﻿1
00:00:07,507 --> 00:00:09,801
شما به انتهاي راه رسيديد...آيا از "چي" در کنار جاده عبور کرديد؟

2
00:00:09,926 --> 00:00:11,261
نه
اون بچه ها کجان؟

3
00:00:11,386 --> 00:00:12,971
کانزاس براي اونا سنگري پيدا کرده

4
00:00:13,096 --> 00:00:14,806
همه بخوابيد زمين!

5
00:00:17,851 --> 00:00:20,603
خواهر بزرگترم و من يکبار

6
00:00:20,729 --> 00:00:24,774
داشتيم فيلم "بسيار پرافتخار سلام ميکنيم"(محصول 1943 آمريکا) رو در تلويزيون ميديديم

7
00:00:24,899 --> 00:00:26,317
گوش کن،ما هنوز چند دقيقه وقت داريم!

8
00:00:26,401 --> 00:00:28,153
اون يک داستان درمورد پرستارهاييه که

9
00:00:28,278 --> 00:00:33,074
در باتان(ايالتي در فيليپين) و کوريجيدور(جزيره اي در فيليپين)طي جنگ دوم جهاني گير افتاده اند(طي جنگ آمريکا با ژاپن)

10
00:00:35,285 --> 00:00:38,913
اون احتمالا اولين بار در زندگيم بود که

11
00:00:39,039 --> 00:00:40,832
من،اوه

12
00:00:40,957 --> 00:00:45,128
فهميدم که زنان ميتونستند کارهاي شجاعانه و دلاورانه انجام بدهند.

13
00:00:45,253 --> 00:00:47,756
اون فقط کارهايي نبود که مردان ميتونستند انجام بدهند

14
00:00:53,470 --> 00:00:56,306
ستوان دوم جون فيوري

15
00:00:56,431 --> 00:01:01,227
از زمانيکه يک بچه کوچک بود،هميشه خواسته بود تا يک پرستار شود

16
00:01:01,352 --> 00:01:02,979
او در دانشکده پرستاري تحصيل کرد

17
00:01:03,104 --> 00:01:06,399
و وقتي که يک همکلاسي دبيرستانش در طي نبرد تت کشته شد

18
00:01:06,524 --> 00:01:10,779
براي انجام آنچه که براي مجروحين از دستش برميامد به ارتش پيوست

19
00:01:12,238 --> 00:01:15,909
فيوري به بيمارستان تخليه 71 ام  در پليکو

20
00:01:16,034 --> 00:01:19,662
واقع  در قلب ارتفاعات مرکزي ماموريت يافت.

21
00:01:21,289 --> 00:01:24,834
هيچ چيزي براي آنچه که او طي 12 ماه بعدي

22
00:01:24,959 --> 00:01:27,253
ديد و انجام داد از قبل آماده نکرده بود.

23
00:01:31,341 --> 00:01:33,468
مردان مجروح با هليکوپتر

24
00:01:33,635 --> 00:01:36,262
در همه اوقات روز و شب وارد ميشدند

25
00:01:36,387 --> 00:01:39,307
همينطور سربازان ويت کنگ و ويتنام شمالي

26
00:01:39,474 --> 00:01:42,393
بودند که گاهي اوقات با کادر پزشکي

27
00:01:42,519 --> 00:01:46,231
در تلاش براي حفظ دست و پاهايشان يا جانشان دعوا ميکردند

28
00:01:49,526 --> 00:01:52,028
هر وقت بيمارستان زير آتش خمپاره قرار ميگرفت

29
00:01:52,153 --> 00:01:55,740
فيوري همراه افراد مجروح که اغلب حالشان وخيم بود

30
00:01:55,865 --> 00:01:57,075
در بخش مراقبتهاي ويژه ميماند

31
00:01:59,035 --> 00:02:00,453
ما جليقه ضد گلوله و کلاهخود داشتيم

32
00:02:00,578 --> 00:02:02,247
و ما اطراف کف اونجا سينه خيز ميرفتيم

33
00:02:03,873 --> 00:02:04,999
منظورم اينه که شما واقعا

34
00:02:05,166 --> 00:02:07,001
نميتونستيد بسادگي اونها رو بدون مراقبت ترک کنيد

35
00:02:08,670 --> 00:02:11,881
ما فقط بايد تا حدي ترسمون رو ميبلعيديم

36
00:02:13,466 --> 00:02:16,177
يک افسر ارزياب نيازهاي درماني درمورد اينکه چه کسي ميتونه

37
00:02:16,302 --> 00:02:18,346
نجات پيدا کنه و چه کساني

38
00:02:18,471 --> 00:02:21,850
هيچ اميدي براشون نيست تصميمات سختي ميگرفت

39
00:02:21,975 --> 00:02:24,894
يکي ا زچيزهايي که در ابتدا خيلي سخت بود

40
00:02:25,019 --> 00:02:27,856
آنچه بود که ما اونرو بيماران در انتظار ميناميديم.

41
00:02:27,981 --> 00:02:30,525
و اينها بيماراني بودند که از ميدان نبرد اورده ميشدند

42
00:02:30,692 --> 00:02:33,111
و قطعي شده بود که اونها

43
00:02:33,236 --> 00:02:35,822
هيچ شانسي براي بقا نداشتند

44
00:02:35,947 --> 00:02:38,533
ولي اونها هنوز نمرده بودند

45
00:02:39,701 --> 00:02:40,994
اونها يک سرباز جوون رو

46
00:02:41,119 --> 00:02:44,455
آوردند که به سرش آسيب رسيده بود

47
00:02:44,581 --> 00:02:48,042
و اونها گفتند که"او منتظره"

48
00:02:48,168 --> 00:02:50,378
من به نوعي وحشتزده شدم

49
00:02:50,545 --> 00:02:53,548
و تصميم گرفتم که نه،اونها اشتباه ميکنن

50
00:02:53,715 --> 00:02:56,718
و من ميخواستم از اين بيمار مراقبت کنم

51
00:02:56,885 --> 00:02:59,345
من به اون پزشکيار ارتش گفتم تا خون منو بگيره

52
00:02:59,470 --> 00:03:01,097
و اون گفت:"خوب،ستوان

53
00:03:01,222 --> 00:03:02,891
اين بيمار در حالت انتظاره".

54
00:03:03,057 --> 00:03:04,893
من گفتم:خون منو بگير

55
00:03:05,059 --> 00:03:07,979
خوب من اون بانداژشو باز کردم و

56
00:03:08,104 --> 00:03:11,608
کل قسمت پشت سرش از بين رفته بود

57
00:03:11,733 --> 00:03:13,234
وقتي اون اتفاق افتاد

58
00:03:13,401 --> 00:03:16,571
همه اون خوني که من داشتم بهش ميدادم بيرون اومد.

59
00:03:16,738 --> 00:03:20,950
يکي از دوستام اومد و فقط منو ازونجا بيرون اورد

60
00:03:21,075 --> 00:03:24,621
و چند دقيقه بعد شما به همونجا برميگشتيد

61
00:03:26,206 --> 00:03:28,166
و برميگشتيد تا اونکارو انجام بدين

62
00:03:28,750 --> 00:03:32,170
جنگ ويتنام

63
00:03:56,027 --> 00:03:58,863
ريچارد نيکسون بعنوان رئيس جمهور

64
00:03:59,030 --> 00:04:01,950
در ژانويه 1969(ديماه) به دفتر کارش رفت

65
00:04:02,075 --> 00:04:04,285
متعهد شد تا قانون و نظم را بازگرداند

66
00:04:04,410 --> 00:04:06,621
و به جنگ با افتخار پايان دهد

67
00:04:06,746 --> 00:04:08,873
اوضاع در کشور ارامتر بود

68
00:04:09,040 --> 00:04:11,876
ولي در ويتنام صلح نزديکتر نبود

69
00:04:15,672 --> 00:04:19,050
سربازان امريکايي هنوز در تعقيب چريکهايي که

70
00:04:19,175 --> 00:04:21,970
مثل اشباح ظاهر و ناپديد ميشدند ميمردند.

71
00:04:23,221 --> 00:04:26,140
آمريکاييها هنوز در زمان تسخير تپه هايي که

72
00:04:26,266 --> 00:04:29,560
تنها انها را تسليم ميکردند و بايد دوباره پسشان ميگرفتند کشته ميشدند

73
00:04:29,686 --> 00:04:33,815
افراد و تجهيزات با وجود بمباران جنجالي

74
00:04:33,940 --> 00:04:37,443
کامبوج به سمت جنوب جريان داشت

75
00:04:37,568 --> 00:04:41,155
در تمام اين مدت،هانوي ثابت قدم باقي ماند

76
00:04:41,281 --> 00:04:44,242
کمونيستها اصرار داشتند که هيچ صلحي

77
00:04:44,409 --> 00:04:48,079
تا زمان جايگزيني حکومت سايگون

78
00:04:48,246 --> 00:04:52,583
و عقب نشيني ايالات متحده از ويتنام ممکن نبود

79
00:04:52,750 --> 00:04:56,629
در همين حين،مردم آمريکا در حال از دست دادن صبرشان بودند

80
00:05:07,682 --> 00:05:12,478
نيکسون در خفا ميدانست که پيروزي نظامي غير ممکن  بود

81
00:05:12,603 --> 00:05:14,105
اينکه امور بايد در پاي

82
00:05:14,272 --> 00:05:17,442
ميز مذاکره در پاريس حل و فصل ميشد

83
00:05:17,567 --> 00:05:18,860
او بايد راهي پيدا ميکرد

84
00:05:18,985 --> 00:05:21,279
آمريکاييها را از ويتنام

85
00:05:21,404 --> 00:05:23,448
بدون اينکه ظاهر تسليم شدن داشته باشد،خلاص کند

86
00:05:23,573 --> 00:05:25,408
نيکسون همچنين معتقد شده بود

87
00:05:25,533 --> 00:05:28,369
اعتبارش بعنوان يک ضد کمونيست تسليم ناشدني

88
00:05:28,494 --> 00:05:31,331
ميتوانست در مقابل هانوي به نفعش باشد

89
00:05:31,456 --> 00:05:33,791
او گفت:"ما فقط اين کلام را براي آنها ميگفتيم

90
00:05:33,916 --> 00:05:37,754
ميدوني"نيکسون در مورد کمونيسم وسواس فکري دارد"

91
00:05:37,879 --> 00:05:40,131
"ما نميتوانيم وقتي او عصبانيه مهارش کنيم"

92
00:05:40,256 --> 00:05:43,134
"و اون دستشو روي دکمه بمب هسته اي نگهداشته"

93
00:05:43,259 --> 00:05:46,387
"و هوشي مين طي دو روز در پاريس

94
00:05:46,512 --> 00:05:49,390
در حال التماس براي صلح خواهد بود"

95
00:05:49,515 --> 00:05:53,561
ولي هوشي مين حالا پير و ناخوش بود

96
00:05:53,686 --> 00:05:55,730
و لي زوان و افراد ديگري

97
00:05:55,855 --> 00:05:58,900
که خواستار آن شليکها در هانوي بمدت چند سال بوده اند

98
00:05:59,025 --> 00:06:01,402
هيچ قصد  نداشتند تا از هدفشان

99
00:06:01,527 --> 00:06:05,156
براي يکپارچه کردن کشورشان تحت کنترل کمونيست دست بردارند

100
00:06:07,492 --> 00:06:10,995
ريچارد نيکسون با وجود وعده اش براي پايان دادن سريع جنگ

101
00:06:11,120 --> 00:06:14,207
مثل همه روساي جمهوري که پيش از او آمده بودند

102
00:06:14,332 --> 00:06:16,542
با توسعه دادن آن به پايان کارش ميرسيد

103
00:06:16,667 --> 00:06:20,254
او در اين روند دوباره مخالفت با جنگ را

104
00:06:20,380 --> 00:06:22,006
در محوطه هاي دانشگاههاي آمريکا شعله ور ميکرد

105
00:06:22,173 --> 00:06:25,676
که تهديد ميکرد دوباره کشور را تکه پاره کند

106
00:06:45,905 --> 00:06:47,865
اواخر دهه 60

107
00:06:47,990 --> 00:06:52,036
يکجوري جريانهاي کوچک متعدد به هم پيوستند

108
00:06:54,122 --> 00:06:57,041
خود جنبش ضد جنگ

109
00:07:00,336 --> 00:07:04,966
کل جنبش نسبت به برابري نژادي

110
00:07:05,091 --> 00:07:07,552
محيط زيست

111
00:07:07,677 --> 00:07:10,430
نقش زنان.

112
00:07:10,555 --> 00:07:12,932
و سرودهايي براي اون جنبش ضد ارزشهاي اجتماع(هيپيها)

113
00:07:13,057 --> 00:07:17,478
که توسط اغلب اون موسيقي مشعشع راک اند رولي ارائه ميشد

114
00:07:17,603 --> 00:07:19,522
که ميتونيد تصور کنيد.

115
00:07:21,524 --> 00:07:25,778
نميدونم چجوري ما ميتونستيم تا امروز بدون اون تجربه

116
00:07:25,903 --> 00:07:29,949
بعنوان يک کشور وجود داشته باشيم
مريل مکپيک،نيروي هوايي

117
00:07:30,074 --> 00:07:33,077
با همه مشکلاتش و بالا و پايينهاش

118
00:07:33,244 --> 00:07:36,914
که آمريکايي رو ساخت که ما امروز داريم

119
00:07:37,039 --> 00:07:38,583
و ما سزاوارشيم

120
00:07:38,708 --> 00:07:40,501
# مطمئنا ياد ميگيريم#

121
00:07:40,626 --> 00:07:42,545
و من همونجوري در مورد ويتنام فکر ميکنم

122
00:07:44,589 --> 00:07:47,091
من صداي همه اونچيزا رو بلند کردم

123
00:07:49,260 --> 00:07:52,763
که بيانگر آنچه بود که من سعي ميداشتم ازش حفاظت کنم .

124
00:07:58,352 --> 00:08:06,944
قسمت هشتم
تاريخ جهان
(آوريل(فروردين)1969-مي(ارديبهشت)1970)

125
00:08:16,204 --> 00:08:17,914
من هرگز در کل دوره اي

126
00:08:18,039 --> 00:08:20,583
که در اردوگاه اسراي جنگي بودم دعا نکردم

127
00:08:20,708 --> 00:08:23,503
ولي من چيزي شبيه مانترا(اوراد و اذکار در هندوييسم)داشتم

128
00:08:23,628 --> 00:08:25,880
هرشب وقتي داشتم ميخوابيدم

129
00:08:26,005 --> 00:08:29,091
بعد از لحظه مشخصي ميگفتم

130
00:08:29,217 --> 00:08:33,387
"وقتي صبح بشه من اينجا خواهم بود"

131
00:08:33,513 --> 00:08:35,681
و فکر ميکردم اگه فقط يک روز ديگه بتونم زنده بمونم

132
00:08:35,806 --> 00:08:39,143
بعد ميتونستم يک روز ديگه و بعد يک روز ديگه زنگي کنم

133
00:08:39,310 --> 00:08:42,104
دولت نيکسون در هنگام مذاکرات صلح

134
00:08:42,230 --> 00:08:46,734
در پاريس،يک تقاضاي جديد را مطرح کرده بود:

135
00:08:46,859 --> 00:08:48,861
سربازان ايالات متحده تا زمانيکه همه

136
00:08:48,986 --> 00:08:52,240
اسراي امريکايي به خانه نيامده باشند

137
00:08:52,365 --> 00:08:54,909
و هانوي يک گزارش دقيق از افراد  مفقود

138
00:08:55,034 --> 00:08:57,286
در عمليات ارائه نکرده باشد،عقب نشيني نخواهند کرد.

139
00:08:57,411 --> 00:09:00,748
هيچ کسي نميدانست چه تعداد اسير آنجا بودند

140
00:09:00,873 --> 00:09:04,710
که اغلب هوانورداني بودند که داخل يا اطراف هانوي نگهداري ميشدند

141
00:09:04,835 --> 00:09:07,505
ولي تني چند از ديگران مثل هال کوشنر

142
00:09:07,672 --> 00:09:11,050
بودند که براي زنده ماندن در اردوگاههاي جنگلي موقت  در ويتنام جنوبي

143
00:09:11,175 --> 00:09:13,844
تقلا ميکردند.

144
00:09:14,011 --> 00:09:17,515
هانوي اسامي افراد در اختيارشان را فاش نميکرد

145
00:09:17,682 --> 00:09:21,519
چون انها هنوز اصرار داشتند که انها اسراي جنگي نبودند

146
00:09:21,686 --> 00:09:23,729
بلکه جنايتکاران جنگي هستند

147
00:09:23,854 --> 00:09:27,066
آنها بسياري را مورد شکنجه وحشيانه قرار دادند

148
00:09:27,191 --> 00:09:29,277
از انها اعترافات استخراج ميکردند

149
00:09:29,402 --> 00:09:31,529
و از اجازه معاينه آنها

150
00:09:31,696 --> 00:09:34,574
توسط صليب سرخ بين المللي سرباز ميزدند

151
00:09:34,699 --> 00:09:38,744
دولت جانسون مساله را در کل کوچک کرده بود

152
00:09:38,869 --> 00:09:42,832
با اميد اينکه ديپلماسي خاموش بتواند آن افراد را به خانه برگرداند

153
00:09:42,957 --> 00:09:44,542
دولت نيکسون

154
00:09:44,667 --> 00:09:47,461
بجايش کارزار تبليغاتي"عمومي کردن" را انجام داد

155
00:09:47,587 --> 00:09:50,172
براي اينکه مخمصه اسراي امريکايي

156
00:09:50,298 --> 00:09:52,341
و افراد مفقود در عمليات را

157
00:09:52,466 --> 00:09:54,427
در مرکز امور قرار دهد

158
00:09:54,552 --> 00:09:56,637
آن همچنين سبب ملامت

159
00:09:56,762 --> 00:09:58,806
آن افراد در جنبش ضد جنگ ميشد که

160
00:09:58,931 --> 00:10:00,975
به نظر هوادار تر نسبت به

161
00:10:01,100 --> 00:10:04,228
غيرنظاميان ويتنام شمالي ميشدند که مورد بمباران قرار گرفته بودند

162
00:10:04,353 --> 00:10:05,980
تا آنهايي که هوانوردان ايالات متحده بودند

163
00:10:06,105 --> 00:10:09,609
و در حين انجام ان بمباران سرنگون شده بودند

164
00:10:09,734 --> 00:10:14,238
سيبل استاکديل که شوهرش فرمانده جيمز استاکديل

165
00:10:14,363 --> 00:10:17,033
عاليرتبه ترين اسير در هانوي بود

166
00:10:17,158 --> 00:10:19,410
اتحاديه ملي خانواده هاي اسرا

167
00:10:19,577 --> 00:10:22,955
و مفقودين آسياي جنوب شرقي را تشکيل داد

168
00:10:23,080 --> 00:10:25,708
و نمايندگان همسران را به پاريس رهبري کرد

169
00:10:25,833 --> 00:10:29,211
تا با مذاکره کنندگان ويتنام شمالي مواجه شود

170
00:10:29,337 --> 00:10:33,924
پنج ميليون آمريکايي شروع به استفاده از مچ بندهاي قلعي يا مسي

171
00:10:34,050 --> 00:10:36,552
کردند که اسم يک مرد مفقود الاثر

172
00:10:36,677 --> 00:10:39,055
و تاريخ مفقود شدنش رويش حک شده بود

173
00:10:39,180 --> 00:10:43,392
بيش از 50 ميليون برچسبهاي سپر عقب اتوموبيل با مضمون اسراي جنگي/مفقود شدگان حين عمليات جنگي
 نوشته روي برچسب:نگذاريم آنها فراموش شوند
اسراي جنگي-مفقودين حين عمليات جنگي

174
00:10:43,517 --> 00:10:47,104
طي چهارسال بعدي فروخته شد
 نوشته روي برچسب:نگذاريم آنها فراموش شوند
اسراي جنگي-مفقودين حين عمليات جنگي

175
00:10:47,229 --> 00:10:49,523
اسرا با وجود آنچه زندان بانانشان به آنها گفته بودند

176
00:10:49,649 --> 00:10:53,819
توسط کشورشان فراموش نشده بودند

177
00:10:53,944 --> 00:10:56,364
سرانجام يک روزنامه نگار نوشت:

178
00:10:56,489 --> 00:10:58,616
"بسياري از مردم شروع به صحبتهايي اينچنيني کرده اند:

179
00:10:58,783 --> 00:11:02,745
"ويتنام شماليها 400 آمريکايي را ربوده اند

180
00:11:02,870 --> 00:11:07,291
و ايالات متحده به جنگ رفته بود تا آنان را خلاص کند"

181
00:11:07,416 --> 00:11:11,837
دولت وين وان تيو از سايگون در همان زمان

182
00:11:11,962 --> 00:11:15,174
درحال نگهداري اسراي خودش بود

183
00:11:15,299 --> 00:11:17,134
در آنجا نهايتا

184
00:11:17,259 --> 00:11:20,971
حدود 40 هزار سرباز ويتنام شمالي و ويت کنگ

185
00:11:21,138 --> 00:11:23,015
در چهار اردوگاه جمعي نگهداري ميشدند

186
00:11:23,140 --> 00:11:27,061
دویست هزار ويتنام جنوبي غيرنظامي

187
00:11:27,186 --> 00:11:31,065
بسياري از انان بدون محاکمه،نيز در انجا نگهداري ميشدند

188
00:11:32,149 --> 00:11:34,777
افسران اطلاعاتي دست نشانده

189
00:11:34,860 --> 00:11:36,779
منو طبق فرامين

190
00:11:36,821 --> 00:11:38,322
سازمان سيا شکنجه دادند

191
00:11:39,448 --> 00:11:41,659
اونها ازم ميخواستند که اعتراف کنم

192
00:11:43,869 --> 00:11:47,081
اونها از روشهاي مختلف براي شکنجه استفاده ميکردند

193
00:11:47,873 --> 00:11:51,085
اونها از پريز برق خانگي استفاده ميکردند

194
00:11:52,169 --> 00:11:53,295
تا به من شوک بدند

195
00:11:55,214 --> 00:11:57,341
اونها آب توي دهنم ميريختند

196
00:11:58,134 --> 00:12:00,177
و دهانم رو بسته نگاه ميداشتند

197
00:12:00,469 --> 00:12:03,889
نا آب نتونه بيرون بياد

198
00:12:05,307 --> 00:12:08,561
وقتي من نفس نميکشيدم اونها مجبور بودند تا بس کنند

199
00:12:09,687 --> 00:12:10,688
دردناکترين کار

200
00:12:11,230 --> 00:12:13,107
آويزان شدن

201
00:12:13,691 --> 00:12:15,109
و کتک خوردن در شب بود

202
00:12:17,987 --> 00:12:20,489
من هنوز احساس درد ميکنم

203
00:12:23,826 --> 00:12:27,037
اون درد

204
00:12:29,790 --> 00:12:31,375
بطور باورنکردني عميق بود

205
00:12:52,521 --> 00:12:55,483
قوانين مشخصي براي جنگ تونل وجود داشت

206
00:12:57,735 --> 00:13:00,404
چراغ رو روشن نکن

207
00:13:00,571 --> 00:13:03,532
مگه اينکه شما مطمئن مطمئن مطمئن باشين که تنها هستيد

208
00:13:03,657 --> 00:13:07,244
از احساساتتون استفاده کنيد

209
00:13:07,369 --> 00:13:10,456
هرچه سريعتر که ميتونيد اولين کشتن رو شما انجام بدين

210
00:13:10,581 --> 00:13:12,625
که بمعني اينه که شليک نکنيد

211
00:13:13,959 --> 00:13:16,629
من يکيو در تونلي تغقيب ميکردم

212
00:13:16,754 --> 00:13:22,009
به اونها در تاريکي در پيچي توي کنجي رسيدم

213
00:13:22,134 --> 00:13:23,594
فکر ميکردم که تنهام

214
00:13:23,761 --> 00:13:26,931
و بعد بوي نفسشون رو حس کردم

215
00:13:27,056 --> 00:13:33,020
و ما يک مسابقه کشتي در اون تاريکي داشتيم

216
00:13:33,145 --> 00:13:35,481
و من دست برتر رو داشتم

217
00:13:35,606 --> 00:13:38,818
و ناي اين شخص رو خورد کردم

218
00:13:38,943 --> 00:13:41,570
موقعي که داشت ميميرد اونرو پايين نگاه داشتم

219
00:13:43,322 --> 00:13:45,199
و بعد بيرون رفتم

220
00:13:47,952 --> 00:13:50,621
من يکي رو تا حد مرگ کتک زده و خفه کردم

221
00:13:50,788 --> 00:13:52,540
در يک تونل

222
00:13:52,665 --> 00:13:54,625
در تاريکي.

223
00:13:56,460 --> 00:13:58,838
ولي اون تنها تلفات نبود

224
00:13:58,963 --> 00:14:03,217
تلفات ديگر،  گونه متمدن من بود.

225
00:14:23,779 --> 00:14:26,657
آوريل 1969(فروردين)

226
00:14:26,782 --> 00:14:29,702
نقطه اوج تعهد نظامي آمريکا

227
00:14:29,827 --> 00:14:31,245
به ويتنام جنوبي بود

228
00:14:31,370 --> 00:14:38,711
543,482 مرد و زن(آمريکايي) حالا در کشور(ويتنام جنوبي) بودند

229
00:14:38,836 --> 00:14:42,840
و دهها هزار نفر ديگر در پايگاههاي هوايي

230
00:14:43,007 --> 00:14:45,968
و عرشه کشتيها فراتر از مرزهايش مستقر بودند

231
00:14:47,303 --> 00:14:51,974
40,794کشته شده بودند

232
00:14:52,099 --> 00:14:57,021
و بيش از 70 ميليارد دلار خرج شده بود

233
00:15:00,733 --> 00:15:03,027
در آن بهار نبرد جديدي

234
00:15:03,193 --> 00:15:05,237
توجه مردم آمريکا را به خود جلب کرد

235
00:15:05,362 --> 00:15:10,034
ستيزي براي تسخير هنوز تپه شماره دار ديگر.

236
00:15:10,200 --> 00:15:13,787
تپه 937 روي نقشه هاي نظامي.

237
00:15:13,913 --> 00:15:15,789
بمدت 9 روز

238
00:15:15,915 --> 00:15:17,833
سربازان آمريکايي و ويتنام جنوبي سعي داشتند

239
00:15:17,875 --> 00:15:19,793
تا يک کوه را در نزديکي مرز لائوس تصرف کنند

240
00:15:19,919 --> 00:15:22,755
و 10 بار آنان به عقب رانده شدند

241
00:15:47,404 --> 00:15:49,949
تلفات بسيار بالا بود

242
00:15:50,074 --> 00:15:53,327
50 آمريکايي و 250 ويتنام شمالي کشته شدند.

243
00:15:53,452 --> 00:15:56,080
به نحوي که اين کوه به "تپه همبرگر"معروف شده است

244
00:15:56,246 --> 00:15:59,833
امروز 600 سرباز متفق ديگر به اين نبرد ريخته شدند

245
00:16:11,595 --> 00:16:13,889
يک نظامي از رمق افتاده آمريکايي به يک گزارشگر گفت که

246
00:16:14,014 --> 00:16:16,016
فرمانده گردانش

247
00:16:16,141 --> 00:16:20,980
دست برنميدارد تا وقتي که او هر کدام از ما لعنتيها را بکشد.

248
00:16:27,403 --> 00:16:29,655
بعد از 11 روز نبرد

249
00:16:29,780 --> 00:16:32,449
نبرد تپه همبرگر خاتمه يافت

250
00:16:33,951 --> 00:16:36,620
پنجاه وشش امريکايي کشته شدند

251
00:16:36,787 --> 00:16:41,041
چهارصدو بیست نفر مجروح شدند

252
00:16:41,166 --> 00:16:44,753
آمريکاييها يک هفته بعد ان تپه را رها کردند

253
00:16:44,878 --> 00:16:47,756
درست همانطور که آنها بسياري از تپه هاي ديگر را ترک کرده بودند

254
00:16:47,881 --> 00:16:52,386
که با هزينه هنگفتي طي سالها در ويتنام آنها را تصرف کرده بودند

255
00:16:54,555 --> 00:16:57,433
ژنرال ميتونيد براي ما مجددا استراتژي بکار رفته

256
00:16:57,558 --> 00:17:00,519
در تصميم براي عقب نشيني سربازان آمريکايي

257
00:17:00,644 --> 00:17:03,772
بعد ازينکه انها تپه 937 يا تپه همبرگر را تصرف کرده بودند توضيح دهيد؟

258
00:17:05,983 --> 00:17:09,862
هيچ قطعه زميني مثل اون

259
00:17:09,987 --> 00:17:12,364
براي ما مهم نيست

260
00:17:12,489 --> 00:17:14,199
هانتلي در مجلس سناي ايالات متحده

261
00:17:14,324 --> 00:17:16,035
سناتور کندي از ماساچوست يک سخنراني

262
00:17:16,160 --> 00:17:17,953
کوتاه در نقد آنچه که او آنرا

263
00:17:18,078 --> 00:17:20,998
"غرور نظامي غيرمسئولانه و احمقانه"ناميد ارائه کرد

264
00:17:21,123 --> 00:17:23,500
که در آن مردان آمريکايي در نبردهاي پوچ

265
00:17:23,625 --> 00:17:26,336
مثل اين يکي در تپه همبرگر به سوي مرگ فرستاده ميشوند.

266
00:17:26,462 --> 00:17:28,505
کندي از رئيس جمهور نيکسون مجدانه درخواست کرد

267
00:17:28,672 --> 00:17:30,758
تا فرامين جديدي براي فرماندهان در ويتنام صادر کند تا

268
00:17:30,883 --> 00:17:32,384
چنين عملياتهايي را متوقف کنند

269
00:17:32,509 --> 00:17:34,303
و او متهم کرد که انها برخلاف

270
00:17:34,428 --> 00:17:35,763
مقاصد بيان شده رئيس جمهور مبني بر

271
00:17:35,888 --> 00:17:37,556
دنبال کردن صلح  در پي مذاکره، رفتار ميکنند.

272
00:17:40,434 --> 00:17:43,729
هفته هاي مرگبارتر

273
00:17:43,854 --> 00:17:48,192
نبردهاي پرهزينه تر،تعداد بيشتري از تلفات  طي جنگ وجود داشته بود

274
00:17:48,358 --> 00:17:54,531
ولي آمريکاييهاي بيشتر و بيشتري بنظر ميرسيد صبرشان به سر رسيده است

275
00:17:54,656 --> 00:17:56,992
ماه بعد،مجله لايف(زندگي)

276
00:17:57,117 --> 00:17:59,119
اسامي و عکسهاي همه 242

277
00:17:59,244 --> 00:18:01,955
آمريکايي که در نبرد فقط

278
00:18:02,081 --> 00:18:05,918
طي يک هفته کشته شده بودند را منتشر کرد.

279
00:18:06,043 --> 00:18:09,880
براي اولين بار در يک نشريه ملي

280
00:18:10,047 --> 00:18:13,884
آمار تلفات همراه صورتهاي انسان ميامد.

281
00:18:16,804 --> 00:18:19,515
تنها راهي که اونها ميتونستند موفقيت در ويتنام رو بسنجند

282
00:18:19,640 --> 00:18:21,725
نسبتهاي کشتار بود

283
00:18:21,850 --> 00:18:23,977
چندتا از اونها در مقابل چند تا از ما.

284
00:18:24,103 --> 00:18:26,230
خوب تنها چيزي که

285
00:18:26,396 --> 00:18:28,649
براي مردم آمريکا مهمه "ما" هست

286
00:18:28,774 --> 00:18:32,319
ميدوني اگه سه نفر از ما کشته شده باشند،اون تعداد است

287
00:18:32,444 --> 00:18:35,572
نه 30 کشته ويتنامي،ميدوني.

288
00:18:35,697 --> 00:18:38,742
و بنابراين از لحاظ سياسي يک استراتژي فرسايشي

289
00:18:38,867 --> 00:18:40,994
نميتونه خيلي زياد دووم بياره

290
00:18:41,120 --> 00:18:42,579
ما اهميتي نميداديم که نسبت کشتار چند بود

291
00:18:42,704 --> 00:18:43,997
ما فقط تعداد دقيق

292
00:18:44,039 --> 00:18:46,625
اينکه چند بچه آمريکايي کشته شده بودند رو ميخواستيم

293
00:18:46,750 --> 00:18:50,003
يک نظرسنجي موسسه گالوپ نشان داد که اغلب آمريکاييها

294
00:18:50,129 --> 00:18:53,882
معتقد بودند جنگ ويتنام يک کار اشتباه بوده است.

295
00:18:54,007 --> 00:18:56,927
ريچارد نيکسون ميدانست که او به علامتي براي مردم نياز دارد که

296
00:18:57,094 --> 00:18:59,263
که پايان جنگ در معرض ديد است

297
00:19:01,181 --> 00:19:04,560
شوراي امنيت ملي به نيکسون هشدار داده بود که

298
00:19:04,685 --> 00:19:06,687
روساي ستاد مشترک

299
00:19:06,812 --> 00:19:09,439
وزراي خارجه و دفاع

300
00:19:09,606 --> 00:19:14,486
سازمان سيا و سفارت ايالات متحده در سايگون

301
00:19:14,611 --> 00:19:17,614
همه بصورت محرمانه موافق بودند که بدون سربازان جنگي ايالات متحده

302
00:19:17,781 --> 00:19:19,324
ويتنام جنوبيها

303
00:19:19,449 --> 00:19:23,996
نميتوانند حالا يا در آينده قابل پيشبيني

304
00:19:24,121 --> 00:19:26,206
در مقابل ويت کنگ

305
00:19:26,331 --> 00:19:29,960
و نيروهاي قابل ملاحظه ويتنام شمالي هر دو بايستند.

306
00:19:30,085 --> 00:19:31,962
با اين وجود

307
00:19:32,129 --> 00:19:35,132
وزير دفاع ملوين لايرد گفت

308
00:19:35,299 --> 00:19:38,677
"جنگ حالا بايد ويتناميزه ميشد"

309
00:19:38,802 --> 00:19:42,431
سربازان سايگون بتدريج مسئوليت براي درگيري

310
00:19:42,556 --> 00:19:45,058
با دشمن را برعهده ميگرفتند

311
00:19:45,184 --> 00:19:48,270
آن ماموريت ژنرال کريتون آبرامز بود تا

312
00:19:48,395 --> 00:19:50,647
ارتش ويتنام جنوبي را براي برعهده گرفتن آن وظيفه آماده کند

313
00:19:50,814 --> 00:19:53,483
و مطمئن شود که تلفات آمريکاييها

314
00:19:53,609 --> 00:19:55,694
در اين فاصله پايين ميماند

315
00:19:58,322 --> 00:20:03,493
در همين ضمن سربازان آمريکايي شروع به  رفتن به خانه ميکردند

316
00:20:08,916 --> 00:20:10,500
وقتي نيکسون آمد

317
00:20:10,584 --> 00:20:14,338
و مرحله عقب نشيني رو اعلام کرد

318
00:20:14,463 --> 00:20:16,840
جنگ رو به ويتناميها واگذار کرد

319
00:20:17,007 --> 00:20:19,384
که کاري بود که فرانسويها پيش از اين سعي داشته بودند انجام بدهند

320
00:20:19,509 --> 00:20:21,261
اونها اونرو jaunissement ميناميدند

321
00:20:21,386 --> 00:20:24,681
زرد کردن جنگ.

322
00:20:24,806 --> 00:20:30,812
ما ميدونستيم که ارتش ويتنام آماده نبرد در اين جنگ نبود

323
00:20:30,938 --> 00:20:33,357
اگه اونها نميتونستند اونکارو همراه آمريکاييها انجام بدهند

324
00:20:33,523 --> 00:20:36,526
چجوري اونها قرار بود اونکارو بدون آمريکاييها انجام بدهند؟

325
00:20:39,863 --> 00:20:42,658
هرچند واشنگتن برنامه داشت تا حمايت نظامي

326
00:20:42,783 --> 00:20:45,702
از ارتش ويتنام جنوبي را بطور گسترده اي افزايش دهد

327
00:20:45,827 --> 00:20:48,997
ژنرال آبرامز ميدانست که ويتناميزه کردن جنگ به تنهايي

328
00:20:49,122 --> 00:20:51,375
هرگز نميتوانست دشمن را شکست دهد

329
00:20:51,541 --> 00:20:53,919
ولي او دستوراتش را داشت

330
00:20:54,044 --> 00:20:56,713
دليلي که به  من دستور داده شد که بزودي به خانه برگردم

331
00:20:56,880 --> 00:20:58,674
به اين دليل بود که رئيس جمهور نيکسون

332
00:20:58,799 --> 00:21:02,052
سياست ويتنامي کردن رو اعلام کرد

333
00:21:02,219 --> 00:21:06,265
حالا ويتنامي کردن يک دروغ بود

334
00:21:06,390 --> 00:21:10,227
ولي اون عنصري از حقيقت را در خود داشت

335
00:21:10,394 --> 00:21:12,604
ما داشتيم اونجا رو ترک ميکرديم خيلي خوب؟

336
00:21:12,729 --> 00:21:14,564
و اون سرنوشت جنوب رو محتوم کرد

337
00:21:14,690 --> 00:21:16,066
من اينو ميدونستم

338
00:21:16,191 --> 00:21:19,069
و فکر ميکنم هرکسي که هشيار بود

339
00:21:19,236 --> 00:21:20,904
و ميتونست اونچه که داشت اتفاق ميفتاد رو بفهمه

340
00:21:21,071 --> 00:21:22,239
از اون خبر داشت

341
00:21:22,364 --> 00:21:24,825
نيکسون بعد به جزيره ميدوي (واقع در اقيانوس آرام شمالي)پرواز کرد تا

342
00:21:24,950 --> 00:21:28,495
با رئيس جمهور ويتنام وين وان تيو ملاقات کند

343
00:21:28,620 --> 00:21:31,748
او جرات نکرده بود تا تيو را از ترس برانگيختن

344
00:21:31,873 --> 00:21:34,751
تظاهرات گسترده به واشنگتن دعوت کند

345
00:21:36,336 --> 00:21:38,422
رئيس جمهور تيو مرا آگاه کرد که

346
00:21:38,547 --> 00:21:42,301
پيشرفت برنامه آموزش

347
00:21:42,426 --> 00:21:44,094
و برنامه تجهيز

348
00:21:44,219 --> 00:21:46,388
نيروهاي ويتنام جنوبي

349
00:21:46,513 --> 00:21:51,518
بقدري موفقيت اميز بوده است که او ميتواند حالا توصيه کند

350
00:21:51,643 --> 00:21:54,938
که ايالات متحده شروع به جايگزيني

351
00:21:55,063 --> 00:21:59,318
نيروهاي جنگي ايالات متحده با قواي ويتنامي کند

352
00:22:04,614 --> 00:22:06,992
تيو چنين چيزي نگفته بود

353
00:22:07,117 --> 00:22:09,619
ولي فکر ميکرد که مجبور است همراهي کند

354
00:22:09,786 --> 00:22:12,456
او به دوستي گفت:"هيچ کاري نيست که من بتوانم انجام دهم

355
00:22:12,581 --> 00:22:14,875
درست همانطور که ما نميتوانستيم زمانيکه آيزنهاور

356
00:22:15,000 --> 00:22:17,586
کندي  و جانسون تصميم گرفتند وارد (ويتنام)شوند

357
00:22:17,711 --> 00:22:20,630
کاري در موردش انجام دهيم."

358
00:22:20,797 --> 00:22:23,717
مشاور امنيت ملي هنري کسينجر به خاطر مياورد:

359
00:22:23,842 --> 00:22:26,970
"ما بوضوح در مسير خروج از ويتنام

360
00:22:27,095 --> 00:22:29,806
در صورت امکان با مذاکره

361
00:22:29,931 --> 00:22:33,685
و در صورت لزوم با عقب نشيني يک جانبه  بوديم".

362
00:22:33,810 --> 00:22:36,772
او و رئيس جمهور در حال بازتعريف

363
00:22:36,897 --> 00:22:39,733
آنچه که پيروزي به نظر ميرسيد بودند.

364
00:22:39,858 --> 00:22:42,778
نيکسون و کسينجر

365
00:22:42,903 --> 00:22:44,905
اونها

366
00:22:45,030 --> 00:22:47,282
کارشون تميزکاريه.

367
00:22:47,407 --> 00:22:48,992
اونها..اونها

368
00:22:49,117 --> 00:22:50,994
جنگ تموم شده،خيلي خوب؟

369
00:22:51,161 --> 00:22:54,581
وقتي نيکسون و کسينجر،وقتي اونها ميان،اونها

370
00:22:54,706 --> 00:22:56,041
اونها نميخواستند جنگ رو ببرن

371
00:22:56,166 --> 00:22:58,502
بنابراين اونها يک استراتژي

372
00:22:58,627 --> 00:23:00,253
سري ايجاد کردند

373
00:23:00,379 --> 00:23:04,216
اونها تسليم شدند بدون اينکه بگن تسليم شدند

374
00:23:06,718 --> 00:23:09,888
اين استراتژي بدي نيست،اين تنها استراتژيه

375
00:23:18,230 --> 00:23:21,733
همزمان با آغاز ترک ويتنام جنوبي توسط سربازان آمريکايي

376
00:23:21,858 --> 00:23:25,028
تسليحات و تجهيزات آمريکايي به داخل ويتنام سرازير شد

377
00:23:31,159 --> 00:23:34,121
بيش از يک ميليون تفنگ ام-16

378
00:23:34,246 --> 00:23:40,168
چهل هزار پرتاب کننده نارنجک،هزاران وسيله نقليه چرخدار

379
00:23:40,293 --> 00:23:41,878
آنقدر زياد که يک نماينده کنگره شکايت کرد

380
00:23:42,045 --> 00:23:45,215
که بنظر ميرسيد انگار از ماليات دهنده هاي ايالات متحده

381
00:23:45,340 --> 00:23:49,511
خواسته ميشد تا هرکدام از سربازان ويتنام جنوبي را

382
00:23:49,636 --> 00:23:52,013
پشت فرمان بنشانند.

383
00:23:52,139 --> 00:23:54,266
بهيچوجه با عقل جور در نميومد،البته

384
00:23:54,391 --> 00:23:57,269
چون ما اونرو در 1962 و 63 آزموديم

385
00:23:57,394 --> 00:23:59,187
اون مردم تغيير نکرده بودند

386
00:23:59,312 --> 00:24:00,939
اونها فقط داشتند به اونها اثاث خانه بيشتري ميدادند

387
00:24:02,858 --> 00:24:05,277
اونها ميزان سلاحهايي رو  که

388
00:24:05,986 --> 00:24:09,573
به ارتش سايگون ميدادند سه برابر کردند

389
00:24:11,241 --> 00:24:14,244
اون ارتش پوشالي تقويت شد

390
00:24:16,288 --> 00:24:19,875
ولي از نطر من،اگه اون ارتش آمريکايي نميتونست پيروز بشه

391
00:24:20,250 --> 00:24:23,253
اون ارتش پوشالي و دست نشانده هرگز پيروز نميشد

392
00:24:24,004 --> 00:24:27,799
نيروهاي مسلح ويتنام جنوبي از 850 هزار نفر

393
00:24:27,924 --> 00:24:32,179
به بيش از يک ميليون نفر گسترش يافت

394
00:24:32,304 --> 00:24:34,222
ولي هيچ چيزي نميتوانست اين حقيقت را تغيير دهد که

395
00:24:34,347 --> 00:24:35,765
فساد گسترده

396
00:24:35,932 --> 00:24:39,311
بطور مدام کارايي آنها را نابود ميکرد

397
00:24:39,436 --> 00:24:41,521
روشي که مرسوم بود اين بود:

398
00:24:41,646 --> 00:24:44,065
يک مرد با افسر فرمانده اش معامله اي ميکند

399
00:24:44,191 --> 00:24:46,776
شايد به اون افسر، کل حقوقش رو بده

400
00:24:46,943 --> 00:24:49,863
در مقابل شما هرگز نبايد براي انجام وظيفه پيداتون ميشد

401
00:24:49,988 --> 00:24:52,449
باستثناي شايد يکبار در يک مراسم.

402
00:24:52,616 --> 00:24:54,618
بنابراين زماني که شما  روي کاغذ در اون ارتش هستيد

403
00:24:54,743 --> 00:24:57,120
شما ميتونستيد يک شغل غيرنظامي تمام وقت داشته باشيد

404
00:24:57,913 --> 00:25:00,081
شکل ديگر فساد

405
00:25:01,416 --> 00:25:03,418
اضافه کردن افراد به اون ليستهايي بود که
لام گوانگ تي
از ارتش ويتنام جنوبي

406
00:25:04,002 --> 00:25:05,378
هرگز وجود نداشتند
لام گوانگ تي
از ارتش ويتنام جنوبي

407
00:25:07,088 --> 00:25:12,761
فرماندهان ميتونستن بعدا  دستمزدهاي اون"سربازان شبح" رو به جيب بزنند

408
00:25:17,224 --> 00:25:20,810
بسياري از يگانهاي ارتش ويتنام جنوبي بخوبي جنگيدند

409
00:25:23,939 --> 00:25:25,941
آنها فشار اصلي جنگ را

410
00:25:26,066 --> 00:25:27,484
در طي تهاجم تت تحمل کردند

411
00:25:27,609 --> 00:25:30,403
و تا اواسط 1969

412
00:25:30,403 --> 00:25:34,991
نود هزار نفر از انها در نبرد کشته شده بودند

413
00:25:35,242 --> 00:25:40,622
شجاعتشان اغلب توسط آمريکاييها ناديده گرفته ميشد

414
00:25:40,747 --> 00:25:44,334
ما به اونها اهانت ميکرديم

415
00:25:44,501 --> 00:25:47,420
ما در مورد بي لياقتي اونها مبالغه ميکرديم

416
00:25:47,546 --> 00:25:51,258
چون ما ميخواستيم تا در اهميتمون گزافه گويي کنيم

417
00:26:03,311 --> 00:26:08,441
بخشي از رفتن من به ويتنام براي لذت بردن بود

418
00:26:08,567 --> 00:26:13,321
اگه شما از اون جون سالم بدر ميبرديد،اون کاملا هيجان انگيز بود

419
00:26:13,446 --> 00:26:16,324
اون تاريخ جهانه

420
00:26:17,826 --> 00:26:19,202
بقا سخت بود

421
00:26:19,327 --> 00:26:21,204
منظورم اينه که جايي که من زنده ميموندم يک مساله هست

422
00:26:21,371 --> 00:26:25,417
من دوست ميداشتم که در گارد ملي باشم

423
00:26:27,669 --> 00:26:28,920
ختم کلام

424
00:26:30,589 --> 00:26:33,383
من مساله اصليو

425
00:26:33,550 --> 00:26:36,344
از اونچه که در جنگ قابل قبول بود و آنچه نبود ميدونستم

426
00:26:36,469 --> 00:26:37,721
من ازش خبر داشتم

427
00:26:37,887 --> 00:26:40,599
لازم نبود من اونو از سپاه تفنگداران دريايي بفهمم

428
00:26:40,724 --> 00:26:44,144
من اونرو از مدرسه مذهبي يکشنبه ها فهميدم

429
00:26:44,269 --> 00:26:47,147
توماس جان وللي در بوستون متولد شد

430
00:26:47,272 --> 00:26:48,607
او پسر يک قاضي بود

431
00:26:48,732 --> 00:26:51,568
و به حومه نيوتون آورده شد

432
00:26:51,735 --> 00:26:57,073
ناتواني در يادگيري تشخيص داده نشده او را از عملکرد خوب در مدرسه دور نگاه داشت

433
00:26:57,240 --> 00:26:59,242
وللي تا 1969

434
00:26:59,367 --> 00:27:02,912
يک اپراتور بيسيم در سپاه تفنگداران دريايي

435
00:27:03,079 --> 00:27:06,082
بخشي از ماموريت جستجو و نابود سازي گسترده

436
00:27:06,249 --> 00:27:10,378
در ايالت کوانگ نام در بخش شمالي ويتنام جنوبي بود

437
00:27:12,213 --> 00:27:13,798
در 13 اوت(مرداد ماه)

438
00:27:13,923 --> 00:27:15,592
گروهانش کمين خورد

439
00:27:15,759 --> 00:27:19,220
و زير آتش سنگين تيربار قرار گرفت

440
00:27:26,645 --> 00:27:30,774
اون وضعيت"کمربند اونها رو بگير"بود(جنگ تن به تن)

441
00:27:30,899 --> 00:27:33,777
و ما افراد زياديو از دست داديم

442
00:27:35,320 --> 00:27:36,613
همينطور اونها از دست دادند

443
00:27:38,531 --> 00:27:40,575
افراد زيادي اطراف افتاده بودند

444
00:27:43,244 --> 00:27:45,538
وللي براي قواي کمکي بيسيم زد

445
00:27:45,664 --> 00:27:49,167
بعد او تفنگ و مهمات

446
00:27:49,292 --> 00:27:51,670
از يک تفنگدار دريايي مجروح برداشت

447
00:27:51,795 --> 00:27:53,797
و همراه با حرکت براي گرفتن يک موضع

448
00:27:53,963 --> 00:27:56,758
درست در ده قدمي از يک مسلسل دشمن شليک ميکرد

449
00:27:56,883 --> 00:28:02,305
او يک نارنجک دودزا براي مشخص کردن موقعيتشان پرتاب کرد

450
00:28:02,430 --> 00:28:06,309
و بعد زماني که آتش دشمن جلو و عقب را در سراسر

451
00:28:06,434 --> 00:28:08,561
ميدان نبرد جاروب ميکرد

452
00:28:08,687 --> 00:28:10,230
او از يک تفنگدار دريايي بسمت تفنگدار ديگر ميرفت

453
00:28:10,355 --> 00:28:11,981
به اهداف در ميان درختان اشاره ميکرد

454
00:28:12,148 --> 00:28:14,859
و رفقايش را تشويق ميکرد

455
00:28:20,907 --> 00:28:23,785
براي رشادت قابل توجهش

456
00:28:23,910 --> 00:28:27,664
تام وللي مدال ستاره نقره اي پاداش کرفت

457
00:28:27,789 --> 00:28:29,999
شما ميخوايد به نوه هاتون بگيد

458
00:28:30,125 --> 00:28:33,211
کارهاي زيادي بود که شجاعانه انجام شد

459
00:28:33,336 --> 00:28:36,840
ولي اون در حقيقت کاملا واکنشي بود

460
00:28:36,965 --> 00:28:39,217
اون موضوع زنده موندن بود

461
00:28:39,342 --> 00:28:41,428
يا اينکه شما

462
00:28:41,553 --> 00:28:44,097
اون اون

463
00:28:44,222 --> 00:28:46,558
هيچ چاره اي اينجا نيست

464
00:28:46,683 --> 00:28:50,687
شما واکنش ميديد يا اينکه شما  نوه نخواهيد داشت

465
00:28:53,565 --> 00:28:54,899
به من يک حرف اف بديد!

466
00:28:54,899 --> 00:28:55,775
"F"!

467
00:28:55,900 --> 00:28:57,110
به من حرف يو بديد!

468
00:28:57,235 --> 00:28:58,111
"U"!

469
00:28:58,236 --> 00:28:59,320
به من حرف سي بديد!

470
00:28:59,446 --> 00:29:01,197
"C"!
به من يک حرف ک بديد!

471
00:29:01,364 --> 00:29:02,198
U Kn!

472
00:29:02,365 --> 00:29:03,533
هيجي اون چيه؟

473
00:29:03,700 --> 00:29:05,535
دو روز بعد از آن نبرد

474
00:29:05,702 --> 00:29:07,829
که تام وللي در آن خودش را نشان داد

475
00:29:07,954 --> 00:29:09,622
و در زمانيکه نيم ميليون آمريکايي

476
00:29:09,748 --> 00:29:12,041
هنوز در ويتنام بودند

477
00:29:12,167 --> 00:29:14,043
نيم ميليون آمريکايي

478
00:29:14,169 --> 00:29:16,921
در يک کارخانه لبنيات سازي در بخش شمال نيويورک

479
00:29:17,046 --> 00:29:20,258
براي يک جشنواره موسيقي گرد هم جمع شدند:وود استاک(فستيوال راک اند رول)

480
00:30:34,457 --> 00:30:38,711
خانمها ،آقايان،سانتانا!

481
00:30:38,837 --> 00:30:41,548
به شما يکبار گفته شده است،به شما دوبار گفته شده است

482
00:30:41,673 --> 00:30:43,216
همش همين بود،پخشش کنيد!

483
00:30:46,761 --> 00:30:48,805
اين شخص اهل آرکانزاس

484
00:30:48,930 --> 00:30:53,226
به من گفت که اون بيسيمو براي من حمل نميکنه

485
00:30:53,351 --> 00:30:58,231
اون گفت:من از تو مثل اون شمپانزه که دنبال تارزان ميره پيروي نميکنم

486
00:30:58,356 --> 00:31:00,483
اين قرار نيست اتفاق بيفته گروهبان."

487
00:31:00,608 --> 00:31:05,321
و من فکر کردم:"اوه اين قراره واقعا سال طولاني باشه"

488
00:31:10,702 --> 00:31:13,830
اون يکذره تغيير کرد

489
00:31:13,997 --> 00:31:16,666
ميدوني،اون مثل اينکه به اين اعتقاد رسيده بود که

490
00:31:16,791 --> 00:31:19,836
گلوله هاي دشمن کور رنگند.

491
00:31:19,961 --> 00:31:23,214
اونا به همه شليک ميکردند نه تنها من.

492
00:31:25,842 --> 00:31:29,554
آمريکاييهاي آفريقايي تبار در همه جنگهاي آمريکا

493
00:31:29,679 --> 00:31:32,056
از زمان انقلاب آمريکا خدمت کردند

494
00:31:32,181 --> 00:31:34,517
در سالهاي اوليه جنگ ويتنام

495
00:31:34,684 --> 00:31:37,020
آنها متحمل تعداد بدون تناسبي از

496
00:31:37,145 --> 00:31:39,063
کشته هاي نبرد شدند

497
00:31:39,188 --> 00:31:42,358
وقتي رهبران حقوق شهروندي اعتراض کردند

498
00:31:42,483 --> 00:31:45,278
وزارت دفاع يک تلاش منسجم براي

499
00:31:45,403 --> 00:31:47,447
برقرار کردن تعادل انجام داد

500
00:31:47,572 --> 00:31:51,034
و تا 1969 آن موفق شده بود

501
00:31:51,200 --> 00:31:53,036
ولي پشت خطوط

502
00:31:53,202 --> 00:31:56,706
با سربازان آمريکايي آفريقايي تبار هنوز بطور متفاوتي

503
00:31:56,873 --> 00:31:59,083
از سوي همتايان سفيد پوستشان برخورد ميشد

504
00:32:09,928 --> 00:32:12,221
و اينجا همه اين عوضی های ديو صفت بودند که

505
00:32:12,221 --> 00:32:13,431
اطراف اينجا با اون موهاشون

506
00:32:13,431 --> 00:32:15,892
که مثل دختراي لعنتي بود قدم ميزدند

507
00:32:16,017 --> 00:32:17,226
و ما نميتونيم موهاي لعنتیمون رو

508
00:32:17,352 --> 00:32:18,937
هفتونیم سانت بلند کنيم

509
00:32:19,062 --> 00:32:21,314
مقررات لعنتی 7/5 سانته

510
00:32:21,439 --> 00:32:24,067
و اغلب اون برادرهاي آفريقايي ميتونن

511
00:32:24,233 --> 00:32:26,027
موهاشونو 5 سانت لعنتی بلند کنند

512
00:32:26,152 --> 00:32:27,737
و چرا ما بايد موهامونو کوتاه کنيم؟

513
00:32:27,904 --> 00:32:29,238
اين چيزيه که من ميخوام حالا بدونم

514
00:32:31,407 --> 00:32:34,243
ويتنام يک جهان کوچک بود

515
00:32:34,410 --> 00:32:36,120
هرچيزي که داشت در آمريکا اتفاق ميفتاد

516
00:32:36,245 --> 00:32:37,997
واقعا داشت در ويتنام رخ ميداد

517
00:32:38,122 --> 00:32:40,249
به يک سبک،شکل يا  فرم

518
00:32:40,375 --> 00:32:42,168
در پشت جبهه

519
00:32:42,293 --> 00:32:45,755
پرچمهاي کنفدراسيون(اتحاديه جنوب آمريکا در جنگهاي داخلي1861-1865 که طرفدار برده داري بودند)در اهتزاز بود.

520
00:32:45,922 --> 00:32:48,925
منظورم اينه که از ميون همه اونچيزايي که اينجا داشتن،مرد

521
00:32:49,092 --> 00:32:51,260
چرا پرچم کنفدراسيون؟

522
00:32:51,427 --> 00:32:53,554
در حقيقت من فکر ميکنم
بايد

523
00:32:53,680 --> 00:32:57,558
برخي قوانين لعنتي براي اون ياغيهاي لعنتي  اعمال ميشد،مرد

524
00:32:57,684 --> 00:33:01,771
اون کنفدراسيون لعنتي رفته مرد

525
00:33:01,938 --> 00:33:04,273
وقتي شخص در محيطيه که

526
00:33:04,440 --> 00:33:09,070
هرکسي يک تفنگ داره،سلاح خودکار

527
00:33:09,195 --> 00:33:11,781
من خيلي خاک برسر خواهم بود که يکي بخواد منو کاکاسياه صدا کنه

528
00:33:11,948 --> 00:33:13,866
يا به من يک دستور مزخرف بده

529
00:33:13,992 --> 00:33:17,870
منظورم اينه که اون يک طرز فکر بود،زندگيمو براي چي بخطر بندازم؟

530
00:33:19,539 --> 00:33:22,417
اونجا همه جور ديوونگي اتفاق ميفتاد

531
00:33:22,542 --> 00:33:25,753
چون سفيد پوستها هنوز ميدوني،ما رو کاکا سياه صدا ميکردند

532
00:33:25,878 --> 00:33:28,756
و بعد برخي سياهپوستها بودند که ما رو عمو تام (اشاره به کتاب کلبه عمو تام در مورد ظلمهاي رفته به سياهها)صدا ميکردند

533
00:33:28,881 --> 00:33:30,299
گروههاي ضد جنگ بودن

534
00:33:30,425 --> 00:33:32,635
که ما رو بچه کش خطاب ميکردند

535
00:33:32,760 --> 00:33:34,762
ميدوني شما ميتونيد هرچي بخوايد بگيد ولي ميتونيد از اونجا

536
00:33:34,762 --> 00:33:36,472
بگيد چون اگه شما  در تيررس قرار بگيريد

537
00:33:36,472 --> 00:33:40,351
شما قراره آسيب جدي ببينيد

538
00:33:40,476 --> 00:33:42,020
اونچه که ميخوايد رو از فاصله دور بگيد

539
00:33:42,145 --> 00:33:44,313
ولي اگه نزديک من بشيد من ميخوام گلوتونو ببرم

540
00:33:44,313 --> 00:33:45,857
ميدوني؟

541
00:33:45,982 --> 00:33:49,527
ولي وقتي ما بيرون اون سيم خاردار قدم ميزديم

542
00:33:49,652 --> 00:33:52,572
به داخل اون بوته ها ميرفتيم
ما با هم متحد ميشديم

543
00:33:52,697 --> 00:33:54,907
حتي با اختلافهامون

544
00:33:55,033 --> 00:33:56,993
ممکن بود که ما همديگه رو تهديد کرده بوديم

545
00:33:57,160 --> 00:34:00,163
ما با همديگه در پايگاه دعوا کرده باشيم

546
00:34:00,329 --> 00:34:02,957
ولي وقتي که ما بيرون اونجا بوديم ميدوني

547
00:34:03,082 --> 00:34:06,627
ما يک يگان رزمي بوديم

548
00:34:08,129 --> 00:34:11,924
و اون تقريبا شبيه يک بحران هويت بود

549
00:34:12,050 --> 00:34:16,054
من اينجا متولد شدم و والدينم اينجا متولد شدند

550
00:34:16,179 --> 00:34:18,389
من به نوعي حس ميکردم

551
00:34:18,514 --> 00:34:21,559
بيشتر آمريکايي هستم تا مکزيکي

552
00:34:21,684 --> 00:34:23,227
دستتونو بالا بياريد و بعد من تکرار کنيد

553
00:34:23,352 --> 00:34:27,648
ارتش ايالات متحده رسما لاتين تبارها(نژاد آمريکاي لاتين مثل مکزيکيها) را حساب نميکرد

554
00:34:27,774 --> 00:34:32,361
ولي بنا بر يک تخمين 170 هزار نفرشان در ويتنام خدمت کردند

555
00:34:32,528 --> 00:34:36,532
و بيش از 3 هزار نفر جانشان را از دست دادند

556
00:34:36,657 --> 00:34:39,243
مانند پدران و پدربزرگهايشان

557
00:34:39,368 --> 00:34:43,372
بسياري خدمت در ارتش را هم يک وظيفه ميهن پرستانه

558
00:34:43,539 --> 00:34:46,250
و هم يک فرصتي براي پيشرفت وضعيتشان

559
00:34:46,375 --> 00:34:48,878
در ايالات متحده ميديدند

560
00:34:49,045 --> 00:34:52,090
ولي همچنانکه بر تلفات افزوده ميشد

561
00:34:52,215 --> 00:34:54,217
و همراه با رشد جنبش هويت آمريکاييهاي مکزيکي تبار

562
00:34:54,383 --> 00:34:56,719
در ميان کارگران مزارع و داتشجويان دانشگاه

563
00:34:56,844 --> 00:35:01,474
احساسات ضد جنگ در جوامع لاتين تبار رشد گرد

564
00:35:01,599 --> 00:35:05,228
ما در حال اعتراض ضد قوانين نظام وظيفه تبعيض آميز

565
00:35:05,353 --> 00:35:07,396
هستيم که براي همه

566
00:35:07,522 --> 00:35:10,650
طبقه متوسط نژاد آنگلو ساکسون اين کشور به تعويق ميفتد

567
00:35:10,775 --> 00:35:13,736
و سنگين ترين فشار جنگ رو

568
00:35:13,903 --> 00:35:16,906
بر دوش مکزيکي تبارهاي فقير ميندازد

569
00:35:17,073 --> 00:35:19,283
من در مورد فعاليتهاي ضد جنگ

570
00:35:19,408 --> 00:35:23,329
خواهر و مادرم زمانيکه

571
00:35:23,454 --> 00:35:25,331
هنوز در ويتنام بودم مطلع شدم

572
00:35:25,456 --> 00:35:27,583
در حقيقت خواهرم نامه نوشت و گفت:

573
00:35:27,750 --> 00:35:30,128
"اميدوارم تو با اين مشکلي نداشته باشي"

574
00:35:30,253 --> 00:35:31,879
و اون با من صادق بود

575
00:35:32,004 --> 00:35:33,881
او به من آنچه که انجام ميدادند را گفت

576
00:35:34,006 --> 00:35:37,093
او ميگفت:من اينکار رو بخاطر تو انجام ميدم چون ميخوام تو به خونه برگردي"

577
00:35:45,560 --> 00:35:48,771
در راستاي سياستمان در ابراز عقيده در مورد

578
00:35:48,896 --> 00:35:50,606
مسائل مبرم روز

579
00:35:50,731 --> 00:35:53,609
ما حالا سري  ادامه دار ديگري از سرمقاله هايمان را پخش ميکنيم

580
00:35:53,734 --> 00:35:54,610
با اين موضوع:

581
00:35:54,735 --> 00:35:57,530
آيا قوانين نظام وظيفه ما عير منصفانه است؟

582
00:35:57,655 --> 00:35:59,699
مجددا اينجا براي برنامه مان آقاي پاتريک پالسون

583
00:35:59,824 --> 00:36:02,368
معاون رئيس جمهور صحبت ميکنند

584
00:36:04,245 --> 00:36:06,497
حالا ما ادعايي نداريم که نظام وظيفه عالي و بدون نقصه

585
00:36:06,622 --> 00:36:08,666
و ما يک طرح ساختاري و سودمند

586
00:36:08,791 --> 00:36:10,793
براي يک جايگزين عملي داريم.

587
00:36:10,960 --> 00:36:12,962
ما يک طرح قرعه کشي نظام وظيقه رو پيشنهاد ميکنيم که در اون

588
00:36:13,087 --> 00:36:15,423
اسامي تمام افراد مذکر واجد شرايط

589
00:36:15,548 --> 00:36:17,091
درون يک کلاه گذاشته خواهد شد

590
00:36:17,216 --> 00:36:20,761
و مردان برمبناي اندازه سرشان به سربازي خواهند رفت

591
00:36:20,887 --> 00:36:24,390
سرهاي کوچک به خدمت نظامي خواهند رفت

592
00:36:24,515 --> 00:36:28,853
و سرهاي بزرگ به دولت خواهند رفت

593
00:36:28,978 --> 00:36:30,855
دريافت شد،3-1 در مسيرشه

594
00:36:30,980 --> 00:36:33,608
5-8-1.

595
00:36:33,733 --> 00:36:37,737
يک ترک تحصيلي 19 ساله دبيرستان ميگه

596
00:36:37,862 --> 00:36:40,656
"چرا ما اينجا هستيم؟"

597
00:36:40,823 --> 00:36:42,533
و پاسخ متعارف

598
00:36:42,658 --> 00:36:44,577
حداقل در سطح رسمي اين بود

599
00:36:44,702 --> 00:36:47,538
براي جلوگيري از فتح جهان

600
00:36:47,663 --> 00:36:50,541
توسط کمونيسم بين المللي.

601
00:36:50,666 --> 00:36:54,462
اون مرد ميگه:هي اون مزخرفه"

602
00:36:56,714 --> 00:36:58,216
بنابراين دليل ديگري که ارائه ميشد

603
00:36:58,341 --> 00:37:00,343
حداقل در روزهاي اخيرجنگ

604
00:37:00,509 --> 00:37:02,845
حفظ اعتبار بين المللي آمريکا

605
00:37:03,012 --> 00:37:05,514
نزد متحدانمان و دشمنانمان.

606
00:37:05,681 --> 00:37:09,685
اوه هيچ پسر 19-20 ساله نميخواست تا براي حفظ

607
00:37:09,852 --> 00:37:13,022
اعتبار ليندون جانسون يا ريچارد نيکسون بميره

608
00:37:13,147 --> 00:37:16,525
و بنابراين طي يک دوره زماني نسبتا کوتاه

609
00:37:16,651 --> 00:37:18,736
اون بچه ها ميگفتن

610
00:37:18,861 --> 00:37:21,614
"ببين،ما نبايد اينجا باشيم ولي هستيم

611
00:37:21,739 --> 00:37:23,616
بنابراين تنها کار من در زتدگي

612
00:37:23,741 --> 00:37:26,869
تلاش کردن و حفظ جان توه رفيق

613
00:37:27,036 --> 00:37:30,039
و حفظ جان خودم از کشته شدنه

614
00:37:30,206 --> 00:37:33,834
و بعد رفتن به خونه و فراموش کردن اين موضوعه"

615
00:37:36,337 --> 00:37:38,965
اون سربازهاي پياده

616
00:37:39,090 --> 00:37:42,218
هميشه اونچيزي که فرمانده ميگه رو عمل نميکنند ميدوني

617
00:37:42,343 --> 00:37:45,763
ما فهميديم که اون فرمانده عقب مي ايسته

618
00:37:45,888 --> 00:37:47,765
و به جوخه ميگه

619
00:37:47,890 --> 00:37:50,559
که چند صد متر جلو برن ميدوني

620
00:37:50,726 --> 00:37:52,395
ما اينکارو نميکنيم

621
00:37:52,561 --> 00:37:54,313
ما تنها تا جايي ميريم که از ديد خارج بشيم

622
00:37:54,438 --> 00:37:55,856
مينشينيم و برميگرديم

623
00:37:55,982 --> 00:37:57,817
چه اتفاقي براي يک افسر نامحبوب

624
00:37:57,858 --> 00:37:59,860
در ميدان نبرد ميفته؟

625
00:37:59,986 --> 00:38:02,905
اغلب افسران منفور براساس اونچه که شنيده ام

626
00:38:03,030 --> 00:38:05,616
اگه اونا اگه اونا خيلي زياد سر به سر يک سرباز پياده بزارن

627
00:38:05,741 --> 00:38:08,619
اونها تير خواهند خورد

628
00:38:08,744 --> 00:38:12,123
آن هميشه بخشي از جنگ ويتنام

629
00:38:12,248 --> 00:38:15,251
بوده است،به آن "پرتاب نارنجک ترکش دار"گفته ميشد

630
00:38:15,418 --> 00:38:19,588
که بعد از پرتاب نارنجکهاي ترکشي اغلب استفاده ميشد

631
00:38:19,755 --> 00:38:23,426
همراه با آغاز بازگشت هزاران سربازان آمريکايي

632
00:38:23,592 --> 00:38:27,430
به خانه در تابستان 1969

633
00:38:27,555 --> 00:38:31,100
تعداد گزارشهاي قتل يا تلاش براي قتل

634
00:38:31,225 --> 00:38:33,227
توسط سربازان نسبت به مافوقهايشان

635
00:38:33,352 --> 00:38:36,355
بطور وحشتناکي افزايش يافت

636
00:38:36,480 --> 00:38:41,610
ارتش نزديک به 800 پرونده را بررسي کرد

637
00:38:41,736 --> 00:38:43,654
اغلب در فاصله دور از ميدان نبرد رخ ميداد

638
00:38:43,779 --> 00:38:46,449
و معمولا پيامد خشونت بار  جر و بحث پيرامون نژاد

639
00:38:46,615 --> 00:38:48,743
يا زنان يا مواد مخدر

640
00:38:48,868 --> 00:38:51,829
و نه خود جنگ بود

641
00:38:51,954 --> 00:38:54,498
ولي استثنائاتي هم بودند

642
00:38:54,623 --> 00:38:56,500
اون يک ارتش کاملا متفاوت

643
00:38:56,625 --> 00:39:00,463
نسبت به آنچه بود که ما در 1965 به ويتنام رفتيم

644
00:39:00,588 --> 00:39:04,592
و اون ستوان جديد ميومد و خيلي مشتاق شمردن اجساد بود

645
00:39:04,717 --> 00:39:08,137
اون ميخواست درگير شيم،ديوونه ميشد و ميگفت

646
00:39:08,304 --> 00:39:10,556
"يک داوطلب براي اين يکي ميخوام"

647
00:39:13,392 --> 00:39:19,148
اون افسر جديد خيلي مشتاق يک خطر واضح و حاضر

648
00:39:19,273 --> 00:39:22,943
براي زندگي و دست و پاي اون سربازهاي پياده بود

649
00:39:23,069 --> 00:39:25,613
اونها اشارات زيرکانه اي مثل خوندن يک يادداشت کوچک
داشتن

650
00:39:25,738 --> 00:39:28,324
ما قراره اگه به همين منوال ادامه بدهيد شما رو بکشيم

651
00:39:28,491 --> 00:39:31,410
يا بجاي يک  نارنجک جنگي

652
00:39:31,535 --> 00:39:35,247
اونها ممکنه يک نارنجک دودزا به خونه حصيري يا پناهگاه زيرزميني يک افسر پرتاب کنند.

653
00:39:35,373 --> 00:39:39,335
و اگه اونا رفتار و ديدگاهشون رو درست نکنن

654
00:39:39,460 --> 00:39:42,838
اره اونها بطرفشون نارنجک جنگي پرتاب ميکنن

655
00:39:42,963 --> 00:39:46,592
من شاهد بودم که اون به نحوي خيلي عجيب اتفاق افتاد

656
00:39:46,717 --> 00:39:54,850
ما در يک پايگاه بوديم و يک تفنگدار دريايي شروع به دويدن به سمت من کرد

657
00:39:54,975 --> 00:39:57,019
من نفهميدم که اون

658
00:39:57,144 --> 00:39:59,230
اون داشت اون پشت در تاريکي اونجا چيکار ميکرد

659
00:39:59,355 --> 00:40:01,524
اون داشت حقيقتا يک نارنجک دستي

660
00:40:01,649 --> 00:40:05,069
زير محلي که زير يک کلبه حصيري قرار داشت پرت ميکرد.

661
00:40:06,612 --> 00:40:08,864
و وقتي اون منفجر شد من گفتم :اي واي من"

662
00:40:09,031 --> 00:40:12,326
و همونجا فهميدم که اون چيکار کرده بود

663
00:40:12,451 --> 00:40:15,704
و اون يک تفنگدار دريايي آمريکايي آفريقايي تبار بود

664
00:40:15,830 --> 00:40:17,706
با آمريکاييهاي آفريقايي تبار

665
00:40:17,832 --> 00:40:20,167
توسط مافوقهاشون با بي احترامي رفتار ميشد

666
00:40:20,292 --> 00:40:24,130
اين غيرمعمول نبود.

667
00:40:24,255 --> 00:40:29,135
بنابراين تا حدي به نظر ميرسه به همان ميزان بديو

668
00:40:29,260 --> 00:40:31,637
شايد اون يارو داشته نسبت به مافوقش تلافي  ميکرده

669
00:40:31,762 --> 00:40:33,222
نميدونم

670
00:40:36,475 --> 00:40:39,270
در پاريس،بيست و نهمين جلسه مذاکرات باصطلاح صلح

671
00:40:39,395 --> 00:40:40,271
برگزار شد

672
00:40:40,396 --> 00:40:42,189
هيچ پيشرفتي وجود نداشت

673
00:40:42,314 --> 00:40:45,609
در ويتنام اعلام شد که 139 آمريکايي

674
00:40:45,734 --> 00:40:47,236
هفته گذشته جان خود را از دست دادند

675
00:40:47,361 --> 00:40:49,905
که جمع کل کشته هاي جنگ را در طولانيترين جنگ ما

676
00:40:50,072 --> 00:40:52,908
مذاکرات صلح چهار جانبه در پاريس

677
00:40:53,075 --> 00:40:55,619
ادامه يافت تا به هيچ جا نرسد

678
00:40:55,744 --> 00:40:59,290
نيکسون براي شکستن اين بن بست،به هنري کسينجر دستور داد

679
00:40:59,415 --> 00:41:02,084
تا مذاکرات سري را آغاز کند

680
00:41:02,209 --> 00:41:04,795
اولين سري از مذاکرات مخفيانه

681
00:41:04,920 --> 00:41:07,673
با ويتنام شمالي به تنهايي.

682
00:41:07,798 --> 00:41:10,009
آنها اولين بار در يک آپارتمان

683
00:41:10,134 --> 00:41:12,136
در ريو دو ژانيرو با هم ملاقات کردند

684
00:41:12,261 --> 00:41:15,181
ويت کنگ  و دولت ويتنام جنوبي

685
00:41:15,306 --> 00:41:17,975
شامل نشدند

686
00:41:18,100 --> 00:41:21,020
هانوي سرسخت باقي ماند

687
00:41:21,145 --> 00:41:24,899
آنها حتي تاييد نکردند که سربازاني در ويتنام جنوبي داشتند

688
00:41:25,024 --> 00:41:28,944
چه برسد به بحث در مورد عقب کشاندن انها.

689
00:41:29,069 --> 00:41:30,779
حالا کسينجر هشدار داد

690
00:41:30,946 --> 00:41:34,116
که اگر هيچ تغييري در موضع ويتنام شماليها تا 1 نوامبر(آبانماه) رخ ندهد

691
00:41:34,241 --> 00:41:36,118
اولين سالگرد

692
00:41:36,285 --> 00:41:38,579
توقف بمباران از سوي رئيس جمهور جانسون

693
00:41:38,704 --> 00:41:40,372
رئيس جمهور نيکسون

694
00:41:40,498 --> 00:41:43,375
گامهاي عواقب به شدت ناخوشايند را مد نظر قرار خواهد داد

695
00:41:55,971 --> 00:41:59,433
دو سپتامبر 1969(شهريور ماه)

696
00:41:59,558 --> 00:42:01,810
بيست و چهارمين سالگرد

697
00:42:01,936 --> 00:42:05,689
اعلاميه استقلال ويتنام هوشي مين

698
00:42:05,814 --> 00:42:08,150
در ميدان بادين هانوي برگزار شد

699
00:42:10,194 --> 00:42:14,990
در 9:45 آنروز صبح،هو درگذشت

700
00:42:15,115 --> 00:42:19,703
گفته شد که او 79 سال داشت ولي مثل خيلي چيزها در مورد او

701
00:42:19,828 --> 00:42:25,125
تاريخ دقيق تولدش در هاله اي از ابهام بود

702
00:42:25,251 --> 00:42:27,836
او براي دهه ها عمو هو شده بود

703
00:42:27,962 --> 00:42:31,215
تجسم زنده ستيز عليه ژاپنيها

704
00:42:31,340 --> 00:42:34,218
فرانسويها،حکومت سايگون

705
00:42:34,343 --> 00:42:37,179
و بعد آمريکاييها بود

706
00:42:39,431 --> 00:42:42,184
در يک سخنراني براي مجلس ملي

707
00:42:42,309 --> 00:42:46,689
لي زوان دبير اول حزب کمونيست

708
00:42:46,855 --> 00:42:48,107
که براي يک دهه

709
00:42:48,232 --> 00:42:50,776
معمار سياست نظامي

710
00:42:50,901 --> 00:42:52,152
ويتنام شمالي بود

711
00:42:52,278 --> 00:42:56,240
وعده داد که آنچه او ديدگاه هو ناميد برآورده کند:

712
00:42:56,365 --> 00:43:02,204
اتحاد دوباره کشور در شرايط کمونيستي.

713
00:43:03,831 --> 00:43:06,458
هيچ چيز تغيير نکرده بود

714
00:43:06,584 --> 00:43:08,460
هانوي ايده گمراه کننده اي داده بود

715
00:43:08,460 --> 00:43:11,714
که همه چيز نوشیدنی و گل رز بود و اينگونه نبود

716
00:43:11,839 --> 00:43:14,174
همانروزي که هوشي مين مرد

717
00:43:14,300 --> 00:43:16,844
يک کنفرانس خبري نامعمول در

718
00:43:16,969 --> 00:43:19,847
در مرکز پزشکي نيروي دريايي بتسدا برگزار ميشد

719
00:43:19,972 --> 00:43:22,600
دو اسير جنگي ناخوش

720
00:43:22,725 --> 00:43:26,186
رابرت فريشمن و داگلاس هگدال

721
00:43:26,312 --> 00:43:28,564
که اخيرا توسط ويتنام شماليها آزاد شده بودند

722
00:43:28,689 --> 00:43:30,774
براي اولين بار در ملا عام

723
00:43:30,899 --> 00:43:32,693
درمورد رفتار خشني

724
00:43:32,818 --> 00:43:36,155
که با آنها و همقطارانشان برخورد شده بود صحبت کردند

725
00:43:36,280 --> 00:43:38,741
من فکر نميکنم که زندان انفرادي

726
00:43:38,866 --> 00:43:42,620
بيانات اجباري،زندگي در يک قفس بمدت سه سال

727
00:43:42,745 --> 00:43:46,582
در غل و زنجير بودن،اجازه نداشتن براي خوابيدن يا خوردن

728
00:43:46,707 --> 00:43:50,127
ناخن کشيدن،آويزان بودن از سقف

729
00:43:50,252 --> 00:43:52,504
داشتن يک بازوي عفوني که تقريبا از دست رفته است

730
00:43:52,630 --> 00:43:54,840
و درمان پزشکي نگرفته

731
00:43:54,965 --> 00:43:57,092
با پاي شکسته روي زمين کشيده شدن

732
00:43:57,259 --> 00:44:00,137
يا اجازه تبادل نامه به اسراي جنگي ندادن

733
00:44:00,262 --> 00:44:01,597
انساني باشد

734
00:44:01,722 --> 00:44:05,893
داگلاس هگدال ساکت و در سخن گفتن محتاط بود

735
00:44:06,018 --> 00:44:08,562
و ظاهرا بسيار ناآگاه بود

736
00:44:08,687 --> 00:44:10,731
نگهبانان ويتنام شماليش

737
00:44:10,856 --> 00:44:13,567
او را شخص احمق خطاب ميکردند

738
00:44:13,692 --> 00:44:15,110
ولي وقتي آزاد شد

739
00:44:15,277 --> 00:44:18,447
او يک معدن طلا از اطلاعات بود

740
00:44:18,572 --> 00:44:22,451
او اسامي بيش از 200 اسير

741
00:44:22,576 --> 00:44:26,163
با آواز کودکانه"مک دونالد پير يک مزرعه داشت" را بخاطر آورده بود

742
00:44:26,288 --> 00:44:29,124
به لطف او تعداد زيادي از خانواده هاي آمريکايي

743
00:44:29,249 --> 00:44:31,293
براي اولين بار فهميدند که

744
00:44:31,460 --> 00:44:36,590
پسران و شوهران و پدرانشان هنوز زنده اند.

745
00:44:36,715 --> 00:44:40,177
طي چند روز از آن کنفرانس خبري

746
00:44:40,302 --> 00:44:44,056
رفتار هانوي با اسرا شروع به بهتر شدن کرد

747
00:44:44,181 --> 00:44:48,018
يک اسير بخاطر مياورد"وحشيگري خيلي کمتر

748
00:44:48,143 --> 00:44:50,646
و کاسه هاي بزرگتر برنج"

749
00:45:05,494 --> 00:45:06,912
خيلي خوب ،کي زخمي شده؟

750
00:45:06,912 --> 00:45:09,498
خيلي خوب،منو پوشش بديد

751
00:45:09,665 --> 00:45:12,292
دوالير يک پزشک تنها در اين جوخس.

752
00:45:12,418 --> 00:45:13,544
اون ترسيده

753
00:45:13,669 --> 00:45:16,004
ترس از لحظه اي که اون از هليکوپتر بيرون بياد

754
00:45:16,130 --> 00:45:17,506
تا لحظه اي که اون هليکوپتر اونو برداره

755
00:45:17,673 --> 00:45:20,509
ترس از روزي که که اون قراره  در حال برداشتن

756
00:45:20,676 --> 00:45:23,637
يک رفيق مجروح کشته بشه

757
00:45:27,391 --> 00:45:29,560
من جايگزين پزشکي بودم که

758
00:45:29,685 --> 00:45:33,272
کشته شده بود

759
00:45:33,397 --> 00:45:36,942
اولين بار ما ماموريت يافتيم تا به گشت بريم

760
00:45:37,067 --> 00:45:40,446
بخاطر داشته باشيد تا خونريزي رو متوقف کنيد

761
00:45:40,571 --> 00:45:46,160
و ما واقعا به يک کمين برخورد کرديم

762
00:45:49,037 --> 00:45:52,374
و بطور باور نکردني وحشت اور بود

763
00:45:52,499 --> 00:45:54,752
بچه ها داشتن جيغ ميزدن و فرياد ميکشيدند

764
00:45:54,877 --> 00:45:57,129
همه جا تيراندازي بود

765
00:45:57,254 --> 00:46:01,216
در اون اولين درگيري مسلحانه،بخاطر ميارم که به خدا دعا ميکردم

766
00:46:01,341 --> 00:46:07,431
اگه اون منو از اين قضيه سالم بيرون بياره من تغيير ميکنم

767
00:46:07,556 --> 00:46:11,852
اينکه من واقعا تغيير کردم

768
00:46:11,977 --> 00:46:15,022
گاهي اوقات زندگي اونا به شما بستگي داره،منظورم اينه که

769
00:46:15,147 --> 00:46:18,066
شما بعنوان يک پزشک اونو در دست داريد

770
00:46:18,192 --> 00:46:21,028
گفتنش سخته ولي درست بعدش

771
00:46:21,153 --> 00:46:23,363
شما زندگي و مرگ رو در دستتون داريد

772
00:46:23,489 --> 00:46:27,159
در ويتنام پزشکياران و
و افراد تيم پزشکي نيروي دريايي

773
00:46:27,284 --> 00:46:29,745
همراه با يگانهاي پياده نظام در گشتها

774
00:46:29,870 --> 00:46:31,705
ماموريتهاي جستجو و نابودي

775
00:46:31,830 --> 00:46:35,292
و عملياتهاي رزمي در مقياس بزرگ حضور داشتند

776
00:46:35,417 --> 00:46:39,171
نزديک 2000 نفر از آنان جان خود را از دست دادند

777
00:46:42,966 --> 00:46:45,511
برخلاف جنگهاي گذشته

778
00:46:45,636 --> 00:46:48,931
بسياري از پزشکياران حمل اسلحه را انتخاب ميکردند

779
00:46:49,056 --> 00:46:51,433
و وقتي تيراندازي شروع ميشد

780
00:46:51,558 --> 00:46:54,228
ميخواستند تا از آنها براي حفاظت از خودشان

781
00:46:54,353 --> 00:46:57,189
و رفقاي مجروحشان استفاده کنند

782
00:46:57,314 --> 00:47:00,692
من يک تفنگ ام-16 حمل ميکردم

783
00:47:00,818 --> 00:47:03,862
ولي نميدونستم ميتونم بکشم يا نه

784
00:47:03,987 --> 00:47:07,574
بخشي از پزشکيار بودن نجات جانهاست

785
00:47:07,699 --> 00:47:13,914
برام جاي سوال بود اگه موقعيتش پيش ميومد آيا من اينکارو ميکردم؟

786
00:47:14,039 --> 00:47:18,627
من در تيراندازي به دشمن مشارکت داشتم

787
00:47:18,794 --> 00:47:21,171
ما خيليها رو کشتيم

788
00:47:21,296 --> 00:47:24,550
من احساس مسئوليت ميکنم

789
00:47:26,009 --> 00:47:28,846
من حس ميکنم دستام خون آلوده

790
00:47:34,268 --> 00:47:38,856
وقتي شما کسيو براي کشورتون ميکشيد

791
00:47:38,981 --> 00:47:41,900
همه چيز عوض ميشه

792
00:47:53,370 --> 00:47:54,788
ما باور داشتيم که ممکنه

793
00:47:54,872 --> 00:47:56,915
تا يک اکثريت قابل توجه در کشور

794
00:47:57,040 --> 00:47:58,625
براي عقب نشيني از ويتنام ايجاد کنيم

795
00:47:58,750 --> 00:48:00,502
و اين اون چيزيه که ما در پايان ميخواهيم

796
00:48:00,627 --> 00:48:02,462
در نوامبر ما دوباره برخواهيم گشت

797
00:48:02,588 --> 00:48:04,047
در دسامبر دوباره برخواهيم گشت

798
00:48:04,172 --> 00:48:06,008
و ما ميخوايم اين جنبشو درست کنيم

799
00:48:06,174 --> 00:48:08,427
که اينرو حتمي ميکنه

800
00:48:08,552 --> 00:48:10,846
که ايالات متحده از ويتنام عقب نشيني کنه

801
00:48:10,971 --> 00:48:13,807
سازمان دهندگان مهلت قانوني قصد ندارند

802
00:48:13,932 --> 00:48:16,518
مقابله کنند يا درگير بشن

803
00:48:16,685 --> 00:48:19,605
آنها بجايش ميخواهند تا جايي که ممکنه اکثر افراد  رو

804
00:48:19,730 --> 00:48:22,649
در موضع اعتراض قرار بدهند هرچند نسبتا کم باشد

805
00:48:22,774 --> 00:48:26,278
بخاطر اينکه به دولت نشان بدهندکه توده وسيعي از آمريکايها

806
00:48:26,403 --> 00:48:28,864
نه در مورد پيروزي يا شکست در جنگ

807
00:48:29,031 --> 00:48:31,199
بلکه فقط به پايان دادن آن اهميت ميدهند

808
00:48:34,661 --> 00:48:35,787
خيلي ممنون

809
00:48:35,913 --> 00:48:38,123
حالا ميفهمم که

810
00:48:38,248 --> 00:48:40,500
مخالفت با جنگ در ويتنام در محوطه هاي دانشگاهها

811
00:48:40,626 --> 00:48:43,462
و همچنين در کشور وجود داشته

812
00:48:43,587 --> 00:48:46,465
و در حال حاضر ادامه دارد

813
00:48:46,590 --> 00:48:47,591
اوه ما انتظارشو داشتيم

814
00:48:47,716 --> 00:48:49,593
هرچند تحت هيچ شرايطي

815
00:48:49,718 --> 00:48:52,888
من تحت تاثير هرچه نتيجه آن باشد قرار نخواهم گرفت

816
00:48:53,013 --> 00:48:56,808
نيکسون به اميد تضعيف حمايت براي آن مهلت قانوني

817
00:48:56,934 --> 00:48:59,102
فراخوان خدمت سربازي را

818
00:48:59,227 --> 00:49:02,981
براي ماههاي نوامبر(آبان) و دسامبر(آذر) 1969 لغو کرد

819
00:49:03,106 --> 00:49:06,401
و او يک سيستم قرعه کشي تصادفي را

820
00:49:06,526 --> 00:49:09,237
برپايه تاريخ تولد افراد جوان  با قصد

821
00:49:09,404 --> 00:49:12,240
رفتار مشابه با ثروتمندان و فقرا

822
00:49:12,407 --> 00:49:16,036
و حذف تعويق خدمتهاي غيرمنصفانه ايجاد کرد

823
00:49:16,161 --> 00:49:19,665
آن خط مشي خوب و مانور سياسي هوشمندانه اي بود

824
00:49:21,208 --> 00:49:22,542
برادران و خواهران در صف بايستيد

825
00:49:22,668 --> 00:49:24,044
حالا در صف بايستيد

826
00:49:25,837 --> 00:49:27,923
همچنانکه مردم در سراسر کشور

827
00:49:28,090 --> 00:49:29,883
براي مهلت قانوني صلح آميز سازماندهي ميکردند

828
00:49:30,008 --> 00:49:31,927
اعضاي انجمن افراطي

829
00:49:32,094 --> 00:49:34,763
دانشجويان براي يک جامعه دموکراتيک

830
00:49:34,930 --> 00:49:36,098
"هوا شناسان"

831
00:49:36,223 --> 00:49:37,265
عمليات مستقيم بيشتري انجام دادند

832
00:49:38,809 --> 00:49:41,395
آنها که کمتر به پايان دادن به جنگ

833
00:49:41,520 --> 00:49:43,981
نسبت به برانگيختن يک انقلاب خشن علاقمند بودند

834
00:49:44,106 --> 00:49:48,819
آنچه را که "چهار روز  خشم"ميناميدند در شيکاگو به صحنه بردند

835
00:49:51,154 --> 00:49:54,199
ما ديگه صرفا در مقابل اون خوکها نمي ايستيم

836
00:49:54,324 --> 00:49:56,284
ما ديگه خودمونو گير نميندازيم

837
00:49:56,410 --> 00:49:57,911
تا اينکه اون تنها حرکت ممکن

838
00:49:58,036 --> 00:50:00,080
در پاسخ به اون خوکي باشه که حمله ميکنه

839
00:50:00,205 --> 00:50:02,416
ما تهاجمي عمل ميکنيم

840
00:50:02,541 --> 00:50:04,418
اين ما هستيم که حالا تصميم ميگيريم

841
00:50:04,543 --> 00:50:06,670
يکي از رهبرانشان گفت:

842
00:50:06,795 --> 00:50:08,005
"تمام اون ثروتمندها رو بکشيد"

843
00:50:08,130 --> 00:50:11,091
"خودروها و آپارتمانهايشان را داغون کنيد"

844
00:50:11,216 --> 00:50:13,301
"انقلاب را به خانه بياوريد"

845
00:50:13,468 --> 00:50:14,970
"والدينتان را بکشيد"

846
00:50:15,095 --> 00:50:18,223
اين واقعا جاييه که اتفاقات مهم ميفته

847
00:50:18,348 --> 00:50:20,225
هواشناسان نام خود را از يک خط

848
00:50:20,350 --> 00:50:21,977
در آواز باب ديلان گرفته اند که ميگويد

849
00:50:22,144 --> 00:50:23,854
شما به هواشناسان نيازي نداريد

850
00:50:23,979 --> 00:50:25,397
تا از سمتي که باد  ميوزد اطلاع پيدا کنيد.

851
00:50:32,404 --> 00:50:34,656
هواشناسها فکر ميکردند

852
00:50:34,823 --> 00:50:37,451
هزاران نفر براي هدف انها صف ارايي ميکنند

853
00:50:37,576 --> 00:50:40,579
تنها 600 نفر اين کار را کردند

854
00:50:40,704 --> 00:50:44,166
آنها يک مجسمه به افتخار افراد پليس مقتول را منفجر کردند

855
00:50:44,332 --> 00:50:47,502
در خيابانها در حاليکه لوله و زنجير ميچرخاندند ميدويدند

856
00:50:47,669 --> 00:50:49,755
پنجره ها و شيشه  هاي جلوي اتومبيلها را ميشکستند

857
00:50:49,880 --> 00:50:53,383
و به حصارهاي پليس حمله ميکردند

858
00:50:53,508 --> 00:50:55,177
شش نفر گلوله خوردند

859
00:50:55,302 --> 00:50:58,013
دویست و پنجاه نفر زنداني شدند

860
00:50:58,180 --> 00:51:01,349
هفتادو پنج پليس مجروح شدند

861
00:51:01,516 --> 00:51:04,519
يک وکيل نماينده شهر براي تمام عمر فلج شد

862
00:51:06,730 --> 00:51:10,108
گروه پلنگهاي سياه(يک حزب افراطي سياهپوستان که طرفدار اعمال خشونت براي رسيدن به حقوق سياهان بود)هواشناسان را بعنوان

863
00:51:10,233 --> 00:51:13,195
"هرج و مرج طلبهاي فرصت طلب

864
00:51:13,361 --> 00:51:16,823
طرفدار ژنرال کاستر(ژنرال آمريکايي که همراه تمام افرادش در قرن 19 بدست سرخپوستان بقتل رسيد)"تقبيح کرد

865
00:51:16,948 --> 00:51:19,993
احتمالا 1969 سالي بود که

866
00:51:20,118 --> 00:51:22,245
در ان اغلب ما از هم متفرقتر

867
00:51:22,370 --> 00:51:26,208
بوديم و حس انقلابيتري داشتيم

868
00:51:26,333 --> 00:51:31,004
و اون به پاسخهاي جنون اميز زيادي منتهي شد

869
00:51:31,129 --> 00:51:34,966
من ميخواستم کشور تحت يک تغيير شکل افراطي قرار بگيره

870
00:51:35,092 --> 00:51:37,969
يک بازتوزيع ثروت و قدرت.

871
00:51:38,095 --> 00:51:40,347
ولي تلاش براي رسيدن به اون

872
00:51:40,472 --> 00:51:43,183
از طريق نبرد مسلحانه در ايالات متحده

873
00:51:43,308 --> 00:51:45,227
نامعقول بود

874
00:51:45,393 --> 00:51:47,729
اينها همه خيالهاي بچگانه بودند

875
00:51:47,854 --> 00:51:50,607
که مردم از اين دلسردي

876
00:51:50,732 --> 00:51:53,360
نداشتن يک استراتژي کارامد

877
00:51:53,485 --> 00:51:56,738
براي پايان دادن به جنگ بيرون بيان

878
00:51:56,863 --> 00:51:58,406
فرماندار شما فکر ميکنيد اين مردم  که صادقانه

879
00:51:58,448 --> 00:52:00,242
مخالف جنگ هستند بايد چکار کنند

880
00:52:00,408 --> 00:52:02,536
که به نفع ويت کنگها نباشد؟

881
00:52:02,661 --> 00:52:06,998
خوب من فکر ميکنم که ما تجاربي پيش از اين

882
00:52:07,124 --> 00:52:09,584
از مردمي که با جنگها مخالفت کرده اند را داشته ايم

883
00:52:09,751 --> 00:52:12,587
و فکر ميکنم اونا اينکارو از طريق نمايندگان خودشون انجام ميدن

884
00:52:12,712 --> 00:52:15,090
و اين کار رو از طريق مجاري حکومتي انجام ميدهند

885
00:52:15,215 --> 00:52:17,592
ولي وقتي کشتار شروع ميشه

886
00:52:17,759 --> 00:52:19,594
کار بسيار متفاوت بعدي اينه که

887
00:52:19,719 --> 00:52:23,515
چجوري شما اين اعتراضات رو بدون

888
00:52:23,640 --> 00:52:25,600
تسلي دادن و کمک به دشمن

889
00:52:25,725 --> 00:52:27,602
بدون تقويت مقاومتش

890
00:52:27,727 --> 00:52:28,770
و اراده اش براي جنگيدن

891
00:52:28,937 --> 00:52:31,439
و بنابراين کشتن افراد بيشتري از ما ثبت ميکنيد؟

892
00:52:31,565 --> 00:52:35,610
و بيشتر آمريکاييها در گذشته هميشه به اون احترام گذاشته اند

893
00:52:35,777 --> 00:52:37,279
ميدوني ،مردم در اين کشور

894
00:52:37,445 --> 00:52:39,364
در حال نبرد در جنگ ويتنام نيستند

895
00:52:39,489 --> 00:52:40,949
اون دولت داره در اون ميجنگه

896
00:52:41,074 --> 00:52:42,200
خب ،دولت

897
00:52:42,284 --> 00:52:44,369
دولت مردمه،فرضا،نه

898
00:52:44,494 --> 00:52:46,663
ولي در اين مورد اينطور نيست،نه ديگه،اينطور نيست

899
00:52:46,788 --> 00:52:48,165
نه،من با تو موافقم،اينطور نيست

900
00:52:48,290 --> 00:52:49,624
نه در اين شرايط،اينطور نيست

901
00:52:49,749 --> 00:52:51,126
نبايد من بگذارم دولتم بدونه

902
00:52:51,293 --> 00:52:52,377
که من فکر ميکنم اونا ديوونن؟

903
00:52:52,502 --> 00:52:53,962
فکر ميکنم اونا حقيقتا ديوونن

904
00:52:54,087 --> 00:52:56,006
اين کار احمقانه ايه که ما داريم انجام ميديم

905
00:52:56,131 --> 00:52:57,591
در حقيقت

906
00:52:57,716 --> 00:52:59,759
نيکسون گفت که او به حرف ما گوش نخواهد داد

907
00:52:59,885 --> 00:53:01,469
و اينکه او به اوامر

908
00:53:01,595 --> 00:53:03,346
اون مردم تو خيابونها توجهي نميکنه

909
00:53:03,471 --> 00:53:07,309
اون مردم در خيابونها امثال من هستيم

910
00:53:08,977 --> 00:53:10,353
پانزده اکتبر 1969(مهر ماه)

911
00:53:10,395 --> 00:53:14,649
آن مهلت قانوني که در 15 اکتبر

912
00:53:14,816 --> 00:53:16,276
در سراسر کشور برگزار شد

913
00:53:16,401 --> 00:53:19,196
بزرگترين فوران احساسات مردم مخالف

914
00:53:19,321 --> 00:53:20,739
در تاريخ امريکا بود

915
00:53:43,637 --> 00:53:46,348
يک تظاهر کننده گفت:"آن يک تظاهرات صلح اميز طبقه متوسط بود

916
00:53:46,514 --> 00:53:49,476
که با دقت بر پايان جنگ تمرکز داشت

917
00:53:49,601 --> 00:53:51,978
اين دلپذير بود که به يک

918
00:53:52,103 --> 00:53:53,813
تظاهرات رفت بدون اينکه

919
00:53:53,939 --> 00:53:58,777
مجبور باشي سوگند وفاداري به رئيس مائو (رئيس جمهور چين)بخوري"

920
00:54:00,445 --> 00:54:02,948
مطمئنا اين يک روز استثنايي در تاريخ ماست

921
00:54:03,073 --> 00:54:06,034
هرگز اين تعداد از مردم ما علنا

922
00:54:06,159 --> 00:54:08,453
و با همديگر مخالفتشان با

923
00:54:08,578 --> 00:54:11,623
اين درگيري کشور در يک جنگ را نشان نداده بودند

924
00:54:11,748 --> 00:54:14,668
به نظر نميرسد که ما بدون تغيير باقي بمانيم

925
00:54:14,793 --> 00:54:17,629
صدها و صدها هزار نفر

926
00:54:17,754 --> 00:54:19,923
در شهرها از نيويورک با 8 ميليون جمعيتش،

927
00:54:19,965 --> 00:54:23,218
تا دوبيوس وايومينگ با 800 نفر جمعيتش

928
00:54:23,385 --> 00:54:25,553
بدنبال اين بوده اند تا رئيس جمهور را با

929
00:54:25,720 --> 00:54:27,722
مخالفتشان با اين جنگ تحت تاثير قرار دهند

930
00:54:30,267 --> 00:54:37,065
اولين راهپيمايي اعتراض آميز بزرگي که من رفتم در بالتيمور بود

931
00:54:37,190 --> 00:54:40,735
من هرگز همزمان با اين تعداد جمعيت  نبوده ام

932
00:54:40,860 --> 00:54:46,908
فقط انرژي اون جمعيت بخودي خود  بسيار عظيم بود

933
00:54:47,033 --> 00:54:49,286
من برام سوال بود که آيا همه کساني که در اون شرکت داشتند

934
00:54:49,411 --> 00:54:51,413
به دلايل درستي اومده بودند

935
00:54:51,538 --> 00:54:56,084
من اونجا نبودم تا نوشیدنی بنوشم يا مواد بکشم

936
00:54:56,209 --> 00:54:58,420
نه در اون شرايط.

937
00:54:58,545 --> 00:55:02,048
اينها از نظر من امور جدي بودند

938
00:55:02,173 --> 00:55:05,593
اين موضوع زندگي کردن بود

939
00:55:05,760 --> 00:55:07,053
اين ي پارتي نبود

940
00:55:07,178 --> 00:55:09,806
من فقط نميخواستم تا با اون جمعيت باشم

941
00:55:09,931 --> 00:55:11,933
من تنها نميخواستم تا سر و صدا کنم

942
00:55:12,058 --> 00:55:14,060
من ميخواستم تغيير ايجاد کنم

943
00:55:14,185 --> 00:55:18,606
و من به هيچوجه نميخواستم تا به برادرم بي حرمتي کنم

944
00:55:20,400 --> 00:55:22,360
براي اغلب اعضاي دولت امروز

945
00:55:22,485 --> 00:55:23,903
اوضاع معمولي بود

946
00:55:24,029 --> 00:55:25,780
ولي در ظهر در پله هاي کنگره

947
00:55:25,905 --> 00:55:28,283
هزار کارمند و نماينده کنگره

948
00:55:28,408 --> 00:55:30,994
براي 45 دقيقه ايستاده سکوت کردند

949
00:55:35,790 --> 00:55:39,169
چندين فرزند نزديکترين دستياران رئيس جمهور

950
00:55:39,294 --> 00:55:40,670
و اعضاي کابينه

951
00:55:40,795 --> 00:55:43,465
در اين مهلت قانوني ملي شرکت يافتند

952
00:55:43,590 --> 00:55:46,843
دختر 14 ساله آگنو معاون رئيس جمهور

953
00:55:46,968 --> 00:55:48,595
خواست که در راهپيمايي شرکت کند

954
00:55:48,720 --> 00:55:50,221
ولي پدرش به او اجازه نداد

955
00:55:50,347 --> 00:55:52,307
کروتا اسکات کينگ

956
00:55:52,474 --> 00:55:55,310
بيوه دکتر مارتين لوترکينگ جونيور

957
00:55:55,435 --> 00:55:58,104
هزاران تظاهر کننده ساکت را رهبري کرد

958
00:55:58,229 --> 00:56:01,983
که از کنار کاخ سفيدي عبور ميکردند که نيکسون به تنهايي نشسته بود

959
00:56:02,108 --> 00:56:05,403
يادداشتهايي براي خود در يک دفتر زرد مينوشت

960
00:56:05,528 --> 00:56:07,405
"وراجي نکن،متزلزل نشو.

961
00:56:07,530 --> 00:56:10,075
واکنش نشان نده"

962
00:56:12,702 --> 00:56:14,496
در 3 نوامبر

963
00:56:14,621 --> 00:56:17,957
رئيس جمهور خواست تا ابتکار عمل را مجددا بدست بگيرد

964
00:56:18,083 --> 00:56:19,834
عصر بخير،هموطنان امريکاييم

965
00:56:20,001 --> 00:56:23,838
او به تلويزيون ملي رفت و خواستار صبر و شکيبايي شد

966
00:56:23,963 --> 00:56:27,175
و از امريکاييها خواست تا در پشتيباني از او صف آرايي کنند

967
00:56:27,300 --> 00:56:29,094
براي شما

968
00:56:29,219 --> 00:56:33,515
اکثريت خاموش بزرگ از هموطنان آمريکاييم

969
00:56:33,640 --> 00:56:35,517
من خواستار پشتيباني شما هستم

970
00:56:35,642 --> 00:56:38,561
من در کارزار انتخاباتي رياست جمهوريم پايان جنگ را

971
00:56:38,686 --> 00:56:40,188
قول دادم

972
00:56:40,355 --> 00:56:43,274
به نحوي که ما بتوانيم صلح را ببريم

973
00:56:43,400 --> 00:56:47,028
من حمايت هرچه بيشتري از جانب مردم آمريکا بتوانم داشته باشم

974
00:56:47,195 --> 00:56:49,197
زودتر آن وعده برآورده ميشود

975
00:56:49,322 --> 00:56:52,700
هرچقدر ما در خانه متفرق تر باشيم

976
00:56:52,867 --> 00:56:56,454
احتمال کمتري دارد که دشمن براي مذاکره به پاريس بيايد

977
00:56:57,914 --> 00:57:00,250
بياييد ما براي صلح متحد شويم

978
00:57:04,754 --> 00:57:06,881
آن سخنراني يک پيروزي بود

979
00:57:07,006 --> 00:57:10,885
ميزان موافقت با نيکسون به 68 درصد افزايش يافت

980
00:57:13,221 --> 00:57:15,557
سرتيتر اخبار

981
00:57:15,682 --> 00:57:17,767
اين حقيقت است که تظاهرات مهلت قانوني در حال برگزاري است

982
00:57:17,892 --> 00:57:19,853
اينکه کشور ما بيماره

983
00:57:19,978 --> 00:57:21,729
ناخوش از اين و ناخوش از آن

984
00:57:21,855 --> 00:57:24,441
اين افراد جوان هستند که همه افرادي هستند که ايستاده اند

985
00:57:24,566 --> 00:57:27,902
و يک اکثريت خاموش هست که ديگر خاموش نيست

986
00:57:28,069 --> 00:57:31,239
ما آن مردمي هستيم که ميخواهيم تا نشان دهيم

987
00:57:31,406 --> 00:57:34,242
انسان لايق آزادي است و اهميتي ندارد کجا باشد

988
00:57:36,703 --> 00:57:39,247
مردان شجاع زيادي براي اين کشور کشته شده اند تا آنرا آزاد کنند

989
00:57:39,372 --> 00:57:40,999
من به اون معتقدم

990
00:57:41,124 --> 00:57:43,293
و به شما اجازه ميدن تا همه چيز داشته باشيد

991
00:57:43,418 --> 00:57:46,629
سناتور فولبرايت چند ماه پيش گفت

992
00:57:46,754 --> 00:57:49,257
که اگه جنگ ويتنام بيشتر ادامه پيدا کند

993
00:57:49,382 --> 00:57:53,178
بهترين جوانانمان در کانادا خواهند بود

994
00:57:53,303 --> 00:57:56,097
در حقيقت با توجه به اين فراريها

995
00:57:56,222 --> 00:58:00,143
متمردين،افراطيها،آتش افروزان

996
00:58:00,268 --> 00:58:02,604
نافرماني مدني و غيرمدني

997
00:58:02,729 --> 00:58:04,564
در ميان جوانانمان

998
00:58:04,689 --> 00:58:06,524
مثل اس.دي.اس(دانشجويان براي يک جامعه دموکراتيک که فعاليت ضد جنگ ويتنام داشت)،پي.ال.پي

999
00:58:06,649 --> 00:58:07,901
هواشناس يک،هواشناس دو

1000
00:58:07,901 --> 00:58:10,069
جنبش عمليات انقلابي(يک جنبش سياه پوستان مائوئيست),

1001
00:58:10,195 --> 00:58:12,280
پلنگها،شيرها،هيپي ها

1002
00:58:12,447 --> 00:58:15,200
يپيها(عضو جنبش هيپيها)ببرها.

1003
00:58:15,325 --> 00:58:17,785
من ترجيح ميدهم که کل اين باغ وحش لعنتي را

1004
00:58:17,911 --> 00:58:20,330
با يک جوخه از اين آمريکاييهاي جواني که

1005
00:58:20,455 --> 00:58:21,748
در ويتنام ديدم معاوضه کنم

1006
00:58:24,834 --> 00:58:28,004
نيکسون به دستيارانش گفت:"ما ان عوضی هاي ليبرال را

1007
00:58:28,129 --> 00:58:30,632
حالا فراري داده ايم.

1008
00:58:30,798 --> 00:58:34,886
و ما ميخواهيم آنها را فراري نگه داريم."

1009
00:58:49,526 --> 00:58:51,486
زنگ در خونم به صدا در اومد,

1010
00:58:51,611 --> 00:58:53,738
و اين شخص اونجا ايستاده بود

1011
00:58:53,863 --> 00:58:56,950
و گفت:خانم هاوارد،ما در حال راهپيمايي در ممفيس

1012
00:58:57,075 --> 00:58:59,869
در اعتراض به جنگ ويتنام هستيم"

1013
00:58:59,994 --> 00:59:01,955
گفتم:جدي؟

1014
00:59:02,080 --> 00:59:05,500
او گفت:و ما فهميديم که چه اتفاقي افتاده

1015
00:59:05,625 --> 00:59:08,753
من گفتم:آره،مرگ پسرم

1016
00:59:08,878 --> 00:59:11,631
او گفت:خوب ما فکر کرديم شما بخواهيد به ما ملحق شويد

1017
00:59:11,756 --> 00:59:14,008
گفتم:يکي از عللي که او برايش کشته شد

1018
00:59:14,133 --> 00:59:15,510
اين بود که شما اين حق رو داشته باشيد

1019
00:59:15,635 --> 00:59:18,346
در اين کشور شما حق و حقوقي داريد

1020
00:59:18,513 --> 00:59:20,557
همينجوري ادامه بديد و تظاهرات کنيد

1021
00:59:20,682 --> 00:59:22,642
اينکارو شروع کنيد

1022
00:59:22,767 --> 00:59:25,103
گفتم:ولي نه،من به شما نخواهم پيوست

1023
00:59:26,980 --> 00:59:28,690
اگه شما يکبار ديگه زنگ در خونمو بزنين

1024
00:59:28,815 --> 00:59:31,776
من سر لعنتيتو با يک مگنوم 357 منفجر ميکنم

1025
00:59:42,161 --> 00:59:44,372
خب من در ويتنام مستقر بودم

1026
00:59:44,539 --> 00:59:47,875
در يک ايالت موسوم به کوانگ گال.

1027
00:59:48,042 --> 00:59:49,586
حتي وقتي به دوره سلطه فرانسويها برميگرديم

1028
00:59:49,669 --> 00:59:53,631
اون يک منطقه حضور گسترده ويت مين بود
تيم اوبراين،ارتش

1029
00:59:53,756 --> 00:59:56,217
و وقتي من رسيدم به شدت ويت کنگ حضور داشتند

1030
00:59:57,885 --> 01:00:01,431
هيچ ايالتي طي جنگ امريکايي بيشتر از

1031
01:00:01,556 --> 01:00:03,891
ايالت ساحلي کوانگاي خسارت نديد

1032
01:00:06,102 --> 01:00:10,815
بيش از 70 درصد روستاهايش توسط کشتيهاي نيروي دريايي گلوله باران توپخانه اي

1033
01:00:10,940 --> 01:00:14,736
بمباران هوايي،با بولدوزر ويران يا حاکستر شد

1034
01:00:14,902 --> 01:00:17,238
و بيش از 40 درصد جمعيت آن

1035
01:00:17,363 --> 01:00:19,907
مجبور شده بودند تا به اردوگاههاي پناهندگان بروند

1036
01:00:20,033 --> 01:00:23,453
پيش ازينکه تيم اوبراين از ورثينگتون مينه سوتا به انجا

1037
01:00:23,578 --> 01:00:25,955
در 1969 برسد

1038
01:00:28,082 --> 01:00:29,709
اون ايالتي بود که اغلب همانطور که

1039
01:00:29,834 --> 01:00:32,170
فکر ميکنم در نظر بسياري از امريکاييها ممکنه باشه
,

1040
01:00:32,295 --> 01:00:34,505
ميدوني،يجور آمريکاي کشاورزي فقير و بيسواد به نظر ميرسيد.

1041
01:00:34,631 --> 01:00:37,967
يکجور روستاييهاي نادان.

1042
01:00:38,092 --> 01:00:39,510
و اونها ممکنه که روستاييهاي نادان باشند

1043
01:00:39,510 --> 01:00:41,929
ولي اونها بشدت مستقل بودند

1044
01:00:42,096 --> 01:00:45,433
سرباز اوبراين در گروهان آلفا

1045
01:00:45,558 --> 01:00:50,104
جوخه سوم از گردان پنجم از لشکر بيست و سوم امريکا خدمت ميکرد

1046
01:00:50,271 --> 01:00:53,358
مقر مرکزي آن در منطقه فرود موسوم به تمساح بود

1047
01:00:53,483 --> 01:00:56,653
اوبراين بخاطر مياورد:30 يا 40 جريب

1048
01:00:56,778 --> 01:00:58,404
از تقريبا آمريکا

1049
01:00:58,529 --> 01:01:01,741
با دوش آب گرم و نوشیدنیي سرد

1050
01:01:03,493 --> 01:01:05,161
هيچ احساسي از ماموريت وجود نداشت

1051
01:01:05,286 --> 01:01:06,788
هيچ حسي از برنامه روزانه وجود نداشت

1052
01:01:06,954 --> 01:01:08,956
ما نميدونستيم چرا در يک روستا هستيم

1053
01:01:09,123 --> 01:01:11,209
يا اينکه چکاريو بايد انجام بديم

1054
01:01:11,334 --> 01:01:13,461
بنابراين ما اطراف کوزه هاي برنج بي هدف راه ميرفتيم

1055
01:01:13,628 --> 01:01:16,464
و خونه ها رو ميگشتيم و مردم رو تفتيش ميکرديم

1056
01:01:16,589 --> 01:01:18,883
و نميدونستيم دنبال چي ميگرديم

1057
01:01:19,008 --> 01:01:22,387
و بندرت چيزي پيدا ميکرديم

1058
01:01:22,512 --> 01:01:23,721
و يکي ممکن بود بميره

1059
01:01:23,846 --> 01:01:25,640
يکي از بچه هامون،و يکي ممکن بود نميره

1060
01:01:25,765 --> 01:01:28,101
بعد ما يک هفته يا دو هفته  بعد به همون روستا

1061
01:01:28,226 --> 01:01:30,436
برميگشتيم و دوباره همه اونکارا رو ميکرديم

1062
01:01:30,561 --> 01:01:33,314
اون مثل تعقيب ارواح بود

1063
01:01:37,443 --> 01:01:39,195
يک نفربر زرهي آمريکايي

1064
01:01:39,320 --> 01:01:42,824
تصادفا مردي از گروهان اوبراين را له کرد

1065
01:01:42,990 --> 01:01:47,161
يک نارنجک دشمن کلاهخود اوبراين را از جا پراند و منفجر شد

1066
01:01:47,286 --> 01:01:50,665
يک نظامي آمريکايي را که چند قدم آنورتر ايستاده بود را مجروح کرد

1067
01:01:53,626 --> 01:01:57,505
ولي مينها و تله هاي انفجاري بزرگترين تهديد بودند

1068
01:02:04,053 --> 01:02:06,556
چيزي حدود 80 درصد تلفات ما

1069
01:02:06,681 --> 01:02:09,058
از ميادين مين از همه نوع ناشي ميشد

1070
01:02:10,810 --> 01:02:13,688
در ويتنام براي من فقط  در صبح برميخواستم

1071
01:02:13,855 --> 01:02:17,024
و زمين رو ميديدم و در چند دقيقه فکر ميکردم که

1072
01:02:17,150 --> 01:02:19,902
من در اونجا راه خواهم رفت

1073
01:02:20,027 --> 01:02:22,864
و آيا جسد من اونجا خواهد بود يا اونجا؟

1074
01:02:23,030 --> 01:02:26,200
آيا من پامو اونجا از دست خواهم داد؟

1075
01:02:26,325 --> 01:02:30,538
من هميشه به فکر شجاعت به هنگام حمله به پناهگاههاي زيرزميني دشمن

1076
01:02:30,663 --> 01:02:32,874
يا ايستادن زير آتش دشمن بودم

1077
01:02:33,040 --> 01:02:36,335
ولي فقط اينکه در کوانگاي راه برم

1078
01:02:36,461 --> 01:02:38,713
روز در پي روز،از روستايي به روستاي ديگر

1079
01:02:38,838 --> 01:02:43,176
و از ميان اين شاليزارها و بالاي کوهها

1080
01:02:43,301 --> 01:02:46,804
فقط واداشتن پاهات به اينکه حرکت کنن يک عمل شجاعانه بود

1081
01:02:46,929 --> 01:02:49,557
که اگه بگن تو در شهر (سرخپوست نشين)سايوکس زندگي ميکردي

1082
01:02:49,724 --> 01:02:51,309
اون شجاعانه نميبود

1083
01:02:51,434 --> 01:02:53,895
تا به خواربار فروشي يا خيابان اصلي پايين بري

1084
01:02:54,061 --> 01:02:56,564
ميدوني،فقط پاهاتو واداري که عقب و جلو برن

1085
01:02:56,689 --> 01:02:58,274
ولي در ويتنام براي من

1086
01:02:58,399 --> 01:03:00,485
فقط راه رفتن حس فوق العاده  شجاعت در بر داشت

1087
01:03:00,610 --> 01:03:03,070
من گاهي اوقات به پاهام زماني که راه ميرفتم نگاه ميکردم

1088
01:03:03,196 --> 01:03:05,114
به اين فکر ميکردم که من چجوري دارم اينکارو انجام ميدم؟

1089
01:03:07,366 --> 01:03:09,076
اون آمريکاييها فکر ميکردند

1090
01:03:09,952 --> 01:03:11,788
ما پيروان مارکس بوديم

1091
01:03:13,956 --> 01:03:15,875
نه.شما اشتباه ميکرديد

1092
01:03:18,419 --> 01:03:21,881
ما براي اين کشور ميجنگيديم

1093
01:03:22,089 --> 01:03:24,801
براي اينکه ديگه بمباراني نباشه

1094
01:03:25,885 --> 01:03:26,886
ديگه جنگي نباشه

1095
01:03:28,387 --> 01:03:30,097
ديگه مرگي وجود نداشته باشه

1096
01:03:32,308 --> 01:03:34,143
ديگه ويراني نباشه

1097
01:03:37,480 --> 01:03:39,690
باو نين زماني که او

1098
01:03:39,816 --> 01:03:42,652
سرباز وظيفه ارتش ويتنام شمالي شد

1099
01:03:42,777 --> 01:03:43,861
تا با آمريکاييها بجنگد 17 ساله بود

1100
01:03:43,986 --> 01:03:47,281
درست همانطور که پدرش با فرانسه جنگيده بود

1101
01:03:47,406 --> 01:03:50,618
جنگ او در ارتفاعات مرکزي

1102
01:03:50,743 --> 01:03:52,829
ويتنام جنوبي رخ ميداد

1103
01:03:52,954 --> 01:03:55,039
اين قدرت آتش آمريکايي بود

1104
01:03:55,164 --> 01:03:59,669
که باو نين و رفقاي سربازش را بيشتر از همه ميترساند

1105
01:04:00,169 --> 01:04:01,379
وقتي بمبها ميفتادن

1106
01:04:02,255 --> 01:04:06,300
تنها يک سنگ وحشت نميکرد

1107
01:04:09,387 --> 01:04:12,390
اگه اون امريکاييها متوجه حرکتي در جنگل ميشدند

1108
01:04:13,266 --> 01:04:15,184
اونها اون جنگلو از بين ميبردن

1109
01:04:17,770 --> 01:04:19,480
کي ميدونه چقدر پول خرج شد؟

1110
01:04:19,647 --> 01:04:21,524
پول ماليات دهندگان آمريکايي.

1111
01:04:25,653 --> 01:04:28,197
اگه يک دسته بمبهاي ناپالم سقوط ميکردند

1112
01:04:30,825 --> 01:04:33,536
جنگل مبدل به درياي آتش ميشد

1113
01:04:34,537 --> 01:04:38,040
شما ميتونيد دريايي از آتش رو تصور کنين؟

1114
01:04:43,129 --> 01:04:46,424
البته زندگي يک سرباز ،فلاکتي بود

1115
01:04:47,508 --> 01:04:50,261
حتي سربازهاي آمريکايي بدبخت و بيچاره بودن

1116
01:04:52,179 --> 01:04:53,806
مرد جواني مثل تيم اوبراين

1117
01:04:55,766 --> 01:04:57,018
اون واقعا بدبخت بود

1118
01:04:59,645 --> 01:05:01,397
ولي اونها گرسنگي نميکشيدند

1119
01:05:01,439 --> 01:05:02,815
اونها نميشد گرسنه بشن

1120
01:05:05,526 --> 01:05:07,403
ما مجبور بوديم پي غذا بگرديم

1121
01:05:09,947 --> 01:05:12,700
ارتش ما تنها يکذره برنج و نمک به ما ميداد

1122
01:05:14,619 --> 01:05:18,247
ما هميشه بدنبال غذاي آمريکايي بوديم

1123
01:05:18,956 --> 01:05:21,334
اونها بهشون جيره هاي غذايي جنگي ميگفتن(C-ration)

1124
01:05:21,459 --> 01:05:25,838
يک سرباز ارتش امريکايي به اندازه کافي غذا با خودش داشت تا به پيکينيک بره

1125
01:05:25,922 --> 01:05:27,256
هرچيزي که ميخواستيد.

1126
01:05:31,052 --> 01:05:33,095
اون شبيه جنگها نبود

1127
01:05:34,263 --> 01:05:36,933
من در مورد ادبيات غربي مثل جنگ اول جهاني

1128
01:05:37,183 --> 01:05:40,311
مطالعه کردم

1129
01:05:40,436 --> 01:05:42,939
جايي که فراريهاي ارتش   تيرباران ميشدند

1130
01:05:43,105 --> 01:05:44,857
ويتناميها نميتونستن اونکارو بکنن

1131
01:05:44,941 --> 01:05:47,151
زيرا اونموقع اونها مجبور بودن همه رو بکشن

1132
01:05:48,903 --> 01:05:51,614
در ويتنام يک فراري از ارتش به خونه فرار ميکرد

1133
01:05:52,615 --> 01:05:55,701
تا مادرشو براي چند روز ببينه و بعد اون برميگشت

1134
01:05:56,118 --> 01:05:59,288
و اونها بهش اجازه ميدادن دوباره به ارتش ملحق بشه

1135
01:05:59,413 --> 01:06:01,457
اکثرا از مرگ نميترسيدند

1136
01:06:02,416 --> 01:06:06,504
سربازها ميدونن اونها امروز زنده هستند ولي فردا ممکن بود بميرن

1137
01:06:07,755 --> 01:06:10,341
ولي اگه يک سرباز دلش براي خونه تنگ ميشد

1138
01:06:11,175 --> 01:06:13,260
اگه اون دلش براي مادرش تنگ ميشد

1139
01:06:13,469 --> 01:06:16,722
او 1000 کيلومتر پياده راه ميرفت تا به شمال برگرده

1140
01:06:25,189 --> 01:06:27,233
در بهار

1141
01:06:27,358 --> 01:06:30,778
يگان تيم اوبراين به يک منطقه عملياتي

1142
01:06:30,903 --> 01:06:33,656
فرستاده شد که آمريکاييها آنرا پينکويل ميناميدند

1143
01:06:33,781 --> 01:06:35,616
دسته هايي از روستاها

1144
01:06:35,741 --> 01:06:39,078
که يک دهکده موسوم به ميلاي را دربر ميگرفت

1145
01:06:41,038 --> 01:06:43,124
ما از رفتن به اونجا متنفر بوديم

1146
01:06:43,290 --> 01:06:46,002
وقتي ما اين کلامو ميشنيديم"شما داريد به پينکويل ميريد"

1147
01:06:46,127 --> 01:06:48,170
يکي از بچه ها بعه اون يکي ميگفت:"يکي  قراره بميره"

1148
01:06:48,170 --> 01:06:49,505
يا يکي قراره يک پاشو از دست بده.

1149
01:06:49,630 --> 01:06:51,590
ما از اون محل وحشت داشتيم

1150
01:06:51,716 --> 01:06:55,136
اونجا پر بود از ميادين مين.

1151
01:06:55,261 --> 01:06:57,054
اون روستاييها

1152
01:06:57,179 --> 01:06:58,973
حالت صورتهاشون

1153
01:06:59,098 --> 01:07:03,352
از جمله بچه هاي شش، هفت ساله

1154
01:07:03,477 --> 01:07:08,566
مخلوطي از تخاصم و وحشت بود

1155
01:07:10,943 --> 01:07:12,361
نميتونم بگم خيلي از اون روستاييها

1156
01:07:12,486 --> 01:07:14,488
با آغوش باز به استقبالمون ميومدن

1157
01:07:14,655 --> 01:07:16,657
ولي اين محل خاص بود

1158
01:07:16,782 --> 01:07:18,743
و گفتگويي با سربازهاي همقطارمو بخاطر ميارم

1159
01:07:18,868 --> 01:07:21,120
فکرميکرديم"مشکل اينجا چيه؟"

1160
01:07:22,496 --> 01:07:24,498
و بعد حدود سه چهارم

1161
01:07:24,665 --> 01:07:26,250
ماموريتم در ويتنام گذشته بود که

1162
01:07:26,375 --> 01:07:29,545
داستان قتل عام ميلاي
خبرش پيچيد
روزنامه:ستوان به قتل 109 غيرنظامي متهم شد

1163
01:07:30,880 --> 01:07:33,841
در 12 نوامبر(آبانماه)1969

1164
01:07:34,008 --> 01:07:36,510
آژانس خبري ديسپچ نيوز سرويس در واشنگتن

1165
01:07:36,635 --> 01:07:40,681
داستاني از  روزنامه نگار محقق سيمور هرش منتشر کرد

1166
01:07:42,058 --> 01:07:44,268
بزودي در پي آن انتشار

1167
01:07:44,393 --> 01:07:49,356
تصاوير دلخراشي توسط عکاس ارتش رونالد هيبرل صورت گرفت

1168
01:07:50,858 --> 01:07:54,653
آن داستان و آن تصاوير کشور را مبهوت کرد

1169
01:07:54,779 --> 01:07:56,322
اين اتهامات وارد شده است که

1170
01:07:56,447 --> 01:07:59,158
سربازان لشکر آمريکال

1171
01:07:59,283 --> 01:08:02,703
پانصدو شصتوهفت غيرنظامي ويتنام جنوبي را در طي

1172
01:08:02,828 --> 01:08:05,956
يک پاکسازي در مارس(اسفند)1968 کشته اند

1173
01:08:07,249 --> 01:08:09,210
بیست ماه قبل

1174
01:08:09,335 --> 01:08:12,755
در صبح روز 16 مارس 1968

1175
01:08:12,880 --> 01:08:15,508
صدوپنج نفر از يک گروهان تفنگدار

1176
01:08:15,633 --> 01:08:17,760
متعلق به لشکر آمريکال(لشکر پياده نظام 23 ام که ترکيبي از کلمه هاي آمريکايي و کالدونياي جديد(جزيره محل شکل گيري آن)است)

1177
01:08:17,885 --> 01:08:19,970
و به فرماندهي سروان ارنست مدينا

1178
01:08:20,096 --> 01:08:22,223
و ستوان ويليام کالي

1179
01:08:22,348 --> 01:08:26,393
دستور يافتند تا با  هليکوپتر به روستاي ميلاي بروند

1180
01:08:27,770 --> 01:08:30,981
آنها از زمان رسيدن به ويتنام
چهلوهشت نفر را

1181
01:08:31,107 --> 01:08:35,945
به علت مينها و تله هاي انفجاري و تک تيراندازان نامرئي از دست داده بودند

1182
01:08:36,070 --> 01:08:40,908
دو روز قبل يک سرجوخه محبوب کشته شده بود

1183
01:08:41,075 --> 01:08:44,703
به انها گفته شده بود يک يگان از قواي اصلي ويت کنگ

1184
01:08:44,829 --> 01:08:46,455
منتظر آنان بودند

1185
01:08:46,580 --> 01:08:49,333
و آنها مشتاق انتقام بودند

1186
01:08:50,668 --> 01:08:53,129
ولي آنها هيچ تيراندازي خصمانه اي دريافت نکردند

1187
01:08:53,254 --> 01:08:58,050
و با هيچ سرباز دشمني مواجه نشدند

1188
01:08:59,552 --> 01:09:02,805
بجايش طي چهار ساعت بعدي

1189
01:09:02,930 --> 01:09:05,766
مدينا،کالي و افرادشان 407

1190
01:09:05,891 --> 01:09:13,524
پيرمرد،زن،بچه و نوزاد بي دفاع را به قتل رساندند

1191
01:09:23,576 --> 01:09:26,203
به بسياري از آن زنان و دختران پيش از

1192
01:09:26,328 --> 01:09:28,622
تيرباران حمله شد

1193
01:09:31,709 --> 01:09:33,961
اگر يک خلبان هليکوپتر به نام

1194
01:09:34,128 --> 01:09:38,257
هيو تامپسون جونيور بين آن افراد

1195
01:09:38,382 --> 01:09:41,760
و برخي از اهداف مورد نظرشان فرود نيامده بود

1196
01:09:41,886 --> 01:09:45,472
و به خدمه اش دستور نداده بود تا اگر همقطاران آمريکاييشان از شليک به غير نظاميان  دست برندارند

1197
01:09:45,639 --> 01:09:48,851
به سويشان تيراندازي کنند، هنوز کشتار بيشتري انجام ميشد

1198
01:09:52,146 --> 01:09:55,649
در همان زمان،درست 1/5 کيلومتر دورتر يا همين حدود

1199
01:09:55,816 --> 01:10:00,487
گروهان ديگر 97 روستايي ديگر را کشتند

1200
01:10:02,489 --> 01:10:05,492
و اون مثل اين بود که ناگهان پرده بالا بره

1201
01:10:05,659 --> 01:10:07,036
و بعد نور بتابه

1202
01:10:07,161 --> 01:10:09,163
و ما فهميديم که چه چيزي اين وحشت و

1203
01:10:09,288 --> 01:10:12,583
و ترس و اون نفرتو در

1204
01:10:12,708 --> 01:10:15,419
صورتهاي اين بچه ها ايجاد کرده

1205
01:10:15,544 --> 01:10:19,048
صد و خورده اي سرباز امريکايي در چهار ساعت يا همين حدود

1206
01:10:19,173 --> 01:10:21,842
مردم بيگناه رو قصابي ميکردن

1207
01:10:21,967 --> 01:10:24,011
به همه روشها اونها رو به مسلسل بستند

1208
01:10:24,136 --> 01:10:26,388
و اونها رو در چاهها پرتاب کردند و پوست سرشونو کندند

1209
01:10:26,513 --> 01:10:28,390
و اونها رو در کانالهاي آب کشتن

1210
01:10:28,515 --> 01:10:31,101
و نهارشونو خوردن و بعد مقداري بيشتر از اونکارهارو کردن

1211
01:10:32,269 --> 01:10:34,355
آدم کشي نظام مند

1212
01:10:34,521 --> 01:10:36,023
چه جور آدمايي رو؟

1213
01:10:36,148 --> 01:10:37,149
مردان،زنان،بچه ها؟

1214
01:10:37,233 --> 01:10:38,651
مردان،زنان،بچه ها

1215
01:10:38,776 --> 01:10:40,444
نوزادها رو؟
نوزادها رو

1216
01:10:40,569 --> 01:10:42,446
اوه ستوان کالي اومد اونجا و گفت

1217
01:10:42,571 --> 01:10:44,448
شما ميدونين با اونها چيکار کنين،نميدونيد؟
پل مادلو،از لشکر آمريکال

1218
01:10:44,573 --> 01:10:46,033
و اوه من گفتم بله

1219
01:10:46,200 --> 01:10:50,162
بنابراين من اينو بعنوان مجوزي برداشت کردم که اون فقط از ما ميخواست تا مراقب اونا باشيم
پل مادلو،از لشکر آمريکال

1220
01:10:50,287 --> 01:10:52,039
و اون رفت و حدود ده

1221
01:10:52,164 --> 01:10:54,708
يا ده-پونزده دقيقه بعد برگشت

1222
01:10:54,833 --> 01:10:58,963
و گفت:چرا شما هنوز اونها رو نکشتيد؟

1223
01:10:59,088 --> 01:11:00,631
اون موقع شما چند نفر رو کشتيد؟

1224
01:11:00,756 --> 01:11:03,259
خوب من با سلاح خودکارم شليک کردم

1225
01:11:03,384 --> 01:11:06,011
شما نميتونيد اوه شما فقط اونا رو زير اتش ميگيريد

1226
01:11:06,136 --> 01:11:08,472
بنابراين شما واقعا نميشه بدونين چند نفر رو کشتيد

1227
01:11:08,597 --> 01:11:11,308
چون اون بطور غافلگيرانه اي سريع اتفاق ميفته

1228
01:11:11,433 --> 01:11:15,646
خب من من ممکنه حدود 10 يا 15 تا از اونها رو کشته باشم

1229
01:11:16,814 --> 01:11:18,274
مردان،زنان و بچه ها؟

1230
01:11:18,399 --> 01:11:19,942
مردان،زنان و بچه ها

1231
01:11:20,067 --> 01:11:22,111
و نوزادان؟
و نوزادان

1232
01:11:23,612 --> 01:11:25,489
چرا من اونکارو کردم؟

1233
01:11:25,614 --> 01:11:28,409
چون من فکر ميکردم که به من دستور داده شده تا اونکارو بکنم

1234
01:11:28,534 --> 01:11:31,078
و اون بنظر ميرسيد مثل اينکه

1235
01:11:33,789 --> 01:11:37,751
خوب اونموقع من فکر ميکردم من داشتم کار درستي ميکردم

1236
01:11:37,876 --> 01:11:39,753
من واقعا اينکارو کردم

1237
01:11:39,878 --> 01:11:42,965
چون مثل اين بود که فکر ميکردم من رفقامو از دست دادم

1238
01:11:43,090 --> 01:11:44,967
من يک رفيق خوب

1239
01:11:45,092 --> 01:11:49,430
لعنتيمو بابي ويلسونو از دست دادم

1240
01:11:49,596 --> 01:11:53,225
و اون در ناخودآگاهم بود و اون

1241
01:11:53,350 --> 01:11:55,269
بنابراين بعد از اينکه اونکارو کردم،  حس خوبي داشتم

1242
01:11:55,436 --> 01:11:59,565
ولي بعد اونروز ،اون منو آزار ميداد

1243
01:11:59,690 --> 01:12:02,735
من فکر ميکنم براي خيلي از آمرکاييهاي خوب

1244
01:12:02,860 --> 01:12:05,863
اينکه اون جوون قادر باشه

1245
01:12:05,988 --> 01:12:09,199
پسران آمريکايي شجاع

1246
01:12:09,325 --> 01:12:12,244
بتونن پيرمردها،

1247
01:12:12,369 --> 01:12:16,957
زنان ،بچه ها و نوزادان رو به صف کنن

1248
01:12:17,082 --> 01:12:19,793
و به اونها با خونسردي شليک کنن،فهمش خيلي سخت باشه

1249
01:12:24,548 --> 01:12:26,759
چجوري اينو توضيح ميدي؟

1250
01:12:26,884 --> 01:12:28,802
نميدونم

1251
01:12:38,937 --> 01:12:43,067
کشتن غيرنظاميها در هر جنگي اتفاق افتاده است

1252
01:12:43,192 --> 01:12:47,488
در ويتنام اون خط مشي يا کار معمولي نبود

1253
01:12:47,613 --> 01:12:50,199
ولي اون يک انحراف نبود

1254
01:12:51,825 --> 01:12:56,622
هنوز اون مقياس و تعمد و
کيفيت

1255
01:12:56,747 --> 01:12:58,832
آنچه که در ميلاي رخ داد

1256
01:12:58,999 --> 01:13:00,250
متفاوت بود

1257
01:13:00,376 --> 01:13:02,002
اون فرق داشت

1258
01:13:02,127 --> 01:13:04,838
چون اونها داشتن ويتناميها رو از فاصله نزديک

1259
01:13:04,963 --> 01:13:06,298
با تفنگ و نارنجک ميکشتن

1260
01:13:06,423 --> 01:13:08,717
اونها داشتن ويتناميها رو مستقيما ميکشتن

1261
01:13:08,842 --> 01:13:11,011
اونها اينکارو با بمب و توپخانه نميکردن

1262
01:13:11,178 --> 01:13:12,638
اگه اونها اينکارو با بمب و توپخانه ميکردن

1263
01:13:12,679 --> 01:13:13,806
هيچکس حرفي نميزد

1264
01:13:13,847 --> 01:13:15,307
چون اون همه مواقع اتفاق ميفتاد

1265
01:13:16,350 --> 01:13:17,601
هيچ سربازي

1266
01:13:17,726 --> 01:13:19,436
در کشتار اونروز دخالتي نداشت

1267
01:13:19,561 --> 01:13:23,065
برخي روستاييها رو به جاي امن راهنمايي ميکردند

1268
01:13:23,190 --> 01:13:25,943
ولي يک قصور در فرماندهي نظامي

1269
01:13:26,068 --> 01:13:29,154
در تقريبا هر سطحي شرايطي ايجاد کرده بود

1270
01:13:29,279 --> 01:13:32,658
که اون قتل عام رو ممکن ساخته بود

1271
01:13:32,783 --> 01:13:36,995
داستان ميلاي ممکنه مردم آمريکايي رو شوکه کرده باشه

1272
01:13:37,121 --> 01:13:39,289
ولي اون خبر جديدي براي ارتش نبود

1273
01:13:39,415 --> 01:13:42,543
اون تقريبا دو سال قبل رخ داده بود

1274
01:13:42,709 --> 01:13:45,712
درست پس از تهاجم تت.

1275
01:13:45,879 --> 01:13:48,215
هيو تامپسون،آن خلبان هليکوپتر

1276
01:13:48,382 --> 01:13:50,384
که سعي کرده بود آن کشتار را متوقف کند

1277
01:13:50,551 --> 01:13:53,345
آنچه را که ديده بود گزارش کرد

1278
01:13:53,470 --> 01:13:55,347
ولي هيچ کس در سلسله فرماندهي

1279
01:13:55,472 --> 01:13:56,598
خواستار عمل نبود

1280
01:13:56,723 --> 01:14:00,352
بر آن قتل عام سرپوش گذاشته شد

1281
01:14:00,477 --> 01:14:04,231
بعدا يک سرجوخه سابق به نام رونالد رايدنهور

1282
01:14:04,356 --> 01:14:05,983
که درمورد آنچه اتفاق افتاده بود

1283
01:14:06,108 --> 01:14:08,026
از چندين نفري که آنجا بوده اند شنيده بود

1284
01:14:08,152 --> 01:14:11,530
نامه هايي به رئيس جمهور ايالات متحده

1285
01:14:11,655 --> 01:14:13,407
وزير دفاع

1286
01:14:13,574 --> 01:14:17,411
و بيش از 24 نفر ديگر از مقامات عاليرتبه نوشت

1287
01:14:17,578 --> 01:14:20,706
از لحاظ شخصي چه روند تصميم سازي

1288
01:14:20,831 --> 01:14:23,625
شما قبل از اينکه تصميم بگيريد دست به عمل بزنين،طي کرديد؟

1289
01:14:23,750 --> 01:14:27,421
فکر ميکنم من فقط با وجدان خودم ستيز داشتم

1290
01:14:27,546 --> 01:14:29,756
تا سعي کنم تصميم بگيرم چه کاري انجام بدم.

1291
01:14:29,923 --> 01:14:31,925
من حس کردم که مجبورم کاري کنم

1292
01:14:32,050 --> 01:14:33,385
من بايد کاري ميکردم

1293
01:14:33,510 --> 01:14:34,720
نميتونستم فقط

1294
01:14:34,845 --> 01:14:37,347
فقط با اين اطلاعات براي مابقي عمرم در آسايش باشم

1295
01:14:37,473 --> 01:14:40,267
اينکه نميتونستم..نميتونستم با خودم اونجوري کنار بيام

1296
01:14:40,434 --> 01:14:43,353
اولين واکنش رئيس جمهور نيکسون

1297
01:14:43,479 --> 01:14:47,608
تحقيقات در مورد کساني بود که آن قتل عام را گزارش کرده بودند

1298
01:14:47,733 --> 01:14:50,402
"اون يهوديهاي کثيف فاسد از نيويورک

1299
01:14:50,527 --> 01:14:51,778
هستند که پشت اين قضيه اند"

1300
01:14:51,904 --> 01:14:53,280
او اين را به يک دستيارش گفت.

1301
01:14:53,447 --> 01:14:57,701
سرانجام سپهبد ويليام آر.پيرز

1302
01:14:57,826 --> 01:15:01,622
يک کهنه سرباز با سابقه 30 ماه فرماندهي در ويتنام

1303
01:15:01,788 --> 01:15:03,457
به رياست هيئت منصفه اي منصوب شد

1304
01:15:03,582 --> 01:15:06,335
تا در مورد آنچه واقعا رخ داده تحقيق کند

1305
01:15:06,460 --> 01:15:09,505
پيرز دريافت که 30 نفر

1306
01:15:09,630 --> 01:15:11,965
از جمله فرمانده آن لشکر

1307
01:15:12,090 --> 01:15:14,301
ژنرال ساموئل دبليو.کاستر

1308
01:15:14,426 --> 01:15:16,678
يا در ان قساوتها مشارکت داشتند

1309
01:15:16,803 --> 01:15:20,766
يا توطئه کرده بودند بر آنها سرپوش بگذارند

1310
01:15:24,811 --> 01:15:28,524
پيرز خواسته بود تا ميلاي را يک قتل عام بنامند

1311
01:15:28,649 --> 01:15:31,902
مافوقهايش او را واداشتند تا از عبارت

1312
01:15:32,027 --> 01:15:36,031
"يک تراژدي در مقياس وسيع"استفاده کند.

1313
01:15:36,156 --> 01:15:41,662
در پايان ارتش 25 افسر و سرباز را

1314
01:15:41,787 --> 01:15:46,917
از جمله سردسته جوخه؛ ستوان ويليام کالي را متهم کرد

1315
01:15:49,503 --> 01:15:51,505
کالي يک قاتله

1316
01:15:51,630 --> 01:15:53,507
کالي يک آدمکشه

1317
01:15:53,674 --> 01:15:55,842
و يک آدم بيماره

1318
01:15:57,970 --> 01:16:00,973
من نميخوام در هيچ،ميدوني

1319
01:16:01,098 --> 01:16:03,517
فيلم تبليغاتي سپاه تفنگداران دريايي ايالات متحده باشم

1320
01:16:03,684 --> 01:16:05,561
ما اون آدمو نداشته ايم

1321
01:16:07,854 --> 01:16:10,274
ما افرادي داشتيم که

1322
01:16:10,399 --> 01:16:12,359
مرتکب جنايات جنگي شدند البته.

1323
01:16:12,484 --> 01:16:16,405
و ميدوني من ميخواستم اونا رو بکشم

1324
01:16:16,530 --> 01:16:19,032
من گاهي اوقات آرزو  ميکنم اي کاش اونا رو کشته بودم

1325
01:16:21,868 --> 01:16:25,622
ولي من از کشتن اونا وحشت داشتم

1326
01:16:36,008 --> 01:16:40,262
من هرگز ويتناميها رو بعنوان دشمنانمون در نظر نگرفتم

1327
01:16:40,387 --> 01:16:42,055
آنها هيچکاري نکرده بودند

1328
01:16:42,180 --> 01:16:44,725
که امنيت ملي ايالات متحده را تهديد کند

1329
01:16:44,850 --> 01:16:47,561
اونها حدود 16 هزار کيلومتر اونورتر بودند

1330
01:16:47,686 --> 01:16:49,396
سرشون به کار خودشون بود

1331
01:16:49,521 --> 01:16:51,857
و ما به اونجا به کشورشون رفتيم

1332
01:16:51,982 --> 01:16:53,400
به اونها نوع حکومتي که ميخواستيم

1333
01:16:53,567 --> 01:16:55,777
اونها داشته باشند رو گفتيم

1334
01:16:55,902 --> 01:17:00,032
خب زمانيکه من معترضان به جنگ رو ميبينم

1335
01:17:00,157 --> 01:17:01,908
در چند سطح واکنش نشون ميدم
جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش

1336
01:17:02,034 --> 01:17:04,536
از لحاظ عقلاني من مطمئنا حق اونها رو براي

1337
01:17:04,661 --> 01:17:06,330
آزادي بيان درک ميکنم

1338
01:17:06,455 --> 01:17:07,831
ولي من به شما خواهم گفت

1339
01:17:07,956 --> 01:17:10,876
که وقتي ميبينم اونها پرچمهاي جبهه آزاديبخش ملي(ويت کنگ) رو تکون ميدن

1340
01:17:11,001 --> 01:17:14,212
اون دشمني که من و دوستهام بايد با اونها ميجنگيديم

1341
01:17:14,338 --> 01:17:17,507
و بعضي از دوستهام بايد تا حد مرگ ميجنگيدند

1342
01:17:17,633 --> 01:17:19,259
خيلي خوب با من سازگار نيست

1343
01:17:22,596 --> 01:17:25,515
در 15 نوامبر 1969(آبان)

1344
01:17:25,641 --> 01:17:27,851
نيم ميليون شهروند عليه جنگ

1345
01:17:27,976 --> 01:17:30,479
بار ديگر در واشنگتن اجتماع کردند ,

1346
01:17:33,023 --> 01:17:36,234
اين بار اتوبوسها يک ديوار نفوذ ناپذير

1347
01:17:36,360 --> 01:17:38,528
اطراف کاخ سفيد ايجاد کردند
پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود

1348
01:17:38,654 --> 01:17:40,989
رئيس جمهور نيکسون ادعا کرد که او با ديدن فوتبال
پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود

1349
01:17:41,114 --> 01:17:43,283
در تلويزيون سرش زيادتر از اين شلوغ بود
پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود

1350
01:17:43,408 --> 01:17:44,618
تا به آن تظاهرات توجه کند
پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود

1351
01:17:44,743 --> 01:17:49,122
ولي او پيشنهاد کرده بود از هليکوپترهاي ارتش ميشد

1352
01:17:49,289 --> 01:17:51,124
براي خاموش کردن شمعهاي راهپيمايان استفاده کرد

1353
01:17:54,920 --> 01:17:56,963
صدها هزار نفر ديگر

1354
01:17:56,963 --> 01:18:00,467
در سان فرانسيسکو و نيويورک تظاهرات کردند

1355
01:18:07,766 --> 01:18:10,102
قابل توجه ترين اعتراض ضدجنگ

1356
01:18:10,227 --> 01:18:11,436
در اين روز شکرگذاري

1357
01:18:11,561 --> 01:18:13,980
نه در اين کشور بلکه در ويتنام رخ داد

1358
01:18:14,147 --> 01:18:16,525
هرچند شکلش بطور منحصر به فردي آمريکايي بود

1359
01:18:16,650 --> 01:18:18,735
حدود 100 سرباز آمريکايي

1360
01:18:18,860 --> 01:18:21,238
مستقر در بيمارستاني در پليکو

1361
01:18:21,363 --> 01:18:23,907
از خوردن شام سنتي بوقلمويشان سرپيچي کردند

1362
01:18:24,032 --> 01:18:27,994
آنها روزه شان را بعنوان اعتراض غير فعال عليه جنگ توصيف کردند

1363
01:18:36,795 --> 01:18:38,422
ارتش همونکاريو کرد که ارتش ميکنه

1364
01:18:38,547 --> 01:18:40,090
هرسال،ميدوني،براي روز شکرگذاري

1365
01:18:40,132 --> 01:18:41,258
اونها کار بزرگي ميکردند

1366
01:18:41,383 --> 01:18:42,592
اونها ميخواستن بوقلمون بيارن

1367
01:18:42,676 --> 01:18:44,094
اونها ميخواستن پوره سيب زميني

1368
01:18:44,136 --> 01:18:46,430
و کيک سيب و چيزاي ديگه بيارن

1369
01:18:46,555 --> 01:18:48,432
و فکر ميکنم تا اين موقع

1370
01:18:48,557 --> 01:18:51,518
خيلي از ماها نسبت به اون جنگ و اونچه که

1371
01:18:51,643 --> 01:18:53,437
اتفاق ميفتاد خيلي بدگمان بوديم

1372
01:18:53,562 --> 01:18:56,940
ولي نميخواستيم کار بزرگي در موردش انجام بديم

1373
01:18:57,065 --> 01:18:59,609
ما ميدونستيم قراره افرادي از  تلويزيون

1374
01:18:59,735 --> 01:19:02,863
و چند تا از سازمان دهندگاني(اعتراضات) که بدنبال افرادي براي صحبت کردن بودند بيان

1375
01:19:02,988 --> 01:19:04,573
اونها پيش من اومدن و من گفتم نه.

1376
01:19:04,698 --> 01:19:07,033
گفتم:ببين من ميخوام سريع باشم و کارمو انجام بدم

1377
01:19:07,159 --> 01:19:08,994
گفتم ولي من ،من واقعا نميخوام

1378
01:19:09,119 --> 01:19:11,413
درگير هيچ کار رسانه اي بشم

1379
01:19:11,538 --> 01:19:15,917
آن روز شکرگزاري،ستوان فيوري سر کار بود

1380
01:19:16,042 --> 01:19:20,088
وقتي يکي از بيمارانش ناگهان حالش بدتر شد

1381
01:19:20,213 --> 01:19:23,216
بعضي از بيمارها،بسرعت وارد قلبت ميشن

1382
01:19:23,383 --> 01:19:24,926
و اين پسر،فکر ميکنم 18 سالش بود

1383
01:19:25,051 --> 01:19:26,470
اسمش تيمي بود

1384
01:19:26,595 --> 01:19:31,016
بنظر نميرسيد اون زنده بمونه

1385
01:19:31,141 --> 01:19:34,561
و من بسرعت خيلي عصباني شدم

1386
01:19:34,728 --> 01:19:38,106
من از دستش دادم

1387
01:19:38,231 --> 01:19:40,317
به خاطر ميارم از اتاق عمل بيرون رفتم

1388
01:19:40,442 --> 01:19:42,360
روپوش جراحيمو پاره کردم و ماسکمو پاره کردم و درشون اوردم

1389
01:19:42,360 --> 01:19:45,572
بيرون رفتم و گفتم اون گزارشگرا کجان؟

1390
01:19:45,947 --> 01:19:47,199
من همين حالا بخاطر ضديت با  هر گونه جنگ

1391
01:19:48,408 --> 01:19:51,453
يا خشونت که آسيب غيرضروري به مردم بيگناه بزنه

1392
01:19:52,537 --> 01:19:55,123
در سراسر جهان نه فقط ويتنام بلکه همه جا

1393
01:19:55,832 --> 01:19:58,794
از جمله ايالات متحده آمريکا اعتصاب غذا ميکنم

1394
01:19:58,794 --> 01:20:00,962
منظورم اينه که ،ميدوني،شما عليه جنگ در

1395
01:20:00,962 --> 01:20:02,088
منطقه جنگي تظاهرات نميکنيد

1396
01:20:02,214 --> 01:20:05,091
ولي اون موقع ،البته،شما،شما اين رويکرد رو داشتيد

1397
01:20:05,217 --> 01:20:07,010
اونا ميخوان چيکار کنن؟

1398
01:20:07,135 --> 01:20:09,012
منو به ويتنام بفرستند؟

1399
01:20:17,979 --> 01:20:20,899
بيايد فقط اينو بگم بعنوان يک کهنه سرباز جنگي تفنگدار دريايي
جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

1400
01:20:21,024 --> 01:20:24,945
در يک محوطه دانشگاه در 1969 و 1970

1401
01:20:25,111 --> 01:20:26,822
اگه شما ميخواستيد قرار عاشقانه بگيريد و محبوب باشيد

1402
01:20:26,947 --> 01:20:28,990
جاي واقعا خوبي براي بودن نبود

1403
01:20:31,827 --> 01:20:35,288
وقتي من خونه اومدم بنظر ميرسيد

1404
01:20:35,413 --> 01:20:38,708
من هيچ چيزي براي دادن به هبچکس ديگه اي ندارم

1405
01:20:42,170 --> 01:20:46,174
سرجوخه تفنگدار دريايي جان ماسگريو خيلي نزديک بود

1406
01:20:46,299 --> 01:20:50,929
در نبردي زير منطقه غير نظامي شده در پاييز 1967 بميرد

1407
01:20:51,054 --> 01:20:53,807
او با جراحاتي در فک و شانه

1408
01:20:53,974 --> 01:20:57,644
دنده هاي شکسته شده،ريه سوراخ شده،اعصاب قطع شده

1409
01:20:57,769 --> 01:21:02,065
هفده ماه را در بيمارستانهاي نيروي دريايي صرف کرده بود

1410
01:21:02,190 --> 01:21:05,235
او حالا در حال تحصيل در دانشگاه بيکر

1411
01:21:05,360 --> 01:21:08,113
در شهر بالدوين کانزاس بود

1412
01:21:10,574 --> 01:21:14,953
ولي هرجايي که او ميرفت،جنگ هرگز دور نبود

1413
01:21:17,205 --> 01:21:21,501
و اون جنبش صلح طلب،براي مدت زماني،واقعا گند شد
سوال:و نوزادها هم(کشتي)؟
جواب:و نوزادها(رو هم کشتيم)

1414
01:21:21,668 --> 01:21:23,628
اونها کهنه سربازهارو نوزاد کشها خطاب ميکردند

1415
01:21:25,714 --> 01:21:27,507
اين بيشتر از همه ما رو عصباني ميکرد
کارتهاي خدمت سربازي را بسوزانيد نه بچه ها رو

1416
01:21:27,674 --> 01:21:29,467
اون قلب ما ها رو شکوند

1417
01:21:29,593 --> 01:21:31,845
اونها چي فکر ميکردند؟

1418
01:21:31,970 --> 01:21:37,225
شما به رزمندگانتون پشت نميکنيد

1419
01:21:37,350 --> 01:21:39,853
من ديگه به هيچکس اعتمادي نداشتم

1420
01:21:41,354 --> 01:21:43,648
فقط به خونوادم(اعتماد داشتم)

1421
01:21:43,773 --> 01:21:46,192
ماسگريو از طرز رفتار برخي

1422
01:21:46,359 --> 01:21:48,320
از مردم با خودش انقدر آزرده شده بود

1423
01:21:48,445 --> 01:21:51,740
که داوطلب شد به ويتنام بازگردد

1424
01:21:51,865 --> 01:21:55,493
بخاطر جراحاتش،نيروي دريايي او را نپذيرفت

1425
01:21:55,619 --> 01:21:59,456
و از او خواست تا بجايش به استخدام افراد کمک کند

1426
01:21:59,581 --> 01:22:01,499
او اينکار را براي مدتي کرد

1427
01:22:01,625 --> 01:22:04,586
ولي وقتي دانشجويان از او سوالاتي در مورد جنگ پرسيدند

1428
01:22:04,711 --> 01:22:06,463
او نتوانست جوابي دهد

1429
01:22:06,588 --> 01:22:07,672
او همچنين شروع به خواندن

1430
01:22:07,797 --> 01:22:12,052
در مورد چگونگي و چرايي جنگ مطالعه کرد
تابلو نوشته:براي جنايات جنگي اينجا (براي سربازي)ثبت نام کنيد

1431
01:22:12,218 --> 01:22:15,847
من دوستهايي در کشور در ماموريت دوم داشتم
تابلو نوشته:براي جنايات جنگي اينجا (براي سربازي)ثبت نام کنيد

1432
01:22:15,972 --> 01:22:19,059
و ميدوني،من ،من هنوز خودم رو يک تفنگدار دريايي در نظر ميگرفتم

1433
01:22:19,184 --> 01:22:21,937
و ..و هرچه بيشتر ميخوندم

1434
01:22:22,062 --> 01:22:27,275
کمتر چيزي پيدا ميکردم که بتونم از حضورمون در اونجا دفاع کنم

1435
01:22:27,400 --> 01:22:31,404
بنابراين من..من دست از صحبت با همه برداشتم

1436
01:22:33,698 --> 01:22:37,619
ماسگريو بتدريج حس ميکرد که انگار در حال تبديل شدن به دو نيم است

1437
01:22:37,744 --> 01:22:41,623
و او هنوز ذهنش درگير خاطره آن تفنگداراني بود که

1438
01:22:41,748 --> 01:22:46,336
در حاليکه او زندگي ميکرد ،آنها مرده بودند

1439
01:22:46,461 --> 01:22:49,589
من در اون سالها با کلت 45 ام قرار ميگذاشتم ميدوني

1440
01:22:49,714 --> 01:22:52,384
شبها بعد از نوشیدنی خوري به خونه ميومدم

1441
01:22:52,509 --> 01:22:54,511
اونو اينجا در مقابل گيجگاهم ميگذاشتم

1442
01:22:54,636 --> 01:22:57,430
يا زير چونم ميگذاشتم

1443
01:22:57,597 --> 01:22:59,849
به اين فکر ميکردم که آيا قراره امشب اتفاق بيفته

1444
01:22:59,975 --> 01:23:01,935
ميخواستم شجاعتشو داشته باشم تا اين کارو بکنم

1445
01:23:03,728 --> 01:23:05,855
يک گلوله در خزانه لوله کلت داشتم،و ضامن رو برداشتم

1446
01:23:05,897 --> 01:23:08,108
همون نوع سلاح کمري که در ويتنام با خودم داشتم

1447
01:23:10,735 --> 01:23:14,030
و فکر کردم:من واقعا ميخوام امشب اينکارو بکنم

1448
01:23:14,155 --> 01:23:17,951
ميدوني مثل اين بود:"واي من واقعا ميخوام اينکارو بکنم"،ميدوني

1449
01:23:18,118 --> 01:23:19,995
و سگهامو گذاشته بودم بيرون برن

1450
01:23:20,120 --> 01:23:21,621
من دوتا سگ داشتم

1451
01:23:21,788 --> 01:23:23,289
و اونها روي درب جلويي ميپريدند

1452
01:23:23,415 --> 01:23:24,708
و روي درب جلويي پنجه ميکشيدند

1453
01:23:24,791 --> 01:23:26,543
اونها ميخواستن بيان تو

1454
01:23:26,668 --> 01:23:27,836
و من دوباره کلت رو روي ضامنش گذاشتم

1455
01:23:27,877 --> 01:23:29,629
و گذاشتمش پايين و رفتم و گذاشتم بيان تو

1456
01:23:30,922 --> 01:23:34,134
و اونها انقدر عشقشونو آشکارا به من ابراز ميکردن

1457
01:23:34,259 --> 01:23:35,885
و من به معني واقعي کلمه با صداي بلند گفتم

1458
01:23:36,011 --> 01:23:41,141
واي،اگه من واقعا بخوام اينکارو بکنم،ميتونم فردا اينکارو بکنم

1459
01:23:41,307 --> 01:23:42,642
و به داخل اتاق برگشتم

1460
01:23:42,767 --> 01:23:44,602
و اون کلت رو در کشو گذاشتم و

1461
01:23:44,728 --> 01:23:47,647
و من..فکر ميکنم که اون نزديکترين لحظه اي بود که بسمت خودکشي رفتم

1462
01:23:47,772 --> 01:23:49,357
فکر ميکنم شايد من

1463
01:23:49,482 --> 01:23:51,735
خودمو اونشب کشته بودم

1464
01:23:51,860 --> 01:23:53,194
ولي چيزي به اون سادگي

1465
01:23:53,319 --> 01:23:55,739
که سگهام ميخواستن بيان تو

1466
01:23:55,864 --> 01:23:59,117
جلوي اون فکرو گرفت،ميدوني

1467
01:24:01,870 --> 01:24:04,831
من واقعا خرسندم که اون اتفاق نيفتاد

1468
01:24:04,998 --> 01:24:08,126
ولي اون موقع اونکار خيلي معقول بود

1469
01:24:13,006 --> 01:24:14,924
عقب نشينهاي سربازان بدستور نيکسون
روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند

1470
01:24:15,050 --> 01:24:18,219
نهايتا ماسگريو را ضد جنگ کرد
روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند

1471
01:24:18,344 --> 01:24:21,056
او گفت:اگر آن ارزش پيروزي را نداشته باشد
روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند

1472
01:24:21,181 --> 01:24:23,516
ارزش کشته شدن برايش را ندارد."
روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند

1473
01:24:23,641 --> 01:24:26,186
وفاداريش به تفنگداران دريايي

1474
01:24:26,352 --> 01:24:29,189
هنوز به او اجازه نميداد تا آشکارا آنرا بگويد

1475
01:24:29,314 --> 01:24:31,733
ولي او در يک جلسه ضد جنگ در محوطه دانشگاه گفت که

1476
01:24:31,858 --> 01:24:34,694
آنها بايد به عمليات خاتمه دهند انگار که آنها هيچ اهميتي

1477
01:24:34,819 --> 01:24:37,572
به آن افرادي که از انها خواسته شده بود بجنگند نميدادند

1478
01:24:37,697 --> 01:24:40,033
و تشويق ايستاده حضار را دريافت کرده بود

1479
01:24:44,370 --> 01:24:46,664
فکر ميکنم اون نقطه عطف براي من
روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند

1480
01:24:46,790 --> 01:24:49,751
عصر اون روزي بود که من با دوستم ساني والتر بودم

1481
01:24:49,876 --> 01:24:52,378
که تازه از ارتش مرخص شده بود

1482
01:24:52,545 --> 01:24:55,048
و به خونه اومده بود و يک روز عصر

1483
01:24:55,215 --> 01:24:57,717
پيش ازينکه وارد بشم به من التماس ميکرد که نرم(به جنگ)

1484
01:24:57,884 --> 01:25:00,386
او حتي پيشنهاد کرد تا منو به کانادا برسونه

1485
01:25:00,553 --> 01:25:03,056
او به من برخي از عکسهاي وحشتناک ويتنام

1486
01:25:03,223 --> 01:25:04,891
از دوران خدمتش در اونجا نشون داد

1487
01:25:06,851 --> 01:25:08,728
فکر ميکنم هرچيزي که پس از اون اتفاق افتاد

1488
01:25:08,895 --> 01:25:10,396
بذرش در اون عصر کاشته شده بود

1489
01:25:12,607 --> 01:25:15,902
جک تاد در زمان تحصيل در دانشگاه نبراسکا

1490
01:25:16,027 --> 01:25:19,781
تحت آموزش افسري تفنگداران دريايي قرار گرفته بود

1491
01:25:19,906 --> 01:25:23,284
ولي زانوهاي خراب او را مجبور کرده بود تا ترک نحصيل کند

1492
01:25:23,409 --> 01:25:25,453
و او معتقد بود که آن او را
از اجبار به شرکت

1493
01:25:25,578 --> 01:25:28,123
در جنگي که او

1494
01:25:28,248 --> 01:25:30,834
به تازگي آنرا غير اخلاقي ميديد،معاف کرده بود

1495
01:25:30,959 --> 01:25:35,004
او بعنوان يک گزارشگر در روزنامه ميامي هرالد شروع به کار کرد

1496
01:25:35,130 --> 01:25:39,759
ولي در پاييز 1969 او به هرحال اطلاعيه خدمت سربازي

1497
01:25:39,884 --> 01:25:42,178
از ارتش دريافت کرد

1498
01:25:43,763 --> 01:25:45,098
بنابراين من به معاينه بدني رفتم

1499
01:25:45,265 --> 01:25:47,308
و به اونها گواهي ترخيصم از سپاه تفنگداران دريايي رو نشون دادم

1500
01:25:47,392 --> 01:25:49,060
و دقيقا بخاطر ميارم که يک گروهبان

1501
01:25:49,185 --> 01:25:50,603
يا يکي ديگه که داشتم باهاش حرف ميزدم ميگفت

1502
01:25:50,603 --> 01:25:52,772
ولي شما از يک برنامه افسري مرخص شده ايد

1503
01:25:52,897 --> 01:25:54,315
ما داريم شما رو براي خدمت سربازي بعنوان يک سرباز صفر احضار ميکنيم

1504
01:25:56,568 --> 01:25:58,945
در اواخر نوامبر 1969

1505
01:25:59,112 --> 01:26:03,408
تاد براي آموزش مقدماتي نظامي در فورت لوئيس واشنگتن معرفي شد

1506
01:26:05,618 --> 01:26:07,537
روحيه  از اين بدتر نميشد

1507
01:26:07,662 --> 01:26:09,455
و به نظر ميرسيد حتي گروهبانها

1508
01:26:09,581 --> 01:26:12,375
و افسران را هم شامل ميشد

1509
01:26:12,500 --> 01:26:16,379
هيچ کس نميخواست بره،هيچ کسي نميخواست بره

1510
01:26:16,504 --> 01:26:19,799
آمريکا بنظر ميرسيد که از   فراز ووداستاک(فستيوال معروف  rock and roll  در 1969)

1511
01:26:19,966 --> 01:26:21,009
در آن تابستان به اين نوع

1512
01:26:21,134 --> 01:26:24,304
فرود و پستي تلخ نيکسوني تغيير يافته است

1513
01:26:24,429 --> 01:26:27,765
جک تاد و عضو ديگر از يگانش

1514
01:26:27,891 --> 01:26:30,810
در ان شب شروع به صحبت در مورد اينکه براي

1515
01:26:30,977 --> 01:26:32,478
چه چيزي انتظار ميرفت صحيح باشد کردند

1516
01:26:36,774 --> 01:26:39,152
به حدود 170 هزار مرد
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي

1517
01:26:39,319 --> 01:26:41,613
وضعيت حق خودداري از شرکت در جنگ به علل مذهبي يا اخلاقي

1518
01:26:41,738 --> 01:26:44,282
طي دوره جنگ ويتنام اعطا شد
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي

1519
01:26:44,407 --> 01:26:46,075
ولي بدليل اينکه جک تاد
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي

1520
01:26:46,201 --> 01:26:48,369
وجود خدا را زير سوال برده بود

1521
01:26:48,494 --> 01:26:52,165
آن راه براي او بسته بود
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي

1522
01:26:52,290 --> 01:26:53,499
در واقع دو گزينه وجود داشت

1523
01:26:53,666 --> 01:26:55,376
اون رفتن به زندان يا رفتن به کانادا بود

1524
01:26:55,501 --> 01:26:57,962
و از نظر من رفتن به زندان

1525
01:26:58,087 --> 01:26:59,964
درست هموني بود که نميتونستم باهاش روبرو بشم

1526
01:27:00,089 --> 01:27:01,966
بنابراين به کانادا رفتم

1527
01:27:09,849 --> 01:27:12,018
اون اخرين رانندگي زيبا رو

1528
01:27:12,185 --> 01:27:14,687
از سياتل(آمريکا) تا ونکوور(کانادا) بخاطر ميارم

1529
01:27:14,812 --> 01:27:19,317
همه اون درختهاي هميشه سبز مرتفع Douglas firsfirs
در امتداد جاده قرار داشتند

1530
01:27:19,442 --> 01:27:21,611
و به ياد ميارم پس از گذشتن از مرز...

1531
01:27:21,736 --> 01:27:24,197
نسيمي ميوزيد و اونها به نوعي برامون دست تکون ميدادن

1532
01:27:24,364 --> 01:27:26,449
و فقط داشتم به آئينه عقب نگاه ميکردم و فکر ميکردم

1533
01:27:26,574 --> 01:27:27,825
پسر،دارم از کشورم جدا ميشم

1534
01:27:27,951 --> 01:27:30,954
ديگه اونو هرگز نميبينم

1535
01:27:41,965 --> 01:27:44,634
من همه اون مدت ترسو خطاب ميشدم

1536
01:27:44,759 --> 01:27:47,845
براي من مدت زيادي طول کشيد

1537
01:27:47,971 --> 01:27:50,390
حس نکنم که اونکاري که کرده بودم

1538
01:27:50,556 --> 01:27:53,101
بزدلانه بود،چون من هنوز

1539
01:27:53,226 --> 01:27:56,604
اون حس ذاتي نظاميگري رو در خود داشتم

1540
01:27:58,231 --> 01:28:01,317
اون شجاعانه ترين کاري بود که درعمرم انجام دادم

1541
01:28:01,442 --> 01:28:03,403
اون شجاعانه ترين کاري بود که درعمرم انجام دادم

1542
01:28:06,239 --> 01:28:09,784
جک تاد سرانجام بعنوان يک گزارشگر کاري پيدا کرد

1543
01:28:09,909 --> 01:28:12,912
که به او اجازه ميداد "وضعيت مهاجر وارد شده"را کسب کند

1544
01:28:13,037 --> 01:28:16,332
يک گام رو به جلو در کسب شهروندي کانادا.

1545
01:28:16,457 --> 01:28:20,962
تنها يک چهارم از 30 هزار امريکايي

1546
01:28:21,087 --> 01:28:23,923
که وارد کانادا شده بودند توانستند آن کار را انجام دهند

1547
01:28:30,179 --> 01:28:33,349
در همان زمان،حدود 30 هزار کانادايي

1548
01:28:33,474 --> 01:28:36,936
براي جنگ در ويتنام داوطلب ميشدند

1549
01:28:55,830 --> 01:28:59,125
من در مورد

1550
01:28:59,250 --> 01:29:01,169
والدينم و خواهر برادرهام

1551
01:29:01,294 --> 01:29:04,922
و همسرم و دختر کوچکم فکر ميکردم

1552
01:29:05,048 --> 01:29:08,468
و يکي از چيزهايي که منو آزرده ميکرد اين بود که

1553
01:29:08,593 --> 01:29:13,181
نميتونستم واقعا به خاطر بيارم اونها بعد از اون مدت چه شکلي شده بودند

1554
01:29:13,306 --> 01:29:15,641
اونچه که در عکسهاشون به نظر ميرسيدند رو بخاطر ميوردم

1555
01:29:15,808 --> 01:29:20,146
و وقتي اونها رو در چشم ذهنم تصور ميکردم

1556
01:29:20,313 --> 01:29:23,733
من يک تصوير، يک عکسو تصور ميکردم

1557
01:29:26,486 --> 01:29:27,862
والري کوشنر رسيد به ...

1558
01:29:27,862 --> 01:29:29,947
همسر هال کوشنر،والري

1559
01:29:30,073 --> 01:29:32,158
حقيقتا هيچ چيزي از همسرش

1560
01:29:32,283 --> 01:29:35,953
از زمان اسارتش توسط ويت کنگ در 1967 نشنيده بود

1561
01:29:36,079 --> 01:29:38,664
و او به شرق دور مسافرت کرده بود

1562
01:29:38,831 --> 01:29:41,167
تا سعي کند وضعيت همسرش بهبود يابد

1563
01:29:41,292 --> 01:29:44,545
فکر ميکنم بزرگترين دوره دلسرديم

1564
01:29:44,670 --> 01:29:47,548
درست قبل و درست بعد از تولد پسرمون بود

1565
01:29:47,673 --> 01:29:50,218
اون در اوريل 1968 متولد شد

1566
01:29:50,343 --> 01:29:54,180
و شوهرم در نوامبر 1967 اسير شد

1567
01:29:54,347 --> 01:29:57,642
بنابراين شوهرم هنوز از تولدش اطلاعي نداره

1568
01:29:57,642 --> 01:29:59,811
بچه هاي کوشنر با رفتن پدرشان

1569
01:29:59,852 --> 01:30:02,939
به شدت به مادرشان و پدر و مادر بزرگهايشان متکي شدند

1570
01:30:03,064 --> 01:30:04,524
مايک جوان هرگز پدرش را نديده است

1571
01:30:04,649 --> 01:30:06,943
ولي توني-جان شش ساله او را بخاطر مياورد

1572
01:30:07,068 --> 01:30:08,528
و يادگارهاي سرگرد کوشنر

1573
01:30:08,653 --> 01:30:10,279
همه جا در خانه شان هستند

1574
01:30:10,405 --> 01:30:12,490
بهرحال توني تنها ميداند که او رفته است

1575
01:30:12,615 --> 01:30:14,283
اينکه او اسير شده است
اينکه پدر بزرگ تا زمانيکه پدر به

1576
01:30:14,325 --> 01:30:15,576
خانه بيايد جايش را پر ميکند

1577
01:30:15,701 --> 01:30:19,539
کوشنرها نگرانند ولي
ماتم نميگيرند

1578
01:30:19,664 --> 01:30:21,624
دون فارمر،از اي بي سي نيوز گزارش ميدهد

1579
01:30:28,548 --> 01:30:30,633
در فوريه 1970(بهمن ماه)

1580
01:30:30,758 --> 01:30:33,886
در خانه اي در حومه صنعتي پاريس

1581
01:30:34,011 --> 01:30:36,514
هنري کسينجر دوره جديدي از مذاکرات

1582
01:30:36,639 --> 01:30:40,059
سري را آغاز کرد،گفتگوهايي چنان محرمانه

1583
01:30:40,184 --> 01:30:44,397
که حتي به وزير خارجه در مورد آن اطلاعي داده نشده بود

1584
01:30:44,522 --> 01:30:46,524
شريک مذاکره اش

1585
01:30:46,691 --> 01:30:50,361
متحد سياسي نزديک لي زوان،لي دوک تو بود

1586
01:30:50,528 --> 01:30:54,031
يک کهنه سرباز جنگ انقلابي 40 ساله

1587
01:30:54,157 --> 01:30:57,869
و يک دسيسه گر زيرک و سنگدل حزب

1588
01:30:58,035 --> 01:31:01,706
و استهزا کننده آشکار ويتناميزه کردن جنگ(توسط آمريکا).

1589
01:31:01,831 --> 01:31:04,500
"اگر ايالات متحده با نيم ميليون سرباز

1590
01:31:04,625 --> 01:31:07,795
خودش نتوانست پيروز شود،او اين سوال را از کسينجر پرسيد

1591
01:31:07,920 --> 01:31:10,506
چگونه شما وقتي به سربازان عروسکيتان
اجازه ميدهيد

1592
01:31:10,631 --> 01:31:12,884
بجنگند پيروز ميشويد؟"

1593
01:31:13,050 --> 01:31:16,220
کسينجر تاييد کرد که هيچ پاسخي نداشت

1594
01:31:22,018 --> 01:31:24,187
عليرغم بن بست در پاريس

1595
01:31:24,312 --> 01:31:27,899
سال اول نيکسون يک پيروزي  شده بود

1596
01:31:28,024 --> 01:31:34,071
او 115 هزار سرباز را از ويتنام عقب کشيده بود

1597
01:31:35,406 --> 01:31:38,618
تعداد تلفات آمريکا پايين بود

1598
01:31:38,743 --> 01:31:41,287
کاهش فراخوان براي نظام وظيفه

1599
01:31:41,412 --> 01:31:43,581
و سيستم جديد قرعه کشي رئيس جمهور

1600
01:31:43,748 --> 01:31:46,751
از شدت برخي مخالفتها با جنگ کاسته بود

1601
01:31:49,670 --> 01:31:52,089
و اعمال خشن برخي انقلابيون
روزنامه:بمبها در خانه قاضي محاکمه گروه پلنگ(گروه تندرو سياهپوست ضد تبعيض نژادي) نيويورک منفجر شدند

1602
01:31:52,256 --> 01:31:55,760
خود هدف ضد جنگ را لکه دار ميکرد
روزنامه:يک افسر نيروهاي ويژه بر اثر انفجار بمب ساعتي کشته شد

1603
01:31:55,885 --> 01:31:59,722
بين سپتامبر 1969(شهريور) و مي 1970(ارديبهشت)
روزنامه:بمب يک نفر را در نيويورک کشت

1604
01:31:59,847 --> 01:32:02,433
صدها مورد بمبگذاري در بانکها
روزنامه:بمب در اتوموبيل يک آتش نشان را هدف گرفت.
ششمين بمب د رمکي دو کاراگاه را مصدوم کرد

1605
01:32:02,558 --> 01:32:04,352
دادگاهها
روزنامه:بمب د ربسته فرستاده شده براي کاخ سفيد شناسايي شد.

1606
01:32:04,477 --> 01:32:07,605
مراکز معاينه مستخدمين جديد نظامي و ساختمانهاي  سپاه اموزشي افسران احتياط صورت گرفت
بمبهاي اتشزا به 3 هدف در نيويورک پرتاب شد

1607
01:32:09,649 --> 01:32:11,526
يک افسر پليس کشته شد
روزنامه:پليس کشته و 7 نفر ديگر تير خوردند

1608
01:32:12,818 --> 01:32:14,195
سه نفر بمبگذاراني بودند که

1609
01:32:14,320 --> 01:32:17,990
تصادفا خودشان را در روستاي گرينويچ منفجر کردند

1610
01:32:20,409 --> 01:32:24,288
جنبش ضد جنگ از هم گسيخت

1611
01:32:24,455 --> 01:32:27,166
و افرادي بودند که حس ميکردند تنها راهي که

1612
01:32:27,291 --> 01:32:31,003
ميشد ما به جنگ خاتمه بديم از طريق خشنتر شدن بود

1613
01:32:31,128 --> 01:32:33,965
ميدوني،اينکه ما مجبور بوديم خشونت رو با خشونت جواب بديم

1614
01:32:34,090 --> 01:32:38,803
اينکه اون چجوري قرار بود رخ بده آشکارا در موردش صحبت نميشد

1615
01:32:38,928 --> 01:32:41,597
ولي اين آتش زير خاکستر وجود داشت

1616
01:32:41,722 --> 01:32:43,975
اين يک لوله آبه

1617
01:32:44,100 --> 01:32:47,520
که کاملا از باروت پر شده

1618
01:32:49,897 --> 01:32:52,275
هموطنان امريکاييم

1619
01:32:52,400 --> 01:32:54,860
ما در يک دوره هرج و مرج

1620
01:32:54,986 --> 01:32:57,488
هم در خارج و هم داخل کشور زندگي ميکنيم

1621
01:32:59,031 --> 01:33:03,995
ما شاهد حملات بيفکرانه به همه موسسات بزرگي هستيم که

1622
01:33:04,120 --> 01:33:06,455
توسط تمدنهاي ازاد

1623
01:33:06,581 --> 01:33:09,166
در 500 سال اخير ايجاد شده اند

1624
01:33:10,543 --> 01:33:12,670
حتي اينجا در ايالات متحده

1625
01:33:12,795 --> 01:33:16,340
دانشگاههاي بزرگ بطور نظام مند نابود ميشوند

1626
01:33:19,468 --> 01:33:22,179
اگر در اين وضعيت خطير

1627
01:33:22,305 --> 01:33:24,765
قدرتمندترين کشور دنيا

1628
01:33:24,890 --> 01:33:26,559
ايالات متحده آمريکا

1629
01:33:26,684 --> 01:33:31,522
مثل يک غول رقت انگيز درمانده عمل کند

1630
01:33:31,689 --> 01:33:35,359
نيروهاي تماميت خواه  و هرج و مرج طلب

1631
01:33:35,484 --> 01:33:38,112
کشورها و موسسات آزاد را در سراسر

1632
01:33:38,237 --> 01:33:39,780
جهان تهديد خواهند کرد

1633
01:33:39,905 --> 01:33:43,909
در 30 آوريل 1970(ارديبهشت ماه)

1634
01:33:44,035 --> 01:33:45,786
رئيس جمهور نيکسون جهان را

1635
01:33:45,911 --> 01:33:48,956
با اعلام اينکه او 30 هزار سرباز آمريکايي را براي حمله

1636
01:33:49,081 --> 01:33:52,710
به کامبوج فرستاده است شوکه کرد

1637
01:33:52,877 --> 01:33:55,838
ماه قبل،شاهزاده نوردوم سيهانوک

1638
01:33:55,963 --> 01:33:58,132
در يک کودتا سرنگون شده بود

1639
01:33:58,257 --> 01:34:00,551
او براي سالها اجازه داده بود ويتنام شماليها

1640
01:34:00,718 --> 01:34:03,220
پناهگاههاي خود را در کشورش حفظ کنند

1641
01:34:03,387 --> 01:34:05,264
ولي او زمانيکه هواپيماهاي

1642
01:34:05,389 --> 01:34:08,809
آمريکايي آنها را بمباران ميکردند مخالفتي نکرد

1643
01:34:08,934 --> 01:34:11,520
رئيس جمهور جديد لون نول

1644
01:34:11,646 --> 01:34:15,483
يک ضد کمونيست تحت حمايت ايالات متحده بود

1645
01:34:15,608 --> 01:34:17,902
نيکسون حالا فکر ميکرد که او توانسته بود

1646
01:34:18,027 --> 01:34:21,614
آنچه ژنرالهاي آمريکايي براي سالها منتظرش بودند را انجام دهد

1647
01:34:21,739 --> 01:34:25,493
تعقيب دشمن فراتر از مرزهاي ويتنام جنوبي.

1648
01:34:27,078 --> 01:34:29,872
به آن 30 هزار سرباز آمريکايي

1649
01:34:29,872 --> 01:34:35,002
پنجاه هزار سرباز ارتش ويتنام جنوبي ملحق شدند

1650
01:34:35,252 --> 01:34:37,171
هدف، حمله به

1651
01:34:37,296 --> 01:34:39,924
اردوگاههاي اصلي و خطوط تدارکاتي ويتنام شماليها

1652
01:34:40,091 --> 01:34:43,302
و خريد زمان براي ارتش ويتنام جنوبي

1653
01:34:43,427 --> 01:34:45,805
بود تا براي نبرد متکي بر خود آماده شود

1654
01:34:47,848 --> 01:34:50,101
نيکسون به مردم گفت

1655
01:34:50,226 --> 01:34:53,771
او دستور "تاخت و تاز" را داده بود نه "تهاجم"

1656
01:34:53,896 --> 01:34:58,359
به قصد اينکه تنها از پسران آمريکايي در ويتنام جنوبي حفاظت کنند

1657
01:34:58,484 --> 01:35:02,613
و در پاسخ به تجاوز ويتنام شماليها.

1658
01:35:05,574 --> 01:35:09,328
من در مورد کشمکش سياسي نگران نبودم

1659
01:35:09,453 --> 01:35:12,081
من درمورد اين نگران بودم که آيا در ده دقيقه بعدي
جيمز گيلام،ارتشي

1660
01:35:12,206 --> 01:35:13,624
زنده ميمونم يا نه؟

1661
01:35:15,292 --> 01:35:18,587
ما در کناره غربي تهاجم بوديم

1662
01:35:18,713 --> 01:35:21,966
ما انقدر در داخل کامبوج پيش رفتيم که هيچکس پيش نرفته بود

1663
01:35:23,342 --> 01:35:24,719
و اون منطقه فرود داغ بود

1664
01:35:24,844 --> 01:35:29,515
من در کوله پشتيم جاي سوراخهاي گلوله بود.

1665
01:35:29,640 --> 01:35:31,016
من روي صورت دراز ميکشيدم

1666
01:35:31,142 --> 01:35:33,310
و اونها اون سوراخهاي گلوله رو با تيراندازي روي کوله پشتيم درست ميکردند

1667
01:35:33,436 --> 01:35:36,355
که به اين معني بود که اونها با فاصله 10 سانت اختلاف نتونسته بودن سرم رو بزنن

1668
01:35:38,315 --> 01:35:41,652
من واقعا فکر نميکردم پايان اون هفته رو ببينم

1669
01:35:48,117 --> 01:35:51,620
مشاهده عبور سربازان آمريکايي از مرز

1670
01:35:51,746 --> 01:35:55,583
به درون کامبوج ،جنبش ضد جنگ را مجددا شعله ور کرد

1671
01:35:55,708 --> 01:35:56,876
بجنبيد،بيايد بريم!

1672
01:35:57,001 --> 01:35:59,086
اگر سربازان داشتند به خانه ميامدند

1673
01:35:59,211 --> 01:36:01,213
اگر جنگ داشت به تدريج به پايان ميرسيد

1674
01:36:01,338 --> 01:36:05,259
چرا نيکسون تصميم گرفته بود آنرا توسعه بدهد؟

1675
01:36:05,384 --> 01:36:08,095
چگونه ميشد با تجاوز به کشور ديگري

1676
01:36:08,220 --> 01:36:12,057
به آوردن صلح به جنوب شرق آسيا کمک  کرد؟

1677
01:36:12,183 --> 01:36:13,851
واکنش در محوطه هاي دانشگاهها

1678
01:36:14,018 --> 01:36:15,478
سريع و قابل پيشبيني بود

1679
01:36:15,603 --> 01:36:17,188
دانشجويان و بسياري از اساتيدشان

1680
01:36:17,313 --> 01:36:18,773
عليه رئيس جمهور بودند

1681
01:36:18,898 --> 01:36:22,026
دانشجويان دانشگاه پرينستون براي يک اعتصاب دانشجويي در سطح کشور فراخوان دادند

1682
01:36:22,193 --> 01:36:25,863
گردهماييهاي ضد جنگ در هاروارد،ام.آي.تي،اينديانا

1683
01:36:25,988 --> 01:36:28,073
دانشگاه پردو و ساير دانشگاهها برنامه ريزي شدند

1684
01:36:33,370 --> 01:36:36,582
صبح روز دوشنبه 4 مي 1970(ارديبهشت)

1685
01:36:36,707 --> 01:36:39,210
حدود 2 هزار دانشجو در

1686
01:36:39,376 --> 01:36:43,172
در محوطه باز دانشگاه کنت استيت در کنت اوهايو جمع شدند

1687
01:36:43,297 --> 01:36:47,009
برخي داشتند فقط از کلاسي به کلاسي ديگر جابجا ميشدند

1688
01:36:47,134 --> 01:36:50,513
سايرين ميخواستند تا در يک گردهمايي در اعتراض به

1689
01:36:50,638 --> 01:36:53,224
توسعه جنگ توسط نيکسون

1690
01:36:53,349 --> 01:36:59,021
و حضور گارد ملي در محوطه  دانشگاه حضور يابند

1691
01:36:59,146 --> 01:37:02,149
فرماندار جيمز رودس افراد گارد ملي  را

1692
01:37:02,274 --> 01:37:03,609
دو روز قبل

1693
01:37:03,734 --> 01:37:09,114
پس از اينکه يک جنبش، ساختمان قديمي چوبي سپاه آموزشي افسران ذخيره(براي دانشجويان) را آتش زده بود

1694
01:37:09,240 --> 01:37:11,116
و بعد از خاموش کردن آتش توسط آتش نشاني

1695
01:37:11,242 --> 01:37:13,577
ممانعت کرده بود فرا خواند

1696
01:37:16,622 --> 01:37:20,626
رودس معترضان را با پيراهن قهوه ايهاي نازي مقايسه کرد

1697
01:37:20,751 --> 01:37:24,171
و وعده داد تا از هر سلاحي براي ريشه کني

1698
01:37:24,296 --> 01:37:28,509
"بدترين نوع مردمي که ما در آمريکا پناه داديم" استفاده کند

1699
01:37:33,180 --> 01:37:38,394
سلاحهاي گارد مليها با مهمات جنگي پر شد

1700
01:37:38,519 --> 01:37:40,229
با وجود اينکه هيچکس در جمعيت از آن اطلاعي نداشت

1701
01:37:40,354 --> 01:37:43,566
چرا شما بايد تفنگ داشته باشيد؟نميفهمم

1702
01:37:43,691 --> 01:37:46,569
اين منطقه را فورا ترک کنيد

1703
01:37:46,694 --> 01:37:50,447
دانشجويان دستور يافتند پراکنده شوند

1704
01:37:50,573 --> 01:37:52,157
آنها سر جاي خود ايستادند

1705
01:37:58,247 --> 01:38:01,375
گاز اشک آور برخي از انها را متفرق ساخت

1706
01:38:20,728 --> 01:38:24,565
به نظر ميرسيد گارديها عقب نشيني کنند

1707
01:38:24,690 --> 01:38:28,777
ولي بعد اعضاي سربازان G
در اطراف حلقه زدند و به دانشجويان

1708
01:38:28,903 --> 01:38:32,907
جمع شده درون و اطراف يک پارکينگ آتش گشودند.

1709
01:39:00,142 --> 01:39:02,269
يکي آمبولانس خبر کنه!

1710
01:39:04,063 --> 01:39:06,941
آدمهايي هستند که دارن اينجا ميميرن!يک آمبولانس اينجا بيارين!

1711
01:39:13,656 --> 01:39:16,992
شصتو هفت گلوله در 13 ثانيه

1712
01:39:17,117 --> 01:39:21,497
دو زن جوان و دو مرد جوان را کشت

1713
01:39:24,458 --> 01:39:27,586
از جمله يک دانشجوي بورس سپاه اموزش افسران ذخيره

1714
01:39:27,711 --> 01:39:30,172
که فقط يک تماشاچي بود

1715
01:39:35,886 --> 01:39:40,557
اون بچه مرده روي زمين

1716
01:39:40,724 --> 01:39:43,978
يکي از ما بود

1717
01:39:44,103 --> 01:39:47,398
اگه ما ميتونستيم دانشجويان خودمونو بکشيم

1718
01:39:47,523 --> 01:39:52,569
چه بلايي سر کشورمون اومده بود؟

1719
01:39:54,738 --> 01:39:57,574
نه دانشجوي ديگر مجروح شدند

1720
01:39:57,741 --> 01:40:01,662
يکي از انها بطور دائم فلج شد

1721
01:40:13,007 --> 01:40:17,344
چند صد دانشجوي عزادار عصباني روي زمين نشستند

1722
01:40:17,469 --> 01:40:19,471
و خواستار اطلاع از اين شدند که چرا گارديها

1723
01:40:19,596 --> 01:40:21,473
به دوستانشان شليک کرده بودند

1724
01:40:25,019 --> 01:40:27,813
قربان شما چند صد دانشجو داريد

1725
01:40:27,938 --> 01:40:29,314
که يک افسر به اونها دستور داده

1726
01:40:29,440 --> 01:40:31,191
که متفرق بشن يا اينکه ما مجددا شليک ميکنيم

1727
01:40:31,316 --> 01:40:34,194
چه مدت به ما وقت ميديد؟
شما 5 دقيقه فرصت داريد

1728
01:40:34,319 --> 01:40:37,197
لطفا به من همين حالا گوش کنيد!

1729
01:40:37,322 --> 01:40:39,867
تنها استدعاي اضطراب آميز

1730
01:40:39,992 --> 01:40:44,538
يک استاد زمين شناسي گلن فرانک مانع از تراژدي بيشتر شد

1731
01:40:44,663 --> 01:40:46,331
حرف بزن،دکتر فرانک ،حرف بزن

1732
01:40:46,874 --> 01:40:49,376
من همين حالا دارم به شما التماس ميکنم

1733
01:40:49,418 --> 01:40:52,755
اگه شما همين حالا متفرق نشين،اونها ميخوان وارد بشن

1734
01:40:53,338 --> 01:40:55,549
و اون تنها ميتونه يک قتل عام باشه

1735
01:40:56,175 --> 01:40:57,718
خواهشا به من گوش ميديد؟

1736
01:40:59,094 --> 01:41:01,555
خداي بزرگ!من نميخوام بخشي از اين باشم

1737
01:41:11,690 --> 01:41:14,485
اون فقط براي من نشانه اين بود که

1738
01:41:14,651 --> 01:41:18,489
اين جنگ داشت با فرهنگ ما چه ميکرد.

1739
01:41:18,614 --> 01:41:20,324
بچه هاي جواني در دو طرف بودند
مايک هيني،ارتش

1740
01:41:20,491 --> 01:41:23,202
پسران جوان گارد ملي

1741
01:41:23,327 --> 01:41:26,580
که اموزش خيلي کمي ديده بودند و احتمالا ترسيده بودند
مايک هيني،ارتش

1742
01:41:26,705 --> 01:41:28,832
و به خوبي فرماندهي نميشدند

1743
01:41:28,957 --> 01:41:30,709
و مردان و زنان جواني از سمت ديگر

1744
01:41:30,834 --> 01:41:32,294
که در اونجا داشتند به جنگ اعتراض ميکردند

1745
01:41:32,419 --> 01:41:34,630
ميدوني،بدلايل ايده آليستي.(آرمانخواهانه)

1746
01:41:34,755 --> 01:41:37,299
و ببينيد وقتي ما اجازه ميديم

1747
01:41:37,424 --> 01:41:43,514
اوضاع انقدر به بدي ماجراي اونها بشه چه اتفاقي ميفته.

1748
01:41:45,349 --> 01:41:47,893
براساس يک نظرسنجي ملي

1749
01:41:47,893 --> 01:41:50,562
پنجاهو هشت درصد مردم آمريکا

1750
01:41:50,854 --> 01:41:53,649
فکر ميکردند که آن کشتار موجه بوده است

1751
01:41:56,652 --> 01:41:59,863
والدين دانشجوي مقتول سپاه آموزشي افسران ذخيره(براي دانشجويان)

1752
01:41:59,988 --> 01:42:02,574
سيلي از نامه هاي خصمانه دريافت کردند

1753
01:42:02,699 --> 01:42:05,994
که حاکي از اين بود که آنها بايد شکر گذار باشند پسرشان مرده بود

1754
01:42:06,120 --> 01:42:10,666
بخاطر اينکه او "فقط يک کمونيست ديگر"شده بود

1755
01:42:10,916 --> 01:42:13,836
انتقام چهار مقتول دانشگاه کن استيت را بگيريد

1756
01:42:15,921 --> 01:42:19,383
طي روزهاي بعد،سراسر کشور

1757
01:42:19,550 --> 01:42:22,052
بيش از چهار ميليون دانشجويان دانشگاه

1758
01:42:22,219 --> 01:42:24,054
عليه جنگ و انچه در کن استيت

1759
01:42:24,221 --> 01:42:27,099
رخ داده بود تظاهرات کردند

1760
01:42:46,702 --> 01:42:51,248
چهارصدوچهلوهشت محوطه دانشگاه بسته شد

1761
01:42:51,415 --> 01:42:56,920
و در 16 ايالت به گارد ملي دستور تجمع داده شد

1762
01:43:00,549 --> 01:43:04,011
در دانشگاه جکسون استيت در ميسيسيپي

1763
01:43:04,136 --> 01:43:08,265
پليس ايالتي به يک خوابگاه آتش گشود

1764
01:43:08,432 --> 01:43:10,225
دو دانشجو کشته شدند

1765
01:43:10,350 --> 01:43:13,228
12 نفر ديگر مجروح شدند

1766
01:43:15,272 --> 01:43:17,274
جکسون استيت،اونها مردم من بودند

1767
01:43:17,441 --> 01:43:19,234
اونها بچه هاي سياه پوست بودن

1768
01:43:19,359 --> 01:43:21,570
و اونها مردند

1769
01:43:25,199 --> 01:43:27,451
تيم اوبراين سرباز ارتش

1770
01:43:27,618 --> 01:43:31,288
حالا به خانه در مينه سوتا برگشته بود

1771
01:43:31,413 --> 01:43:34,833
يک راهپيمايي عظيم

1772
01:43:34,958 --> 01:43:36,752
بعد از تير اندازي کنت استيت در سنت پل بود

1773
01:43:36,877 --> 01:43:39,171
و من به اون راهپيمايي پيوستم

1774
01:43:39,296 --> 01:43:44,468
من فقط ميخواستم جسممو ميان اين 100 هزار نفر  بگذارم

1775
01:43:44,593 --> 01:43:47,721
که با شرکت در اون راهپيمايي کلمه نه

1776
01:43:47,846 --> 01:43:49,264
رو اگر نه با زبانم که توسط بدنم بگم

1777
01:43:49,389 --> 01:43:52,809
همون راهپيمايي رو من در ويتنام انجام ميدادم

1778
01:43:52,935 --> 01:43:55,145
که به نظر احمقانه و بي هدف

1779
01:43:55,312 --> 01:43:56,396
و بدون جهت بود

1780
01:43:56,521 --> 01:43:59,316
اينجا معقول و با هدف

1781
01:43:59,483 --> 01:44:02,694
و با سمت و سو حس ميشد،رفتن بسمت مرکز ايالت

1782
01:44:02,819 --> 01:44:06,114
براي اينکه نه بگن

1783
01:44:06,240 --> 01:44:09,409
و پسر،اون حس خوبي داشت

1784
01:44:14,373 --> 01:44:16,166
سرجوخه تفنگداران دريايي بيل ارهارت

1785
01:44:16,333 --> 01:44:18,710
در دانشگاه ساورثمور

1786
01:44:18,835 --> 01:44:22,923
نزديک شهر زادگاهش در پنسيلوانياي شرقي يک دانشجو بود

1787
01:44:23,048 --> 01:44:27,469
و اينجا اين عکس بسيار مشهور هست

1788
01:44:27,594 --> 01:44:30,389
و من فقط به اين چيز نگاه کردم

1789
01:44:34,685 --> 01:44:36,186
و ناراحت شدم

1790
01:44:38,522 --> 01:44:41,858
نميدونم چه مدت روي لبه پياده رو نشستم

1791
01:44:42,025 --> 01:44:45,404
و نميدونم 15 دقيقه بود

1792
01:44:45,529 --> 01:44:46,947
يا يک ساعت و نيم.

1793
01:44:47,072 --> 01:44:49,283
فقط داغون شده بودم

1794
01:44:49,408 --> 01:44:52,995
فقط گريه ميکردم،بي اختيار اشک ميريختم

1795
01:44:53,120 --> 01:44:54,997
همه اونچيزي که ميشد فکر کنم اين بود"کافي نبود که ما رو

1796
01:44:54,997 --> 01:44:57,332
نصف دنيا اونورتر بفرستن تا بميريم"

1797
01:44:57,457 --> 01:45:00,210
"حالا دارن ما رو در خيابانهاي کشور خودمون ميکشند"

1798
01:45:00,335 --> 01:45:01,670
"من بايد کاري انجام بدم"
کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟

1799
01:45:03,672 --> 01:45:04,756
و من نهايتا
کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟

1800
01:45:04,881 --> 01:45:06,675
وقتي سرانجام گريم تموم شد
کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟

1801
01:45:06,800 --> 01:45:09,219
بلند شدم و به جنبش ضد جنگ ملحق شدم
کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟

1802
01:45:12,556 --> 01:45:16,893
به خاطر ميارم وقتي اون بچه ها در کنت استيت کشته شدن

1803
01:45:17,019 --> 01:45:19,688
و من به اين فکر ميکردم

1804
01:45:19,813 --> 01:45:22,941
خداي من،ما داريم حالا بچه هاي خودمونو ميکشيم

1805
01:45:23,066 --> 01:45:24,776
ما واقعا ديوونه شده ايم

1806
01:45:24,901 --> 01:45:26,194
و من

1807
01:45:26,320 --> 01:45:29,197
اون زماني نبود که خودمو از اين چيزا قايم ميکردم

1808
01:45:29,323 --> 01:45:31,241
من پس از اون در جنبش هيچکس نبودم

1809
01:45:31,408 --> 01:45:33,035
من فقط داشتم نوشیدنی ميخوردم

1810
01:45:35,162 --> 01:45:40,542
ولي اون يکي از چيزهايي بود که به من گفت

1811
01:45:40,667 --> 01:45:42,919
آمريکا نياز به يک نداي بيدار باش داره

1812
01:45:44,463 --> 01:45:47,549
جان ماسگريو
