﻿1
00:00:16,933 --> 00:00:19,185
‫آنچه گذشت...

2
00:00:19,269 --> 00:00:20,729
‫- اون دیگه چه گوهیـه؟
‫- کسی نمی‌دونه چیـه

3
00:00:20,812 --> 00:00:22,605
‫تقریباً هر هفته می‌بینیمش

4
00:00:22,689 --> 00:00:24,399
‫فاجعه‌ی پلکان سرخ؟

5
00:00:24,482 --> 00:00:27,193
‫آره، اَنی خیلی راجع‌بهش می‌گفت

6
00:00:27,277 --> 00:00:31,072
‫«نوتر پَن» یعنی نونِ ما، یه
‫ جوک بود، بین خودشون

7
00:00:31,156 --> 00:00:32,824
‫هیچ‌وقت نفهمیدیم چیـه

8
00:00:32,907 --> 00:00:35,201
‫سمت جاده شماره ١٠ نرو

9
00:00:35,285 --> 00:00:37,245
‫همون مرکز تحقیقاتیـه؟

10
00:00:37,328 --> 00:00:40,331
‫جریان چیـه؟
‫همون بیماری عفونیـه؟

11
00:00:40,415 --> 00:00:42,292
‫- هری!
‫- خفه شو!

12
00:00:42,375 --> 00:00:46,254
‫هری کراس و دوقلوهای ویلکاکس

13
00:00:46,337 --> 00:00:48,256
‫در آسایش کامل به سر می‌برن

14
00:00:48,339 --> 00:00:51,384
‫و انتظار میره به زودی
‫ بهبودی کامل پیدا کنن

15
00:00:51,468 --> 00:00:54,179
‫همه‌ی ما این‌جا یه مشت بچه‌ایم

16
00:00:54,262 --> 00:00:57,098
‫کاری از دست من بر‌نمیاد

17
00:00:57,182 --> 00:01:00,518
‫من فقط یه سرایدارم

18
00:01:00,602 --> 00:01:02,437
‫تو از چیزی که تصور
‫ می‌کنی قوی‌تری، مورین

19
00:01:02,520 --> 00:01:04,439
‫نتایج بعضی از آزمایشاتت

20
00:01:04,522 --> 00:01:08,777
‫با پیشرفتی که داری

21
00:01:08,860 --> 00:01:10,570
‫همخونی ندارن

22
00:01:10,653 --> 00:01:12,614
‫شاید بخاطر اینکه
‫ این آزمایشات کسشعرن

23
00:01:12,697 --> 00:01:14,616
‫مثل مکانشون
‫و واقعاً معذرت می‌خوام

24
00:01:14,699 --> 00:01:16,326
‫اما درست مثل خودت.
‫همه کسشعرن

25
00:01:16,409 --> 00:01:18,286
‫من دشمنت نیستم، لوک

26
00:01:18,369 --> 00:01:20,622
‫داری با لوک الیس خارج
‫ از برنامه کار می‌کنی

27
00:01:20,705 --> 00:01:22,624
‫فکرِ استک‌هاوس بود

28
00:01:22,707 --> 00:01:24,667
‫اون بهم گفت ادامه بدم

29
00:01:24,751 --> 00:01:26,294
‫الیس چی میشه؟

30
00:01:26,377 --> 00:01:28,129
‫چی می‌خواد بشه؟

31
00:01:28,213 --> 00:01:32,258
‫باید یه راهی پیدا کنیم که
‫ ثابت کنه اون د.آ داره

32
00:01:32,342 --> 00:01:34,844
‫بسپارش به خودم

33
00:01:34,928 --> 00:01:38,348
‫تقریبا تنها کارشون اینـه که ما رو
‫ واسه «شب‌های فیلم دیدن» جمع کنن

34
00:01:38,431 --> 00:01:43,228
‫دیشب داشتیم مسواک می‌زدیم،
‫بعدش رانندگی کردیم

35
00:01:43,311 --> 00:01:44,521
‫بعدش هم داشتیم کارهای دکتری می‌کردیم

36
00:01:44,604 --> 00:01:46,439
‫مثلاً مریض معاینه می‌کردیم

37
00:01:46,523 --> 00:01:48,650
‫بهشون آمپول می‌زدیم و از اینجور کارها

38
00:01:50,276 --> 00:01:52,695
‫مغزش ایراد پیدا کرده

39
00:01:52,779 --> 00:01:54,656
‫شب‌های فیلم دیدن تاثیر بدی می‌ذارن

40
00:01:54,739 --> 00:01:56,783
‫اول یه شب آتیش‌بازی رو بهش میدن

41
00:01:56,866 --> 00:02:01,496
‫بعد هم می‌فرستنش بخش «بازپروری»

42
00:02:01,579 --> 00:02:04,165
‫زمزمه از همونجا داره میاد

43
00:02:06,501 --> 00:02:10,463
‫خیلی‌خب. من باید برم

44
00:02:10,547 --> 00:02:12,841
‫لوک، فهمیدم پشت اون در چیـه

45
00:02:12,924 --> 00:02:14,634
‫همون دری که شا
‫ بهمون نشون داد

46
00:02:14,717 --> 00:02:16,469
‫توی ذهن مورین دیدمش

47
00:04:44,534 --> 00:04:46,536
‫بازمانده‌ حادثه‌ی دیشبـه؟

48
00:04:46,619 --> 00:04:49,747
‫هندریکس گفت که...
‫خیلی زود از حال رفتـه

49
00:04:50,748 --> 00:04:53,543
‫یه چیزی در مورد اینکه
‫ پیوند روانیش با خواهرش

50
00:04:53,626 --> 00:04:55,837
‫به طرز خشنی قطع شده

51
00:04:55,920 --> 00:04:58,089
‫قبلاً از اینا نداشتیم

52
00:04:58,172 --> 00:04:59,590
‫آره دیگه

53
00:04:59,674 --> 00:05:02,510
‫سیگسبی فکر می‌کنه هنوز

54
00:05:02,593 --> 00:05:04,512
‫جا داره ازشون استفاده کنه

55
00:05:07,473 --> 00:05:11,394
‫کمکی از دستم ساخته‌ست؟

56
00:05:12,312 --> 00:05:16,065
‫حالا که گفتی، بیا این
‫ آشغالا رو ببر بیرون

57
00:05:17,108 --> 00:05:19,402
‫کمبود نیرو داریم،
‫ ممنون میشم کمک کنی

58
00:05:19,485 --> 00:05:20,611
‫باشه

59
00:05:20,695 --> 00:05:22,447
‫فکرشو نمی‌کردیم به این زودی‌ها

60
00:05:22,530 --> 00:05:24,699
‫مرخصش کنن

61
00:05:24,782 --> 00:05:27,535
‫دنی اون توئـه، داره آماده‌ش می‌کنه

62
00:05:27,618 --> 00:05:28,953
‫کمکت می‌کنه ببریش

63
00:05:39,964 --> 00:05:41,090
‫درو بگیر

64
00:06:04,530 --> 00:06:06,449
‫خوبی؟

65
00:06:06,532 --> 00:06:08,409
‫- آره
‫- خیلی‌خب، با سه شمارش

66
00:06:08,493 --> 00:06:09,994
‫یک، دو، سه

67
00:06:12,622 --> 00:06:14,123
‫حواست به دستت باشه

68
00:07:14,725 --> 00:07:17,854
‫همه‌مون تهش دود میشیم می‌ریم هوا

69
00:07:23,776 --> 00:07:25,194
‫نه

70
00:07:27,071 --> 00:07:29,031
‫من نمی‌ذارم

71
00:07:35,746 --> 00:07:37,999
‫الیسو بفرستید داخل

72
00:07:42,587 --> 00:07:44,630
‫لوک

73
00:07:47,758 --> 00:07:53,890
‫شنیدی میگن «حقیقت شما را
‫ آزاد خواهد کرد»؟

74
00:07:53,973 --> 00:07:55,850
‫آره، یه اصطلاح لاتینـه

75
00:07:58,269 --> 00:08:02,899
‫بالأخره قراره آزادم کنید؟

76
00:08:04,942 --> 00:08:08,029
‫هوشی که تو داری...

77
00:08:08,112 --> 00:08:11,115
‫هم موهبتـه هم بدبختی

78
00:08:11,199 --> 00:08:16,120
‫برای تو، فقط همه چیزو
‫سخت تر می کنه

79
00:08:16,204 --> 00:08:18,206
‫منو دکتر هندریکس معتقدیم
‫ که تو دورآگاهی داری

80
00:08:18,289 --> 00:08:22,543
‫کاش داشته باشم، چون هرچی
‫ زودتر تموم کنم، زودتر میرم خونه

81
00:08:22,627 --> 00:08:23,920
‫مگه نه؟

82
00:08:25,338 --> 00:08:28,716
‫الان وقت خوبی برای دروغ گفتن نیست

83
00:08:28,799 --> 00:08:30,927
‫یادت باشه که تو
‫ این‌جایی تا خدمت کنی، لوک

84
00:08:31,010 --> 00:08:33,304
‫هم به دنیا و هم به کشور خودت

85
00:08:33,387 --> 00:08:37,016
‫به نظرت یکم اغراق نمی‌کنی؟

86
00:08:37,099 --> 00:08:39,685
‫اصلاً یعنی چی؟

87
00:08:39,769 --> 00:08:42,230
‫به دنیا خدمت کنم؟

88
00:08:42,313 --> 00:08:44,607
‫باید بهم اعتماد کنی

89
00:08:44,690 --> 00:08:46,734
‫اعتماد سخت به دست میاد

90
00:08:47,860 --> 00:08:49,153
‫قطعاً همینطوره

91
00:09:12,426 --> 00:09:14,971
‫« قتل یا خودکشی مشکوک
‫ در فالکون هایتس »

92
00:09:19,267 --> 00:09:21,978
‫بالأخره باید حقیقتو گفت

93
00:09:26,357 --> 00:09:29,110
‫چیکار کردی؟ کُشتیشون!

94
00:09:29,193 --> 00:09:31,862
‫- ولش کن!
‫- چرا همچین کاری کردی؟

95
00:09:31,946 --> 00:09:33,990
‫چیکارشون کردی؟

96
00:09:40,329 --> 00:09:42,373
‫ازت این کارت پشیمون میشی

97
00:09:42,456 --> 00:09:43,958
‫ولم کنید!

98
00:09:44,041 --> 00:09:46,877
‫ولم کنید!

99
00:09:46,961 --> 00:09:48,963
‫- جولیا
‫- وایسا یه لحظه

100
00:09:49,046 --> 00:09:49,964
‫ولم کنید!

101
00:09:50,047 --> 00:09:51,674
‫باید از این کارش درس بگیره

102
00:09:51,757 --> 00:09:56,304
‫جولیا، یه مشکلی پیش اومده

103
00:09:56,387 --> 00:09:57,805
‫ولم کنید!

104
00:09:57,888 --> 00:10:00,266
‫سیگسبی! سیگسبی!

105
00:10:05,479 --> 00:10:06,856
‫می‌تونم بهتون کمک کنم، جناب؟

106
00:10:06,939 --> 00:10:08,858
‫امیدوارم بتونید

107
00:10:08,941 --> 00:10:10,192
‫من گشت شب جدیدِ دنیسونم

108
00:10:10,276 --> 00:10:12,153
‫- چخبرا؟
‫- گشت شب جدید، ها؟

109
00:10:12,236 --> 00:10:13,821
‫تاحالا نشنیده بودم

110
00:10:13,904 --> 00:10:16,198
‫فقط یه نگهبانم که شبکاره

111
00:10:16,282 --> 00:10:19,285
‫گشت می‌زنم و میگم «ساعت دوئـه و
‫ همه‌چیز امن و امانـه»

112
00:10:19,368 --> 00:10:22,288
‫این همه راه از دنیسون اومدید اینجا

113
00:10:22,371 --> 00:10:24,206
‫تا مطمئن شید همه‌چیز امن و امانـه؟

114
00:10:24,290 --> 00:10:27,001
‫نه بابا، مطمئنم خودتون
‫ حواستون هست

115
00:10:27,084 --> 00:10:29,337
‫شیف بعدیم فردا عصر شروع میشه

116
00:10:29,420 --> 00:10:32,006
‫گفتم که، تازه اومدم اینجا

117
00:10:32,089 --> 00:10:34,008
‫گفتم هوا خوبه، بیام یکم
‫ تو طبیعت بچرخم

118
00:10:34,091 --> 00:10:37,261
‫ولی فکر کنم راه گم کردم

119
00:10:37,345 --> 00:10:40,348
‫یه مرد دم دره دیگه،
‫چیز خاصی نیست

120
00:10:40,431 --> 00:10:42,350
‫گشت شب جدید دنیسونـه

121
00:10:42,433 --> 00:10:43,893
‫همونی که راجع‌بهش بهت گفتم

122
00:10:43,976 --> 00:10:45,061
‫همونی که با اون زنِ
‫ دیوونه حرف می‌زد

123
00:10:45,144 --> 00:10:46,979
‫آره

124
00:10:47,063 --> 00:10:50,733
‫موسسه که میگن این‌جاست؟

125
00:10:50,816 --> 00:10:53,027
‫مردم یه جوری ازش حرف می‌زنن
‫ انگار کارخونه شکلات‌سازیـه

126
00:10:53,110 --> 00:10:55,404
‫اون تو چیکارا می‌کنن، داداش؟

127
00:10:55,488 --> 00:10:57,198
‫راجع‌به بیماری‌های
‫ عفونی تحقیق می‌کنن

128
00:10:57,281 --> 00:10:58,699
‫جدی؟

129
00:11:00,868 --> 00:11:04,038
‫تاحالا ندیده بودم داخل
‫ حصار سیم‌خاردار بکشن

130
00:11:04,121 --> 00:11:05,539
‫خب می‌دونی، این‌جا
‫ تست حیوانی دارن

131
00:11:05,623 --> 00:11:08,042
‫این روزا مردم بابت پروتکل‌های
‫ امنیتی، نشت آزمایشگاهی

132
00:11:08,125 --> 00:11:10,753
‫و این جور چیزا، خیلی حساس شدن

133
00:11:10,836 --> 00:11:12,880
‫باید همون موقع دخلِ
‫ اینو هم می‌آوردیم

134
00:11:12,963 --> 00:11:16,133
‫خودت گفتی مشکلی نیست
‫ مگه اینکه اون راجع‌به ما حرف بزنه

135
00:11:16,217 --> 00:11:19,345
‫می‌بینی که الان مشکل شده

136
00:11:19,428 --> 00:11:22,723
‫این همه نگهبان واسه
‫ یه آزمایشگاه عجیبـه

137
00:11:22,807 --> 00:11:23,933
‫روزگار عجیبی شده دیگه

138
00:11:24,016 --> 00:11:26,060
‫حصار می‌زنن، دیوار می‌کشن

139
00:11:26,143 --> 00:11:28,187
‫آدم خوبا، آدم بدا رو دور می‌کنن

140
00:11:30,189 --> 00:11:31,816
‫فکر می‌کنم که

141
00:11:31,899 --> 00:11:35,361
‫اینکه بفهمی کی به کیـه
‫ از همه‌ش سخت‌تر باشه

142
00:11:35,444 --> 00:11:37,363
‫یکم دیگه غیبش می‌زنه

143
00:11:37,446 --> 00:11:41,325
‫بعد پلیسا می‌فهمن که یه
‫ ولگرد استخدام کردی

144
00:11:41,409 --> 00:11:43,744
‫این هم واسه خود‌ش ول می‌چرخه

145
00:11:43,828 --> 00:11:44,870
‫جنازه‌ها جلب توجه می‌کنن

146
00:11:46,372 --> 00:11:48,082
‫تو خیلی عجولانه تصمیم می‌گیری

147
00:11:48,165 --> 00:11:49,792
‫- احتیاط شرط عقلـه
‫- دقیقاً

148
00:11:49,875 --> 00:11:52,420
‫- خب؟
‫- بهش می‌خوره نظامی باشه،

149
00:11:52,503 --> 00:11:54,505
‫به قدر کافی ورزیده‌ست

150
00:11:54,588 --> 00:11:55,881
‫به مشخصاتی که داریم می‌خوره

151
00:11:55,965 --> 00:11:57,383
‫می‌تونه هرچیزی باشه

152
00:11:57,466 --> 00:11:59,927
‫شاید یه روزنامه‌نگار تحقیقاتیـه

153
00:12:00,010 --> 00:12:02,346
‫یا مثلاً مأمور مخفی اف‌بی‌آیـه

154
00:12:02,430 --> 00:12:06,434
‫کشتنش واسمون خیلی
‫ مشکل‌ساز میشه

155
00:12:06,517 --> 00:12:11,230
‫شاید بالادستی‌ها فرستادنش
‫ تا امتحانمون کنن

156
00:12:11,313 --> 00:12:12,189
‫ای وای

157
00:12:14,024 --> 00:12:15,526
‫وسیله واسه برگشتن دارید، جناب؟

158
00:12:15,609 --> 00:12:17,278
‫آره، می‌دونید

159
00:12:17,361 --> 00:12:18,988
‫فکر کنم ماشینمو یکم
‫ پایین‌تر پارک کردم

160
00:12:19,071 --> 00:12:21,282
‫خیلی هم عالی. پس روزِ
‫خوبی داشته باشید، جناب

161
00:12:21,365 --> 00:12:23,200
‫خیلی‌خب

162
00:12:23,284 --> 00:12:24,744
‫شما هم همینطور

163
00:12:29,540 --> 00:12:31,292
‫باید بفهمیم واقعاً کیـه

164
00:12:31,375 --> 00:12:34,837
‫آره، بعدش می‌کشیمش

165
00:13:11,165 --> 00:13:13,083
‫اوستر بهمون گفت که با
‫مامان‌ بابات چیکار کردن

166
00:13:14,418 --> 00:13:16,253
‫واقعاً متأسفم، لوک

167
00:13:16,337 --> 00:13:18,088
‫من هم همینطور. خیلی بگاییـه

168
00:13:18,172 --> 00:13:19,882
‫بیا یکم از این بخور

169
00:13:19,965 --> 00:13:21,884
‫- نه
‫- بیا دیگه

170
00:13:30,518 --> 00:13:33,979
‫نمیشه بذاریم این آشغالا برنده شن، لوک

171
00:13:34,063 --> 00:13:36,857
‫همین الانش هم برنده‌ان، بازی تمومـه

172
00:13:36,941 --> 00:13:38,984
‫نه، ما هنوز هم می‌تونیم
‫از اینجا فرار کنیم

173
00:13:39,068 --> 00:13:41,195
‫فرار کنیم، کجا بریم؟

174
00:13:41,278 --> 00:13:44,031
‫من دیگه جایی ندارم

175
00:13:44,114 --> 00:13:45,866
‫تازه مثل هم شدیم، داداش

176
00:13:45,950 --> 00:13:47,159
‫من هیچوقت جایی رو نداشتم

177
00:13:47,243 --> 00:13:48,619
‫اما هر خراب‌شده‌ای
‫ بهتر از این‌جاست

178
00:13:48,702 --> 00:13:52,039
‫اصلاً چرا باید باهاشون مقابله کنیم
‫ وقتی می‌دونیم اونا برنده‌ان

179
00:13:52,122 --> 00:13:53,374
‫بعضی وقت‌ها پیروزی تو اینـه که

180
00:13:53,457 --> 00:13:55,000
‫بهشون نشون بدی
‫ هنوز آماده‌ی جنگی

181
00:13:55,084 --> 00:13:58,254
‫تا الان اینجوری فکر کردی،
‫چی گیرت اومد؟

182
00:13:58,337 --> 00:14:00,422
‫هنوز هم یه راهی هست،
‫ تو که نمی‌دونی چی میشه

183
00:14:00,506 --> 00:14:02,967
‫ما بهت نیاز داریم.
‫کالیشا بهت نیاز داره

184
00:14:03,050 --> 00:14:05,970
‫کمکی از من ساخته نیست.
‫ما فقط چندتا بچه‌ایم

185
00:14:06,053 --> 00:14:08,556
‫اصلاً نمی‌دونیم باید
چیکار کنیم 

186
00:14:08,639 --> 00:14:10,933
‫باید یه جوری حالِ اون
‫سیگسبی رو بگیریم، داداش

187
00:14:11,016 --> 00:14:12,560
‫و از بقیه آدمای اینجا انتقام بگیریم

188
00:14:12,643 --> 00:14:14,645
‫خواهش می‌کنم لوک

189
00:14:14,728 --> 00:14:16,355
‫ببین، من داشتم به
‫ حرفت در مورد اون

190
00:14:16,438 --> 00:14:18,065
‫دوربین‌های حرکتی توی
‫ راهرو فکر می‌کردم

191
00:14:18,148 --> 00:14:19,108
‫اینکه چطور می‌تونن
‫ حرارت بدنو تشخیص بدن...

192
00:14:19,191 --> 00:14:20,568
‫واسم مهم نیست، نیکی

193
00:14:20,651 --> 00:14:22,570
‫فهمیدم اگه بتونیم بریم
‫ تو محفظه‌ی تهویه

194
00:14:22,653 --> 00:14:24,530
‫شاید بتونیم یه طوری دما رو

195
00:14:24,613 --> 00:14:26,073
‫اونقدر بالا ببریم که...

196
00:14:26,156 --> 00:14:27,575
‫همین که خودت گفتی،
‫ بخاطر بخار دیدشون کور بشه

197
00:14:27,658 --> 00:14:29,618
‫داداش، نقشه‌ت بدرد نمی‌خوره

198
00:14:29,702 --> 00:14:31,245
‫اون محفظه‌ای که میگی

199
00:14:31,328 --> 00:14:34,164
‫قفل سنسوری الکتریکی روش گذاشتن

200
00:14:36,333 --> 00:14:38,419
‫از صد طرف دوربین روشـه،
‫نمیشه کاری کرد

201
00:14:41,088 --> 00:14:44,341
‫توجه! توجه!
‫بخش جلویی!

202
00:14:44,425 --> 00:14:49,471
‫لطفاً برای جشن فارغ‌التحصیلی نیکی
‫ در کافه تریا با ما همراه باشید

203
00:14:49,555 --> 00:14:51,557
‫هورا، جشن

204
00:14:51,640 --> 00:14:56,061
‫آشپز دوگ یه کیک هویجِ
‫ خاص واسه‌تون درست کرده

205
00:14:56,145 --> 00:14:58,063
‫شنیدیم نیکی کیک هویج
‫ دوست داره

206
00:15:01,191 --> 00:15:04,987
‫وقت رفتنـه

207
00:15:05,070 --> 00:15:06,238
‫نمیای؟

208
00:15:11,744 --> 00:15:13,370
‫بهتره بیای

209
00:15:15,122 --> 00:15:17,499
‫می‌خوام یه کاری کنم،
‫می‌دونم خوشت میاد

210
00:15:23,505 --> 00:15:26,008
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن ♪

211
00:15:26,091 --> 00:15:29,303
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن ♪

212
00:15:29,386 --> 00:15:32,723
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن، نیکی ♪

213
00:15:34,391 --> 00:15:38,020
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن ♪

214
00:15:53,118 --> 00:15:56,497
‫کیکش خیلی خوشمزه‌ست،
‫باید امتحانش کنی

215
00:15:56,580 --> 00:15:58,332
‫نمی‌خوام چیزی بخورم

216
00:16:01,460 --> 00:16:05,422
‫همش فکر می‌کنم خوابـه.
‫قراره یهویی بیدار شم

217
00:16:07,174 --> 00:16:09,426
‫لوک

218
00:16:09,510 --> 00:16:10,594
‫تو رو خدا اینجا نمیر

219
00:16:10,678 --> 00:16:14,139
‫تو بمیری، من هم اینجا می‌میرم.
‫ما هنوز خیلی جوونیم

220
00:16:18,811 --> 00:16:21,522
‫هم جوونیم، هم خوشگل، نه؟

221
00:16:21,605 --> 00:16:24,149
‫نمی‌خواستم بگمش

222
00:16:24,233 --> 00:16:27,152
‫خیلی‌خب

223
00:16:27,236 --> 00:16:30,030
‫تبریک میگم آقای ویلهام

224
00:16:31,448 --> 00:16:32,658
‫وقت رفتنـه

225
00:16:39,623 --> 00:16:41,792
‫چرا حقیقتو راجع‌به
‫ اینجا بهمون نگفتی؟

226
00:16:41,875 --> 00:16:44,044
‫چرا بهشون نگفتی که

227
00:16:44,128 --> 00:16:47,381
‫هیچکدوممون زنده نمی‌مونیم؟

228
00:16:48,799 --> 00:16:52,386
‫توطئه‌های نیکی تمومی نداره

229
00:16:52,469 --> 00:16:54,638
‫ما می‌دونم اون پشت کوره دارید

230
00:16:58,600 --> 00:17:02,271
‫می‌دونیم تو بخش پشتی چی می‌گذره

231
00:17:02,354 --> 00:17:04,565
‫تکون بخور

232
00:17:04,648 --> 00:17:07,818
‫کجا با این عجله؟
‫وایسا ببینم!

233
00:17:14,366 --> 00:17:16,660
‫کار رو انجام بدید!

234
00:17:17,411 --> 00:17:19,246
‫ای عوضی!

235
00:17:25,169 --> 00:17:26,211
‫ولش کنید!

236
00:17:26,211 --> 00:17:27,713
‫نه!

237
00:17:33,677 --> 00:17:36,847
‫بی‌خاصیتای بزدل! عوضیا !

238
00:17:39,141 --> 00:17:40,559
‫بس کن دیگه!

239
00:17:40,642 --> 00:17:41,769
‫بسـه!

240
00:17:46,690 --> 00:17:50,819
‫این همه مرد گنده، نمی‌تونید جلوی
‫ یه بچه نوجوونو بگیرید؟

241
00:18:01,205 --> 00:18:04,625
‫اونقدرا هم عصبی نبود

242
00:18:04,708 --> 00:18:06,794
‫نیکی اونقدر عصبی نبود، مگه نه؟

243
00:18:13,092 --> 00:18:15,219
‫درست میگی. بخاطر تو اینجوری کرد

244
00:18:16,762 --> 00:18:19,765
‫و بخاطر جورج، بخاطر شا

245
00:18:59,638 --> 00:19:01,140
‫تو حالت خوبـه؟

246
00:19:01,223 --> 00:19:03,892
‫یکم دیگه منو هم
‫ می‌فرستن بخش پشتی

247
00:19:03,976 --> 00:19:06,145
‫فکر می‌کردم نتایج آزمایش
‫ دورآگاهیت هنوز قطعی نشدن

248
00:19:06,228 --> 00:19:08,063
‫مثل اینکه شده

249
00:19:08,147 --> 00:19:10,899
‫پس اگه می‌خوای
‫ کمکم کنی تا در برم

250
00:19:10,983 --> 00:19:12,568
‫الان وقتشـه

251
00:19:15,028 --> 00:19:20,242
‫می‌دونستی مامان و بابامو کشتن؟

252
00:19:20,325 --> 00:19:21,994
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

253
00:19:22,077 --> 00:19:24,705
‫فکر نمی‌کنم. خودم می‌دونم

254
00:19:24,788 --> 00:19:26,957
‫تو رو هن به اندازه‌ی
‫ کافی می‌شناسم، مورین

255
00:19:27,040 --> 00:19:28,959
‫تو بهتر از اینایی

256
00:19:29,042 --> 00:19:32,838
‫تو تنفر از اینا، دست کمی از ما نداری

257
00:19:32,921 --> 00:19:36,216
‫نمی‌تونم کاری کنم.
‫منو می‌کُشن

258
00:19:36,300 --> 00:19:39,094
‫فرض کن پسرت اینجا بود

259
00:19:39,178 --> 00:19:41,680
‫لوک، بس کن. خواهش می‌کنم

260
00:19:41,763 --> 00:19:43,640
‫اگه جیک اینجا بود هم دست
‫ رو دست می‌ذاشتی تا بمیره؟

261
00:20:11,293 --> 00:20:13,212
‫سلام

262
00:20:13,295 --> 00:20:15,214
‫چیزایی که ازت خواستمو گیر آوردی؟

263
00:20:15,255 --> 00:20:16,965
‫باز هم ممنون که
‫ بهم اطلاعات دادی

264
00:20:17,049 --> 00:20:19,134
‫خوشحالم که بهم اعتماد داری

265
00:20:19,218 --> 00:20:20,677
‫واقعاً ازت ممنونم

266
00:20:26,433 --> 00:20:29,645
‫بعد هم اینکه... حدس‌وگمان نیست

267
00:20:29,728 --> 00:20:32,231
‫مرگ اَنی واقعاً مشکوک می‌زنه

268
00:20:32,314 --> 00:20:33,982
‫و من باید بفهمم چی شده

269
00:20:34,066 --> 00:20:36,360
‫نمی‌خوام ادای رئیسو دربیارم،
‫ولی این، کارِ تو نیست

270
00:20:36,443 --> 00:20:38,028
‫یکی داره از زیرِ کاراش
‫ قسر در میره

271
00:20:38,111 --> 00:20:42,241
‫شاید فقط مرگ اَنی باشه،
‫شاید هم چیزهای مهمترین

272
00:20:42,324 --> 00:20:43,700
‫و من...

273
00:20:43,784 --> 00:20:47,162
‫ببین، مهم نیست که کارمـه یا نه...

274
00:20:47,246 --> 00:20:50,958
‫من آدمی نیستم که
‫ خودمو به اون راه بزنم

275
00:20:52,709 --> 00:20:55,170
‫حداقلش خودت، خودتو می‌شناسی

276
00:20:56,713 --> 00:20:58,757
‫بیشترشون مجوز ساختو سازن

277
00:20:58,840 --> 00:21:02,177
‫راستش فکر می‌کردم بیشتر از اینا باشه

278
00:21:02,261 --> 00:21:05,222
‫الان باید بهم بگی اینا
‫ به چه کارت میان

279
00:21:05,305 --> 00:21:07,015
‫چی دیدی اون بالا؟

280
00:21:07,099 --> 00:21:08,433
‫نوتر پَن

281
00:21:08,517 --> 00:21:11,144
‫عین همونی که تو سالنامه بود؟

282
00:21:12,646 --> 00:21:14,648
‫هیچکس نفهمید که زویی اسلان و

283
00:21:14,731 --> 00:21:16,358
‫بقیه‌ی بچه‌ها برای چی

284
00:21:16,441 --> 00:21:18,360
‫رفته بودن به پلکان سرخ، درستـه؟

285
00:21:18,443 --> 00:21:20,696
‫می‌دونستن که اونجا خطرناکـه دیگه

286
00:21:20,779 --> 00:21:23,031
‫می‌دونستن چقدر آدم اونجا غرق شده

287
00:21:23,115 --> 00:21:24,408
‫خب بد بودن

288
00:21:24,491 --> 00:21:25,701
‫ما گفتیم شاید
‫ جرئت حقیقتی، چیزی بوده

289
00:21:25,784 --> 00:21:28,120
‫اگه اون شب اصلاً
‫ اونجا نبوده باشن چی؟

290
00:21:28,203 --> 00:21:30,455
‫اگه اونجا نمرده باشن چی؟
‫‌شاید فقط...

291
00:21:31,456 --> 00:21:33,709
‫شاید فقط جنازشونو اونجا پیدا کردن

292
00:21:33,792 --> 00:21:36,336
‫کی فکرشو...

293
00:21:36,420 --> 00:21:39,589
‫کسی تاحالا رفته ببینه تو
‫موسسه واقعاً چیکار می‌کنن؟

294
00:21:39,673 --> 00:21:42,175
‫یعنی رئیس تاحالا نرفته؟
‫هیچ بازرسی نفرستادن؟

295
00:21:42,259 --> 00:21:44,428
‫فکر کنم کار فدرالـه،
‫ما صلاحیت بازرسی نداریم

296
00:21:48,807 --> 00:21:52,769
‫باشه. خیلی‌خب. اینجا رو ببین

297
00:21:52,853 --> 00:21:55,105
‫اینجا یه حصار قدیمیـه

298
00:21:55,188 --> 00:21:57,107
‫وقتی رفتم اونجا،
‫اطرافمو که نگاه کردم

299
00:21:57,190 --> 00:21:59,192
‫یه تابلوی «ورود ممنوع» بزرگ دیدم

300
00:21:59,276 --> 00:22:01,236
‫با یه سری حروف بهم ریخته

301
00:22:01,320 --> 00:22:02,321
‫فکر می‌کنی چی نوشته بود؟

302
00:22:02,404 --> 00:22:03,739
‫«نوتر پَن»؟

303
00:22:03,822 --> 00:22:06,074
‫یعنی فکر می‌کنی

304
00:22:06,158 --> 00:22:08,201
‫زویی اسلان و دوستاش
‫ اون شب اونجا بودن؟

305
00:22:08,285 --> 00:22:09,536
‫نمی‌دونم

306
00:22:09,619 --> 00:22:10,787
‫ولی...

307
00:22:12,914 --> 00:22:14,666
‫نمی‌دونم

308
00:22:14,750 --> 00:22:16,460
‫نمی‌فهمم

309
00:22:18,378 --> 00:22:20,464
‫نمی‌دونستم اینو باید
‫ بهت نشون بدم یا نه

310
00:22:21,882 --> 00:22:25,344
‫دو هفته بعد از این جریان پلکان سرخ،

311
00:22:25,427 --> 00:22:28,096
‫موسسه یه حصار جدید کشید
‫ اطراف محوطه‌ش

312
00:22:28,180 --> 00:22:30,265
‫فقط یه حصار جدید نبوده که،
‫کلاً یه جاده جدید ساختن

313
00:22:30,349 --> 00:22:31,850
‫قبل از اینکه این حصار جدیده رو بکشن

314
00:22:31,933 --> 00:22:34,686
‫کل محوطه‌ی اطراف
‫ موسسه رو پاکسازی کردن

315
00:22:34,770 --> 00:22:39,274
‫اینجا نوجوون بودن
‫ خیلی حوصله‌سربره

316
00:22:43,487 --> 00:22:45,614
‫گیریم که این حرفمون درست باشه

317
00:22:45,697 --> 00:22:47,824
‫ما مدرکی نداریم که ثابتش کنه، پس...

318
00:22:49,743 --> 00:22:52,245
‫ما دنبال مدرک نیستیم

319
00:22:53,705 --> 00:22:56,124
‫جدی؟ مگه پلیس‌های کلان‌شهرها،

320
00:22:56,208 --> 00:22:57,834
‫دنبال همچین چیزایی نیستن؟

321
00:22:59,544 --> 00:23:01,880
‫بعضی وقتا هستیم

322
00:23:01,963 --> 00:23:04,800
‫ولی بعضی وقتا انقدر
‫ پیش میریم تا تهش

323
00:23:04,883 --> 00:23:06,301
‫کنجکاویمون کار دستمون بده

324
00:23:07,844 --> 00:23:09,429
‫می‌خوای چیکار کنی؟

325
00:23:10,931 --> 00:23:13,141
‫فعلاً که امیدوارم تونسته باشم

326
00:23:13,225 --> 00:23:15,227
‫توجهشون رو جلب کنم

327
00:23:30,283 --> 00:23:34,162
‫بابت حرفای امروزم متأسفم مورین

328
00:23:34,246 --> 00:23:35,455
‫نباید ازت می‌خواستم کاری کنی

329
00:23:35,539 --> 00:23:37,582
‫چجوری می‌خوای از اینجا بزنی بیرون؟

330
00:23:37,666 --> 00:23:39,334
‫نقشه‌ای داری؟

331
00:23:41,962 --> 00:23:46,508
‫یه تیکه از حصار بخش پشتی هست،

332
00:23:46,591 --> 00:23:49,553
‫که کلاً از جاش کنده شده.
‫ از اونجا میرم

333
00:23:49,636 --> 00:23:52,139
‫ولی راهی ندارم که برسم بهش

334
00:23:53,974 --> 00:23:58,353
‫می‌تونی بدون اینکه کسی ببینتت
‫ بری تو لباسشویی؟

335
00:23:58,437 --> 00:24:01,648
‫برای اینکه برم تو آسانسور کارت لازم دارم

336
00:24:01,731 --> 00:24:04,234
‫اینو من حلش میکنم.
‫دوربینا رو چیکار می‌کنی؟

337
00:24:05,444 --> 00:24:08,196
‫راه واسه پیچوندنشون پیدا کردیم

338
00:24:08,280 --> 00:24:10,365
‫خیلی‌خب

339
00:24:10,449 --> 00:24:11,825
‫نمی‌تونم ببرمت پیش خودِ حصار

340
00:24:11,908 --> 00:24:13,869
‫ولی می‌تونم تا نزدیکاش باهات بیام

341
00:24:13,952 --> 00:24:16,538
‫رأس ١١ و نیم بیا تو لباسشویی.
‫یه دقیقه هم دیر نکن

342
00:24:16,621 --> 00:24:18,832
‫باشه، حلـه

343
00:24:22,043 --> 00:24:24,379
‫حتماً اینو بهم برگردون

344
00:24:24,463 --> 00:24:26,631
‫ببینن کارت نیست
‫ می‌زنه به سرشون

345
00:24:26,715 --> 00:24:28,425
‫همه‌جا رو قفل می‌کنن

346
00:24:31,803 --> 00:24:34,556
‫و این چی...

347
00:24:42,856 --> 00:24:46,401
‫ببخشید، فقط همین گیرم اومد

348
00:25:11,593 --> 00:25:12,552
‫بگید مورین بیاد اینجا

349
00:25:17,349 --> 00:25:19,643
‫بیا دیگه، بخور

350
00:25:19,726 --> 00:25:23,271
‫طالبیـه، از همونا که دوست داری

351
00:25:23,355 --> 00:25:24,981
‫آفرین، نوش جونت. آفرین

352
00:25:25,065 --> 00:25:28,026
‫تیم جیمیسون.
‫ذکر خیرت بود

353
00:25:28,109 --> 00:25:29,611
‫آقای هالیستر،
‫من امشب تعطیلم، پس فقط...

354
00:25:29,694 --> 00:25:31,488
‫این آقا اومدن دیدنتون

355
00:25:33,073 --> 00:25:35,325
‫ترور استک‌هاوس

356
00:25:36,868 --> 00:25:38,954
‫تیم جیم‌سون

357
00:25:39,037 --> 00:25:41,623
‫چه کاری از دستم ساخته‌ست، آقای استک‌هاوس؟

358
00:25:41,706 --> 00:25:43,792
‫بنده مسئول امنیت مکانی هستم که

359
00:25:43,875 --> 00:25:46,711
‫بعدازظهرِ امروز
‫دوروبرش می‌پلکیدید

360
00:25:46,795 --> 00:25:48,880
‫مؤسسه

361
00:25:48,964 --> 00:25:53,510
‫احسنت.
‫ممکنه خصوصی صحبت کنیم؟

362
00:26:07,899 --> 00:26:10,652
‫هی، چه مرگتـه؟
‫دارم نگاه می‌کنم ها

363
00:26:10,735 --> 00:26:13,613
‫- من می‌خوام کارتون نگاه کنم!
‫- صبر کن نوبتت بشه!

364
00:26:13,697 --> 00:26:16,408
‫من می‌خوام کارتون ببینم!

365
00:26:16,491 --> 00:26:18,535
‫آهای!

366
00:26:18,618 --> 00:26:21,621
‫من می‌خوام کارتون ببینم!

367
00:26:21,705 --> 00:26:24,958
‫هی! ولش کن ببینم! بدو!

368
00:26:25,041 --> 00:26:27,085
‫بسـه! میگم بسـه!

369
00:26:27,168 --> 00:26:29,379
‫- من می‌خوام کارتون ببینم!
‫- ولش کن!

370
00:26:29,462 --> 00:26:30,547
‫بس کنید!

371
00:26:30,630 --> 00:26:32,799
‫نه! کارتون!

372
00:26:32,882 --> 00:26:36,052
‫کارتون!

373
00:26:36,136 --> 00:26:38,013
‫- من می‌خوام کارتون ببینم!
‫- بس کنید!

374
00:26:46,771 --> 00:26:47,856
‫- کارتون!
‫- نوبت منـه خب!

375
00:26:47,939 --> 00:26:49,983
‫- بسـه!
‫- نوبت منـه کارتون ببینم!

376
00:26:52,861 --> 00:26:55,530
‫تمومش کنید!

377
00:27:05,832 --> 00:27:08,501
‫چند وقت توی اداره‌ی
‫پلیس بوستون مشغول بودید؟

378
00:27:10,462 --> 00:27:11,796
‫پونزده سال

379
00:27:11,880 --> 00:27:13,923
‫چه طولانی و پُربار

380
00:27:15,884 --> 00:27:18,678
‫چرا نخواستید 20 سالتون رو پُر کنید و

381
00:27:18,762 --> 00:27:20,805
‫تمام‌وکمال مستمری بهتون تعلق بگیره؟

382
00:27:20,889 --> 00:27:23,516
‫دیگه وقتِ تغییر بود

383
00:27:23,600 --> 00:27:25,393
‫بله

384
00:27:25,477 --> 00:27:29,939
‫یه سؤالی ذهنم رو درگیر کرده که
‫چطور آدمی مثل شما

385
00:27:30,023 --> 00:27:31,941
‫شده نگهبانِ همچین شهری؟

386
00:27:32,025 --> 00:27:33,902
‫خبر حادثه‌ی مرکز خرید وست‌فیلد رو خوندم

387
00:27:33,985 --> 00:27:36,905
‫حتم دارم خیلی با خودتون کلنجار رفتید که

388
00:27:36,988 --> 00:27:38,740
‫حاضر شدید به یه پسربچه شلیک کنید

389
00:27:41,493 --> 00:27:45,121
‫ظاهراً دست بالاتر با شماست

390
00:27:45,205 --> 00:27:49,417
‫به قول یکی از مربی‌های بنده:

391
00:27:49,501 --> 00:27:53,171
‫«همیشه ارزشمنده که تو طرف‌مقابلت رو
‫بیشتر از اون چیزی که اون می‌شناستت، بشناسی»

392
00:27:53,254 --> 00:27:54,923
‫مربی چی؟

393
00:27:55,006 --> 00:27:58,176
‫چطور شد که بعدازظهر
‫بیرون مؤسسه‌ی ما پیداتون شد؟

394
00:27:58,259 --> 00:28:00,512
‫مؤسسه‌ی شما؟

395
00:28:00,595 --> 00:28:01,805
‫خب، همونطور که به اون آقا گفتم، من مشغولِ...

396
00:28:01,888 --> 00:28:04,140
‫پیاده‌روی، بله

397
00:28:05,850 --> 00:28:07,435
‫محیط جدیدت رو بررسی می‌کردی

398
00:28:07,519 --> 00:28:09,104
‫درستـه

399
00:28:09,187 --> 00:28:13,024
‫ضمن اینکه داشتم
‫با تاریخ محلی اینجا آشنا می‌شدم

400
00:28:13,108 --> 00:28:15,527
‫احیاناً شما اون موقع که اون بچه‌ها

401
00:28:15,610 --> 00:28:17,779
‫توی سال ٢٠٠٨ غرق شدن،
‫اونجا کار نمی‌کردید؟

402
00:28:17,862 --> 00:28:19,614
‫چرا

403
00:28:20,949 --> 00:28:23,952
‫اتفاق ناگواری بود

404
00:28:24,035 --> 00:28:26,788
‫یکی از دوستانم یه نظریه‌ای داره که

405
00:28:26,871 --> 00:28:28,957
‫اون بچه‌ها اصلاً برای شنا اونجا نرفته بودن

406
00:28:29,040 --> 00:28:32,127
‫بلکه موقع ورود غیرقانونی
‫به مؤسسه‌تون گیر افتادن

407
00:28:32,210 --> 00:28:36,673
‫یه مُشت بچه‌ی علاف شهرستانی که
‫دنبال ماجراجویی بودن

408
00:28:36,756 --> 00:28:39,217
‫اون‌وقت دوستتون گفت
‫بعدش چی شد؟

409
00:28:39,300 --> 00:28:42,679
‫گوشم با شماست

410
00:28:42,762 --> 00:28:47,559
‫عادت دارید هر کسی که دم مؤسسه‌تون
‫پیداش میشه رو مؤاخذه کنید، آقای استک‌هاوس؟

411
00:28:47,642 --> 00:28:51,020
‫علی‌الخصوص اون دسته رو که
‫سابقه‌ی نظامی دارن

412
00:28:53,189 --> 00:28:57,652
‫به‌شدت از سمتِ نظریه‌پردازهای
‫توطئه زیر ذره‌بین هستیم

413
00:28:57,736 --> 00:28:59,821
‫قبلاً نادیده می‌گرفتیم‌شون،

414
00:28:59,904 --> 00:29:02,782
‫اما توی عصر شبکه‌های اجتماعی،
‫این فقط مسبب زیاد و زیادتر شدنشون میشه

415
00:29:02,866 --> 00:29:08,163
‫به این نتیجه رسیدیم که
‫بهتره باهاشون رودررو صحبت کنیم

416
00:29:08,246 --> 00:29:12,792
‫حالا که بحث به اینجا کشید،
‫خوشحال میشم با دوستتون صحبت کنم و

417
00:29:12,876 --> 00:29:15,545
‫چه‌بسا تونستم خیالشون رو راحت کنم

418
00:29:18,757 --> 00:29:22,177
‫خب، نمی‌تونید

419
00:29:22,260 --> 00:29:23,595
‫فوت شده

420
00:29:25,096 --> 00:29:27,849
‫چه حیف

421
00:29:27,932 --> 00:29:31,770
‫خب، آقای جیم‌سون، اگه در آینده

422
00:29:31,853 --> 00:29:35,023
‫سؤالی درباره‌ی عملیات ما داشتید،

423
00:29:35,106 --> 00:29:38,943
‫بدون لحظه‌ای تردید
‫با ما تماس بگیرید

424
00:29:39,027 --> 00:29:40,111
‫تشکر

425
00:29:45,116 --> 00:29:47,118
‫عمراً

426
00:29:49,954 --> 00:29:53,041
‫چه خبر؟

427
00:29:53,124 --> 00:29:54,667
‫خب، مشخصاً،

428
00:29:54,751 --> 00:29:57,837
‫هری و دوقلوها بقیه رو غافلگیر کردن و

429
00:29:57,921 --> 00:30:00,882
‫بعدش هم با رفتن نیکی،
‫اون جریانِ ناخوشایند...

430
00:30:00,965 --> 00:30:02,634
‫مورین، مورین!

431
00:30:02,717 --> 00:30:06,095
‫از لوک الیس چه خبر؟

432
00:30:06,179 --> 00:30:08,139
‫بعدِ فارغ‌التحصیلی نیکی،
‫یه چیزی بهت گفت که

433
00:30:08,223 --> 00:30:11,601
‫ناراحتت کرد،
‫تو هم گذاشتی رفتی...

434
00:30:14,103 --> 00:30:16,272
‫میگه ما پدرومادرش رو کشتیم

435
00:30:17,899 --> 00:30:20,777
‫فکر کردم از این کارها نمی‌کنیم

436
00:30:20,860 --> 00:30:25,698
‫سعی‌مون رو می‌کنیم. جدی میگم

437
00:30:25,782 --> 00:30:28,076
‫اما مادرش موقع دزدیدنش به‌هوش اومد،

438
00:30:28,159 --> 00:30:30,578
‫بنابراین...

439
00:30:30,662 --> 00:30:32,247
‫تلفات جانبی بوده

440
00:30:35,708 --> 00:30:37,919
‫نکنه بهش وابسته شدی؟

441
00:30:39,712 --> 00:30:42,841
‫معلومـه که نه

442
00:30:42,924 --> 00:30:44,175
‫شما چطور؟

443
00:30:44,259 --> 00:30:46,678
‫نه

444
00:30:48,388 --> 00:30:50,306
‫با افتخار میگم نه

445
00:30:50,390 --> 00:30:53,184
‫پروتکل وابستگی‌های بی‌جای اینجا رو که بلدی:

446
00:30:53,268 --> 00:30:57,981
‫تا لوک فارغ‌التحصیل نشد،
‫نزدیک بخش جلویی نشو و

447
00:30:58,064 --> 00:31:01,860
‫الان هم برو خونه

448
00:31:01,943 --> 00:31:06,114
‫ولی شب آتیش‌بازیـه و
‫قراره کمک کنم

449
00:31:06,197 --> 00:31:07,365
‫بعدش هم باید بخش پشتی رو...

450
00:31:07,448 --> 00:31:08,908
‫خیلی‌خب، شیفتت رو تموم کن

451
00:31:08,992 --> 00:31:10,952
‫ولی به لوک الیس نزدیک نشو

452
00:31:11,035 --> 00:31:12,662
‫چشم

453
00:31:52,869 --> 00:31:53,995
‫چیکار داری...

454
00:31:54,078 --> 00:31:56,664
‫بیست‌ودو گرم پروتئین

455
00:31:56,748 --> 00:31:58,708
‫به دردت می‌خوره

456
00:32:08,301 --> 00:32:11,179
‫خیلی‌خب، خانم‌ها و آقایون،
‫روال کار رو که می‌دونید

457
00:32:11,262 --> 00:32:12,722
‫لطفاً سر جاهاتون قرار بگیرید

458
00:32:22,815 --> 00:32:25,360
‫شبِ فیلمـه، ها؟

459
00:32:25,443 --> 00:32:27,779
‫همچین هم چنگی به دل نمی‌زنه

460
00:32:29,030 --> 00:32:30,740
‫بیخیال، رفیق

461
00:32:30,823 --> 00:32:32,867
‫در واقع، آقای ویلهام،

462
00:32:32,951 --> 00:32:34,369
‫شما این فرصت رو دارید که
‫توی یکی از شب‌های آتیش‌بازیِ ما

463
00:32:34,452 --> 00:32:36,788
‫حضور داشته باشید

464
00:32:36,871 --> 00:32:38,373
‫خیلی‌خب، چه فرقی داره حالا؟

465
00:32:38,456 --> 00:32:40,750
‫شب فیلم‌دیدن تمرینیـه. این واقعیـه

466
00:32:40,833 --> 00:32:43,795
‫به خاطر همینـه که الان اینجایی.
‫این مأموریتتـه.

467
00:32:43,878 --> 00:32:47,298
‫تموم قدم‌هایی که برمی‌دارید،
‫در راستای همین هدفـه

468
00:32:47,382 --> 00:32:49,133
‫عالیـه

469
00:32:49,217 --> 00:32:51,219
‫جای شکرش باقیـه که
‫همه چی الکی‌پلکی نیست

470
00:32:51,302 --> 00:32:53,721
‫راستش، تا حالا ندیده بودم
‫جز برای فارغ‌التحصیلی‌ها

471
00:32:53,805 --> 00:32:55,431
‫از دفترت بیای بیرون

472
00:32:55,515 --> 00:32:59,352
‫گفتم شاید نخوای ببینی
‫چه چیزهایی که پشت‌پرده نیست

473
00:33:01,104 --> 00:33:03,398
‫پس واقعاً هم شب بزرگیـه، نه؟

474
00:33:03,481 --> 00:33:05,984
‫با توجه به اینکه وقت درست‌وحسابی
‫برای وفق پیداکردن نداشتی،

475
00:33:06,067 --> 00:33:09,904
‫ازت انتظاری نمیره که
‫امشب بار زیادی رو به دوش بکشی

476
00:33:09,988 --> 00:33:15,243
‫عقب بشین و به‌قولی،
‫سوارِ موج شو

477
00:33:15,326 --> 00:33:17,912
‫مطمئنم خانم بنسون خوشحال میشه
‫برات توضیح بده

478
00:33:17,996 --> 00:33:19,455
‫نگرانش نباش

479
00:33:19,539 --> 00:33:21,290
‫یه‌جورایی فقط حس می‌کنی که...

480
00:33:21,374 --> 00:33:23,376
‫داری با بقیه‌ی ما کشیده میشی

481
00:33:23,459 --> 00:33:24,919
‫به کجا؟

482
00:33:25,003 --> 00:33:27,296
‫خانم استن‌هوپ راهنمای امشبِ ماست

483
00:33:27,380 --> 00:33:30,425
‫عینهو راهنمای توی قطار؟

484
00:33:30,508 --> 00:33:32,760
‫بله، یا راهنمای ارکستر

485
00:33:32,844 --> 00:33:36,139
‫یا شاید هم راهنمای یه سیم برق

486
00:33:36,222 --> 00:33:40,393
‫یعنی قرعه به نام من افتاده و
‫قراره هوشیار بمونم

487
00:33:40,476 --> 00:33:42,979
‫جان؟ هوشیار؟

488
00:33:43,062 --> 00:33:46,315
‫نه مثل خواب.
‫هرچند که آدم بیهوش میشه و

489
00:33:46,399 --> 00:33:49,819
‫بعدش هم حس بهتری داره.
‫سردردت هم کم‌کم آروم میشه.

490
00:33:49,902 --> 00:33:52,780
‫- یکمی
‫- مخلص کلام:

491
00:33:52,864 --> 00:33:54,282
‫با هم وداع کنید

492
00:33:54,365 --> 00:33:58,286
‫بعدِ امشب،
‫آیریس میره خونه

493
00:33:58,369 --> 00:33:59,454
‫بعدِ بازپروری

494
00:33:59,537 --> 00:34:04,500
‫البته. تبریک میگم

495
00:34:04,584 --> 00:34:05,877
‫من حاضرم

496
00:34:07,962 --> 00:34:09,422
‫هر چی شد شد،
‫فقط سردردها تموم شه

497
00:34:09,505 --> 00:34:12,508
‫همین که عایدت بشه،

498
00:34:12,592 --> 00:34:14,886
‫خودش کُلیـه

499
00:34:16,304 --> 00:34:17,430
‫خودش کُلیـه

500
00:34:31,360 --> 00:34:36,074
‫خانم‌ها و آقایون،
‫بریم که شروع کنیم

501
00:35:45,059 --> 00:35:48,813
‫اگه خیلی وقت پیش این مرد وفاداریش رو ثابت نمی‌کرد که
‫الان هیچ‌کدوممون اینجا نبودیم

502
00:35:50,064 --> 00:35:55,862
‫بعلاوه، خودش می‌دونه کسی با من در بیفته،
‫چه بلایی سرِ خودش و خانواده‌اش میاد

503
00:36:05,621 --> 00:36:07,957
‫برو که رفتیم

504
00:36:08,040 --> 00:36:09,584
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫خودتون روال کار رو بلدید.

505
00:36:09,667 --> 00:36:13,171
‫وقتشـه که خودتون رو رها کنید

506
00:36:13,254 --> 00:36:17,341
‫آقای ویلهام، این یعنی به زمزمه متکی باشید،

507
00:36:17,425 --> 00:36:19,594
‫نه چیز دیگه‌ای.
‫خودتون رو به اون بسپارید.

508
00:36:19,677 --> 00:36:23,347
‫راهنما تنها کسیـه که هوشیار می‌مونه

509
00:36:23,431 --> 00:36:26,267
‫من خیلی اهل رهاکردن نیستم

510
00:36:26,350 --> 00:36:29,270
‫خب، در این مورد،
‫بهت توصیه می‌کنم تجدیدنظر کنی،

511
00:36:29,353 --> 00:36:30,938
‫برای امنیت خودت

512
00:36:31,022 --> 00:36:32,315
‫فقط چشم‌هات رو ببند

513
00:36:51,417 --> 00:36:53,878
‫کجاتون درد می‌کنه؟

514
00:36:59,550 --> 00:37:04,388
‫اینجام. از پله یا سراشیبی که میرم پایین،
‫بدتر هم میشه

515
00:37:04,388 --> 00:37:08,643
‫آقای پوپوف گفتن پارسال بهتون
‫کورتون تزریق کردن. عوارضی که نداشت؟

516
00:37:09,810 --> 00:37:11,479
‫خیر، خیلی هم مفید بوده

517
00:37:11,979 --> 00:37:13,648
‫پس من هم براتون می‌زنم

518
00:37:14,315 --> 00:37:15,483
‫خانم استن‌هوپ،

519
00:37:15,566 --> 00:37:17,360
‫همچنان هوشیارید؟

520
00:37:19,528 --> 00:37:21,697
‫همه چی تحت کنترلـه؟

521
00:37:21,781 --> 00:37:24,242
‫فکر کنم، آره.
‫نفس‌کشیدنش رو حس می‌کنم.

522
00:37:24,325 --> 00:37:28,329
‫محلولی که دنبالشی،
‫روش نوشته فنتانیل سیترات

523
00:37:28,412 --> 00:37:30,373
‫روی همه‌ی محلول‌ها روسی نوشته

524
00:37:30,456 --> 00:37:33,751
‫وقتی دکتر می‌تونه بخونتشون،
‫پس تو هم باید بتونی

525
00:37:33,834 --> 00:37:36,295
‫باشه

526
00:37:44,428 --> 00:37:46,180
‫ایول

527
00:37:48,307 --> 00:37:52,228
‫تونی، تأیید می‌کنی که با جریان هم‌سو شدن؟

528
00:37:56,440 --> 00:37:58,401
‫تأیید می‌کنم

529
00:38:52,371 --> 00:38:54,874
‫خیلی‌خب، اصلاً حسش نمی‌کنید.
‫به نیش پشه‌ هم نمی‌رسه.

530
00:39:10,890 --> 00:39:12,391
‫چی شده؟

531
00:39:12,433 --> 00:39:13,434
‫یه جای کار می‌لنگه!

532
00:39:23,736 --> 00:39:25,112
‫مارینا رو صدا کنید!

533
00:39:25,112 --> 00:39:27,156
‫مارینا! مارینا!

534
00:39:27,156 --> 00:39:29,992
‫عزیزم، چی شده؟
‫چه خبره اینجا؟

535
00:39:34,872 --> 00:39:36,207
‫کجایی؟

536
00:39:36,290 --> 00:39:39,460
‫پشت فرمونی؟

537
00:39:39,543 --> 00:39:40,669
‫می‌دونم گفتم فقط چند ساعت...

538
00:39:40,753 --> 00:39:42,129
‫دیگه عالی شد

539
00:39:42,213 --> 00:39:43,756
‫حالا ماشینم رو می‌دزدی؟

540
00:39:43,839 --> 00:39:45,466
‫- نه. لطفاً...
‫- به قول مامان که

541
00:39:45,549 --> 00:39:47,343
‫من عادت دارم جذب مردهای شیّاد بشم.
‫بابام رو مقصر می‌دونه.

542
00:39:47,426 --> 00:39:49,678
‫وندی، یه دقیقه گوش میدی؟

543
00:39:51,389 --> 00:39:53,140
‫ببین، می‌فهمم که

544
00:39:53,224 --> 00:39:56,143
‫چرا هنوز درباره‌ی همه چی دوبه‌شکی

545
00:39:56,227 --> 00:39:57,812
‫انی، پلکان سرخ و من

546
00:39:59,563 --> 00:40:01,273
‫اما شک ندارم همین‌ها انی رو کشتن

547
00:40:01,357 --> 00:40:04,110
‫ای خدا، چی شده باز؟

548
00:40:05,569 --> 00:40:07,405
‫یه بابایی اومد سراغم و

549
00:40:07,488 --> 00:40:09,156
‫می‌گفت مدیر حراستشونـه

550
00:40:09,240 --> 00:40:10,491
‫خب، چی می‌خواست؟

551
00:40:10,574 --> 00:40:12,284
‫ازم زهر چشم بگیره

552
00:40:13,786 --> 00:40:15,538
‫خب، چندان هم بد نیست ها

553
00:40:17,665 --> 00:40:19,291
‫آره، خب. شرمنده بابت ماشینت

554
00:40:19,375 --> 00:40:21,669
‫تا صبح میارمش برات

555
00:40:21,752 --> 00:40:23,462
‫قبلاً هم از این حرف‌ها زدی

556
00:40:23,546 --> 00:40:24,839
‫کجا داری میری؟

557
00:40:24,922 --> 00:40:27,550
‫پلکان سرخ، گمونم

558
00:40:27,633 --> 00:40:29,385
‫- برمی‌گردم نوتر پَن
‫- می‌دونی رئیس چیکار می‌کنه دیگه؟

559
00:40:29,468 --> 00:40:30,678
‫همینجوریش هم از دستت کُفریـه

560
00:40:30,761 --> 00:40:34,598
‫می‌فهمم، وندی.
‫تو نگران نباش، خب؟

561
00:40:34,682 --> 00:40:35,850
‫چیزیم نمیشه

562
00:40:35,933 --> 00:40:39,478
‫فقط مراقب خودت باش

563
00:40:39,562 --> 00:40:41,397
‫چشم

564
00:40:57,913 --> 00:40:59,206
‫آیریس

565
00:40:59,290 --> 00:41:01,709
‫آیریس؟

566
00:41:12,303 --> 00:41:15,514
‫پشمام، خوبـه تا حالا
‫صد مرتبه این وضعیت رو دیدی

567
00:41:20,895 --> 00:41:22,897
‫با تموم این مزخرفات 

568
00:41:22,980 --> 00:41:26,734
‫همچنان... چرخ قطار رو می‌چرخونیم

569
00:41:27,985 --> 00:41:29,820
‫به طریقی، نه

570
00:41:29,904 --> 00:41:31,655
‫تو

571
00:41:31,739 --> 00:41:33,699
‫بیخیال

572
00:41:33,782 --> 00:41:35,618
‫جدی میگم

573
00:41:35,701 --> 00:41:39,288
‫امیدوارم بالادستی‌ها قَدرت رو بدونن

574
00:41:44,585 --> 00:41:46,420
‫می‌دونم هنوز هم از دستم دلخوری و

575
00:41:46,504 --> 00:41:49,840
‫حق هم داری

576
00:41:49,924 --> 00:41:52,259
‫من فقط...

577
00:41:52,343 --> 00:41:54,595
‫ای کاش می‌شد
‫می‌تونستیم جشن بگیریم،

578
00:41:54,678 --> 00:41:57,306
‫مثل همیشه

579
00:42:07,358 --> 00:42:08,609
‫وضعیت تموم سربازها پایداره

580
00:42:08,692 --> 00:42:09,985
‫خیلی‌خب

581
00:42:10,069 --> 00:42:12,446
‫سر و وضع‌شون رو مرتب کنید و
‫ببریدشون توی رختخواب

582
00:42:12,530 --> 00:42:15,658
‫- همگی خسته نباشید
‫- آره

583
00:42:15,741 --> 00:42:17,785
‫انبارِ بخش جلویی

584
00:42:17,868 --> 00:42:19,453
‫ده دقیقه‌ی دیگه

585
00:42:24,124 --> 00:42:25,834
‫مامان‌بابات...

586
00:42:28,420 --> 00:42:30,881
‫انجیل می‌خوندن؟

587
00:42:30,965 --> 00:42:34,677
‫آره، خیلی هم زیاد.
‫ولی چیزهای دیگه‌ای رو هم

588
00:42:34,760 --> 00:42:37,304
‫حس می‌کردن

589
00:42:37,388 --> 00:42:40,432
‫چیزهایی که نباید حس می‌کردن

590
00:42:40,516 --> 00:42:42,309
‫می‌دونی سامسون کی بود؟

591
00:42:42,393 --> 00:42:43,811
‫آره، همون موبلنده؟

592
00:42:43,894 --> 00:42:45,896
‫فلسطینی‌ها دوست‌دخترش رو خریدن تا
‫موهاش رو کوتاه کنه

593
00:42:45,980 --> 00:42:47,773
‫بلکه قدرتش رو از دست بده

594
00:42:47,856 --> 00:42:49,650
‫آفرین

595
00:42:49,733 --> 00:42:53,821
‫بعد اینکه فلسطینی‌ها اسیرش کردن،

596
00:42:53,904 --> 00:42:56,991
‫سامسون برای اولین بار توی زندگیش...

597
00:42:57,074 --> 00:42:58,826
‫دست به دعا شد

598
00:43:01,120 --> 00:43:05,082
‫دعا کرد بتونه به‌قدری قدرتش رو
‫به دست بیاره که

599
00:43:05,165 --> 00:43:07,585
‫بتونه انتقامش رو بگیره

600
00:43:09,086 --> 00:43:11,589
‫بعدش هم که بردنش توی معبد تا

601
00:43:11,672 --> 00:43:16,427
‫نشونش بدن شکست خورده،

602
00:43:16,510 --> 00:43:18,846
‫کل اون معبد رو روی سرشون خراب کرد

603
00:43:18,929 --> 00:43:22,099
‫خودش هم اون لحظه توی معبد بود؟

604
00:43:22,182 --> 00:43:25,811
‫آره، ولی...

605
00:43:25,894 --> 00:43:27,313
‫موفق شد

606
00:43:30,608 --> 00:43:32,526
‫«گاهی‌وقت‌ها فقط با

607
00:43:32,610 --> 00:43:34,737
‫نشون‌دادنِ اینکه هنوز جا نزدی،
‫پیروزِ میدون میشی»

608
00:43:37,615 --> 00:43:39,116
‫ما به همین بسنده نمی‌کنیم

609
00:43:39,199 --> 00:43:42,578
‫قراره اینجا رو کن‌فیکون کنیم

610
00:43:45,080 --> 00:43:46,498
‫دیگه چیزی نمونده

611
00:43:52,212 --> 00:43:53,547
‫ایشالا که به اندازه‌ی کافی گرم شده

612
00:45:08,163 --> 00:45:10,791
‫خیلی‌خب، مورین داره برمی‌گرده

613
00:45:10,874 --> 00:45:13,752
‫سیگسبی و استک‌هاوس
‫دارن میرن انبار

614
00:45:13,836 --> 00:45:16,505
‫دشمن بسترِ شکست خودش رو
‫فراهم می‌کنه، درستـه؟

615
00:45:16,588 --> 00:45:18,215
‫نمی‌دونم یعنی چی

616
00:45:18,298 --> 00:45:20,509
‫یعنی...

617
00:45:20,592 --> 00:45:23,595
‫باید از نقاط قوت‌شون
‫علیه خودشون استفاده کنیم

618
00:45:26,265 --> 00:45:27,641
‫خیلی‌خب

619
00:45:29,226 --> 00:45:30,644
‫خیلی‌خب

620
00:45:32,730 --> 00:45:33,897
‫وقتشـه. بیا انجامش بدیم

621
00:45:42,948 --> 00:45:44,158
‫آفرین

622
00:45:53,333 --> 00:45:55,502
‫بجنب

623
00:45:55,586 --> 00:45:57,254
‫وای خدا، خدایا

624
00:45:57,337 --> 00:45:59,006
‫هی

625
00:45:59,089 --> 00:46:00,924
‫من لاله‌ی گوشم رو می‌کشم پایین

626
00:46:01,008 --> 00:46:03,844
‫تو قیچی رو باز کن و
‫کار رو در بیار

627
00:46:06,346 --> 00:46:07,848
‫خدایا

628
00:46:07,931 --> 00:46:09,141
‫دست بجنبون، ایوری

629
00:46:09,224 --> 00:46:12,227
‫آخه... من...

630
00:46:12,311 --> 00:46:13,854
‫- نمی‌تونم
‫- ایوری، تو رو خدا

631
00:46:13,937 --> 00:46:15,522
‫تو رو خدا. منو ببخش.
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم.

632
00:46:15,606 --> 00:46:16,982
‫خیلی‌خب، الان وقتِ این کارها نیست

633
00:46:18,233 --> 00:46:19,485
‫نه

634
00:46:22,154 --> 00:46:23,864
‫وای خدا، خدایا

635
00:46:23,947 --> 00:46:25,032
‫ای خدا

636
00:46:34,291 --> 00:46:36,043
‫بیا

637
00:46:36,126 --> 00:46:38,670
‫ای خدا، خدایا

638
00:47:04,780 --> 00:47:07,658
‫ای کاش من رو هم با خودت می‌بردی.
‫ای کاش می‌شد.

639
00:47:07,741 --> 00:47:10,118
‫واقعاً ای کاش

640
00:47:11,328 --> 00:47:13,205
‫من رو یادت نره ها

641
00:47:13,288 --> 00:47:15,624
‫محالـه

642
00:47:17,000 --> 00:47:19,169
‫خیلی‌خب. خدایا

643
00:47:23,173 --> 00:47:25,259
‫پاشو، خانم سیگسبی

644
00:47:31,682 --> 00:47:34,101
‫از عشق‌وحال عقب نمونی

645
00:47:42,818 --> 00:47:44,152
‫خب، بعد اون روز،
‫می‌ترسیدم که نکنه...

646
00:47:46,196 --> 00:47:47,865
‫بگذریم...

647
00:47:47,948 --> 00:47:50,951
‫خوشحالم که تونستیم
‫کدورت‌ها رو کنار بذاریم

648
00:47:51,034 --> 00:47:53,620
‫عجله نکن. صرفاً اومدیم اینجا که

649
00:47:53,704 --> 00:47:56,164
‫استک‌هاوس موقع دیدنِ دوربین‌ها،

650
00:47:56,248 --> 00:47:58,959
‫فکر کنه طبق روال پیش میریم

651
00:48:01,962 --> 00:48:03,046
‫آم، حالت خوبـه؟

652
00:48:03,130 --> 00:48:05,382
‫- یخ بیارم برات؟
‫- من خوبم

653
00:48:05,465 --> 00:48:08,635
‫لوک الیسِ دلبندت
‫این بلا رو سرم آورد

654
00:48:08,719 --> 00:48:10,804
‫فردا می‌فرستمش بره بخش پشتی گم شه

655
00:48:10,888 --> 00:48:14,099
‫نه، جولیا. هنوز باهاش کار دارم

656
00:48:22,900 --> 00:48:24,651
‫امن و امانـه

657
00:48:24,735 --> 00:48:25,986
‫موفق باشی، لوک

658
00:48:26,069 --> 00:48:28,655
‫ممنون، ایوستر. همچنین

659
00:48:41,084 --> 00:48:42,836
‫وایسا. یکی داره میاد

660
00:48:42,920 --> 00:48:44,212
‫برو عقب. گوشه‌ی راهرو قایم شو

661
00:48:55,432 --> 00:48:57,100
‫مرسی. نزدیک بود ها

662
00:48:57,184 --> 00:48:59,061
‫دو ثانیه صبر کن

663
00:49:04,441 --> 00:49:06,360
‫خیلی‌خب. توی سالن غذاخوریـه

664
00:49:24,002 --> 00:49:26,254
‫توی غذاخوری خبری نیست

665
00:49:29,049 --> 00:49:31,885
‫کجایی؟
‫نمی‌بینمت

666
00:49:31,969 --> 00:49:34,888
‫آره، وسط سالنم

667
00:49:34,972 --> 00:49:36,473
‫می‌تونی دستت رو
‫جلوی دوربین تکون بدی؟

668
00:49:36,556 --> 00:49:38,850
‫هیچی نشون نمیده

669
00:49:41,019 --> 00:49:42,396
‫این دوربین‌های وامونده باید سرویس بشن

670
00:49:42,479 --> 00:49:44,231
‫حرکت رو نمی‌گیرن

671
00:49:44,314 --> 00:49:45,482
‫حتماً به خاطر گرماست

672
00:49:45,565 --> 00:49:47,150
‫سوناست انگار

673
00:49:47,234 --> 00:49:48,986
‫همونجا وایسا

674
00:49:49,069 --> 00:49:51,071
‫بهت میگم کِی بری

675
00:49:52,489 --> 00:49:54,116
‫خیلی‌خب، حالا برو

676
00:50:07,170 --> 00:50:10,257
‫می‌دونی که ممکنه
‫چقدر روی برنامه تأثیر بذاره؟

677
00:50:10,340 --> 00:50:15,053
‫برنامه از دیشبه که سه‌تا نیروی جدید کم داره

678
00:50:15,137 --> 00:50:16,513
‫بخش پشتی نیرو لازم داره

679
00:50:16,596 --> 00:50:19,182
‫فعلاً جاه‌طلبی‌هات رو بذار کنار

680
00:50:19,266 --> 00:50:20,475
‫جولیا

681
00:50:40,912 --> 00:50:42,789
‫گمونم همین‌قدر بسـه

682
00:50:42,873 --> 00:50:44,875
‫اگه دقت کرده باشه،

683
00:50:44,958 --> 00:50:46,877
‫حتماً می‌دونه همچین آبی ازت گرم نمیشه

684
00:50:46,960 --> 00:50:48,879
‫وای، نه!

685
00:50:48,962 --> 00:50:50,964
‫نه، نه، نه!

686
00:50:53,508 --> 00:50:55,802
‫جولیا، وایسا

687
00:50:55,886 --> 00:50:57,804
‫چیزی که قبلاً درباره‌ی بالادستی‌ها زدم،

688
00:50:57,888 --> 00:50:58,972
‫همش حرف نبود

689
00:50:59,056 --> 00:51:02,476
‫واقعاً خوش‌شانسن که تو کنارشونی

690
00:51:02,559 --> 00:51:04,519
‫من فقط...

691
00:51:04,603 --> 00:51:06,813
‫یک و نیم دقیقه دیر کردی

692
00:51:06,897 --> 00:51:09,191
‫خب، من می‌خواستم...

693
00:51:09,274 --> 00:51:11,318
‫نه، اما...

694
00:51:11,401 --> 00:51:12,903
‫خیلی‌خب

695
00:51:12,986 --> 00:51:14,446
‫مسیرت تا رختشویی بازه

696
00:51:14,529 --> 00:51:16,281
‫مسیرت تا رختشویی بازه

697
00:51:43,016 --> 00:51:44,601
‫خانم سیگسبی

698
00:51:44,684 --> 00:51:46,436
‫مورین

699
00:51:46,520 --> 00:51:48,939
‫- همه چی مرتبـه؟
‫- بله، خانم

700
00:51:49,022 --> 00:51:50,190
‫خدا رو شکر

701
00:52:01,118 --> 00:52:02,452
‫- لوک؟
‫- مورین

702
00:52:04,287 --> 00:52:07,165
‫برو توی چرخ دستی.
‫خیلی وقت نداریم.

703
00:52:09,209 --> 00:52:11,086
‫برنامه‌ی من رو می‌دونن

704
00:52:33,483 --> 00:52:35,152
‫تمومی نداره، نه؟

705
00:52:35,235 --> 00:52:37,487
‫پشتی‌ها کثیف‌کاریشون زیاده

706
00:52:37,571 --> 00:52:39,656
‫آره، والا. میگما،

707
00:52:39,739 --> 00:52:41,908
‫یکی از این حوله‌ها برمی‌دارم.
‫باید قبل رفتن دوش بگیرم.

708
00:52:41,992 --> 00:52:43,660
‫برو رختشویی بردار

709
00:52:43,743 --> 00:52:45,370
‫بیخیال. عجله دارم

710
00:52:45,453 --> 00:52:46,913
‫من و زیک مرخصی داریم

711
00:52:46,997 --> 00:52:48,415
‫می‌خوایم بریم اون استراحتگاهِ بین‌راهی
‫توی جاده‌ی 116،

712
00:52:48,498 --> 00:52:52,169
‫دوتا  ماشین بلند کنیم

713
00:52:52,252 --> 00:52:54,129
‫همین‌جوریش هم کم داریم

714
00:52:54,212 --> 00:52:57,090
‫اگه سیگسبی بپرسه
‫چرا کمتر از اون چیزیـه که

715
00:52:57,174 --> 00:53:00,093
‫باید باشه،
‫حتماً بهش میگم چرا

716
00:53:00,177 --> 00:53:01,303
‫یه حوله‌ست دیگه حالا

717
00:53:03,013 --> 00:53:05,015
‫برو گمشو  مورین

718
00:53:27,078 --> 00:53:28,663
‫خیلی‌خب، لوک. رسیدیم تهش

719
00:53:32,375 --> 00:53:33,627
‫بیا

720
00:53:33,710 --> 00:53:35,420
‫خیلی‌خب

721
00:53:35,503 --> 00:53:38,048
‫در رو برات باز کردم

722
00:53:38,131 --> 00:53:41,176
‫در بعدی هم قفل نیست

723
00:53:41,259 --> 00:53:42,510
‫از اونجا میری حیاط پشتی

724
00:53:42,594 --> 00:53:45,013
‫از حصار که رد شدی،

725
00:53:45,096 --> 00:53:47,307
‫سراشیبی رو مستقیم تا رودخونه برو

726
00:53:47,390 --> 00:53:49,476
‫باید از رودخونه رد بشی و

727
00:53:49,559 --> 00:53:51,978
‫بعد پایین دستِ رودخونه بری تا
‫به پلکان سرخ برسی

728
00:53:52,062 --> 00:53:53,480
‫اونجا فضای سبزه

729
00:53:53,563 --> 00:53:55,148
‫شیفتم که تموم شد،
‫میام دنبالت

730
00:53:55,232 --> 00:53:56,733
‫بعدش کجا میریم؟

731
00:53:56,816 --> 00:54:00,153
‫یه آشنای خبرنگار دارم

732
00:54:00,237 --> 00:54:03,448
‫داستانت رو پخش می‌کنن

733
00:54:09,537 --> 00:54:10,664
‫این چیـه؟

734
00:54:10,747 --> 00:54:12,207
‫به دنیا نشون بده که اینجا چه خبره

735
00:54:14,167 --> 00:54:15,502
‫قراره با هم نشونش بدیم

736
00:54:15,585 --> 00:54:17,128
‫نگران من نباش

737
00:54:20,382 --> 00:54:22,717
‫کاش هیچوقت اینجا رو نمی‌دیدم

738
00:54:24,761 --> 00:54:27,514
‫ممنونم، مورین. جدی میگم

739
00:54:27,597 --> 00:54:30,183
‫خیلی‌خب. موفق باشی، لوک

740
00:54:34,562 --> 00:54:37,357
‫خیلی‌خب

741
00:54:37,440 --> 00:54:39,567
‫خب دیگه، بهتره بری

742
00:54:57,669 --> 00:54:58,586
‫آیریس؟

743
00:55:04,342 --> 00:55:05,468
‫آیریس؟

744
00:55:06,720 --> 00:55:08,513
‫ای خدا

745
00:55:08,596 --> 00:55:12,142
‫هی، هی، هی، آیریس، چیزی نیست

746
00:55:12,225 --> 00:55:14,644
‫نه، نه، نه، نه.
‫از اینجا می‌بریمت بیرون.

747
00:55:14,728 --> 00:55:16,730
‫خب؟

748
00:55:16,813 --> 00:55:17,772
‫آیریس، تو رو خدا

749
00:55:28,491 --> 00:55:30,285
‫منو ببخش
