﻿1
00:00:20,895 --> 00:00:23,606
‫- همون سوئیته، فقط برعکس شده.
‫- آره بدون هیچ اغراقی.

2
00:00:23,690 --> 00:00:25,859
‫انگار با یک «آلیس در سرزمین عجایب»
‫سخت‌تر روبروییم.

3
00:00:25,942 --> 00:00:28,194
‫آره، فقط عجیب‌تر میشه.

4
00:00:31,281 --> 00:00:33,450
‫بالاخره به این سمت اومدیم.

5
00:00:33,533 --> 00:00:37,162
‫- صبر کن. کلاوس کجاست؟
‫- بچه‌ها، متاسفم، ولی برادرتون...

6
00:00:37,245 --> 00:00:40,123
‫هر کاری تونستم کردم،
‫ولی نتونست به موقع خودش رو برسونه.

7
00:00:40,874 --> 00:00:42,625
‫کوگل بلیتز آخرین قربانی خودش رو گرفت.

8
00:00:42,709 --> 00:00:45,670
‫نه، اون درست پشت سر من بود
‫وقتی که وارد تونل شدم.

9
00:00:45,754 --> 00:00:46,838
‫باید برگردیم.

10
00:00:46,921 --> 00:00:48,465
‫چیزی نمونده که بخوایم برگردیم.

11
00:00:48,548 --> 00:00:50,341
‫بچه‌ها، بعدا وقت واسه گریه و زاری هست.

12
00:00:50,425 --> 00:00:52,135
‫الان باید به حرکت ادامه بدیم.

13
00:00:53,636 --> 00:00:55,680
‫صبر کن ببینم.
‫لوتر و کلاوس؟

14
00:01:00,060 --> 00:01:01,811
‫وقتی که میگیم واقعیت،

15
00:01:02,395 --> 00:01:03,980
‫دقیقا منظورمون چیه؟

16
00:01:04,773 --> 00:01:07,567
‫در دهه ۱۸۰۰ میلادی،
‫نابغه‌ترین افراد آن زمان...

17
00:01:07,650 --> 00:01:10,820
‫این ایده رو مطرح کردن
‫که ما در یک کیهان کوکی هستیم.

18
00:01:11,321 --> 00:01:16,993
‫در عصر کوانتومی، گمان می‌رود که
‫زمان و مکان یک هولوگراف باشن.

19
00:01:17,952 --> 00:01:19,871
‫مردم عصر باستان باور داشتن...

20
00:01:19,954 --> 00:01:22,707
‫که ما بر پشت چهار لاک‌پشت پرنده...

21
00:01:22,791 --> 00:01:25,585
‫یا بر شاخ‌های یک بوفالوی سفید،
‫سوار هستیم.

22
00:01:26,586 --> 00:01:29,756
‫چنین ایده‌هایی این سوال رو مطرح می‌کنن،

23
00:01:30,548 --> 00:01:31,966
‫که آیا اصلا خواهیم فهمید...

24
00:01:32,634 --> 00:01:34,469
‫شکل واقعیت چگونه است؟

25
00:01:35,303 --> 00:01:39,390
‫یا عجیب‌تر از اون، آیا شکلی
‫غیر از شکلی که بهش میدیم، داره؟

26
00:01:39,474 --> 00:01:40,475
‫واو!

27
00:01:40,975 --> 00:01:42,227
‫باعث میشه احساس کوچیکی کنی، ها؟

28
00:01:42,310 --> 00:01:44,771
‫چرا آخه روی پیتزا باید آناناس بذاری؟

29
00:01:45,647 --> 00:01:48,149
‫می‌دونی، وقتی بهش فکر کنی،

30
00:01:49,484 --> 00:01:50,485
‫ما فقط...

31
00:01:51,653 --> 00:01:53,488
‫ذرات ریز شن...

32
00:01:54,447 --> 00:01:56,116
‫در صحرایی پر از شن‌های دیگه‌ایم.

33
00:01:56,199 --> 00:01:58,993
‫آخه در بهترین حالت،
‫آناناس چاشنی کوکتله.

34
00:01:59,077 --> 00:02:01,204
‫و داخل منظومه‌های شمسیه.

35
00:02:01,830 --> 00:02:04,874
‫داخل صحراهای کهکشان‌ها.

36
00:02:04,958 --> 00:02:07,627
‫گمونم سوال اصلی اینه
‫که چرا آخه روی پیتزای منه؟

37
00:02:07,710 --> 00:02:09,712
‫- کلاوس، گوش می‌کنی؟
‫- بله، معلومه.

38
00:02:09,796 --> 00:02:12,215
‫ما در بین این همه‌چیز، بی‌اهمیتیم
‫و فلان و فلان و فلان.

39
00:02:12,298 --> 00:02:16,010
‫ببخشید که من دانشجوی بدی نیستم
‫که بخواد تو کلاس فلسفه سال اول بشینه.

40
00:02:17,137 --> 00:02:18,138
‫صبر کن ببینم.

41
00:02:20,390 --> 00:02:22,600
‫- ما دقیقا کجاییم؟
‫- ما مُردیم، پسر.

42
00:02:24,018 --> 00:02:25,019
‫مُردیم.

43
00:02:25,895 --> 00:02:27,856
‫به محله‌ی من خوش اومدی.

44
00:02:47,792 --> 00:02:49,085
‫باشکوهه.

45
00:02:49,752 --> 00:02:52,255
‫شماها باید اینجا می‌موندین.
‫خیلی قشنگ‌تره.

46
00:02:52,338 --> 00:02:55,008
‫دفعه قبلی من و لایلا به زور
‫زنده ازش بیرون اومدیم. یادت رفته؟

47
00:02:55,091 --> 00:02:57,385
‫آره ولی این دفعه من اینجام
‫و تعداد بیشتر به نفع‌مونه.

48
00:02:57,468 --> 00:03:00,013
‫خب، هر چی بود،
‫قوی، سریع و خیلی عصبانی بود.

49
00:03:00,096 --> 00:03:02,891
‫خیلی‌خب، پس هر کار می‌کنین،
‫این زنگ رو به صدا در نیارین.

50
00:03:02,974 --> 00:03:04,976
‫مگه اینکه دلتون بخواد
‫انگشت یا بازوتون رو از دست بدین.

51
00:03:05,685 --> 00:03:06,227
‫من شانسم رو امتحان می‌کنم...

52
00:03:06,769 --> 00:03:08,897
‫واسه اینکه این چیز رو شکست بدیم،
‫باید در وضعیت ذهنی مناسبی باشیم.

53
00:03:08,980 --> 00:03:11,316
‫وضعیت ذهنی؟
‫منظورت اینه که من عصبانی‌ام؟

54
00:03:11,399 --> 00:03:12,525
‫آره، عصبانی‌ام.

55
00:03:12,609 --> 00:03:14,694
‫می‌خوام هر چیزی که به لوتر
‫آسیب زده رو بکشم.

56
00:03:14,777 --> 00:03:17,030
‫تنها کسی که از پیش‌مون رفته، لوتر نیست.

57
00:03:17,113 --> 00:03:18,948
‫کلاوس رو هم از دست دادیم.

58
00:03:19,032 --> 00:03:21,492
‫منم عصبانی‌ام، خیلی‌خب؟
‫همه عصبانی‌ایم.

59
00:03:21,576 --> 00:03:22,994
‫باید سر این موضوع عاقلانه پیش بریم.

60
00:03:23,077 --> 00:03:25,330
‫آره. وقتی که زمانش برسه،
‫اقدام می‌کنیم.

61
00:03:25,413 --> 00:03:27,832
‫اصلا فکرش هم نکن، پنج.
‫درها نمی‌ذارن بری بیرون.

62
00:03:27,916 --> 00:03:29,876
‫پس یعنی چی، اینجا گیر افتادیم؟

63
00:03:29,959 --> 00:03:34,005
‫اینجا مکان آزمایش و تله و وسیله نجات،
‫همه با همدیگه است.

64
00:03:34,088 --> 00:03:37,592
‫- کسی می‌دونه اون نوشته چی میگه؟
‫- آره میگه، «زنگ رو به صدا در نیار».

65
00:03:37,675 --> 00:03:41,179
‫- همین معنی رو میده.
‫- باشه فهمیدیم، دیگو. نباید زنگ بزنیم.

66
00:03:41,930 --> 00:03:42,931
‫چی کار کنیم؟

67
00:03:43,598 --> 00:03:44,933
‫کسی می‌دونه؟

68
00:03:45,600 --> 00:03:46,643
‫رجی؟

69
00:03:47,393 --> 00:03:48,269
‫رجی.

70
00:03:50,855 --> 00:03:54,234
‫گرسنه‌امه.
‫کسی می‌خواد یه دیس سوشی بخوره؟

71
00:03:54,317 --> 00:03:56,444
‫توی همچین موقعیتی،
‫چطور می‌تونی چیزی بخوری؟

72
00:03:56,527 --> 00:03:57,528
‫نمی‌دونم. تو چطور توی همچین موقعیتی،
‫می‌تونی اینقدر عوضی باشی؟

73
00:03:57,737 --> 00:03:58,821
‫- هی!
‫- اوه، تو...

74
00:03:59,322 --> 00:04:00,782
‫بکش کنار، خیلی‌خب؟

75
00:04:01,199 --> 00:04:02,617
‫من... مُردم؟

76
00:04:02,700 --> 00:04:05,912
‫آره، خیلی خوشحالم که
‫واسه اولین بارت، اینجا پیشت هستم...

77
00:04:05,995 --> 00:04:07,455
‫چون یه جورایی حس عجیب و غریبیه.

78
00:04:07,497 --> 00:04:10,500
‫مثل بیدار شدن از یک خواب خیلی واضح می‌مونه.

79
00:04:10,583 --> 00:04:11,918
‫ولی نگران نباش.

80
00:04:12,418 --> 00:04:15,088
‫چون خیلی زود قراره
‫همه‌چی واسه‌ت منطقی بشه.

81
00:04:15,171 --> 00:04:17,548
‫اوه خدای من. بابا من رو کشت.

82
00:04:17,632 --> 00:04:20,301
‫اوه خداجون! منم کشت!
‫چندین بار.

83
00:04:21,594 --> 00:04:22,512
‫اون یک آدم فضاییه.

84
00:04:22,595 --> 00:04:25,765
‫سعی می‌کنیم اینجا از این
‫اصطلاحات استفاده نکنیم.

85
00:04:25,848 --> 00:04:27,934
‫و می‌دونم که نزاکت سیاسیه،

86
00:04:28,017 --> 00:04:30,436
‫ولی می‌تونی بگی که اون...

87
00:04:31,187 --> 00:04:32,021
‫انگلیسیه.

88
00:04:32,105 --> 00:04:34,232
‫نه، نه! منظورم اینه که
‫یک آدم فضایی واقعیه.

89
00:04:34,315 --> 00:04:37,402
‫مثل یک... آدم 
‫از یک سیاره دیگه است.

90
00:04:37,485 --> 00:04:38,903
‫اوه خدا. کلاوس...

91
00:04:39,821 --> 00:04:42,240
‫باید برگردی و به اسلون و بقیه هشدار بدی.

92
00:04:42,323 --> 00:04:44,659
‫راه نداره.
‫دیگه کار به کار اون سمت ندارم.

93
00:04:44,742 --> 00:04:46,661
‫- جانم؟
‫- آره، به اینجا تعلق دارم.

94
00:04:46,744 --> 00:04:50,206
‫کُل زندگیم،
‫یه بازنده و عجیب الخلقه بودم،

95
00:04:50,290 --> 00:04:54,252
‫اشتباه پشت اشتباه پشت اشتباه،

96
00:04:54,335 --> 00:04:56,379
‫ولی می‌دونی، همه‌ش یه نشونه بود.

97
00:04:57,005 --> 00:04:59,340
‫نشونه‌ای از اینکه
‫اینجا خونه‌ی منه.

98
00:05:00,216 --> 00:05:01,884
‫جایی که قرار بوده باشم.

99
00:05:02,385 --> 00:05:03,303
‫این جای آش رو میگی؟

100
00:05:03,386 --> 00:05:05,722
‫بی‌خیال!
‫منظورم توی این ملکوته، خنگول،

101
00:05:05,805 --> 00:05:08,099
‫به همراه تو و تموم...

102
00:05:09,058 --> 00:05:11,060
‫دوستان ابدی خیالی.

103
00:05:11,769 --> 00:05:13,229
‫این قضیه کجا تموم میشه؟

104
00:05:13,313 --> 00:05:17,734
‫می‌تونی به همراه بنده تا ابد
‫بشینی پیتزا بخوری و مستندهای خفن ببینی.

105
00:05:17,817 --> 00:05:20,320
‫پس صبر کن ببینم.
‫می‌خوای به خونواده‌مون پشت کنی؟

106
00:05:20,403 --> 00:05:22,071
‫من جای تو بودم زیاد نگرانشون نمیشدم.

107
00:05:22,155 --> 00:05:24,741
‫کم کم اون‌ها هم میان اینجا.
‫بالاخره هر کسی می‌میره.

108
00:05:24,824 --> 00:05:26,159
‫- درست نمیگم؟
‫- اممم.

109
00:05:26,743 --> 00:05:28,244
‫آره، یعنی ما که مُردیم، مگه نه؟

110
00:05:28,328 --> 00:05:29,620
‫مثل رقص داگی مُردیم، عزیزم.
‫(نوعی رقص هیپ هاپ)

111
00:05:29,704 --> 00:05:31,080
‫- مثل رقص داگی میگی؟
‫- آره!

112
00:05:31,164 --> 00:05:33,082
‫پس اگه همچین کاری بکنم، چی میشه؟

113
00:05:42,342 --> 00:05:43,509
‫تلاش خوبی بود، گنده‌بک،

114
00:05:43,593 --> 00:05:46,596
‫ولی هیچ دردی در خلا وجود نداره.

115
00:05:46,679 --> 00:05:48,264
‫آره!‌ تموم تلاشت رو بکن!

116
00:05:49,182 --> 00:05:50,558
‫چالش رو قبول می‌کنم.

117
00:05:52,810 --> 00:05:55,021
‫باورم نمیشه که می‌خواستی سوتی بدی.

118
00:05:55,063 --> 00:05:57,732
‫ببخشید، خیلی‌خب؟
‫ولی شاید بهتر باشه درباره بچه بهشون بگیم.

119
00:05:57,732 --> 00:05:58,900
‫نه.

120
00:05:59,359 --> 00:06:01,903
‫ها؟ الان وضعیت خیلی بده.

121
00:06:01,944 --> 00:06:05,907
‫خیلی خوب میشه به خونواده یک چیزی بدیم
‫که حاضر باشن به‌خاطرش بجنگن.

122
00:06:07,158 --> 00:06:08,284
‫میشه دهنت رو ببندی و ماهیت رو بخوری؟

123
00:06:08,493 --> 00:06:10,286
‫نه، درست همونطوریه که پیرمرد گفت،

124
00:06:10,370 --> 00:06:13,539
‫بار اول اتفاقیه،
‫بار دوم تصادفیه،

125
00:06:13,623 --> 00:06:16,626
‫و بار سوم اتفاق نمیفته
‫چون من یه احمق حراف نیستم.

126
00:06:16,709 --> 00:06:18,753
‫خب، مطمئن نیستیم
‫که کلاوس یا لوتر رو کشته.

127
00:06:18,836 --> 00:06:22,590
‫داری جدی میگی؟ شیوه کارش همینجوریه.
‫قبلا هم این رو دیدیم.

128
00:06:22,673 --> 00:06:26,135
‫فراموش کردی که اصلا در وهله اول
‫ما چطور دور هم جمع شدیم؟

129
00:06:26,219 --> 00:06:28,262
‫- مراسم خاکسپاری بابا.
‫- دقیقا.

130
00:06:28,346 --> 00:06:31,349
‫قبلا هم این کارها رو کرده بود
‫و الان دوباره داره تکرار می‌کنه.

131
00:06:31,432 --> 00:06:32,517
‫- بی‌خیال، پنج.
‫- نه.

132
00:06:32,517 --> 00:06:34,894
‫رای‌گیری واسه ورود به تونل رو باخت،

133
00:06:34,977 --> 00:06:36,270
‫ولی با این حال الان اینجاییم.

134
00:06:36,354 --> 00:06:38,606
‫مطمئنی که می‌تونه لوتر رو بکشه؟

135
00:06:38,689 --> 00:06:41,150
‫فکر کنم می‌تونه لوتر، کلاوس
‫و بقیه ماها رو...

136
00:06:41,234 --> 00:06:43,111
‫بدون عذاب وجدان، راحت بکشه.

137
00:06:43,611 --> 00:06:46,531
‫و بدتر از همه،
‫فکر کنم آلیسون هم دخیله.

138
00:06:46,614 --> 00:06:48,032
‫نه. نه.

139
00:06:49,992 --> 00:06:52,161
‫بدم میاد حرف‌هایی که همه‌ میگن رو بزنم.

140
00:06:52,245 --> 00:06:55,248
‫اصلا نباید به کلیشه‌ای بودن
‫عزاداری کردنت فکر کنی.

141
00:06:57,083 --> 00:06:59,836
‫می‌دونم که همه‌چی داره به آخر می‌رسه،

142
00:07:00,795 --> 00:07:04,382
‫ولی فکر می‌کردم وقتی این اتفاق میفته،
‫کنار همدیگه خواهیم بود.

143
00:07:06,509 --> 00:07:09,512
‫حتی فرصت نکردم باهاش خداحافظی کنم.

144
00:07:14,517 --> 00:07:15,893
‫من فرصت کردم که...

145
00:07:17,061 --> 00:07:19,522
‫با دخترم... و شوهرم خداحافظی کنم.

146
00:07:20,815 --> 00:07:23,151
‫ولی کافی نبود. حسی که داری...

147
00:07:24,444 --> 00:07:25,987
‫خیلی عمیق‌تر از اونیه
‫که بخوای به زبون بیاری.

148
00:07:28,489 --> 00:07:30,491
‫لوتر عاشقت بود...

149
00:07:32,326 --> 00:07:34,120
‫قدر یک دنیا دوستت داشت.

150
00:07:35,872 --> 00:07:37,665
‫خیلی خوشحالش کرده بودی.

151
00:07:50,970 --> 00:07:52,972
‫نه، اون... توی تونل پیش اسلون بود.

152
00:07:53,055 --> 00:07:55,308
‫من از کلاوس حرف نمی‌زنم.

153
00:07:55,975 --> 00:07:57,185
‫لوتر؟

154
00:07:58,186 --> 00:08:00,771
‫چی؟ نه، هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه.

155
00:08:00,855 --> 00:08:03,191
‫از موقعی که وارد این خط زمانی شدیم،
‫داره از هم می‌پاشه.

156
00:08:03,274 --> 00:08:06,235
‫- آره، دخترش رو از دست داده.
‫- و هارلن رو کشت.

157
00:08:10,740 --> 00:08:12,033
‫حتی اگه حق با تو باشه،

158
00:08:12,116 --> 00:08:15,077
‫فکر نکنم اگه باهاشون روبرو بشیم،
‫به چیزی اعتراف کنن.

159
00:08:15,661 --> 00:08:16,662
‫موافقم.

160
00:08:21,667 --> 00:08:23,419
‫بی‌خیال، مرد.
‫به حرف‌هام گوش کن.

161
00:08:23,503 --> 00:08:26,589
‫قرار نیست برگردم اونجا که
‫همش بهم امر و نهی کنن.

162
00:08:26,672 --> 00:08:28,591
‫و هیچ کاری نمی‌تونی بکنی
‫که نظرم رو عوض کنی!

163
00:08:28,674 --> 00:08:31,219
‫تو واقعا خیلی آدم خودخواهی هستی!
‫می‌دونستی؟

164
00:08:31,302 --> 00:08:32,970
‫فقط خونسرد باش!
‫نگران نباش.

165
00:08:33,054 --> 00:08:35,973
‫هر چقدر بخوای وقت داری
‫که باهاش کنار بیای!

166
00:08:36,557 --> 00:08:38,226
‫خیلی‌خب، دیگه بسه.

167
00:08:39,810 --> 00:08:40,811
‫ها!

168
00:08:43,606 --> 00:08:44,607
‫لعنت.

169
00:08:47,360 --> 00:08:48,611
‫بی‌خیال!

170
00:08:49,320 --> 00:08:52,490
‫چندین میلیون بار مُردم
‫تا این حرکت رو یاد گرفتم.

171
00:08:52,573 --> 00:08:54,617
‫دوباره؟

172
00:08:54,700 --> 00:08:56,369
‫بله، دوباره.

173
00:09:02,250 --> 00:09:04,460
‫یکی همچین تصوری از بهشت داره؟

174
00:09:04,544 --> 00:09:05,878
‫وواه! اووف!

175
00:09:06,671 --> 00:09:08,798
‫- چی...
‫- سلام، رفیق.

176
00:09:08,881 --> 00:09:10,383
‫- تو!
‫- نه!

177
00:09:10,466 --> 00:09:12,218
‫برگرد اینجا! برگرد اینجا ببینم!

178
00:09:12,301 --> 00:09:13,302
‫قلقلکم میدی!

179
00:09:13,344 --> 00:09:15,388
‫- من...
‫- ولم کن!

180
00:09:17,265 --> 00:09:18,849
‫تو.

181
00:09:18,933 --> 00:09:20,810
‫شاید دردی احساس نکنی،

182
00:09:20,893 --> 00:09:23,896
‫ولی تا ابد می‌تونم
‫تو رو از بین دیوارها پرت کنم، کلاوس.

183
00:09:23,980 --> 00:09:26,941
‫نمیذارم یه لحظه هم آرامش داشته باشی.
‫از این کار دست برنمیدارم.

184
00:09:27,024 --> 00:09:29,193
‫نه، نه، نه، نه، نه.

185
00:09:29,277 --> 00:09:31,571
‫خلا، خونه‌ی منه.

186
00:09:31,654 --> 00:09:34,615
‫چون یک خونه بادی باشه،
‫ولی مال منه!

187
00:09:36,659 --> 00:09:39,036
‫نمی‌خوای به خونواده کمک کنی،
‫باشه مشکلی نیست.

188
00:09:40,329 --> 00:09:42,873
‫ولی عشق زندگیم داره به سمت جهنم میره.

189
00:09:42,957 --> 00:09:46,502
‫اصلا نمی‌دونم می‌تونم کاری کنم یا نه.
‫یعنی اصلا معلوم نیست کجا رفتن.

190
00:09:46,586 --> 00:09:48,838
‫کلاوس، اینجا خونه‌ی توئه.

191
00:09:48,921 --> 00:09:50,339
‫- آره.
‫- الان گفتی.

192
00:09:50,423 --> 00:09:53,384
‫- آره.
‫- تو... پادشاه مرگی.

193
00:09:53,467 --> 00:09:54,969
‫اوه، یه خرده اغراق کردی.

194
00:09:55,052 --> 00:09:57,179
‫یعنی ترجیح میدم خودم رو به عنوان...

195
00:09:57,263 --> 00:09:58,139
‫آره.

196
00:09:58,222 --> 00:09:59,932
‫شاهزاده‌ی تاریکی حساب کنم.

197
00:10:00,016 --> 00:10:01,934
‫اوووه!

198
00:10:02,018 --> 00:10:03,019
‫حالا هر چی!

199
00:10:04,520 --> 00:10:05,980
‫من بهت ایمان دارم، برادر.

200
00:10:06,856 --> 00:10:08,482
‫هر کاری بخوای، می‌تونی بکنی.

201
00:10:11,986 --> 00:10:13,654
‫- اوه، سلام.
‫- سلام.

202
00:10:13,738 --> 00:10:15,531
‫ببخشید که جشن‌تون رو خراب کردیم.

203
00:10:16,574 --> 00:10:18,659
‫خیلی‌خب، باشه. باشه.
‫گوش کن، انجامش میدیم.

204
00:10:18,743 --> 00:10:20,286
‫- سعی خودمون رو می‌کنیم، باشه؟
‫- باشه.

205
00:10:20,369 --> 00:10:23,998
‫به علاوه از نظر انگیزشی بودن حرف‌هات،
‫از درجه یک تا مثلا فیلم شجاع‌دل...

206
00:10:24,081 --> 00:10:26,876
‫- خب؟
‫- حرف‌هات در حد نصف فیلم رودی بود.

207
00:10:27,543 --> 00:10:30,921
‫- خیلی‌خب، بعدا نیش و کنایه بزن.
‫- به نظرم بهتر از این‌ها می‌تونستی بگی.

208
00:10:56,489 --> 00:10:58,949
‫لعنت به این وضعیت.

209
00:11:01,369 --> 00:11:02,578
‫باید حرف بزنیم.

210
00:11:02,662 --> 00:11:05,081
‫- سرم شلوغه. نمیشه بعدا حرف بزنیم؟
‫- نه، نمیشه.

211
00:11:05,790 --> 00:11:07,792
‫لوتر و کلاوس، تو کشتیشون؟

212
00:11:07,875 --> 00:11:10,252
‫یه محافظ توی راهروهای این هتل کمین کرده.

213
00:11:10,336 --> 00:11:12,296
‫باید شکستش بدیم
‫تا ماموریت با موفقیت انجام بشه.

214
00:11:12,380 --> 00:11:14,840
‫با کشتن دو نفر از اعضا تیم،
‫چه سودی عایدم میشه؟

215
00:11:14,924 --> 00:11:16,801
‫- جواب سوال رو بده.
‫- به گمونم جواب دادم.

216
00:11:17,426 --> 00:11:20,471
‫اگه بفهمم که داری سرم شیره می‌مالی پیرمرد،
‫دیگه قرار بی قرار.

217
00:11:20,554 --> 00:11:23,349
‫بهت اطمینان میدم
‫که من سر توافق خودمون می‌مونم،

218
00:11:23,432 --> 00:11:25,351
‫انتظار دارم تو هم همین کار رو بکنی.

219
00:11:29,021 --> 00:11:31,107
‫- قضیه چی بود؟
‫- به تو مربوط نیست.

220
00:11:31,107 --> 00:11:34,193
‫به من مربوط نیست؟
‫الان اینجاییم، هتل اوبلیوین.

221
00:11:34,276 --> 00:11:36,320
‫همونطور که می‌خواستی.
‫من این کار رو کردم.

222
00:11:36,404 --> 00:11:37,655
‫چرند نگو.

223
00:11:37,738 --> 00:11:40,741
‫آلیسون، هارلن رو کشت،
‫منم خونواده‌ها رو متحد کردم.

224
00:11:40,825 --> 00:11:42,410
‫تو چی کار کردی، شماره دو؟

225
00:11:44,161 --> 00:11:45,413
‫جمع بشین، بچه‌ها.

226
00:11:46,122 --> 00:11:48,666
‫حالا که فرصتی پیدا کردیم
‫نفسی تازه کنیم،

227
00:11:48,749 --> 00:11:50,376
‫می‌تونیم بریم سراغ کار اصلی.

228
00:11:50,459 --> 00:11:52,878
‫اه، افسانه هفت ناقوس، ها؟

229
00:11:52,962 --> 00:11:54,755
‫دقیقا. بالاخره یه نفر توجه می‌کرده.

230
00:11:54,839 --> 00:11:57,425
‫- باشه، ناقوس‌ها رو پیدا می‌کنیم، بعدش چی؟
‫- نه، نه، نه.

231
00:11:57,425 --> 00:12:00,052
‫ناقوس‌ها فقط یه استعاره برای این هستن.

232
00:12:01,095 --> 00:12:03,431
‫- نشان خاتم.
‫- درسته، شماره پنج.

233
00:12:03,514 --> 00:12:05,558
‫خاتم کلید هفت ناقوسه.

234
00:12:05,641 --> 00:12:07,977
‫وقتی این نماد رو پیدا کنیم،
‫یک قدم به...

235
00:12:08,060 --> 00:12:09,311
‫ تنظیم مجدد دنیا نزدیک‌ میشیم.

236
00:12:09,395 --> 00:12:10,938
‫وقتی پیداش کردیم، چی کار کنیم؟

237
00:12:11,439 --> 00:12:12,523
‫نمی‌دونم.

238
00:12:12,606 --> 00:12:15,192
‫جانم؟ اینجا جمع شدیم
‫چون تو گفتی یه نقشه‌ای داری.

239
00:12:15,276 --> 00:12:16,902
‫درسته، نقشه دارم،
‫ولی تا یه جایی.

240
00:12:16,986 --> 00:12:18,904
‫عالی شد.

241
00:12:18,988 --> 00:12:21,115
‫پس باید تا ابد توی هتل بمونیم،

242
00:12:21,198 --> 00:12:23,409
‫به در و دیوار خیره بشیم
‫و سوشی‌های بدمزه بخوریم.

243
00:12:23,492 --> 00:12:25,327
‫پیدا کردن خاتم،
‫تنها راه خروج ما از اینجا...

244
00:12:25,411 --> 00:12:27,538
‫و بهترین فرصت برای
‫تنظیم مجدد دنیاست.

245
00:12:27,621 --> 00:12:29,832
‫جالبه که تو و بابا دوباره
‫سر یه موضوع با هم توافق دارین.

246
00:12:30,791 --> 00:12:33,586
‫- خیلی‌خب، اه، از کجا شروع کنیم؟
‫- به چند گروه تقسیم میشیم.

247
00:12:33,669 --> 00:12:36,046
‫من با آلیسون و اسلون میرم،
‫بن و پنج و ویکتور.

248
00:12:36,130 --> 00:12:38,466
‫- نه، ما آلیسون رو می‌خوایم.
‫- بن رو میدیم به جای آلیسون.

249
00:12:38,549 --> 00:12:42,344
‫با همدیگه آموزش دیدیم، واسه همین
‫منطقی‌تره که ما آلیسون رو برداریم.

250
00:12:42,428 --> 00:12:43,637
‫آره. نه، مرسی.

251
00:12:44,221 --> 00:12:45,222
‫چرا نه؟

252
00:12:47,057 --> 00:12:48,058
‫ایده خیلی خوبیه.

253
00:12:48,100 --> 00:12:50,644
‫آلیسون، با بچه‌های آمبرلا برو.
‫بچه‌های اسپارو هم با همدیگه میرن.

254
00:12:50,728 --> 00:12:52,229
‫هر گروه سراغ یک طبقه متفاوت بره.

255
00:12:52,313 --> 00:12:53,606
‫باید اون خاتم رو پیدا کنیم.

256
00:12:53,689 --> 00:12:55,441
‫- ما چی؟
‫- شما دو نفره‌این.

257
00:12:55,524 --> 00:12:57,610
‫هیچکس دلش نمی‌خواد
‫به دعوای تموم‌نشدنی‌تون گوش کنه.

258
00:12:57,693 --> 00:13:01,572
‫حالا پخش بشین، از هیچ اقدامی دریغ نکنین
‫و ۳۰ دقیقه دیگه برگردین اینجا هم رو ببینیم.

259
00:13:01,655 --> 00:13:03,491
‫کاملا وقت تلف کردنه.

260
00:13:03,574 --> 00:13:05,451
‫شنیدی؟ گفت ما گروه دو نفره‌ایم.

261
00:13:06,577 --> 00:13:08,662
‫فکر کنم بابات کم کم داره
‫از من خوشش میاد.

262
00:13:11,373 --> 00:13:14,126
‫دفترچه‌ام رو فراموش کردم.
‫شما برین. تا پنج دقیقه دیگه می‌بینمتون.

263
00:13:40,861 --> 00:13:43,989
‫یه نفر کلی زحمت کشیده
‫تا این چیز رو مخفی کنه.

264
00:13:44,073 --> 00:13:45,741
‫اندازه‌ش چقدر باید باشه؟

265
00:13:45,825 --> 00:13:48,869
‫می‌دونی، رجی پیر عزیز چیزی نگفت.

266
00:13:48,953 --> 00:13:50,871
‫واقعا؟ همم. عجیبه.

267
00:13:50,955 --> 00:13:53,123
‫فکر می‌کردم اطلاعات بیشتری
‫از این نقشه داری.

268
00:13:53,916 --> 00:13:55,876
‫ببخشید، این حرفت یعنی چی؟

269
00:13:55,960 --> 00:13:58,212
‫موقع عروسی دیدم که با اون...

270
00:13:58,295 --> 00:13:59,547
‫توی سوئیت بوفالوی سفید بودی.

271
00:13:59,630 --> 00:14:01,382
‫نمی‌دونم الان وقت مناسبیه که...

272
00:14:01,465 --> 00:14:03,676
‫می‌دونی، شنیدم که دیشب
‫از هوش رفته بودی.

273
00:14:03,759 --> 00:14:06,887
‫درسته و یه خرده طول کشید
‫تا یادم بیاد که چی دیدم،

274
00:14:06,971 --> 00:14:08,430
‫ولی الان یادم میاد، آلیسون.

275
00:14:09,265 --> 00:14:12,977
‫تو و بابا یه جور قراری با هم گذاشتین.

276
00:14:13,060 --> 00:14:14,895
‫سر چی توافق کردین؟

277
00:14:14,979 --> 00:14:16,188
‫- قرار؟
‫- اوهوم.

278
00:14:16,272 --> 00:14:17,273
‫با بابا؟

279
00:14:17,898 --> 00:14:20,150
‫- خواهشا بگو که داری شوخی می‌کنی.
‫- شوخی نمی‌کنه.

280
00:14:21,777 --> 00:14:23,571
‫جواب سوال رو بده.

281
00:14:23,654 --> 00:14:25,114
‫عقل از سرت پریده.

282
00:14:25,197 --> 00:14:27,658
‫تو و بابا با هم قرار گذاشتین،
‫حالا لوتر مُرده.

283
00:14:27,741 --> 00:14:29,076
‫خیلی‌خب.

284
00:14:29,159 --> 00:14:31,579
‫لوتر به دست اون کوفتی که
‫معلوم نیست چیه، کشته شد.

285
00:14:31,662 --> 00:14:34,039
‫- و کلاوس؟
‫- نتونست وارد تونل بشه.

286
00:14:34,123 --> 00:14:37,001
‫می‌دونی، قراری که گذاشتین
‫به قیمت جون مردم داره تموم میشه.

287
00:14:37,084 --> 00:14:39,670
‫واقعا فکر کردی با بابا قرار گذاشتم...

288
00:14:39,753 --> 00:14:42,047
‫که لوتر و کلاوس رو بکشم؟

289
00:14:47,261 --> 00:14:49,179
‫دیگه حرفی ندارم.
‫توی لابی می‌بینمتون.

290
00:14:49,263 --> 00:14:50,931
‫هی... هی، وایستا، نه.

291
00:14:51,891 --> 00:14:54,018
‫صبر کن... پنج.

292
00:14:54,101 --> 00:14:55,102
‫آلیسون.

293
00:14:56,937 --> 00:14:58,355
‫نه، فقط گوش کن چی میگم.

294
00:15:11,994 --> 00:15:13,704
‫ویکتور؟ آلیسون؟

295
00:15:14,455 --> 00:15:15,456
‫خیلی‌خب.

296
00:15:25,466 --> 00:15:27,426
‫خیلی‌خب، تازه بخش جالب کار شروع شد.

297
00:15:30,262 --> 00:15:33,057
‫نه، دیگه من کار به کار شما
‫و تئوری‌های توطئه‌اتون ندارم.

298
00:15:33,140 --> 00:15:34,475
‫بس کن. فقط به حرف‌هام گوش کن...

299
00:15:34,558 --> 00:15:36,894
‫چرا باید گوش کنم، ها؟

300
00:15:36,977 --> 00:15:39,021
‫شما بودین که رای دادین
‫بمونیم و بمیریم.

301
00:15:39,104 --> 00:15:41,732
‫شما بودین که گفتین گور بابای خونواده
‫و کل این دنیا.

302
00:15:41,732 --> 00:15:43,943
‫من تنها کسی‌ام که می‌خوام جفتش رو نجات بدم.

303
00:15:44,026 --> 00:15:47,655
‫قبل از اینکه تعداد بیشتری از ما کشته بشن،
‫باید بفهمیم که بابا چه نقشه‌ای چیده.

304
00:15:49,615 --> 00:15:50,991
‫پنج کدوم گوریه؟

305
00:15:51,825 --> 00:15:53,202
‫درست پشت سرم بود.

306
00:15:58,123 --> 00:15:59,124
‫پنج؟

307
00:16:02,211 --> 00:16:03,212
‫پنج؟

308
00:16:13,847 --> 00:16:15,766
‫با استن راحت‌تر بود، خیلی‌خب؟

309
00:16:15,849 --> 00:16:17,393
‫می‌تونستی بگی «برو گمشو»،

310
00:16:17,476 --> 00:16:21,063
‫بعد دیگه مجبور نبودم
‫درباره‌ی بچه چیزی بهت بگم...

311
00:16:21,146 --> 00:16:22,690
‫یا ازت بخوام که پیشم بمونی.

312
00:16:22,773 --> 00:16:25,275
‫وقتی می‌تونی بدون اینکه آسیب‌پذیر بشی،
‫با ذهن یه نفر بازی کنی...

313
00:16:25,359 --> 00:16:28,028
‫تا هر کاری که دلت می‌خواد واست بکنه،
‫چرا اصلا حقیقت رو بهش بگی؟

314
00:16:28,112 --> 00:16:29,655
‫می‌دونه این حرف، چقدر مسخره است؟

315
00:16:33,659 --> 00:16:36,912
‫ولی اگه مثل مامانم...

316
00:16:36,996 --> 00:16:38,372
‫بچه‌مون رو ناامید کنم، چی؟

317
00:16:39,498 --> 00:16:40,749
‫پس ناامیدش نکن.

318
00:16:41,959 --> 00:16:44,586
‫چون پشت این مزخرفات مسخره،

319
00:16:45,504 --> 00:16:47,631
‫یه آدم خوب و شایسته هست.

320
00:16:49,800 --> 00:16:51,510
‫مطمئنی؟

321
00:16:56,640 --> 00:16:58,809
‫برگشتیم سر جای همون آسانسور؟

322
00:17:00,561 --> 00:17:03,105
‫اوه، یادت نره زیر گلدون‌ رو هم چک کنی.

323
00:17:03,188 --> 00:17:06,191
‫خودت رو تکون بده و دیوارها رو نگاه کن
‫ببین محفظه‌ای مخفی دارن یا نه.

324
00:17:06,275 --> 00:17:07,276
‫هی، اه،

325
00:17:07,985 --> 00:17:10,487
‫اینجا که دیواره و اه....

326
00:17:11,280 --> 00:17:12,906
‫چه مرگته؟

327
00:17:12,948 --> 00:17:15,868
‫مردم چپ و راست دارن می‌میرن
‫بعد تو ادای نوجوون‌های عبوس رو در میاری.

328
00:17:15,951 --> 00:17:17,494
‫درست مثل بابا حرف می‌زنی.

329
00:17:18,245 --> 00:17:20,456
‫چرا اینقدر واسه‌ت مهمه
‫که بابا ازت خوشش بیاد؟

330
00:17:20,539 --> 00:17:22,374
‫اون ذات من یا ما رو تعریف نمی‌کنه.

331
00:17:22,458 --> 00:17:24,334
‫بدون اون توی این دنیا،
‫اثر خودمون رو گذاشتیم.

332
00:17:24,418 --> 00:17:27,046
‫به عنوان آکادمی اسپارو،
‫ولی الان همه‌شون مُردن.

333
00:17:27,129 --> 00:17:28,380
‫اون هیچوقت یه اسپارو نبود.

334
00:17:28,464 --> 00:17:31,967
‫اون بابامون بود، از نوع مزخرفش.
‫تو به اون احتیاجی نداری.

335
00:17:32,051 --> 00:17:34,803
‫گفتنش واسه تو که
‫یه خونواده جدید پیدا کردی، آسونه.

336
00:17:36,305 --> 00:17:38,682
‫و بهترین عضو اون خونواده، الان مُرده.

337
00:17:39,475 --> 00:17:42,478
‫باورم نمیشه که این حرف رو بزنم.
‫ولی راستش خوشحالم که شما رو می‌بینم.

338
00:17:44,188 --> 00:17:46,315
‫- چی شده؟
‫- هتل داره تغییر می‌کنه.

339
00:17:46,398 --> 00:17:49,610
‫همه‌ش دور خودم می‌چرخیدم،
‫ولی انگار این هتل زنده است.

340
00:17:49,693 --> 00:17:51,570
‫- بهتره به لابی برگردیم.
‫- سعی کردم.

341
00:17:51,612 --> 00:17:53,697
‫هر سمتی که میرم،
‫برمی‌گردم سر جای اولم.

342
00:18:01,038 --> 00:18:02,039
‫پنج؟

343
00:18:02,831 --> 00:18:03,832
‫پنج؟

344
00:18:03,916 --> 00:18:05,125
‫پنج؟

345
00:18:05,209 --> 00:18:06,210
‫پنج؟

346
00:18:06,960 --> 00:18:10,047
‫- کجاست؟
‫- من از کجا بدونم؟

347
00:18:10,672 --> 00:18:13,092
‫بس کن. نباید همه‌ش به این کار ادامه بدیم.

348
00:18:14,051 --> 00:18:17,096
‫خواهش می‌کنم،
‫چطور به روال سابق برگردیم؟

349
00:18:17,179 --> 00:18:19,681
‫قبل از اون عذرخواهی الکی...

350
00:18:19,765 --> 00:18:20,974
‫و دروغ‌ها؟

351
00:18:21,683 --> 00:18:24,061
‫آلیسون، بس کن.
‫چطور بی‌خیال بشیم؟

352
00:18:26,980 --> 00:18:28,607
‫فکر نکنم بتونیم.

353
00:18:41,495 --> 00:18:42,663
‫مشکلی پیش اومده، بابا؟

354
00:18:43,372 --> 00:18:44,498
‫تو!

355
00:18:44,581 --> 00:18:45,833
‫دلم واست تنگ شده بود.

356
00:18:45,916 --> 00:18:48,335
‫فقط یه راه ورود به اوبلیوین هست.
‫غیرممکنه.

357
00:18:48,418 --> 00:18:50,629
‫خب، می‌بینی که اومدم.

358
00:18:50,712 --> 00:18:51,880
‫حیرت‌انگیزه!

359
00:18:51,964 --> 00:18:55,008
‫ای کاش بیشتر می‌تونستم این موضوع رو بشکافم،
‫پسرم، ولی الان وقت خوبی نیست.

360
00:18:55,092 --> 00:18:57,469
‫ازم سوء استفاده کردی،
‫می‌دونی، تا خونواده رو بیاری اینجا.

361
00:18:57,553 --> 00:19:00,430
‫می‌فهمم، ولی تو... ازم سوء استفاده کردی.

362
00:19:00,514 --> 00:19:03,642
‫بعد وقتی دیگه فایده‌ای واسه‌ت نداشتم،
‫من رو اونجا ول کردی که بمیرم؟

363
00:19:03,725 --> 00:19:04,726
‫ول کنم بمیری؟

364
00:19:04,810 --> 00:19:06,395
‫در حقت لطف کردم.

365
00:19:06,478 --> 00:19:09,314
‫می‌دونستم راه برگشت به خلا،
‫به جایی که بهش تعلق داری رو پیدا می‌کنی.

366
00:19:10,232 --> 00:19:11,150
‫آره اونجا رو دوست دارم.

367
00:19:11,233 --> 00:19:14,153
‫- پس چرا اومدی اینجا؟
‫- چون تو لوتر رو کشتی.

368
00:19:14,236 --> 00:19:15,654
‫لازم و موثر بود.

369
00:19:15,737 --> 00:19:19,825
‫نفر بعدی کیه، بابا؟ پنج؟
‫ویکتور؟ کل خونواده؟

370
00:19:19,908 --> 00:19:23,078
‫همین حالا بس کن! همه در موقعیت
‫قرار گرفتن. نبرد قراره شروع بشه.

371
00:19:23,162 --> 00:19:26,456
‫فقط یک صدای زنگ با جایزه‌ام فاصله دارم.
‫اینجوری همه‌چیز رو خراب می‌کنی!

372
00:19:26,540 --> 00:19:30,419
‫اوه، اگه واسه هر بار که این حرف رو زدی،
‫سکه 5 سنتی کنار میذاشتم، الان 1 دلار داشتم.

373
00:19:31,003 --> 00:19:32,212
‫که پول اونقدر زیادی نیست،

374
00:19:32,296 --> 00:19:34,423
‫ولی خب مغازه‌های ارزون‌فروش هست...

375
00:19:34,506 --> 00:19:36,717
‫که می‌تونی بری...

376
00:19:36,800 --> 00:19:37,968
‫دیگه بسه.

377
00:20:12,461 --> 00:20:13,795
‫بهتره به لابی برگردیم.

378
00:20:14,838 --> 00:20:15,714
‫آره.

379
00:20:15,797 --> 00:20:18,759
‫فکر می‌کنی کدوم یکی از خواهر و برادرهای
‫خنگ‌مون زنگ کوفتی رو به صدا در آورد؟

380
00:20:25,974 --> 00:20:26,975
‫آلیسون!

381
00:20:30,687 --> 00:20:33,065
‫آلیسون، باید بریم!

382
00:20:33,190 --> 00:20:34,399
‫آلیسون، پاشو! یالا!

383
00:20:42,824 --> 00:20:44,701
‫- شاید بهتره بریم.
‫- برو پشت سرت میام، عزیزم.

384
00:20:51,959 --> 00:20:52,960
‫یالا، یالا!

385
00:20:54,127 --> 00:20:55,504
‫- دیگو، صبر کن.
‫- گور باباش.

386
00:21:15,524 --> 00:21:18,110
‫- برو، برو، برو، برو، برو!
‫- دکمه رو بزن!

387
00:21:18,235 --> 00:21:19,569
‫- خیلی، کدوم طبقه؟ کدوم طبقه؟
‫- هر کدوم شد!

388
00:21:34,793 --> 00:21:36,753
‫واقعا؟ یک سامورایی؟

389
00:21:52,644 --> 00:21:54,730
‫انتقام چه بهش میاد.

390
00:21:54,813 --> 00:21:56,982
‫میشه خفه خون بگیری
‫و کمک کنی این وامونده رو بکشیم؟

391
00:22:06,241 --> 00:22:07,117
‫خیلی‌خب.

392
00:22:09,328 --> 00:22:10,662
‫هی. خیلی‌خب.

393
00:22:11,496 --> 00:22:14,166
‫ما باید... باید اون زخم رو ببندیم.

394
00:22:15,876 --> 00:22:18,712
‫حق با شما بود، خیلی‌خب؟
‫با بابا قرار گذاشتم.

395
00:22:20,547 --> 00:22:21,548
‫لوتر و کلاوس؟

396
00:22:21,631 --> 00:22:23,925
‫نه، هیچ ارتباطی به اون‌ها نداشتم.
‫قسم می‌خورم.

397
00:22:31,475 --> 00:22:32,601
‫چرا الان بهم میگی؟

398
00:22:32,684 --> 00:22:35,520
‫چون می‌خوام حرفم رو باور کنی، خیلی‌خب؟

399
00:22:35,604 --> 00:22:37,522
‫که این کار رو واسه‌ همه‌مون کردم.

400
00:22:37,606 --> 00:22:39,107
‫واسه لوتر و کلاوس هم همینطور.

401
00:22:39,691 --> 00:22:40,692
‫چه پیشنهادی بهت داد؟

402
00:22:42,235 --> 00:22:43,612
‫ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی.

403
00:22:44,196 --> 00:22:47,032
‫ببین اگه از این قضیه جون سالم به در ببریم،
‫همه‌چی درست میشه.

404
00:23:03,173 --> 00:23:04,257
‫ویکتور؟

405
00:23:04,758 --> 00:23:05,759
‫آلیسون؟

406
00:23:07,969 --> 00:23:08,970
‫ویکتور!

407
00:23:11,223 --> 00:23:12,432
‫آلیسون؟

408
00:23:16,269 --> 00:23:18,105
‫بهت گفتم که بری، خیلی‌خب؟

409
00:23:18,188 --> 00:23:20,023
‫و بذارم تنهایی بمیری؟
‫چه لذتی داره آخه؟

410
00:23:20,148 --> 00:23:21,149
‫بچه چی؟

411
00:23:21,233 --> 00:23:23,276
‫- بذار من نگران اون باشم.
‫- نه، من پدرشم.

412
00:23:23,360 --> 00:23:26,071
‫که هیچ نقشی در رشد جنین
‫در شش ماه آینده نداره.

413
00:23:26,113 --> 00:23:27,155
‫- تلاش خوبی بود.
‫- خیلی‌خب.

414
00:23:27,155 --> 00:23:28,865
‫پس نمی‌تونم راضیت کنم
‫این یکی رو منصرف بشی؟

415
00:23:28,949 --> 00:23:31,201
‫- بالاخره داری می‌فهمی.
‫- حق با توئه.

416
00:23:31,827 --> 00:23:33,537
‫دارم می‌فهمم.

417
00:23:33,620 --> 00:23:34,621
‫هی!

418
00:23:35,414 --> 00:23:36,665
‫هی!

419
00:23:37,332 --> 00:23:39,960
‫- فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟
‫- دارم از خونواده‌ام محافظت می‌کنم.

420
00:23:39,960 --> 00:23:41,878
‫نه، نه، نه، نه.
‫دیگو، تنهام نذار.

421
00:23:41,962 --> 00:23:42,963
‫متاسفم.

422
00:23:43,588 --> 00:23:46,842
‫- قول دادی که همیشه کنار هم می‌مونیم!
‫- می‌دونم، می‌دونم.

423
00:23:46,925 --> 00:23:49,219
‫دیگو، نه، نه، نه، نه، نه.
‫این کار رو نکن.

424
00:23:49,302 --> 00:23:51,304
‫وقتی بچه به دنیا اومد،
‫به پسرک...

425
00:23:52,139 --> 00:23:53,140
‫یا دخترک...

426
00:23:54,266 --> 00:23:55,559
‫بگو که چه مردی بودم.

427
00:23:56,977 --> 00:23:58,311
‫مردی که سعی کردم باشم.

428
00:23:59,479 --> 00:24:01,815
‫نه،‌ نه، نه، نه، دیگو.
‫نه، نه.

429
00:24:01,898 --> 00:24:04,484
‫دیگو! دیگو!

430
00:24:08,071 --> 00:24:10,449
‫پنج بار با تبر بهش زدی.
‫باید تا الان می‌مُرد.

431
00:24:10,449 --> 00:24:11,950
‫تقصیر زره‌اشه.
‫انگار دارم به سیمان می‌زنم.

432
00:24:12,033 --> 00:24:15,245
‫- پشت زره‌اش، یه جای خالی هست.
‫- باید خودمون رو به پشتش برسونیم.

433
00:24:16,872 --> 00:24:18,457
‫- بریم این کوفتی رو بکشیم.
‫- صبر کن...

434
00:24:18,457 --> 00:24:19,958
‫هی، آشغال!

435
00:25:33,240 --> 00:25:34,241
‫پنج!

436
00:25:35,408 --> 00:25:36,535
‫آلیسون؟

437
00:25:40,539 --> 00:25:43,542
‫بالاخره یه نفر اومد که قدرتش
‫ارزش تقلید کردن رو داشته باشه.

438
00:25:43,625 --> 00:25:46,002
‫لایلا؟ چرا توی اتاقک بودی؟

439
00:25:48,171 --> 00:25:49,881
‫بعدا توضیح میدم.

440
00:25:49,965 --> 00:25:51,091
‫لعنت.

441
00:25:57,514 --> 00:25:58,974
‫به طرز عجیبی،
‫آشنا به نظر میاد.

442
00:26:00,100 --> 00:26:02,352
‫حداقل این دفعه،
‫به سمت همدیگه نشونه نگرفتیم.

443
00:26:17,909 --> 00:26:18,910
‫بیا بریم.

444
00:26:26,751 --> 00:26:27,752
‫کلاوس؟

445
00:26:32,382 --> 00:26:34,926
‫- اوه خدای من، کلاوس. حالت خوبه؟
‫- لایلا!

446
00:26:35,010 --> 00:26:36,469
‫- چطوری اومدی بیرون؟
‫- چی شده؟

447
00:26:36,553 --> 00:26:39,764
‫- فکر می‌کردیم که مُردی.
‫- ای کاش می‌مُردم. سلام.

448
00:26:39,848 --> 00:26:41,808
‫- سلام، خوبی؟
‫- آره به گمونم.

449
00:26:41,891 --> 00:26:43,685
‫- کلاوس.
‫- قیافه‌ت خیلی داغون شده.

450
00:26:43,768 --> 00:26:45,353
‫سعی کن یه محافظ رو بکشی
‫بعد این حرف رو بزنی.

451
00:26:45,437 --> 00:26:47,272
‫- ما که کشتیم.
‫- ما هم همینطور.

452
00:26:47,397 --> 00:26:49,733
‫آره، آره، زنده‌ام
‫و حالم حرف نداره.

453
00:26:49,816 --> 00:26:51,985
‫علی‌رغم تلاش‌های بابا
‫واسه خرد کردن مغزم،

454
00:26:52,068 --> 00:26:54,154
‫ولی تجدید دیدار پر از اشک
‫رو بذاریم واسه بعدا.

455
00:26:54,237 --> 00:26:57,157
‫چیزی که الان باید بدونین
‫اینه که...

456
00:26:58,491 --> 00:26:59,909
‫بابا لوتر رو کشت.

457
00:27:00,619 --> 00:27:02,621
‫و نذاشت وارد تونل بشم،

458
00:27:02,704 --> 00:27:05,373
‫و اون زنگ رو به صدا در آورد!

459
00:27:05,457 --> 00:27:07,292
‫نقشه‌ت چیه، پیرمرد؟

460
00:27:07,375 --> 00:27:09,753
‫- الان واسه این چیزها وقت نداریم.
‫- تو لوتر رو کشتی!

461
00:27:09,753 --> 00:27:12,130
‫چاره‌ای نداشتم. حاضر نمی‌شدین
‫مثل یه تیم دور هم جمع بشین.

462
00:27:12,213 --> 00:27:13,965
‫اون داستان‌ها و افسانه‌های مسخره‌ات.

463
00:27:14,049 --> 00:27:16,718
‫هیچ هفت ناقوس یا نورس‌هایی در کار نبوده.

464
00:27:16,801 --> 00:27:18,637
‫- ما رو اینجا آوردی که بمیریم!
‫- درست نیست.

465
00:27:18,720 --> 00:27:21,848
‫یه جایی در این هتل،
‫کلید تنظیم مجدد دنیا وجود داره.

466
00:27:21,931 --> 00:27:23,475
‫فقط باید خاتم رو پیدا کنیم!

467
00:27:23,558 --> 00:27:25,560
‫من اهمیتی به اون خاتم نمیدم!
‫هیچکدوم‌مون اهمیت نمیدیم.

468
00:27:25,644 --> 00:27:28,980
‫به زور از دست اون محافظ با کلاهخود مسخره
‫و داس‌ش جون سالم به در بردیم!

469
00:27:29,981 --> 00:27:32,067
‫محافظی که ما کشتیم، تبر داشت.

470
00:27:32,150 --> 00:27:33,526
‫مال ما هم شمشیر داشت.

471
00:27:34,444 --> 00:27:35,445
‫یکی مونده.

472
00:27:36,571 --> 00:27:37,656
‫باید دنبالش بگردیم.

473
00:27:37,739 --> 00:27:39,741
‫آره، چون دفعه اول خیلی خوب پیش رفت.

474
00:27:39,824 --> 00:27:42,869
‫مسکن دارین
‫یا همه‌تون خفه خون می‌گیرین؟

475
00:27:45,455 --> 00:27:48,875
‫میشه فقط صداتون رو بیارین پایین؟

476
00:27:48,958 --> 00:27:50,293
‫فکر می‌کنی بتونی...

477
00:27:55,298 --> 00:27:56,883
‫هی، خاتم رو پیدا کردم!

478
00:27:56,966 --> 00:27:58,802
‫روی...

479
00:29:03,366 --> 00:29:06,077
‫هیچکس حق نداره
‫به زنم آسیبی برسونه!

480
00:29:27,140 --> 00:29:28,516
‫تو یک هدف داشتی.

481
00:29:29,267 --> 00:29:31,978
‫تو رو گذاشتم تا از باارزش‌ترین چیز
‫توی دنیا محافظت کنی.

482
00:29:32,061 --> 00:29:33,062
‫و اون چی بود؟

483
00:29:33,688 --> 00:29:35,106
‫به‌زودی می‌فهمی.

484
00:29:35,857 --> 00:29:36,858
‫همه‌تون می‌فهمین.

485
00:29:42,572 --> 00:29:44,991
‫نمی‌تونم... نگه‌ش دارم.

486
00:30:02,884 --> 00:30:04,719
‫خاتم روی کف لابیه.

487
00:30:04,803 --> 00:30:05,720
‫ستاره‌هاست!

488
00:30:05,804 --> 00:30:08,473
‫بچه‌ها، یه ستاره روی خاتم پیدا کنین.
‫روش وایستین!

489
00:30:12,560 --> 00:30:14,729
‫بن، الان وقتشه، پسرم! زود باش!

490
00:30:17,607 --> 00:30:19,818
‫هفت نقش، هفت نفر از ما؟

491
00:30:19,901 --> 00:30:20,819
‫ناقوس‌ها ماییم؟

492
00:30:24,948 --> 00:30:25,949
‫نه.

493
00:30:26,449 --> 00:30:27,450
‫تو نه.

494
00:30:41,381 --> 00:30:43,466
‫زود باشین!
‫تنها راه برای متوقف کردنشه!

495
00:30:50,181 --> 00:30:51,766
‫شماره پنج، زود باش!

496
00:32:16,976 --> 00:32:19,228
‫این جزو قرارمون نبود.
‫داری بهشون صدمه می‌زنی.

497
00:32:19,312 --> 00:32:20,313
‫الان دیگه نمی‌تونم دست بکشم.

498
00:32:20,396 --> 00:32:23,149
‫- دستگاه رو خاموش می‌کنه.
‫- کدوم دستگاه؟ نمی‌فهمم.

499
00:32:23,232 --> 00:32:24,525
‫هتل فقط نمای ظاهری بود.

500
00:32:24,609 --> 00:32:26,611
‫توی یک دستگاه
‫در یک بُعد دیگه‌ گیر کردیم.

501
00:32:26,694 --> 00:32:28,947
‫هر کسی که دنیا رو خلق کرده،
‫اینجا رو هم ساخته.

502
00:32:29,030 --> 00:32:30,698
‫این چیزها چه ربطی به اون‌ها داره؟

503
00:32:33,993 --> 00:32:36,120
‫ذرات داخل بدن‌شون...

504
00:32:36,204 --> 00:32:38,289
‫تنها چیزیه که سوخت دستگاه رو تامین می‌کنه.

505
00:32:40,500 --> 00:32:42,126
‫اون لوتر رو کشت.

506
00:32:42,210 --> 00:32:44,003
‫می‌خواست کلاوس رو هم بکشه.

507
00:32:44,087 --> 00:32:46,464
‫تا موقعی که همه‌مون نمیریم،
‫از این کارها دست برنمیداره.

508
00:32:51,135 --> 00:32:52,470
‫خیلی‌خب، دیگه باید بس کنی!

509
00:32:52,553 --> 00:32:53,721
‫تقریبا آخرشم.

510
00:32:53,805 --> 00:32:56,349
‫و وقتی تموم شد،
‫من و تو به چیزی که می‌خواستیم، می‌رسیم.

511
00:32:56,432 --> 00:32:57,934
‫نه، داری می‌کُشیشون!

512
00:32:58,017 --> 00:32:59,727
‫هر چیزی در زندگی، بهایی داره.

513
00:33:10,613 --> 00:33:14,826
‫بس کن!

514
00:34:08,046 --> 00:34:10,089
‫آلیسون...
‫آلیسون، به اون دکمه دست نزن.

515
00:34:10,173 --> 00:34:11,632
‫نمی‌دونیم چی کار می‌کنه.

516
00:34:11,716 --> 00:34:13,301
‫آلیسون، وایستا!

517
00:34:17,555 --> 00:34:19,140
‫نذار این کار رو بکنم!

518
00:34:19,640 --> 00:34:20,725
‫بهم اعتماد داری؟

519
00:34:28,232 --> 00:34:30,735
‫ویکتور، چی کار داری می‌کنی؟
‫جلوش رو بگیر!

520
00:34:31,319 --> 00:34:33,446
‫- آلیسون، صبر کن!
‫- آلیسون، این کار رو نکن!

521
00:35:16,489 --> 00:35:17,657
‫کلیر.

522
00:35:19,867 --> 00:35:21,327
‫چی شده، مامان؟

523
00:35:23,246 --> 00:35:25,164
‫هیچی، عزیزم.

524
00:35:25,248 --> 00:35:27,375
‫اوه، خیلی خوشحالم که اومدم خونه.

525
00:35:30,962 --> 00:35:32,755
‫جایی که همیشه قرار بود باشی.

526
00:35:37,677 --> 00:35:38,803
‫سلام، عزیزم.

527
00:36:10,168 --> 00:36:12,753
‫جالبه.

528
00:36:17,258 --> 00:36:21,262
‫(پارک یادبود اوبسیدین - از سر لطف
‫سر رجینالد هارگریوز، 1 اکتبر 1989 اهدا شد)

529
00:36:24,724 --> 00:36:25,725
‫لوتر؟

530
00:36:27,351 --> 00:36:28,644
‫لوتر؟

531
00:36:28,728 --> 00:36:29,937
‫اوه لعنت.

532
00:36:30,021 --> 00:36:31,314
‫- می‌تونین من رو ببینین؟
‫- آره!

533
00:36:31,397 --> 00:36:33,232
‫- زنده‌ام؟ زنده‌ام!
‫- آره!

534
00:36:33,316 --> 00:36:34,483
‫اوه!

535
00:36:34,483 --> 00:36:36,944
‫- لوتر زنده است!
‫- اوه خدای من!

536
00:36:37,028 --> 00:36:39,155
‫- صبر کن. دیگه هیکل نیستی.
‫- ها؟

537
00:36:40,740 --> 00:36:41,741
‫وواه!

538
00:36:42,533 --> 00:36:44,535
‫اوه لعنت! بدنم!

539
00:36:45,494 --> 00:36:46,495
‫صبر کن.

540
00:36:48,039 --> 00:36:51,209
‫- چه خوشتیپ شدم.
‫- لوتر چه ظریف و خوش اندام شده.

541
00:36:51,292 --> 00:36:53,669
‫- وایستین. باید به اسلون نشون بدم.
‫- دست منم برگشته.

542
00:36:53,753 --> 00:36:55,671
‫خیلی خوبه. صبر کنین.
‫اسلون کجاست؟

543
00:36:55,755 --> 00:36:58,549
‫اوه، اون... اه... درست پشت سرم بود...

544
00:36:58,549 --> 00:37:03,596
‫می‌دونین، شما رو نمی‌دونم،
‫ولی چندین ساله همچین حس خوبی نداشتم.

545
00:37:03,679 --> 00:37:06,474
‫- کسی می‌دونه کدوم گوری هستیم؟
‫- هتل.

546
00:37:06,557 --> 00:37:08,434
‫یا حداقل جایی که قبلا هتل بوده.

547
00:37:08,517 --> 00:37:10,144
‫فکر کنم پیرمرد کار خودش رو کرد.

548
00:37:11,020 --> 00:37:12,271
‫فکر کنم دنیا رو دوباره تنظیم کرد.

549
00:37:14,190 --> 00:37:15,816
‫انگشت‌های تو هم برگشتن.

550
00:37:15,900 --> 00:37:17,902
‫اسلون؟ اسلون!

551
00:37:19,237 --> 00:37:20,238
‫هی.

552
00:37:20,905 --> 00:37:22,907
‫من هیچ اهمیتی به تنظیم دنیا
‫و اینجور چیزها نمیدم، خیلی‌خب؟

553
00:37:22,990 --> 00:37:24,867
‫زنم رو می‌خوام.
‫کجاست، پنج؟

554
00:37:24,951 --> 00:37:27,036
‫خوشحالم که زنده‌ای
‫ولی دستت رو بکش.

555
00:37:27,119 --> 00:37:28,996
‫تا موقعی که جوابم رو ندی،
‫ولت نمی‌کنم.

556
00:37:29,080 --> 00:37:30,414
‫خیلی‌خب، گور بابای این وضعیت.

557
00:37:33,751 --> 00:37:34,919
‫یه جای کار می‌لنگه.

558
00:37:35,002 --> 00:37:36,963
‫معلومه.
‫قراره دمار از روزگارت در بیارم.

559
00:37:37,046 --> 00:37:39,966
‫- آره، لت و پارش کن.
‫- نه، خنگول. قدرتم رو میگم.

560
00:37:40,049 --> 00:37:40,925
‫نمی‌تونم غیب و ظاهر بشم.

561
00:37:41,008 --> 00:37:42,218
‫آره، راست میگی.

562
00:37:46,389 --> 00:37:47,431
‫جالب نیست.

563
00:37:52,061 --> 00:37:53,938
‫خیلی‌خب... یالا.

564
00:37:54,021 --> 00:37:57,191
‫آلاکازام... اشباح.

565
00:37:58,651 --> 00:38:00,486
‫یعنی دوباره فانی شدم؟

566
00:38:00,569 --> 00:38:03,072
‫- آآو پسر!
‫- وایستین، وایستین، وایستین.

567
00:38:03,155 --> 00:38:04,573
‫چطوری پس بگیریم‌شون، احمق‌ها؟

568
00:38:04,657 --> 00:38:05,783
‫لعنت.

569
00:38:07,576 --> 00:38:09,537
‫من... باید برم زنم رو پیدا کنم.

570
00:38:09,620 --> 00:38:11,080
‫نه! لوتر، نباید بری.

571
00:38:11,163 --> 00:38:13,624
‫تا پنج دقیقه پیش مُرده بودی.
‫هنوز ضعیفی!

572
00:38:13,708 --> 00:38:16,585
‫- باید برم دنبالش.
‫- نه. وایستا... کلاوس، وایستا!

573
00:38:16,669 --> 00:38:18,170
‫- منم میرم، گاگول‌ها.
‫- بس کنین.

574
00:38:18,170 --> 00:38:20,006
‫باید پیش هم بمونیم
‫و بفهمیم قضیه چیه...

575
00:38:20,006 --> 00:38:21,507
‫حالا چی کار کنیم؟

576
00:38:23,259 --> 00:38:24,427
‫زندگی‌مون رو بکنیم؟

577
00:38:36,897 --> 00:38:39,859
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

578
00:38:41,902 --> 00:38:45,489
‫♪ اینجا جای هیچ آدم خوبی نیست ♪

579
00:38:46,198 --> 00:38:49,035
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

580
00:38:49,535 --> 00:38:51,037
‫♪ که اون رو خونه خودش بدونه ♪

581
00:38:51,120 --> 00:38:52,121
‫آشغال.

582
00:38:55,249 --> 00:38:58,085
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

583
00:38:59,712 --> 00:39:03,424
‫♪ اینجا جای هیچ آدم خوبی نیست ♪

584
00:39:04,258 --> 00:39:07,094
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

585
00:39:07,720 --> 00:39:09,388
‫♪ که اون رو خونه خودش بدونه ♪

586
00:39:13,351 --> 00:39:16,187
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

587
00:39:17,813 --> 00:39:21,734
‫♪ اینجا جای هیچ آدم خوبی نیست ♪

588
00:39:22,360 --> 00:39:25,279
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

589
00:39:25,780 --> 00:39:27,782
‫♪ که اون رو خونه خودش بدونه ♪

590
00:39:30,326 --> 00:39:34,914
‫♪ ولی می‌دونم که از چی فرار می‌کنی ♪

591
00:39:34,997 --> 00:39:38,709
‫♪ مهم نیست که کی از همه بدجنس‌تره ♪

592
00:39:38,793 --> 00:39:44,090
‫♪ مهم اون‌هایی هستن که
‫جلوی سقوط تو از نردبون رو می‌گیرن ♪

593
00:39:44,173 --> 00:39:47,051
‫♪ اینجا جای یه قهرمان نیست ♪

594
00:40:18,374 --> 00:40:20,876
‫این قطار به سمت ایستگاه یوئیدو می‌رود.
