﻿1
00:00:17,183 --> 00:00:18,184
‫(سال ۱۹۵۳)

2
00:00:18,184 --> 00:00:21,438
‫♪ دختر کوچولو، دختر کوچولو... ♪

3
00:00:21,521 --> 00:00:24,858
‫- این دفعه محکم باش، خیلی‌خب؟
‫- باشه، عزیزم.

4
00:00:24,941 --> 00:00:26,026
‫اوه!

5
00:00:27,444 --> 00:00:29,237
‫- می‌خوای...
‫- من فقط...

6
00:00:29,988 --> 00:00:31,865
‫شرمنده. سعی کن...
‫ببخشید.

7
00:00:34,617 --> 00:00:38,121
‫♪ یک بوسه زد و برده‌ش شدم ♪

8
00:00:38,204 --> 00:00:42,000
‫♪ از اون موقع دیگه قلبم
‫به حرف نمی‌کنه ♪

9
00:00:42,083 --> 00:00:45,754
‫♪ همه‌ش به من امر و نهی می‌کنه ♪

10
00:00:45,837 --> 00:00:49,632
‫♪ کاری کرد که ضربان قلبم بالا و پایین بره ♪

11
00:00:50,133 --> 00:00:52,260
‫اون‌ها خونواده‌ی واقعی من‌ هستن.

12
00:00:52,343 --> 00:00:53,928
‫اصلا دوستم داری؟

13
00:01:00,226 --> 00:01:03,063
‫اون‌ها خونواده‌ی واقعی من‌ هستن.

14
00:01:04,314 --> 00:01:05,690
‫اصلا دوستم داری؟

15
00:01:11,654 --> 00:01:12,781
‫اصلا دوستم داری؟

16
00:01:12,864 --> 00:01:14,282
‫می‌دونی که نمی‌تونی اینجا باشی.

17
00:01:14,365 --> 00:01:16,659
‫چمدونم رو ازم گرفتی، هربلت.

18
00:01:17,410 --> 00:01:19,913
‫جای دیگه‌ای ندارم برم.

19
00:01:19,996 --> 00:01:21,664
‫یک نظام جدیده، لایلا.

20
00:01:21,748 --> 00:01:24,459
‫- اون‌ها خونواده‌ی واقعی من‌ هستن.
‫- و می‌خوان سر به نیستت کنن.

21
00:01:24,542 --> 00:01:26,002
‫اصلا دوستم داری؟

22
00:01:26,503 --> 00:01:29,339
‫اوه، فهمیدم.

23
00:01:29,881 --> 00:01:33,134
‫دینگ-دانگ،  خانم مُرده،
‫پس به جاش دخترش تقاص پس بده؟

24
00:01:33,218 --> 00:01:34,302
‫زیاد منصفانه نیست.

25
00:01:34,385 --> 00:01:36,262
‫این...

26
00:01:36,346 --> 00:01:39,641
‫امم، تو هر بازه‌ی زمانی که بخوای،
‫می‌تونیم بفرستیمت...

27
00:01:39,724 --> 00:01:40,725
‫باشه.

28
00:01:42,310 --> 00:01:43,311
‫برلین غربی.

29
00:01:44,020 --> 00:01:45,146
‫۱۹۸۹.

30
00:01:47,440 --> 00:01:49,984
‫اه، خیلی‌خب.

31
00:01:50,068 --> 00:01:52,195
‫- باشه.
‫- نگاه کن.

32
00:01:52,278 --> 00:01:53,571
گلوله است.

33
00:01:53,655 --> 00:01:54,906
‫به امید دیدار.

34
00:01:56,241 --> 00:01:58,243
(برلین، ۱۹۸۹)

35
00:02:48,251 --> 00:02:49,878
‫ای بچه زرنگ.

36
00:02:50,712 --> 00:02:53,506
‫ببین کی نقشه فرار مامانش رو پیدا کرده.

37
00:02:54,048 --> 00:02:57,760
‫لایلای عزیزم، هر چیزی که دنبالت می‌کنه،
‫به فرار کردن ادامه بده.

38
00:02:58,344 --> 00:03:00,346
‫برای یک زندگی عادی، واینستا.

39
00:03:00,847 --> 00:03:03,600
‫«عادی» برای دخترهایی مثل ما معنی نداره.

40
00:03:04,309 --> 00:03:07,020
‫و یادت باشه که به هیچکس اعتماد نکنی.

41
00:03:07,520 --> 00:03:08,813
‫به جز من.

42
00:03:09,606 --> 00:03:11,441
‫می‌بوسمت، مامان.

43
00:03:24,704 --> 00:03:25,872
‫به راه رفتن ادامه بده!

44
00:03:27,457 --> 00:03:28,458
‫هی.

45
00:03:31,544 --> 00:03:33,922
‫میشه پتکت رو قرض بگیرم؟

46
00:05:19,360 --> 00:05:20,528
‫مامانت کجاست؟

47
00:05:21,195 --> 00:05:22,822
‫با نوازنده بیس رفت.

48
00:05:23,531 --> 00:05:24,532
‫اوممم؟

49
00:05:25,908 --> 00:05:27,076
‫کِی برمی‌گرده؟

50
00:05:27,702 --> 00:05:28,703
‫یک هفته دیگه.

51
00:05:29,078 --> 00:05:31,205
‫بعضی وقت‌ها با نوازنده‌های بیس
‫از این کارها می‌کنه.

52
00:05:31,789 --> 00:05:33,833
‫یکی رو از آتلانتا تا اینجا دنبال کردیم و...

53
00:05:34,459 --> 00:05:36,044
‫مامان‌ها از همه بدترن.

54
00:05:37,253 --> 00:05:38,629
‫همین رو بگو.

55
00:05:38,713 --> 00:05:40,423
‫مشکلی واسم پیش نمیاد.
‫لازم نیست بمونی.

56
00:05:43,134 --> 00:05:44,177
‫تو هم لازم نیست بمونی.

57
00:05:45,928 --> 00:05:46,929
‫هی.

58
00:05:47,722 --> 00:05:51,184
‫نظرت چیه من و تو با هم بریم آمریکا
‫و یکی از دوست‌های قدیمیم رو بترسونیم؟

59
00:05:52,226 --> 00:05:53,227
‫خوش می‌گذره.

60
00:05:55,730 --> 00:05:57,940
‫همم...

61
00:06:00,276 --> 00:06:02,153
‫باشه. میام.

62
00:06:03,863 --> 00:06:04,864
‫خوبه.

63
00:06:14,499 --> 00:06:16,793
‫♪ اگه می‌خوای بیای سوار ماشینم بشی ♪

64
00:06:16,876 --> 00:06:19,337
‫♪ سوار رینگ‌های طلایی سه چرخ ایمپالا بشی ♪

65
00:06:19,420 --> 00:06:22,924
‫- ♪ چرا اینجوری زندگی می‌کنم؟ ♪
‫- ♪ هی! ♪

66
00:06:23,007 --> 00:06:24,592
‫♪ حتما تقصیر پوله!‌ ♪

67
00:06:24,592 --> 00:06:26,260
‫♪ اگه می‌خوای باهام بیای نشئه کنیم ♪

68
00:06:26,344 --> 00:06:28,638
‫♪ یه نخ پشت بنز کلاس ای بکشیم ♪

69
00:06:28,721 --> 00:06:31,599
‫♪ اوه، چرا باید اینطوری زندگی کنم؟ ♪

70
00:06:31,682 --> 00:06:35,228
‫♪ هی! حتما تقصیر پوله! ♪

71
00:06:50,034 --> 00:06:51,452
‫♪ حتما تقصیر پوله! ♪

72
00:06:55,540 --> 00:06:58,584
‫اوه. این کارها یعنی چی، پیرمرد؟

73
00:06:59,168 --> 00:07:02,922
‫الان من رو کُشتی
‫و توی صندوق عقب ماشینت انداختی؟

74
00:07:03,005 --> 00:07:06,843
‫بله همین کار رو کردم.
‫تو هم به مدت ۲۲ دقیقه مُرده بودی.

75
00:07:06,926 --> 00:07:08,928
‫کاملا آسیب‌پذیر بودی!

76
00:07:09,011 --> 00:07:11,222
‫می‌تونستم تک تک اندام‌های بدنت رو بردارم.

77
00:07:11,305 --> 00:07:12,140
‫چرا؟

78
00:07:12,223 --> 00:07:14,267
‫مسئله اینجاست
‫اگه واقعا دنیا داره به پایان می‌رسه،

79
00:07:14,350 --> 00:07:16,727
‫پس دیگه وقتی واسه‌ت نمونده
‫که بر استعدادهات مسلط بشی.

80
00:07:16,811 --> 00:07:18,062
‫اوه!

81
00:07:18,646 --> 00:07:20,356
‫- کلی کار باید بکنیم!
‫- نه، بابا!

82
00:08:04,734 --> 00:08:05,735
‫بهش گفتی؟

83
00:08:06,944 --> 00:08:07,987
‫کی، ویکتور؟

84
00:08:08,946 --> 00:08:09,780
‫هنوز نه.

85
00:08:09,864 --> 00:08:11,657
اوه ‫پسر.

86
00:08:12,492 --> 00:08:13,743
اصلا ‫به مذاقش خوش نمیاد.

87
00:08:14,994 --> 00:08:16,829
‫- کاری که باید انجام میشد رو کردم.
‫- فقط میگم...

88
00:08:17,413 --> 00:08:19,248
‫باید خونوادگی تصمیم می‌گرفتیم.

89
00:08:23,002 --> 00:08:25,379
‫و کدوم خونواده رو میگی، بروتوس؟
(از قاتلین ژولیوس سزار)

90
00:08:26,339 --> 00:08:27,632
‫درضمن چه لباس قشنگی پوشیدی.

91
00:08:27,715 --> 00:08:29,634
‫شبیه یه جوش شدی که هنوز نترکیده.

92
00:08:36,849 --> 00:08:39,602
‫بهتر نیست... یکی رو پیدا کنیم
‫که باهاش حرف بزنی؟

93
00:08:39,685 --> 00:08:42,230
‫من حالم خوبه.
‫اونی که بحران هویت داره، تویی.

94
00:08:42,313 --> 00:08:45,900
‫اوه، جدی؟ حال «خوب» همون چیزیه
‫که توی هتل سر من آوردی؟

95
00:08:48,194 --> 00:08:49,237
‫لوتر.

96
00:08:51,447 --> 00:08:53,449
‫بن می‌خواد جلسه خونوادگی تشکیل بده.

97
00:08:53,533 --> 00:08:55,535
‫اوه، راست میگی.
‫آره، خوبه. موافقم.

98
00:08:56,827 --> 00:08:57,870
‫هر دو خونواده.

99
00:08:58,663 --> 00:09:00,998
‫ می‌تونی اعضا خونواده‌ت رو راضی کنی
‫که شرکت کنن؟

100
00:09:02,792 --> 00:09:04,544
‫اوه، داری جدی میگی. امم...

101
00:09:05,211 --> 00:09:06,254
‫اه...

102
00:09:06,837 --> 00:09:07,838
‫من هستم.

103
00:09:09,048 --> 00:09:10,216
‫اون که میاد. خوبه.

104
00:09:12,343 --> 00:09:15,555
‫چی کار داری می‌کنی؟
‫استنلی رفته! باید یه کاری بکنیم!

105
00:09:15,638 --> 00:09:16,931
برو دودکش رو یه نگاهی بنداز!

106
00:09:17,014 --> 00:09:20,101
‫اون توی دودکش کوفتی نیست!
‫کوگل بلیتز شده!

107
00:09:20,184 --> 00:09:22,687
‫بعد تقصیر کیه، ها؟
خودت آوردیش اینجا!

108
00:09:22,687 --> 00:09:25,523
‫تبریک میگم. ‫هر دونفرتون
پدر و مادر کمی افتضاحی هستین.

109
00:09:26,399 --> 00:09:29,694
‫میشه تمرکز کنیم؟ یالا.
دفعه قبلی چطور باز شد؟

110
00:09:29,777 --> 00:09:32,363
‫- نمی‌دونم. یه جورایی از قبل باز بود.
‫- «یه جورایی از قبل باز بود».

111
00:09:32,363 --> 00:09:35,074
‫دیگو، تو باید می‌رفتی مهندس میشدی.
‫حیف شدی.

112
00:09:35,157 --> 00:09:37,618
‫اصلا چرا می‌خوای بری اونجا؟
‫فقط سوشی و زهرماره.

113
00:09:37,618 --> 00:09:39,704
‫وقتی که نسخه آینده من رو
‫توی پناهگاه کمیسیون دیدیم،

114
00:09:39,787 --> 00:09:41,831
‫به خودم درباره‌ی اوبلیوین هشدار دادم.

115
00:09:41,914 --> 00:09:43,958
‫- حالا، پوگو بهم گفت...
‫- وواه، وواه، وایستا ببینم!

116
00:09:44,041 --> 00:09:46,252
‫- پوگو زنده است؟
‫- یه پوگو دیگه است، ولی آره.

117
00:09:46,335 --> 00:09:49,380
‫میمون گفت که بابا چندین سال
‫وقت صرف آموزش اسپاروها کرده...

118
00:09:49,463 --> 00:09:52,341
‫برای یک جور ماموریت فوق سری به...

119
00:09:52,425 --> 00:09:53,426
‫اوبلیوین؟

120
00:09:54,010 --> 00:09:57,597
‫پس من برگشتم اینجا ‫و فهمیدم
که شما دوتا بیمار نازنازی...

121
00:09:57,680 --> 00:09:59,265
‫در واقع اونجا بودین.

122
00:09:59,348 --> 00:10:01,892
‫همه‌چی به اوبلیوین ختم میشه.
‫پس باید بریم اونجا.

123
00:10:01,976 --> 00:10:04,562
‫- ابدا! همچین اتفاقی نمیفته.
‫- به هیچ وجه! به زور زنده بیرون اومدیم.

124
00:10:04,645 --> 00:10:07,273
‫آره؟ خب که چی؟
‫این قضیه بزرگ‌تر از شما دوتاست.

125
00:10:07,356 --> 00:10:08,816
‫کسی که انگشت‌ داره،
‫این حرف‌ها رو می‌زنه.

126
00:10:08,858 --> 00:10:10,735
‫خوبه. چون قراره با ما بیاین.

127
00:10:10,818 --> 00:10:12,236
‫این باید جالب باشه.

128
00:10:12,320 --> 00:10:14,030
‫- کجا؟
‫- آکادمی اسپارو.

129
00:10:14,113 --> 00:10:17,617
‫دنیا داره به آخر می‌رسه، پس فکر کنم
‫وقتش رسیده مزخرفات‌مون رو کنار بذاریم...

130
00:10:17,700 --> 00:10:19,201
‫و با هم روی این کوگل بلیتز کار کنیم.

131
00:10:19,243 --> 00:10:20,453
‫آره؟ وگرنه چی؟

132
00:10:21,871 --> 00:10:24,415
‫وگرنه آخرین نفری که ناپدید میشه،
‫استنلی نیست.

133
00:10:25,875 --> 00:10:26,876
‫یالا.

134
00:10:39,138 --> 00:10:40,348
‫از آشنایی باهاتون خوشوقتم.

135
00:10:48,189 --> 00:10:49,732
‫خودش به چشم‌هاش چاقو زده.

136
00:10:49,815 --> 00:10:51,442
‫خوش اومدین.

137
00:10:51,525 --> 00:10:53,402
‫راحت باشین خونه خودتونه.

138
00:10:53,402 --> 00:10:55,154
‫ خانم، خونه‌ خودمونه.

139
00:10:55,237 --> 00:10:57,156
‫- جانم؟
‫- اه، پاستیل می‌خوری؟

140
00:10:57,239 --> 00:10:59,033
‫ویکتور و کلاوس کدوم گوری‌ان؟

141
00:10:59,116 --> 00:11:01,243
‫اگه شانس بیاریم،
‫احتمالا تا الان کوگل بلیتز شدن.

142
00:11:01,327 --> 00:11:04,205
‫- بعضی وقت‌ها خیلی منفی‌باش میشی.
‫- اووه، چه بلایی سر دستت اومده؟

143
00:11:04,664 --> 00:11:07,750
‫وقت واسه چرت و پرت گفتن نداریم.
‫همگی بشینین.

144
00:11:08,250 --> 00:11:10,127
‫خواهش می‌کردی خوب میشد.

145
00:11:10,211 --> 00:11:11,212
‫نه.

146
00:11:15,424 --> 00:11:18,219
‫پس، اه... یه جورایی قشنگه، نه؟

147
00:11:19,095 --> 00:11:20,554
‫همه‌مون اینجا جمع شدیم.

148
00:11:21,055 --> 00:11:22,723
‫یک خونواده بزرگ.

149
00:11:23,683 --> 00:11:26,018
‫- حس می‌کنم عرق کردم. عرق کردم؟
‫- نه، مشکلی نداری.

150
00:11:26,102 --> 00:11:28,312
‫ببینین، می‌دونم بینمون خصومت بوده.

151
00:11:28,396 --> 00:11:30,815
‫حالا هر چی. گذشته‌ها، گذشته، مگه نه؟

152
00:11:32,233 --> 00:11:33,067
‫سوال داری؟

153
00:11:33,150 --> 00:11:35,277
‫آره، اگه من تو رو بکشم،
‫بن خودمون رو پس می‌گیریم؟

154
00:11:37,113 --> 00:11:37,947
‫بالفرض.

155
00:11:38,030 --> 00:11:40,449
‫همینجوری حرف بزنی دیگه
‫بعد فقط از دست‌هات خون نمیاد.

156
00:11:40,533 --> 00:11:44,995
‫خیلی‌خب، اگه بحث دوقلوهای تستوسترونی
‫تموم شد، دوست دارم به برنامه برگردیم.

157
00:11:46,038 --> 00:11:47,039
‫کجاست؟

158
00:11:48,499 --> 00:11:49,542
‫ویکتور.

159
00:11:51,919 --> 00:11:53,546
‫با هارلن چی کار کردین؟

160
00:11:53,629 --> 00:11:54,880
‫اون‌ها هیچ کاری نکردن.

161
00:11:55,464 --> 00:11:56,632
‫من کردم.

162
00:11:58,217 --> 00:11:59,677
‫هارلن رو کشتم.

163
00:12:02,763 --> 00:12:03,764
‫چی...

164
00:12:06,684 --> 00:12:09,478
‫من... نمی‌فهمم.

165
00:12:09,562 --> 00:12:11,731
‫- چرا؟
‫- چون لیاقت نداشت زنده بمونه.

166
00:12:12,732 --> 00:12:15,151
‫چی؟ چون اون‌ها همچین حرفی زدن؟

167
00:12:15,234 --> 00:12:17,278
‫نباید به حرف‌شون گوش کنی.

168
00:12:17,361 --> 00:12:18,446
‫بیست دلار روی کوچولوئه می‌بندم.

169
00:12:18,487 --> 00:12:20,281
‫حق ندارن به ما بگن که چی کار کنیم،
چی کار نکنیم.

170
00:12:20,322 --> 00:12:21,615
‫قبول می‌کنم.

171
00:12:22,366 --> 00:12:25,369
‫می‌تونستی با من حرف بزنی.
‫می‌تونستیم یه راه دیگه پیدا کنیم.

172
00:12:25,453 --> 00:12:27,913
‫که چی بشه، دوباره بهمون دروغ بگی
‫و طرف اون رو بگیری؟

173
00:12:27,997 --> 00:12:28,998
‫همچین اتفاقی نیفتاد.

174
00:12:29,081 --> 00:12:31,959
‫اوه، نه، دقیقا همین اتفاق افتاد.

175
00:12:33,586 --> 00:12:37,131
‫می‌دونم که هارلن مادرهای ما رو کشته.

176
00:12:37,214 --> 00:12:38,424
‫- چی؟
‫- وواه.

177
00:12:38,507 --> 00:12:39,967
‫- چی؟
‫- لعنت.

178
00:12:41,719 --> 00:12:43,387
‫اوه اوه، پیچش داستانی.

179
00:12:45,222 --> 00:12:46,432
‫کی بهت گفت؟

180
00:12:46,515 --> 00:12:47,433
‫هارلن.

181
00:12:47,516 --> 00:12:51,395
‫بعد از اینکه جنابعالی
‫درست تو صورتم دروغ گفتی.

182
00:12:51,979 --> 00:12:54,774
‫حقیقت داره، ویکتور؟
‫هارلن این چیزها رو شروع کرد؟

183
00:12:56,066 --> 00:12:58,903
‫آره، ولی نمی‌خواسته از عمد
‫به کسی صدمه بزنه. اون...

184
00:12:58,986 --> 00:13:00,112
‫تو از کجا می‌دونی؟

185
00:13:01,614 --> 00:13:03,240
‫چون می‌شناختمش.

186
00:13:03,324 --> 00:13:06,952
‫و پسر مهربون و خوبی بود،
‫تا اینکه من اون رو مثل خودمون کردم.

187
00:13:07,036 --> 00:13:09,079
‫خیلی‌خب؟
‫پس تقصیر من بوده.

188
00:13:09,163 --> 00:13:12,416
‫و اگه کسی رو می‌خوای که
سرزنش کنی، ‫من اینجام...

189
00:13:12,500 --> 00:13:14,043
‫چی باعث شده فکر کنی
‫که سرزنشت نمی‌کنم؟

190
00:13:16,170 --> 00:13:18,255
‫این کارت به‌خاطر نجات دنیا نبوده.

191
00:13:21,383 --> 00:13:23,135
‫این کار رو کردی تا ناراحتم کنی.

192
00:13:25,137 --> 00:13:26,347
‫تلافی برای...

193
00:13:27,765 --> 00:13:28,891
‫بگو.

194
00:13:31,685 --> 00:13:32,520
‫اسمش رو بگو.

195
00:13:32,603 --> 00:13:35,064
‫می‌دونین چیه؟
‫شاید بهتر باشه یه دقیقه... خیلی‌خب.

196
00:13:35,105 --> 00:13:38,192
‫- کُشتن هارلن، کلیر رو برمی‌گردونه؟
‫- محافظت از اون، سیسی رو برمی‌گردونه؟

197
00:13:38,192 --> 00:13:40,528
‫- همونقدر که واسه تو شخصی بوده...
‫- من کسی رو نکشتم!

198
00:13:40,528 --> 00:13:44,824
‫ولی جون همه رو به خطر انداختی!
‫اصلا می‌دونی چه حسی داره؟

199
00:13:44,907 --> 00:13:48,035
‫چه حسی داشت تو رو ببینم که واسه محافظت کردن
‫از مردی که به نابودی دخترم کمک کرد،

200
00:13:48,118 --> 00:13:49,662
‫بیشتر از اینکه بخوای دخترم رو برگردونی،
‫خودت رو به آب و آتیش می‌زدی؟

201
00:13:49,745 --> 00:13:51,664
‫نمی‌دونم چطور کلیر رو برگردونم.

202
00:13:52,373 --> 00:13:54,625
‫خیلی‌خب؟ هیچکس نمی‌دونه.
‫ولی من کنارت بودم.

203
00:13:54,708 --> 00:13:56,752
‫- سعی کردم. من...
‫- که چی؟

204
00:13:56,836 --> 00:13:57,920
‫کمکم کنی سوگواری کنم؟

205
00:13:58,629 --> 00:14:01,799
‫خدایا، کل این خونواده همه‌ش می‌خوان
‫به من بگن که دردم رو تحمل کنم...

206
00:14:01,882 --> 00:14:03,843
‫و نگران درمان درد تو باشن!

207
00:14:04,426 --> 00:14:05,845
‫یه نفر باید بهاش رو می‌داد...

208
00:14:05,928 --> 00:14:07,680
‫چون تو هیچوقت نمی‌دادی.

209
00:14:08,764 --> 00:14:10,933
‫دنیا رو نابود کنی،
‫پوگو رو بکشی، نزدیک بود منم بکشی،

210
00:14:11,016 --> 00:14:11,851
‫و به‌خاطر چی؟

211
00:14:11,934 --> 00:14:14,436
‫تا ما همه تلاش کنیم
‫خرابکاری تو رو درست کنیم؟

212
00:14:14,520 --> 00:14:15,563
‫دیگه خسته شدم.

213
00:14:15,646 --> 00:14:17,022
‫سخت نگیر، آلیسون.

214
00:14:19,149 --> 00:14:20,943
‫- خیلی‌خب، من...
‫- دهنت رو ببند!

215
00:14:21,026 --> 00:14:22,027
‫آلیسون.

216
00:14:23,737 --> 00:14:27,867
‫هر دفعه که یک زندگی جدید
‫واسه خودم می‌سازم،

217
00:14:27,950 --> 00:14:31,787
‫تو دنیا رو نابود می‌کنی و ازم می‌گیریش!

218
00:14:31,871 --> 00:14:34,123
‫چطور بدون گفتن «یه شایعه‌ای شنیدم»
این کار رو می‌کنی؟

219
00:14:34,206 --> 00:14:37,001
‫یه هدیه کوچیک باقی‌مونده از هارلن.

220
00:14:37,084 --> 00:14:39,295
‫خیلی‌خب، دیگه بسه.
‫قدرتت رو بذار کنار، آلیسون.

221
00:14:39,378 --> 00:14:41,839
‫درست نیست!

222
00:14:46,719 --> 00:14:49,513
‫باید توی همون زیرزمین ولت می‌کردیم.

223
00:14:49,597 --> 00:14:50,890
‫وواه! آلیسون، دیگه بسه!

224
00:15:01,650 --> 00:15:02,651
‫خوبی؟

225
00:15:03,611 --> 00:15:04,445
‫خوبم.

226
00:15:06,906 --> 00:15:07,948
‫بیاین ادامه بدیم.

227
00:15:08,449 --> 00:15:09,283
چه قشنگ.

228
00:15:09,366 --> 00:15:11,201
دقیقا عین ما دعوا می‌کنین.

229
00:15:12,661 --> 00:15:13,662
‫نه، مرد.

230
00:15:15,539 --> 00:15:16,957
‫ما اینجوری دعوا نمی‌کنیم.

231
00:16:10,761 --> 00:16:12,888
‫خب بگو ببینم.
‫دوست داری با هم چی کار کنیم؟

232
00:16:12,888 --> 00:16:14,056
‫واسه تفریح.

233
00:16:15,349 --> 00:16:16,976
‫متوجه سوالت نمیشم.

234
00:16:17,059 --> 00:16:19,269
‫توی خط زمانی شما، سفر خونوادگی نمی‌رفتیم؟

235
00:16:19,353 --> 00:16:20,354
‫با بابامون؟

236
00:16:20,437 --> 00:16:21,814
‫معلومه که نه.

237
00:16:21,897 --> 00:16:24,149
‫طرف مثل یک دیکتاتور بود.

238
00:16:24,233 --> 00:16:26,735
‫نه، نه. با اون همه‌ش باید ماموریت می‌رفتیم.

239
00:16:26,819 --> 00:16:27,945
‫ماموریت پشت ماموریت...

240
00:16:27,945 --> 00:16:30,531
‫چطور ممکنه که هیچ چیزی
‫درباره قدرت خودت نمی‌دونی؟

241
00:16:30,572 --> 00:16:32,157
‫هیچ چیزی توی آکادمی یاد نگرفتی؟

242
00:16:32,241 --> 00:16:35,995
‫خب، توی آکادمی قدیمی
‫از همون اول اوضاع قاراشمیش شد.

243
00:16:36,078 --> 00:16:37,121
‫چطور مگه؟

244
00:16:38,330 --> 00:16:40,332
‫شماره پنج در زمان گم شد.

245
00:16:40,916 --> 00:16:42,584
‫فقط.. غیبش زد.

246
00:16:43,419 --> 00:16:45,587
‫موقع حادثه جنیفر، بن مُرد.

247
00:16:45,671 --> 00:16:48,173
‫- غم‌انگیزه.
‫- اوه، غم‌انگیز؟ هنوز تموم نشده.

248
00:16:48,257 --> 00:16:50,718
‫سال‌ها دخترت رو چیزخور می‌کردی
‫و بهش مواد می‌دادی.

249
00:16:50,801 --> 00:16:55,431
‫لوتر رو به یک پسر نیمه میمون
‫و عجیب الخلقه تبدیل کردی.

250
00:16:55,514 --> 00:16:58,684
‫من رو تو جعبه‌ای پُر از اشباح زندانی کردی.

251
00:16:58,767 --> 00:17:00,936
‫و بعدش هم خودت رو کشتی...

252
00:17:01,020 --> 00:17:03,647
‫تا هیچکدوم از ما به جوابی نرسیم.

253
00:17:03,731 --> 00:17:04,565
‫که اینطور.

254
00:17:04,648 --> 00:17:07,901
‫دارم میگم که پدر مزخرفی بودی.

255
00:17:07,985 --> 00:17:10,446
‫- بله. متوجه شدم. ممنون.
‫- خوبه.

256
00:17:11,030 --> 00:17:12,823
‫وقتشه که واسه‌ت جبران کنم.

257
00:17:12,906 --> 00:17:14,783
‫از همین حالا.

258
00:17:14,867 --> 00:17:18,412
‫تو الان من رو کشتی
‫و توی صندوق عقب ماشین انداختی.

259
00:17:18,495 --> 00:17:21,498
‫- شک دارم، بابا.
‫- بذار سر جزئیاتش بحث نکنیم.

260
00:17:21,582 --> 00:17:22,499
‫یک پیشنهاد جدید دارم.

261
00:17:22,583 --> 00:17:24,209
‫بهت کمک می‌کنم
‫بر قدرت‌های خودت مسلط بشی،

262
00:17:24,293 --> 00:17:26,837
‫تو هم دیگه اینقدر من رو
‫به‌خاطر گناه اون یکی پدر، سرزنش نکنی.

263
00:17:26,920 --> 00:17:28,714
‫اجازه بدی یه شروع جدید داشته باشیم.

264
00:17:30,799 --> 00:17:35,095
‫باشه ولی بهت که گفتم،
‫نمی‌تونم کنترل کنم چقدر بمیرم.

265
00:17:35,179 --> 00:17:37,431
‫فقط یکی از اون رمز و رازهای زندگیه.

266
00:17:37,514 --> 00:17:38,348
‫چرند نگو.

267
00:17:38,432 --> 00:17:40,934
‫- خوب مُردن هم مهارتیه مثل بقیه مهارت‌ها.
‫- دارم میگم که...

268
00:17:41,018 --> 00:17:43,854
‫فقط به مربی مناسب احتیاج داری.
‫بهم اعتماد داری؟

269
00:17:46,774 --> 00:17:48,609
‫آره. اعتماد دارم.

270
00:17:55,949 --> 00:17:58,202
‫مهارت تقریبا جاودانگی،
‫یک موهبت باورنکردنیه.

271
00:17:58,285 --> 00:18:00,662
‫با این حال، در فواصل غیرقابل پیش‌بینی
‫بدون اینکه کنترل کنی،

272
00:18:00,746 --> 00:18:03,707
‫با عکس‌العمل‌های یک آدم شل و ول،
‫دوباره زنده میشی.

273
00:18:03,791 --> 00:18:06,251
‫اصلا قادر به دفاع از خودت
‫یا هم‌تیمی‌هات نیستی.

274
00:18:06,335 --> 00:18:08,962
‫به نحوی، یک چیز مفید رو
‫به وبال گردنت تبدیل کردی.

275
00:18:09,046 --> 00:18:12,633
‫آره، خب، نمی‌خوام بگم
‫که نظرت واسم مهمه،

276
00:18:12,716 --> 00:18:15,594
‫ولی اگه قرار بود
قدرت خودم رو بهتر کنم،

277
00:18:16,637 --> 00:18:17,638
باید چی کار کنم؟

278
00:18:17,721 --> 00:18:21,892
‫اول از همه باید عکس‌العمل‌ها رو تقویت کنیم.
‫کار نیکو کردن از پر کردن است.

279
00:18:21,975 --> 00:18:22,976
‫برو اونجا وایستا.

280
00:18:23,685 --> 00:18:25,687
‫وقتی اونقدر سریع شدی
‫که این توپ رو بگیری،

281
00:18:25,771 --> 00:18:27,189
‫موفق شدی بهترش کنی.

282
00:18:29,024 --> 00:18:30,275
‫چرا که نه؟
‫باشه.

283
00:18:30,359 --> 00:18:31,902
‫ولی محض اطلاعت...

284
00:18:31,985 --> 00:18:34,696
‫هماهنگی دست و چشم‌هام،
‫مثل یک گربه مست می‌مونه.

285
00:18:36,156 --> 00:18:37,324
‫دیدی؟

286
00:18:37,407 --> 00:18:38,408
‫هاها!

287
00:18:44,123 --> 00:18:47,126
‫کلاوس هارگریوز.
‫تمرینات احیا.

288
00:18:47,626 --> 00:18:50,420
‫شروع آزمایش: ساعت ۱:۱۵ ظهر.

289
00:18:53,465 --> 00:18:56,176
‫♪ اون روز بچه‌ام به دنیا اومد ♪

290
00:18:56,677 --> 00:18:58,846
‫♪ به روشی عادی به دنیا اومد... ♪

291
00:19:00,681 --> 00:19:04,226
زمان ‫احیا بعد از مرگ،
‫هجده دقیقه و شش ثانیه.

292
00:19:09,356 --> 00:19:10,858
‫گولم زدی.

293
00:19:10,941 --> 00:19:12,943
‫می‌بینی؟ خیلی کندی!

294
00:19:13,026 --> 00:19:14,027
‫دوباره!

295
00:19:14,111 --> 00:19:16,989
‫پدر مزخرفی هستی!

296
00:19:17,072 --> 00:19:18,365
‫دوباره!‌
‫بگیرش!

297
00:19:24,663 --> 00:19:26,623
‫یازده دقیقه و شش ثانیه.

298
00:19:26,707 --> 00:19:28,834
‫بهتر شد،
‫ولی به اندازه کافی خوب نیست.

299
00:19:30,294 --> 00:19:31,837
‫تمرکز کن، کلاوس.

300
00:19:31,920 --> 00:19:33,547
‫تو می‌تونی.
‫دوباره!

301
00:19:38,260 --> 00:19:40,846
‫نه دقیقه و بیست ثانیه.

302
00:19:40,929 --> 00:19:43,557
‫درد می‌کنه.

303
00:19:49,313 --> 00:19:51,690
‫به نظرم کم کم داری
‫قلقش رو یاد می‌گیری، پسرجان!

304
00:19:57,070 --> 00:19:58,447
‫دوباره!

305
00:20:05,787 --> 00:20:07,581
‫فکر کنم دارم یاد می‌گیرم.

306
00:20:11,710 --> 00:20:13,837
‫شش دقیقه.

307
00:20:15,589 --> 00:20:17,341
‫چهار دقیقه.

308
00:20:17,424 --> 00:20:19,676
‫دو دقیقه. عالیه!

309
00:20:22,429 --> 00:20:24,264
‫سریع‌تر. سریع‌تر!

310
00:20:24,348 --> 00:20:25,766
‫سریع‌تر.

311
00:20:39,404 --> 00:20:41,740
‫می‌بینی؟
‫هیچوقت بهت شک نداشتم.

312
00:20:42,991 --> 00:20:44,326
‫حالا آماده‌ای.

313
00:20:48,121 --> 00:20:49,122
‫آماده واسه چی؟

314
00:21:14,856 --> 00:21:16,066
‫قشنگه، مگه نه؟

315
00:21:17,234 --> 00:21:18,402
‫اوه، واو.

316
00:21:18,819 --> 00:21:21,071
‫چیزی که استنلی رو بلعید.

317
00:21:21,154 --> 00:21:23,282
‫به همراه چند میلیارد آدم دیگه.

318
00:21:24,032 --> 00:21:26,326
‫آره، کسایی که نمی‌شناسم
‫و واسه‌م مهم نیستن.

319
00:21:26,827 --> 00:21:28,537
‫درسته. همه‌چی فقط به تو مربوط میشه.

320
00:21:28,620 --> 00:21:29,913
‫همه ما توی این قضیه بی‌اهمیتیم.

321
00:21:29,997 --> 00:21:31,957
‫این چیز قراره کل عالم رو ببلعه.

322
00:21:32,040 --> 00:21:33,208
‫از چی ساخته شده؟

323
00:21:33,292 --> 00:21:36,169
‫سیاه‌چاله‌های ریزی که در فواصل زمانی کوتاه
‫در حال فروپاشی هستن.

324
00:21:36,253 --> 00:21:38,922
‫- چرا ما به داخلش کشیده نمیشیم؟
‫- واقعا نمی‌دونیم.

325
00:21:39,006 --> 00:21:41,133
‫شما نباید اینجا وجود داشته باشین
‫و اینم نباید اینجا باشه.

326
00:21:41,216 --> 00:21:44,094
‫یک موقعیت ناممکن برای
‫یک موقعیت ناممکن.

327
00:21:45,095 --> 00:21:46,805
‫عالم دنبال بالانس و تعادله.

328
00:21:46,888 --> 00:21:49,850
‫گریس امواج رو ردگیری کرده.
موج ‫بعدی سه ساعت دیگه است.

329
00:21:49,933 --> 00:21:52,019
‫- خیلی‌خب، پس چی کار کنیم؟
‫- به دام میندازیمش.

330
00:21:52,394 --> 00:21:54,271
‫- کُره دایسون؟
‫- آره.

331
00:21:55,480 --> 00:21:56,732
‫باشه.

332
00:21:57,232 --> 00:21:58,483
‫ضریب حصر؟

333
00:21:59,318 --> 00:22:01,445
در اوج شار انرژی 0.98 میشه.

334
00:22:01,528 --> 00:22:02,612
‫مقاومت کششی؟

335
00:22:02,696 --> 00:22:04,698
‫سقف یو‌تی‌اس ۱۰ هزار گیگاپاسکال.

336
00:22:04,781 --> 00:22:07,117
‫- الان خیلی جذاب حرف می‌زنن؟
‫- نه!

337
00:22:07,200 --> 00:22:09,745
- ‫نظرت چیه، شماره پنج؟
‫- ممکنه جواب بده.

338
00:22:09,828 --> 00:22:11,538
‫یا همه‌مون به طرز وحشتناکی می‌میریم.

339
00:22:15,459 --> 00:22:16,293
‫من پایه‌ام.

340
00:22:16,376 --> 00:22:18,628
‫- واسه این کار به تو احتیاج نداریم.
‫- جانم؟

341
00:22:18,712 --> 00:22:22,799
‫واسه اینکه جواب بده،
‫به اسلون، لایلا، کریستوفر و...

342
00:22:22,883 --> 00:22:23,884
‫ویکتور احتیاج دارین.

343
00:22:25,344 --> 00:22:26,386
‫البته.

344
00:22:42,235 --> 00:22:44,321
‫تو جزو خونواده‌ای، ویکتور.

345
00:22:45,739 --> 00:22:46,865
‫و هیچ چیزی وجود نداره...

346
00:22:47,783 --> 00:22:50,077
‫که باعث بشه عشقم به تو کم بشه.

347
00:22:58,710 --> 00:23:01,463
‫چی... واسه هر چیزی که
‫الان اومدی بگی،

348
00:23:02,172 --> 00:23:04,674
‫باید بگم اگه آلیسون هنوز اونجاست
‫نمیام کمک کنم.

349
00:23:06,301 --> 00:23:07,928
‫فقط اومدم ژاکتم رو بردارم.

350
00:23:09,513 --> 00:23:14,393
کل این مدت منتظر بودی
‫یکی بیاد دنبالت که خواهش کنه؟

351
00:23:15,268 --> 00:23:16,603
‫واو!

352
00:23:17,104 --> 00:23:18,480
‫خیلی خجالت‌آوره.

353
00:23:19,856 --> 00:23:22,234
‫خب، الان دیگه با قاطعیت میشه گفت
‫که بن ما بهتر بود.

354
00:23:22,776 --> 00:23:23,902
‫آره بهم گفتن.

355
00:23:24,903 --> 00:23:25,987
‫ولی مگه اون نمُرد؟

356
00:23:26,905 --> 00:23:30,909
‫می‌دونی، مردم میگن که عزت نفس داریم،
‫ولی تو دیگه یه آشغال به تمام معنایی.

357
00:23:30,992 --> 00:23:33,662
‫اجازه میدی دنیا نابود بشه
‫چون از دست خواهرت عصبانی‌ای؟

358
00:23:33,745 --> 00:23:34,746
‫باریکلا.

359
00:23:34,788 --> 00:23:37,124
‫- من الان همچین کاری نمی‌کنم.
‫- واسه‌م مهم نیست.

360
00:23:37,207 --> 00:23:38,500
‫به هر حال دیگه کم کم اهمیتی نداره.

361
00:23:38,583 --> 00:23:41,628
‫تا چند روز دیگه،
‫همه‌مون کوگل-برشته میشیم.

362
00:23:42,337 --> 00:23:45,757
‫و گمونم هارلن به‌خاطر هیچ و پوچ مُرد.

363
00:23:47,259 --> 00:23:48,260
‫آفرین.

364
00:23:51,513 --> 00:23:54,975
‫فقط دیگه روی ملافه‌های من گریه نکن.

365
00:23:56,017 --> 00:23:57,436
‫حال به‌هم زنه.

366
00:24:24,796 --> 00:24:28,216
‫بی‌خیال. فکر کردم داریم میریم خونه.

367
00:24:30,427 --> 00:24:33,513
‫تو یه موهبت داری که امتناع می‌کنی
‫به طور کامل ازش استفاده کنی.

368
00:24:34,139 --> 00:24:37,058
‫بگو ببینم. چرا تو از بین همه،
‫از مردگان می‌ترسی؟

369
00:24:37,142 --> 00:24:37,976
‫اوه، چی بگم.

370
00:24:38,059 --> 00:24:41,396
‫شاید چون یک آشغالی در دنیای واقعی...

371
00:24:41,480 --> 00:24:45,984
‫وقتی بچه بودم توی یک جعبه
‫پر از اشباح من رو زندونی کرد.

372
00:24:46,067 --> 00:24:49,863
‫دقیقا! نمی‌تونیم گذشته رو تغییر بدیم،
‫ولی می‌تونیم باهاش روبرو بشیم.

373
00:24:51,448 --> 00:24:54,326
‫اینجا موهبتت تبدیل به کابوست شد.

374
00:24:54,409 --> 00:24:57,329
‫یک مرد تا موقعی که شیاطین دوران کودکی
‫خودش رو از بین نبره، تبدیل به مرد نمیشه.

375
00:24:57,412 --> 00:25:01,917
‫اوه آره. چه حرف قشنگی زد، اوبی-ونگ،
‫ولی شیاطین من واقعی هستن.

376
00:25:02,000 --> 00:25:03,960
درست به‌همین خاطر باید باهاشون روبرو بشی.

377
00:25:06,421 --> 00:25:08,715
‫اینجا یه چیز حیاتی رو از دست دادی.

378
00:25:11,384 --> 00:25:13,470
‫وقتشه که پس بگیریش.

379
00:25:31,154 --> 00:25:32,989
‫فقط  نوشیدنی هست.

380
00:25:34,074 --> 00:25:35,325
‫چقدر سوسول.

381
00:25:39,120 --> 00:25:41,164
‫صحبت از سوسول شد، اه...

382
00:25:41,915 --> 00:25:45,252
‫هیچ راهنمایی‌ای نداری بکنی
‫که چطور یه کار کنم داداش خنگت...

383
00:25:47,003 --> 00:25:48,129
‫عذرخواهیم رو قبول کنه؟

384
00:25:50,215 --> 00:25:51,883
‫مردم دلشون عذرخواهی نمی‌خواد.

385
00:25:51,967 --> 00:25:53,510
‫می‌خوان اعتراف بشنون.

386
00:25:53,593 --> 00:25:56,721
‫می‌خوان اونجا وایستی و راه‌های مسخره‌ای که
‫بهشون آسیب رسوندی رو لیست کنی...

387
00:25:56,805 --> 00:25:58,014
‫تا بدونن که درک می‌کنی.

388
00:25:59,099 --> 00:26:01,851
‫مگه اینکه ویکتور باشی،
‫در اون صورت هیچ چیزی کافی نیست.

389
00:26:03,812 --> 00:26:05,730
‫آره. یه خرده هیجان‌انگیز بود.

390
00:26:06,314 --> 00:26:09,150
‫امم، درباره‌ی اون قضیه چه احساسی داری...

391
00:26:09,985 --> 00:26:10,986
‫مشکلی ندارم.

392
00:26:11,736 --> 00:26:14,406
‫مزه تلخ یک نوشیدنی رو ترجیح میدم.

393
00:26:19,160 --> 00:26:21,663
‫می‌دونی، فکر می‌کردم که
‫کشتن هارلن حالم رو بهتر می‌کنه.

394
00:26:22,455 --> 00:26:23,498
‫یا بدتر می‌کنه.

395
00:26:25,292 --> 00:26:27,043
‫اصلا یه کاری می‌کنه.

396
00:26:27,544 --> 00:26:28,545
‫ولی...

397
00:26:30,005 --> 00:26:31,047
‫هیچ تاثیری نداشت.

398
00:26:32,882 --> 00:26:35,719
‫یا شاید در آن واحد همه‌چیز رو احساس می‌کنی،

399
00:26:35,802 --> 00:26:38,430
‫و همه‌چیز به نوعی همدیگه رو خنثی می‌کنن.

400
00:26:39,889 --> 00:26:43,268
‫نه، فکر کنم کم کم دارم
‫همه‌چیز رو درک می‌کنم.

401
00:26:44,352 --> 00:26:45,353
‫منظورت چیه؟

402
00:26:47,772 --> 00:26:50,191
‫خب، اونطور که من می‌بینم،
‫تا چند روز دیگه همه‌مون می‌میریم.

403
00:26:50,692 --> 00:26:53,320
‫یا سر از یک خط زمانی جدید در میاریم...

404
00:26:53,403 --> 00:26:56,072
‫که هارلن احتمالا هیچوقت وجود خارجی نداشته.

405
00:27:00,869 --> 00:27:04,164
‫همه‌ش مزخرفه.

406
00:27:05,206 --> 00:27:07,167
‫یعنی، هیچ... هیچکدومش واقعی نیست.

407
00:27:09,628 --> 00:27:10,629
‫هیچ چیزی باقی نمی‌مونه.

408
00:27:11,171 --> 00:27:14,257
ای بابا. خیلی خوردی.

409
00:27:14,758 --> 00:27:17,510
‫فقط اونقدر سریع در حال حرکتن...

410
00:27:17,594 --> 00:27:19,846
‫که با تغییراتش سرگیجه می‌گیری.

411
00:27:19,929 --> 00:27:21,890
‫مثل اسکیت‌بازهای نمایشیه...

412
00:27:21,973 --> 00:27:26,269
‫و اون... حرکت پرش سه‌گانه سالچو
‫داگی استایل‌مانند یا هر چی هست، می‌مونه...

413
00:27:26,353 --> 00:27:28,063
‫که تو باید یه نقطه کانونی رو انتخاب کنی.

414
00:27:28,938 --> 00:27:32,067
‫یه چیز محسوس که روش قفل کنی،

415
00:27:33,860 --> 00:27:35,862
واسه‌ت ‫مهم نباشه که اطرافت چه تغییری بکنه.

416
00:27:37,656 --> 00:27:39,991
‫و اگه یکی قبلا داشتم
‫و از دستش دادمش، چی؟

417
00:27:43,495 --> 00:27:44,829
‫بعد یکی دیگه پیدا می‌کنی.

418
00:27:50,210 --> 00:27:51,211
‫آماده‌ایم.

419
00:27:56,216 --> 00:27:57,550
‫خیلی‌خب، چطور شروع کنیم؟

420
00:27:58,134 --> 00:28:00,220
‫تا حالا لونه زنبورها رو جابجا کردی؟

421
00:28:00,887 --> 00:28:02,514
‫نه، چون کار عجیبیه.

422
00:28:02,597 --> 00:28:04,057
‫نمی‌تونی همینجوری برش داری.

423
00:28:04,140 --> 00:28:07,060
‫باید در حالی که دورش حفاظ می‌کشی،
‫لونه رو هم آروم نگه داری،

424
00:28:07,143 --> 00:28:08,186
‫و بعد به دام میندازیش.

425
00:28:17,654 --> 00:28:20,740
‫یکی از سیاه‌چاله‌های داخلش
با سرعت متفاوتی ارتعاش می‌کنه.

426
00:28:21,449 --> 00:28:22,701
‫- می‌تونم احساسش کنم.
‫- خوبه.

427
00:28:22,784 --> 00:28:24,869
‫هر اتفاقی افتاد،
‫نذار سرعتش زیاد بشه یا تغییر کنه،

428
00:28:24,953 --> 00:28:26,037
‫وگرنه همه‌چیز خراب میشه.

429
00:28:26,121 --> 00:28:28,039
‫زنبورها رو تکون ندم. فهمیدم.

430
00:28:34,462 --> 00:28:38,049
‫لایلا، هر وقت آماده بودی،
‫دقیقا همون کار ویکتور رو بکن.

431
00:28:43,555 --> 00:28:45,890
‫هی، چی کار داره می‌کنه؟

432
00:28:45,974 --> 00:28:48,184
‫از گرانش خودش برای
‫متراکم کردنش استفاده می‌کنه.

433
00:28:50,603 --> 00:28:52,105
‫خیلی خفنه، ها؟

434
00:29:03,658 --> 00:29:06,995
‫بهم نگفته بودین که دارین
‫یه زندان واسه خدا درست می‌کنین.

435
00:29:07,579 --> 00:29:08,580
‫مامان؟

436
00:29:09,289 --> 00:29:11,708
‫حق ندارین کار رو بکنین.

437
00:29:12,208 --> 00:29:14,127
‫یه خرده سرمون شلوغه، گریس.

438
00:29:14,878 --> 00:29:17,964
‫روز انتقام در قلب من بود...

439
00:29:19,841 --> 00:29:21,509
‫از چی داری حرف می‌زنی؟

440
00:29:21,593 --> 00:29:25,054
‫و سال رستگاری من فرا رسیده.

441
00:29:26,765 --> 00:29:28,433
‫لعنت!

442
00:29:28,516 --> 00:29:31,019
‫روز انتقام در قلب من بود،

443
00:29:31,102 --> 00:29:34,731
‫و سال رستگاری من فرا رسیده.

444
00:29:52,290 --> 00:29:54,709
‫خودت رو جمع و جور کن.

445
00:29:57,462 --> 00:30:00,507
‫به خودت بیا، ترسو...

446
00:30:17,857 --> 00:30:19,234
‫لعنت!

447
00:30:25,740 --> 00:30:27,367
‫هی، مامان، مامان، مامان!

448
00:30:28,368 --> 00:30:30,286
‫منم، دیگو. کاری نکن بهت صدمه بزنیم.

449
00:30:30,995 --> 00:30:33,665
‫-روز انتقام در قلب من بود...
‫- وواه!

450
00:30:33,748 --> 00:30:36,209
‫و سال رستگاری من فرا رسیده!

451
00:30:36,876 --> 00:30:38,211
‫لایلا، بهت احتیاج دارم.

452
00:30:46,678 --> 00:30:47,679
‫خصومت شخصی نیست.

453
00:30:51,975 --> 00:30:52,976
‫خیلی‌خب.

454
00:30:57,730 --> 00:30:59,941
‫♪ به پیش ♪

455
00:31:00,024 --> 00:31:06,447
‫♪ سربازان مسیحی ♪

456
00:31:06,948 --> 00:31:10,827
‫♪ به سمت جنگ ♪

457
00:31:10,910 --> 00:31:16,040
‫♪ رژه برین ♪

458
00:31:24,173 --> 00:31:25,550
‫کریستوفر، حالا!

459
00:31:35,685 --> 00:31:36,686
بیا اینجا!

460
00:31:39,981 --> 00:31:42,525
‫زود باش بگو از چی می‌ترسی؟

461
00:31:42,609 --> 00:31:44,319
‫- اشباحی که صورت آدم رو می‌خورن؟
‫- نه.

462
00:31:44,402 --> 00:31:46,404
‫از شکست خوردن می‌ترسی
‫واسه همین دلت نمی‌خواد تلاش کنی.

463
00:31:46,446 --> 00:31:48,781
‫چون ترجیح میدی دست بکشی
تا اینکه بخوای ناامید کنی.

464
00:31:48,865 --> 00:31:50,617
‫- کی رو ناامید کنم؟
‫- من.

465
00:31:52,160 --> 00:31:53,244
‫در هر خط زمانی،

466
00:31:53,328 --> 00:31:56,414
اونقدر معلم باهوشی هستم
‫که اجازه ندم آموزش نبینی.

467
00:31:56,497 --> 00:31:58,458
‫نتیجه اینکه اتفاقی نبوده.

468
00:31:58,541 --> 00:32:02,670
‫کاری کردم شما بچه‌ها احساس کوچیکی بکنین،
‫نسبت به قدرت‌های خودتون سردرگم باشین...

469
00:32:02,754 --> 00:32:03,880
‫تا بتونم شما رو کنترل کنم.

470
00:32:03,922 --> 00:32:06,174
‫چی؟ چرا آخه...
‫چرا آخه همچین کاری کردی؟

471
00:32:06,257 --> 00:32:08,259
‫الان مهم نیست. تمرکز کن!

472
00:32:08,343 --> 00:32:09,802
‫امروز شاهد بودم که چه کارها کردی.

473
00:32:09,886 --> 00:32:12,889
‫داخل اون نمای ظاهری بیش از حد پیراسته،

474
00:32:12,972 --> 00:32:14,849
‫تو یک جنگجویی.

475
00:32:14,933 --> 00:32:17,560
‫این ارواح هستن که از تو می‌ترسن.

476
00:32:17,644 --> 00:32:19,771
‫- چطور باهاشون مبارزه کنم؟
‫- نمی‌دونم.

477
00:32:19,854 --> 00:32:21,940
‫ولی با تموم وجودم باور دارم...

478
00:32:22,023 --> 00:32:23,232
‫که می‌تونی بجنگی.

479
00:32:24,150 --> 00:32:25,151
‫بهشون نشون بده.

480
00:32:25,944 --> 00:32:28,446
‫همون چیزی باش که
‫می‌ترسیدم بهش تبدیل بشی.

481
00:32:30,031 --> 00:32:31,074
‫باشه.

482
00:32:33,117 --> 00:32:34,202
‫باشه.

483
00:32:38,957 --> 00:32:40,625
‫خیلی‌خب، باشه.
میرم سراغشون.

484
00:33:24,585 --> 00:33:28,089
‫خب، چه معجزه‌ای هستی.

485
00:34:12,675 --> 00:34:13,760
‫جواب داد؟

486
00:34:14,886 --> 00:34:18,347
‫موج بعدی کوگل تا سه، دو،

487
00:34:19,599 --> 00:34:20,975
‫یک ثانیه دیگه است.

488
00:34:33,529 --> 00:34:35,740
‫♪ فکر کردی وقتی بری... ♪

489
00:34:35,823 --> 00:34:37,658
‫♪ چطور می‌تونم به زندگی ادامه بدم؟ ♪

490
00:34:38,159 --> 00:34:39,952
‫♪ به خاطر داشته‌هام من رو انتخاب کردی ♪

491
00:34:40,036 --> 00:34:42,163
‫♪ بعد من رو تنها به حال خودم رها کردی ♪

492
00:34:42,246 --> 00:34:44,415
‫♪ خوشحالی؟ راضی شدی؟ ♪

493
00:34:44,499 --> 00:34:46,584
‫♪ چقدر دیگه می‌تونی
‫تو این مخمصه دووم بیاری؟ ♪

494
00:35:01,224 --> 00:35:02,683
‫از من دوری می‌کنی؟

495
00:35:04,227 --> 00:35:06,062
‫لو رفتم.

496
00:35:13,319 --> 00:35:14,529
‫راهنمای سفرم؟

497
00:35:15,613 --> 00:35:17,657
‫من، اه، یه فهرست جدید واست درست کردم.

498
00:35:18,449 --> 00:35:22,161
‫تموم بناهای تاریخی ایتالیایی مورد علاقه‌ت
‫که هنوز پابرجا موندن،

499
00:35:22,912 --> 00:35:25,039
‫البته بر اساس هر منطقه،
‫رنگ‌بندی شده.

500
00:35:26,666 --> 00:35:27,667
‫ای خوره.

501
00:35:28,292 --> 00:35:31,671
‫خب، الان دنیا رو نجات دادی.
‫لیاقتش رو داری که بالاخره ببینیشون.

502
00:35:35,216 --> 00:35:38,177
‫و... منم دوست دارم با تو ببینمشون.

503
00:35:45,768 --> 00:35:46,769
‫من، امم....

504
00:35:47,603 --> 00:35:48,646
‫خودم درستش کردم.

505
00:35:48,729 --> 00:35:51,399
نتونستم توی این زمان کم،
الماس پیدا کنم،

506
00:35:51,482 --> 00:35:53,985
‫ولی از سنگ‌های ماهه.

507
00:35:55,153 --> 00:35:57,029
‫امم، با خودم آوردمش،

508
00:35:57,113 --> 00:35:59,323
‫و یه جورایی واسه یه موقعیت خاص
‫نگه داشته بودمش،

509
00:35:59,323 --> 00:36:00,783
‫و خب، من...

510
00:36:00,867 --> 00:36:02,285
‫لوتر، خیلی قشنگه.

511
00:36:16,132 --> 00:36:17,133
‫اسلون،

512
00:36:18,926 --> 00:36:20,052
‫با من ازدواج می‌کنی؟

513
00:36:52,668 --> 00:36:54,420
‫متاسفم همچین اتفاقی
‫واسه مامان رباتیت افتاد.

514
00:36:54,503 --> 00:36:57,465
‫- مادر واقعیم نبود.
‫- خیلی‌خب.

515
00:36:59,175 --> 00:37:01,177
‫ببخشید که درباره‌ی استنلی بهت دروغ گفتم.

516
00:37:02,678 --> 00:37:04,096
‫می‌دونی که منم دلم واسه‌ش تنگ شده.

517
00:37:04,180 --> 00:37:06,557
فسقلی با گوش‌های لرزونش رو دوست داشتم.

518
00:37:09,310 --> 00:37:10,561
‫لیاقتش این نبود.

519
00:37:10,645 --> 00:37:12,355
‫آره، درسته.

520
00:37:18,402 --> 00:37:20,321
‫می‌دونی چرا آوردمش پیش تو؟

521
00:37:20,404 --> 00:37:22,031
‫چون یک روان‌پریشی؟

522
00:37:22,657 --> 00:37:23,658
‫نه.

523
00:37:25,785 --> 00:37:27,078
‫چون یه بزدلم.

524
00:37:28,371 --> 00:37:31,082
‫اینکه یه بچه بندازم توی بغلت،
‫ببینم ما رو رد می‌کنی و میری...

525
00:37:31,165 --> 00:37:33,501
‫تا اینکه بخوام حقیقت رو بهت بگم،
‫واسه‌م راحت‌تر بود.

526
00:37:42,343 --> 00:37:44,387
‫مامانم به قلبم شلیک کرده بود.

527
00:37:45,304 --> 00:37:46,305
‫خبر داشتی؟

528
00:37:46,389 --> 00:37:49,392
‫آره. شماره پنج بهم گفت.
‫تو از کجا فهمیدی؟

529
00:37:49,475 --> 00:37:50,559
‫تلفنخونه‌ی بی‌نهایت.

530
00:37:52,645 --> 00:37:55,648
‫دلم واسه چهره کوفتیت تنگ شده بود،
‫واسه همین یواشکی رفتم نگاهت کنم.

531
00:37:55,731 --> 00:37:56,857
‫و در عوض...

532
00:38:00,945 --> 00:38:01,946
‫مسئله اینه که...

533
00:38:03,281 --> 00:38:06,867
‫من در زمینه... مادر بودن خوب نیستم.

534
00:38:07,660 --> 00:38:08,911
مثل مادر خودم.

535
00:38:09,912 --> 00:38:12,665
‫ولی تو رو با استن دیدم
‫و پدر خوبی میشی.

536
00:38:17,461 --> 00:38:19,297
‫از جون من چی می‌خوای لایلا؟

537
00:38:21,215 --> 00:38:22,216
‫خیلی‌خب.

538
00:38:22,800 --> 00:38:23,801
‫راستش رو بگم؟

539
00:38:28,431 --> 00:38:30,349
‫فکر کنم باید از دستم فرار کنی.

540
00:38:32,852 --> 00:38:33,936
‫من، امم...

541
00:38:37,606 --> 00:38:39,317
‫فکر کنم خیلی داغونم.

542
00:38:40,276 --> 00:38:44,822
‫و به نظرم کسی که هیچوقت
‫یه خونواده نداشته...

543
00:38:44,905 --> 00:38:46,991
‫توی موقعیتی نیست
‫که بخواد یه خونواده داشته باشه.

544
00:38:48,993 --> 00:38:50,369
‫ولی من همچین چیزی می‌خوام.

545
00:38:52,830 --> 00:38:53,873
‫با تو.

546
00:39:03,674 --> 00:39:04,884
‫میشه درباره‌ش فکر کنم؟

547
00:39:09,513 --> 00:39:10,598
‫آره.

548
00:39:11,182 --> 00:39:12,183
‫البته.

549
00:39:25,780 --> 00:39:27,740
‫هی، یه هم‌نشین می‌خوای؟

550
00:39:28,866 --> 00:39:29,909
‫حتما.

551
00:39:30,951 --> 00:39:31,952
‫خیلی‌خب.

552
00:39:34,622 --> 00:39:36,499
‫هی، اونجا کار خوبی کردی.

553
00:39:37,750 --> 00:39:39,752
‫مامان رو کشتی که دیگو مجبور نباشه.

554
00:39:40,544 --> 00:39:43,798
‫خدایا. چه خونواده عجیبی هستیم، مگه نه؟

555
00:39:45,132 --> 00:39:47,927
‫ببخشید. آره، وقتی گفتم،
خودمم فهمیدم.

556
00:39:48,010 --> 00:39:49,011
‫چیزی نیست.

557
00:39:57,395 --> 00:39:59,480
‫با آلیسون می‌خوایم چی کار کنیم؟

558
00:40:00,523 --> 00:40:02,900
‫همه‌مون نگران آلیسونیم، ولی...

559
00:40:04,151 --> 00:40:05,444
‫من واسه تو می‌ترسم.

560
00:40:06,195 --> 00:40:07,196
‫واقعا؟

561
00:40:08,906 --> 00:40:10,991
‫- آره.
‫- اون یه نفر رو کشته.

562
00:40:11,075 --> 00:40:13,411
‫من فقط داشتم کار درست رو می‌کردم
‫و جون هارلن رو نجات بدم.

563
00:40:13,494 --> 00:40:16,288
‫می‌دونی چرا اینقدر دلم می‌خواست
‫که پرش زمانی آخری واقعا جواب بده؟

564
00:40:16,372 --> 00:40:17,790
‫چون پیر شدی و خسته‌ای؟

565
00:40:17,873 --> 00:40:20,042
‫چون یه اتاق هیئت مدیره
‫پُر از آدم رو سلاخی کردم...

566
00:40:20,126 --> 00:40:21,710
‫تا کاری کنم که برگردیم اینجا.

567
00:40:24,463 --> 00:40:25,464
‫لعنت.

568
00:40:28,968 --> 00:40:31,303
‫یه نصحیت کوچیک از طرف ‫کسی
که قبلا توی این موقعیت بوده، بدم؟

569
00:40:32,596 --> 00:40:33,973
‫حساب و کتاب نکن.

570
00:40:35,141 --> 00:40:37,143
‫همچین معادله‌ای وجود نداره.

571
00:40:37,893 --> 00:40:42,231
‫هیچ فرمول «نجات پنج هارلن
‫برای هر دو کلیر» وجود نداره.

572
00:40:42,940 --> 00:40:45,443
‫کسایی مثل ما، هیچوقت...

573
00:40:46,569 --> 00:40:49,822
‫نمی‌تونیم اونقدر جون کسی رو نجات بدیم
‫که جبران جون کسایی که گرفتیم، بشه.

574
00:40:51,740 --> 00:40:53,033
‫من همچین چیزی رو قبول نمی‌کنم.

575
00:40:53,117 --> 00:40:54,452
‫پس غرق میشی.

576
00:40:54,952 --> 00:40:59,123
‫این بهای قدرتمند بودنه.
‫بعضی وقت‌ها روی مورچه پا میذاریم.

577
00:41:01,083 --> 00:41:04,712
‫و هر چه زودتر این موضوع رو بفهمی،
زودتر در امان خواهیم بود.

578
00:41:04,795 --> 00:41:06,589
‫این حرفت یعنی چی؟

579
00:41:07,590 --> 00:41:10,885
‫یعنی اینکه تو خیلی خطرناکی،
‫ویکتور هارگریوز.

580
00:41:11,760 --> 00:41:14,805
‫تصمیماتی که تو می‌گیری،
‫روی کل دنیا تاثیر میذاره.

581
00:41:15,681 --> 00:41:19,018
‫بنابراین مهم نیست که این تصمیمات
‫چقدر خیرخواهانه به نظر بیان،

582
00:41:19,602 --> 00:41:21,562
‫نمی‌تونی به تنهایی اون تصمیم‌ها رو بگیری.

583
00:41:26,150 --> 00:41:29,111
‫می‌دونی به قهرمانی که
‫به تنهایی کار می‌کنه...

584
00:41:29,778 --> 00:41:31,405
‫و به حرف هیچکس گوش نمیده،
‫چی میگن؟

585
00:41:32,990 --> 00:41:34,325
‫ضدقهرمان.

586
00:41:36,911 --> 00:41:38,204
‫من ضدقهرمان نیستم، شماره پنج.

587
00:41:38,287 --> 00:41:40,956
‫ویکتور، به خدا قسم امیدوارم
‫که هیچوقت هم بهش تبدیل نشی.

588
00:41:42,291 --> 00:41:44,001
‫ولی باید منتظر ماند و دید.

589
00:41:48,756 --> 00:41:50,299
‫دیگه سرکش بازی در نیار.

590
00:41:51,300 --> 00:41:54,053
‫اگه به چیزی احتیاج داشتی،
‫من همیشه در کنارت هستم.

591
00:41:55,679 --> 00:41:57,556
‫ولی اگه دوباره بهمون دروغ بگی...

592
00:42:00,017 --> 00:42:01,852
‫ویکتور، خودم می‌کُشمت.

593
00:42:08,901 --> 00:42:11,904
‫خوشحالم که صلح کردیم.
جواب داد.

594
00:42:11,987 --> 00:42:12,988
‫آره.

595
00:42:14,448 --> 00:42:16,659
‫ولی بدون شک صبح
می‌کشیمشون، مگه نه؟

596
00:42:18,577 --> 00:42:20,496
‫و کریس هم می‌خواد چاقوبازه رو بکشه.

597
00:42:20,579 --> 00:42:22,164
‫کسی قرار نیست کسی رو بکشه.

598
00:42:22,748 --> 00:42:23,832
‫چرا نه؟

599
00:42:23,916 --> 00:42:28,003
‫نقشه‌ت رو دنبال کردیم، خونواده‌‌ها رو
‫با هم ادغام کردیم، دنیا رو نجات دادیم.

600
00:42:28,087 --> 00:42:30,297
‫- دیگه بهشون احتیاجی نداریم.
‫- من هنوز کارم تموم نشده.

601
00:42:30,381 --> 00:42:31,715
‫چی تموم نشده؟

602
00:42:32,424 --> 00:42:34,134
‫بین من و باباست.

603
00:42:36,929 --> 00:42:38,097
‫با بابا قرار گذاشتی؟

604
00:42:39,431 --> 00:42:40,432
‫شاید.

605
00:42:43,227 --> 00:42:44,144
‫باشه. من دیگه نیستم.

606
00:42:44,228 --> 00:42:45,521
‫- بشین سر جات.
‫- نه.

607
00:42:45,604 --> 00:42:47,815
دیگه اختیار ما دست تو نیست.

608
00:42:47,898 --> 00:42:51,694
‫تو یه رهبر افتضاحی
‫که فقط به خودت وفاداری.

609
00:42:51,777 --> 00:42:53,904
‫تو حق نداری جای کریستوفر حرف بزنی.

610
00:42:56,490 --> 00:42:58,075
‫واقعا، داداش؟

611
00:42:58,158 --> 00:43:00,786
‫من شماره یکم.
‫هر وقت چیزی بگم، بهش عمل می‌کنین.

612
00:43:00,869 --> 00:43:01,870
‫دیگه از این خبرها نیست.

613
00:43:03,289 --> 00:43:05,207
‫به افتخار زندگی جدید
‫بدون این کله خر.

614
00:43:07,710 --> 00:43:10,170
‫♪ جلوه‌ی عجیب تو از عشق ♪

615
00:43:10,254 --> 00:43:13,382
‫♪ مگه نمی‌دونی شب‌ها
‫من رو بیدار نگه میداری... ♪

616
00:43:17,928 --> 00:43:19,471
‫کریستوفر، چی شده؟

617
00:43:24,393 --> 00:43:25,644
‫جلو نیا، فی.

618
00:43:25,728 --> 00:43:28,814
‫کریس، چیزی نیست.

619
00:43:28,897 --> 00:43:31,108
‫- فی!
‫- می‌خوام کمکت کنم. فقط...

620
00:43:40,117 --> 00:43:41,702
‫اوه خدای من!‌ لوتر!

621
00:43:43,495 --> 00:43:45,247
‫باید همین حالا بریم.

622
00:43:47,875 --> 00:43:48,959
‫باید بریم بیرون!

623
00:43:49,043 --> 00:43:50,336
‫صبر کن. بن!

624
00:43:50,419 --> 00:43:54,590
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

625
00:43:54,673 --> 00:43:55,507
‫فرار کنین!

626
00:43:55,591 --> 00:44:00,679
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪

627
00:44:00,763 --> 00:44:05,601
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

628
00:44:16,445 --> 00:44:21,617
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

629
00:44:21,700 --> 00:44:26,830
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪

630
00:44:26,914 --> 00:44:31,669
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

631
00:44:32,753 --> 00:44:36,048
‫♪ از این زوال ♪

632
00:44:36,131 --> 00:44:40,969
‫♪ اعتماد انسانی به چیزی
‫که تو رو مرد می‌کنه ♪

633
00:44:41,053 --> 00:44:43,597
‫♪ چیزی که تو رو مرد می‌کنه ♪

634
00:44:43,681 --> 00:44:48,268
‫♪ قبل از اینکه خرد بشی،
‫چقدر می‌تونی تحمل کنی؟ ♪

635
00:44:48,352 --> 00:44:53,315
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

636
00:44:53,399 --> 00:44:58,529
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪

637
00:44:58,612 --> 00:45:03,784
‫♪ و احساس شرمساری می‌کنم
‫که تو چیزی احساس نمی‌کنی ♪

638
00:45:03,867 --> 00:45:08,956
‫♪ و حالا که واقعی شده،
‫دیگه همون احساس رو نخواهم داشت ♪
