﻿1
00:00:08,591 --> 00:00:09,592
‫اون مُرده، بابا

2
00:00:10,427 --> 00:00:11,636
‫کی مُرده؟

3
00:00:11,720 --> 00:00:13,054
‫پدرم

4
00:00:13,138 --> 00:00:15,098
‫- اِم، تو نمی‌تونی اینجا بمونی
‫- باید بمونم

5
00:00:15,181 --> 00:00:16,683
‫چرا باید بمونی؟

6
00:00:16,766 --> 00:00:18,977
‫چون کسی که جریانِ پولشون رو قطع کرده
‫مورگان بوتـه

7
00:00:18,977 --> 00:00:20,812
‫اون داره با کی حرف می‌زنه؟

8
00:00:20,895 --> 00:00:22,355
‫وکیلِ همزاد

9
00:00:22,439 --> 00:00:26,818
‫اون پیشنهاد کرد که هفته بعد
‫گفتگو رو سرِ ناهار ادامه بدیم

10
00:00:26,901 --> 00:00:29,612
‫گوش کن، اِم. مورگان بوت مُرده

11
00:00:29,612 --> 00:00:30,447
‫بخواب روی زمین

12
00:00:30,447 --> 00:00:33,074
‫نتونستیم توی برخورد اول راضیش کنیم

13
00:00:33,158 --> 00:00:35,326
‫تقریباً یه ساعت بعد کشته شد

14
00:00:35,410 --> 00:00:37,454
‫باید از اونجا بیای بیرون، عزیزم

15
00:00:37,537 --> 00:00:39,164
‫اونا دارن از طریق تونل‌ها وارد میشن

16
00:00:39,247 --> 00:00:40,623
‫فکر نکنم زیاد دور باشن

17
00:00:40,707 --> 00:00:42,834
‫لعنتی. لعنتی. نه، صبر کن!

18
00:00:42,917 --> 00:00:46,171
‫وقتی بازش کردم،
‫فکر کردم شاید اشتباهی فرستادتش.

19
00:00:46,254 --> 00:00:47,464
‫اون خیلی پیر بود

20
00:00:47,547 --> 00:00:50,884
‫این سلیمان پاولوویچـه

21
00:00:51,468 --> 00:00:54,137
‫و اون زنِ سابق منه

22
00:00:54,220 --> 00:00:58,183
‫وکیلِ همزاد دیگه بیش از حد دیر کرده

23
00:00:58,266 --> 00:00:59,809
‫اون قطعاً نمیاد

24
00:01:00,769 --> 00:01:03,021
‫باید بریم پیداش کنیم

25
00:01:03,104 --> 00:01:07,400
‫مردی که اونجا پیدا کردم،
‫یه پادزهر داره، ولی از بین رفته.

26
00:01:07,484 --> 00:01:08,943
‫- اون مسموم شده
‫- چی؟

27
00:01:09,027 --> 00:01:12,655
‫یه چیزی توی هوای خونه بود.
‫باید فرض کنم منم آلوده شدم.

28
00:01:12,739 --> 00:01:15,867
‫تنها شانسم اینه که بذارم من رو ببرن

29
00:01:45,522 --> 00:01:46,523
‫خوشحالم که اینجایی

30
00:01:53,780 --> 00:01:54,781
‫می‌دونستم میای

31
00:01:59,911 --> 00:02:01,538
‫ما خیلی به پایان نزدیکیم

32
00:02:04,624 --> 00:02:06,376
‫خیلی به بی‌حساب شدن نزدیکیم

33
00:02:09,129 --> 00:02:10,130
‫به زودی می‌بینمت

34
00:02:21,307 --> 00:02:22,308
‫جانی کهلر،

35
00:02:23,893 --> 00:02:24,894
‫دن چیس،

36
00:02:26,938 --> 00:02:28,189
‫هنری دیکسون،

37
00:02:29,357 --> 00:02:32,610
‫و غیره و غیره و غیره

38
00:02:36,030 --> 00:02:37,699
‫بعضی‌هاتون رو می‌شناختم

39
00:02:40,535 --> 00:02:42,537
‫جای هیچکدومتون اینجا نیست

40
00:02:43,830 --> 00:02:46,833
‫و کارِ همه‌تون باید الان تموم شه

41
00:02:48,376 --> 00:02:49,377
‫خودت این رو می‌دونی

42
00:02:50,879 --> 00:02:52,088
‫پس چرا اومدی؟

43
00:02:55,967 --> 00:02:57,719
‫جای دیگه‌ای برای رفتن ندارم

44
00:03:00,305 --> 00:03:01,431
‫سمّ توئه،

45
00:03:02,557 --> 00:03:03,933
‫پادزهرشم پیش خودته

46
00:03:04,017 --> 00:03:09,272
‫چی باعث شد فکر کنی
‫می‌خوام بهت پادزهر بدم؟

47
00:03:09,898 --> 00:03:11,107
‫خب، تو من رو می‌شناسی

48
00:03:12,775 --> 00:03:16,196
‫انقدر که بدونی فقط برای نجات جونم نمی‌اومدم

49
00:03:17,822 --> 00:03:19,741
‫یه حرفی برای گفتن دارم

50
00:03:23,328 --> 00:03:24,329
‫خیلی خب، باشه

51
00:03:31,336 --> 00:03:34,172
‫گازِ اعصاب آهسته عمل می‌کنه

52
00:03:35,173 --> 00:03:40,637
‫ولی به گمونم احتمالاً همین الان
‫داره عملکرد مغزت رو مختل می‌کنه

53
00:03:41,721 --> 00:03:45,016
چند ساعت دیگه فلجت می‌کنه

54
00:03:45,099 --> 00:03:48,311
تا صبح تو رو می‌کشه

55
00:03:49,646 --> 00:03:52,440
‫ولی یه پادزهری داره

56
00:03:52,941 --> 00:03:53,942
‫ایناهاش اینجاست

57
00:03:55,860 --> 00:03:57,362
‫می‌تونی ازش استفاده کنی

58
00:03:57,362 --> 00:04:00,657
‫اگه هر حرفی که برای گفتن بهم داری
‫انقدر برام ارزشمند باشه

59
00:04:00,657 --> 00:04:03,993
‫که به خطری که داری غلبه کنه

60
00:04:05,536 --> 00:04:11,000
‫انگار کارتل مواد معدنی نایاب زمین نگرانن،

61
00:04:11,084 --> 00:04:14,545
‫شاید یه جاسوسِ آمریکایی رو
‫توی دم و دستگاهم راه داده باشم

62
00:04:16,339 --> 00:04:17,340
‫اونا بهم گفتن

63
00:04:19,217 --> 00:04:20,843
‫برای عضویت توی کارتل

64
00:04:21,761 --> 00:04:24,264
‫باید نگرانی رو از بین ببرم

65
00:04:28,685 --> 00:04:30,645
‫گفتن باید شما رو حذف کنم

66
00:04:32,939 --> 00:04:33,940
‫هردوتون رو

67
00:04:35,775 --> 00:04:37,944
‫هنری و مارشا دیکسون

68
00:04:39,070 --> 00:04:40,488
‫هیچوقت از این اسم‌ها خوشم نمی‌اومد

69
00:04:41,906 --> 00:04:44,117
‫- چند ساعت دیگه...
‫- فکر کنم مامان هم خوشش نمی‌اومد

70
00:04:44,200 --> 00:04:46,577
‫قراره با مقامات ملاقات کنم
‫تا خودم رو توضیح بدم

71
00:04:46,661 --> 00:04:49,122
‫همیشه شبیه اسم‌های یکی دیگه بودن

72
00:04:49,205 --> 00:04:54,585
‫دلم می‌خواد بتونم بهشون بگم
‫دیکسون‌ها دیگه مشکلی به حساب نمیان

73
00:04:57,255 --> 00:05:02,260
‫برای همین تو رو گرفتم،
‫و برای گرفتنِ فوری اونم نقشه دارم

74
00:05:02,343 --> 00:05:04,512
‫مشکل همینه

75
00:05:05,138 --> 00:05:06,806
‫تا وقتی که اون رو بگیری،

76
00:05:08,308 --> 00:05:09,767
‫قراره خیلی دیر بشه

77
00:05:13,146 --> 00:05:14,147
‫اون کیه؟

78
00:05:14,731 --> 00:05:18,651
‫این زنی که بلور نیست،
‫اما وانمود می‌کنه زنته

79
00:05:19,152 --> 00:05:24,615
‫این زنی که در هفته‌های آخر عمرِ مورگان بوت
‫تنها معتمدش بود،

80
00:05:25,616 --> 00:05:30,163
‫که ظاهراً یکی از تنها آمریکایی‌های دنیاست

81
00:05:30,163 --> 00:05:32,248
‫که از کارتل خبر داره

82
00:05:32,373 --> 00:05:34,667
‫هویتِ اون زن مهم نیست

83
00:05:36,002 --> 00:05:39,297
‫الان مهم کاریه که می‌تونه بکنه

84
00:05:42,300 --> 00:05:46,304
‫اون توی موقعیتیه که می‌تونه نابودت کنه

85
00:05:48,264 --> 00:05:52,894
‫یا شاید توی موقعیتیه که می‌تونه
‫تمام مشکلاتت رو حل کنه

86
00:05:52,935 --> 00:05:56,731
‫اون دلایل زیادی برای بی‌اعتمادی بهت داره،
‫و مهم هم نیست.

87
00:05:56,814 --> 00:05:57,982
‫واقعاً اینطوره؟

88
00:05:58,066 --> 00:05:59,359
‫اون توی مُشتته

89
00:06:02,320 --> 00:06:04,155
‫و اون دست‌هات رو باز می‌کنه،

90
00:06:04,697 --> 00:06:06,366
‫و گاردش رو پایین میاره،

91
00:06:07,283 --> 00:06:08,284
‫و اون رو می‌کشی

92
00:06:09,827 --> 00:06:12,205
‫و همه چی رو از دست میدی

93
00:06:15,583 --> 00:06:18,836
‫و من می‌دونم که دوستم داشتی

94
00:07:00,670 --> 00:07:01,671
‫ببخشید

95
00:07:01,754 --> 00:07:03,589
‫می‌خوام با مسئولِ اینجا صحبت کنم

96
00:07:03,673 --> 00:07:04,799
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

97
00:07:04,882 --> 00:07:06,342
‫من باید بازداشت شم

98
00:07:08,177 --> 00:07:09,303
‫کاری کردید؟

99
00:07:09,387 --> 00:07:10,596
‫من شاهد یه قتل بودم

100
00:07:11,931 --> 00:07:14,350
‫کسایی که انجامش دادن
‫ممکنه زیاد ازم دور نباشن

101
00:07:14,434 --> 00:07:15,518
‫به محافظت شما نیاز دارم

102
00:07:17,145 --> 00:07:18,980
‫- شما از کجا اومدید؟
‫- از همین نزدیکی‌ها

103
00:07:19,063 --> 00:07:20,064
تازه اتفاق افتاده

104
00:07:20,982 --> 00:07:22,859
‫اسمِ قربانی نینا کروگره

105
00:07:25,445 --> 00:07:27,780
‫خیلی خب. بذارید افسر ارشد رو خبر کنم

106
00:07:27,864 --> 00:07:28,865
‫اون می‌تونه اظهاراتتون رو ثبت کنه...

107
00:07:28,948 --> 00:07:31,993
‫من باید با یه نفر از سی‌آی‌ای حرف بزنم

108
00:07:36,414 --> 00:07:38,082
‫خانم، اجازه بدید افسرِ ارشد رو خبر کنم...

109
00:07:38,166 --> 00:07:39,792
‫به سفارتِ آمریکا زنگ بزنید،

110
00:07:41,043 --> 00:07:44,130
‫رئیس ایستگاه رو بخواید،
‫نه افسرِ شیفت.

111
00:07:44,213 --> 00:07:46,048
‫بهشون بگید با هیچکس دیگه حرف نمی‌زنم

112
00:07:52,096 --> 00:07:54,932
‫گمون نکنم این در حوزه‌ی کاریِ
‫سی‌آی‌ای باشه، خانم

113
00:07:55,016 --> 00:07:56,017
‫چرا، هست

114
00:07:57,018 --> 00:07:58,352
‫چرا تصور می‌کنید اینطور باشه؟

115
00:07:58,436 --> 00:08:01,063
‫چون کسی که کروگر رو کشت
‫مورگان بوت رو هم کشته

116
00:08:02,815 --> 00:08:04,025
‫من اون رو نمی‌شناسم

117
00:08:04,108 --> 00:08:05,359
‫رئیس ایستگاه می‌شناستش

118
00:08:06,819 --> 00:08:09,363
‫بهش بگید که من شاهد هردو قتل بودم

119
00:08:10,364 --> 00:08:11,574
‫و بهش بگید عجله کنه

120
00:08:18,998 --> 00:08:19,999
‫اسمتون چیه؟

121
00:08:22,210 --> 00:08:23,544
‫اسمِ من مارشا دیکسونه

122
00:08:51,072 --> 00:08:53,741
‫نه، نه، نه. لطفاً بذارش سرِ جاش

123
00:08:54,033 --> 00:08:55,743
‫هنوز ناهار نخوردی

124
00:09:03,000 --> 00:09:05,169
‫مادرت گفت نه

125
00:09:08,589 --> 00:09:12,677
‫ولی تو می‌دونستی میگه نه،
‫پس چرا ازش خواستی؟

126
00:09:17,682 --> 00:09:21,644
‫اگه ببینه من پولش رو میدم،
‫توی دردسر می‌افتم.

127
00:09:25,481 --> 00:09:27,400
‫دفعه‌ی بعد که چیزی خواستی

128
00:09:27,483 --> 00:09:29,902
‫از کسی بخواه که می‌خواد اون رو بهت بده

129
00:09:30,236 --> 00:09:31,279
‫باشه؟

130
00:09:35,324 --> 00:09:36,742
‫عزیزم، شما باید خودتون برید

131
00:09:36,784 --> 00:09:39,078
‫یه جلسه‌ی غیرمنتظره برام پیش اومده

132
00:09:39,412 --> 00:09:40,705
‫خدافظ

133
00:09:40,788 --> 00:09:41,956
‫- خدافظ، مامان
‫- خدافظ

134
00:09:42,540 --> 00:09:43,541
‫خدافظ

135
00:09:57,471 --> 00:09:58,598
‫سلام، ماریون

136
00:10:06,147 --> 00:10:08,774
‫می‌خواستم بدونم چقدر طول می‌کشه
‫که من رو ببینی

137
00:10:09,442 --> 00:10:10,901
‫تقریباً یه ساعت پیش دیدمت

138
00:10:12,111 --> 00:10:14,447
‫عمداً انقدر ناشی‌گری کردی که ببینمت؟

139
00:10:15,239 --> 00:10:18,200
‫یا فقط سریع‌تر از من پیر شدی؟

140
00:10:20,411 --> 00:10:21,704
‫خب، شاید یکم از هردو

141
00:10:26,626 --> 00:10:27,668
اون تهدیدی نیست

142
00:10:27,668 --> 00:10:29,545
ولی زیاد دور نشید

143
00:10:31,672 --> 00:10:34,091
‫- باید باهات حرف بزنم
‫- خب، مگه همین کارو نمی‌کنیم؟

144
00:10:34,175 --> 00:10:36,886
‫فکر نکنم بخوای اینجا
در موردش صحبت کنیم

145
00:10:36,969 --> 00:10:39,430
‫و زمان هم خیلی مهمه

146
00:10:40,556 --> 00:10:41,974
‫پس، خواهش می‌کنم

147
00:10:48,105 --> 00:10:49,106
‫دنبالم بیا

148
00:11:18,386 --> 00:11:22,390
‫همین الان یه ماشین از سفارت اومد

149
00:11:23,307 --> 00:11:24,892
‫اینجا یه خبرهایی هست

150
00:11:27,019 --> 00:11:28,145
‫کی می‌دونه

151
00:11:28,854 --> 00:11:31,649
‫صبر کن تا دوباره باهات تماس بگیرم

152
00:11:49,792 --> 00:11:51,001
‫خانم دیکسون

153
00:11:51,585 --> 00:11:52,586
‫سلام

154
00:11:53,254 --> 00:11:55,172
‫من پیت هستم. خوشوقتم

155
00:11:56,632 --> 00:12:01,345
‫تو رئیس ایستگاه سفارتِ آمریکا هستی، پیت؟

156
00:12:01,429 --> 00:12:03,556
‫نه، ولی من آدمی هستم که می‌خوای

157
00:12:03,639 --> 00:12:04,640
‫قول میدم

158
00:12:06,434 --> 00:12:07,893
‫من چه آدمی می‌خوام؟

159
00:12:09,729 --> 00:12:12,106
‫آدمی که از صد کیلومتری
‫شنیده زنی زمزمه می‌کنه

160
00:12:12,189 --> 00:12:15,651
‫«من اسمِ قاتل مورگان بوت رو می‌دونم»
‫و سریع خودش رو رسونده.

161
00:12:21,991 --> 00:12:22,992
‫قهوه می‌خوری؟

162
00:12:30,624 --> 00:12:33,544
‫قبل از این که چیزی بگم،
‫می‌خوام یه تضمین‌هایی بگیرم.

163
00:12:34,295 --> 00:12:35,588
‫تضمین؟

164
00:12:35,671 --> 00:12:37,465
‫چجور تضمین‌هایی می‌خوای؟

165
00:12:41,135 --> 00:12:42,136
‫مصونیت

166
00:12:42,928 --> 00:12:44,221
‫مصونیت؟ واسه کی؟

167
00:12:45,139 --> 00:12:46,140
‫واسه خودم

168
00:12:49,018 --> 00:12:50,019
‫برای چی؟

169
00:12:52,271 --> 00:12:53,731
‫برای هر کاری

170
00:12:54,690 --> 00:12:57,276
‫که ممکنه حینِ فهمیدن چیزی
‫که الان می‌دونم انجام داده باشم

171
00:12:58,277 --> 00:13:01,822
‫هر کاری که ممکنه حینِ تبدیل شدن
‫به آدمی که الان هستم انجام داده باشم

172
00:13:04,575 --> 00:13:05,576
‫قبلاً کی بودی؟

173
00:13:07,995 --> 00:13:09,246
اهمیتِ چندانی نداره

174
00:13:10,748 --> 00:13:14,043
‫می‌خوام اتفاقاتی که بعد از این می‌افته
‫از اتفاقاتِ گذشته جدا باشه

175
00:13:14,126 --> 00:13:15,127
‫دلایل خاص خودم رو دارم

176
00:13:15,920 --> 00:13:16,921
‫می‌تونی این کارو بکنی؟

177
00:13:24,053 --> 00:13:25,054
‫اون رو می‌شناختی؟

178
00:13:28,390 --> 00:13:29,391
‫مورگان بوت

179
00:13:31,519 --> 00:13:32,520
‫آره، می‌شناختمش

180
00:13:33,896 --> 00:13:37,650
‫پس می‌تونی تصور کنی خبرِ قتلش
‫چه تأثیری روی جامعه گذاشته

181
00:13:42,613 --> 00:13:46,867
‫کلی آدمِ خیلی خطرناک
‫در سراسر دنیا هُشیارن،

182
00:13:46,867 --> 00:13:49,787
گوش به زنگن که یه اسم بشنون

183
00:13:51,914 --> 00:13:52,957
‫اگه اسمه رو بهم بگی،

184
00:13:54,375 --> 00:13:56,126
‫من به اعماق تاریکی برمی‌گردم

185
00:13:58,379 --> 00:14:01,507
‫و تمام اون هیولاها میان دنبال انتقامش

186
00:14:01,590 --> 00:14:03,133
‫و تا انتقامش رو نگیرن دست برنمی‌دارن

187
00:14:05,386 --> 00:14:07,596
‫می‌فهمی چی میگم، مارشا؟

188
00:14:10,099 --> 00:14:11,600
‫فکر کنم می‌فهمم، پیت

189
00:14:13,018 --> 00:14:15,312
‫دو نوع شاهد قتل وجود داره

190
00:14:15,396 --> 00:14:17,606
‫نوع بی‌گناه و نوع دیگه

191
00:14:18,941 --> 00:14:20,651
‫تمام این هیولاهایی که
‫ازشون حرف می‌زنم

192
00:14:21,360 --> 00:14:23,445
‫شاید کنجکاو شن تو از کدوم نوع هستی

193
00:14:27,491 --> 00:14:31,829
‫مصونیت از محاکمه
‫با چندتا تماس تلفنی جور میشه

194
00:14:32,913 --> 00:14:35,624
‫ولی برای آدم‌هایی مثل من،
‫همچین چیزی وجود نداره.

195
00:14:37,251 --> 00:14:38,544
‫گمونم منظورم اینه که،

196
00:14:39,837 --> 00:14:42,214
‫هر سودی که فکر می‌کنی از این کار می‌بری،

197
00:14:42,715 --> 00:14:45,426
‫هرکی که فکر می‌کنی
‫این کارو براش انجام میدی،

198
00:14:46,719 --> 00:14:48,220
‫بهتره مطمئن باشی

199
00:14:48,762 --> 00:14:50,139
‫چون هیچ برگشتی در کار نیست

200
00:14:51,849 --> 00:14:52,850
‫آره

201
00:14:54,685 --> 00:14:56,228
‫این فکر به ذهنم خطور کرده

202
00:14:59,481 --> 00:15:01,775
‫لطفاً هر تماسی که نیازه بگیر

203
00:15:03,736 --> 00:15:05,404
‫و بعدش همه چی رو بهت میگم

204
00:15:14,997 --> 00:15:18,626
‫اگه اسمت رو به زبون بیاره، کارت تمومه

205
00:15:19,460 --> 00:15:22,504
‫مجبوری تا آخر عمرت
‫با یه چشمِ باز بخوابی

206
00:15:23,672 --> 00:15:24,924
‫که زیادم طول نمی‌کشه

207
00:15:26,926 --> 00:15:27,927
‫یا؟

208
00:15:29,386 --> 00:15:30,387
‫یا...

209
00:15:32,348 --> 00:15:33,933
‫اون یه اسمِ دیگه میگه،

210
00:15:35,309 --> 00:15:37,394
‫یکی که تمام مشکلاتت رو حل می‌کنه

211
00:15:41,607 --> 00:15:42,608
‫چه اسمی؟

212
00:15:45,361 --> 00:15:46,362
‫اسمِ من

213
00:15:49,657 --> 00:15:52,785
‫اون داستانی تعریف می‌کنه...

214
00:15:54,453 --> 00:15:59,416
‫که یکی از شاگردهای سابق بوت
‫که باهاش قطع ارتباط کرده بود

215
00:16:00,876 --> 00:16:04,338
‫از مرگ برگشت چون یه نفر دخترش رو دزدید

216
00:16:06,632 --> 00:16:07,841
‫بابا گورگوری

217
00:16:09,343 --> 00:16:12,805
‫هیولایی که بوت ساخته بود

218
00:16:14,890 --> 00:16:19,144
‫و اون برگشت تا از هرکسی که
‫توش دست داشتن انتقام بگیره

219
00:16:20,854 --> 00:16:22,022
‫اون بوت رو گشت

220
00:16:23,732 --> 00:16:25,401
‫فراز همزاد رو کشت

221
00:16:27,069 --> 00:16:30,322
‫اومد سراغ تو و تو هم دخلش رو آوردی

222
00:16:35,411 --> 00:16:37,162
‫چرا باید این کارو بکنه؟

223
00:16:39,415 --> 00:16:44,837
‫چون در عوض من پادزهر
‫و یه کیف پول می‌گیرم،

224
00:16:44,837 --> 00:16:47,339
‫و من و اون هردو آزاد می‌شیم

225
00:16:50,426 --> 00:16:51,427
‫فقط همین؟

226
00:16:55,639 --> 00:17:00,185
‫نه، فقط همین نیست، مگه نه؟

227
00:17:03,439 --> 00:17:07,276
‫کسایی که دزدیدنش،

228
00:17:07,276 --> 00:17:08,902
‫یه رازی بهش گفتن

229
00:17:10,988 --> 00:17:12,906
‫این که اون اصلاً دخترش نبوده

230
00:17:16,368 --> 00:17:18,078
‫- یعنی چی؟
‫- چیکار می‌کنی؟

231
00:17:20,956 --> 00:17:21,957
‫اون اونجا بود..

232
00:17:24,835 --> 00:17:27,755
‫با فراز همزاد، وقتی افرادت
‫با تیراندازی وارد شدن

233
00:17:30,924 --> 00:17:34,595
‫یعنی چی که اون اصلاً دخترت نبود؟

234
00:17:37,848 --> 00:17:39,016
‫دخترِ بلور

235
00:17:40,267 --> 00:17:43,395
‫اون دخترِ فراز همزاد بود؟

236
00:17:54,573 --> 00:17:56,408
‫اون دنبال جواب می‌گشت...

237
00:17:59,036 --> 00:18:00,537
‫در مورد جایی که ازش اومده بود

238
00:18:02,623 --> 00:18:03,665
‫این که کی بود

239
00:18:05,042 --> 00:18:09,671
‫جواب‌های سؤالاتی که من بهش گفته بودم
‫اجازه نداره بپرسه

240
00:18:13,300 --> 00:18:16,386
‫اون داشت جواب‌هاش رو پیدا می‌کرد
‫و تو کشتیش

241
00:18:18,138 --> 00:18:20,390
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چرا این رو بهم میگی؟

242
00:18:22,559 --> 00:18:23,644
‫من جنازه‌اش رو می‌خوام

243
00:18:26,688 --> 00:18:28,315
‫می‌خوام باهاش خداحافظی کنم

244
00:18:28,398 --> 00:18:30,818
‫تا جایی که بهش تعلق داره به خاک بسپرمش

245
00:18:33,028 --> 00:18:35,447
‫- چرا این رو بهم گفتی؟
‫- این یعنی چی؟

246
00:18:35,531 --> 00:18:37,825
‫- امکان نداره همچین چیزی بگی...
‫- جایی که بهش تعلق دارم؟

247
00:18:37,908 --> 00:18:41,120
‫...و ازم بخوای باور کنم
‫هیچ کینه‌ای از من نداری

248
00:18:41,203 --> 00:18:42,996
‫اون توی مُشتت بود!
‫آخه تو چه مرگته؟

249
00:18:43,080 --> 00:18:44,081
‫کینه‌ای ندارم؟

250
00:18:46,416 --> 00:18:49,795
‫تمام وجودم پر از کینه‌ست

251
00:18:50,879 --> 00:18:52,840
‫می‌خوای علیه من بازی کنی،

252
00:18:53,924 --> 00:18:56,552
‫پس تنها چیزی که برای شکستنِ گردنت لازم دارم

253
00:18:56,635 --> 00:18:58,846
‫یه دروغ قابل باوره که
‫دست‌هام رو باز کنه

254
00:19:01,932 --> 00:19:07,479
‫هر روز دیگه‌ای این بازی رو باهام می‌کردی
‫هرگز نمی‌تونستی پیش‌بینیش کنی

255
00:19:11,859 --> 00:19:13,110
‫ولی امروز نه

256
00:19:14,987 --> 00:19:16,029
‫نه

257
00:19:16,864 --> 00:19:18,073
‫نه، امروز نه

258
00:19:21,285 --> 00:19:22,286
‫چرا؟

259
00:19:25,664 --> 00:19:26,665
‫من یه قولی دادم...

260
00:19:29,710 --> 00:19:31,461
‫تا از اینجا زنده بیرون برم

261
00:19:31,545 --> 00:19:32,546
‫مجبورم

262
00:19:33,922 --> 00:19:34,923
‫می‌خوام به قولم عمل کنم

263
00:19:35,007 --> 00:19:37,009
‫بُزدل‌ها می‌خوان، بابا

264
00:19:37,092 --> 00:19:38,677
‫مردها طلب می‌کنن

265
00:19:38,760 --> 00:19:39,970
‫مگه خودت این رو بهم نگفتی؟

266
00:19:40,053 --> 00:19:41,054
‫اگه تو رو بکشم،

267
00:19:42,055 --> 00:19:43,390
‫افرادت من رو می‌کشن،

268
00:19:44,975 --> 00:19:46,518
‫و قولم رو زیر پا میذارم

269
00:19:46,602 --> 00:19:47,895
‫قولی که به کی دادی؟

270
00:19:47,978 --> 00:19:49,396
‫تو به منم قول‌هایی دادی

271
00:19:52,900 --> 00:19:53,901
‫به زنم

272
00:19:55,527 --> 00:19:57,863
‫زنت مُرده

273
00:19:57,946 --> 00:20:02,409
‫- تو به مامان هم قول‌هایی دادی
‫- مارشا دیکسون

274
00:20:05,579 --> 00:20:09,249
‫فکر می‌کردم اون آدمِ مهمی نبود

275
00:20:10,918 --> 00:20:14,254
‫اون برای من مهمه.

276
00:20:16,089 --> 00:20:20,093
‫تو به خودت انگِ قاتل استادت رو می‌زنی،

277
00:20:21,637 --> 00:20:28,518
‫از انتقام گرفتن از مردی که فکر می‌کنی
‫بچه‌ی خودت رو کشته می‌گذری...

278
00:20:31,104 --> 00:20:34,149
‫تا با این زن زندگی کنی؟

279
00:20:38,237 --> 00:20:39,321
‫آره

280
00:21:40,590 --> 00:21:42,009
‫یه گوشی برام بیار

281
00:21:43,635 --> 00:21:46,096
‫بهش میگم کاری رو که
‫پیشنهاد کردم انجام بده،

282
00:21:46,096 --> 00:21:48,348
‫مادامی که تو کاری رو که
‫خواستم انجام بدی

283
00:22:01,320 --> 00:22:03,989
‫تو گفتی حاضری به خاطر من از همه چی بگذری

284
00:22:04,948 --> 00:22:06,241
‫متأسفم

285
00:22:07,492 --> 00:22:09,453
‫بُزدلِ عوضی

286
00:22:11,580 --> 00:22:13,749
‫بُزدلِ عوضی

287
00:22:15,334 --> 00:22:16,835
‫متأسفم

288
00:22:28,347 --> 00:22:29,681
‫به زنت زنگ بزن

289
00:22:49,117 --> 00:22:50,410
‫پس اینجایی

290
00:22:53,205 --> 00:22:55,040
‫من رو فرستادن پیدات کنم

291
00:22:55,791 --> 00:22:56,958
‫پیدام کردی

292
00:22:58,335 --> 00:22:59,419
‫اشکالی نداره بشینم؟

293
00:23:00,754 --> 00:23:01,922
‫نیمکتِ خودته

294
00:23:03,048 --> 00:23:04,174
‫گمونم همینطوره

295
00:23:16,186 --> 00:23:19,064
‫گوش کن، زوئی،

296
00:23:19,147 --> 00:23:23,151
‫لحظه‌ای که سعی می‌کنم باهات حرف بزنم
‫که با پسرم ازدواج کنی،

297
00:23:23,235 --> 00:23:25,946
‫احساس می‌کنم یه خط قرمزی رو رد می‌کنیم

298
00:23:26,029 --> 00:23:29,116
‫که احتمالاً می‌خوای نزدیکش نشی، پس...

299
00:23:29,199 --> 00:23:30,742
‫من با پسرت ازدواج می‌کنم

300
00:23:32,619 --> 00:23:33,620
‫فقط...

301
00:23:35,580 --> 00:23:37,332
‫نمی‌دونم. فقط نیاز داشتم یه لحظه تنها باشم

302
00:23:40,877 --> 00:23:42,921
‫ولی من یه مراسم مفصل تدارک دیدم

303
00:23:48,593 --> 00:23:50,095
‫اگه این با روحیاتم سازگار نباشه چی؟

304
00:23:52,764 --> 00:23:54,433
‫نگرانی که به اندازه‌ی کافی دوستش نداری؟

305
00:23:56,560 --> 00:23:59,855
‫این رو ازم نپرس.
‫این منصفانه نیست. من فقط...

306
00:24:01,690 --> 00:24:03,900
‫من حتی مطمئن نیستم
‫معنای اون کلمه رو می‌دونم

307
00:24:05,610 --> 00:24:07,237
‫البته که نمی‌دونی

308
00:24:08,655 --> 00:24:10,115
‫هیچ معنایی نداره

309
00:24:12,659 --> 00:24:15,954
‫یه قصه‌ی بدون مفهومه

310
00:24:16,037 --> 00:24:20,167
‫که برای فروش کارت‌های تبریک
‫و برگزار کردن تئاترهای موزیکال

311
00:24:20,250 --> 00:24:23,545
‫و آروم کردنِ وحشت

312
00:24:23,628 --> 00:24:27,591
از آسیب‌پذیر کردن خودت
‫جلوی یه آدمِ دیگه استفاده میشه

313
00:24:32,387 --> 00:24:33,555
‫زندگی سخته

314
00:24:35,974 --> 00:24:37,809
‫آسایش ارزشمنده

315
00:24:37,809 --> 00:24:40,729
‫اعتماد ارزشمنده

316
00:24:43,315 --> 00:24:47,611
‫اگه منتظر روشن شدن
‫یه جور چراغ جادویی هستی،

317
00:24:47,694 --> 00:24:51,281
‫تا به خودت اجازه بدی
‫به یه شریک زندگی متعهد شی...

318
00:24:53,533 --> 00:25:00,373
‫ممکنه یه مدتِ خیلی خیلی
‫خیلی طولانی منتظر بمونی

319
00:25:18,892 --> 00:25:20,352
‫الو؟

320
00:25:20,435 --> 00:25:22,062
‫من اینجام

321
00:25:22,062 --> 00:25:24,064
‫طرف رو پیدا کردی

322
00:25:24,314 --> 00:25:25,315
‫آره

323
00:25:25,398 --> 00:25:27,025
‫آره، اون بیرونه

324
00:25:27,943 --> 00:25:28,985
‫خوبی؟

325
00:25:30,695 --> 00:25:31,780
‫من اینجام

326
00:25:33,865 --> 00:25:35,575
‫آره، من...

327
00:25:35,659 --> 00:25:39,162
‫به طرف گفتم با چندجا تماس بگیره
‫تا وقت بخرم، همونطور که گفتی

328
00:25:39,663 --> 00:25:40,997
‫گوش کن

329
00:25:41,831 --> 00:25:44,793
‫فکر کنم ما اینجا به توافق رسیدیم

330
00:25:45,460 --> 00:25:46,670
‫باشه

331
00:25:53,927 --> 00:25:57,472
‫وقتی طرف برگشت،
‫می‌دونی چی بگی، آره؟

332
00:25:58,848 --> 00:25:59,933
‫آره

333
00:26:01,351 --> 00:26:05,146
‫و می‌دونی این چیزی که قراره
‫بهش بگم یعنی چی، درسته؟

334
00:26:07,774 --> 00:26:09,192
‫آره

335
00:26:10,360 --> 00:26:14,864
‫این یارو من رو با یک عمر دردسر تهدید کرد

336
00:26:14,948 --> 00:26:18,326
‫نمی‌دونست من با علم به این که
‫چنین بهایی داره به اینجا اومدم،

337
00:26:18,410 --> 00:26:19,953
‫و کاملاً آماده‌ام چنین بهایی بپردازم

338
00:26:20,036 --> 00:26:21,621
‫صبر کن، زوئی

339
00:26:26,793 --> 00:26:27,794
‫توافق کنسله

340
00:26:31,881 --> 00:26:34,676
‫یه نفر علیه من حرکت کرده

341
00:26:35,468 --> 00:26:39,472
‫من وقت ندارم تعیین کنم
‫تو توش دست داشتی یا نه

342
00:26:39,556 --> 00:26:44,102
‫پس فرض می‌کنم اینطوره
‫و مطابقش عمل می‌کنم

343
00:26:45,186 --> 00:26:46,396
‫بیا بریم

344
00:26:50,650 --> 00:26:52,736
اون کاملاً در اختیار خودته

345
00:27:14,382 --> 00:27:15,842
‫تو من رو نمی‌شناسی...

346
00:27:20,013 --> 00:27:21,973
‫ولی من همیشه می‌شناختمت

347
00:27:25,435 --> 00:27:28,313
‫از لحظه‌ای که شروع کردم

348
00:27:30,523 --> 00:27:31,900
‫دستورش رو دادی؟

349
00:27:32,651 --> 00:27:34,402
‫بله، اون زنه دیکسون رو می‌کشیم

350
00:27:34,486 --> 00:27:36,780
‫ولی خسارتِ جانبی سنگینی در پی داره

351
00:27:37,197 --> 00:27:39,574
‫ارتباطمون با معدنِ مشبهار قطع شده

352
00:27:42,619 --> 00:27:45,789
‫ازم خواستن برم پیش مقاماتِ کارتل و توضیح بدم

353
00:27:45,872 --> 00:27:50,418
‫امروز خسارتِ جانبی اهمیتی نداره

354
00:28:38,258 --> 00:28:39,509
‫خیلی وقت پیش،

355
00:28:39,592 --> 00:28:45,223
‫تمام یگانِ سروان پاولوویچ
‫در مکانی به اسم مشبهار قتل عام شدن

356
00:28:52,689 --> 00:28:57,736
‫وقتی اومد خونه، رفت سراغ
‫خانواده‌های کشته شده‌ها...

357
00:29:00,113 --> 00:29:02,866
‫و به اونا گفت که نیازهاشون رو برطرف می‌کنه

358
00:29:04,075 --> 00:29:08,788
‫و آینده‌ی بچه‌هایی رو که
‫یتیم شدن تأمین می‌کنه

359
00:29:17,839 --> 00:29:21,050
‫من فقط یه پسربچه بودم
‫که بهم گفتن یه آمریکایی

360
00:29:22,302 --> 00:29:24,053
‫پدرم رو به قتل رسونده

361
00:29:29,476 --> 00:29:33,563
‫مثل یه حیوون شکمش رو سفره کردم

362
00:29:34,773 --> 00:29:35,940
‫از شکمش...

363
00:29:37,942 --> 00:29:39,778
‫تا خرخره‌اش

364
00:29:50,330 --> 00:29:51,998
‫خیلی خوشحالم که تو اینجایی

365
00:30:04,302 --> 00:30:06,346
‫این زیادم جذاب نیست

366
00:30:06,429 --> 00:30:09,724
‫مشکلم با ظاهرت نیست

367
00:30:09,808 --> 00:30:11,935
‫- منظورم اون بود
‫- این شوخی نیست

368
00:30:12,018 --> 00:30:13,394
‫جدّیه

369
00:30:13,478 --> 00:30:16,940
‫- چرا اومدی اینجا، هارلد؟
‫- من از کارتل خبر دارم، ماریون

370
00:30:17,023 --> 00:30:19,442
‫من از معدنِ مشبهار خبر دارم

371
00:30:19,943 --> 00:30:25,448
‫می‌دونم تو به نحوی توی کلش دست داری
‫و یه سری جواب لازم دارم

372
00:30:25,532 --> 00:30:27,575
‫چجور جواب‌هایی لازم داری؟

373
00:30:28,618 --> 00:30:32,705
‫فکر می‌کنم سلیمان پاولوویچ
‫به تازگی مزدورهایی به افغانستان فرستاده

374
00:30:32,789 --> 00:30:35,708
‫و یه روستا پر از زن و بچه رو قتل عام کرده

375
00:30:36,292 --> 00:30:38,461
‫ماهیتِ رابطه‌ات با اون چیه؟

376
00:30:39,379 --> 00:30:43,132
‫این کارتل برای ترورِ اقتصادی آمریکا تشکیل شده

377
00:30:43,216 --> 00:30:44,801
‫رابطه‌ات باهاش چیه؟

378
00:30:46,469 --> 00:30:47,804
‫تو برای این نیومدی

379
00:30:48,388 --> 00:30:49,514
ناموساً بس کن

380
00:30:49,597 --> 00:30:52,267
‫لطفاً بهم بگو چرا اومدم

381
00:30:53,726 --> 00:30:56,354
‫بابتِ اتفاقی که برای مورگان بوت افتاد
‫خیلی متأسفم

382
00:30:57,272 --> 00:30:59,107
‫می‌دونم اون خیلی برات عزیز بود

383
00:30:59,691 --> 00:31:03,570
‫به نظرم تو اینجایی چون فکر می‌کنی
‫به اون مدیونی که اینجا باشی

384
00:31:05,613 --> 00:31:07,365
‫منظورت همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

385
00:31:08,116 --> 00:31:11,035
‫من سعی دارم بهت تسلیت بگم.
‫فکر می‌کنی دارم چی میگم؟

386
00:31:11,119 --> 00:31:13,621
‫می‌دونم که پاولوویچ توی اون قتل دست داشت

387
00:31:13,621 --> 00:31:15,707
‫ماهیتِ رابطه‌ی تو با این قضایا چیه؟

388
00:31:15,790 --> 00:31:18,668
‫من هیچ دخالتی توی قتل بوت نداشتم،
‫و خودتم این رو می‌دونی.

389
00:31:18,751 --> 00:31:21,963
‫- چطور این رو می‌دونم؟
‫- چون من دارم بهت میگم

390
00:31:22,046 --> 00:31:23,214
‫دلیلش اینه

391
00:31:27,343 --> 00:31:28,761
‫ما اختلافاتِ خودمون رو داشتیم

392
00:31:29,971 --> 00:31:33,808
‫به نظرم جهان‌بینیش غلط بود،
‫تدابیرش کوته‌نظرانه بودن و...

393
00:31:33,892 --> 00:31:35,727
‫ارزش‌هاش غیراخلاقی بودن

394
00:31:36,811 --> 00:31:38,688
‫و نمی‌دونم گفتنش ارزشی داره یا نه،

395
00:31:38,688 --> 00:31:41,024
‫به نظرم هیچوقت رفتارش با تو خوب نبود

396
00:31:41,024 --> 00:31:44,444
‫و اگه به هر یک از این دلایل
‫تصمیم می‌گرفتم حذفش کنم،

397
00:31:44,527 --> 00:31:46,779
‫ادب حکم می‌کرد که قبلش بهت بگم

398
00:31:46,863 --> 00:31:47,989
‫ولی من این کارو نکردم

399
00:31:48,615 --> 00:31:50,241
‫و تو هم این رو بهش مدیون نیستی

400
00:31:50,867 --> 00:31:53,202
‫تموم کردن پروژه‌هاش براش؟

401
00:31:53,286 --> 00:31:55,204
‫اون رو برنمی‌گردونه

402
00:31:55,204 --> 00:31:57,999
‫و احساسی رو که بهت داشت هم عوض نمی‌کنه

403
00:32:03,421 --> 00:32:06,799
‫سی سال پیش چشم بسته
‫حرف‌هات رو باور می‌کردم

404
00:32:06,799 --> 00:32:11,804
‫و بدون هیچ بحثی میذاشتم
‫نسبت بهم حس برتری کنی

405
00:32:11,888 --> 00:32:14,724
‫چند روز پیش، یه مدت
‫خودم رو به خریت می‌زدم

406
00:32:14,807 --> 00:32:16,601
‫و منتظر می‌موندم اشتباه کنی

407
00:32:16,684 --> 00:32:20,229
‫ولی راستش رو بخوای دیگه خسته شدم

408
00:32:20,313 --> 00:32:21,314
‫دوست‌هام توی دردسر افتادن

409
00:32:21,397 --> 00:32:26,152
‫دنیا به یه مو بنده
‫و الان برای این چرندیات وقت ندارم

410
00:32:26,235 --> 00:32:29,280
‫قراره حرف بزنیم، یا می‌خوای
‫به طفره رفتن ادامه بدی؟

411
00:32:39,040 --> 00:32:40,333
‫می‌خوای حرف بزنی؟

412
00:32:41,459 --> 00:32:42,460
‫حرفت رو بزن

413
00:33:18,663 --> 00:33:21,499
‫شراکت ارزشمنده

414
00:33:21,499 --> 00:33:23,918
‫چیزهای زیادی هست که این خانواده
‫می‌تونه بهت یاد بده

415
00:33:24,877 --> 00:33:26,504
‫چجور چیزهایی؟

416
00:33:27,922 --> 00:33:31,634
‫تو اول ازدواج بکن.
‫واسه این چیزها کلی وقت هست.

417
00:34:31,861 --> 00:34:32,862
‫زوئی؟

418
00:34:33,988 --> 00:34:34,989
‫بله؟

419
00:34:35,073 --> 00:34:37,658
‫هارلد هارپر من رو فرستاد
‫که مطمئن شم حالت خوبه

420
00:34:38,618 --> 00:34:40,369
‫به نظر میاد خوبی

421
00:34:42,205 --> 00:34:43,331
‫آره

422
00:34:44,123 --> 00:34:45,124
‫عالیه

423
00:34:57,386 --> 00:34:59,722
‫حالا، قسمتِ بعدی قراره سریع اتفاق بیفته

424
00:34:59,806 --> 00:35:02,141
‫هارلد بهم گفت کاملاً در جریانی

425
00:35:04,894 --> 00:35:05,895
‫میای؟

426
00:35:13,820 --> 00:35:15,655
‫همین الان بهت گفتم

427
00:35:15,738 --> 00:35:19,450
‫من دیگه با سلیمان پاولوویچ رابطه‌ای ندارم

428
00:35:19,534 --> 00:35:21,702
‫- پس توی این عکس چه خبره، ماریون؟
‫- گفتم دیگه ندارم!

429
00:35:21,786 --> 00:35:23,913
‫- چرا؟ چه اتفاقی افتاد؟
‫- چون... اون بهم نیاز نداره

430
00:35:23,996 --> 00:35:25,540
‫علتش اینه

431
00:35:26,541 --> 00:35:28,709
‫اون کنترل معدن مشبهار رو به دست گرفته

432
00:35:28,793 --> 00:35:31,462
‫- تو بهش کمک می‌کردی...
‫- کمک؟

433
00:35:31,546 --> 00:35:33,047
‫من خودم وارد این کارش کردم

434
00:35:33,589 --> 00:35:37,093
‫شریکِ مناسبی برای تأمین تجهیزات
‫و نیروی انسانی به نظر می‌اومد

435
00:35:37,176 --> 00:35:40,513
‫ولی فراز همزاد هیچکدوم
‫از پیشنهادهامون رو قبول نمی‌کرد

436
00:35:40,596 --> 00:35:43,224
‫مقدر شده به نظر می‌اومد که معدنِ مشبهار

437
00:35:43,224 --> 00:35:47,061
‫با شرکای آمریکایی برای منافع آمریکایی
‫توسعه پیدا می‌کنه

438
00:35:47,145 --> 00:35:50,356
‫و من علتش رو نمی‌فهمیدم
‫تا این که تو بهم زنگ زدی

439
00:35:50,439 --> 00:35:52,859
‫و گفتی: «کمکم کن آنجلا آدامز رو نجات بدم»

440
00:35:52,942 --> 00:35:54,944
‫و همه چی کاملاً برام روشن شد

441
00:35:56,028 --> 00:35:58,739
‫اون برای پیدا کردن دخترش
‫به آمریکایی‌ها نیاز داشت

442
00:36:00,283 --> 00:36:01,367
‫آهان

443
00:36:01,450 --> 00:36:07,331
‫پس تو فکر کردی شاید من و جانی
‫همزاد رو تضعیف کنیم

444
00:36:07,415 --> 00:36:08,583
‫بترسونیمش

445
00:36:09,333 --> 00:36:14,922
‫بعدش اون تجدید نظر کنه
‫و تصمیم بگیره با پکن شریک شه؟

446
00:36:15,673 --> 00:36:18,009
‫جوری میگی انگار نقشه‌ی بدی بود

447
00:36:18,092 --> 00:36:22,722
‫می‌دونم که خیلی وقته تصمیم گرفتی
‫طرفِ این جماعت رو بگیری،

448
00:36:22,805 --> 00:36:25,349
‫ولی من هنوز سعی دارم ازش سر در بیارم

449
00:36:25,433 --> 00:36:27,476
‫من اینجا به دنیا اومدم

450
00:36:27,476 --> 00:36:29,228
‫می‌دونم شاید پرچم عوض شده باشه

451
00:36:29,228 --> 00:36:31,898
‫چیزهایی خیلی بیشتر از پرچم
‫توی هنگ‌کنگ عوض شدن

452
00:36:31,981 --> 00:36:35,651
‫- مطمئنم این رو می‌دونی
‫- اینجا وطنِ منه

453
00:36:35,735 --> 00:36:39,197
‫من اینجا ریشه دارم،
‫و این بیشتر از چیزهای دیگه برام مهمه.

454
00:36:39,280 --> 00:36:43,326
‫من می‌دونم سازمان اطلاعاتِ چین
‫از یه جاسوسِ سابق بریتانیا چی می‌خواد

455
00:36:43,409 --> 00:36:44,994
‫قبل از این که بهش اعتماد کنن

456
00:36:45,077 --> 00:36:49,790
‫اینجا رو با پولِ خون جاسوس‌های بریتانیایی
‫که لو دادی خریدی

457
00:36:49,874 --> 00:36:53,377
‫هر چقدر بیشتر توجیه منطقی بیاری
‫بیشتر می‌فهمم پنهان کاری می‌کنی

458
00:36:53,461 --> 00:36:55,546
‫به سؤال لعنتی جواب بده

459
00:36:55,630 --> 00:36:57,757
‫نقشِ تو توی این قضایا چیه؟

460
00:37:03,346 --> 00:37:07,516
‫من می‌خواستم همزاد رو تضعیف کنم،
‫ولی تنها هدفم تضعیفِ همزاد نبود.

461
00:37:08,184 --> 00:37:09,810
‫خب، دیگه چی می‌خواستی؟

462
00:37:10,686 --> 00:37:11,854
‫بهت که گفتم چی می‌خواستم

463
00:37:11,938 --> 00:37:14,232
‫بهم گفتی؟ کِی بهم گفتی؟

464
00:37:14,315 --> 00:37:18,236
‫وقتی از افغانستان بهم زنگ زدی،
‫بهت گفتم چی می‌خوام؟

465
00:37:19,528 --> 00:37:22,531
‫تو بهم گفتی شام می‌خوای.
‫مزخرف تحویلم نده.

466
00:37:22,615 --> 00:37:26,244
‫من شام می‌خواستم،
‫ولی نمی‌خواستم فقط با تو باشه.

467
00:37:28,704 --> 00:37:29,997
یعنی چی؟

468
00:37:33,292 --> 00:37:37,171
‫پاولوویچ شریکِ خوبی بود،
‫برای تأمین تجهیزات و نیروی انسانی.

469
00:37:37,255 --> 00:37:42,551
‫ولی برای بهره‌برداری از معدن مشبهار
‫به مدت سال‌ها و دهه‌ها

470
00:37:42,635 --> 00:37:44,220
‫و برای پایدار نگه داشتنش

471
00:37:46,055 --> 00:37:47,848
‫یه جور شریکِ دیگه لازم داری

472
00:37:48,891 --> 00:37:51,477
‫به شخصی نیاز داری که
‫با مردم اونجا ارتباط داشته باشه

473
00:37:52,436 --> 00:37:53,938
‫یه همزاد لازم داری

474
00:37:56,524 --> 00:37:59,735
‫من کمکت می‌کردم پروانه همزاد رو نجات بدی،

475
00:37:59,819 --> 00:38:03,698
‫چون می‌خواستم من رو
‫به پروانه همزاد معرفی کنی

476
00:38:06,075 --> 00:38:07,201
‫چی؟

477
00:38:07,285 --> 00:38:11,122
‫زنی که همزمان با آمریکا
‫و قبایل پنجشیر نسبت داره

478
00:38:11,205 --> 00:38:14,375
‫آموزشِ ضداطلاعات
‫از یکی از بهترین جاسوس‌های دنیا

479
00:38:14,375 --> 00:38:16,377
‫و اون چندتا زبان بلده؟

480
00:38:16,919 --> 00:38:21,257
‫واقعاً تصورش انقدر سخته که آدمی مثل اون
‫می‌تونست چه شریکِ ارزشمندی باشه؟

481
00:38:23,009 --> 00:38:29,015
‫تو فکر کردی من کمکت می‌کنم آنجلا رو
‫به عنوان جاسوسِ چین پرورش بدی؟

482
00:38:35,021 --> 00:38:41,569
‫هارلد، دولتی که زندگیت رو وقفش کردی
‫بهت پشت کرد

483
00:38:42,194 --> 00:38:43,529
‫تو رو هیولا خطاب کرد

484
00:38:46,157 --> 00:38:50,578
‫انقدر غیر قابل تصوره که
‫از ایده‌های جدید استقبال کنی؟

485
00:38:55,333 --> 00:38:58,586
‫توی تاریخ تمام دنیا هیچکس

486
00:38:58,669 --> 00:39:03,049
‫به اندازه‌ی من از طلاق گرفتن خوشحال نبوده

487
00:39:04,967 --> 00:39:06,469
‫حالا کی طفره میره؟

488
00:39:08,596 --> 00:39:10,806
‫آنجلا دخترِ من بود

489
00:39:11,390 --> 00:39:13,267
‫از هر نظر که مهمه

490
00:39:13,267 --> 00:39:15,978
‫نمی‌دونم تو الان تبدیل به چه موجودی شدی،

491
00:39:16,062 --> 00:39:20,024
‫ولی به هیچ وجه نمیذاشتم
‫به اون دختر نزدیک بشی

492
00:39:38,292 --> 00:39:39,335
‫بله؟

493
00:39:41,504 --> 00:39:42,505
‫الو؟

494
00:39:44,840 --> 00:39:45,883
‫الو؟

495
00:39:47,259 --> 00:39:49,303
‫می‌دونی چرا بهت زنگ زدم؟

496
00:39:51,764 --> 00:39:53,057
‫دلت برام تنگ شده بود؟

497
00:40:07,738 --> 00:40:09,115
‫جریان چی بود؟

498
00:40:14,787 --> 00:40:16,705
‫این سلیمان پاولوویچ بود

499
00:40:18,833 --> 00:40:21,627
‫فکر می‌کردم گفتی دیگه باهاش رابطه نداری

500
00:40:21,627 --> 00:40:22,837
‫ندارم

501
00:40:24,630 --> 00:40:26,924
‫پس مجبورم از خودم بپرسم

502
00:40:28,217 --> 00:40:32,763
‫یعنی اون چقدر وحشت‌زده‌ست
‫که به من زنگ زد

503
00:40:32,763 --> 00:40:34,807
‫و از چی انقدر وحشت داره

504
00:40:53,033 --> 00:40:57,163
‫همونطور تموم میشه
‫که همیشه امیدوار بودم

505
00:40:59,540 --> 00:41:04,086
‫وقتی که چیزی که پدرم تجربه کرد رو
‫تجربه می‌کنی توی روت نگاه می‌کنم

506
00:41:14,638 --> 00:41:17,433
‫اسمِ پدرم لئونید فدوتوف بود

507
00:41:19,059 --> 00:41:22,688
‫به سختی می‌شناختمش
‫ جز به عنوان شبحی توی کابوس‌هام،

508
00:41:23,689 --> 00:41:26,484
‫که التماسم می‌کرد به این لحظه برسم

509
00:41:27,735 --> 00:41:31,530
‫که هیولایی رو که اون رو
‫از خانواده‌اش گرفت بکشم

510
00:42:56,365 --> 00:42:59,451
‫توی مشبهار هیچ مشکلی نیست

511
00:43:01,996 --> 00:43:06,292
‫ولی ما گزارشاتی برخلافِ این دریافت می‌کنیم

512
00:43:07,042 --> 00:43:09,753
‫جزئیاتشون متفاوته،
‫اما نبرد سنگینی در اونجا رخ داده.

513
00:43:10,546 --> 00:43:12,923
‫منظورتون اینه که تمام این گزارشات غلط هستن؟

514
00:43:15,426 --> 00:43:20,055
‫همونطور که گفتم
‫توی مشبهار هیچ مشکلی نیست

515
00:43:24,685 --> 00:43:29,023
‫یه گروهکِ شبه نظامی محلی
‫بدون هشدار و قدرتِ آتش برتر...

516
00:43:32,109 --> 00:43:33,902
‫این گزارشات هم غلط هستن؟

517
00:43:36,322 --> 00:43:39,992
‫درگیری با راهزن‌های محلی نامعمول نیست...

518
00:43:41,160 --> 00:43:44,121
‫نیروهای من دقیقاً برای همین آموزش دیدن

519
00:43:44,872 --> 00:43:46,248
‫بهتون اطمینان میدم...

520
00:43:46,790 --> 00:43:48,834
‫وضعیت به سرعت تثبیت میشه...

521
00:43:49,335 --> 00:43:51,003
‫اگه تا الان نشده باشه

522
00:43:51,503 --> 00:43:53,297
‫جناب، من اطلاعاتِ موثقی دارم

523
00:43:53,380 --> 00:43:57,343
‫مبنی بر این که شما به طور کامل
‫کنترلِ اونجا رو از دست دادید

524
00:43:57,968 --> 00:44:01,138
‫اگه این حقیقت داشته باشه،
‫هرکی که اونجا رو از شما گرفته

525
00:44:01,221 --> 00:44:05,476
‫می‌تونه همه جور دردسر و خسارتی
‫برای این سازمان ایجاد کنه

526
00:44:06,810 --> 00:44:09,605
‫می‌دونید کی مسئول این حمله‌ست؟
