﻿1
00:00:11,302 --> 00:00:12,345
‫[سال ۱۹۹۳]

2
00:00:12,345 --> 00:00:14,848
‫برادرها و خواهرت همگی بلغور جو دو سرشون رو خوردن
‫(غذایی که از پرک شدۀ گیاه جو دوسر تهیه می‌شود)

3
00:00:14,848 --> 00:00:16,850
‫و تمرینات امروزشون رو شروع کردن

4
00:00:17,058 --> 00:00:19,019
‫تو نمی‌خوای بهشون ملحق بشی، شماره هفت؟

5
00:00:20,729 --> 00:00:23,231
‫امروز صبح دل و دماغ نداری؟

6
00:00:26,192 --> 00:00:28,611
‫می‌دونی وقتی پَکَرم چی سر حالم می‌کنه؟

7
00:00:29,195 --> 00:00:30,196
‫آواز خوندن

8
00:00:54,179 --> 00:00:55,221
‫شماره هفت!

9
00:01:02,395 --> 00:01:05,523
‫سلام، شماره هفت. من پرستار جدیدتم، خانم کورن‌والیس

10
00:01:09,069 --> 00:01:10,236
‫شماره هفت!

11
00:01:14,532 --> 00:01:17,243
‫روز خوش. من خانم استیون‌بکر هستم، پرستار جدیدت

12
00:01:21,289 --> 00:01:22,290
‫شماره هفت!

13
00:01:27,170 --> 00:01:31,049
‫سلام، شماره هفت. اسم من گریسه. پرستار جدیدتم

14
00:01:31,424 --> 00:01:33,510
‫پدرت میگه که بلغور جو دوسر رو دوست نداری،

15
00:01:33,802 --> 00:01:36,304
‫ولی باید صبحونه بخوری
‫تا بزرگ و قوی بشی،

16
00:01:36,554 --> 00:01:39,099
‫و بعد از غذا هم باید با بقیه تمرین کنی

17
00:01:39,432 --> 00:01:41,267
‫بیا، بذار کمکت کنم

18
00:02:32,068 --> 00:02:33,444
‫دوباره امتحان کنیم؟

19
00:02:35,071 --> 00:02:37,574
‫بهتره قبل از اینکه از دهن بیفته
بلغور جو دوسرت رو بخوری

20
00:03:01,973 --> 00:03:04,893
‫چند وقتی اینجا در امانیم

21
00:03:05,935 --> 00:03:07,437
‫نمی‌تونیم زیاد اینجا بمونیم

22
00:03:07,729 --> 00:03:09,397
‫باید وسایل‌مون رو جمع کنیم

23
00:03:11,691 --> 00:03:12,692
‫وانیا

24
00:03:16,821 --> 00:03:17,864
‫وانیا

25
00:03:22,702 --> 00:03:23,828
‫بیا ببرمت نظافت

26
00:03:31,794 --> 00:03:34,714
‫- یالا! بیا بریم!
‫- فکر کنم نفس نمی‌کِشه

27
00:03:34,797 --> 00:03:36,925
‫اگه نبریمش بالا، می‌میره

28
00:03:37,425 --> 00:03:39,093
‫حنجره‌ش دچار پارگی شدیدی شده

29
00:03:39,093 --> 00:03:40,970
‫- یکی‌تون باید بهش خون بدین
‫- من میدم

30
00:03:40,970 --> 00:03:42,180
‫- من میدم
‫- خودم میدم

31
00:03:42,263 --> 00:03:44,307
‫متأسفانه امکانش نیست، پسر عزیز

32
00:03:44,390 --> 00:03:47,018
‫خون شما بیشتر با خون من سازگاره

33
00:03:48,937 --> 00:03:51,064
‫هِی، نگرانی نداره که.
‫من... ترتیبشو میدم، گُنده بک

34
00:03:51,314 --> 00:03:53,399
‫- عاشق سوزنـم
‫- استاد کلاوس

35
00:03:54,108 --> 00:03:55,777
‫خون شما...

36
00:03:55,860 --> 00:03:56,861
‫چجوری بگم؟

37
00:03:57,070 --> 00:03:58,071
‫زیادی آلوده‌ست

38
00:03:58,154 --> 00:03:59,697
‫- برو کنار
‫- آره، برو

39
00:03:59,781 --> 00:04:01,115
‫خودم اینکارو می‌کنم

40
00:04:05,453 --> 00:04:06,537
‫نه!

41
00:04:08,414 --> 00:04:09,499
‫ازش خون بگیر

42
00:04:13,127 --> 00:04:16,172
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- دنبال مواد می‌گردم

43
00:04:16,381 --> 00:04:18,132
‫نگرد

44
00:04:18,216 --> 00:04:20,218
‫دیگه گوشم از حرف‌های تو پُره!

45
00:04:20,718 --> 00:04:22,887
‫فقط برو رد کارِت، خواهشاً برو

46
00:04:23,388 --> 00:04:24,931
‫دلم می‌خواد از این حالت درت بیارم

47
00:04:25,014 --> 00:04:27,934
‫- خب، هشیاری رو زیادی گنده‌ش کردن
‫- ولی ببین به کجا رسوندتت

48
00:04:28,017 --> 00:04:29,519
‫خب، کارمو به کجا کِشونده؟

49
00:04:29,978 --> 00:04:32,021
‫به کجا رسوندتم؟ هیچ جا

50
00:04:32,355 --> 00:04:36,484
‫من نمی‌تونم با کسی که عاشقشم صحبت کنم.
‫مردم... هنوزم منو جدی نمی‌گیرن

51
00:04:36,567 --> 00:04:38,361
‫می‌خوام بازم چیزی رو حس نکنم

52
00:04:40,697 --> 00:04:41,864
‫خیلی بی دست و پایی

53
00:04:42,323 --> 00:04:44,325
‫- آره، واقعاً؟
‫- آره، واقعاً!

54
00:04:44,409 --> 00:04:45,410
‫ببین!

55
00:04:45,451 --> 00:04:47,078
‫قرار نیست زندگی آسون باشه

56
00:04:47,745 --> 00:04:48,871
‫زندگی سخته

57
00:04:49,205 --> 00:04:50,957
‫اتفاق‌های بد می‌افتن.
‫آدم‌های خوب می‌میرن

58
00:04:51,040 --> 00:04:54,335
‫عجب، دوباره بحث مرگو میاری وسط، آره؟
‫برو سراغ یه چیز جدید، دادا

59
00:04:54,419 --> 00:04:55,670
‫درمورد دیو حرف می‌زدم

60
00:04:56,212 --> 00:04:58,965
می‌دونی، خسته‌م شده می‌بینم
بیش از حد به تمایلاتت تن میدی

61
00:04:59,048 --> 00:05:00,508
‫خب، پس نگاه نکن

62
00:05:00,591 --> 00:05:01,843
‫تو بهتر از این حرفهایی

63
00:05:02,093 --> 00:05:03,094
‫دیو چی؟

64
00:05:03,636 --> 00:05:04,762
‫اونم می‌دونست

65
00:05:11,352 --> 00:05:12,353
‫آره، تو درست میگی

66
00:05:12,895 --> 00:05:15,773
‫حق با توئه. مـ... مـ... متأسفم. متأسفم

67
00:05:16,482 --> 00:05:17,483
‫خدا رو شکر

68
00:05:18,401 --> 00:05:19,527
!دادم دستت

69
00:05:23,281 --> 00:05:25,366
‫آخ!

70
00:05:32,248 --> 00:05:35,084
الان تونستی به من دست بزنی
(شباهت داستان با فیلم روح با بازی پاتریک سوایزی)

71
00:05:35,084 --> 00:05:36,377
‫چطوری اینکارو کردی؟

72
00:05:36,836 --> 00:05:39,380
نه... من با تو برخورد فیزیکی نداشتم

73
00:05:40,381 --> 00:05:42,091
تو با من برخورد داشتی

74
00:05:42,258 --> 00:05:43,301
‫فکر کنم

75
00:05:46,929 --> 00:05:50,224
‫اون آشغالی که نزدیک بود خراهرمون رو
‫بکُشه، هنوز داره وِل می‌چرخه و همراه وانیا‌ست

76
00:05:50,224 --> 00:05:52,894
‫- باید بریم دنبالش
‫- وانیا مهم نیست

77
00:05:52,977 --> 00:05:56,230
‫هِی، اون خواهرته. این حرف حتی واسه
تو هم یه کم سنگدلانه‌ست، شماره پنج

78
00:05:56,314 --> 00:06:00,151
‫نمیگم به وانیا اهمیت نمیدم،
‫ولی اگه آخرالزمان امروز اتفاق بیفته،

79
00:06:00,234 --> 00:06:03,154
‫وانیا هم همراه ۷ میلیارد نفر دیگه می‌میره

80
00:06:04,280 --> 00:06:06,074
‫هارولد جنکینز اولویت‌مونه

81
00:06:06,366 --> 00:06:08,868
‫- موافقم. بریم
‫- من نیستم بچه‌ها

82
00:06:09,994 --> 00:06:11,954
‫آخه، می‌دونین، بهتون بر نخوره ها

83
00:06:12,038 --> 00:06:13,373
‫فقط... یه جورایی حس می‌کنم این

84
00:06:13,456 --> 00:06:17,460
‫فشار زیادی به منی که اخیراً نوشیدنی خوردن  
‫رو گذاشتم کنار میاره، پس...

85
00:06:17,543 --> 00:06:18,795
‫- تو هم میای
‫- نه، نه، نه

86
00:06:18,878 --> 00:06:21,381
‫آخه، به نظرم همگی موافقیم که قدرت من...

87
00:06:21,839 --> 00:06:25,009
‫منظورم اینه که، تقریباً به درد نخوره.
‫فقط تو دست و پای شماهام

88
00:06:25,593 --> 00:06:26,677
‫کلاوس، پاشو

89
00:06:27,261 --> 00:06:28,346
‫نمی‌تونین وادارم کنین

90
00:06:32,100 --> 00:06:34,685
‫الان که فکر می‌کنم می‌بینم
‫یه خرده تمرین ضرری نداره

91
00:06:34,769 --> 00:06:35,770
‫آره

92
00:06:39,023 --> 00:06:40,650
‫گفتم برو!

93
00:06:40,733 --> 00:06:41,943
‫وانیا، من دوستت دارم

94
00:06:42,735 --> 00:06:43,903
‫ یه شایعه شنیدم...

95
00:06:44,445 --> 00:06:45,988
‫نه! آلیسون!

96
00:06:59,419 --> 00:07:00,420
‫لعنتی

97
00:07:23,568 --> 00:07:25,027
‫[شماره هفت]

98
00:07:25,027 --> 00:07:26,988
‫[... غیر قابل کنترل و خطرناک...]

99
00:07:27,155 --> 00:07:29,782
‫[... نباید فاش شود...]
‫خدای من

100
00:07:30,908 --> 00:07:32,368
‫وانیا؟ بیا بریم

101
00:07:36,372 --> 00:07:37,623
‫وانیا، می‌تونم توضیح بدم

102
00:07:42,462 --> 00:07:44,547
‫تمام این مدت داشتی منو بازی می‌دادی؟

103
00:07:44,630 --> 00:07:45,882
‫نه، اینطور نیست

104
00:07:46,424 --> 00:07:48,801
‫- فقط سعی دارم ازت محافظت کنم
‫- در برابر کی؟

105
00:07:48,968 --> 00:07:50,344
‫در برابر خانواده‌ت

106
00:07:50,803 --> 00:07:52,430
‫اونها می‌خوان بهت صدمه بزنن

107
00:07:52,930 --> 00:07:55,433
‫وانیا، همه‌ش اون داخله، توی اون دفترچه

108
00:07:55,766 --> 00:07:56,767
‫پدرت...

109
00:07:57,393 --> 00:07:58,644
‫ازت می‌ترسید

110
00:07:59,854 --> 00:08:02,023
‫واسه همین اون قرص‌ها رو به خوردت می‌داد

111
00:08:02,106 --> 00:08:03,566
‫اون قرص‌ها قرار نبود کمکت کنن

112
00:08:04,233 --> 00:08:05,776
‫می‌خواستن جلوت رو بگیرن

113
00:08:07,153 --> 00:08:11,157
‫اون فکر می‌کرد تو برای کنترل کردن
قدرت‌هات ‫به حد کافی نیستی

114
00:08:11,908 --> 00:08:13,826
‫ولی من هیچ‌وقت ترسی ازت نداشتم

115
00:08:14,535 --> 00:08:15,703
‫من قبولت کردم

116
00:08:16,996 --> 00:08:18,539
‫من تنها کسیـم

117
00:08:19,040 --> 00:08:21,292
‫که تو رو به خاطر هوّیت واقعیت قبول کرده

118
00:08:22,418 --> 00:08:24,378
‫برادرها و خواهرت،

119
00:08:24,670 --> 00:08:27,340
‫اونها هم قدم به قدم پدرت رو همراهی کردن

120
00:08:32,887 --> 00:08:34,430
‫هرولد جنکینز کیه؟

121
00:08:42,355 --> 00:08:43,356
‫اون...

122
00:08:44,565 --> 00:08:45,650
‫یکیه مثل ما

123
00:08:50,071 --> 00:08:51,572
‫یه پسر تنها

124
00:08:53,074 --> 00:08:56,077
‫یه غريبه که خانواده‌ش بهش ستم کردن

125
00:08:56,661 --> 00:09:00,289
‫اون فقط می‌خواست یکی باشه که
‫صداش رو بشنوه، دوستش داشته باشه

126
00:09:04,168 --> 00:09:05,211
‫آلیسون درست می‌گفت

127
00:09:05,920 --> 00:09:08,089
‫- تو بیماری
‫- من اونی نیستم که سعی کرد تو رو بکُشه

128
00:09:08,381 --> 00:09:11,467
‫- من باید برم
‫- تا حالا واسه‌ت چیکار کردن؟ هان؟

129
00:09:11,801 --> 00:09:15,763
‫تو به خاطر من شدی سرنوازندۀ ارکستر!
(رهبر نوازندگان ويلن و معاون رهبر ارکستر)

130
00:09:15,888 --> 00:09:17,223
‫من توی آزمونش شرکت کردم.
‫اون جایگاه رو بدست آوردم

131
00:09:17,223 --> 00:09:20,768
‫به خیالت اون سرنوازندهه
خود به خود گُم و گور شد؟

132
00:09:23,437 --> 00:09:24,480
‫تو چیکار کردی؟

133
00:09:25,106 --> 00:09:26,732
‫این کارو به خاطر تو کردم

134
00:09:26,816 --> 00:09:29,235
‫- به من نزدیک نشو
‫- وانیا، ما توی خطریم

135
00:09:29,902 --> 00:09:32,488
‫ما توی خطریم. خانواده‌ت دیدن که
‫داری از قدرتت استفاده می‌کنی

136
00:09:32,572 --> 00:09:33,906
‫اونها می‌دونن چه توانایی‌هایی داری

137
00:09:33,948 --> 00:09:35,950
‫- میان دنبالـمون
‫- نه، به حرفم گوش میدن

138
00:09:35,950 --> 00:09:38,578
‫نه، هیچ‌وقت نمیدن!
‫اونها می‌خوان تو احساس حقارت کنی!

139
00:09:38,661 --> 00:09:40,580
‫ولی در مقابل تو، اونها حقیرن

140
00:09:40,663 --> 00:09:42,623
‫در مقایسه با اونها، تو حکم خدا رو داری!

141
00:09:45,042 --> 00:09:48,379
‫فقط لازم بود یکی چشم‌هاتو باز کنه
‫تا ببـینی اونها واقعاً چه جور آدم‌هاییـن

142
00:09:48,713 --> 00:09:50,131
‫من اینکارو برات کردم

143
00:09:50,840 --> 00:09:53,217
‫پس... بیا کاری رو که شروع کردیم تموم کنیم

144
00:09:54,010 --> 00:09:56,929
‫- وانیا، تو به من نیاز داری
‫- من به خانواده‌م نیاز دارم

145
00:09:58,556 --> 00:09:59,557
‫من نمی‌...

146
00:10:01,601 --> 00:10:03,477
‫من نمی خواستم آلیسون رو بکُشم

147
00:10:05,938 --> 00:10:06,981
‫و دوستش داشتم

148
00:10:10,276 --> 00:10:11,277
‫عاشق همه‌شون هستم

149
00:10:14,322 --> 00:10:15,573
‫حق با پدرت بود

150
00:10:15,990 --> 00:10:17,033
‫به حد کافی قوی نیستی

151
00:10:17,825 --> 00:10:18,826
‫پدرت اینو می‌دونست

152
00:10:19,619 --> 00:10:20,661
‫و حالا منم می‌دونم

153
00:10:22,538 --> 00:10:23,581
‫تو ضعیفی!

154
00:10:23,831 --> 00:10:24,832
‫بس کن

155
00:10:25,333 --> 00:10:26,751
‫رقت انگیزی

156
00:10:27,168 --> 00:10:28,294
‫لطفاً اینکارو نکن

157
00:10:29,337 --> 00:10:31,005
‫خودتو ببین. تو هیچی نیستی

158
00:10:31,088 --> 00:10:32,173
‫نــه!

159
00:10:32,256 --> 00:10:34,342
‫- تو یه آدم معمولی هستی
‫- بــس کــن!

160
00:10:34,425 --> 00:10:36,052
‫- از معمولی هم کمتری!
‫- بــســه

161
00:10:36,135 --> 00:10:38,137
‫تو خاص نیستی!

162
00:10:38,763 --> 00:10:41,599
‫- معمولی هستی. معمولی. رقت انگیزی. هیچی
‫- بس کن! بـسـه!

163
00:10:50,983 --> 00:10:51,984
‫نه

164
00:10:52,401 --> 00:10:53,778
‫نه، اینکارو با من نکن، وانیا

165
00:10:55,154 --> 00:10:56,155
‫خواهش می‌کنم

166
00:10:56,697 --> 00:10:57,698
‫تو رو خدا!

167
00:11:14,965 --> 00:11:16,217
‫اُه!

168
00:11:48,082 --> 00:11:50,209
‫سلام، هیزِل!

169
00:11:50,292 --> 00:11:53,879
‫سلام، انتظار نداشتم اینقدر زود برگردی.
‫ولی حدس بزن چی گرفتم...

170
00:11:53,963 --> 00:11:56,507
‫با خرید بلیت ممتازِ «اِیتریوم» ما

171
00:11:56,507 --> 00:12:00,344
‫از ارتقای سطح خدمات رایگان در
مهمانکدۀ رین و کوئیل مجاور

172
00:12:00,928 --> 00:12:02,638
‫...لذت ببرید

173
00:12:03,556 --> 00:12:04,682
‫اگه اومدی سراغ هیزل،

174
00:12:05,015 --> 00:12:07,101
‫اون نمیاد اینجا. منو ترک کرده

175
00:12:08,227 --> 00:12:10,187
بر منکرش لعنت

176
00:12:12,064 --> 00:12:16,110
‫- انتظارم دقیقاً این نبود
‫- عجب شکست نفسی‌ای

177
00:12:16,193 --> 00:12:17,194
‫نشانی از وانیا نیست

178
00:12:17,278 --> 00:12:18,571
‫تا پلیس‌ها سر نرسیدن بیاین بریم

179
00:12:18,571 --> 00:12:19,947
‫الان میام

180
00:12:27,496 --> 00:12:29,248
‫زود باش، شماره پنج، داری...

181
00:12:32,293 --> 00:12:35,212
‫رنگ چشمش همونه، اندازۀ مردمک چشمـش
‫هم همین‌طور. بچه‌ها، خودشه

182
00:12:35,296 --> 00:12:37,715
‫همون چشمی که ده‌ها سال داشتمش...

183
00:12:38,257 --> 00:12:40,050
‫جایگاه درستش رو پیدا کرده

184
00:12:42,261 --> 00:12:44,680
‫اون یارویی که باید برای جلوگیری از آخرالزمان
‫می‌کُشتیمش رو گیر آوردیم

185
00:12:44,680 --> 00:12:46,223
‫آره! بزن بریم

186
00:12:47,141 --> 00:12:49,685
‫نه، نه. وایسا، وایسا.
‫امکان نداره اینقدر راحت باشه

187
00:12:49,769 --> 00:12:52,646
‫ببینین، این یادداشتیه که از کمیسیون گرفتم

188
00:12:52,730 --> 00:12:56,609
‫همونی که توش نوشته:
‫«از هرولد جنکینز ملقب به لئونارد پی‌بادی محافظت کنین»

189
00:12:56,942 --> 00:12:59,612
‫- جداً؟
‫- ولی کی اونو کُشته؟ کی اینکارو کرده؟

190
00:12:59,695 --> 00:13:00,821
‫یه فکر احمقانه تو سرمه

191
00:13:00,905 --> 00:13:03,199
‫احمقانه‌ست، ولی چطوره وانیا رو پیدا کنیم...

192
00:13:03,532 --> 00:13:05,075
‫و ازش بپرسیم چه اتفاقی افتاده؟

193
00:13:05,951 --> 00:13:09,413
‫اگه وانیا از دست این آشغال کرده،
‫احتمالش هست که تو راه برگشت به آکادمی باشه

194
00:13:10,873 --> 00:13:13,042
‫- زنده می‌مونه؟
‫- آره

195
00:13:13,793 --> 00:13:15,836
‫منتها تارهای صوتیش بدجور آسیب دیدن

196
00:13:17,671 --> 00:13:20,174
‫یه معجزه‌ست که سرخرگ کاروتیدش پاره نشده

197
00:13:20,341 --> 00:13:21,634
‫اون هوز زنده‌ست

198
00:13:25,554 --> 00:13:28,349
‫بقیه‌شو بسپارین به من و گریس، استاد لوتر

199
00:13:29,099 --> 00:13:30,893
‫برید. استراحت کنین

200
00:13:32,853 --> 00:13:35,189
‫اینجا از همه کمتر به تو اعتماد دارم

201
00:13:38,567 --> 00:13:39,819
‫من جایی نمیرم

202
00:14:03,509 --> 00:14:06,011
‫- اثری از وانیا نیست
‫- اون توی هیچ‌کدوم از اتاق‌ها نیست

203
00:14:06,095 --> 00:14:07,429
‫طبقۀ پایین هم نیستش

204
00:14:07,513 --> 00:14:08,514
‫- خب، من دیگه نیستم
‫- وایسا

205
00:14:08,556 --> 00:14:10,266
‫- وایسا. وایسا...
‫- کجا میری؟

206
00:14:10,349 --> 00:14:12,476
‫وانیا هنوز اون بیرونه،
‫هیزل و چاچا هم همین‌طور

207
00:14:12,476 --> 00:14:15,271
‫می‌دونم. وسایلمو برمیدارم
‫و از اینجا میرم

208
00:14:15,855 --> 00:14:17,898
‫یه سری خرده حساب با اون احمق‌ها دارم

209
00:14:22,069 --> 00:14:23,737
‫راستی، وقتی با بابا حرف زدی

210
00:14:23,821 --> 00:14:25,489
‫چیزی درمورد آخرالزمان نگفت؟

211
00:14:25,573 --> 00:14:27,449
‫درمورد اینکه چطور اتفاق می‌افته سرنخی نداد؟

212
00:14:27,533 --> 00:14:30,202
نه. سرنخی نداد. ولی اصلاح درجه یکی کرد

213
00:14:30,953 --> 00:14:31,954
‫منتها سرنخی نداد

214
00:14:33,873 --> 00:14:35,040
‫خدایا

215
00:14:35,457 --> 00:14:36,667
‫می‌دونی، ولی یادمه که

216
00:14:36,750 --> 00:14:38,669
‫یه چیزی راجع به پتاسیل من گفت،

217
00:14:38,752 --> 00:14:41,589
...و اینکه حتی اطلاع درستی درموردش ندارم

218
00:14:41,672 --> 00:14:44,258
‫- آخه اون از کجا درمورد آخرالزمان خبر داشت؟
‫- نمی‌دونم، ولی گوش کن

219
00:14:44,258 --> 00:14:46,594
‫مثلاً در زمان سفر کردن خودت
‫رو داشته باش، از کجا...

220
00:14:47,011 --> 00:14:48,846
‫از کجا می‌دونستی که چطور باید اینکارو بکنی؟

221
00:14:49,054 --> 00:14:50,097
‫نمی‌دونستم

222
00:14:50,598 --> 00:14:52,683
‫اگه واقعاً نوشیدنی نخورده بودی می‌فهمیدی

223
00:14:52,766 --> 00:14:54,018
‫بابا من نوشیدنی نخوردم

224
00:14:54,101 --> 00:14:56,896
‫الان دو روزه که... تقریباً دو روز میشه
که نوشیدنی نخوردم

225
00:14:56,979 --> 00:14:59,106
‫- آره، دو روزه
‫- حس می‌کنم ۴۵ ساله

226
00:15:00,065 --> 00:15:03,235
‫کیو داری گول می‌زنی، کلاوس؟
‫دیدم که تمام روز آروم و قرار ندادی

227
00:15:03,319 --> 00:15:05,613
‫خب، پس گمونم جفت‌مون داریم
با اعتیادهامون می‌جنگیم

228
00:15:05,696 --> 00:15:07,406
‫- من معتاد نیستم
‫- چرا، هستی

229
00:15:07,865 --> 00:15:10,409
‫تو به یه مواد به اسم آخرالزمان اعتیاد داری

230
00:15:10,492 --> 00:15:12,786
‫- در اشتباهی
‫- اولین نشونۀ اعتیاد انکاره

231
00:15:13,454 --> 00:15:15,664
‫من و تو مثل هم نیستیم

232
00:15:15,748 --> 00:15:17,374
‫توی چشم کسایی که

233
00:15:17,458 --> 00:15:20,336
‫وقتی مواد نمیکشن حتی خودشون رو هم نمی‌شناسن،

234
00:15:20,920 --> 00:15:22,296
‫این نگاه رو دیدم

235
00:15:22,379 --> 00:15:23,464
‫بهم اطمینان داشته باش

236
00:15:24,256 --> 00:15:25,966
‫فقط باید ولش کنی

237
00:15:31,430 --> 00:15:33,432
‫مجازاً گفتم، ولی آره، اونم جواب میده

238
00:15:37,728 --> 00:15:38,771
‫هر چیزی به وقتش

239
00:15:41,065 --> 00:15:43,776
‫اون جای تاریک و دنجی رو
‫که الان داخلشی می‌شناسم

240
00:15:47,404 --> 00:15:50,699
‫می‌دونم وقتی که اونجا رو ترک کنی،
...به هوش بیای و ببینی شدی یه آدم دیگه

241
00:15:50,741 --> 00:15:52,785
‫چه دردی رو می‌کِشی

242
00:16:02,544 --> 00:16:03,587
‫من که بیدار شدم،

243
00:16:05,839 --> 00:16:06,882
‫عصبانی بودم

244
00:16:08,425 --> 00:16:11,762
ولی از اینکه دیگه رفته بودی و مسیر زندگیت
رو ادامه داده بودی عصبی بودم

245
00:16:13,555 --> 00:16:17,685
‫و من هنوزم اونجا گیر کرده بودم،
‫تنها توی اون آشغالدونی قدیمی پیش بابا

246
00:16:19,687 --> 00:16:20,854
‫ولی اشتباه می‌کردم،

247
00:16:20,938 --> 00:16:23,899
‫چون همه رو پَس زده بودم...

248
00:16:28,028 --> 00:16:31,156
‫از جمله کسی که از صمیم قلب عاشقش بودم

249
00:16:41,250 --> 00:16:42,751
‫آلیسون، خیلی متأسفم

250
00:16:44,878 --> 00:16:46,588
‫متأسفم که اونجا نبودم

251
00:16:48,132 --> 00:16:49,967
‫من نمیذارم وقتی به هوش میای تنها باشی

252
00:16:55,556 --> 00:16:57,349
‫خب، به نظرت واقعاً موفق شدیم؟

253
00:16:58,225 --> 00:17:00,352
‫فکر مي‌کنی واقعاً جلوی آخرالزمان رو گرفتیم؟

254
00:17:03,856 --> 00:17:04,857
‫حالا چیکار کنیم؟

255
00:17:07,401 --> 00:17:08,402
‫چه می‌دونم

256
00:17:10,904 --> 00:17:12,531
‫از پینشهادات استقبال می‌کنم

257
00:17:15,784 --> 00:17:17,703
‫خودم باز می‌کنم

258
00:17:22,416 --> 00:17:24,084
‫سلام، آقای قدیمی

259
00:17:25,127 --> 00:17:26,879
‫خواهرم پیش توئه؟ و...

260
00:17:27,588 --> 00:17:29,339
‫اگه نیست، مارگاريتا میل داری؟

261
00:17:32,009 --> 00:17:33,010
‫بیا

262
00:17:38,307 --> 00:17:39,475
‫اومدی منو بکُشی؟

263
00:17:41,226 --> 00:17:44,146
‫لعنتی. امون از عادت‌های قدیمی

264
00:17:45,022 --> 00:17:48,150
‫خب، درک می‌کنم که چرا ممکنه
‫همچین احساسی داشته باشی، می‌دونی...

265
00:17:49,359 --> 00:17:51,904
‫خب، به خونه‌مون حمله کردی،
‫سعی کردی خانواده‌م رو بکُشی

266
00:17:51,987 --> 00:17:53,489
‫و برادرم رو دزدیدی

267
00:17:53,572 --> 00:17:55,449
‫خب، واسه جبران گذشته
‫کار زیادی از دستم بر نمیاد

268
00:17:55,491 --> 00:17:57,159
‫یادت نره که توی این اتاق
‫فقط من قاتل نیستم

269
00:17:57,159 --> 00:17:59,078
‫تو هم گذشتۀ آلوده به خونی داری، رفیق

270
00:18:00,037 --> 00:18:01,038
‫حالا که حرفش شد،

271
00:18:02,372 --> 00:18:04,708
‫اون کاری که توی کالهون کردی،
‫حرکت خارق‌العاده‌ای زدی

272
00:18:04,792 --> 00:18:07,669
‫باور نمیشه واقعاً اینجا نشستم و دارم
‫با تو صحبت می‌کنم، آخه هر چی نباشه...

273
00:18:07,711 --> 00:18:09,171
‫هیزل، واسه چی اومدی اینجا؟

274
00:18:09,755 --> 00:18:10,881
‫خب، چیزه، می‌دونی...

275
00:18:10,964 --> 00:18:12,091
‫دیگو، بس کن!

276
00:18:13,175 --> 00:18:14,802
‫پا شو!

277
00:18:15,886 --> 00:18:19,223
‫می‌دونی، قبل از اینکه بکُشیش،
‫شاید بهتر باشه به حرف‌هاش گوش بدی

278
00:18:21,225 --> 00:18:23,352
‫به خاطر کاری که با پچ کردی مي‌کُشمت

279
00:18:24,645 --> 00:18:26,271
‫یا گوش نده. ببینیم چطور پیش میره

280
00:18:26,355 --> 00:18:27,689
‫قراره...

281
00:18:27,731 --> 00:18:28,982
‫بیخیال!

282
00:18:31,944 --> 00:18:33,153
‫حتماً درد گرفته

283
00:18:53,215 --> 00:18:54,925
‫گاز گرفتن جزو خط قرمزهامه

284
00:18:57,094 --> 00:19:00,430
‫هیزل، هر حرفی که واسه گفتنش اومدی اینجا،
‫پیشنهاد می‌کنم سریع بگیش،

285
00:19:00,973 --> 00:19:02,182
‫قبل از اینکه به هوش بیاد

286
00:19:02,766 --> 00:19:05,477
‫من همکارم رو ول کردم، کمیسیون رو ترک کردم،
‫اومدم تا داوطلب بشم

287
00:19:06,186 --> 00:19:08,730
‫- واسه چی؟
‫- تا کمک کنم جلوی آخرالزمان رو بگیریم

288
00:19:08,814 --> 00:19:10,691
‫هه

289
00:19:11,066 --> 00:19:13,443
‫الان چی واسه‌ت اینقدر خنده‌داره؟

290
00:19:13,527 --> 00:19:16,155
‫قبل از اینکه جواب بدم،
‫برای چی می‌خوای بهمون کمک کنی؟

291
00:19:16,947 --> 00:19:19,992
فقط بگم که نمی‌خوام آخرالزمان دونات فروشی‌ای
که منافع شخصیم توشه رو نابود کنه

292
00:19:20,033 --> 00:19:23,370
‫خب، اصلاً دوست ندارم به روت بیارم، رفیق،
‫ولی اومدنت حکم نوش‌دارو بعد از مرگ رو داره

293
00:19:23,412 --> 00:19:26,206
‫اینکه تو الان اینجایی، بدون ذره‌ای تردید به این معنیه

294
00:19:26,206 --> 00:19:27,958
‫که آخرالزمان به سر رسیده

295
00:19:28,041 --> 00:19:29,793
‫واقعاً؟ از کجا می‌دونی؟

296
00:19:30,294 --> 00:19:33,088
‫سمبلـش مُرده. امروز صبح جنازه‌شو پیدا کردیم

297
00:19:33,505 --> 00:19:36,175
‫تو آخرین مجهولِ مشخص شدۀ این معادله بودی

298
00:19:36,884 --> 00:19:39,219
‫لعنت. واقعا؟

299
00:19:39,803 --> 00:19:43,515
،تو که توی معادله نباشی
دیگه آخرالزمانی در کار نیست

300
00:19:47,811 --> 00:19:48,812
‫خیلی خب

301
00:20:06,747 --> 00:20:07,748
‫خب حالا چیکار کنیم؟

302
00:20:08,373 --> 00:20:10,167
‫می‌دونی، راستش، نمی‌دونم

303
00:20:11,460 --> 00:20:13,712
‫اینقدر این ماجرا رو دنبال کردم که...

304
00:20:14,254 --> 00:20:17,132
‫هیچ‌وقت واقعاً دربارۀ فرداش فکر نکردم

305
00:20:18,175 --> 00:20:19,509
‫نمی‌دونم. خودت چطور؟

306
00:20:19,593 --> 00:20:21,511
‫دیگه کاری با این دیوونگی ندارم

307
00:20:22,846 --> 00:20:24,264
‫وقتشه از اول شروع کنم

308
00:20:24,556 --> 00:20:25,807
‫تو هم باید همین کارو کنی

309
00:20:26,850 --> 00:20:28,435
‫گفتنش راحت‌تر از انجام دادنشه

310
00:20:29,478 --> 00:20:31,021
‫الزاماً سخت نیست

311
00:20:31,521 --> 00:20:34,399
‫آخه، این‌طوری بهش فکر کن.
‫اگه هیچ‌وقت در زمان سفری نمی‌کردی،

312
00:20:34,483 --> 00:20:36,902
،و گذرت به تربیت کننده نمی‌افتاد

313
00:20:37,444 --> 00:20:38,737
چی میشد؟

314
00:20:42,908 --> 00:20:47,287
‫گمونم بزرگ که می‌شدم مثل بقیه‌شون
‫یه پسر احساساتی نابالغ بودم

315
00:20:47,371 --> 00:20:49,456
‫خب، پس تحویل بگیر

316
00:20:50,374 --> 00:20:51,625
‫حالا می‌تونی بزرگ شی

317
00:20:53,126 --> 00:20:54,127
‫موفق باشی

318
00:20:58,298 --> 00:20:59,383
‫هیزل

319
00:20:59,967 --> 00:21:02,344
‫- قبل از اینکه بری یه چیز دیگه هم بگم
‫- بگو

320
00:21:03,095 --> 00:21:05,847
‫کدومـتون به کاراگاه پچ شلیک کردین؟

321
00:21:06,390 --> 00:21:07,432
‫یه زن بهش شلیک کرد

322
00:21:09,476 --> 00:21:10,894
‫چه بد

323
00:21:11,395 --> 00:21:13,438
‫تفنگـش می‌تونست برادرم رو تبرئه کنه

324
00:21:15,023 --> 00:21:17,901
‫خب، امروز روز شانسته، رفیق

325
00:21:18,527 --> 00:21:20,654
‫جفتـشونو بگیر

326
00:21:20,737 --> 00:21:22,489
‫دیگه کاری با این زندگی ندارم

327
00:21:35,794 --> 00:21:38,588
‫ شما ۳ پیام صوتی جدید دریافت کردید

328
00:21:39,047 --> 00:21:40,716
‫ پیام اول

329
00:21:41,133 --> 00:21:44,720
‫ وانیا، من خانم کوالسکی هستم.
‫ آقای پادل دوباره گُم شده

330
00:21:45,262 --> 00:21:47,514
‫ میشه اگر دیدیش باهام تماس بگیری؟ ممنون

331
00:21:47,931 --> 00:21:50,976
‫ پیام بعد

332
00:21:51,059 --> 00:21:53,061
‫ وانیا، پیتر هستم از تماشاخانه‌‌ی ایکاروس

333
00:21:53,145 --> 00:21:55,230
‫ فقط خواستم بهت یادآوری کنم
‫ بلیت‌های اون کنسرتی که خواسته بودی رو

334
00:21:55,230 --> 00:21:58,483
‫ گذاشتیم توی باجۀ بلیت فروشی.
‫ مهمون‌هات هر زمان که خواستن می‌تونن تهیه‌شون کنن

335
00:21:58,525 --> 00:22:01,320
‫ پیام بعد

336
00:22:01,403 --> 00:22:03,488
‫ سلام، وانیا، منم

337
00:22:03,947 --> 00:22:05,032
‫ فقط می‌خواستم...

338
00:22:06,199 --> 00:22:07,868
‫ اوضاع بدجور بهم ریخته

339
00:22:09,578 --> 00:22:11,997
‫ تنها خواستۀ من این بوده
‫ که خواهر خوبی برات باشم

340
00:22:14,499 --> 00:22:16,960
‫ گمونم تقریباً موفق نشدم به خواسته‌م برسم

341
00:22:18,337 --> 00:22:19,963
‫ ولی باید بهم زنگ بزنی، خب؟

342
00:22:21,673 --> 00:22:22,841
‫ خیلی دوستت دارم، آبجی

343
00:22:32,768 --> 00:22:34,644
‫متأسفم!

344
00:22:56,666 --> 00:22:59,336
‫آلیسون؟...
‫من اینجام

345
00:22:59,419 --> 00:23:00,629
‫من اینجام

346
00:23:00,837 --> 00:23:01,838
‫من اینجام

347
00:23:02,172 --> 00:23:04,299
‫نه. سعی نکن حرف بزنی. سعی نکن چیزی بگی

348
00:23:04,299 --> 00:23:06,885
‫حرف زدن آسیب بیشتری به
تارهات وارد می‌کنه، خب؟

349
00:23:07,886 --> 00:23:09,930
‫آلیسون، خیلی متأسفم که پیشت نبودم

350
00:23:10,764 --> 00:23:12,224
‫چیزی نیست

351
00:23:17,187 --> 00:23:18,647
‫باشه. صبر کن. وایسا

352
00:23:21,400 --> 00:23:22,401
‫بیا

353
00:23:34,037 --> 00:23:34,913
‫وانیا

354
00:23:34,996 --> 00:23:37,290
‫نمی‌دونیم اون کجاست

355
00:23:44,047 --> 00:23:45,048
‫قدرت‌؟

356
00:23:45,841 --> 00:23:48,468
‫متوجه نمیشم

357
00:23:49,678 --> 00:23:50,720
‫من میشم

358
00:23:53,849 --> 00:23:57,352
‫وقتشه که آخرین راز پدرت

359
00:23:57,436 --> 00:23:58,728
‫برملا بشه

360
00:24:08,947 --> 00:24:09,948
‫لعنتی

361
00:24:12,993 --> 00:24:14,453
‫خوبه، به هوش اومدی

362
00:24:15,036 --> 00:24:16,204
‫حالا واسه نوشیدنی آماده‌ای؟

363
00:24:19,207 --> 00:24:20,083
‫هیزل کجاست؟

364
00:24:20,167 --> 00:24:21,251
‫گذاشتمش بره

365
00:24:21,751 --> 00:24:22,586
‫تو چیکار کردی؟

366
00:24:22,669 --> 00:24:25,797
‫حالا که آخرالزمان به پایان رسیده،
‫وقتشه جر و دعواها هم تموم بشه

367
00:24:27,382 --> 00:24:29,676
‫هِی، اون پچ رو نکُشته.
‫کار همکارش، چاچا، بوده

368
00:24:29,759 --> 00:24:30,886
‫خب که چی؟

369
00:24:32,554 --> 00:24:34,055
‫جفت‌شون اون شب اونجا بودن

370
00:24:34,139 --> 00:24:37,392
‫این رفاقت نصف و نیمه باعث شد
‫هیزل هر دو تا تفنگ رو بهم بده

371
00:24:38,059 --> 00:24:42,063
‫که تو رو تبرئه می‌کنن، چون که بالستیک گلوله
‫با صحنۀ قتل پچ تطبیق پیدا می‌کنه

372
00:24:43,273 --> 00:24:45,484
‫هیزل اومد اینجا و دنبال یه راه خروج می‌گشت

373
00:24:45,525 --> 00:24:48,487
‫اون می‌خواست از اول شروع کنه.
‫و دست بر قضا چیزی داشت

374
00:24:48,570 --> 00:24:51,198
‫که ممکن بود به درد خانواده‌مون بخوره

375
00:24:51,740 --> 00:24:53,867
‫- پس وقت تغییره
‫- عمراً

376
00:24:55,952 --> 00:24:57,621
‫هر جور که راحتی

377
00:25:00,540 --> 00:25:01,625
‫کنجکاوم

378
00:25:03,460 --> 00:25:04,753
‫دوستت پچ

379
00:25:05,921 --> 00:25:07,589
‫از چیـش خوشت می‌اومد؟

380
00:25:10,383 --> 00:25:11,510
‫خیلی چیزهاش

381
00:25:13,428 --> 00:25:15,138
خیلی خوب بود همو میفهمیدیم 

382
00:25:16,097 --> 00:25:18,308
خصلتی نداشت که یه کم عمیق‌تر باشه؟

383
00:25:20,644 --> 00:25:21,937
‫آدم‌ها رو باور داشت

384
00:25:23,146 --> 00:25:26,107
‫هر چقدرم کثافت کاری و گندکاری
‫توی خیابون می‌دید بازم مردم رو باور داشت

385
00:25:27,150 --> 00:25:28,735
‫همیشه باطنِ خوبِ مردم رو می‌دید

386
00:25:30,820 --> 00:25:33,198
‫خب، مطمئنم اگه بدونه برای

387
00:25:33,281 --> 00:25:36,409
‫گرامی داشتن خاطره‌ش می‌خوای
‫هیزل و چاچا رو بکُشی، سرافراز میشه

388
00:26:14,364 --> 00:26:15,615
‫سلام؟

389
00:26:18,660 --> 00:26:19,744
‫وانیا

390
00:26:25,250 --> 00:26:27,502
‫- آلیسون...
‫- زنده موند

391
00:26:31,673 --> 00:26:32,716
‫خدا رو شکر

392
00:26:44,894 --> 00:26:45,895
‫چی شد؟

393
00:26:53,111 --> 00:26:54,571
‫بحث‌مون شد

394
00:26:56,364 --> 00:26:57,866
‫و اوضاع از کنترل خارج شد

395
00:27:00,827 --> 00:27:02,162
‫نمی‌خواستم بهش صدمه بزنم

396
00:27:03,913 --> 00:27:05,999
‫- خواهش می‌کنم، باید حرفمو باور کنی
‫- باور می‌کنم

397
00:27:06,583 --> 00:27:07,751
یه اتفاق بود

398
00:27:08,585 --> 00:27:10,503
‫و من... عصبانی بودم، و...

399
00:27:11,755 --> 00:27:13,340
‫یهو اینطوری شد

400
00:27:18,219 --> 00:27:19,220
‫می‌تونم ببینمش؟

401
00:27:19,679 --> 00:27:20,805
‫الان داره استراحت می‌کنه

402
00:27:22,015 --> 00:27:23,016
‫شاید بعداً

403
00:27:25,894 --> 00:27:28,021
‫عیبی نداره یه خرده اینجا منتظر بمونم؟

404
00:27:28,563 --> 00:27:29,564
‫البته که نه

405
00:27:30,607 --> 00:27:31,691
‫اینجا خونۀ خودته

406
00:27:35,862 --> 00:27:37,030
‫متأسفم

407
00:27:37,614 --> 00:27:38,698
‫شرمنده. متأسفم

408
00:27:43,036 --> 00:27:44,663
‫من نمی‌خواستم اینطوری بشه...

409
00:27:46,289 --> 00:27:47,582
‫نمی‌خواستم...

410
00:27:50,251 --> 00:27:51,753
‫متوجهم، وانیا

411
00:28:04,599 --> 00:28:06,017
‫داری خفه‌م می‌کنی

412
00:28:07,852 --> 00:28:09,646
‫منم متأسفم

413
00:28:10,772 --> 00:28:11,981
‫بس کن

414
00:28:12,816 --> 00:28:14,567
‫خواهش می‌کنم بس کن

415
00:28:14,943 --> 00:28:16,444
‫متأسفم

416
00:28:47,976 --> 00:28:48,977
‫نه

417
00:28:49,185 --> 00:28:50,186
‫نه

418
00:28:50,854 --> 00:28:51,855
‫نه

419
00:28:52,355 --> 00:28:53,606
‫نه

420
00:28:56,025 --> 00:28:57,026
‫بچه‌ها!

421
00:28:57,569 --> 00:28:58,570
‫نه، بذارید...

422
00:29:02,115 --> 00:29:05,744
‫خواهرمون رو زندانی کردی
‫چون فکر می‌کنی اون قدرت‌هایی رو داره

423
00:29:05,827 --> 00:29:08,204
‫نه، می‌دونم که داره. پوگو بهم گفت

424
00:29:09,164 --> 00:29:11,082
‫اون همیشه اینو می‌دونسته، بابامون هم همین‌طور

425
00:29:11,249 --> 00:29:12,959
‫چرا باید اینو ازمون پنهان کنن؟

426
00:29:13,042 --> 00:29:15,503
‫یعنی، فقط من نمی‌دونستم اینجا وجود داره؟

427
00:29:15,545 --> 00:29:18,923
‫- اون خیلی چیزها رو ازمون قایم کرد
‫- بهمون نگفت چون از وانیا...

428
00:29:20,592 --> 00:29:21,426
‫می‌ترسید

429
00:29:21,509 --> 00:29:23,386
‫- این مسخره‌ست
‫- واقعاً؟

430
00:29:23,803 --> 00:29:26,556
‫بابا درمورد بقیۀ چیزها هم دروغ گفته،
‫چرا این مورد اینقدر بعیده؟

431
00:29:26,639 --> 00:29:29,058
‫اگه تو درست بگی، پس شاید وانیا قاتل پی‌بادی باشه

432
00:29:29,100 --> 00:29:31,144
‫- و گلوی آلیسون رو بریده باشه
‫- نه. بیاین...

433
00:29:31,227 --> 00:29:33,021
‫چیزه... ببخشید، فقط بیاین برگردیم، باشه؟

434
00:29:33,062 --> 00:29:34,439
‫ما داریم درمورد وانیا صحبت می‌کنیم

435
00:29:34,481 --> 00:29:35,690
‫خواهرمون

436
00:29:35,774 --> 00:29:39,152
‫همونی که وقتی بچگی‌هامون پا میذاشتیم
‫روی مورچه‌ها، همیشه می‌زد زیر گریه

437
00:29:39,235 --> 00:29:41,237
‫آره، می‌دونم. قبول کردنش سخته...

438
00:29:41,321 --> 00:29:43,823
‫قبول کردنش سخت نیست، غیرممکنه

439
00:29:43,907 --> 00:29:46,409
‫نه، اون درست میگه. ببین،
‫نمی‌تونیم بدون مدرک زندانی نگهش داریم

440
00:29:46,451 --> 00:29:47,994
‫دیـ... دیگه چه مدرکی می‌خوای؟

441
00:29:48,077 --> 00:29:50,079
‫چطور در رو باز کنیم
‫و از خودش بپرسیم؟

442
00:29:50,163 --> 00:29:51,873
‫نه، اون هیچ‌جا نمیره

443
00:29:51,956 --> 00:29:55,043
‫نه، اصلاً گیریم که تو درست بگی،
‫وانیا بازم به کمکمون نیاز داره

444
00:29:55,126 --> 00:29:57,337
‫و اگه اون توی یه قفس زندانی باشه،
‫نمی‌تونیم کمکـش کنیم

445
00:29:57,337 --> 00:30:00,215
‫آره، تا جایی که ما خبر داریم،
‫اون احتمالاً داره با قدرت جدیدش

446
00:30:00,298 --> 00:30:01,966
‫دست و پنجه نرم می‌کنه

447
00:30:02,050 --> 00:30:04,969
‫آخه، حتماً ترسناکه.
‫واقعاً وحشت‌آوره که

448
00:30:05,053 --> 00:30:08,640
‫بفهمی قادر به انجام کارهایی هستی
‫که هیچ‌وقت فکرشونو هم نمی‌کردی

449
00:30:08,723 --> 00:30:11,100
‫ببین، اگه حتی نصف حرف‌های پوگو هم درست باشه،

450
00:30:11,184 --> 00:30:13,019
‫اون فقط برای ما خطرناک نیست

451
00:30:19,776 --> 00:30:20,777
‫[بذارین بره]

452
00:30:20,777 --> 00:30:23,279
‫نمی‌تونم بذارم.
‫اون بهت صدمه زده

453
00:30:30,286 --> 00:30:31,996
‫[تقصیر من بود]

454
00:30:32,413 --> 00:30:34,499
‫متأسفم، ولی اون زندانی می‌مونه

455
00:30:35,416 --> 00:30:37,210
‫فقط تا وقتی که بدونیم با چی طرفیم

456
00:30:44,843 --> 00:30:46,135
‫اون زندانی می‌مونه

457
00:30:53,768 --> 00:30:54,769
‫بیا

458
00:30:55,228 --> 00:30:56,980
‫بیا. باید استراحت کنی

459
00:31:01,985 --> 00:31:04,112
‫متأسفم! متأسفم!

460
00:31:07,991 --> 00:31:08,992
‫بیا. بیا بریم

461
00:31:14,372 --> 00:31:16,624
‫نه! نه!
‫نه! نه!

462
00:31:18,418 --> 00:31:20,879
‫مـتـأسـفـم!

463
00:31:26,718 --> 00:31:28,428
‫اگنس!

464
00:31:30,138 --> 00:31:32,432
‫بهت گفتم که وادارت می‌کنم
‫مرگ دوست دخترت رو تماشا کنی

465
00:31:38,563 --> 00:31:39,689
‫خیلی خب، چاچا

466
00:31:41,941 --> 00:31:42,942
‫بذار اون بره

467
00:31:44,569 --> 00:31:46,237
‫می‌تونی هر جور که دلت می‌خواد منو بکُشی

468
00:31:46,321 --> 00:31:47,822
‫می‌خوام اونکارو هم بکنم

469
00:31:48,781 --> 00:31:50,700
‫درست بعد از اینکه مجبورت کردم مرگشو تماشا کنی

470
00:31:50,700 --> 00:31:51,784
‫نه!

471
00:31:51,868 --> 00:31:53,411
‫هیزل!

472
00:31:59,125 --> 00:32:00,126
‫خواهش می‌کنم بس کن!

473
00:32:07,133 --> 00:32:08,134
‫لطفاً بس کن

474
00:32:10,929 --> 00:32:12,472
‫ولش کن!

475
00:32:39,832 --> 00:32:40,833
‫هیزل!

476
00:32:43,127 --> 00:32:45,338
‫بـسـه! لطفاً بس کن!

477
00:32:57,725 --> 00:32:58,726
‫هیزل!

478
00:33:04,232 --> 00:33:07,151
‫بهش صدمه نزن. تو رو خدا بس کن

479
00:33:12,699 --> 00:33:13,700
‫هیزل!

480
00:33:14,409 --> 00:33:15,410
‫چاچا

481
00:33:16,285 --> 00:33:18,079
‫- خواهش می‌کنم، بهت التماس می‌کنم!
‫- چاچا!

482
00:33:18,913 --> 00:33:20,832
‫- تو رو خدا بذار اون بره!
‫- خواهش می‌کنم اینکارو نکن

483
00:33:20,873 --> 00:33:22,125
‫- می‌بینی؟
‫- نـــه!

484
00:33:35,221 --> 00:33:36,806
‫این دیگه چه وضعشه؟

485
00:33:58,911 --> 00:33:59,912
‫خب...

486
00:34:01,205 --> 00:34:03,875
‫حتماً شما احمق‌ها بد گندی بالا آوردین

487
00:34:12,759 --> 00:34:13,760
‫آلیسون

488
00:35:42,223 --> 00:35:43,891
‫شرط می‌بندم برگشتن بین رفقات...

489
00:35:45,184 --> 00:35:46,853
‫حس خوبی داره

490
00:35:48,146 --> 00:35:49,689
‫عیبی نداره، می‌تونی...

491
00:35:50,398 --> 00:35:51,399
‫بگیش

492
00:35:52,984 --> 00:35:54,652
ما هیچ‌وقت به درد هم نمی‌خوردیم

493
00:36:00,950 --> 00:36:02,952
‫واسه‌م راحت نیست، دلورس، من...

494
00:36:03,953 --> 00:36:06,164
‫می‌خوام بدونی که تک تک دقایقی که پیشت بودم

495
00:36:06,247 --> 00:36:07,707
‫برام عزیزه،

496
00:36:08,583 --> 00:36:10,626
‫تمام ۲۳ میلیون و نیم دقیقه‌ش

497
00:36:12,753 --> 00:36:13,796
‫که میشه یه عمر

498
00:36:20,052 --> 00:36:21,095
‫حالا یه نگاه بهمون بنداز

499
00:36:22,471 --> 00:36:24,765
‫به قدر کافی خوش شناسیم،
‫یه عمر دیگه گیرمون میاد

500
00:36:31,439 --> 00:36:32,732
‫آره

501
00:36:33,691 --> 00:36:34,692
‫حق با توئه

502
00:36:35,860 --> 00:36:37,695
‫من راه درازی تا بزرگ شدن در پیش دارم

503
00:36:42,158 --> 00:36:43,784
‫هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم، دلورس

504
00:37:01,636 --> 00:37:03,054
‫- ببخشید، خانم
‫- بله؟

505
00:37:03,137 --> 00:37:05,306
‫میشه یه لباس جدید برِ اون مانکن کنین؟

506
00:37:07,850 --> 00:37:09,143
‫از لباس‌های پولک‌دار خوشش میاد

507
00:37:42,468 --> 00:37:44,971
‫اونها هنوزم ازمون می‌ترسن

508
00:37:49,141 --> 00:37:50,601
‫حتی بعد از تمام این سال‌ها

509
00:37:51,560 --> 00:37:53,062
‫از قدرت‌مون واهمه دارن

510
00:37:54,063 --> 00:37:55,273
‫تو واقعی نیستی

511
00:37:55,356 --> 00:37:56,524
‫ما لئونارد رو کُشتیم

512
00:37:58,859 --> 00:38:00,027
‫چون بهمون دروغ گفت

513
00:38:00,653 --> 00:38:02,113
‫درمورد همه چیز هم بهمون دروغ نگفت

514
00:38:02,822 --> 00:38:04,407
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟

515
00:38:04,490 --> 00:38:05,574
‫خودت می‌دونی

516
00:38:06,075 --> 00:38:07,368
‫همیشه هم می‌دونستی

517
00:38:08,369 --> 00:38:09,704
‫برادرها و خواهرمون،

518
00:38:10,579 --> 00:38:11,914
‫اونها عین بابامون هستن،

519
00:38:13,040 --> 00:38:14,542
،کمر به مهار کردن قدرتـمون

520
00:38:15,167 --> 00:38:16,377
،خفه کردن صدامون

521
00:38:16,460 --> 00:38:17,962
،از گروه جدا کردنـمون

522
00:38:18,045 --> 00:38:19,088
،به حاشیه روندنـمون

523
00:38:19,171 --> 00:38:21,132
و در سایه موندنـمون بستن

524
00:38:21,799 --> 00:38:22,967
‫هیچ‌وقت تموم بشو نیست

525
00:38:24,677 --> 00:38:25,970
‫نه تا وقتی که ما یه کاری کنیم

526
00:38:29,015 --> 00:38:30,224
‫منتها اونها خانواده‌مونن

527
00:38:30,308 --> 00:38:33,477
‫حالا دیگه ازت می‌ترسن.
‫تا ابد تو رو اینجا نگه میدارن

528
00:38:34,145 --> 00:38:35,146
‫نه

529
00:38:35,980 --> 00:38:37,606
‫یادته چطوری بود؟

530
00:38:38,649 --> 00:38:42,153
،اینکه هروز، وقتی اونها با هم بازی می‌کردن

531
00:38:42,236 --> 00:38:45,656
ما ساعت‌ها به این دیوارهای خاکستری چشم می‌دوختیم؟

532
00:38:46,782 --> 00:38:47,950
‫می‌خوای بقیۀ عمرمون رو

533
00:38:48,034 --> 00:38:50,328
‫- اینطوری زندگی کنیم؟
‫- نه. نه

534
00:38:58,544 --> 00:39:00,838
‫نمی‌تونم این داخل نفس بکِشم

535
00:39:01,630 --> 00:39:04,759
‫نمی‌تونم این تو نفس بکِشم

536
00:39:04,842 --> 00:39:06,010
پس دست رو دست نذار

537
00:39:07,636 --> 00:39:08,763
‫قبول کن کی هستیم

538
00:39:08,846 --> 00:39:10,306
‫نمی‌تونم...

539
00:39:11,349 --> 00:39:13,142
‫قبول کن که از اول کی بودیم

540
00:40:19,125 --> 00:40:20,334
‫وای، خدای من
