﻿1
00:00:09,759 --> 00:00:11,094
‫می‌تونم کمکت کنم؟

2
00:00:11,177 --> 00:00:13,096
‫ممنون

3
00:00:13,179 --> 00:00:15,432
‫مورگان بوت شماره‌ات رو بهم داد

4
00:00:15,515 --> 00:00:17,434
‫این کارو خوب بلدی؟

5
00:00:18,018 --> 00:00:19,269
‫آره

6
00:00:19,352 --> 00:00:20,603
‫کارم رو بلدم

7
00:00:22,022 --> 00:00:26,443
‫یه مرد روس به اسمِ پاولوویچ
‫دستورِ قتل مورگان بوت رو داد

8
00:00:26,526 --> 00:00:29,696
‫تا از قرارداد تجاریش
‫توی افغانستان محافظت کنه

9
00:00:29,779 --> 00:00:33,867
‫همچنین برای حفاظت از اون قرارداد
‫مزدورهایی به افغانستان فرستاده

10
00:00:33,950 --> 00:00:35,744
‫بابا؟ می‌تونی صدام رو از بلندگو در بیاری؟

11
00:00:35,827 --> 00:00:37,370
‫لعنتی. لعنتی. لعنتی

12
00:00:37,454 --> 00:00:38,788
‫نه، صبر کن! صبر کن!

13
00:00:38,872 --> 00:00:42,000
‫افرادی که امیلی رو کشتن
‫افراد اون بودن

14
00:00:42,125 --> 00:00:44,294
‫مورگان بوت تنها هدفش نبود

15
00:00:44,377 --> 00:00:45,545
‫هدفِ دیگه‌اش کی بود؟

16
00:00:45,628 --> 00:00:46,546
‫دیکسون‌ها

17
00:00:46,629 --> 00:00:48,631
‫- مارشا و هنری
‫- چرا؟

18
00:00:48,715 --> 00:00:50,842
‫وکیلِ همزاد می‌خواست یه چیزی بهت بگه

19
00:00:50,925 --> 00:00:52,802
‫چیزی که می‌ترسید تلفنی بگه

20
00:00:52,886 --> 00:00:53,928
‫شاید اون می‌دونه

21
00:00:54,054 --> 00:00:55,013
‫پس می‌ریم لندن

22
00:00:55,138 --> 00:00:56,681
‫واسه این که لعنت بهش

23
00:00:56,806 --> 00:00:58,892
‫می‌خوام بهش صدمه بزنم.
‫تو نمی‌خوای؟

24
00:01:31,674 --> 00:01:32,675
‫سلام

25
00:01:34,010 --> 00:01:35,220
‫تویی

26
00:01:36,387 --> 00:01:37,889
‫سلام. تو...

27
00:01:38,014 --> 00:01:39,015
‫خودم هستم

28
00:01:40,391 --> 00:01:41,476
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم...

29
00:01:41,518 --> 00:01:43,770
‫وقتی من با چوبدستی راه می‌رفتم،

30
00:01:43,853 --> 00:01:45,522
‫تو کمکم کردی سوارِ اتوبوس شم

31
00:01:45,605 --> 00:01:46,689
‫آره

32
00:01:48,024 --> 00:01:50,693
‫برام سؤال بود دوباره بهت برمی‌خورم یا نه

33
00:01:50,777 --> 00:01:52,237
‫این مسیرِ برگشتت از سرِ کاره؟

34
00:01:52,362 --> 00:01:53,738
‫نه، نه، نه، اینطور نیست

35
00:01:54,864 --> 00:01:55,949
مُچت رو گرفتم

36
00:01:57,534 --> 00:01:58,910
‫من...

37
00:01:59,035 --> 00:02:01,788
‫مسیرم این بود، ولی از کارم استعفا دادم

38
00:02:01,871 --> 00:02:03,039
‫تبریک میگم

39
00:02:05,542 --> 00:02:07,210
‫الان گفتم: «تبریک میگم»؟

40
00:02:07,293 --> 00:02:08,419
‫اشکالی نداره

41
00:02:10,046 --> 00:02:11,256
‫بذار دوباره امتحانش کنم

42
00:02:12,382 --> 00:02:14,425
‫پس از کارت استعفا دادی

43
00:02:14,551 --> 00:02:18,930
‫حتماً طیفِ وسیعی از تجربیات رو شامل میشه

44
00:02:19,055 --> 00:02:21,724
‫چه احساسی در موردش داری؟

45
00:02:21,808 --> 00:02:24,769
‫به نظر میاد شاید یکی دیگه هم بخواد
‫از کارش استعفا بده

46
00:02:25,395 --> 00:02:26,646
می‌تونی تشخیص بدی؟

47
00:02:36,239 --> 00:02:37,240
‫کارت چیه؟

48
00:02:42,996 --> 00:02:44,747
‫و می‌خوای تغییر ایجاد کنی،

49
00:02:44,831 --> 00:02:48,835
‫برای همین خودت رو غرق کار می‌کنی
‫و فداکاری می‌کنی

50
00:02:49,794 --> 00:02:52,130
‫ولی در نهایت به سختی میشه تشخیص داد

51
00:02:52,255 --> 00:02:54,757
‫کجا کار تموم میشه و تو شروع میشی

52
00:02:56,843 --> 00:02:59,137
‫به سختی میشه حسِ خوبی به سهیم بودن

53
00:02:59,262 --> 00:03:01,598
‫توی محو کردن خودت به این شکل داشت

54
00:03:02,473 --> 00:03:04,142
‫ولی رها کردن چیزی که ممکنه

55
00:03:04,267 --> 00:03:07,270
‫بخش‌هایی از وجودت رو باهاش
‫از دست بدی خیلی سخته

56
00:03:17,530 --> 00:03:21,034
‫من تازگی‌ها بهترین دوستم رو از دست دادم

57
00:03:24,370 --> 00:03:28,625
‫چند لحظه قبل از مرگ،
‫همین سؤالات به ذهنش رسیدن.

58
00:03:31,961 --> 00:03:34,964
‫«این تنها راه زندگی کردنه؟

59
00:03:36,633 --> 00:03:37,884
‫ما فقط همین هستیم؟»

60
00:03:41,846 --> 00:03:43,348
‫اون موقع متوجه منظورش نمی‌شدم

61
00:03:46,309 --> 00:03:48,478
‫و الان...

62
00:03:49,520 --> 00:03:51,314
‫تنها چیزیه که بهش فکر می‌کنم

63
00:03:54,317 --> 00:03:57,862
‫ما جایی زندگی نمی‌کنیم که
‫پرسیدنِ چنین سؤالاتی توش راحت باشه

64
00:04:01,991 --> 00:04:02,992
‫آره

65
00:04:03,076 --> 00:04:05,036
‫ولی، تو اومدی بیرون

66
00:04:07,163 --> 00:04:10,166
‫شاید این اولین گام توی یه مسیرِ تازه‌ست

67
00:04:10,833 --> 00:04:11,834
‫پس...

68
00:04:13,836 --> 00:04:15,088
‫تبریک میگم

69
00:05:19,402 --> 00:05:20,403
‫چی می‌خوای؟

70
00:05:22,488 --> 00:05:24,574
‫پیدا کردنت آسون نبود

71
00:05:25,575 --> 00:05:28,077
‫گفتم چی می‌خوای؟

72
00:05:28,161 --> 00:05:30,747
‫فکر کنم مورگان بوت یه ایمیل برات فرستاده

73
00:05:30,830 --> 00:05:32,457
‫درست قبل از این که به قتل برسه

74
00:05:35,585 --> 00:05:38,588
‫می‌خوام بهم نشون بدی توش چی نوشته

75
00:06:01,527 --> 00:06:02,779
‫آقا و خانم دیکسون

76
00:06:02,862 --> 00:06:03,946
‫خوش اومدید

77
00:06:04,947 --> 00:06:07,450
‫اتاق 1409 رو در اختیارتون میذارم

78
00:06:07,533 --> 00:06:10,536
‫توی طبقه‌ی دوازدهم اتاقی دارید؟

79
00:06:11,537 --> 00:06:12,538
‫بذارید بررسی کنم

80
00:06:14,290 --> 00:06:15,541
‫در واقع، داریم

81
00:06:15,625 --> 00:06:17,293
‫می‌تونم اتاق 1231 رو بهتون بدم

82
00:06:17,377 --> 00:06:18,795
‫پایین‌تر

83
00:06:20,463 --> 00:06:21,464
‫ببخشید؟

84
00:06:21,547 --> 00:06:26,719
‫هر اتاقی بین 01 و 05، لطفاً

85
00:06:27,303 --> 00:06:28,304
‫فرد باشه

86
00:06:29,472 --> 00:06:30,723
‫نه زوج

87
00:06:41,984 --> 00:06:43,194
‫خیلی ممنون

88
00:06:43,319 --> 00:06:44,320
‫ممنون، جناب

89
00:06:53,538 --> 00:06:54,539
‫بابا؟

90
00:06:55,998 --> 00:06:57,500
‫میشه صدام رو از بلندگو در بیاری؟

91
00:07:02,839 --> 00:07:04,048
‫لعنتی. لعنتی

92
00:07:05,258 --> 00:07:06,509
‫نه، صبر کنید! صبر کنید!

93
00:07:08,094 --> 00:07:09,429
‫دلم برات تنگ شده، بابا

94
00:07:38,082 --> 00:07:41,210
‫این احساس به هیچ وجه از بین نمیره

95
00:07:43,087 --> 00:07:45,548
‫شاید اشکالی نداره عصبانی باشی

96
00:07:47,884 --> 00:07:49,886
‫یه وقتی هست که عصبانیت کمک می‌کنه

97
00:07:49,969 --> 00:07:50,928
‫الان وقتش نیست

98
00:07:52,555 --> 00:07:53,556
‫ما جواب‌هایی لازم داریم

99
00:07:53,639 --> 00:07:56,392
‫که هنوز حتی سؤال‌هاشون رو نمی‌فهمیم

100
00:07:57,226 --> 00:07:58,227
باید عاقلانه عمل کنیم

101
00:07:59,770 --> 00:08:00,771
‫پاولوویچ

102
00:08:02,732 --> 00:08:04,734
علی رغم همه‌ی این حرف‌ها اون باید بمیره

103
00:08:04,817 --> 00:08:06,068
‫اینش قطعیه

104
00:08:07,320 --> 00:08:09,655
‫وقتی که زمانش برسه که عصبانیت
‫نقش خودش رو ایفا کنه،

105
00:08:09,739 --> 00:08:11,741
‫پیدا کردنش سخت نمیشه

106
00:08:11,824 --> 00:08:13,659
پس همه جا رو به آتیش می‌کشی

107
00:08:14,619 --> 00:08:15,620
‫آره

108
00:08:17,747 --> 00:08:18,748
‫خیلی خب

109
00:08:18,831 --> 00:08:20,082
‫ما 24 ساعت وقت داریم

110
00:08:20,166 --> 00:08:22,418
‫تا این ملاقات انجام شه

111
00:08:22,502 --> 00:08:23,753
‫می‌خوای یه سریال ببینی؟

112
00:08:26,297 --> 00:08:27,632
‫شوخی کردم

113
00:08:27,757 --> 00:08:30,635
‫خنده‌دار بود

114
00:08:30,760 --> 00:08:33,471
‫شاید باید در مورد ملاقات
‫و نحوه‌ی مدیریتش حرف بزنیم

115
00:08:33,596 --> 00:08:35,097
‫مورگان یکم در موردش باهام حرف زد

116
00:08:35,181 --> 00:08:36,307
‫واقعاً؟ چی گفت؟

117
00:08:36,432 --> 00:08:41,771
‫اون گفت پاولوویچ به نحوی
‫با قرارداد معدنِ همزاد ارتباط داره

118
00:08:43,189 --> 00:08:44,815
‫نمی‌دونیم چطوری

119
00:08:44,857 --> 00:08:48,694
‫نینا کروگر، وکیلِ همزاد،
‫یه چیزی در موردش می‌دونه،

120
00:08:48,778 --> 00:08:50,446
‫و باید بفهمیم چی می‌دونه

121
00:08:50,530 --> 00:08:51,948
‫این اطلاعاتیه که باید ازش بگیری

122
00:08:52,031 --> 00:08:54,283
‫باید در مورد برنامه‌ات
‫برای این کار حرف بزنیم

123
00:08:54,283 --> 00:08:58,454
‫اون گفت سه نوع وکیل وجود داره

124
00:08:58,579 --> 00:09:01,290
‫اونایی که هر کاری برای موکلشون می‌کنن،

125
00:09:01,415 --> 00:09:04,085
‫و اونایی که هر کاری می‌کنن
‫که موکل باشن،

126
00:09:04,126 --> 00:09:07,129
‫و باید به سرعت تشخیص بدم
‫اون کدوم یکیه

127
00:09:07,255 --> 00:09:08,256
‫سومین نوعش چی بود؟

128
00:09:08,297 --> 00:09:10,299
‫گفت فقط یه احمق قبول می‌کنه

129
00:09:10,424 --> 00:09:13,135
‫که فقط دو نوع از هر چیزی توی این دنیا هست،

130
00:09:13,219 --> 00:09:15,304
‫حتی اگه فعلاً نمی‌تونیم
‫سومی رو تصور کنیم

131
00:09:15,388 --> 00:09:17,056
‫آره، آره. درسته

132
00:09:18,057 --> 00:09:19,308
‫دیگه چی گفت؟

133
00:09:24,188 --> 00:09:30,069
‫اون گفت تمام کارهای حرفه‌ای با استفاده
‫از دو سلاح به طور هماهنگ انجام میشن

134
00:09:33,322 --> 00:09:35,825
‫می‌دونی، توی دست چپت همدلیت رو داری

135
00:09:36,325 --> 00:09:37,285
‫آهان

136
00:09:37,326 --> 00:09:39,078
‫بهش گفتم این خیلی آشنا به نظر میاد

137
00:09:39,161 --> 00:09:40,830
‫هی، اون شاید عوضی بوده باشه،

138
00:09:40,913 --> 00:09:44,667
‫ولی اون عوضی بهتر از هرکسی که شناختم
‫بازی رو درک کرده بود

139
00:09:45,668 --> 00:09:47,587
‫اون خوب تعلیمم داده

140
00:09:47,670 --> 00:09:49,338
‫ایده‌ی ترسناکیه

141
00:09:49,463 --> 00:09:51,299
‫این سلاحی که بهم داده شده

142
00:09:52,800 --> 00:09:54,010
‫برای استفاده ازش،

143
00:09:54,093 --> 00:09:58,639
‫باید قبول کنی که دیگه هرگز
‫به هیچکس اعتماد نکنی

144
00:09:58,681 --> 00:10:01,475
‫و دیگه هرگز به هیچکس نزدیک نشی

145
00:10:01,517 --> 00:10:03,644
‫نه، من دقیقاً این رو نگفتم

146
00:10:03,686 --> 00:10:04,979
‫نه، من گفتم

147
00:10:06,439 --> 00:10:07,857
‫اوه. متوجهم

148
00:10:07,940 --> 00:10:12,820
‫فکر می‌کنی اگه دوباره بهم نزدیک شیم،
‫شاید در حقت بی‌رحمی کنم.

149
00:10:12,862 --> 00:10:13,863
‫شاید

150
00:10:16,699 --> 00:10:17,992
‫ولی می‌دونم شاید من این کارو بکنم

151
00:10:19,452 --> 00:10:21,454
‫من کسی‌ام که همه چی رو خراب می‌کنه، یادته؟

152
00:10:24,624 --> 00:10:26,375
‫فکر کنم شاید همیشه اینطور بودم

153
00:10:28,294 --> 00:10:29,795
‫اما الان مسلح هستم

154
00:10:35,051 --> 00:10:37,053
‫فکر کنم خونه‌ی اشتباهی اومدی، رفیق

155
00:10:37,178 --> 00:10:38,971
‫شاید بهتر باشه تا صدمه ندیدی بری

156
00:10:39,055 --> 00:10:41,140
‫تو جولین کارسون نیستی؟

157
00:10:41,223 --> 00:10:44,727
‫مأمورِ میدانی شخصی مورگان بوت؟

158
00:10:46,228 --> 00:10:48,230
‫بذار فرض کنیم خونه‌ی درستی اومدم،

159
00:10:48,356 --> 00:10:52,068
‫و بیا فرض کنیم هرچی که آرزو می‌کنی
‫در موردت نمی‌دونستم،

160
00:10:52,568 --> 00:10:53,569
‫می‌دونم

161
00:10:54,737 --> 00:10:56,572
‫ایمیلی که مورگان بوت فرستاد

162
00:10:56,697 --> 00:10:59,408
‫- من ایمیلی دریافت نکردم
‫- حیاتیه که من ببینمش

163
00:11:00,576 --> 00:11:04,246
‫حتی اگه یه مسئله‌ی امنیت ملی نبود،

164
00:11:04,330 --> 00:11:08,084
‫که کاملاً مطمئنم هست،
‫پای جونِ یه عده در میونه.

165
00:11:08,167 --> 00:11:11,420
‫جونِ کسایی که روی من حساب می‌کنن

166
00:11:11,504 --> 00:11:13,255
‫من ایمیلی دریافت نکردم

167
00:11:13,339 --> 00:11:15,841
‫نمی‌دونم از چه کوفتی حرف می‌زنی

168
00:11:16,884 --> 00:11:19,053
‫حالا، لطفاً از خونه‌ام برو بیرون

169
00:11:19,095 --> 00:11:21,013
‫چطور پیدات کردم؟

170
00:11:21,097 --> 00:11:24,767
پیرمرد هوای کسایی رو که می‌خواست داشت

171
00:11:24,850 --> 00:11:30,523
‫اون دورِ خودت، اسمت و زندگیت
‫یه دیوار ساخته بود،

172
00:11:30,606 --> 00:11:35,736
‫تا هیچکدوم از کارهایی که براش می‌کردی
‫برای خودت یا عزیزانت عواقب بدی نداشته باشن

173
00:11:35,778 --> 00:11:38,447
‫پس، من چطوری پیدات کردم؟

174
00:11:40,408 --> 00:11:44,954
‫اون دیوار با نفوذ اون ساخته شده بود

175
00:11:45,079 --> 00:11:47,748
‫لحظه‌ای که اون مُرد،
‫شکاف‌ها ظاهر شدن.

176
00:11:47,790 --> 00:11:49,542
‫تعدادشون بیشتر میشه

177
00:11:49,625 --> 00:11:53,045
‫گمونم تو اون بیرون دشمن‌های زیادی داری

178
00:11:53,129 --> 00:11:56,215
‫اونا پیداشون میشه
‫و تو در امان نمی‌مونی

179
00:11:58,968 --> 00:12:01,971
‫و دخترِ جدیدی که باهاش آشنا شدی
‫هم در امان نمی‌مونه

180
00:12:02,054 --> 00:12:04,306
‫من کاملاً مطمئنم الان تهدیدش نکردی

181
00:12:04,390 --> 00:12:07,977
‫- چون اگه این کارو کرده باشی...
‫- لازم نیست نگرانِ من باشی

182
00:12:08,060 --> 00:12:10,896
‫من کاملاً مطمئنم انقدر باهوشی
‫که این رو بدونی

183
00:12:11,814 --> 00:12:17,486
‫من مدت‌ها پشتِ یکی از اون دیوارها زندگی کردم

184
00:12:17,570 --> 00:12:21,323
‫پس بهم اعتماد کن وقتی بهت میگم
‫وقتی اون دیوارها فرو می‌ریزن،

185
00:12:21,407 --> 00:12:24,326
‫و چیزهایی که فکر می‌کردی پشتشون
‫در امان بودن در معرض

186
00:12:24,326 --> 00:12:25,327
‫دنیا قرار می‌گیرن

187
00:12:27,163 --> 00:12:28,414
‫هیچی بدتر از اون نمیشه

188
00:12:34,128 --> 00:12:35,629
‫کمکم کن،

189
00:12:37,006 --> 00:12:40,676
‫و من کمک می‌کنم مطمئن شی
‫دیوارت مدت‌ها دوام بیاره

190
00:12:41,677 --> 00:12:45,347
‫اگه کمکم نکنی، تک و تنها می‌مونی

191
00:13:11,290 --> 00:13:13,167
‫احساس می‌کنم الان خیلی توی چشمم

192
00:13:13,250 --> 00:13:14,502
‫این عادیه؟

193
00:13:14,585 --> 00:13:18,422
‫نمی‌دونم در این مورد «عادی» یعنی چی

194
00:13:20,341 --> 00:13:24,720
‫یعنی، متوجهم

195
00:13:24,845 --> 00:13:27,181
‫که همه توی این رستوران به من نگاه نمی‌کنن،

196
00:13:27,223 --> 00:13:28,641
‫ولی احساس می‌کنم

197
00:13:28,724 --> 00:13:30,434
‫همه توی این رستوران
‫به من نگاه می‌کنن

198
00:13:31,143 --> 00:13:33,479
‫آره، این عادیه

199
00:13:33,562 --> 00:13:37,024
‫اون دیگه بیش از حد دیر کرده

200
00:13:37,107 --> 00:13:38,359
‫عه. می‌خوای بپیچی؟

201
00:13:38,442 --> 00:13:39,944
‫بری یه سریال ببینی؟

202
00:13:40,069 --> 00:13:42,488
‫آهان. متوجه شدم چیکار کردی

203
00:13:42,571 --> 00:13:44,824
‫از تیکه‌ام علیه خودم استفاده کردی

204
00:13:47,201 --> 00:13:48,202
تیکه‌ای که عین بمب بود

205
00:13:48,285 --> 00:13:49,537
‫می‌دونی، این رو می‌دونستم

206
00:13:49,620 --> 00:13:52,998
‫فقط وقتی می‌خواستم بگم
‫عجیب به نظر اومد

207
00:13:53,082 --> 00:13:54,333
در اصل یه جور بمبه

208
00:13:54,416 --> 00:13:55,668
‫توی هملت بود

209
00:13:56,502 --> 00:13:57,503
‫واقعاً؟

210
00:13:57,586 --> 00:13:59,088
‫یعنی، یه جور بمبه،

211
00:13:59,171 --> 00:14:00,840
‫ولی این نقل قول از هملته

212
00:14:00,923 --> 00:14:01,924
‫کدوم قسمتش؟

213
00:14:03,008 --> 00:14:04,260
‫کدوم قسمت از چی؟

214
00:14:04,343 --> 00:14:06,345
‫خب، نمایشنامه.
‫توی کدوم قسمتشه؟

215
00:14:08,973 --> 00:14:10,641
‫نمی‌دونم. یه جایی توش

216
00:14:11,433 --> 00:14:12,434
‫توی قسمتِ انتقام‌آمیزش

217
00:14:12,518 --> 00:14:13,978
‫آره

218
00:14:14,979 --> 00:14:16,772
‫آره، وقتی توی یه داستانِ انتقام باشی،

219
00:14:16,856 --> 00:14:19,233
‫هیچ قسمتِ دیگه‌ای وجود نداره

220
00:14:19,316 --> 00:14:21,402
‫اوه، باید دوباره اون نمایشنامه رو بخونی

221
00:14:22,361 --> 00:14:24,029
‫در اولین فرصتِ ممکن

222
00:14:32,079 --> 00:14:33,747
‫می‌تونم یه سؤالی ازت بپرسم؟

223
00:14:34,373 --> 00:14:35,416
‫بپرس

224
00:14:35,499 --> 00:14:37,001
‫پولمون از کجا میاد؟

225
00:14:38,752 --> 00:14:41,005
‫خب، نصفِ خودت رو از من دزدیدی

226
00:14:41,130 --> 00:14:42,840
‫نه، نه، جدی میگم

227
00:14:46,594 --> 00:14:48,512
‫تو چطور این همه پول در آوردی؟

228
00:14:48,637 --> 00:14:51,140
‫آره، اگه مدت زمانِ کافی
‫کارِ من رو انجام بدی...

229
00:14:51,223 --> 00:14:53,309
‫اطلاعاتی به دست میاری

230
00:14:53,392 --> 00:14:55,185
‫که خیلی‌ها آرزو می‌کنن در اختیار نداشتی

231
00:14:55,311 --> 00:14:56,937
‫می‌دونی، من شانس آوردم

232
00:14:57,021 --> 00:15:00,024
‫چند نفر پیدا کردم که یکم پول
‫برای سرمایه گذاری داشتن

233
00:15:01,525 --> 00:15:03,027
‫در زمان مناسب و مکان مناسب

234
00:15:05,863 --> 00:15:09,366
‫لو بارلو کیه؟

235
00:15:16,874 --> 00:15:18,542
‫اون اسم رو کجا شنیدی؟

236
00:15:19,710 --> 00:15:23,672
‫مورگان از این حرف می‌زد که باورش نمی‌شد
‫از زیر چه چیزهایی قسر در رفتی

237
00:15:23,756 --> 00:15:26,258
‫اون به پول اشاره کرد،
‫به اون اسم اشاره کرد.

238
00:15:26,342 --> 00:15:29,595
‫و اون تنها لحظه‌ای بود که کنارش بودم

239
00:15:29,678 --> 00:15:33,182
‫و می‌تونستم تشخیص بدم
‫که باهام صادق نیست

240
00:15:34,516 --> 00:15:38,145
‫پولِ زیادی دست به دست شده

241
00:15:38,228 --> 00:15:42,858
‫این می‌تونه روی بد آدم‌ها رو بروز بده

242
00:15:42,942 --> 00:15:46,946
‫لو بارلو بدترین آدم روی زمینه

243
00:15:49,365 --> 00:15:53,619
‫آره، اون آدمیه که آرزو می‌کنم
‫هیچوقت سر راهم قرار نمی‌گرفت

244
00:15:53,702 --> 00:15:55,454
‫می‌تونی بهم بگی این یعنی چی؟

245
00:15:56,246 --> 00:15:57,373
‫عه، یه روزی

246
00:15:57,456 --> 00:15:59,416
‫خدایا. واقعاً؟

247
00:16:01,877 --> 00:16:04,213
‫- ما می‌ریم
‫- داری از جواب دادن به سؤالم طفره میری؟

248
00:16:04,296 --> 00:16:06,548
‫نه، فقط با اینجا نشستن وقت تلف می‌کنیم

249
00:16:06,632 --> 00:16:08,467
‫باید حواسمون رو جمع کنیم

250
00:16:08,550 --> 00:16:09,969
‫فکر نمی‌کنی اون بیاد؟

251
00:16:10,052 --> 00:16:11,053
‫فکر نمی‌کنم

252
00:16:11,178 --> 00:16:13,597
‫- به نظر نمیاد غافلگیر شده باشی
‫- نه

253
00:16:13,722 --> 00:16:14,682
‫به کی زنگ می‌زنی؟

254
00:16:16,475 --> 00:16:17,810
‫دفترِ نینا کروگر

255
00:16:17,893 --> 00:16:19,228
‫با نینا کروگر کار دارم

256
00:16:19,311 --> 00:16:21,063
‫اوه، ایشون فعلاً در دسترس نیستن

257
00:16:21,146 --> 00:16:23,273
‫اسم و شماره‌تون رو بگید
‫تا باهاتون تماس بگیریم

258
00:16:23,399 --> 00:16:24,483
‫تو آنا هستی؟

259
00:16:24,566 --> 00:16:26,527
‫بله. می‌تونم بپرسم شما؟

260
00:16:26,610 --> 00:16:28,570
‫عه، آنا، این قضیه خیلی فوریه

261
00:16:28,654 --> 00:16:31,156
‫می‌خوام بدونم کجا می‌تونم پیداش کنم، لطفاً

262
00:16:31,240 --> 00:16:32,950
‫شرمنده، ایشون الان دفتر نیستن

263
00:16:33,075 --> 00:16:34,243
‫و یه کار شخصی داشتن

264
00:16:34,326 --> 00:16:35,953
‫و پیام‌هاشون رو چک نمی‌کنن، ولی...

265
00:16:37,246 --> 00:16:38,747
‫اون قطعاً نمیاد

266
00:16:39,873 --> 00:16:41,625
‫باید خودمون بریم پیداش کنیم

267
00:16:41,750 --> 00:16:43,877
‫دستیارش الان گفت نمی‌دونه اون کجاست

268
00:16:44,003 --> 00:16:44,962
‫خب،

269
00:16:45,963 --> 00:16:47,715
‫یه جور دیگه ازش می‌پرسم

270
00:17:32,509 --> 00:17:34,094
‫اون واقعاً قراره کار کنه؟

271
00:17:34,178 --> 00:17:36,472
‫امم. به طور نظری

272
00:17:38,140 --> 00:17:41,727
‫مادامی که به اندازه‌ی کافی
‫به هدف نزدیک باشه، آره

273
00:17:45,105 --> 00:17:46,982
‫و مطمئنیم اونجا خونه‌ی اونه؟

274
00:17:47,066 --> 00:17:48,567
‫خب، کاملاً مطمئنیم

275
00:17:50,027 --> 00:17:55,532
‫پس قبل از این که از آمریکا خارج شیم
‫فکرِ همه‌ی اینا رو کردی؟

276
00:17:55,657 --> 00:17:56,617
‫آره

277
00:17:56,700 --> 00:17:58,535
‫تو دستیارِ کروگر رو پیدا کردی

278
00:17:58,660 --> 00:17:59,703
‫خونه‌اش رو پیدا کردی

279
00:17:59,828 --> 00:18:02,790
‫کل این نقشه رو کشیدی

280
00:18:02,873 --> 00:18:05,250
‫بدون این که من متوجه شم

281
00:18:05,334 --> 00:18:09,338
‫آره، خب پای اسرارِ دولتی که در میون نبود

282
00:18:09,421 --> 00:18:12,674
‫واقعاً احساس می‌کردم
‫دارم از این قضایا سر در میارم

283
00:18:12,758 --> 00:18:15,719
‫که در حال حاضر یکم مسخره به نظر میاد

284
00:18:15,844 --> 00:18:17,805
‫چرا؟

285
00:18:17,888 --> 00:18:20,891
‫تمام این اجزای متحرک که
‫من از وجودشون بی‌خبر بودم،

286
00:18:21,016 --> 00:18:23,977
‫تا این که متوجه شدم
‫روزها در حال حرکت بودن

287
00:18:24,103 --> 00:18:28,565
‫یعنی، تو اونجا نشستی
‫و یه تفنگِ لیزری درست می‌کنی

288
00:18:28,690 --> 00:18:30,901
‫متوجهم که تفنگِ لیزری نیست

289
00:18:31,026 --> 00:18:32,653
‫فقط...

290
00:18:32,736 --> 00:18:34,196
‫کاملاً مطمئنم می‌فهمی منظورم چیه

291
00:18:34,279 --> 00:18:36,824
‫تو از قسمت‌های سختش سر در میاری

292
00:18:37,991 --> 00:18:41,745
‫بقیه‌اش فقط دنگ و فنگ
‫و محاسباتِ پیچیده‌ست

293
00:18:41,870 --> 00:18:46,083
‫بخشی که آدم‌های باهوش افرادی مثل من رو
‫استخدام می‌کنن براشون انجام بدم

294
00:18:48,794 --> 00:18:50,796
‫یا به هر حال قبلاً براشون انجام می‌دادم

295
00:19:20,951 --> 00:19:21,952
‫ببخشید

296
00:19:23,120 --> 00:19:24,955
‫فکر کنم شاید گُم شده باشم

297
00:19:25,080 --> 00:19:26,498
‫دنبال دوستم می‌گردم

298
00:19:26,582 --> 00:19:27,958
‫عه، می‌تونی کمکم کنی؟

299
00:19:28,083 --> 00:19:29,668
‫دنبال کی می‌گردید؟

300
00:19:29,751 --> 00:19:32,254
‫واقعاً ممنونم. روزِ درازی داشتم

301
00:19:32,337 --> 00:19:35,215
‫فکر می‌کردم قراره تمام شب
‫توی این راهروها سرگردون بشم

302
00:19:36,383 --> 00:19:40,554
‫اسمِ دوستی که دنبالش می‌گردم نینیا کروگره

303
00:19:44,141 --> 00:19:45,642
‫آنا، به من نگاه کن

304
00:19:51,440 --> 00:19:52,941
‫این یه لطف بود

305
00:19:55,194 --> 00:19:57,946
‫دفعه‌ی بعد، چه من باشم چه کسِ دیگه،

306
00:19:58,030 --> 00:20:00,032
‫قرار نیست انتظارش رو داشته باشی

307
00:20:01,658 --> 00:20:03,160
‫مطمئنی ارزشش رو داره؟

308
00:20:25,766 --> 00:20:27,267
‫[وضعیتِ بلوتوث: روشن]

309
00:20:27,309 --> 00:20:28,977
‫[گوشیِ آنا - جفت شد]

310
00:21:01,009 --> 00:21:03,512
‫مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد

311
00:21:03,595 --> 00:21:05,347
‫لطفاً پس از صدای بوق پیام بگذارید

312
00:21:06,515 --> 00:21:07,474
‫ببخشید

313
00:21:08,767 --> 00:21:11,019
‫می‌دونم گفتی بهت زنگ نزنم،

314
00:21:11,103 --> 00:21:14,022
‫ولی یه مرده دنبالت می‌گرده

315
00:21:15,107 --> 00:21:16,775
‫اون امشب اومد خونه‌ام

316
00:21:18,193 --> 00:21:20,237
‫لطفاً بهم بگو باید چیکار کنم

317
00:21:21,530 --> 00:21:22,531
‫لطفاً بهم بگو

318
00:21:22,531 --> 00:21:24,408
‫[تماس‌های اخیر]

319
00:22:05,407 --> 00:22:06,491
‫فکر کنم جواب داد

320
00:22:06,575 --> 00:22:07,576
‫آره؟

321
00:22:15,751 --> 00:22:18,211
‫کارت خوب بود. ایناهاش

322
00:22:19,838 --> 00:22:22,090
‫موقعیتِ مکانی گوشی کروگر اینجاست

323
00:22:22,174 --> 00:22:25,344
‫از کجا می‌دونستی که اون زن
‫بهش زنگ می‌زنه؟

324
00:22:27,095 --> 00:22:28,180
‫حدسِ شانسی

325
00:22:28,263 --> 00:22:29,639
‫از کجا می‌دونستی؟

326
00:22:31,016 --> 00:22:32,768
‫اگه توی چشمِ یه نفر نگاه کنی

327
00:22:34,019 --> 00:22:38,023
‫و بهش نشون بدی که قادر به انجام
‫کاری هستی که ازش وحشت داره

328
00:22:38,106 --> 00:22:40,609
‫تقریباً همه کاری رو که می‌خوای انجام میدن

329
00:22:40,692 --> 00:22:42,694
‫ولی من نه

330
00:22:45,030 --> 00:22:46,782
‫تو یه بار اونجوری به من نگاه کردی

331
00:22:48,658 --> 00:22:50,410
‫من واکنشِ متفاوتی نشون دادم

332
00:22:52,162 --> 00:22:55,499
‫فهمیدم تو از چی بیشتر وحشت داری،

333
00:22:55,624 --> 00:22:58,919
‫و ازش برای ضربه زدن بهت استفاده کردم

334
00:23:01,588 --> 00:23:02,589
‫می‌دونم

335
00:23:07,177 --> 00:23:09,429
‫چون من آدمی‌ام که همه چی رو خراب می‌کنه

336
00:23:13,016 --> 00:23:14,101
‫خوبی؟

337
00:23:16,770 --> 00:23:19,439
‫ای کاش کاری که الان کردیم انقدر آسون نبود

338
00:23:20,857 --> 00:23:25,112
‫ای کاش انجام دادنش سخت‌تر بود

339
00:23:55,392 --> 00:23:57,477
‫اون اواخر با اَبی...

340
00:23:59,521 --> 00:24:02,232
‫می‌دونی، وقتی که نمی‌تونست
‫واقعیت رو از وَهم تشخیص بده،

341
00:24:02,357 --> 00:24:03,650
‫یه چیزهایی می‌گفت...

342
00:24:05,569 --> 00:24:06,736
‫که شنیدنشون سخت بود

343
00:24:09,656 --> 00:24:11,575
‫چون حرف‌هاش دیوانه‌وار بودن

344
00:24:11,700 --> 00:24:14,578
‫ولی نمی‌دونم، شایدم چون حقیقت بودن

345
00:24:15,287 --> 00:24:17,414
یه بار یه ظرفی رو شکستم

346
00:24:17,539 --> 00:24:19,249
‫می‌دونی، انداختمش کفِ آشپزخونه

347
00:24:20,083 --> 00:24:24,754
‫اون با عصبانیت و ناراحتی
‫بهم چشم غرّه رفت

348
00:24:26,673 --> 00:24:32,179
‫گفت: «آدمی که ناخودآگاه هرچی رو
‫که بهش دست می‌زنه می‌شکنه...

349
00:24:34,181 --> 00:24:35,932
‫نباید به خونه راه داده شه

350
00:24:39,603 --> 00:24:41,855
‫اون باید با حیوون‌ها بیرون باشه»

351
00:24:44,149 --> 00:24:48,028
‫کدوم قسمتش به نظرت حقیقت می‌اومد؟

352
00:24:48,862 --> 00:24:50,113
‫بدترین قسمت‌هاش

353
00:24:55,494 --> 00:24:58,079
‫اگه اونجا نشستی

354
00:24:58,163 --> 00:25:01,166
‫و فکرهای بدی می‌کنی
‫که نمی‌خوای به زبون بیاری

355
00:25:01,249 --> 00:25:04,252
‫چون نمی‌تونی تصور کنی
‫کسِ دیگه‌ای درک کنه

356
00:25:04,336 --> 00:25:06,880
‫تو چجور آدمی هستی...

357
00:25:09,549 --> 00:25:12,511
‫فقط می‌خوام بدونی که یکی دیگه
درکت می‌کنه

358
00:25:22,395 --> 00:25:25,065
‫من نمی‌خوام مجبور شم
‫بیرون با حیوون‌ها زندگی کنم

359
00:25:33,365 --> 00:25:34,741
‫منم نمی‌خوام

360
00:26:26,876 --> 00:26:27,877
‫حواست رو جمع کن

361
00:26:28,628 --> 00:26:29,879
‫یه دقیقه بهم وقت بده

362
00:29:52,874 --> 00:29:54,667
‫اوه، صبر کن. صبر کن، زوئی

363
00:29:54,793 --> 00:29:56,544
‫- چی شده؟
‫- اون مسموم شده

364
00:29:56,628 --> 00:29:59,464
‫- چی؟
‫- یه چیزی توی هوای خونه بود

365
00:29:59,547 --> 00:30:01,800
‫باید فرض کنم منم آلوده شدم

366
00:30:01,883 --> 00:30:03,551
‫فقط فاصله‌ات رو حفظ کن

367
00:30:03,635 --> 00:30:04,636
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

368
00:30:04,719 --> 00:30:06,471
‫کسی که اونجا پیدا کردم،

369
00:30:06,554 --> 00:30:08,723
‫یه پادزهر داره، ولی از بین رفته

370
00:30:10,475 --> 00:30:12,101
‫اونا به زودی میان

371
00:30:12,185 --> 00:30:14,187
‫وقتِ زیادی نداریم

372
00:30:14,312 --> 00:30:17,023
‫تو اومدی

373
00:30:19,150 --> 00:30:21,361
‫ما شانس آوردیم

374
00:30:24,280 --> 00:30:27,200
‫اونا پیداش نکردن

375
00:30:29,744 --> 00:30:31,996
اتاقِ کار

376
00:30:38,837 --> 00:30:40,296
‫توی قفسه‌ی میانی

377
00:30:52,642 --> 00:30:53,643
‫سلام، زوئی

378
00:30:53,726 --> 00:30:56,396
این قضایا خیلی برام ناشناخته‌ست

379
00:30:56,521 --> 00:30:59,148
‫ای کاش می‌دونستم چطور شروع کنم

380
00:30:59,232 --> 00:31:02,068
‫من اطلاعاتِ خیلی آزاردهنده‌ای دارم

381
00:31:02,193 --> 00:31:06,197
‫من بهت اعتماد می‌کنم که برای حل کردنش
‫از آقای بوت کمک بگیری

382
00:31:06,281 --> 00:31:09,284
‫و متقاعدش کنی برای من محافظت فراهم کنه

383
00:31:09,367 --> 00:31:13,371
‫که به نظرم فوراً بهش احتیاج دارم

384
00:31:13,496 --> 00:31:17,041
‫مردی به نام سلیمان پاولوویچ
‫از ارتشِ مزدورش...

385
00:31:17,125 --> 00:31:21,629
‫برای تصرفِ یه معدن مهم
‫توی پنجشیر استفاده کرده

386
00:31:21,713 --> 00:31:22,797
‫در این حین

387
00:31:22,881 --> 00:31:25,967
‫به افرادش دستور داده شده که
‫خانواده‌ی همزاد رو به قتل برسونن

388
00:31:26,050 --> 00:31:27,719
‫گمونم تا این حدش رو می‌دونی

389
00:31:29,012 --> 00:31:32,098
‫حالا بذار چیزی رو بهت بگم
‫که به سختی کسی می‌دونه

390
00:31:32,223 --> 00:31:34,934
‫معدنِ مشبهار خیلی بزرگه،

391
00:31:35,059 --> 00:31:36,895
‫ولی معادنِ دیگه‌ای هم
‫در سراسر دنیا وجود دارن

392
00:31:37,979 --> 00:31:40,481
‫متأسفانه بیشترشون در مکان‌هایی قرار دارن

393
00:31:40,565 --> 00:31:43,651
‫که با دولتِ من یا شما رابطه‌ی دوستانه ندارن

394
00:31:43,735 --> 00:31:46,571
‫من متوجه شدم که تعدادی از اون افراد ذینفع

395
00:31:46,696 --> 00:31:49,908
‫نقشه‌ای سرّی برای سازمان‌دهی خودشون دارن

396
00:31:50,742 --> 00:31:55,330
‫تشکیلِ یه کارتل برای کنترلِ دسترسی

397
00:31:55,413 --> 00:31:59,042
‫به بازارهای جهانی فلزاتِ نادر زمین

398
00:32:00,126 --> 00:32:02,670
‫اگه موفقیت‌آمیز باشه،
‫تبدیل به سلاحی میشه

399
00:32:02,754 --> 00:32:07,967
‫که می‌تونه باعث فروپاشیِ اقتصاد
‫هر کشورِ غربی یا همه‌شون بشه

400
00:32:08,092 --> 00:32:12,055
‫عضویتِ پاولوویچ توی این کارتل
‫براش فوق‌العاده پرسوده

401
00:32:12,138 --> 00:32:14,641
‫اما به یه مو بنده

402
00:32:15,725 --> 00:32:19,187
‫و از طرف شما تهدید میشه

403
00:32:19,270 --> 00:32:21,397
‫از طرف هردوتون

404
00:32:21,481 --> 00:32:24,734
‫هنری و مارشا دیکسون
‫هم توی شرکتش سهام دارن،

405
00:32:24,817 --> 00:32:26,819
‫و هم در گذشته با سی‌آی‌ای ارتباط داشتن

406
00:32:26,945 --> 00:32:30,615
‫به همین خاطر هم
‫کارتل به قابل اعتماد بودنش شک کرده

407
00:32:30,698 --> 00:32:33,743
‫اون هر کاری می‌کنه

408
00:32:33,826 --> 00:32:36,371
‫که هر ردی از این ارتباط رو از بین ببره

409
00:32:36,454 --> 00:32:38,957
تو و من

410
00:32:39,040 --> 00:32:40,291
‫خواهش می‌کنم...

411
00:32:42,293 --> 00:32:43,544
‫کمکم کن

412
00:32:52,428 --> 00:32:53,763
‫خب چیکار کنیم؟

413
00:32:55,932 --> 00:32:57,100
‫از هم جدا می‌شیم

414
00:32:58,142 --> 00:32:59,560
‫- نه
‫- آره

415
00:32:59,644 --> 00:33:01,479
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست

416
00:33:01,562 --> 00:33:03,064
‫باید بری یه جای امن

417
00:33:03,147 --> 00:33:05,149
‫میری پیش پلیس

418
00:33:05,233 --> 00:33:07,068
‫به هارلد زنگ می‌زنیم.
‫اون می‌تونه کمک کنه

419
00:33:07,151 --> 00:33:09,320
‫- فکر می‌کردم این رو پشت سر گذاشتیم
‫- زوئی

420
00:33:09,404 --> 00:33:10,530
این که پیش قدم بشی

421
00:33:10,655 --> 00:33:12,532
‫- و خودت رو برای محافظت از من فدا کنی
‫- زوئی

422
00:33:12,657 --> 00:33:14,325
‫انگار این چیزیه که من می‌خواستم

423
00:33:14,409 --> 00:33:17,495
‫هرچی که در معرضش قرار گرفتم
‫یه پادزهری داره

424
00:33:17,578 --> 00:33:19,455
‫ولی دستِ اوناست

425
00:33:19,539 --> 00:33:22,667
‫تنها فرصتم برای اجتناب
‫از اتفاقی که برای اون افتاد

426
00:33:22,750 --> 00:33:24,043
‫اینه که بذارم من رو بگیرن

427
00:33:26,337 --> 00:33:28,256
‫من یه جوری برمی‌گردم

428
00:33:28,339 --> 00:33:31,009
‫اگه نزدیکِ پاولوویچ بشی،

429
00:33:31,092 --> 00:33:34,095
‫قرار نیست به چیزی
‫جز کشتن پاولوویچ فکر کنی

430
00:33:34,178 --> 00:33:35,972
‫من برمی‌گردم

431
00:33:40,977 --> 00:33:42,228
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

432
00:33:44,230 --> 00:33:45,231
‫نیاز دارم باور کنی

433
00:33:51,571 --> 00:33:52,572
‫زوئی...

434
00:33:55,908 --> 00:33:56,909
‫نیاز دارم باور کنی

435
00:34:23,770 --> 00:34:26,105
‫دیگه نمی‌خوام این کارو بکنم

436
00:34:26,230 --> 00:34:29,525
‫دیگه نمی‌خوام توی اون موقعیت‌ها قرار بگیرم

437
00:34:29,609 --> 00:34:31,861
‫برای همین اومدم بیرون.
‫کنار کشیده بودم.

438
00:34:31,944 --> 00:34:33,780
‫خب، این بین تو و اونه

439
00:34:33,905 --> 00:34:35,364
‫من نخواستم اینجا باشم

440
00:34:36,699 --> 00:34:39,202
‫توی یه لحظه که به نظرم باور داشت

441
00:34:39,285 --> 00:34:42,705
‫که قراره حاصل زحماتِ عمرش به باد بره،

442
00:34:42,789 --> 00:34:45,458
‫بقاش رو به دستِ تو سپرد

443
00:34:45,583 --> 00:34:47,877
‫حاصل زحماتِ عمرش برام مهم نیست

444
00:34:47,960 --> 00:34:49,378
‫هی، برای منم مهم نیست

445
00:34:49,462 --> 00:34:51,631
‫من اینجام چون می‌خوام
‫زندگی‌ام رو پس بگیرم،

446
00:34:51,756 --> 00:34:53,466
‫و راه دیگه‌ای برای انجامش بلد نیستم

447
00:34:55,343 --> 00:34:56,594
‫تو چرا اینجایی؟

448
00:34:59,222 --> 00:35:01,724
‫اون شب یه ایمیل برام فرستاد

449
00:35:02,725 --> 00:35:05,937
‫من پاکش کردم و حسِ خوبی داشت

450
00:35:06,020 --> 00:35:07,855
‫از همش خلاص شده بودم

451
00:35:08,981 --> 00:35:12,151
‫چشم‌هام رو بستم
‫و سعی کردم دوباره بخوابم

452
00:35:13,569 --> 00:35:14,987
‫و بعدش چیکار کردی؟

453
00:35:26,165 --> 00:35:27,166
‫بازیابی‌اش کردم

454
00:35:31,587 --> 00:35:34,423
‫و فکر می‌کنی چرا همچین کاری کردم؟

455
00:35:35,174 --> 00:35:36,676
‫از من می‌پرسی؟

456
00:35:36,801 --> 00:35:39,595
‫فکر کنم می‌دونی جای من بودن چه حسی داره

457
00:35:39,679 --> 00:35:43,683
‫فکر کنم تو یه بار باهاش شریک شدی
‫و سعی کردی کنار بکشی

458
00:35:45,309 --> 00:35:46,978
‫پس، آره، از تو می‌پرسم

459
00:35:50,439 --> 00:35:51,524
اجازه هست؟

460
00:35:56,445 --> 00:35:59,907
‫خب چرا نمی‌تونستی بیخیالش شی؟

461
00:36:00,867 --> 00:36:02,410
‫شاید به خاطر این بود که می‌دونستی

462
00:36:02,493 --> 00:36:04,704
‫داشت چیزِ مهمی رو بهت می‌سپرد

463
00:36:04,829 --> 00:36:08,791
‫و نادیده گرفتنِ چیزی که بخشی
‫از هویتته برات خیلی سخت بود

464
00:36:08,875 --> 00:36:11,794
‫من همین الان گفتم دیگه نمی‌خوامش

465
00:36:11,878 --> 00:36:14,547
‫شاید خواستن هیچ ربطی به چنین چیزی نداره

466
00:36:14,672 --> 00:36:16,716
‫و بعدش شاید

467
00:36:16,841 --> 00:36:19,886
‫فقط از این خوشت نمیاد
‫که یکی به پیرمرد شلیک کنه

468
00:36:19,927 --> 00:36:22,013
‫و قسر در بره

469
00:36:22,096 --> 00:36:26,100
‫و دوست داری کسی باشی که
‫یه کاری در موردش انجام میده

470
00:36:29,478 --> 00:36:33,316
‫وقتی بازش کردم، فکر کردم
‫شاید تصادفی فرستادتش

471
00:36:33,399 --> 00:36:35,735
‫یعنی، اون خیلی پیر بود

472
00:36:35,860 --> 00:36:37,320
‫این اشتباه نبوده

473
00:36:38,529 --> 00:36:39,780
‫می‌دونی اون کیه؟

474
00:36:41,991 --> 00:36:42,992
‫این...

475
00:36:44,702 --> 00:36:46,954
‫سلیمان پاولوویچه

476
00:36:49,749 --> 00:36:53,211
‫و اون زنِ سابق منه
