﻿1
00:00:16,057 --> 00:00:17,726
‫رفتم داروخونه

2
00:00:17,726 --> 00:00:20,520
‫دارم میام خونه

3
00:00:20,562 --> 00:00:24,065
از این قرص های اکسترا استرنت گرفتم

4
00:00:24,107 --> 00:00:26,359
‫قرص مخصوص درد کمر نداشتن

5
00:00:26,401 --> 00:00:29,320
‫خب... خیلی هم فرقی ندارن با هم

6
00:00:29,320 --> 00:00:31,406
‫یکین دیگه

7
00:00:33,742 --> 00:00:36,661
‫نه، اونا... فقط جعبه هاشون فرق میکنه

8
00:00:41,249 --> 00:00:42,584
‫دقیقاً عین همن، مادربزرگ

9
00:00:45,086 --> 00:00:46,337
‫آه...

10
00:00:46,379 --> 00:00:49,049
‫عیناً از نظر فیزیکی

11
00:00:49,090 --> 00:00:52,177
‫و شیمیایی عین همن

12
00:00:52,218 --> 00:00:53,553
‫آره

13
00:00:54,596 --> 00:00:58,433
‫جفتشون برای بهتر کردن زندگین.
‫نمیدونم چرا. اما...

14
00:00:58,475 --> 00:01:00,310
‫باید برم، باید برم مادربزرگ

15
00:01:00,351 --> 00:01:02,187
‫چون ملت اینجا نشستن

16
00:01:02,228 --> 00:01:04,397
الان فکر میکنن من خنگی چیزیم

17
00:01:07,776 --> 00:01:11,404
‫آره. خیلی خب.
‫زود میبینمت

18
00:01:15,533 --> 00:01:18,119
‫ببخشید، شما میدونید اتوبوس 118 اومده یا نه؟

19
00:01:18,119 --> 00:01:20,622
‫اوه نه، دیر کرده

20
00:01:20,663 --> 00:01:22,373
‫دوباره

21
00:01:23,583 --> 00:01:24,876
‫ممنون

22
00:01:38,306 --> 00:01:41,559
‫میتونم... میتونم کمکت کنم؟

23
00:01:43,645 --> 00:01:45,146
‫آره.
‫ممنونم

24
00:01:48,274 --> 00:01:50,193
‫الو؟

25
00:01:52,153 --> 00:01:54,197
‫منتظر تماست بودم

26
00:01:59,744 --> 00:02:02,622
‫آه، خب..
‫آره گوشی لطفاً

27
00:02:04,374 --> 00:02:05,583
‫من با بعدی میام

28
00:02:08,294 --> 00:02:09,754
‫ممنون

29
00:02:15,426 --> 00:02:18,221
‫می‌دونی کاری که می‌کنم چیه دیگه؟

30
00:02:22,475 --> 00:02:23,810
‫...‫کلی زحمت کشیدم تا مطمئن شم

31
00:02:23,852 --> 00:02:25,687
‫دیگه از این تماس‌ها نمی‌گیرم

32
00:02:25,728 --> 00:02:28,565
‫شماره‌ی تو بهم پیشنهاد شد.
‫منم گرفتمش

33
00:02:28,606 --> 00:02:30,567
‫نمی‌دونم چرا گرفتمش

34
00:02:30,608 --> 00:02:34,612
‫به گمونم فهمیدم که اشکالی نداره
‫چون هیچ راه دیگه‌ای نبود

35
00:02:34,654 --> 00:02:36,281
‫که بتونم ازش استفاده کنم

36
00:02:36,322 --> 00:02:38,533
‫چرا نمی‌تونی ازش استفاده کنی؟

37
00:02:38,575 --> 00:02:41,494
...کسی که می‌خواستم ببینمش

38
00:02:41,536 --> 00:02:42,829
‫فهمیدم احتمال بالایی داره

39
00:02:42,871 --> 00:02:45,832
‫که دیگه هیچوقت نشه پیداش کرد

40
00:02:45,874 --> 00:02:48,334
‫ناپدید شدن تو این دنیا خیلی سخته

41
00:02:48,376 --> 00:02:50,128
‫زیادی داری از این یارو تعریف می‌کنی

42
00:02:50,170 --> 00:02:52,714
‫- کارت خوبه؟
‫- جونم؟

43
00:02:52,755 --> 00:02:55,300
‫کارت خوبه؟

44
00:02:55,341 --> 00:02:56,676
‫فکر نکنم اگه کارم خوب نبود

45
00:02:56,718 --> 00:02:58,469
‫شمارم رو بهت می‌دادن

46
00:02:58,511 --> 00:03:01,222
‫خودم هم اینطوری فکر نمی‌کنم
‫ولی می‌خوام از زبون خودت بشنونم

47
00:03:03,224 --> 00:03:06,269
‫آره، کارم رو بلدم

48
00:03:12,358 --> 00:03:14,652
‫چی شده؟

49
00:03:14,694 --> 00:03:16,613
پیداش کردیم

50
00:03:16,654 --> 00:03:19,699
‫- پیداش کردید؟ چیس رو؟
‫- آره فکر کنم

51
00:03:19,741 --> 00:03:22,619
‫دیشب جلوی یه زوج پیر رو
توی ایست بازرسی گرفتن

52
00:03:22,660 --> 00:03:24,495
‫شوهره کارت شناسایی همراهش نبوده

53
00:03:24,537 --> 00:03:26,706
‫چون تنها نبوده بهش مشکوک نشدن

54
00:03:26,706 --> 00:03:31,211
‫با معیار های ما همخونی نداشته،
‫اما رئیس از بخش بی اهمیت ‫درش آورد

55
00:03:31,211 --> 00:03:32,837
‫رئیس از اون بخش درش آورد؟

56
00:03:32,879 --> 00:03:34,923
‫آره، نمیدونم چرا تعجب کردی

57
00:03:34,964 --> 00:03:36,633
‫توی دانشگاه یه درس هست که

58
00:03:36,674 --> 00:03:37,717
‫ بهت یادت میده مثه یه فراری فکر کنی

59
00:03:37,759 --> 00:03:40,595
‫سر اون کلاس زیاد اسم رئیس میاد

60
00:03:41,554 --> 00:03:44,474
پلیس محلی افسرهایی که جلوشون رو
گرفته بودن رو برای شناسایی صدا کرده

61
00:03:44,515 --> 00:03:46,226
‫ما هم عکس گواهینامه چیس که توی ایالت
‫ورمانت گرفته رو براشون فرستادیم

62
00:03:46,267 --> 00:03:47,769
‫منتظریم افسره شناساییش کنه

63
00:03:47,810 --> 00:03:51,189
‫اگه همون بوده باشه، وارد عمل میشیم

64
00:03:52,398 --> 00:03:53,691
‫هممم

65
00:04:04,702 --> 00:04:06,788
چه خوب که امروز صبح پیشمونی

66
00:04:06,829 --> 00:04:08,957
‫کسی بهم خبر نداده بود قراره
این موقع صبح شروع کنیم

67
00:04:08,957 --> 00:04:11,334
‫نه بابا؟

68
00:04:14,837 --> 00:04:18,341
شنیدم دیروز سر به سر
مامور آدامز گذاشتی

69
00:04:18,383 --> 00:04:21,719
‫اوه، من؟
‫نه، نه، هرگز

70
00:04:24,555 --> 00:04:25,807
یعنی میگی داره دروغ میگه؟

71
00:04:25,848 --> 00:04:28,559
‫دوست ندارم از اون کلمه استفاده کنم

72
00:04:28,559 --> 00:04:30,937
‫شاید گیج شده

73
00:04:30,979 --> 00:04:32,939
‫فقط یوقتایی...
‫کنجکاو میشم

74
00:04:32,939 --> 00:04:35,775
‫نمیتونم سوال نپرسم، همین

75
00:04:37,986 --> 00:04:40,613
و چه جوابی بهت داد؟

76
00:04:40,655 --> 00:04:42,991
‫اوه، بهم گفت برم در خودمو بزارم

77
00:04:44,659 --> 00:04:46,452
‫صحیح

78
00:04:46,494 --> 00:04:49,038
‫احتمالاً باید حدس میزدم که
جوابی بهم نمیده، هان؟

79
00:04:49,038 --> 00:04:50,081
اوه، نمیدونم

80
00:04:50,081 --> 00:04:53,751
‫وقتی توی موقعیت تو بودم،
‫گاهی سوالاتی میپرسیدم

81
00:04:53,793 --> 00:04:55,044
‫که جواب بگیرم

82
00:04:55,086 --> 00:04:57,505
‫گاهی هم سوالاتی میپرسیدم

83
00:04:57,547 --> 00:04:59,590
‫تا عکس العمل طرفم رو ببینم

84
00:04:59,590 --> 00:05:01,759
‫گاهی هم سوالاتی میپرسیدم

85
00:05:01,801 --> 00:05:04,679
‫و بعد وایمیسادم جهش توپ هایی
که به اطراف میرفتن رو

86
00:05:04,721 --> 00:05:07,807
‫تماشا میکردم، به امید اینکه یکیشون
‫من رو به جای جالبی برسونن

87
00:05:11,352 --> 00:05:13,604
‫چه جالب.
میخوام بدونم الان داری

88
00:05:13,646 --> 00:05:15,690
کدوم نوع رو روی من انجام میدی

89
00:05:17,650 --> 00:05:19,861
‫جالبه، مگه نه؟

90
00:05:24,615 --> 00:05:25,867
‫تو داری توی شکم پرونده‌ای کند و کاو میکنی

91
00:05:25,908 --> 00:05:29,412
‫که درک کردنش خیلی سخته

92
00:05:30,413 --> 00:05:32,790
‫درست موقعی که فکر میکنی فهمیدیمش،
‫دوباره همه چی میریزه سرت

93
00:05:38,755 --> 00:05:41,716
‫خیلی توی این داستان
محتاط باش، آقای واترز

94
00:05:41,758 --> 00:05:43,676
‫گازت میگیره

95
00:05:52,393 --> 00:05:56,105
‫خودشه.
‫جفت افسرها تایید کردن

96
00:05:56,147 --> 00:05:59,025
‫مارتی، به سروان لزلی بگو اجازه اقدام داره

97
00:05:59,067 --> 00:06:01,402
‫گروه ضربت درحال حرکتن.
‫چقد طول میکشه برسن اونجا؟

98
00:06:01,444 --> 00:06:03,363
‫تقریباً دو ساعت.
‫درحال حاضر دارن جزئیات رو بررسی میکنن

99
00:06:03,404 --> 00:06:05,865
‫خیلی دیره.
‫نیاز داریم زودتر برسن

100
00:06:05,907 --> 00:06:07,825
‫یکی مطمئن بشه که طبقه سوم در جریان هستن

101
00:06:07,867 --> 00:06:09,369
‫یه ساعت روی صفحه نمایش بزارید

102
00:06:09,410 --> 00:06:12,705
‫ساعت تقریبی رسیدن گروه ضربت
‫به منطقه رو میخوام، لطفاً

103
00:06:13,706 --> 00:06:15,875
‫من نگران بودم که شما نخواید این آدم دستگیر بشه

104
00:06:17,377 --> 00:06:18,544
‫تبریک میگم، قربان

105
00:06:18,586 --> 00:06:20,421
‫خوشحالم که راجع بهتون اشتباه کردم

106
00:06:20,421 --> 00:06:22,090
‫و واترز...

107
00:06:22,131 --> 00:06:24,133
‫اگه چیزی وجود داره که میخوای درمورد من بدونی

108
00:06:24,175 --> 00:06:26,677
افرادم رو اذیت نکن

109
00:06:26,719 --> 00:06:29,597
‫وجود داشته باش.
‫از خودم بپرس

110
00:06:32,016 --> 00:06:34,560
‫هنوزم فکر میکنم من کسی هستم
‫که باید درموردش نگران باشید

111
00:06:35,561 --> 00:06:37,522
‫ببینید، شاید من ندونم

112
00:06:37,563 --> 00:06:39,774
‫الان وسط چه داستانی هستیم

113
00:06:39,816 --> 00:06:42,902
‫یا چرا اینجایم یا چطوری شروع شده

114
00:06:44,070 --> 00:06:46,114
‫اما شاید من تنها کسی نیستم که بی اطلاعم

115
00:08:48,611 --> 00:08:50,321
من قول دادم که در هر صورت برمیگردم...

116
00:08:50,363 --> 00:08:54,659
گفتم این آدم با اینکه جلوتر مائه،
انقد باهوش نیست که بره

117
00:08:59,705 --> 00:09:01,791
‫اسلحه ها رو گیر آوردم

118
00:09:05,586 --> 00:09:08,714
‫احتمالا، گیرشون آوردم

119
00:09:08,756 --> 00:09:11,092
‫آه...

120
00:09:11,133 --> 00:09:12,927
‫ممکنه یکم طول بکشه،
‫اما من مطئنم...

121
00:09:12,927 --> 00:09:15,805
‫که اونا...
‫توی راهن

122
00:09:15,846 --> 00:09:18,182
‫ایالات متحده آمریکا کامل واضح

123
00:09:18,224 --> 00:09:20,685
به همه این گفت

124
00:09:20,726 --> 00:09:23,521
‫علاقه‌ای به کمک کردن به من نداره

125
00:09:24,605 --> 00:09:26,857
‫قضیه چیه که تو تنها کسی هستی

126
00:09:26,857 --> 00:09:28,693
که بنظر به اونها گوش نکرد؟

127
00:09:28,734 --> 00:09:32,071
‫ممکنه گاهی فقط به چیزی گوش بدم
‫که میخوام بشنومش

128
00:09:34,282 --> 00:09:37,118
‫چرا اینجایی؟

129
00:09:37,159 --> 00:09:40,746
‫بهت گفتم چرا اینجام.
‫من وارد ارتش شدم تا بتونم روس ها رو بکشم

130
00:09:40,788 --> 00:09:44,125
‫اینجا تنها جاییه که میشه این کار رو کرد

131
00:09:44,166 --> 00:09:46,168
‫اینجا کشور بزرگیه

132
00:09:46,168 --> 00:09:47,670
‫میتونی هرجایی انجامش بدی

133
00:09:49,046 --> 00:09:50,673
‫چرا اینجایی؟

134
00:09:58,222 --> 00:10:00,016
‫تا زمانی که سازمان از رقبای شما حمایت میکنه

135
00:10:00,057 --> 00:10:02,018
‫دووم آوردن توی این مبارزه براتون خیلی سخته

136
00:10:03,311 --> 00:10:05,605
‫تمام مبارزات سختن

137
00:10:05,605 --> 00:10:07,982
‫واسه همینم هست که بهش میگن مبارزه

138
00:10:08,024 --> 00:10:10,151
‫با کمک من سخت نیست

139
00:10:10,192 --> 00:10:14,363
میتونم تجهیزاتی رو برات فراهم کنم
‫که به تنهایی نمیتونی فراهم کنی

140
00:10:14,405 --> 00:10:16,699
‫میتونم تو انجام کار هایی بهت کمک کنم
‫که به تنهایی نمیتونی انجام بدی

141
00:10:16,741 --> 00:10:18,075
‫نه برای یه مدت طولانی

142
00:10:18,117 --> 00:10:21,746
‫دیر یا زود، سی‌آی‌ای جلوش رو میگیره

143
00:10:22,747 --> 00:10:24,123
‫الانشم تلاششون رو کردن

144
00:10:26,334 --> 00:10:28,794
‫من بر خلاف دستورات اونا اینجام

145
00:10:28,836 --> 00:10:32,757
‫و بدون اطلاع اونا دارم برای شما تجهیزات تهیه میکنم

146
00:10:32,798 --> 00:10:34,842
‫چرا؟

147
00:10:38,429 --> 00:10:41,223
‫دو نسله که داریم با روس ها میجنگیم

148
00:10:42,308 --> 00:10:45,144
‫این میدون نبردیه که ما بلاخره شکستشون میدیم

149
00:10:46,687 --> 00:10:49,315
‫کسی که ضربه نهایی رو میزنه

150
00:10:49,357 --> 00:10:53,027
‫نمیتونه فقط یه اهرم دستی باشه که
‫سی‌آی‌ای فکر میکنه میتونه کنترلش کنه

151
00:10:53,986 --> 00:10:56,030
‫باید کسی باشه که ارزش لحظه رو میدونه

152
00:11:00,326 --> 00:11:02,370
‫بیشتر از چیزی که تو فکر میکنی اینجا بودم

153
00:11:03,663 --> 00:11:06,290
زمزمه هایی که درموردت توی
تپه ها هست رو شنیدم

154
00:11:07,958 --> 00:11:10,086
‫وقتی که اوضاع اینجا آروم گرفت

155
00:11:10,127 --> 00:11:12,713
‫تو باید کسی باشی که اینجا میمونه

156
00:11:15,716 --> 00:11:17,218
‫اون کیه؟

157
00:11:19,720 --> 00:11:21,889
‫تو زمزمه های توی کوهستان رو میشنوی

158
00:11:23,224 --> 00:11:25,059
‫و اون کسیه که زمزمه میکنه

159
00:11:27,770 --> 00:11:29,313
‫اگه میخوای اینجا به ما ملحق بشی...

160
00:11:30,439 --> 00:11:32,692
‫باید اون رو هم ترغیب کنی

161
00:11:34,485 --> 00:11:36,195
‫زنم

162
00:11:51,085 --> 00:11:52,461
‫یه موقعی هست..

163
00:11:53,796 --> 00:11:55,297
‫که میدونی اونا دارن نسخه‌ای از تو رو می‌بینن

164
00:11:55,339 --> 00:11:57,216
‫که خودشون میخوان ببینن

165
00:11:59,176 --> 00:12:01,178
‫و یه موقع دیگه‌ای هم هست...

166
00:12:02,763 --> 00:12:05,975
‫که میفهمن داشتن اشتباه میکردن

167
00:12:06,016 --> 00:12:09,687
‫که درون تو یک نسخه دیگه از توام وجود داره

168
00:12:09,729 --> 00:12:12,064
‫احتمالاً همیشه وجود داشته

169
00:12:13,023 --> 00:12:15,776
‫و میفهمی که اونا رو از بین بردی

170
00:12:18,904 --> 00:12:19,989
‫منظورم اینه...
‫با همسرم...

171
00:12:20,030 --> 00:12:21,741
‫اونقدا تعجب آور نبود

172
00:12:21,782 --> 00:12:24,201
‫تا اینکه همه چی رو بهش گفتم،
‫من...

173
00:12:25,161 --> 00:12:27,455
‫حدس میزدم...

174
00:12:27,455 --> 00:12:30,374
‫با اون نسخه از همسرش که

175
00:12:30,416 --> 00:12:33,043
‫کار نمیکنه مبارزه کنه...

176
00:12:33,085 --> 00:12:36,130
‫تا زحمت خودش رو کم کنه

177
00:12:38,048 --> 00:12:40,092
‫اما پسرم...

178
00:12:43,053 --> 00:12:44,430
‫اون بخش سختش بود

179
00:12:45,556 --> 00:12:49,059
‫اینکه احساس کنی بچه ات داره
به اون چشم نگاهت میکنه

180
00:12:49,059 --> 00:12:50,770
‫به چه چشمی؟

181
00:12:53,105 --> 00:12:56,442
‫به چشم کسی که...

182
00:12:58,110 --> 00:12:59,820
‫ارزش نداره بخاطرش خودش رو به زحمت بندازه

183
00:13:00,571 --> 00:13:02,364
‫هممم

184
00:13:04,116 --> 00:13:05,451
‫آم...

185
00:13:05,493 --> 00:13:07,870
‫- میدونی...
‫- ساعت چنده؟

186
00:13:08,829 --> 00:13:11,540
‫- هشت و 27 دقیقه
‫- اوه گندش بزنن

187
00:13:11,540 --> 00:13:14,418
‫- چی شده؟
‫- باید برم بانک. 9 باز میکنن

188
00:13:14,460 --> 00:13:16,253
‫و اگه موقعی که باز میکنن اونجا نباشم

189
00:13:16,295 --> 00:13:16,879
‫اوه

190
00:13:16,921 --> 00:13:19,089
‫انقد سرشون شلوغ میشه که دیگه جواب نمیدن

191
00:13:19,089 --> 00:13:21,550
‫قبل اینکه بری یه چیزی هست که باید بهت بگم

192
00:13:21,592 --> 00:13:22,968
‫جدی؟
‫چی شده؟

193
00:13:22,968 --> 00:13:24,303
‫آه...

194
00:13:24,345 --> 00:13:27,139
‫امروز صبح یه پیغام از پیمانکارم گرفتم

195
00:13:28,140 --> 00:13:31,060
‫یه سری چیزا رو تغییر داده،
‫و حالا آماده شروع کردنه

196
00:13:31,101 --> 00:13:35,147
‫ظاهراً باید قبل اینکه کار رو شروع کنه
‫اونجا باشم، پس...

197
00:13:36,106 --> 00:13:38,442
‫فکر کنم باید برم

198
00:13:42,279 --> 00:13:45,491
...خب، میخواستم بندازمش عقب

199
00:13:45,533 --> 00:13:48,035
‫- اما اگه نرسم...
‫- نه، نه، نه

200
00:13:48,077 --> 00:13:49,453
‫متوجه ام

201
00:13:54,124 --> 00:13:55,459
‫میخوای توام بیای؟

202
00:13:57,127 --> 00:14:00,172
‫- چی، به مونتانا؟
‫- آره

203
00:14:01,549 --> 00:14:03,175
‫شوخی که نمیکنی، نه؟

204
00:14:03,217 --> 00:14:05,803
‫فکر نکنم

205
00:14:09,181 --> 00:14:11,225
‫من نمیتونم برم مونتانا.
‫من...

206
00:14:12,184 --> 00:14:14,228
‫اینجا یه سری کار دارم

207
00:14:15,187 --> 00:14:17,189
‫خب...

208
00:14:18,148 --> 00:14:20,776
‫دیشب بهم خوش گذشت.
‫تو چی؟

209
00:14:23,654 --> 00:14:25,573
‫آره.
‫آره، به منم

210
00:14:26,574 --> 00:14:29,118
‫نمیدونم.
‫بیشتر شبیه...

211
00:14:29,159 --> 00:14:32,496
‫یه شروع بود تا پایان

212
00:14:41,672 --> 00:14:43,340
‫الان میگم چیکار میکنیم

213
00:14:43,382 --> 00:14:45,426
‫آه، من میرم...
‫میرم یکم کافئین بگیرم

214
00:14:45,426 --> 00:14:46,969
‫و بعدش میرم بانک

215
00:14:46,969 --> 00:14:49,430
‫و دو ساعت سر یه غریبه داد میزنم

216
00:14:49,471 --> 00:14:52,057
‫و وقتی همه این کارا رو کردم

217
00:14:52,099 --> 00:14:54,602
‫برمیگردیم اینجا،
‫ناهار درست میکنیم

218
00:14:54,643 --> 00:14:56,937
‫و و و ما...
‫درموردش حرف میزنیم

219
00:14:56,979 --> 00:14:58,439
‫مـ مـ من نه نمیگم

220
00:14:58,480 --> 00:15:00,941
‫منظورم اینه، کی میدونه.
‫شاید برای چند روز خوب باشه

221
00:15:00,983 --> 00:15:02,568
‫فقط باید باهاش کنار بیام

222
00:15:02,610 --> 00:15:03,986
‫من نمیتونم

223
00:15:04,028 --> 00:15:05,446
‫- چیو نمیتونی؟
‫- آره، من...

224
00:15:05,487 --> 00:15:08,908
‫چند ساعت دیگه که برگردی
‫من اینجا نخواهم بود

225
00:15:08,949 --> 00:15:11,452
‫متاسفم، اما نمیتونم صبر کنم

226
00:15:11,493 --> 00:15:13,913
‫- نمیتونی؟ چرا نمیتونی؟
‫- خب...

227
00:15:13,954 --> 00:15:15,372
‫چرا نمیتونی تا موقع ناهار برای مسیری

228
00:15:15,414 --> 00:15:17,458
‫که قراره سه روز طول بکشه صبر کنی؟

229
00:15:17,458 --> 00:15:21,003
‫آره خب، دیشب...

230
00:15:22,296 --> 00:15:24,256
‫به اون ماموری که جلومون رو گرفت گفتی...

231
00:15:24,298 --> 00:15:25,841
‫که من همسرتم

232
00:15:27,343 --> 00:15:29,595
‫فکر میکنی چرا اونکار رو کردی؟

233
00:15:29,637 --> 00:15:31,221
‫نمیدونم

234
00:15:31,221 --> 00:15:35,351
‫چرا.. چرا به پلیس دروغ گفتی؟

235
00:15:37,645 --> 00:15:39,605
‫و میدونی، چرا حس کردی که باید

236
00:15:39,647 --> 00:15:42,274
‫ازم در مقابل اونا مراقبت کنی؟

237
00:15:55,454 --> 00:15:57,539
‫اونا دنبالت میگشتن

238
00:16:02,127 --> 00:16:04,421
‫چرا داشتن دنبالت میگشتن؟

239
00:16:10,970 --> 00:16:13,472
‫چرا داشتن دنبالت میگشتن؟

240
00:16:13,472 --> 00:16:17,393
‫لطفاً بدون بخاطر اون چیزای

241
00:16:17,434 --> 00:16:19,395
‫وحشتناکی که الان داری تصور میکنی نیست

242
00:16:19,436 --> 00:16:22,523
‫این...
‫یه مسئله سیاسیه

243
00:16:22,564 --> 00:16:25,567
‫من توی جنگی بودم

244
00:16:25,567 --> 00:16:28,070
‫که کشورم ازش حمایت میکرد

245
00:16:28,070 --> 00:16:31,532
‫در مقابل کسایی که کشورم اونا رو محکوم میکرد

246
00:16:31,573 --> 00:16:33,575
‫من انجامش دادم...

247
00:16:35,160 --> 00:16:37,454
برای بخش اشتباهی جنگیدم

248
00:16:37,496 --> 00:16:39,540
‫و این نباید انقد مهم می‌بود

249
00:16:41,041 --> 00:16:42,459
‫اما برای آدمایی که براشون مهم بود

250
00:16:42,501 --> 00:16:45,170
‫خیلی مهم شد، اه...

251
00:16:45,170 --> 00:16:48,298
‫اینا مال خیلی سال پیشه، زویی

252
00:16:48,340 --> 00:16:50,509
‫- من توی خطرم؟
‫- نه

253
00:16:50,551 --> 00:16:53,262
‫وقتی که بریم تو جاده،
‫همه اینا رو درست میکنم

254
00:16:53,303 --> 00:16:54,972
‫از طرف تو خطری تهدیدم میکنه؟

255
00:16:58,475 --> 00:17:00,394
‫نه، زوئی

256
00:17:03,313 --> 00:17:05,024
‫نه، نه

257
00:17:05,065 --> 00:17:07,401
‫لعنت

258
00:17:07,443 --> 00:17:10,487
‫ببین، میتونی با من بیای

259
00:17:10,487 --> 00:17:12,448
‫یا میتونی...

260
00:17:12,489 --> 00:17:14,199
‫از اون در بری بیرون

261
00:17:15,492 --> 00:17:17,536
‫بعد جوری میشه که انگاری...

262
00:17:18,746 --> 00:17:20,998
‫میدونی، انگار هیچوقت اینجا نبودم

263
00:17:25,461 --> 00:17:26,795
‫جوری که انگار هیچوقت اینجا نبودی

264
00:17:26,837 --> 00:17:29,798
‫خب، میدونی، تو..

265
00:17:29,840 --> 00:17:32,134
‫اونا ممکنه ازت سوالاتی بپرسن، اما...

266
00:17:33,427 --> 00:17:35,637
‫تو کار اشتباهی نکردی.
‫فقط بهشون حقیقت رو بگو

267
00:17:35,637 --> 00:17:39,183
‫میدونی، اینکه من بهت دروغ گفتم
‫و بعدش رفتم

268
00:17:39,224 --> 00:17:41,518
‫تو بهم دروغ گفتی

269
00:17:41,518 --> 00:17:43,270
‫آره

270
00:17:45,105 --> 00:17:47,399
‫تو بهم دروغ گفتی

271
00:17:47,441 --> 00:17:49,193
‫و بعدش قراره من بمونم و کلی سوال

272
00:17:49,193 --> 00:17:52,738
‫چقد احمق بودم که
‫متوجه اینا نشدم؟

273
00:17:52,780 --> 00:17:55,491
‫چقد تنها؟
‫چقد ناراحت؟

274
00:17:55,532 --> 00:17:57,826
‫این برات راحته که بگی برام هیچ عواقبی نداره

275
00:17:57,868 --> 00:17:59,161
‫ولی برام کلی عواقب داره

276
00:17:59,203 --> 00:18:01,121
‫اما هیچکدومشون رو توی تاثیری نداره

277
00:18:09,171 --> 00:18:11,507
‫باید جواب بدم.
‫دخترمه

278
00:18:12,800 --> 00:18:14,760
‫سلام

279
00:18:14,802 --> 00:18:17,221
‫نه.
‫نه، هنوزم اینجام

280
00:18:17,262 --> 00:18:19,389
‫آره، نرفتم

281
00:18:19,389 --> 00:18:21,475
‫میدونم.
‫میدونم زمان کمه

282
00:18:24,144 --> 00:18:25,562
‫آه...

283
00:18:28,816 --> 00:18:31,110
‫خب، چون باید تنها میرفتم

284
00:18:31,151 --> 00:18:33,195
‫و نمیخواستم تنها برم

285
00:18:34,363 --> 00:18:36,073
‫ترجیح میدادم با اون برم

286
00:18:36,824 --> 00:18:39,409
‫اوه، میدونی

287
00:18:39,451 --> 00:18:41,411
‫یه لحظه بهش فکر کن

288
00:18:41,453 --> 00:18:43,497
‫شرط میبندم خودت متوجه میشی

289
00:18:47,292 --> 00:18:49,711
‫چرا میخوای اینکار رو بکنی؟

290
00:18:58,679 --> 00:19:00,139
‫میخواد باهات حرف بزنه

291
00:19:00,180 --> 00:19:01,557
‫لطفاً تکون نخور

292
00:19:26,331 --> 00:19:27,666
‫الو؟

293
00:19:29,334 --> 00:19:30,669
‫سلام، زوئی

294
00:19:32,337 --> 00:19:34,381
‫اسم من امیلی ـه

295
00:19:36,341 --> 00:19:38,385
‫میدونم الان چه حسی داری

296
00:19:39,386 --> 00:19:43,223
‫میدونم چون احتمالاً قبل تو تنها آدمی بودم که

297
00:19:43,223 --> 00:19:44,558
‫این احساس رو داشتم

298
00:19:46,560 --> 00:19:48,478
‫توی تولد 18 سالگیم

299
00:19:48,520 --> 00:19:50,230
‫پدرم من رو نشوند

300
00:19:50,272 --> 00:19:52,274
‫و بهم گفت

301
00:19:52,274 --> 00:19:54,443
‫که دنیای من

302
00:19:54,443 --> 00:19:56,778
‫چیزی نبوده که فکر میکردم

303
00:19:56,820 --> 00:20:00,741
‫قبل اون زندگیم فقط فوتبال و
‫اورتودنسی دندون هام بود

304
00:20:00,782 --> 00:20:03,952
‫میدونی، عاشق کمپ تابستونی بودم

305
00:20:03,994 --> 00:20:06,538
‫اما قبل اون

306
00:20:06,580 --> 00:20:09,875
‫خیلی قبل تر،
‫قبل اینکه من به دنیا بیام

307
00:20:09,917 --> 00:20:11,835
‫یه جنگی بوده...

308
00:20:13,795 --> 00:20:16,632
‫که خیلی بد تموم شده

309
00:20:16,673 --> 00:20:19,509
‫که پدر و مادرم رو مجبور به فرار

310
00:20:19,551 --> 00:20:23,305
‫و زندگی تحت عنوان اسم های جعلی کرده

311
00:20:26,391 --> 00:20:28,310
‫نمیتونستم نفس بکشم

312
00:20:28,352 --> 00:20:32,189
‫خیلی ازش میترسیدم

313
00:20:32,231 --> 00:20:34,691
‫تمام کار هایی که کرده و خون هایی که

314
00:20:34,733 --> 00:20:36,777
‫ریخته رو تصور کردم

315
00:20:38,403 --> 00:20:41,657
‫اما فکر میکنم که ترسناک ترین فکرم این بود که چطوری

316
00:20:41,698 --> 00:20:43,951
‫میتونی به کسی اعتماد کنم

317
00:20:43,992 --> 00:20:46,245
‫که چیزی به مهمی اسمش رو

318
00:20:46,286 --> 00:20:48,956
‫ازم پنهون کرده؟

319
00:20:50,290 --> 00:20:52,834
‫و بعدش مادرم نشست کنارم

320
00:20:52,834 --> 00:20:55,504
‫دستام رو گرفت توی دستش

321
00:20:55,545 --> 00:20:56,880
‫و گفت...

322
00:20:58,006 --> 00:21:01,551
‫"یه اسم اونقد چیز مهمی نیست

323
00:21:01,593 --> 00:21:05,264
‫"فقط چیزیه باهاش صداش میکنیم

324
00:21:05,305 --> 00:21:07,641
‫فقط یه نفسه که از دهنمون خارج میشه"

325
00:21:07,683 --> 00:21:10,018
‫اسمش بهش معنی ای نمیده

326
00:21:10,060 --> 00:21:11,603
‫کار هایی که کرده بهش معنی میدن

327
00:21:13,021 --> 00:21:16,275
‫کار های خوبی که کرده.
‫رنج هایی که اون کمش کرده

328
00:21:16,316 --> 00:21:18,402
‫جون هایی که نجات داده

329
00:21:18,443 --> 00:21:20,570
‫کلی زندگی...

330
00:21:20,612 --> 00:21:22,322
‫حتی زندگی خود مادرم

331
00:21:23,615 --> 00:21:25,325
‫اون مادرم رو آزاد کرده...

332
00:21:27,619 --> 00:21:29,955
‫که روزی...
‫من آزاد باشم

333
00:21:33,583 --> 00:21:35,919
‫یه اسم اونقدا اهمیت نداره

334
00:21:38,797 --> 00:21:42,426
‫و اگه یه اسم هزینه‌ایه که اون برای آزادی

335
00:21:42,426 --> 00:21:44,469
‫برای مفهوم...
‫برای مقصود...

336
00:21:44,469 --> 00:21:46,596
‫برای جایی توی این دنیا برای زندگی کردن

337
00:21:46,638 --> 00:21:48,265
‫و انجام دادن کار های خوب باید بپردازه...

338
00:21:55,022 --> 00:21:57,607
‫پس هزینه ناچیزیه

339
00:22:01,069 --> 00:22:04,531
‫پدرم از من مراقبت کرده

340
00:22:04,573 --> 00:22:07,326
‫از مادرم مراقبت کرده

341
00:22:07,367 --> 00:22:11,330
‫و میتونم از صداش متوجه بشم که
‫میخواد از توام مراقبت کنه

342
00:22:11,371 --> 00:22:12,748
‫این کار رو میکنه

343
00:22:14,041 --> 00:22:16,960
‫از تو بخوای که این کار رو بکنه.
‫اگه تو بهش اجازه بدی

344
00:22:17,919 --> 00:22:20,797
‫زمان کمه و من باید برم،
‫و اونم همینطور

345
00:22:20,839 --> 00:22:23,091
‫پس یا باهاش برو.
‫یا بمون

346
00:22:23,133 --> 00:22:25,093
‫هرکدوم که خودت میخوای

347
00:22:25,135 --> 00:22:26,762
‫فقط میخواستم که بدونی

348
00:22:26,803 --> 00:22:28,972
‫کسی که باهاش برخورد کردی کی بوده

349
00:22:29,014 --> 00:22:31,725
‫حالا اهمیتی نداره تو به چه اسمی میشناسیش

350
00:23:12,432 --> 00:23:14,476
‫وقتی برگشتم اینجا نباش

351
00:26:15,031 --> 00:26:18,702
‫زوئی. زوئی!
‫چیزی نیست

352
00:26:18,743 --> 00:26:20,662
‫- چیزی نیست؟ پس چیز چیه؟
‫- درسته

353
00:26:20,704 --> 00:26:22,789
‫- ما میریم...
‫- ما با تو جایی نمیرم

354
00:26:22,831 --> 00:26:24,040
‫الان برای بحث کردن وقت ندارم

355
00:26:24,040 --> 00:26:25,208
‫اینجا جات امن نیست

356
00:26:25,250 --> 00:26:26,835
‫زوئی

357
00:26:26,876 --> 00:26:29,087
‫- میرم پیش پلیس
‫- مطمئن نیستم

358
00:26:29,087 --> 00:26:30,839
‫اونجا هم جات امن باشه

359
00:26:30,880 --> 00:26:33,592
‫یعنی من پیش پلیس جام امن نیست،
‫ولی پیش تو امنه؟

360
00:26:33,633 --> 00:26:35,594
‫الان قضیه فرق کرده، زوئی

361
00:26:35,635 --> 00:26:37,470
‫نمیدونم به کی میتونیم اعتماد کنیم

362
00:26:37,512 --> 00:26:39,681
‫از کنار ماشینم برو کنار

363
00:26:40,640 --> 00:26:42,183
‫نمیتونم بزارم بری

364
00:26:52,027 --> 00:26:54,988
‫نه، سه مایل مونده.
‫هی، 15 دقیقه

365
00:26:55,030 --> 00:26:56,990
‫پهباد هنوز لایو ـه؟

366
00:26:57,032 --> 00:26:58,491
‫چهار دقیقه

367
00:26:58,533 --> 00:27:00,452
‫اوه سلام.
این نصف روز کجا بودی؟

368
00:27:00,493 --> 00:27:01,995
‫یه ماموریت داشتم

369
00:27:02,037 --> 00:27:03,997
‫- چه ماموریتی؟
‫- آرامز!

370
00:27:04,039 --> 00:27:05,790
‫از اونا

371
00:27:08,793 --> 00:27:10,962
‫جویی فکر میکنه من امروز صبح

372
00:27:11,004 --> 00:27:13,548
‫- رفتم فیلمی چیزی ببینم
‫- فکر نمیکنم ساعت هفت و نیم صبح

373
00:27:13,548 --> 00:27:14,799
‫هیچ فیلمی اکران بشه

374
00:27:15,800 --> 00:27:17,260
‫راستش نمیدونم

375
00:27:17,302 --> 00:27:19,512
‫هفت و نیم صبح فیلمی اکران میشه یا نه

376
00:27:19,554 --> 00:27:21,014
‫آخرین باری که رفتم سینما

377
00:27:21,056 --> 00:27:23,558
‫توی روزنامه زمان اکرانش رو نگاه کردم

378
00:27:23,558 --> 00:27:25,518
‫و از یه پنجره کوچیک بلیط خریدم

379
00:27:25,560 --> 00:27:27,604
‫با پول نقد

380
00:27:30,607 --> 00:27:32,192
‫چیه؟

381
00:27:33,777 --> 00:27:35,737
‫نه. فقط...

382
00:27:35,779 --> 00:27:37,781
‫یادم اومد آخرین باری که فیلم دیدم

383
00:27:37,822 --> 00:27:39,824
‫همراه چیپ بودم

384
00:27:45,038 --> 00:27:47,248
‫- متاسفم
‫- برای چی؟

385
00:27:47,290 --> 00:27:50,043
‫نه، خیلی سعی کردم که مطرحش نکنم

386
00:27:50,085 --> 00:27:52,003
‫و بعدش یهو کامل مطرحش کردم

387
00:27:53,963 --> 00:27:56,758
‫فکر میکنی حرف نزدن درموردش

388
00:27:56,800 --> 00:27:58,593
‫بدترش میکنه؟

389
00:28:00,929 --> 00:28:03,973
‫مطمئناً بهترش که نمیکنه، نه؟

390
00:28:08,687 --> 00:28:10,855
‫از وقتی که این اتفاق افتاده نیومدی خونه

391
00:28:13,900 --> 00:28:16,528
‫وقتی تونستیم خودمون رو بیرون بکشیم از این...

392
00:28:16,569 --> 00:28:18,571
‫حالا هر کوفتی که هست...

393
00:28:19,239 --> 00:28:20,740
‫شاید بتونیم درستش کنیم

394
00:28:21,741 --> 00:28:23,118
‫آره

395
00:28:28,289 --> 00:28:30,667
از امروز صبح خبری داری برام؟

396
00:28:30,709 --> 00:28:32,794
‫بله.
‫سالی سینگلتون

397
00:28:32,794 --> 00:28:34,337
‫و من رفتیم پیش ابی شیرینی خوردیم

398
00:28:34,379 --> 00:28:37,298
‫و درمورد اون دوستشون که اونجاست
‫ازش پرسیدم

399
00:28:41,261 --> 00:28:43,680
‫بهش گفتم باید به یه عالم دینی رده بالا

400
00:28:43,722 --> 00:28:45,557
‫ارتباط داشته باشه تا بتونه مسئول
‫همچین ماموریتی بشه

401
00:28:45,598 --> 00:28:47,851
‫- با مسیحی چیزی
‫- منم همینو گفتم

402
00:28:47,892 --> 00:28:51,730
‫- میدونی، احتمال داره که مایرز...
‫- همه ازش متنفرن

403
00:28:51,771 --> 00:28:53,231
‫منظورت چیه "همه"؟

404
00:28:53,273 --> 00:28:55,734
‫به معنای واقعی همه ازش متنفرن

405
00:28:55,775 --> 00:28:58,820
‫دیدی یه وقتایی یه بچه چهار ساله
‫ازت یه سوال ساده میپرسه

406
00:28:58,862 --> 00:29:00,655
‫و بعدش تو جوابش رو میدی

407
00:29:00,697 --> 00:29:02,323
‫و بعدش ازت میپرسه "چرا؟"

408
00:29:02,365 --> 00:29:03,992
‫و تو دوباره جواب میدی

409
00:29:04,033 --> 00:29:06,995
‫و بعدش همینطور این چرا ها ادامه پیدا میکنن

410
00:29:07,036 --> 00:29:08,621
‫تا اینکه به یه جایی میرسه می‌بینی

411
00:29:08,663 --> 00:29:09,914
‫داری بهش ماهیت هستی رو توضیح میدی؟

412
00:29:09,956 --> 00:29:12,917
‫- آره
‫- اون همون بچه ست

413
00:29:12,959 --> 00:29:15,295
‫اینی که میگم رو سالی گفت

414
00:29:15,336 --> 00:29:17,589
‫"اون بداخلاق ترین کسیه که

415
00:29:17,630 --> 00:29:21,217
‫که تاریخ سی‌آی‌ای به خودش دیده"

416
00:29:21,259 --> 00:29:25,013
‫فراز حمزد تمام این اهرم فشار رو به دست داره

417
00:29:25,054 --> 00:29:28,641
‫ما داریم طبق فیلمنامه اون پیش میریم

418
00:29:28,641 --> 00:29:31,394
‫و بعدش یهو یه بچه فضول فاقد صلاحیت که

419
00:29:31,436 --> 00:29:33,646
‫هیچکس ازشش خوشش نمیاد میشه مسئول عملیات؟

420
00:29:33,688 --> 00:29:35,815
‫بنظرت اینا با عقل جور در میاد؟

421
00:29:37,817 --> 00:29:39,152
‫نمیاد

422
00:29:40,820 --> 00:29:43,072
‫بنظر نمیاد زیاد نگران این موضوع باشی

423
00:29:43,114 --> 00:29:46,326
‫خب، نمیدونم چرا اصلاً باید نگران باشی

424
00:29:46,367 --> 00:29:49,788
‫این روشیه که من بهت یاد دادم بازی کنم.
‫مثه یه پلیس

425
00:29:49,788 --> 00:29:51,289
‫برای یه پلیس

426
00:29:51,331 --> 00:29:54,167
‫یه پازل چیزیه که باید حل بشه

427
00:29:54,209 --> 00:29:56,002
‫اما اون بازی...

428
00:29:56,044 --> 00:29:58,838
‫بازی ای که من و چیس وقتی
‫جوون بودیم بازیش کردیم

429
00:29:58,838 --> 00:30:02,717
‫اونی که دارم میفهمم که داریم دوباره انجامش میدیم...

430
00:30:02,759 --> 00:30:05,762
‫اون بازی هیچ قانونی نداره

431
00:30:05,804 --> 00:30:07,931
‫پازلیه که هیچ راه حلی نداره

432
00:30:07,972 --> 00:30:10,391
‫پازلیه که به یک پازل دیگه ختم میشه

433
00:30:11,476 --> 00:30:15,355
‫و این چیزیه که این بازی رو هیجان انگیز میکنه

434
00:30:15,396 --> 00:30:17,982
‫توش اصلاً جای آدم های ضعیف نیست

435
00:30:19,275 --> 00:30:21,277
‫اما بدجوری اعتیاد داره

436
00:30:21,319 --> 00:30:23,363
‫اینجا یه مشکل داریم

437
00:30:24,781 --> 00:30:28,701
‫یه ماشین داره محل هدف رو ترک میکنه

438
00:30:30,411 --> 00:30:32,205
‫میشه زومش کنیم؟

439
00:30:37,877 --> 00:30:39,212
‫کی داخلشه؟

440
00:30:39,212 --> 00:30:40,964
‫نمیدونم چند نفرن

441
00:30:41,923 --> 00:30:43,424
‫گروه ضربت هنوز هفت دقیقه مونده تا برسن

442
00:30:43,424 --> 00:30:45,343
‫ماشین رو تعقیب کن

443
00:30:50,348 --> 00:30:52,016
‫وایسا

444
00:30:52,976 --> 00:30:55,436
‫درخت ها خیابون رو پوشوندن.
‫سخته ببینمشون

445
00:30:58,398 --> 00:31:01,776
‫- لعنت
‫- از اپراتور میخوام که نزدیکتر بشه

446
00:31:56,164 --> 00:31:57,540
اینا زنای باهوشین

447
00:31:57,874 --> 00:31:59,876
اما بسیار بهشون گفتن

448
00:32:00,418 --> 00:32:02,003
که به ما اعتماد نکنن

449
00:32:08,551 --> 00:32:11,220
بعضی قصه ها برای پخته شدن به زمان نیاز دارن

450
00:32:16,476 --> 00:32:18,311
بازم بهشون میگم

451
00:32:18,311 --> 00:32:21,397
که پشتو، ازبک، هزاره.. مهم نیست

452
00:32:26,861 --> 00:32:28,863
شخصی که میتونه همه شون رو رهبری کنه

453
00:32:29,322 --> 00:32:34,702
تا شوروی رو از بین ببریم و آرامش رو به ارمغان بیاره

454
00:32:51,135 --> 00:32:52,887
‫سی‌آی‌ای

455
00:32:53,471 --> 00:32:55,473
نه درواقع

456
00:32:56,015 --> 00:32:58,017
از دیدنتون خوشحالم

457
00:32:58,226 --> 00:32:59,811
این فکر خوبی نیست

458
00:33:00,103 --> 00:33:01,646
مطمئناً هست

459
00:33:02,271 --> 00:33:03,648
نه نیست

460
00:33:07,652 --> 00:33:11,030
باید بهش موقعیت بدی که توضیح بده چطوری

461
00:33:16,119 --> 00:33:18,496
‫اینجایی که کمک کنی؟
‫خیلی خب

462
00:33:18,538 --> 00:33:20,873
‫به چه دردمون میخوری؟

463
00:33:20,873 --> 00:33:23,084
‫خب از نظر تاکتیکی...

464
00:33:23,126 --> 00:33:25,586
‫- من میتونم تهیه...
‫- شوهر من یه تاکتیک دان ماهر ـه

465
00:33:25,628 --> 00:33:27,505
‫- به چه دردمون میخوری؟
‫- من اطلاعاتی درمورد

466
00:33:27,547 --> 00:33:28,965
‫توانایی یگان شوروی دارم

467
00:33:29,007 --> 00:33:30,550
‫که سازمان اونا رو حتی در اختیار
‫سازمان اطلاعاتی پاکستان هم قرار نمیده

468
00:33:30,591 --> 00:33:32,260
‫ما هم نسبت به سازمان اطلاعاتی پاکستان

469
00:33:32,301 --> 00:33:33,928
‫اطلاعات بیشتری از توان اونا داریم

470
00:33:33,928 --> 00:33:36,055
‫به چه دردمون میخوری؟

471
00:33:36,097 --> 00:33:37,306
‫من چهارتا اسلحه ام21 برای تک تیرانداز ها دارم

472
00:33:37,348 --> 00:33:39,308
‫که دارن میان به این سمت

473
00:33:39,308 --> 00:33:40,977
‫شاید بتونید از اونا استفاده کنید؟

474
00:33:41,019 --> 00:33:43,855
‫اگه تو بتونی اون اسلحه ها رو تهیه کنی...
‫روی "اگه" تاکید میکنم...

475
00:33:43,896 --> 00:33:45,565
‫میتونی از فاصله 180 متری به

476
00:33:45,606 --> 00:33:47,191
‫افسرهای روس شلیک کنی

477
00:33:47,191 --> 00:33:48,985
‫شاید بتونی مقداری ازشون رو بکشی

478
00:33:49,027 --> 00:33:52,030
‫شاید حتی بتونی مقداری نظمشون رو بهم بریزی

479
00:33:52,071 --> 00:33:54,157
‫اما اینطوری نمیتونی مشکل ما رو حل کنی

480
00:33:54,198 --> 00:33:57,118
‫مشکلات ما خیلی پیچیده تر از این هستن

481
00:33:57,160 --> 00:34:00,496
‫و نمیفهمم تو میتونی به چه درد ما بخوری

482
00:34:02,457 --> 00:34:04,208
‫یک کیلومتری

483
00:34:07,170 --> 00:34:08,046
‫چی؟

484
00:34:09,213 --> 00:34:11,507
‫میتونم از فاصله یک کیلومتری به

485
00:34:11,507 --> 00:34:13,676
‫افسر های روس شلیک کنم

486
00:34:13,718 --> 00:34:16,345
‫180 متر که بچه بازیه

487
00:34:26,481 --> 00:34:28,399
‫چی شده، مارتی؟
‫بیخیال

488
00:34:28,441 --> 00:34:30,318
‫- به دیدمون نیاز داریم.
‫- برگرد پیش من

489
00:34:30,359 --> 00:34:33,654
‫افراد، چه اتفاقی افتاد؟

490
00:34:34,655 --> 00:34:36,491
‫- میشه چیزی بگید لطفاً؟
‫- افراد، ما نیاز به دیدمون داریم

491
00:34:36,532 --> 00:34:38,326
‫اونجا چه خبره؟

492
00:34:38,326 --> 00:34:40,703
‫یکی من رو به گروه ضربت وصل کنه

493
00:34:51,339 --> 00:34:53,591
‫دلت نمیخواد اینجا باشی.
‫بهم اعتماد کن

494
00:34:56,135 --> 00:34:57,512
‫خیلی هم خب

495
00:34:59,180 --> 00:35:00,264
‫خودت شروع میکنی یا من؟

496
00:35:00,306 --> 00:35:02,391
‫نمیدونم منظورت چیه

497
00:35:02,433 --> 00:35:04,435
‫آره، منم همین فکر رو میکردم

498
00:35:07,105 --> 00:35:10,399
‫فراز حمزد داره هرچیزی که دلش میخواد رو

499
00:35:10,441 --> 00:35:12,026
‫از دولت آمریکا میگیره

500
00:35:12,026 --> 00:35:14,487
‫و وقتی که میفهمه دولت آمریکا

501
00:35:14,529 --> 00:35:18,366
‫کسی که دنبالشه رو دوباره گم کرده،
‫خیلی ها تنبیه میشن

502
00:35:18,407 --> 00:35:21,160
‫من نمیدونم دقیقاً اونجا چه اتفاقی افتاده

503
00:35:21,202 --> 00:35:24,747
‫اما بعد اینکه دیدم تو شخصاً دخالت کردی

504
00:35:24,789 --> 00:35:27,125
‫و توی اولین فرار به چیس کمک کردی

505
00:35:27,166 --> 00:35:28,417
‫میخوام بدون هیچ پشتوانه محکمی بگم

506
00:35:28,459 --> 00:35:31,212
‫که حدس میزنم فرار امروز هم تصادفی نبوده

507
00:35:31,254 --> 00:35:33,589
‫من نمیخوام توی هچل بیوفتم

508
00:35:33,631 --> 00:35:36,092
‫من این رو به بالا گزارش میدم

509
00:35:36,134 --> 00:35:39,095
‫به همسرت زنگ بزن.
‫به وکیلت زنگ بزن

510
00:35:39,137 --> 00:35:42,181
‫بدجوری توی دردسر افتادی

511
00:35:43,474 --> 00:35:47,186
‫"فراز حمزد داره هرچی که میخواد رو گیر میاره"

512
00:35:50,481 --> 00:35:52,441
‫چی؟

513
00:35:54,402 --> 00:35:57,572
‫دومین نفری هستی که این هفته
‫داری این رو بهم میگی

514
00:36:02,285 --> 00:36:04,704
‫- خب؟
‫- چرا با کسی

515
00:36:04,704 --> 00:36:06,581
‫تو رو انتخاب کنه

516
00:36:06,622 --> 00:36:09,667
‫یکم آدم فضول بی صلاحیت رو که هیچ دوستی هم نداره

517
00:36:09,709 --> 00:36:12,336
‫هیچ ارتباط خاصی نداره

518
00:36:12,378 --> 00:36:15,131
‫که عملیات به این مهمی رو رهبری کنه؟

519
00:36:15,173 --> 00:36:18,259
‫تا الان اصلاً با عقلم جور در نمیومد

520
00:36:18,301 --> 00:36:20,803
‫هیچکس از لنگلی تو رو انتخاب نکرده

521
00:36:22,638 --> 00:36:24,724
‫فراز حمزد تو رو انتخاب کرده

522
00:36:25,683 --> 00:36:27,393
‫شخصاً خواسته تو مسئول عملیات باشی

523
00:36:27,435 --> 00:36:30,605
‫یا حداقل خواسته یکی مثل تو مسئولش باشه

524
00:36:30,646 --> 00:36:32,607
‫یکی که درگیر حاشیه بشه

525
00:36:32,648 --> 00:36:35,526
‫سوال بپرسه،
‫مسائل مدفون شده رو نبش قبر کنه

526
00:36:35,568 --> 00:36:38,237
‫فکر میکردم قضیه انتقام ـه

527
00:36:38,237 --> 00:36:41,157
‫فکر میکردم حمزد چیس رو زنده میخواد

528
00:36:41,199 --> 00:36:43,576
‫که بتونه خودش بکشتش

529
00:36:43,576 --> 00:36:45,661
‫اما شاید فراز حمزد

530
00:36:45,703 --> 00:36:48,706
‫چیس رو زنده میخواسته

531
00:36:48,748 --> 00:36:51,709
‫آره، و همینطور میخواسته بد اخلاق ترین عوضی

532
00:36:51,751 --> 00:36:54,503
‫تمام تاریخ سی‌آی‌ای اون رو تحویل بده

533
00:36:54,545 --> 00:36:57,590
‫چون فراز حمزد سوال هایی داره

534
00:36:57,632 --> 00:36:59,300
‫که میخواد جوابشون رو بگیره

535
00:36:59,342 --> 00:37:00,551
‫یه چیزی هست که اون میخواد بدونه

536
00:37:00,593 --> 00:37:02,094
‫اگه اشتباه میکنم بهم بگو

537
00:37:02,136 --> 00:37:03,846
‫- ببین اگه...
‫- خودتو به زحمت ننداز

538
00:37:03,888 --> 00:37:05,556
‫من اشتباه نمیکنم

539
00:37:05,598 --> 00:37:08,309
‫اما چه سوالات کوفتی ای داره؟

540
00:37:08,351 --> 00:37:10,144
‫میدونم چی باعث شده این قضیه شروع بشه

541
00:37:10,186 --> 00:37:13,773
‫زشته، خطرناکه، اما هیچ رازی درموردش وجود نداره

542
00:37:15,566 --> 00:37:17,068
‫چی میدونی؟

543
00:37:21,864 --> 00:37:23,324
‫سی سال پیش

544
00:37:23,366 --> 00:37:26,410
‫دن جیس همسر فراز حمزد بر زد

545
00:37:26,452 --> 00:37:27,745
‫و منم تو این قضیه کمکش کردم

546
00:37:27,787 --> 00:37:29,872
‫همین.
‫داستان همینه

547
00:37:29,914 --> 00:37:32,166
‫واسه همینه که اینجاییم

548
00:37:34,168 --> 00:37:35,836
‫سی سال پیش

549
00:37:35,878 --> 00:37:39,340
‫یه زن ساکن هندوکش با یه آمریکایی آشنا شد

550
00:37:39,382 --> 00:37:40,758
‫شروع کرد بهش دادن

551
00:37:40,758 --> 00:37:42,677
‫متوجه شد با اون شانس یه زندگی بهتر

552
00:37:42,718 --> 00:37:45,346
‫و همینطور دسترسی آسون تر به فروشگاه ها رو داره

553
00:37:45,388 --> 00:37:48,349
‫واسه همین شوهر جنگ سالارش رو ول کرد

554
00:37:48,391 --> 00:37:50,726
‫و دنبال آمریکاییه برگشت به اینجا

555
00:37:50,768 --> 00:37:52,436
‫این از این

556
00:37:53,771 --> 00:37:56,190
‫اما چی میشه اگه حمزد امیدوار باشه

557
00:37:56,190 --> 00:37:58,359
‫بعد از این همه مدت،
‫پیداش کنه

558
00:37:58,359 --> 00:38:01,779
و بی صدا سرشو زیری آب کنه؟

559
00:38:01,821 --> 00:38:04,490
‫اون سالهاست که مُرده

560
00:38:04,532 --> 00:38:06,909
‫یا یه حموم گرم آماده کرده

561
00:38:06,909 --> 00:38:08,411
‫- یا...
‫- بسه

562
00:38:18,504 --> 00:38:21,173
‫این حرفا ما رو به جایی نمیرسونه

563
00:38:22,508 --> 00:38:24,510
‫ما داریم مسیر اشتباهی رو میریم

564
00:38:25,845 --> 00:38:30,558
‫دن چیس یه پیرو حقیقی ـه

565
00:38:30,558 --> 00:38:33,602
‫کسی که برای آرمان هاش میجنگه

566
00:38:33,644 --> 00:38:36,939
‫مردی که کاملاً و به هر قیمتی

567
00:38:36,939 --> 00:38:38,941
‫باید باور داشته باشه که توی

568
00:38:38,983 --> 00:38:41,777
‫مست درستی از مبارزه ای که توشه ایستاده

569
00:38:41,777 --> 00:38:43,321
اینطور آدمیه

570
00:38:43,362 --> 00:38:45,281
‫حالا زنی دنبال اون نصف

571
00:38:45,323 --> 00:38:48,826
‫دنیا رو میگذرونه و دنبالش میاد، مطمئناً...

572
00:38:48,826 --> 00:38:51,662
داستانشون پیچیده تر از این حرفاس

573
00:38:52,705 --> 00:38:54,498
‫و اگه حق با تو باشه

574
00:38:54,540 --> 00:38:57,918
‫و حمزد دنبال یه سری جوابه

575
00:38:57,960 --> 00:39:00,755
‫پس ما باید بفهمیم که سوالاتش چیه

576
00:39:01,672 --> 00:39:04,342
‫و تنها راه فهمیدنش اینه که ازش بپرسیم

577
00:39:06,677 --> 00:39:08,971
‫از...
‫از کی؟

578
00:39:09,013 --> 00:39:11,349
‫حمزد

579
00:39:12,308 --> 00:39:14,477
‫بیخیال

580
00:39:15,436 --> 00:39:18,356
‫باید باور کنم که تو نمیتونی پیغامی برای حمزد بفرستی؟

581
00:39:18,397 --> 00:39:20,858
‫نمیتونم.
‫چرا باید بتونم؟

582
00:39:20,858 --> 00:39:22,401
‫و چه انتحاب هایی وجود داره...

583
00:39:22,443 --> 00:39:24,987
‫برمیگردی اونجا و قبول میکنی که شکست خوردی؟

584
00:39:25,029 --> 00:39:27,573
‫یا شکست نمیخوری

585
00:39:27,615 --> 00:39:29,241
‫و ما سه نفر

586
00:39:29,283 --> 00:39:31,535
‫جواب هایی که حمزد دنبالشونه رو پیدا میکنیم

587
00:39:32,870 --> 00:39:34,455
‫غول رو دوباره به چراغ جادو برمیگردونیم

588
00:39:34,497 --> 00:39:36,540
‫و همه برنده میشیم

589
00:39:41,670 --> 00:39:43,881
‫- بله
‫- تیم ضربت درحال وارد شدنه

590
00:39:43,923 --> 00:39:45,508
‫اونا دارن وارد خونه میشن

591
00:39:52,890 --> 00:39:55,684
‫پلیس محلی دنبال ماشینی که فرار کرده هست

592
00:39:55,726 --> 00:39:57,436
‫اما تیم هنوز نگران این هستن که ممکنه هنوز

593
00:39:57,478 --> 00:39:58,896
‫- کسی داخل خونه باشه
‫- چطور؟

594
00:39:58,938 --> 00:40:00,439
‫یه جای گلوله روی پنجره ست

595
00:40:00,439 --> 00:40:02,274
‫شاید نشونه یه درگیری باشه

596
00:40:07,530 --> 00:40:08,823
‫برید، برید، برید!

597
00:40:16,872 --> 00:40:19,333
‫مراقب موقعیت ساعت 6 باش!

598
00:40:19,375 --> 00:40:21,419
‫کارش خوبه

599
00:40:22,461 --> 00:40:24,880
‫میدونی، اگه بخوایم صادق باشیم،
‫فکر نمیکنم آدمی مثل اون

600
00:40:24,922 --> 00:40:27,758
‫هیچوقت جوابگوئه کارایی که کرده باشه

601
00:40:27,800 --> 00:40:31,011
‫آدم هایی مثل اون هیچوقت جواب نمیدن

602
00:40:31,053 --> 00:40:33,514
‫تو، از طرف دیگه...

603
00:40:33,556 --> 00:40:35,891
‫اگه رازی داری،

604
00:40:35,933 --> 00:40:39,395
‫اگه چیز هایی داری که نمیخوای درموردشون حرفی بزنی

605
00:40:39,437 --> 00:40:41,772
‫با دقت پیش برو

606
00:40:41,814 --> 00:40:44,066
‫چون اون اگه دوباره سرم رو کلاه بزاره

607
00:40:44,108 --> 00:40:47,403
‫اون مسائلی که زیر خاک مدفون شدن رو بیرون میکشم

608
00:40:47,445 --> 00:40:50,489
‫و ازشون استفاده میکنم که تو رو مسئولشون نشون بدم

609
00:40:55,369 --> 00:40:57,872
‫- تیم دلتا، موقعیت یک امنه
‫- دریافت شد

610
00:40:57,913 --> 00:40:59,999
‫- دریافت شد
‫- امنه

611
00:41:00,040 --> 00:41:02,084
‫خونه امنه

612
00:41:02,126 --> 00:41:04,670
‫هرکی که اینجا بوده،
‫حالا دیگه رفته

613
00:41:04,670 --> 00:41:06,964
‫تیم الفا داره میاد بیرون

614
00:41:15,389 --> 00:41:17,766
‫میخوام اون ملاقاتی که خواستی رو قبول کنم

615
00:41:20,728 --> 00:41:22,438
‫مراقب باش چی آرزو میکنی

616
00:41:58,724 --> 00:42:00,809
‫آروم باش، مرد

617
00:42:00,809 --> 00:42:02,728
‫نفس بکش

618
00:43:27,187 --> 00:43:29,148
‫میشه بهت ملحق بشیم؟

619
00:43:47,082 --> 00:43:49,585
‫انگلیسیت خوبه

620
00:43:51,545 --> 00:43:53,922
‫- ممنونم
‫- خارج از کشور دانشگاه رفتی؟

621
00:43:53,964 --> 00:43:55,633
‫یا کابل؟

622
00:44:02,723 --> 00:44:04,558
‫من اونی که تو فکر میکنی نیستم

623
00:44:07,102 --> 00:44:09,104
‫میخوام به شوهرت کمک کنم که این جنگ رو ببره

624
00:44:09,104 --> 00:44:13,525
‫همین.
‫کار دیگه ای نمیخوام بکنم

625
00:44:16,111 --> 00:44:18,155
‫حرفم رو باور میکنی؟

626
00:44:25,704 --> 00:44:27,081
‫وقتی که هفت سالم بود

627
00:44:27,122 --> 00:44:30,084
‫پدر و مادرم بهم گفتن که به اوهایو نقل مکان میکنیم

628
00:44:31,126 --> 00:44:32,836
‫اونا استاد دانشگاه بودن

629
00:44:32,878 --> 00:44:35,673
‫و توی دانشگاه های اونجا موقعیت شغلی رو بدست آورده بودن

630
00:44:36,965 --> 00:44:40,094
‫فقط چند هفته مونده بود که تبدیل
‫به یه دختر کوچولو اهل کلمبوس بشم

631
00:44:41,136 --> 00:44:43,305
‫برگه های روی میز پدرم رو یادمه

632
00:44:43,305 --> 00:44:45,766
‫عکس آدم های جوون روشون بود

633
00:44:45,808 --> 00:44:47,810
‫که پر از امید بودن

634
00:44:48,769 --> 00:44:50,813
‫میتونستم ساعت ها بهشون زل بزنم

635
00:44:51,772 --> 00:44:53,524
‫میخواستم منم از اونا باشم

636
00:44:57,778 --> 00:44:59,738
‫بعدش اینجا کودتا شد

637
00:44:59,780 --> 00:45:01,949
‫برنامه عوض شد

638
00:45:01,990 --> 00:45:04,743
‫و همه چیز تیره و تار شد

639
00:45:04,743 --> 00:45:06,745
‫بعدش تنها آمریکایی هایی که میشناختم...

640
00:45:07,788 --> 00:45:09,707
‫مامور های سی‌آی‌ای بودن

641
00:45:09,748 --> 00:45:11,625
‫که کلی تلاش میکردن

642
00:45:11,667 --> 00:45:14,002
‫جنگ ما رو به سمت هدف خودشون بکشن

643
00:45:15,671 --> 00:45:19,675
‫همونجا بودن که فهمیدم دو نوع آمریکایی وجود داره

644
00:45:19,675 --> 00:45:21,885
‫یک نوعشون برای بهتر شدن مصمم هستن

645
00:45:21,927 --> 00:45:25,597
‫بنظرشون هیچ پیشرفتی وجود نداره که نتونن بهش برسن

646
00:45:25,639 --> 00:45:26,974
‫و نوع دیگه

647
00:45:27,015 --> 00:45:30,769
‫هیولاهایی هستن که تعیین میکنن حق با اونا باشه

648
00:45:30,811 --> 00:45:33,647
‫و از هیچ خشونتی برای رسیدن به اهداف خودشون

649
00:45:33,689 --> 00:45:34,940
‫کم نمیزارن

650
00:45:34,940 --> 00:45:37,276
‫تا نفهمیدم تو از کدوم نوعی

651
00:45:37,317 --> 00:45:41,280
‫بدترین رو در نظر میگیریم و از همسرم
‫در مقابلش مراقبت میکنم

652
00:45:58,338 --> 00:46:00,674
چهارتا اسنایپ ام21

653
00:46:02,176 --> 00:46:04,178
با اسکوپ

654
00:46:06,346 --> 00:46:08,891
‫من اونی که تو فکر میکنی نیستم

655
00:46:11,351 --> 00:46:13,312
‫من هیولا نیستم
