربوط بود و
‫من شرمندم

230
00:13:29,517 --> 00:13:33,270
‫اون اُوردوز نکرد، خب؟ نکرد

231
00:13:35,189 --> 00:13:36,941
‫من تاحالا ندیده بودم نوشیدنی بخوره

232
00:13:40,027 --> 00:13:41,821
‫راستش چادرش هنوز سر جاشه

233
00:13:41,821 --> 00:13:43,948
‫از شهداری دارن میان که ببرنش اما

234
00:13:43,948 --> 00:13:46,367
‫تا فردا نمی‌رسن اینجا

235
00:13:48,244 --> 00:13:49,620
‫ممنون

236
00:13:50,329 --> 00:13:52,248
‫بابت چی؟

237
00:14:05,427 --> 00:14:07,388
‫شب‌بخیر خانم سیگسبی

238
00:14:12,977 --> 00:14:14,061
‫شروع کن

239
00:14:14,061 --> 00:14:17,523
‫الیس رو بیار. طبقه‌ی بی می‌بینمت

240
00:14:17,523 --> 00:14:19,400
‫مفهومـه

241
00:14:47,011 --> 00:14:49,013
« احتیاط »
« محفظه رویا درحال استفاده می‌باشد »

242
00:14:59,481 --> 00:15:02,526
‫خوش اومدی لوک

243
00:15:02,526 --> 00:15:06,322
‫این قلب تپنده‌ی کاریـه که اینجا می‌کنیم

244
00:15:06,322 --> 00:15:08,991
‫دلیل اینجا بودنتـه

245
00:15:08,991 --> 00:15:11,577
‫باید هیجان‌زده باشی

246
00:15:11,577 --> 00:15:13,621
‫هستم، چه‌جورم

247
00:15:15,122 --> 00:15:17,541
‫فکر می‌کردم محفظه رویا قرار بود آخریش باشه

248
00:15:17,541 --> 00:15:19,710
‫واقعاً همچین فکری می‌کردی آقا زرنگه؟

249
00:15:20,210 --> 00:15:22,963
‫اما این یعنی تو همه‌چی رو نمی‌دونی

250
00:15:23,589 --> 00:15:26,258
‫بعضی‌اوقات توی یه موارد خاصی،
‫یه تغییراتی اعمال می‌کنیم،

251
00:15:26,258 --> 00:15:27,676
‫همه رو گوش به زنگ نگه می‌داریم

252
00:15:27,676 --> 00:15:29,553
‫درستـه. پس یه مورد خاصم؟

253
00:15:29,553 --> 00:15:30,888
‫نه، برای من نیستی

254
00:15:33,349 --> 00:15:36,143
‫مثل یه روز جمع‌آوری زباله بهش نگاه کن

255
00:15:36,143 --> 00:15:38,687
‫چندتا تصویر نشونت میدیم که

256
00:15:38,687 --> 00:15:40,189
‫بهت کمک می‌کنه تا...

257
00:15:40,189 --> 00:15:42,191
‫...خونه‌ رو تمیز کنی

258
00:15:42,191 --> 00:15:46,195
‫شاید متوجه شده باشی که درد جسمانی

259
00:15:46,195 --> 00:15:49,615
‫قدرت ذهنی رو فعال و تقویت می‌کنه

260
00:15:49,615 --> 00:15:51,617
‫مشکل ما اینه که برای پیوستن به زمزمه،

261
00:15:51,617 --> 00:15:53,994
‫باید از بدنت جدا بشی که

262
00:15:53,994 --> 00:15:56,664
‫این باعث میشه درد جسمانی زیان‌بخش هم باشه

263
00:15:56,664 --> 00:15:59,249
‫راه‌حل چیه؟ درد ذهنی

264
00:15:59,708 --> 00:16:01,460
‫این رو درنظر بگیر لوک

265
00:16:01,460 --> 00:16:03,921
‫به‌محض این که به زمزمه متصل شدی،

266
00:16:03,921 --> 00:16:06,256
‫تموم دردهات متوقف میشن

267
00:16:07,758 --> 00:16:09,885
‫این هم از این. خیلی‌خب

268
00:16:09,885 --> 00:16:11,178
‫خیلی‌خب

269
00:16:16,725 --> 00:16:18,978
‫- دیگه آمپول نزن. بسه
‫- هیس

270
00:16:18,978 --> 00:16:21,146
‫درد این یکی رو اصلاً حس نمی کنی

271
00:17:29,840 --> 00:17:31,675
‫تو رو خدا قطعش کن!
‫تو رو خدا!

272
00:17:50,360 --> 00:17:53,781
‫می‌دونی که درمورد دره‌ها چی میگن دیگه؟

273
00:17:53,781 --> 00:17:58,368
‫بهش که نگاه کنی، اون هم به تو نگاه می‌کنه

274
00:18:00,079 --> 00:18:02,289
‫مغز تو یه موهبتـه

275
00:18:02,289 --> 00:18:04,708
‫مغز تو و...

276
00:18:04,708 --> 00:18:07,336
‫توانایی‌هاش یه موهبتـه

277
00:18:45,624 --> 00:18:48,836
‫« غرق شدن نوجوانان، فصلی تازه در
‫تاریخچه‌ی مرگبار صخره‌های پلکانی سرخ »

278
00:19:27,207 --> 00:19:28,250
‫برو پی کارت!

279
00:19:28,250 --> 00:19:31,044
‫لوک! منم، ایوری!

280
00:19:31,044 --> 00:19:33,338
‫ایوری، میشه فردا حرف بزنیم؟

281
00:19:33,338 --> 00:19:34,631
‫تازه تو محفظه بودم

282
00:19:34,631 --> 00:19:36,758
‫پیداش کردم. کالیشا رو پیدا کردم

283
00:19:36,758 --> 00:19:40,053
‫چی؟ چی؟ منظورت چیه که پیداش کردی؟

284
00:19:40,053 --> 00:19:42,014
‫یعنی صداش رو می‌شنوی؟
‫همین حالا؟

285
00:19:42,014 --> 00:19:44,183
‫می‌تونم ببینمش. می‌خوای نشونت بدم؟

286
00:19:45,309 --> 00:19:48,437
‫- یعنی چی؟
‫- فکر کنم بتونم

287
00:19:48,437 --> 00:19:51,857
‫آمپول‌هایی که بهم زدن
خیلی حواسم رو قوی‌تر کردن

288
00:19:52,357 --> 00:19:55,068
‫نگران نباش. دستام رو شستم

289
00:19:59,948 --> 00:20:01,617
‫ولش نکن

290
00:20:34,107 --> 00:20:36,109
‫جواب داد

291
00:20:40,614 --> 00:20:42,741
‫واقعاً اومدی

292
00:20:42,741 --> 00:20:44,868
‫آره، به‌گمونم اومدم

293
00:20:47,829 --> 00:20:50,832
‫وای خدا، چقدر خوبـه...

294
00:20:50,832 --> 00:20:52,709
‫واقعاً‌ خیالم راحت شد

295
00:20:52,709 --> 00:20:55,587
‫می‌دونم. خیال من هم همینطور

296
00:20:55,963 --> 00:20:59,800
‫ببینید، نمی‌دونم چقدر وقت دارم
‫اینجا پیش‌تون باشم اما...

297
00:20:59,800 --> 00:21:04,930
‫آره خب، ایوری به بدبختی تونست پیدات کنه

298
00:21:04,930 --> 00:21:06,598
‫آره

299
00:21:06,932 --> 00:21:09,893
‫فکر کنم از وقتی اومدم اینجا،
‫یکم گیج شدم

300
00:21:09,893 --> 00:21:14,314
‫اصلاً هرکسی که اینجاست یکم گیجه

301
00:21:14,314 --> 00:21:16,900
‫اما اولین تفاوت واضحش اینه که

302
00:21:16,900 --> 00:21:20,320
‫می‌تونیم از این سرهمی‌های
به‌شدت جذاب بپوشیم

303
00:21:22,489 --> 00:21:24,908
‫به‌نظرت واسه اینه که دارن
‫لباس‌هامون رو می‌شورت تا

304
00:21:24,908 --> 00:21:26,994
‫بتونیم تو راه خونه بپوشیم‌شون؟

305
00:21:29,162 --> 00:21:30,539
‫ممکنه

306
00:21:30,539 --> 00:21:33,959
‫آره، چون لباس فرم باعث همدلی میشه

307
00:21:34,167 --> 00:21:37,004
‫واسه همین بین‌ فاشیست‌ها و...

308
00:21:37,004 --> 00:21:38,922
‫کمونیست‌ها خیلی محبوبه

309
00:21:40,882 --> 00:21:44,177
‫- این سروصدا دیگه چیه؟
‫- وایسا ببینم، تو هم می‌شنویش؟

310
00:21:44,177 --> 00:21:46,638
‫کاش نمی‌شنیدم

311
00:21:46,638 --> 00:21:49,766
‫- لوک، تو هم می‌شنوی؟
‫- اصلاً

312
00:21:49,766 --> 00:21:52,394
‫همم، خوش به حالت. راستش وقتی میارنت اینجا

313
00:21:52,394 --> 00:21:55,564
‫تقریباً تنها چیزیـه که می‌تونی بشنوی

314
00:21:55,564 --> 00:21:57,607
‫فکر می‌کنم حتی نگهبان‌ها هم می‌شنون

315
00:21:59,192 --> 00:22:01,945
‫می‌دونم این شاید اینجا رو بد جلوه بده اما

316
00:22:02,070 --> 00:22:04,323
‫راستش از خیلی جهات

317
00:22:04,323 --> 00:22:05,949
‫قسمت پشتی خیلی از قسمت جلویی بهتره

318
00:22:05,949 --> 00:22:08,744
‫دیگه خبری از سکه‌ها نیست، برای همین...

319
00:22:08,744 --> 00:22:12,706
‫آب‌نبات، نوشیدنی و سیگار همش مجانیـه

320
00:22:12,706 --> 00:22:16,376
‫دیگه خبری از آزمایش و مخزن شناور و

321
00:22:16,376 --> 00:22:18,086
‫اون محفظه رویای کوفتی نیست!

322
00:22:18,086 --> 00:22:21,340
‫آره، تقریباً تنها کارشون اینه که ما رو
‫واسه «شب‌های فیلم دیدن» جمع کنن،

323
00:22:21,340 --> 00:22:23,383
‫البته این اسمیـه که اونا روش گذاشتن

324
00:22:23,383 --> 00:22:26,720
‫بیشتر حس چیز به آدم میده...

325
00:22:26,720 --> 00:22:30,223
‫اون بازی‌های توییچ رو دیدی که
‫مردهای گنده بازیش می‌کنن...

326
00:22:30,223 --> 00:22:33,435
‫مثل «سرباز» یا همچین چیزیه؟

327
00:22:33,435 --> 00:22:34,936
‫بازی‌های تیراندازی اول‌شخص؟

328
00:22:35,479 --> 00:22:38,523
‫آره، فرقش اینه که تیراندازی نمی‌کنی و
‫فقط زندگی می‌کنی

329
00:22:38,523 --> 00:22:40,901
‫زندگی؟

330
00:22:41,610 --> 00:22:45,322
‫دیشب داشتیم مسواک می‌زدیم،
‫بعدش رانندگی کردیم

331
00:22:45,322 --> 00:22:47,616
‫بعدش هم داشیتم کارهای دکتری می‌کردیم

332
00:22:47,616 --> 00:22:49,659
‫مثلاً مریض‌ها رو معاینه می‌کردیم،

333
00:22:49,659 --> 00:22:52,871
‫بهشون آمپول می‌زدیم و از اینجور کارها

334
00:22:52,871 --> 00:22:55,499
‫و تموم این مدت داشتید
‫پرده رو نگاه می‌کردید؟

335
00:22:55,499 --> 00:22:57,167
‫نه

336
00:22:58,710 --> 00:23:01,630
‫راستش، فیلم رو پرده

337
00:23:01,630 --> 00:23:03,965
‫داشت از ته سالن امتحان پخش می‌شد

338
00:23:04,883 --> 00:23:06,593
‫مثل یه‌جور دوربین بود که

339
00:23:06,593 --> 00:23:08,595
‫داشت از داخل لباس یه‌نفر فیلم می‌گرفت

340
00:23:09,388 --> 00:23:10,972
‫وقتی چشمام رو بستم

341
00:23:10,972 --> 00:23:13,266
‫فقط می‌تونستم همه‌چیز رو از نگاه دکتر ببینم

342
00:23:18,814 --> 00:23:21,024
‫سلام. آیریس؟

343
00:23:25,654 --> 00:23:27,614
‫سلام شا

344
00:23:29,699 --> 00:23:33,036
‫- کی کنارت وایساده؟
‫- منظورت چیه؟

345
00:23:40,919 --> 00:23:44,047
‫ببخشید

346
00:23:44,047 --> 00:23:45,882
‫- فقط خسته‌م
‫- طوری نیست

347
00:23:45,882 --> 00:23:48,468
‫بعداً می‌بینمت

348
00:24:02,190 --> 00:24:04,192
‫مغزش ایراد پیدا کرده،

349
00:24:04,192 --> 00:24:06,361
‫بدجوری هم ایراد پیدا کرده

350
00:24:06,945 --> 00:24:08,905
‫شب‌های فیلم دیدن تاثیر بدی می‌ذارن

351
00:24:09,322 --> 00:24:10,866
‫اولش حس خوبی به آدم میدن

352
00:24:10,866 --> 00:24:13,827
‫مطمئنم همینطوری تونستم با
‫شما ارتباط برقرار کنم اما...

353
00:24:13,827 --> 00:24:14,953
‫سردردش...

354
00:24:14,953 --> 00:24:18,874
‫هردفعه هی بدتر میشه و

355
00:24:18,874 --> 00:24:23,378
‫فکر می‌کنم آیریس سردردهای بدی رو تجربه کرده

356
00:24:23,378 --> 00:24:25,630
‫قراره به‌زودی منتقلش کنن

357
00:24:25,630 --> 00:24:27,340
‫چی؟ یعنی... می‌فرستنش خونه؟

358
00:24:29,217 --> 00:24:31,511
« بازپروری »

359
00:24:31,553 --> 00:24:34,139
‫اول یه شب آتیش‌بازی رو بهش میدن و

360
00:24:34,139 --> 00:24:36,975
‫بعدش هم منتقلش می‌کنن به بخش «بازپروری»

361
00:24:37,601 --> 00:24:39,936
‫زمزمه از همونجا داره میاد

362
00:24:39,936 --> 00:24:41,730
‫آره، دقیقاً

363
00:24:42,230 --> 00:24:44,149
‫فکر کنم حتی من هم دارم می‌شنومش

364
00:24:45,400 --> 00:24:47,861
‫ایوری،‌ می‌تونی ببینی چی پشت اون دره؟

365
00:24:47,861 --> 00:24:49,404
‫نه، دلم نمی‌خواد

366
00:24:49,404 --> 00:24:51,364
‫ایوری، باید بفهمیم

367
00:24:51,364 --> 00:24:53,033
‫نه! نه!

368
00:25:01,458 --> 00:25:03,126
‫بستنی

369
00:25:37,285 --> 00:25:39,871
‫یعنی تو قسمت پشتی
هیچ محفظه رویایی نیست؟ کلاً؟

370
00:25:41,706 --> 00:25:43,166
‫نه، اینطور می‌گفت

371
00:25:43,166 --> 00:25:45,961
‫همم. پس اسم من رو همین حالا ثبت کنید

372
00:25:45,961 --> 00:25:49,172
‫مگه نشنیدی که می‌گفت آیریس تو
‫ظرف غذای کوفتیش خاکستر می‌ریخته؟

373
00:25:49,172 --> 00:25:52,509
‫خیلی‌خب، اونجا بودن رو آدم
‫تاثیر بذاری می‌ذاره، خب که چی؟

374
00:25:52,509 --> 00:25:54,302
‫می‌فرستنت بخش بازیابی و
‫بعد هم میری خونه

375
00:25:54,302 --> 00:25:57,055
‫وای، انگار بدجوری اصرار داری که

376
00:25:57,055 --> 00:25:58,515
‫مزخرفات‌شون رو باور کنی

377
00:25:58,515 --> 00:26:00,058
‫تو هم باهوشی و همه‌چی رو می‌دونی

378
00:26:00,058 --> 00:26:02,102
‫لوک می‌تونه همه‌چیز رو ببینه

379
00:26:02,102 --> 00:26:03,645
‫مگه نه؟ اون خبر داره

380
00:26:04,604 --> 00:26:05,689
‫آره جورجی

381
00:26:05,689 --> 00:26:07,941
‫هم‌خونه‌ی نابغه‌مون با کی موافقه؟

382
00:26:07,941 --> 00:26:09,234
‫خیلی‌خب

383
00:26:11,403 --> 00:26:14,447
‫واقعاً فکر می‌کنی که هیچ‌جوره
نمیشه بهشون اعتماد کرد؟

384
00:26:14,739 --> 00:26:16,074
‫به‌نظرم هنوز مشخص نیست

385
00:26:16,074 --> 00:26:17,784
‫- زر مفتـه
‫- خب، اگه موقع فرار از اینجا

386
00:26:17,784 --> 00:26:20,078
‫گیر بیفتی که همه‌چی میره رو هوا

387
00:26:20,078 --> 00:26:22,163
‫باید ببینیم چی پشت اون دره

388
00:26:25,625 --> 00:26:28,461
‫عجیب نیست که این‌قدر زود صمیمی شدن؟

389
00:26:28,461 --> 00:26:30,297
‫این هم یه مدرک موثق‌تر برای

390
00:26:30,297 --> 00:26:33,466
‫اثبات نظریه‌‌ی روابط موسسه‌ی جورج آیلزه

391
00:26:33,508 --> 00:26:36,928
‫خب، فقط امیدوارم بهشون دست‌درازی نکنه

392
00:26:38,680 --> 00:26:41,266
‫چیه؟ مامان‌بزرگ‌های شما مجبورتون نکردن
‫برنامه‌ی «دیتلاین» ببینید؟

393
00:26:41,975 --> 00:26:43,560
‫من اصلاً نمی‌دونم مامان‌بزرگ‌هام کی‌ان

394
00:26:43,685 --> 00:26:44,811
‫بابابزرگ‌هام هم نمی‌شناسم

395
00:26:47,522 --> 00:26:48,607
‫ایوز؟

396
00:26:51,234 --> 00:26:54,070
‫می‌تونی بفهمی نظرِ هری
‫درمورد دوقلوها چیـه؟

397
00:26:56,781 --> 00:26:59,284
‫مراقب باش

398
00:26:59,284 --> 00:27:01,745
‫هری تو خونه چندتا سگِ
‫ کاکر اسپانیل داشته

399
00:27:01,745 --> 00:27:03,580
‫درواقع سگای مامانش بودن

400
00:27:03,580 --> 00:27:06,750
‫بگذریم. این دخترا واسه‌ش...

401
00:27:06,750 --> 00:27:08,793
‫جای سگا رو گرفتن. آره

402
00:27:08,793 --> 00:27:10,962
‫نمی‌دونم هری با
‫ سگاش، چطوری بوده

403
00:27:10,962 --> 00:27:13,673
‫این دختر کوچولوها که
‫ اونو تو مشتشون گرفتن

404
00:27:16,134 --> 00:27:18,053
‫« رعدوبرق که زد، پناه بگیر »

405
00:27:18,053 --> 00:27:21,222
‫بریم که الان موش آبکشیده می‌شیم

406
00:27:21,222 --> 00:27:24,893
‫دو کلمه باهات حرف دارم، لوک

407
00:27:26,895 --> 00:27:29,064
‫با خودت تنها

408
00:27:29,064 --> 00:27:31,358
‫همه‌چیز خوبـه.
‫چیزی نیست.

409
00:27:45,121 --> 00:27:47,791
‫بهتر نیست بریم تو
‫دفترت حرف بزنیم؟

410
00:27:47,791 --> 00:27:52,253
‫آخه بارون گرفت،
‫ الان شدید ‌میشه

411
00:27:52,253 --> 00:27:54,923
‫نگو که از خیس شدن می‌ترسی

412
00:27:56,591 --> 00:27:58,176
‫می‌دونی، فکر کنم
‫یه‌جا خوندم که

413
00:27:58,176 --> 00:28:00,095
‫سیگار واسه سلامتی مضره،
‫مریض می‌شی

414
00:28:02,681 --> 00:28:04,474
‫مریض بودن هم عالمی داره

415
00:28:08,395 --> 00:28:10,522
‫متأسفانه یه مشکلی
‫ واسمون پیش اومده

416
00:28:12,273 --> 00:28:16,820
‫بعضی از نتایج آزمایش‌ها

417
00:28:16,820 --> 00:28:19,864
‫با پیشرفتی که داری
‫ همخونی ندارن

418
00:28:19,864 --> 00:28:22,575
‫به نظرت مشکل از کجاست؟

419
00:28:22,575 --> 00:28:24,244
‫دودِ سیگارت داره بوی
‫نم بارونو خراب می‌کنه

420
00:28:24,244 --> 00:28:26,454
‫گفتی نم بارون؟

421
00:28:26,454 --> 00:28:29,207
‫پس بگو چرا انقدر نتیجه‌ی
‫ آزمایشت خوب بوده

422
00:28:31,876 --> 00:28:33,461
‫یه بار یه شطرنج‌باز
‫ تو یه مصاحبه

423
00:28:33,461 --> 00:28:36,798
‫درست یادم نیست،
‫گمون کنم جاش ویتکینز بود

424
00:28:36,798 --> 00:28:40,135
‫هرکی، مهم نیست. گفته بود اولین
‫ چیزی که می‌خواد از حریفش بدونه،

425
00:28:40,135 --> 00:28:42,512
‫اینـه که اگه یهو بارون بگیره

426
00:28:42,512 --> 00:28:45,223
‫چیکار می‌کنه

427
00:28:45,223 --> 00:28:47,976
‫اگه حریفش می‌گفت
‫ میره پناه می‌گیره،

428
00:28:47,976 --> 00:28:50,979
‫بازی رو پرتنش و
‫ دیوونه‌وار پیش می‌برد

429
00:28:50,979 --> 00:28:53,481
‫این‌جوری، باختِ حریفش
‫ تضمینی بود

430
00:28:53,481 --> 00:28:55,775
‫من عاشق بارونم

431
00:28:55,775 --> 00:28:58,361
‫آره. بعد ببین،

432
00:28:58,361 --> 00:29:01,281
‫اگه حریفش می‌گفت
‫ زیر بارون می‌مونه

433
00:29:01,281 --> 00:29:03,450
‫می‌فهمید که حریفش از
‫ تنش خوشش میاد

434
00:29:03,450 --> 00:29:06,161
‫و بازی رو محتاطانه و
‫کنترل شده پیش می‌برد

435
00:29:06,161 --> 00:29:10,123
‫تا زمانی که صبر طرفِ مقابل
‫ تموم شـه و ببازه

436
00:29:10,123 --> 00:29:12,250
‫جواب سؤالمو ندادیا

437
00:29:12,250 --> 00:29:13,752
‫که چرا نتایج آزمایشم،

438
00:29:13,752 --> 00:29:15,462
‫اون طوری که تو می‌خوای نیستن؟

439
00:29:15,462 --> 00:29:18,506
‫نمی‌دونم، شاید بخاطر این‌که
‫این آزمایشا مزخرفه 

440
00:29:18,506 --> 00:29:20,675
‫درست مثل مکانشون،
‫و خیلی معذرت می‌خوام

441
00:29:20,675 --> 00:29:22,635
‫درست عین خودت

442
00:29:24,888 --> 00:29:26,431
‫- من دشمنت نیستم، لوک
‫- عـه؟

443
00:29:26,431 --> 00:29:29,142
‫پس کیـه؟

444
00:29:29,142 --> 00:29:32,687
‫دکتر هندریکس دیشب تورو
‫برد به محفظه رویا

445
00:29:32,687 --> 00:29:34,981
‫این جمله‌ت خبری بود یا سؤالی؟

446
00:29:39,235 --> 00:29:41,988
‫فکر می‌کردم دکتر هندریکس
‫ همه‌چیزو می‌ذاره کف دستت

447
00:29:41,988 --> 00:29:43,990
‫درست فکر کردی

448
00:29:43,990 --> 00:29:48,077
‫احتمالاً متوجه شدی که توی اتاقِ
‫ آزمایشات، هیچ دوربینی کار نذاشتم

449
00:29:48,077 --> 00:29:49,788
‫خیلی هوشمندانه‌ست

450
00:29:49,788 --> 00:29:51,831
‫حتماً بخاطر اینـه که نمی‌خوای
‫فیلمی از اتفاقاتِ اون اتاق

451
00:29:51,831 --> 00:29:54,000
‫توی دادگاه جرایم جنگیت پخش بشه

452
00:29:54,000 --> 00:29:57,962
‫وقتی اون‌جا دوربینی نیست، یعنی باید
‫ به گفته‌های کارکنانم اعتماد کنم

453
00:30:00,715 --> 00:30:02,967
‫در حال حاضر که بعید می‌دونم

454
00:30:02,967 --> 00:30:05,804
‫اونقدر بهشون اعتماد داشته باشی

455
00:30:08,973 --> 00:30:11,434
‫چرا هندریکس باید پشتت حرف بزنه؟

456
00:30:13,144 --> 00:30:15,438
‫نکنه می‌خواد پیش بقیه خرابت کنه؟

457
00:30:15,438 --> 00:30:17,857
‫یا جایگزینت کنه

458
00:30:19,984 --> 00:30:22,111
‫اصلاً چرا این‌جا زیر بارون نشستیم

459
00:30:22,111 --> 00:30:25,406
‫و درباره همچین چیزی حرف می‌زنیم؟

460
00:30:25,406 --> 00:30:30,036
‫بخاطر این‌که تو دفترت
‫ صدامون شنود میشه؟

461
00:30:31,996 --> 00:30:33,540
‫تو فکر می‌کنی استک‌هاوس هم
‫ برعلیه‌ت کار می‌کنه

462
00:30:38,711 --> 00:30:40,421
‫انقدر با من نجنگ، لوک

463
00:30:40,421 --> 00:30:42,382
‫چرا؟ چون میگی دشمنم نیستی؟

464
00:30:42,382 --> 00:30:44,092
‫نه

465
00:30:44,092 --> 00:30:46,803
‫بخاطر این‌که نمی‌تونی منو بِبَری

466
00:31:13,746 --> 00:31:16,249
‫-سلام
‫- سلام

467
00:31:16,249 --> 00:31:18,835
‫امیدوارم از این‌که سرزده
‫ اومدم ناراحت نشی

468
00:31:20,003 --> 00:31:22,380
‫چرا ناراحت بشم؟

469
00:31:22,380 --> 00:31:24,048
‫بیا تو

470
00:31:33,725 --> 00:31:34,976
‫چش شده؟

471
00:31:34,976 --> 00:31:37,437
‫صدف گندیده خورده

472
00:31:37,437 --> 00:31:39,397
‫الان واقعاً حوصله اینارو ندارم

473
00:31:39,397 --> 00:31:40,648
‫تونی، اون حالش بده

474
00:31:40,648 --> 00:31:43,192
‫تازه فهمیدی، دکتر؟

475
00:31:43,192 --> 00:31:46,029
‫عوارض آمپولا رو
‫هرکس متفاوتـه

476
00:31:46,029 --> 00:31:48,197
‫گندت بزنن!

477
00:31:48,197 --> 00:31:49,782
‫دیدی؟ باید ببریش پیش دکتر

478
00:31:49,782 --> 00:31:52,952
‫تو هم باید یاد بگیری تو
‫کارِ بقیه دخالت نکنی

479
00:31:52,952 --> 00:31:54,996
‫یکیو بفرستید این‌جارو تمیز کنه

480
00:31:54,996 --> 00:31:56,581
‫راهروی جنوبی
‫تو شرق ساختمون

481
00:31:57,790 --> 00:32:00,084
‫نکنه توی نابغه
‫ می‌خوای تمیزش کنی

482
00:32:01,377 --> 00:32:03,421
‫پاشو!

483
00:32:03,421 --> 00:32:04,964
‫هری

484
00:32:06,716 --> 00:32:07,800
‫بس کن

485
00:32:24,525 --> 00:32:27,403
‫نمی‌خواد پیش من بمونی، لوک

486
00:32:27,403 --> 00:32:29,405
‫می‌دونم این آزمایشا
‫چقدر برای بچه‌ها سختـه

487
00:32:29,405 --> 00:32:31,407
‫نمی‌خواد تظاهر کنی شوکه شدی

488
00:32:33,368 --> 00:32:34,369
‫لوک

489
00:32:34,369 --> 00:32:36,120
‫تو می‌دونی دارن این‌جا چیکار می‌کنن

490
00:33:05,483 --> 00:33:09,654
‫اگه خواستی حرفی بزنی که اونا نباید بشنون

491
00:33:09,654 --> 00:33:12,240
‫بیا این‌جا، کنار ماشین یخ‌ساز

492
00:33:12,240 --> 00:33:14,033
‫یا برو تو زمین بازی

493
00:33:14,033 --> 00:33:16,786
‫هرجایی جز این‌جاها صدات شنود میشه

494
00:33:16,786 --> 00:33:18,997
‫زیاد نمی‌تونیم حرف بزنیم

495
00:33:23,876 --> 00:33:26,212
‫هیچوقت نمی‌فهمی کی
‫ پشت دوربینا نشسته

496
00:33:26,212 --> 00:33:29,674
‫تنها کسی که یه‌کم از این‌کارا
‫ شرمش می‌گیره تویی، مورین

497
00:33:29,674 --> 00:33:31,634
‫فقط تو اینجوریی

498
00:33:33,678 --> 00:33:35,304
‫از من چی می‌خوای؟

499
00:33:35,304 --> 00:33:37,348
‫چرا لوشون نمیدی؟

500
00:33:37,348 --> 00:33:39,559
‫به کی لوشون بدم؟

501
00:33:39,559 --> 00:33:42,520
‫نمی‌دونی چه کارهایی از دستشون برمیاد

502
00:33:50,194 --> 00:33:51,946
‫اسمش چی بود؟

503
00:33:54,657 --> 00:33:56,242
‫پسرتو میگم

504
00:33:56,242 --> 00:33:58,494
‫اسم پسرت چی بود؟

505
00:34:02,582 --> 00:34:04,042
‫جیکوب

506
00:34:06,169 --> 00:34:08,796
‫اما می‌گفت جیک صداش کنن

507
00:34:08,796 --> 00:34:12,216
‫چون جیکوب اسم آدم بزرگ‌هاست

508
00:34:12,216 --> 00:34:13,801
‫و...

509
00:34:15,344 --> 00:34:16,888
‫اون یه بچه بود

510
00:34:16,888 --> 00:34:18,556
‫آره

511
00:34:18,556 --> 00:34:20,558
‫عین من

512
00:34:20,558 --> 00:34:24,562
‫یه بچه.
‫همه‌ی ما این‌جا یه بچه‌ایم

513
00:34:26,022 --> 00:34:27,774
‫کاری از من ساخته نیست

514
00:34:27,774 --> 00:34:29,859
‫ببین. من جیک نیستم

515
00:34:29,859 --> 00:34:32,779
‫خودم می‌دونم،
‫ولی ببین...

516
00:34:35,490 --> 00:34:37,325
‫می‌تونم باشم

517
00:34:39,243 --> 00:34:41,954
‫بقیه هم می‌تونن

518
00:34:41,954 --> 00:34:44,248
‫من نمی‌تونم کاری بکنم

519
00:34:45,750 --> 00:34:48,294
‫من فقط یه سرایدارم

520
00:34:49,879 --> 00:34:51,964
‫تو از چیزی که تصور می‌کنی
‫ قوی‌تری، مورین

521
00:35:03,643 --> 00:35:05,353
‫مردم میرن خونه یه نفر
‫ واسه‌ش  نوشیدنی ‌میبرن

522
00:35:05,353 --> 00:35:07,480
‫ولی مثل این‌که
‫ سلیقه‌ات مثل خودمـه

523
00:35:07,480 --> 00:35:09,232
‫تازه اکثراً یه بطری پُر
‫ با خودشون می‌برن

524
00:35:09,232 --> 00:35:11,567
‫ولی مهم نیتـه دیگه

525
00:35:11,567 --> 00:35:13,027
‫اینو توی چادر اَنی پیدا کردم

526
00:35:13,027 --> 00:35:15,113
‫حداقل بنده‌خدا با آرامش مرد

527
00:35:15,113 --> 00:35:17,782
‫- یه لطفی بکن
‫- تا ببینم چی باشه

528
00:35:17,782 --> 00:35:20,451
‫بیا دقیق نگاش کن

529
00:35:20,451 --> 00:35:23,371
‫ببین چیزی دستگیرت میشه یا نه

530
00:35:25,998 --> 00:35:27,291
‫١١.٩٩ دلار

531
00:35:27,291 --> 00:35:29,335
‫اَنی جنسای خوبی می‌خورده‌ها

532
00:35:29,335 --> 00:35:34,257
‫تو خیلی وقتـه اَنی رو می‌شناسی،
‫حداقل بیشتر از من...

533
00:35:37,468 --> 00:35:39,470
‫ولی تاحالا دیدی رژلب...

534
00:35:39,470 --> 00:35:42,390
‫رژلب نزده باشه

535
00:35:42,390 --> 00:35:44,851
‫فکر نکنم.
‫همیشه رژلب زده بود

536
00:35:44,851 --> 00:35:46,894
‫آره، خب اگه دلیل این‌که جای
‫ رژلب روی بطری نیست

537
00:35:46,894 --> 00:35:50,189
‫این باشه که بطری اصلاً
‫ به لبش نخورده، چی؟

538
00:35:50,189 --> 00:35:52,942
‫اگه مثلاً... نمی‌دونم...

539
00:35:52,942 --> 00:35:55,069
‫اگه کسی مشروبو ریخته
‫ باشه تو حلقش چی؟

540
00:35:55,069 --> 00:35:57,613
‫خودت با گفتنش خنده‌ت نگرفت؟

541
00:35:57,613 --> 00:35:59,157
‫- نه
‫- کی همچین کاری می‌کنه؟ اصلاً چرا؟

542
00:35:59,157 --> 00:36:01,242
‫برای این‌که بدون
‫ جلب توجه، ساکتش کنه

543
00:36:01,242 --> 00:36:02,869
‫واسه چی ساکتش کنه؟

544
00:36:02,869 --> 00:36:04,328
‫ناسا اومده کُشتتش چون

545
00:36:04,328 --> 00:36:06,122
‫از جزئیات فرودشون
‫ روی ماه خبر داشته؟

546
00:36:06,122 --> 00:36:09,333
‫اون سناتور رو می‌شناسی؟
‫همینی که هواپیماش سقوط کرد

547
00:36:09,333 --> 00:36:11,377
‫آره. رمزی، داکوتای‌ شمالی.
‫بابام می‌گفت آدم جالبیـه

548
00:36:11,377 --> 00:36:12,920
‫آره، خب

549
00:36:12,920 --> 00:36:17,592
‫قبل از این‌که تو تلویزیون
‫اعلامش کنن، اَنی به من گفته بود

550
00:36:18,759 --> 00:36:19,844
‫بیخیال بابا

551
00:36:29,187 --> 00:36:32,190
‫درمورد فاجعه پلکان سرخـه؟

552
00:36:32,190 --> 00:36:35,193
‫این نقشه‌ایـه که
‫اَنی از اون منطقه کشیده

553
00:36:36,652 --> 00:36:38,196
‫یه‌کم فکر کن

554
00:36:38,196 --> 00:36:40,364
‫تو اون زمان این‌جا بودی.
‫چیزی ازش یادت نمیاد؟

555
00:36:53,252 --> 00:36:54,754
‫برو صفحه سه

556
00:37:00,092 --> 00:37:02,303
‫پس تو اونارو می‌شناختی

557
00:37:02,303 --> 00:37:03,888
‫نه زیاد

558
00:37:03,888 --> 00:37:05,765
‫اونا سال بالایی بودن،
‫من تازه وارد

559
00:37:10,853 --> 00:37:14,690
‫ببین، من فقط یه سال تو دبیرستان
‫ فرانسوی رو پاس کردم

560
00:37:14,690 --> 00:37:15,983
‫« نوتر پَن » خونده میشه

561
00:37:15,983 --> 00:37:17,652
‫معنیش میشه « نونِ ما »
‫درستـه؟

562
00:37:17,652 --> 00:37:20,238
‫آره. یه جوک بود که فقط
‫ خودشون می‌فهمیدن

563
00:37:20,238 --> 00:37:21,614
‫تهشم ما نفهمیدیم چیـه

564
00:37:24,825 --> 00:37:26,827
‫این‌جارو باش. فکر می‌کردم
‫ فقط خودم این‌شکلی عاشق میشم

565
00:37:26,827 --> 00:37:29,330
‫این هیچ ربطی به رد استپس نداره

566
00:37:29,330 --> 00:37:30,581
‫بیخیال، اذیتم نکن!

567
00:37:34,752 --> 00:37:37,672
‫- ساعت کاریت الانا شروع میشه
‫- آره، راست میگی

568
00:37:47,598 --> 00:37:50,309
‫کار دیگه‌ای ازم برمیاد؟

569
00:37:50,309 --> 00:37:52,853
‫آره، می‌خواستم بگم اگه میشه...

570
00:37:52,853 --> 00:37:56,232
‫می‌دونی... اگه اشکال نداره
‫ماشینتو قرض بگیرم

571
00:37:58,734 --> 00:38:00,319
‫مشکلی نیست

572
00:38:00,319 --> 00:38:01,696
‫ممنون

573
00:38:09,495 --> 00:38:11,914
‫بیا، هری

574
00:38:11,914 --> 00:38:13,416
‫یه چیزی بخور

575
00:38:13,416 --> 00:38:15,668
‫باید یه‌کم غذا بخوری

576
00:38:15,668 --> 00:38:17,753
‫خفه شید!

577
00:38:17,753 --> 00:38:20,172
‫گمشید بیرون!

578
00:38:20,172 --> 00:38:21,632
‫گمشید!

579
00:38:23,134 --> 00:38:24,885
‫هری!

580
00:38:24,885 --> 00:38:26,304
‫خفه شو!

581
00:38:35,229 --> 00:38:37,481
‫حراست! یکی کمک کنه!

582
00:38:37,481 --> 00:38:39,025
‫هری!

583
00:38:39,025 --> 00:38:40,776
‫هری! لطفاً درو باز کن!

584
00:38:40,776 --> 00:38:43,112
‫خفه شو، گمشو بیرون!

585
00:38:43,112 --> 00:38:45,031
‫هری!

586
00:38:45,031 --> 00:38:46,615
‫- چه مرگتـه تو؟
‫- دو قلوها تو اتاقشن

587
00:38:46,615 --> 00:38:49,744
‫باید کمکشون کنیم. خواهش می‌کنم.
‫هری! باز کن درو!

588
00:38:49,744 --> 00:38:51,704
‫- هری!
‫- خفه شو!

589
00:38:51,704 --> 00:38:53,664
‫- گرتا؟
‫- این دیگه چی بود؟

590
00:38:53,664 --> 00:38:55,416
‫گرتا!

591
00:38:55,416 --> 00:38:57,251
‫- وای! چیکار کردم!
‫- بیدار شو!

592
00:38:59,462 --> 00:39:00,796
‫هری نمی‌خواست بهت آسیبی بزنه!

593
00:39:02,381 --> 00:39:03,924
‫گرتا! توروخدا پاشو!

594
00:39:16,562 --> 00:39:18,606
‫چرا غذاتونو نمی‌خورید؟

595
00:39:20,358 --> 00:39:22,068
‫این مهمترین وعده‌ غذاییتونـه‌ها

596
00:39:28,407 --> 00:39:30,368
‫خیلی‌خب...

597
00:39:32,036 --> 00:39:35,998
‫می‌دونم که همه‌مون بخاطر
‫ اتفاقِ ناگوارِ دیشب...

598
00:39:35,998 --> 00:39:38,959
‫بین هری کراس و
‫ دوقلو‌های ویلکاکس

599
00:39:42,004 --> 00:39:45,466
‫ناراحتیم و اعصابمون بهم ریخته

600
00:39:46,884 --> 00:39:48,469
‫همون‌طور که می‌دونید

601
00:39:48,469 --> 00:39:52,306
‫بخاطر آزمایشاتِ
‫میدان و حدت بینایی

602
00:39:52,306 --> 00:39:56,352
‫که شما بهش میگید
‫تزریق آمپول نقطه‌ها

603
00:39:56,352 --> 00:39:58,562
‫هری...

604
00:39:58,562 --> 00:40:01,148
‫دچار یه تشنج شده بود

605
00:40:01,148 --> 00:40:03,150
‫که خداروشکر خفیف بود

606
00:40:03,150 --> 00:40:05,861
‫و وقتی گرتا سعی کرده
‫که بهش کمک کنه

607
00:40:05,861 --> 00:40:08,948
‫هری ناخواسته بهش ضربه زده

608
00:40:08,948 --> 00:40:12,952
‫که باعث شده گردنش
‫ یه‌کم رگ به رگ بشه و

609
00:40:12,952 --> 00:40:17,331
‫ضربه‌ی خفیفی هم
‫ به سرش خورده

610
00:40:17,331 --> 00:40:22,253
‫در حال حاضر هر سه نفر
‫در آسایش کامل به سر می‌برن

611
00:40:22,253 --> 00:40:25,131
‫و انتظار میره که به زودی
‫بهبودی کامل پیدا کنن

612
00:40:25,131 --> 00:40:29,009
‫و به هیچ وجه...

613
00:40:29,009 --> 00:40:32,346
‫این اتفاق،

614
00:40:32,346 --> 00:40:36,058
‫کار مهم ما رو
‫تحت تاثیر قرار نمیده

615
00:40:36,058 --> 00:40:39,645
‫و یا به خطر نمی‌اندازه

616
00:40:39,645 --> 00:40:43,983
‫اما من می‌خوام اینو بدونید که

617
00:40:46,819 --> 00:40:51,824
‫هری بخاطر آسیب زدن به دوستش
‫ احساس بدی داشت

618
00:40:51,824 --> 00:40:55,286
‫و گرتا بزرگواری کرد و
‫ عذرخواهیشو پذیرفت

619
00:40:55,286 --> 00:40:59,540
‫و با گفتنِ « اتفاقـه دیگه »
‫ ازش گذشت

620
00:40:59,540 --> 00:41:03,002
‫پس...

621
00:41:03,002 --> 00:41:08,466
‫بیاید جای خالیشونو پر کنیم

622
00:41:08,466 --> 00:41:11,469
‫و از درک و گذشتِ
‫ اونا درس بگیریم

623
00:41:11,469 --> 00:41:14,722
‫این یعنی رفاقت واقعی

624
00:41:14,722 --> 00:41:16,140
‫می‌تونیم ببینیمشون؟

625
00:41:16,140 --> 00:41:18,267
‫نه. اصلاً

626
00:41:24,648 --> 00:41:26,525
‫هرکسی که...

627
00:41:28,861 --> 00:41:32,156
‫حرف‌های منو رد
‫ کنه، دروغگوئـه

628
00:41:32,156 --> 00:41:33,824
‫و باید گزارش بشه

629
00:41:33,824 --> 00:41:36,368
‫متوجه شدید؟

630
00:41:36,368 --> 00:41:38,829
‫گرفتید چی میگم؟
‫همه فهمیدن؟

631
00:41:42,082 --> 00:41:45,461
‫اگه منظورمو فهمیدید
‫بگید « بله، خانم سیگسبی »

632
00:41:45,461 --> 00:41:48,005
‫بله، خانم سیگسبی

633
00:41:48,005 --> 00:41:50,299
‫انتظار داشتم بلندتر
‫ جواب بدید

634
00:41:50,299 --> 00:41:53,719
‫بله، خانم سیگسبی

635
00:41:53,719 --> 00:41:54,720
‫آفرین

636
00:41:57,556 --> 00:41:58,516
‫از صبحونه‌تون لذت ببرید

637
00:42:08,150 --> 00:42:09,443
‫دیشب گند زدم، داداش

638
00:42:09,443 --> 00:42:11,111
‫تو که خیلی شجاع بودی

639
00:42:11,111 --> 00:42:12,947
‫آره، ولی...

640
00:42:12,947 --> 00:42:15,282
‫چطور بهشون بگم که می‌دونستم
‫ توی اون اتاق چه خبره؟

641
00:42:15,282 --> 00:42:17,868
‫چندتا نگهبانی که اون‌جا بودن از
‫ من هم بهشون نزدیک‌تر بودن

642
00:42:17,868 --> 00:42:19,537
‫اونا هیچی نشنیدن

643
00:42:19,537 --> 00:42:21,038
‫می‌فهمن که تو دورآگاهی

644
00:42:21,038 --> 00:42:24,416
‫ببین، اگه منو
‫بفرستن به بخش پشتی

645
00:42:24,416 --> 00:42:27,127
‫شاید بتونم برم دنبال اون
‫زمین بازی قدیمی بگردم

646
00:42:27,127 --> 00:42:29,713
‫همونی که سگه دیده بود.
‫می‌دونی دیگه. حصار قدیمی داشت

647
00:42:29,713 --> 00:42:32,591
‫آره! شاید این خوب باشه

648
00:42:35,135 --> 00:42:38,681
‫نه. ما هنوز نمی‌دونیم
‫ اون پشت چخبره

649
00:42:38,681 --> 00:42:41,308
‫کالیشا هیچی درمورد حراستِ اون‌جا،

650
00:42:41,308 --> 00:42:43,018
‫دوربیناش و بازرسی
‫اتاقاش بهمون نگفته

651
00:42:43,018 --> 00:42:45,437
‫اگه قراره کاری بکنیم،

652
00:42:45,437 --> 00:42:48,315
‫باید اول توی همین بخشِ
‫ جلویی انجامش بدیم

653
00:42:48,315 --> 00:42:50,317
‫و باید هر چه سریعتر بریم تو کارش

654
00:42:53,237 --> 00:42:55,239
‫تاحالا...

655
00:42:57,157 --> 00:42:59,493
‫تاحالا شده یه چیزی رو

656
00:42:59,493 --> 00:43:01,787
‫قبل از اتفاق افتادنش ببینی؟

657
00:43:03,372 --> 00:43:05,332
‫فکر نکنم

658
00:43:05,332 --> 00:43:07,334
‫قبل از اتفاق افتادنش؟ چطور؟

659
00:43:07,334 --> 00:43:09,962
‫لوک

660
00:43:16,468 --> 00:43:17,970
‫باید باهام بیای

661
00:43:17,970 --> 00:43:20,097
‫فکر کردم وقت
‫ صبحونه‌ست و میشه...

662
00:43:20,097 --> 00:43:22,099
‫می‌خوای از راه سخت‌تر پیش برم؟

663
00:43:51,962 --> 00:43:55,090
‫جدای از آزمایش‌های عادی

664
00:43:55,090 --> 00:43:58,552
‫که این‌جا انجام میدیم، یه سری...

665
00:43:58,552 --> 00:44:02,806
‫چیزای خاص هست که برای
‫ بچه‌های خاص نگه می‌داریم

666
00:44:04,516 --> 00:44:07,019
‫مخصوصاً واسه اونایی که
‫باهامون روراست نیستن

667
00:44:07,019 --> 00:44:09,563
‫تو که همیشه باهامون روراستی،
‫درستـه، لوک؟

668
00:44:10,648 --> 00:44:12,316
‫آره

669
00:44:13,233 --> 00:44:15,861
‫خیلی‌‌خب، پس بیا ثابتش کن

670
00:44:15,861 --> 00:44:17,321
‫تو دورآگاهی؟

671
00:44:17,321 --> 00:44:18,906
‫نه

672
00:44:18,906 --> 00:44:20,949
‫نه، من قدرت دورجنبی‌ دارم

673
00:44:20,949 --> 00:44:22,660
‫- یادتونـه دیگه؟
‫- نه

674
00:44:22,660 --> 00:44:25,162
‫وقتی اومدی این‌جا دورجنبی داشتی

675
00:44:25,162 --> 00:44:29,541
‫تا الان باید توانایی دورآگاهیت هم
‫تقویت میشده

676
00:44:29,541 --> 00:44:32,378
‫این اتفاق زمانی میفته که تو
‫اون نقطه‌هارو می‌بینی

677
00:44:32,378 --> 00:44:34,963
‫شاید این روش رو همه
‫ جواب نده، شاید...

678
00:44:34,963 --> 00:44:36,924
‫ولی جواب میده

679
00:44:38,175 --> 00:44:41,095
‫رو هرکسی جواب میده

680
00:44:41,095 --> 00:44:44,139
‫چون این توانایی‌ها به هم وصلن

681
00:44:44,139 --> 00:44:47,559
‫وقتی یکیشو داشته باشی،
‫می‌تونی بقیه رو هم می‌تونی تقویت کنی

682
00:44:47,559 --> 00:44:50,187
‫من توی تیمی بودم که روی
‫ اثبات این مسئله کار می‌کرد

683
00:44:50,187 --> 00:44:52,648
‫خب شاید من هنوز
‫ نتونستم تقویتش کنم

684
00:44:52,648 --> 00:44:56,402
‫تو نقطه‌هارو دیدی.
‫علمـه دیگه.

685
00:44:59,446 --> 00:45:01,407
‫طی این چند سال فهمیدیم که

686
00:45:01,407 --> 00:45:05,994
‫اون واکنش‌های غریزی و
‫ترس‌های اولیه، یا بهتر بگم،

687
00:45:05,994 --> 00:45:08,997
‫واکنش‌های ترس گالوانیک
‫ یا همون ترس شدید

688
00:45:08,997 --> 00:45:11,792
‫خیلی توی رسیدن به نتایج واقعی

689
00:45:11,792 --> 00:45:16,338
‫بهمون کمک می‌کنن

690
00:45:17,715 --> 00:45:19,883
‫هنس

691
00:45:26,265 --> 00:45:27,641
‫برو توی مخزن

692
00:45:32,020 --> 00:45:33,897
‫منتظری من ببرمت اون تو؟

693
00:46:00,466 --> 00:46:02,009
‫لوک

694
00:46:02,009 --> 00:46:07,389
‫وقتی حس کردی ریه‌هات
‫ داره خالی میشه،

695
00:46:07,389 --> 00:46:10,309
‫شاید وسوسه شی که
‫ نفستو حبس کنی

696
00:46:10,309 --> 00:46:14,438
‫اما الان چون خطرِ
‫ پارگی وجود داره

697
00:46:14,438 --> 00:46:17,983
‫پیشنهاد می‌کنم که این‌کارو نکنی

698
00:46:17,983 --> 00:46:20,152
‫حالا...

699
00:46:20,152 --> 00:46:23,322
‫من دارم به یه حیوون فکر می‌کنم

700
00:46:23,322 --> 00:46:25,282
‫اون چه حیوونیـه

701
00:46:29,787 --> 00:46:31,205
‫نمی‌دونم

702
00:46:32,831 --> 00:46:34,208
‫باشه، رفیق

703
00:46:34,208 --> 00:46:35,918
‫هرطور که میلتـه

704
00:47:12,871 --> 00:47:14,832
‫این دفعه کلاً ١۵ ثانیه بود

705
00:47:14,832 --> 00:47:16,917
‫دفعه‌ی بعدی میشه ٣٠ ثانیه

706
00:47:18,710 --> 00:47:19,878
‫حالا

707
00:47:19,878 --> 00:47:23,340
‫بگو که دارم به چه
‫ حیوونی فکر می‌کنم

708
00:47:23,340 --> 00:47:25,884
‫جدی میگم، من نمی‌دونم

709
00:47:25,884 --> 00:47:28,554
‫بهتون که گفتم من دورآگاهی ندارم

710
00:47:28,554 --> 00:47:33,183
‫من دورجنبی دارم. حتی هنوز به
‫ دورجنبی مثبت هم نرسیدم

711
00:47:33,183 --> 00:47:36,228
‫باشه، رفیق.
‫بریم برای ٣٠ ثانیه

712
00:47:36,228 --> 00:47:39,439
‫- این‌طوری همه‌چیزو سخت‌تر می‌کنی
‫- نه

713
00:47:42,401 --> 00:47:44,278
‫نه، نه. نه

714
00:48:46,840 --> 00:48:51,219
‫الان دارم به یه تیم ورزشی فکر می‌کنم

715
00:48:51,219 --> 00:48:55,432
‫تیم ورزشی، بگو!

716
00:48:55,432 --> 00:48:57,643
‫من چه می‌دونم!

717
00:48:57,643 --> 00:49:00,062
‫صیادهای گوش‌ماهی آبالون می‌تونن
‫نفسشونو ٩ دقیقه حبس کنن

718
00:49:00,062 --> 00:49:02,439
‫حالا بگو

719
00:49:02,439 --> 00:49:05,067
‫داره به چه تیمی فکر می‌کنه؟

720
00:49:47,442 --> 00:49:49,277
‫گند زدم تو هرچی تیم و حیوونـه

721
00:49:49,277 --> 00:49:53,365
‫فقط حقیقتو به ما بگو

722
00:49:53,365 --> 00:49:55,409
‫تو دورآگاهی داری، مگه نه؟

723
00:50:00,080 --> 00:50:01,623
‫بگو! بگو « من دورآگاهی دارم »

724
00:50:03,125 --> 00:50:05,669
‫تونی

725
00:50:05,669 --> 00:50:08,755
‫به مورین بگو ببرتش توی اتاقش

726
00:50:18,807 --> 00:50:22,310
‫دیدی؟ سر وقت رسیدم.
‫لازم نبود کسی یادآوریم کنه

727
00:50:22,310 --> 00:50:25,105
‫بیا یه‌کم آروم پیش بریم

728
00:50:26,523 --> 00:50:28,900
‫جولیا سیگسبی داره بهم
‫ میگه آروم پیش برم؟

729
00:50:28,900 --> 00:50:31,486
‫لابد بعدش میگی بیا حرف بزنیم

730
00:50:31,486 --> 00:50:34,281
‫آره، دقیقاً

731
00:50:34,281 --> 00:50:37,576
‫باشه فقط حواست باشه که

732
00:50:37,576 --> 00:50:39,202
‫من یه نیم ساعتیـه

733
00:50:39,202 --> 00:50:41,997
‫قرصمو خوردم، پس...

734
00:50:41,997 --> 00:50:43,957
‫داری با لوک الیس خارج از
‫برنامه کار می‌کنی

735
00:50:43,957 --> 00:50:46,918
‫این حتی فکرش هم مسخره‌ست

736
00:50:46,918 --> 00:50:50,088
‫دیشب محفظه رویا رو
‫ روش امتحان کردی

737
00:50:50,088 --> 00:50:52,424
‫درحالی که اون هنوز دو هفته‌ی دیگه
‫ زمان لازم داره تا واسه‌ش آماده بشه

738
00:50:52,424 --> 00:50:55,469
‫داری آزمایشات پیش‌آگاهی
‫ روش انجام میدی

739
00:50:55,469 --> 00:50:57,429
‫درست نمیگم؟

740
00:50:57,429 --> 00:51:00,015
‫خب...

741
00:51:00,015 --> 00:51:02,893
‫استک‌هاوس گفت انجامش بدم

742
00:51:02,893 --> 00:51:05,020
‫راستش، از اولش کار اون نبود

743
00:51:05,020 --> 00:51:07,522
‫اما اون بهم گفت که ادامه بدم

744
00:51:07,522 --> 00:51:09,066
‫اون هم بعد از این‌که
‫ من بهت گفتم ادامه ندی

745
00:51:09,066 --> 00:51:13,904
‫جولیا من واقعاً متأسفم

746
00:51:13,904 --> 00:51:16,531
‫بهشون... بهشون گفتی؟

747
00:51:16,531 --> 00:51:18,909
‫- نه هنوز
‫- ازت خواش می‌کنم...

748
00:51:18,909 --> 00:51:22,245
‫این بساطو جمع می‌کنم.
‫قول میدم

749
00:51:22,245 --> 00:51:25,624
‫دیگه نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته

750
00:51:25,624 --> 00:51:27,501
‫نمی‌دونی بعد از این‌که الیسو
‫ تبدیل به یه پیشگو کردی

751
00:51:27,501 --> 00:51:29,461
‫استک‌هاوس می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

752
00:51:29,461 --> 00:51:31,880
‫می‌خواد بفروشتش

753
00:51:31,880 --> 00:51:33,381
‫شخص خاصی مد نظرشونه؟

754
00:51:33,381 --> 00:51:35,467
‫کسی که بالاترین قیمتو
‫ پیشنهاد رو بده

755
00:51:37,260 --> 00:51:40,180
‫- حالش چطوره؟
‫- لوکو میگی؟

756
00:51:40,180 --> 00:51:41,765
‫خب...

757
00:51:41,765 --> 00:51:45,310
‫آی‌کیوی بالایی داره، بهش خوشبینم

758
00:51:45,310 --> 00:51:47,854
‫ولی می‌دونی...

759
00:51:47,854 --> 00:51:51,525
‫فرایند تقویت پیش‌آگاهی
‫زمان زیادی می‌بره

760
00:51:51,525 --> 00:51:52,901
‫آره، خودم می‌دونم

761
00:51:52,901 --> 00:51:55,320
‫این یمی از دلایلیـه که
‫ پروژه رو متوقف کردیم

762
00:51:55,320 --> 00:51:57,405
‫میرم به استک‌هاوس
‫میگم کارمون تمومـه

763
00:51:57,405 --> 00:51:59,699
‫نمی‌خواد چیز اضافه‌ای
‫ به استک‌هاوس بگی

764
00:51:59,699 --> 00:52:03,120
‫فقط میری میگی اون مخزنِ
‫ شناور ثابت کرده که الیس

765
00:52:03,120 --> 00:52:06,706
‫قدرت دورجنبی داره و من اصرار
‫ دارم که بفرستیمش به بخش پشتی

766
00:52:06,706 --> 00:52:08,708
‫اما مخزن همچین چیزیو ثابت نکرد

767
00:52:10,544 --> 00:52:12,337
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

768
00:52:12,337 --> 00:52:15,006
‫تونی هفت بار هوای
‫ اون تو رو دستکاری کرد

769
00:52:15,006 --> 00:52:17,008
‫اون بچه هیچی نگفت

770
00:52:19,219 --> 00:52:22,639
‫هرچی. بفرستیدش تو
‫ بخش پشتی

771
00:52:22,639 --> 00:52:24,933
‫می‌دونم که خودت می‌دونی اگه

772
00:52:24,933 --> 00:52:28,311
‫قبل از فعال کردن قدرت دورآگاهیش

773
00:52:28,311 --> 00:52:30,522
‫به زمزمه وصلش کنیم چی میشه

774
00:52:30,522 --> 00:52:33,650
‫همین الان هم دورآگاهی داره.
‫فقط به روی خودش نمیاره

775
00:52:33,650 --> 00:52:35,819
‫ریسک بزرگیـه

776
00:52:37,821 --> 00:52:40,699
‫خیلی‌خب

777
00:52:40,699 --> 00:52:44,911
‫پس فعلاً به همین منوال ادامه میدیم

778
00:52:44,911 --> 00:52:48,081
‫چیز دیگه‌ای هم به استک‌هاوس نگو

779
00:52:48,081 --> 00:52:50,375
‫مرتیکه نفهم

780
00:52:52,377 --> 00:52:55,338
‫ممنون... ممنونم

781
00:52:59,217 --> 00:53:01,803
‫الیس چی میشه؟

782
00:53:01,803 --> 00:53:04,139
‫یعنی چی، چی میشه؟

783
00:53:04,139 --> 00:53:08,101
‫باید یه راهی پیدا کنیم که
‫ ثابت کنه اون دورآگاهی داره

784
00:53:08,101 --> 00:53:10,645
‫اونو بسپار به خودم

785
00:53:12,230 --> 00:53:13,940
‫لوک! لوک!

786
00:53:13,940 --> 00:53:15,400
‫می‌تونستم حست کنم

787
00:53:15,400 --> 00:53:16,860
‫داشتی می‌مردی.
‫خیلی ترسناک بود.

788
00:53:16,860 --> 00:53:17,944
‫هی

789
00:53:17,944 --> 00:53:19,654
‫نه، نمی‌مردم

790
00:53:19,654 --> 00:53:21,489
‫داشتن سر به سرم می‌ذاشتن

791
00:53:21,489 --> 00:53:23,283
‫یه‌کم استراحت کن، لوک

792
00:53:23,283 --> 00:53:26,161
‫- من باید برگردم سر کارم
‫- باشه

793
00:53:26,161 --> 00:53:27,787
‫ممنون، مورین

794
00:53:41,384 --> 00:53:43,678
‫خب دیگه، من رفتم

795
00:53:45,347 --> 00:53:46,848
‫لوک! لوک! نخواب!

796
00:53:46,848 --> 00:53:48,642
‫چیشد؟

797
00:53:48,642 --> 00:53:50,727
‫فهمیدم پشت اون دری که شا
‫ بهمون نشون داد چیـه

798
00:53:50,727 --> 00:53:52,729
‫الان تو ذهن مورین دیدمش
