﻿1
00:01:06,983 --> 00:01:11,154
خیله‌خب ، شروع کن

2
00:01:11,196 --> 00:01:13,531
اسم من «نورا الیزابت جِیمسون دورست»‌ـه

3
00:01:13,573 --> 00:01:16,659
تاریخ تولد 18 «نوامبر» 1979

4
00:01:16,701 --> 00:01:18,995
این نسخه‌ای از رونامه امروزه

5
00:01:22,082 --> 00:01:25,752
بدین‌وسیله همه‌ی افرادی که قراره در این رویه
در حال وقوع حاضر باشن رو ضمانت می‌کنم

6
00:01:25,794 --> 00:01:29,089
من از لحاظ جسمی و روحی سالم هستم
و طبق اراده و اختیار خودم این‌کار رو انجام میدم

7
00:01:33,384 --> 00:01:35,220
همین -
وایستا -

8
00:01:39,808 --> 00:01:41,893
چیزی شده؟

9
00:01:41,935 --> 00:01:44,771
هیچی . مشکلی نیست

10
00:01:44,813 --> 00:01:46,689
اون چی گفت؟

11
00:01:46,731 --> 00:01:49,192
می‌خواد که دوباره اظهارات‌ـت رو بگی

12
00:01:49,234 --> 00:01:52,570
واسه چی می‌خوای دوباره بگم؟

13
00:01:52,612 --> 00:01:56,825
چون باورت ندارم

14
00:01:56,908 --> 00:01:58,993
ببخشید؟

15
00:01:59,035 --> 00:02:02,539
تو من رو ببخش اما داری دروغ میگی

16
00:02:04,415 --> 00:02:06,042
...تو فقط داری

17
00:02:06,084 --> 00:02:09,420
فقط داری چیزهایی که ما می‌خوایم
بشنویم رو میگی

18
00:02:10,880 --> 00:02:15,593
شما من رو دعوت کردید
بعدش من رو رد کردید

19
00:02:15,635 --> 00:02:18,680
اما من کل شب رو بیرون
خونه‌تون نشستم و تا اینجا دنبالتون کردم

20
00:02:18,721 --> 00:02:22,308
پس هیچ چاره‌ی دیگه‌ای جز اینکه
من رو وارد دستگاهتون کنید ندارید

21
00:02:22,350 --> 00:02:24,727
پس واسم مهم نیست که
چی می‌خواید ازم بشنوید

22
00:02:27,105 --> 00:02:28,898
و من دروغگو نیستم

23
00:02:30,859 --> 00:02:32,986
میشه اسم بچه‌هات رو بگی؟

24
00:02:33,027 --> 00:02:34,779
چی؟ -
بچه‌هات -

25
00:02:34,821 --> 00:02:36,573
فکر کنی بتونی اسم‌هاشون رو بگی؟

26
00:02:36,614 --> 00:02:38,324
«ارین» و «جرمی»

27
00:02:38,366 --> 00:02:40,451
منظورم توی اظهارات‌ـته

28
00:02:42,495 --> 00:02:44,622
می‌خوای دوباره امتحان کنی؟

29
00:02:45,832 --> 00:02:47,292
باشه

30
00:02:55,800 --> 00:03:00,096
اسم من «نورا الیزابت جِیمسون دورست»‌ـه

31
00:03:00,138 --> 00:03:03,808
در 18ـم «نوامبر» سال 1979 متولد شدم

32
00:03:06,978 --> 00:03:09,355
این نسخه‌ای از روزنامه روزه

33
00:03:09,397 --> 00:03:12,609
چون امروز روزیه که من میرم
تا پیش اون‌ها باشم

34
00:03:16,154 --> 00:03:19,324
میرم تا پیش بچه‌هام باشم

35
00:03:19,365 --> 00:03:22,160
«ارین» و «جرمی»

36
00:03:25,747 --> 00:03:28,082
الان آماده‌ی رفتنم

37
00:03:33,338 --> 00:03:36,341
ما ترجیح میدیم که بیشتر روی
آشناییت با پروسه وقت بزاریم

38
00:03:36,382 --> 00:03:40,470
اما از اونجایی که در حال
جابجایی هستیم

39
00:03:40,511 --> 00:03:42,472
اما فقط باید صبور باشی
و ما رو تحمل کنی

40
00:03:51,064 --> 00:03:52,357
جای آدم بود؟

41
00:03:52,398 --> 00:03:56,194
فسیل‌ـه . آدمش رفته

42
00:03:59,072 --> 00:04:00,865
شاید بزارن فسیل
من رو نگه داری

43
00:04:13,711 --> 00:04:16,005
«به محض اینکه سُرِم «سدیم کلرید
رو بهت تزریق کردیم

44
00:04:16,047 --> 00:04:18,758
بیرون کامیون لباستو عوض میکنی

45
00:04:18,800 --> 00:04:22,011
وقتی پات رو داخل کامیون گذاشتی
اتاقکی رو تو انتهای کامیون می‌بینی

46
00:04:22,053 --> 00:04:24,055
به سمتش میری

47
00:04:26,391 --> 00:04:28,851
شاید احساس حالت تهوع
یا درد بهت دست بده وقتی که

48
00:04:28,893 --> 00:04:30,979
از دستگاه لیزری نوسان‌دار
عبور داده میشی

49
00:04:31,020 --> 00:04:32,689
در عین حال که دستگاه داره می‌چرخه

50
00:04:32,730 --> 00:04:35,483
به دستگاه دست نزن

51
00:04:35,525 --> 00:04:37,151
داخل اتاقک انتقال شو

52
00:04:37,193 --> 00:04:40,196
درب دستگاه رو پشت سرت ببند
و دستگیره رو به چپ بچرخون

53
00:04:40,238 --> 00:04:42,657
محکم به چپ گیر می‌کنه

54
00:04:42,699 --> 00:04:44,701
بعد زانوهات رو به
سمت سینه‌ات خم کن

55
00:04:44,784 --> 00:04:45,034
باشه؟ -
باشه -

56
00:04:45,076 --> 00:04:48,663
از داخل اونجا می‌تونیم ببینیمت

57
00:04:48,705 --> 00:04:50,164
وقتی وارد اتاقک بشی

58
00:04:50,206 --> 00:04:53,501
می‌تونی صدای ما رو بشنوی
و ما هم صدات رو می‌شنویم

59
00:04:53,543 --> 00:04:57,255
وقتی آماده باشی کار
احتراق رو شروع می‌کنیم

60
00:04:57,297 --> 00:04:59,590
3تا صدا می‌شنوی

61
00:04:59,632 --> 00:05:03,845
بعد از صدای سوم مایع
اتاقک رو پُر می‌کنه

62
00:05:03,886 --> 00:05:06,556
مایع غلظت و چگالی
شبیه به آب داره

63
00:05:06,597 --> 00:05:08,391
اما اون آب نیست

64
00:05:08,433 --> 00:05:12,437
فلزاتی داخلش هست که مشتعل میشن

65
00:05:13,938 --> 00:05:17,233
به محض وقوع این اتفاق
مایع تبدیل به جامد میشه

66
00:05:18,651 --> 00:05:21,237
چیزی از مایع رو قورت نده
و نفش هم نکش

67
00:05:21,279 --> 00:05:24,407
جون ریه‌هات هم در طی
انتقال ممکنه پُر بشن

68
00:05:28,036 --> 00:05:30,705
می‌تونی 30 ثانیه نفس‌ـت رو نگه داری؟

69
00:05:32,081 --> 00:05:33,458
آره

70
00:05:35,043 --> 00:05:38,796
خب ، فقط همین

71
00:05:44,135 --> 00:05:45,553
نوعی فعالیت

72
00:05:45,595 --> 00:05:46,596
دوییدن

73
00:05:48,222 --> 00:05:50,683
اسم

74
00:05:50,725 --> 00:05:52,602
مارمولک

75
00:05:52,643 --> 00:05:54,979
مارمولک...عالیه

76
00:05:56,939 --> 00:06:00,568
خیله‌خب ، آخری
اسم آدم

77
00:06:00,610 --> 00:06:02,612
«آنتونیو»

78
00:06:02,653 --> 00:06:05,656
آنتونیو»...عالیه»

79
00:06:05,698 --> 00:06:06,949
خیله‌خب ، بزن بریم

80
00:06:06,991 --> 00:06:09,369
«نورا الیزابت جِیمسون دورست» "

81
00:06:09,410 --> 00:06:11,204
با 417 سال سِن

82
00:06:11,245 --> 00:06:14,624
توسط فیزیکدان‌های مشترک‌المنافع
بین‌المللی سه‌شنبه پیش

83
00:06:14,665 --> 00:06:17,460
در بیرون از ناکجاآباد دود شده
و به هوا رفت

84
00:06:17,502 --> 00:06:20,213
خانم «دورست» در «قاهره» مصر
به دنیا آمده بود

85
00:06:20,254 --> 00:06:22,173
جایی که بعد از دانشگاهش برگشت تا

86
00:06:22,215 --> 00:06:24,717
یه خانواده‌ای برای خودش
دست و پا کنه

87
00:06:24,759 --> 00:06:26,511
«شوهر فوق‌العاده‌اش «داگ دورست

88
00:06:26,552 --> 00:06:29,389
و بچه‌های دوست‌داشتنی‌ـش
«جرمی» و «ارین»

89
00:06:29,430 --> 00:06:31,182
خانم «دورست» توسط همکارانش
تحسین می‌شد

90
00:06:31,224 --> 00:06:35,144
وی یک کارمند قدیمی در
" اداره «بیماری ناگهانی» بود

91
00:06:35,186 --> 00:06:37,438
حال‌به‌هم‌زنه

92
00:06:37,480 --> 00:06:40,441
در وقت‌های آزادش "
خانم «دورست» از حل جدول

93
00:06:40,483 --> 00:06:42,985
افشای کلاهبرداری‌ها
و دوییدن لذت می‌برد

94
00:06:43,027 --> 00:06:46,072
اون برای حداقل
یه مدتی به همراه مارمولک

95
00:06:46,114 --> 00:06:49,325
همیشه ناخوش‌ـش «متیو جِیمسون» زنده موند

96
00:06:57,041 --> 00:06:58,960
همانطور که در خاطره ما زنده باقی می‌مونه

97
00:06:59,043 --> 00:07:01,921
و تو «آنتونیو»ـی بزرگ در آسمان

98
00:07:04,549 --> 00:07:08,886
هیچ مراسم و سرویس
" ختمی در کار نخواهد بود

99
00:07:09,846 --> 00:07:13,141
خدا «مت» رو حفظ کنه

100
00:07:13,182 --> 00:07:15,518
آگهی فوت بهتر از این نمی‌شد

101
00:07:17,812 --> 00:07:19,564
خوشحالم که مجبورم کردی

102
00:07:23,484 --> 00:07:27,905
نامه‌های تو باعث شد تا طول
کمپ دوزخ و نفرین» دووم بیارم»

103
00:07:27,947 --> 00:07:32,201
«همون کمپ لعنتی انجیل مقدس توی «آدرونادکس
که مامان‌بزرگ و آقاجون من رو می‌فرستادن

104
00:07:32,243 --> 00:07:34,454
دوزخ و نفرین» نبود»

105
00:07:34,495 --> 00:07:37,373
اسمش «کمپ روح‌القدس» بود

106
00:07:37,415 --> 00:07:40,376
«حسن کچل» ، «کچل حسن»

107
00:07:40,418 --> 00:07:43,254
خیلی کوچیک بودی با موهای دم‌اسبی

108
00:07:43,296 --> 00:07:46,340
چند سالت بود؟ 8 سال؟ -
7 -

109
00:07:46,382 --> 00:07:49,969
یادت میاد وقتی که من رو
سوار اتوبوس کردی چی گفتی؟

110
00:07:50,011 --> 00:07:52,346
مسواک بزن»؟»

111
00:07:52,388 --> 00:07:53,806
...گفتی که

112
00:07:55,850 --> 00:07:58,728
گفتی که من شجاع‌ترین
دختر روی زمین‌ـم

113
00:08:01,147 --> 00:08:03,024
و هر بار که برام نامه می‌فرستادی

114
00:08:03,065 --> 00:08:05,902
با یه «مت لیب» جدید داخلش
(لیب» : بازی فکری شبیه به جدول»)

115
00:08:05,943 --> 00:08:07,236
آدرس اینجوری نوشته شده بود

116
00:08:07,278 --> 00:08:09,864
«شجاع‌ترین دختر روی زمین»

117
00:08:09,906 --> 00:08:11,949
فراموش‌ـش کرده بودم

118
00:08:14,869 --> 00:08:16,954
درسته که من رو دیوونه می‌کنی

119
00:08:18,456 --> 00:08:20,750
اما همیشه یه مارمولک
«عالی بودی «مت

120
00:08:23,127 --> 00:08:26,923
اگه مارمولک عالی بودم
سعی می‌کردم منصرفت کنم

121
00:08:26,964 --> 00:08:29,467
عالی هستی چون سعی
تو منصرف کردن من نداری

122
00:08:33,930 --> 00:08:35,681
من ترسیدم

123
00:08:35,723 --> 00:08:37,517
مشکلی برام پیش نمیاد

124
00:08:41,062 --> 00:08:43,356
البته که همینطوره
همیشه اینطوری بودی

125
00:08:45,024 --> 00:08:48,653
من از موقعی می‌ترسم که
پیش «مری» برگردم

126
00:08:50,571 --> 00:08:52,406
و از اون مواد شیمیایی می‌ترسم که

127
00:08:52,448 --> 00:08:56,118
قراره وارد بدن من بکنن تا برای
بهتر کردن حالم تلاش کنن

128
00:08:56,160 --> 00:08:58,204
و از این می‌ترسم که اون
داروها جواب نده

129
00:09:00,164 --> 00:09:02,458
«از مُردن می‌ترسم «نورا

130
00:09:06,921 --> 00:09:10,049
از این می‌ترسم که پسرم
بدون من بزرگ بشه

131
00:09:10,091 --> 00:09:15,137
صورتم رو از یاد ببره

132
00:09:15,179 --> 00:09:17,390
ترس از اینکه صدام رو از یاد ببره

133
00:09:20,810 --> 00:09:24,313
اما بیشتر از همه از این می‌ترسم
که زنده بمونم

134
00:09:25,356 --> 00:09:27,191
...چون اگه زنده بمونم

135
00:09:29,277 --> 00:09:31,821
چطور می‌تونم توی یه اتاق
پر از آدم وایستم

136
00:09:31,862 --> 00:09:34,031
و اون‌ها رو متقاعد کنم که
پاسخ‌هایی دارم

137
00:09:34,073 --> 00:09:37,410
وقتی که هیچ نمیدونم دارم
در مورد چی صحبت می‌کنم؟

138
00:09:40,371 --> 00:09:43,165
می‌خوای به جاش با من بیای؟

139
00:09:46,460 --> 00:09:50,715
فکر می‌کنم آبجی عزیزم
این هدف رو بی‌معنا کنه

140
00:09:55,386 --> 00:09:59,348
در مورد من به مردم چی میگی؟

141
00:09:59,390 --> 00:10:01,601
اینکه چه اتفاقی تو اینجا افتاد؟

142
00:10:04,478 --> 00:10:07,398
هر چی که تو بخوای

143
00:10:15,948 --> 00:10:17,617
آماده‌ای؟

144
00:10:20,786 --> 00:10:23,164
البته که آماده‌ست

145
00:10:23,205 --> 00:10:25,625
«اون شجاع‌ترین دختر روی زمین‌ـه»

146
00:12:42,011 --> 00:12:44,054
فکر کردم یادت رفته

147
00:12:54,273 --> 00:12:57,234
معمولاً اینقدر کنار هم نداشتیم

148
00:12:58,903 --> 00:13:00,446
عشق در جریانه

149
00:13:08,537 --> 00:13:10,873
یه‌کم بیشتر برای زحمات‌ـت

150
00:13:14,585 --> 00:13:19,048
سارا» ، اسم «کِوین» برات آشنا نیست؟»

151
00:13:25,554 --> 00:13:27,097
نه

152
00:13:29,558 --> 00:13:31,310
مطمئنی؟

153
00:13:31,352 --> 00:13:35,022
چون یه مردی با این اسم
دیروز به اینجا اومد

154
00:13:35,064 --> 00:13:38,609
یه عکس داشت . عکسی از تو

155
00:13:41,028 --> 00:13:42,238
بهش چیزی گفتی؟

156
00:13:42,279 --> 00:13:43,614
البته که نه

157
00:13:46,408 --> 00:13:48,786
اما فکر کنم میدونست
که دارم دروغ میگم

158
00:15:41,315 --> 00:15:42,691
نورا»؟»

159
00:15:49,573 --> 00:15:51,867
«کِوین»

160
00:15:51,909 --> 00:15:53,577
«کِوین گاروی»

161
00:15:53,619 --> 00:15:56,080
نمیدونم که من رو یادت میاد یا نه

162
00:15:56,121 --> 00:15:59,083
من رئیس‌پلیس «مِیپِلتون» بودم

163
00:16:00,751 --> 00:16:02,836
زیاد همدیگر رو نمی‌شناسیم

164
00:16:02,878 --> 00:16:05,589
فقط چندباری باهم صحبت کردیم حقیقتش

165
00:16:07,424 --> 00:16:09,426
یه جشن بود

166
00:16:09,468 --> 00:16:12,554
یه جشن کریسمس توی دبیرستان

167
00:16:14,181 --> 00:16:17,810
یه گفتگوی خیلی خوبی باهم داشتیم

168
00:16:17,851 --> 00:16:19,478
آره

169
00:16:19,520 --> 00:16:21,105
توی راهرو

170
00:16:23,691 --> 00:16:26,610
انتظار ندارم که من رو یادت بیاد
برای خیلی وقت پیشه

171
00:16:29,113 --> 00:16:31,115
داری چی‌کار می‌کنی؟

172
00:16:32,866 --> 00:16:38,247
خب ، واسه تعطیلات توی
استرالیا سرگردون بودم

173
00:16:40,165 --> 00:16:43,210
یه‌جورایی می‌خوام یه تعطیلات
ساده داشته باشم

174
00:16:43,252 --> 00:16:46,797
میدونی ، که از کارهای
توریستی دوری کنم

175
00:16:46,839 --> 00:16:49,633
دوست دارم یه‌کم گم بشم . میدونی؟

176
00:16:51,051 --> 00:16:57,641
به‌هرحال توی اون شهر کوچیک پایین جاده بودم
و دیدم که داری دوچرخه سواری می‌کنی

177
00:16:57,683 --> 00:17:01,270
و به خودم گفتم: " یا خدا
" فکر کنم اون «نورا دورست»‌ـه

178
00:17:01,311 --> 00:17:04,523
واسه همین آدرس خونه‌ات رو پیدا کردم

179
00:17:06,650 --> 00:17:08,318
و تو هم که اینجایی

180
00:17:11,113 --> 00:17:14,950
قضیه اینجوری نیست -
ببخشید؟ -

181
00:17:14,992 --> 00:17:18,412
یه عکس از من رو به راهبه
صومعه نشون دادی

182
00:17:18,454 --> 00:17:20,664
اینجوری خونه‌ی من رو پیدا کردی

183
00:17:22,958 --> 00:17:25,544
واسه چی باید عکس تو رو داشته باشم؟ -
من همین الان از اونجا اومدم -

184
00:17:25,586 --> 00:17:28,297
...اون بهم گفت که تو سراغ من -
ازدواج کردی؟ -

185
00:17:28,338 --> 00:17:29,381
جون؟

186
00:17:29,423 --> 00:17:32,176
متأهلی یا با کسی رابطه داری؟

187
00:17:33,844 --> 00:17:36,305
می‌بینم که حلقه نداری

188
00:17:38,265 --> 00:17:44,229
و اینجور که فهمیدم یه جشن
امشب توی شهر دارن

189
00:17:44,271 --> 00:17:47,483
و وقتی تو رو روی دوچرخه دیدم

190
00:17:47,524 --> 00:17:55,532
یادم اومد که که چقدر همیشه می‌خواستم
تو رو دعوت کنم

191
00:17:59,536 --> 00:18:03,874
در هر صورت میدونم عجیب به‌نظر میاد
اما یه حس بینمون هست

192
00:18:05,334 --> 00:18:07,669
خب ، الان تو وسط ناکجاآباد هستیم

193
00:18:07,711 --> 00:18:10,005
به همدیگه برخوردیم
و منم که برای یه شب اینجام

194
00:18:10,047 --> 00:18:17,012
و با خودم گفتم که اگه
امشب دعوت‌ـت نکنم

195
00:18:22,392 --> 00:18:24,394
هرگز خودم رو نمی‌بخشم

196
00:18:27,272 --> 00:18:29,274
دیگه باید بری

197
00:18:31,860 --> 00:18:34,196
باشه

198
00:18:34,238 --> 00:18:36,532
می‌فهمم

199
00:18:36,573 --> 00:18:38,492
یه یارویی که به زور می‌شناسیش
پشت در خونه‌ات ظاهر میشه

200
00:18:38,534 --> 00:18:42,246
ازت می‌خواد که باهاش
...به یه قرار بری اما

201
00:18:44,414 --> 00:18:45,749
باید شانس خودم رو امتحان می‌کردم

202
00:18:47,918 --> 00:18:49,545
لطفاً فقط برو

203
00:18:50,921 --> 00:18:52,631
اگه نظرت عوض شد من اونجام

204
00:18:52,673 --> 00:18:56,426
کل خیابون اصلی رو تعطیل کردن
پس مطمئناً راه رو پیدا می‌کنی

205
00:19:04,351 --> 00:19:06,478
«از دیدنت خوشحال شدم «نورا

206
00:20:27,851 --> 00:20:29,978
الو؟ -
تو بهش گفتی؟ -

207
00:20:30,020 --> 00:20:32,731
نورا»؟» -
تو بهش گفتی؟ -

208
00:20:32,773 --> 00:20:34,775
نمیدونم داری چی میگی

209
00:20:34,816 --> 00:20:37,694
کِوین»...«کِوین»ِ لعنتی اینجاست»

210
00:20:37,736 --> 00:20:41,949
من رو پیدا کرده -
چی؟ اون تو استرالیاست؟ -

211
00:20:41,990 --> 00:20:44,868
تو بهش گفتی که من کجام «لوری»؟

212
00:20:44,910 --> 00:20:48,038
نه ، نه . من نگفتم

213
00:20:48,080 --> 00:20:51,208
...چون اگه که گفتی فقط بگو و من -
نگفتم -

214
00:20:51,250 --> 00:20:54,586
وقتی اولین‌بار بهم زنگ زدی
یه سری حدود و مرز برای خودمون تعیین کردیم

215
00:20:54,628 --> 00:20:55,837
حد و مرزهای واضح

216
00:20:55,879 --> 00:20:57,172
من در مورد آدمای
اینجا چیزی بهت نمیگم

217
00:20:57,214 --> 00:20:59,383
و در مورد تو به آدمای اینجا چیزی نمیگم

218
00:20:59,424 --> 00:21:01,260
«هیچ‌وقت این حدود رو زیرپا نمیزارم «نورا

219
00:21:03,428 --> 00:21:05,555
پس چطور من رو پیدا کرده؟

220
00:21:05,597 --> 00:21:07,474
گفت چجوری پیدات کرده؟

221
00:21:07,516 --> 00:21:11,770
گفت که واسه تعطیلات به اینجا اومده
و من رو یهو دیده

222
00:21:11,812 --> 00:21:14,356
و بعد پشت در خونه‌ام اومد
و در رو زد

223
00:21:14,398 --> 00:21:17,067
و یه‌جوری رفتار کرد که انگار
باهم یه آشنایی ساده داشتیم که

224
00:21:17,109 --> 00:21:18,610
به سال‌ها پیش توی «مِیپِلتون» برمیگرده

225
00:21:18,652 --> 00:21:21,238
یه‌جوری رفتار کرد که انگار
هیچ‌وقت باهم رابطه نداشتیم

226
00:21:21,280 --> 00:21:24,283
انگار که هیچ‌کدوم از این
اتفاق‌ها نیفتاده

227
00:21:26,535 --> 00:21:28,620
یعنی چی اون‌وقت؟

228
00:21:28,662 --> 00:21:30,455
خب ، تعجب کردم . فقط همین

229
00:21:30,497 --> 00:21:33,292
کاریه که به «کِوین» نمی‌خوره

230
00:21:34,418 --> 00:21:36,169
اون دیوونه شده؟

231
00:21:36,211 --> 00:21:37,796
به نظرت دیوونه بود؟

232
00:21:37,838 --> 00:21:41,008
نه . به‌نظر خوشحال میومد

233
00:21:42,467 --> 00:21:44,428
میشه دیگه اون کلمه رو نگی؟

234
00:21:44,469 --> 00:21:45,846
خیله‌خب

235
00:21:45,887 --> 00:21:47,889
واسه چی داره این‌کار رو می‌کنه؟

236
00:21:47,931 --> 00:21:49,766
نمیدونم

237
00:21:49,808 --> 00:21:51,184
چیز دیگه‌ای هم گفت؟

238
00:21:53,395 --> 00:21:56,982
ازم برای یه جشن دعوت کرد -
جشن-

239
00:21:57,024 --> 00:21:59,067
به گمونم یه جشن 
امشب توی شهر هست

240
00:21:59,109 --> 00:22:00,652
و ازم خواست تا به اونجا برم

241
00:22:00,694 --> 00:22:02,612
تو نمی‌خوای برِی؟

242
00:22:02,654 --> 00:22:05,240
نه -
تو چی می‌خوای؟ -

243
00:22:05,282 --> 00:22:07,075
خب ، می‌خوام که دست از سرم برداره

244
00:22:07,117 --> 00:22:10,495
پس واسه چی به من زنگ زدی؟ -
چی؟ -

245
00:22:10,537 --> 00:22:12,039
خب ، من که نمی‌تونم اون
رو ازت دور کنم

246
00:22:12,080 --> 00:22:15,375
یه دنیا باهم فاصله داریم
پس واسه چی به من زنگ زدی؟

247
00:22:15,417 --> 00:22:18,337
بهت زنگ زدم چون فکر می‌کردم
تو بهش گفتی که من کجام

248
00:22:18,378 --> 00:22:21,506
بیخیال ، میدونی که من بهش نگفتم

249
00:22:23,091 --> 00:22:26,219
بهم زنگ زدی چون می‌خواستی
من بهت بگم که

250
00:22:26,261 --> 00:22:27,637
مشکلی نداره به اون جشن رقص بری

251
00:22:27,679 --> 00:22:31,099
من نمی‌خوام به اون جشن برم

252
00:22:31,141 --> 00:22:32,976
گرفتم

253
00:22:34,394 --> 00:22:35,937
اما اگه می‌خواستی بری مشکلی نداره

254
00:22:35,979 --> 00:22:38,774
«یا خدا «لوری

255
00:22:38,815 --> 00:22:40,901
همین‌موقع هفته بعد؟

256
00:26:06,314 --> 00:26:08,149
اومدی

257
00:26:08,191 --> 00:26:10,026
اینکه عروسیه

258
00:26:10,068 --> 00:26:12,320
میدونم

259
00:26:12,362 --> 00:26:14,406
گفتی که جشنه

260
00:26:15,949 --> 00:26:17,617
خب ، آدما دارن دارن خوش میگذرونن

261
00:26:22,289 --> 00:26:25,292
اصلاً خودت دعوت شدی؟ -
آره . البته که شدم -

262
00:26:28,086 --> 00:26:31,590
اون «اِدی»ـه

263
00:26:31,631 --> 00:26:35,677
می‌تونه یه تراکتور رو چشم‌بسته
باز کنه و دوباره سرهم کنه

264
00:26:35,719 --> 00:26:36,511
البته ظاهراً

265
00:26:37,053 --> 00:26:38,763
توی بار یه هُتل پیداشون کردم

266
00:26:38,805 --> 00:26:41,349
گفتن که اگه به عروسی نیام
از دستم عصبانی میشن

267
00:26:43,518 --> 00:26:45,645
چطوری پیدام کردی «کِوین»؟

268
00:26:47,564 --> 00:26:52,110
واسه تعطیلات به استرالیا اومدم
تو رو موقع دوچرخه‌سواریت دیدم

269
00:26:52,152 --> 00:26:53,653
اینجا ناکجاآبادـه

270
00:26:53,695 --> 00:26:55,322
واسه چی برای تعطیلات اینجا اومدی؟

271
00:26:55,363 --> 00:26:58,950
بابام خیلی وقت پیش اینجا اومده بود

272
00:26:58,992 --> 00:27:00,910
و بهم گفت که جای فوق‌العاده‌ایه

273
00:27:00,952 --> 00:27:03,538
پس گفتم با چشمای خودم ببینمش

274
00:27:03,580 --> 00:27:07,584
پس میگی که قبلاً هیچ‌وقت اینجا نبودی
این اولین‌بارته که به استرالیا میای

275
00:27:09,919 --> 00:27:12,130
می‌خوای واقعاً این قضیه رو ادامه بدی؟

276
00:27:13,840 --> 00:27:15,467
چی رو ادامه بدم؟

277
00:27:17,636 --> 00:27:22,849
پس میگی من و تو تنها یک‌بار توی جشن رقص
کریسمس توی «مِیپِلتون» باهم صحبت کردیم

278
00:27:22,891 --> 00:27:24,851
آره

279
00:27:24,893 --> 00:27:27,187
پس دادگاه رو چی میگی؟

280
00:27:28,772 --> 00:27:31,650
هردومون توی یه روز طلاق گرفتیم
و به هم برخوردیم

281
00:27:31,691 --> 00:27:33,151
ازت خواستم به «میامی» بیای

282
00:27:33,193 --> 00:27:34,986
ازم خواستی بیام «میامی»؟

283
00:27:35,028 --> 00:27:36,196
آره

284
00:27:37,364 --> 00:27:39,366
اما باهم غریبه بودیم؟

285
00:27:39,407 --> 00:27:42,243
آره

286
00:27:42,285 --> 00:27:44,829
و داری به‌خاطر دعوت به یه جشن
ساده به من سخت می‌گیری؟

287
00:27:44,871 --> 00:27:46,206
جشن عروسیه

288
00:27:48,917 --> 00:27:50,877
حتماً من رو با یکی دیگه اشتباه گرفتی

289
00:27:52,754 --> 00:27:55,173
چون اگه از من می‌خواستی
باهات به «میامی» بیام

290
00:27:55,215 --> 00:27:57,092
حتماً میومدم

291
00:27:59,052 --> 00:28:00,720
من عاشق «میامی»ـم

292
00:28:04,641 --> 00:28:08,728
پس یعنی هیچ‌وقت شهر رو ترک نکردی؟

293
00:28:10,522 --> 00:28:13,441
همه‌ی این مدت یه پلیس
توی «مِیپِلتون» بودی؟

294
00:28:16,027 --> 00:28:19,531
پس برادرم رو می‌شناختی
«مت جِیمسون»

295
00:28:22,867 --> 00:28:25,412
امیدوار بودم که به مراسم ختمش بیای

296
00:28:28,415 --> 00:28:30,625
من شخصاً باهاش خداحافظی کردم

297
00:28:32,168 --> 00:28:34,254
مراسم زیبایی بود

298
00:28:35,422 --> 00:28:37,465
بیشتر از 400 نفر اومده بودن

299
00:28:39,300 --> 00:28:41,261
مری» سخنرانی ختم رو انجام داد»

300
00:28:44,305 --> 00:28:46,057
واقعاً عاشق «مت» بود

301
00:28:47,600 --> 00:28:49,436
خب ، اون آدم دوست‌داشتنی بود

302
00:28:55,442 --> 00:28:57,277
جیل» و «تام» چطورن؟»

303
00:28:59,946 --> 00:29:02,115
تو اسم بچه‌هام رو میدونی؟

304
00:29:02,157 --> 00:29:03,950
آره

305
00:29:04,951 --> 00:29:06,453
اسماشون رو یادم هست

306
00:29:08,705 --> 00:29:11,082
یه‌کم عجیبه اما تحت تأثیر قرار گرفتم

307
00:29:16,296 --> 00:29:18,006
جیل» حالش خوبه»

308
00:29:18,047 --> 00:29:20,425
با یه آدم فوق‌العاده‌ای ازدواج کرد

309
00:29:20,467 --> 00:29:22,635
یه دختر هم باهم دارن

310
00:29:22,677 --> 00:29:25,597
پنیلوپه»...تقریباً الان 1 سالشه»

311
00:29:26,639 --> 00:29:29,809
و منم یه پدربزرگم

312
00:29:31,311 --> 00:29:34,105
ازدواج «تامی» زیاد خوب
از آب درنیومد

313
00:29:34,147 --> 00:29:37,484
اما مثل همیشه روی پاهاش وایستاد

314
00:29:39,444 --> 00:29:41,654
تو چی؟ -
من؟ -

315
00:29:42,655 --> 00:29:44,949
دوباره ازدواج کردی؟

316
00:29:44,991 --> 00:29:46,159
نه

317
00:29:47,994 --> 00:29:49,454
چرا نه؟

318
00:29:51,831 --> 00:29:54,667
چون چشم به راهت بودم

319
00:29:59,339 --> 00:30:01,549
سخته که باور کنم

320
00:30:02,967 --> 00:30:06,805
وقتی 9 سالم بود مادرم فوت کرد
پدرم هیچ‌وقت ازدواج نکرد

321
00:30:08,807 --> 00:30:10,809
«مردم چشم به راه می‌مونن «نورا

322
00:30:17,524 --> 00:30:20,235
بابات چطوره؟ -
عالیه -

323
00:30:20,276 --> 00:30:23,655
خدایا

324
00:30:23,696 --> 00:30:26,699
91سالشه و هنوز سرحاله -
باید نامیرا باشه -

325
00:30:26,741 --> 00:30:30,036
تو خانواده‌تون ارثی هست ، نه؟

326
00:30:32,497 --> 00:30:34,916
من نامیرا نیستم

327
00:30:34,958 --> 00:30:36,459
کی گفته؟

328
00:30:36,501 --> 00:30:39,337
متخصص قلبم

329
00:30:39,379 --> 00:30:41,339
یه وضعیتی داشتم

330
00:30:41,381 --> 00:30:43,675
تو کل زندگیم تشخیص داده نشده بود

331
00:30:45,093 --> 00:30:47,554
چند سال پیش سکته قلبی داشتم

332
00:30:48,555 --> 00:30:50,849
از اون بدهاش

333
00:30:53,601 --> 00:30:56,354
ولی اگر اونا تشخیص نداده بودن

334
00:30:56,396 --> 00:31:00,525
بعد من نمیدونستم دارم
و غیره و غیره و غیره

335
00:31:00,567 --> 00:31:03,653
اونا برای دستگاه تنظیم
ضربان قلب عملم کردن

336
00:31:03,695 --> 00:31:05,613
واقعاً؟ -
آره . جدی -

337
00:31:07,115 --> 00:31:09,117
می‌خوای جای زخمش رو ببینی؟

338
00:31:09,158 --> 00:31:10,159
اومدش

339
00:31:10,368 --> 00:31:13,288
در مورد ما بهش چی گفتی؟

340
00:31:14,956 --> 00:31:20,420
گفتم به دختری علاقه داشتم
و می‌خواستم دنبالش بگردم

341
00:31:20,461 --> 00:31:22,672
ولی نمیدونستم بهش چی بگم

342
00:31:36,561 --> 00:31:38,938
تو چی نوشتی؟

343
00:31:42,150 --> 00:31:46,070
فقط من میدونم و اون اسکیموی تنهایی
که پیداش می‌کنه

344
00:31:47,113 --> 00:31:49,032
رمانتیک نیست؟

345
00:31:58,708 --> 00:32:00,418
حداقل قربانیش نکردن

346
00:32:02,420 --> 00:32:05,006
تا حالا دیدی کسی یک بز رو قربانی کنه؟

347
00:32:05,048 --> 00:32:08,676
نه . عجیب می‌شد

348
00:34:33,112 --> 00:34:34,447
عصربخیر

349
00:35:08,439 --> 00:35:11,442
«سارا» -
با پرنده‌هام چی‌کار کردی؟ -

350
00:35:11,484 --> 00:35:15,905
مثل هیمشه رهاشون کردم
چی شده؟

351
00:35:15,988 --> 00:35:17,073
چیزی که شده اینه اونا برنگشتند

352
00:35:17,115 --> 00:35:19,325
همون دونه‌ای که دادم رو بهشون دادی؟

353
00:35:19,367 --> 00:35:20,368
آره . البته

354
00:35:20,409 --> 00:35:23,121
و قبل از اینکه رهاشون کنی
بهشون غذا ندادی؟

355
00:35:23,162 --> 00:35:25,706
نه . البته که نه
همه چیز مثل قبل بود

356
00:35:25,748 --> 00:35:27,792
پس کجان؟ -
نمیدونم -

357
00:35:27,834 --> 00:35:29,585
اون پرنده‌ها آموزش دیدن یک کار انجام بدن

358
00:35:29,627 --> 00:35:31,129
فقط یک کار
و اون اومدن به خونه‌ست

359
00:35:31,170 --> 00:35:32,797
پس باید یک کار متفاوت کرده باشی

360
00:35:32,839 --> 00:35:35,049
شاید دارن پیام عشق رو تحویل میدن

361
00:35:36,342 --> 00:35:37,927
خیلی عالیه که نوعروس‌ها باور می‌کنند

362
00:35:37,969 --> 00:35:39,554
یک پرنده که تا دامنه
65کیلومتری رو می‌تونه بره

363
00:35:39,595 --> 00:35:41,806
قراره شعر احمقانه‌شون رو
تا «تیمبکتو» حمل کنه
(شهری در مراکش)

364
00:35:41,848 --> 00:35:43,349
ولی این چیز ها رو به خورد من نده

365
00:35:43,391 --> 00:35:46,185
من چیزی به خوردت نمیدم

366
00:35:48,020 --> 00:35:49,856
فقط یک داستان زیباتر هست

367
00:35:51,566 --> 00:35:52,984
اون مرد کی بود؟

368
00:35:53,025 --> 00:35:54,735
کدوم مرد؟

369
00:35:54,777 --> 00:35:57,155
مردی که دیدم داره میره

370
00:35:57,196 --> 00:35:58,656
منظورت «پدر برایان»‌ـه

371
00:35:58,698 --> 00:36:00,575
اون تنها مردی‌ـه که اجازه ورود
به صومعه رو داره

372
00:36:01,701 --> 00:36:03,995
پدر برایان» موتور سوار میشه؟»

373
00:36:04,036 --> 00:36:05,913
نه -
خب ، این مرد سوار می‌شد -

374
00:36:05,955 --> 00:36:09,292
و از اون اتاق بالا با نردبون اومد پایین

375
00:36:09,333 --> 00:36:12,670
خب ، این عجیبیه

376
00:36:12,712 --> 00:36:14,338
اتاق تو هست؟

377
00:36:14,380 --> 00:36:16,507
ممکنه

378
00:36:16,549 --> 00:36:18,384
ولی مطمئن هستم
من مردیُ روی نردبون ندیدم

379
00:36:18,384 --> 00:36:20,386
پس به خدا قسم بخور -

380
00:36:20,428 --> 00:36:21,721
خیله‌خب

381
00:36:23,723 --> 00:36:26,350
به خدا قسم

382
00:36:26,392 --> 00:36:28,561
دروغگوی لعنتی

383
00:36:31,647 --> 00:36:34,692
دیدم داری با اون مرد بودی

384
00:36:34,734 --> 00:36:37,403
مردی که گفتی نمی‌شناسی

385
00:36:41,991 --> 00:36:44,869
برای بازگشت سالم پرنده‌هات دعا می‌کنم

386
00:36:46,287 --> 00:36:48,372
زحمت نکش

387
00:37:30,623 --> 00:37:33,167
خدایا

388
00:37:48,057 --> 00:37:49,433
خدایا

389
00:39:35,956 --> 00:39:38,626
میدونم . باشه

390
00:40:30,010 --> 00:40:31,720
هی ، گشتنه؟

391
00:41:20,686 --> 00:41:23,355
هی

392
00:41:27,693 --> 00:41:30,070
این رو بخور احمق

393
00:41:30,112 --> 00:41:31,489
بیا

394
00:41:31,530 --> 00:41:32,865
یالا

395
00:42:23,958 --> 00:42:28,045
" میدونم اونجایی "

396
00:42:45,771 --> 00:42:47,773
می‌خوای بدونی چجوری پیدات کردم «نورا»؟

397
00:42:49,775 --> 00:42:51,151
حقیقت رو می‌خوای؟

398
00:42:55,614 --> 00:42:58,158
وقتی که «مت» بهم گفت تو رفتی
باور نکردم

399
00:42:59,994 --> 00:43:01,328
یا نتونستم

400
00:43:01,370 --> 00:43:05,291
فقط یک حسی داشتم که هنوز زنده‌ای

401
00:43:06,375 --> 00:43:08,002
و دوباره می‌بینمت

402
00:43:11,422 --> 00:43:15,426
و بعدش...بعد «مت» مرد
و تو حتی توی مراسم نبودی

403
00:43:15,467 --> 00:43:17,678
و باید قانع‌ام می‌کرد

404
00:43:17,720 --> 00:43:22,099
ولی نمی‌تونستم باور کنم آخرین‌باری که تو رو دیدم
یا باهات صحبت کردم

405
00:43:22,141 --> 00:43:23,559
توی اون هتل کوفتی

406
00:43:23,601 --> 00:43:26,478
شبی بود که اون کتاب لعنتی رو سوزوندم

407
00:43:30,149 --> 00:43:37,489
حتی اگر بقیه دنیا هم بهم می‌گفتن مردی
خیلی مطمئن بودم تو هنوز زنده‌‌ای

408
00:43:40,451 --> 00:43:41,702
...خدایا ، من

409
00:43:42,870 --> 00:43:45,039
باید یه کاری می‌کردم

410
00:43:46,665 --> 00:43:49,835
پس تصمیم گرفتم دنبالت بگردم

411
00:43:52,087 --> 00:43:54,381
از همونجایی که گمت کردم شروع کردم

412
00:43:57,426 --> 00:44:03,140
هر سال 2 هفته مرخصی دارم
و هر سال میام به استرالیای کوفتی

413
00:44:03,182 --> 00:44:06,644
و عکست رو به هر کسی که می‌بینم
نشون میدم

414
00:44:06,685 --> 00:44:10,314
این زن رو می‌شناسید؟"
"تا حالا دیدیدنش؟

415
00:44:10,356 --> 00:44:13,233
و اونا بهم نگاه می‌کردن
: و بهم دست میدادن و می‌گفتن

416
00:44:13,275 --> 00:44:14,818
"خیلی متأسفم"

417
00:44:14,860 --> 00:44:16,737
همه کلی متأسف بودن

418
00:44:18,030 --> 00:44:19,657
ولی من نمی‌تونستم بس کنم

419
00:44:21,867 --> 00:44:24,203
هر سال به خودم می‌گفتم

420
00:44:24,244 --> 00:44:25,829
نمی‌تونم این‌کار رو بکنم"

421
00:44:25,871 --> 00:44:27,539
این‌کار رو نمی‌کنم

422
00:44:27,581 --> 00:44:28,957
"هیچ‌وقت نمی‌کنم

423
00:44:28,999 --> 00:44:33,212
...ولی هر سال برمیگشتم چون

424
00:44:34,672 --> 00:44:36,382
چون نمی‌تونستم بس کنم

425
00:44:38,884 --> 00:44:43,681
و چند روز پیش عکست
رو به راهبه نشون دادم

426
00:44:45,057 --> 00:44:48,936
و توی چشماش دیدم
تو رو شناخت

427
00:44:50,896 --> 00:44:52,439
شناخت‌ـت

428
00:44:55,067 --> 00:44:56,735
...و وقتی که دیدمت

429
00:45:00,072 --> 00:45:02,116
نمی‌تونستم باور کنم

430
00:45:04,368 --> 00:45:05,911
اونجا بودی

431
00:45:07,621 --> 00:45:09,748
و منم بودم

432
00:45:14,586 --> 00:45:20,718
ولی نمیدونستم چی بگم
یا از کجا شروع کنم

433
00:45:20,759 --> 00:45:23,303
: و با خودم فکر کردم
به درک . همه‌ـش رو پاک می‌کنم "

434
00:45:23,345 --> 00:45:28,142
همه چیز رو پاک می‌کنم
" شاید اینجوری یک شانس دوباره به خودمون بده

435
00:45:32,104 --> 00:45:33,605
ولی حق با تو بود

436
00:45:35,899 --> 00:45:37,443
حقیقت نداره

437
00:45:41,113 --> 00:45:43,031
«اینجوری پیدات کردم «نورا

438
00:45:43,073 --> 00:45:43,991
...من

439
00:45:46,827 --> 00:45:48,829
باور نکردم که تو رفتی

440
00:45:54,460 --> 00:45:56,503
چایی می‌خوای؟

441
00:45:59,798 --> 00:46:00,758
چی؟

442
00:46:02,092 --> 00:46:04,803
می‌خواستم چایی درست کنم . می‌خوای؟

443
00:46:08,015 --> 00:46:09,141
باشه

444
00:46:24,490 --> 00:46:25,824
یکی می‌خوای؟

445
00:46:26,867 --> 00:46:28,827
نه . ترک کردم

446
00:46:31,663 --> 00:46:32,664
قلبم

447
00:46:36,210 --> 00:46:38,420
پس این بخش‌ـش حقیقت داشت؟

448
00:46:42,382 --> 00:46:43,884
این بخش حقیقت داشت

449
00:46:49,139 --> 00:46:50,557
دیگه کجاش حقیقت داشت؟

450
00:46:54,978 --> 00:46:57,356
هر چیزی که در مورد مراسم «مت» گفتم

451
00:46:59,441 --> 00:47:01,527
هر چیزی که در مورد «جیل» و «تامی» گفتم

452
00:47:02,569 --> 00:47:04,279
پدرم

453
00:47:04,321 --> 00:47:07,115
به «مِیپِلتون» برگشتی؟

454
00:47:07,157 --> 00:47:08,325
نه

455
00:47:08,367 --> 00:47:09,868
هنوز توی «جاردن» هستم

456
00:47:11,078 --> 00:47:12,204
توی خونه‌مون

457
00:47:12,246 --> 00:47:15,123
هنوز کسی بهش «میرکل» میگه؟

458
00:47:15,165 --> 00:47:16,667
خیلی نه

459
00:47:16,708 --> 00:47:18,961
مورفی»ها چطور هستن؟»

460
00:47:19,002 --> 00:47:22,339
الان تقریباً «مایکل» کلیسا رو می‌گردونه

461
00:47:24,049 --> 00:47:26,969
بعضی‌وقت‌ها «اریکا» رو می‌بینم

462
00:47:27,010 --> 00:47:28,679
حالش خوبه

463
00:47:28,720 --> 00:47:31,723
و «جان» و «لوری» هنوز همسایه‌مون هستن

464
00:47:37,145 --> 00:47:39,064
گاهی اوقات با «لوری» صحبت می‌کنم

465
00:47:41,733 --> 00:47:44,361
چی؟ -
بعضی‌وقت‌ها -

466
00:47:44,403 --> 00:47:46,238
فقط وقتی که نیاز داشته باشم

467
00:47:48,156 --> 00:47:50,784
اون میدونه اینجا هستی؟ -
از دستش عصبانی نشو -

468
00:47:50,826 --> 00:47:53,704
اون روانشناس من هست
اجازه نداشت بهت بگه

469
00:47:53,745 --> 00:47:55,747
چرا خودت نگفتی؟

470
00:47:55,789 --> 00:47:58,458
«چون حق با تو بود «کِوین

471
00:47:59,668 --> 00:48:02,379
چیزی که توی هتل گفتی

472
00:48:02,421 --> 00:48:04,423
آخرین‌باری که همدیگه رو دیدم

473
00:48:06,008 --> 00:48:07,593
لازم بود با بچه‌هام باشم

474
00:48:07,634 --> 00:48:08,927
نه . منظور من این نبود

475
00:48:08,969 --> 00:48:11,013
«منظورت بود و حق با تو بود «کِوین

476
00:48:11,054 --> 00:48:15,893
همیشه جلیقه ضدگلوله هست

477
00:48:15,934 --> 00:48:17,603
بقل کردن آدم‌های مقدس هست

478
00:48:18,896 --> 00:48:20,647
خالکوبی برای پوشوندن هست

479
00:48:22,190 --> 00:48:25,736
ولی همه اینا راهایی هست که من با چیزی که
از دست دادم کنار بیام

480
00:48:28,280 --> 00:48:30,741
راهی رو لازم داشتم که برگردم پیش اونا

481
00:48:33,285 --> 00:48:36,371
میدونستم شانس کشته شدنم هم هست

482
00:48:36,413 --> 00:48:38,290
ولی باهاش کنار اومده بودم

483
00:48:40,167 --> 00:48:42,419
و با برادرم خداحافظی کردم

484
00:48:43,962 --> 00:48:45,714
و به سمتش رفتم

485
00:48:50,677 --> 00:48:53,472
و بعد تو نظرت رو عوض کردی

486
00:48:53,513 --> 00:48:56,058
نه

487
00:48:56,099 --> 00:48:58,602
نظرم رو عوض نکردم

488
00:49:00,520 --> 00:49:02,272
من رد شدم

489
00:49:09,780 --> 00:49:12,824
توی یک پارکینگ بودم

490
00:49:12,866 --> 00:49:14,034
تنها

491
00:49:15,410 --> 00:49:17,245
مثل بچه به خودم پیچیده بودم

492
00:49:19,915 --> 00:49:22,042
توی همون پارکینگی بودم که قبلش بودم

493
00:49:22,084 --> 00:49:23,794
جز اینکه کامیونی توش نبود

494
00:49:25,003 --> 00:49:27,422
آدمی نبود . هیچی نبود

495
00:49:32,386 --> 00:49:35,430
سرد بود . پس شروع کردم به راه رفتن

496
00:49:36,848 --> 00:49:42,396
به خونه‌های خالی
و ساختمامون‌های رها شده رفتم

497
00:49:43,689 --> 00:49:45,023
یک مغازه پیدا کردم

498
00:49:45,065 --> 00:49:48,276
خب ، داخل رفتم . اونجا لباس بود

499
00:49:48,318 --> 00:49:49,653
لباس‌ها به جالباسی آویزون بود

500
00:49:49,695 --> 00:49:53,782
خب ، لباس پوشیدم
و دوباره برگشتم به راه رفتن

501
00:49:58,120 --> 00:50:00,163
به اندازه کافی راه رفتم که خودم رو قانع کنم

502
00:50:00,205 --> 00:50:02,624
من تنها موجود زنده اون مکان هستم

503
00:50:03,750 --> 00:50:06,211
و بعد شب شد

504
00:50:06,253 --> 00:50:09,423
و من نورهایی دیدم
پس به سمتشون رفتم

505
00:50:10,799 --> 00:50:12,384
یک خونه بود

506
00:50:12,426 --> 00:50:14,928
و یک مرد و زن اونجا بودن

507
00:50:16,054 --> 00:50:17,973
مهربون بودن

508
00:50:18,015 --> 00:50:19,641
و اونا بهم گفتند

509
00:50:21,143 --> 00:50:26,064
مرده بهم گفت 7 سال پیش
توی یک سوپرمارکت بوده

510
00:50:26,189 --> 00:50:29,443
و همه کسایی که کنارش بودن غیب شدن

511
00:50:32,070 --> 00:50:40,620
و زنه بهم گفت که شوهر ، 3تا دخترش
و همه 8تا نوه‌اش رو از دست داده

512
00:50:42,581 --> 00:50:44,458
و اون‌موقع بود که فهمیدم

513
00:50:45,667 --> 00:50:49,337
اینجا ما بعضی‌هاشون رو از دست دادیم

514
00:50:50,630 --> 00:50:54,468
ولی اونجا اونا همه‌ی ما رو از دست دادن

515
00:50:58,555 --> 00:51:01,183
پس رفتم کاری که برای
انجامش اومده بودم رو بکنم

516
00:51:03,018 --> 00:51:05,020
رفتم بچه‌هام رو پیدا کنم

517
00:51:08,273 --> 00:51:09,941
اونجا زیاد پروازی نیست

518
00:51:09,983 --> 00:51:12,736
به اندازه کافی وسیله دارن
فقط خلبان به اندازه نیست

519
00:51:14,071 --> 00:51:15,989
خب ، قایقی پیدا کردم که ببرتم

520
00:51:17,282 --> 00:51:20,827
هیچ قایقی مستقیماً از
استرالیا به نیویورک نمیره

521
00:51:20,869 --> 00:51:23,914
پس خیلی طول کشید که به اونجا برسم

522
00:51:25,207 --> 00:51:27,417
خیلی طول کشید

523
00:51:29,336 --> 00:51:30,712
ولی بالاخره رسیدم

524
00:51:36,259 --> 00:51:38,220
به «مِیپِلتون» وارد شدم

525
00:51:41,389 --> 00:51:45,602
به شهری که توش بزرگ شدم

526
00:51:50,065 --> 00:51:53,902
جایی که والدینم و «مت» مردن
وارد شدم

527
00:51:56,863 --> 00:51:58,532
جایی که همدیگه رو دیدم

528
00:52:01,576 --> 00:52:04,204
بیشتر علف‌های هزر خونه‌ها
بیش از حد رشد کرده بود

529
00:52:04,246 --> 00:52:06,581
ولی هنوز چراغ خیابون‌ها
توی شب روشن می‌شد

530
00:52:06,623 --> 00:52:10,710
و همین باعث می‌شد حس احمقانه‌ای که
انتظار داشتم شاید هنوز اونجا باشن کمتر بشه

531
00:52:10,752 --> 00:52:14,297
هنوز تو همون خونه‌ای باشند
که از دستشون دادم

532
00:52:16,424 --> 00:52:18,969
وقتی که اونجا رسیدم
پشت درخت اونطرف خیابون واستادم

533
00:52:19,010 --> 00:52:22,556
و صبر کردم چون بیش از حد می‌ترسیدم
که برم بالا و در بزنم

534
00:52:25,851 --> 00:52:29,896
و بعد مدتی گذشت و در باز شد

535
00:52:33,441 --> 00:52:35,485
اولش نشناختمشون

536
00:52:37,279 --> 00:52:44,077
یک نوجوون بلند پسر
با موهای فرفری

537
00:52:47,414 --> 00:52:50,792
و یک دختر شاید 11 ساله

538
00:52:54,337 --> 00:52:55,922
اونا بچه‌های من بودن

539
00:53:03,972 --> 00:53:06,933
و بعدش شوهرم اومد
و با یک زن بود

540
00:53:06,975 --> 00:53:08,435
زنه خوشگل بود

541
00:53:08,476 --> 00:53:12,689
زنه خوشگل بود و اونا می‌خندیدن

542
00:53:17,944 --> 00:53:22,991
اونا...خوشحال بودن

543
00:53:25,869 --> 00:53:32,334
و من فهمیدم توی اون مکان
اونا خوش‌شانس‌ـه هستن

544
00:53:35,337 --> 00:53:40,508
توی دنیایی پر از یتیم
اونا هنوز همدیگه رو داشتن

545
00:53:44,512 --> 00:53:46,223
و من یک روح بودم

546
00:53:48,683 --> 00:53:51,353
روحی که اونجا جایی نداشت

547
00:53:56,358 --> 00:53:59,694
«و اینجا «کِوین
زمانی بود که نظرم عوض شد

548
00:54:04,866 --> 00:54:06,660
فیزیکدان‌هایی که من فرستادن

549
00:54:06,701 --> 00:54:08,495
بهم گفتن اولین نفری که
از ماشین استفاده کرده

550
00:54:08,536 --> 00:54:10,205
آدمی بوده که اختراعش کرده

551
00:54:11,706 --> 00:54:13,583
اسمش دکتر «وان اِیگِن» بود

552
00:54:14,960 --> 00:54:16,336
من مطمئن هستم اونا مسخره‌ام کردند

553
00:54:16,378 --> 00:54:20,257
ولی گفته بودند وقتی که اونجا رفتم
باید دنبالش بگردم و گشتم

554
00:54:20,298 --> 00:54:26,054
اینم کلی زمان برد ولی پیداش کردم

555
00:54:26,096 --> 00:54:28,014
و ازش خواستم که یک دستگاه دیگه بسازه

556
00:54:28,056 --> 00:54:30,892
چون اون میدونست چجوری بسازه

557
00:54:30,934 --> 00:54:34,104
و اون ازم پرسید اگر من
همه این راه رو اومدم

558
00:54:34,145 --> 00:54:36,523
چرا می‌خوام برگردم؟

559
00:54:36,564 --> 00:54:39,401
و بهش گفتم
چون به اونجا تعلق ندارم

560
00:54:40,777 --> 00:54:44,739
خب ، اون ساختش و من برگشتم

561
00:54:45,824 --> 00:54:47,534
برگشتم اینجا

562
00:54:58,169 --> 00:54:59,462
...من

563
00:55:01,923 --> 00:55:03,425
بهت فکر نکردم؟

564
00:55:10,223 --> 00:55:11,933
نمی‌خواستم بهت زنگ بزنم؟

565
00:55:14,853 --> 00:55:16,938
نمی‌خواستم با تو باشم «کِوین»؟

566
00:55:18,356 --> 00:55:19,899
البته که می‌خواستم

567
00:55:24,279 --> 00:55:26,489
ولی کلی زمان گذشته بود

568
00:55:30,785 --> 00:55:33,747
خیلی دیر شده بود

569
00:55:38,918 --> 00:55:46,343
و میدونستم اگر بگم چه اتفاقی افتاده
ممکنه هیچ‌وقت باور نکنی

570
00:55:54,392 --> 00:55:55,852
من باور می‌کنم

571
00:56:07,489 --> 00:56:08,656
جدی؟

572
00:56:10,658 --> 00:56:12,494
چرا باورت نکنم؟

573
00:56:14,746 --> 00:56:15,872
اینجایی

574
00:56:41,773 --> 00:56:43,191
من اینجام
