﻿1
00:00:02,502 --> 00:00:03,878
دیگه اون آدم سابق نیستی

2
00:00:03,878 --> 00:00:07,257
‫باهات که حرف می‌زنم
‫فکرت جای دیگه‌ست

3
00:00:07,257 --> 00:00:08,842
‫خواب درست درمونی نداری

4
00:00:08,842 --> 00:00:10,802
می‌خوام بدونم چی عوض شده مگه؟

5
00:00:10,802 --> 00:00:12,178
‫نمی‌دونم

6
00:00:12,178 --> 00:00:14,097
‫یه‌ چیزی سرجاش نیست

7
00:00:17,600 --> 00:00:19,102
‫می‌خوای اسمتو بهم بگی؟

8
00:00:22,313 --> 00:00:23,481
‫پیدام کردن

9
00:00:23,481 --> 00:00:25,400
‫مطمئنی کار اون‌ها بود؟

10
00:00:25,400 --> 00:00:26,985
‫این مسئله شوخی‌بردار نیست

11
00:00:26,985 --> 00:00:29,446
‫دلم می‌خواد نقش پررنگ‌تری توی زندگیت

12
00:00:29,446 --> 00:00:30,739
‫داشته باشم

13
00:00:30,739 --> 00:00:33,199
‫اوضاع تغییر کرده، زوئی

14
00:00:33,199 --> 00:00:34,784
‫نمی‌دونم به کی میشه اعتماد کرد

15
00:00:34,784 --> 00:00:36,578
‫جناب معاون هارپر؟

16
00:00:36,578 --> 00:00:38,121
‫- هارپر هستم
‫- جولای سال ۱۹۸۷،

17
00:00:38,121 --> 00:00:40,123
‫یکی از افرادت توی تورخم مفقود شد

18
00:00:40,123 --> 00:00:42,417
‫فهمیدی کی رو میگم؟

19
00:00:42,417 --> 00:00:45,211
‫این داستان ۳۰ ساله که
‫مثل یه راز توی سینه‌ام مونده،

20
00:00:45,211 --> 00:00:46,463
‫قصدم هم این بوده که فاش نشه

21
00:00:46,463 --> 00:00:48,715
‫بدترین حالتش اینجاست

22
00:00:48,715 --> 00:00:50,842
‫که فراز همزاد می‌خواد دوباره ببینتت و

23
00:00:50,842 --> 00:00:53,053
‫یکی از دولتی‌های آمریکا رو متقاعد کرده

24
00:00:53,053 --> 00:00:54,888
‫که عملیش کنه

25
00:00:54,888 --> 00:00:57,057
‫قراره که دخترت هم قاتی این ماجرا بشه

26
00:00:57,057 --> 00:01:00,435
‫توی حمله‌ی شوروی،
‫فراز همزاد یکی از فرماندهان

27
00:01:00,435 --> 00:01:01,519
‫جنگی افغانستان بود

28
00:01:01,519 --> 00:01:03,229
‫توی دارودسته‌اش یکی رو داشت که

29
00:01:03,229 --> 00:01:04,272
‫باعث زهره‌ ترک شدن

30
00:01:04,272 --> 00:01:05,565
‫تک‌تک آدم‌های اونجا شده بود

31
00:01:05,565 --> 00:01:08,151
‫بهش می‌گفتن باباگورگوری

32
00:01:08,151 --> 00:01:11,446
‫سر زبون‌ها افتاده که
‫باباگورگوری همون دن چیسـه

33
00:01:11,446 --> 00:01:13,782
‫از روس‌ها شنیدم که فهمیدن

34
00:01:13,782 --> 00:01:16,576
‫یه گروه از معدنچی‌های خارجی اینجان

35
00:01:16,576 --> 00:01:17,577
‫این معدنچی‌ها

36
00:01:17,577 --> 00:01:19,621
ذخایر معدنی‌ای پیدا کردن که

37
00:01:19,621 --> 00:01:21,998
‫ارزششون وصف‌ناپذیره

38
00:01:21,998 --> 00:01:25,210
‫همون معدن باعث میشه فراز همزاد
‫رئیس‌جمهور بعدی افغانستان بشه

39
00:01:25,210 --> 00:01:26,753
‫بخاطر همینه که نمی‌تونم بهش بگم

40
00:01:26,753 --> 00:01:28,588
‫چیس با موکل‌تون و

41
00:01:28,588 --> 00:01:32,258
‫همسر اول موکل‌تون رابطه داشته

42
00:01:32,258 --> 00:01:34,219
‫اسمش بلور دادفر بود

43
00:01:34,219 --> 00:01:36,930
‫کم‌کم بهم مشکوک شد و

44
00:01:36,930 --> 00:01:38,723
‫اگه الان ترکش کنم، ‫متوجه میشه

45
00:01:38,723 --> 00:01:40,725
می‌دونه من همچین آدمی نیستم

46
00:01:40,725 --> 00:01:43,812
‫تو یا آنجلا؟

47
00:01:43,812 --> 00:01:46,272
‫دیگه نمی‌تونم فرق‌شون رو تشخیص بدم

48
00:01:46,272 --> 00:01:47,899
‫یه دختر بهت دادم

49
00:01:47,899 --> 00:01:51,653
‫اگه دیگه خبری از آنجلا آدامز نشد،

50
00:01:51,653 --> 00:01:53,446
‫میشه همه‌ی تقصیرها رو گردن اون انداخت

51
00:01:53,446 --> 00:01:54,656
‫دخترم کجاست؟

52
00:01:54,656 --> 00:01:56,282
‫خبر دارم که پیش تو بود

53
00:01:56,282 --> 00:01:57,283
‫الان کجاست؟

54
00:01:57,283 --> 00:01:58,451
‫گرفتنش

55
00:01:58,451 --> 00:02:00,370
‫قراره بریم نجاتش بدیم

56
00:02:00,370 --> 00:02:02,455
‫ببین، فراز همزاد
‫دستش به هرچیزی که بخواد می‌رسه

57
00:02:02,455 --> 00:02:03,748
تو این مورد، دنبال توئـه

58
00:02:03,748 --> 00:02:05,166
‫این دیگه چی می‌گه؟

59
00:02:05,166 --> 00:02:06,751
‫وای، برو عقب، دنده عقب بگیر

60
00:02:06,751 --> 00:02:09,879
‫بهت گفته بودم کلک همزاد رو بکَنی،

61
00:02:09,879 --> 00:02:11,673
‫گفته بودم دست از سرت برنمی‌داره،

62
00:02:11,673 --> 00:02:12,924
‫ولی باز هم کار خودتو کردی

63
00:02:12,924 --> 00:02:15,677
‫هیچوقت بهت نگفتم
‫اون شب چه اتفاقی افتاد

64
00:02:15,677 --> 00:02:17,470
‫کشتنش عین آب خوردن بود،

65
00:02:17,470 --> 00:02:18,471
‫همونطوری که بهت گفته بودم

66
00:02:18,471 --> 00:02:20,390
اما ‫نتونستم

67
00:02:20,390 --> 00:02:23,143
‫نتونستم جلوی چشم دخترش بکشمش

68
00:02:23,143 --> 00:02:25,770
‫وقتی خیلی کوچولو بودی،

69
00:02:25,770 --> 00:02:27,689
‫همیشه خیال می‌کردم چیزی نیست

70
00:02:27,689 --> 00:02:30,358
‫که بتونه ما رو از هم دور کنه

71
00:02:30,358 --> 00:02:31,985
‫بعدش بردنت یه جای خیلی دور،

72
00:02:31,985 --> 00:02:36,072
‫اون‌موقع تصمیم گرفتم که

73
00:02:36,072 --> 00:02:38,408
‫فکر کنم مُردی

74
00:02:38,950 --> 00:02:39,951
‫پروانه برگشت خونه

75
00:02:46,457 --> 00:02:51,087
‫کارمون به هرجا که کشیده بشه،
‫پشت همدیگه رو خالی نمی‌کنیم

76
00:03:44,265 --> 00:03:46,559
‫چقدر خوابیدم؟

77
00:03:46,559 --> 00:03:48,519
‫کم

78
00:03:51,314 --> 00:03:52,982
‫تا مرز چقدر مونده؟

79
00:03:52,982 --> 00:03:54,984
‫کم

80
00:03:56,069 --> 00:03:57,362
‫آهان

81
00:03:57,362 --> 00:03:59,656
‫پاستیل؟ داشتی...

82
00:04:01,074 --> 00:04:03,743
‫داشتی یه چیزهایی درمورد...

83
00:04:04,619 --> 00:04:06,454
‫خواب دیدم؟

84
00:04:06,454 --> 00:04:08,581
‫پاستیل

85
00:04:09,582 --> 00:04:10,917
‫اسمِ...

86
00:04:10,917 --> 00:04:12,126
‫تیم فوتبالش بود

87
00:04:12,126 --> 00:04:13,795
‫- آره
‫- صحیح

88
00:04:14,587 --> 00:04:16,047
‫آره، داشتی می‌گفتی

89
00:04:16,047 --> 00:04:19,634
‫اصلاً رابطه‌ی خوبی با ورزش نداشت

90
00:04:19,634 --> 00:04:21,094
‫ولی یه صبح که از خواب بیدار شد

91
00:04:21,094 --> 00:04:22,679
‫دیدیم یهو از این رو به اون رو شده

92
00:04:23,513 --> 00:04:26,057
‫- چند سالش بود؟
‫- نُه

93
00:04:27,684 --> 00:04:29,644
‫نُه سالش بود

94
00:04:29,644 --> 00:04:31,688
‫برات عجیب بود؟

95
00:04:31,688 --> 00:04:34,190
‫- اینکه اینطوری غافلگیرت کرد؟
‫- هارولد...

96
00:04:34,190 --> 00:04:35,566
‫چیه؟

97
00:04:35,566 --> 00:04:37,944
‫وقتشه که خاطره‌بازی رو بذاریم واسه بعد

98
00:04:37,944 --> 00:04:41,614
‫چیزی نمونده که اوضاع جدی بشه.
‫حواست رو جمع کن.

99
00:04:41,614 --> 00:04:43,825
‫خاطرات هم مهم‌ان

100
00:04:43,825 --> 00:04:48,079
‫وقتی دیدیمش،
‫می‌خوام بشه که بهش بگم

101
00:04:48,079 --> 00:04:50,707
‫چقدر تلاش کردیم تا سر از همه‌چی دربیاریم

102
00:04:50,707 --> 00:04:51,958
‫می‌خوام بدونه که

103
00:04:51,958 --> 00:04:54,252
‫چقدر سعی کردیم درکش کنیم،

104
00:04:54,252 --> 00:04:55,920
‫همه‌چیزش رو،

105
00:04:55,920 --> 00:04:59,924
‫حتی چیزهایی که نمی‌تونه تصور کنه
‫ما قادر به هضم‌شون هستیم

106
00:04:59,924 --> 00:05:03,845
‫این خاطرات راهی‌ان که بتونیم
‫همه‌ی تکه‌ها رو به همدیگه بچسبونیم

107
00:05:07,724 --> 00:05:09,934
‫بریم ببینیم آدمت می‌تونه

108
00:05:09,934 --> 00:05:12,603
‫درست‌وحسابی به یه مرزبان رشوه بده یا نه

109
00:05:12,603 --> 00:05:15,315
‫اسمش حمیده.
‫بعدشم آدم من نیست.

110
00:05:15,315 --> 00:05:16,983
‫ببین، ما باهم توافق کردیم

111
00:05:16,983 --> 00:05:19,068
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫- نه که خودت

112
00:05:19,068 --> 00:05:20,945
فکر بهتری ‫هم داشتی

113
00:05:46,512 --> 00:05:48,931
‫به افغانستان خوش اومدی

114
00:06:10,453 --> 00:06:12,538
‫این حس نیازت برای درک همه‌چیز

115
00:06:12,538 --> 00:06:14,207
معضلـه

116
00:06:14,207 --> 00:06:15,708
‫جان؟

117
00:06:16,376 --> 00:06:19,545
‫از مرز رد شدیم

118
00:06:19,545 --> 00:06:22,673
‫اون طرف مرز، هرچی جلوتر بریم و

119
00:06:22,673 --> 00:06:24,217
‫بهش نزدیک‌تر بشیم،

120
00:06:24,217 --> 00:06:26,886
‫هضم کردن جریانات سخت‌تر میشه

121
00:06:26,886 --> 00:06:28,346
‫خب، اگه برای هرچیزی که می‌خوای

122
00:06:28,346 --> 00:06:30,181
‫درک کنی، تلاش کنی،
‫به نتیجه می‌رسی

123
00:06:30,181 --> 00:06:31,599
‫برای ما صدق نمی‌کنه، اون هم اینجا

124
00:06:31,599 --> 00:06:35,395
‫منظورم رو بد متوجه نشی ها

125
00:06:36,562 --> 00:06:40,400
‫اما اینطوری که حرف می‌زنی
‫ته دلم خالی میشه

126
00:06:40,400 --> 00:06:43,236
‫- چطوری؟
‫- مثل پلیس‌ها

127
00:06:43,236 --> 00:06:44,570
‫وای، خدا به دور

128
00:06:44,570 --> 00:06:47,365
‫نیازی نیست سر از چیزی دربیاریم

129
00:06:47,365 --> 00:06:49,575
‫نیومدیم پرونده‌ی جنایی حل کنیم که

130
00:06:49,575 --> 00:06:54,747
‫الان سه هفته‌ست که امیلی رو تصاحب کرده

131
00:06:54,747 --> 00:06:58,251
‫لعنتی سه هفته طول کشید تا برسیم اینجا

132
00:06:58,251 --> 00:07:00,461
‫الان تنها دغدغه‌مون اینه که در سریع‌ترین

133
00:07:00,461 --> 00:07:02,672
‫زمان ممکن پیداش کنیم و
‫از اینجا ببریمش

134
00:07:02,672 --> 00:07:04,924
‫توروخدا بگو که متوجه شدی

135
00:07:04,924 --> 00:07:07,093
‫البته

136
00:08:32,595 --> 00:08:34,847
‫- ای داد بی‌داد
‫- آدمت، حمید

137
00:08:34,847 --> 00:08:37,975
‫- گفتم آدم من نیست
‫- تنها کسی که مقصدمون رو

138
00:08:37,975 --> 00:08:39,185
‫بلد بود، همین حمید بود

139
00:08:39,185 --> 00:08:41,270
‫وایسا ببینم. صبر کن، نه!

140
00:08:41,270 --> 00:08:44,065
پس کارمون دراومد

141
00:08:46,192 --> 00:08:48,194
‫احتمالاً قاچاقچی مواد مخدرن

142
00:08:48,194 --> 00:08:51,948
‫به بارهایی که از مرز رد میشن دستبرد می‌زنن

143
00:08:51,948 --> 00:08:54,742
‫بیا برگردیم سر مشکل خودمون،

144
00:08:54,742 --> 00:08:56,953
‫اینکه روح‌مون هم خبر نداره مقصدمون کجاست

145
00:08:56,953 --> 00:08:58,746
‫باید بهش زنگ بزنی

146
00:08:58,746 --> 00:09:00,915
‫نمی‌تونم

147
00:09:01,707 --> 00:09:04,877
‫واسطه‌ی توئـه.
‫خودش این نقشه رو کشیده.

148
00:09:04,877 --> 00:09:08,339
‫اگه نقشه باشه،
‫باید بهش خبر بدی

149
00:09:09,257 --> 00:09:12,343
‫کمکی از دستش برنمیاد

150
00:09:27,858 --> 00:09:31,279
‫انقدر بدون هماهنگی با من،
‫به این و اون شلیک نکن

151
00:09:31,279 --> 00:09:33,072
‫بسه انقدر خیال کردی می‌تونی فکرم رو بخونی و

152
00:09:33,072 --> 00:09:36,200
هی افکار خودت رو بهم بقبولونی

153
00:09:36,200 --> 00:09:38,786
‫ببین، حالا به هر طریقی تا اینجا

154
00:09:38,786 --> 00:09:40,413
‫با خوبی و خوشی رسیدیم

155
00:09:40,413 --> 00:09:41,956
‫دیگه خیلی نمونده

156
00:09:41,956 --> 00:09:44,542
‫بیا الان همه‌چی رو به چوخ ندیم

157
00:09:44,542 --> 00:09:47,336
‫قبلاً هم همچین کاری کردیم دیگه؟

158
00:09:47,336 --> 00:09:50,756
‫شاید خیلی وقت پیش بود،
‫اما به هر حال سرهم آوردیمش

159
00:09:50,756 --> 00:09:52,883
‫دل به دریا زدیم، هوای همدیگه رو داشتیم و

160
00:09:52,883 --> 00:09:55,052
‫به نتیجه رسیدیم،
‫خیلی خوب هم تمومش کردیم

161
00:09:55,052 --> 00:09:56,637
‫فقط نباید اینو یادمون بره

162
00:09:58,556 --> 00:10:00,850
‫یه مقصد تعیین شده

163
00:10:03,561 --> 00:10:05,646
‫معقولـه فرض رو بر این بذاریم
‫اینجا همون جاییه که

164
00:10:05,646 --> 00:10:06,856
‫قراره واسطه‌مون توی

165
00:10:06,856 --> 00:10:08,441
جنبش مقاومت رو ببینیم

166
00:10:10,318 --> 00:10:12,486
‫قبلاً اینجا رو مثل کف دست می‌شناختی

167
00:10:13,988 --> 00:10:16,490
‫می‌دونی چطوری باید بریم اونجا؟

168
00:10:17,450 --> 00:10:20,286
‫توی ذهنت اینطوری نقش بسته؟

169
00:10:20,286 --> 00:10:23,247
‫که همه‌چی گل و بلبل بوده؟

170
00:10:25,958 --> 00:10:28,836
میشه حومه‌ی همین دره‌

171
00:10:28,836 --> 00:10:30,212
‫بلدم تا اونجا بریم

172
00:10:30,212 --> 00:10:31,964
‫مشکل اصلی اینه که چطوری بدون حمید،

173
00:10:31,964 --> 00:10:34,091
طرف حساب‌مون رو پیدا کنیم؟

174
00:10:36,636 --> 00:10:38,596
‫ای بر پدرت

175
00:10:40,056 --> 00:10:41,641
‫لطفاً بهش زنگ بزن

176
00:10:42,350 --> 00:10:44,685
‫من بهش زنگ نمی‌زنم

177
00:11:22,973 --> 00:11:25,518
‫زده به چپ بپیچ

178
00:11:41,534 --> 00:11:44,495
‫خیلی‌خب، کدوم قبرستونی داریم میریم؟

179
00:11:46,372 --> 00:11:47,998
‫اگه نمی‌دونی، بگو نمی‌دونم

180
00:11:47,998 --> 00:11:49,583
‫می‌دونم کجا داریم میریم

181
00:11:49,583 --> 00:11:52,378
آخه این گوشی که نشون میده
حرفت حرفِ مفتـه

182
00:11:53,546 --> 00:11:56,841
‫حالا خالی شدی؟

183
00:12:00,761 --> 00:12:02,221
‫دیدِ من اینجوریه،

184
00:12:02,221 --> 00:12:04,390
‫- البته اگه برات سواله
‫- چجوری؟

185
00:12:04,390 --> 00:12:06,392
‫پُر از شک و تردید

186
00:12:06,392 --> 00:12:09,437
‫بی‌اعتمادی به همدیگه

187
00:12:09,437 --> 00:12:11,814
‫هیچوقت به اون اندازه که
‫تو فکر می‌کردی احمقم، احمق نبودم

188
00:12:11,814 --> 00:12:13,441
‫هیچوقت به چشم من احمق نبودی

189
00:12:13,441 --> 00:12:16,068
‫هیچوقت اونقدر بی‌ملاحظه و
‫بی‌مسئولیت نبودم

190
00:12:16,068 --> 00:12:17,778
‫اصلاً اونقدر...

191
00:12:17,778 --> 00:12:19,989
‫نمی‌دونم، اون طرز فکرت درمورد من

192
00:12:19,989 --> 00:12:23,117
‫هرچی که بود، من اونطوری نبودم

193
00:12:31,250 --> 00:12:35,755
‫اگه یکی از آدم‌های جنبش مقاومت بودم و
‫می‌خواستم جلب توجه نکنم...

194
00:12:37,673 --> 00:12:38,674
‫یک‌راست می‌اومدم اینجا

195
00:12:38,674 --> 00:12:40,718
‫چندین ساله پاتو اینجا نذاشتی

196
00:12:40,718 --> 00:12:42,386
‫چطوری فهمیدی اونجاست؟

197
00:12:42,386 --> 00:12:43,763
‫خب، گمونم تغییر کردن اینجا

198
00:12:43,763 --> 00:12:46,515
به زمان بیشتری نیاز داره

199
00:14:08,931 --> 00:14:13,310
‫جانی

200
00:14:32,413 --> 00:14:34,373
‫فرمانده عبدل نظری منو فرستاده

201
00:14:37,001 --> 00:14:38,586
‫حمید کجاست؟

202
00:14:45,467 --> 00:14:49,388
‫توی جاده بهمون حمله کردن. مُرده

203
00:14:50,806 --> 00:14:53,309
‫یه خانمی رو ربودن

204
00:14:53,309 --> 00:14:55,936
‫بهمون اطمینان خاطر داد که
‫فرمانده و افرادِش

205
00:14:55,936 --> 00:14:58,230
‫توی پیدا کردنش کمک‌مون می‌کنن

206
00:14:58,230 --> 00:15:00,524
‫ما مزدور نیستیم

207
00:15:00,524 --> 00:15:04,570
‫فراز همزاد کسیـه که اون زن رو ربوده

208
00:15:16,832 --> 00:15:17,708
‫ولشون کنید

209
00:15:17,791 --> 00:15:18,709
‫برید کنار

210
00:15:19,209 --> 00:15:20,127
‫برید کنار

211
00:15:23,339 --> 00:15:26,091
‫دیگه مزاحم‌تون نمیشن

212
00:15:26,508 --> 00:15:28,218
‫اسم من عمره

213
00:15:28,218 --> 00:15:30,679
‫خیلی حرف‌ها واسه گفتن داریم،

214
00:15:30,679 --> 00:15:32,014
‫اما باید محتاط باشیم

215
00:15:32,014 --> 00:15:33,933
‫طالبان همه‌جا جاسوس داره

216
00:15:35,017 --> 00:15:36,769
‫بفرمایید

217
00:15:37,728 --> 00:15:40,731
‫ما یکی از آخرین یگان‌هایی هستیم که
‫توی این قسمت از دره

218
00:15:40,731 --> 00:15:45,194
‫درمقابل حکومت ایستادگی می‌کنیم

219
00:15:45,194 --> 00:15:49,949
‫تعدادمون کمه اما... جاسوس هم داریم

220
00:15:51,825 --> 00:15:54,203
‫چند روزیه که شایعه شده

221
00:15:54,203 --> 00:15:59,249
‫فراز همزاد یه مأمور فدرال رو

222
00:15:59,249 --> 00:16:01,043
‫ربوده

223
00:16:01,043 --> 00:16:06,548
‫همه هم انتظار داشتن واشنگتن یه حرکتی بزنه

224
00:16:06,548 --> 00:16:09,635
‫اما چندین هفته گذشت و خبری نشد

225
00:16:12,554 --> 00:16:14,264
حرکت‌شون شما دونفرید؟

226
00:16:15,057 --> 00:16:17,851
‫- داستانش مفصله
‫- مشخصه

227
00:16:19,687 --> 00:16:23,774
‫دست پلیس فدرال بسته‌ست

228
00:16:23,774 --> 00:16:24,942
‫اما...

229
00:16:25,985 --> 00:16:30,072
‫گوش کن،
‫این دوست‌مون که ترتیب این ملاقات رو داده

230
00:16:30,072 --> 00:16:33,283
‫در ازای کمک‌تون به ما،
‫قول داده پول هنگفتی

231
00:16:33,283 --> 00:16:36,912
‫به گروه‌تون بپردازه

232
00:16:37,871 --> 00:16:41,709
‫شنیدیم چوب لا چرخ تشکیلات همزاد کردن

233
00:16:41,709 --> 00:16:44,086
‫براتون کار سختی نیست

234
00:16:45,254 --> 00:16:47,256
‫این چوب تا کجای چرخش میره؟

235
00:16:47,256 --> 00:16:50,759
‫از هم می‌پاشوندش

236
00:16:58,183 --> 00:17:01,437
‫- چی لازم دارید؟
‫- حمل و نقل توی دره

237
00:17:01,437 --> 00:17:02,980
‫آذوقه

238
00:17:02,980 --> 00:17:05,315
‫یکی دو روز روستاشون رو زیرنظر می‌گیریم و
‫نقشه می‌کشیم

239
00:17:05,315 --> 00:17:06,734
‫بعدش هم وارد عمل می‌شیم

240
00:17:06,734 --> 00:17:09,862
‫با ۲۰‏ تا مرد و سلاح سبک
‫سر و ته‌اش رو هم میاریم

241
00:17:09,862 --> 00:17:12,698
‫براتون مقدوره؟

242
00:17:12,698 --> 00:17:15,659
‫پاییدن روستا کار یکی دو روز نیست

243
00:17:15,659 --> 00:17:17,494
‫نمی‌تونیم معطل کنیم

244
00:17:17,494 --> 00:17:21,206
‫کسی رو نمی‌شناسم که تا حالا
‫پاش به داخل اردوگاهش باز شده باشه

245
00:17:21,206 --> 00:17:23,625
‫گویا شبکه‌ای مخفی از معابر زیرزمینی دارن

246
00:17:23,625 --> 00:17:25,627
‫چندین هفته وقت واسه نقشه کشیدن لازمه

247
00:17:25,627 --> 00:17:27,880
‫یکی دو روز

248
00:17:27,880 --> 00:17:30,799
‫باقیش رو بسپرید به ما

249
00:17:35,596 --> 00:17:38,766
‫کمک‌مون می‌کنید یا نه؟

250
00:17:48,609 --> 00:17:50,360
‫یه زمانی قهرمانِ

251
00:17:50,360 --> 00:17:54,073
‫زندگی پدران‌مون بود

252
00:17:55,157 --> 00:17:56,658
‫همچنین دوستانم

253
00:17:56,658 --> 00:17:58,243
‫فراز همزاد همیشه به چشم ما

254
00:17:58,243 --> 00:18:02,539
‫هیولایی بود که تو قعر شبِ
‫این دره کمین می‌کرد

255
00:18:02,539 --> 00:18:05,667
یه مرد مُسنِ جوشی
که نباید جلو راهش سبز می‌شدیم

256
00:18:07,503 --> 00:18:10,589
‫اما وقتی که طالبان در رأس امور قرار گرفتن،

257
00:18:10,589 --> 00:18:13,342
‫همه‌ی فرماندهان جنبش مقاومت
‫رفتن سراغش،

258
00:18:13,342 --> 00:18:16,845
‫ازش خواهش کردن برای حفظ ‫آزادی
پنجشیر رهبری مبارزه رو به‌عهده بگیره

259
00:18:16,845 --> 00:18:20,724
‫که به حکایت‌ها جامه‌ی عمل بپوشونه و
‫بهشون تحقق ببخشه

260
00:18:22,184 --> 00:18:23,685
‫امتناع کرد

261
00:18:25,104 --> 00:18:26,188
‫چرا؟

262
00:18:26,188 --> 00:18:28,899
‫کاشف به عمل اومد

263
00:18:28,899 --> 00:18:32,694
‫با حکومت سَر و سِری داره

264
00:18:32,694 --> 00:18:34,196
‫چنان سَر و سِری که

265
00:18:34,196 --> 00:18:36,657
‫حاضره بخاطرش پنجشیر رو به زانو دربیاره

266
00:18:36,657 --> 00:18:38,617
‫اما از اونو دستش نده

267
00:18:38,617 --> 00:18:40,744
‫کارش با حکومت چیه؟

268
00:18:42,538 --> 00:18:44,665
‫جالبه که می‌پرسی

269
00:19:00,430 --> 00:19:02,099
‫همه اعتقاد دارن که اینجا

270
00:19:02,099 --> 00:19:05,727
‫یکی از بزرگ‌ترین انباشته‌های لیتیوم دنیاست

271
00:19:06,562 --> 00:19:09,189
‫معدن ماهشهر

272
00:19:10,232 --> 00:19:12,234
‫فراز همزاد پیداش کرد

273
00:19:12,234 --> 00:19:13,527
‫کنترلش می‌کنه و

274
00:19:13,527 --> 00:19:15,320
‫می‌خواد استخراجش کنه

275
00:19:15,320 --> 00:19:18,866
‫یکی از آدم‌هاییه که هم‌دست شدنش
‫با طالبان واقعاً غیرمنتظره بوده

276
00:19:18,866 --> 00:19:22,077
‫همزاد هم‌دست طالبان نیست

277
00:19:22,077 --> 00:19:23,912
‫زمان جنگ، تقریباً به همون اندازه که
‫از روس‌ها بیزار بود

278
00:19:23,912 --> 00:19:27,332
‫از طالبان‌ هم نفرت داشت

279
00:19:27,332 --> 00:19:28,792
‫بله

280
00:19:28,792 --> 00:19:31,253
‫پس چقدر سرمایه توی دل این زمینـه

281
00:19:31,253 --> 00:19:34,590
‫که تونسته اینجوری دوتا
‫دشمن دیرینه رو با هم هم‌پیمان کنه؟

282
00:19:40,012 --> 00:19:42,097
‫یعنی اونجا چقدر سرمایه مدفونه

283
00:19:42,097 --> 00:19:45,726
‫که هیچکس حتی حاضر نیست
‫چیزی به زبون بیاره؟

284
00:19:45,726 --> 00:19:47,644
‫جزئیات این معدن جزو اسرار دولتیـه

285
00:19:47,644 --> 00:19:49,938
‫همزاد به چه کاریشون میاد؟

286
00:19:49,938 --> 00:19:51,398
‫چرا خود طالبان نمیان و

287
00:19:51,398 --> 00:19:52,816
‫تصاحبش نمی‌کنن؟

288
00:19:52,816 --> 00:19:55,527
‫چون دولت‌تون تحریم‌شون کرده

289
00:19:57,112 --> 00:20:00,073
‫طالبان و هرکسی که اینجا می‌شناسن

290
00:20:00,073 --> 00:20:01,950
‫هرکسی

291
00:20:03,410 --> 00:20:05,204
‫به جز فراز همزاد

292
00:20:05,204 --> 00:20:08,457
‫به دلایلی که هیچکس نمی‌تونه توجیه کنه،

293
00:20:08,457 --> 00:20:10,834
‫اسمش توی هیچکدوم از
‫اون فهرست‌ها نبود

294
00:20:10,834 --> 00:20:13,295
‫پس یه واسطه‌ست

295
00:20:13,295 --> 00:20:15,797
‫جزء لاینفکه و

296
00:20:15,797 --> 00:20:20,928
‫همین باعث میشه که
‫دشمن قَدَری به حساب بیاد

297
00:20:20,928 --> 00:20:24,181
‫دوستانت از مقابله باهاش هراس دارن؟

298
00:20:27,226 --> 00:20:28,477
‫ما نه

299
00:20:28,477 --> 00:20:30,729
‫صرفاً می‌خوام قبل از هرگونه اقدامی

300
00:20:30,729 --> 00:20:32,481
‫مطمئن بشم شما جرئتش رو دارید

301
00:20:33,398 --> 00:20:35,651
‫می‌خوام بدونید که اگه ادامه بدید

302
00:20:35,651 --> 00:20:38,862
‫طرف حساب‌تون چجور آدمیه

303
00:20:41,114 --> 00:20:44,701
‫از این جلوتر بریم،
‫وارد قلمروش می‌شیم

304
00:20:45,744 --> 00:20:47,996
‫هرچی پیش‌تر بریم...

305
00:20:47,996 --> 00:20:50,165
‫حضورش بیشتر احساس میشه

306
00:20:50,165 --> 00:20:51,625
‫نفوذش بالاتر میره و

307
00:20:51,625 --> 00:20:53,835
‫به مراتب، برگشت هم سخت‌تر میشه

308
00:20:53,835 --> 00:20:56,672
‫بدون اون دختر برنمی‌گردیم

309
00:20:58,757 --> 00:21:01,802
‫این خانمی که انقدر براتون مهمه...

310
00:21:03,512 --> 00:21:06,682
‫برای همزاد هم اهمیت بالایی داره

311
00:21:09,017 --> 00:21:12,562
‫کسیـه که هیچکس حاضر نیست
‫بهش اشاره‌ای بکنه

312
00:21:12,562 --> 00:21:15,023
قطعاً داستان دور و درازی پشتشه

313
00:21:17,651 --> 00:21:20,445
‫خب، بی‌صبرانه مشتاق دیدنشم

314
00:21:47,889 --> 00:21:51,393
‫شخصیت‌های جدیدمون رو
‫چی قراره خطاب کنیم؟

315
00:21:54,396 --> 00:21:56,690
‫من بیشتر نگران اینم که

316
00:21:56,690 --> 00:21:59,026
‫قراره چی به همدیگه بگیم

317
00:22:01,945 --> 00:22:04,323
‫اینکه چی قراره بهش بگیم

318
00:22:13,665 --> 00:22:16,918
‫هیچی بهش نمی‌گیم

319
00:22:17,919 --> 00:22:20,213
‫از جای خاصی نیومده

320
00:22:21,506 --> 00:22:23,925
آمال و آرزوهاش همینجاست، درسته؟

321
00:22:23,925 --> 00:22:27,637
‫با صرف نظر از گذشته،
‫آینده‌ی خودش رو می‌سازه

322
00:22:28,638 --> 00:22:30,390
‫آره

323
00:22:32,059 --> 00:22:34,269
‫زندگیش همینطوری پیش میره

324
00:22:35,228 --> 00:22:39,232
‫ما همچین فرصتی رو در اختیارش میذاریم

325
00:22:43,820 --> 00:22:46,114
‫از من می‌ترسه

326
00:22:48,325 --> 00:22:50,077
‫آره

327
00:22:51,703 --> 00:22:53,622
‫اما روز به روز کم‌رنگ‌تر میشه

328
00:22:58,835 --> 00:23:00,962
‫خب...

329
00:23:00,962 --> 00:23:03,632
‫بهش بگیم من کی‌ام؟

330
00:23:06,051 --> 00:23:08,345
‫تو میشی پدرش

331
00:23:09,805 --> 00:23:12,099
‫تنها پدری که داشته

332
00:23:26,988 --> 00:23:28,615
‫آره

333
00:23:29,991 --> 00:23:32,119
‫آره

334
00:23:33,995 --> 00:23:36,331
‫باید یه قولی بهم بدی

335
00:23:37,290 --> 00:23:39,418
‫هیچوقت نباید اسمش رو بشنوه

336
00:23:39,418 --> 00:23:44,506
‫نباید سر سوزنی از فراز همزاد بدونه

337
00:23:44,506 --> 00:23:46,341
‫قول میدم

338
00:23:47,092 --> 00:23:48,593
‫حتماً میاد دنبالش

339
00:23:48,593 --> 00:23:51,304
‫به هیچ وجه من‌الوجوه
‫نباید دستش بهش برسه

340
00:23:51,304 --> 00:23:53,932
‫وگرنه تو بد مخمصه‌ای میفته

341
00:23:53,932 --> 00:23:56,143
‫نمیذارم این اتفاق بیفته

342
00:23:59,938 --> 00:24:01,940
‫قول میدم

343
00:24:04,025 --> 00:24:05,652
‫هی

344
00:24:07,279 --> 00:24:08,488
‫هی

345
00:24:11,783 --> 00:24:14,619
‫چیه؟ من خوبم. چی شده؟

346
00:24:18,206 --> 00:24:21,042
‫نمی‌دونم الان تو چه وضعیتیـه...

347
00:24:22,043 --> 00:24:24,504
‫...اما این هم نمی‌دونم
‫که چه توفیری به حالش داره

348
00:24:24,504 --> 00:24:28,216
‫اگه ما وانمود کنیم که
‫نگران چیزی نیستیم

349
00:24:29,259 --> 00:24:32,471
‫گوش کن

350
00:24:32,471 --> 00:24:34,306
‫چته؟

351
00:24:34,306 --> 00:24:36,558
باز ‫می‌خوای توقف کنیم؟

352
00:24:36,558 --> 00:24:38,393
‫آره. تو چی؟

353
00:24:39,394 --> 00:24:41,521
‫نه راستش

354
00:24:42,481 --> 00:24:44,566
‫خیلی‌خب، صبوری می‌کنم

355
00:24:45,358 --> 00:24:48,570
‫دلیلی نداره انقدر زود دوباره توقف کنیم

356
00:24:52,073 --> 00:24:55,035
‫وای، گند زدم توش

357
00:24:55,035 --> 00:24:56,536
‫توقف می‌کنیم!

358
00:24:59,956 --> 00:25:01,041
‫دوباره؟

359
00:25:01,041 --> 00:25:03,543
‫دست رو دلم نذار که خونه

360
00:25:10,300 --> 00:25:12,928
‫با یه همچین همراهی می‌خوای پیش بری؟

361
00:25:12,928 --> 00:25:14,930
‫آره

362
00:25:17,265 --> 00:25:19,559
‫گمونم دلایل خودت رو داری اما...

363
00:25:21,269 --> 00:25:23,063
‫این کاره نیست

364
00:25:23,063 --> 00:25:25,774
‫لاأقل نه به اندازه‌ی تو

365
00:25:25,774 --> 00:25:28,109
‫آهان، اون‌وقت چطوری من این کاره‌ام؟

366
00:25:28,109 --> 00:25:31,988
‫مطمئن نیستم اما... اینکاره‌ای

367
00:25:34,282 --> 00:25:37,369
‫- میشه یه سوالی بپرسم؟
‫- چی؟

368
00:25:37,369 --> 00:25:39,746
‫تو همزاد رو می‌شناسی

369
00:25:39,746 --> 00:25:42,999
‫فکر کنم قبلاً وارد اردوگاهش شدی

370
00:25:43,833 --> 00:25:46,920
‫یه ارتباطی با همدیگه دارید،

371
00:25:46,920 --> 00:25:48,630
‫مگه نه؟

372
00:25:55,470 --> 00:25:57,389
‫از بین تموم داستان‌هایی که
‫درموردش شنیدم و

373
00:25:57,389 --> 00:26:01,476
‫باورشون برام سخت بوده،
‫یکیش درمورد یه آمریکاییـه

374
00:26:01,476 --> 00:26:06,606
‫که مخفیانه براش در مقابل روس‌ها جنگیده

375
00:26:06,606 --> 00:26:10,819
‫یه آشوبگر مرگبار که حاضره بی‌چون‌وچرا
‫به اسم اربابش دست به هر نوع

376
00:26:10,819 --> 00:26:13,655
‫عمل وحشیانه‌ای بزنه

377
00:26:13,655 --> 00:26:15,323
‫به قدری به هم نزدیک‌ان

378
00:26:15,323 --> 00:26:17,659
‫که شنیدم کافیه همزاد فکری به ذهنش خطور کنه

379
00:26:17,659 --> 00:26:21,371
‫تا این هیولا بدون لحظه‌ای تردید قدم برداره

380
00:26:23,248 --> 00:26:25,750
‫یه اسمی هم براش گذاشته بودن

381
00:26:25,750 --> 00:26:28,461
‫بهش می‌گفتن...

382
00:26:28,461 --> 00:26:30,589
‫باباگورگوری

383
00:26:33,925 --> 00:26:36,344
‫داستانش واقعیـه؟

384
00:26:39,681 --> 00:26:42,142
‫تو همون هیولایی؟

385
00:26:45,854 --> 00:26:48,106
‫داستان خوبیـه

386
00:26:49,107 --> 00:26:51,526
‫ولی فقط همینه

387
00:26:55,113 --> 00:26:57,365
‫یه داستان خوب

388
00:27:00,243 --> 00:27:02,996
‫خطرناک‌تر از این توی دنیا نیست

389
00:27:02,996 --> 00:27:05,373
‫درست میگم؟

390
00:27:08,376 --> 00:27:11,046
‫شما هم می‌شنوید؟

391
00:27:11,046 --> 00:27:13,548
‫- آره
‫- گشت طالبانه

392
00:27:13,548 --> 00:27:16,551
‫حالا که همزاد باهاشون متحد شده،
‫جسورتر شدن

393
00:27:16,551 --> 00:27:18,219
‫چیزی به اردوگاه نمونده

394
00:27:18,219 --> 00:27:20,930
‫بذارید ببرمتون پیش فرمانده

395
00:28:14,567 --> 00:28:17,987
‫باید بهش زنگ بزنی

396
00:28:17,987 --> 00:28:20,490
‫الان

397
00:28:21,783 --> 00:28:23,618
‫آره

398
00:28:36,965 --> 00:28:38,591
‫- هارولد؟
‫- ماریون

399
00:28:38,591 --> 00:28:41,261
‫شرمنده، می‌دونم گفتم
‫دیگه زنگ نمی‎‌زنم

400
00:28:41,261 --> 00:28:42,971
‫اما اینجا به مشکل برخوردیم

401
00:28:42,971 --> 00:28:46,224
‫طبق قراری که برامون ترتیب دادی،
‫عبدل نظری رو پیدا کردیم

402
00:28:46,224 --> 00:28:48,518
‫ما رو تا اردوگاه رسوند اما...

403
00:28:48,518 --> 00:28:52,105
‫قبل از ما، یکی دیگه رسید

404
00:28:52,105 --> 00:28:54,399
‫- کسی زنده موند؟
‫- نه

405
00:28:54,399 --> 00:28:56,276
خودت ‫حالت خوبه؟

406
00:28:57,652 --> 00:28:59,946
‫- آره، من خوبم
‫- جانی چطور؟

407
00:28:59,946 --> 00:29:02,866
‫- هنوز با همدیگه‌اید؟
‫- آره، هردو روبه‎راهیم

408
00:29:02,866 --> 00:29:05,577
‫ولی گوش بده، باید یه راه دیگه پیدا کنیم

409
00:29:05,577 --> 00:29:08,538
‫دیگه چه کاری از دستت برمیاد؟

410
00:29:09,956 --> 00:29:12,292
‫- یکم بهم وقت بده
‫- وقتی برامون نمونده

411
00:29:12,292 --> 00:29:15,295
‫الان خیلی ازم دوری، هارولد

412
00:29:15,295 --> 00:29:18,965
‫یکم زمان نیاز دارم تا
‫بتونم یه چاره‌ای براتون ببینم

413
00:29:21,259 --> 00:29:22,969
‫هارولد؟

414
00:29:22,969 --> 00:29:25,430
‫فقط...

415
00:29:25,430 --> 00:29:27,640
‫دارم با خودم کلنجار میرم
‫بفهمم چقدر باید نگران این باشم

416
00:29:27,640 --> 00:29:30,894
‫که کی همچین بلبشویی به بار آورده

417
00:29:30,894 --> 00:29:32,437
‫تا همین چند روز پیش،

418
00:29:32,437 --> 00:29:34,814
‫۳۰‏ سالی می‌شد که خبری ازت نداشتم

419
00:29:34,814 --> 00:29:37,066
‫ازم خواستی کمکت کنم غیرممکن رو ممکن کنی،

420
00:29:37,066 --> 00:29:39,068
‫بی‌منت قبول کردم

421
00:29:39,068 --> 00:29:41,946
‫اگه توی شرایط سخت،
‫اولین چیزی که ندای قلبت میگه

422
00:29:41,946 --> 00:29:45,617
‫اینه که من سعی دارم
‫گولت بزنم گرفتار بشی،

423
00:29:45,617 --> 00:29:48,745
‫پس خداوکیلی واسه چی
‫همون اول بهم زنگ زدی؟

424
00:29:48,745 --> 00:29:51,706
‫می‌خوای بگردم یه منبع کمک
‫دیگه برات پیدا کنم یا نه؟

425
00:29:51,706 --> 00:29:53,833
‫آره

426
00:29:53,833 --> 00:29:55,293
‫پس انجامش میدم

427
00:29:55,293 --> 00:29:57,295
‫الان هم پیشنهاد می‌کنم از علی بخواید

428
00:29:57,295 --> 00:30:00,924
‫کمک‌تون کنه واسه مخفی شدن
‫یه جای ایمن پیدا کنید

429
00:30:00,924 --> 00:30:02,425
‫علی کیه؟

430
00:30:02,425 --> 00:30:05,178
‫علی، یکی از افراد فرمانده عبدل نظری

431
00:30:05,178 --> 00:30:07,347
‫همونی که اومد دیدن‌تون

432
00:30:07,347 --> 00:30:09,849
‫گمونم هنوز پیشش هستید

433
00:30:40,755 --> 00:30:41,923
‫اون کیه؟

434
00:30:44,050 --> 00:30:45,301
‫چی گفتید؟

435
00:30:45,301 --> 00:30:47,095
‫یه مأمور فدرال رو گرفتن،

436
00:30:47,095 --> 00:30:49,222
‫دولت آمریکا باید تا حالا
‫زمین و زمان رو به‌هم می‌دوخت

437
00:30:49,222 --> 00:30:52,308
‫تا نجاتش بده، پس کجان؟

438
00:30:53,601 --> 00:30:56,813
‫دست و بال‌شون بسته‌ست
‫چون وضعیت دختره پیچیده‌ست

439
00:31:00,608 --> 00:31:05,113
‫بعد روزی که شما از راه می‌رسید
‫این اتفاق میفته

440
00:31:05,113 --> 00:31:06,781
‫لطفاً ازم نخواید باور کنم

441
00:31:06,781 --> 00:31:08,825
‫این دوتا ارتباطی به هم ندارن

442
00:31:08,825 --> 00:31:11,828
‫که به موجب هم اتفاق نیفتادن

443
00:31:12,912 --> 00:31:16,249
‫از قرار معلوم این زن مرموز

444
00:31:16,249 --> 00:31:18,710
‫دلیل مرگ برادرهای منـه

445
00:31:21,045 --> 00:31:23,590
‫چیو بهم نمیگی؟

446
00:31:28,052 --> 00:31:33,808
‫این زنی که برادرهام جونشون رو
‫فداش کردن کیه؟

447
00:31:37,854 --> 00:31:39,772
‫اون کیه؟

448
00:31:47,989 --> 00:31:50,283
تو کی هستی؟

449
00:33:03,272 --> 00:33:06,734
‫طالبان جاسوس زیاد داره

450
00:33:06,734 --> 00:33:09,988
‫اما من ترجیح میدم
‫یه چیزی فرای جاسوس باشم

451
00:33:09,988 --> 00:33:13,408
‫فراز همزاد داره
‫کل اعتبارش رو خدشه‌دار می‌کنه و

452
00:33:13,408 --> 00:33:15,493
‫انگار هیچکس هم دلیلش رو نمی‌دونه

453
00:33:15,493 --> 00:33:18,579
‫من می‌خوام دلیلش رو بدونم

454
00:33:22,166 --> 00:33:23,543
‫بهم بگو

455
00:33:26,462 --> 00:33:29,090
‫بعضی حکایت‌ها عین حقیقت‌ان

456
00:33:30,174 --> 00:33:33,469
‫بعضی هیولاها هم واقعیت دارن

457
00:35:38,094 --> 00:35:40,012
‫اینجا کجاست؟

458
00:35:40,012 --> 00:35:41,848
‫همون جایی که ابی می‌اومد

459
00:35:41,973 --> 00:35:44,934
‫جاییه که مخفی می‌شد و غیبش می‌زد

460
00:35:46,644 --> 00:35:49,355
‫قبل فرارمون،
‫یکی دو دفعه اومدم اینجا

461
00:35:49,355 --> 00:35:51,190
‫یه سری چیزمیز خاک کردم

462
00:35:52,441 --> 00:35:54,652
‫هی، صبر کن. بذار من انجامش بدم

463
00:35:56,112 --> 00:35:58,447
‫یالا، پاشو

464
00:36:14,297 --> 00:36:17,091
‫یه جعبه‌ی کمک‌های اولیه هم توشون هست

465
00:36:27,685 --> 00:36:31,105
‫کارمون به کجا کشیده شد؟

466
00:36:31,105 --> 00:36:33,065
جاسوس‌های طالبان

467
00:36:33,065 --> 00:36:36,569
‫باید حدس می‌زدم. حماقت کردم

468
00:36:36,569 --> 00:36:39,864
‫خب، اولین بارت نیست

469
00:36:39,864 --> 00:36:42,783
‫یکی رو انقدر کفری می‌کنی
که بهت چاقو میزنه

470
00:36:43,826 --> 00:36:45,745
‫یکی دو بارش رو خودم دیدم

471
00:36:45,745 --> 00:36:47,747
‫اصلاً نمی‌دونم بعد از
‫اینکه باهام قطع ارتباط کردی،

472
00:36:47,747 --> 00:36:50,416
‫چندتاشون از کفم رفت

473
00:36:50,416 --> 00:36:53,753
‫آره، بگی‌نگی دور این کار رو خط کشیدم

474
00:36:53,753 --> 00:36:56,714
‫یکی از خوبی‌های زندگی توی ورمانت همینه

475
00:36:56,714 --> 00:36:58,966
‫صد البته

476
00:37:12,188 --> 00:37:13,940
‫همینه؟

477
00:37:23,574 --> 00:37:26,827
‫آخرین باری که با زنت صحبت کردی کِی بود؟

478
00:37:28,037 --> 00:37:29,455
‫نمی‌دونم

479
00:37:30,831 --> 00:37:32,959
‫شاید بهتر باشه یه زنگ بهش بزنی

480
00:37:36,921 --> 00:37:38,339
‫آره

481
00:37:38,339 --> 00:37:39,507
‫به ماریون هم زنگ بزن

482
00:37:39,507 --> 00:37:41,175
‫نه، طول می‌کشه کمک پیدا کنه

483
00:37:41,175 --> 00:37:44,345
یگان مسلح کاردرست
‫که مثل ریگ بیابون نیست

484
00:37:44,345 --> 00:37:46,264
‫هر صد قدمی آماده به خدمت باشن

485
00:37:46,264 --> 00:37:49,850
‫بهتره بهش زنگ بزنی ببینی
‫می‌تونه از اینجا ببرتت یا نه

486
00:37:58,109 --> 00:38:00,695
‫اتفاقاً برام سوال بود ببینم
‫چقدر طول می‌کشه اینو بگی

487
00:38:00,695 --> 00:38:03,406
‫خونواده‌ات منتظرتن

488
00:38:03,406 --> 00:38:06,075
این داستانش فرق داره

489
00:38:06,075 --> 00:38:08,035
‫عرضم به حضورت...

490
00:38:08,035 --> 00:38:11,664
‫من اونقدرهام که فکر می‌کردی
‫بی‌بنیه نبودم

491
00:38:11,664 --> 00:38:13,874
‫اونقدر ترسو نبودم
‫یا همیشه تونستم

492
00:38:13,874 --> 00:38:17,003
به اندازه‌ی تو دل و جرئت به خرج بدم

493
00:38:17,003 --> 00:38:18,963
‫اون مُرده

494
00:38:18,963 --> 00:38:20,881
‫امیلی

495
00:38:22,049 --> 00:38:23,634
احتمالش بالاست

496
00:38:23,634 --> 00:38:26,721
‫چند روزی میشه که مُرده

497
00:38:27,847 --> 00:38:29,515
‫چی داری میگی؟

498
00:38:29,515 --> 00:38:33,936
‫خب، شاید یه روزی طول کشید
‫تا همزاد... بیاردش اینجا

499
00:38:33,936 --> 00:38:36,439
‫شاید دو روزی هم زمان برد تا
‫عزمش رو جزم کنه و

500
00:38:36,439 --> 00:38:38,733
‫باهاش صحبت کنه

501
00:38:39,775 --> 00:38:41,569
‫از همون لحظه به بعد،
دیر یا زود امکان داره

502
00:38:41,569 --> 00:38:43,237
امیلی حرف اشتباهی بزنه و

503
00:38:43,237 --> 00:38:45,406
‫اونم طاقتش طاق بشه

504
00:38:46,240 --> 00:38:47,575
‫چه مرگته تو؟

505
00:38:47,575 --> 00:38:50,077
‫چرا داری همچین حرفی می‌زنی؟

506
00:38:51,537 --> 00:38:53,873
‫چون چند روزی میشه که

507
00:38:55,666 --> 00:38:57,001
‫داشتم وانمود می‌کردم و

508
00:38:57,001 --> 00:38:59,920
‫الان هم دیگه وانمود کردن فایده‌ای نداره

509
00:38:59,920 --> 00:39:02,631
‫چرنده.
‫اون آموزش دیده‌ست.

510
00:39:02,631 --> 00:39:04,383
‫باهاش سرشاخ نمیشه

511
00:39:04,383 --> 00:39:06,469
‫نه، اینجوری نمیشه

512
00:39:06,469 --> 00:39:08,512
‫حق انتخاب نداره

513
00:39:09,889 --> 00:39:11,640
‫توی خواب هم نمی‌تونی ببینی
‫چه توانایی‌هایی داره

514
00:39:11,640 --> 00:39:14,018
‫اصلاً روحتم خبر نداره چجور آدمیه

515
00:39:14,018 --> 00:39:15,770
‫آره، ولی همزاد رو می‌شناسم

516
00:39:16,854 --> 00:39:18,981
‫این به کنار، می‌دونم
‫اگه لرزشی توی صداش حس کنه

517
00:39:18,981 --> 00:39:22,318
‫چه اتفاقی میفته...

518
00:39:23,069 --> 00:39:26,822
‫...یا چیزی توی نگاهش ببینه یا
‫حرکتی ازش سر بزنه، هرچیزی...

519
00:39:26,822 --> 00:39:29,116
‫هرچیزی ممکنه اونو یاد اَبی بندازه

520
00:39:29,116 --> 00:39:32,203
‫یا بدتر... یاد من بندازه

521
00:39:32,203 --> 00:39:34,622
‫اگه این اتفاق بیفته،

522
00:39:34,622 --> 00:39:37,708
‫هیچ چیزی جلودار همزاد نیست و
‫اون دختر پناهی نداره

523
00:39:45,549 --> 00:39:46,967
‫می‌خوای بدونی وقتی یهویی ازمون خواست

524
00:39:46,967 --> 00:39:50,596
‫فوتبال بازی کنیم چه حسی داشتم؟

525
00:39:53,808 --> 00:39:58,062
‫تعجب نکردم، نه،
‫ترس به جونم افتاد

526
00:39:59,480 --> 00:40:01,107
‫چون...

527
00:40:03,818 --> 00:40:06,862
‫...با قاطعیت حرفش رو زد

528
00:40:08,114 --> 00:40:10,574
‫به‌نظر خیلی پُر دل ‌و جرئت می‌اومد

529
00:40:11,409 --> 00:40:13,411
‫منو یاد خودش انداخت

530
00:40:13,411 --> 00:40:17,665
‫اون‌موقع بود که یادم اومد
بخشی درش وجود داره

531
00:40:17,665 --> 00:40:19,875
که به متعلق به من نیست

532
00:40:19,875 --> 00:40:23,212
‫همون چیزهایی که گفتن‌شون رو دریغ کردیم

533
00:40:24,171 --> 00:40:27,967
‫بخشی از وجودش که به اَبی قول دادم
‫وانمود کنم وجود خارجی نداره

534
00:40:29,510 --> 00:40:33,013
‫بخشی که یه روزی بالأخره
‫سر باز می‌کنه و سرکوب‌شدنی نیست

535
00:40:34,348 --> 00:40:36,559
‫انقدر از دیدنش ترسیدی،

536
00:40:36,559 --> 00:40:38,519
‫از اینکه مجبور بشی
‫توجیه‌اش کنی به نحوی

537
00:40:38,519 --> 00:40:40,855
‫همه‌چی تقصیر تو نبوده،

538
00:40:40,855 --> 00:40:43,023
‫بخاطر اینه که نمی‌دونی چیکار کنی

539
00:40:44,150 --> 00:40:46,485
‫حاضری بیخیالش باشی
‫ولی باهاش روبه‌رو نشی

540
00:40:46,485 --> 00:40:48,863
‫بیخیال نمی‌شم

541
00:40:50,698 --> 00:40:55,536
‫دیگه جایی برای رفتن ندارم...

542
00:40:55,536 --> 00:40:57,204
‫دیگه کاری نمونده انجام بدم

543
00:40:57,204 --> 00:40:59,373
‫اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم برم

544
00:40:59,373 --> 00:41:01,083
‫ولی تو می‌تونی

545
00:41:04,420 --> 00:41:06,422
‫باید بری

546
00:41:07,173 --> 00:41:08,883
‫بهتره بری

547
00:41:38,704 --> 00:41:40,623
‫هارولد؟

548
00:41:40,623 --> 00:41:41,957
‫سلام

549
00:41:41,957 --> 00:41:43,417
‫حالت خوبه؟

550
00:41:43,417 --> 00:41:44,835
‫آره، آره، من خوبم

551
00:41:44,835 --> 00:41:47,922
‫کجایی؟ هتلی یا...

552
00:41:47,922 --> 00:41:51,300
‫آره، هنوز داریم روش کار می‌کنیم...

553
00:41:51,300 --> 00:41:53,594
‫احتمالاً یه سرنخی
‫از موقعیت آنجلا داشته باشیم

554
00:41:53,594 --> 00:41:57,014
‫اما بیشتر از اون چیزی که انتظار داشتم
‫زمان می‌بره

555
00:41:57,014 --> 00:41:59,141
‫هارولد، امروز یکی بهم زنگ زد

556
00:41:59,141 --> 00:42:01,560
‫ای بابا، شریل!
‫این زنگ‌ها رو جواب نده

557
00:42:01,560 --> 00:42:04,063
‫بهشون بگو باید با وکلا تماس بگیرن و

558
00:42:04,063 --> 00:42:05,940
‫بذار خودشون رفع و رجوعش کنن

559
00:42:05,940 --> 00:42:08,150
‫ماریون بود

560
00:42:09,610 --> 00:42:12,196
‫همسر سابقت زنگ زده بود

561
00:42:14,865 --> 00:42:17,660
‫زنگ زد خونه؟

562
00:42:17,660 --> 00:42:19,995
‫گفت باهاش در ارتباط بودی

563
00:42:19,995 --> 00:42:22,164
‫می‌خواست یه شماره برات بذاره

564
00:42:22,164 --> 00:42:24,833
‫که هروقت و ساعتی باهاش کار داشتی
بهش زنگ بزنی

565
00:42:24,833 --> 00:42:28,379
‫خیال می‌کردم بهم گفتی
‫آدم خیلی خطرناکی شده و

566
00:42:28,379 --> 00:42:30,839
‫از خداته حتی اسمت رو هم یادش نیاد

567
00:42:30,839 --> 00:42:33,842
‫بعد اون‌وقت خودت بهش زنگ زدی؟

568
00:42:33,842 --> 00:42:36,512
‫شریل، خودت می‌دونی کارم چطوریه

569
00:42:36,512 --> 00:42:37,805
‫گاهی‌اوقات بالاجبار
‫دست به کارهایی می‌زنم

570
00:42:37,805 --> 00:42:39,640
‫که نباید با تو درمیون بذارم‌

571
00:42:39,640 --> 00:42:41,600
‫زندگی‌مون داره اینجا از هم‌ می‌پاشه

572
00:42:41,600 --> 00:42:44,853
‫کِی دوباره می‌بینیمت؟

573
00:42:46,855 --> 00:42:49,233
‫اصلاً دوباره می‌بینیمت؟

574
00:43:29,189 --> 00:43:31,442
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

575
00:43:32,568 --> 00:43:35,362
‫تو که نمی‌خوای پیداش کنی

576
00:43:36,405 --> 00:43:38,240
‫الان نه

577
00:43:39,533 --> 00:43:42,077
‫خیلی بد میشه

578
00:43:43,746 --> 00:43:46,665
‫ما رو هم نمی‌خوای پیدا کنی

579
00:43:47,207 --> 00:43:49,001
‫نه...

580
00:43:49,251 --> 00:43:52,671
‫نه بعد از اون کاری که با من کردی

581
00:43:53,130 --> 00:43:56,133
‫خیلی بد میشه

582
00:43:57,801 --> 00:43:59,470
‫یا شاید...

583
00:43:59,720 --> 00:44:03,140
‫این همون ترسیه که دنبالش اومدی

584
00:44:04,516 --> 00:44:09,188
‫شاید این چیزیه که بیشتر از همه دلتنگش شدی

585
00:44:12,775 --> 00:44:14,735
‫در این صورت...

586
00:44:16,570 --> 00:44:18,656
‫به خونه خوش اومدی
