﻿1
00:00:22,063 --> 00:00:24,357
خب،من ميخواستم اونو باسم پدرش نامگذاري کنم

2
00:00:24,399 --> 00:00:27,193
دنتون وينسلو کراکر

3
00:00:27,318 --> 00:00:30,947
بنابراين اون اسمي بود که ما انتخاب کرديم

4
00:00:31,072 --> 00:00:33,324
اون پسر کوچيکي بود که از مشکلات روده رنج ميبرد

5
00:00:33,450 --> 00:00:37,328
و خب ما روز و شب با اون بوديم

6
00:00:37,454 --> 00:00:40,707
و شوهرم يک پدر فوق العاده بود

7
00:00:40,832 --> 00:00:43,043
و خيلي با محبت و با دقت  بود

8
00:00:43,168 --> 00:00:45,003
اون در اتاق همراه پسرم قدم ميزد

9
00:00:45,128 --> 00:00:48,923
و بعد روزي گفت:"اون به اين طريقي که بر ما حکمفرمايي ميکنه

10
00:00:49,049 --> 00:00:52,052
يک مغول کوچيک منظمه"

11
00:00:52,177 --> 00:00:54,345
خب اين دليليه که اونو به اون اسم ناميديم

12
00:00:54,471 --> 00:00:55,930
ما اونو موگي(مخفف مغول)ناميديم

13
00:00:56,056 --> 00:01:00,560
موگي کراکر در 3 ژوئن 1947 متولد شد.

14
00:01:00,685 --> 00:01:03,021
بزرگترين 4 کودک.

15
00:01:03,146 --> 00:01:04,939
پدرش يک معلم زيست شناسي بود

16
00:01:05,106 --> 00:01:08,193
و موگي در شهرهاي دانشگاهي:

17
00:01:08,318 --> 00:01:12,614
ايتاکا،امهرست و نهايتا ساراتوگا اسپرينگز رشد يافت.

18
00:01:12,739 --> 00:01:17,327
که خانواده در 1960 زمانيکه او 13 ساله بود به آنجا نقل مکان کردند.

19
00:01:17,452 --> 00:01:21,289
مادرم براي هممون کتاب ميخوند

20
00:01:21,456 --> 00:01:23,625
برادرم قطعا کسي بود که

21
00:01:23,792 --> 00:01:26,419
که احتمالا بيشتر از من جلب اون کتابا شد

22
00:01:26,544 --> 00:01:28,630
اون واقعا با کتابا خوشگذروني ميکرد

23
00:01:28,755 --> 00:01:31,466
موگي پسري غيرمعمولي بود

24
00:01:31,591 --> 00:01:34,928
باهوش،با ذهني مستقل و بسيار نزديک بين

25
00:01:35,053 --> 00:01:37,097
تا بخوبي در تيمهاي ورزشي بتواند عمل کند

26
00:01:37,222 --> 00:01:41,059
او کتابهايي در مورد تاريخ امريکا و قهرمانان آمريکايي را دوست ميداشت

27
00:01:41,184 --> 00:01:43,561
او در 12 سالگي شروع به نوشتن خاطرات روزانه اش کرد که در آن

28
00:01:43,686 --> 00:01:46,815
او وقايع جنگ سرد را تعقيب ميکرد

29
00:01:46,940 --> 00:01:49,150
او نوشت:من از سرخها متنفرم

30
00:01:49,317 --> 00:01:51,945
و او اغلب کساني که اثبات کرده بودند که خواهان

31
00:01:52,070 --> 00:01:55,865
قرباني کردن خود براي آن هدف هستند را تمجيد ميکرد.

32
00:01:55,990 --> 00:01:58,868
فراخوان رئيس جمهور جان اف کندي براي همه آمريکائيان

33
00:01:58,993 --> 00:02:02,622
که از خود بپرسند چه کاري ميتوانند براي کشورشان انجام دهند

34
00:02:02,747 --> 00:02:07,293
عقايدي که او از زمانيکه پسر کوچکي بود داشت را بازتاب داده بود.

35
00:02:07,418 --> 00:02:10,421
يک روز عصر زمانيکه من براي دنتون پيش از اينکه

36
00:02:10,547 --> 00:02:16,261
بخوابه کتاب ميخوندم،پاراگرافيو از هنري پنجم انتخاب کردم

37
00:02:16,386 --> 00:02:21,641
که اينه:"مردي که امروز همراه من خونش را نثار کرد

38
00:02:21,766 --> 00:02:23,852
بايد که برادرم باشد.

39
00:02:24,018 --> 00:02:28,815
و نجيب زاده اي در انگليس که حالا در تختخوابه

40
00:02:28,940 --> 00:02:31,401
بايد خودشان را ملعون فرض کنند

41
00:02:31,526 --> 00:02:35,655
آنها اينجا نبودند و مردانگي خودشان را پست کردند

42
00:02:35,780 --> 00:02:40,660
درحاليکه همه از نبرد همراه ما در روز سنت کريسپين صحبت ميکنند."
نبرد روز سنت کريسپين:يکي از بزرگترين پيروزيهاي انگليس بر فرانسه در جريان جنگهاي صد ساله در شمال فرانسه.

43
00:02:42,078 --> 00:02:45,540
نبرد روز سنت کريسپين:يکي از بزرگترين پيروزيهاي انگليس بر فرانسه در جريان جنگهاي صد ساله در شمال فرانسه.

44
00:02:45,665 --> 00:02:47,959
من فکر ميکنم که اون چيزي بود که

45
00:02:48,084 --> 00:02:49,919
واداشت دنتون بخواهد

46
00:02:50,044 --> 00:02:55,550
بخشي از کاري مهم و شجاعانه باشه

47
00:02:59,095 --> 00:03:02,807
جنگ ويتنام

48
00:03:11,774 --> 00:03:14,444
من ديشب بيدار موندم و داشتم به اين فکر ميکردم.

49
00:03:14,444 --> 00:03:18,072
هر چه بيشتر باون فکر ميکردم،
نميدونم اون چه کوفتيه
ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا

50
00:03:18,198 --> 00:03:20,450
براي من شبيه اينه که ما داريم درگير (جنگ)کره ديگه اي ميشيم

51
00:03:20,575 --> 00:03:22,243
اون انقدر منو نگران ميکنه انگار جهنم روي سرم خراب شده

52
00:03:22,410 --> 00:03:24,913
من نميفهمم ما هرگز بتونيم به چيزي اميد داشته باشيم تا از  زمانيکه درگير ميشيم

53
00:03:25,079 --> 00:03:26,206
بتونيم ازونجا بيرون بيايم.

54
00:03:26,331 --> 00:03:28,333
من فکر نميکنم اون ارزش جنگيدن  را داشته باشه

55
00:03:28,458 --> 00:03:29,876
و فکر نميکنم بتونيم ازش خارج بشيم.

56
00:03:30,001 --> 00:03:31,628
و اون فقط بزرگترين گند لعنتيه که من تابحال ديدم.

57
00:03:31,669 --> 00:03:33,296
اون ،اون ي گند وحشتناکه

58
00:03:33,296 --> 00:03:36,090
من در مورد فرمان دادن به اون بچه ها در اونجا فکر کردم

59
00:03:36,257 --> 00:03:37,926
و به چه دليل کوفتي به اونا دستور بدم ازونجا خارج بشن؟

60
00:03:37,967 --> 00:03:39,385
چيزي که برام رخ داده

61
00:03:39,427 --> 00:03:40,887
اين ويتنام کوفتي چه ارزشي  براي من داره؟

62
00:03:40,929 --> 00:03:42,597
چه ارزشي براي اين کشور داره؟

63
00:03:42,764 --> 00:03:44,098
اره،اره

64
00:03:44,224 --> 00:03:46,434
حالا البته اگر تو شروع به فرار از دست کمونيستها کني

65
00:03:46,434 --> 00:03:48,436
اونا ممکنه تو رو درست تا آشپزخونه خودت تعقيب کنن.

66
00:03:48,436 --> 00:03:51,064
اره،مشکل اونه

67
00:03:51,189 --> 00:03:54,025
و اون چيزيه که مابقي اون نصف دنيا

68
00:03:54,150 --> 00:03:57,570
قراره فکر کنن اگه اين چيز ما رو متلاشي کنه.

69
00:03:57,695 --> 00:03:59,197
خيلي آسونه که وارد جنگ شد

70
00:03:59,239 --> 00:04:00,865
ولي قراره خيلي سختتر از هميشه بشه اگه بخواي خودتو خلاص کني

71
00:04:00,907 --> 00:04:01,908
اگه واردش بشي

72
00:04:02,033 --> 00:04:03,284
خيلي آسونه

73
00:04:03,451 --> 00:04:05,036
من دوست داشتم ارزيابي اين چيزو از مک نامارا و والتر بشنوم

74
00:04:05,036 --> 00:04:06,037
تا درموردش بحث بشه؟

75
00:04:06,079 --> 00:04:07,288
اره

76
00:04:07,455 --> 00:04:09,165
خيلي خب،زمان تخميني کيه؟

77
00:04:10,833 --> 00:04:13,795
يک تراژدي ليندون جانسون را در نوامبر 1963(آبانماه)

78
00:04:13,962 --> 00:04:17,048
به رياست جمهوري رساند

79
00:04:17,173 --> 00:04:19,801
و او خودش را مسئول کامل نميدانست

80
00:04:19,968 --> 00:04:23,846
تا زمانيکه سال بعد با راي دهندگان مواجه شد

81
00:04:23,972 --> 00:04:27,308
ولي جاه طلبيهايش براي اين کشور باندازه جاه طلبيهاي قهرمانش

82
00:04:27,475 --> 00:04:30,728
فرانکلين روزولت زياد بود.

83
00:04:30,853 --> 00:04:32,814
طي سالهاي حضورش در کاخ سفيد

84
00:04:32,939 --> 00:04:35,108
او رهبري کشمکش براي تصويب بيش از

85
00:04:35,233 --> 00:04:39,279
200 بند مهم قانوني از

86
00:04:39,404 --> 00:04:44,909
قانون  حقوق شهروندي 1964،قانون حقوق انتخاباتي 1965

87
00:04:45,034 --> 00:04:49,372
کمک فدرال براي آموزش,اعطاي مزايا،بيمه سلامت

88
00:04:49,497 --> 00:04:52,667
و يکسري کامل از لوايحي را برعهده داشت  که در جهت خاتمه دادن به  فقر

89
00:04:52,834 --> 00:04:55,837
در امريکا همگي به قصد ايجاد

90
00:04:55,962 --> 00:04:58,756
آنچه که او آنرا "جامعه عالي"ميناميد ،بود.

91
00:04:58,881 --> 00:05:03,469
جانسون در امور خارجي کمتر اعتماد بنفس داشت.

92
00:05:03,594 --> 00:05:05,722
او يکبار گفت:خارجيها شبيه مردميکه من ميشناختم

93
00:05:05,847 --> 00:05:07,432
نيستند.

94
00:05:07,557 --> 00:05:10,143
او براي مواجهه با آنان،همه مشاوران ارشد جان کندي

95
00:05:10,268 --> 00:05:12,937
را برسر کار نگهداشت

96
00:05:13,062 --> 00:05:15,023
دين راسک در وزارت امور خارجه

97
00:05:15,148 --> 00:05:17,567
رابرت مک نامارا در وزارت دفاع

98
00:05:17,692 --> 00:05:21,612
مک جورج باندي بعنوان مشاور امنيت مليش.

99
00:05:21,738 --> 00:05:26,868
او به آنها گفت که من بشما بيش از آنچه که سلفش نياز داشت،نياز دارم.

100
00:05:27,035 --> 00:05:28,703
جانسون بطور عمومي متعهد شد که

101
00:05:28,828 --> 00:05:31,205
"اين کشور تعهدات خود را از ويتنام جنوبي

102
00:05:31,372 --> 00:05:34,375
تا برلين غربي حفظ خواهد کرد."

103
00:05:34,542 --> 00:05:38,087
اما در خفا،ويتنام او را سرشار از وحشت ميکرد.

104
00:05:38,212 --> 00:05:40,548
قرار است آنجا به درجه نابودي کامل برسد.

105
00:05:40,715 --> 00:05:43,426
سفيرش آنرا به او گفت

106
00:05:43,551 --> 00:05:46,721
رئيس جمهور گفت:من ميخوام ويتنام جنوبيها ماتحتشان را

107
00:05:46,888 --> 00:05:48,514
بلند کنند و به درون آن جنگلها بروند

108
00:05:48,639 --> 00:05:52,810
و با شلاق گروهي کمونيست را به جهنم برانند"

109
00:05:52,935 --> 00:05:55,605
و بعد من از آنها ميخواهم تا مرا تنها بگذارند

110
00:05:55,730 --> 00:05:57,774
چون من کارهاي مهمتري براي انجام دادن

111
00:05:57,899 --> 00:05:59,901
درست اينجا در خانه دارم."

112
00:06:01,736 --> 00:06:04,906
جانسون با کودتاي نظامي که رئيس جمهور ويتنام جنوبي نو دين زيم

113
00:06:05,073 --> 00:06:09,202
سرنگون و به قتل رسانده بود

114
00:06:09,327 --> 00:06:12,705
با وحشت از اينکه آن وضعيت بد را بدتر ميکند،مخالفت کرده بود.

115
00:06:14,415 --> 00:06:16,000
در واقع همين طور بود.

116
00:06:20,338 --> 00:06:24,967
جبهه آزادي بخش ملي يا ويت کنگ

117
00:06:25,093 --> 00:06:28,137
حملات هماهنگ شده اي را در سراسر مناطق روستايي انجام ميداد

118
00:06:28,262 --> 00:06:31,682
حدود 400 تا از حملات در تنها دو هفته.

119
00:06:34,268 --> 00:06:35,645
زمانيکه زيم سرنگون شد

120
00:06:36,104 --> 00:06:37,563
ما خيلي هيجانزده بوديم

121
00:06:37,897 --> 00:06:40,274
ما فکر ميکرديم به آزادسازي کل کشور نزديک شده ايم.

122
00:06:40,274 --> 00:06:44,695
ما شروع به حمله به دشمن در روز و شب کرديم.

123
00:06:46,155 --> 00:06:49,325
جوانان بيشتر و بيشتري به نيروهاي مسلح ما پيوستند

124
00:06:53,037 --> 00:06:56,165
تخمين زده ميشود 40 درصد نواحي روستايي ويتنام جنوبي

125
00:06:56,290 --> 00:06:58,751
و بيش از 50 درصد جمعيت آن،

126
00:06:58,876 --> 00:07:02,672
بطور موثري در دست ويت کنگ بودند.

127
00:07:02,797 --> 00:07:06,509
و ژنرالهاي ويتنامي که نو دين زيم را سرنگون کرده بودند

128
00:07:06,634 --> 00:07:10,263
در حال ستيز با همديگر بودند.

129
00:07:10,388 --> 00:07:13,307
ترور نو دين زيم يکسري از

130
00:07:13,433 --> 00:07:15,351
کودتاها را به راه انداخت.

131
00:07:15,476 --> 00:07:19,689
هر دولت از قبلي نا کارامدتر بود.

132
00:07:19,814 --> 00:07:23,192
در ژانويه 1964(ديماه)

133
00:07:23,317 --> 00:07:24,819
با تشويق ايالات متحده

134
00:07:24,944 --> 00:07:29,615
ژنرال وين کان کودتاي ديگري براه انداخت

135
00:07:29,740 --> 00:07:34,328
جانسون در ماه مارس(اسفند)،مک نامارا را با دستورالعملهايي

136
00:07:34,454 --> 00:07:37,790
براي اينکه به مردم نشان دهد کان فرد مورد نظر ماست،به ويتنام فرستاد.

137
00:07:39,792 --> 00:07:43,129
جانسون گفت:بياييم بيرونش بياريم و وادارش کنيم با مردم حرف بزنه

138
00:07:43,296 --> 00:07:46,799
و بزاريم همچنين مک نامارا با اون بره.

139
00:07:46,966 --> 00:07:49,343
تا اون مردم بتونن ببينن که ايالات متحده

140
00:07:49,469 --> 00:07:50,636
با قدرت پشت سر اين مرده.

141
00:07:50,761 --> 00:07:53,973
ما بطور کامل از مردم ويتنام جنوبي حمايت ميکنيم.

142
00:07:54,223 --> 00:07:55,600
براي  اون آمريکايي طبيعي بود

143
00:07:56,142 --> 00:07:58,269
تا از اون مرد در آنجا حمايت کنن.

144
00:07:58,936 --> 00:08:03,024
بنابراين اون همراه ژنرال کان

145
00:08:03,524 --> 00:08:05,860
در يک نوع سفر به جايي در نواحي روستايي رفت.

146
00:08:05,902 --> 00:08:12,492
زمانيکه کان سخنراني ملالت آور طولاني پرزحمتشو خاتمه ميداد ،گفت:

147
00:08:15,495 --> 00:08:17,038
ويتنام هزار ساله

148
00:08:17,163 --> 00:08:20,416
مک نامارا به ميکروفون تکيه داد و گفت

149
00:08:23,544 --> 00:08:27,465
طرز تلفظ اون آمريکايي،معني متفاوتي در زبان ويتنامي داشت.

150
00:08:29,926 --> 00:08:31,427
چيزي که اون داشت ميگفت چيزي شبيه

151
00:08:31,469 --> 00:08:34,972
"اردک کوچک،اون ميخواهد استراحت کند" بود.

152
00:08:36,390 --> 00:08:39,685
او از اختلاف مربوط به آهنگ صدا غافل بود.

153
00:08:39,810 --> 00:08:45,149
و مک نامارا يک مشت اونو را گرفت و اونا رو بالا نگهداشت.

154
00:08:45,274 --> 00:08:46,484
و جمعيت عملا

155
00:08:46,609 --> 00:08:48,694
روي سنگفرش پراکنده شد.

156
00:08:50,863 --> 00:08:52,573
رئيس جمهور جانسون به مشاورانش گفت:

157
00:08:52,698 --> 00:08:55,243
ديگر از اين کودتاهاي مزخرف در کار نباشد.

158
00:08:55,368 --> 00:08:59,205
اما کان هم فاقد مشروعيت مردمي بود

159
00:08:59,372 --> 00:09:02,875
و ساير ژنرالها با تمام توان به کشمکش براي قدرت ادامه دادند.

160
00:09:03,042 --> 00:09:06,462
واشنگتن فريادهاي بودائيها را براي

161
00:09:06,587 --> 00:09:09,090
دولتي به نمايندگي واقعي از مردم

162
00:09:09,215 --> 00:09:12,969
که انها اميد داشتند زماني که زيم سرنگون شد انرا بدست بياورند نشنيده گرفت.

163
00:09:13,094 --> 00:09:18,391
بين ژانويه 1964(ديماه) وژوئن 1965(خرداد)

164
00:09:18,558 --> 00:09:22,395
8 دولت مختلف برسر کار آمد

165
00:09:22,562 --> 00:09:24,981
همه رهبرانش چنان به آمريکاييها نزديک بودند که

166
00:09:25,106 --> 00:09:27,567
که به آنها همچون عروسکهاي خيمه شب بازي نگريسته ميشد.

167
00:09:29,569 --> 00:09:31,571
يک دستيار خسته و فرومانده جانسون پيشنهاد کرد که

168
00:09:31,737 --> 00:09:34,448
که نماد ملي ويتنام جنوبي

169
00:09:34,574 --> 00:09:36,367
بايد يک در گردان باشد(کنايه از ورود و خروج سريع دولتمردان)

170
00:09:36,492 --> 00:09:39,412
بنظر ميرسد اين دانشجويان تظاهر کننده  نماد نوعي

171
00:09:39,537 --> 00:09:43,332
از هرج و مرج هستند که در اين روزها بر سايگون نازل شده اند.

172
00:09:43,457 --> 00:09:45,918
اين نوع از نزاعهاي سياسي حامل

173
00:09:46,043 --> 00:09:48,087
عواقب وخيمي در روستاها هستند

174
00:09:48,254 --> 00:09:50,423
تا زمانيکه يک دولت قوي اينجا در سايگون

175
00:09:50,548 --> 00:09:51,924
شروع بکار کند

176
00:09:52,049 --> 00:09:54,302
جنگ عليه کمونيستها تا زمان فروپاشي ادامه خواهد يافت.

177
00:09:59,348 --> 00:10:02,101
خيلي سخت بود تا در مورد عمو هو صحبت کنيم.

178
00:10:04,645 --> 00:10:07,940
من به اون نزديک بودم

179
00:10:10,901 --> 00:10:12,987
يکبار يک کادر ارشد از اون پرسيد

180
00:10:14,363 --> 00:10:16,699
عمو،چگونه تو سندلهاي لاستيکي

181
00:10:16,782 --> 00:10:18,784
و چنين لباسهاي خاکي رو ميپوشي؟

182
00:10:20,036 --> 00:10:22,705
و هو از اون پرسيد:اگه مردمت پابرهنه باشن

183
00:10:24,874 --> 00:10:26,375
تو چيکار ميکني؟

184
00:10:26,417 --> 00:10:29,503
کي مافوق کيه؟

185
00:10:32,757 --> 00:10:36,927
هوشي مين هنوز يک چهره محبوب در ويتنام شمالي بود

186
00:10:37,053 --> 00:10:40,806
هنوز نگران بود که کشورش شکننده باقي ماند

187
00:10:40,973 --> 00:10:44,352
هنوز در اين مورد محتاط بود که پيشبرد درگيريها در جنوب

188
00:10:44,477 --> 00:10:48,564
ممکن است آمريکائيها را مجبور کند تا نقش فعالتري بگيرند

189
00:10:48,689 --> 00:10:53,861
اما هو حالا قدرترا با رهبران جوانتر و ناشکيباتر سهيم بود

190
00:10:53,986 --> 00:10:57,823
تغيير و آشفتگي در ويتنام شمالي هم وجود داشت

191
00:10:57,948 --> 00:11:01,369
درست همانطور که در سايگون و واشنگتن وجود داشت

192
00:11:01,494 --> 00:11:04,372
با اينوجود آمريکائيها هيچ چيز در مورد آن نميدانستند

193
00:11:07,166 --> 00:11:08,834
دو گروه در شمال وجود داشت

194
00:11:11,128 --> 00:11:14,507
هر چند که آنها در مورد آزادسازي جنوب هم عقيده بودند

195
00:11:15,049 --> 00:11:19,553
اونا هنوز در مورد مقدار خشونتي که بايد استفاده ميشد ،بحث داشتند.

196
00:11:19,679 --> 00:11:22,264
در گردهمايي نهم حزب که در هانوي آغاز شد

197
00:11:22,390 --> 00:11:25,768
در 22 نوامبر 1963(آذرماه)

198
00:11:25,893 --> 00:11:28,771
همان روزي که رئيس جمهور کندي در دالاس بقتل رسيد

199
00:11:28,896 --> 00:11:33,859
اداره سياسي حزب کمونيست در مورد بهترين راهکار ادامه جنگ بحث کرد

200
00:11:33,984 --> 00:11:37,363
دو حامي کمونيست ويتنام شمالي

201
00:11:37,488 --> 00:11:43,077
اتحاد شوروي و چين به آنها مشاوره نظامي ميدادند.

202
00:11:43,494 --> 00:11:45,204
ما اونارو دو برادر بزرگ ميناميديم

203
00:11:45,371 --> 00:11:47,373
اتحاد شوروي يک سياست جديد

204
00:11:47,456 --> 00:11:49,125
کاهش شدت جنگ سرد را داشت.

205
00:11:50,876 --> 00:11:53,129
درحاليکه چين اصرار بر انقلاب جهاني

206
00:11:54,046 --> 00:11:56,382
از طريق راههاي خشونت آميز داشت.

207
00:11:57,842 --> 00:12:00,553
در دو هفته اي که گاهي به بحث و جدل تند و تيز ميانجاميد

208
00:12:00,720 --> 00:12:03,514
هوشي مين که طرفدار استراتژي شوروي بود

209
00:12:03,639 --> 00:12:07,393
توسط دبير اول حزب لي زوان که طرفدار

210
00:12:07,518 --> 00:12:10,896
چينيها بود کنار گذاشته شد.

211
00:12:11,313 --> 00:12:13,774
خب زمانيکه اونا راي مخفيشون رو ميدادن

212
00:12:14,150 --> 00:12:15,276
هو خودشو معاف کرد

213
00:12:15,568 --> 00:12:16,610
و اتاقو ترک کرد.

214
00:12:17,027 --> 00:12:18,028
پس از اون

215
00:12:19,029 --> 00:12:21,323
قدرت واقعي هوشي مين

216
00:12:22,032 --> 00:12:23,409
بطور چشمگيري محدود شد

217
00:12:24,285 --> 00:12:26,203
از آن به بعد،فردي که تمام قدرت را در اختيار داشت

218
00:12:26,328 --> 00:12:28,456
و جنگ را کنترل ميکرد

219
00:12:29,248 --> 00:12:30,207
لي زوان بود

220
00:12:30,791 --> 00:12:33,919
لي زوان معتقد بود که با رفتن زيم

221
00:12:34,044 --> 00:12:36,213
و آشفتگي دولت سايگون

222
00:12:36,338 --> 00:12:40,760
زمان آن بود که بسرعت در 1964 دست به عمل زد.

223
00:12:40,926 --> 00:12:46,015
او يک طرح دو مرحله اي براي پيروزي در ويتنام جنوبي مطرح کرد.

224
00:12:46,140 --> 00:12:48,768
مرحله اول نابودي قواي ارتش ويتنام جنوبي

225
00:12:48,893 --> 00:12:51,604
از طريق نبردهاي بزرگ قاطعانه

226
00:12:51,771 --> 00:12:55,441
و مرحله دوم حمله به شهرها بود،
که لي زوان باور داشت

227
00:12:55,566 --> 00:12:59,278
بعد از آن شورشهاي مردمي درون آنها به راه مينداخت.

228
00:12:59,403 --> 00:13:01,405
رهبران حزب و بقيه

229
00:13:01,530 --> 00:13:03,991
مشکوک بودند که مخالفت با اين نقشه،

230
00:13:04,116 --> 00:13:07,411
سبب شود تا بعنوان "تجديد نظرطلبان" تقبيح،تنزل رتبه

231
00:13:07,536 --> 00:13:09,789
مطرود و زنداني شوند.

232
00:13:09,955 --> 00:13:13,417
صدها نفر به اردوگاههاي بازآموزي فرستاده شدند.

233
00:13:13,542 --> 00:13:18,547
لي زوان گفت:عمو هو مردد است ولي من تنها يک هدف دارم

234
00:13:18,672 --> 00:13:20,424
پيروزي نهايي.

235
00:13:22,927 --> 00:13:24,595
وزير مک نامارا روي خط او است

236
00:13:24,720 --> 00:13:25,721
باب؟

237
00:13:25,846 --> 00:13:27,306
بله آقاي رئيس جمهور.

238
00:13:27,473 --> 00:13:28,849
از اينکه مزاحمت بشم متنفرم ولي

239
00:13:28,891 --> 00:13:29,767
به هيچ وجه مزاحمتي نيست.

240
00:13:29,892 --> 00:13:31,519
به من بگو آيا ما کسيو داريم

241
00:13:31,644 --> 00:13:34,480
که يک تفکر نظامي داشته باشه تا بتونه بما برخي نقشه هاي نظامي
ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا

242
00:13:34,647 --> 00:13:36,148
براي پيروزي در جنگ بده؟

243
00:13:36,315 --> 00:13:38,234
بزار چيز بيشتري بده دوست من

244
00:13:38,359 --> 00:13:39,902
چون اگه تو بمن چيزي ندي

245
00:13:39,985 --> 00:13:41,153
سکته قلبي خواهم کرد.

246
00:13:41,153 --> 00:13:43,239
ما به يکي اونجا نياز داريم که بتونه بما نقشه هاي

247
00:13:43,364 --> 00:13:44,698
بهتري از اونچيزي که داريم بده

248
00:13:44,824 --> 00:13:47,743
چون اون چيزي که داريم همون نقشه هايي که از 1954 داشتيمه

249
00:13:47,868 --> 00:13:49,370
اگه بدست نياريم کارش تمومه

250
00:13:49,495 --> 00:13:50,871
ما داريم ميبازيم

251
00:13:50,996 --> 00:13:52,998
خب اون يک دليليه که من ميخوام برگردم

252
00:13:53,123 --> 00:13:54,416
يکذره داغونشون کنم

253
00:13:54,416 --> 00:13:55,459
دراين لحظه اينجا کمک خواهد کرد

254
00:13:55,501 --> 00:13:56,502
اره

255
00:13:56,669 --> 00:13:58,796
اونچيزي که من ميخوام اون کسيه که نقشه هايي ارائه بده

256
00:13:58,921 --> 00:14:01,841
تا اين ياروها رو گير بندازيم و
شلاقشون بزنيم گورشونو گم کنن.

257
00:14:02,007 --> 00:14:03,133
برخي از اونا رو بکشيم

258
00:14:03,259 --> 00:14:04,802
اين کاريه که ميخوام بکنم

259
00:14:04,927 --> 00:14:06,887
سعيمو ميکنم و چيزيو ميارم

260
00:14:07,012 --> 00:14:08,055
تا به اون هدف برسيم.

261
00:14:08,055 --> 00:14:09,348
خيلي خب،باب

262
00:14:09,515 --> 00:14:10,516
ممنون

263
00:14:13,227 --> 00:14:16,063
جانسون زمانيکه مشاورانش به او اصرار کردند تا همان کار را بکند

264
00:14:16,188 --> 00:14:20,359
تعداد کارکنان ارتش آمريکا را از

265
00:14:20,526 --> 00:14:25,447
16 هزار نفر به بيش از 23 هزار نفر تا پايان همانسال افزايش داد .

266
00:14:25,573 --> 00:14:28,576
ولي او تيم خودش را در سايگون ميخواست.

267
00:14:28,701 --> 00:14:31,120
او ژنرال مکسول تايلور را بجاي هنري کابوت لوج

268
00:14:31,245 --> 00:14:34,748
بعنوان سفيرش جايگزين کرد.

269
00:14:34,874 --> 00:14:39,628
و ژنرال 49 ساله ويليام وستمورلند،

270
00:14:39,753 --> 00:14:43,465
يک فرمانده پر مدال از جنگ دوم جهاني و جنگ کره

271
00:14:43,591 --> 00:14:46,427
براي رهبري تلاش نظامي را برگزيد

272
00:14:46,552 --> 00:14:50,764
رئيس جمهور اميد داشت تا هانوي را به ترک حمايتش از

273
00:14:50,890 --> 00:14:52,933
نبرد چريکي در جنوب  از طريق

274
00:14:53,058 --> 00:14:56,979
افزايش تدريجي فشار نظامي وا دارد.

275
00:14:57,104 --> 00:15:01,567
او به خلبانان آمريکايي اجازه داد تا سربازان ويتنام شمالي

276
00:15:01,692 --> 00:15:06,238
و تاسيسات انها در کشور همسايه لائوس را بمباران کنند

277
00:15:06,405 --> 00:15:08,198
و او به ارتش دستور داد

278
00:15:08,324 --> 00:15:10,451
تا بر گلوله باران توپخانه اي ويتنام جنوبي

279
00:15:10,576 --> 00:15:16,040
بر جزاير ويتنام شمالي و حملات به پايگاههاي ساحلي نظارت کند.

280
00:15:16,165 --> 00:15:19,627
همه آنها بايد بطور سري انجام ميشد.

281
00:15:19,752 --> 00:15:22,338
به مردم آمريکا قرار نبود چيزي گفته شود.

282
00:15:22,463 --> 00:15:25,633
آن سال انتخابات بود.

283
00:15:25,758 --> 00:15:29,428
در همين اثنا روساي ستاد  مشترک ارتش بشدت حس ميکردند

284
00:15:29,595 --> 00:15:31,096
که ايالات متحده طبق شرايط دشمن

285
00:15:31,263 --> 00:15:32,932
ميجنگيد

286
00:15:33,057 --> 00:15:36,810
و بر عمليات بسيار جدي و تاثيرگذار تر

287
00:15:36,936 --> 00:15:41,273
حملات هوايي عليه"اهداف حياتي"در خود ويتنام شمالي

288
00:15:41,398 --> 00:15:45,569
و موضع گيري قواي ايالات متحده

289
00:15:45,694 --> 00:15:47,488
در خاک ويتنام جنوبي اصرار کردند.

290
00:15:47,613 --> 00:15:51,784
جانسون از ترس اينکه چنين تحرکات تهاجمي

291
00:15:51,909 --> 00:15:54,036
چين را به درگيري ميکشاند

292
00:15:54,161 --> 00:15:58,958
درست همانطور که در 1950 وارد جنگ کره شده بود،نپذيرفت.

293
00:16:00,000 --> 00:16:01,168
اونا ميگن وارد يا خارج بشيم

294
00:16:01,210 --> 00:16:02,086
اره

295
00:16:02,211 --> 00:16:03,462
و من به اونا گفتم

296
00:16:03,587 --> 00:16:05,631
ما هيچ کنگره اي که با ما همراه باشه رو نداريم

297
00:16:05,798 --> 00:16:08,050
و هيچ مادري که با ما در جنگ همراه بشه نداريم

298
00:16:08,175 --> 00:16:10,094
و من بايد انتخاباتو ببرم

299
00:16:10,219 --> 00:16:14,098
و بعد شما ميتونيد تصميمي بگيريد.

300
00:16:16,308 --> 00:16:17,977
نظرسنجيها برتري موقعيت او

301
00:16:18,018 --> 00:16:20,104
بر مخالف محتمل حزب جمهوريخواهش

302
00:16:20,229 --> 00:16:23,816
سناتور بري اف گلدواتر از آريزونا
را نشان داد که

303
00:16:23,983 --> 00:16:27,611
در برابر آنچه که او آنرا ضعف حکومت در برابر

304
00:16:27,736 --> 00:16:29,780
تهاجم کمونيستي متهم ميکرد،

305
00:16:29,905 --> 00:16:32,491
يک منتقد صريح مصالحه ناپذير بود.

306
00:16:32,616 --> 00:16:34,827
چرا او از مواجهه با اين سوال که در مورد

307
00:16:34,868 --> 00:16:37,830
ويتنام چه ميکند طفره ميرود؟

308
00:16:37,997 --> 00:16:41,166
آيا او اميد دارد که ميتواند تا بعد از انتخابات براي مواجهه

309
00:16:41,291 --> 00:16:43,752
با مردم آمريکا منتظر بماند؟

310
00:16:43,877 --> 00:16:47,256
اينجا کمونيستهايي بودن که در حال تاخت وتاز در جنوب شرق آسيا بودن

311
00:16:47,381 --> 00:16:50,509
و جانسون در مورد اون کاري انجام نميداد

312
00:16:50,676 --> 00:16:51,802
حريف من به شما نگفته است که

313
00:16:51,927 --> 00:16:53,429
او براي جنگ سرد چه نقشه اي براي انجام دادن دارد.

314
00:16:53,512 --> 00:16:56,682
من پشت يک کاميون بدون ديواره در  شهر پرکيز

315
00:16:56,849 --> 00:16:58,559
همراه مشتي از همکلاسي هام سوار بودم

316
00:16:58,684 --> 00:17:00,936
سرودهاي کمپين بري گلدواتر رو ميخونديم

317
00:17:01,061 --> 00:17:04,273
چون ليندون جانسون به اندازه کافي در برابر

318
00:17:04,398 --> 00:17:06,025
اون کمونيستها سرسخت نبود

319
00:17:08,402 --> 00:17:11,488
جانسون فکر ميکرد که او هنوز  سرمايه سياسي

320
00:17:11,613 --> 00:17:16,201
براي انجام عمليات بيشتر در ويتنام ندارد ولي او از دستيارش

321
00:17:16,326 --> 00:17:20,039
ويليام باندي خواست طرحي را براي تصويب کنگره آماده کند که

322
00:17:20,164 --> 00:17:23,167
به او مجوز اعمال زور در صورت لزوم را ميداد

323
00:17:23,292 --> 00:17:26,545
تا در زمان مناسب آنرا به کنگره بفرستد.

324
00:17:30,382 --> 00:17:34,720
در 30 جولاي 1964(مرداد)کشتيهاي ويتنام جنوبي

325
00:17:34,845 --> 00:17:37,431
تحت هدايت ارتش ايالات متحده

326
00:17:37,556 --> 00:17:42,770
دو جزيره ويتنام شمالي در خليج تونکين را به توپ بستند.

327
00:17:42,895 --> 00:17:47,775
ناوگان کوچک ويتنام شمالي به حال اماده باش کامل در امد.

328
00:17:47,900 --> 00:17:50,861
آنچه که در پي آن اتفاق افتاد يکي از بحث برانگيزترين

329
00:17:50,986 --> 00:17:54,364
و سرنوشت سازترين وقايع در تاريخ آمريکاست

330
00:17:54,490 --> 00:17:57,242
در بعد ازظهر دو اوت(مرداد)

331
00:17:57,367 --> 00:18:00,746
ناوشکن يو اس اس مدوکس به آرامي در حال حرکت در

332
00:18:00,913 --> 00:18:03,165
در آبهاي بين المللي در خليج در يک

333
00:18:03,290 --> 00:18:07,002
ماموريت جمع اوري اطلاعات در حمايت از

334
00:18:07,127 --> 00:18:10,964
عمليات بيشتر ويتنام جنوبي عليه شمال در حال حرکت بود.

335
00:18:11,090 --> 00:18:15,385
فرمانده اسکادران قايقهاي اژدر افکن ويتنام شمالي

336
00:18:15,511 --> 00:18:18,097
براي حمله به مدوکس به حرکت در امد.

337
00:18:18,222 --> 00:18:23,060
آمريکاييها اتش گشودند و به خطا زدند

338
00:18:23,185 --> 00:18:27,022
اژدرهاي ويتنام شمالي نيز به خطا رفت

339
00:18:27,147 --> 00:18:30,901
ولي هواپيماهاي ناو هواپيمابر آمريکايي به دو قايق

340
00:18:31,026 --> 00:18:32,945
ويتنام شمالي آسيب زدند

341
00:18:33,112 --> 00:18:36,073
و سومي را خراب و از کار افتاده در آب باقي گذاشتند.

342
00:18:36,198 --> 00:18:40,577
هوشي مين از شنيدن خبر حمله ناوگانش شوکه شد و

343
00:18:40,702 --> 00:18:44,123
خواستار اطلاع از اين شد که چه کسي دستور انرا داده بود.

344
00:18:44,289 --> 00:18:46,875
افسر  مسئول رسما بخاطر

345
00:18:47,000 --> 00:18:48,919
عمل بدون دورانديشي توبيخ شد.

346
00:18:49,044 --> 00:18:53,632
ممکن است هيچکس هرگز نداند که چه کسي دستور حمله را داد

347
00:18:53,757 --> 00:18:57,636
تا امروز حتي ويتناميها برسر ان توافق ندارند

348
00:18:57,761 --> 00:19:01,473
ولي برخي معتقدند کار لي زوان بود

349
00:19:01,974 --> 00:19:03,976
شخص پشت اين تصميم

350
00:19:05,811 --> 00:19:06,937
بايد دبير اول لي زوان بوده باشد.

351
00:19:07,062 --> 00:19:09,231
لي زوان در 1964

352
00:19:10,816 --> 00:19:14,319
ميخواست که جنگ

353
00:19:16,321 --> 00:19:18,240
را به سطح جديدي بالا برد.
هوي دوک ،ويتنام شمالي

354
00:19:18,365 --> 00:19:23,078
چرا يک رهبر زيرک محاسبه گر

355
00:19:23,537 --> 00:19:25,622
مثل لي زوان بايد اون کار رو بکنه؟

356
00:19:25,831 --> 00:19:27,916
روستاها در دست ما بود

357
00:19:31,837 --> 00:19:35,507
و اگر آمريکاييها با يک نيروي نظامي بزرگ

358
00:19:36,967 --> 00:19:39,178
مستقيما مداخله نکرده بودند

359
00:19:39,219 --> 00:19:41,138
شايد تا 1965

360
00:19:42,139 --> 00:19:44,516
رژيم ويتنام جنوبي فروميپاشيد

361
00:19:46,852 --> 00:19:47,978
در واشنگتن

362
00:19:48,020 --> 00:19:50,981
روساي ستاد مشترک بر تلافي فوري

363
00:19:51,106 --> 00:19:52,858
عليه ويتنام شمالي اصرار کردند.

364
00:19:52,983 --> 00:19:55,694
رئيس جمهور نپذيرفت

365
00:19:55,819 --> 00:19:58,280
کاخ سفيد به جايش هشداري در مورد

366
00:19:58,405 --> 00:20:01,366
عواقب خطرناکي صادر کرد که درپي آنچه که آنرا

367
00:20:01,533 --> 00:20:05,204
هرگونه حملات اعلام نشده ناميد، بيشتر پيش ميايد

368
00:20:05,329 --> 00:20:09,374
حتي با وجود اينکه جانسون ميدانست آن حمله  از

369
00:20:09,541 --> 00:20:14,129
تهاجمات ويتنام جنوبي به جزاير ويتنام شمالي ناشي شده بود.

370
00:20:14,254 --> 00:20:18,050
هر دو طرف بازي خطرناکي را انجام ميدادند.

371
00:20:18,175 --> 00:20:23,055
در چهارم اوت(مرداد) کاربران بيسيم آمريکا،پيامهاي بيسيم

372
00:20:23,180 --> 00:20:24,806
ويتنام شماليها را به اشتباه ترجمه کردند

373
00:20:24,932 --> 00:20:30,729
و نتيجه گرفتند که يک عمليات نظامي، قريب الوقوع است.

374
00:20:30,854 --> 00:20:32,898
در واقع هانوي بسادگي از فرماندهان قايقهاي اژدر افکن

375
00:20:33,023 --> 00:20:37,069
خواسته بود تا براي يک حمله جديد

376
00:20:37,194 --> 00:20:39,529
از طرف ويتنام جنوبيها آماده باشند.

377
00:20:39,655 --> 00:20:44,284
مدوکس و ديگر ناوشکن ترنر جوي،

378
00:20:44,409 --> 00:20:47,412
آماده يک حمله جديد شدند.

379
00:20:47,537 --> 00:20:49,122
همينطور هم  کاخ سفيد عمل کرد.

380
00:20:49,248 --> 00:20:50,832
مک بفرما

381
00:20:50,958 --> 00:20:53,418
من-من شخصا به شما بعد از حمله دوم

382
00:20:53,543 --> 00:20:55,379
به کشتيهايمان توصيه ميکنم

383
00:20:55,504 --> 00:20:59,216
که ما عليه ساحل ويتنام شمالي

384
00:20:59,341 --> 00:21:00,759
به طريقي تلافي کنيم

385
00:21:00,926 --> 00:21:04,429
وقتي داشتم صبحانه ميخوردم داشتم به موضوعي فکر ميکردم:
ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا

386
00:21:04,554 --> 00:21:07,266
وقتي اونها به ما حمله کنن و به ما تيراندازي کنند

387
00:21:07,432 --> 00:21:09,059
فکر ميکنم که ما نه تنها بايد بسمت اونا شليک کنيم

388
00:21:09,101 --> 00:21:11,353
بلکه تقريبا بطور همزمان به يکي از اين چيزها

389
00:21:11,478 --> 00:21:13,563
که شما   قبلا انجام ميداديد،  به پلهايشان يا چيز ديگر حمله کنيم.

390
00:21:13,563 --> 00:21:14,606
دقيقا

391
00:21:14,773 --> 00:21:16,400
من کاملا با شما هم عقيده ام آقاي رئيس جمهور

392
00:21:16,525 --> 00:21:18,193
ولي اي کاش ميتونستيم چيزيو داشته باشيم

393
00:21:18,193 --> 00:21:19,987
که از قبل شناسايي کرده بوديم

394
00:21:20,112 --> 00:21:23,573
و درست به سه تا از اونا خيلي سريع يکي بعد از ديگري حمله کنيم

395
00:21:23,699 --> 00:21:26,994
هيچ حمله ثانويه اي هرگز رخ نداد

396
00:21:27,119 --> 00:21:31,248
ولي در انزمان،کاربران مضطرب سونار آمريکايي

397
00:21:31,373 --> 00:21:36,086
سوار بر مدوکس و ترنر جوي،خودشان را متقاعد کردند که حمله اي رخ داده است.

398
00:21:36,211 --> 00:21:40,882
به جانسون گفته شد که حمله محتمل ولي غير قطعي بود

399
00:21:41,008 --> 00:21:43,969
و از آنجايي که آن احتمالا رخ داده بود

400
00:21:44,136 --> 00:21:48,181
رئيس جمهور تصميم گرفت آن نبايد بي پاسخ بماند.

401
00:21:50,600 --> 00:21:53,937
تهاجم از طريق ترور عليه روستائيان صلح جو

402
00:21:54,062 --> 00:21:58,483
ويتنام جنوبي حالا با تهاجم علني

403
00:21:58,608 --> 00:22:02,696
در درياهاي آزاد عليه ايالات متحده امريکا ترکيب شده است.

404
00:22:02,821 --> 00:22:06,575
با اين وجود پاسخ ما در حال حاضر

405
00:22:06,700 --> 00:22:09,161
محدود و متناسب خواهد بود.

406
00:22:09,286 --> 00:22:14,666
ما امريکائيها هر چند سايرين به نظر ميرسد که فراموش کرده اند،

407
00:22:14,791 --> 00:22:17,377
خطر درگيري گسترده را ميدانيم

408
00:22:17,502 --> 00:22:23,008
ما هنوز بدنبال جنگ گسترده تر نيستيم

409
00:22:23,133 --> 00:22:26,470
اگرجايي فراخوانده شويم

410
00:22:26,595 --> 00:22:29,431
تا به مسئوليتهايمان عمل کنيم

411
00:22:29,556 --> 00:22:32,142
و براي ان خوب اموزش ديده باشم

412
00:22:32,267 --> 00:22:33,810
من هرگز در مورد آن زياد فکر نميکنم.

413
00:22:33,935 --> 00:22:36,188
اون بخشي از وظيفمه

414
00:22:36,313 --> 00:22:39,733
ستوان اورت آلوارز اهل ساليناس ايالت کاليفرنيا

415
00:22:39,858 --> 00:22:43,487
سوار ناو هواپيمابر يو.اس.اس کانستيليشن بود

416
00:22:43,612 --> 00:22:47,157
به اسکادرانش شامل هواپيماهاي اسکاي هاوک A-4

417
00:22:47,282 --> 00:22:49,868
دستور داده شد تا به تاسيسات قايقهاي اژدر فکن

418
00:22:49,993 --> 00:22:54,498
و تاسيسات نفتي نزديک بندر هون گاي حمله کنند

419
00:22:54,623 --> 00:22:59,294
خلبانان امريکايي براي اولين بار براي بمباران ويتنام شمالي

420
00:22:59,419 --> 00:23:01,421
حرکت ميکردند.

421
00:23:02,714 --> 00:23:04,007
وقتي ما به هدف نزديک شديم

422
00:23:04,049 --> 00:23:05,675
ارتفاع را کاهش ميداديم

423
00:23:05,801 --> 00:23:08,887
واضح بود که اونا ميتونستن ما رو روي رادارهاشون رهگيري کنن

424
00:23:09,012 --> 00:23:11,431
يادم مياد زانوهام ميلرزيدن

425
00:23:11,556 --> 00:23:14,434
و داشتم ميگفتم:اي واي،دارم وارد جنگ ميشم

426
00:23:16,395 --> 00:23:18,397
اين جنگه

427
00:23:19,564 --> 00:23:21,149
يکذره ترسيده بودم

428
00:23:21,274 --> 00:23:25,987
وقتي ما رفتيم و اونا شروع به تيراندازي به ما کردن

429
00:23:26,113 --> 00:23:28,407
اون ترس از بين رفت

430
00:23:28,532 --> 00:23:33,161
همه چيز بطور مرگباري در کابين خلبان ساکت و اروم ميشد

431
00:23:33,286 --> 00:23:35,997
اون يکجور شبيه سمفوني بود

432
00:23:36,123 --> 00:23:41,586
حسي که هواپيمام درست شبيه رقص باله در هوا بود

433
00:23:41,711 --> 00:23:45,173
و من فقط در حال اجراي انچه که بايد انجام ميدادم بودم.

434
00:23:47,426 --> 00:23:48,427
و بعد مورد اصابت قرار کرفتم

435
00:23:48,552 --> 00:23:49,594
حالت اضطراري،حالت اضطراري

436
00:23:51,012 --> 00:23:54,683
نظاميان ساحلي آلوارز را دستگير کردند

437
00:23:54,808 --> 00:23:57,227
و او را به ارتش ويتنام شمالي تحويل دادند

438
00:23:57,352 --> 00:24:02,983
يک مرد داشت سر من به ويتنامي داد ميکشيد و  چيزي ميگفت

439
00:24:03,108 --> 00:24:06,069
من شروع کردم با اون به اسپانيايي حرف زدن.

440
00:24:06,194 --> 00:24:08,029
از من نپرسيد چرا

441
00:24:08,155 --> 00:24:11,158
اون لحظه اون يک فکر خوب بنظر ميرسيد

442
00:24:13,118 --> 00:24:18,248
بعدا وقتي اونا کلمه يو.اس.آ رو روي کارت شناساييم پيدا کردن

443
00:24:18,373 --> 00:24:23,295
و بعد اونا شروع به صحبت با من به انگليسي کردن.

444
00:24:23,420 --> 00:24:27,466
آلوارز فکر ميکرد که با او بعنوان يک اسير جنگي رفتار ميشود

445
00:24:27,632 --> 00:24:29,801
من طبق دستورالعمل رفتاري عمل ميکردم که

446
00:24:29,968 --> 00:24:32,179
به اونا اسم،درجه،شماره خدمت

447
00:24:32,304 --> 00:24:33,513
و تاريخ تولد رو بديم.

448
00:24:35,098 --> 00:24:39,060
ولي اونا به سرعت به من ياداور شدند که هيچ وضعيت جنگي وجود نداره

449
00:24:39,186 --> 00:24:41,771
هيچ اعلان جنگي وجود نداره

450
00:24:41,897 --> 00:24:45,609
بنابراين من نميتونستم اسير جنگي تلقي بشم.

451
00:24:47,152 --> 00:24:48,528
من در مورد اون فکر ميکنم

452
00:24:48,653 --> 00:24:50,238
و با خودم ميگم:ميدوني چيه

453
00:24:50,363 --> 00:24:51,781
حق با اوناست

454
00:24:51,907 --> 00:24:55,160
اورت الوارز اولين هوانورد امريکايي بود که

455
00:24:55,285 --> 00:24:58,580
در آسمان ويتنام شمالي سرنگون ميشد

456
00:24:58,705 --> 00:25:01,374
و اولين امريکايي بود که در انجا زنداني ميشد.

457
00:25:03,960 --> 00:25:06,213
حالا رئيس جمهور مصوبه اي که

458
00:25:06,338 --> 00:25:09,966
او از دستيارش ويليام باندي خواسته بود تا دو ماه قبل پيش نويسش را تهيه کند

459
00:25:10,091 --> 00:25:12,511
به کنگره فرستاد.

460
00:25:12,636 --> 00:25:16,431
جانسون به هرحال از قبل آماده حرکت بود

461
00:25:16,556 --> 00:25:20,310
و اون واقعه به اون حقيقتا چيزي که نياز داشت

462
00:25:20,435 --> 00:25:22,979
تا به کنگره برود و تقاضاي يک مصوبه را بکند را داد

463
00:25:23,104 --> 00:25:25,106
که به اون اجازه ميداد تا با انچه که او بعنوان تجاوز در ويتنام ميديد

464
00:25:25,232 --> 00:25:26,858
مواجه شود.

465
00:25:27,025 --> 00:25:29,319
و اونچه که او گرفت،مصوبه خليج تونکين

466
00:25:29,444 --> 00:25:33,031
که اونچيزيه که او ميگه:مثل لباس خواب مامان بزرگ

467
00:25:33,198 --> 00:25:34,574
همه چيز رو ميپوشونه.(منظور اختيارات گسترده است)

468
00:25:34,699 --> 00:25:39,037
فکر ميکنم جانسون بدنبال فرصتيه

469
00:25:39,204 --> 00:25:43,041
زمان درستش تا پياميو به ويتنام شمالي بفرسته

470
00:25:43,166 --> 00:25:47,087
که ما در مورد حمايت از ويتنام جنوبي جدي هستيم

471
00:25:47,212 --> 00:25:49,297
اون پيغام فرستاده شد

472
00:25:49,422 --> 00:25:51,132
فکر ميکنم ما دشمن رو درست براورد نکرديم

473
00:25:51,258 --> 00:25:53,510
چون اونها هم اندازه ما جدي هستند

474
00:25:54,928 --> 00:25:57,931
در7  اوت 1964(مرداد)

475
00:25:58,056 --> 00:26:01,726
با اراي 88 به 2،مجلس سنا

476
00:26:01,851 --> 00:26:05,897
انچه که مصوبه خليج تونکين ناميده شد را تصويب کرد.

477
00:26:06,022 --> 00:26:10,235
در کنگره،يک نماينده هم با آن مخالفت نکرد.

478
00:26:10,402 --> 00:26:14,072
سناتور گلدواتر ديگر نميتوانست حق بجانب ادعا کند که

479
00:26:14,239 --> 00:26:16,241
جانسون در مقاومت در مقابل ويتنام شمالي

480
00:26:16,408 --> 00:26:20,078
در حال شکست خوردن است
در حاليکه آن دسته از راي دهندگان

481
00:26:20,245 --> 00:26:22,247
نگران بودند که ايالات متحده در خطر

482
00:26:22,372 --> 00:26:24,666
درگيري بيشتر  است

483
00:26:24,791 --> 00:26:28,670
پاسخ سنجيده رئيس جمهور را ميستودند.

484
00:26:28,795 --> 00:26:32,507
حمايت از روش اداره جنگ جانسون يک شبه

485
00:26:32,632 --> 00:26:36,094
از 42 به 72 درصد افزايش يافت.

486
00:26:36,219 --> 00:26:39,180
مردم آمريکا  به رئيس جمهورشان باور داشتند

487
00:26:40,432 --> 00:26:43,935
لي زوان و رفقايش در هانوي
اينچنين نبودند.

488
00:26:44,060 --> 00:26:46,646
آنها باور کمي به اين ادعاي رئيس جمهور آمريکا داشتند

489
00:26:46,771 --> 00:26:48,773
او بدنبال جنگ گسترده تر نيست

490
00:26:48,940 --> 00:26:51,776
آنان مصمم به افزايش تلاشهايشان

491
00:26:51,943 --> 00:26:53,403
براي پيروزي در ستيز در جنوب بودند

492
00:26:53,528 --> 00:26:56,531
پيش ازينکه ايالات متحده حضورش را با ارسال

493
00:26:56,656 --> 00:26:58,908
سربازان جنگي افزايش دهد.

494
00:27:00,201 --> 00:27:02,162
براي اولين بار

495
00:27:02,287 --> 00:27:04,873
هانوي شروع به فرستادن نيروهاي منظم ويتنام شمالي

496
00:27:04,998 --> 00:27:07,626
به جنوب ،پائين شبکه معابري کردند

497
00:27:07,751 --> 00:27:10,920
که آنها از جنگل لائوس جدا کرده بودند.

498
00:27:11,046 --> 00:27:13,006
مسير هوشي مين.

499
00:27:14,299 --> 00:27:16,051
اين پايگاه هوايي بين هوا

500
00:27:16,176 --> 00:27:17,677
بزرگترين پايگاه هوايي در ويتنام جنوبي است

501
00:27:17,802 --> 00:27:21,473
ساعتها پس از مورد اصابت قرار گرفتن توسط آتشباري خمپاره کمونيستها.

502
00:27:21,598 --> 00:27:24,643
در اول نوامبر(آبانماه)،چريکهاي ويت کنگ پايگاه هوايي

503
00:27:24,768 --> 00:27:28,813
بين هوا نزديک سايگون را با خمپاره گلوله باران کردند.

504
00:27:28,938 --> 00:27:31,191
پنج آمريکايي کشته شدند

505
00:27:31,316 --> 00:27:33,318
سي نفر زخمي شدند

506
00:27:33,485 --> 00:27:37,614
پنج بمب افکن ب-57 روي زمين نابود شدند

507
00:27:37,739 --> 00:27:39,616
و 15 هواپيماي ديگر آسيب ديد

508
00:27:39,741 --> 00:27:41,493
آقاي سفير

509
00:27:41,618 --> 00:27:43,662
آيا شما فکر ميکنيد که اين يک نوع جديدي از قابليتهاي

510
00:27:43,787 --> 00:27:45,789
را نشان ميدهد که ويت کنگ بدست آورده اند؟

511
00:27:45,914 --> 00:27:48,208
اوه من بسادگي ميگم که اونها هرگز قبلا اين کار را نکرده بودند

512
00:27:51,002 --> 00:27:53,380
روساي ستاد مشترک به رئيس جمهور توصيه کردند که

513
00:27:53,505 --> 00:27:57,926
يک حمله هوايي فوري همه جانبه بر 94 هدف در شمال انجام دهد

514
00:27:58,051 --> 00:28:01,262
و ارتش منظم و يگانهاي تفنگداران دريايي

515
00:28:01,388 --> 00:28:05,350
و نه مشاوران بيشتر را  همچنين به ويتنام جنوبي بفرستد.

516
00:28:05,475 --> 00:28:06,851
او آنرا انجام نداد

517
00:28:06,976 --> 00:28:09,437
انتخابات تنها دو روز ديگر بود

518
00:28:11,815 --> 00:28:15,902
ليندون بين جانسون در انتخابات رياست جمهوري با تلاشهاي خودش پيروز شد

519
00:28:16,027 --> 00:28:18,029
و او آنرا با اکثريت مطلق آرا برنده شد

520
00:28:19,906 --> 00:28:22,242
رئيس جمهور طي يک ماه آنچه را که

521
00:28:22,367 --> 00:28:24,953
يک "پاسخ تدريجي" ناميده شد،تائيد کرد:

522
00:28:25,078 --> 00:28:28,957
حملات هوايي محدود بر مسير هوشي مين در لائوس

523
00:28:29,082 --> 00:28:32,043
و حملات تلافي جويانه بر

524
00:28:32,168 --> 00:28:35,046
اهدافي در ويتنام شمالي.

525
00:28:35,171 --> 00:28:39,050
ولي او از بمباران مداوم شمال

526
00:28:39,175 --> 00:28:43,221
تا زمانيکه ويتنام جنوبيها نظم را در خانه خود برقرار کنند،سرباز زد.

527
00:28:45,056 --> 00:28:50,186
جانسون در خفا شک داشت  که نيروي هوايي به تنهايي هرگز موثر باشد

528
00:28:50,311 --> 00:28:52,731
و اعتقاد داشت که او نهايتا مجبور ميشود سربازان نيروي زميني

529
00:28:52,897 --> 00:28:54,107
به آنجا بفرستد

530
00:28:54,232 --> 00:28:57,777
هرچند که او هنوز تمايل نداشت که انرا بطور عمومي بگويد.

531
00:29:03,783 --> 00:29:07,537
دنتون در  پاييز 1964،هفده سالش بود

532
00:29:07,662 --> 00:29:11,916
و او مصمم بود که به خدمت برود

533
00:29:12,041 --> 00:29:15,879
موگي کراکر از تابستان بي قرار شده بود

534
00:29:16,004 --> 00:29:19,048
او بعد از واقعه خليج تونکين بطور محرمانه

535
00:29:19,174 --> 00:29:21,676
به خواهرش گفته بود که او ميخواهد به نيروي دريايي ملحق شود

536
00:29:21,801 --> 00:29:25,263
ولي او ميدانست والدينش فرم رضايت نامه را امضا نميکنند

537
00:29:25,430 --> 00:29:29,893
که به يک جوان 17 ساله اجازه ميداد به سربازي برود.

538
00:29:30,018 --> 00:29:33,730
او در مورد تمايلش براي رفتن به خدمت سربازي صحبت ميکرد

539
00:29:33,855 --> 00:29:36,274
و اينکه تلاشهايش براي رفتن به خدمت زير سن قانوني شکست خورده بود.

540
00:29:36,399 --> 00:29:39,778
و اينکه او ميخواست والدينم از او در اين مورد حمايت کنن

541
00:29:39,944 --> 00:29:42,280
والدينش سعي داشتند تا او را متقاعد کنند

542
00:29:42,447 --> 00:29:44,449
که او با آموزش دانشگاهي تا اينکه تنها يک

543
00:29:44,616 --> 00:29:49,120
سرباز ديگر باشد،ميتوانست براي کشورش بيشتر مفيد باشد.

544
00:29:49,287 --> 00:29:51,998
موگي يک دنده بود

545
00:29:52,123 --> 00:29:55,668
صبح دوشنبه او خانه را بسمت مدرسه ترک کرد

546
00:29:55,794 --> 00:29:58,463
و من رفتنشو نظاره ميکردم

547
00:29:58,588 --> 00:30:00,465
ولي اون شب براي شام نيامد

548
00:30:00,632 --> 00:30:01,674
و تماسي هم نگرفته بود

549
00:30:01,800 --> 00:30:05,136
روزي که برادرم فرار کرد قرار بود

550
00:30:05,303 --> 00:30:09,557
يکي از عجيب ترين تجارب زندگيم باشه.

551
00:30:09,682 --> 00:30:12,727
من اتفاقي به قلکم نگاه کردم

552
00:30:12,852 --> 00:30:16,356
و اون پول رو برداشته بود و يادداشتي برام بجا گذاشته بود

553
00:30:16,481 --> 00:30:19,150
او قول داده بود که پولم رو پس ميده

554
00:30:19,275 --> 00:30:21,986
او بمدت 4 ماه رفت

555
00:30:22,111 --> 00:30:25,365
و گفت که تا زمانيکه ما براي امضاي رضايتنامه اش موافقت نکنيم

556
00:30:25,490 --> 00:30:27,909
به خانه بازنخواهد گشت.

557
00:30:28,034 --> 00:30:32,288
و اون تا ژوئن(خرداد)18 سالش نميشد.

558
00:30:32,413 --> 00:30:35,750
ولي ما موافقت کرديم و اون به خانه برگشت

559
00:30:35,875 --> 00:30:40,421
شوهرم حس ميکرد که اون يک موافقتنامه تعهدآميز بود

560
00:30:40,547 --> 00:30:43,508
من اميد داشتم که بتونم عقيدشو عوض کنم

561
00:30:48,471 --> 00:30:52,225
از نظر من سپاه تفنگداران دريايي به بهترين نحو خودشو نشون ميداد.

562
00:30:52,350 --> 00:30:53,685
و اون حقيقتا همونجور بود.

563
00:30:53,852 --> 00:30:56,312
اونا بهترين هستند

564
00:30:56,437 --> 00:30:58,815
و من ميخواستم بخشي از بهترين باشم

565
00:30:58,940 --> 00:31:00,567
من رقابتجو بودم

566
00:31:00,692 --> 00:31:01,734
من ستيزه گر بودم

567
00:31:01,860 --> 00:31:03,862
ولي ميخواستم وارد سپاه تفنگداران دريايي بشم

568
00:31:04,028 --> 00:31:06,573
و به اولين جنگي برم که ميتونستم پيدا کنم

569
00:31:06,698 --> 00:31:09,951
ستوان فليپ بردي،از واشنگتون پورت،نيويورک

570
00:31:10,076 --> 00:31:12,745
درست چند روز بعد از

571
00:31:12,871 --> 00:31:15,081
انتخاب ليندون جانسون به سايگون رسيد

572
00:31:15,206 --> 00:31:17,834
يکي از مشاوران جديد فرستاده شده براي کمک به حمايت از

573
00:31:17,959 --> 00:31:20,753
ارتش ويتنام جنوبي.

574
00:31:20,879 --> 00:31:25,133
ما بايد مطمئن بشيم که زنان و کودکان آسيب نميبينند.

575
00:31:25,258 --> 00:31:28,553
ژنرال وستمورلند خودش به تازه واردين خوشامد ميگفت

576
00:31:28,678 --> 00:31:32,515
او مرد تاثيرگذاري بنظر ميرسيد با رزومه اي تحسين برانگيز.

577
00:31:32,640 --> 00:31:36,811
بسياري از افرادي که او آنها را در تونس،سيسيل و نورماندي

578
00:31:36,936 --> 00:31:40,607
طي جنگ دوم جهاني فرماندهي کرده بود او را سوپرمن ميناميدند.

579
00:31:40,732 --> 00:31:42,901
او بطور برجسته اي در کره جنگيده بود

580
00:31:43,026 --> 00:31:45,737
يگان هوابرد صد و يکم را فرماندهي کرده بود,

581
00:31:45,862 --> 00:31:48,573
بعنوان سرپرست دانشکده نظامي وست پوينت خدمت کرده بود.

582
00:31:48,698 --> 00:31:49,991
مجله تايم او را

583
00:31:50,116 --> 00:31:54,495
"تجسم شخصيت نيرومند مرد رزمنده آمريکايي"ناميد.

584
00:31:54,621 --> 00:31:55,747
ولي در همان زمان

585
00:31:55,872 --> 00:31:57,874
قلبها و اذهان مردم را تصاحب کند.

586
00:31:57,999 --> 00:32:00,627
ژنرال وستمورلند به ما گفت که ما پائين

587
00:32:00,752 --> 00:32:03,421
خط 4/5 متري(آخرين حد فاصل تا خط گل در فوتبال آمريکايي) هستيم و ما تنها مدت زمان کمي براي

588
00:32:03,546 --> 00:32:07,425
کسب گل 6 امتيازي(در راگبي) نياز داريم.

589
00:32:07,550 --> 00:32:10,511
بعد من بيرون رفتم و بعد روي زمين نشستم

590
00:32:10,637 --> 00:32:13,222
و بعد فهميدم:"نگرفتي چي شد؟

591
00:32:13,348 --> 00:32:15,600
ما داريم اين جنگو ميبازيم

592
00:32:15,767 --> 00:32:20,271
ستوان بردي براي کمک به سروان فرانک الر

593
00:32:20,438 --> 00:32:22,649
مشاور ارشد گردان چهارم

594
00:32:22,774 --> 00:32:25,944
سپاه تفنگداران دريايي ويتنام منصوب شد,يک يگان نخبه

595
00:32:26,110 --> 00:32:30,281
که اعضايش خود را کوسه هاي قاتل ميناميدند

596
00:32:30,448 --> 00:32:34,160
به شما گفته شد که شما به اونجا ميريد تا در امور آموزشي

597
00:32:34,285 --> 00:32:38,414
راهنمايي کنيد و اساسا اين همقطاران کوچولو رو ارتقا بديد

598
00:32:38,539 --> 00:32:40,541
که چجوري بجنگند

599
00:32:40,667 --> 00:32:43,711
زمانيکه در حقيقت اونا ميدونستن که چجوري بجنگن.

600
00:32:43,836 --> 00:32:45,964
شما در حقيقت نقش فرعيو داشتين

601
00:32:46,089 --> 00:32:49,634
شما بسادگي اونجا بودين تا  دارائيهاييو راهنمايي کنين که اونها نداشتن

602
00:32:49,801 --> 00:32:54,097
توپخانه آمريکايي،حملات هوايي آمريکايي.

603
00:32:54,222 --> 00:32:56,808
بردي تمام توانش را بکار برد تا
تفنگداران دريايي

604
00:32:56,933 --> 00:32:59,102
ويتنام جنوبي در يگانش را بشناسد.

605
00:33:01,020 --> 00:33:04,524
فيل بردي بعنوان دستيار مشاور ارشد وارد شد.

606
00:33:06,317 --> 00:33:09,070
من گفتم که:تو مشاور من نيستي.تو ياور مني.

607
00:33:11,197 --> 00:33:13,408
و همچنين"تو خيلي دراز و گنده اي."

608
00:33:14,075 --> 00:33:16,077
از من دور بمون

609
00:33:16,494 --> 00:33:18,997
چون اگه تو بمن نزديک بشي

610
00:33:19,872 --> 00:33:23,001
برخي تک تيراندازهاي ويت کنگ شليک خواهند کرد
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

611
00:33:23,209 --> 00:33:24,669
به تو شليک ميکنن و بعد به تو   نميخوره

612
00:33:24,752 --> 00:33:25,753
و بعد منو ميزنن

613
00:33:26,337 --> 00:33:30,091
ستوان تران گاک توان،پسر يک راننده کاميون

614
00:33:30,216 --> 00:33:32,510
او از زندگي با يک نامادري متخاصم

615
00:33:32,677 --> 00:33:37,181
از طريق ورود به دانشگاه نظامي ويتنام جنوبي در دالات گريخت

616
00:33:37,348 --> 00:33:41,686
او بمدت بيش از دوسال مشغول جنگ با ويت کنگ بود

617
00:33:41,853 --> 00:33:43,229
توان يکي از افسران دون پايه بود.

618
00:33:43,271 --> 00:33:44,605
فکر ميکنم اون..

619
00:33:44,731 --> 00:33:46,107
فکر ميکنم اون فرمانده يک گروهان بود

620
00:33:46,190 --> 00:33:48,359
اونو ميشناختم،دوسش داشتم

621
00:33:48,484 --> 00:33:51,529
او فارغ التحصيل دالاته که چيزي مثل دانشگاه نظامي وست پوينت اوناست.

622
00:33:51,696 --> 00:33:53,448
خيلي متعهد بود

623
00:33:53,948 --> 00:33:58,077
بعدا ما فهميديم که همديگه رو ازون بهتر ميشناسيم

624
00:33:59,787 --> 00:34:01,956
چون ما از يک نسل هستيم

625
00:34:03,499 --> 00:34:08,046
بريدي ،توان و گردان چهارم تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

626
00:34:08,212 --> 00:34:11,299
در نزديکي بين هوا،پايگاه هوايي در احتياط،مستقر بودند

627
00:34:11,424 --> 00:34:15,261
منتظر فراخوانده شدن به صحنه نبرد بودند

628
00:34:15,386 --> 00:34:17,180
حالا شايعات جديدي

629
00:34:17,305 --> 00:34:21,809
از يگانهاي بزرگتر در حال حرکت دشمن از طريق مناطق روستايي وجود داشت

630
00:34:21,934 --> 00:34:24,854
نقشه لي زوان براي کسب يک  پيروزي سريع و قاطعانه

631
00:34:24,979 --> 00:34:26,689
در حال انجام بود

632
00:34:31,861 --> 00:34:34,489
اسم جوونترين برادرم گويان تان هوانگ بود

633
00:34:35,990 --> 00:34:37,617
اون يک پيشاهنگ بود

634
00:34:39,577 --> 00:34:41,287
اون بقتل رسيد

635
00:34:43,498 --> 00:34:46,375
اگه شما وارد قبرستان بشيد،قبرش سمت چپ شماست

636
00:34:47,919 --> 00:34:51,756
اون قبر ششم در رديف ششمه

637
00:34:52,840 --> 00:34:56,344
ما يکبار در سال براي ديدن از قبرش براي يادبودش ميريم

638
00:34:58,387 --> 00:35:00,723
دوست داشتم که يک بار ديگه حرفي بزنه

639
00:35:01,557 --> 00:35:03,476
برادرم نامزد داشت

640
00:35:04,352 --> 00:35:07,438
برادرم اونو براي ديدار با مادرمون به خونه اورد

641
00:35:07,855 --> 00:35:11,609
مادرم خيلي خيلي خوشحال بود تا اون عروسش بشه

642
00:35:14,821 --> 00:35:16,906
وقتي برادرم کشته شد

643
00:35:17,406 --> 00:35:20,326
اون از اينکه با مرد ديگه اي ازدواج کنه سرباز زد

644
00:35:20,451 --> 00:35:22,286
و بجاش خودکشي کرد

645
00:35:25,123 --> 00:35:27,583
وين وان تانگ،در لشکر نهم تازه تاسيس ويت کنگ

646
00:35:27,708 --> 00:35:30,753
يک افسر سياسي بود

647
00:35:30,878 --> 00:35:34,799
يکي از شايد 2000 سرباز ويت کنگ و ويتنام شمالي که

648
00:35:34,966 --> 00:35:39,679
که مجبور بودند  هفته ها ساکت بمانند و به داخل فوک توي

649
00:35:39,804 --> 00:35:41,806
يک ايالت فرضا آرام سازي شده

650
00:35:41,931 --> 00:35:45,268
کمتر از 65 کيلومتري جنوب شرقي سايگون نفوذ کنند.

651
00:35:47,270 --> 00:35:49,063
ديدگاهم در جنگ

652
00:35:49,897 --> 00:35:53,192
اين بود که اگه شما نتونيد نيروهاي اصلي دشمن رو نابود کنيد

653
00:35:53,359 --> 00:35:54,569
ستون فقرات دشمن رو

654
00:35:55,319 --> 00:35:56,863
شما نميتونين پيروز بشين

655
00:35:58,823 --> 00:36:01,159
اگه ما اون نيروها رو نابود نميکرديم

656
00:36:01,951 --> 00:36:03,619
جنگ براي هميشه طول ميکشيد

657
00:36:06,414 --> 00:36:09,625
هدف تانگ و هم قطارانش

658
00:36:09,750 --> 00:36:12,461
دهکده استراتژيک بين جا

659
00:36:12,587 --> 00:36:16,966
منزلگاه حدود 6000 پناهنده ضد کمونيست کاتوليک بود

660
00:36:18,634 --> 00:36:21,304
نقشه شان تصرف دهکده

661
00:36:21,429 --> 00:36:25,141
و بعد نابود سازي نيروهاي سايگون بود که مطمئنا براي بازپس گيري آن

662
00:36:25,266 --> 00:36:26,726
اعزام ميشدند

663
00:36:26,851 --> 00:36:29,187
براي اطمينان از موفقيت

664
00:36:29,353 --> 00:36:32,690
چندين تن از سلاحهاي سنگين تحت پوشش تاريکي

665
00:36:32,857 --> 00:36:34,692
مخفيانه برده شد

666
00:36:34,817 --> 00:36:37,862
خمپاره اندازها،تيربارها،تفنگهاي
ضد تانک

667
00:36:38,029 --> 00:36:40,865
که قادر بودند تانکها را منفجر کنند

668
00:36:40,990 --> 00:36:43,534
کمونيستها هرگز  پيش از اين هيچ عملياتي

669
00:36:43,701 --> 00:36:46,537
در ابعاد اين انجام نداده بودند

670
00:36:46,662 --> 00:36:49,832
پيش از سپيده دم 28 دسامبر(ديماه)

671
00:36:49,957 --> 00:36:54,045
يگانهاي پيشروي ويت کنگ بسادگي نظاميان روستا را مغلوب کردند

672
00:36:54,170 --> 00:36:55,880
و بينجا را اشغال کردند

673
00:36:58,799 --> 00:37:01,719
زمانيکه دو گروهان کارازموده تکاور ويتنام جنوبي

674
00:37:01,886 --> 00:37:03,971
روز بعد با هليکوپتر به محل منتقل شدند

675
00:37:04,096 --> 00:37:08,059
کمين خوردند و متلاشي شدند

676
00:37:08,184 --> 00:37:10,436
در صبح روز سي ام دسامبر

677
00:37:10,561 --> 00:37:13,773
فليپ بردي،دوستش تران ناک توان

678
00:37:13,898 --> 00:37:17,735
و گردان چهارم تفنگداران دريايي براي خلاصي و تقويت

679
00:37:17,860 --> 00:37:20,404
تکاوران از طريق هوا اعزام شدند

680
00:37:20,529 --> 00:37:23,950
دشمن بسمت شرق روستا عقب نشست

681
00:37:28,871 --> 00:37:32,333
حدود 5 بعد از ظهر يک هليکوپتر روي موقعيت ما چرخ ميزد

682
00:37:33,209 --> 00:37:36,379
درست بالاي پست فرماندهي هنگ.

683
00:37:38,339 --> 00:37:42,260
فرمانده هنگ پرسيد"ميتونيد اونو سرنگون کني؟"

684
00:37:44,720 --> 00:37:46,097
ما گفتيم:بله ،ميتونيم

685
00:37:47,265 --> 00:37:48,266
و يک دقيقه بعد

686
00:37:48,891 --> 00:37:51,686
هليکوپتر مورد اصابت قرار گرفت و شعله ور شد

687
00:37:53,646 --> 00:37:58,025
يکهو شما ميتونيد ببينيد گلوله هاي رسام

688
00:37:58,150 --> 00:38:01,612
از مزرعه خارج ميشن به هليکوپتر ميخورن و اون سرنگون ميشه

689
00:38:01,779 --> 00:38:04,740
ما دستور داشتيم که پايين بريم و بقاياي نيروها رو

690
00:38:04,865 --> 00:38:06,659
صبح روز بعد بازيابي کنيم

691
00:38:08,160 --> 00:38:10,997
من به محلي که هليکوپتر سرنگون شده بود رفتم

692
00:38:11,372 --> 00:38:14,041
و ديدم که چهار آمريکايي مردن

693
00:38:15,710 --> 00:38:17,586
من در اون لحظه

694
00:38:18,546 --> 00:38:21,173
ارزش زندگي مستشاران آمريکايي رو نفهميدم

695
00:38:21,507 --> 00:38:24,010
افسر فرماندهي از سايگون
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

696
00:38:25,511 --> 00:38:29,807
به گردان گفت که شما بايد وارد شين و همه چهار

697
00:38:30,808 --> 00:38:33,060
جسد آمريکاييهاي در خدمت رو بياريد.

698
00:38:34,895 --> 00:38:36,856
اونا يک گردان کامل رو

699
00:38:37,023 --> 00:38:40,026
براي بدست اوردن چهار مستشار آمريکايي فرستادند

700
00:38:40,985 --> 00:38:43,487
گروهان پيشرو بقايا رو بدست اورد

701
00:38:43,612 --> 00:38:47,408
و بعد اونا بشدت گرفتار و درهم کوبيده شدند.

702
00:38:51,787 --> 00:38:55,166
12 تفنگدار ويتنام جنوبي از يگان توان  در حين رسيدن

703
00:38:55,291 --> 00:38:57,668
به هليکوپتر سرنگون شده کشته شدند.

704
00:38:57,835 --> 00:38:59,545
رفقايشان آنها را  در کتهاي باراني پيچيدند

705
00:38:59,670 --> 00:39:03,841
و انها را در کنار اجساد آمريکاييها خواباندند

706
00:39:04,008 --> 00:39:06,719
يک هليکوپتر آمريکايي در محل پاکسازي فرود آمد

707
00:39:06,844 --> 00:39:09,347
خدمه آمريکايي آن زير آتش بيرون پريدند

708
00:39:09,513 --> 00:39:11,515
اجساد آن چهار آمريکايي را برداشتند

709
00:39:11,682 --> 00:39:15,311
آنها را بدرون هليکوپتر بردند و مجددا پرواز کردند

710
00:39:16,812 --> 00:39:21,400
و ما به اونا گفتيم"هي،براي بردن اجساد ما از اينجا هم دوباره سعي کنين"

711
00:39:21,942 --> 00:39:25,363
ولي اونا از بردن جنازه هاي ما(ويتناميها)سر باز زدند

712
00:39:26,447 --> 00:39:31,619
توان و افرادش بمدت سه ساعت با جنازه هاي خودشان باقي ماندند

713
00:39:31,744 --> 00:39:35,873
و براي يک هليکوپتر که آنها را از ميدان نبرد خارج کند منتظر ماندند

714
00:39:37,708 --> 00:39:40,878
در همين حين من يکذره مضطرب شدم

715
00:39:41,045 --> 00:39:43,339
چون اول از همه ما داشتيم روشنايي رو از دست ميداديم

716
00:39:43,464 --> 00:39:47,051
دوم اينکه حالا ما خارج از برد توپخانه(خودي)بوديم

717
00:39:47,218 --> 00:39:49,512
ما بايد ازونجا خارج ميشديم

718
00:39:49,720 --> 00:39:51,597
ما بايد از اينجا خارج ميشديم

719
00:39:52,681 --> 00:39:54,100
چون اونا داشتن ميومدن

720
00:39:56,185 --> 00:39:57,895
و ما فرصتي نداشتيم

721
00:39:59,980 --> 00:40:03,025
من پيش سرگرد نو رفتم و گفتم

722
00:40:03,150 --> 00:40:06,237
"سرگرد ما بايد حالا از اينجا خارج بشيم"

723
00:40:06,362 --> 00:40:10,741
و نو گفت"فراموش نکن که من يک سرگردم

724
00:40:10,866 --> 00:40:11,909
و تو يک ستواني

725
00:40:11,951 --> 00:40:15,079
بر روي پاشنه پاش چرخيد و دور شد

726
00:40:15,204 --> 00:40:19,500
ده دقيقه بعد کل جهنم رو سرمون خراب شد

727
00:40:22,420 --> 00:40:25,089
اونا شروع به گلوله باران توپخانه اي کردن

728
00:40:25,714 --> 00:40:29,260
اونا شروع به گلوله باران با توپخانه بر روي اجسادمون کردن

729
00:40:29,343 --> 00:40:31,637
اون اولين بار در جنگ ويتنام بود که

730
00:40:33,305 --> 00:40:36,642
اونا شروع به گلوله باران توپخانه اي پيش از حمله به ما کردند

731
00:40:39,728 --> 00:40:42,606
گلوله باران توپخانه اي نهايتا متوقف شد

732
00:40:42,773 --> 00:40:45,109
ولي بعد در شيپورها دميده شد

733
00:40:45,276 --> 00:40:47,736
و موج بعد از موج از سربازان دشمن

734
00:40:47,862 --> 00:40:49,989
بسمت مردان بسيار کم تعدادتر پيشروي کردند

735
00:40:53,367 --> 00:40:56,787
اون مثل اين بود که شما يک نوار موسيقي از شليک رو روشن کني

736
00:41:00,166 --> 00:41:02,168
و درست مثل اين بود

737
00:41:02,293 --> 00:41:03,335
درست مثل اون

738
00:41:03,461 --> 00:41:05,129
يکهو ناگهاني از  ناکجا خارج شد

739
00:41:08,841 --> 00:41:12,052
ما از حملات هوايي کمي که همراه هليکوپترها باقي گذاشته بوديم استفاده کرديم

740
00:41:12,178 --> 00:41:16,390
درخواست حمله بر موقعيتمون براي کند کردن حمله اونا کرديم.

741
00:41:16,515 --> 00:41:19,560
هيچ راهي باقي نمانده بود

742
00:41:20,060 --> 00:41:21,061
ما محاصره شديم

743
00:41:21,979 --> 00:41:23,397
و اونا همينطور ميومدن

744
00:41:25,649 --> 00:41:27,318
من تير خوردم

745
00:41:27,651 --> 00:41:29,361
اولين گلوله درست اينجا خورد

746
00:41:29,403 --> 00:41:30,404
و بعد

747
00:41:31,947 --> 00:41:35,117
دومين گلوله درست اينجا خورد

748
00:41:37,786 --> 00:41:41,665
گلوله کلاشينکوف درست از اينجا گذشت

749
00:41:42,374 --> 00:41:44,376
يک سوراخ بزرگ مثل اين درست کرد

750
00:41:45,419 --> 00:41:47,129
ولي من هنوز داشتم ميجنگيدم

751
00:41:49,298 --> 00:41:51,675
من به هيچ وجه احساس درد نميکردم

752
00:41:52,051 --> 00:41:54,303
من هيچ وقت نداشتم در موردش فکر کنم

753
00:41:57,056 --> 00:42:00,059
آنچه ما کرديم اين بود که سعي کرديم ازونجا بيايم بيرون

754
00:42:00,184 --> 00:42:03,103
26 نفر از ما از خط محاصره خارج شديم

755
00:42:03,229 --> 00:42:05,981
11 نفر نهايتا موفق شدن

756
00:42:07,149 --> 00:42:08,317
همه ان شب

757
00:42:08,442 --> 00:42:10,444
ويت کنگ در بين درختان حرکت ميکردند

758
00:42:10,569 --> 00:42:12,321
زخميهاي خودشان را بيرون ميبردند

759
00:42:12,446 --> 00:42:15,324
و به هر سرباز ويتنام جنوبي که زنده ميافتند

760
00:42:15,449 --> 00:42:17,576
شليک ميکردند

761
00:42:18,202 --> 00:42:19,537
من خودمو به مردن زدم

762
00:42:19,870 --> 00:42:21,455
و ويت کنگ وارد شد و اونا

763
00:42:22,498 --> 00:42:24,291
به بدنم لگد زدند

764
00:42:24,750 --> 00:42:26,919
يک گلوله درست از اينجا گذشت

765
00:42:27,503 --> 00:42:28,546
و ناگهان حس کردم

766
00:42:30,089 --> 00:42:32,174
اوه من هنوز زندم

767
00:42:33,217 --> 00:42:34,593
مشکلي نيست

768
00:42:34,635 --> 00:42:38,013
بنابراين من هنوز نقش بازي ميکردم،هنوز خودمو به مردن زدم

769
00:42:38,180 --> 00:42:39,306
و بعد اونا برگشتن

770
00:42:40,432 --> 00:42:42,184
و عقب نشيني کردند

771
00:42:44,270 --> 00:42:46,272
توان در حاليکه تفنگش را با بازوانش در آغوش گرفته بود

772
00:42:46,397 --> 00:42:50,025
سعي کرد تا بسمت بينجا سينه خيز برود

773
00:42:50,150 --> 00:42:53,320
او بمدت سه روز پيدا نشد

774
00:42:54,405 --> 00:42:57,700
و يکي از چتر بازان آمد و مرا بلند کرد و گفت

775
00:42:59,451 --> 00:43:02,037
اوه خيلي وحشتناکه،اون بوي خيلي بدي ميده

776
00:43:02,871 --> 00:43:04,873
مثل يک موش مرده

777
00:43:06,000 --> 00:43:12,548
و من به عقب نگاه کردم  و همه اون کرمها و مورچه هاي اطراف زخمام رو ديدم

778
00:43:14,717 --> 00:43:18,262
از اونوقت به بعد من فرصت داشتم تا احساس درد کنم

779
00:43:20,139 --> 00:43:23,142
چون همه اون سه روز سعي داشتم تا نجات پيدا کنم

780
00:43:26,353 --> 00:43:30,858
وقتي همه چيز به پايان رسيد،آمريکائيها در بينجا 5 کشته داده بودند

781
00:43:30,983 --> 00:43:35,863
اجساد 32 ويت کنگي در ميدان نبرد بجا مانده بود

782
00:43:35,988 --> 00:43:39,491
دويست نفر از ويتنام جنوبي
کشته شدند

783
00:43:39,617 --> 00:43:44,204
200 نفر ديگر هم زخمي شدند

784
00:43:44,413 --> 00:43:47,333
من اون مناظرو هرگز فراموش نميکنم

785
00:43:49,460 --> 00:43:51,670
هرجايي که ما ميرفتيم

786
00:43:53,964 --> 00:43:57,217
اجساد سربازان ويتنام جنوبي رو ميديديم

787
00:43:59,136 --> 00:44:01,805
نتيجه اي که از اون واقعه ميشد گرفت اين بود که

788
00:44:01,930 --> 00:44:06,185
اونا قادر بودند که اين نيرو رو فراهم کنن

789
00:44:06,310 --> 00:44:08,479
افسران ويتنامي که من با اونها در سپاه تفنگداران دريايي صحبت ميکردم

790
00:44:08,520 --> 00:44:11,106
فکر ميکردن که اونا 6 ماه تا انتهاي کارشون زمان دارن

791
00:44:11,231 --> 00:44:14,652
سوال بزرگ بعد از "بين جا"

792
00:44:14,818 --> 00:44:17,071
که يک افسر آمريکايي در سرفرماندهي گفت:

793
00:44:17,196 --> 00:44:20,157
اين بود که چگونه هزار نفر يا بيشتر از سربازان دشمن

794
00:44:20,282 --> 00:44:23,661
توانستند در روستايي انقدر نزديک به سايگون

795
00:44:23,827 --> 00:44:25,663
بدون اينکه پيدا بشوند،پرسه ميزدند؟

796
00:44:25,829 --> 00:44:30,626
ان به شما چيزهايي در مورد اين جنگ ميگويد.

797
00:44:30,751 --> 00:44:33,128
هانوي شادمان بود

798
00:44:33,253 --> 00:44:36,340
هوشي مين آنرا "يک دين بين فوي کوچک"خواند

799
00:44:36,465 --> 00:44:40,803
لي زوان متقاعد شد که استراتژيش جواب ميدهد

800
00:44:40,928 --> 00:44:44,223
او گفت:"جنگ آزاديبخش ويتنام جنوبي

801
00:44:44,348 --> 00:44:46,850
با پرش و جهش پيشرفت کرده است

802
00:44:46,975 --> 00:44:50,354
بعد از نبرد اپ بک در دوسال قبل

803
00:44:50,521 --> 00:44:54,316
دشمن ميدانست که شکست دادن ما سخت است

804
00:44:54,441 --> 00:44:57,361
بعد از بين جا،دشمن ميفهمد که

805
00:44:57,486 --> 00:45:02,449
آنها در حال شکست خوردن توسط ما ميباشند"

806
00:45:02,658 --> 00:45:06,954
من معتقدم که نبرد بينجا يک نقطه عطف تاريخي در جنگه.

807
00:45:09,707 --> 00:45:11,709
اگه آمريکائيها درگير نشده بودن

808
00:45:12,418 --> 00:45:14,628
ما در 1966 وارد سايگون شده بوديم.

809
00:45:17,047 --> 00:45:18,340
من،ليندون بينز جانسون

810
00:45:18,382 --> 00:45:20,300
رسما سوگند ميخورم

811
00:45:20,426 --> 00:45:23,679
بيست و شش روز پس از پايان نبرد بينجا

812
00:45:23,804 --> 00:45:27,015
و درست يک هفته پس از شروع به کار رئيس جمهور جانسون

813
00:45:27,141 --> 00:45:30,394
مک جرج باندي يادداشتي تسليم رئيس جمهور کرد

814
00:45:30,519 --> 00:45:32,563
من همه توانم را بکار خواهم گرفت

815
00:45:32,730 --> 00:45:36,400
او گفت که استراتژي فعلي به وضوح جواب نميدهد.

816
00:45:36,567 --> 00:45:39,903
ويت کنگ در حال تحرک و خيزش بودند

817
00:45:40,070 --> 00:45:43,449
حالا مدام توسط سربازان ويتنام شمالي

818
00:45:43,574 --> 00:45:46,285
در حال پشتيباني و تجديد قوا بودند

819
00:45:46,410 --> 00:45:51,039
اگر قرار بود يک ويتنام جنوبي مستقل نجات يابد

820
00:45:51,165 --> 00:45:54,293
ايالات متحده بايد سريعا وارد عمل ميشد.

821
00:45:54,418 --> 00:45:58,255
باندي گفت که دولت با دو گزينه روبرو بود

822
00:45:58,380 --> 00:46:00,799
آن ميتوانست به روند فعلي ادامه دهد

823
00:46:00,924 --> 00:46:04,845
و تلاش کند به گونه اي براي يک موافقتنامه به منظور حفظ ظاهر مذاکره کند

824
00:46:04,970 --> 00:46:09,767
يا اينکه ميتوانست هنوز از قدرت نظامي بيشتر آمريکا

825
00:46:09,933 --> 00:46:13,437
براي مجبور کردن ويتنام شمالي بر دست برداشتن از هدفش در يکپارچه کردن کشور استفاده کند.

826
00:46:13,604 --> 00:46:17,733
باندي و مک نامارا گزينه آخر را ميپسنديدند.

827
00:46:17,858 --> 00:46:20,694
آنها گفتند اگر رئيس جمهور آنرا انتخاب نکند

828
00:46:20,819 --> 00:46:22,696
ويتنام جنوبي سقوط ميکرد.

829
00:46:22,821 --> 00:46:26,450
جانسون به مک نامارا گفت:من  فکر نميکنم هيچ چيزي

830
00:46:26,617 --> 00:46:29,369
به اندازه شکست بد باشد.

831
00:46:34,291 --> 00:46:36,752
بعد کمي بيش از يک هفته بعد

832
00:46:36,877 --> 00:46:40,380
چريکها به يک پايگاه هليکوپتر در  پليکو

833
00:46:40,506 --> 00:46:42,257
در ارتفاعات مرکزي حمله کردند

834
00:46:42,382 --> 00:46:47,054
هشت مستشار آمريکايي را کشتند و بيش از 100 نفر ديگر را مجروح کردند

835
00:46:47,179 --> 00:46:49,097
تقريبا 24 ساعت قبل

836
00:46:49,223 --> 00:46:51,600
اولين حمله  در منطقه پليکو

837
00:46:51,725 --> 00:46:54,311
جانسون فورا با يک حمله هوايي

838
00:46:54,436 --> 00:46:57,147
بر پادگانهاي ارتش ويتنام شمالي موافقت کرد.

839
00:46:58,398 --> 00:47:01,777
در 10 فوريه 1965(بهمن ماه)

840
00:47:01,902 --> 00:47:05,030
ويت کنگ هتلي را در کوينان منفجر کردند

841
00:47:05,155 --> 00:47:11,495
که 23 آمريکايي کشته و 21 نفر ديگر زير آوار ماندند

842
00:47:11,662 --> 00:47:14,998
جانسون دستور حمله هوايي ديگري داد

843
00:47:15,165 --> 00:47:18,502
اضطراب و تشويش در مورد آنچه که بنظر ميرسيد در حال رخ دادن است

844
00:47:18,669 --> 00:47:21,129
در سراسر جهان پخش شد

845
00:47:21,255 --> 00:47:24,049
فرانسه که تقريبا يک قرن را در ويتنام صرف کرده بود

846
00:47:24,174 --> 00:47:28,428
حالا خواستار پايان دادن به همه مداخلات خارجي در انجا شد

847
00:47:28,554 --> 00:47:32,057
نخست وزير بريتانيا اصرار بر خويشتن داري داشت

848
00:47:32,182 --> 00:47:35,811
بسياري از رهبران حزب خود رئيس جمهور  هرچند نه بطور

849
00:47:35,936 --> 00:47:38,397
عمومي،موافق ان بودند.

850
00:47:38,522 --> 00:47:40,566
معاون رئيس جمهور در يک يادداشت محرمانه

851
00:47:40,691 --> 00:47:43,277
هوبرت هامفري،به او هشدار داد

852
00:47:43,402 --> 00:47:46,697
که گسترش جنگ

853
00:47:46,822 --> 00:47:51,410
برنامه حذف فقر و تبعيض نژادي و کاهش جرم  دولت را تضعيف ميکند،به وجهه آمريکا در آنسوي درياها آسيب ميزند

854
00:47:51,535 --> 00:47:55,956
و هرگونه اميدي در بهبود روابط با اتحاد شوروي از بين ميبرد

855
00:47:57,332 --> 00:47:59,585
جانسون هرگز به آن جوابي نداد

856
00:47:59,710 --> 00:48:02,713
بجايش در دوم مارس 1965 (اسفند ماه)

857
00:48:02,880 --> 00:48:06,383
ايالات متحده شروع به بمباران نظام مند

858
00:48:06,508 --> 00:48:08,385
اهدافي در ويتنام شمالي

859
00:48:08,510 --> 00:48:12,389
با اسم رمز عمليات رعد و برق کرد

860
00:48:14,433 --> 00:48:17,477
منظور از آن  حملات هوايي رو به تزايد

861
00:48:17,603 --> 00:48:19,062
همانطور که سفير تيلور نوشت

862
00:48:19,229 --> 00:48:22,232
با هدف تقويت روحيه در جنوب

863
00:48:22,399 --> 00:48:27,070
و تخريب روحيه در شمال بود

864
00:48:27,195 --> 00:48:30,115
نظريه پشت عمليات رعد و برق

865
00:48:30,240 --> 00:48:35,829
همانطور که من فهميدم  اين بود که  همانطور که ما مدام سرعت

866
00:48:35,954 --> 00:48:40,500
و حجم اين تلاش عليه ويتناميهاي شمالي رو افزايش ميديم

867
00:48:40,626 --> 00:48:43,545
دير يا زود اونا عمو رو صدا ميکنن

868
00:48:46,256 --> 00:48:48,926
و يک وقفه اي ايجاد ميشد

869
00:48:49,051 --> 00:48:53,597
و ما شروع به مذاکره درمورد راه حل  خودمون براي خروج از اين مشکل ميکرديم.

870
00:48:53,722 --> 00:48:56,475
اين يک عقيده راسخ شده بود

871
00:48:56,600 --> 00:49:00,270
و اين عقيده راسخ يک فرض اشتباه بود

872
00:49:00,437 --> 00:49:02,814
اونا قرار نبود تسليم بشن

873
00:49:02,940 --> 00:49:07,194
اونا دست ما رو بهتر از  اون چيزي که ما از اونا ميدونستيم خوندند

874
00:49:07,319 --> 00:49:11,156
رئيس جمهور بر رازداري مطلق پافشاري کرد

875
00:49:11,281 --> 00:49:14,451
به مردم آمريکا  قرار نبود گفته شود که

876
00:49:14,618 --> 00:49:17,871
دولت سياستش را از حملات هوايي انتقام جويانه

877
00:49:17,996 --> 00:49:21,792
به بمباران نظام مند تغيير داده بود

878
00:49:21,959 --> 00:49:25,128
که آن در حقيقت جنگ را گسترش ميداد

879
00:49:25,295 --> 00:49:28,882
آنها مشترکا توافق کردند که عمليات مشترک تلافي جويانه

880
00:49:29,007 --> 00:49:30,467
مورد نياز بود.

881
00:49:30,634 --> 00:49:34,304
ژنرال وستمورلند که از ابتدا در مورد دخالت

882
00:49:34,471 --> 00:49:37,140
نيروي زميني در ويتنام مردد شده بود

883
00:49:37,265 --> 00:49:41,812
حالا خواستار دو گردان از تفنگداران دريايي..3500 نفر

884
00:49:41,979 --> 00:49:44,272
براي محافظت از پايگاه هوايي داننگ بود

885
00:49:44,398 --> 00:49:47,818
که از آن جنگنده بمب افکنها شمال را هدف ميگرفتند

886
00:49:47,985 --> 00:49:51,863
سفير تيلور که زماني خواستار نيروي زميني بود

887
00:49:51,989 --> 00:49:54,574
حالا با کل اين نظر مخالف بود

888
00:49:54,700 --> 00:49:58,120
او نوشت:زمانيکه شما اولين سرباز را در ساحل ميگذاريد

889
00:49:58,245 --> 00:50:02,165
شما هرگز نخواهيد دانست چه تعداد سرباز ديگر قرار است پشت سرش بيايند.

890
00:50:02,290 --> 00:50:06,169
اما رئيس جمهور حس ميکرد که هيچ چاره ديگري بجز دادن آنچه که وستمورلند

891
00:50:06,294 --> 00:50:08,296
خواستارش بود ندارد

892
00:50:08,422 --> 00:50:13,260
او ميدانست که اگر مستشاران آمريکايي بيشتري کشته شوند،شماتت خواهد شد

893
00:50:13,385 --> 00:50:17,347
او شکايت کرد:من حس ميکنم مثل يک کله خر در توفان تگرگ

894
00:50:17,472 --> 00:50:18,932
تگزاس گير افتاده ام

895
00:50:19,057 --> 00:50:24,187
نميتونم در برم،نميتونم مخفي بشم و نميتونم متوقفش کنم.

896
00:50:25,772 --> 00:50:27,649
در مارس 1965(اسفند)

897
00:50:27,774 --> 00:50:30,527
جانسون نهايتا دست به عملي زد که که مدتها قصد داشته بود

898
00:50:30,694 --> 00:50:32,696
از   آن اجتناب کند

899
00:50:35,198 --> 00:50:38,160
او سربازان نيروي زميني را به ويتنام فرستاد

900
00:50:41,788 --> 00:50:45,500
دولت ويتنام جنوبي حتي مورد مشورت قرار نگرفت

901
00:50:45,625 --> 00:50:50,088
ايالات متحده آمريکا ملاحظات بزرگتري داشت

902
00:50:52,257 --> 00:50:56,595
بوضوح ما اونرو از لحاظ جنگ سرد ميديدم

903
00:50:56,762 --> 00:51:00,766
معاون وزير دفاع جان مک ناتون گفت

904
00:51:00,932 --> 00:51:02,434
او گفت که منافع ما در  اونجا

905
00:51:02,559 --> 00:51:07,856
70 درصد اجتناب از تحقير شدن

906
00:51:07,981 --> 00:51:11,693
20 درصد محدود نگاه داشتن چين

907
00:51:11,818 --> 00:51:15,197
و ده درصد کمک به ويتناميها بودند.

908
00:51:17,532 --> 00:51:20,160
جانسون بي سرو صدا به دوست خوبش

909
00:51:20,285 --> 00:51:22,454
سناتور ريچارد راسل از جورجيا گفت که

910
00:51:22,621 --> 00:51:24,915
چه چيزي قرار بود اتفاق بيفتد

911
00:51:25,040 --> 00:51:27,793
من فکر ميکنم که ما هيچ چاره اي جز اونچيزي که منو تا حد مرگ ميترسونه نداريم.

912
00:51:27,834 --> 00:51:29,211
فکر ميکنم همه قراره ذهنيتشون اين باشه که

913
00:51:29,211 --> 00:51:30,629
ما داريم تفنگداران دريايي رو (در ويتنام)پياده ميکنيم

914
00:51:30,796 --> 00:51:32,422
ما از نبرد خارج هستيم

915
00:51:32,547 --> 00:51:34,049
البته اگه اونا اونجا بيان

916
00:51:34,174 --> 00:51:35,467
اونا قراره با اونا(ويتناميها)بجنگند

917
00:51:35,467 --> 00:51:36,760
و اگه اونا اون هواپيماها رو نابود کنند

918
00:51:36,885 --> 00:51:38,970
همه به من لعنت ميفرستن که از اونا حفاظت نکردم

919
00:51:38,970 --> 00:51:40,764
درست مثل همون حمله آخر که اونا انجام دادند

920
00:51:40,806 --> 00:51:42,057
اره

921
00:51:42,182 --> 00:51:43,433
تو..تو چي فکر ميکني؟

922
00:51:43,475 --> 00:51:45,143
خب آقاي رئيس جمهور

923
00:51:45,268 --> 00:51:46,394
اون تمام عمر منو ميترسونه

924
00:51:46,436 --> 00:51:47,854
نميدونم چجوري حالا ازش حمايت کنم

925
00:51:47,938 --> 00:51:50,107
اون براي من مثل اينه که ما در اين چيز درگير بشيم

926
00:51:50,232 --> 00:51:51,316
و هيچ راه خروجي وجود نداره

927
00:51:51,441 --> 00:51:52,609
نميدونم

928
00:51:52,734 --> 00:51:55,612
ديک،مشکل بزرگ اينه که من تحت..

929
00:51:55,737 --> 00:51:58,782
يک مرد زماني ميتونه بجنگه که روشنايي روز رو
دانانگ،ويتنام جنوبي،8 مارس 1965

930
00:51:58,907 --> 00:52:00,408
جايي پايين جاده بتونه ببينه

931
00:52:00,534 --> 00:52:02,369
ولي هيچ روشناي روزي در ويتنام وجود نخواهد داشت

932
00:52:02,494 --> 00:52:04,412
يکذره هم وجود نداره

933
00:52:06,957 --> 00:52:10,752
در 8 مارس 1965(اسفند)،دکتر فان هوي کوات

934
00:52:10,877 --> 00:52:13,880
که هنوز نخست وزير ديگر ويتنام جنوبي بود

935
00:52:14,005 --> 00:52:17,843
رئيس ستادش بوي زيم را فراخواند

936
00:52:18,343 --> 00:52:19,344
و دکتر کوات گفت

937
00:52:19,761 --> 00:52:23,557
سه گردان از تفنگداران دريايي همين حالا دارند در دانانگ پياده ميشند

938
00:52:24,391 --> 00:52:26,893
من مبهوت شدم.گفتم "ولي چرا؟"

939
00:52:27,060 --> 00:52:31,231
خب اون منو آروم کرد.اون گفت که "نه .مشکلي نيست.ما درمورد اون بعدا صحبت ميکنيم."

940
00:52:31,314 --> 00:52:35,944
ولي حالا سعي کن که توجيه باشي و بيانيه رسمي حاضر کني

941
00:52:37,737 --> 00:52:40,490
که  پياده شدن سه گردان تفنگداران دريايي رو اعلام کني

942
00:52:41,491 --> 00:52:44,870
و همزمان از اون پياده شدن استقبال کني

943
00:52:45,996 --> 00:52:48,582
من خيلي ناراحت بودم

944
00:52:51,710 --> 00:52:53,920
تفنگداران دريايي در دانانگ،در ساحل شرقي

945
00:52:54,045 --> 00:52:58,216
ويتنام جنوبي،حدود 160 کيلومتري جنوب منطقه غيرنظامي شده

946
00:52:58,341 --> 00:53:00,302
پياده ميشدند

947
00:53:00,427 --> 00:53:03,430
که شمال را از جنوب جدا ميکرد

948
00:53:03,555 --> 00:53:07,017
آنها آمده بودند که به محض پياده شدن در ساحل بجنگند

949
00:53:07,142 --> 00:53:09,060
آنها به آن نيازي پيدا نکردند

950
00:53:10,812 --> 00:53:11,938
چيزي که براي من شوکه کننده بود

951
00:53:12,063 --> 00:53:17,068
چقدر ويتنامي که ميديدم زيبا بودند

952
00:53:19,112 --> 00:53:22,115
تنها اين هکتارها زمين بي پايان

953
00:53:22,240 --> 00:53:24,534
از اين شاليزارهاي برنج سبز رنگ مايل به يشمي وجود داشت

954
00:53:24,659 --> 00:53:28,705
و اين روستاهاي دوست داشتني درون اين بيشه هاي

955
00:53:28,830 --> 00:53:31,374
بامبو و درختان نخل قرار داشتند

956
00:53:31,499 --> 00:53:36,588
و در انتها در دوردست اين کوههاي جنگلي آبي رنگ قرار داشت

957
00:53:36,713 --> 00:53:39,799
و اونا شبيه شانگري لا(سرزمين آرماني تبتي در رمان افق گمشده)بودند

958
00:53:39,925 --> 00:53:44,012
و من ديدن اين صف زنان ويتنامي

959
00:53:44,137 --> 00:53:45,931
يا فکر کنم دختر مدرسه ايهارو که اونجا بودن بياد ميارم.
فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي

960
00:53:46,056 --> 00:53:49,142
اونا واقعا شبيه فرشتگاني بودن که به زمين اومده بودن

961
00:53:49,267 --> 00:53:50,560
يا چيزي مثل اون.

962
00:53:50,685 --> 00:53:55,941
خب اون واقعا قابل توجه بود ولي يکذره ناراحت کننده بود

963
00:53:56,066 --> 00:53:57,108
چون..

964
00:53:57,234 --> 00:53:58,735
خب چجوري مکاني مثل اين

965
00:53:58,860 --> 00:54:02,239
انقدر زيبا و انقدر دلربا ميتونه در جنگ باشه؟

966
00:54:03,657 --> 00:54:05,825
پدرم خيلي خوشحال بود

967
00:54:05,951 --> 00:54:08,828
ما که انقدر کشور فقير و کوچکي هستيم

968
00:54:08,954 --> 00:54:13,416
و آمريکاييها تصميم گرفته اند تا وارد بشن تا ما رو نجات بدن

969
00:54:13,541 --> 00:54:17,045
نه تنها با پول و منابعشان

970
00:54:17,170 --> 00:54:20,006
بلکه حتي با جانهاي خودشان.

971
00:54:20,131 --> 00:54:21,925
ما خيلي قدردان بوديم.

972
00:54:22,050 --> 00:54:23,301
ما فکر ميکرديم که

973
00:54:23,468 --> 00:54:26,304
مطمئنا با اين قدرت به حد کفايت،آمريکائيها قراره پيروز بشن.
دونگ وان ماي، سايگون

974
00:54:26,471 --> 00:54:30,350
يک پيرمرد با ديدن سربازان خارجي که از روستايش قدم رو عبور ميکردند

975
00:54:30,475 --> 00:54:36,022
از خانه اش بيرون آمد و فرياد ميزد   "زنده باد فرانسه"

976
00:54:36,147 --> 00:54:39,234
او فکر کرده بود که فرانسويان بازگشته اند

977
00:54:40,652 --> 00:54:41,987
مشکل دوروبر اينجا اينه

978
00:54:42,153 --> 00:54:46,449
يک سروان تفنگداران دريايي که يک واحد گشتي را سرپرستي ميکرد به يک گزارشگر اينرا گفت

979
00:54:46,574 --> 00:54:49,369
"کي کدوم خريه"

980
00:54:49,494 --> 00:54:53,290
بعنوان يک عضو صاحب راي شوراي ماموريت سايگون

981
00:54:53,415 --> 00:54:57,836
من مخالف ورود نيروهاي رزمي زميني آمريکايي بودم

982
00:55:00,005 --> 00:55:04,217
حس ميکنم اگه ويتناميها مجبور بودن که اونا رو

983
00:55:04,342 --> 00:55:07,470
در يک نبرد خونين و سخت شکست بدن،اونا بايد اونرو خودشون انجام ميدادند.

984
00:55:07,595 --> 00:55:11,641
ما بايد هرکار بشر دوستانه اي براي کمک به اونا انجام ميداديم

985
00:55:11,766 --> 00:55:14,436
ولي نميتونستيم جنگ رو براي اونا پيروز بشيم

986
00:55:16,104 --> 00:55:20,066
خب من فکر ميکنم که از رود استيکس(طبق افسانه ها رودي در جهان زيرين(اموات) که ارواح را با خود به عالم اموات ميبرد)در اون لحظه رد شديم.

987
00:55:22,235 --> 00:55:24,696
در اعماق ذهن هر ويتنامي

988
00:55:25,822 --> 00:55:27,907
بيگانه يک مهاجمه

989
00:55:28,450 --> 00:55:30,243
خب وقتي آمريکائيها وارد شدن

990
00:55:31,202 --> 00:55:34,039
ويت کنگ ميتونست افراد بيشتريو
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

991
00:55:35,957 --> 00:55:38,835
براي جنگ عليه متجاوز به خدمت بگيره

992
00:55:47,385 --> 00:55:50,138
اولين اعتراضي که من عليه جنگ در ويتنام در اون شرکت کردم

993
00:55:50,221 --> 00:55:54,225
اعتراض در تاسيسات شيميايي داو بود

994
00:55:57,312 --> 00:55:59,898
داو مشغول توليد ناپالم بود

995
00:56:00,023 --> 00:56:03,026
اونا ناپالم رو بر روي روستاها در ويتنام فرو ميريختند

996
00:56:03,151 --> 00:56:05,653
اون يک تجربه بسيار مايوس کننده اي بود

997
00:56:05,779 --> 00:56:08,740
چون فقط 40 نفر در اون شرکت داشتند.

998
00:56:08,907 --> 00:56:11,451
و ما بنظر خيلي عقب افتاده

999
00:56:11,576 --> 00:56:14,621
و خيلي بدون تاثير و ناتوان ميرسيديم

1000
00:56:14,746 --> 00:56:18,792
که اون بيرون با 40 نفر ايستاده بوديم

1001
00:56:18,917 --> 00:56:23,463
اغلب آمريکائيها چيز کمي در مورد هندو چين ميدانستند

1002
00:56:23,588 --> 00:56:27,217
بندرت کسي را ميشناختند که حقيقتا درگير نبرد شده باشد

1003
00:56:27,342 --> 00:56:30,595
دليلي نميديدند تا ادعاي دولت را

1004
00:56:30,762 --> 00:56:33,431
که ايالات متحده منافع حياتي،13000 کيلومتر

1005
00:56:33,598 --> 00:56:36,142
دورتر از کشور داشت را زير سوال ببرند

1006
00:56:37,936 --> 00:56:40,939
با اينوجود هنوز تعداد اندک ولي روبه تزايدي از مردم بودند که

1007
00:56:41,106 --> 00:56:44,943
شروع به مخالفت با جنگ به هر دليلي کرده بودند

1008
00:56:45,068 --> 00:56:49,447
چون آنها فکر ميکردند که آن ناعادلانه يا غير اخلاقي است

1009
00:56:49,614 --> 00:56:52,283
معتقد بودند که ان برخلاف قانون اساسي است

1010
00:56:52,450 --> 00:56:55,954
يا بسادگي طبق منافع ملي کشور نيست.

1011
00:56:59,541 --> 00:57:02,377
دو هفته پس ازينکه تفنگداران دريايي در دانانگ پياده شدند

1012
00:57:02,502 --> 00:57:06,256
اعضاي هيات علمي دانشگاه ميشيگان

1013
00:57:06,381 --> 00:57:09,175
يک مباحثه شبانه بين اساتيد

1014
00:57:09,300 --> 00:57:14,722
و حدود 3000 دانشجو درمورد تشديد جنگ به راه انداختند

1015
00:57:14,848 --> 00:57:16,474
اين تظاهرات حاصل فراخوان يک سخنراني عمومي بود

1016
00:57:16,641 --> 00:57:18,309
چون که اين ايده از گروهي

1017
00:57:18,476 --> 00:57:20,145
از اساتيد دانشگاه منشا گرفته است.

1018
00:57:20,270 --> 00:57:23,481
شما اميد داريد که چه چيزي رخ بده؟

1019
00:57:23,648 --> 00:57:26,151
من دوست دارم که ارتباطي بين مردم

1020
00:57:26,317 --> 00:57:28,445
و دولت گشوده بشه چون من باور دارم

1021
00:57:28,570 --> 00:57:30,447
که اونا به ما نميگن که چه خبره

1022
00:57:30,572 --> 00:57:32,949
و مردم حق اينو دارن که بدونن و ما اين حق رو داريم

1023
00:57:33,032 --> 00:57:34,742
تا به حکومت بگيم نظرمون چيه

1024
00:57:34,868 --> 00:57:39,831
بزودي سخنرانيهاي عمومي در اغلب محوطه هاي دانشگاههاي اصلي
برگزار شد.

1025
00:57:39,956 --> 00:57:43,126
هيچ راه حل اخلاقي فوق العاده اي براي خروج وجود نداره

1026
00:57:43,251 --> 00:57:48,173
دانشگاه نيويورک در منهتن،دانشگاه ويسکانسين در مديسون

1027
00:57:48,298 --> 00:57:52,927
دانشگاه کاليفرنيا در برکلي.

1028
00:57:53,052 --> 00:57:56,181
سخنرانيها واقعا کارهاي پر سر و صدايي بودن

1029
00:57:56,306 --> 00:57:58,808
مشاجره زياد.

1030
00:57:58,933 --> 00:58:00,226
ما ميخوايم بحث کنيم

1031
00:58:00,351 --> 00:58:03,146
که چه چيزي در مورد جنگ ويتنام غلطه و ..

1032
00:58:06,900 --> 00:58:08,276
آيا شما سياست دولت

1033
00:58:08,401 --> 00:58:10,278
در ويتنام جنوبي را تاييد ميکنيد؟

1034
00:58:10,403 --> 00:58:11,988
کاملا از صميم قلب

1035
00:58:12,113 --> 00:58:13,531
اوقات زيادي بود

1036
00:58:13,573 --> 00:58:15,450
مردمي که از جنگ حمايت ميکردند

1037
00:58:15,575 --> 00:58:16,868
به اين سخنرانيها ميومدن

1038
00:58:17,035 --> 00:58:20,038
تا سعي کنن که يک ديدگاه جايگزين ضد کمونيستي ارائه بدن.

1039
00:58:20,163 --> 00:58:22,332
اونا اغلب ساکت ميشدند

1040
00:58:24,417 --> 00:58:28,254
بمباران ويتنام شمالي و رسيدن تفنگداران دريايي

1041
00:58:28,379 --> 00:58:32,383
همچنين معترضان را  در آن بهار به واشنگتن کشاند

1042
00:58:32,509 --> 00:58:34,093
اين تظاهرات توسط  دانشجويان

1043
00:58:34,219 --> 00:58:39,015
براي يک جامعه دموکراتيک يا اس دي اس سازماندهي شد

1044
00:58:39,140 --> 00:58:43,895
من ديدم که اس دي اس فراخوان يک تظاهرات در کاخ سفيد

1045
00:58:44,062 --> 00:58:46,564
در بهار 1965 ميدادند.

1046
00:58:46,689 --> 00:58:49,734
من نميخواستم برم چون نميخواستم مجددا همانطور

1047
00:58:49,859 --> 00:58:51,361
مايوس بشم و ميدوني

1048
00:58:51,486 --> 00:58:52,946
همه اون راهو تا واشنگتن برم

1049
00:58:53,071 --> 00:58:54,989
و بيرون کاخ سفيد همراه 40 نفر بايستم.

1050
00:58:56,533 --> 00:58:59,452
25000 نفر در اون گردهمايي شرکت داشتند.

1051
00:59:01,913 --> 00:59:03,790
و اون ناگهان بمن و سايريني که

1052
00:59:03,915 --> 00:59:07,335
در اونزمان باهاشون کار ميکردم

1053
00:59:07,460 --> 00:59:11,130
گفت که ايجاد يک جنبش ضد جنگ ممکنه

1054
00:59:15,718 --> 00:59:17,720
قکر کردن به ميزات تعهد اون

1055
00:59:17,720 --> 00:59:20,431
کاملا اعجاب انگيز بود

1056
00:59:20,557 --> 00:59:22,684
و اون با آنچه که ما  از اون ميدونستيم

1057
00:59:22,809 --> 00:59:28,022
همون اندازه که افراطي بود جور در ميومد.

1058
00:59:29,649 --> 00:59:32,193
از زماني که موگي به خونه اومده بود

1059
00:59:32,318 --> 00:59:34,279
والدين موگي کراکر هيچ چيزي نميتونستن بگن يا کاري نميتونستن انجام بدن

1060
00:59:34,404 --> 00:59:36,823
برانگيختگي عزمش براي خدمت

1061
00:59:36,948 --> 00:59:38,866
و تحولات اخير ويتنام

1062
00:59:38,992 --> 00:59:41,619
تنها عزمش را راسخ کرده بود.

1063
00:59:41,744 --> 00:59:45,832
او ميخواست که چترباز شود و وارد نبرد شود

1064
00:59:45,957 --> 00:59:48,418
والدينش نهايتا با اکراه

1065
00:59:48,543 --> 00:59:51,379
موافقت کردن تا اجازه دهند او برود و در 15 مارس

1066
00:59:51,504 --> 00:59:55,174
يک هفته پس ازينکه اولين تفنگداران دريايي در دانانگ پياده شدند

1067
00:59:55,300 --> 01:00:00,471
دنتون کراکر پسر وارد ارتش ايالات متحده شد.

1068
01:00:00,638 --> 01:00:03,808
خب دنتون يکروز صبح از پله ها پايين امد

1069
01:00:03,975 --> 01:00:07,061
و به فورت ديکس رفت

1070
01:00:07,186 --> 01:00:10,773
اون به هرحال يکجور آرامش بود واقعا

1071
01:00:10,898 --> 01:00:13,735
اينکه کشمکش و اضطراب

1072
01:00:13,860 --> 01:00:17,155
برسر اينکه اون بره يا نره تموم شد.

1073
01:00:17,280 --> 01:00:18,615
و اون خوشحال بود

1074
01:00:18,740 --> 01:00:22,160
و ما فقط سعي کرديم باور کنيم که اين کار درستي براي اون

1075
01:00:22,285 --> 01:00:24,120
بود که انجام داديم

1076
01:00:31,502 --> 01:00:33,755
من در روزهاي اول خيلي نترسيده بودم

1077
01:00:35,965 --> 01:00:39,093
ولي وقتي من مردم مرده رو ديدم

1078
01:00:40,178 --> 01:00:43,056
که منو وحشت زده کرد

1079
01:00:51,773 --> 01:00:56,110
آمريکائيها يک روستا رو چندين ساعت بمباران کردند

1080
01:00:58,029 --> 01:01:00,948
ما رفتيم ببينيم چه اتفاقي افتاده

1081
01:01:02,241 --> 01:01:05,495
روستا قابل شناسايي نبود

1082
01:01:06,621 --> 01:01:07,622
از اون به بعد

1083
01:01:09,332 --> 01:01:11,334
من فهميدم که جنگ فرا رسيده بود

1084
01:01:14,462 --> 01:01:17,799
لي مين کويي زماني که دختر کوچکي بود يتيم شد

1085
01:01:17,924 --> 01:01:20,843
والدينش قربانيان اصلاحات ارضي بيرحمانه اي بودند

1086
01:01:20,968 --> 01:01:23,596
که کمونيستها اعمال ميکردند.

1087
01:01:23,721 --> 01:01:26,224
او توسط خاله و شوهرخاله اش بزرگ شد

1088
01:01:26,349 --> 01:01:30,395
که او را تشويق کردند تا ادبيات آمريکايي بخواند

1089
01:01:30,561 --> 01:01:35,233
او 16 ساله بود که عمليات رعد و برق شروع شد

1090
01:01:35,316 --> 01:01:37,318
بمبها روي بازار و مدرسه ميفتادن

1091
01:01:41,364 --> 01:01:43,032
بعد يک استخدام کننده اومد

1092
01:01:44,992 --> 01:01:46,994
دنبال داوطلب ميگشت

1093
01:01:50,707 --> 01:01:54,627
سرم پر از روحيه ماجراجويي نيرومندي بود

1094
01:01:55,670 --> 01:01:58,798
ولي من خيلي جوون بودم.شما بايد 17 ساله ميبوديد.

1095
01:01:59,382 --> 01:02:02,510
بنابراين من درمورد سنم دروغ گفتم و ثبت نام کردم

1096
01:02:03,302 --> 01:02:05,847
کويي به سازماني موسوم به

1097
01:02:05,972 --> 01:02:08,725
"گردانهاي ضربت جوانان عليه آمريکائيها

1098
01:02:08,891 --> 01:02:10,768
براي نجات ملي" مامور شد

1099
01:02:10,893 --> 01:02:14,230
و همراه با هزاران افراد جوان ديگر

1100
01:02:14,397 --> 01:02:18,568
بسمت جنوب براي کار بازنگهداشتن مسير هوشي مين فرستاده شد

1101
01:02:20,987 --> 01:02:22,989
پيش از اينکه برم شوهر خالم گفت

1102
01:02:24,866 --> 01:02:26,993
"ادبيات آمريکايي خيلي بي همتاست

1103
01:02:28,494 --> 01:02:31,038
تو بايد مقداري با خودت بياري"

1104
01:02:31,497 --> 01:02:34,876
من هميشه عاشق ادبيات آمريکايي بودم

1105
01:02:36,127 --> 01:02:37,795
و بخصوص عاشق همينگوي بودم

1106
01:02:39,422 --> 01:02:43,050
من از کتاب "زنگها براي که به صدا در ميايند"(اثر همينگوي)چيزها آموختم.

1107
01:02:43,092 --> 01:02:46,596
مثل زيرکي مردي که پل را منهدم ميکنه.

1108
01:02:47,472 --> 01:02:50,266
من ديدم چگونه اون از پس جنگ براومد

1109
01:02:50,850 --> 01:02:53,561
و من از اون شخصيت ياد گرفتم

1110
01:02:58,274 --> 01:03:00,067
همانطور که جانسون از آن وحشت داشته بود

1111
01:03:00,193 --> 01:03:03,905
بسرعت آشکار شد که
عمليات جنگي بمباران به تنهايي

1112
01:03:04,030 --> 01:03:05,656
اثري ندارد

1113
01:03:05,782 --> 01:03:09,994
جريان مداوم سربازان و تدارکات بسمت پايين

1114
01:03:10,119 --> 01:03:12,288
از طريق مسير هوشي مين ادامه داشت

1115
01:03:12,455 --> 01:03:15,124
ژنرال وست مورلند و روساي ستاد مشترک

1116
01:03:15,291 --> 01:03:18,795
خواستار افراد بيشتر،دهها هزار نفر از آنها شدند

1117
01:03:18,920 --> 01:03:22,131
رئيس جمهور محتاط بود

1118
01:03:22,256 --> 01:03:24,967
او گفت که او ميخواست به اندازه کافي کار انجام دهد ولي نه خيلي زياد.

1119
01:03:25,092 --> 01:03:28,971
ولي او کاملا با ارسال دو گردان تفنگداران دريايي ديگر موافق بود

1120
01:03:29,096 --> 01:03:34,602
و ماموريتشان را از حفاظت پايگاه به نبرد فعالانه تغيير داد.

1121
01:03:34,727 --> 01:03:35,978
براي اولين بار

1122
01:03:36,103 --> 01:03:38,481
از سربازان آمريکائي خواسته ميشد

1123
01:03:38,648 --> 01:03:41,692
تا خودشان  در ويتنام بجنگند

1124
01:03:41,818 --> 01:03:45,196
جانسون نميخواست که آن حقيقت

1125
01:03:45,321 --> 01:03:47,740
براي مردم آمريکا آشکار شود

1126
01:03:47,865 --> 01:03:49,575
ولي بمباران ويتنام شمالي

1127
01:03:49,700 --> 01:03:52,161
و شايعات اقدامات خشنتر که پخش ميشد

1128
01:03:52,286 --> 01:03:55,581
نگرانيها را در سراسر دنيا افزايش داد

1129
01:03:55,706 --> 01:03:58,417
دبيرکل سازمان ملل اوتانت
يک آتش بس

1130
01:03:58,543 --> 01:04:00,753
سه ماهه را مطرح کرده بود

1131
01:04:00,878 --> 01:04:03,673
بريتانياي کبير،نزديکترين متحد آمريکا

1132
01:04:03,798 --> 01:04:07,510
علنا پيشنهاد داد تا مذاکرات ژنو

1133
01:04:07,635 --> 01:04:10,513
که ويتنام را در 1954 تقسيم کرده بود

1134
01:04:10,680 --> 01:04:14,141
با هدف اتحاد مجدد آن  بار ديگر برگزار شود

1135
01:04:14,267 --> 01:04:17,353
به مردم ويتنام جنوبي اجازه داده شود تا کشور

1136
01:04:17,520 --> 01:04:18,813
خودشان را بدست بگيرند

1137
01:04:18,938 --> 01:04:22,191
در 7 آوريل(فروردين ماه)در دانشگاه جان هاپکينز

1138
01:04:22,316 --> 01:04:24,485
جانسون تلاش کرد تا دنياي

1139
01:04:24,610 --> 01:04:26,863
مقاصد خيرخواهانه آمريکا را متقاعد کند

1140
01:04:26,988 --> 01:04:31,367
و باري ديگر ترسهاي امريکائيان را از جنگ وسيعتر برطرف کند.

1141
01:04:33,035 --> 01:04:36,873
در ماههاي اخير،حملات بر ضد ويتنام جنوبي تشديد يافت.

1142
01:04:36,998 --> 01:04:41,836
بنابراين ما بايد پاسخمان را افزايش دهيم

1143
01:04:41,961 --> 01:04:45,047
و حملات هوايي انجام دهيم

1144
01:04:45,214 --> 01:04:48,759
اين يک تغيير هدف نيست

1145
01:04:48,885 --> 01:04:54,307
اين تغييري در آن چيزي است که ما معتقديم آن هدف نيازمند آن است.

1146
01:04:54,432 --> 01:04:58,227
هيچ چيزي در مورد فرامين جديدي که تفنگداران دريايي را مستقيما به نبرد

1147
01:04:58,352 --> 01:05:00,897
مي فرستاد گفته نشد

1148
01:05:01,022 --> 01:05:05,693
بجاي آن رئيس جمهور خواستار مذاکرات بي قيد و شرط

1149
01:05:05,818 --> 01:05:09,113
با هانوي شد
و بعنوان يک تاجر جديد قديمي

1150
01:05:09,238 --> 01:05:11,949
يک برنامه توسعه گسترده براي همه

1151
01:05:12,074 --> 01:05:14,035
آسياي جنوب شرقي پيشنهاد کرد

1152
01:05:14,160 --> 01:05:16,746
رود مکونگ وسيع ميتواند غذا

1153
01:05:16,913 --> 01:05:18,414
و آب و برق در مقياسي فراهم کند که

1154
01:05:18,581 --> 01:05:22,043
که حتي شرکت توسعه آب وبرق دره رود تنسي خود ما را  ناچيز جلوه ميدهد.

1155
01:05:24,253 --> 01:05:26,339
من بيرون از روستا بودم

1156
01:05:26,464 --> 01:05:28,716
به ما از اون روستا شليک ميشد

1157
01:05:28,841 --> 01:05:31,093
من يک راديو ترانزيستوري کوچک داشتم

1158
01:05:31,260 --> 01:05:34,263
و اونجا نشسته بودم و داشتم به حرفهاي ليندون جانسون گوش ميدادم.

1159
01:05:34,430 --> 01:05:36,265
از قدرتمان با خويشتنداري استفاده خواهيم کرد

1160
01:05:36,390 --> 01:05:38,351
و با تمام خرد ورزي

1161
01:05:38,476 --> 01:05:41,896
در همون زمان ما بايد از پشت سر در روستا دراز ميکشيديم
فليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي

1162
01:05:42,021 --> 01:05:43,773
بنابراين من داشتم از پشت سر فرياد ميکشيدم

1163
01:05:43,940 --> 01:05:47,234
و به سخنان صلح طلبانه رئيس جمهور گوش ميدادم

1164
01:05:47,360 --> 01:05:50,363
ما سعي خواهيم کرد تا جلوي گسترش درگيري را بگيريم

1165
01:05:50,488 --> 01:05:53,157
اون عجيب و غريب بود

1166
01:05:53,282 --> 01:05:55,284
ما ميل نداريم تا آنچه را که

1167
01:05:55,451 --> 01:05:59,622
مردم ويتنام شمالي با رنج و زحمت و فداکاري

1168
01:05:59,747 --> 01:06:02,875
ساخته اند ويران کنيم

1169
01:06:03,000 --> 01:06:09,006
اين جنگ مثل اغلب جنگها با طنز وحشتناکي آکنده است

1170
01:06:09,131 --> 01:06:10,800
مردم ويتنام شمالي چه چيزي ميخواهند؟

1171
01:06:15,846 --> 01:06:19,892
هانوي پيشنهاد رئيس جمهور را بعنوان يک فريب تقبيح کرد.

1172
01:06:20,017 --> 01:06:22,979
مشاورين جانسون و روساي ستاد مشترک

1173
01:06:23,145 --> 01:06:27,191
به بحث در مورد اينکه چند نفر واقعا مورد نياز است

1174
01:06:27,316 --> 01:06:30,695
و با چه سرعتي آنان بايد مستقر شوند ادامه ميدادند

1175
01:06:30,820 --> 01:06:35,157
در همين ضمن رئيس جمهور اولين سربازان رزمي ارتش  را

1176
01:06:35,324 --> 01:06:36,492
به آن کشور فرستاد

1177
01:06:36,617 --> 01:06:38,786
بطور فزاينده اي روشن ميشد که

1178
01:06:38,911 --> 01:06:42,665
ايالات متحده براي مدت طولاني درگير آن ميشد

1179
01:06:46,502 --> 01:06:53,718
شما نميتونيد  در مورد چيزي مثل جنگ فقط شاهد بيطرف باشيد.

1180
01:07:01,517 --> 01:07:05,438
اون از گلوي شما پائين ميخزه

1181
01:07:05,563 --> 01:07:10,693
اون شما رو از درون و بيرون زنده زنده ميخوره .

1182
01:07:15,114 --> 01:07:19,744
اونچيزي نيست که شما بتونين در موردش عقب ايستيد و بيطرف باشيد

1183
01:07:19,869 --> 01:07:26,125
و معترض باشيد و همه اون چيزهايي که ما سعي کرديم

1184
01:07:26,250 --> 01:07:29,754
بعنوان گزارشگر،روزنامه نگار و عکاس باشيم

1185
01:07:32,465 --> 01:07:35,176
اونجوري پيش نميره

1186
01:07:41,891 --> 01:07:45,478
حضور رو به رشد سربازان جنگي آمريکايي در ويتنام

1187
01:07:45,603 --> 01:07:49,565
گروهي از روزنامه نگاران را به خود جذب کرد

1188
01:07:49,690 --> 01:07:51,734
سانسور مطبوعات به آن صورت که  در جنگ دوم جهاني

1189
01:07:51,901 --> 01:07:55,196
رخ داده بود وجود نداشت

1190
01:07:55,321 --> 01:07:59,575
گزارشگران فقط محبور بودند تا موافقت کنند که از دستورالعملهاي نظامي

1191
01:07:59,742 --> 01:08:02,036
بقدري که امنيت عملياتهاي جاري

1192
01:08:02,161 --> 01:08:04,413
را به خطر نيندازند پيروي کنند.

1193
01:08:04,538 --> 01:08:06,791
آن کار خطرناکي بود

1194
01:08:06,916 --> 01:08:11,253
بيش از 200 روزنامه نگار و عکاس در حين پوشش خبري

1195
01:08:11,420 --> 01:08:14,465
جنگ  در آسياي جنوب شرقي کشته شدند

1196
01:08:14,590 --> 01:08:17,843
جوزف لي گالووي يک گزارشگر جوان آژانس خبري يونايتد پرس

1197
01:08:17,968 --> 01:08:21,263
از روفيگوي تگزاس بود

1198
01:08:21,388 --> 01:08:25,101
او در سايگون فقط به اندازه اي توقف کرد تا براي گرفتن اعتبارنامه اش کافي باشد

1199
01:08:25,226 --> 01:08:28,187
بعد بسمت دانانگ رفت

1200
01:08:28,312 --> 01:08:31,565
تفنگداران دريايي در اصل آنجا به ساحل مي آمدند

1201
01:08:31,690 --> 01:08:34,193
تا از پايگاه هواي حفاظت کنند

1202
01:08:34,318 --> 01:08:40,282
و اونا به سرعت مي فهميدند که شما نميتونيد فقط از يک پايگاه هوايي حفاظت کنيد

1203
01:08:40,449 --> 01:08:42,118
شما بايد پخش بشيد

1204
01:08:42,284 --> 01:08:43,619
چون اونا قراره شما رو با خمپاره بزنن

1205
01:08:43,661 --> 01:08:45,412
اونا قرار بسمتتون راکت شليک کنند

1206
01:08:45,538 --> 01:08:49,208
بنابراين شما مجبوريد تا به
25 يا 30 کيلومتري اونجا برسيد

1207
01:08:49,333 --> 01:08:53,254
اون معنيش اينه که شما مجبوريد تا عملياتها رو تا انقدر دور انجام بديد

1208
01:08:53,379 --> 01:08:54,797
و زماني که شما داشتيد اون کارو انجام ميدادين

1209
01:08:54,964 --> 01:08:57,216
شما ديگه از يک پايگاه هوايي حفاظت نميکرديد

1210
01:08:59,093 --> 01:09:02,263
شما مشغول انجام عمليات در قلمرو دشمن بوديد

1211
01:09:11,230 --> 01:09:13,315
اهميتي نداشت شما چقدر قوي هستيد

1212
01:09:14,233 --> 01:09:16,235
اگه شما با ميدان نبرد آشنا نبوديد

1213
01:09:16,318 --> 01:09:17,319
با آب و هوا

1214
01:09:18,696 --> 01:09:19,989
با آداب و رسوم محلي

1215
01:09:21,740 --> 01:09:23,701
اون خيلي سخت ميشد

1216
01:09:25,119 --> 01:09:28,789
آمريکائيها خيلي بلند قد و کند بودن

1217
01:09:28,831 --> 01:09:31,083
اونا باندازه سربازان ما سريع نبودن

1218
01:09:32,877 --> 01:09:37,173
انقدر که عوارض زمين  در ان محل مرعوب کننده بود

1219
01:09:37,298 --> 01:09:40,509
ويت کنگ ترسناک نبود.

1220
01:09:40,676 --> 01:09:45,264
رفتن از نقطه آ به ب در جنگل

1221
01:09:45,389 --> 01:09:46,682
خيلي دشوار بود

1222
01:09:46,807 --> 01:09:51,145
همانطور که يکبار براي من اتفاق افتاد،چهار ساعت وقت برد

1223
01:09:51,270 --> 01:09:53,355
تا 800 متر حرکت کنيم

1224
01:09:53,480 --> 01:09:56,650
از ميان اين بيشه با قمه بايد راهمان را باز ميکرديم

1225
01:09:58,944 --> 01:10:04,742
ويت کنگ عوارض زمين را بهتر از تفنگداران دريايي ميشناختند

1226
01:10:04,867 --> 01:10:08,537
و حلقه هاي(محاصره)  در اطراف  انها تشکيل ميدادند

1227
01:10:20,883 --> 01:10:26,222
فورت ديکس،10 ژوئن 1965

1228
01:10:26,388 --> 01:10:27,890
مادر عزيزم

1229
01:10:28,057 --> 01:10:31,977
دوره مقدماتي حالا تمام شده و من حالا منتظر دستوراتم

1230
01:10:32,102 --> 01:10:34,271
انتظار براي فرامين ميتوانست بسيار کند باشد

1231
01:10:34,396 --> 01:10:36,106
ولي من فهميده ام که آنجا فرصتهاي عالي

1232
01:10:36,232 --> 01:10:37,942
براي برخي مطالعات وجود دارد.

1233
01:10:38,067 --> 01:10:40,236
اخيرا من کتابهاي بلنديهاي بادگير

1234
01:10:40,361 --> 01:10:45,032
مزرعه حيوانات،هفت ستون خرد و ارباب جيم را مطالعه کرده ام

1235
01:10:45,157 --> 01:10:46,825
اميدوارم شما همگي خوب باشيد

1236
01:10:46,951 --> 01:10:48,410
دوستتان دارم،موگي

1237
01:10:50,246 --> 01:10:52,873
موگي کراکر اجازه يافت تا پيش از انتقال به ويتنام

1238
01:10:52,998 --> 01:10:55,751
دو هفته در خانه باشد

1239
01:10:57,670 --> 01:10:59,421
ما يک روز عصر مشغول صرف شام بوديم

1240
01:10:59,463 --> 01:11:02,716
داشتيم فکر ميکنم در کل در مورد جنگ

1241
01:11:02,841 --> 01:11:05,052
و وضعيت کلي صحبت ميکرديم.

1242
01:11:05,177 --> 01:11:09,848
و موگي گفت البته اگه من يک ويتنامي ميبودم

1243
01:11:09,974 --> 01:11:12,768
من در طرف ويت کنگ ميبودم

1244
01:11:12,893 --> 01:11:16,605
من گيج شدم

1245
01:11:16,730 --> 01:11:20,025
فکر ميکنم مثل انقلاب کشورمون

1246
01:11:20,150 --> 01:11:23,612
اون نيازشون براي آزاديشون رو درک ميکرد

1247
01:11:23,737 --> 01:11:25,864
ولي بعنوان يک شهروند آمريکايي

1248
01:11:25,990 --> 01:11:30,869
او تصوير بزرگتري از تلاش براي مقاومت در برابر کمونيسم رو ميديد.

1249
01:11:30,995 --> 01:11:33,706
به ياد ميارم يک شب بخصوص

1250
01:11:33,831 --> 01:11:35,457
او و من تا ديروقت بيدار مونديم

1251
01:11:35,624 --> 01:11:40,629
و او ناگهان سرش رو به دستهايش تکيه داد

1252
01:11:40,796 --> 01:11:43,882
و گفت:من نميخوام که برگردم

1253
01:11:45,092 --> 01:11:47,386
من مات و مبهوت شدم

1254
01:11:47,511 --> 01:11:53,100
و بهش گفتم:اما اين همون کاريه که تو ميخواي انجام بدي

1255
01:11:53,225 --> 01:11:56,645
هيچ وقت براي من پيش نيامده بود که اون در مورد
اين مردد باشه

1256
01:11:56,770 --> 01:12:00,149
اينکه اون ميترسيد و هنوز مصمم بود که بره

1257
01:12:10,826 --> 01:12:14,538
در ويتنام جنوبي،اوضاع مدام بدتر ميشد

1258
01:12:19,293 --> 01:12:22,338
ويت کنگ در ماه مي(ارديبهشت)

1259
01:12:22,463 --> 01:12:26,133
حالا با حمايت چهار هنگ از نيروهاي منظم ويتنام شمالي

1260
01:12:26,258 --> 01:12:28,719
تقريبا 5000 نفر

1261
01:12:28,844 --> 01:12:32,681
در حال نابودي  معادل با يک گردان ويتنام جنوبي

1262
01:12:32,806 --> 01:12:34,516
در هر هفته بودند

1263
01:12:38,854 --> 01:12:43,817
ويتنام جنوبي حالا بنظر ميرسيد تنها چند هفته تا فروپاشي کامل فاصله دارد

1264
01:12:43,942 --> 01:12:47,529
از روي ناچاري ژنرال وستمورلند فورا خواستار

1265
01:12:47,654 --> 01:12:52,576
دهها هزار نفر ديگر از سربازان آمريکايي شد

1266
01:12:52,701 --> 01:12:55,412
ولي نه بمباران مداوم

1267
01:12:55,537 --> 01:12:59,166
و نه احتمال رو به فزون درگيري تمام عيار آمريکا

1268
01:12:59,291 --> 01:13:02,544
به نظر نميرسيد که هانوي را ترسانده باشد

1269
01:13:02,711 --> 01:13:05,547
لي زوان با وجود شکست در پيروزي در جنگ

1270
01:13:05,672 --> 01:13:08,342
پيش ازينکه ايالات متحده نيروي زميني خود را بفرستد

1271
01:13:08,467 --> 01:13:11,595
حالا   مردم آمريکا را

1272
01:13:11,720 --> 01:13:15,140
مثل مردم فرانسه پيش از آنها،

1273
01:13:15,265 --> 01:13:20,896
متقاعد کرد که يک جنگ پر هزينه خونين،  حالا در حال شروع بسيار دور از خانه است.

1274
01:13:21,021 --> 01:13:26,068
او در مقابل گفت:شمال هزينه ها را حساب نخواهد کرد

1275
01:13:26,193 --> 01:13:28,737
اعتماد به نفس لي زوان با کمک

1276
01:13:28,862 --> 01:13:31,448
مداخله آمريکا که اتحاد شوروي و چين را مجبور کرده بود

1277
01:13:31,573 --> 01:13:35,119
به او پيشنهاد کمک ارائه دهند،تقويت شده بود

1278
01:13:35,244 --> 01:13:39,415
مسکو موافقت کرد که مقادير زيادي از تسليحات و تجهيزات مدرن

1279
01:13:39,540 --> 01:13:40,874
را براي ويتنام شمالي تدارک ببيند

1280
01:13:40,999 --> 01:13:45,754
هانوي نهايتا بيشترين امکانات دفاعي نسبت به هرشهر ديگري

1281
01:13:45,921 --> 01:13:47,131
در زمين را پيدا کرد.

1282
01:13:47,256 --> 01:13:50,384
و چين موافقت کرد که سربازان پشتيباني را بفرستد که

1283
01:13:50,509 --> 01:13:53,720
سربازان ويتنام شمالي را براي نبرد

1284
01:13:53,846 --> 01:13:55,389
در جنوب آزاد ميکرد.

1285
01:13:55,514 --> 01:14:00,602
320 هزار چيني نهايتا پشت خطوط در شمال

1286
01:14:00,769 --> 01:14:03,814
خدمت کردند

1287
01:14:03,939 --> 01:14:06,024
لي زوان وعده داد:ما به هر طريقي که ايالات متحده

1288
01:14:06,150 --> 01:14:09,403
بخواهد خواهيم جنگيد

1289
01:14:10,612 --> 01:14:13,782
در ژوئن 1965(خرداد ماه)

1290
01:14:13,949 --> 01:14:16,368
وزير مک نامارا،وزير دفاع

1291
01:14:16,493 --> 01:14:17,786
به سايگون آمد

1292
01:14:17,911 --> 01:14:21,415
تعداد زيادي سروان و سرگرد  و ستوان اونجا بودن.

1293
01:14:21,540 --> 01:14:25,461
و همه به مک نامارا ميگفتن

1294
01:14:25,627 --> 01:14:27,963
وضعيت خيلي وخيمه

1295
01:14:28,130 --> 01:14:30,799
ما بايد نيروهاي ايالات متحده رو وارد کنيم

1296
01:14:30,924 --> 01:14:33,844
بنابراين،با وجود همه شک وشبهه ها،که ما ممکنه داشته باشيم

1297
01:14:33,969 --> 01:14:35,762
هرچه که مردم ممکن باشه پس از اون واقعه بگن

1298
01:14:35,888 --> 01:14:38,640
من مشخصا در اون زمان بخاطر ميارم

1299
01:14:38,807 --> 01:14:41,560
که داشتم به وزير دفاع ميگفتم که من فکر ميکنم ما بايد

1300
01:14:41,685 --> 01:14:42,728
سربازان رو به اونجا بياريم

1301
01:14:44,062 --> 01:14:45,397
بمدت سه هفته

1302
01:14:45,522 --> 01:14:48,734
رئيس جمهور و مشاورانش در مورد چگونگي پاسخگويي به  درخواست فوري

1303
01:14:48,859 --> 01:14:52,488
وستمورلند براي نيروهاي بيشتر بحث ميکردند

1304
01:14:52,613 --> 01:14:57,159
و اغلب در مورد اينکه چه تعداد نيرو و با چه سرعتي بايد ارسال شود اختلاف داشتند.

1305
01:14:57,284 --> 01:15:01,663
معاون وزارت خارجه جرج بال بر ضد تشديد بيشتر جنگ

1306
01:15:01,830 --> 01:15:04,458
استدلال اورد.

1307
01:15:04,583 --> 01:15:08,504
او به رئيس جمهور گفت که اين جنگ را نميتوان برنده شد

1308
01:15:08,670 --> 01:15:11,673
مردم آمريکا  از آن بيزار تر خواهند شد

1309
01:15:11,798 --> 01:15:13,842
سربازان ما در جنگلها و کشتزارهاي برنج

1310
01:15:13,967 --> 01:15:16,345
زمين گير خواهند شد.او هشدار داد:

1311
01:15:16,512 --> 01:15:20,015
در همين حين ما به آرامي کشور را متلاشي خواهيم کرد

1312
01:15:20,182 --> 01:15:22,518
هيچ کس ديگري با او موافق نبود

1313
01:15:25,854 --> 01:15:31,360
جانسون در نهايت 50 هزار نفر را براي وستمورلند فرستاد.

1314
01:15:31,527 --> 01:15:36,907
ولي او تا پايان 1965،تعهد کرد که 50 هزار نفر ديگر را ميفرستد

1315
01:15:37,032 --> 01:15:39,952
و هنوز اگر تعداد بيشتري مورد نياز باشد،باز هم نيرو ميفرستد

1316
01:15:48,168 --> 01:15:50,504
زمانيکه آمريکائيها در 1965 وارد شدن

1317
01:15:52,172 --> 01:15:55,384
همه چيز در ويتنام جنوبي آشفته و بي سر وسامان بود

1318
01:15:56,426 --> 01:15:59,846
هيچ کس در مورد اون کشور ،مردمش
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

1319
01:16:05,102 --> 01:16:07,896
زميني که اونها درش ميجنگيدند،چيزي نميدونست

1320
01:16:07,980 --> 01:16:08,981
فکر ميکنم

1321
01:16:09,815 --> 01:16:12,276
اون يک اشتباه بزرگ بود

1322
01:16:16,697 --> 01:16:18,407
شليک نکنيد

1323
01:16:18,532 --> 01:16:19,616
شليک نکنيد

1324
01:16:20,867 --> 01:16:22,494
آيا اين حقيقت که

1325
01:16:22,619 --> 01:16:25,539
شما در حال ارسال نيروهاي اضافي به ويتنام  هستيد

1326
01:16:25,664 --> 01:16:28,584
نشان دهنده تغييري در سياست موجود

1327
01:16:28,709 --> 01:16:32,296
در استفاده از نيروهاي امريکايي براي حفاظت از تاسيسات آمريکا

1328
01:16:32,421 --> 01:16:34,590
و عمل کردن به عنوان يک نيروي پشتيبان  اضطراري است؟

1329
01:16:34,715 --> 01:16:37,884
اون نشاندهنده هيچ تغييري در  سياست موجود نيست

1330
01:16:38,010 --> 01:16:40,971
اون نشاندهنده هيچ تغييري در اهداف نيست

1331
01:16:44,433 --> 01:16:46,268
ماه ژوئن سربازان اينجا

1332
01:16:46,351 --> 01:16:47,519
در حال گرفتن آنچه بنظر...

1333
01:16:47,644 --> 01:16:50,147
اغلب گزارشهاي تلويزيوني از ويتنام

1334
01:16:50,272 --> 01:16:53,609
بازتابي از فيلمهاي کوتاه خبري بود که آمريکائيها را براي ديدنش

1335
01:16:53,734 --> 01:16:58,030
طي جنگ دوم جهاني گردهم مياورد،مشتاقانه،غير قابل سوال

1336
01:16:58,155 --> 01:17:02,951
آدمهاي خوب در حال نبرد و شکست دادن آدم بدها بودند.

1337
01:17:03,118 --> 01:17:07,456
اما در زمان صرف شام در 5 اوت 1965(مرداد ماه)

1338
01:17:07,623 --> 01:17:10,375
آمريکائيها روي ديگر جنگ را ديدند

1339
01:17:12,044 --> 01:17:14,630
ما در حومه روستاي کم ني

1340
01:17:14,755 --> 01:17:16,465
با افرادي از گردان يکم

1341
01:17:16,632 --> 01:17:20,052
گزارشگر سي.بي.اس مورلي سيفر و  همکارانش

1342
01:17:20,177 --> 01:17:23,388
در حال گشتزني همراه تفنگداران دريايي در نزديکي دانانگ بودند

1343
01:17:23,513 --> 01:17:26,600
دستوراتشان در درجه اول جستجو در مجموعه اي از

1344
01:17:26,725 --> 01:17:30,604
چهار روستا براي مخفيگاههاي اسلحه و برنج

1345
01:17:30,729 --> 01:17:35,609
فراهم شده براي دشمن و بعد نابودي همه آنها بود.

1346
01:17:39,029 --> 01:17:42,032
اين چيزيه که جنگ در ويتنام همش بخاطر اونه

1347
01:17:45,869 --> 01:17:49,289
پير و خيلي جوان

1348
01:17:49,414 --> 01:17:52,167
تفنگداران دريايي اين دو

1349
01:17:52,292 --> 01:17:54,169
کلبه روستايي قديمي را سوزانده اند

1350
01:17:54,294 --> 01:17:56,004
چون از اينجا شليک ميشد

1351
01:17:56,171 --> 01:17:57,756
حالا زمانيکه شما بدرون روستا قدم ميگذاريد

1352
01:17:57,881 --> 01:17:59,508
شما به هيچ وجه فرد جواني را نميبينيد

1353
01:18:04,304 --> 01:18:07,432
عمليات انروز 150 خانه را سوزانيد

1354
01:18:07,557 --> 01:18:10,811
سه زن را مجروح،يک بچه را کشت

1355
01:18:10,936 --> 01:18:16,358
يک تفنگدار دريايي را مجروح و اين 4 اسير را به دام انداخت

1356
01:18:16,483 --> 01:18:19,403
عمليات امروز نااميد کردن ويتنام

1357
01:18:19,528 --> 01:18:21,321
در يک مقياس کوچک است.

1358
01:18:21,446 --> 01:18:23,740
ترديد اندکي وجود دارد که قدرت آتش امريکايي

1359
01:18:23,865 --> 01:18:26,076
بتواند يک پيروزي نظامي در اينجا کسب کند

1360
01:18:26,201 --> 01:18:30,956
اما براي يک دهقان ويتنامي که خانه اش

1361
01:18:31,081 --> 01:18:33,375
سرمايه يک عمر کار پرزحمت است

1362
01:18:33,500 --> 01:18:36,253
آن چيزي بيشتر از وعده هاي رياست جمهوري

1363
01:18:36,378 --> 01:18:39,214
براي متقاعد کردن او باينکه ما در جبهه او هستيم،هزينه دارد.

1364
01:18:41,007 --> 01:18:42,884
صبح روز بعد رئيس جمهور با دوستش

1365
01:18:42,968 --> 01:18:47,097
فرانک استانتون،رئيس سي.بي.اس تماس گرفت

1366
01:18:47,222 --> 01:18:50,392
سلام فرانک،من رئيس جمهورت هستم

1367
01:18:50,517 --> 01:18:52,644
آيا تو داري سعي ميکني که منو داغون کنی؟

1368
01:18:54,104 --> 01:18:57,441
جانسون گفت:سيفر  پرچم آمريکايي را از ريخت انداخت.

1369
01:18:57,566 --> 01:19:01,862
او احتمالا عامل کرملين بود ،بايد اخراج شود

1370
01:19:01,987 --> 01:19:06,116
تفنگداران دريايي ادعا کردند که سيفر يک فندک مارک زيپو ارائه کرده

1371
01:19:06,241 --> 01:19:09,995
و از تفنگداران درياي خواسته که آن کلبه را جلوي دوربين آتش بزنند

1372
01:19:10,120 --> 01:19:12,414
يک سرگرد در اداره رسانه اي تفنگداران دريايي دانانگ

1373
01:19:12,539 --> 01:19:16,543
سي.بي.اس را سيستم خبرپراکني کمونيستي خواند.

1374
01:19:17,753 --> 01:19:19,087
ولي پس از آن عمليات

1375
01:19:19,254 --> 01:19:24,468
سيفر با برخي از تفنگداران دريايي که کم ني را سوزانده بودند مصاحبه کرد

1376
01:19:24,593 --> 01:19:26,803
آيا تو هرگز هيچ افکار شخصي

1377
01:19:26,928 --> 01:19:29,431
کوچکترين افسوس شخصي درمورد برخي از اين مردميکه

1378
01:19:29,556 --> 01:19:30,807
تو اونها رو بي خانمان ول کردي داشته اي؟

1379
01:19:30,932 --> 01:19:32,142
من احساس هيچ پشيماني ندارم

1380
01:19:32,267 --> 01:19:33,477
من فکر نميکنم هيچ کس ديگه اي افسوس بخوره

1381
01:19:33,477 --> 01:19:34,728
شما نميتونيد انتظار داشته باشيد که وظيفتون رو انجام بدين

1382
01:19:34,770 --> 01:19:36,146
و براي اين افراد حس تاسف داشته باشيد

1383
01:19:38,273 --> 01:19:40,567
زمانيکه برخي بينندگان،شوکه شدنشان را ابراز کردند

1384
01:19:40,692 --> 01:19:44,696
وستمورلند تاييد کرد:ما يک مشکل واقعي داريم

1385
01:19:44,821 --> 01:19:47,240
که تا زمانيکه در ويتنام هستيم با ما خواهد بود

1386
01:19:47,240 --> 01:19:50,368
فرماندهان بايد خويشتن داري غير طبيعي

1387
01:19:50,494 --> 01:19:54,331
و قضاوتي که اغلب مطلوب مردان جوان نيست،نسبت به جنگ اعمال کنند

1388
01:19:58,502 --> 01:20:01,213
شما اوايل تاحدي  فکر ميکرديد

1389
01:20:01,338 --> 01:20:03,965
اون قراره مثل برنامه شبيه سازي کامپيوتري باشه،ميدوني

1390
01:20:04,090 --> 01:20:06,676
گردش از ميان پاريس پس از آزادسازي

1391
01:20:08,845 --> 01:20:11,598
خب ،ميدوني اون مطمئنا اونجوري کار نميکرد

1392
01:20:13,767 --> 01:20:15,977
ميتونم بخاطر بيارم يکبار داشتم به اون شهرک ميرفتم

1393
01:20:16,102 --> 01:20:19,356
و ميتونم بخاطر بيارم کل يک خانواده ويتنامي رو

1394
01:20:19,481 --> 01:20:22,192
که از ترس در يک پناهگاه زيرزميني جمع شده بودند.

1395
01:20:23,568 --> 01:20:25,862
و اونا از ما وحشت داشتند

1396
01:20:29,658 --> 01:20:32,202
و به ياد ميارم داشتم فکر ميکردم که به خودم گفتم

1397
01:20:32,327 --> 01:20:36,456
خب برام سواله اگه به دوران مستعمراتي برگرديم

1398
01:20:36,581 --> 01:20:39,668
زمانيکه کت قرمزها(نيروهاي بريتانيايي) به شهر ايپسويچ ماساچوست

1399
01:20:39,793 --> 01:20:40,794
يا هر جاي ديگه اي با قايق وارد ميشدند

1400
01:20:40,919 --> 01:20:44,422
اين همون حسيه که آمريکائيها اون موقع بايد داشته باشند؟

1401
01:20:44,548 --> 01:20:48,093
به اين سربازان خارجي نگاه ميکردن که به اينجا وارد ميشن

1402
01:20:48,218 --> 01:20:49,511
ويت کنگ

1403
01:20:49,553 --> 01:20:54,808
شما رو به وحشت انداخته اند و خونه هاتون رو سوزانده اند

1404
01:20:54,933 --> 01:20:57,936
ما اينجا هستيم تا به شما کمک کنيم

1405
01:20:58,061 --> 01:21:02,315
تا به شما نشون بديم که چقدر ما قادر هستيم از شما محافظت کنيم

1406
01:21:02,440 --> 01:21:07,654
ما ميخوايم نيروي هوايي رو واداريم تا

1407
01:21:07,779 --> 01:21:12,909
برخي از اين ويت کنگها رو در سمت ديگر اين روستا مورد هدف قرار بده

1408
01:21:13,076 --> 01:21:14,911
اون در ساعت 10:30 خواهد بود

1409
01:21:38,018 --> 01:21:40,061
پدر و مادر عزيزم

1410
01:21:40,186 --> 01:21:43,148
من حالا همراه گردان اول از لشکر هوابرد 101 ام در ويتنام

1411
01:21:43,273 --> 01:21:45,066
هستم

1412
01:21:46,109 --> 01:21:50,280
تابلو نوشته ها:از شکنجه و قتل اجتناب کنيد
قبلا خيليها مرده اند

1413
01:21:50,280 --> 01:21:51,156
مردم ويتنام صلح نياز دارند

1414
01:21:51,197 --> 01:21:52,991
چه چيزي داره در آمريکا رخ ميده؟

1415
01:21:53,116 --> 01:21:55,911
ما کساني هستيم که در ويتنام اين معترضين را پيدا کرده ايم

1416
01:21:56,036 --> 01:21:57,662
درکش خيلي سخته

1417
01:21:57,787 --> 01:22:01,374
و خيلي از مردم اينجا خيلي از اونها متنفرند

1418
01:22:04,961 --> 01:22:06,588
باوري که من نسبت به سياست حال حاضرمون دارم

1419
01:22:06,630 --> 01:22:10,467
کاملا با آنچه که من اينجا ديده ام تاييد شده است.

1420
01:22:10,634 --> 01:22:13,637
نگراني عمده ام اينه که اين بع بع کنندگان صلح طلب

1421
01:22:13,762 --> 01:22:16,640
ممکن باشد که  تغييري هرچند کوچک در سياست حکومت

1422
01:22:16,765 --> 01:22:19,392
در زمانيکه بنظر ميرسد ما به موفقيت نزديک هستيم بگذارد.

1423
01:22:26,274 --> 01:22:30,528
زمانيکه ويتنام بيشتر و بيشتر آشوبزده ميشد

1424
01:22:30,654 --> 01:22:35,325
من مطمئنا خيلي زياد برام جاي سوال بود که آيا ما بايد اونجا باشيم

1425
01:22:35,450 --> 01:22:37,827
ولي هرگز اينو براي پسرم آشکار نکردم

1426
01:22:37,953 --> 01:22:41,289
اين يکي از اون کشمکشهايي که انقدر  سخته که نميشه در موردش

1427
01:22:41,414 --> 01:22:44,000
بحث کرد يا حداقل براي من اينجور بود.

1428
01:23:01,059 --> 01:23:02,978
ما همگي در مورد رسيدن لشکر سواره نظام يکم

1429
01:23:03,103 --> 01:23:07,691
يک يگان تجربي،هيجانزده بوديم

1430
01:23:07,857 --> 01:23:12,028
اونا در جنگ متحرک هوايي

1431
01:23:12,195 --> 01:23:18,743
با استفاده از اين هليکوپترها براي سود حداکثري مطلق آموزش ديده بودند

1432
01:23:18,868 --> 01:23:24,833
اونها توپخانشون رو با هليکوپتر جابجا ميکردند،اون رو ميپروندند

1433
01:23:24,958 --> 01:23:29,879
سربازاني که ميجهيدند،دشمن رو تعقيب ميکردند و اونو ديوونه ميکردند

1434
01:23:32,215 --> 01:23:34,217
اين يک چيز جديده

1435
01:23:34,342 --> 01:23:37,971
و قراره سبک جنگيدن ما رو تغيير بده

1436
01:23:40,890 --> 01:23:43,393
در سپتامبر 1965(شهريور)

1437
01:23:43,518 --> 01:23:46,062
لشکر سواره نظام  يکم تازه تشکيل شده

1438
01:23:46,229 --> 01:23:54,237
مرکب از 1600 نفر،16000 وسيله نقليه،435 هليکوپتر

1439
01:23:54,612 --> 01:23:59,409
شروع به رسيدن به ان کي،يک پايگاه عظيم

1440
01:23:59,576 --> 01:24:02,412
قرار گرفته در چمنزارهاي مرز ارتفاعات مرکزي کردند

1441
01:24:03,955 --> 01:24:07,250
فرودگاه هليکوپتر ان موسوم به "زمين گلف"شد

1442
01:24:10,962 --> 01:24:14,466
همچنانکه سواره نظام يکم با محيط جديد اطرافش آشنا ميشد

1443
01:24:14,591 --> 01:24:18,386
هزاران سرباز منظم ويتنام شمالي از طريق مسير

1444
01:24:18,511 --> 01:24:21,848
هوشي مين مخفيانه وارد ارتفاعات جنوبي شدند

1445
01:24:21,973 --> 01:24:25,351
و به يگانهاي ويت کنگي که از قبل در محل بودند ميپيوستند

1446
01:24:25,477 --> 01:24:28,855
آنان پايگاه خودشانرا در محل و اطراف

1447
01:24:28,980 --> 01:24:32,233
کوهستانهاي پوشيده با جنگلهاي انبوه و دره هاي عميق

1448
01:24:32,358 --> 01:24:35,070
در جنوب رود يادرانگ بنا کردند.

1449
01:24:35,195 --> 01:24:37,739
در عصر 19 اکتبر(مهر ماه)

1450
01:24:37,864 --> 01:24:40,992
کماندوهايي کمونيست مخفيانه به 40 متري

1451
01:24:41,117 --> 01:24:44,621
سيم خاردار احاطه کننده پاسگاه مرزي نيروهاي مخصوص ايالات متحده

1452
01:24:44,746 --> 01:24:46,081
در پلي مي رسيدند

1453
01:24:46,206 --> 01:24:50,835
که توسط 12 نفر از تيم کلاه سبزهاي ايالات متحده

1454
01:24:50,960 --> 01:24:56,758
14 نفر از ارتش ويتنام جنوبي و حدود 400 نفر از قبايل کوهستاني حفاظت ميشد

1455
01:25:02,847 --> 01:25:05,517
9 نفر از 12 کلاه سبز هدف قرار گرفتند

1456
01:25:05,642 --> 01:25:08,353
آنها بمدت دو روز

1457
01:25:08,478 --> 01:25:14,859
پيش از اينکه 15 کلاه سبز و 160 تکاور ويتنام جنوبي

1458
01:25:14,984 --> 01:25:19,531
به فرماندهي سرگرد چارلز بکويث،با هليکوپتر وارد شوند،مقاومت کردند

1459
01:25:19,656 --> 01:25:23,660
چارلز بکويث نزد سربازان زيردستش مشهور به چارلي حمله ور بود
 چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359

1460
01:25:24,828 --> 01:25:26,121
روز بعد

1461
01:25:26,246 --> 01:25:28,832
جو گالوي هماهنگ کرد تا با يک خلبان هليکوپتر
 چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359

1462
01:25:28,998 --> 01:25:32,335
به اردوگاه محاصره شده پرواز کند

1463
01:25:32,502 --> 01:25:37,257
اون جايي بود که من با سرگرد چارلز بکويث ملاقات کردم
 چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359

1464
01:25:37,382 --> 01:25:40,718
او گفت:من به همه چيز در دنيا نياز دارم

1465
01:25:40,844 --> 01:25:44,681
و اونچه که ارتش به عقلش ميرسه براي من بفرسته

1466
01:25:44,848 --> 01:25:47,892
يک گزارشگر فلک زدس؟

1467
01:25:48,017 --> 01:25:51,020
اون منو بالا برد و يک

1468
01:25:51,187 --> 01:25:54,858
تيربار 30 ميليمتري خنک شونده با هوا رو نشونم داد.

1469
01:25:54,983 --> 01:25:57,569
اون نشونم داد که چجوري اون تيربارو پر کنم و چجوري گيرشو رفع کنم

1470
01:25:57,694 --> 01:26:01,698
بکويث به گالوي گفت:تو ميتوني

1471
01:26:01,823 --> 01:26:03,700
به اون پيراهن قهوه ايهاي کوچولوي بيرون سيم خاردار شليک کني

1472
01:26:03,825 --> 01:26:05,702
تو نميتوني به پيراهن قهوه ايهاي کوچولوي

1473
01:26:05,869 --> 01:26:09,414
درون سيم خاردار شليک کني،اونا مال من هستن.

1474
01:26:09,539 --> 01:26:11,332
و من اونجا مينشستم و فکر ميکردم

1475
01:26:11,457 --> 01:26:14,252
آه من يک غيرنظامي غير مبارز هستم

1476
01:26:14,377 --> 01:26:17,630
من اينو به بکويث گفتم و اون گفت

1477
01:26:17,755 --> 01:26:20,550
چنين چيزي در اين کوهها وجود نداره، فرزند(منظور غيرنظامي غير رزمنده است)

1478
01:26:20,717 --> 01:26:24,762
ويتنام شماليها بمدت نزديک يک هفته،حمله پس از حمله

1479
01:26:24,888 --> 01:26:27,515
بر پلي مي اجرا کردند.

1480
01:26:27,640 --> 01:26:31,811
تنها بعد ازينکه بمبها و ناپالم آمريکايي

1481
01:26:31,936 --> 01:26:35,023
عوارض زميني اطراف را تبديل به منظره اي شبيه کره ماه کرد(منظور پر از حفره و چاله است)

1482
01:26:35,148 --> 01:26:38,193
دشمن عقب نشيني کرد

1483
01:26:38,318 --> 01:26:42,197
رزمندگان ويت کنگي که تو اينجا ديدي چجوري هستند؟

1484
01:26:42,322 --> 01:26:48,036
من حاضرم هرچيزيو بدم که 200 نفر از اونها رو تحت فرمانم داشته باشم

1485
01:26:48,161 --> 01:26:50,038
اونها بهترين سربازاني هستند که تا بحال ديده ام

1486
01:26:50,163 --> 01:26:51,331
ويت کنگ

1487
01:26:51,456 --> 01:26:52,749
درسته

1488
01:26:52,874 --> 01:26:54,584
اونها خيلي متعهد هستند و اونا سربازان خوبي هستند

1489
01:26:54,584 --> 01:26:55,960
اونها بهترين سربازاني هستند که من ديده ام

1490
01:26:58,963 --> 01:27:01,966
با وجود از دست دادن افرادش در پلي مي

1491
01:27:02,091 --> 01:27:05,428
فرمانده ويتنام شمالي ژنرال چو هوي من

1492
01:27:05,553 --> 01:27:07,430
مشتاق مواجهه ديگري

1493
01:27:07,555 --> 01:27:09,265
با آمريکائيها بود

1494
01:27:09,432 --> 01:27:12,852
او مصمم بود تا ياد بگيرد چگونه با آنان بجنگد

1495
01:27:12,977 --> 01:27:16,272
جريان تجديد قواکننده بسمت پايين مسير هو شي مين

1496
01:27:16,397 --> 01:27:18,441
به طرف دره لا درانگ

1497
01:27:18,608 --> 01:27:22,695
يک ستوان دوم تازه کار به نام لو کاک تام را شامل ميشد

1498
01:27:22,820 --> 01:27:25,949
که داوطلب شده بود تا در جنوب بجنگد

1499
01:27:26,115 --> 01:27:29,535
من يک نامزد داشتم ولي بهش چيزي در مورد اون نگفتم

1500
01:27:29,619 --> 01:27:31,663
چون اون يک ماموريت مخفيانه بود.

1501
01:27:32,956 --> 01:27:35,625
بعد از اينکه ما به کوههاي چو پانگ رسيديم

1502
01:27:36,334 --> 01:27:40,004
من فهميدم که بعنوان يک افسر بايد ياد بگيرم که فرماندهي کنم

1503
01:27:40,004 --> 01:27:43,716
و بهترين راه براي يادگيري، شرکت در جنگه

1504
01:27:44,717 --> 01:27:45,718
دره لا درانگ

1505
01:27:46,594 --> 01:27:49,430
در صبح 14 نوامبر 1965(آبان)

1506
01:27:49,555 --> 01:27:53,643
هليکوپترهاي سواره نظام يکم متعلق به گردان يکم

1507
01:27:53,810 --> 01:27:55,853
هنگ هفتم

1508
01:27:55,979 --> 01:27:58,773
يگان نظامي قديمي جرج آرمسترانگ کاستر

1509
01:27:58,898 --> 01:28:02,485
بسمت غرب در امتداد لا درانگ  بسمت رشته کوههاي چو پانگ در جستجوي

1510
01:28:02,652 --> 01:28:04,487
دشمن پرواز کردند

1511
01:28:06,698 --> 01:28:09,993
فرمانده شان متولد ايالت کنتاکي و کهنه سرباز جنگ کره

1512
01:28:10,118 --> 01:28:12,161
سرهنگ دوم هال مور بود

1513
01:28:12,328 --> 01:28:14,914
که به او گفته شده بود که يک اردوگاه پايگاه بزرگ دشمن

1514
01:28:15,039 --> 01:28:16,833
جايي در شيبهاي آن کوهها قرار دارد

1515
01:28:16,958 --> 01:28:20,670
فرامينش بردن يگان نظامي کم توانش

1516
01:28:20,795 --> 01:28:27,343
شامل 29 افسر و تنها 411 نفر و پيدا کردن و کشتن دشمن بود.

1517
01:28:27,468 --> 01:28:31,389
دو منطقه خالي از درخت بزرگ کافي براي مور وجود داشت تا هشت  هليکوپتر را

1518
01:28:31,514 --> 01:28:33,391
با هم بنشاند

1519
01:28:33,516 --> 01:28:38,438
او نزديکترين آنها را به کوهستان، منطقه فرود  اشعه ايکس را انتخاب کرد

1520
01:28:42,025 --> 01:28:45,361
مور نقطه اي را در جبهه براي فرماندهي انتخاب کرد

1521
01:28:45,528 --> 01:28:48,197
او اولين نفري بود که از اولين هليکوپتر پياده شد

1522
01:28:52,744 --> 01:28:57,040
او چهار جوخه شش نفره را به فاصله صدمتري در هر جهت فرستاد

1523
01:28:57,206 --> 01:28:59,917
دره   اي درنگ  خيلي زيبا بود

1524
01:29:00,043 --> 01:29:02,045
يک سرباز بخاطر مياورد

1525
01:29:02,211 --> 01:29:05,214
آن او را بياد پارک ملي در خانه اش مينداخت

1526
01:29:05,381 --> 01:29:09,552
طي چند دقيقه افراد مور يک فراري را دستگير کردند

1527
01:29:09,719 --> 01:29:11,095
او ترسان و لرزان

1528
01:29:11,220 --> 01:29:14,015
گفت که سه گردان سرباز

1529
01:29:14,140 --> 01:29:17,685
شامل 1600 نفر در کوهستان وجود دارد

1530
01:29:17,810 --> 01:29:20,563
او گفت که آنها بسيار طالب اين بودند که آمريکائيها را بکشند

1531
01:29:20,730 --> 01:29:24,359
ولي تاکنون قادر نبودند که حتي يک نفر از آنان(آمريکاييها) را بيابند

1532
01:29:24,484 --> 01:29:27,403
مور بسرعت يک پست فرماندهي

1533
01:29:27,528 --> 01:29:31,741
پشت يکي از تپه هاي عظيم موريانه بنا نهاد که  بر منطقه ديد داشت

1534
01:29:31,908 --> 01:29:34,035
تا اواسط بعد از ظهر طول کشيد تا

1535
01:29:34,160 --> 01:29:37,580
همه افرادش برسند

1536
01:29:38,748 --> 01:29:40,625
او هيچ زماني براي تلف کردن نداشت

1537
01:29:40,750 --> 01:29:43,169
مور بخاطر مياورد:ما بايد از منطقه فرود دور ميشديم و پيش ازينکه

1538
01:29:43,294 --> 01:29:47,382
آنها بتوانند ما رو بزنند به اونها برسيم

1539
01:29:47,507 --> 01:29:51,469
او دو گروهان را به بالاي شيب کوه بسمت دشمن مخفي شده فرستاد

1540
01:29:51,594 --> 01:29:55,223
اغلب ويتنام شماليها مثل آمريکائيها

1541
01:29:55,348 --> 01:29:56,933
براي اولين بار ميجنگيدند

1542
01:29:58,434 --> 01:30:00,686
به آنها دستور داده شد تا سرنيزه ها را نصب کنند

1543
01:30:02,688 --> 01:30:03,981
آن يک نبرد مدرن بود

1544
01:30:05,149 --> 01:30:07,193
ولي به ما گفته بودند تا سرنيزه که

1545
01:30:08,111 --> 01:30:11,239
روحيه رزمندگي ما را نمادسازي ميکند

1546
01:30:11,239 --> 01:30:12,240
به لوله هاي تفنگهايمان وصل شود

1547
01:30:15,451 --> 01:30:18,204
سرهنگ مور هيچ راهي نداشت تا بداند

1548
01:30:18,329 --> 01:30:21,749
که بجاي 1600 نفر سربازان دشمن در کوهستان

1549
01:30:21,874 --> 01:30:27,588
3000 نفر قرار داشت،هفت برابر قوايش.

1550
01:30:41,811 --> 01:30:44,480
طي چند دقيقه،آمريکاييها خودشان را زير حملات

1551
01:30:44,605 --> 01:30:48,985
از جانب صدها سرباز ويتنام شمالي يافتند

1552
01:30:49,152 --> 01:30:52,613
در طي نبرد،يک ستوان دوم خيلي مشتاق

1553
01:30:52,738 --> 01:30:55,700
جوخه 28 نفره اش را بسيار دورتر

1554
01:30:55,825 --> 01:30:59,203
از مابقي گروهانش برد و محاصره شد

1555
01:31:01,831 --> 01:31:03,416
آن ستوان کشته شد

1556
01:31:03,541 --> 01:31:07,670
گروهباني که جايش را گرفت به سرش تير خورد

1557
01:31:07,837 --> 01:31:12,341
تا اواخر بعد از ظهر ،تنها هفت نفر از مردان جوخه به دام افتاده

1558
01:31:12,467 --> 01:31:15,720
هنوز قادر بودند که مقاومت کنند

1559
01:31:24,395 --> 01:31:29,108
مور حالا درگير سه نبرد همزمان شده بود

1560
01:31:29,233 --> 01:31:33,196
دفاع از منطقه فرود،حمله به ويتنام شماليها

1561
01:31:33,362 --> 01:31:37,200
و يافتن راهي براي نجات گشتيهاي به دام افتاده اش.

1562
01:31:40,161 --> 01:31:44,207
در آن شب،جو گالوي مجددا سوار بر

1563
01:31:44,332 --> 01:31:47,043
هليکوپتري شد که مهمات و آب براي آمريکاييهاي

1564
01:31:47,168 --> 01:31:48,920
محاصره شده ميبرد

1565
01:31:49,045 --> 01:31:52,173
همچنانکه هليکوپتر به ميدان نبرد نزديک ميشد

1566
01:31:52,298 --> 01:31:54,717
گالوي روي صندوق نارنجکها نشسته بود

1567
01:31:54,884 --> 01:31:58,095
و به تاريکي خيره شده بود

1568
01:31:58,221 --> 01:32:03,226
و ميتونستم اين  سوزنهاي کوچک از نور رو ببينم

1569
01:32:03,351 --> 01:32:05,895
که بسمت پايين کوه ميامد

1570
01:32:06,020 --> 01:32:10,775
اين دشمني بود که داشت براي حملات روز بعد نزديک ميشد

1571
01:32:12,401 --> 01:32:15,154
ما به اونجا پرواز کرديم

1572
01:32:15,279 --> 01:32:19,408
همين که اونا پياده شدند،هوا تاريک محض بود

1573
01:32:19,575 --> 01:32:22,703
و ما اونجا دراز کشيديم و منتظر کسي بوديم که بياد و بما بگه

1574
01:32:22,828 --> 01:32:24,080
چيکار کنيم

1575
01:32:27,250 --> 01:32:32,171
و صبح روز بعد همه چيز يکهو بهم ريخت

1576
01:32:36,592 --> 01:32:40,513
انفجار اتش بود

1577
01:32:41,973 --> 01:32:46,435
سر وصدا وحشتناک بود،غير قابل تصور.

1578
01:32:58,739 --> 01:33:01,450
و در ميانه همه اينها،ميدوني

1579
01:33:01,617 --> 01:33:04,328
من فقط روي زمين پهن شده بودم

1580
01:33:04,453 --> 01:33:08,624
چون بنظر ميرسيد حدود دو، دو ونيم پايي زمين

1581
01:33:08,791 --> 01:33:12,044
همه چيز در حال آتيش گرفتن بود

1582
01:33:19,093 --> 01:33:21,804
صدها سرباز دشمن خودشان را

1583
01:33:21,971 --> 01:33:23,222
روي آمريکاييها پرتاب کردند

1584
01:33:24,765 --> 01:33:28,561
آنها کلاه خودهاي مشبک،استتار شده با علف بر سر داشتند

1585
01:33:28,686 --> 01:33:33,482
و همين که آنها امدند،سوت ميزدند،فرياد ميزدند

1586
01:33:33,649 --> 01:33:37,820
يک آمريکايي به خاطر مياورد:آنها شبيه درختان کوچک بودند

1587
01:33:37,945 --> 01:33:40,531
اونا سعي داشتند که ما رو درهم بکوبند

1588
01:33:40,656 --> 01:33:42,908
و اونا نزديک شدند

1589
01:33:43,034 --> 01:33:45,202
اونا نزديک شدند

1590
01:34:01,177 --> 01:34:04,513
ولي ما دو چيز داشتيم که برامون تعيين کننده بود

1591
01:34:05,848 --> 01:34:09,226
ما يک فرمانده بزرگ و سربازان بزرگي داشتيم

1592
01:34:09,352 --> 01:34:15,858
و ما پشتيباني هوايي و توپخانه اي داشتيم

1593
01:34:16,025 --> 01:34:18,653
ما اونو داشتيم و اونا نداشتن

1594
01:34:22,657 --> 01:34:27,370
ولي استفاده از ان پشتيباني هوايي و توپخانه اي ميتوانست خطرناک باشد

1595
01:34:27,495 --> 01:34:31,457
هر کدام از يگانهاي مور با دقت موضع خود را با دود

1596
01:34:31,582 --> 01:34:34,460
براي جلوگيري از اشتباه گرفته شدن با دشمن

1597
01:34:34,585 --> 01:34:36,837
توسط هوانوردان آمريکايي در بالاي سر  مشخص کرده بودند

1598
01:34:39,882 --> 01:34:42,009
ما بايد نزديک ميشديم

1599
01:34:42,635 --> 01:34:44,220
اگه اين کارو نميکرديم

1600
01:34:44,303 --> 01:34:46,389
ما همونجا کشته ميشديم

1601
01:34:48,349 --> 01:34:52,353
حدود 18 هزار گلوله توپخانه در طي

1602
01:34:52,478 --> 01:34:53,729
دوره نبرد درخواست شد

1603
01:34:53,854 --> 01:34:58,734
برخي از انها درست در 25 متري افراد خود مور فرود آمدند

1604
01:34:58,859 --> 01:35:04,281
هليکوپترهاي توپدار 3 هزار راکت بسمت دشمن شليک کردند

1605
01:35:04,407 --> 01:35:06,826
ديده بان هوايي در جلو

1606
01:35:06,951 --> 01:35:10,454
خواستار هر هواگرد در دسترس در ويتنام جنوبي شد

1607
01:35:10,579 --> 01:35:12,039
تا بيايند و کمک کنند

1608
01:35:12,164 --> 01:35:17,586
هواپيماهاي جنگي از جمله بمب افکنهاي استراتژيک دور برد ب-52

1609
01:35:17,753 --> 01:35:21,882
در فواصل 330 متري بالاي ميدان نبرد

1610
01:35:22,007 --> 01:35:25,094
از ارتفاع 2300 تا 11600 متري مجتمع شده بودند

1611
01:35:25,261 --> 01:35:29,724
بي صبرانه منتظر اهداف بودند تا زير رگبار مسلسل يا بمب بگيرند يا بسوزانندشان.

1612
01:35:32,101 --> 01:35:36,731
مور گفت:آنها به ياري خدا ما را اينجا فرستادند تا کمونيستها را بکشيم

1613
01:35:36,856 --> 01:35:38,315
و اين آنچيزي است که داريم انجام ميدهيم.

1614
01:35:44,447 --> 01:35:46,115
من به بالا نگاه کردم

1615
01:35:48,033 --> 01:35:55,291
و دو جت جنگي داشتند مستقيما به سمت مقر فرماندهي ما ميامدند

1616
01:35:55,416 --> 01:36:01,505
اون دو بشکه ناپالم رو رها کرد و داشت بسمت ما ميامد

1617
01:36:01,630 --> 01:36:05,551
يکي پس از ديگري.

1618
01:36:05,676 --> 01:36:10,347
و دو يا سه تا از اين بچه ها بهمراه يک گروهبان

1619
01:36:10,473 --> 01:36:14,685
يک يا دو چاله کنده بودن

1620
01:36:14,810 --> 01:36:19,732
و من وقتي اونچيز منفجر شد نگاه ميکردم

1621
01:36:23,903 --> 01:36:28,491
و دوتا از اونا شعله ور در آتش داشتن ميرقصيدند

1622
01:36:28,657 --> 01:36:32,495
و هوا يک حرکت شديد و غرشي داشت

1623
01:36:32,620 --> 01:36:36,665
و در حال بلعيده شدن بود

1624
01:36:36,791 --> 01:36:42,630
و انگار جهنم روي زمين اومد

1625
01:36:42,755 --> 01:36:44,381
اونجا داشت ميسوخت

1626
01:36:44,507 --> 01:36:49,678
و اندکي بعد،شما ميتونستيد صداي اون فريادها رو بشنويد

1627
01:36:51,889 --> 01:36:56,727
و يکي داد ميزد:پاي اين مردو بگير

1628
01:36:56,852 --> 01:37:03,734
و من به پايين رسيدم و اون چکمه هاي تکه پاره شده

1629
01:37:03,859 --> 01:37:07,947
و گوشت پخته شده از مچ پاش کنده شده بود

1630
01:37:08,072 --> 01:37:12,159
و من اون استخوانها رو در کف دستام حس ميکردم

1631
01:37:12,284 --> 01:37:14,954
هنوزم ميتونم حسش کنم

1632
01:37:16,372 --> 01:37:18,958
اون دو روز بعد مرد

1633
01:37:19,083 --> 01:37:23,379
اسم اون پسر جيم ناکاياما از ريگبي آيداهو بود

1634
01:37:38,185 --> 01:37:40,729
تا ساعت 10 آن روز صبح

1635
01:37:40,855 --> 01:37:44,400
نيروي هوايي آمريکا حمله دشمن را درهم شکست

1636
01:37:45,818 --> 01:37:47,903
بازماندگان از آن جوخه بدام افتاده

1637
01:37:48,070 --> 01:37:50,072
بعداز ظهر آنروز نجات يافتند

1638
01:37:50,197 --> 01:37:53,909
آنها انقدر به زمين ميخکوب شده بودند و در زير آتش قرار گرفته بودند که

1639
01:37:54,076 --> 01:37:56,787
که مجبور بودند با زحمت

1640
01:37:56,912 --> 01:37:59,123
دوباره روي پاهاي خود بايستند

1641
01:38:05,796 --> 01:38:07,798
صبح روز بعد

1642
01:38:07,923 --> 01:38:11,302
سربازان دشمن خودشان را دوباره به همان قسمت

1643
01:38:11,427 --> 01:38:14,513
خط مور چهار بار ديگر پرتاب کردند

1644
01:38:14,638 --> 01:38:18,017
و توسط اتش توپخانه و  تيربار متوقف شدند

1645
01:38:20,269 --> 01:38:22,980
بازماندگان ويتنام شمالي و ويت کنگ

1646
01:38:23,105 --> 01:38:25,107
به درون جنگل عقب نشيني کردند

1647
01:38:25,232 --> 01:38:28,110
و در پشت سر يک حلقه وحشتناک از مردگانشان را بجا گذاشتند

1648
01:38:28,277 --> 01:38:30,029
که منطقه فرود را احاطه ميکرد

1649
01:38:30,154 --> 01:38:36,452
634 جسد تير خورده،تکه پاره از انفجار و جزغاله شده با آتش .

1650
01:38:39,872 --> 01:38:42,791
وقتي من ديدم که سربازانم ميميرند

1651
01:38:43,834 --> 01:38:46,462
من احساس اندوه عميقي در مورد انها داشتم

1652
01:38:48,505 --> 01:38:50,007
گريه نکردم

1653
01:38:51,508 --> 01:38:53,510
سعي کردم تا جلوي اشکهامو بگيرم

1654
01:38:54,136 --> 01:38:56,972
ما از لحاظ رواني ضربه خورديم

1655
01:38:57,598 --> 01:39:00,434
بعد از سه روز و دو شب نبرد،

1656
01:39:00,601 --> 01:39:03,729
هليکوپترها شروع به برداشتن بازماندگان آمريکايي

1657
01:39:03,854 --> 01:39:06,690
و جمع اوري کشتگان کردند

1658
01:39:06,815 --> 01:39:08,442
زمانيکه به اونا نگاه ميکردي

1659
01:39:08,609 --> 01:39:11,737
اون حتي شبيه جسد يک انسان نبود

1660
01:39:11,862 --> 01:39:14,990
اون فقط شبيه يک مانکن و مدل عروسکي شده بود

1661
01:39:15,115 --> 01:39:17,952
تو به اونا نگاه ميکردي و ميگفتي:اين ممکن نيست براي من اتفاق بيفته

1662
01:39:20,829 --> 01:39:23,791
من اونا رو ديديم که در يادرانگ جنگيدند

1663
01:39:23,958 --> 01:39:26,919
اون هميشه وقتي در مورد نسل جنگ دوم جهاني

1664
01:39:27,044 --> 01:39:29,129
بعنوان بزرگترين نسل ميخونم يا ميشنوم

1665
01:39:29,254 --> 01:39:31,006
من رو آزار ميده

1666
01:39:31,131 --> 01:39:34,051
اين پسرهاي جوان انقدر شجاع و انقدر دلير بودند

1667
01:39:34,176 --> 01:39:36,345
که هيچ فردي که در جنگ دوم جهاني جنگيده بود شبيه آونها نيست

1668
01:39:37,972 --> 01:39:40,766
79 نفر از افراد مور در منطقه فرود اشعه ايکس

1669
01:39:40,891 --> 01:39:44,311
در دره يادرانگ جان خود را از دست دادند

1670
01:39:44,436 --> 01:39:49,650
و 121 نفر ديگر مجروح شدند

1671
01:39:49,817 --> 01:39:53,153
لطفا به مردم آمريکا انتقال بدين

1672
01:39:53,278 --> 01:39:57,366
چه مردان رزمنده فوق العاده اي اينجا داريم.

1673
01:39:57,491 --> 01:40:02,830
شجاعت اونها،روحيه تهاجمي اونها و مهرباني اونها.

1674
01:40:02,997 --> 01:40:06,709
و اونا هر جايي که بهشون بگي ميرن.

1675
01:40:06,834 --> 01:40:09,336
و اونا خود منضبط هستند

1676
01:40:09,461 --> 01:40:12,673
و اونها نظم و انضباط يگان رو خوب فرا گرفته اند.

1677
01:40:12,840 --> 01:40:15,009
و اونها مردان ممتازي هستند

1678
01:40:15,134 --> 01:40:16,593
و

1679
01:40:18,178 --> 01:40:21,098
با فرماندهي اين يگان بمدت 18 ماه

1680
01:40:23,892 --> 01:40:25,728
شما بايد ابراز احساسات منو در اينجا ببخشيد

1681
01:40:25,853 --> 01:40:31,358
ولي وقتي ميبينم برخي ازين مردان جايي رفته اند

1682
01:40:39,074 --> 01:40:41,076
که من نرفتم

1683
01:40:41,201 --> 01:40:43,495
نميتونم عمق احساسات خودمو در مورد اونها براتون توصيف کنم

1684
01:40:43,620 --> 01:40:46,206
اونها فوق العاده هستن

1685
01:40:46,373 --> 01:40:48,584
هال مور نپذيرفت تا زمانيکه همه افراد

1686
01:40:48,709 --> 01:40:53,297
تحت فرمانش شمارش شوند(و بروند)،آن محل را ترک کند

1687
01:40:53,422 --> 01:40:58,510
او اولين نفر از افرادش بود که به منطقه فرود اشعه ايکس پا گذاشت

1688
01:40:58,635 --> 01:41:01,889
و مطمئن شد که او آخرين نفري است که آنرا ترک ميکند

1689
01:41:09,688 --> 01:41:14,485
اون جنگي که ما درش مبارزه کرديم،انقدر وحشيانه بود

1690
01:41:15,986 --> 01:41:19,698
که من کلامي براي توصيف اون پيدا نميکنم

1691
01:41:22,910 --> 01:41:24,995
من نگرانم که چگونه ميتونيم حتي

1692
01:41:25,621 --> 01:41:27,748
براي نسل جوانتر

1693
01:41:30,501 --> 01:41:36,924
بهايي که والدين و پدربزرگ و مادر بزرگهاي اونا پرداخت کردند را توضيح داد؟

1694
01:41:38,926 --> 01:41:41,470
ويتنام شماليها تلفات وحشتناکي را

1695
01:41:41,595 --> 01:41:43,013
در دره يادرانگ متحمل شدند

1696
01:41:43,138 --> 01:41:46,767
و بسياري از نجات يافتگان آسيب ديده بودند

1697
01:41:46,934 --> 01:41:50,521
يک سرهنگ ويتنام شمالي بخاطر مياورد:

1698
01:41:50,646 --> 01:41:52,606
يگانها در جوي از افسردگي و اندوه پيچيده شده بودند

1699
01:41:52,731 --> 01:41:56,985
برخي از افراد  ننوهاي طنابي خود را ترک نميکردند

1700
01:41:57,111 --> 01:41:59,071
برخي از شستشو سرباز ميزدند

1701
01:41:59,196 --> 01:42:04,368
يک سرباز شعري نوشت که بدبختي آنان را بيان ميکرد:

1702
01:42:04,493 --> 01:42:07,121
خرچنگ هنوز روي تخته قصابي دراز کشيده

1703
01:42:07,287 --> 01:42:11,291
هرگز نميداند که کي چاقو فرو خواهد افتاد

1704
01:42:17,047 --> 01:42:22,719
ما در يادرانگ ده نفر از اونا رو در ازاي يک نفر از خودمون کشتيم

1705
01:42:24,471 --> 01:42:28,600
اون نسبت کشتار ده به يک  نشون ميده که چجوري ارتش عمل کرده.

1706
01:42:32,062 --> 01:42:38,318
ولي اون دشمن کاملا حاضر بود که اون بها رو و بيشتر از اون رو

1707
01:42:38,485 --> 01:42:42,823
براي ارزش درسهايي که آموخته بود رو پرداخت کنه

1708
01:42:44,324 --> 01:42:46,994
براي جنگيدن با آمريکاييها

1709
01:42:47,202 --> 01:42:49,246
ما مجبور بوديم بهشون نزديک بشيم

1710
01:42:49,580 --> 01:42:51,165
اونا رو از کمربند بگيريم

1711
01:42:51,707 --> 01:42:53,167
اگه ما اينکارو نميکردم

1712
01:42:53,500 --> 01:42:55,752
نميتونستيم با اونا بجنگيم

1713
01:42:55,752 --> 01:42:57,838
و ما کشته ميشديم

1714
01:42:58,589 --> 01:43:01,592
اونا رو از سگک کمربندشون بگير

1715
01:43:01,717 --> 01:43:05,053
که بمعني اينه که شما بايد انقدر نزديک بشين

1716
01:43:05,179 --> 01:43:11,685
که اونا نتونن از توپخانه و بمبارانهاي هواييشون بر ضد شما

1717
01:43:11,852 --> 01:43:14,229
از ترس کشتن خودشون استفاده کنند

1718
01:43:14,354 --> 01:43:19,193
انقدر نزديک شدن  جنگ تن به تنه

1719
01:43:19,318 --> 01:43:22,362
و بعد همه چيز برابر ميشه

1720
01:43:23,614 --> 01:43:27,075
ويتناميها متحمل صدها کشته

1721
01:43:27,201 --> 01:43:30,037
در هنگام حمله به گردان هال مور در منطقه فرود اشعه ايکس شدند

1722
01:43:30,162 --> 01:43:35,792
و بعد اونها به گردان ديگري چند روز بعد کمين زدند

1723
01:43:35,918 --> 01:43:39,087
و اون رو محو کردند.

1724
01:43:39,213 --> 01:43:41,757
در نبردي در آلباني در نزديکي منطقه فرود

1725
01:43:41,882 --> 01:43:45,761
دشمن انقدر نزديک شده بود که نميشد درخواست آتش توپخانه کرد

1726
01:43:47,221 --> 01:43:53,435
از حدود 425 آمريکايي درگير،155 نفر کشته شدند

1727
01:43:53,560 --> 01:43:58,148
124 نفر ديگر مجروح شدند

1728
01:43:58,273 --> 01:44:03,070
هر دو طرف ادعاي پيروزي در دره يادرانگ کردند

1729
01:44:03,237 --> 01:44:05,906
آمريکاييها  در مورد تعداد کشتگان دشمن

1730
01:44:06,073 --> 01:44:07,616
در منطقه فرود اشعه ايکس سخنسرايي کردند

1731
01:44:07,741 --> 01:44:09,868
نسبت تلفات به کشتگان شما

1732
01:44:11,411 --> 01:44:13,413
ويتنام شماليها درسهاي خود را از

1733
01:44:13,580 --> 01:44:15,666
منطقه فرود آلباني فراگرفتند

1734
01:44:22,923 --> 01:44:25,259
من پيشبيني نميکنم که

1735
01:44:25,425 --> 01:44:30,764
اين نبرد بزودي خاتمه يابد

1736
01:44:30,931 --> 01:44:35,435
و ما توانستيم اينرا بفهميم که روزهاي دشوارتري در پيش است

1737
01:44:35,602 --> 01:44:38,272
ما مطمئنا بايد براي اين آماده باشيم

1738
01:44:43,694 --> 01:44:46,071
نظاميهاي آمريکايي  هنگ نيروهاي منظم هانوي را درهم کوبيدند
پرتلفات ترين نبرد تاکنون براي يانکيها

1739
01:44:46,113 --> 01:44:50,909
در پاييز سال آخر دبيرستانم در نوامبر 1965 بود

1740
01:44:51,034 --> 01:44:54,329
که آن نبرد عظيم  در دره يادرانگ در گرفت

1741
01:44:54,454 --> 01:44:57,332
که براي اولين بار بود که حقيقتا تاييد شد که

1742
01:44:57,457 --> 01:44:59,835
نيروهاي منظم ويتنام شمالي هم مثل

1743
01:44:59,960 --> 01:45:01,586
ويت کنگ دشمن هستند.

1744
01:45:01,712 --> 01:45:04,589
و البته برداشت من اين بود که

1745
01:45:04,715 --> 01:45:06,174
همينه،اين همون مدرکه

1746
01:45:06,300 --> 01:45:08,176
ويتنام شماليها اينجا متجاوز هستند

1747
01:45:08,302 --> 01:45:12,681
و اين همونجايي بود که من شروع به اين فکر کردم که

1748
01:45:12,806 --> 01:45:15,183
ممکنه نخوام دقيقا به دانشگاه برم

1749
01:45:15,309 --> 01:45:18,478
شايد به تفنگداران دريايي ملحق شدم

1750
01:45:18,645 --> 01:45:19,771
و اون فکر هميشه تفنگداران دريايي بود

1751
01:45:19,813 --> 01:45:21,523
من هرگز...هيچ شکي درش نبود

1752
01:45:21,648 --> 01:45:23,317
سپاه تفنگداران دريايي پر از افراد کوچکي مثل من بود

1753
01:45:23,317 --> 01:45:24,526
که چيپس روي شونه هامون ريخته بود

1754
01:45:28,655 --> 01:45:31,491
نبردها در دره يادرانگ ممکن است با پيروزيهاي

1755
01:45:31,658 --> 01:45:35,787
آمريکاييان اعلام شده باشد ولي ژنرال وستمورلند

1756
01:45:35,912 --> 01:45:38,999
و دولت جانسون در خفا نگران بودند

1757
01:45:39,124 --> 01:45:42,586
با وجود تحرک هوابرد جديد آمريکاييها

1758
01:45:42,711 --> 01:45:45,130
دشمن قادر شده بود تا مکان

1759
01:45:45,255 --> 01:45:47,924
و زمان نبرد را انتخاب کند

1760
01:45:48,050 --> 01:45:51,511
اطلاعاتي که بر مبناي آن تصميمات اساسي  در واشنگتن گرفته ميشد

1761
01:45:51,678 --> 01:45:56,016
همگي بد و نادرست بودند

1762
01:45:56,141 --> 01:45:59,144
حالا اعتقاد براين بود که 12 هنگ ويت کنگ

1763
01:45:59,269 --> 01:46:01,980
در جنوب ويتنام قرار دارد نه فقط  5 هنگ

1764
01:46:02,105 --> 01:46:05,442
9 هنگ ويتنام شمالي وجود دارد نه سه هنگ.

1765
01:46:06,693 --> 01:46:08,445
با وجود ماهها بمباران

1766
01:46:08,570 --> 01:46:11,281
سه برابر نيروهاي منظم ويتنام شمالي نسبت

1767
01:46:11,406 --> 01:46:14,910
به آنچه که در ابتدا فکر ميشد،در حال ورود به جنوب منطقه غيرنظامي

1768
01:46:15,035 --> 01:46:17,371
بودند

1769
01:46:17,496 --> 01:46:21,666
هانوي هم بنظر متلاطم ميامد

1770
01:46:21,792 --> 01:46:25,962
و تلفات آمريکاييها در حال صعود بود

1771
01:46:26,088 --> 01:46:29,216
زمانيکه سناتور فريتز هالينگز اندکي بعد از

1772
01:46:29,383 --> 01:46:31,760
نبردهاي يادرانگ از سايگون ديدن کرد

1773
01:46:31,885 --> 01:46:35,555
ژنرال وستمورلند به او گفت:ما در حال کشتن اين مردم

1774
01:46:35,680 --> 01:46:37,808
به نسبت ده به يک هستيم

1775
01:46:37,933 --> 01:46:39,226
هالينگز به او هشدار داد:

1776
01:46:39,393 --> 01:46:42,896
وستي،مردم آمريکا به آن ده نفر اهميتي نميدهند

1777
01:46:43,063 --> 01:46:45,065
آنها به آن يک نفر اهميت نشان ميدهند

1778
01:46:47,025 --> 01:46:49,736
وستمورلند که گفته بود او ميتواند جنگ را  در مدت سه سال

1779
01:46:49,861 --> 01:46:53,782
ببرد حالا يک تلگراف اضطراري به واشنگتن فرستاد

1780
01:46:53,907 --> 01:46:56,743
و خواستار 200 هزار نفر سرباز ديگر شد.

1781
01:46:59,037 --> 01:47:01,581
رابرت مک نامارا بخاطر مياورد:

1782
01:47:01,706 --> 01:47:03,792
آن پيام مثل يک ضربه خرد کننده رسيد

1783
01:47:03,917 --> 01:47:08,922
يکبار ديگر او به جانسون دو گزينه را پيشنهاد داد:

1784
01:47:09,047 --> 01:47:12,217
تلاش براي يک مذاکره مصالحه جويانه با هانوي

1785
01:47:12,342 --> 01:47:15,929
يا تن دادن به خواسته وستمورلند براي افراد بيشتر

1786
01:47:16,054 --> 01:47:19,266
وزير دفاع گفت که هرچند شانس پيروزي

1787
01:47:19,433 --> 01:47:23,478
ممکن است از يک به سه بهتر نباشد

1788
01:47:23,603 --> 01:47:26,273
و بعد اونا همه نشستن

1789
01:47:26,440 --> 01:47:29,276
و به گزينه دوم راي دادند.

1790
01:47:31,445 --> 01:47:35,490
خشم من درمورد قدرتهاي سياسي  در آنزمان

1791
01:47:35,615 --> 01:47:40,454
در درجه اول از دروغگويي انان بود

1792
01:47:40,579 --> 01:47:43,915
منظورم اينه که من ميتونم يک اشتباه سياسي رو درک کنم
 کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

1793
01:47:44,040 --> 01:47:46,626
که خيلي خيلي دردناکه

1794
01:47:46,751 --> 01:47:48,670
و خيلي از مردم رو بر اثر اون اشتباه به کشتن ميده

1795
01:47:48,795 --> 01:47:51,882
اگر اونا اين تصميمو با دلهاي خوش نيت بگيرند.

1796
01:47:52,007 --> 01:47:54,342
اون ميدوني زمانيکه آيزنهاور و کندي

1797
01:47:54,468 --> 01:47:57,012
داشتن سعي ميکرد تا اون مشکلات رو حل کنند.

1798
01:47:57,137 --> 01:48:01,349
و شما اينو ميخونيد ميدوني،مک نامارا تا 1965 ميدونست

1799
01:48:01,475 --> 01:48:03,268
اون درست سه سال پيش از زماني بود که من اونجا بودم

1800
01:48:03,393 --> 01:48:04,603
که جنگ غيرقابل بردن است.

1801
01:48:04,728 --> 01:48:06,521
اين اونچيزيه که منو ديوونه ميکنه.

1802
01:48:06,646 --> 01:48:08,815
کاري که يک ادم اشتباه ميتونه انجام بده

1803
01:48:08,982 --> 01:48:10,609
ولي سرپوش گذاري روي اشتباهات

1804
01:48:10,734 --> 01:48:14,863
بعد شما داري مردم رو بخاطر نفس خودت به کشتن ميدي.

1805
01:48:14,988 --> 01:48:18,158
و اين شما رو ديوونه ميکنه

1806
01:48:20,327 --> 01:48:21,870
دهها هزار سرباز آمريکايي

1807
01:48:21,912 --> 01:48:25,290
و ژنرال وستمورلند و فرماندهانش

1808
01:48:25,415 --> 01:48:27,459
نقشه هايي براي تهاجمهاي اصلي

1809
01:48:31,296 --> 01:48:34,758
د رهمين اثنا،مک نامارا با اميد اينکه شورويها ممکن است به آوردن هانوي

1810
01:48:34,883 --> 01:48:38,720
به ميز مذاکره کمک کنند،به رئيس جمهور اصرار کرد

1811
01:48:38,887 --> 01:48:43,016
تا توقف بمباران ويتنام شمالي را اعلام کند

1812
01:48:43,141 --> 01:48:45,644
جانسون با وجود اعتراضات ارتش

1813
01:48:45,769 --> 01:48:48,396
که نگران بود که آن به دشمن فرصت بازسازي خطوط دفاعيش را ميدهد

1814
01:48:48,563 --> 01:48:52,776
با توقف بمباران

1815
01:48:52,901 --> 01:48:55,612
در شب کريسمس موافقت کرد.

1816
01:48:55,737 --> 01:48:57,864
او گفت :اگر ان هيچ فايده ديگري نداشته باشد

1817
01:48:57,989 --> 01:49:00,158
به مردم آمريکا نشان ميدهد که

1818
01:49:00,283 --> 01:49:03,578
پيش ازينکه او فرزندانشان را به نبرد بفرستد

1819
01:49:03,745 --> 01:49:06,748
ما آخرين راه را پيموده ايم

1820
01:49:10,168 --> 01:49:15,590
خب کريسمس هميشه موضوع يزرگي در خانواده ما بوده است

1821
01:49:15,757 --> 01:49:20,095
ما البته بسته هايي رو براي دنتون فرستاديم

1822
01:49:20,262 --> 01:49:22,264
بعد يکي از همسايه ها بمن ياداور شد که

1823
01:49:22,430 --> 01:49:26,810
او از يک ايستگاه تلويزيون محلي شنيده که داشته پيشنهاد

1824
01:49:26,935 --> 01:49:30,730
نوارهاي مجاني براي پرشدن براي فرستادن به سربازان آنطرف آبها ميداده

1825
01:49:30,855 --> 01:49:35,485
ما براي دوربين لباس پوشيديم

1826
01:49:35,610 --> 01:49:38,363
فکرمون اين بود که ما هر کدام فقط چيزي درمورد

1827
01:49:38,488 --> 01:49:41,616
آنچه داشتيم انجام ميداديم بگيم و آرزوي خوشبختي براي اون کنيم

1828
01:49:43,827 --> 01:49:46,288
اون يکروز وحشتناک براي من بود

1829
01:49:46,454 --> 01:49:51,334
اون قضيه اينرو که اون خيلي دوره رو بسيار واقعي ميکرد.

1830
01:49:52,752 --> 01:49:55,088
رند،تو چي ميخواي به موگي بگي؟

1831
01:49:55,255 --> 01:49:57,591
کريسمس مبارک باشه

1832
01:49:59,551 --> 01:50:00,760
کريسمس مبارک عزيزم

1833
01:50:00,885 --> 01:50:02,095
ما برات بسته هايي فرستاديم

1834
01:50:02,262 --> 01:50:04,097
و يکيشون منتظر تو در خانه هست

1835
01:50:04,097 --> 01:50:05,682
اون يک ضبط موسيقي فلون و طبله

1836
01:50:05,807 --> 01:50:08,310
که ما برات در ويليامسبورگ گرفتيم

1837
01:50:08,435 --> 01:50:09,436
کندي؟

1838
01:50:11,271 --> 01:50:16,943
معلمم خيلي خوب نيست و هميشه تند مزاجه

1839
01:50:17,110 --> 01:50:19,446
و من اصلا مدرسه رو به هيچ وجه دوست ندارم 

1840
01:50:19,613 --> 01:50:21,489
حالا من يک پيشاهنگم

1841
01:50:21,615 --> 01:50:23,158
کريسمس مبارک

1842
01:50:24,743 --> 01:50:25,952
کريسمست مبارک موگي

1843
01:50:26,119 --> 01:50:27,829
فکر ميکنم کفشهاي اسکي جديد براي کريسمس بگيرم

1844
01:50:27,954 --> 01:50:29,956
خب وقتي تو خونه اومدي ما ميتونيم گاهي اوقات با هم بپوشيم

1845
01:50:30,123 --> 01:50:33,543
ما همه ارزوي يک کريسمس خيلي خوب و خوش برات داريم

1846
01:50:33,668 --> 01:50:35,837
و ما به تو در روز کريسمس فکر ميکنيم

1847
01:50:38,798 --> 01:50:40,508
ما دلمون برات تنگ ميشه عزيزم
