﻿1
00:00:38,621 --> 00:00:41,666
من در يک اجتماع کوچيک کشاورزي

2
00:00:41,791 --> 00:00:45,253
در مينه سوتاي جنوبي موسوم به ورثينگتون بزرگ شدم

3
00:00:45,378 --> 00:00:48,131
يک شهرک کوچک آمريکا
حداقل شهرک کوچيک من
تيم اوبراين،مينه سوتا

4
00:00:48,256 --> 00:00:50,633
خيلي زياد پرهيز کار بود

5
00:00:50,759 --> 00:00:52,260
اون محل امني براي بزرگ شدن بود

6
00:00:52,385 --> 00:00:55,180
در تابستان يک باشگاه کوچک بيسبال بود

7
00:00:55,305 --> 00:00:57,849
و در زمستان هاکي وجود داشت

8
00:01:01,478 --> 00:01:05,106
همه از کار و کاسبي و  گناهان همديگه خبر داشتن

9
00:01:05,231 --> 00:01:07,400
و اينکه ازدواجهاشون چي سرانجامي داشته

10
00:01:07,525 --> 00:01:10,445
و کجا بچه ها اشتباه کردن

11
00:01:12,697 --> 00:01:15,825
اون پر از بچه هاي کيواني(باشگاه خدمات بين المللي)و باشگاه الک(باشگاه اجتماعي)

12
00:01:15,950 --> 00:01:20,038
و مجموعه کانتري کلاب(باشگاهي با تسهيلات اجتماعي و ورزشي)و نوعي زنان خانه دار وراج.

13
00:01:20,163 --> 00:01:22,874
و روحانيون مقدس ماب.

14
00:01:25,085 --> 00:01:28,088
روزيو که اعلام فراخوان خدمت وظيفم رسيد رو بخاطر ميارم

15
00:01:28,213 --> 00:01:33,635
بعداز ظهر يک تابستان شايد ژوئن 1968.

16
00:01:33,802 --> 00:01:36,304
و بخاطر ميارم که اون پاکت رو توي آشپزخونه گرفتم

17
00:01:36,471 --> 00:01:37,931
و اونو روي ميز آشپزخونه گذاشتم

18
00:01:38,056 --> 00:01:40,892
همونجايي که مادر و پدرم داشتن نهار ميخوردن

19
00:01:41,017 --> 00:01:42,310
و اونا حتي نخوندنش

20
00:01:42,477 --> 00:01:44,896
اونا فقط بهش نگاه کردن و ميدونستن اون چي بود

21
00:01:45,021 --> 00:01:47,190
و سکوت اون نهار

22
00:01:47,315 --> 00:01:50,652
من صحبتي نکردم،مامانم حرفي نزد،پدرم صحبتي نکرد

23
00:01:50,777 --> 00:01:52,153
فقط اون تکه کاغذ

24
00:01:52,320 --> 00:01:54,322
وسط ميز افتاده بود

25
00:01:54,489 --> 00:01:58,993
اون انقدر تاثير داشت که منو وادار ميکنه تا امروز گريه کنم،نه براي خودم

26
00:01:59,119 --> 00:02:00,703
بلکه براي مامان بابام

27
00:02:00,829 --> 00:02:04,249
که هردوي اونا طي جنگ دوم جهاني در نيروي دريايي خدمت کرده بودن

28
00:02:04,374 --> 00:02:08,211
و به خدمت براي کشور شخص و همه اون ارزشها اعتقاد داشتند.

29
00:02:08,336 --> 00:02:12,298
همه شهروندان را دشمنان بالقوه در نظر ميگيرند

30
00:02:12,423 --> 00:02:17,679
از يکطرف من فکر ميکردم که جنگ کار درستي نيست

31
00:02:19,848 --> 00:02:21,808
از طرف ديگه من کشورمو دوست داشتم.

32
00:02:21,933 --> 00:02:28,606
و من زندگيمو در يک شهرک کوچيک و دوستانم و خانواده رو قدر ميدونستم.

33
00:02:28,731 --> 00:02:32,861
بنابراين من در تابستان 68،با اينکه چکار کنم در کشمکش بودم

34
00:02:32,986 --> 00:02:35,530
حداقل براي من شکنجه آور تر

35
00:02:35,697 --> 00:02:40,076
و ويران کننده تر و از لحاظ عاطفي دردناکتر

36
00:02:40,201 --> 00:02:41,953
از هرچيزي بود که در ويتنام اتفاق افتاد

37
00:02:43,997 --> 00:02:48,710
نهايتا من فقط تسليم شدم

38
00:02:48,877 --> 00:02:54,757
و يک روز  همراه با ديگر فارغ التحصيلان اخير سوار اتوبوس شدم

39
00:02:54,883 --> 00:02:58,094
و ما به سوفالز حدود 100 کيلومتر اونورتر منتقل شديم

40
00:02:58,219 --> 00:03:00,889
و دستامونو بلند کرديم و وارد ارتش شديم

41
00:03:01,055 --> 00:03:04,225
ولي اون يک تصميم نبود اون فقدان تصميم بود

42
00:03:04,392 --> 00:03:06,561
اون اجازه دادن به جسمم بود که بره,

43
00:03:06,728 --> 00:03:09,689
زدن يک کليد در وجدانم

44
00:03:09,814 --> 00:03:11,566
فقط خاموش کردن اون بود

45
00:03:11,733 --> 00:03:15,236
بنابراين اون ديگه به من هشدار نميداد و نميگفت که

46
00:03:15,361 --> 00:03:21,492
تو داري يک کار بد و شيطاني و احمقانه و غير ميهن پرستانه انجام ميدي

47
00:03:25,038 --> 00:03:28,541
جنگ ويتنام

48
00:03:29,250 --> 00:03:33,087
ارقام تلفات هفته پيش در جنگ ويتنام که امروز منتشر شد

49
00:03:33,254 --> 00:03:35,882
نشان داد که 299 آمريکايي کشته شده اند،پايين ترين رقم در دو ماه.

50
00:03:42,222 --> 00:03:44,307
برلين

51
00:03:47,310 --> 00:03:47,936
لندن

52
00:04:01,741 --> 00:04:03,952
پاريس

53
00:04:19,300 --> 00:04:21,094
پراگ

54
00:04:37,902 --> 00:04:41,489
تا ژوئن 1968(خرداد)،روحيه انقلابي

55
00:04:41,614 --> 00:04:48,579
در مورد جنگ ويتنام،در مورد بي عدالتي،در مورد حقوق بشر

56
00:04:48,705 --> 00:04:51,374
به نظر ميرسيد در همه جا گسترش يافته است

57
00:04:55,128 --> 00:04:58,047
فشار براي به پايان رساندن جنگ رو به گسترش بود

58
00:04:58,172 --> 00:05:00,675
رئيس جمهور ليندون جانسون از قبل تصميم گرفته بود

59
00:05:00,842 --> 00:05:02,510
بار ديگر نامزد نشود

60
00:05:02,635 --> 00:05:06,389
ترورها و ناآرامي کشور را شوکه کرده بود

61
00:05:06,514 --> 00:05:10,685
و کشور در حال آماده شدن براي انتخاب يک رئيس جمهور جديد بود

62
00:05:12,520 --> 00:05:15,982
در همين اثنا ديپلماتهاي آمريکايي و ويتنام شمالي در پاريس

63
00:05:16,107 --> 00:05:17,358
به هيچ نتيجه اي نرسيدند

64
00:05:17,525 --> 00:05:20,862
کمونيستها تاکيد داشتند که

65
00:05:21,029 --> 00:05:23,281
هيچ مذاکرات حقيقي

66
00:05:23,406 --> 00:05:28,328
تا زمان توقف همه بمبارانها بر ويتنام شمالي قابل حصول نخواهد بود

67
00:05:30,038 --> 00:05:32,415
وزير دفاع جديد کلارک کليفورد

68
00:05:32,540 --> 00:05:34,751
که تنها بعد از چند ماه وزارت

69
00:05:34,876 --> 00:05:37,128
از باز(جنگ طلب) به فاخته(صلح طلب)تبديل شده بود

70
00:05:37,253 --> 00:05:40,548
از رئيس جمهور خواهش کرد تا خواستار توقف کامل(بمباران)شود

71
00:05:40,673 --> 00:05:43,468
او به جانسون گفت:"ما تنها پاي ميز مذاکره

72
00:05:43,593 --> 00:05:45,053
ميتوانيم اميد موفقيت داشته باشيم

73
00:05:45,219 --> 00:05:47,764
ما در جنگي هستيم که نميتوانيم پيروز شويم"

74
00:05:47,889 --> 00:05:51,601
رئيس جمهور از توقف بمباران سرباز زد

75
00:05:58,399 --> 00:05:59,734
طي ماههاي بعدي

76
00:05:59,901 --> 00:06:02,362
گزارشهايي از پيشرفت  درميدان نبرد

77
00:06:02,487 --> 00:06:04,572
و نواحي روستايي وجود ميداشت

78
00:06:04,697 --> 00:06:09,327
ولي آن پيشرفت انقدر کند و انقدر با  هزينه بالاي

79
00:06:09,452 --> 00:06:13,164
زندگيهاي انسانها همراه بود که جنگ عليه جنگ

80
00:06:13,289 --> 00:06:15,166
در ميهن تشديد يافت

81
00:06:15,291 --> 00:06:19,921
طبقات و نسلهاي زخم خورده عليه يکديگر

82
00:06:20,088 --> 00:06:23,883
بي اعتمادي رو به گسترش از رهبران سياسي که به نظر ناتوان

83
00:06:24,008 --> 00:06:27,261
يا بي ميل براي به پايان رساندن جنگ بودند.

84
00:06:31,015 --> 00:06:33,476
مردان جوان از همه کشور به

85
00:06:33,601 --> 00:06:35,770
مواجهه با سوالات و انتخابهايي ادامه ميدادند

86
00:06:35,937 --> 00:06:39,273
پدران و پدربزرگانشان به ندرت مجبور به روبرو شدن با انها بودند

87
00:06:39,440 --> 00:06:42,026
وقتي از آنها خواسته ميشد در ساير جنگها شرکت کنند:
نوشته روي کلاهخود:جنگ جهنم است

88
00:06:42,151 --> 00:06:46,906
يک شهروند چه وظيفه اي به کشورش مديون بود؟

89
00:06:47,031 --> 00:06:50,201
شخص بايد چه ميکرد زمانيکه از او خواسته ميشد تا در جنگي شرکت کند

90
00:06:50,326 --> 00:06:52,829
که به آن اعتقادي نداشت؟

91
00:06:54,330 --> 00:06:58,418
يک سرباز چگونه بايد بين يک
دشمن مخفي

92
00:06:58,543 --> 00:07:02,755
و غيرنظاميان ويتنامي که قرار بود از او دفاع شود تشخيص بدهد؟

93
00:07:07,218 --> 00:07:10,471
تابستان در پيش 1968

94
00:07:10,638 --> 00:07:13,015
يکي از سرنوشت ساز ترين

95
00:07:13,141 --> 00:07:16,477
در تاريخ آمريکا ميبود

96
00:07:27,989 --> 00:07:31,993
قسمت هفتم
روکش تمدن
ژوئن(ارديبهشت) 1968-مي 1969(خرداد)

97
00:07:32,493 --> 00:07:34,829
اوايل امسال،رهبران عاليربته ايالات متحده متعهد شدند

98
00:07:34,954 --> 00:07:37,582
که از پاسگاه مرزي ايالات متحده در کيسان

99
00:07:37,707 --> 00:07:42,170
بعداز 77 روز تحت محاصره دشمن بودن,به هرقيمتي دفاع خواهد شد.

100
00:07:47,467 --> 00:07:51,262
جانسون  در پاييز 1967

101
00:07:51,387 --> 00:07:53,389
و همانطور که ما وارد سال 1968 ميشديم گفته بود

102
00:07:53,514 --> 00:07:56,392
من يک دين بين فو لعنتي نميخواهم.

103
00:07:56,517 --> 00:08:01,355
بنابراين کل ارتش آمريکا  از روساي ستاد مشترک به پايين

104
00:08:01,522 --> 00:08:05,318
خواه آنها به نجات کيسان باور داشته باشند يا نه

105
00:08:05,443 --> 00:08:08,529
مصمم بودند به هر قيمتي از شکسته شدن

106
00:08:08,654 --> 00:08:11,157
آن محاصره مطمئن شوند

107
00:08:14,494 --> 00:08:17,538
حالا حقيقت اينه که يک هفته پس از

108
00:08:17,705 --> 00:08:18,873
شکسته شدن آن محاصره

109
00:08:18,998 --> 00:08:22,460
اونها آن پايگاه رو شخم زدند و رهاش کردند

110
00:08:22,585 --> 00:08:26,672
اون ويتنام در يک مقياس کوچک بود

111
00:08:29,091 --> 00:08:31,511
حالا فرمانده جديدي در ويتنام بود

112
00:08:31,636 --> 00:08:36,474
ژنرال کريگتون دبليو.آبرامز يک قهرمان جنگ دوم جهاني

113
00:08:36,599 --> 00:08:39,060
گزارشگري گفت:سرباز يک سرباز،

114
00:08:39,227 --> 00:08:43,022
که ميتوانست الهام بخش جنگجويي در يک گل بگونيا شود.

115
00:08:43,147 --> 00:08:45,399
برخي خبرنگاران زماني اونو

116
00:08:45,525 --> 00:08:49,028
بصورت يک فرد سيگاري در يک رختخواب نامرتب تشبيه کرده بودند.

117
00:08:49,153 --> 00:08:51,197
اون بدخلقه

118
00:08:51,322 --> 00:08:52,406
خيلي نوشیدنی ميخورد.

119
00:08:52,573 --> 00:08:54,951
او در صبح بداخلاق بود

120
00:08:55,076 --> 00:08:58,037
گاهي اوقات افسران ستاد قرار ملاقاتها رو با اون

121
00:08:58,162 --> 00:08:59,163
در صبح تنظيم ميکردند

122
00:08:59,247 --> 00:09:01,123
قرار ملاقات با ژنرالهايي که برايش دردسر درست ميکردند

123
00:09:02,583 --> 00:09:05,711
آبرامز يک چهره جديد خوشامد گو به جنگ آمريکاييها بود

124
00:09:05,836 --> 00:09:10,550
گزارشگران او را صريحتر و صادق تر از
سلفش(فرمانده قبلي)يافتند

125
00:09:10,675 --> 00:09:13,678
او به زيردستانش گفت:""خط مشي کلي

126
00:09:13,803 --> 00:09:15,555
روابط عمومي اين فرماندهي

127
00:09:15,680 --> 00:09:18,891
اين خواهد بود که اجازه داده شود تا نتايج براي آنها سخن بگويند".

128
00:09:19,016 --> 00:09:22,770
گاهي اوقات يک افسر ميگفت:"ما اجازه داريم

129
00:09:22,895 --> 00:09:27,775
تا صراحتا بيان کنيم که ما هيچ کار کوفتي در اين ماه انجام نداده ايم".

130
00:09:27,942 --> 00:09:31,362
بسياري از سربازان تا بقيه عمرشان باور داشتند

131
00:09:31,487 --> 00:09:34,073
که اگر آبرامز فرماندهي را زودتر عهده دار شده بود

132
00:09:34,198 --> 00:09:36,534
نتيجه ميتوانست متفاوت باشد .

133
00:09:43,499 --> 00:09:45,459
به شما خيلي مختصر گفته ميشه

134
00:09:45,585 --> 00:09:49,547
:"ما بايد هرچقدر که ميتوانيم جنازه بشمريم."

135
00:09:49,672 --> 00:09:52,466
چه تعداد گوک(ويتنامي)ديروز کشتي؟

136
00:09:52,592 --> 00:09:54,885
و اون نسبت کشتار بود که
تعيين ميکرد
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

137
00:09:55,011 --> 00:09:57,096
آيا شما اونرو پيروزي ميناميد يا شکست.

138
00:09:57,221 --> 00:10:00,766
بنابراين اگه شما 20 ويتنام شمالي رو ميکشتيد

139
00:10:00,891 --> 00:10:02,977
و تنها دو نفر رو از دست ميداديد

140
00:10:03,102 --> 00:10:07,356
اونها اون درگيري مسلحانه خاص رو يک پيروزي ميناميدند

141
00:10:07,481 --> 00:10:12,612
ستوان وينسنت اوکاماتو طي جنگ دوم جهاني

142
00:10:12,737 --> 00:10:15,239
در يک اردوگاه بازداشت غيرنظاميان ژاپني-آمريکايي

143
00:10:15,364 --> 00:10:20,786
در پوستون آريزونا بعنوان پسر هفتم يک خانواده مهاجر ژاپني متولد شد.

144
00:10:20,911 --> 00:10:23,831
همه شش برادرانش در ارتش خدمت کرده بودند

145
00:10:23,998 --> 00:10:28,210
دو نفر از آنها همراه تيم رزمي هنگ 442 پرافتخار

146
00:10:28,336 --> 00:10:30,129
در ايتاليا و فرانسه جنگيده بودند

147
00:10:30,254 --> 00:10:33,341
پرافتخارترين يگان در جنگ دوم جهاني

148
00:10:33,466 --> 00:10:38,471
بنابراين زمانيکه کشور اوکاموتو درگير جنگ ويتنام شد

149
00:10:38,596 --> 00:10:40,681
او باور داشت که او هم بايد برود

150
00:10:42,516 --> 00:10:46,687
او حالا يک سرجوخه همراه با گروهان براوو از گردان دوم

151
00:10:46,854 --> 00:10:52,526
هنگ 27 ام از لشکر پياده نظام  25 مستقر در کوچي
بود

152
00:10:52,693 --> 00:10:57,448
حدود 30 کيلومتري شمال غربي سايگون،منطقه اي که توسط کيلومترها

153
00:10:57,573 --> 00:11:00,534
تونل ويت کنگ غربال شده بود

154
00:11:03,371 --> 00:11:05,831
والدينم مهاجرين ژاپني هستند

155
00:11:05,956 --> 00:11:08,834
من به معني واقعي کلمه هر روز زندگيم تا زمانيکه

156
00:11:08,959 --> 00:11:12,129
وارد ارتش شدم برنج ميخوردم

157
00:11:13,923 --> 00:11:18,594
خب ما داشتيم يک خط قرنطينه و جستجوي يک روستا رو ايجاد ميکرديم

158
00:11:20,638 --> 00:11:22,014
هيچ سلاحي پيدا نکرديم

159
00:11:22,139 --> 00:11:25,559
هيچ نوشتجات مربوط به کمونيسم يا هر چيز ديگه اي پيدا نکرديم

160
00:11:25,726 --> 00:11:28,229
بنابراين ما وقت زيادي براي صرف نهار داشتيم

161
00:11:28,396 --> 00:11:31,691
همه ميخواستن تا از زير نور خورشيد بيرون بيان

162
00:11:31,816 --> 00:11:34,985
خب بيسيم چيم،پزشکيارم و من

163
00:11:35,111 --> 00:11:37,154
به اون خونه خاص وارد شديم و اونجا

164
00:11:37,279 --> 00:11:40,408
سه زن و يک بچه در اغوش مادرش

165
00:11:40,574 --> 00:11:43,202
و يک بچه حدود چهار ساله بودن

166
00:11:43,327 --> 00:11:47,248
و اون زن داشت برنج ميپخت

167
00:11:47,415 --> 00:11:49,625
خب اينجا اوکاموتو پسر خانم اوکاموتو هست

168
00:11:49,750 --> 00:11:53,421
که چند ماه بود که برنج نخورده بود...حالا اون برنج داغ در حال بخار دادن

169
00:11:53,587 --> 00:11:56,257
من داشتم بهش نگاه ميکردم،اون از نظر من خيلي خوب بود

170
00:11:56,424 --> 00:11:58,300
خب من به مترجمم گفتم

171
00:11:58,426 --> 00:12:02,638
گفتم:"هي به اين زن بگو اون مادر بزرگ

172
00:12:02,763 --> 00:12:06,100
که من به اون يک پاکت سيگار

173
00:12:06,225 --> 00:12:10,271
تکه بوقلمون جيره غذاييم و يک قوطي کنسرو هلو

174
00:12:10,396 --> 00:12:12,898
در ازاي مقداري از اون برنج در حال بخار و اون ماهي و سبزيجات ميدم".

175
00:12:14,608 --> 00:12:15,693
اون عالي بود

176
00:12:15,818 --> 00:12:17,611
و من براي غذاي دوم تقاضا کردم

177
00:12:17,737 --> 00:12:20,740
بيسيم چيم گفت:"لعنتي،به اندازه کافي اين مردم فقير نيستن

178
00:12:20,865 --> 00:12:23,367
که تو داري غذاشون هم ميخوري؟

179
00:12:23,492 --> 00:12:25,619
من گفتم:"به جهنم،اونا انقدر برنج  اينجا دارن که

180
00:12:25,786 --> 00:12:28,330
که ميتونن دوازده نفرو تغذيه کنن"

181
00:12:28,456 --> 00:12:30,583
و بعد سپيده دميد

182
00:12:30,708 --> 00:12:32,710
اونا انقدر برنج داشتن که دوازده نفرو غذا بدن.

183
00:12:32,835 --> 00:12:36,630
بنابراين من مترجممو واداشتم که ازاون زن بپرسه

184
00:12:36,797 --> 00:12:38,799
"همه اين برنجها براي کيه؟"

185
00:12:40,551 --> 00:12:42,011
اون گفت:"نميدونم،نميدونم".

186
00:12:42,136 --> 00:12:45,806
بنابراين ما شروع به جستجو دوباره اون اطراف کرديم

187
00:12:45,931 --> 00:12:47,558
ما دهانه يک تونلو پيدا کرديم

188
00:12:49,477 --> 00:12:51,437
به من نارنجکي داده شد

189
00:12:54,565 --> 00:12:57,151
پس ازينکه دود از بين رفت،ما فکر کنم

190
00:12:57,318 --> 00:13:02,323
هفت يا هشت جسد رو به ميدان شهرک اورديم

191
00:13:02,490 --> 00:13:07,745
و ما ميخواستيم ببينيم که چه کسي براي اين افراد گريه ميکنه

192
00:13:07,870 --> 00:13:10,873
و بعد ما افراد بيشتري براي سوال و جواب داشتيم

193
00:13:10,998 --> 00:13:15,252
زني که در اون خونه زندگي ميکرد

194
00:13:15,377 --> 00:13:16,879
و من برنجشون رو خورده بودم

195
00:13:17,004 --> 00:13:19,673
همگي چمباتمه زنان شيون ميکردند,

196
00:13:19,799 --> 00:13:21,425
و شما نميتونستين اينها رو هويت يابي کنين

197
00:13:21,509 --> 00:13:24,011
اونا فقط اجساد سوخته شده بودن

198
00:13:24,136 --> 00:13:25,554
اوم

199
00:13:25,679 --> 00:13:27,681
و فکر ميکنم که اون اولين باري بود که فهميدم

200
00:13:27,807 --> 00:13:30,392
من شخصا مردم رو کشته بودم

201
00:13:30,518 --> 00:13:34,563
من يک "آفرين" از مافوقم گرفتم

202
00:13:34,688 --> 00:13:36,065
ولي

203
00:13:36,190 --> 00:13:38,400
اون چيزي نبود که شما بتونين بگين بهش افتخار ميکنين

204
00:13:38,526 --> 00:13:40,861
يا حس حقيقي پيروزي رو داشته باشين

205
00:13:43,823 --> 00:13:46,951
اوکاموتو طي آن تابستان،دو بار مجروح شد

206
00:13:47,076 --> 00:13:50,120
و 22 تهاجم هليکوپتري داشت

207
00:13:50,246 --> 00:13:53,749
که در چهار تا از آنها او فرمانده گروهان براوو بود.

208
00:13:53,874 --> 00:13:59,213
در صبح 23 اوت(شهريور ماه)،او بيست و سومين حمله اش را انجام داد.

209
00:13:59,338 --> 00:14:03,425
نونزده هليکوپتر جوخه هاي اول و دوم

210
00:14:03,551 --> 00:14:08,055
را به يک منطقه فرود جديد نزديک کامبوج منتقل کردند

211
00:14:08,180 --> 00:14:11,100
وظيفه آنها حفر سنگر و منتظر ماندن در همانجا

212
00:14:11,225 --> 00:14:15,062
و به نحوي سدکردن راه يک گردان از سربازان ويتنام شمالي بود

213
00:14:15,229 --> 00:14:18,399
که سعي داشتند به آنطرف مرز بگريزند

214
00:14:18,524 --> 00:14:21,402
يگان اوکوماتو توسط يک جوخه

215
00:14:21,569 --> 00:14:26,115
پياده نظام مکانيزه,سه نفربر زرهي و يک تانک مجددا تقويت شد

216
00:14:26,240 --> 00:14:30,327
ولي انها هنوز به شدت تعدادشان کمتر بود

217
00:14:30,452 --> 00:14:34,415
او و کمتر از 150 نفر تحت فرماندهيش

218
00:14:34,540 --> 00:14:37,459
بقيه انروز و همه روز بعد را

219
00:14:37,585 --> 00:14:40,754
صرف آماده شدن در حد توانشان براي يک حمله شدند

220
00:14:40,880 --> 00:14:42,590
مينهاي ضد نفر کنترل از راه دور ميکاشتند

221
00:14:42,715 --> 00:14:46,260
و سه مارپيچ از سيم خاردار نصب کردند

222
00:14:49,388 --> 00:14:52,016
24 اوت حدود ده شب

223
00:14:52,141 --> 00:14:55,644
ما تحت حمله بسيار سنگين آتشباري خمپاره اي قرار گرفتيم

224
00:14:57,146 --> 00:15:00,608
طي ده ثانيه اول

225
00:15:00,774 --> 00:15:04,194
همه اون سه نفربر زرهي و تانکها

226
00:15:04,320 --> 00:15:06,697
با نارنجکهاي راکتي از بين رفتند

227
00:15:10,492 --> 00:15:13,871
به مدت کوتاهي مينهاي تله اي آن چشم انداز را  روشن کرد

228
00:15:13,996 --> 00:15:16,540
تعداد زيادي از سربازان دشمن از ميان علفهاي فيل

229
00:15:16,665 --> 00:15:18,626
در حال دويدن به طرف آنها بودند

230
00:15:20,044 --> 00:15:24,965
خمپاره هاي ويت کنگ دو شکاف  را در سيم خاردارها با انفجار ايجاد کردند

231
00:15:25,132 --> 00:15:28,761
اگر اوکاموتو و افراد کم تعدادش نميتوانستند آن شکافها را پر کنند

232
00:15:28,886 --> 00:15:31,305
آنها مطمئنا شکست ميخوردند

233
00:15:31,472 --> 00:15:35,142
او و چهار نفر در نزديکيش تفنگهاي ام-16 شان را

234
00:15:35,309 --> 00:15:39,146
بالاي سرشان گرفتند و بي هدف شليک کردند

235
00:15:39,271 --> 00:15:41,899
دشمن همچنان پيشروي ميکرد

236
00:15:42,024 --> 00:15:43,692
من چهار نفر داشتم.

237
00:15:43,817 --> 00:15:47,279
و در ميان نور منورها من گفتم

238
00:15:47,404 --> 00:15:49,239
"دو نفر از شما بروند و مسلسلها رو

239
00:15:49,365 --> 00:15:50,741
از اون نفربرهاي زرهي بيرون بيارن".

240
00:15:50,866 --> 00:15:52,910
خب پاسخي که من گرفتم اين بود:

241
00:15:53,035 --> 00:15:54,870
"لعنت بهت،من به اونجا نخواهم رفت."

242
00:15:56,246 --> 00:16:00,501
بنابراين من به طرف اولين نفربر زرهي دويدم و من

243
00:16:01,168 --> 00:16:04,672
توپچيو از برجک بيرون کشيدم ،اون مرده بود

244
00:16:04,797 --> 00:16:08,217
اون تو پريدم،مسلسل رو آماده کردم

245
00:16:08,342 --> 00:16:11,053
و تا زمانيکه فشنگم تمام شد شليک کردم

246
00:16:11,178 --> 00:16:14,974
اوکاموتو بسمت دومين نفربر زرهي از کار افتاده

247
00:16:15,099 --> 00:16:18,936
و بعد سومي دويد،تفنگهاي انها را خالي کرد

248
00:16:19,061 --> 00:16:22,231
و اونا هنوز بسمت ما ميومدن

249
00:16:22,356 --> 00:16:25,985
بنابراين من بسمت اونجا سينه خيز رفتم تا به حدود ده متريشون رسيدم

250
00:16:26,110 --> 00:16:29,697
و اونا رو با نارنجکهاي دستيم کشتم

251
00:16:29,822 --> 00:16:32,491
دو نارنجک دشمن نزديکي او افتاد

252
00:16:32,616 --> 00:16:35,035
و او آنها را مجددا به طرف دشمن پرتاب کرد

253
00:16:35,202 --> 00:16:38,872
ولي نارنجک سوم درست پشت سرش فرود آمد

254
00:16:39,039 --> 00:16:42,626
قطعات ترکش به پاهايش و پشتش پاشيده شد

255
00:16:44,712 --> 00:16:47,631
من دقيقا مطمئن بودم که قراره بميرم

256
00:16:47,756 --> 00:16:49,758
اوکاموتو تو قرار نيست از اينجا زنده بيرون بري

257
00:16:49,883 --> 00:16:51,093
مامان قراره سخت بهش  بگذره

258
00:16:51,218 --> 00:16:54,388
ولي ميدوني،تو قرار نيست ازينجا جون سالم بدر ببري

259
00:16:54,555 --> 00:16:55,848
و اون رهايي بخش بود

260
00:16:55,973 --> 00:16:58,267
وقتي شما ميدونين که قراره بميرين،شما

261
00:16:58,392 --> 00:16:59,727
ترستون ميره

262
00:16:59,852 --> 00:17:01,562
حداقل در مورد من من ديگه نميترسيدم

263
00:17:01,729 --> 00:17:03,814
من فقط ديوونه بودم چون اينجا همه اين ادم کوچولوها

264
00:17:03,814 --> 00:17:06,817
سعي داشتن منو بکشن

265
00:17:06,942 --> 00:17:08,736
و اگه مساله اين بود

266
00:17:08,902 --> 00:17:11,655
بنابراين من ميخوام تا اونجايکه ميتونم پيش ازينکه از پا در بيام

267
00:17:11,780 --> 00:17:12,781
به اونا سخت بگيرم

268
00:17:15,409 --> 00:17:18,245
من مردان شجاع زياديو اون شب کشتم

269
00:17:18,412 --> 00:17:20,497
و من اون رو با گفتن اين به خودم توجيه ميکردم

270
00:17:20,622 --> 00:17:23,417
خوب شايد اونچه که تو کردي،فقط شايد

271
00:17:23,584 --> 00:17:26,003
جان چند تا از افراد خودتو نجات داده باشه.

272
00:17:29,923 --> 00:17:33,719
طي آنشب،دشمن به درون کامبوج گريخته بود

273
00:17:33,844 --> 00:17:37,181
تا انجايي که توانستند از کشتگان خود را با خود بردند

274
00:17:40,017 --> 00:17:44,438
يک سوم گروهان اوکاموتو کشته شده بودند

275
00:17:47,024 --> 00:17:48,484
وينسنت اوکاموتو براي تلاشهايش در آن شب

276
00:17:48,609 --> 00:17:52,446
مدال صليب خدمت برجسته

277
00:17:52,571 --> 00:17:55,991
دومين مدال پر افتخار ارتش را دريافت کرد

278
00:17:56,116 --> 00:17:58,494
پيش ازينکه دوره ماموريتش باتمام برسد

279
00:17:58,619 --> 00:18:02,456
او تبديل به دارنده پر افتخارترين مدال ژاپني آمريکايي شد

280
00:18:02,581 --> 00:18:05,250
که از جنگ ويتنام جان سالم به در برد

281
00:18:08,128 --> 00:18:09,713
ميدونيد چيه؟

282
00:18:11,340 --> 00:18:13,717
قهرماناي واقعي اون مرداني بودند که مردند

283
00:18:17,221 --> 00:18:20,808
ترک تحصيل کنندگان 19-20 ساله از دبيرستان.

284
00:18:20,933 --> 00:18:23,227
اونا راههاي فراري که طبقه نخبگان

285
00:18:23,352 --> 00:18:26,980
و ثروتمند و داراي امتياز داشتند،دارا نبودند.

286
00:18:27,147 --> 00:18:28,148
و اون غيرمنصفانه بود

287
00:18:31,193 --> 00:18:33,946
بنابراين اونا به خدمت نظامي بعنوان

288
00:18:35,823 --> 00:18:37,366
يکجور وضعيت جوي نگاه ميکردن

289
00:18:37,491 --> 00:18:39,326
تو مجبوري واردش بشي و تو بايد اونکارو بکني

290
00:18:41,328 --> 00:18:45,833
ولي از نظر اين بچه ها که پايين ترين دريافتيو داشتن

291
00:18:45,999 --> 00:18:47,376
هيچ چيزي براي رسيدن به اون در پيش نبود

292
00:18:47,417 --> 00:18:48,752
اونا قرار نبود تا براي خدمتشان

293
00:18:48,877 --> 00:18:51,839
در ويتنام جايزه بگيرن

294
00:18:51,964 --> 00:18:57,553
و هنوز صبر بي اندازشون،وفاداريشون به همديگه

295
00:18:57,678 --> 00:19:02,015
شجاعتشون زير اتش دشمن
فوق العاده بود

296
00:19:03,225 --> 00:19:05,644
و تو از خودت ميپرسيدي

297
00:19:05,769 --> 00:19:09,606
"چجوري آمريکا اين چنين مردان جواني توليد کرده؟"

298
00:19:22,077 --> 00:19:25,664
اون موقع،در شمال هيچکسي درمورد اين کشته ها صحبت نميکرد

299
00:19:28,542 --> 00:19:31,461
تابلو نوشته:گراميداشت پيروزي پرافتخار ارتش و مردم هانوي براي سرنگون ساختن 2500 هواگرد(هواپيما و هليکوپتر) دشمن

300
00:19:31,545 --> 00:19:33,881
شايد ما نبايد اونو "دروغگويي"بناميم
تابلو نوشته:گراميداشت پيروزي پرافتخار ارتش و مردم هانوي براي سرنگون ساختن 2500 هواگرد(هواپيما و هليکوپتر) دشمن

301
00:19:34,923 --> 00:19:37,217
اون تبليغات بود

302
00:19:38,302 --> 00:19:40,512
حتي حالا مردم ويتنام

303
00:19:41,513 --> 00:19:45,017
واقعا نميدونن چند نفر از بچه ها و هموطنانشون

304
00:19:45,058 --> 00:19:47,019
در جنگ کشته شدند

305
00:19:49,563 --> 00:19:53,567
در ابتدا راديو هانوي تهاجم تت را

306
00:19:53,692 --> 00:19:56,403
بعنوان يک سري از "پيروزيهاي عظيم"ترسيم کرد

307
00:19:56,570 --> 00:20:00,032
که در ان"صدها هزار نفر از مردم به پا خواسته بودند

308
00:20:00,157 --> 00:20:04,119
و مواضع دشمن را نابود کرده بودند

309
00:20:04,244 --> 00:20:08,040
يک ويتنام شمالي بخاطر مياورد:"ولي بعد از چند هفته

310
00:20:08,165 --> 00:20:10,918
ما اخبار بيشتري نميشنيديم

311
00:20:11,084 --> 00:20:13,295
رژيم سايگون هنوز آنجا بود

312
00:20:13,420 --> 00:20:16,590
و هواپيماهاي آمريکايي هنوز بمباران ميکردند

313
00:20:16,757 --> 00:20:20,427
واضح بود که راديو حقايق را نميگفت."

314
00:20:23,639 --> 00:20:26,350
تعداد تلفات هرگز افشا نشد

315
00:20:26,475 --> 00:20:30,062
ولي براي شهروندان ويتنام شمالي که مخفيانه به

316
00:20:30,187 --> 00:20:32,773
گزارشهاي بي.بي.سي و راديو سايگون گوش ميدادند

317
00:20:32,898 --> 00:20:36,109
روشن بود که ميزان تلفات ويتنام شمالي سنگين بود

318
00:20:37,236 --> 00:20:41,448
مطبوعات و راديو هرگز به يک شکست هم اشاره اي نکردند

319
00:20:42,741 --> 00:20:46,536
من عاشق خواندن روزنامه بودم ولي هرگز درمورد يک شکست چيزي نخوندم

320
00:20:46,620 --> 00:20:48,747
اونا فقط درمورد پيروزيها مينوشتن

321
00:20:50,082 --> 00:20:51,291
اون يکذره عجيب بود

322
00:20:51,833 --> 00:20:55,128
اگه فقط پيروزيها وجود داشتن،مردم ممکن بود از خودشون بپرسن

323
00:20:55,212 --> 00:20:57,005
پسرم کجاست،اون کجا کشته شد؟

324
00:20:58,632 --> 00:21:04,471
از اين قبيل سوالات پيچيده.بنابراين ايمن تر بود تا براي مدتي

325
00:21:04,596 --> 00:21:05,555
ساکت بمونن

326
00:21:07,599 --> 00:21:10,394
هيچ چيزي ارزشمندتر از استقلال و آزادي نيست

327
00:21:12,145 --> 00:21:15,190
هردفعه که نامه اي از برادرم ميرسيد مثل عيد بود

328
00:21:16,066 --> 00:21:21,154
ولي ما فهميديم که او اين نامه رو شش يا هشت ماه قبلتر فرستاده

329
00:21:22,447 --> 00:21:24,908
در روستاي من،افرادي بودن که مرده بودن

330
00:21:25,158 --> 00:21:27,703
و هرگز از جنوب برنگشتن

331
00:21:29,413 --> 00:21:31,957
ولي تا زمان  پايان جنگ

332
00:21:32,541 --> 00:21:37,087
خانواده هاي خيلي کمي اعلاميه مرگ از دولت دريافت کردند

333
00:21:37,879 --> 00:21:43,302
در اواخر اوت(اوايل شهريور)1968،لي زوان و رهبري ويتنام شمالي

334
00:21:43,427 --> 00:21:46,430
با اين وجود يک تهاجم ديگر به راه انداختند

335
00:21:46,555 --> 00:21:50,225
نتيجه مشابه تهاجمات تت و تت کوچک بود

336
00:21:52,019 --> 00:21:57,566
آنها 17000 نفر ديگر را از دست دادند

337
00:21:57,691 --> 00:22:00,402
به هزاران سرباز جديد تازه نفس دستور داده شد به جنوب بروند

338
00:22:00,527 --> 00:22:02,696
تا جاي آنان را بگيرند

339
00:22:02,863 --> 00:22:05,407
يک ويتنام شمالي بخاطر مياورد:

340
00:22:05,532 --> 00:22:07,993
"جنگ مثل يک حفره باز ديده ميشد

341
00:22:08,118 --> 00:22:12,205
هرچه تعداد بيشتري افراد جوان در انجا از دست ميرفتند،آنها تعداد بيشتر ميفرستادند".

342
00:22:13,582 --> 00:22:15,876
پسران برخي مقامات حزب

343
00:22:16,001 --> 00:22:19,755
و دوستانشان به خارج فرستاده ميشدند تا از خدمت وظيفه فرار کنند

344
00:22:19,880 --> 00:22:22,090
دانشجويان دانشگاه معاف ميشدند

345
00:22:22,215 --> 00:22:24,760
افراد پولدار به فراخوان کنندگان براي سربازي رشوه ميدادند

346
00:22:24,885 --> 00:22:27,137
تا فرزندانشان را ناديده بگيرند

347
00:22:27,262 --> 00:22:31,016
يا به پزشکان پول ميدادند تا آنها را براي خدمت نامناسب اعلام کنند

348
00:22:32,642 --> 00:22:35,395
برخي رهبران بچه هاشون رو به جبهه فرستادند

349
00:22:36,438 --> 00:22:37,981
ولي اونا در اقليت بودند

350
00:22:39,524 --> 00:22:41,651
اغلب بچه هاي سران

351
00:22:42,611 --> 00:22:44,446
مثل بچه هاي لي زوان

352
00:22:44,654 --> 00:22:47,157
براي تحصيل به اتحاد شوروي فرستاده شدند

353
00:22:48,492 --> 00:22:51,286
اغلب سربازان وظيفه افراد فقير نواحي روستايي بودند

354
00:22:51,411 --> 00:22:54,247
و اغلب پذيراي شعارها

355
00:22:54,414 --> 00:22:58,001
و وعده هاي انقلاب.

356
00:22:58,126 --> 00:23:00,295
هزاران جايگزين راه خود را

357
00:23:00,420 --> 00:23:02,214
بسمت جنوب از طريف مسير هوشي مين ميپيمودند

358
00:23:02,339 --> 00:23:05,634
و از کنار وسايل نقليه جزغاله شده و قبرستانهاي ارتش ميگذشتند

359
00:23:05,759 --> 00:23:09,930
سنگ قبرها بطور مرتب با اسامي مردگان

360
00:23:10,097 --> 00:23:12,391
و تاريخ مرگ هرکدام مشخص شده بود

361
00:23:14,351 --> 00:23:17,479
آنها با گروههاي کوچک از مردان مجروح مواجه ميشدند

362
00:23:17,604 --> 00:23:19,940
که در حال حرکت به سمت ديگر بودند

363
00:23:20,065 --> 00:23:22,734
افرادي بدون دست راه ميرفتند

364
00:23:22,859 --> 00:23:25,612
مردان بدون پا سوار کاميونهاي استتار شده بودند.

365
00:23:25,779 --> 00:23:28,156
سربازان کوري بودند

366
00:23:28,281 --> 00:23:32,452
و سايريني که بطور ترسناکي با ناپالم سوخته بودند

367
00:23:32,619 --> 00:23:35,080
يک مجروح از رمق افتاده به مردان جواني که به سمت ميدان جنگ ميرفتند گفت:

368
00:23:35,205 --> 00:23:39,709
"شما همه جور عيش و عشرت را در جنوب خواهيد ديد".

369
00:23:39,835 --> 00:23:43,255
يک افسر سياسي بخاطر مياورد:"همه وحشتزده شدند

370
00:23:43,380 --> 00:23:46,425
بخصوص وقتي که ما آن مردان را ديديم

371
00:23:46,550 --> 00:23:49,636
اون شبيه اون بود که داشتيم به آينده خودمان نظاره ميکرديم".

372
00:23:53,432 --> 00:23:55,851
جوانترين نماينده هيات نمايندگان نيوجرسي

373
00:23:55,976 --> 00:23:58,478
راي خود را براي انتخاب رئيس جمهور بعدي ايالات متحده ريچارد نيکسون

374
00:23:58,645 --> 00:23:59,646
به صندوق  ميندازد

375
00:23:59,771 --> 00:24:03,316
ما 18 راي بدست اورديم

376
00:24:03,483 --> 00:24:05,485
ديويد،ما اونو دوبرابر کرديم،18 تا

377
00:24:05,610 --> 00:24:07,988
ريچارد نيکسون براي بيش از دو دهه

378
00:24:08,155 --> 00:24:11,032
تبديل به يک چهره برجسته و جنجالي

379
00:24:11,158 --> 00:24:13,994
در سياست آمريکا شده بود

380
00:24:14,119 --> 00:24:16,371
او نماينده کنگره و سناتور شده بود

381
00:24:16,496 --> 00:24:19,458
و بيشتر به عنوان يک چهره به شدت ضد کمونيسم مطرح بود

382
00:24:19,583 --> 00:24:21,751
بعدا هشت سال

383
00:24:21,877 --> 00:24:24,921
بعنوان معاون رئيس جمهور دوايت آيزنهاور خدمت کرد

384
00:24:25,046 --> 00:24:27,883
او رقابت رياست جمهوري را با فاصله  کمي

385
00:24:28,008 --> 00:24:30,760
به جان کندي در 1960 باخت

386
00:24:30,886 --> 00:24:33,013
و بار ديگر دو سال بعد

387
00:24:33,180 --> 00:24:36,266
در تلاش براي فرمانداري کاليفرنيا شکست خورد.

388
00:24:36,391 --> 00:24:40,520
حرفه سياسيش به نظر به پايان رسيده بود

389
00:24:40,687 --> 00:24:44,733
ولي بعد،در يکي از خارق العاده ترين بازگشتها

390
00:24:44,858 --> 00:24:46,985
در تاريخ سياسي ايالات متحده

391
00:24:47,110 --> 00:24:49,446
او نسبت به رقبايش زرنگي بيشتر،مانور سياسي بهتر

392
00:24:49,571 --> 00:24:51,406
و کارزار تبليغاتي بهتري نشان داد

393
00:24:51,531 --> 00:24:56,203
تا اينکه نامزدي حزب جمهوريخواه را در 1968 ببرد

394
00:25:00,123 --> 00:25:02,959
گزينه اش براي معاونت رياست جمهوريش مرد مهيب و رجز خوان

395
00:25:03,084 --> 00:25:07,339
ولي عمدتا ناشناخته فرماندار مريلند اسپيرو آگنو بود.

396
00:25:09,424 --> 00:25:11,343
نيکسون براي خودش
اينگونه استدلال ميکرد

397
00:25:11,468 --> 00:25:14,971
که او همان مردي بود که ميتوانست يک آمريکاي چند تکه را با هم متحد کند

398
00:25:15,096 --> 00:25:19,017
و يک پايان با افتخار براي جنگ رقم زند.

399
00:25:19,142 --> 00:25:22,771
وقتي نيرومندترين کشور جهان ميتواند به مدت چهار سال

400
00:25:22,896 --> 00:25:26,775
در يک جنگ در ويتنام بدون هيچ پايان قابل مشاهده اي اسير ميشود

401
00:25:26,900 --> 00:25:28,777
وقتي ثروتمندترين کشور جهان نميتواند اقتصاد خودش را

402
00:25:28,818 --> 00:25:30,695
مديريت کند

403
00:25:30,820 --> 00:25:32,697
وقتي کشوري با بزرگترين سنت

404
00:25:32,822 --> 00:25:36,576
حکومت قانون درگير بي قانوني بيسابقه است;

405
00:25:36,701 --> 00:25:39,871
وقتي کشوري که بمدت يک قرن براي برابري

406
00:25:39,996 --> 00:25:41,414
فرصتها مشهور بوده است

407
00:25:41,581 --> 00:25:44,918
توسط خشونت نژادي بيسابقه پاره پاره ميشود

408
00:25:45,085 --> 00:25:47,087
و وقتي که رئيس جمهور ايالات متحده

409
00:25:47,254 --> 00:25:50,882
نميتواند به خارج يا هيچ شهر بزرگي در داخل بدون ترس از

410
00:25:51,007 --> 00:25:53,593
تظاهرات خصمانه مسافرت کند

411
00:25:53,760 --> 00:25:56,096
سپس زمان رهبري جديد

412
00:25:56,221 --> 00:25:57,806
براي ايالات متحده آمريکا فرا ميرسد

413
00:26:06,773 --> 00:26:08,775
از شيکاگو عصربخير ميگويم

414
00:26:08,900 --> 00:26:11,069
جاييکه سي و پنجمين همايش حزب دموکرات  ملي

415
00:26:11,194 --> 00:26:14,614
فردا با وعده آشوب و تهديد

416
00:26:14,781 --> 00:26:16,616
غير خشونت آميز درون اين عمارت افتتاح ميشود

417
00:26:16,741 --> 00:26:20,537
هر دو طرف سربازانشان را در يک صبح آرام

418
00:26:20,662 --> 00:26:22,831
براي مواجهه در شيکاگو حرکت ميدهند

419
00:26:22,956 --> 00:26:24,916
حدود 6000 نيروي ضربت ارتش

420
00:26:25,041 --> 00:26:27,836
ضد شورش و آماده براي عمليات

421
00:26:27,961 --> 00:26:31,464
سربازان ارتش بسمت مواضع سري در اطراف شهر

422
00:26:31,631 --> 00:26:34,134
بدنبال يکي از بزرگترين جابجاييها در تاريخ کشور  ميروند

423
00:26:36,845 --> 00:26:41,057
حدود 15 هزار معترض در شيکاگو گرد هم امده بودند

424
00:26:41,182 --> 00:26:44,561
اغلب براي نشان دادن نگرانيشان براي جنگ..

425
00:26:46,813 --> 00:26:49,816
برخي مصمم بودند تا گردهمايي را بهم زنند

426
00:26:53,111 --> 00:26:56,823
ريچارد جي ديلي،شهردار حزب دموکرات شيکاگو

427
00:26:56,990 --> 00:27:00,702
مصمم بود تا در شهرش هيچ دردسري نباشد

428
00:27:02,537 --> 00:27:06,833
دوازده هزار پليس شيکاگويي به حال اماده باش بودند

429
00:27:07,000 --> 00:27:10,295
علاوه بر 6 هزار سرباز ارتش ايالات متحده

430
00:27:10,420 --> 00:27:14,090
شش هزار نيروي گارد ملي مسلح ديگر

431
00:27:14,215 --> 00:27:18,053
و هزار مامور اطلاعاتي از اف.بي.آي(پليس فدرال)

432
00:27:18,178 --> 00:27:21,306
سيا و ارتش هم حضور داشتند

433
00:27:22,766 --> 00:27:25,560
شهردار ديلي آمفي تئاتر شيکاگو را

434
00:27:25,685 --> 00:27:27,187
که در ان گردهمايي در حال برگزاري بود،قرنطينه کرد

435
00:27:27,354 --> 00:27:30,732
و به معترضين اجازه نداد تا در پارکهاي شهر

436
00:27:30,857 --> 00:27:33,443
راهپيمايي کنند يا بخوابند

437
00:27:34,861 --> 00:27:36,780
آيا شما قصد داريد تا بدون اجازه برويد

438
00:27:36,821 --> 00:27:37,947
اگر به شما اجازه ندهند؟

439
00:27:38,031 --> 00:27:39,366
برمبناي اين حقيقت که

440
00:27:39,532 --> 00:27:43,119
بمدت چندين ماه ما به اين شهر و اين مردم

441
00:27:43,244 --> 00:27:46,956
اطلاع داده ايم که ما ميخواهيم تظاهرات
رني ديويس،فعال ضد جنگ

442
00:27:47,082 --> 00:27:48,833
يک گردهمايي در شيکاگو

443
00:27:48,958 --> 00:27:51,419
تا نشان دهيم که جنگ را محکوم ميکنيم

444
00:27:51,544 --> 00:27:54,923
دهها هزار نفر از مردم  که به شهر شيکاگو ميايند

445
00:27:55,048 --> 00:27:56,800
آن مجوز را تشکيل ميدهند

446
00:27:58,843 --> 00:28:00,970
جنگ ما با نظامي گريه

447
00:28:01,096 --> 00:28:02,764
که در حال گسترش در اين کشوره

448
00:28:02,889 --> 00:28:05,725
در پاسخ به شکايتهاي سياسي و اجتماعي به حق

449
00:28:05,850 --> 00:28:07,727
با آوردن سربازان

450
00:28:07,852 --> 00:28:10,689
بجاي تلاش براي حل مسائل حقيقي و مشکلات حقيقي.

451
00:28:14,234 --> 00:28:16,444
به اسم امنيت،ازادي مطبوعات

452
00:28:16,486 --> 00:28:18,697
آزادي جنبش احتمالا تا جاييکه

453
00:28:18,822 --> 00:28:20,824
خود تظاهرکنندگان نگران شوند

454
00:28:20,949 --> 00:28:25,036
حتي آزادي بيان بشدت اينجا محدود شده  است.

455
00:28:25,161 --> 00:28:30,208
يک گردهمايي حزب دموکرات  در حال شروع در يک وضعيت پليسي است

456
00:28:30,333 --> 00:28:32,877
به نظر نميرسد که جور ديگري بتوان انرا شرح داد.

457
00:28:35,088 --> 00:28:37,465
خواهش ميکنم نمايندگان بنشينند

458
00:28:37,590 --> 00:28:39,509
معاون رئيس جمهور هوبرت هامفري

459
00:28:39,634 --> 00:28:43,138
جانشين منتخب رئيس جمهور جانسون، کانديداي منتخب حزب دموکرات بود

460
00:28:43,263 --> 00:28:47,392
او هميشه در جناح ليبرال حزبش ،يک قهرمان بوده است

461
00:28:47,517 --> 00:28:50,395
اما بدليل اينکه او وفادارانه از رئيس جمهور

462
00:28:50,520 --> 00:28:54,357
و جنگ پشتيباني ميکرد،بسياري از نمايندگان و اغلب تظاهر کنندگان

463
00:28:54,482 --> 00:28:58,528
در بيرون از عمارت گردهمايي،از رقيب ضد جنگش

464
00:28:58,653 --> 00:29:01,406
سناتور يوجين مک کارتي پشتيباني ميکردند

465
00:29:04,743 --> 00:29:07,162
در دومين شب گردهمايي

466
00:29:07,287 --> 00:29:09,330
پليس صدها تظاهرکننده را

467
00:29:09,456 --> 00:29:13,251
با استفاده از باتوم و گاز اشک اور به بيرون از پارک لينکلن راند

468
00:29:18,673 --> 00:29:21,426
نمايندگان نوارهاي پارچه اي سياه روي بازوهايشان بسته اند

469
00:29:21,468 --> 00:29:24,637
بعداز ظهر روز بعد،دموکراتها با هيجان

470
00:29:24,763 --> 00:29:29,225
قسمتي از برنامه سياستهاي حزبي را به بحث در مورد فراخوان براي پايان جنگ اختصاص دادند

471
00:29:29,350 --> 00:29:32,812
وقتي حاميان هامفري آنرا با اکثريت آرا رد کردند

472
00:29:32,979 --> 00:29:36,608
نمايندگان ضد جنگ به خروش درامدند

473
00:29:36,733 --> 00:29:39,235
که به نيويورک در اين تظاهرات خارق العاده

474
00:29:39,235 --> 00:29:43,698
احساسات ضد جنگ در کف سالن گردهمايي پيوسته اند

475
00:29:45,825 --> 00:29:48,119
تظاهرکنندگان  وقتي پليس تلاش داشت تا  مرد جواني را دستگير کند که

476
00:29:48,161 --> 00:29:50,413
سعي داشت پرچم امريکا را پاره کند،مقاومت کردند

477
00:29:50,538 --> 00:29:52,624
ببينين...اين عوضیيها رو ببينين

478
00:29:52,749 --> 00:29:54,542
پشتتونو به اين عوضیيها نکنين!

479
00:30:01,424 --> 00:30:02,759
پليسها همگي

480
00:30:02,801 --> 00:30:04,385
افرادي از محله هاي مجاور بودن..

481
00:30:04,427 --> 00:30:08,014
آدمهاي ايتاليايي،لهستاني،ايرلندي

482
00:30:08,139 --> 00:30:10,433
احتمالا برخي در ويتنام بوده اند

483
00:30:10,558 --> 00:30:11,976
و اگه اونا اونجا نبوده اند

484
00:30:12,101 --> 00:30:16,105
مطمئنا پسرعمو يا پسر خاله يا برادرهاشون اونجا بوده اند

485
00:30:16,231 --> 00:30:20,527
فليپ کاپوتو که همراه تفنگداران دريايي در ويتنام جنگيده بود

486
00:30:20,693 --> 00:30:22,445
حالا يک گزارشگر بود

487
00:30:22,570 --> 00:30:26,449
که وظيفه داشت درگيري در خيابانهاي آمريکا را پوشش خبري بدهد

488
00:30:26,574 --> 00:30:29,369
از اونايي فيلم بگير که دارن سنگ پرت ميکنن!

489
00:30:31,538 --> 00:30:33,456
خب يکهويي خيابونها پر ازين  بچه هايي شد که

490
00:30:33,581 --> 00:30:35,708
شبيه اين بچه دانشجوهايي نيستن که

491
00:30:35,875 --> 00:30:38,336
قراره از نظر پليس باشن

492
00:30:42,131 --> 00:30:43,758
و برخي ازونا اقدام به خرابکاري

493
00:30:43,883 --> 00:30:47,554
و فحاشي با صداي بلند کردند

494
00:30:47,720 --> 00:30:51,140
و فکر ميکنم خيلي از پليسها اونرو بعنوان

495
00:30:51,266 --> 00:30:57,564
سواستفاده از امتيازاتي که داشتن ميديدند و اونها رو تمسخر ميکردند

496
00:30:57,689 --> 00:30:58,982
اونا دارن ما رو تحريک ميکنن

497
00:30:59,107 --> 00:31:02,026
ولي ما نميخوايم که با اونها حالا مقابله کنيم،لطفا بيايد عقب

498
00:31:14,455 --> 00:31:19,002
بريدعقب!بريدعقب!

499
00:31:30,805 --> 00:31:36,436
گزارشي هست روي فيلم از پارک مرکزي،درمرکز شهر شيکاگو.
ديويد برينکلي،ان.بي.سي نيوز

500
00:31:38,771 --> 00:31:41,107
آنروز عصر،هزاران تظاهر کننده,

501
00:31:41,232 --> 00:31:44,360
که از ورود به هرجايي نزديک گردهمايي منع شدند

502
00:31:44,485 --> 00:31:48,364
بجايش بسمت مقر اصلي حزب دموکرات در

503
00:31:48,489 --> 00:31:51,618
هتل هيلتون واقع در خيابان ميشيگان راهپيمايي کردند

504
00:31:51,743 --> 00:31:55,121
راهپيمايان بنظر ميرسه که از هرجايي اومدن

505
00:31:55,246 --> 00:31:58,583
و حالا دارن بسمت جنوب در خيابان ميشيگان حرکت ميکنن

506
00:31:58,708 --> 00:32:00,043
سمت مخالفي که

507
00:32:00,168 --> 00:32:03,963
پليس از قبل راه اونها رو سد کرده بود

508
00:32:06,132 --> 00:32:07,634
دستهاتونو بيارين بالا!

509
00:32:07,634 --> 00:32:09,135
دستارو نشون بده!

510
00:32:09,260 --> 00:32:10,470
بجنب

511
00:32:18,436 --> 00:32:20,229
بجنب حالا!
برو! برو!

512
00:32:20,355 --> 00:32:24,025
من در پيشگاه شما براي نامزدي حزب دموکرات

513
00:32:24,150 --> 00:32:26,819
بعنوان رئيس جمهور ايالات متحده

514
00:32:26,986 --> 00:32:31,199
نام سناتور يوجين جي مک کارتي از مينه سوتا را مطرح ميکنم

515
00:32:35,536 --> 00:32:39,749
در بالبو و خيابانهاي ميشيگان در مرکز شهر شيکاگو

516
00:32:39,874 --> 00:32:43,586
گاهي اوقات يک تظاهرات براي صلح در حال جريان بوده است.

517
00:32:43,711 --> 00:32:45,964
پليس اومده تا اونو درهم بکوبه

518
00:32:46,089 --> 00:32:48,549
گاردملي براي کمک فراخوانده شده است

519
00:33:14,534 --> 00:33:15,994
بگيرش!

520
00:33:16,119 --> 00:33:18,621
بگيرش! بگيرش!

521
00:33:27,213 --> 00:33:29,132
مردم جيغ ميزنن.

522
00:33:29,257 --> 00:33:30,717
من تلويزيونو روشن کردم

523
00:33:30,717 --> 00:33:32,510
فکر نميکنم من بعنوان يک دانشجوي يکسال مونده به آخر در دانشگاه

524
00:33:32,552 --> 00:33:33,845
خيلي آدم با فکر و ملاحظه اي بودم

525
00:33:33,970 --> 00:33:37,223
ولي فکر ميکردم که کشور از درزها و شکافهاش داشت از هم گسيخته ميشد
جيمز ويلبانکس،دانشگاه تگزاس A and M

526
00:33:37,348 --> 00:33:39,434
شبيه اين بود که ما داشتيم به ورطه جنون ميفتاديم

527
00:33:41,269 --> 00:33:45,189
و نميتونستم بگم آيا اون معترضين بودن يا پليس

528
00:33:45,314 --> 00:33:46,315
يا اينکه همه ديوونه شده بودن؟

529
00:33:52,113 --> 00:33:54,741
در گردهمايي اغتشاش بيشتري وجود داشت

530
00:33:54,866 --> 00:33:57,827
برخي نمايندگان ضد جنگ که زماني به رابرت کندي مقتول

531
00:33:57,952 --> 00:34:01,080
متعهد بودند حالا حمايتشان را

532
00:34:01,205 --> 00:34:03,166
متمايل به کانديداي ديگري

533
00:34:03,291 --> 00:34:06,878
سناتور داکوتاي جنوبي جرج مک گاورن کرده بودند

534
00:34:07,003 --> 00:34:10,214
و با جرج مک گاورن بعنوان رئيس جمهور ايالات متحده

535
00:34:10,339 --> 00:34:14,177
ما مجبور نميبوديم تا تاکتيکهاي گشتاپو(پليس مخفي آلمان نازي)

536
00:34:14,302 --> 00:34:18,056
را در خيابانهاي شيکاگو داشته باشيم

537
00:34:24,937 --> 00:34:27,273
سرود خواني مداوم توسط جمعيت:

538
00:34:27,398 --> 00:34:29,567
"کل دنيا نظاره ميکند"

539
00:34:29,692 --> 00:34:32,862
ليندون جانسون که در حال نظاره کردن به آن آشوب در تلويزيون بود

540
00:34:32,987 --> 00:34:34,822
تصميم گرفت تا به شيکاگو پرواز کند

541
00:34:34,947 --> 00:34:38,076
و خودش به رقابت بازگردد

542
00:34:38,201 --> 00:34:41,120
شهردار ديلي به رئيس جمهور گفت که او نمايندگان کافي در اختيار داشت تا

543
00:34:41,245 --> 00:34:43,081
نامزدي را ببرد

544
00:34:43,206 --> 00:34:47,085
ولي سرويس مخفي هشدار داد که نميتواند امنيت او را تضمين کند

545
00:34:47,543 --> 00:34:52,006
من به استراليا هفته آخر اوت 1968 براي استراحت و بهبودي رسيدم

546
00:34:52,173 --> 00:34:54,550
من هرگز واقعا نميخواستم تا براي استراحت و تجديد قوا برم

547
00:34:54,675 --> 00:34:57,178
فکر ميکردم که تو چطوري ميخواي تمدد اعصاب کني؟

548
00:34:57,303 --> 00:35:00,932
بنابراين من تلويزيونو روشن کردم و اولين صحنه

549
00:35:01,057 --> 00:35:03,184
تلويزوين روشن شد

550
00:35:03,351 --> 00:35:05,812
اولين صحنه...دوربيني بود که

551
00:35:05,937 --> 00:35:09,732
داشت نماي نزديک ميگرفت،روي شونه اين سرباز طوفان(نيروي ضربت در آلمان و نيز سري فيلمهاي جنگ ستارگان)

552
00:35:09,857 --> 00:35:12,026
که يک پسر رو از پشت سر با پيرهنش گرفته بود

553
00:35:12,193 --> 00:35:14,695
و اونو با باتومش ميزد

554
00:35:14,821 --> 00:35:17,824
و خون بود و همه جا آشوب و اغتشاش بود

555
00:35:17,949 --> 00:35:20,576
و بعد دوربين دور ميشد

556
00:35:20,701 --> 00:35:22,370
و اين اغتشاشات و نبردي که در جريان بود

557
00:35:22,370 --> 00:35:23,913
و  من گفتم:اوه خداي من

558
00:35:24,038 --> 00:35:25,706
روسها به خاک چکسلواکي تجاوز کردند

559
00:35:25,873 --> 00:35:28,709
و بعد ايضا،ايضا،ايضا گردهمايي دموکراتيک شيکاگو

560
00:35:28,876 --> 00:35:30,586
ايالات متحده امريکا

561
00:35:30,711 --> 00:35:33,214
و گفتم..ميدوني در اون لحظه

562
00:35:33,339 --> 00:35:35,216
سياست زده بودم

563
00:35:52,817 --> 00:35:54,485
در اون لحظه از زمان

564
00:35:54,610 --> 00:35:57,655
من فهميدم که هر کسي که به آمريکا اهميت ميده

565
00:35:57,780 --> 00:36:01,033
به نصف دنيا اونورتر در جستجوي تعدادي اشباح

566
00:36:01,159 --> 00:36:04,036
در جنگل،کشتن مادر بزرگ يکي ديگه

567
00:36:04,162 --> 00:36:06,038
مطلقا بدون هيچ دليلي فرستاده شده.

568
00:36:08,249 --> 00:36:11,878
و در همين اثنا،کشورم داشت از هم گسيخته ميشد.

569
00:36:12,003 --> 00:36:13,838
بناببراين من کسيو ديدم که شبيه پدرمه

570
00:36:13,963 --> 00:36:15,381
داشت يکي ديگه رو کتک ميزد که شبيه من بود

571
00:36:15,506 --> 00:36:19,385
اوه،خداي من،من بايد طرف کي ميبودم؟

572
00:36:38,446 --> 00:36:39,989
در پايان

573
00:36:40,114 --> 00:36:43,075
هامفري در نخستين راي گيري برنده شد

574
00:36:43,201 --> 00:36:45,620
او به رسانه ها گفت که
چقدر خوشوقت بود

575
00:36:45,786 --> 00:36:49,790
ولي او به همسرش اعتراف کرد که گردهمايي او را

576
00:36:49,916 --> 00:36:53,628
با احساس دلشکستگي،خورد و خمير شدن و فرسودگي تنها گذاشت

577
00:36:53,794 --> 00:36:55,880
انگار که او از کشتي شکسته نجات پيدا کرده بود

578
00:36:57,965 --> 00:37:00,551
يک شوراي تحقيقاتي رياست جمهوري اعلام کرد
آنچه که در شيکاگو رخ داده

579
00:37:00,676 --> 00:37:04,889
شک شورشي بود که پليس عامل ايجاد ان بود ولي در يک نظرسنجي موسسه گالوپ

580
00:37:05,014 --> 00:37:08,267
56 درصد آمريکاييها روش پليس در مواجهه با

581
00:37:08,392 --> 00:37:11,979
تظاهرکنندگان را تاييد کردند

582
00:37:12,146 --> 00:37:16,275
و وقتي ريچارد نيکسون خواست تا کارزار انتخاباتيش را با يک کاروان موتوري

583
00:37:16,400 --> 00:37:18,527
از ميان بخش لوپ شيکاگو(مرکز مالي)آغاز کند

584
00:37:18,653 --> 00:37:23,157
نزديک به نيم ميليون شيکاگويي  براي تشويق او ازدحام کردند

585
00:37:30,414 --> 00:37:32,333
سلام،مامان بابا

586
00:37:32,458 --> 00:37:34,627
من واقعا نميتونم درمورد اين کشور چيز زيادي

587
00:37:34,752 --> 00:37:36,379
بغير ازين بگم که کشتزارهاي برنج بو ميدن

588
00:37:36,504 --> 00:37:40,841
و تنها کيلومترها و کيلومترها خالي از هرچيز بغير از شاليزارهاي برنجه.

589
00:37:40,967 --> 00:37:42,343
و اونا توش با کانالهاي آب زهکشي کردند

590
00:37:42,468 --> 00:37:43,469
واقعا منظره باحالي داره

591
00:37:43,511 --> 00:37:45,054
ما از ميون اونا با نفربرهاي زرهيمون رد ميشيم

592
00:37:45,179 --> 00:37:47,515
و تو اونا شيار درست ميکنيم و هرچيز ديگه رو.

593
00:37:51,769 --> 00:37:55,648
در 29 اوت(شهريور)يک روز پس از درگيري پليس و تظاهرکنندگان

594
00:37:55,773 --> 00:37:59,527
در شيکاگو،سرباز 20 ساله مايکل هولمز

595
00:37:59,652 --> 00:38:02,947
به ويتنام رسيد

596
00:38:03,072 --> 00:38:07,034
او متولد و بزرگ شده شهر کوچک ويليامزويل

597
00:38:07,159 --> 00:38:09,704
در مرکز رشته کوههاي اوزارک در ميزوري بود

598
00:38:09,870 --> 00:38:12,206
پدر و مادرش فروشگاه همه چيز فروشي را اداره ميکردند

599
00:38:12,373 --> 00:38:14,959
جايي که مايکل هر روز بعد از مدرسه در آن کار ميکرد

600
00:38:15,084 --> 00:38:19,005
او در رودخانه ها شنا ميکرد،آهو و سنجاب شکار ميکرد

601
00:38:19,130 --> 00:38:22,091
و بطور مرتب با دختري بنام دارلين قرار ميگذاشت

602
00:38:22,216 --> 00:38:26,095
او با ماندن در دبيرستان مشکل داشت

603
00:38:26,220 --> 00:38:29,724
مدرسه فوق ديپلم را باتمام نرساند و در نتيجه

604
00:38:29,890 --> 00:38:33,769
فورا به خدمت نظام وظيفه در ارتش فراخوانده شد

605
00:38:33,894 --> 00:38:39,025
در ويتنام او به يک جوخه از سواره نظام زرهي هفدهم

606
00:38:39,150 --> 00:38:42,486
از تيپ پياده نظام سبک اسلحه 196 ماموريت يافت

607
00:38:42,611 --> 00:38:45,156
که در يک پايگاه توپخانه دور افتاده

608
00:38:45,281 --> 00:38:50,411
واقع در 35 کيلومتري جنوب دانانگ موسوم به بالدي قرار داشت

609
00:38:50,536 --> 00:38:52,913
خب شما ميپرسيد که اندازه بالدي چقدر بود؟

610
00:38:53,080 --> 00:38:55,750
خب اون فقط حدودا اندازه ويلمزويل

611
00:38:55,916 --> 00:38:59,045
و شايد يک خورده بزرگتر باشه

612
00:38:59,170 --> 00:39:03,341
من براي شما عکسي از خودم و يک مشت از ديگر بچه ها فرستادم

613
00:39:07,178 --> 00:39:08,888
اون واقعا انقدر بد نيست

614
00:39:09,013 --> 00:39:10,639
يکجورايي دوسش دارم

615
00:39:10,765 --> 00:39:12,767
اون فقط از خونه دوره

616
00:39:12,933 --> 00:39:14,602
و هر چيزي که من دوسش ندارم

617
00:39:17,897 --> 00:39:21,734
خانواده و دوستان در ويليامزويل دورهم جمع شدند تا به گزارشهاي

618
00:39:21,859 --> 00:39:24,195
مايکل از ويتنام گوش دهند

619
00:39:24,320 --> 00:39:28,574
و براي او از انچه که در خانه رخ ميدهد با پر کردن نوار آگاه کنند

620
00:39:28,699 --> 00:39:31,619
ما همه امشب همراه پدر و مادرت  اينجا هستيم

621
00:39:31,786 --> 00:39:34,955
و فکر کرديم که همگي چيزي برات بگيم

622
00:39:35,081 --> 00:39:39,960
و تو بتوني صدامونو بشنوي و مثل اينکه حس کني در خونه هستي

623
00:39:40,086 --> 00:39:40,961
و ما منتظر آينده هستيم

624
00:39:41,087 --> 00:39:42,380
سلام مايک

625
00:39:42,505 --> 00:39:44,382
من اخيرا بارها به شکار سنجاب رفته ام

626
00:39:44,382 --> 00:39:46,467
و خيلي زياد ازونا کشته ام

627
00:39:46,634 --> 00:39:49,845
خب کوههاي اوزارک واقعا در اين وقت سال زيبا به نظر ميرسه

628
00:39:49,970 --> 00:39:51,263
منتظر آينده هستم تا تو را ببينم

629
00:39:51,389 --> 00:39:52,973
اوه من جري هستم مايک

630
00:39:53,099 --> 00:39:56,268
فکر ميکنم ريکي وکارول بهم زدن مايک

631
00:39:56,394 --> 00:39:58,145
ريکي اون واقعا حالا سرگردانه

632
00:39:58,312 --> 00:40:01,065
مايک من گلندا هستم

633
00:40:01,190 --> 00:40:04,360
من يک دوست پيدا کردم و اسمش دنيه

634
00:40:04,485 --> 00:40:05,653
و

635
00:40:05,820 --> 00:40:07,405
مايک من گلنم

636
00:40:07,530 --> 00:40:09,782
همه اين پسراي ديگه در مورد شکار صحبت ميکنن

637
00:40:09,907 --> 00:40:11,617
من ميخوام در مورد دخترا صحبت کنم

638
00:40:11,742 --> 00:40:14,537
دخترها و ماشينهاي سريع

639
00:40:14,662 --> 00:40:17,665
جين بولبري براش ي بونويل جديد گرفته

640
00:40:17,790 --> 00:40:21,168
مايکل من مادرتم

641
00:40:21,293 --> 00:40:24,630
اين عکسي که برامون فرستادي واقعا خوب بود ،اون مثل خودت بنظر ميرسه

642
00:40:24,755 --> 00:40:28,592
من حتي اون سبيلت رو هم دوست دارم و فکر نميکردم دوست داشته باشم

643
00:40:28,717 --> 00:40:30,177
و ما دلمون برات خيلي تنگ شده

644
00:40:30,344 --> 00:40:32,263
من پدرتم که دارم صحبت ميکنم

645
00:40:32,304 --> 00:40:37,059
فکر ميکنيم که تو حالت خوب باشه فقط ,جايي که به تو مربوط نيست

646
00:40:37,184 --> 00:40:39,770
سرک نکش

647
00:40:39,895 --> 00:40:43,274
که يک تله انفجاري يا چيزي گير بياري

648
00:40:43,399 --> 00:40:47,445
اين نوار داره تموم ميشه،خوب فعلا خداحافظ

649
00:40:55,202 --> 00:40:58,998
ما خيلي از اين کلبه ها رو امروز خاکستر کرديم

650
00:40:59,123 --> 00:41:02,251
که متعلق به اين مردمي بود که با ما همکاري نميکردن،
ميدوني.

651
00:41:02,376 --> 00:41:04,044
اره،من واقعا من واقعا اونو درک نميکنم

652
00:41:04,170 --> 00:41:09,300
چون اگه،اگه اونا ،ميدوني ،ويت کنگ نيستن

653
00:41:09,425 --> 00:41:12,428
و ما اون کارو با اونا بکنيم،ميدوني،با اونا بد رفتار کرديم

654
00:41:12,553 --> 00:41:14,513
بعدا اونا به ويت کنگ تبديل خواهند شد

655
00:41:14,638 --> 00:41:16,140
ارتش همه چيزو برعکس انجام ميده

656
00:41:22,730 --> 00:41:26,901
يک روز صبح در آن پاييز،نفربرهاي زرهي متعدد از جوخه سواره نظام

657
00:41:27,026 --> 00:41:29,945
با احتياط بسمت بالاي بزرگراه شماره يک بمت دانانگ حرکت کردند

658
00:41:30,070 --> 00:41:34,450
مايکل هولمز سوار بر نفربر دوم بود

659
00:41:43,334 --> 00:41:48,047
نفربر او به يک بمب 136 کيلويي دفن شده زيرزمين جاده برخورد کرد

660
00:41:48,172 --> 00:41:51,425
سه تن از دوستانش فورا کشته شدند

661
00:41:51,592 --> 00:41:53,802
هولمز به بيرون پرت شد

662
00:41:53,928 --> 00:41:58,224
و 5 ساعت بعد در يک بيمارستان به هوش امد

663
00:42:01,435 --> 00:42:03,437
سلام،مامان،بابا

664
00:42:03,604 --> 00:42:04,813
منم

665
00:42:04,939 --> 00:42:06,732
تا اين لحظه نميدونستم

666
00:42:06,857 --> 00:42:10,110
که حقيقتا جنگي در اينجا جريان داشت

667
00:42:10,236 --> 00:42:13,989
من فقط فکر ميکردم ممکنه اونا دارن بازي ميکنن يا همچين چيزي.

668
00:42:14,114 --> 00:42:17,618
ولي تونستم  با اونا برخورد داشته باشم و با دو تا از اين آدمها دوست شدم

669
00:42:17,785 --> 00:42:19,787
من اونا را واقعا بخوبي ميشناختم

670
00:42:19,912 --> 00:42:21,455
و لطفا  در مورد آسيب من نگران نباشيد

671
00:42:21,497 --> 00:42:24,542
چون انقدر بد اسيب نديده ام

672
00:42:24,667 --> 00:42:27,962
دو تا مدال قلب بنفش ديگه و من از ميدان نبرد دور خواهم بود

673
00:42:28,087 --> 00:42:31,799
و فکر ميکنم شايد همراه هم از کشور خارج شيم

674
00:42:37,304 --> 00:42:42,726
شش ماه بعد،مايکل هولمز در حال گشت بود،او سرباز جلوي ستون بود

675
00:42:42,851 --> 00:42:46,981
در آنزمان توسط يک سرباز ويتنام شمالي کشته شد.

676
00:42:55,406 --> 00:42:57,449
اينجا ايالت لانگان است

677
00:42:57,575 --> 00:43:00,869
از 1962 اينجا يک زمين آزمايش مهم

678
00:43:00,995 --> 00:43:03,080
براي برنامه آرام سازي است

679
00:43:03,205 --> 00:43:07,960
در ميان کشتزارهاي هموار برنج و درختان نارگيل، لاک تينمات قرار دارد

680
00:43:08,085 --> 00:43:11,630
کدخداي ده ميگه که تنها سربازان بيشتر خواهند تونست براي مردمش در مقابل ويت کنگ

681
00:43:11,755 --> 00:43:13,424
امنيت بيارن

682
00:43:13,549 --> 00:43:14,800
او اضافه ميکنه که در طي شب,

683
00:43:14,925 --> 00:43:18,012
چريکها از خانه اي به خانه ديگر ميروند و ماليات جمع ميکنند

684
00:43:18,178 --> 00:43:21,974
دولت ممکنه که ادامه دادن به آرام سازي رو ترک کرده باشه

685
00:43:22,099 --> 00:43:23,976
ويت کنگ کار خود را رها نکرده اند

686
00:43:24,101 --> 00:43:27,187
ليز تروتا،ان.بي.سي نيوز از ويتنام جنوبي

687
00:43:28,856 --> 00:43:31,525
از انجايي که ويت کنگ به شدت در تهاجم تت

688
00:43:31,650 --> 00:43:35,154
و دو تهاجم متعاقب آن به شدت ضعيف شده بود

689
00:43:35,279 --> 00:43:37,031
ژنرال آبرامز بر اين باور بود که

690
00:43:37,197 --> 00:43:39,825
صدها هزار سرباز ويتنام جنوبي

691
00:43:39,950 --> 00:43:42,620
حالا ميتوانند آزادانه امنيت نواحي روستايي را تامين کنند

692
00:43:42,745 --> 00:43:45,581
و حمايت براي دولت در سايگون را کسب کنند

693
00:43:47,499 --> 00:43:50,419
ولي امنيت دائم تا زمانيکه

694
00:43:50,544 --> 00:43:53,714
زيرساخت سياسي ويت کنگ

695
00:43:53,839 --> 00:43:56,592
جمع کنندگان ماليات و کدخداهاي ده

696
00:43:56,717 --> 00:43:59,553
فراريان و جاسوسان و هواداران

697
00:43:59,678 --> 00:44:04,475
کشته،دستگير يا تا تغيير جبهه تعقيب شوند ممکن نبود

698
00:44:04,600 --> 00:44:10,731
سيا براي انجام آن برنامه ققنوس را ايجاد کرده بود

699
00:44:10,856 --> 00:44:13,776
روستاييان توييزوان در محوطه مدرسه

700
00:44:13,901 --> 00:44:15,569
روستا جمع شده اند

701
00:44:15,736 --> 00:44:19,073
در انجا بازجويان تيمهايي از دولت سعي ميکنند

702
00:44:19,239 --> 00:44:21,742
تا از ميان آنان اعضاي ويت کنگ را

703
00:44:21,867 --> 00:44:23,619
که اينجا زندگي ميکنند جدا کنند

704
00:44:23,744 --> 00:44:26,997
اينجور از عمليات ققنوس يک رويداد هفتگي

705
00:44:27,122 --> 00:44:29,958
در نواحي در سراسر ويتنام جنوبي است

706
00:44:32,544 --> 00:44:34,338
ستوان وينسنت اوکاموتو پس از بهبودي زخمهايش

707
00:44:34,463 --> 00:44:38,425
يک افسر اطلاعاتي وابسته

708
00:44:38,592 --> 00:44:41,762
به اين برنامه شد

709
00:44:41,887 --> 00:44:43,263
برنامه ققنوس با فرض اين حقيقت بود که

710
00:44:43,263 --> 00:44:45,516
ويتنام شماليها وقتي اونا به ويتنام جنوبي ميرن

711
00:44:45,557 --> 00:44:47,059
از طريق مسير هوشي مين پايين ميان

712
00:44:47,184 --> 00:44:48,727
اونا مثل آمريکاييها غريبه  بودند

713
00:44:48,769 --> 00:44:52,272
اونا عوارض زمين رو نميشناختن،اونا مردم را نميشناختن

714
00:44:52,398 --> 00:44:55,609
خب بخاطر ابنکه اونا در عمل موثر باشن

715
00:44:55,776 --> 00:44:57,945
اونها به زيرساخت ويت کنگ نياز داشتن

716
00:44:58,112 --> 00:45:02,408
و بنابراين اون پروژه قرار بود اون افرادو نابود کنه

717
00:45:02,533 --> 00:45:05,119
و من فکر ميکنم اون خيلي زياد معقول بود.

718
00:45:07,121 --> 00:45:10,290
کمونيستها فکر ميکردند ققنوس خيلي موثر بود

719
00:45:10,416 --> 00:45:12,876
اونها اونرو بصورت يک تهديد مهم

720
00:45:13,001 --> 00:45:15,295
براي موجوديت انقلاب ميديدند

721
00:45:15,421 --> 00:45:19,883
چون تا حدي که شما ميتونستين يک چيز تيز دستتون بگيرين

722
00:45:20,008 --> 00:45:21,677
و ويت کنگ رو بيرون بيارين

723
00:45:21,802 --> 00:45:23,971
ويت کنگ در سايه رو،دولت در سايه رو

724
00:45:24,138 --> 00:45:27,266
بعدا روشهاي کنترلشون رو بر جمعيت غيرنظامي

725
00:45:27,391 --> 00:45:29,435
در جنوب در حد يک ضربه مرگبار بود

726
00:45:31,770 --> 00:45:34,690
فشاري که برنامه ققنوس بر ويت کنگ وارد ميکرد

727
00:45:34,815 --> 00:45:39,069
باعث ايجاد علائم خطرناکي از انچه که يک مقام کمونيست آنرا

728
00:45:39,194 --> 00:45:43,323
بعنوان "تزلزل"در ميان نيروهايش در دلتاي معوضیگ توصيف کرد شد

729
00:45:43,449 --> 00:45:47,119
افسردگي،دلسردي و بدحاليهاي گسترده

730
00:45:47,244 --> 00:45:51,290
حتي در ميان افرادي شد که درحال اعزام به جنگ بودند

731
00:45:52,833 --> 00:45:56,670
ولي هدفگذاري ققنوس تنها به اندازه اي خوب بود که اطلاعات

732
00:45:56,795 --> 00:46:02,134
برمبناي ان بناگذاشته شده بود و آن بسيار متنوع بود

733
00:46:02,259 --> 00:46:05,637
اين فيلم ساخته شده توسط يک فيلمبردار روزنامه نگار سي بي اس

734
00:46:05,763 --> 00:46:08,766
در چند هفته پيش نشان ميدهد که برخي قواي ويتنام جنوبي

735
00:46:08,891 --> 00:46:10,184
در حال بازجويي يک پيرمرد هستند که

736
00:46:10,309 --> 00:46:12,519
بعنوان يک مقام دون پايه ويت کنگ شناخته شده است

737
00:46:14,855 --> 00:46:16,064
در برنامه ققنوس

738
00:46:16,106 --> 00:46:20,152
آمريکاييها در مقام مشورتي خدمت ميکردند

739
00:46:20,277 --> 00:46:23,489
اغلب کارهاي عملياتي بر عهده

740
00:46:23,614 --> 00:46:27,034
يگانهاي شناسايي ايالتي ويتنام جنوبي گذاشته شده بود..

741
00:46:29,203 --> 00:46:31,497
که گاهي اوقات بيشتر دوست داشتند

742
00:46:31,622 --> 00:46:36,126
تا حسابهاي قديمي را تصفيه کنند تا اينکه کمونيستها را ريشه کن کنند

743
00:46:38,086 --> 00:46:41,131
اون ترسناک بود چرا که ميتونست مورد سواستفاده قرار بگيره

744
00:46:41,256 --> 00:46:44,510
و ازش سواستفاده شد

745
00:46:44,635 --> 00:46:49,264
باري ديگر،نوايغ در سايگون از کامپيوترهاشون استفاده ميکردند

746
00:46:49,389 --> 00:46:52,851
تا با فهرستهاي سياه(ليست اسامي مظنونين) بيان

747
00:46:54,895 --> 00:46:57,481
شما ليست رو ميگرفتيد و شما اونو با بقيه افسران اطلاعاتي در اون بخش

748
00:46:57,606 --> 00:46:59,525
بررسي ميکرديد

749
00:46:59,650 --> 00:47:02,402
و سعي ميکرديد اون اطلاعات رو يکي کنيد

750
00:47:02,528 --> 00:47:04,530
شب بعد يا چند شب بعد

751
00:47:04,655 --> 00:47:07,074
يک دسته از گاوچرونها از يگانهاي شناسايي ايالتي ويتنام جنوبي به اونجا ميرفتن

752
00:47:07,241 --> 00:47:10,786
و ميدوني،در رو ميکوبيدن

753
00:47:10,911 --> 00:47:12,204
"مسخره روز آوريل اخه عوضی"

754
00:47:12,329 --> 00:47:13,330
و بوم

755
00:47:14,957 --> 00:47:16,542
هيچ پاسخگويي واقعي در کار نبود

756
00:47:19,837 --> 00:47:22,464
بعدا،مدير برنامه ققنوس

757
00:47:22,589 --> 00:47:26,051
براي کنگره تاييد کرد که هيچ کس نميداند چند نفر

758
00:47:26,176 --> 00:47:30,764
از بيش از 20 هزار نفري که کشته شده بودند،بيگناه بودند.

759
00:47:32,933 --> 00:47:35,143
و هرچند اين برنامه در تضعيف

760
00:47:35,269 --> 00:47:38,146
زيرساخت ويت کنگ موفق بود

761
00:47:38,272 --> 00:47:40,941
دولت وين وان تيو  مثل هميشه

762
00:47:41,066 --> 00:47:43,026
نامحبوب باقي ماند

763
00:47:45,946 --> 00:47:49,283
يک راي گيري در ايالت دلتايي(دلتاي رود معوضیگ) لانگان

764
00:47:49,449 --> 00:47:53,662
نشان ميداد 35% مردم حاضر بودند که به تيو راي بدهند

765
00:47:53,787 --> 00:47:57,791
بیست درصد از جبهه آزادي بخش ملي طرفداري ميکردند

766
00:47:57,916 --> 00:48:02,713
و 45% از هر کسي يا شخصي طرفداري ميکردند

767
00:48:02,838 --> 00:48:05,257
که با هر دوي ويت کنگ

768
00:48:05,382 --> 00:48:09,219
و رژيم تحت حمايت آمريکا در سايگون مخالف باشد

769
00:48:13,891 --> 00:48:15,392
در ويتنام زخمي وجود دارد

770
00:48:15,517 --> 00:48:17,603
که خونريزيش متوقف نميشود

771
00:48:17,728 --> 00:48:23,233
من دارم در مورد فرياد مرگ و زخم جنگ صحبت ميکنم

772
00:48:23,358 --> 00:48:25,319
ما نيومديم که با تو صحبت کنيم آقاي همفري

773
00:48:25,444 --> 00:48:27,237
ما آمده ايم که تو را بازداشت کنيم

774
00:48:27,362 --> 00:48:28,906
حالا شما زماني برابر با من(براي صحبت) داشته ايد

775
00:48:29,031 --> 00:48:30,032
خفه شو!

776
00:48:31,992 --> 00:48:35,579
کارزار انتخاباتي رياست جمهوري هوبرت هامفري به دردسر افتاده بود

777
00:48:35,704 --> 00:48:39,166
ريچارد نيکسون در نظرسنجيها به راحتي پيش افتاده بود

778
00:48:39,333 --> 00:48:41,168
و از مناظره سرباز ميزد

779
00:48:41,293 --> 00:48:43,837
او  در خفا به سه تن از سخنراني نويسهايش گفت:

780
00:48:43,962 --> 00:48:45,881
من به اين نتيجه رسيده ام که هيچ راهي براي پيروزي

781
00:48:46,006 --> 00:48:49,509
وجود ندارد

782
00:48:49,635 --> 00:48:51,428
ولي ما مجبوريم خلاف اين مطلب را بگوييم

783
00:48:51,553 --> 00:48:54,556
فقط براي اينکه برخي اهرمهاي چانه زني را حفظ کنيم

784
00:48:54,681 --> 00:48:58,977
مشکل روبه فزون هامفري يک کانديداي حزب ثالث بود

785
00:48:59,102 --> 00:49:00,479
جرج والاس

786
00:49:00,604 --> 00:49:03,649
فرماندار طرفدار جدايي سفيد و سياه آلاباما.

787
00:49:03,774 --> 00:49:07,069
او مطمئن بود که برخي از راي دهندگان سفيد پوست را

788
00:49:07,194 --> 00:49:10,530
که معمولا به حزب دموکرات راي ميدادند از انها جدا و به خود متمايل ميکند

789
00:49:10,656 --> 00:49:14,701
هامفري ترديدهايش را در مورد جنگ  از اول محرمانه

790
00:49:14,868 --> 00:49:19,039
با جانسون درميان گذاشته بود ولي او هميشه سرسختانه در ملا عام

791
00:49:19,164 --> 00:49:20,374
وفادار باقي مانده بود

792
00:49:20,540 --> 00:49:24,294
حالا مشاورانش به او گفتند در صورتيکه خواهان پيروزي ميباشد

793
00:49:24,419 --> 00:49:26,588
او مجبور است رابطه اش با رئيس جمهور را بهم بزند

794
00:49:26,713 --> 00:49:30,384
و يک موضع بيباکانه نسبت به پايان جنگ بگيرد

795
00:49:32,219 --> 00:49:35,305
او در 30 سپتامبر(مهر ماه) خواستار توقف کامل

796
00:49:35,430 --> 00:49:38,141
بمباران ويتنام شمالي شد

797
00:49:38,266 --> 00:49:40,686
من بمباران ويتنام شمالي را

798
00:49:40,811 --> 00:49:44,064
بعنوان يک ريسک قابل قبول براي صلح متوقف ميکردم

799
00:49:44,231 --> 00:49:48,819
چون معتقدم آن ميتوانست منجر به موفقيت در مذاکرات

800
00:49:48,944 --> 00:49:50,737
و بدانوسيله کوتاه شدن جنگ شود.

801
00:49:50,904 --> 00:49:54,783
اين ميتوانست به بهترين نحو از سربازانمان حفاظت کند

802
00:49:54,908 --> 00:49:58,245
جانسون حس کرد که به او خيانت شده و از صحبت کردن با معاون

803
00:49:58,370 --> 00:50:00,539
رياست جمهوري خودش براي مدتي سرباز زد

804
00:50:01,915 --> 00:50:05,627
ولي رئيس جمهور خودش در 31 اکتبر(آبانماه)درست 5 روز

805
00:50:05,752 --> 00:50:09,256
پيش از انتخابات يک اعلاميه غافلگيرانه صادر کرد

806
00:50:11,425 --> 00:50:15,512
او همه بمباران ويتنام شمالي متوقف ميکرد

807
00:50:15,637 --> 00:50:19,266
او گفت که يک پيشرفت اساسي در پاريس در جريان بوده است

808
00:50:19,391 --> 00:50:23,562
هانوي براي اولين بار با مذاکره با سايگون موافقت کرده بود

809
00:50:23,687 --> 00:50:28,275
و ايالات متحده موافقت کرده بود تا ويت کنگ هم شامل اين مذاکرات شود

810
00:50:28,442 --> 00:50:33,947
ناگهان به نظر ميرسيد که صلح امکان پذير است

811
00:50:34,114 --> 00:50:35,824
هامفري شادمان بود

812
00:50:35,949 --> 00:50:38,744
تعداد آرايش طي يکشب افزايش يافت

813
00:50:38,869 --> 00:50:43,206
او مطمئن بود که حالا قادر است از نيکسون سبقت بگيرد

814
00:50:43,331 --> 00:50:46,668
ولي بعد در 2 نوامبر(آبانماه)

815
00:50:46,793 --> 00:50:50,547
فقط سه روز مانده به رفتن آمريکاييها پاي صندوق راي

816
00:50:50,672 --> 00:50:53,508
رئيس جمهور تيو ناگهان اعلام کرد

817
00:50:53,633 --> 00:50:56,720
که دولت ويتنام جنوبي سرانجام

818
00:50:56,845 --> 00:50:59,097
در مذاکرات مفروض شرکت نميکند

819
00:51:00,974 --> 00:51:03,477
يک نماينده از کارزار انتخاباتي نيکسون

820
00:51:03,643 --> 00:51:07,522
در هيات نظارت شخصي کانديدا بطور مخفيانه

821
00:51:07,647 --> 00:51:09,107
با دولت سايگون تماس گرفته بود

822
00:51:09,232 --> 00:51:12,027
و اصرار ميکرد تيو از مذاکرات کنار بکشد

823
00:51:12,152 --> 00:51:14,821
و وعده ميداد زمانيکه نيکسون انتخاب شود

824
00:51:14,988 --> 00:51:19,159
او مذاکرات سخت تري با هانوي نسبت به هامفري  اداره ميکرد

825
00:51:19,284 --> 00:51:24,664
به لطف ابزار شنودي که سيا در دفتر سايگون تيو کار گذاشته بود

826
00:51:24,790 --> 00:51:28,335
و استراق سمع اف.بي.آي در سفارت ويتنام جنوبي

827
00:51:28,460 --> 00:51:32,297
در واشنگتن،جانسون از انچه اتفاق افتاده بود خبردار شد

828
00:51:32,422 --> 00:51:34,674
و با دوستش اورت ديکسون

829
00:51:34,841 --> 00:51:37,177
رهبر اقليت جمهوريخواه سنا تماس گرفت

830
00:51:37,344 --> 00:51:42,057
تا به او هشدار دهد که افراد نيکسون مرتکب خيانت ميشدند

831
00:51:42,182 --> 00:51:44,059
من دارم دستشونو ميخونم،اورت

832
00:51:44,101 --> 00:51:45,936
نميخوام اينو به کارزار انتخاباتي بکشونم

833
00:51:46,061 --> 00:51:47,354
درسته

834
00:51:47,479 --> 00:51:48,730
و اونها نبايد اينکارو بکنن

835
00:51:48,730 --> 00:51:49,773
اين خيانته.ميدونم

836
00:51:49,898 --> 00:51:51,983
و فکر ميکنم اون آمريکا رو شوکه کنه

837
00:51:52,109 --> 00:51:55,946
اگه يک کانديداي اصلي درحال بازي با منبعي مثل اين

838
00:51:56,071 --> 00:51:57,447
در موضوعي به اين مهمي باشه

839
00:51:57,572 --> 00:51:58,698
اره

840
00:51:58,865 --> 00:52:00,033
من اينو ميدونم

841
00:52:00,200 --> 00:52:02,786
که اونا دارن با يک قدرت خارجي

842
00:52:02,911 --> 00:52:04,121
در وسط يک جنگ تماس ميگيرن

843
00:52:04,246 --> 00:52:05,247
اين اشتباهه

844
00:52:05,372 --> 00:52:06,581
و اون يک اشتباه بد لعنتيه

845
00:52:09,209 --> 00:52:10,001
آقاي رئيس جمهور؟

846
00:52:10,127 --> 00:52:11,002
بله

847
00:52:11,128 --> 00:52:12,796
من ديک نيکسونم
بله،ديک

848
00:52:12,921 --> 00:52:14,214
من همين حالا به يک جلسه مطبوعاتي رفتم

849
00:52:14,381 --> 00:52:19,678
و گفتم که من به شما شخصا اطمينان ميدم

850
00:52:19,803 --> 00:52:22,848
که هر کار ممکنيو انجام ميدم تا با هر دو طرف

851
00:52:22,973 --> 00:52:25,892
پيش از انتخابات و در صورتيکه انتخاب بشم پس از انتخابات همکاري کنم

852
00:52:26,017 --> 00:52:27,394
فقط ميخواستم تو بدوني

853
00:52:27,519 --> 00:52:30,689
که من بسيار بسيار زياد به اين اعتقاد دارم

854
00:52:30,814 --> 00:52:34,317
و هرگونه شايعاتي

855
00:52:34,442 --> 00:52:38,196
درمورد کسي که سعي داره

856
00:52:38,321 --> 00:52:39,781
درمورد رويکرد سايگون خرابکاري کنه

857
00:52:39,906 --> 00:52:41,199
مطمئنا هيچ

858
00:52:41,324 --> 00:52:45,579
تا اونجا که بمن مربوطه مطلقا هيچ اعتباري نداره

859
00:52:45,745 --> 00:52:46,955
اون..اون

860
00:52:47,080 --> 00:52:48,540
من خيلي خوشحالم که اينو ميشنوم،ديک

861
00:52:48,665 --> 00:52:51,501
چون اون داره رخ ميده

862
00:52:51,626 --> 00:52:55,255
خداي من،من هرگز هيچکاري نميکنم تا سايگون رو تشويق کنم

863
00:52:55,422 --> 00:52:56,965
تا پاي ميز مذاکرات نياد،چون اساسا

864
00:52:57,007 --> 00:52:59,259
اون چيزيه که تو بدست اوردي

865
00:52:59,384 --> 00:53:00,468
خب،اين خوبه ديک

866
00:53:00,594 --> 00:53:02,554
ما مجبور شده ايم تا اين جنگ لعنتيو از صحنه برداريم

867
00:53:02,679 --> 00:53:05,056
هرچه سريعتر بهتر و گور پدر اعتبار سياسي.

868
00:53:05,098 --> 00:53:06,099
حرفمو باور کن

869
00:53:06,224 --> 00:53:07,225
خيلي ممنون،ديک

870
00:53:11,354 --> 00:53:14,816
نيکسون داشت دروغ ميگفت و جانسون از آن با خبر بود

871
00:53:14,941 --> 00:53:16,818
ولي براي مطرح کردن اين اطلاعات با مردم

872
00:53:16,943 --> 00:53:19,613
رئيس جمهور مجبور ميبود روشهايي که از طريق آن

873
00:53:19,738 --> 00:53:20,822
او از دورويي کانديد جمهوريخواه

874
00:53:20,947 --> 00:53:24,117
با خبر شده بود را فاش کند

875
00:53:24,284 --> 00:53:26,703
او نميخواست انکار را انجام دهد

876
00:53:26,828 --> 00:53:30,332
راز نيکسون محفوظ ميماند

877
00:53:30,457 --> 00:53:32,584
به مردم آمريکا هرگز گفته نميشد که

878
00:53:32,709 --> 00:53:36,963
رژيمي که براي آن 35 هزار آمريکايي کشته شده بودند

879
00:53:37,088 --> 00:53:39,424
مصمم شده بود تا مذاکرات صلح را تحريم کند

880
00:53:39,549 --> 00:53:43,094
تا به انتخاب نيکسون کمک کند يا اينکه او مصمم شده بود

881
00:53:43,220 --> 00:53:48,808
تا پايان دادن به  اين خونريزي را بخاطر انتخاب شدن به تاخير اندازد.

882
00:53:48,934 --> 00:53:53,313
در ساعت10:45 دقيقه امروز صبح بوقت استاندارد شرقي

883
00:53:53,480 --> 00:53:58,568
ريچارد ميلهاس نيکسون در روز انتخابات برنده رياست جمهوري

884
00:53:58,693 --> 00:54:02,113
با 43/4 درصد آرا شد

885
00:54:02,239 --> 00:54:06,243
هوبرت هامفري 42/7 درصد آرا را کسب کرد

886
00:54:10,580 --> 00:54:13,708
مانور سري کارزار انتخاباتي نيکسون ممکن است به او کمک کرده باشد تا

887
00:54:13,833 --> 00:54:17,254
برنده انتخابات شود،ولي ترس رئيس جمهور منتخب اين بود که
نيکسون برنده ميشود
تضمين ميکند تا کشور را متحد کند

888
00:54:17,379 --> 00:54:20,507
آن مانور و حرکت ممکن است روزي فاش شود

889
00:54:20,674 --> 00:54:23,009
و باعث بي آبروييش شود

890
00:54:26,680 --> 00:54:29,266
نيو پيش از موافقت با فرستادن يک نماينده به پاريس

891
00:54:29,391 --> 00:54:34,521
چندين هفته پس از انتخابات منتظر ماند

892
00:54:34,688 --> 00:54:39,526
در انجا همه چيز لنگ اين شده بود تا ترتيب صندليها مشخص شود

893
00:54:39,693 --> 00:54:44,489
ويتنام شماليها بر يک ميز چهارگوش با اضلاع جداگانه

894
00:54:44,614 --> 00:54:48,034
براي همه طرفهاي مذاکره اصرار داشته بودند

895
00:54:48,201 --> 00:54:52,747
هانوي،ويت کنگ،سايگون و ايالات متحده.

896
00:54:52,872 --> 00:54:58,044
سايگون از مشارکت سرباز زد مگر اينکه هانوي و ويت کنگ

897
00:54:58,169 --> 00:55:00,505
در يک طرف ميز بنشينند

898
00:55:00,630 --> 00:55:04,551
اين وضعيت بلاتکليفي 10 هفته طول کشيد

899
00:55:07,470 --> 00:55:11,391
اين شوروي بود که نهايتا با راه حلي پيش آمد:

900
00:55:11,558 --> 00:55:13,727
يک ميز گرد.

901
00:55:19,107 --> 00:55:21,568
نوع جراحت اورژانسيه،زخمهاي ترکش

902
00:55:23,153 --> 00:55:24,988
منطقه ناامنه

903
00:55:28,616 --> 00:55:29,909
سرتو پايين نگهدار

904
00:55:32,120 --> 00:55:33,955
يک مقدار تيراندازي به سمت ماست

905
00:55:36,958 --> 00:55:40,420
شما اين بچه هاي 19 ساله
رو با اين قلبهاي بزرگ دارين

906
00:55:40,545 --> 00:55:43,590
اونا هر کاري که ازشون بخواين انجام خواهند داد

907
00:55:43,715 --> 00:55:47,969
مساله اينه که آيا شما دارين از اونا ميخواين کاريو انجام بدن که ارزشمند باشه؟

908
00:55:48,094 --> 00:55:49,220
اون به بزرگسالان بستگي داره

909
00:55:49,346 --> 00:55:51,681
و اين همونجايي که شکست ميخوره

910
00:55:51,806 --> 00:55:54,267
شکست اين نيست که اين بچه ها بگن:"من نميخوام اين کارو بکنم"

911
00:55:54,434 --> 00:55:56,811
چون اين با شخصيتشون سازگار نيست

912
00:55:56,936 --> 00:55:59,147
نونزده ساله ها نميدونن تا يک کت باروني بپوشن

913
00:55:59,272 --> 00:56:00,815
وقتي هوا بارونيه؟خيلي خوب
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

914
00:56:00,940 --> 00:56:03,234
اين دليليه که چرا اونا درجنگجو بودن انقدر خوبن
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

915
00:56:03,360 --> 00:56:04,819
اونا اين کارو انجام خواهند داد

916
00:56:04,944 --> 00:56:06,321
اونا حتي يک سوال از شما   نخواهند کرد

917
00:56:07,697 --> 00:56:10,116
"خيلي خوب،ما اونکارو انجام خواهيم داد"

918
00:56:10,283 --> 00:56:12,952
اين مسوليت برعهده بزرگترهاست تا مطمئن بشن

919
00:56:13,119 --> 00:56:14,621
جان اونها تلف نميشه

920
00:56:14,746 --> 00:56:18,708
چون اونا آنکاريو انجام ميدن که بهشون گفته شده واونا اونکارو بخوبي انجام خواهند داد

921
00:56:21,628 --> 00:56:25,465
کارل مارلنتز در آستوريا،ايالت اورگون متولد شد

922
00:56:25,590 --> 00:56:28,802
و پسر يک کهنه سرباز نبرد بالج(آخرين تهاجم هيتلر به غرب در جنگ دوم جهاني)بود

923
00:56:28,927 --> 00:56:31,805
او به نيروهاي احتياط تفنگداران دريايي تابستان قبل ملحق شده بود

924
00:56:31,971 --> 00:56:33,848
سال اول ورودش به دانشگاه ييل.

925
00:56:33,973 --> 00:56:38,144
مشتاق بود تا خودش را اثبات کند و از کشورش دفاع کند

926
00:56:38,311 --> 00:56:40,188
وقتي او بورسيه تحصيلي براي دانشگاه آکسفورد(در انگليس) شد

927
00:56:40,313 --> 00:56:43,817
نيروي دريايي به او اجازه داد تا رفتنش به ماموريت نظامي به تعويق بيفتد

928
00:56:43,983 --> 00:56:47,654
و بجاي خدمت در ويتنام،او در پاييز 1967

929
00:56:47,779 --> 00:56:52,033
به آکسفورد رفت.

930
00:56:52,158 --> 00:56:54,160
چند ماه پس از رسيدنش به انجا

931
00:56:54,285 --> 00:56:57,872
او به والدينش در خانه نامه نوشت:

932
00:56:57,997 --> 00:56:59,707
"با نگراني کمي

933
00:56:59,791 --> 00:57:03,044
در حال نوشتن اين نامه هستم

934
00:57:03,169 --> 00:57:05,171
من از بورسيه تحصيليم منصرف شده ام

935
00:57:05,338 --> 00:57:09,592
و از 3 مي در ماموريت جنگي خواهم بود

936
00:57:09,717 --> 00:57:13,138
همانطور که ميدانيد من فکر ميکنم ايالات متحده  از بابت بودن در اين جنگ

937
00:57:13,263 --> 00:57:15,098
مطلقا در اشتباه است

938
00:57:15,223 --> 00:57:17,767
افراد زيادي بدون هيچ دليل موجهي کشته ميشوند

939
00:57:17,892 --> 00:57:22,397
من ميتوانم تنها حس رو به فزون خشم و نا اميدي

940
00:57:22,522 --> 00:57:24,899
و حس کاملي از درماندگي داشته باشم

941
00:57:26,609 --> 00:57:32,198
من در حقيقت در حال پنهان شدن بوده ام و ديگر اينکار را نخواهم کرد

942
00:57:32,323 --> 00:57:37,203
گمان ميکنم در حال انجام يک کار بسيار غير اخلاقي هستم

943
00:57:37,370 --> 00:57:38,455
من در حال شرکت در

944
00:57:38,580 --> 00:57:40,874
يکي از بزرگترين جنايات قرن حاضر هستم

945
00:57:40,999 --> 00:57:45,795
و من کاري چنان فراتر از نااميدي،ناخشنودي

946
00:57:45,920 --> 00:57:49,466
و يک حس بي معني انجام خواهم داد که من تنها مجبورم قدردان

947
00:57:49,591 --> 00:57:52,260
کل سال گذشته ام باشم

948
00:57:52,385 --> 00:57:55,096
از حالا به بعد منطقم دچار تغيير خواهد شد

949
00:57:57,056 --> 00:57:58,933
من ميتوانم کاري انجام دهم

950
00:57:59,058 --> 00:58:01,728
که اينه که ميتوانم نهايت تلاشم را انجام دهم  تا 40 نفر ازين بچه ها را

951
00:58:01,853 --> 00:58:04,147
زنده از ويتنام خارج کنم

952
00:58:04,272 --> 00:58:07,692
و اگر مجبور باشم به يک ماشين شيطاني براي انجام ان تبديل شوم

953
00:58:07,817 --> 00:58:09,652
بعد سوگند به خدا که خواهم شد

954
00:58:12,739 --> 00:58:16,701
اونا دوستام بودن،بچه هايي که باهاشون آموزش ديدم

955
00:58:16,826 --> 00:58:21,581
فکر ميکردم مثل اينه که اونا رو از خودم نا اميد ميکنم

956
00:58:21,706 --> 00:58:24,626
اينکه با ملحق نشدن به اونها و عدم مشارکت در باري که روي دوش اونها بود

957
00:58:24,751 --> 00:58:27,795
يک فرد نجيب نميبودم

958
00:58:27,921 --> 00:58:30,798
اون ترکيبي از مسائل مختلف بود چون من اونجا ميرفتم و مردم رو  ميکشتم

959
00:58:30,924 --> 00:58:32,717
براي ميدوني،اين دليليه که من اونکارو کردم؟

960
00:58:34,761 --> 00:58:36,387
آيا تو مردم رو ميکشي

961
00:58:36,513 --> 00:58:38,556
در صورتيکه تو کاملا مطمئن نيستي اون درسته؟

962
00:58:38,681 --> 00:58:42,143
و درصورتيکه کشورت کاملا مطمئن نيست که اون کار درستيه؟
چند پني براي برنامه رفاهي کودکان کم درامد،ميلياردها دلار براي بمبها!
کودکان براي سوزاندن نيستند،

963
00:58:42,268 --> 00:58:46,397
اگه وجداني وجود نداره ،تو اونکارو انجام ميدي؟
چند پني براي برنامه رفاهي کودکان کم درامد،ميلياردها دلار براي بمبها!
کودکان براي سوزاندن نيستند،

964
00:58:47,023 --> 00:58:49,150
تو نبايد بکشي

965
00:58:49,275 --> 00:58:50,735
من در پايگاه نظامي فورت لوئيس در ايالت واشنگتن بودم

966
00:58:50,860 --> 00:58:54,697
و کانادا باندازه فاصله 90 دقيقه اي با اتوبوس اونورتر بود

967
00:58:54,822 --> 00:58:57,075
من براي مامان و بابام نامه نوشتم و تقاضاي پول کردم

968
00:58:57,200 --> 00:59:00,245
درخواست پاسپورتم کردم

969
00:59:00,370 --> 00:59:02,789
و اونها اونچيزا رو مجددا بدون هيچ سوالي فرستادند

970
00:59:02,914 --> 00:59:04,541
سوالي مثل اينکه تو پاسپورتو براي چي ميخواي؟

971
00:59:04,624 --> 00:59:06,167
اونا فقط فرستادنش

972
00:59:06,292 --> 00:59:07,710
و من همه اونچيزارو پهلوي هم گذاشتم

973
00:59:07,835 --> 00:59:10,588
ازجمله لباسهاي غيرنظاميو در چمدان قفل دارم گذاشتم

974
00:59:10,713 --> 00:59:12,423
با اين فکر که شايد شايد اونکارو بکنم

975
00:59:14,467 --> 00:59:17,053
اين به نوعي"شايد اتفاقي در پيش باشه"

976
00:59:17,178 --> 00:59:20,682
در سراسر اين تمرينات هرچه رفتن به ويتنام نزديکتر

977
00:59:20,807 --> 00:59:23,268
و نزديکتر و نزديکتر ميشد وجود داشت

978
00:59:23,393 --> 00:59:26,604
چه چيزي مانع من از انجام اون ميشد؟

979
00:59:26,729 --> 00:59:30,024
فکر ميکنم اون کاملا ساده و احمقانه بود

980
00:59:30,149 --> 00:59:33,653
اون ترس از شرمندگي

981
00:59:33,820 --> 00:59:38,199
ترس از تمسخر و تحقير شدن بود

982
00:59:39,909 --> 00:59:42,245
دوست من و اون مردم در قهوه خانه گابلر(پرخور)

983
00:59:42,370 --> 00:59:45,832
در مرکز شهر ورثينگتون راجع من چي فکر ميکردن.

984
00:59:47,500 --> 00:59:49,586
اين بچه هاي کيواني و بچه هاي کلوب کانتري

985
00:59:49,711 --> 00:59:52,005
و اون شهر کوچکي که من در اون رشد کردم

986
00:59:52,171 --> 00:59:54,507
چيزايي که اونا راجع من ميگفتن.

987
00:59:54,632 --> 01:00:00,555
چقدر بزدل و چقدر دختر صفت بود براي اينکه به کانادا رفت

988
01:00:03,641 --> 01:00:05,351
و من مامان و بابامو تصور ميکنم

989
01:00:05,518 --> 01:00:08,688
چيزايي مثل اون به گوششون ميخوره

990
01:00:12,275 --> 01:00:15,737
من نميتونستم شجاعت نه گفتن رو

991
01:00:15,862 --> 01:00:25,455
به اون مردم بدون نام و بدون چهره که واقعا در اصل

992
01:00:25,580 --> 01:00:29,542
ايالات متحده امريکا بود رو داشته باشم

993
01:00:29,667 --> 01:00:33,212
و نميتونستم به اونا نه بگم

994
01:00:33,379 --> 01:00:39,218
و مجبورم تا حالا ميدوني بمدت چهل سال باهاش زندگي کنم

995
01:00:39,344 --> 01:00:45,016
اون زمان زيادي براي زندگي با عذاب وجدان

996
01:00:45,141 --> 01:00:50,104
و ضعف اعصابه

997
01:00:50,229 --> 01:00:53,900
و کابوس ويتنام براي من اون بمبها

998
01:00:54,067 --> 01:00:55,360
و اون گلوله ها نيست

999
01:01:04,160 --> 01:01:07,914
اون ضعف اعصابه

1000
01:01:08,039 --> 01:01:09,582
اينکه من خيلي پشيمونم

1001
01:01:20,760 --> 01:01:25,640
پاييز 1968 احتمالا سخت ترين اوقاتي بود که داشتم

1002
01:01:28,810 --> 01:01:35,775
زندگي روزمره ما تقلا براي زنده ماندن بود

1003
01:01:35,942 --> 01:01:43,324
جيره غذاييمون سه فنجان برنج در هر روز بود

1004
01:01:44,742 --> 01:01:48,830
ما روي تشک بزرگي از ني خيزران(بامبو) ميخوابيديم

1005
01:01:48,955 --> 01:01:52,917
گاهي اوقات 10 يا 12 نفر روي يک تشک بودند

1006
01:01:53,042 --> 01:01:55,253
و ما مريض احوال بوديم

1007
01:01:55,378 --> 01:01:57,422
ما خيلي ناخوش بوديم

1008
01:01:57,547 --> 01:02:01,968
چهار نفر طي

1009
01:02:02,135 --> 01:02:03,636
يک ماه مردند

1010
01:02:03,761 --> 01:02:06,472
و بعد دو نفر ديگه بمدت خيلي کمي از اون مردن

1011
01:02:09,142 --> 01:02:11,519
سیزده آمريکايي

1012
01:02:11,644 --> 01:02:15,440
طي زمان اقامت سروان هال کوشنر در اردوگاههاي اسارت جنگلي

1013
01:02:15,565 --> 01:02:17,108
در ويتنام جنوبي مردند

1014
01:02:18,484 --> 01:02:21,404
او دکتر بود ولي هيچ دارويي نداشت

1015
01:02:21,529 --> 01:02:24,115
بدون آنتي بيوتيک يا محلول سرم نمکي

1016
01:02:24,240 --> 01:02:26,492
که با ان رفقايش را درمان کند

1017
01:02:26,659 --> 01:02:31,038
همه کاري که او ميتوانست بکند اين بود که هر کدام را در يک تابوت خيزران دفن کند

1018
01:02:31,164 --> 01:02:34,792
و مطمئن شود که آن محل با ستوني از سنگهاي

1019
01:02:34,917 --> 01:02:37,545
آغشته به مرکوکروم مشخص شود

1020
01:02:39,797 --> 01:02:42,550
ما هيچ چيزي براي خوردن نداشتيم

1021
01:02:42,675 --> 01:02:46,429
و فکر ميکردم که من داشتم ديوونه ميشدم

1022
01:02:46,554 --> 01:02:49,807
خب ما دور اون آتيش کوچيک نشسته بوديم

1023
01:02:49,932 --> 01:02:51,893
و گربه فرمانده اردوگاه رو ديديم

1024
01:02:52,018 --> 01:02:53,519
که آزادانه در اردوگاه ول ميگشت

1025
01:02:53,644 --> 01:02:54,937
و اون به محل ما اومد

1026
01:02:55,062 --> 01:02:57,064
و ما داشتيم از گشنگي ميمرديم

1027
01:02:57,190 --> 01:03:00,526
بنابراين يکي پيشنهاد کرد"بيايد اون گربه رو بخوريم"

1028
01:03:02,862 --> 01:03:03,946
پس ما اون گربه رو کشتيم

1029
01:03:05,573 --> 01:03:08,951
و سرش رو قطع کرديم و پنجه هاشو قطع کرديم

1030
01:03:09,076 --> 01:03:12,371
و ما اين لاشه کوچيک رو داشتيم که حدود 900 گرم وزن داشت

1031
01:03:12,497 --> 01:03:16,542
و يکي از محافظين پايين اومد و ما بهش گفتيم که اون راسو بود

1032
01:03:16,667 --> 01:03:19,128
و ما به اون سنگي زديم و اونو کشتيم

1033
01:03:19,253 --> 01:03:20,880
و بعد اون دوروبرو نگاه کرد

1034
01:03:21,005 --> 01:03:24,300
و يکي غفلت کرده بود تا يکي از پنجه ها رو دفن کنه

1035
01:03:24,425 --> 01:03:25,885
و اون پنجه رو ديد

1036
01:03:26,052 --> 01:03:29,597
و اون فورا فهميد که اون گربه فرمانده اردوگاه بوده

1037
01:03:29,722 --> 01:03:32,183
و اوضاع خيلي وخيم شد

1038
01:03:34,310 --> 01:03:37,396
اونا ما رو به خط کردند و گفتن کي اينکارو کرده؟

1039
01:03:37,522 --> 01:03:38,731
هيچکس چيزي نگفت

1040
01:03:38,898 --> 01:03:40,775
فکرميکردم اونا ميخوان هممونو بکشن

1041
01:03:40,900 --> 01:03:42,693
فورا اعداممون ميکنن

1042
01:03:42,819 --> 01:03:47,907
و يکي از اون افراد که سردسته اين قضيه بود

1043
01:03:48,074 --> 01:03:50,243
گفت که اون اينکارو کرده

1044
01:03:50,368 --> 01:03:53,830
و من گفتم که منهم اينکارو کردم

1045
01:03:53,955 --> 01:03:56,082
و ما همه گفتيم اين کارو کرديم

1046
01:03:56,207 --> 01:03:58,042
من اسپارتاکوسم،ميدوني؟(اشاره به سکانسي از فيلم اسپارتاکوس که در پاسخ به فرمانده رومي که چه کسي اسپارتاکوس است، همه بردگان گفتند من اسپارتاکوسم)

1047
01:03:58,167 --> 01:03:59,794
اين همون بود

1048
01:03:59,919 --> 01:04:04,048
بنابراين اونا از اون فرد و من خواستند که بيرون بيايم

1049
01:04:04,173 --> 01:04:07,635
و اون محافظ به اون لگد زد و کتکش زد تا به زمين افتاد

1050
01:04:07,760 --> 01:04:09,804
و بدون ترحم فقط اونو ميزد

1051
01:04:11,305 --> 01:04:14,684
و اونا با مشت به صورتم ميزدن و به اندازه اي

1052
01:04:14,809 --> 01:04:16,644
که اونو ميزدن منو نزدن

1053
01:04:16,769 --> 01:04:20,690
و بعد منو خيلي محکم با سيم تلفن به  يک کلبه بستن

1054
01:04:20,815 --> 01:04:24,318
و منو يک روز رها کردن

1055
01:04:24,443 --> 01:04:28,239
و لاشه اون گربه رو انداختن دور گردنم

1056
01:04:28,364 --> 01:04:29,866
و انقدر ديوونه شده بودم که فکر ميکردم

1057
01:04:29,991 --> 01:04:31,951
"شايد اونا ميخوان به من اجازه بدن تا اين گربه رو بخورم"

1058
01:04:32,118 --> 01:04:34,620
ولي مجبور بودم تا دفنش کنم

1059
01:04:34,745 --> 01:04:39,834
خب اون رفيقي که اونا خيلي بدجور کتکش زدند دو هفته بعد مرد

1060
01:04:41,335 --> 01:04:45,172
ولي از نظر من تراژدي اين بود که ما به اون گربه نرسيديم

1061
01:04:51,137 --> 01:04:53,389
سايگون بعنوان پايتخت کشوري در حال جنگ

1062
01:04:53,514 --> 01:04:57,018
پر است از تعداد بسيار زيادي از مردان جوان

1063
01:04:57,143 --> 01:05:00,146
در سن سربازي با لباسهاي غيرنظامي پر زرق و برق.

1064
01:05:00,271 --> 01:05:03,566
اونا معروف به گاوچرانهاي سايگون هستند

1065
01:05:03,691 --> 01:05:07,153
اين يک اقتصاد بهره مند از جنگ با محرک حواله زوري

1066
01:05:07,278 --> 01:05:08,613
پول آمريکاييه

1067
01:05:08,738 --> 01:05:10,281
اونها اينرو يک سال خوب در سايگون حساب ميکنند

1068
01:05:10,406 --> 01:05:12,700
زمانيکه قيمتها تا 25 درصد بالا ميرود.

1069
01:05:16,829 --> 01:05:18,497
سالهاي حضور آمريکا

1070
01:05:18,623 --> 01:05:22,877
و دهها ميليارد دلار آمريکايي که همراه  ان آمد

1071
01:05:23,002 --> 01:05:25,504
اکثر ويتنام جنوبي را تغيير داد

1072
01:05:25,671 --> 01:05:29,300
اقتصاد کاذبي خلق کرد که کاملا به آن

1073
01:05:29,425 --> 01:05:32,970
حضوري که داشت دائمي ميشد وابسته بود

1074
01:05:33,095 --> 01:05:36,307
از زمانيکه ايالات متحده ساخت و ساز بزرگش را در اواسط دهه 60 آغاز کرد

1075
01:05:36,432 --> 01:05:38,851
کالاهايي بارزش ميليونها دلار هر ماه

1076
01:05:39,018 --> 01:05:40,603
وارد اين کشور ميشد

1077
01:05:40,728 --> 01:05:43,648
برخي اقتصاد دانان ميگويند که 10 درصد يا بيشتر اين محموله

1078
01:05:43,773 --> 01:05:46,359
به مجاري توزيع بازار سياه منحرف ميشود

1079
01:05:50,154 --> 01:05:52,698
با چنان پول زيادي که بداخل کشور جريان ميداشت

1080
01:05:52,823 --> 01:05:55,993
فساد و جرم و جنايت بطور اجتناب ناپذيري رشد کرد

1081
01:05:58,621 --> 01:06:00,915
مقامات دولتي فاسد بودند

1082
01:06:01,040 --> 01:06:03,876
همينطور بسياري از افسران ارتش ويتنام جنوبي.

1083
01:06:04,043 --> 01:06:07,380
به افراد پليس نميشد اعتماد کرد

1084
01:06:10,591 --> 01:06:14,595
چه کساني از جنبه مالي جنگ منتفع ميشدند؟

1085
01:06:15,763 --> 01:06:17,264
ژنرالها

1086
01:06:17,390 --> 01:06:19,558
اينرو انکار نکنيد

1087
01:06:19,725 --> 01:06:23,062
بعد اونا پول گرفتن،بعد اونا ثروتمندتر شدن

1088
01:06:23,229 --> 01:06:28,484
ما واژه اي داريم و من از اون استفاده ميکنم،اونها منفعت بران جنگ بودند

1089
01:06:28,609 --> 01:06:32,780
از تيو و کي گرفته تا هر رده.

1090
01:06:32,905 --> 01:06:35,366
ويتناميها يک مثلي داشتند:

1091
01:06:35,491 --> 01:06:38,577
يک خونه از سقف تا پايين چکه ميکنه.

1092
01:06:43,624 --> 01:06:48,421
و اون البته روششون براي اشاره کردن بطور مستتر

1093
01:06:48,546 --> 01:06:52,091
به مشکل هميشگي و آزار دهنده فساده.

1094
01:06:52,258 --> 01:06:57,555
اونا داشتند از ما ميدزديند و به هرکسي ميفروختند

1095
01:06:57,680 --> 01:06:59,306
هليکوپتر دو نفره،تو يکي از اونا ميخواي؟

1096
01:06:59,432 --> 01:07:02,393
اونها اونو در يک جعبه رو پشتشون ميگذاشتن

1097
01:07:02,518 --> 01:07:06,772
اگه شما زياد چونه ميزديد ميشد 12000 دلار اونو گرفت

1098
01:07:08,190 --> 01:07:11,861
فساد در اونجا همه گير بود

1099
01:07:11,986 --> 01:07:15,114
و ما تحملش ميکرديم

1100
01:07:15,239 --> 01:07:19,618
چندين تن کالاي آمريکايي بنادر سايگون روي هم انباشته شده بود

1101
01:07:19,785 --> 01:07:23,289
برخي نظاميان آمريکايي هم منفعت ميبردند

1102
01:07:23,456 --> 01:07:27,293
محصولات آمريکايي از درهاي پشتي فروشگاههاي ارتش آمريکا خارج شد

1103
01:07:27,418 --> 01:07:30,421
در تنها يکسال

1104
01:07:30,546 --> 01:07:36,844
بازار سياه 2 ميليارد دلار براي ارتش ايالات متحده ارزش داشت

1105
01:07:36,969 --> 01:07:39,805
تاثير جنگ الگوهاي باستاني زندگي ويتنامي

1106
01:07:39,972 --> 01:07:41,932
را از هم گسيخته بود

1107
01:07:42,058 --> 01:07:45,019
شهرها تا نقطه انفجار مملو از مردم

1108
01:07:45,144 --> 01:07:47,980
کنده شده از زمين و ارزشهاي اجدادي

1109
01:07:48,105 --> 01:07:50,399
يک اجتماع روستايي بود

1110
01:07:50,524 --> 01:07:53,152
ولي انها هيچ چيزي براي جايگزيني آنها نداشتند

1111
01:07:53,277 --> 01:07:56,447
پيش از رسيدن سربازان ايالات متحده

1112
01:07:56,572 --> 01:08:00,576
هشت نفر از ده ويتنام جنوبيايي در روستاها زندگي ميکردند

1113
01:08:00,701 --> 01:08:03,996
تا پايان دهه 1960

1114
01:08:04,163 --> 01:08:08,542
تقريبا نيمي از آنها درون مناطق شهري  مجتمع شدند

1115
01:08:08,667 --> 01:08:12,671
جمعيت سايگون به سه ميليون نفر يعني سه برابر افزايش يافت

1116
01:08:12,838 --> 01:08:17,093
نيمي از پناهندگان سرپناه دائمي نداشتند

1117
01:08:19,512 --> 01:08:22,181
وبا و حصبه هزاران نفر را کشت

1118
01:08:24,725 --> 01:08:28,479
کودکان گرسنه در خيابانها پرسه ميزدند و در آشغالها جستجو ميکردند،گدايي ميکردند

1119
01:08:28,604 --> 01:08:32,858
بدنبال کاري براي انجام دادن يا جيبي براي زدن ميگشتند

1120
01:08:35,486 --> 01:08:39,073
ولي شهروندان سايگون
بسيار آزادتر

1121
01:08:39,198 --> 01:08:40,658
از ويتنام شماليها بودند

1122
01:08:40,783 --> 01:08:45,121
مردم ويتنام جنوبي ميتوانستند ديدگاههايشان له

1123
01:08:45,246 --> 01:08:46,705
يا عليه حکومتشان در صفحات

1124
01:08:46,831 --> 01:08:51,836
صدها روزنامه و مجله بيان کنند

1125
01:08:51,961 --> 01:08:55,297
و آنها تظاهراتي عليه و در تقبيح

1126
01:08:55,464 --> 01:08:59,426
فساد گسترده و تقاضا براي آزادي مذهبي

1127
01:08:59,552 --> 01:09:01,971
و رفتار بهتر با کهنه سربازان برگزار ميکردند

1128
01:09:05,975 --> 01:09:09,353
با وجود همه اين مشکلات،يک مرد بخاطر مياورد:

1129
01:09:09,478 --> 01:09:13,941
سايگون کثيف و آزاد بود.

1130
01:09:22,700 --> 01:09:25,578
وقتي سربازي به جبهه ميره

1131
01:09:27,830 --> 01:09:29,331
و اولين دشمنش رو ميکشه

1132
01:09:32,001 --> 01:09:33,961
اون واقعا ترسيده

1133
01:09:40,843 --> 01:09:44,096
اون واقعا ترسيده

1134
01:09:44,930 --> 01:09:46,015
چون کشتن کسي وحشتناکه

1135
01:09:46,056 --> 01:09:47,850
ولي بعد شما بهش عادت ميکنين

1136
01:09:50,352 --> 01:09:51,353
جنگ

1137
01:09:52,479 --> 01:09:55,274
وحوش رو در مردم بيدار ميکنه

1138
01:10:00,946 --> 01:10:02,615
من مدت زيادي در جنگل بودم

1139
01:10:04,074 --> 01:10:05,826
حيوانات اونقدر وحشي نيستند

1140
01:10:07,620 --> 01:10:09,663
ببرها اونقدر وحشي نيستن

1141
01:10:12,499 --> 01:10:15,628
ببرها وقتي ميکشتند که نياز به خوردن داشته باشند

1142
01:10:16,795 --> 01:10:17,922
ولي مردم همديگرو به اين دليل

1143
01:10:20,132 --> 01:10:22,509
که گرسنه هستند نميکشند

1144
01:10:24,803 --> 01:10:27,181
وقتي مردم ميکشند و ناقص العضو ميکنند

1145
01:10:29,683 --> 01:10:31,769
اون توحش جنگه

1146
01:10:46,325 --> 01:10:49,245
در دلتاي معوضیگ با تراکم جمعيتي بالا

1147
01:10:49,411 --> 01:10:54,083
جنگ در نواحي روستايي ناگهان شديد شد

1148
01:10:54,250 --> 01:10:56,460
ژنرال آبرامز،به فرمانده

1149
01:10:56,585 --> 01:11:00,923
لشکر پياده نهم،ژنرال جولين جي. ايول

1150
01:11:01,048 --> 01:11:03,801
ماموريت نابودي بقاياي ويت کنگ

1151
01:11:03,926 --> 01:11:06,220
در جنوب سايگون را محول کرد

1152
01:11:06,345 --> 01:11:10,766
عملياتش قطار سريع السير ناميده شد

1153
01:11:12,601 --> 01:11:17,231
ايول گفت:"در رويکرد (جلب)قلبها و اذهان ميتوان  مبالغه کرد

1154
01:11:17,356 --> 01:11:21,735
در دلتا(ي رود معوضیگ)تنها راه براي پيروزي بر کنترل و وحشت ويت کنگ

1155
01:11:21,860 --> 01:11:24,905
استفاده از زور بيرحمانه است."

1156
01:11:26,448 --> 01:11:29,451
گشتها دشمن را 24 ساعته تعقيب ميکردند

1157
01:11:29,618 --> 01:11:32,997
آسمان شب با هليکوپترها پر شد

1158
01:11:33,122 --> 01:11:35,666
که برخي مسلح با تجهيزاتي  بودند که ميتوانست

1159
01:11:35,791 --> 01:11:37,793
آثار کربن و آمونياک را رديابي کند

1160
01:11:37,918 --> 01:11:40,671
که نشان ميداد انسان زير آن است

1161
01:11:40,796 --> 01:11:43,966
هرچند نشان نميداد که آنها متعلق به کدام طرف هستند

1162
01:11:44,133 --> 01:11:48,304
در نواحي که "مناطق آتش به اختيار" طراحي شد

1163
01:11:48,470 --> 01:11:51,140
به هرکسي که در ساعات حکومت نظامي بيرون ميامد
ميشد شليک کرد

1164
01:11:53,142 --> 01:11:56,979
طي روز هر کسي که ديده ميشد ميدود،هدف قرار ميگرفت

1165
01:11:59,523 --> 01:12:03,485
سرهنگ رابرت گارد يکي از فرماندهان توپخانه ايول بود

1166
01:12:03,652 --> 01:12:08,699
اگر به شخصي گفته ميشد که هرکسي که فرار ميکند بايد دشمن

1167
01:12:08,824 --> 01:12:12,619
فرض شود،من مطمئنا با ان مخالف بودم

1168
01:12:12,745 --> 01:12:14,496
اون کاملا بيجاست

1169
01:12:14,663 --> 01:12:18,250
مردم فرار ميکنند چون اونا ترسانده ميشوند

1170
01:12:18,375 --> 01:12:22,421
من مواردي از کشاورزها رو ديدم

1171
01:12:22,546 --> 01:12:25,215
که وقتي شما ناگهان در هليکوپتر پايين مياييد

1172
01:12:25,341 --> 01:12:28,260
و اونا خشکشون ميزنه،و اونا وحشتزده ميشن و فرار ميکنن

1173
01:12:28,385 --> 01:12:33,015
شما نميتونيد راجع همه يکجور قضاوت کنيد

1174
01:12:33,182 --> 01:12:37,644
ژنرال ايول به پرونده اماري يگانش ميباليد

1175
01:12:37,770 --> 01:12:43,317
ده هزارو هشتصدو نودو نه ويت کنگ کشته شده درشش ماه

1176
01:12:43,442 --> 01:12:46,612
با تنها از دست دادن 242 آمريکايي

1177
01:12:46,737 --> 01:12:52,326
يک نسبت کشتار متحير کننده 45 به 1

1178
01:12:54,870 --> 01:12:59,541
براي گفتن اينکه ما تنها رزمندگان دشمن را کشته ايم

1179
01:12:59,666 --> 01:13:03,212
و سخن گفتن از نسبت کشتار 40 به 1

1180
01:13:03,379 --> 01:13:06,423
حقيقتا تصورات منو به چالش ميکشه

1181
01:13:08,008 --> 01:13:11,261
با توصيه نامه آبرامز،ايول ترفيع گرفت

1182
01:13:11,387 --> 01:13:15,808
ولي ژنرال بازرس ارتش نهايتا تخمين زد که

1183
01:13:15,933 --> 01:13:18,977
بيش از نيمي از 11000 کشته تقريبي

1184
01:13:19,103 --> 01:13:21,397
که توسط لشکر پياده نظام نهم ادعا ميشد که کشته اند

1185
01:13:21,563 --> 01:13:24,525
غيرنظاميان غير مسلح بيگناه بوده اند

1186
01:13:28,237 --> 01:13:31,073
هيچکس هميشه پاسخگو نيست

1187
01:13:43,794 --> 01:13:44,753
کارول و موگي کراکر،1951

1188
01:14:26,795 --> 01:14:31,717
فکر ميکنم دور شدن از ايدئولوژيهاي خانوادگي شخص

1189
01:14:31,842 --> 01:14:38,599
يک تعادل ترسناک در يک لبه پرتگاه بسيار مشکله

1190
01:14:38,724 --> 01:14:42,394
چون اونها نقطه کانوني اينکه

1191
01:14:42,519 --> 01:14:43,896
چگونه ما نحوه عملکردمون رو قضاوت ميکنيم شده اند

1192
01:14:44,021 --> 01:14:48,650
و من حالا سعي داشتم تا تصميماتم و اعمالم رو

1193
01:14:48,817 --> 01:14:52,863
برمبناي نظرات و افکار خودم ارزيابي کنم

1194
01:14:52,988 --> 01:14:56,158
جنگ از قبل براي کارول کراکر

1195
01:14:56,325 --> 01:14:58,660
يک بن بست ناراحت کننده شده بود

1196
01:14:58,785 --> 01:15:01,497
برادرش موگي داوطلب جنگ شده بود

1197
01:15:01,663 --> 01:15:06,502
و در 1966 در ويتنام کشته شده بود

1198
01:15:06,627 --> 01:15:08,253
او هنوز عزادار بود

1199
01:15:08,962 --> 01:15:12,883
کارول در آن پاييز وارد کالج گاچر در بالتيمور شده بود

1200
01:15:13,008 --> 01:15:17,888
يک دانشکده تک جنسيتي زنانه با يک سنت محافظه کارانه طولاني مدت.

1201
01:15:18,013 --> 01:15:19,932
ما براي شام لباس ميپوشيديم

1202
01:15:20,057 --> 01:15:23,101
ما در ساعت 11 شب خاموشي اجباري داشتيم.

1203
01:15:23,227 --> 01:15:28,482
معلومه که هيچ پسر ويا مردي حق ورود به خوابگاههاي دخترانه را نداشت.

1204
01:15:28,607 --> 01:15:30,567
اون قانون بود.

1205
01:15:32,736 --> 01:15:36,448
در آغاز ترم دوم بود که

1206
01:15:36,573 --> 01:15:42,246
بيشتر اون قوانين که

1207
01:15:42,371 --> 01:15:47,209
بمدت سالهاي سالها بود که اجرا ميشد،ديگر وجود نداشت

1208
01:15:55,842 --> 01:15:56,927
اين چالش

1209
01:15:56,969 --> 01:16:01,056
براي محيطهاي دانشگاهي اين بود که

1210
01:16:01,181 --> 01:16:02,808
چگونه ما پيکره دانشجوييمان را

1211
01:16:02,933 --> 01:16:08,522
براي سلوک به شيوه شهروندي حفظ کنيم،و اونا رو آموزش بديم

1212
01:16:08,647 --> 01:16:11,567
و نگذاريم اونا ما رو خاکستر کنند؟

1213
01:16:11,692 --> 01:16:14,152
اگه اون به معني تيپ نزدن براي شام باشه،خوب بگذار باشه

1214
01:16:18,740 --> 01:16:21,660
دوستام که با هم وقت ميگذرونديم و حرف ميزديم

1215
01:16:21,785 --> 01:16:22,786
و اونا ترسيده بودند

1216
01:16:22,911 --> 01:16:24,746
و اونا نگران بودند

1217
01:16:24,871 --> 01:16:27,874
و اونا مطمئن نبودند که چه کاري اونا قرار بود بکنن

1218
01:16:28,000 --> 01:16:31,670
و بحث بيشتر درمورد اينکه

1219
01:16:31,837 --> 01:16:35,632
آيا اين يک جنگ قانوني بود دور ميزد.

1220
01:16:35,757 --> 01:16:40,262
و اين واقعا براي من اولين باري بود که گوشهامو

1221
01:16:40,387 --> 01:16:42,764
به جنگ بغير از شيوه اي که

1222
01:16:42,889 --> 01:16:46,351
در مورد مرگ برادرم بود باز کردم

1223
01:16:46,476 --> 01:16:49,146
من بهش افتخار ميکردم

1224
01:16:49,271 --> 01:16:53,692
من بهش براي انجام کاري که بهش معتقد بود احترام ميگذاشتم

1225
01:16:53,817 --> 01:16:55,694
ولي من با اون موافق نبودم

1226
01:17:00,574 --> 01:17:04,036
اوا جفرسون در دانشگاه نورث وسترن(شمال غربي)دانشجوي سال دوم بود

1227
01:17:04,202 --> 01:17:07,372
او که دختر يک نظامي بود وارد دانشگاه با اين اعتقاد  شد که

1228
01:17:07,539 --> 01:17:11,251
دولت آمريکا هرگز شهروندانش را فريب نميدهد.

1229
01:17:11,376 --> 01:17:15,088
ولي براي او هم اوضاع شروع به تغيير کرده بودند

1230
01:17:15,213 --> 01:17:17,007
اوايل آن سال

1231
01:17:17,132 --> 01:17:20,385
وقتي مشتي از دانشجويان سياه پوست دانشگاه نورث وسترن تصميم گرفتند

1232
01:17:20,510 --> 01:17:22,638
تا دفتر صندوقدار دانشکده را اشغال کنند

1233
01:17:22,763 --> 01:17:26,141
خواستار تحصيل براي آمريکاييهاي آفرقايي تبار شدند،او به آنها پيوست

1234
01:17:26,266 --> 01:17:30,103
بعد به والدينش تلفن زد تا به آنها بگويد که چه کاري انجام داده است

1235
01:17:30,228 --> 01:17:33,023
و من گفتم:مامان و بابا حدس بزنيد من کجام؟

1236
01:17:33,148 --> 01:17:34,775
ما همين حالا دفتر صندوقدار دانشکده رو گرفتيم

1237
01:17:34,900 --> 01:17:36,735
اونا وحشتزده شدند

1238
01:17:36,860 --> 01:17:39,905
و بعد از فکر کردن البته اونها وحشتزده شدن

1239
01:17:40,072 --> 01:17:41,531
و گفتند اگه تو از اونجا بيرون نياي

1240
01:17:41,531 --> 01:17:42,866
ما پولي که بهت ميديمو قطع خواهيم کرد

1241
01:17:42,908 --> 01:17:45,243
بنابراين اون لحظه اي در وجدان خودم بود که

1242
01:17:45,410 --> 01:17:47,412
که من مستقل شدم

1243
01:17:47,537 --> 01:17:49,748
من فکر ميکردم:"خوب اونا دارن پول توجيبي منو قطع ميکنن

1244
01:17:49,915 --> 01:17:51,500
زندگي همينه

1245
01:17:51,625 --> 01:17:55,712
دانشگاه همه تقاضاهامونو ظرف سه روز تامين خواهد کرد

1246
01:17:55,837 --> 01:17:57,089
او اين را بخاطر مياورد

1247
01:17:57,255 --> 01:17:59,925
اگر شما خواستار تحصيل سياهپوستان در جمعه شويد

1248
01:18:00,050 --> 01:18:02,094
شما انرا در دوشنبه بدست خواهيد اورد

1249
01:18:02,219 --> 01:18:06,473
حسش شبيه اين بود که اتفاقي درحال رخ دادنه که مهم هست

1250
01:18:06,598 --> 01:18:08,350
اينکه غيرقابل بازگشت هست

1251
01:18:08,475 --> 01:18:10,352
ولي همچنين شما 18،19 سالتونه

1252
01:18:10,477 --> 01:18:11,478
اون هيجان انگيزه

1253
01:18:13,522 --> 01:18:16,650
حس ميکردم مثل اينکه يک انقلاب در پيشه

1254
01:18:16,775 --> 01:18:20,570
و فکر ميکردم اون انقلاب بايد از طرف ما برنده بشه

1255
01:18:26,159 --> 01:18:28,203
عشق بورزيد نه جنگ

1256
01:18:28,203 --> 01:18:32,457
روابط بين والدين و فرزندان،برادرها و خواهرها

1257
01:18:32,624 --> 01:18:35,752
همه جا در حال تغيير بود

1258
01:18:35,877 --> 01:18:39,548
وقتي من در اتاق نشيمن ايستادم و دو برادرم رو بغل ميکردم

1259
01:18:39,673 --> 01:18:41,967
برام انتخابهاشون

1260
01:18:42,134 --> 01:18:46,304
يا اينکه اونها در دو طرف مخالف هم پشت حصار قرار داشتند مهم نبود
آن هريسون بومن،کاليفرنيا

1261
01:18:46,471 --> 01:18:50,475
همه اون چيزي که ميفهميدم اين بود که هردو اونها برادرم هستند

1262
01:18:50,600 --> 01:18:53,228
و هر دو اونها در همون اتاقي بودند که ما بوديم

1263
01:18:53,353 --> 01:18:57,441
سروان مت هريسون جونيور
چيپس

1264
01:18:57,566 --> 01:19:03,488
از وست پوينت فارغ التحصيل شد و در يک ماموريت در ويتنام خدمت کرد

1265
01:19:03,655 --> 01:19:07,701
و در دو تا از خونين ترين نبردهاي جنگ شرکت داشت

1266
01:19:07,826 --> 01:19:11,455
(نبرد)تپه 1338 و تپه 875.

1267
01:19:12,122 --> 01:19:15,751
او در پاييز 1968 به خانه برگشت,

1268
01:19:15,876 --> 01:19:19,921
زمانيکه خانواده در مورد برادر جوانترش باب داشتند نگران ميشدند

1269
01:19:20,046 --> 01:19:24,050
که خواهر و برادرانش گاهي اوقات او را رابين صدا ميکردند

1270
01:19:24,176 --> 01:19:29,055
او ومن از وقتي بزرگ ميشديم با هم دوستان بسيار صميمي شديم

1271
01:19:29,222 --> 01:19:33,185
چون ما هر يکي يا دوسال جابجا ميشديم

1272
01:19:33,310 --> 01:19:35,395
و ميدوني،مجموعه جديدي از دوستان

1273
01:19:35,520 --> 01:19:36,730
ولي هميشه برادرمو داشتم

1274
01:19:38,398 --> 01:19:40,400
باب در سپاه اموزشي افسران احتياط بود

1275
01:19:40,525 --> 01:19:44,571
و کفشهاشو واکس ميزد و برق مينداخت و موهاش کوتاه بود

1276
01:19:44,738 --> 01:19:48,575
و ميگفت:"بله قربان " و "بله خانم"

1277
01:19:48,700 --> 01:19:52,913
و بعد ما در سال اخر دبيرستانش به کاليفرنيا جابجا شديم

1278
01:19:53,079 --> 01:19:58,960
و او موهاش کاملا طلايي و پسر بسيار خوش قيافه اي بود که از کلاسهاي درس فراري بود

1279
01:20:00,295 --> 01:20:02,422
رابين به دانشگاه نظامي وست پوينت نرفت

1280
01:20:02,589 --> 01:20:05,342
بجايش وارد کالج جونيور مارين(تفنگداران دريايي)شد

1281
01:20:05,467 --> 01:20:08,386
و بعد خانواده اش را با ثبت نام

1282
01:20:08,512 --> 01:20:12,265
در تفنگداران دريايي و نه نيروهاي احتياط ارتش شوکه کرد

1283
01:20:14,059 --> 01:20:18,146
در زمان مشخصي رابين متقاعد شد که

1284
01:20:18,271 --> 01:20:22,442
آن جنگ اشتباه بود و نه تنها اشتباه که آن غير اخلاقي بود

1285
01:20:22,567 --> 01:20:27,697
بنابراين او از رفتن به اخر هفته هاي نيروي احتياط اجتناب کرد

1286
01:20:27,823 --> 01:20:30,784
و به همين دليل اون نيروي عملياتي شد

1287
01:20:30,909 --> 01:20:35,956
و حالا خيلي احتمال داشت که اون قرار باشه به ويتنام بعنوان

1288
01:20:36,081 --> 01:20:39,292
يک تفنگدار سپاه تفنگداران دريايي بره

1289
01:20:39,417 --> 01:20:41,670
من فکر نميکردم که يک تفنگدار سپاه تفنگداران دريايي بودن

1290
01:20:41,795 --> 01:20:44,673
يک حرفه خيلي امن باشه

1291
01:20:44,798 --> 01:20:47,801
و فکر نميکردم رابين يک تفنگدار سپاه

1292
01:20:47,926 --> 01:20:49,678
تفنگداران دريايي نسبتا خوب بشه

1293
01:20:49,803 --> 01:20:54,182
و بنابراين من صرفا فکر ميکردم که اين يک پيامد بسيار بد براي اون

1294
01:20:54,307 --> 01:20:55,767
و براي خانواده بود

1295
01:21:00,063 --> 01:21:03,608
مت هريسون ميدانست که طبق مقررات نظامي

1296
01:21:03,733 --> 01:21:07,070
اگر يک برادر از قبل در يک منطقه جنگي باشد

1297
01:21:07,195 --> 01:21:10,448
برادر دوم نياز نبود که ماموريت در انجا را بپذيرد

1298
01:21:10,574 --> 01:21:14,077
بنابراين براي اينکه رابين را دور از جنگ نگاه دارد

1299
01:21:14,202 --> 01:21:18,874
او براي ماموريت دوم در ويتنام داوطلب شد

1300
01:21:18,999 --> 01:21:23,670
من به ويتنام برگشتم ،فکر ميکنم در کمتر از 30 روز.

1301
01:21:23,837 --> 01:21:25,297
من يک کهنه سرباز با تجربه بودم

1302
01:21:25,422 --> 01:21:27,632
من قرار بود تا براي فرماندهي يک گروهان برم.

1303
01:21:27,757 --> 01:21:30,552
احتمال آسيب ديدنم بسيار کمتر از رابين بود

1304
01:21:30,677 --> 01:21:32,596
و اگه من انتخاب ميکردم که اونرو حرفه خودم کنم

1305
01:21:32,721 --> 01:21:34,723
حقيقت اين بود که من يک ماموريت دوم

1306
01:21:34,848 --> 01:21:36,975
بعنوان يک فرمانده گروهان تفنگدار داشته بودم که قرار بود برام خوب باشه

1307
01:21:37,017 --> 01:21:40,020
و بنابراين ،ميدوني،اون کاملا خالي از خودخواهي نبود

1308
01:21:40,145 --> 01:21:44,524
من صادقانه بگم گفتگوهاي زيادي

1309
01:21:44,691 --> 01:21:46,568
بين مامان و بابام رو بخاطر نميارم

1310
01:21:46,693 --> 01:21:49,779
فکر ميکنم حس اونا اين بود که اگه باب رفته بود

1311
01:21:49,905 --> 01:21:51,698
اون کشته ميشد

1312
01:21:51,865 --> 01:21:57,329
درحاليکه فکر ميکنم اونا حس ميکردن که چيپس قرار بود تا حالش خوب باشه

1313
01:21:57,454 --> 01:22:02,292
نميتونم تصور کنم،با داشتن پسري که حالا ميخواست به عراق بره

1314
01:22:02,417 --> 01:22:07,881
مادرم چطور ميتونست هر روز تنها رو

1315
01:22:08,006 --> 01:22:13,386
بدون باور بسيار محکم به اينکه اون قرار بود حالش خوب باشه بگذرونه

1316
01:22:16,222 --> 01:22:18,892
تصميم مت هريسون براي خدمت در ماموريت دوم

1317
01:22:19,017 --> 01:22:22,228
کاملا از برادرش رابين حفاظت نميکرد

1318
01:22:22,395 --> 01:22:24,898
او به وضعيت غيبت بدون اجازه از ماموريتهاي نظامي رفت،دادگاه نظامي شد

1319
01:22:25,023 --> 01:22:27,776
و به سه ماه کار با اعمال شاقه محکوم شد

1320
01:22:27,901 --> 01:22:30,153
اين محکوميت تعليق يافت

1321
01:22:30,278 --> 01:22:31,947
او به نيروي دريايي بازگشت

1322
01:22:32,072 --> 01:22:34,240
بعنوان دستيار کشيش نظامي خدمت کرد

1323
01:22:34,366 --> 01:22:37,619
براي وضعيت مغاير با وجدان(وضعيتي که در نظام شخص با عنوان اينکه خدمت مغاير با عقايدش هست از جنگ معاف ميشود)

1324
01:22:37,744 --> 01:22:42,082
و بعد مجددا به وضعيت غيبت بدون اجازه از ماموريتهاي جنگي بازگشت

1325
01:22:42,248 --> 01:22:44,960
به ياد ميارم اف.بي.آي آمد و در  زد

1326
01:22:44,960 --> 01:22:46,962
و بدنبال او ميگشت

1327
01:22:47,087 --> 01:22:50,799
اونها  پرسيدند که آيا رابين هريسون اونجا بود

1328
01:22:50,924 --> 01:22:54,719
و من فقط ميدونستم که اون خوب نبود

1329
01:22:54,844 --> 01:22:58,098
و گفتم :نه و در رو به هم  زدم

1330
01:22:58,223 --> 01:23:03,228
و باب از در پشتي خارج  شد

1331
01:23:03,353 --> 01:23:05,689
و به خيابان اصلي فرار  کرد

1332
01:23:05,814 --> 01:23:10,777
و همينطور که من فهميدم سوار يک ماشين شد و رفت

1333
01:23:10,902 --> 01:23:13,863
و اون اخرين باري بود که ديدمش

1334
01:23:18,618 --> 01:23:22,247
فکر نميکنم که مادر يک نظامي در اون موقع بخواد

1335
01:23:22,372 --> 01:23:23,832
اعلام کنه که پسرم به وضعيت غيبت بدون اجازه از وظايف نظامي رفته

1336
01:23:23,957 --> 01:23:25,834
پسرم به کانادا فرار کرده

1337
01:23:25,959 --> 01:23:28,962
کل چيزي که در مورد پسرم ميگفتن اين بود :

1338
01:23:29,087 --> 01:23:32,924
يک فراري،يک بزدل

1339
01:23:33,049 --> 01:23:35,427
همه اون چيزايي که اين افراد لقب داشتند

1340
01:23:35,593 --> 01:23:40,890
هنگ چهاردهم لشکر پياده نظام 25  را به عهده گرفت

1341
01:23:41,016 --> 01:23:43,560
ارتشش تغيير يافته بود

1342
01:23:46,438 --> 01:23:49,524
من يک گروهان از سربازان وظيفه رو فرماندهي ميکردم

1343
01:23:49,649 --> 01:23:51,985
تقريبا هيچکدوم از اونها نميخواستند اونجا باشند

1344
01:23:52,110 --> 01:23:53,737
اونها نميخواستند تا در ارتش باشند

1345
01:23:53,903 --> 01:23:55,697
و اونها مطمئنا نميخواستند که

1346
01:23:55,822 --> 01:23:57,615
يک پياده نظام در ويتنام باشند

1347
01:23:57,741 --> 01:24:01,077
اوقاتي بود که خيلي مشکل ميشد

1348
01:24:01,244 --> 01:24:03,496
تا افراد رو تحت کنترل نگاه داشت,

1349
01:24:03,621 --> 01:24:05,915
خصوصا اگه ما در مسير  روستا

1350
01:24:06,082 --> 01:24:07,542
تلفات ميداديم

1351
01:24:09,210 --> 01:24:13,840
يکي از چيزهايي که من ياد گرفتم اينه که اين روکش تمدن

1352
01:24:13,965 --> 01:24:16,593
خيلي نازکه...خيلي نازکه

1353
01:24:16,760 --> 01:24:21,806
از نظر من،احتمالا از نظر شما و فکر ميکنم از نظر همه.

1354
01:24:23,641 --> 01:24:26,061
من بارها و بارها ميديدم

1355
01:24:26,186 --> 01:24:30,106
برخي جوانهاي خوب از هورون داکوتاي جنوبي

1356
01:24:30,273 --> 01:24:33,359
در هورون به خانمهاي پير کمک ميردند که از خيابان رد شوند

1357
01:24:33,485 --> 01:24:36,237
و هر يکشنبه به کليسا ميرفتند

1358
01:24:36,362 --> 01:24:43,453
مدت زمان زيادي طول نکشيد که اون روکش تمدن فرسوده شد.

1359
01:24:43,620 --> 01:24:47,707
و او حالا قادر بود تا کارهايي بکنه

1360
01:24:47,832 --> 01:24:50,794
که صرفا غير انساني بود.

1361
01:24:53,213 --> 01:24:56,800
من نميخواستم تا اجازه بدم زير نظر من اتفاق بيفته

1362
01:24:56,966 --> 01:24:59,385
و فکر نميکردم که براي سربازهام خوب باشه

1363
01:24:59,511 --> 01:25:00,929
تا اون نوع کارها رو انجام بدن.

1364
01:25:01,054 --> 01:25:05,100
حالا من نميگم که ما برخي کارهاي وحشتناک رو انجام نداديم

1365
01:25:05,225 --> 01:25:06,226
ما اينکارها رو کرديم

1366
01:25:08,144 --> 01:25:11,648
ولي تفاوتي بين کارهاي بي اختيار

1367
01:25:11,773 --> 01:25:14,234
و با قصد قبلي وجود داره

1368
01:25:20,657 --> 01:25:24,828
خيلي سال بعد،رابين هريسون هنوز آواره بود

1369
01:25:24,994 --> 01:25:26,996
در دنياي مواد مخدر

1370
01:25:27,163 --> 01:25:33,545
گير افتاد و 16 هزار کيلومتر دورتر از خانه،در اتاق هتلي درهنگ کنگ مرد

1371
01:25:33,670 --> 01:25:36,840
به اعتقاد برادرش، تلفات ديگري ناشي از جنگ

1372
01:25:37,006 --> 01:25:39,676
در ويتنام .

1373
01:26:08,705 --> 01:26:10,707
من يک روز بعد از ظهر بمبيو انداختم

1374
01:26:10,832 --> 01:26:13,585
که ميبايست يک باله شکسته يا نقصي روي بمب وجود داشته باشه

1375
01:26:13,710 --> 01:26:17,005
اوضاع جنون آميز شد و رفت و ،ميدوني

1376
01:26:17,130 --> 01:26:19,716
1/5 کيلومتر اونطرف تر از جايي که هدف گرفته بودم اصابت کرد
مريل مکپيک،نيروي هوايي

1377
01:26:19,841 --> 01:26:26,472
و شروع کرد به يکسري انفجارهاي ثانويه

1378
01:26:26,598 --> 01:26:29,726
به اين معني که من يک انبار مهمات

1379
01:26:29,851 --> 01:26:31,352
يا محل اختفاي مهمات يا همچين چيزيو رو  مورد اصابت قرار داده بودم

1380
01:26:31,352 --> 01:26:33,146
خب اون 15 دقيقه ميسوخت

1381
01:26:33,271 --> 01:26:36,941
وقتي داشتيم ازونجا ميرفتيم اون چيز هنوز داشت منفجر ميشد

1382
01:26:37,066 --> 01:26:39,694
بهترين نتيجه اي که من در يکسال کسب کردم

1383
01:26:39,819 --> 01:26:43,031
اون نتيجه يک خطاي فاحش در اصابت به اونچه که من هدف گرفتم بود.

1384
01:26:43,156 --> 01:26:47,744
حالا اون نتيجه معکوس واقعي از نحوه تمايل شما به استفاده از قدرت هوايي بود

1385
01:26:49,537 --> 01:26:52,582
سرگرد مريل مکپيک يک خلبان يک جنگنده بود

1386
01:26:52,749 --> 01:26:56,753
وقتي که او در اواخر 1968 به ويتنام رسيد

1387
01:26:56,920 --> 01:27:00,673
او در ابتدا کمک کرده بود تا پشتيباني هوايي براي ارتش

1388
01:27:00,798 --> 01:27:05,136
با تعداد ضمانت شده اي سورتي پرواز در هر روز  فراهم کند،او بخاطر مياورد

1389
01:27:05,261 --> 01:27:08,223
"اينکه آنها در مقابلشان چيزي  که ارزش انفجار را داشت يا نه

1390
01:27:08,348 --> 01:27:09,599
فرقي نداشت."

1391
01:27:12,101 --> 01:27:15,104
در پايان هر سورتي پرواز آن جايي که ما اونرو بمباران ميکرديم

1392
01:27:15,271 --> 01:27:17,190
اونرو "درگيري با درختان"
ميناميديم

1393
01:27:17,315 --> 01:27:19,859
چون هيچ چيز مهمي اون پايين وجود نداشت

1394
01:27:19,984 --> 01:27:22,820
ما هميشه فهرستي از ارزيابي آسيب  بمباران
از کنترلچي

1395
01:27:22,946 --> 01:27:24,405
هوايي روبرو برميگردونيم

1396
01:27:24,530 --> 01:27:29,619
و اون شبيه اين ميبود:12 منبع تدارکاتي نابود شد

1397
01:27:29,744 --> 01:27:32,080
دو ساختمان منهدم شد

1398
01:27:32,205 --> 01:27:33,581
همه اينها سنجشي بود

1399
01:27:33,706 --> 01:27:35,541
اون غير موثق بود

1400
01:27:35,667 --> 01:27:36,793
فقط هدر دادن وقت بود

1401
01:27:38,836 --> 01:27:42,257
بعدا مکپيک در يک اسکادران فوق سري ماموريت يافت که

1402
01:27:42,382 --> 01:27:45,134
در جستجوي مکان دقيق افراد و تدارکات

1403
01:27:45,260 --> 01:27:48,471
در حال حرکت روي مسير هوشي مين در لائوس باشد

1404
01:27:48,596 --> 01:27:52,558
او و همقطاران خلبانش يگانشان را

1405
01:27:52,684 --> 01:27:55,812
از روي کد بيسيمشان "مه آلود" ميناميدند

1406
01:27:55,937 --> 01:27:57,480
من چهار ماه رو در "مه آلود"گذروندم

1407
01:27:57,605 --> 01:28:01,150
و اون بهترين چهار ماهم از جنگ

1408
01:28:01,276 --> 01:28:02,652
تا جايي که درگيرش بودم،بود

1409
01:28:02,777 --> 01:28:06,155
چون آن کاري که ما داشتيم انجا ميکرديم ساده ،سرراست

1410
01:28:06,281 --> 01:28:07,657
و منطقي بود

1411
01:28:07,782 --> 01:28:11,411
ما ميخواستيم تا عبور و مرور رو از نقطه الف به ب در اين جاده خاکي متوقف کنيم.

1412
01:28:11,536 --> 01:28:14,455
که من ميتونم درکش کنم

1413
01:28:14,580 --> 01:28:16,708
يکي در سايگون نميگفت

1414
01:28:16,833 --> 01:28:19,544
بريد درختان رو در چنين و چنان موقعيت بمباران کنيد.

1415
01:28:19,669 --> 01:28:22,463
ما ميرفتيم اونجا و واقعا اون هدف رو پيدا ميکرديم

1416
01:28:31,848 --> 01:28:33,516
آن کار خطرناکي بود

1417
01:28:33,683 --> 01:28:38,479
يک پنجم خلبانان سرنگون ميشدند.

1418
01:28:46,946 --> 01:28:50,908
يگان "مه الود" هفت سورتي پرواز از سپيده دم تا هنگام غروب هر روز

1419
01:28:51,034 --> 01:28:54,203
در جستجوي علائمي از فعاليت انساني

1420
01:28:54,370 --> 01:28:59,542
باغچه ها،اردوگاهها، درختان پوشيده از گرد و خاک کنار جاده

1421
01:28:59,667 --> 01:29:03,713
يا جاده هاي خيس در هر سمت  محل کمترين عمق رودخانه بودند

1422
01:29:03,838 --> 01:29:08,801
که نشان ميداد که يک کاروان کاميون اخيرا از انجا عبور کرده بود

1423
01:29:12,805 --> 01:29:15,892
من احترام زيادي براي اون راننده کاميونها قائلم

1424
01:29:17,560 --> 01:29:19,437
اونها خونه هاشونو در شمال ترک ميکردند

1425
01:29:19,562 --> 01:29:23,399
و اونها براي يکي دوسال در خدمت ارتش نبودند

1426
01:29:23,566 --> 01:29:25,109
اونها فقط ميرفتند و نميدونستند

1427
01:29:25,234 --> 01:29:27,195
که اونها هرگز قراره به عقب برگردن يا نه

1428
01:29:29,030 --> 01:29:32,700
هرچند مکپيک و خلبانان هم قطارش از آن خبر نداشتند

1429
01:29:32,825 --> 01:29:34,452
در بين رانندگاني که با احتياط از مسيرشان

1430
01:29:34,577 --> 01:29:38,331
به پايين مسير هوشي مين در طي شب ميرفتند،صدها زن وجود داشت

1431
01:29:42,043 --> 01:29:43,044
رهبري ميخواست

1432
01:29:43,628 --> 01:29:45,380
تا مردان جوان رو تشويق کنه

1433
01:29:46,506 --> 01:29:50,259
که با بمباران و گلوله باران توپخانه اي شديدي در گلوگاههاي حساس

1434
01:29:51,511 --> 01:29:53,596
مواجه بودند

1435
01:29:54,972 --> 01:29:58,142
اگه اونها ما رو کنارشون ميديدند

1436
01:29:58,893 --> 01:30:02,605
اونها مشتاق تر ميشدند

1437
01:30:03,731 --> 01:30:07,276
وين ويت ان بمدت چهار سال
گروه خودش را

1438
01:30:07,443 --> 01:30:13,950
در آن مسير راند،تسليحات و تدارکات را به جنوب جابجا ميکرد

1439
01:30:14,075 --> 01:30:18,704
سپس با محموله هايي از افراد مجروح به شمال بازميگشت

1440
01:30:22,250 --> 01:30:24,335
ما از جاده هاي فرعي خطرناک ميرفتيم

1441
01:30:25,503 --> 01:30:27,588
اونا پيچ در پيچ

1442
01:30:28,798 --> 01:30:30,258
لغزنده و سراشيبي بودند

1443
01:30:31,968 --> 01:30:34,178
اونها خرده خرده ميراندند

1444
01:30:34,303 --> 01:30:37,223
بنابراين اونها 15،20 نقطه در مسير رو ميشناختند

1445
01:30:37,348 --> 01:30:39,809
و اونا از نقطه الف به نقطه ب ميروندند و دوباره به الف برميگشتند

1446
01:30:44,313 --> 01:30:46,107
و بعد اونها طي اوقات روز استراحت ميکردند

1447
01:30:46,232 --> 01:30:49,193
و بعد در شب بعد اونها از الف به ب ميروندند و دوباره به الف برميگشتند.

1448
01:30:50,653 --> 01:30:55,074
اونها به نوعي جاده رو به خاطر ميسپردند که خيلي مهم بود

1449
01:30:55,199 --> 01:30:57,702
چون اونها داشتند بدون چراغ در شب رانندگي ميکردند

1450
01:30:59,495 --> 01:31:01,497
اون چراغ به اندازه يک سيب بود خيلي کوچک.

1451
01:31:02,707 --> 01:31:06,043
اون جاده رو تا حدود يک متري جلوي کامبون روشن ميکرد

1452
01:31:07,420 --> 01:31:09,755
بنابراين شما نميتونستين سريع برانيد

1453
01:31:13,384 --> 01:31:17,638
اگه ما به مقصدمون پيش از سپيده دم نميرسيديم

1454
01:31:19,015 --> 01:31:23,186
ما  به اهداف هواپيماهاي دشمن مبدل ميشديم.

1455
01:31:33,738 --> 01:31:37,283
يکبار من به گروهي از کاميونهاي پشتيباني برخوردم

1456
01:31:37,408 --> 01:31:39,744
و اون يک صبح عالي براي من بود

1457
01:31:39,869 --> 01:31:42,079
گه گداري يکي از اون کاميونها در جايي خراب ميشد

1458
01:31:42,205 --> 01:31:44,040
که کاميونهاي پشت سرش

1459
01:31:44,207 --> 01:31:46,125
گير ميفتادند و نميتونستند از اونجا بيرون بيان

1460
01:31:46,167 --> 01:31:51,172
بنابراين تو سعي ميکردي شيرجه بري و آخرين کاميون رو به گلوله ببندي تا اينکه اون نتونه حرکت کنه

1461
01:31:53,674 --> 01:31:56,385
و اينها جاده هاي يک بانده هستند

1462
01:31:56,511 --> 01:31:59,597
بنابراين وقتي شما کاميون عقبيو از کار مينداختين

1463
01:31:59,722 --> 01:32:01,933
بعد شما فقط جنگنده ها رو فرا ميخوانديد

1464
01:32:03,392 --> 01:32:05,728
شما دارين به ماهي درون يک بشکه شليک ميکنين

1465
01:32:10,233 --> 01:32:14,070
همچنانکه آن از مسير هوشي مين ميراند،مدام به نامزدش

1466
01:32:14,237 --> 01:32:16,906
تران عوضیگ تانگ فکر ميکرد

1467
01:32:17,031 --> 01:32:22,245
يک مهندس ارتش که او چهار سال قبلتر عاشقش شده بود

1468
01:32:22,370 --> 01:32:26,457
نامزدش همچنين جايي در آن مسير مستقر بود

1469
01:32:27,542 --> 01:32:30,253
من هر روز نگران اون بودم

1470
01:32:31,879 --> 01:32:37,051
هروقت که يک کاميونو ميديدم که سربازان مجروح رو به شمال حمل ميکرد،نگرانش ميشدم

1471
01:32:37,677 --> 01:32:40,179
من از اون سربازها در موردش سوال ميکردم

1472
01:32:40,304 --> 01:32:42,890
من ميگشتم بببينم که اون اونجا بود يا نه

1473
01:32:45,351 --> 01:32:46,811
وقتي يک رفيق به من گفت

1474
01:32:47,603 --> 01:32:48,938
آن يک راننده کاميونه

1475
01:32:50,565 --> 01:32:54,277
من شوکه و وحشتزده شدم

1476
01:32:55,361 --> 01:32:57,822
اون  ميدان نبرد وحشيانه اي

1477
01:32:57,947 --> 01:33:00,825
حتي براي ما مردان جوان بود

1478
01:33:04,161 --> 01:33:07,707
يک دختر چجوري ميتونست اونرو تاب بياره؟

1479
01:33:14,130 --> 01:33:15,715
سه کاميون هدف آسيب ديده با کيسه هاي تدارکات

1480
01:33:15,756 --> 01:33:18,342
دو کاميون در حال سوختن

1481
01:33:21,345 --> 01:33:26,142
بيش از 20 هزار مهندس،سرباز و راننده کاميون

1482
01:33:26,309 --> 01:33:29,437
در امتداد مسير هوشي مين کشته شدند

1483
01:33:29,562 --> 01:33:33,691
نهايتا 72 گورستان نظامي براي نگهداري

1484
01:33:33,816 --> 01:33:36,068
بقايايشان درخواست شد

1485
01:33:39,697 --> 01:33:43,034
گاهي اوقات وقتي ما تازه رفقايمان را دفن کرده بوديم

1486
01:33:43,826 --> 01:33:46,495
هواپيماها مجددا حمله ميکردند

1487
01:33:47,246 --> 01:33:49,373
و اونها براي بار دوم کشته ميشدند

1488
01:33:51,459 --> 01:33:53,461
هيچ چيزي از اونها باقي نميموند

1489
01:33:56,756 --> 01:33:59,425
ما برحسب تن مهمات بيشتري رو

1490
01:33:59,550 --> 01:34:04,680
نسبت به اونچيزي که ايالات متحده در طول جنگ دوم جهاني فرو ريخت ،فرو ريختيم

1491
01:34:04,847 --> 01:34:07,683
اغلب اون مسير هوشي مين رو هدف قرار داد

1492
01:34:09,852 --> 01:34:12,188
ما عبور و مرور رو از اون مسير متوقف نکرديم

1493
01:34:12,313 --> 01:34:15,691
و اون يک نااميدي بزرگ براي منه.

1494
01:34:15,858 --> 01:34:18,319
تا امروز منو ميرنجونه

1495
01:34:20,529 --> 01:34:23,824
شکستهاي واقعي در سطح سياست گذاري اتفاق ميفتاد

1496
01:34:25,993 --> 01:34:29,330
ما داشتيم در سمت اشتباه ميجنگيديم

1497
01:34:29,455 --> 01:34:33,042
جنوب،دولت در جنوب فاسد بود

1498
01:34:33,209 --> 01:34:35,378
و مردمش اينو ميدونستند

1499
01:34:35,544 --> 01:34:36,545
و ما اينو ميدونستيم

1500
01:34:37,963 --> 01:34:39,215
من چيزي به شما بگم

1501
01:34:39,340 --> 01:34:41,592
اون راننده کاميونها خيلي خوب جنگيدند

1502
01:34:41,717 --> 01:34:46,347
من براي جنگيدن با اونها به خودم ميباليدم

1503
01:34:46,472 --> 01:34:48,891
خب يکي از کارهايي که شما وقتي به جنگ ميريد بايد بکنيد

1504
01:34:49,058 --> 01:34:50,559
اينه که سمت بر حق رو انتخاب کنيد،خيلي خب.

1505
01:34:50,685 --> 01:34:51,894
متفقين درست براي خودتون بگيريد

1506
01:34:56,232 --> 01:35:00,569
مريل مکپيک 37 سال خدمت کرد و بعنوان

1507
01:35:00,736 --> 01:35:03,197
رئيس ستاد نيروي هوايي بازنشسته شد

1508
01:35:05,866 --> 01:35:09,662
وين ويت آن و تران عوضیگ تانگ همديگر را

1509
01:35:09,787 --> 01:35:12,373
بعد از جنگ يافتند و ازدواج کردند

1510
01:35:16,585 --> 01:35:19,922
صلحي که ما بدنبال آن هستيم تا تصاحبش کنيم

1511
01:35:20,047 --> 01:35:24,593
پيروزي بر ساير افراد نيست

1512
01:35:24,719 --> 01:35:29,056
بلکه صلحي است که با التيام بالهايش

1513
01:35:29,181 --> 01:35:32,017
با شفقت براي کساني که رنج کشيده اند

1514
01:35:32,143 --> 01:35:35,062
با درک افرادي که با ما دشمني کرده اند

1515
01:35:35,187 --> 01:35:38,691
با ايجاد اين فرصت براي همه مردم اين کره زمين

1516
01:35:38,816 --> 01:35:40,609
براي اينکه سرنوشت خودشان را انتخاب کنند ميايد

1517
01:35:43,446 --> 01:35:44,947
ريچارد نيکسون مثل

1518
01:35:45,072 --> 01:35:49,785
ليندون جانسون يک دستور کار جاه طلبانه براي رياست جمهوريش داشت

1519
01:35:49,952 --> 01:35:54,081
کم کردن ربع قرن تنش با اتحاد شوروي

1520
01:35:54,206 --> 01:35:56,333
و باز کردن درها بر روي چين

1521
01:35:56,459 --> 01:36:00,171
که ايالات متحده از به رسميت شناختنش از زماني که

1522
01:36:00,296 --> 01:36:04,175
کمونيستها در 1949 به قدرت رسيدند اجتناب کرده بود

1523
01:36:04,300 --> 01:36:07,428
ولي همانطور که براي جانسون بارمغان آورده بود

1524
01:36:07,553 --> 01:36:11,849
جنگ فعلي ويتنام همه آن نقشه ها را به خطر انداخت

1525
01:36:13,851 --> 01:36:19,148
سی و هفت هزارو پانصدوشصتوسه آمريکايي در آنجا از زمان

1526
01:36:19,315 --> 01:36:21,984
سوگند رياست جمهوري خوردنش کشته شده بودند

1527
01:36:22,109 --> 01:36:25,821
"من بنا ندارم مثل ليندون جانسون

1528
01:36:25,946 --> 01:36:27,823
از ترس نشان دادن چهره ام در خيابان

1529
01:36:27,990 --> 01:36:30,075
با به تعويق انداختن امور در کاخ سفيد کارم را به پايان برسانم"

1530
01:36:30,201 --> 01:36:32,203
اين را ريچارد نيکسون به يک دستيارش گفت.

1531
01:36:32,328 --> 01:36:34,163
"من ميخواهم اين جنگ را سريع

1532
01:36:34,330 --> 01:36:35,748
به پايان برسانم".

1533
01:36:35,873 --> 01:36:40,419
مشاور امنيت ملي نيکسون،هنري کسينجر بود

1534
01:36:40,544 --> 01:36:44,924
پناهنده اي از آلمان نازي،او در دانشگاه هاروارد علوم سياسي خوانده بود

1535
01:36:45,049 --> 01:36:48,761
و از قبل معروف به طرفداري از يک سياست خارجي

1536
01:36:48,886 --> 01:36:52,389
مبتني بر عمل گرايي و نه ايدئولوژي بود

1537
01:36:52,515 --> 01:36:57,144
کسينجر به يک گروه از کواکرهاي(فرقه مسيحي مخالف خشونت)در حال تظاهرات در خيابان

1538
01:36:57,269 --> 01:36:59,396
پنسيلوانيا گفت:"به ما شش ماه وقت بدهيد

1539
01:36:59,522 --> 01:37:03,984
و اگر ما تا آنزمان به جنگ خاتمه نداديم،شما ميتوانيد برگرديد

1540
01:37:04,109 --> 01:37:06,195
و حصار کاخ سفيد را پاره پاره و از جا بکنيد"

1541
01:37:09,156 --> 01:37:14,787
در فوريه 1969(بهمن ماه)ويتنام شمالي با اين وجود تهاجم ديگري براه انداخت

1542
01:37:17,456 --> 01:37:22,336
آنها اين بار 1100 آمريکايي را فقط ظرف سه هفته کشتند

1543
01:37:26,215 --> 01:37:28,592
نيکسون فکر نميکرد که ميتواند با ادامه بمباران

1544
01:37:28,717 --> 01:37:31,053
شمال بخاطر ترس از

1545
01:37:31,178 --> 01:37:34,932
از تحريک جنبش ضد جنگ در خانه دست به تلافي بزند.

1546
01:37:35,057 --> 01:37:41,188
بنابراين او در مارس(اسفند) محرمانه دستور داد تا ب-52 ها شروع به حمله

1547
01:37:41,313 --> 01:37:43,440
به پايگاههاي ويتنام شمالي در کامبوج کنند

1548
01:37:43,566 --> 01:37:47,903
که سالها به دشمن پايگاه ارائه کرده بود

1549
01:37:49,655 --> 01:37:52,324
به مردم آمريکا هيچ چيزي درمورد آن بمباران گفته نشد

1550
01:37:52,449 --> 01:37:56,328
از کنگره هم پنهان نگهداشته شد

1551
01:37:56,453 --> 01:38:00,082
حتي اعضاي کابينه خود نيکسون

1552
01:38:00,207 --> 01:38:02,543
در ابتدا مطلع نشدند

1553
01:38:05,129 --> 01:38:09,091
زمانيکه روزنامه نيويورک تايمز نهايتا انچه اتفاق ميفتاد را کشف کرد

1554
01:38:09,258 --> 01:38:12,428
کاخ سفيد هرگونه انجام بمباران را انکار کرد

1555
01:38:12,553 --> 01:38:16,223
و دستور داد که دستگاههاي استراق سمع در تلفنهاي

1556
01:38:16,348 --> 01:38:18,809
هفده گزارشگر و

1557
01:38:18,934 --> 01:38:20,603
مقامات دولتي

1558
01:38:20,728 --> 01:38:24,440
در تلاش براي کشف اينکه چه کسي قضيه را لو داده است نصب کنند.

1559
01:38:24,607 --> 01:38:27,610
"ما همان اشتباهات قديمي را انجام نخواهيم داد"

1560
01:38:27,735 --> 01:38:29,820
هنري کسينجر با يک دستيار

1561
01:38:29,945 --> 01:38:32,573
مدت کوتاهي پس از آمدن به واشنگتن اين را به شوخي گفته بود:

1562
01:38:32,698 --> 01:38:34,783
"ما اشتباهات خودمان را خواهيم کرد".

1563
01:38:36,827 --> 01:38:38,954
جنگ ادامه يافت

1564
01:38:48,505 --> 01:38:52,134
اساسا دو جنبه براي قهرماني وجود داره

1565
01:38:52,301 --> 01:38:54,428
يکي اينه که من ميخوام خاص باشم

1566
01:38:54,553 --> 01:38:56,972
من ميخوام مردم بهم نگاه کنند،من يک شخص مهمم

1567
01:38:57,097 --> 01:38:58,766
من کارهاي قهرمانانه انجام داده ام

1568
01:39:01,602 --> 01:39:04,980
جنبه ديگه بسادگي اينه که يکي بايد کاري براي نجات

1569
01:39:05,147 --> 01:39:09,652
اين افراد،جوخه ام يا گروهانم از نابودي انجام بده

1570
01:39:09,777 --> 01:39:14,949
دقيقا همون عمل ميتونه با يک رويکرد يا رويکرد ديگه انجام بشه

1571
01:39:18,953 --> 01:39:22,831
ستوان يکم کارل مارلنتز بعد از ترک آکسفورد

1572
01:39:22,957 --> 01:39:26,502
خودش را بعنوان افسر معاون گروهان چارلي

1573
01:39:26,669 --> 01:39:30,506
از گردان يکم،تفنگداران دريايي چهارم از لشکر سوم تفنگداران دريايي

1574
01:39:30,631 --> 01:39:33,133
درست در جنوب منطقه غيرنظامي شده يافت.

1575
01:39:33,258 --> 01:39:37,137
يگانش در حال نبرد در همان نوع جنگ

1576
01:39:37,262 --> 01:39:40,599
روي همان عوارض زميني بود که تفنگداران دريايي حالا بمدت چهارسال

1577
01:39:40,724 --> 01:39:42,267
بود که جنگيده بودند

1578
01:39:42,393 --> 01:39:44,311
شما ميشنيديد،خوب،قراره

1579
01:39:44,311 --> 01:39:47,231
عمليات پرستوي 1 يا عمليات اسکاتلند 2 انجام بشه.

1580
01:39:47,356 --> 01:39:49,316
و اون شبيه اين بود،اره،هر چي.

1581
01:39:49,441 --> 01:39:52,569
معنيش براي ما اين بود که يکي بزودي

1582
01:39:52,695 --> 01:39:54,697
برخي از اين هليکوپترها قراره پيداشون بشه و ما رو

1583
01:39:54,863 --> 01:39:57,199
درون جايي در جنگل يا يک دره در شمال ما يا هرجايي

1584
01:39:57,324 --> 01:39:58,575
که قرار بود پايين بندازن

1585
01:39:58,617 --> 01:40:00,077
و بعد ما نزديک اون تپه ميبوديم

1586
01:40:00,202 --> 01:40:02,079
و قوز ميکرديم همونطور که اون ميناميديم

1587
01:40:06,083 --> 01:40:10,379
در 5 مارس 1969(اسفند ماه)گروهان مارلنتز دستور يافت

1588
01:40:10,504 --> 01:40:13,924
تا به يک هنگ نيروهاي منظم ويتنام شمالي که در

1589
01:40:14,049 --> 01:40:19,179
سراشيبيهاي  تپه اي سنگر گرفته بودند که آمريکاييها آن را 484 ميناميدند حمله کنند .

1590
01:40:19,304 --> 01:40:23,267
چند روز قبل يگانش تپه را گرفته بود و

1591
01:40:23,392 --> 01:40:26,437
بعد زير آتش سنگين،آنرا رها کرده بود

1592
01:40:26,562 --> 01:40:31,066
اينبار حملات هوايي به منظور کم کردن توان دشمن

1593
01:40:31,191 --> 01:40:33,318
تپه اشتباه را مورد هدف قرار داد

1594
01:40:33,444 --> 01:40:37,948
گروهان چارلي ماموريت داشت تا به هر نحو پيشروي کند

1595
01:40:38,073 --> 01:40:40,743
مارلنتز مسير پيشروي را نشان ميداد

1596
01:40:42,077 --> 01:40:43,871
اون تپه خيلي پرشيبي بود

1597
01:40:43,996 --> 01:40:48,083
و شما پرانرژي نيستيد چون وزن زيادي داريد

1598
01:40:48,208 --> 01:40:50,461
و ما شروع به بالا رفتن کرده بوديم و ما احتمالا

1599
01:40:50,586 --> 01:40:52,337
به يک سوم راه تا نوک تپه رسيده بوديم

1600
01:40:52,463 --> 01:40:53,797
و بعد اونا به ما حمله کردند

1601
01:40:57,384 --> 01:40:59,470
ما در وسط اين ساندويچ کثافت وحشتناک بوديم

1602
01:41:01,513 --> 01:41:03,474
تفنگداران دريايي پشت هر چيزي که توانستند سنگر گرفتند

1603
01:41:03,599 --> 01:41:07,436
مارلنتز فهميد اگر آنها به بالا رفتن از آن شيب ادامه دهند

1604
01:41:07,561 --> 01:41:10,647
آنوقت با آتش تيربار مواجه خواهند شد

1605
01:41:10,773 --> 01:41:12,274
ولي اگر همانجايي که بودند بمانند

1606
01:41:12,441 --> 01:41:14,860
گلوله هاي خمپاره قطعا آنها را ميافت

1607
01:41:18,405 --> 01:41:20,199
و بعد من ايستادم

1608
01:41:20,324 --> 01:41:22,284
و از اون تپه بالا رفتم

1609
01:41:22,409 --> 01:41:25,287
و فکر ميکردم خودم هستم و خودم.

1610
01:41:25,412 --> 01:41:27,498
و من در اين مرحله ميدويدم

1611
01:41:27,623 --> 01:41:31,752
چون ميخواستم روي اون زمين هر چه سريعتر پناه بگيرم

1612
01:41:31,877 --> 01:41:34,588
و من برخي تحرکات رو از گوشه چشمم ديدم

1613
01:41:34,713 --> 01:41:37,591
و به روي زمين غلت زدم تا
تفنگم رو بالا بيارم

1614
01:41:37,716 --> 01:41:40,719
و به اون فرد شليک کنم

1615
01:41:40,844 --> 01:41:43,639
و اون يکي از بچه هاي جوخه ام بود

1616
01:41:43,764 --> 01:41:47,142
و بعد پشت سرشو نگاه کردم و بچه هاي بيشتر ي بودند

1617
01:41:47,309 --> 01:41:50,395
اونها همگي پشت سرم اومده بودند

1618
01:41:50,521 --> 01:41:52,773
اون براي من مثل اين بود که من اونجا يک هفته بوده ام

1619
01:41:52,898 --> 01:41:54,399
ولي فکر ميکنم من احتمالا خودم تنها

1620
01:41:54,525 --> 01:41:58,529
چهار ثانيه پنج ثانيه بوده ام

1621
01:41:58,654 --> 01:42:03,700
کل جوخه فقط ايستادند و بيرون اومدند

1622
01:42:03,826 --> 01:42:06,370
اون براي من يک لحظه اي باقي موند که

1623
01:42:06,495 --> 01:42:12,584
چه دلهاي غير قابل وصفي اين بچه ها داشتند

1624
01:42:13,836 --> 01:42:16,130
و بعد ما فورا به اون پناهگاههاي زيرزميني حمله کرديم

1625
01:42:16,255 --> 01:42:20,050
آن تفنگداران دريايي پناهگاههاي زيرزميني را يک به يک پاکسازي کردند

1626
01:42:27,891 --> 01:42:33,355
مارلنتز بخاطر شجاعتش مدال صليب نيروي دريايي را پاداش گرفت

1627
01:42:33,480 --> 01:42:37,359
جنگ شبيه کوکائين قابل دود کردنه(کوکايين بسيار قوي)

1628
01:42:37,484 --> 01:42:41,572
اون حال فوق العاده اي داره ولي قيمت بسيار زيادي داره

1629
01:42:41,697 --> 01:42:45,826
هيچ ادم عاقلي هرگز اونو نميکشه

1630
01:42:45,951 --> 01:42:48,704
جنگ مثل اونه

1631
01:42:48,829 --> 01:42:52,374
تو وحشتزده هستي،تو ترسيده اي،تو بيچاره اي

1632
01:42:52,541 --> 01:42:55,085
ولي بعد جنگ شروع ميشه

1633
01:42:58,964 --> 01:43:01,466
و ناگهان همه چيز به خطر ميفته

1634
01:43:01,592 --> 01:43:03,427
زندگيت،زندگي دوستات

1635
01:43:03,552 --> 01:43:05,804
اون تقريبا مافوقه

1636
01:43:05,929 --> 01:43:08,432
چون تو ديگه يک نفر نيستي

1637
01:43:08,557 --> 01:43:10,976
تو اون حسو از دست ميدي،تو فقط اون جوخه هستي

1638
01:43:11,101 --> 01:43:14,438
و اون جوخه نميتونه شکست بخوره

1639
01:43:14,563 --> 01:43:16,481
و علاوه بر اين يک شادي وحشيانه

1640
01:43:16,607 --> 01:43:19,318
در غلبه بر دشمنت وجود داره،تنها يک شادي وحشيانه

1641
01:43:19,443 --> 01:43:22,404
و فکر ميکنم که ما يک اشتباه بزرگ مرتکب ميشيم  اگه ما بگيم

1642
01:43:22,571 --> 01:43:23,697
"اوه،جنگ  جهنمه"

1643
01:43:23,822 --> 01:43:25,991
ما همه داستان "جنگ جهنمه" رو  ميدونيم

1644
01:43:26,116 --> 01:43:27,576
اون جهنمه

1645
01:43:27,743 --> 01:43:32,497
ولي يک بخش بسيار هيجان انگيز از اون وجود داره
