﻿1
00:00:23,898 --> 00:00:26,526
اونها در وزن خاطرات سهيم بودن

2
00:00:28,069 --> 00:00:31,906
اونها مسئوليتيو قبول کردن که ديگران ديگه نميتونستن تحمل بکنن

3
00:00:34,242 --> 00:00:39,414
اغلب اونها همديگه رو، افراد مجروح يا ضعيف رو حمل ميکردن

4
00:00:39,539 --> 00:00:41,082
اونها عفونتهايي در بدنشون داشتن

5
00:00:41,249 --> 00:00:43,376
اونها صفحات شطرنج،بسکتبال

6
00:00:43,501 --> 00:00:45,587
لغتنامه هاي ويتنامي به انگليسي

7
00:00:45,754 --> 00:00:49,257
درجات نظاميشون،مدالهاي ستاره هاي برنزي و قلبهاي بنفش
تيم اوبراين،مولفچيزهايي که آنها حمل ميکردند

8
00:00:49,424 --> 00:00:53,428
کارتهاي پلاستيکي همراه با
آئين نامه رفتار حرفه اي با خودشون حمل ميکردن

9
00:00:56,264 --> 00:01:00,060
اونها بيماريهايي با خودشون حمل ميکردن که در بينشون مالاريا و اسهال خوني بود

10
00:01:03,855 --> 00:01:08,359
اونها شپش و کرم حلقه دار(نوعي عفونت قارچي پوستي)و زالو و خزه شاليزار

11
00:01:08,485 --> 00:01:10,779
و قارچهاي انگلي و عفونتهاي مختلف  با خودشون حمل ميکردن

12
00:01:15,116 --> 00:01:18,620
اونها خود اون سرزمين رو با خودشون جابجا ميکردن

13
00:01:18,787 --> 00:01:20,580
ويتنام

14
00:01:28,338 --> 00:01:31,216
ممنون

15
00:01:46,856 --> 00:01:52,278
وقتي به گذشته ها طي اون ماهها و سالها نگاه ميکنم ميتونم بهتون بگم

16
00:01:52,403 --> 00:01:55,657
که ما با همسران و مادران

17
00:01:55,824 --> 00:02:00,203
اون دسته از شماهايي که اسراي جنگي بودين ملاقات ميکنيم

18
00:02:00,328 --> 00:02:06,000
اونها شجاعترين،با عظمت ترين زناني بودند و هستند که

19
00:02:06,126 --> 00:02:07,544
من در طول عمرم ديده ام

20
00:02:09,170 --> 00:02:11,422
و حالا اگه اونها به من جام به سلامتي نوشيدن رسمي منو بدن

21
00:02:11,464 --> 00:02:12,757
من با اون آرزوي سلامتي خواهم کرد

22
00:02:14,300 --> 00:02:15,301
امشب..

23
00:02:15,385 --> 00:02:18,596
در 24 مي 1973(خرداد)

24
00:02:18,721 --> 00:02:20,515
رئيس جمهور نيکسون

25
00:02:20,640 --> 00:02:23,810
همه اسراي جنگي بازگشته
و خانواده هايشان را

26
00:02:23,935 --> 00:02:25,687
به واشنگتن دعوت کرد

27
00:02:25,812 --> 00:02:28,731
در ميان آنها اورت آلوارز بود

28
00:02:28,857 --> 00:02:33,236
اولين خلبان سرنگون شده برفراز ويتنام شمالي.

29
00:02:33,361 --> 00:02:35,446
گاهي اوقات حس ميکنم که توجه بسيار زيادي

30
00:02:35,530 --> 00:02:38,491
به ما ميشد،اسراي جنگي.

31
00:02:38,616 --> 00:02:41,286
و در مورد اون ادماي بيچاره اي که در نبرد جنگيدند چي؟اون بچه ها؟
اورت آلوارز،اسير جنگي

32
00:02:41,411 --> 00:02:46,541
ميدوني،که به خونه اومدن،ميدوني، مقطوع العضو ها.
اورت آلوارز،اسير جنگي

33
00:02:46,708 --> 00:02:52,547
مجروح شده با صدمات جنگ

34
00:02:52,672 --> 00:02:54,716
در مورد اونها چي؟

35
00:02:54,841 --> 00:02:57,343
ما چالشهاي خودمونو داشتيم

36
00:02:57,468 --> 00:02:59,888
و راه حل مواجه شدن با اينها

37
00:03:00,054 --> 00:03:02,724
هنوز حفظ افتخار و شرافتمون بود

38
00:03:02,891 --> 00:03:04,559
اين همون چيزيه که بود

39
00:03:06,519 --> 00:03:09,022
دکتر هال کوشنر

40
00:03:09,147 --> 00:03:11,858
که براي بيش از 5 سال اسير جنگي بود

41
00:03:11,983 --> 00:03:14,402
قادر نبود تا حضور يابد

42
00:03:14,527 --> 00:03:18,573
او همراه خانواده اش باري ديگر در ولي فورج گرد هم جمع شده بودند

43
00:03:18,698 --> 00:03:22,660
ما به ولي فورج در پنسيلوانيا پرواز کرديم

44
00:03:22,785 --> 00:03:26,414
و من نزديک هليکوپتر اومدم و همسرم

45
00:03:26,873 --> 00:03:29,542
و دخترمو ديدم

46
00:03:29,667 --> 00:03:31,419
که از وقتي 2/5 ساله بود نديده بودمش
هال کوشنر،اسير جنگي

47
00:03:31,544 --> 00:03:33,504
و اون متولد 1963 بود

48
00:03:40,011 --> 00:03:44,682
خب اون ده سالش بود

49
00:03:44,807 --> 00:03:46,476
و پسرم که هرگز نديده بودمش

50
00:03:46,601 --> 00:03:48,728
يک هفته پيش از تولد پنج سالگيش بود

51
00:03:48,853 --> 00:03:52,523
و اون يک کراوات کوچک و يک کت کوچک پوشيده بود

52
00:03:56,069 --> 00:03:57,737
و مامان و بابام.

53
00:03:57,862 --> 00:04:02,659
و مادرم تنها کسي بود که بر عواطفش غلبه کرد

54
00:04:05,912 --> 00:04:09,540
و من فقط

55
00:04:09,707 --> 00:04:13,294
اون يک لحظه درک ناشدني محض بود

56
00:04:13,419 --> 00:04:15,630
و ما همديگه رو بغل کرديم

57
00:04:15,755 --> 00:04:18,549
و پسر کوچکم يک پرچم داشت،پرچم،پرچم امريکا.

58
00:04:21,719 --> 00:04:24,931
مثل بسياري از ازدواجهاي اسراي جنگي

59
00:04:25,056 --> 00:04:29,227
ازدواج هال کوشنر ادامه نيافت

60
00:04:35,149 --> 00:04:40,947
جنگ ويتنام

61
00:04:49,414 --> 00:04:53,293
در 29 مارس 1973(فروردين)

62
00:04:53,418 --> 00:04:57,422
آخرين سربازان آمريکايي ويتنام جنوبي را ترک کردند

63
00:04:57,588 --> 00:05:01,175
کمتر از 200 تفنگدار دريايي باقي ميماندند

64
00:05:01,301 --> 00:05:03,803
با ماموريت حفاظت از دفاتر کنسولي

65
00:05:03,928 --> 00:05:05,471
و سفارت امريکا

66
00:05:05,596 --> 00:05:08,766
و ديگر تاسيسات در سايگون.

67
00:05:08,933 --> 00:05:14,605
هزاران آمريکايي ديگر،از جمله ماموران سيا

68
00:05:14,772 --> 00:05:16,774
ديپلماتها و پيمانکاران

69
00:05:16,899 --> 00:05:18,776
همچنين در آنجا باقي ميماندند

70
00:05:21,279 --> 00:05:23,114
طي دو سال بعدي

71
00:05:23,281 --> 00:05:25,533
قواي ويتنام شمالي و جنوبي

72
00:05:25,658 --> 00:05:29,704
به توحش عليه يکديگر ادامه ميدادند

73
00:05:29,829 --> 00:05:34,292
و مردم ويتنام خودشان را

74
00:05:34,417 --> 00:05:36,377
همانجايي ميديدند که در ابتدا بودند

75
00:05:36,502 --> 00:05:41,007
دچار يک جنگ داخلي بظاهر بي پايان

76
00:05:41,132 --> 00:05:45,720
و تقلا برسر نوع آينده اي که انها ميداشتند

77
00:05:49,390 --> 00:05:53,811
براي ايالات متحده نبرد خاتمه يافته بود

78
00:05:53,978 --> 00:05:59,067
ولي جنجال برسر جنگ نه.

79
00:05:59,192 --> 00:06:01,819
بهترين چيزي که شما ميتونيد راجع ويتنام بگين

80
00:06:01,986 --> 00:06:05,323
اين بود که خونهاي قطعي براي دلايل
تيم اوبراين،ارتشي

81
00:06:05,490 --> 00:06:07,742
نامعلوم و غير قطعي در حال ريخته شدن بود

82
00:06:07,867 --> 00:06:09,660
اون خونها قطعا ريخنه شد

83
00:06:09,786 --> 00:06:11,287
اون اجساد،اون بيوه ها،اون يتيمها.

84
00:06:11,412 --> 00:06:12,789
اونها معلوم و قطعي بودن

85
00:06:12,914 --> 00:06:17,543
هيچکس مخالف اون نيست،آدمهاي مرده ،مرده بودن

86
00:06:17,668 --> 00:06:22,215
ولي بر سر درستي جنگ مناقشه بزرگي بود

87
00:06:22,340 --> 00:06:23,841
مردم باهوش درستکار

88
00:06:24,008 --> 00:06:25,885
نميتونستن افکارشون رو با جنگ وفق بدن

89
00:06:34,727 --> 00:06:37,271
و بياد ميارم که از خودم ميپرسيدم

90
00:06:42,360 --> 00:06:45,571
ارزشش رو داشت؟
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

91
00:06:45,696 --> 00:06:50,868
ممکنه همش يک اشتباه بزرگ بود و ميدوني

92
00:06:51,035 --> 00:06:53,621
همش در مورد چي بود؟

93
00:06:53,746 --> 00:06:56,666
ما يک فراخوان رو پاسخ گفتيم

94
00:06:56,791 --> 00:06:59,627
من و احتمالا 2/5 ميليون آمريکايي جوان ديگه

95
00:06:59,752 --> 00:07:01,838
که به اونجا رفتيم

96
00:07:01,963 --> 00:07:07,718
اين هدفي بود که به اون تلاش مي ارزيد

97
00:07:07,844 --> 00:07:11,347
و گاهي اوقات،کارها موفقيت آميز به پايان نميرسن

98
00:07:11,472 --> 00:07:13,724
و اون افراد با کلاههاي سفيد پيروز نميشن

99
00:07:13,850 --> 00:07:16,185
ولي اون موفق نميشه

100
00:07:16,310 --> 00:07:19,564
يا اينکه اساسا

101
00:07:19,730 --> 00:07:22,567
از درستي هدف جدا نميشه

102
00:07:38,499 --> 00:07:41,544
قسمت ده
وزن خاطرات
(مارس 1973(اسفند)-به بعد)

103
00:07:47,091 --> 00:07:49,510
کميته فرعي رسمي ميشه

104
00:07:49,635 --> 00:07:51,804
شب در پي شب،طي بهار،تابستان

105
00:07:51,929 --> 00:07:54,348
و پاييز 1973

106
00:07:54,474 --> 00:07:57,268
آمريکاييها شاهد بودند که دولت نيکسون

107
00:07:57,393 --> 00:07:59,645
به آرامي فرو ميپاشيد

108
00:07:59,770 --> 00:08:01,272
اخاذي

109
00:08:01,439 --> 00:08:03,232
فهرستهاي دشمنان(ليست سياه)

110
00:08:03,357 --> 00:08:05,276
حقه هاي کثيف
روزنامه:هدف تفرقه افکني بين دموکراتها بود،يک شاهد اين را ميگويد

111
00:08:05,443 --> 00:08:08,488
يک معاون رئيس جمهور وادار به استعفا شد

112
00:08:08,613 --> 00:08:11,532
شهادت کذب،لاپوشاني

113
00:08:11,657 --> 00:08:14,952
سواستفاده از قدرت رياست جمهوري

114
00:08:15,077 --> 00:08:18,289
نوارهاي ضبط سري کاخ سفيد

115
00:08:18,414 --> 00:08:19,790
آقاي باترفيلد آيا شما از نصب

116
00:08:19,790 --> 00:08:21,792
هرگونه وسايل شنود

117
00:08:21,959 --> 00:08:23,794
در دفتر بيضي رئيس جمهور آگاه بوديد؟

118
00:08:27,590 --> 00:08:31,677
من از وسايل شنود(استراق سمع)آگاه بودم

119
00:08:31,802 --> 00:08:33,429
بله،قربان

120
00:08:33,554 --> 00:08:34,972
عصر بخير

121
00:08:35,097 --> 00:08:37,642
امشب کشور در ميان آنچه ممکن است

122
00:08:37,767 --> 00:08:40,186
جديترين بحران قانون اساسي

123
00:08:40,311 --> 00:08:41,812
در تاريخش باشد است.

124
00:08:41,938 --> 00:08:43,731
من به رئيس جمهور درمورد اين حقيقت که

125
00:08:43,856 --> 00:08:46,108
تقاضاهاي طلب پول در حال مطرح شدن
جان دين،مشاور حقوقي اسبق کاخ سفيد

126
00:08:46,234 --> 00:08:48,069
توسط هفت متهم محکوم شده هستند گفتم
جان دين،مشاور حقوقي اسبق کاخ سفيد

127
00:08:48,194 --> 00:08:50,321
او از من پرسيد هزينه اون چقدره؟

128
00:08:50,446 --> 00:08:52,615
من بهش گفتم من ميتونم تنها  تخمين بزنم

129
00:08:52,740 --> 00:08:56,160
ممکنه به اندازه يک ميليون دلار يا بيشتر زياد باشه

130
00:08:56,327 --> 00:08:59,163
او به من گفت که مشکلي نيست

131
00:08:59,330 --> 00:09:03,167
من هيچ اطلاع قبلي از ورود بي اجازه به واترگيت نداشتم

132
00:09:03,292 --> 00:09:06,504
من نه در آن مشارکت داشتم نه درمورد

133
00:09:06,629 --> 00:09:09,423
هرگونه فعاليتهاي لاپوشاني بعدي اطلاعي داشتم

134
00:09:11,509 --> 00:09:12,843
يک موضوع مايوس کننده در مورد

135
00:09:12,885 --> 00:09:14,178
رفتن به کانادا اين بود که

136
00:09:14,303 --> 00:09:16,847
اون منو خارج از اون مناقشات اينجا رها کرد
جک تاد،مونترال(کانادا)

137
00:09:17,014 --> 00:09:19,684
من تا امروز درموردش حس دلسردي و ياس دارم

138
00:09:19,809 --> 00:09:24,021
زمانيکه رسوايي واترگيت آشکار شد،جک تاد

139
00:09:24,146 --> 00:09:26,315
که از ارتش ايالات متحده فرار کرده بود

140
00:09:26,440 --> 00:09:27,441
و به کانادا فرار کرده بود

141
00:09:27,567 --> 00:09:29,860
هيچوقت انقدر عصباني

142
00:09:30,027 --> 00:09:32,405
انقدر از شيفتگي خارج شده،انقدر دور از آگاهي و اطلاعات به روز

143
00:09:32,530 --> 00:09:35,408
با آنچه ايالات متحده بنظر ميرسيد دچارش شده نبود

144
00:09:35,533 --> 00:09:41,247
او از خودش ميپرسيد:"چطور ما گذاشتيم اين گروه جنايتکار به قدرت برسند؟"

145
00:09:41,372 --> 00:09:46,752
بعد او تصميمي گرفت که هميشه از بابتش پشيمان است:

146
00:09:46,877 --> 00:09:50,965
او شهروندي آمريکاييش را انکار کرد

147
00:09:51,090 --> 00:09:53,050
من فکر ميکردم اون يک عمل سياسي بود

148
00:09:53,175 --> 00:09:56,053
انکار کردن شهروندي آمريکاييم

149
00:09:56,220 --> 00:10:00,683
و اون احمقانه ترين کاري بود که در عمرم مرتکب شدم

150
00:10:00,808 --> 00:10:03,060
من يک شهروند کاناداييم و بهش افتخار ميکنم

151
00:10:03,185 --> 00:10:06,897
اون يک کشور فوق العادس ولي اينجا من يک آمريکاييم

152
00:10:14,739 --> 00:10:16,115
خوب اون موافقتنامه موسوم شد

153
00:10:16,157 --> 00:10:18,075
به موافقتناتمه پايان جنگ

154
00:10:18,242 --> 00:10:20,786
و بازگرداندن صلح در ويتنام.

155
00:10:20,911 --> 00:10:24,624
و البته که يک حسن تعبير بزرگ بود

156
00:10:24,749 --> 00:10:27,918
اون نه به جنگ پايان داد نه صلح رو برگردوند.

157
00:10:28,085 --> 00:10:30,588
و اگه شما به مفهوم اون نگاه کنيد
جان نگروپونته،وزارت خارجه

158
00:10:30,713 --> 00:10:32,131
اون واقعا يک موافقتنامه عقبنشيني بود

159
00:10:32,131 --> 00:10:33,924
ما نيروهامون رو در ازاي

160
00:10:34,091 --> 00:10:36,927
اسراي جنگي عقب ميکشيديم

161
00:10:37,094 --> 00:10:41,807
اونها دو موضوعي هستند که با موافقتنامه صلح

162
00:10:41,932 --> 00:10:43,434
قطعي بودند

163
00:10:43,559 --> 00:10:48,481
ما سربازامون رو خارج کرديم و اسرامون رو پس گرفتيم

164
00:10:48,606 --> 00:10:55,071
مابقي فقط قالبي از ابهام و  عدم وضوح بودن

165
00:10:55,196 --> 00:10:57,531
و حتي يک موضوع لعنتيو حل نميکرد

166
00:10:58,616 --> 00:11:01,035
آمريکاييها موافقت کردند

167
00:11:02,036 --> 00:11:04,705
تا اجازه بدن 145 هزار سرباز ويتنام شمالي

168
00:11:05,539 --> 00:11:08,084
پس از اتش بس در جنوب بمونن

169
00:11:10,419 --> 00:11:16,467
چطور ما ميتونيم بگيم اون يک  اتش بس خوب
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

170
00:11:18,177 --> 00:11:20,179
بود در صورتيکه 145 هزار سرباز

171
00:11:22,515 --> 00:11:24,100
در کشورمون باقي ميموندن؟

172
00:11:24,308 --> 00:11:25,643
و بعد از  اون آتش بس

173
00:11:25,810 --> 00:11:28,187
ويتنام شمالي فورا شروع به حمله گردند

174
00:11:29,647 --> 00:11:31,732
نه ويتنام شمالي يا جنوبي

175
00:11:31,857 --> 00:11:35,111
هيچ قصدي بر نظارت بر اتش بس

176
00:11:35,236 --> 00:11:37,697
که در معاهده صلح امضا شده در پاريس

177
00:11:37,822 --> 00:11:42,118
در 27 ژانويه 1973 آنرا ملزم کرده بود نداشته بودند

178
00:11:42,243 --> 00:11:44,495
حتي قبل ازينکه مرکب معاهده خشک شود

179
00:11:44,662 --> 00:11:48,916
هر طرف بدنبال اين بود تا هرچقدر که ميتوانست قلمرو بيشتري را تصاحب کند

180
00:11:49,041 --> 00:11:53,254
در آنچه که معروف به "جنگ پرچمها "شد

181
00:11:53,379 --> 00:11:55,798
طي سه هفته از آتش بس

182
00:11:55,923 --> 00:12:01,220
از قبل حدود 3 هزار مورد نقض معاهده از دو طرف اتفاق افتاده بود

183
00:12:01,345 --> 00:12:04,640
رئيس جمهور ويتنام جنوبي وين وان تيو

184
00:12:04,765 --> 00:12:08,227
که حالا پنجمين ارتش بزرگ دنيا را رهبري ميکرد

185
00:12:08,352 --> 00:12:13,816
اصرار داشت که ارتش ويتنام جنوبي هر سانتيمتر از ويتنام جنوبي را بگيرد و حفظ کند

186
00:12:13,941 --> 00:12:15,860
چيزي که آنها قادر نبودند تا آنرا

187
00:12:16,026 --> 00:12:21,365
حتي با کمک تقريبا 600 هزار سرباز آمريکايي انجام دهند

188
00:12:23,325 --> 00:12:26,370
در همين حين،ويتنام شمالي به تاينين

189
00:12:26,537 --> 00:12:28,664
نزديک مرز کامبوج حمله کرده بود

190
00:12:28,789 --> 00:12:31,667
به اين اميد که يک پايتخت رقيب خودشانرا در جنوب

191
00:12:31,792 --> 00:12:33,711
تاسيس کنند

192
00:12:33,836 --> 00:12:38,299
هانوي موشکهاي سطح به هوا در نزديک کيسان

193
00:12:38,424 --> 00:12:41,552
درست زير منطقه غيرنظامي شده مستقر کرد

194
00:12:41,677 --> 00:12:45,097
در همان زمان سربازان ارتش ويتنام جنوبي به مناطق تحت محاصره

195
00:12:45,222 --> 00:12:47,683
ويتنام شمالي حمله کردند

196
00:12:47,808 --> 00:12:51,854
نبرد بمدت چندين ماه ادامه يافت

197
00:12:51,979 --> 00:12:55,149
هانوي يک بزرگراه آسفالته جديد

198
00:12:55,274 --> 00:12:57,568
درون خود ويتنام جنوبي ساخت

199
00:12:57,735 --> 00:13:01,822
که از طريق ان کاروانهاي 200-300 وسيله نقليه

200
00:13:01,947 --> 00:13:03,699
بزودي شروع به حرکت ميکردند

201
00:13:03,824 --> 00:13:09,622
کاميونها،تانکها،توپهاي سنگين در روشناي روز حرکت ميکردند

202
00:13:09,747 --> 00:13:13,584
و شروع به نصب يک خط لوله غول آسا

203
00:13:13,709 --> 00:13:18,088
براي سوخت رساني به وسايل نقليه شان در جنوب کردند

204
00:13:18,214 --> 00:13:21,509
نيکسون بطور خصوصي به رئيس جمهور تيو وعده داد

205
00:13:21,634 --> 00:13:24,678
که او با نيروي هوايي آمريکا

206
00:13:24,804 --> 00:13:29,016
در صورتيکه سايگون به نظر برسد که بطور جدي تهديد ميشود تلافي ميکند

207
00:13:30,851 --> 00:13:33,187
ولي در واشنگتن،هفته هاي متمادي

208
00:13:33,312 --> 00:13:36,315
همزمان با اينکه اسرار واترگيت مدام فاش ميشد

209
00:13:36,440 --> 00:13:42,613
نفوذ نيکسون بر کنگره مدام تضعيف ميشد

210
00:13:42,780 --> 00:13:47,326
در ژوئن 1973،يک کنگره با انرژي

211
00:13:47,451 --> 00:13:50,579
که ديدگاههاي اکثريت آمريکاييان را بازتاب ميداد

212
00:13:50,704 --> 00:13:53,874
به توقف همه عملياتهاي نظامي در زمين

213
00:13:53,999 --> 00:13:58,796
يا آسمان ويتنام،لائوس يا کامبوج تا 15 اوت

214
00:13:58,921 --> 00:14:00,631
راي داد

215
00:14:00,756 --> 00:14:02,967
و تاکيد کرد که آنها بدون تاييد کنگره
روزنامه:منابع مالي جنگ متوقف شد،کنگره،نيکسون تا 15 اوت مهلت داد

216
00:14:03,133 --> 00:14:05,928
از سر گرفته نشوند

217
00:14:06,053 --> 00:14:08,138
"آمريکا خواستار صلح است"

218
00:14:08,264 --> 00:14:11,725
سناتور ادوارد کندي از ماساچوست اينرا اعلام کرد

219
00:14:11,851 --> 00:14:17,481
"کنگره در عزم خود براي پايان کشتار راسخ است"

220
00:14:17,648 --> 00:14:20,776
براي ترک ويتنام جنوبي

221
00:14:20,901 --> 00:14:24,655
وقتي همه چيزي که داشتيم در پايان بهشون ارائه ميکرديم پول بود

222
00:14:24,780 --> 00:14:26,657
سزاوار سرزنش بودن بود

223
00:14:26,782 --> 00:14:30,411
و بيحرمتي به فداکاريهاي همه سربازان

224
00:14:30,536 --> 00:14:33,122
خودمون و ويتنام جنوبي بود

225
00:14:33,247 --> 00:14:34,832
فکر ميکنم اون وظيفه اخلاقي

226
00:14:34,957 --> 00:14:38,002
از يک تعهد فلسفي

227
00:14:38,127 --> 00:14:39,336
براي توقف کمونيسم منشا ميگرفت

228
00:14:39,461 --> 00:14:42,381
حالا اون از وفاي به عهدهامون

229
00:14:42,506 --> 00:14:46,468
به اين متفق بدبخت سابقمون منشا ميگيره

230
00:14:46,594 --> 00:14:48,262
که اونها ما رو بعنوان متفق داشتند

231
00:14:48,387 --> 00:14:50,598
جايي که اون يکيها، اتحاد شوروي

232
00:14:50,723 --> 00:14:53,183
و چين کمونيست رو داشتند

233
00:14:53,309 --> 00:14:54,935
فکر ميکنم اغلب آمريکاييها

234
00:14:55,060 --> 00:14:57,021
دوست نداشتند تا اينو بشنوند که گفته بشه کمونيستها

235
00:14:57,021 --> 00:14:59,189
متفقين وفادار تري نسبت به ايالات متحده بودن

236
00:14:59,356 --> 00:15:02,401
ولي اين در حقيقت همون مساله بود

237
00:15:02,526 --> 00:15:05,905
وقتي يکي افسوس ميخوره که ما ناگهان حمايتمون رو قطع کرديم

238
00:15:06,030 --> 00:15:07,781
از برخي جهات

239
00:15:07,907 --> 00:15:11,911
فکر ميکنم نتيجه نهايي همون ميبود

240
00:15:12,036 --> 00:15:16,707
اگه ما به جنگ ادامه داده بوديم اون احتمالا
رابرت گارد،از ارتش

241
00:15:16,832 --> 00:15:19,585
به قيمت زندگيهاي بيشتر در طولاني مدت

242
00:15:19,710 --> 00:15:22,254
بدون هيچ تغييري در نتيجه ميشد

243
00:15:22,379 --> 00:15:24,548
در 18 ماه خونين

244
00:15:24,715 --> 00:15:27,051
متعاقب امضاي موافقتنامه صلح

245
00:15:27,176 --> 00:15:32,264
موقعيت ويتنام جنوبي بيشتر و بيشتر پرمخاطره شد

246
00:15:32,389 --> 00:15:35,726
ولي تا تابستان 1974

247
00:15:35,851 --> 00:15:38,562
آمرکاييهاي اندکي توجه نشان ميدادند

248
00:15:38,729 --> 00:15:43,233
آنها ميخکوب چيزي شده بودند که داشت در کشور خودشان رخ ميداد

249
00:15:43,400 --> 00:15:45,903
براي تحقيقات تمام و کمال

250
00:15:46,028 --> 00:15:48,614
اينکه زمينه هاي کافي براي

251
00:15:48,739 --> 00:15:50,908
مجلس بمنظور اعمال
پيتر رودينک،رئيس،شوراي قضايي کنگره(از ناحيه نيوجرسي)

252
00:15:51,075 --> 00:15:54,119
قدرت مبتني بر قانون اساسي

253
00:15:54,244 --> 00:15:56,580
براي اعلام جرم عليه ريچارد ام .نيکسون

254
00:15:56,705 --> 00:15:59,917
رئيس جمهور ايالات متحده امريکا وجود دارد؟

255
00:16:00,042 --> 00:16:02,586
آقاي دنيلسون؟
آري

256
00:16:02,711 --> 00:16:06,757
آقاي دراينان؟
آري

257
00:16:06,882 --> 00:16:09,677
آقاي رنگل؟
آري

258
00:16:09,802 --> 00:16:11,679
خانم جوردن؟
آري

259
00:16:11,804 --> 00:16:14,306
آقاي لات؟
نه

260
00:16:14,431 --> 00:16:18,185
در 27 جولاي 1974(مرداد)

261
00:16:18,310 --> 00:16:21,021
شوراي قضايي کنگره توصيه کرد

262
00:16:21,146 --> 00:16:25,943
که رئيس جمهور به سواستفاده از دفترش متهم شود

263
00:16:26,068 --> 00:16:29,697
در 9 اوت(مرداد) بجاي مواجهه با اتهامات

264
00:16:29,822 --> 00:16:33,701
ريچارد نيکسون اولين رئيس جمهور در تاريخ آمريکا

265
00:16:33,826 --> 00:16:35,619
شد که استعفا ميداد

266
00:16:35,786 --> 00:16:37,621
هميشه بياد داشته باشيد

267
00:16:37,746 --> 00:16:39,873
ديگران شايد از شما متنفر باشند

268
00:16:39,999 --> 00:16:43,627
ولي آنهايي که از شما متنفرند پيروز نميشوند

269
00:16:43,794 --> 00:16:46,630
مگر اينکه شما از آنها متنفر شويد

270
00:16:46,755 --> 00:16:49,466
و بعد شما خودتان را ويران ميکنيد

271
00:16:49,633 --> 00:16:52,761
در کاخ رياست جمهوري در سايگون

272
00:16:52,886 --> 00:16:55,556
رئيس جمهور تيو در دفترش را بست

273
00:16:55,681 --> 00:16:57,975
و از ديدن ديگران اجتناب کرد

274
00:16:58,100 --> 00:17:00,728
او بقاي ويتنام جنوبي را

275
00:17:00,853 --> 00:17:02,938
بر قول شخصي نيکسون شرط بسته بود

276
00:17:03,063 --> 00:17:05,190
که تجاوز ويتنام شمالي با

277
00:17:05,315 --> 00:17:08,485
نيروي هواي آمريکاي تجديد شده مواجه ميشود

278
00:17:08,610 --> 00:17:13,157
تنها پس از چند روز از رفتن رئيس جمهور جديد جرالد فورد

279
00:17:13,323 --> 00:17:14,825
به کاخ سفيد

280
00:17:14,950 --> 00:17:16,869
کنگره بودجه کمک نظامي

281
00:17:16,994 --> 00:17:19,830
و اقتصادي که نيکسون

282
00:17:19,997 --> 00:17:23,459
قول داده بود تا به سايگون برساند را نصف کرد

283
00:17:25,002 --> 00:17:29,006
اوضاع در ويتنام جنوبي مدام وخيمتر ميشد

284
00:17:29,173 --> 00:17:31,675
همراه با عدم حضور نظامي آمريکا

285
00:17:31,842 --> 00:17:36,346
يکي از هر پنج کارگر شهري بيکار شد

286
00:17:36,472 --> 00:17:39,141
قيمتها سر به فلک کشيد

287
00:17:43,020 --> 00:17:45,939
اشتباهات بسياري توسط آمريکاييها انجام شد

288
00:17:46,065 --> 00:17:47,941
ولي بزرگترين اشتباه

289
00:17:48,067 --> 00:17:52,279
ايجاد حس وابستگي بود

290
00:17:52,404 --> 00:17:55,866
اشتباه ديگه ايجاد ارتشي مبتني بر تصوري بود که از خودشون داشتند

291
00:17:55,991 --> 00:18:02,247
ارتشي که براي نبرد در يک جنگ افراد ثروتمند ايجاد شده بود
زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

292
00:18:02,372 --> 00:18:03,832
و ويتنام جنوبي انقدر فقير بود

293
00:18:03,957 --> 00:18:06,668
که قادر نبود اون نوع از جنگ رو تاب بياره

294
00:18:06,794 --> 00:18:10,881
تيو مدام استبدادش را با بستن روزنامه ها

295
00:18:11,006 --> 00:18:14,968
محدود کردن احزاب مخالف

296
00:18:15,094 --> 00:18:19,890
فروش مناصب سياسي و نظامي بيشتر کرده بود

297
00:18:20,015 --> 00:18:23,977
ائتلاف کاتوليکها و بودائيها او را به

298
00:18:24,103 --> 00:18:27,481
فساد در همه جنبه هاي زندگي ويتنام جنوبيها متهم ميکردند

299
00:18:27,606 --> 00:18:30,734
و خواستار استعفايش شدند

300
00:18:30,859 --> 00:18:32,653
هزاران تظاهرکننده

301
00:18:32,778 --> 00:18:35,739
به خيابانهاي سايگون ريختند

302
00:18:38,617 --> 00:18:42,746
در همين اثنا،ارتش ويتنام جنوبي با حقوقي که بطور مزمن کمتر از استحقاقش  ميگرفت

303
00:18:42,871 --> 00:18:46,083
حقوقش کمتر شد

304
00:18:46,208 --> 00:18:49,253
ارتش شروع به متلاشي شدن کرد

305
00:18:49,378 --> 00:18:53,298
20 هزار سرباز هر ماه از خدمت فرار ميکردند

306
00:18:53,423 --> 00:18:56,844
اغلب به خانه ميگريختند تا به خانواده هاشان کمک کنند در چنين

307
00:18:56,969 --> 00:18:59,763
زمانه سختي زنده بمانند

308
00:18:59,930 --> 00:19:02,933
آن دسته از افراد ارتش ويتنام جنوبي که ايستادند و جنگيدند

309
00:19:03,058 --> 00:19:06,311
اغلب مجبور بودند تا بدون تسليحات پيشرفته اي بجنگند

310
00:19:06,436 --> 00:19:10,149
که استفاده از ان را توسط آمريکاييها آموزش ديده بودند

311
00:19:10,274 --> 00:19:13,026
اغلب تجهيزاتي که نيکسون فراهم کرده بود

312
00:19:13,152 --> 00:19:17,156
نامناسب براي جنگي بود که حالا ويتنام جنوبي درگير آن بود

313
00:19:17,281 --> 00:19:20,117
هواپيما که براي آن خلبانان يا خدمه زميني

314
00:19:20,284 --> 00:19:21,952
آموزش ديده وجود نداشت

315
00:19:22,119 --> 00:19:24,329
توپخانه و وسايل نقليه نظامي

316
00:19:24,454 --> 00:19:27,249
که براي آن قطعات يدکي وجود نداشت

317
00:19:27,374 --> 00:19:32,337
و کنگره ايالات متحده خيال اينرا نداشت که بيشتر از اين فراهم کند

318
00:19:32,462 --> 00:19:34,798
سوخت کم شد

319
00:19:34,923 --> 00:19:37,801
همينطور مهمات کاهش يافت

320
00:19:37,968 --> 00:19:41,638
بزودي توپچيها در ارتفاعات مرکزي

321
00:19:41,805 --> 00:19:44,975
ميتوانستند تنها چهار گلوله توپ در روز شليک کنند

322
00:19:45,100 --> 00:19:50,647
و افراد پياده نظام فشنگهايشان به 85 گلوله در ماه محدود شد

323
00:19:51,940 --> 00:19:56,320
با يک نارنجک و 85 فشنگ در ماه

324
00:19:57,529 --> 00:19:58,947
چجوري ميتونيد بجنگيد؟

325
00:19:59,489 --> 00:20:01,033
بعد ازينکه شما همه 85 فشنگتون رو شليک ميکرديد

326
00:20:01,033 --> 00:20:02,659
شما ديگه نميتونيد بجنگيد
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

327
00:20:04,077 --> 00:20:07,664
شکست اجتناب ناپذير بود
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

328
00:20:09,124 --> 00:20:11,168
در نوامبر 1974(آبان)

329
00:20:11,335 --> 00:20:15,631
اداره سياسي حزب کمونيست و شوراي نظامي مرکزي در هانوي

330
00:20:15,756 --> 00:20:18,008
بمنظور بحث پيرامون استراتژي تشکيل جلسه دادند

331
00:20:18,133 --> 00:20:20,677
برخي اعضا بر رعايت احتياط اصرار داشتند

332
00:20:20,844 --> 00:20:22,804
آنها نگران اين بودند که درصورتيکه سعي کنند

333
00:20:22,930 --> 00:20:25,682
سايگون را به مرحله فروپاشي خيلي زود هول بدهند

334
00:20:25,849 --> 00:20:28,518
آمريکاييها باز ميگردند

335
00:20:28,644 --> 00:20:34,399
آنها محاسبه کردند که پيروزي نهايي در 1976 فرا ميرسيد

336
00:20:34,524 --> 00:20:39,071
لي زوان دبيرکل حزب موافق نبود

337
00:20:39,196 --> 00:20:42,115
او گفت:"حالا که ايالات متحده خارج شده است

338
00:20:42,241 --> 00:20:45,911
براي آنها سخت خواهد بود که به عقب برگردند"

339
00:20:46,036 --> 00:20:48,205
او دستور يک حمله آزمايشي داد

340
00:20:48,372 --> 00:20:51,708
تا بفهمد آيا آمرکاييها با نيروي هوايي

341
00:20:51,875 --> 00:20:53,835
همانطور که آنها طي تهاجم عيد پاک 2/5 سال

342
00:20:53,961 --> 00:20:56,630
قبل عمل کرده بودند مداخله ميکنند؟

343
00:20:58,298 --> 00:21:00,592
در دسامبر 1974(آذر)

344
00:21:00,717 --> 00:21:02,886
قواي ويتنام شمالي به فوکلانگ

345
00:21:03,053 --> 00:21:04,930
در شمال شرق سايگون حمله کردند

346
00:21:07,057 --> 00:21:10,978
آنها طي سه هفته کل ايالت را تسخير کردند

347
00:21:11,103 --> 00:21:16,275
و هزاران مدافع ارتش ويتنام جنوبي را کشته يا اسير کرده بودند

348
00:21:16,400 --> 00:21:21,363
ايالات متحده در پاسخ هيچ کاري نکرد

349
00:21:21,488 --> 00:21:26,743
رئيس جمهور فورد گرفتار ساير مشکلات

350
00:21:26,868 --> 00:21:30,872
تورم،بيکاري،تنشها در خاور ميانه...

351
00:21:30,998 --> 00:21:32,582
يک کنفرانس خبري برگزار کرد

352
00:21:32,749 --> 00:21:36,753
که هيچ کمکي به ويتنام جنوبي نميکرد

353
00:21:36,878 --> 00:21:38,255
آيا شما هرگونه

354
00:21:38,380 --> 00:21:40,173
اقدامات اضافي فراتر از اقدامات تکميلي

355
00:21:40,215 --> 00:21:43,135
براي کمک به دولت ويتنام جنوبي در نظر داريد؟

356
00:21:43,260 --> 00:21:46,763
من هيچ گونه اقدامات بيشتري

357
00:21:46,930 --> 00:21:49,725
فراتر از مواضع تکميلي

358
00:21:49,850 --> 00:21:51,101
در اين زمان پيشبيني نميکنم

359
00:21:51,268 --> 00:21:53,812
واشنگتن به نظر ميرسيد که هيچ علاقه اي

360
00:21:53,937 --> 00:21:55,897
در برآورده کردن قولهاي سري نداشت

361
00:21:56,023 --> 00:21:59,234
که نيکسون مکررا به تيو داده بود

362
00:21:59,359 --> 00:22:02,195
تيو حيرت زده شد

363
00:22:02,321 --> 00:22:04,281
با پرچم کمونيستي

364
00:22:04,406 --> 00:22:08,618
که در يک مرکز ايالتي نزديک شمال سايگون کاشته شد

365
00:22:08,744 --> 00:22:11,371
از نظر من علامت واضحي بود

366
00:22:11,496 --> 00:22:14,833
بعد من با خانوادم تماس گرفتم و به اونها گفتم

367
00:22:14,958 --> 00:22:18,128
که حتي باوجود اينکه ماموريتم قرار بود تا ماه اوت(مرداد) طول بکشد
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

368
00:22:18,295 --> 00:22:20,130
من زودتر درخانه خواهم بود
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

369
00:22:20,297 --> 00:22:24,885
و بعد بي سرو صدا در هر مرحله يک جعبه کوچک

370
00:22:25,010 --> 00:22:28,388
از وسايلم رو به خارج از ويتنام پست ميکردم

371
00:22:33,101 --> 00:22:35,187
حالا ويتنام شمالي يک حمله جديد را

372
00:22:35,312 --> 00:22:38,357
بر شهرهاي ارتفاعات مرکزي انجام دادند

373
00:22:38,482 --> 00:22:40,776
از جمله آنها بنميتوت بود

374
00:22:40,901 --> 00:22:44,112
که در آن نيروهايشان تعدادشان از ارتش ويتنام جنوبي بيش از حد پراکنده شده بسيار بيشتر بود

375
00:22:44,237 --> 00:22:46,281
به نسبت تقريبا شش به يک.

376
00:22:52,329 --> 00:22:56,666
بنميتوت طي دو روز سقوط کرد

377
00:22:56,833 --> 00:23:00,420
و اينجا دومين ايالتي بود که سقوط ميکرد

378
00:23:00,545 --> 00:23:04,091
و آن نسبتا سريع سقوط کرد

379
00:23:04,216 --> 00:23:05,675
اون موقع،اونها فهميدند که

380
00:23:05,801 --> 00:23:07,302
خب،ما مجبور نيستيم تا 1976 منتظر بمونيم

381
00:23:07,302 --> 00:23:08,512
ما ميتونيم همين حالا براش اقدام کنيم

382
00:23:08,637 --> 00:23:10,514
هانوي از فقدان پاسخ

383
00:23:10,680 --> 00:23:13,683
آمريکاييها خوشنود بود

384
00:23:13,850 --> 00:23:18,980
ولي همه تهاجمات قبلي که لي زوان باعثش شده بود

385
00:23:19,106 --> 00:23:20,982
در 1964

386
00:23:21,108 --> 00:23:23,777
در 1968

387
00:23:23,902 --> 00:23:26,029
در 1972

388
00:23:26,154 --> 00:23:29,908
با شکست پايان يافته بود

389
00:23:30,033 --> 00:23:33,703
در اين زمان او بسمت ژنرال وو وين زاپ

390
00:23:33,829 --> 00:23:36,665
معمار پيروزي بزرگ بر فرانسه

391
00:23:36,790 --> 00:23:38,208
در دين بين فو متمايل شد

392
00:23:38,375 --> 00:23:43,505
که طي تهاجم تت به حاشيه رانده شده بود

393
00:23:45,173 --> 00:23:46,174
لي زوان فهميد

394
00:23:47,092 --> 00:23:48,385
که به يک ژنرال بزرگ نياز داره

395
00:23:49,094 --> 00:23:50,095
تا جنگ رو

396
00:23:52,180 --> 00:23:54,057
به يک پايان ظفرمندانه برسونه.

397
00:23:54,850 --> 00:23:59,479
وقايع در سرفرماندهي نشون داد که از اون به بعد
هوي دوک ،از ويتنام شمالي

398
00:23:59,479 --> 00:24:02,482
ژنرال زاپ فرماندهي کامل جنگ رو در اختيار داشت

399
00:24:05,569 --> 00:24:07,237
سرفرماندهي ارتش ويتنام جنوبي بمدت چند هفته

400
00:24:07,362 --> 00:24:10,407
به تيو هشدار داده بود که نيروهاي از قبل ضعيفش

401
00:24:10,532 --> 00:24:12,284
به تعداد چنان کمي گسترش يافته اند

402
00:24:12,409 --> 00:24:16,455
که ديگر ممکن نبود از کل کشور دفاع کرد

403
00:24:16,580 --> 00:24:19,249
او با عصبانيت حرف آنها را رد کرده بود

404
00:24:19,374 --> 00:24:23,712
ولي حالا ناگهان او نظرش را تغيير داد

405
00:24:23,837 --> 00:24:27,466
تيو به سربازانش دستور داد تا ارتفاعات را رها کنند

406
00:24:27,591 --> 00:24:29,342
تا زير آتش عقبنشيني کنند

407
00:24:29,468 --> 00:24:33,263
و بعد به منظور بازپس گيري بانميتات مجتمع شوند

408
00:24:33,388 --> 00:24:35,849
آن تقريبا يک وظيفه غيرممکن

409
00:24:35,974 --> 00:24:38,602
با وجود يک طرح به دقت محاسبه شده بود

410
00:24:38,727 --> 00:24:40,729
تيو هيچکدام را نداشت

411
00:24:46,568 --> 00:24:48,862
نتيجه فاجعه بار بود

412
00:24:51,281 --> 00:24:53,492
اون يک وضعيت گيج کننده بود

413
00:24:54,618 --> 00:24:56,411
دستورات نامناسب صادر ميشدند

414
00:24:58,872 --> 00:25:00,332
که باعث هرج و مرج ميشد

415
00:25:01,583 --> 00:25:02,584
و سرانجام

416
00:25:03,210 --> 00:25:05,921
همه چيز فرو پاشيد

417
00:25:06,963 --> 00:25:08,381
طي يک هفته

418
00:25:08,507 --> 00:25:12,093
پليکو و کانتوم به دست دشمن افتاد

419
00:25:14,429 --> 00:25:19,559
بعد از 30 سال جنگ بي نتيجه

420
00:25:19,643 --> 00:25:21,478
ناگهان ما فهميديم

421
00:25:22,854 --> 00:25:26,483
سايگون داشت از دست ميرفت
باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

422
00:25:28,026 --> 00:25:29,361
حتي يک سرباز معمولي مثل من ميتونست اينو ببينه

423
00:25:29,361 --> 00:25:31,988
به نقل از ديپلماتهاي غربي اينجا در سايگون

424
00:25:32,155 --> 00:25:34,658
ويتنام جنوبي در حال ترک ارتفاعات مرکزي است

425
00:25:34,824 --> 00:25:37,577
چون آنها اميد دارند تا از شکست کامل اجتناب کنند

426
00:25:37,702 --> 00:25:39,204
گفته ميشود عقبنشيني تلاشي است

427
00:25:39,329 --> 00:25:42,249
تا افراد و تجهيزاتي که ممکن است در ديگر مناطق بسيار پرجمعيت تر

428
00:25:42,374 --> 00:25:45,252
کشور به شدت مورد نياز باشند حفظ شود

429
00:25:47,504 --> 00:25:50,507
رئيس جمهور تيو فراميني صادر کرد تا غيرنظاميها

430
00:25:51,174 --> 00:25:53,468
و نيروهاي محلي به حال خود رها شوند

431
00:25:54,719 --> 00:25:58,056
وقتي هرکسي سربازان ما رو ميديد که عقب نشيني ميکنند

432
00:25:58,181 --> 00:26:00,559
و ميشنيد کمونيستها در حال آمدن هستند

433
00:26:00,850 --> 00:26:02,769
وحشتزده ميشدند و فرار ميکردند

434
00:26:03,103 --> 00:26:07,399
همچنين بسياري از سربازان ما خويشاوندانشون رو همراه خودشون داشتند

435
00:26:08,483 --> 00:26:11,861
اونها هم بايد خارج ميشدن

436
00:26:12,195 --> 00:26:15,198
همزمان با فرار ارتش ويتنام جنوبي به سمت جنوب

437
00:26:15,323 --> 00:26:18,577
400 هزار غيرنظامي همراه آنها گريختند

438
00:26:25,292 --> 00:26:27,877
دشمن جاده هاي اصلي را مسدود کرد

439
00:26:28,003 --> 00:26:31,298
بنابراين آنها مجبور بودند تا از جاده هاي فرعي متروکه استفاده کنند

440
00:26:31,423 --> 00:26:33,425
هزاران نفر براثر آتش توپها

441
00:26:33,550 --> 00:26:36,011
و مسلسل ويتنام شماليها

442
00:26:36,136 --> 00:26:37,762
مردند و کشته شدند

443
00:26:37,887 --> 00:26:40,390
زير دست و پاي پناهندگان همراهشان  له شدند

444
00:26:40,557 --> 00:26:43,059
زير تانکهاي در حال عقب نشيني له شدند

445
00:26:43,184 --> 00:26:46,396
توسط بمبهاي ويتنام جنوبي منفجر شدند

446
00:26:46,521 --> 00:26:50,984
که توسط خلباناني فرو ريخته ميشد که انها را با دشمن اشتباه ميگرفتند

447
00:26:51,109 --> 00:26:55,071
گزارشگران آن را کاروان اشکها ناميدند

448
00:26:57,240 --> 00:27:00,910
بعد هوي سقوط کرد

449
00:27:02,370 --> 00:27:04,164
ما مستقيما به سمت هوي رفتيم
هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

450
00:27:05,040 --> 00:27:07,834
ما هوي رو آزاد کرديم و يه سمت دانانگ رفتيم

451
00:27:07,959 --> 00:27:09,794
نيروهاي آلت دست پراکنده شدند

452
00:27:09,919 --> 00:27:12,714
و يونيفرمهاشون رو در ميوردند و رها ميکردند

453
00:27:15,133 --> 00:27:18,928
در 29 مارس 1975(فروردين)

454
00:27:19,054 --> 00:27:22,015
ويتنام شماليها وارد دانانگ

455
00:27:22,140 --> 00:27:24,392
دومين شهر بزرگ ويتنام جنوبي شدند

456
00:27:26,645 --> 00:27:30,065
غيرنظاميان و سربازان مثل هم تلاش کردند تا فرار کنند

457
00:27:39,407 --> 00:27:43,578
يک گزارشگر آمريکايي به ياد مياورد:"دانانگ تسخير نشد

458
00:27:43,703 --> 00:27:47,791
آن بدليل ترس خودش فروپاشيد".

459
00:27:58,760 --> 00:28:02,013
ما پس از اينکه دانانگ سقوط کرده بود به اون رسيديم

460
00:28:02,263 --> 00:28:04,683
من مامور يک خونه شدم

461
00:28:05,558 --> 00:28:08,269
که به يک افسر ارتش ويتنام جنوبي تعلق داشت

462
00:28:11,523 --> 00:28:13,817
چمدونهاشون در وسط خونه افتاده بودند

463
00:28:14,192 --> 00:28:17,278
اونها نتونسته بودن با خودشون ببرن
لي مين خويي،ارتش ويتنام شمالي

464
00:28:17,362 --> 00:28:18,988
من وارد يک اتاق کوچيک شدم

465
00:28:19,447 --> 00:28:22,951
دختر خونه مشغول خياطي يک لباس بود

466
00:28:24,119 --> 00:28:25,787
ولي نتونسته بود تمومش کنه

467
00:28:28,832 --> 00:28:34,337
يک همسايه بعدا بمن گفت که اون خانواده سوار يک لنج فرار کردند

468
00:28:35,380 --> 00:28:37,632
اون کرجي اونها رو به يک کشتي ميبرد

469
00:28:38,967 --> 00:28:40,969
ولي لنج غرق شد

470
00:28:41,845 --> 00:28:43,972
اونها همشون مردند

471
00:28:44,472 --> 00:28:46,558
کل خانواده.

472
00:28:47,767 --> 00:28:51,938
من از اينکه شب در اون خونه باشم وحشت داشتم

473
00:28:54,315 --> 00:28:59,320
من اعتقاد داشتم که اون ارواح مرده به اون خونه برميگردن

474
00:29:02,198 --> 00:29:04,701
من خيلي وحشتزده بودم ، از بعضي دوستهام خواستم با من بمونن

475
00:29:04,701 --> 00:29:07,537
در همون ساحلي که تفنگداران دريايي ايالات متحده

476
00:29:07,662 --> 00:29:10,165
نزديک ده سال قبل پياده شده بودند

477
00:29:10,290 --> 00:29:13,835
و درگيري نظامي آمريکا در ويتنام را آغاز کردند

478
00:29:13,960 --> 00:29:18,006
16 هزار سرباز ارتش ويتنام جنوبي مشغول نبرد برسر جا

479
00:29:18,131 --> 00:29:21,426
با 75 هزار غيرنظامي وحشتزده

480
00:29:21,551 --> 00:29:25,388
سوار بر ناوگان سردستي آماده شده از کشتيهاي باري و قايقهاي ماهيگيري

481
00:29:25,555 --> 00:29:30,351
به مقصد جنوب به سمت خليج کمران,وونگ تاو و سايگون بودند

482
00:29:30,477 --> 00:29:35,607
هرجايي که آنها فکر ميکردند سربازان شمالي ممکن است تعقيبشان نکنند

483
00:29:41,571 --> 00:29:45,450
هزازان نفر در حال تلاش براي رسيدن به قايقها غرق شدند

484
00:29:45,575 --> 00:29:48,828
هزاران نفر ديگر با توپهاي دشمن

485
00:29:48,953 --> 00:29:51,581
که بر آن ساحل ميباريد کشته شدند

486
00:29:53,458 --> 00:29:56,002
اون عروسکهاي خيمه شب بازي در حال فرار بودند

487
00:29:56,002 --> 00:29:59,422
قبلا،ما کل يکسال رو با استفاده از يک نقشه ميجنگيديم
هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

488
00:29:59,756 --> 00:30:04,969
در سال 1975،ما نقشه ها رو هر روز عوض ميکردم

489
00:30:05,178 --> 00:30:06,888
ما پيشروي بيشتري در يک روز

490
00:30:06,888 --> 00:30:07,931
نسبت به 20 سال  داشتيم

491
00:30:07,931 --> 00:30:10,433
دانانگ،تامکي

492
00:30:10,558 --> 00:30:12,769
کوانگ گاي،کوينون

493
00:30:12,936 --> 00:30:16,856
نانرانگ،خليج کمران.

494
00:30:16,981 --> 00:30:20,235
ويتنام شماليها مدام نزديک و نزديکتر

495
00:30:20,360 --> 00:30:22,028
به سايگون ميشدند

496
00:30:22,153 --> 00:30:27,283
گيج کننده بود که در سايگون نشست
جو گالووي،روزنامه نگار

497
00:30:27,408 --> 00:30:29,953
سرتيترهاي روزانه رو
جو گالووي،روزنامه نگار

498
00:30:30,119 --> 00:30:33,873
با موضوع سقوط همه اين نواحي نوشت

499
00:30:33,998 --> 00:30:36,960
شما با دهسال ارزش تاريخي

500
00:30:37,126 --> 00:30:39,838
از رمق ميفتاديد

501
00:30:39,963 --> 00:30:44,050
و ميديديد همه اون متلاشي ميشد
چهارمين شهر بزرگ ويتنام جنوبي رها شد،نوشته جوزف گالوي

502
00:30:45,468 --> 00:30:47,011
در پايان مارس(فروردين)

503
00:30:47,136 --> 00:30:50,849
18 لشکر ويتنام شمالي

504
00:30:50,974 --> 00:30:53,309
همراه با 5 لشکر احتياط

505
00:30:53,434 --> 00:30:54,561
حالا  عليه در اصل

506
00:30:54,686 --> 00:30:59,566
6 لشکر ويتنام جنوبي آرايش گرفته بودند

507
00:30:59,691 --> 00:31:02,443
عدم تعادل نيروها

508
00:31:02,569 --> 00:31:06,281
حدود 3 يا چهار به يک،به نفع کمونيستها بود
فرانک اسنيپ،سيا

509
00:31:06,406 --> 00:31:08,408
اون نفس گير بود

510
00:31:08,533 --> 00:31:11,244
ويتنام شماليها حالا تصميم داشت

511
00:31:11,369 --> 00:31:13,162
تا بسمت سايگون حرکت کنند

512
00:31:13,288 --> 00:31:18,001
و آنرا قبل از روز تولد هوشي مين در 19 مي بگيرند

513
00:31:18,167 --> 00:31:20,795
براي توماس پولگار

514
00:31:20,920 --> 00:31:23,840
رئيس مقر سيا در سايگون روشن بود

515
00:31:24,007 --> 00:31:27,635
که زمان آغاز آماده شدن براي تخليه فرا رسيده است

516
00:31:27,760 --> 00:31:31,556
هنوز حدود 5 هزار آمريکايي در سايگون وجود داشت

517
00:31:31,681 --> 00:31:33,391
و همچنين باندازه

518
00:31:33,516 --> 00:31:37,020
200 هزار ويتنام جنوبيايي  و خانواده هاشان بودند که

519
00:31:37,145 --> 00:31:40,815
با ايالات متحده همکاري داشته بودند

520
00:31:40,940 --> 00:31:44,736
ولي گراهام مارتين سفير موافق نبود

521
00:31:44,861 --> 00:31:47,155
او يک جنگجوي جنگ سرد مصمم بود

522
00:31:47,280 --> 00:31:49,365
که منصوب شده بود تا به تيو اطمينان دهد

523
00:31:49,532 --> 00:31:52,118
که حمايت آمريکا ادامه ميابد

524
00:31:52,243 --> 00:31:54,829
و احساساتش تنها با مرگ پسرش

525
00:31:54,954 --> 00:31:57,624
در ويتنام شدت گرفته بود

526
00:31:57,749 --> 00:31:59,876
او به يک دستيار گفت:او سفير

527
00:32:00,043 --> 00:32:01,544
نشده است تا ويتنام را

528
00:32:01,711 --> 00:32:05,214
به کمونيستها بدهد.

529
00:32:05,340 --> 00:32:08,801
او گفت:سيا داشت هشدار غيرضروري ميداد

530
00:32:08,927 --> 00:32:11,054
هيچ حمله اي به سايگون درکار نبود

531
00:32:11,220 --> 00:32:14,432
و بنابراين هيچ تخليه اي انجام نميشد

532
00:32:14,557 --> 00:32:19,687
رئيس جمهور تيو همچنان به اصرار به اينکه همه چيز از دست نرفته است ادامه ميداد

533
00:32:19,812 --> 00:32:22,857
او گفت:ارتش ويتنام جنوبي آماده بود تا آخرين فشنگ

534
00:32:22,982 --> 00:32:25,735
و تا آخرين دانه برنج بجنگد.

535
00:32:27,695 --> 00:32:30,490
درست در 65 کيلومتري شرق سايگون

536
00:32:30,615 --> 00:32:32,784
نيروهاي ويتنام شمالي به شهر

537
00:32:32,909 --> 00:32:36,079
زوان لاک در بزرگراه شماره يک حمله کردند

538
00:32:36,204 --> 00:32:40,291
آخرين مانع در راهشان بسمت سايگون.

539
00:32:40,416 --> 00:32:43,086
هرچند تعداد نفرات و تسليحات ويتنام جنوبي بسيار کمتر بود

540
00:32:43,252 --> 00:32:47,382
فرمانده آنها از عقب نشيني سرباز زد

541
00:32:47,507 --> 00:32:52,095
او مصمم بود تا دشمن را از پايتختش دور نگه دارد

542
00:32:52,220 --> 00:32:54,889
تو مطمئني که ميتوني زوانلاک رو حفظ کني؟

543
00:32:55,014 --> 00:32:56,432
قطعا،قطعا

544
00:32:56,557 --> 00:32:58,142
من به شما اطمينان ميدم

545
00:32:58,267 --> 00:33:00,937
من به شما اطمينان ميدم که ميتونم زوانلاک رو حفظ کنم

546
00:33:01,104 --> 00:33:04,023
حتي باوجود اينکه دشمن ،ميدوني،از دو برابر

547
00:33:04,148 --> 00:33:06,943
يا شايد سه برابر قواي من استفاده ميکنه

548
00:33:07,110 --> 00:33:08,277
ولي مشکلي نيست،قربان

549
00:33:08,444 --> 00:33:09,821
مشکلي نيست

550
00:33:11,239 --> 00:33:13,783
يک تراژدي انساني عظيم

551
00:33:13,950 --> 00:33:18,621
براي دوستانمان در ويتنام و کامبوج رخ داده

552
00:33:18,746 --> 00:33:20,331
در 10 آوريل(فروردين)

553
00:33:20,456 --> 00:33:24,002
رئيس جمهور فورد درخواست کرد تا به يک جلسه مشترک کنگره

554
00:33:24,127 --> 00:33:26,796
براي کمک اضطراري به سايگون بپيوندد

555
00:33:26,963 --> 00:33:29,424
اگر آنها نپذيرند و سايگون سقوط کند

556
00:33:29,549 --> 00:33:33,136
کنگره و نه کاخ سفيد بايد سرزنش شود

557
00:33:33,261 --> 00:33:35,888
در زمان 5 رئيس جمهور و 12 دوره کنگره

558
00:33:36,014 --> 00:33:40,226
ايالات متحده درگير هندو چين بوده

559
00:33:40,351 --> 00:33:43,813
ميليونها آمريکايي خدمت کردند

560
00:33:43,938 --> 00:33:45,898
هزاران نفر کشته شدند

561
00:33:46,024 --> 00:33:50,653
و تعداد بيشتري مجروح ،اسير يا مفقود شدند

562
00:33:50,820 --> 00:33:55,199
رئيس جمهور از کنگره 722 ميليون دلار

563
00:33:55,324 --> 00:33:56,993
کمک نظامي درخواست کرد

564
00:33:57,160 --> 00:33:58,870
هيچ تشويق و تحسيني درکار نبود

565
00:33:58,995 --> 00:34:02,248
اغلب قانون گذاران و راي دهندگانشان

566
00:34:02,373 --> 00:34:05,418
فکر ميکردند که براي ايجاد هرگونه تغييري خيلي دير شده است

567
00:34:05,543 --> 00:34:10,548
کنگره در پايان عليه هرگونه کمک نظامي راي داد

568
00:34:10,673 --> 00:34:13,176
فکر نميکردم براي ملت بزرگي

569
00:34:13,342 --> 00:34:17,513
مثل ايالات متحده رفتاري مثل اون خوب باشه

570
00:34:17,638 --> 00:34:19,182
چون تا آنزمان

571
00:34:19,348 --> 00:34:23,061
ما درخواست خون سربازان آمريکايي رو نکرده بوديم

572
00:34:23,186 --> 00:34:27,523
منظورم اينه که در لحظه آخر اونها اونجوري از ما دست شستن

573
00:34:27,690 --> 00:34:30,568
برازنده يک ديپلمات نيست تا از کلمات زشت

574
00:34:30,693 --> 00:34:32,111
عليه آمريکا استفاده کنه

575
00:34:32,236 --> 00:34:35,490
ولي من در موردش عميقا احساس تاسف ميکنم

576
00:34:38,117 --> 00:34:40,912
ما همه قوانين کتابيو در مورد بيرون بردن مردم شکستيم

577
00:34:41,037 --> 00:34:43,998
اون افسران جوان اين کارو کردن

578
00:34:44,123 --> 00:34:49,253
درحاليکه سفير به مانع تراشي

579
00:34:49,378 --> 00:34:51,506
در مقابل سفارت و واشنگتن ادامه ميداد

580
00:34:51,631 --> 00:34:55,468
طرحهاي تخليه نهايتا برنامه ريزي شدند

581
00:34:55,593 --> 00:34:58,721
چهار گزينه وجود داشت:

582
00:34:58,888 --> 00:35:04,227
انتقال از طريق دريا با کشتيهاي باري لنگر انداخته در بندر سايگون

583
00:35:04,352 --> 00:35:07,563
انتقال از طريق پرواز با خطوط هوايي تجاري

584
00:35:07,730 --> 00:35:10,399
انتقال با پرواز نظامي

585
00:35:10,566 --> 00:35:12,777
و بعنوان اخرين چاره

586
00:35:12,902 --> 00:35:15,321
تخليه از طريق هليکوپترها

587
00:35:15,446 --> 00:35:18,533
به يک ناوگان کوچک از کشتيهاي نيروي دريايي ايالات متحده

588
00:35:18,658 --> 00:35:21,410
در درياي چين جنوبي.

589
00:35:21,536 --> 00:35:25,748
سفير مارتين همچنان علاقه کمي نشان ميداد

590
00:35:25,915 --> 00:35:27,750
او گفت:کوچکترين علامتي که ايالات متحده

591
00:35:27,875 --> 00:35:30,670
براي ترک ويتنام جنوبي نشان دهد

592
00:35:30,795 --> 00:35:34,590
باعث ايجاد ترس و وحشت در خيابانها ميشد

593
00:35:35,925 --> 00:35:37,593
در 21 آوريل

594
00:35:37,718 --> 00:35:41,139
زوان لاک سرانجام بدست ويتنام شمالي افتاد

595
00:35:41,264 --> 00:35:46,352
ارتش ويتنام جنوبي دليرانه بمدت 12 روز خونين مقاومت کرد

596
00:35:46,477 --> 00:35:52,150
بزرگراه شماره يک اکنون تمام راه به سمت سايگون باز شده بود

597
00:35:52,275 --> 00:35:57,446
آن روز عصر رئيس جمهور تيو استعفا کرد

598
00:35:57,572 --> 00:36:02,493
سيا چهار روز بعد تيو را مخفيانه به تايوان برد

599
00:36:02,618 --> 00:36:04,537
در آنجا يک ديپلمات آمريکايي براي او يک

600
00:36:04,662 --> 00:36:07,373
پيام خصوصي از جانب رئيس جمهور فورد رساند

601
00:36:07,498 --> 00:36:11,294
برا ي او زمان خوبي نبود تا از آمريکا ديدن کند

602
00:36:11,419 --> 00:36:15,089
احساسات ضد جنگ خيلي قوي بودند

603
00:36:15,214 --> 00:36:18,509
تيو گفت:دشمن ايالات متحده بودن خيلي راحت است

604
00:36:18,634 --> 00:36:20,011
ولي

605
00:36:20,136 --> 00:36:23,723
دوست آن بودن خيلي مشکل است.

606
00:36:23,848 --> 00:36:26,684
اخبار استعفاي تيو

607
00:36:26,809 --> 00:36:29,645
هزاران ويتنامي وحشت زده را

608
00:36:29,812 --> 00:36:31,981
با عجله به فرودگاه تان سون نات فرستاده بود

609
00:36:32,106 --> 00:36:34,650
با اميد اينکه از کشورشان خارج شوند

610
00:36:34,817 --> 00:36:40,239
برخي ويزاي خروج داشتند،بسياري نداشتند

611
00:36:40,364 --> 00:36:44,911
تفنگداران دريايي آنچه در توان داشتند براي ايجاد نظم به کار گرفتند

612
00:36:45,036 --> 00:36:49,373
سرگروهبان خوان والدز افسر وظيفه

613
00:36:49,498 --> 00:36:53,878
مسئول گارد حفاظتي سپاه تفنگداران دريايي در سايگون بود

614
00:36:54,003 --> 00:36:56,005
او يکي از اولين تفنگداراني بود که

615
00:36:56,172 --> 00:37:00,092
در 1965 در ويتنام پياده شده بود

616
00:37:00,218 --> 00:37:03,179
مردم سعي ميکردند تا به تفنگداران دريايي رشوه بدن

617
00:37:03,304 --> 00:37:06,682
ميدوني،اونها پول ،جواهرات رو اونجا ميوردن

618
00:37:06,807 --> 00:37:08,851
تا اونها رو از کشور خارج کنن

619
00:37:09,018 --> 00:37:10,853
من فکر ميکنم تقريبا هر تفنگدار دريايي که کنار دروازه بود

620
00:37:10,853 --> 00:37:12,855
با اين نوع از رشوه ها مواجه شد

621
00:37:12,980 --> 00:37:15,274
ولي اونها مجبور بودند جلوي اونها رو بگيرن،اره اره

622
00:37:15,399 --> 00:37:18,653
خانواده زوانگ وان ماي اليوت

623
00:37:18,778 --> 00:37:21,447
در 1954 از هانوي فرار کرده بودند

624
00:37:21,572 --> 00:37:24,533
در پشت سر خواهر بزرگترش تانگ

625
00:37:24,700 --> 00:37:27,495
که به قواي هوشي مين ملحق شده بود بجا گذاشته بودند

626
00:37:27,620 --> 00:37:29,872
حالا 20 سال بعد

627
00:37:30,039 --> 00:37:33,000
با نزديک شدن ويتنام شماليها به سايگون

628
00:37:33,125 --> 00:37:34,877
آنها با چشم انداز

629
00:37:35,002 --> 00:37:38,047
فرار بار ديگر مواجه شدند

630
00:37:38,172 --> 00:37:41,384
مادرم نميخواست بريم

631
00:37:41,550 --> 00:37:44,220
او گفت که نميخواست تا بار ديگه يک پناهنده بشه

632
00:37:44,387 --> 00:37:47,014
او دفعات خيلي زيادي پناهنده شده بود

633
00:37:47,139 --> 00:37:49,850
علاوه بر اين خواهرم تانگ داشت ميرسيد

634
00:37:49,976 --> 00:37:53,396
و ما رو بعد از اين همه سال ملاقات ميکرد

635
00:37:53,521 --> 00:37:58,401
مادرم گفت که ميخواست بمونه و تانگو ببينه

636
00:37:58,567 --> 00:38:01,904
پدرم مصمم بود که بريم

637
00:38:02,029 --> 00:38:05,992
ولي اون ميترسيد که اگه بمونيم کشته بشيم

638
00:38:06,117 --> 00:38:10,621
اون از دست مادرم عصباني شد و با هم بحث و جدل کردند

639
00:38:10,746 --> 00:38:12,915
ولي در پايان مادرم تسليم پافشاري

640
00:38:13,082 --> 00:38:16,585
پدرم شد که ما بايد..اونها بايد از ويتنام برن

641
00:38:18,254 --> 00:38:20,673
ميدونستم که پايان داشت نزديک ميشد

642
00:38:20,798 --> 00:38:23,884
وقتي شما در مرکز توفان هستيد

643
00:38:24,010 --> 00:38:26,053
مجبوريد بيرون بريد

644
00:38:26,178 --> 00:38:31,267
وقتي خودم و خانواده نزديکم

645
00:38:31,434 --> 00:38:33,352
و پدرم و خانواده نزديکش

646
00:38:33,477 --> 00:38:35,980
به فرودگاه تان سان نات رفتيم

647
00:38:36,105 --> 00:38:39,942
در تمام مدت ميگفتم اين ديوانگيه،ميدوني

648
00:38:40,109 --> 00:38:43,529
چرا چرا ما مجبوريم تحت چنين شرايطي کشورو ترک کنيم؟

649
00:38:43,654 --> 00:38:45,114
خيلي تحقير آميز بود

650
00:38:45,239 --> 00:38:50,369
و من اون تحقيرو با خودم به ايالات متحده ميبرم

651
00:38:50,494 --> 00:38:53,205
وقتي تو صف رفتم تا براي شغلي ثبت نام کنم

652
00:38:53,331 --> 00:38:55,207
ميدوني،من

653
00:38:55,333 --> 00:38:58,669
من به اونها جنگ در ويتنام رو يادآور ميشدم

654
00:38:58,794 --> 00:39:01,339
که امريکاييها ازش متنفر بودن

655
00:39:01,464 --> 00:39:04,300
شما بايد يک کشور و يک رويا رو  از دست بديد

656
00:39:04,467 --> 00:39:07,928
تا اون حقارتو حس کنيد

657
00:39:17,063 --> 00:39:21,150
والدينم 9 تا بچه داشتن

658
00:39:21,942 --> 00:39:23,944
8 پسر و من

659
00:39:27,490 --> 00:39:30,743
چهار برادرم در جنگ با فرانسه کشته شدن

660
00:39:34,080 --> 00:39:37,208
تا زمان پيروزيمان،همه هشت برادرم کشته شده بودند

661
00:39:39,043 --> 00:39:40,961
من نخواسته بودم تا ازدواج کنم

662
00:39:41,087 --> 00:39:44,673
ولي مافوقهام منو متقاعد کردن:

663
00:39:44,715 --> 00:39:46,258
"اگه تو فقط روي جنگ بدون توليد مثل
وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ

664
00:39:46,342 --> 00:39:47,343
تمرکز کني

665
00:39:49,595 --> 00:39:52,139
رزمندگان آينده مان از کجا خواهند آمد؟"

666
00:39:54,433 --> 00:39:56,060
خوشبختانه من ازدواج کردم

667
00:39:57,228 --> 00:39:58,229
و دو پسر داشتم

668
00:39:59,814 --> 00:40:02,733
وقتي اونها بزرگ شدن اونها هم به ارتش پيوستند

669
00:40:04,693 --> 00:40:08,406
و بعد در 1975

670
00:40:10,408 --> 00:40:13,911
وقتي ما در آستانه پيروزي بوديم

671
00:40:16,455 --> 00:40:18,457
در اول فوريه

672
00:40:19,166 --> 00:40:21,961
دو پسرم کشته شدن

673
00:40:28,384 --> 00:40:31,595
ما هميشه يک تاج گل

674
00:40:31,720 --> 00:40:35,891
براي قبرش در آرلينگتون ميفرستاديم

675
00:40:36,016 --> 00:40:38,936
بخشي به خاطر يادبودش البته

676
00:40:39,061 --> 00:40:42,940
ولي همچنين به اين فکر ميکرديم اگه ديگر مردم عزادار اونجا هستن

677
00:40:43,065 --> 00:40:47,111
يا فقط افرادي که فقط مشغول ديدار از اونجا هستند تا اداي احترام کنن

678
00:40:47,236 --> 00:40:51,407
براي اونها خوبه که بدونن اون افراد

679
00:40:51,532 --> 00:40:53,784
اون سربازان به خاطر آورده ميشن

680
00:41:07,214 --> 00:41:09,592
امروز...

681
00:41:09,717 --> 00:41:13,637
آمريکا ميتواند حس غرورش را که پيش از

682
00:41:13,762 --> 00:41:16,515
ويتنام وجود داشته پس بگيرد

683
00:41:16,640 --> 00:41:21,395
ولي به آن با دوباره جنگيدن در يک نبرد نميتوان دست پيدا کرد

684
00:41:21,520 --> 00:41:25,483
که تا آنجاييکه به آمريکا مربوط است تمام شده است

685
00:41:31,447 --> 00:41:34,700
در 27 آوريل 1975(ارديبهشت)

686
00:41:34,825 --> 00:41:37,953
راکتها در قلب سايگون فرود آمدند

687
00:41:38,120 --> 00:41:41,207
اين علامتي براي ويتنام شماليها بود تا حمله اصليشان را

688
00:41:41,332 --> 00:41:43,626
به شهر آغاز کنند

689
00:41:43,751 --> 00:41:47,087
آنها از 5 طرف حمله کردند

690
00:41:47,213 --> 00:41:50,132
فرمانده شان گفت:مثل  هوريکان(توفان سهمگين).

691
00:41:50,257 --> 00:41:53,802
کاخ سفيد دستور داد همه کشتيهاي باري آمريکايي

692
00:41:53,928 --> 00:41:56,263
بدون انتظار به دريا بروند

693
00:41:56,388 --> 00:41:58,599
تا همه مسافران را سوار کنند

694
00:41:58,724 --> 00:42:02,311
حالا هيچ گونه انتقال  سازمان يافته با کشتي  ممکن نبود

695
00:42:14,114 --> 00:42:16,534
وقتي کمونيستها شروع به گلوله باران توپخانه اي

696
00:42:16,659 --> 00:42:20,704
شهر ساحلي وونگتا درست در جنوب شرقي سايگون کردند

697
00:42:20,829 --> 00:42:22,665
هزاران نفر از مرد وحشت زده

698
00:42:22,831 --> 00:42:25,167
به سختي به هر شناوري که ميتوانستند پيدا کنند

699
00:42:25,334 --> 00:42:28,128
در آرزوي نجات توسط آمريکاييها وارد ميشدند

700
00:42:28,254 --> 00:42:30,714
پيش ازينکه مهاجرت دسته جمعي خاتمه يابد

701
00:42:30,839 --> 00:42:33,926
بيش از 60 هزار پناهجو از وونگتا

702
00:42:34,051 --> 00:42:35,678
برداشته شدند

703
00:42:35,803 --> 00:42:38,973
ولي هزاران نفر ديگر در پشت سر رها شدند

704
00:42:39,098 --> 00:42:42,726
درحاليکه درمانده روي دريا شناور بودند

705
00:42:42,851 --> 00:42:44,770
در سفارت آمريکا

706
00:42:44,895 --> 00:42:47,815
سفير مارتين به هنري کسينجر تلگراف زد

707
00:42:47,940 --> 00:42:49,483
که حالا وزير خارجه بود

708
00:42:49,608 --> 00:42:51,777
که "نظر متفق القول

709
00:42:51,902 --> 00:42:53,737
کارکنان عاليرتبه اينجا اين است که

710
00:42:53,862 --> 00:42:58,867
هيچ حمله مستقيم يا جدي به سايگون وجود نخواهد داشت"

711
00:42:58,993 --> 00:43:01,036
خيلي از ماها به اين فکر افتاديم که

712
00:43:01,203 --> 00:43:04,206
آيا اون درکشو از واقعيت از دست داده بود

713
00:43:04,373 --> 00:43:09,128
اون در روزهاي اخر با ذات الريه افتاده بود

714
00:43:09,253 --> 00:43:11,589
اون به شدت ضعيف شده بود

715
00:43:11,714 --> 00:43:14,675
و احتمالا اون حس قضاوتشو تحت تاثير قرار داده بود

716
00:43:14,800 --> 00:43:18,721
طراحان برنامه تخليه، بي سر و صدا دو نقطه را

717
00:43:18,887 --> 00:43:20,639
درون سفارتخانه بعنوان

718
00:43:20,764 --> 00:43:23,309
مناطق فرود بالقوه هليکوپتر طراحي کرده بودند

719
00:43:23,434 --> 00:43:26,604
يک حياط داخلي که ميتوانست پذيراي هليکوپترهاي بزرگ باشد

720
00:43:26,729 --> 00:43:29,023
و فرودگاه هليکوپتر روي سقف سفارتخانه

721
00:43:29,148 --> 00:43:31,567
بمنظور هليکوپترهاي کوچک.

722
00:43:31,734 --> 00:43:36,030
يک درخت تمبر هندي قديمي در مرکز حياط سفارت ايستاده بود

723
00:43:36,155 --> 00:43:39,575
بارها و بارها تفنگداران دريايي از سفير مارتين خواستار

724
00:43:39,742 --> 00:43:41,660
اجازه براي قطع آن شده بودند

725
00:43:41,785 --> 00:43:44,913
بخاطر اينکه با نشست و برخاست هليکوپترهايي که

726
00:43:45,080 --> 00:43:47,916
آنها مطمئن بودند بزودي آغاز خواهد شد،تداخل نداشته باشد

727
00:43:48,083 --> 00:43:50,753
او هميشه اين تقاضاها را رد ميکرد

728
00:43:50,919 --> 00:43:54,465
او گفت آن درخت نماد عزم آمريکايي بود

729
00:43:54,590 --> 00:43:58,510
قطع آن پيام اشتباه ارسال ميکرد

730
00:43:58,636 --> 00:44:01,430
در همين ضمن،ژنرال دونگ وان مين

731
00:44:01,555 --> 00:44:03,098
که در کودتايي مشارکت کرده بود

732
00:44:03,223 --> 00:44:06,769
که رئيس جمهور زيم را 12 سال قبل سرنگون کرده بود

733
00:44:06,935 --> 00:44:10,606
بعنوان رئيس جمهور جديد ويتنام جنوبي سوگند خورد

734
00:44:10,731 --> 00:44:13,484
او خواستار آتش بس فوري شد

735
00:44:13,609 --> 00:44:19,573
و از امريکاييها خواست ظرف 24 ساعت ويتنام جنوبي را ترک کنند

736
00:44:20,991 --> 00:44:23,952
در 29 آوريل(ارديبهشت) در 3:58 بامداد

737
00:44:24,119 --> 00:44:26,789
راکتهاي ويتنام شمالي شروع به اصابت

738
00:44:26,955 --> 00:44:29,124
به فرودگاه سان نوت کردند

739
00:44:29,291 --> 00:44:31,460
ويتنام شماليها فقط داشتن

740
00:44:31,627 --> 00:44:33,212
اين گلوله هاي توپ رو

741
00:44:33,337 --> 00:44:35,464
اين گلوله هاي توپ بزرگ 130 ميليمتريو

742
00:44:35,631 --> 00:44:37,049
به سراسر پايگاه هوايي پرتاب ميکردن

743
00:44:37,174 --> 00:44:38,926
که اساسا باند فرود رو نابود ميکرد

744
00:44:39,051 --> 00:44:40,302
اون انقدر نزديک بود

745
00:44:40,427 --> 00:44:42,179
که شما ميتونستين بالا سرتون صداي فرودشو بشنوين

746
00:44:43,222 --> 00:44:45,391
دو تفنگدار محافظ

747
00:44:45,516 --> 00:44:49,228
سرجوخه داروين جاج از مارشال تاون، آيوا

748
00:44:49,353 --> 00:44:53,524
و سرجوخه چارلز مک ماون جونيور از وابورن، ماساچوست

749
00:44:53,649 --> 00:44:55,776
در آن گلوله باران کشته شدند

750
00:44:55,901 --> 00:45:00,155
انها آخرين سربازاني بودند که در ويتنام کشته شدند

751
00:45:03,367 --> 00:45:05,452
من هنوز اون سفير رو مقصر ميدونم

752
00:45:05,577 --> 00:45:06,787
اين واقعه نبايد رخ ميداد

753
00:45:06,912 --> 00:45:08,956
ميدوني،اگه اون سفير دست به عمل زده بود

754
00:45:09,081 --> 00:45:12,209
و افراد رو بيرون از اونجا برده بود که او قرار بود اينکارو بکنه

755
00:45:12,334 --> 00:45:15,295
اين اتفاق هرگز نميفتاد

756
00:45:15,421 --> 00:45:17,798
باندهاي فرورد براثر گلوله باران سوراخ سوراخ شدند

757
00:45:17,923 --> 00:45:19,591
و توسط لاشه هاي هواپيماها مسدود شدند

758
00:45:19,717 --> 00:45:23,846
روي اون باندها ،بمبها و مخازن سوخت رها شده پراکنده شده بود

759
00:45:23,971 --> 00:45:28,517
آمريکاييها گزينه هاي تخليه شان باتمام رسيده بود

760
00:45:28,642 --> 00:45:31,520
زمان آن بود تا هليکوپترها

761
00:45:31,687 --> 00:45:34,022
از ناوگان نزديک ساحل فرا خوانده شوند

762
00:45:34,148 --> 00:45:35,399
امکان نداشت تا

763
00:45:35,524 --> 00:45:37,526
همه ويتنام جنوبيهاي باقيمانده

764
00:45:37,651 --> 00:45:39,820
تخليه شوند

765
00:45:43,866 --> 00:45:46,493
آن درخت تمبر هندي در سفارت

766
00:45:46,618 --> 00:45:48,370
سرانجام قطع شد

767
00:45:48,537 --> 00:45:51,373
بنابراين هليکوپترها شروع به فرود آمدن کردند

768
00:45:51,540 --> 00:45:54,626
بنابراين اونها مجبور شدند اين درخت بزرگ تمبر هنديو قطع کنند

769
00:45:54,752 --> 00:45:57,129
قطعه قطعش کردند و کناري انداختن

770
00:45:57,254 --> 00:45:59,131
و بعد اونها مجبور شدن تا از سازمان آتش نشاني

771
00:45:59,256 --> 00:46:01,842
بخوان تا همه خرده ريزها و همه چيز اون درخت رو بشوره

772
00:46:01,967 --> 00:46:03,218
تا وقتي هليکوپترها فرود ميان

773
00:46:03,385 --> 00:46:04,928
اونها همه اون خرده ريزها رو

774
00:46:05,053 --> 00:46:07,473
به درون موتورهاشون نکشن

775
00:46:07,598 --> 00:46:10,392
درست بعد از 11 صبح

776
00:46:10,559 --> 00:46:13,145
يک پيام از پيش اماده شده براي تخليه، از يک فرکانس

777
00:46:13,270 --> 00:46:17,149
راديويي مخصوص در پايتخت پخش شد:

778
00:46:17,274 --> 00:46:21,904
"دماي هوا در سايگون 105 درجه است و در حال افزايش است"

779
00:46:25,491 --> 00:46:27,868
قرار بود پس از آن آواز "کريسمس سفيد"

780
00:46:27,993 --> 00:46:30,078
از بينگ کراسبي پخش شود

781
00:46:30,245 --> 00:46:32,831
ولي مسئول پخش موسيقي نتوانست آنرا پيدا کند

782
00:46:32,956 --> 00:46:38,086
و بجايش ورژن تنسي ارني فورد را پخش کرد

783
00:46:38,212 --> 00:46:42,090
آمريکاييها و ويتناميها با مدارک مناسب

784
00:46:42,216 --> 00:46:44,927
در مناطق از قبل آماده شده جمع آوري گرد آمدند

785
00:46:45,052 --> 00:46:47,513
و سوار کاروانهاي اتوبوسها شدند

786
00:46:47,638 --> 00:46:51,391
ويتنام جنوبيهاي خشمگين وقتي انها از ميان

787
00:46:51,517 --> 00:46:53,852
خيابانهاي شلوغ به سمت فرودگاه حرکت ميکردند

788
00:46:53,977 --> 00:46:55,979
به وسايل نقليه ضربه ميزدند

789
00:46:56,104 --> 00:47:00,526
فليپ کاپوتو حالا مشغول پوشش خبري سقوط سايگون

790
00:47:00,651 --> 00:47:03,278
در ميان تخليه شوندگان بود

791
00:47:03,445 --> 00:47:06,448
ما از پايگاه هوايي سانوت تخليه شديم.

792
00:47:06,615 --> 00:47:10,536
ولي به سفارت رفتيم و شما فقط اين هنگامه و بلوا رو ميديديد

793
00:47:10,661 --> 00:47:15,457
اين جمعيت بيشمار مردم که به ديوارها فشار ميوردن

794
00:47:15,582 --> 00:47:18,377
و تفنگداران دريايي روي ديوارها بودن

795
00:47:18,502 --> 00:47:23,757
و مردم رو با قنداق تفنگ ميزدند تا مانع از اونها بشن

796
00:47:23,882 --> 00:47:26,176
تا مانع از اونها بشن از رو ي ديوارها توي سفارت بريزن

797
00:47:26,301 --> 00:47:29,137
افراد در حال تخليه در فرودگاه به گروههاي

798
00:47:29,304 --> 00:47:32,099
50 نفري در هر هليکوپتر تقسيم شدند

799
00:47:32,224 --> 00:47:35,394
و از يک راهروي دراز به سمت يک محوطه آسفالته در فرودگاه هدايت شدند

800
00:47:35,519 --> 00:47:37,896
برخي در گروه کاپوتو در مورد

801
00:47:38,021 --> 00:47:43,068
اينکه سرانجام"نور را در انتهاي تونل"ميبينند شوخي ميکردند

802
00:47:43,193 --> 00:47:45,153
هليکوپترها بلند شدند

803
00:47:45,279 --> 00:47:48,657
و در حال پرواز بسمت ساحل بودند

804
00:47:48,824 --> 00:47:52,327
وشما ميتونستيد به پايين نگاه کنيد و همه چيزي که ميتونستيد ببينيد

805
00:47:52,452 --> 00:47:54,580
همه اطراف سايگون،همه اطراف پايگاه هوايي

806
00:47:54,705 --> 00:47:58,166
فقط اين ستونهاي عظيم دود بود که از ساختمانهاي در حال سوختن بلند ميشد

807
00:47:58,292 --> 00:48:00,586
که ناشي از انفجار گلوله هاي توپ بود

808
00:48:00,711 --> 00:48:03,505
و هرگز فراموش نميکنم که روي نوار ساحلي ميرفتيم

809
00:48:03,630 --> 00:48:07,509
و کل ناوگان هفتم رو ميديدم..دهها و دهها

810
00:48:07,676 --> 00:48:10,637
و اين ناوگان عظيم اونجا مثل اين بود

811
00:48:10,762 --> 00:48:15,601
و اين صحنه رو فقط بعنوان يک حيرت محض به ياد ميارم

812
00:48:15,726 --> 00:48:18,770
حس باور نکردن و آسايش در يک زمان.

813
00:48:21,940 --> 00:48:24,151
همه جا از 10 هزار تا 12 هزار نفر ز مردم وجود داشتند

814
00:48:24,192 --> 00:48:26,403
که سفارت رو محاصره کرده بودن

815
00:48:26,528 --> 00:48:29,823
ما بنا بود امريکاييها رو از اونجا خارج کنيم

816
00:48:29,948 --> 00:48:32,159
و ما قرار بود ويتنام جنوبيهايي که

817
00:48:32,284 --> 00:48:35,078
برامون در سفارت کار ميکردن ببريم

818
00:48:35,203 --> 00:48:37,414
عوامل سيا پشت سرمون بودن

819
00:48:37,539 --> 00:48:38,832
و اونها به افرادي که قرار بود

820
00:48:38,874 --> 00:48:40,667
بيرون ببريم اشاره ميکردن

821
00:48:40,792 --> 00:48:43,462
ولي هر بار که شما دستتونو دراز ميکردين تا فرد خاصيو بگيرين

822
00:48:43,587 --> 00:48:45,339
بقيه مردم دستاتونو ميگرفتن

823
00:48:45,464 --> 00:48:47,382
و سعي داشتن شما رو با خودشون پايين بکشن،ميدوني

824
00:48:47,549 --> 00:48:48,842
تا شما بتونين بهشون کمک کنين بيرون برن

825
00:48:48,967 --> 00:48:52,512
برخي امريکاييها چنان به سرعت رفته بودند

826
00:48:52,638 --> 00:48:55,223
که بيسيمها رو جا گذاشته بودن

827
00:48:55,349 --> 00:48:59,353
بنابراين دوستاي ويتناميشون در اون بيسيمها

828
00:48:59,478 --> 00:49:01,146
التماس ميکردن تا نجات پيدا کنن

829
00:49:01,271 --> 00:49:03,523
من هان هستم،رانندت

830
00:49:03,649 --> 00:49:06,735
من آقاي ناگ هستم،مترجمت

831
00:49:06,902 --> 00:49:11,573
من فهميدم که امريکاييها اغلب در ويتنام چکار کرده بودن

832
00:49:11,740 --> 00:49:16,620
اونها فراموش کرده بودن که اينها انسان بودن

833
00:49:18,789 --> 00:49:21,083
تجارب من در ويتنام

834
00:49:21,208 --> 00:49:27,297
اغلب مثل حمله بمب افکن ب-52 از بالاست.

835
00:49:27,422 --> 00:49:31,259
من هرگز مجبور نبودم تا با عواقب عملياتم مواجه بشم

836
00:49:31,426 --> 00:49:34,513
من ميتونستم فقط اجازه بدم درهاي پرتاب بمب باز بشه

837
00:49:34,638 --> 00:49:38,850
و همچنان باز بمونه

838
00:49:38,976 --> 00:49:41,186
جاي ديگر در سفارت

839
00:49:41,311 --> 00:49:45,357
تفنگداران دريايي ديوانه وار اسناد محرمانه را نابود کردند

840
00:49:45,482 --> 00:49:48,443
بالاي سقف دو کوره بزرگ وجود داشت

841
00:49:48,610 --> 00:49:50,988
که درست زير سکوي فرود هليکوپتر قرار داشت

842
00:49:51,113 --> 00:49:53,573
و تفنگداران دريايي مدارک محرمانه رو

843
00:49:53,699 --> 00:49:55,617
مدام ميسوزوندن

844
00:49:55,784 --> 00:49:57,786
اما طبق نظر من حتي وقتي که ما رفتيم

845
00:49:57,953 --> 00:50:01,456
هنوز اسناد محرمانه پشت سر جا گذاشته بوديم

846
00:50:01,623 --> 00:50:05,168
خب وقتي هليکوپترها سرانجام شروع به رسيدن کردن

847
00:50:05,293 --> 00:50:08,005
جريان هواي ايجاد شده به سمت پايين توسط اونها،اون کيسه ها رو پاره کرد

848
00:50:08,130 --> 00:50:10,424
و اسناد محرمانه

849
00:50:10,549 --> 00:50:13,802
در سراسر محوطه پارکينگ افتاده بودن

850
00:50:13,927 --> 00:50:15,721
وقتي ويتنام شماليها رسيدن

851
00:50:15,846 --> 00:50:21,518
اونها ظاهرا اون مدارک رو به هم چسبوندن

852
00:50:21,643 --> 00:50:23,812
و اون يک فهرست خونيني شد که تونستن در دستگيري

853
00:50:23,937 --> 00:50:27,149
افراد ويتنامي که براي ما کار کرده بودن استفاده کنن

854
00:50:27,274 --> 00:50:30,986
مقامات سفارت کيسه هاي پول رو

855
00:50:31,153 --> 00:50:32,487
در بشکه هاي نفت انداختن

856
00:50:32,612 --> 00:50:34,322
و آتيشش زدن

857
00:50:34,448 --> 00:50:37,117
ميليونها دلار از منابع مالي براي شرايط اضطراري

858
00:50:37,242 --> 00:50:39,327
تبديل به دود شد

859
00:50:39,453 --> 00:50:43,040
رئيس سيا توماس پولگار به واشنگتن اين را تلگرام کرد:

860
00:50:43,165 --> 00:50:47,210
"اين پيام نهايي از مقر سايگون خواهد بود

861
00:50:47,335 --> 00:50:52,090
اين نبردي طولاني بوده است و ما شکست خورده ايم

862
00:50:52,215 --> 00:50:55,010
آنهايي که در يادگيري از تاريخ شکست خورده اند

863
00:50:55,177 --> 00:50:57,095
مجبورند آن را تکرار کنند

864
00:50:57,220 --> 00:51:01,349
بياييد اميدوار باشيم که ما تجربه ويتنام ديگري نخواهيم داشت

865
00:51:01,516 --> 00:51:04,144
و اينکه ما درسهايمان را ياد گرفته ايم

866
00:51:04,269 --> 00:51:07,564
پايان پيام از سايگون."

867
00:51:11,193 --> 00:51:13,862
بيش از 50 هليکوپتر آمريکايي

868
00:51:14,029 --> 00:51:17,032
حالا در آسمان سايگون در حال رفت و آمد بودند

869
00:51:17,199 --> 00:51:20,577
افرادي که قرار بود تخليه شوند را از پشت بامهاي برنامه ريزي شده

870
00:51:20,702 --> 00:51:22,913
همچنين سفارت  برميداشتند

871
00:51:23,038 --> 00:51:26,249
و آنها را به ناوگان دور دست در دريا انتقال ميدادند

872
00:51:26,374 --> 00:51:28,168
بعد براي انتقال افراد بيشتر برميگشتند

873
00:51:29,920 --> 00:51:32,714
برخي افسران درمانده ويتنام جنوبي

874
00:51:32,839 --> 00:51:34,633
همچنين هليکوپترها را براي خودشان

875
00:51:34,758 --> 00:51:37,010
و خانواده هايشان مصادره ميکردند

876
00:51:37,135 --> 00:51:39,054
بطور خطرناکي در عرشه هاي

877
00:51:39,179 --> 00:51:41,640
ناوهاي هواپيما بر آمريکايي ازدحام ميکردند

878
00:51:41,765 --> 00:51:44,601
هيچ اتاقي براي آنان وجود نداشت

879
00:51:44,726 --> 00:51:47,312
تصويري که در ذهنم مونده

880
00:51:47,437 --> 00:51:49,272
عکس اون هليکوپتره

881
00:51:49,397 --> 00:51:52,109
که داشتن به زور از کنار ناو هواپيما بر مينداختنش پايين

882
00:51:52,234 --> 00:51:55,362
اون هليکوپتر نمايانگر همه چيز در ويتنام بود

883
00:51:55,487 --> 00:51:58,240
منظورم اينه که اون آماده سازي،تجديد تدارکات رساني

884
00:51:58,406 --> 00:52:00,700
آتش پشتيباني بود.اون همه چيز بود

885
00:52:00,826 --> 00:52:05,747
به همه چيزي که ميتونستم فکر کنم اين بود:چه هدر رفت،چه هدر رفت

886
00:52:05,914 --> 00:52:08,291
وقتي شاهد بودم همه اون امور آشکار شد

887
00:52:08,416 --> 00:52:12,420
من حس مسئوليت ميکردم

888
00:52:12,546 --> 00:52:13,630
شرمنده بودم

889
00:52:13,755 --> 00:52:15,757
ما به اين مردم گفته يوديم

890
00:52:15,882 --> 00:52:18,009
که ما اونجا هستيم تا از اونها حمايت کنيم

891
00:52:18,135 --> 00:52:19,594
و نکرديم

892
00:52:24,766 --> 00:52:28,478
حدود 9:15 شب آخر

893
00:52:28,603 --> 00:52:31,731
پولگار اومد و گفت:ما همه بايد بريم

894
00:52:31,857 --> 00:52:33,525
به ما دستور داده شده که با هليکوپترها اونجا رو ترک کنيم

895
00:52:33,567 --> 00:52:35,110
بيا بريم

896
00:52:35,277 --> 00:52:39,322
سفير مارتين خواسته بود تا آخرين نفري باشه که آنجا رو ترک ميکنه

897
00:52:39,447 --> 00:52:43,118
ولي حدود ساعت چهار صبح 30 آوريل

898
00:52:43,285 --> 00:52:47,497
يک هليکوپتر CH-46 روي سقف سفارت نشست

899
00:52:47,622 --> 00:52:51,501
خلبان آن فراميني از خود رئيس جمهور با خود داشت

900
00:52:51,626 --> 00:52:55,422
مارتين بايد همين حالا انجا را ترک ميکرد

901
00:52:55,547 --> 00:52:57,924
او گفت:"داره اتفاق ميفته"

902
00:52:58,049 --> 00:53:00,093
وقتي به مارتين کمک ميشد که سوار بشود

903
00:53:00,218 --> 00:53:02,679
به او پرچم تا شده امريکا داده شد که

904
00:53:02,804 --> 00:53:06,975
که روز قبل از ميله پرچم به اهتزاز در آمده بود

905
00:53:07,100 --> 00:53:12,981
او در 4:58 دقيقه صبح از زمين بلند شد و به سمت دريا حرکت کرد

906
00:53:13,106 --> 00:53:17,027
رئيس جمهور فورد همچنين دستور داده بود که از اين به بعد

907
00:53:17,152 --> 00:53:21,448
تنها آمريکاييها تخليه شوند

908
00:53:21,573 --> 00:53:25,368
دهها هزار ويتنام جنوبيايي

909
00:53:25,493 --> 00:53:27,329
پشت سر رها ميشدند

910
00:53:27,495 --> 00:53:30,081
و بيش از 400 نفر هنوز در حياط

911
00:53:30,207 --> 00:53:31,791
سفارتخانه منتظر بودند

912
00:53:31,917 --> 00:53:34,586
بارها و بارها به آنها اطمينان داده شده بود که

913
00:53:34,711 --> 00:53:38,548
هليکوپترها در راهند تا آنها را بردارند

914
00:53:38,673 --> 00:53:41,218
به من دستور داده شده بود

915
00:53:41,343 --> 00:53:44,512
که با ويتناميها بمانم و دلگرم نگهشون دارم

916
00:53:44,679 --> 00:53:47,224
به اين معني که "کوچکترين اشاره اي به اين نکن که

917
00:53:47,349 --> 00:53:52,854
همه اين قولها و وعده هايي که ما به اونها داده ايم هيچ و پوچه"

918
00:53:52,979 --> 00:53:55,023
من قلبا ناراحت بودم،اوقات سختي داشتم.

919
00:53:55,190 --> 00:53:57,025
هوا تاريک بود بنابراين من مجبور نبودم در مورد

920
00:53:57,192 --> 00:54:00,195
درمورد نگاه کردن به چشمهاي اين افراد نگران باشم

921
00:54:00,320 --> 00:54:03,240
ولي من توجيهي تراشيدم

922
00:54:03,365 --> 00:54:05,200
"بايد برم دستشويي."

923
00:54:05,367 --> 00:54:08,578
و به محوطه باز سفارت رفتم

924
00:54:08,703 --> 00:54:11,498
يک مسير غيرمستقيم به در پشتي سفارت

925
00:54:11,623 --> 00:54:13,208
به سمت دفتر دبيرخانه سفارت داشت

926
00:54:13,375 --> 00:54:15,627
و من راهمو به پشت بام پيدا کردم

927
00:54:15,752 --> 00:54:20,507
حدود 129 تفنگدار دريايي درساختمان سفارت باقي مانده بودند

928
00:54:20,632 --> 00:54:21,800
انها نهايت تلاششان را کردند

929
00:54:21,925 --> 00:54:25,220
تا به سفارتخانه عقب بکشند و به بالاي بام بروند

930
00:54:25,387 --> 00:54:26,805
طوري که ويتناميها را هشيار نکنند که

931
00:54:26,930 --> 00:54:30,016
آنها قرار است جا بمانند

932
00:54:30,141 --> 00:54:33,228
ما خودمون رو درون سفارت محبوس کرديم

933
00:54:33,353 --> 00:54:36,606
و خودمون رو بالا روي سقف رسونديم

934
00:54:36,731 --> 00:54:39,067
دقيقا بعد ازينکه ما به پشت بام رسيديم

935
00:54:39,234 --> 00:54:41,152
همه اين توده هاي انساني رو مشاهده ميکرديم

936
00:54:41,194 --> 00:54:43,530
بعضي از اونها از قبل به ساختمان سفارت اومده بودند

937
00:54:43,655 --> 00:54:45,115
و اون درها رو شکسته بودن

938
00:54:45,240 --> 00:54:47,951
و اينطوري بود که ويتنام جنوبيها

939
00:54:48,076 --> 00:54:51,496
تونستن داخل سفارت بشن

940
00:54:53,873 --> 00:54:58,420
اين عمليات فصلي رو در تجارب آمريکا به اتمام رسوند

941
00:54:58,586 --> 00:55:02,966
رئيس جمهور از همه آمريکاييها ميخواهد که در يک صف واحد قرار بگيرند

942
00:55:03,091 --> 00:55:07,262
از اتهام زنيهاي متقابل درمورد گذشته اجتناب کنند

943
00:55:07,429 --> 00:55:10,223
و براي انجام وظايف بزرگ که براي

944
00:55:10,348 --> 00:55:13,310
انجام رسيدن باقي مانده به هم بپيوندند

945
00:55:13,435 --> 00:55:17,814
حالا براي ارائه اطلاعات مشروح درمورد وقايع چند روز گذشته

946
00:55:17,939 --> 00:55:19,691
و پاسخگويي به سوالات شما

947
00:55:19,816 --> 00:55:21,151
وزير امور خارجه کسينجر.

948
00:55:21,276 --> 00:55:22,610
آقاي وزير آيا شما مطمئنيد

949
00:55:22,610 --> 00:55:24,779
که همه ان آمريکاييهايي که ميخواستند بيرون بيايند

950
00:55:24,946 --> 00:55:26,614
خارج از سايگون هستند

951
00:55:26,740 --> 00:55:28,199
و آيا شما اطلاعي از

952
00:55:28,325 --> 00:55:30,076
تعداد آمريکاييهايي که پشت سر باقي مانده اند داريد؟

953
00:55:30,118 --> 00:55:32,746
من هيچ اطلاعي از تعداد آمريکاييهايي که

954
00:55:32,871 --> 00:55:34,456
پشت سر باقي مانده اند ندارم

955
00:55:34,622 --> 00:55:38,043
من مطمئنم که همه آمريکاييهايي که

956
00:55:38,168 --> 00:55:39,419
که خواستار خروج بودند

957
00:55:39,544 --> 00:55:42,630
بيرون از ويتنام هستند

958
00:55:42,756 --> 00:55:45,633
آنچه که حالا در اين کشور به آن احتياج داريم

959
00:55:45,759 --> 00:55:49,637
التيام زخمها و پشت سر گذاشتن ويتنام است

960
00:55:51,389 --> 00:55:54,434
يک دستيار به کسينجر يادداشتي داد

961
00:55:54,559 --> 00:55:57,479
که ميگفت 129 تفنگدار دريايي

962
00:55:57,604 --> 00:56:01,649
به طريقي روي بام سفارت جا مانده اند

963
00:56:01,816 --> 00:56:05,153
هليکوپترها براي برداشتن آنها اعزام شدند

964
00:56:05,278 --> 00:56:08,156
سرانجام تنها گروهبان والدز

965
00:56:08,281 --> 00:56:12,994
و ده نفر از واحد امنيتي سفارت باقي ماندند

966
00:56:13,119 --> 00:56:15,538
ولي بعد پس از گذشت يکساعت

967
00:56:15,663 --> 00:56:18,166
هيچ نشاني از هليکوپترهاي ديگري نبود

968
00:56:18,291 --> 00:56:20,710
بيسيمهايشان باتريش تمام شده بود

969
00:56:20,835 --> 00:56:23,922
تفنگداران دريايي هيچ راهي نداشتند تا با ناوگان دريايي تماس بگيرند

970
00:56:24,047 --> 00:56:27,342
تا بفهمند آيا هليکوپتري در راه است يا نه.

971
00:56:27,509 --> 00:56:29,177
همه چيز متوقف شد

972
00:56:29,302 --> 00:56:30,970
ما جا مونده بوديم

973
00:56:31,096 --> 00:56:33,932
افراد دوروبر در افکار خودشون نشسته بودن

974
00:56:34,057 --> 00:56:36,726
زياد صحبت نميکردند

975
00:56:36,851 --> 00:56:39,854
ما تقريبا تصميم گرفتيم که قراره بجنگيم

976
00:56:39,979 --> 00:56:41,272
از اين سلاحهاي سبک که داشتيم استفاده کنيم

977
00:56:41,398 --> 00:56:43,733
و فقط تا پايان بجنگيم

978
00:56:43,858 --> 00:56:48,530
ما دو ستون دود ديديم که داره از دريا مياد

979
00:56:48,696 --> 00:56:51,783
وقتي نزديکتر شدن بعد ما تونستيم تشخيص بديم که

980
00:56:51,908 --> 00:56:53,535
اونها هليکوپتر بودن

981
00:56:53,660 --> 00:56:55,787
اون مايه آرامش بود

982
00:56:55,912 --> 00:56:58,331
يکي از تفنگدارها فکر کنم گروهبان دوم سوليوان بود

983
00:56:58,331 --> 00:56:59,374
دستيارم

984
00:56:59,499 --> 00:57:01,042
منو گرفت و شروع کرد به کشيدن من به داخل

985
00:57:01,209 --> 00:57:02,544
وقتي سطح شيبدار هليکوپتر بالا رفت

986
00:57:02,710 --> 00:57:09,134
در ساعت 7:53 دقيقه 30 آوريل 1975

987
00:57:09,259 --> 00:57:13,555
آخرين هليکوپتر از سقف سفارت بلند شد

988
00:57:13,680 --> 00:57:16,224
سرگروهبان خوان والدز

989
00:57:16,349 --> 00:57:20,937
آخرين آمريکايي بود که سوار هليکوپتر شد

990
00:57:23,565 --> 00:57:25,859
دولت ويتنام جنوبي

991
00:57:25,984 --> 00:57:28,486
کمتر از 5 ساعت براي ادامه حيات فرصت داشت

992
00:57:32,782 --> 00:57:37,745
رئيس جمهور مين از کاخ رياست جمهوري در اواسط صبح سخنراني کرد

993
00:57:37,871 --> 00:57:41,541
او اصرار داشت آنچه که از ارتش ويتنام جنوبي باقي مانده بود

994
00:57:41,666 --> 00:57:43,376
به جنگيدن پايان دهد

995
00:57:43,501 --> 00:57:47,964
او گفت:ما اينجا منتظر هستيم تا قدرت را به خاطر توقف

996
00:57:48,089 --> 00:57:52,260
خونريزي بيهوده واگذار کنيم

997
00:57:53,428 --> 00:57:56,055
اگر مين دستور تسليم نداده بود

998
00:57:59,100 --> 00:58:02,312
اوضاع وحشتناک ميشد

999
00:58:02,562 --> 00:58:04,647
ما همه ميمرديم

1000
00:58:04,772 --> 00:58:07,484
دوستام که در ارتش ويتنام جنوبي خدمت کردند

1001
00:58:07,650 --> 00:58:09,694
رئيس جمهور مين رو نفرين ميکردند

1002
00:58:09,819 --> 00:58:13,448
اونها ازش متنفر بودن چون به اونها دستور داد تسليم شوند

1003
00:58:13,698 --> 00:58:15,950
که اجازه ميداد کمونيستها پيروز بشن

1004
00:58:16,284 --> 00:58:20,038
دوستهام در آمريکا هنوز مين رو نفرين ميکنن

1005
00:58:21,789 --> 00:58:23,291
ولي اونها فراموش ميکنن

1006
00:58:23,958 --> 00:58:25,376
اگه اون دستور رو نداده بود

1007
00:58:25,460 --> 00:58:28,046
اونها زنده نميموندن و به آمريکا نميرفتن

1008
00:58:28,671 --> 00:58:31,382
و شهروند آمريکايي نميشدن

1009
00:58:32,592 --> 00:58:34,636
اونها همراه من در سايگون ميمردن

1010
00:58:35,887 --> 00:58:40,433
وقتي رئيس جمهور مين اعلام تسليم کرد

1011
00:58:41,309 --> 00:58:43,811
من هنوز هليکوپتر فرماندهي شخصيمو داشتم

1012
00:58:44,521 --> 00:58:46,606
هنوز يک خلبان داشتم

1013
00:58:49,067 --> 00:58:52,195
سرانجام تصميم گرفتم تا فرار نکنم

1014
00:58:55,114 --> 00:58:57,617
من مجبور بودم اونچه اتفاق ميفتاد رو بپذيرم

1015
00:58:58,284 --> 00:59:01,371
همه درمورد حمام خون صحبت ميکردن

1016
00:59:03,122 --> 00:59:05,875
من بعنوان يک کاتوليک نميتونستم خودکشي کنم

1017
00:59:06,709 --> 00:59:08,878
همچنانکه خيليهاي ديگه اينکارو کردن

1018
00:59:08,962 --> 00:59:11,839
بنابراين من سرنوشتمو پذيرفتم

1019
00:59:13,758 --> 00:59:15,552
هنگام ظهر

1020
00:59:15,677 --> 00:59:19,514
تانکهاي ويتنام شمالي که پرچمهاي ويت کنگ همراهشان در اهتزاز بود

1021
00:59:19,639 --> 00:59:21,391
دروازه هاي کاخ

1022
00:59:21,516 --> 00:59:23,434
رياست جمهوري را له کردند و وارد شدند

1023
00:59:25,728 --> 00:59:28,773
طي چند ساعت سربازان فاتح

1024
00:59:28,898 --> 00:59:32,694
سايگون را "شهر هوشي مين"ناميدند

1025
00:59:35,655 --> 00:59:40,034
در سراسر شهر،سربازان ويتنام جنوبي يونيفرمهايشان را پاره کردند

1026
00:59:40,201 --> 00:59:43,830
و نهايت تلاششان را کردند تا در جمعيت گم شوند

1027
00:59:43,955 --> 00:59:46,082
خانواده ها آلبومهاي عکسشان را ميسوزاندند

1028
00:59:46,207 --> 00:59:47,959
تا مدرکي نباشد که

1029
00:59:48,084 --> 00:59:52,964
پسران يا شوهرانشان هرگز براي ويتنام جنوبي جنگيده اند

1030
00:59:55,300 --> 00:59:59,387
سرهنگ تران ناک توان  بيش از

1031
00:59:59,554 --> 01:00:01,514
12 سال با کمونيستها جنگيده بود

1032
01:00:01,639 --> 01:00:03,433
و از زخمهاي وحشتناکي نجات پيدا کرده بود که

1033
01:00:03,558 --> 01:00:06,227
در نبرد بينجا متحمل شده بود

1034
01:00:06,352 --> 01:00:08,605
او انچه را که از

1035
01:00:08,730 --> 01:00:11,899
گردان تفنگداران دريايي چهارم ويتنام جنوبي بجا مانده بود

1036
01:00:12,025 --> 01:00:16,988
در نزديکي بينهوا،30 کيلومتري شرق سايگون فرماندهي ميکرد

1037
01:00:17,113 --> 01:00:19,782
ژنرال فرمانده اش مدتها قبل

1038
01:00:19,907 --> 01:00:24,162
با رشوه خودش را به عرشه يک کشتي رسانده بود و از کشور فرار کرده بود

1039
01:00:24,287 --> 01:00:28,958
يک دوست آمريکاييش به توان اصرار کرده بود که او هم بيرون برود

1040
01:00:29,083 --> 01:00:30,960
او نپذيرفت

1041
01:00:33,838 --> 01:00:34,839
ولي من گفتم نه

1042
01:00:36,049 --> 01:00:37,884
من نميتونم از کشورم فرار کنم

1043
01:00:39,510 --> 01:00:43,056
سعي کردم با پاي پياده پيش خانواده ام در سايگون برگردم

1044
01:00:43,431 --> 01:00:44,432
ميخواستم بميرم
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

1045
01:00:46,434 --> 01:00:48,561
اون موقع ميخواستم فورا بميرم
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

1046
01:00:51,856 --> 01:00:53,524
ديگه نميخواستم زنده بمونم

1047
01:00:57,111 --> 01:00:59,030
فکز ميکنم خانوادم هنوز اونجان

1048
01:00:59,572 --> 01:01:01,157
بچه هام فقط حدود نه سال

1049
01:01:04,661 --> 01:01:05,787
و چهار سالشون بود

1050
01:01:06,746 --> 01:01:10,541
خب به اونها فکر ميکردم و داشتم پياده پيش خانوادم برميگشتم

1051
01:01:11,793 --> 01:01:14,712
يک افسر پليس ويتنام جنوبي

1052
01:01:14,837 --> 01:01:16,923
به سمت يک بناي يادبود به افتخار

1053
01:01:17,048 --> 01:01:20,468
آنهايي که در دفاع از ويتنام جنوبي کشته شده بودند رفت

1054
01:01:20,593 --> 01:01:23,596
به آن سلام نظامي داد،مدتي آنجا ايستاد

1055
01:01:23,721 --> 01:01:27,183
و بعد به سر خود شليک کرد و مرد.

1056
01:01:27,308 --> 01:01:30,561
اون يک پايان خيلي کثيف

1057
01:01:30,687 --> 01:01:33,564
به يک جنگ خيلي کثيف بود

1058
01:01:33,690 --> 01:01:35,983
احساس آرامش ميکردم

1059
01:01:36,150 --> 01:01:39,904
ولي همچنين حس اندوه داشتم وقتي تمام شد

1060
01:01:40,029 --> 01:01:44,909
حس آرامش داشتم چون اون کشتار،ويراني

1061
01:01:45,034 --> 01:01:47,161
سرانجام به پايان رسيد

1062
01:01:47,328 --> 01:01:49,330
و اهميت نميدادم که کدوم طرف برده

1063
01:01:49,455 --> 01:01:51,791
از نظر من ويتنام پيروز شد

1064
01:01:51,916 --> 01:01:53,751
مردم ويتنام پيروز شدن

1065
01:01:53,876 --> 01:01:57,088
چون اونها نهايتا ميتونستن طبيعي زندگي کنند

1066
01:01:57,213 --> 01:02:02,677
و ناراحت بودم چون ميديدم خانواده ام دوباره درحال فرار بود

1067
01:02:02,802 --> 01:02:04,721
و اين بار از وطنشون فرار ميکردن

1068
01:02:04,846 --> 01:02:08,182
و آيندشون خيلي نامطمئن بود

1069
01:02:08,349 --> 01:02:11,352
و ميدونستم که با پيروزي کمونيستها

1070
01:02:11,477 --> 01:02:15,857
جامعه ويتنام خيلي زياد تغيير ميکرد

1071
01:02:15,982 --> 01:02:18,484
لوکاک تام حالا در ارتش

1072
01:02:18,609 --> 01:02:22,196
ويتنام شمالي نزديک ده سال بود که جنگيده بود

1073
01:02:22,363 --> 01:02:25,616
که با درگيري خونين در روستاي يادرانگ

1074
01:02:25,742 --> 01:02:29,829
اولين جنگ در مقياس کامل جنگ آمريکا آغاز ميشد

1075
01:02:29,954 --> 01:02:34,417
حالا او ناظر پايان آن جنگ بود

1076
01:02:36,627 --> 01:02:38,671
نميتونستم بيرون به خيابانها برم

1077
01:02:38,755 --> 01:02:42,175
ياد همرزمان مرده ام ميفتادم

1078
01:02:44,594 --> 01:02:45,803
من زنده مونده بودم

1079
01:02:46,888 --> 01:02:49,515
ولي بر مرگشون ميگريستم

1080
01:02:51,476 --> 01:02:55,313
هروقت صداي اين آوازو  ميشنوم

1081
01:02:55,938 --> 01:03:01,194
"تو رفته اي،سه بار رفته اي و هرگز برنميگردي"

1082
01:03:01,235 --> 01:03:03,905
نميتونم جلوي اشکامو بگيرم

1083
01:03:05,031 --> 01:03:07,408
چون برادرهاي درگذشته ام رو دوست دارم

1084
01:03:08,034 --> 01:03:11,496
ما سرانجام در ويتنام به پايان آن تونل رسيديم

1085
01:03:11,621 --> 01:03:13,831
و هيچ نوري آنجا نيست

1086
01:03:13,956 --> 01:03:17,418
آنچه آنجاست شايد به بهترين نحو توسط رئيس جمهور فورد گفته شد

1087
01:03:17,585 --> 01:03:19,879
"جنگي که تمام شد"

1088
01:03:20,004 --> 01:03:23,508
من اتفاقا در کنفرانسي در

1089
01:03:23,633 --> 01:03:25,009
دانشگاه تافت بودم

1090
01:03:25,134 --> 01:03:27,720
و رئيس دانشگاه اونجا سفير سابق بود

1091
01:03:27,845 --> 01:03:29,680
که برامون در اواخر اونروز سخنراني کرد

1092
01:03:29,806 --> 01:03:32,099
که معلوم شد يک روز سرنوشتساز بود

1093
01:03:32,225 --> 01:03:35,478
و اون گفت که بتازگي از واشنگتن

1094
01:03:35,603 --> 01:03:39,232
جايي که هواي بهاري زيبا بود

1095
01:03:39,357 --> 01:03:41,943
و گلهاي نرگس زرد داشتن شکوفا ميشدند

1096
01:03:42,068 --> 01:03:48,282
به بوستون که غم افزا و خاکستري مثل همان حسي که در قلبش داشت برگشته بود

1097
01:03:50,201 --> 01:03:53,287
و مردم اونو هو کرده بودن

1098
01:03:53,454 --> 01:03:56,707
من اونجا يونيفرم پوشيده بودم

1099
01:03:56,833 --> 01:03:59,126
يکي از بزرگترين پشيمونيهام اين بود که بلند نشدم

1100
01:03:59,252 --> 01:04:01,087
و  اون افرادي که

1101
01:04:01,212 --> 01:04:02,463
به اون سفير و اندوهش

1102
01:04:02,630 --> 01:04:05,550
از سقوط ويتنام بي حرمتي کرده بودن سرجاشون ننشوندم

1103
01:04:05,675 --> 01:04:08,052
من از دفتر ملي سازمان کهنه سرابازان ويتنام عليه جنگ(يک سازمان غير انتفاعي براي مخالفت با سياستها و مشارکت آمريکا در جنگ ويتنام)تماسي

1104
01:04:08,177 --> 01:04:10,721
از برخي دوستهاي ايام قديمم داشتم

1105
01:04:10,847 --> 01:04:12,807
اونها داشتن جشن بزرگي ميگرفتن

1106
01:04:12,974 --> 01:04:15,977
مشروب خوريو و گفتن"روز بزرگيه،اينجور نيست؟"

1107
01:04:16,102 --> 01:04:18,980
و من گفتم"شما خليد؟"

1108
01:04:19,146 --> 01:04:21,983
گفتم:نه ،روز بزرگي نيست که ببيني

1109
01:04:22,149 --> 01:04:24,986
آمريکا داشت اونجوري از ويتنام ميرفت

1110
01:04:25,152 --> 01:04:29,782
بعد ازينکه ما حدود 60 هزار نفر از پسران و دخترانمون رو داده بوديم

1111
01:04:29,907 --> 01:04:33,452
اين چيزي براي جشن گرفتن نبود

1112
01:04:33,578 --> 01:04:35,454
ميدونستم ما داشتيم ميليونها ويتنام جنوبيايي که

1113
01:04:35,580 --> 01:04:39,000
به ما اعتماد کرده بودن رو ترک ميکرديم

1114
01:04:39,166 --> 01:04:41,919
کسايي که تمام اميدشون براي پيروزي به ما بود.

1115
01:04:42,044 --> 01:04:45,172
هيچ چيزي براي جشن گرفتن وجود نداشت

1116
01:04:45,298 --> 01:04:47,633
فکر ميکردم اون فقط يکي از اندوهبارترين لحظاتيه

1117
01:04:47,758 --> 01:04:51,304
که در تاريخ آمريکا ديده بودم

1118
01:04:51,429 --> 01:04:53,431
بنابراين وقتي برخي سياستمداران آينده به دلايلي

1119
01:04:53,556 --> 01:04:57,518
فکر ميکنن لازمه اين کشور رو به جنگ بکشونن

1120
01:04:57,685 --> 01:04:59,437
اون ميتونه اينجا به قبرستان ملي آرلينگتون بياد

1121
01:04:59,562 --> 01:05:01,564
و ممکنه درست جايي اونجا بايسته

1122
01:05:01,689 --> 01:05:05,526
تا بيانيه بده و اونچه که در ذهن داره رو بگه

1123
01:05:11,449 --> 01:05:15,453
جنگ ويتنام 30 سال از 1945 تا 1975 طول کشيد

1124
01:05:18,956 --> 01:05:21,125
من يکي از افراد بسيار اندکي بودم

1125
01:05:23,085 --> 01:05:25,671
که  شادي به خانه برگشتن رو تجربه ميکرد

1126
01:05:26,255 --> 01:05:27,798
من جلوي در پس از شش سال

1127
01:05:28,174 --> 01:05:30,301
جنگ ظاهر شدم

1128
01:05:30,593 --> 01:05:32,762
شش سال بدون يک نامه

1129
01:05:33,179 --> 01:05:37,892
بمدت شش سال مادرم بهيچوجه نميدونست من زندم يا مردم.

1130
01:05:39,477 --> 01:05:42,021
شما ميتونيد تصور کنيد شادي يک مادر رو؟

1131
01:05:44,523 --> 01:05:47,652
اون جنگ زنان رو بدبخت ترين

1132
01:05:48,319 --> 01:05:50,529
و خوشحال ترين افراد کرد

1133
01:05:50,821 --> 01:05:51,822
مادرم گريه کرد

1134
01:05:52,573 --> 01:05:54,158
ولي ما برامون معقول نبود

1135
01:05:55,409 --> 01:05:57,787
ويتناميها اونجوري هستن

1136
01:06:01,832 --> 01:06:04,293
مادرم فورا به همسايه هامون فکر ميکرد

1137
01:06:04,919 --> 01:06:07,505
که فقط يک اطلاعيه مرگ دريافت کرده بودند

1138
01:06:09,298 --> 01:06:10,758
در ساختمان آپارتمانمون

1139
01:06:11,342 --> 01:06:13,135
شش مرد جوان به خدمت سربازي رفته بودن

1140
01:06:14,470 --> 01:06:16,389
و من تنها کسي بودم که برميگشت

1141
01:06:17,974 --> 01:06:20,559
ما جرات نکرديم جشن بگيريم

1142
01:06:25,189 --> 01:06:27,692
جرات نداشتيم خوشحاليمون رو ابراز کنيم

1143
01:06:28,067 --> 01:06:31,070
چون همسايه هامون بچه هاشونو از دست داده بودند

1144
01:06:38,285 --> 01:06:41,622
در ويتنام حزب کمونيست پيروزي را جشن ميگرفت

1145
01:06:41,789 --> 01:06:44,458
و آنها استثناگرايي(عقيده اي که سيستم سياسي کشور يا...را مجاز ميداند که متفاوت باشد و از ديگران بهتر ميداند) داشتند

1146
01:06:44,583 --> 01:06:48,254
و استثناگراييشون براشون مشکل ساز شد

1147
01:06:48,379 --> 01:06:52,008
درست همونطور که استثناگرايي ما برامون مشکل ساز شد

1148
01:06:52,133 --> 01:06:55,928
بنابراين اونها کشور رو در مفهوم نظامي يکپارچه کردند

1149
01:06:56,053 --> 01:07:00,307
و بعد اونها واقعا کشور رو بعد از اون يکپارچه نکردند

1150
01:07:00,474 --> 01:07:04,937
اونها سعي کردند ولي شکست خوردند

1151
01:07:05,062 --> 01:07:07,815
در پايان هيچ حمام  خوني

1152
01:07:07,940 --> 01:07:10,860
در مقياسي که بسياري از آن وحشت داشتند،درکار نبود

1153
01:07:10,985 --> 01:07:15,448
ولي صدها شايد هزاران نفر از مردم در نواحي روستايي

1154
01:07:15,573 --> 01:07:17,158
گمان ميرود که در اعمال انتقام جويانه

1155
01:07:17,283 --> 01:07:22,496
يا تلافي سياسي فردي کشته شده باشند

1156
01:07:22,663 --> 01:07:25,666
آنهايي که در رژيم تيو خدمت کرده بودند

1157
01:07:25,833 --> 01:07:28,335
از ژنرالها گرفته تا کارمندان دفتري معمولي

1158
01:07:28,502 --> 01:07:32,089
خواسته شد که تحت بازآموزي قرار بگيرند

1159
01:07:32,214 --> 01:07:34,091
به  سربازان غير درجه دار اطمينان داده شد

1160
01:07:34,216 --> 01:07:37,762
آنها بايد  تنها با سه روز مطالعه موافقت کنند

1161
01:07:37,887 --> 01:07:42,391
افسران لازم نبود که بيش از يک ماه در اين جلسات شرکت کنند

1162
01:07:44,685 --> 01:07:46,687
برخي فکر ميکردند اونها قرار بود

1163
01:07:46,729 --> 01:07:48,981
به اردوگاهها براي مدت کوتاهي بروند

1164
01:07:49,607 --> 01:07:51,317
ولي من اينجوري فکر نميکردم

1165
01:07:53,861 --> 01:07:57,406
من در يک اردوگاه بازاموزي بمدت

1166
01:07:59,700 --> 01:08:01,368
هفده و نيم سال توقيف بودم

1167
01:08:01,994 --> 01:08:06,082
من در ميان آخرين 100 نفري بودم که آزاد شدند

1168
01:08:06,749 --> 01:08:10,544
وقتي به اون اردوگاهها اشاره ميشد،رسانه ها صحبت از "رفتن براي مطالعه"ميکردند
هوي دوک ،روزنامه نگار

1169
01:08:12,671 --> 01:08:14,381
هيچ کسي هرگز نگفت"رفتن به زندان"

1170
01:08:14,381 --> 01:08:16,467
اعتقاد بر اين است يک و نيم ميليون نفر

1171
01:08:16,592 --> 01:08:21,263
به شکلي تحت شستشوي مغزي  قرار گرفتند

1172
01:08:21,388 --> 01:08:25,893
قبرستانهاي ارتش ويتنام جنوبي با بولدوزر با خاک يکسان شدند يا بسته شدند

1173
01:08:26,018 --> 01:08:28,896
همچنانکه ياد و خاطره يک ويتنام جنوبي مستقل

1174
01:08:29,021 --> 01:08:31,774
و افرادي که براي آن هدف مرده بودند

1175
01:08:31,899 --> 01:08:35,069
هر دو نابود شدند

1176
01:08:35,236 --> 01:08:36,737
اون کمونيستها

1177
01:08:36,821 --> 01:08:40,116
در تلاششون براي ريشه کني آثار و بقاياي

1178
01:08:40,241 --> 01:08:41,826
رژيم سابق

1179
01:08:41,951 --> 01:08:45,913
به ويتنام جنوبياييهايي که پسرانشان را

1180
01:08:46,080 --> 01:08:49,375
در جنگ از دست داده بودند اجازه

1181
01:08:49,500 --> 01:08:54,922
سوگواري،داشتن قبرهايشان و افتخار به ياد و خاطره شان نميدادند

1182
01:08:55,089 --> 01:08:58,634
آن باعث شکافي شد که تا امروز طول کشيده

1183
01:08:58,759 --> 01:09:03,597
که فاتحان با مغلوبان به نحوي

1184
01:09:03,722 --> 01:09:05,599
سازشي ندارند

1185
01:09:08,727 --> 01:09:12,022
ما يک کشور شده ايم

1186
01:09:13,732 --> 01:09:15,943
ولي من اينو ميگم:

1187
01:09:16,026 --> 01:09:18,779
مردم ويتنامي هرگز بيش از وضعيتي که حالا دارند از هم متفرق نبوده اند

1188
01:09:18,779 --> 01:09:24,118
اغلب ويتنام پس از 30 سال جنگ ويرانه است

1189
01:09:24,243 --> 01:09:26,829
گمان ميرود 3 ميليون نفر از شمال

1190
01:09:26,954 --> 01:09:29,123
و جنوب کشته شده باشند

1191
01:09:29,290 --> 01:09:32,960
با اين وجود تعداد بيشتري مجروح شده اند

1192
01:09:33,085 --> 01:09:37,298
هزاران کودک که پدرشان نظاميان آمريکايي بودند

1193
01:09:37,423 --> 01:09:40,217
پشت سر رها شده بودند

1194
01:09:40,342 --> 01:09:46,640
روستاها لازم بود بازسازي شود،زمين بايد دوباره احيا ميشد

1195
01:09:46,807 --> 01:09:50,144
شهرها از پناهندگان در حال انفجار بود

1196
01:09:50,269 --> 01:09:53,022
ميليونها نفر بيکار بودند

1197
01:09:53,147 --> 01:09:57,401
رئيس جمهور فورد يک تحريم اقتصادي اعمال کرد

1198
01:09:57,526 --> 01:10:03,324
واشنگتن از به رسيمت شناختن دولت جديد ويتنام سر باز زد

1199
01:10:03,449 --> 01:10:06,160
ولي ليزوان و همپيمانانش در دفتر سياسي حزب کمونيست

1200
01:10:06,327 --> 01:10:08,621
خوشبين ماندند

1201
01:10:08,746 --> 01:10:11,957
يکي از اعضاي کميته گفت:"هيچ چيز ديگري اتفاق نميفتد

1202
01:10:12,082 --> 01:10:14,668
مشکلاتي که حالا با آن مواجهيم در مقايسه با

1203
01:10:14,793 --> 01:10:18,005
پيش از اين،ناچيزند."

1204
01:10:18,172 --> 01:10:20,883
ليزوان دست به دامان کمک شوروي شد

1205
01:10:21,008 --> 01:10:23,969
تا کل ويتنام را به آنچه که او انرا

1206
01:10:24,094 --> 01:10:28,849
"يک پاسگاه مرزي غير قابل نفوذ نظام سوسياليستي"ميناميد تبديل کند

1207
01:10:29,016 --> 01:10:33,187
هانوي به زور کشاورزي را در جنوب در اولويت قرار داد

1208
01:10:33,312 --> 01:10:35,689
واقعا سرمايه داري را منسوخ کرد

1209
01:10:35,856 --> 01:10:38,359
صنايع را ملي کرد

1210
01:10:38,484 --> 01:10:40,861
و برنامه ريزاني را منصوب کرد تا آنرا در کل

1211
01:10:41,028 --> 01:10:44,406
در راستاي چارچوبهاي کمونيستي سفت و سخت اداره کنند

1212
01:10:44,531 --> 01:10:48,494
نتيجه يک فاجعه اقتصادي بود

1213
01:10:48,619 --> 01:10:53,457
تورم به ميزان زياد 700 درصد در سال افزايش يافت

1214
01:10:53,582 --> 01:10:56,210
مردم گرسنه شدند

1215
01:10:58,170 --> 01:10:59,630
هيچ چيزي وحشتناکتر از

1216
01:11:00,172 --> 01:11:01,757
آن ده سال پس از جنگ نبود

1217
01:11:02,258 --> 01:11:05,344
استاندارد زندگي ما کاملا فروپاشيد

1218
01:11:06,262 --> 01:11:08,264
اوضاع از اين بدتر نميشد

1219
01:11:08,472 --> 01:11:09,974
کاملا اوضاع وحشتناک بود

1220
01:11:10,557 --> 01:11:13,644
طي جنگ مردم ميتونستن سختيو بپذيرن

1221
01:11:15,145 --> 01:11:16,146
ولي بعد از جنگ

1222
01:11:17,815 --> 01:11:19,024
سياستهاي اقتصادي استاليني

1223
01:11:19,024 --> 01:11:22,528
اشتباهات بزرگي بودن

1224
01:11:23,028 --> 01:11:25,030
اون مشکلات اقتصادي کمونيسم بود

1225
01:11:25,239 --> 01:11:28,075
براي پيچيده کردن مشکلاتشان,

1226
01:11:28,242 --> 01:11:31,745
ويتنام خودش را بار ديگر در جنگ ديد

1227
01:11:31,912 --> 01:11:35,457
گرفتار بين منافع دو قدرت کمونيستي

1228
01:11:35,582 --> 01:11:38,460
که زماني وفادارترين متحدانش بوده اند

1229
01:11:38,585 --> 01:11:41,088
چين و اتحاد شوروي.

1230
01:11:42,589 --> 01:11:45,634
بعد ازينکه رژيم بيرحم مائوئيستي در کامبوج

1231
01:11:45,759 --> 01:11:47,261
به مناطق مرزي حمله کرد

1232
01:11:47,386 --> 01:11:51,348
سربازان ويتنامي با تشويق و تسليحات شوروي

1233
01:11:51,473 --> 01:11:56,061
در 1978 از مرز عبور کردند و ان رژيم را سرنگون کردند

1234
01:11:56,186 --> 01:11:58,272
يک سلسله عملياتهاي ضدشورش

1235
01:11:58,439 --> 01:12:00,816
بي حاصل دهساله متعاقب آن رخ داد

1236
01:12:00,941 --> 01:12:05,571
که برخي انرا "ويتنام ويتنام"ناميدند

1237
01:12:05,696 --> 01:12:07,489
پيش از تمام شدن آن

1238
01:12:07,614 --> 01:12:11,410
ويتناميها حدود 50 هزار مرد ديگر را از دست دادند

1239
01:12:11,535 --> 01:12:16,582
تقريبا به همان  اندازه اي که آمرکاييها در جنگشان از دست داده بودند

1240
01:12:18,125 --> 01:12:19,960
چين کمونيست در همين ضمن

1241
01:12:20,127 --> 01:12:23,964
مصمم بود تا ويتنام را بخاطر تجاوز به کامبوج مجازات کند

1242
01:12:24,089 --> 01:12:26,633
و به مسکو نشان دهد آزادي عمل

1243
01:12:26,800 --> 01:12:28,469
در آسياي جنوب شرقي ندارد

1244
01:12:28,594 --> 01:12:33,057
85 هزار سرباز را براي حمله به شمال ويتنام فرستاد

1245
01:12:33,182 --> 01:12:36,477
آنها نواحي در امتداد مرز را

1246
01:12:36,643 --> 01:12:40,397
پيش ازينکه ويتناميها آنها را به عقب برانند ويران کردند

1247
01:12:42,441 --> 01:12:45,986
درياي چين جنوبي 1978،

1248
01:12:46,111 --> 01:12:49,281
آنها به تعداد 10 هزار نفر در ماه به ساحل ميرسند

1249
01:12:49,740 --> 01:12:54,953
يک و نيم ميليون نفر از مردم نهايتا از ويتنام فرار کردند:

1250
01:12:55,079 --> 01:12:58,040
حاميان رژيم گذشته سايگون

1251
01:12:58,165 --> 01:13:00,084
پناهندگان مناطق جنگي جديد

1252
01:13:00,209 --> 01:13:02,169
در امتداد مرز کامبوج

1253
01:13:02,294 --> 01:13:05,005
و ساکنان چيني تبار ويتنام

1254
01:13:05,172 --> 01:13:09,510
که حکومت جديد بطور مخصوص با آنها بدرفتاري ميکرد

1255
01:13:09,676 --> 01:13:13,806
صدها هزار نفر از مردم سوار بر قايق مردند

1256
01:13:13,931 --> 01:13:16,183
سايرين در اردوگاههاي پناهندگان

1257
01:13:16,308 --> 01:13:18,560
در سراسر آسياي جنوب شرقي رنج کشيدند

1258
01:13:22,856 --> 01:13:27,945
حدود 400 هزار نفر سرانجام توانستند به آمريکا برسند

1259
01:13:28,070 --> 01:13:30,781
جايي که آنها در نزديکي هر ايالت اقامت گزيدند

1260
01:13:30,906 --> 01:13:33,700
آنها سخت کوش،مبتکر و ريسک پذير در کار

1261
01:13:33,826 --> 01:13:37,454
مشتاقتر در مشارکت در زندگي سياسي آمريکا

1262
01:13:37,579 --> 01:13:41,041
و بيشتر احتمال داشت تا شهروند آمريکا

1263
01:13:41,208 --> 01:13:44,545
نسبت به ساير گروههاي نژادي از آسيا بشوند

1264
01:13:44,711 --> 01:13:48,674
ولي براي نسل اول آمريکاييهاي ويتنامي تبار

1265
01:13:48,799 --> 01:13:53,720
خاطرات وطنشان هرگز نميشد که از بين برود

1266
01:13:55,973 --> 01:13:59,726
من حالا بعد از تقريبا 30 سال خيلي خوشحالم

1267
01:14:01,061 --> 01:14:04,648
که يک انتخاب خوب براي خودم ،براي خانواده ام انجام دادم

1268
01:14:06,942 --> 01:14:10,529
هرچند اي کاش ميتونستم به ويتنام برگردم تا همانجا بميرم

1269
01:14:14,950 --> 01:14:16,577
ميخوام به بچه هام بگم که

1270
01:14:16,994 --> 01:14:20,789
خوب،ميخوام به ويتنام برگردم تا بقيه عمرمو اونجا زندگي کنم

1271
01:14:22,332 --> 01:14:23,709
ولي همچين جراتي ندارم

1272
01:14:24,585 --> 01:14:27,045
چون احساساتشون رو جربحه دار خواهم کرد

1273
01:14:28,255 --> 01:14:29,256
و نميخوام اونها

1274
01:14:30,382 --> 01:14:31,925
از من دچار سوءتفاهم بشن

1275
01:14:40,976 --> 01:14:42,686
بخاطر ميارم

1276
01:14:42,811 --> 01:14:44,813
همراه يکي از دخترهام

1277
01:14:44,938 --> 01:14:47,149
در يک چهار راه بودم و يک يارويي اومد پشت سر من

1278
01:14:47,274 --> 01:14:50,235
و بوق بلندي زد

1279
01:14:50,360 --> 01:14:52,446
وقتي به خودم اومدم

1280
01:14:52,571 --> 01:14:54,448
روي کاپوت ماشينش بودم

1281
01:14:54,615 --> 01:14:57,576
داشتم سعي ميکردم  شيشه جلو رو با لگد خورد کنم

1282
01:14:57,701 --> 01:14:59,912
و رفتم و ...مردمي بودن که همه داشتن به من نگاه ميکردن

1283
01:14:59,953 --> 01:15:01,622
منظورم اينه که ديوانه واره،اين ديوونگيه

1284
01:15:01,747 --> 01:15:03,582
و بعد من شروع به گفتن کردم"خب،اين عجيبه"

1285
01:15:03,624 --> 01:15:05,876
من يجوري يواشکي به ماشينم برگشتم و ميدوني

1286
01:15:06,001 --> 01:15:07,669
دخترم که حدود چهارسالش بود به من نگاه ميکرد

1287
01:15:07,711 --> 01:15:08,837
"واو،موضوع چيه؟"

1288
01:15:08,837 --> 01:15:10,214
و من گفتم"همش بخاطر چي بود؟"

1289
01:15:10,297 --> 01:15:11,381
هيچ نظري نداشتم

1290
01:15:11,507 --> 01:15:13,842
هيچ فکر نميکردم که اون حتي به جنگ مربوط باشه

1291
01:15:15,969 --> 01:15:19,765
آن به اندازه خود جنگ قديمي است

1292
01:15:19,890 --> 01:15:22,809
يونانيان باستان آنرا "جنون الهي"ميناميدند

1293
01:15:25,729 --> 01:15:30,817
در جنگ داخلي آن "قلب سرباز "ناميده ميشد

1294
01:15:30,943 --> 01:15:35,489
طي جنگ اول جهاني "موج انفجار"

1295
01:15:35,656 --> 01:15:37,866
و "فرسودگي جنگ"در جنگ دوم جهاني ناميده ميشد

1296
01:15:41,870 --> 01:15:44,915
پس از جنگ ويتنام به آن نام جديدي داده شد

1297
01:15:45,040 --> 01:15:48,335
اختلال استرس پس از ضربه

1298
01:15:51,171 --> 01:15:55,759
و اونچه که شما ميدونيد اينه که اختلال استرس پس از ضربه از بين نميره

1299
01:15:55,884 --> 01:15:59,137
ولي حالا اگه کسي بوق بزنه

1300
01:15:59,263 --> 01:16:00,639
و اون منو از جا بپرونه،من هنوز

1301
01:16:00,764 --> 01:16:02,349
هنوز ضربان قلبم بالا ميره

1302
01:16:02,516 --> 01:16:04,518
و من اونجا 5 دقيقه ميمونم و مثل اينم

1303
01:16:04,518 --> 01:16:07,145
ولي"ده ،نه..اون فقط ي عوضيه

1304
01:16:07,271 --> 01:16:09,356
اون يک روز بد کاري داشته،هشت،هفت،شش

1305
01:16:09,481 --> 01:16:11,358
هيچ کس به تو شليک نميکنه،تو در اماني

1306
01:16:11,358 --> 01:16:12,985
هفت،شش،پنج،چهار،سه،دو،يک.

1307
01:16:12,985 --> 01:16:14,486
و ميتونم کنترلش کنم

1308
01:16:14,611 --> 01:16:15,862
درحاليکه قبل ازين نميتونستم انجامش بدم

1309
01:16:15,988 --> 01:16:18,031
چون نميفهميدم چه خبره

1310
01:16:19,658 --> 01:16:22,035
درد اضافي که بسياري از کهنه سربازها حس ميکردند

1311
01:16:22,202 --> 01:16:26,373
اشتياق کشورشان به فراموشي جنگ بود

1312
01:16:26,540 --> 01:16:29,042
تعداد کمي بودند که رژه ميرفتند

1313
01:16:30,544 --> 01:16:36,133
به روشهاي بسياري همه از ويتنام به خانه به تنهايي امدند

1314
01:16:37,926 --> 01:16:39,511
وقتي خونه رسيدم

1315
01:16:39,636 --> 01:16:40,971
و مامان و بابام
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

1316
01:16:41,096 --> 01:16:43,557
برادرهام،خواهرهام،همسرم اونجا بودن
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

1317
01:16:43,682 --> 01:16:45,350
و همديگرو در اغوش گرفتيم و

1318
01:16:48,061 --> 01:16:52,566
نميتونستم با همسرم يا مادرم اونچه که ديده بودم رو

1319
01:16:52,733 --> 01:16:55,986
اون کارايي که در ويتنام کرده بودم در ميون بگذارم

1320
01:16:56,111 --> 01:16:58,322
ميتونستم با  برادرهام درموردش حرف بزنم

1321
01:16:58,447 --> 01:17:01,575
ولي اونها،اونها ميدونستن که من نميخواستم اينکارو بکنم

1322
01:17:01,742 --> 01:17:04,536
و اينطوري شد که بعضي چيزها ناگفته موند،ميدوني

1323
01:17:04,661 --> 01:17:06,580
خوش برگشتي،وينس

1324
01:17:06,747 --> 01:17:09,666
تو تجربه دردناکي رو پشت سر گذاشتي ولي خوش برگشتي

1325
01:17:12,669 --> 01:17:14,921
در آوريل 1981

1326
01:17:15,047 --> 01:17:17,591
مجموعه اي از هشت معمار و مجسمه ساز

1327
01:17:17,716 --> 01:17:19,635
در يک آشيانه هواپيما در پايگاه نيروي هوايي

1328
01:17:19,760 --> 01:17:23,305
اندروز خارج از واشنگتن گرد هم جمع شدند

1329
01:17:23,430 --> 01:17:26,308
آنها آنجا بودند تا طرح برنده شده

1330
01:17:26,433 --> 01:17:29,478
براي يک يادبود ويتنام براي پايتخت کشور را از

1331
01:17:29,603 --> 01:17:32,314
بيش از 1400 طرح پيشنهادي انتخاب کنند

1332
01:17:36,151 --> 01:17:40,113
اين طرح يادبود، نظر يک کهنه سرباز تنهاي کله شق

1333
01:17:40,238 --> 01:17:43,158
تفنگدار سابق به اسم جان اسکراگز بود

1334
01:17:43,283 --> 01:17:46,662
که بعد از  يک يادآوري خاطره دردناک جنگ

1335
01:17:46,787 --> 01:17:49,539
به همسرش گفت که او ميخواسته تا "يک بناي يادبود

1336
01:17:49,665 --> 01:17:52,876
براي همه افرادي که در ويتنام خدمت کرده بودند بسازد

1337
01:17:53,001 --> 01:17:56,004
آن اسامي همه افراد کشته شده را دربر خواهد داشت"

1338
01:17:56,129 --> 01:17:57,631
او همراه با ساير کهنه سربازان,

1339
01:17:57,756 --> 01:18:00,550
يک سازمان غيرانتفاعي تاسيس کرد

1340
01:18:00,676 --> 01:18:03,261
صندوق بناي يادبود کهنه سربازان ويتنام

1341
01:18:03,387 --> 01:18:07,432
عازم جمع آوري پول و طراحي شد

1342
01:18:07,557 --> 01:18:12,104
در پايان حدود 650 هزار آمريکايي

1343
01:18:12,229 --> 01:18:15,691
بيش از 8 ميليون دلار کمک کردند

1344
01:18:15,816 --> 01:18:20,487
داوران طرح شماره 1026 را انتخاب کردند

1345
01:18:21,822 --> 01:18:23,782
مايا لين يينگ 21 ساله

1346
01:18:23,907 --> 01:18:25,951
يک دانشجوي معماري از دانشگاه ييل

1347
01:18:26,076 --> 01:18:28,203
20 هزار دلار جايزه را برنده شد

1348
01:18:28,328 --> 01:18:30,163
طرح برنده شده او شامل

1349
01:18:30,288 --> 01:18:32,708
دو مثلث طويل از گرانيت سياه ميباشد که

1350
01:18:32,833 --> 01:18:35,293
درون يک تپه قرار داده ميشود و اسامي

1351
01:18:35,419 --> 01:18:40,090
57692 مرد يا زني که در جنگ کشته شده اند در ان حک ميشود

1352
01:18:40,215 --> 01:18:44,511
لين که والدينش از چين در دهه 40 به اوهايو مهاجرت کرده اند

1353
01:18:44,636 --> 01:18:46,054
فکر ميکرد که او برنده نميشد

1354
01:18:46,179 --> 01:18:48,640
چون طرحش خيلي عجيب و خيلي قوي بود

1355
01:18:48,765 --> 01:18:51,810
من يک ايده کلي داشتم که ميخواستم تا يک سفر رو شرح بدم

1356
01:18:51,935 --> 01:18:55,063
سفري که باعث ميشد شما مرگ رو تجربه کنيد

1357
01:18:55,188 --> 01:18:57,649
و جايي که شما بعنوان يک ناظر بوديد

1358
01:18:57,774 --> 01:19:00,402
جايي بود که شما هرگز نميتونستيد کاملا همراه مردگان باشيد

1359
01:19:00,527 --> 01:19:02,571
اون قرار نبود چيزي باشه که ميخواد بگه

1360
01:19:02,612 --> 01:19:04,364
"هيچ مشکلي نيست،همه چيز تموم شده"

1361
01:19:04,489 --> 01:19:05,532
چون اينطوري نيست

1362
01:19:05,657 --> 01:19:08,410
تفاوتها در مورد جنگ

1363
01:19:08,535 --> 01:19:12,581
احساسات مردم درمورد طرح پيشنهادي را متنوع ميکرد

1364
01:19:12,706 --> 01:19:16,084
برخي که معتقد بودند جنگ ناروا و غيراخلاقي بوده است

1365
01:19:16,209 --> 01:19:19,755
ميترسيدند که آن بناي يادبود به طريقي به معني ستايش کردن از آن باشد

1366
01:19:21,256 --> 01:19:24,718
سايرين ميترسيدند که طرح افراطي و خشن آن در توجيه

1367
01:19:24,885 --> 01:19:28,722
هدفي که براي آن آمريکاييها جنگيده بودند ناکام باشد

1368
01:19:28,847 --> 01:19:31,391
تام ولف نويسنده آنرا بعنوان

1369
01:19:31,558 --> 01:19:34,519
باجي به جين فوندا رد کرد

1370
01:19:34,644 --> 01:19:36,646
من به ادراکات هنري اهميتي نميدم

1371
01:19:36,646 --> 01:19:38,648
کسي که نيازي به آموزش هنر ندارد

1372
01:19:38,774 --> 01:19:41,234
تا اين طرح بناي يادبود را براي اونچه که هست ببيند:

1373
01:19:41,359 --> 01:19:43,820
يک جاي زخم سياه

1374
01:19:43,945 --> 01:19:45,739
سياه اين رنگ جهاني

1375
01:19:45,906 --> 01:19:48,241
نشانه اندوه و شرمساري و  تحقير

1376
01:19:48,408 --> 01:19:51,036
در همه نژادها و همه جوامع در سطح جهان.

1377
01:19:51,161 --> 01:19:54,122
در يک سوراخ مخفي شده براي اينکه انگار  از شرمساري فرار کند

1378
01:19:54,247 --> 01:19:56,917
آقاي رئيس،اعضاي شورا

1379
01:19:57,083 --> 01:19:58,627
من بعنوان يک فرد صحبت ميکنم

1380
01:19:58,752 --> 01:20:01,254
يک عضو مردم معمولي.

1381
01:20:01,379 --> 01:20:05,884
تصاوير گراميداشت از جنگ در ويتنام چه چيزهايي هستند؟

1382
01:20:06,009 --> 01:20:07,469
يک چريک

1383
01:20:07,594 --> 01:20:09,721
در چند قدمي تير خورده

1384
01:20:10,180 --> 01:20:12,265
جيغ زنان به سمت پايين يک جاده خاکي

1385
01:20:13,850 --> 01:20:15,852
فکر ميکنم حق با مايا لين باشه

1386
01:20:15,977 --> 01:20:19,272
که به ماوراي اين جور تصاوير رفته

1387
01:20:19,397 --> 01:20:24,194
او  همه اون دردها و کشمکشهاي آن دوران ناخوشايند رو

1388
01:20:24,319 --> 01:20:28,990
در يک پيام ساده از فداکاري و قهرماني خاموش اورده

1389
01:20:29,115 --> 01:20:33,912
در يک راي گيري رسمي حمايت از طرح مايا لين

1390
01:20:34,037 --> 01:20:37,582
مادران ستاره طلايي آمريکايي براي بسياري صحبت کردند

1391
01:20:37,707 --> 01:20:39,459
آنها گفتند:"اين روزها

1392
01:20:39,626 --> 01:20:42,462
ميهن پرستي يک موضوع پيچيده است

1393
01:20:42,587 --> 01:20:44,589
ولي شايد اين دليلي باشد که

1394
01:20:44,714 --> 01:20:46,591
آن خطوط گرانيتي سياه وي شکل

1395
01:20:46,716 --> 01:20:49,970
به آرامي به آن زمين شيبدار ميپيوندد

1396
01:20:50,136 --> 01:20:52,514
تنها اين موضوع را درمورد جنگ ميرساند که

1397
01:20:52,639 --> 01:20:54,683
مردم ممکن است در مورد آن موافق باشند:

1398
01:20:54,808 --> 01:20:58,019
اينکه کسانيکه کشته شده اند بايد به ياد آورده شوند"

1399
01:21:47,360 --> 01:21:51,823
وقتي شما از ماشين خارج ميشيد و به اون ديوار نزديک ميشيد

1400
01:21:51,948 --> 01:21:56,494
انرژي و قدرت اون شما رو ميگيره

1401
01:21:57,787 --> 01:21:59,164
شما بلند ميشيد

1402
01:22:02,500 --> 01:22:03,877
شما اون اساميو ميبينيد

1403
01:22:04,044 --> 01:22:05,295
اون اساميو لمس ميکنيد

1404
01:22:08,048 --> 01:22:09,966
اون قويه

1405
01:22:29,861 --> 01:22:30,987
من ديوار ويتنام رو

1406
01:22:31,112 --> 01:22:32,822
رو دوست نداشتم

1407
01:22:32,948 --> 01:22:36,618
من اونرو يک چاله سياه زشت ميديدم

1408
01:22:36,743 --> 01:22:40,413
و اينکه گفته ميشه تنها افرادي که

1409
01:22:40,580 --> 01:22:42,666
يادشون گرامي داشته ميشه مردگان هستند

1410
01:22:42,791 --> 01:22:47,170
نه به اين دليل که قهرمان هستند بلکه چون اونها قربانيند

1411
01:22:48,713 --> 01:22:51,591
من نرفتم

1412
01:22:51,758 --> 01:22:54,886
تا

1413
01:22:55,011 --> 01:22:57,097
يک سال

1414
01:22:57,222 --> 01:23:00,225
اونها داشتن ميرفتن تا يک حلقه گل در جلوي

1415
01:23:00,350 --> 01:23:02,352
اسم هم اتاقيم بگذارن

1416
01:23:02,477 --> 01:23:05,105
من بايد،بايد ميرفتم

1417
01:23:05,230 --> 01:23:08,525
بنابراين من هر سال  از اون به بعد

1418
01:23:08,650 --> 01:23:12,445
براي يادبود اونهايي که ما ،ما از دست داده بوديم رفته ام

1419
01:23:12,570 --> 01:23:14,447
و

1420
01:23:14,614 --> 01:23:16,116
من به سمت چپ پايين ميرم

1421
01:23:16,241 --> 01:23:20,996
و انگشتامو روي اون اسم ميکشم

1422
01:23:27,836 --> 01:23:29,963
شما به سمت اون ديوار ميريد

1423
01:23:30,130 --> 01:23:33,174
و حتي پسرم که زمانيکه اولين بار بردمش نه سالش بود
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

1424
01:23:33,299 --> 01:23:36,261
و شما بيش از 58 هزار اسم ميبينيد

1425
01:23:36,386 --> 01:23:41,641
و شما ميدونيد که نانوشته پشت يا کنار هر اسم

1426
01:23:41,766 --> 01:23:45,812
يک مادر يا يک پدر يا يک همسر يا يک دختر

1427
01:23:45,979 --> 01:23:49,983
هست که زندگيهاشون براي هميشه توسط

1428
01:23:50,150 --> 01:23:52,777
اون جنگ لعنتي متلاشي شده

1429
01:23:57,198 --> 01:24:01,703
من کنار اون ديوار بيش از يکبار بوده ام

1430
01:24:01,828 --> 01:24:03,663
وقتي به گذشته به اون جنگ نگاه ميکنم و ميدوني

1431
01:24:03,830 --> 01:24:05,790
به اونچيزهاي وحشتناک فکر ميکنم ،ميدوني

1432
01:24:05,915 --> 01:24:09,294
ما به اون،ميدوني،کهنه سربازاني که از جنگ برميگشتند

1433
01:24:09,419 --> 01:24:13,173
ميدوني،اونها رو بچه کشها و بدتر از اين خطاب ميکرديم

1434
01:24:13,298 --> 01:24:19,095
من،ميدوني،من درموردش احساس خيلي بدي دارم

1435
01:24:19,220 --> 01:24:22,849
ميتونم تنها بگم که ،ميدوني،ما هم بچه بوديم

1436
01:24:23,016 --> 01:24:25,310
ميدوني،درست مثل اونها که بچه بودن

1437
01:24:25,435 --> 01:24:28,146
اون منو ناراحت ميکنه،اون منو امروز هم ناراحت ميکنه

1438
01:24:28,271 --> 01:24:31,775
اون درد باعث ميشه فکر کنم  به چيزهايي که گفتم

1439
01:24:31,900 --> 01:24:33,359
و به چيزهايي که ما در موردشون گفتيم

1440
01:24:33,485 --> 01:24:36,863
و من متاسفم

1441
01:24:39,240 --> 01:24:41,284
متاسفم

1442
01:24:52,378 --> 01:24:54,089
نميخواستم برم

1443
01:24:55,507 --> 01:25:02,097
و اون يک صبح تابستاني زيبا بود
کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک

1444
01:25:02,222 --> 01:25:07,519
اول به بناي يادبود آبراهام لينکلن رفتم.

1445
01:25:07,644 --> 01:25:11,856
يک مکان تسلي بخش براي بودن بود

1446
01:25:11,981 --> 01:25:13,983
و

1447
01:25:14,109 --> 01:25:19,030
و بعد از اون خيابون رد شدم و به سمت ورودي قدم زدم

1448
01:25:19,155 --> 01:25:22,492
و همونطور که ميدونيد در ابتدا،شما نميتونيد واقعا اون ديوارو ببينيد

1449
01:25:22,617 --> 01:25:26,204
و شما پايين ميريد و وارد يک تپه پوشيده از چمن ميشيد

1450
01:25:26,329 --> 01:25:31,126
و من وقتي چشمم به اون افتاد

1451
01:25:31,251 --> 01:25:34,295
من واقعا نفسم بند اومد

1452
01:25:35,463 --> 01:25:38,091
البته من گريه کردم

1453
01:25:40,260 --> 01:25:44,597
من رو کمک کردن بلند شدم و تونستم لمسش کنم

1454
01:25:44,722 --> 01:25:47,308
اسم برادرمو پيدا کردم

1455
01:25:51,521 --> 01:25:53,481
به اسم برادرم در گروهاني

1456
01:25:53,606 --> 01:25:57,777
که همه اون افراد ديگه بودن نگاه کردم

1457
01:25:59,946 --> 01:26:02,532
حس غم و اندوه بود

1458
01:26:02,657 --> 01:26:07,120
ولي حالا اون به هرحال تنها نيست

1459
01:26:07,245 --> 01:26:10,707
اون در گروهان اون افراد بود

1460
01:26:10,832 --> 01:26:13,418
و اون اونجا بود

1461
01:26:13,543 --> 01:26:17,881
براي مردم که در موردشون بدونن و فکر کنن

1462
01:26:18,006 --> 01:26:19,632
و اون فراموش نميشد

1463
01:26:19,799 --> 01:26:21,509
و گم نميشد

1464
01:26:21,634 --> 01:26:25,930
و اون بطور فوق العاده اي بري من شفابخش و تسلي بخش بود

1465
01:26:33,855 --> 01:26:35,940
همينطور که من از  استخر  بازتاب دهنده به سمت اون ديوار ميرفتم
جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

1466
01:26:36,024 --> 01:26:38,818
تعداد بسيار زيادي اسم روي اون ديوارها بود

1467
01:26:38,943 --> 01:26:42,822
و يکهو بغض کردم

1468
01:26:42,989 --> 01:26:44,782
و فکر کردم"نميتونم اينکارو بکنم"

1469
01:26:44,908 --> 01:26:46,993
من نميتونم اينکارو همين حالا بکنم

1470
01:26:47,118 --> 01:26:50,246
و افتادم

1471
01:26:53,666 --> 01:26:57,712
و همه اون اشکهايي که جلوشونو گرفته بودم

1472
01:26:59,839 --> 01:27:01,758
گريه نميکردم،بي اختيار اشک ميريختم

1473
01:27:01,883 --> 01:27:05,762
روي زانوهام افتاده بودم و بي اختيار اشک ميريختم

1474
01:27:05,887 --> 01:27:09,349
نميتونستم جلوشو بگيرم،نميتونستم نفس بگيرم

1475
01:27:12,185 --> 01:27:17,148
و از خدا خيلي سپاسگذار بودم که اون اونجا بود

1476
01:27:17,273 --> 01:27:20,068
فکر ميکردم

1477
01:27:20,193 --> 01:27:22,862
اين قراره جانها رو نجات بده

1478
01:27:23,029 --> 01:27:25,865
اين زندگيها رو نجات ميده

1479
01:28:09,075 --> 01:28:11,369
من تحت تاثير زيباييش قرار گرفتم

1480
01:28:11,494 --> 01:28:14,372
و اينکه ويتنام در هنگام صلح از آسمون چجور به نظر ميرسيد

1481
01:28:14,497 --> 01:28:17,083
من يک حس اميد در وجودم داشتم

1482
01:28:17,208 --> 01:28:19,419
من به سختي بمدت چندين ماه با ديگران

1483
01:28:19,544 --> 01:28:24,007
براي سازماندهي اين سفر و براي مذاکره در مورد رسيدنمون با
تام واللي

1484
01:28:24,132 --> 01:28:25,258
با دولت ويتنام کار کرده بودم

1485
01:28:25,258 --> 01:28:26,259
چطوري؟

1486
01:28:26,426 --> 01:28:27,510
دره تويي تنتوم

1487
01:28:27,635 --> 01:28:30,346
من به ويتنام بعنوان يک کهنه سرباز برگشتم

1488
01:28:30,471 --> 01:28:32,598
تا از تاريخ درس بگيرم

1489
01:28:32,724 --> 01:28:35,601
و ببينم چطور اونجا تغيير کرده بود

1490
01:28:37,729 --> 01:28:39,772
تنها 200 آمريکايي

1491
01:28:39,897 --> 01:28:41,441
از 1975 به ويتنام اومده بودن

1492
01:28:41,566 --> 01:28:43,109
و اغلب اونها گزارشگرها بودن

1493
01:28:43,192 --> 01:28:44,736
و در جنوب بودن

1494
01:28:47,405 --> 01:28:50,283
خيلي از اون بچه ها،شما در اون خيابون قدم ميزديد

1495
01:28:50,408 --> 01:28:52,076
و اونها ميگفتن

1496
01:28:52,201 --> 01:28:53,578
به معني "روسي"هست

1497
01:28:53,703 --> 01:28:55,038
و شما ميگفتيد “No lien Xo,من روسي نيستم

1498
01:28:55,163 --> 01:28:57,623
toi la nguoi My"...
"من آمريکاييم"

1499
01:28:57,749 --> 01:29:00,293
و صورتشون باز ميشد و ميگفتن"آمريکايي"

1500
01:29:00,418 --> 01:29:02,295
و اون  بسرعت از ميان

1501
01:29:02,420 --> 01:29:04,297
حياط مدرسه يا خيابون منتشر ميشد

1502
01:29:04,464 --> 01:29:06,299
که امريکاييها اينجا بودن

1503
01:29:06,424 --> 01:29:08,801
و اونها بيرون ميومدن و رفتارشون خيلي خيلي دوستانه بود

1504
01:29:12,597 --> 01:29:13,639
خداحافظ

1505
01:29:13,806 --> 01:29:16,267
خداحافظ
خداحافظ

1506
01:29:21,314 --> 01:29:26,152
تام واللي با تفنگداران دريايي در ويتنام خدمت کرده بود

1507
01:29:26,319 --> 01:29:31,866
16 سال بعد،آن کشور او را دوباره به خود جذب کرد

1508
01:29:31,991 --> 01:29:34,452
و او برنامه ويتنام

1509
01:29:34,577 --> 01:29:36,829
دانشکده کندي در دانشگاه هاروارد را پايه گذاري کرد

1510
01:29:36,996 --> 01:29:43,169
و به آموزش برخي از رهبران آينده کشور کمک کرد

1511
01:29:43,294 --> 01:29:46,339
من خيلي خيلي درگير ارتباط مجدد

1512
01:29:46,464 --> 01:29:48,633
بين ايالات متحده و ويتنام شدم
تام واللي،تفنگدار دريايي

1513
01:29:48,758 --> 01:29:51,386
و اينکه اون رابطه چجوري اتفاق بيفته

1514
01:29:51,511 --> 01:29:56,516
من يک دهه از عمرمو صرف درست کردن اينکار گذاشتم

1515
01:29:56,641 --> 01:29:58,810
هرچند ايالات متحده

1516
01:29:58,935 --> 01:30:02,063
روابط ديپلماتيک با ويتنام نداشت

1517
01:30:02,188 --> 01:30:06,025
کهنه سربازان خودشان شروع به برگشتن کردند

1518
01:30:06,192 --> 01:30:11,197
از جاهايي که آنها جنگيده بودند بازديد ميکردند

1519
01:30:12,365 --> 01:30:15,410
با دشمنان قديمي ديدار ميکردند

1520
01:30:17,537 --> 01:30:21,249
درختان را ميکاشتند و مدارس را بنا ميکردند

1521
01:30:21,374 --> 01:30:25,378
سعي داشتند جنگ را پشت سر بگذارند

1522
01:30:26,963 --> 01:30:29,882
واللي بطور نزديکي با ساير کهنه سربازان

1523
01:30:30,049 --> 01:30:33,553
از جمله سه سناتور ايالات متحده کار ميکرد

1524
01:30:33,678 --> 01:30:37,306
که در ميان تاثيرگذارترين حاميان آمريکايي

1525
01:30:37,432 --> 01:30:40,059
براي عادي کردن روابط قرار داشتند

1526
01:30:40,226 --> 01:30:42,895
جان مک کين از آريزونا

1527
01:30:43,020 --> 01:30:47,775
که شش سال را بعنوان يک اسير جنگي دوام اورده بود

1528
01:30:47,900 --> 01:30:50,903
جان کري از ماساچوست

1529
01:30:51,070 --> 01:30:54,407
فرمانده سابق يک قايق تند رو

1530
01:30:54,574 --> 01:30:57,618
و باب کري از نبراسکا

1531
01:30:57,743 --> 01:31:01,205
از اعضاي سابق يگان ويژه نيروي دريايي آمريکا.

1532
01:31:01,330 --> 01:31:04,459
وظيفه شان آسان نبود

1533
01:31:04,584 --> 01:31:07,837
هانوي اصرار داشت ايالات متحده با وعده

1534
01:31:07,962 --> 01:31:12,467
فراهم کردن بودجه براي بازسازي غرامت دهد

1535
01:31:12,592 --> 01:31:15,553
ايالات متحده به سهم خود خواستار

1536
01:31:15,678 --> 01:31:17,305
يک گزارش کامل

1537
01:31:17,430 --> 01:31:20,558
از 2500 آمريکايي شد که بقايايشان

1538
01:31:20,683 --> 01:31:23,227
هرگز پيدا نشده بود

1539
01:31:23,352 --> 01:31:28,733
هانوي که خود بيش از 300 هزار مفقودي داشت

1540
01:31:28,858 --> 01:31:33,404
از همکاري سرباز زد

1541
01:31:33,529 --> 01:31:38,284
ولي وقايع هم در داخل ويتنام و هم بسيار فراتر از مرزهايش

1542
01:31:38,451 --> 01:31:42,705
به آرامي قضايا را جفت و جور کرد

1543
01:31:44,165 --> 01:31:46,167
کي مشکلات رو ميدونست؟

1544
01:31:46,209 --> 01:31:48,628
اون کهنه سربازها

1545
01:31:49,795 --> 01:31:52,381
اونها خونشون رو در ميدان جنگ ريخته بودن

1546
01:31:52,882 --> 01:31:55,176
و حالا اونها به روستاهاشون برگشتند

1547
01:31:55,551 --> 01:31:58,221
و مجبور بودند تا به اون سبک ديوانه وار

1548
01:31:58,763 --> 01:32:00,765
در اون مزارع اشتراکي زندگي کنن

1549
01:32:04,060 --> 01:32:07,188
اون کشاورز-سربازان بودن که اين کشورو تغيير دادن

1550
01:32:10,399 --> 01:32:15,696
ليزوان در 1986 مرد

1551
01:32:15,821 --> 01:32:20,117
جانشينانش آنچه که آنرا دوي موي ميناميدند اقتباس کردند

1552
01:32:20,243 --> 01:32:23,829
يک اصلاحات عمل گرايانه تر در سياست اقتصادي.

1553
01:32:26,415 --> 01:32:30,503
زمانيکه جنگ سرد به پايان رسيد،کمک شوروي ناپديد شد

1554
01:32:30,670 --> 01:32:35,675
و هانوي سرانجام شروع به کمک به تيمهاي نظامي ايالات متحده

1555
01:32:35,800 --> 01:32:39,512
در جستجوي بقاياي آمريکاييها کرد

1556
01:32:39,637 --> 01:32:44,183
معماران عادي سازي روابط

1557
01:32:44,308 --> 01:32:46,477
ويتناميها هستند

1558
01:32:46,602 --> 01:32:49,522
آمريکاييها نيستن

1559
01:32:49,689 --> 01:32:51,857
و عادي سازي ويتنام

1560
01:32:52,024 --> 01:32:57,029
يک راهبرد حزب کمونيست ويتنام

1561
01:32:57,154 --> 01:32:59,365
براي الحاق به جهان است

1562
01:32:59,532 --> 01:33:00,992
اونها ميخوان به جهان بپيوندند

1563
01:33:01,117 --> 01:33:04,245
و ايالات متحده اونرو براي اونها به منظور پيوستن به جهان سخت ميکنه

1564
01:33:04,370 --> 01:33:07,206
بنابراين جان مک کين اصرار داره

1565
01:33:07,373 --> 01:33:09,208
اره،شما ميخواين عادي سازي داشته باشين؟

1566
01:33:09,333 --> 01:33:12,545
همه زندانيان شما لازمه که از اردوگاههاي باز آموزي بيرون بيان

1567
01:33:12,712 --> 01:33:15,047
شما عادي سازي ميخواين؟

1568
01:33:15,214 --> 01:33:18,217
جان کري..."من همه اطلاعات درمورد مفقودينو لازم دارم"

1569
01:33:20,261 --> 01:33:22,805
در سال 1994

1570
01:33:22,930 --> 01:33:25,725
بعد ازينکه ويتناميها تقاضاهاي آمريکاييها را براورده کردند

1571
01:33:25,891 --> 01:33:30,062
ايالات متحده تحريم تجاري خود را تعليق کرد

1572
01:33:30,229 --> 01:33:34,734
عادي سازي کامل در سال بعد رخ داد

1573
01:33:34,900 --> 01:33:38,195
سفير جديد آمريکا پت پترسون بود

1574
01:33:38,321 --> 01:33:43,409
که شش سال را بعنوان اسير جنگي در هانوي گذرانده بود

1575
01:33:45,911 --> 01:33:47,997
در نوامبر 2000

1576
01:33:48,122 --> 01:33:51,292
رئيس جمهور بيل کلينتون به ويتنام سفر کرد

1577
01:33:51,417 --> 01:33:55,296
اولين بازديد رئيس جمهور آمريکا  از آن کشور

1578
01:33:55,421 --> 01:33:58,966
از زمانيکه ريچارد نيکسون از سربازان آمريکايي آنجا

1579
01:33:59,091 --> 01:34:01,969
در 31 سال پيش،ديدن کرده بود

1580
01:34:03,929 --> 01:34:05,765
حالا ميتونيم چيزي بگيم که
رئيس جمهور باراک، اوباما،هانوي،2016

1581
01:34:05,931 --> 01:34:07,600
که زماني غيرقابل تصور بود:

1582
01:34:07,725 --> 01:34:11,771
امروز،ويتنام و ايالات متحده شرکاي هم هستند

1583
01:34:11,896 --> 01:34:16,484
ما نشان داده ايم که دلها ميتوانند تغيير کنند

1584
01:34:16,609 --> 01:34:18,277
واينکه يک آينده متفاوت زماني ممکنه

1585
01:34:18,402 --> 01:34:22,281
که ما زندانيان گذشته نباشيم

1586
01:34:28,454 --> 01:34:30,790
برخي از هم رزمهام که در شهرها زندگي ميکنن

1587
01:34:30,790 --> 01:34:33,459
اغلب کهنه سربازان آمريکاييو ملاقات ميکنن

1588
01:34:33,959 --> 01:34:36,087
اونها به زبون همديگه صحبت نميکنن

1589
01:34:36,629 --> 01:34:39,090
ولي اونها از ديدن همديگه انقدر خوشحالن

1590
01:34:39,256 --> 01:34:40,508
که همديگه رو بغل ميکنن

1591
01:34:42,885 --> 01:34:45,846
اونها با همديگه مثل کهنه سربازها رفتار ميکنن

1592
01:34:46,013 --> 01:34:49,058
ما گذشته رو پشت سرمون گذشتيم

1593
01:34:53,229 --> 01:34:57,608
حتي باوجود اينکه هنوز گلوله هايي در بدنم دارم
لي کونگ هوان(ويت کنگ)

1594
01:34:59,902 --> 01:35:02,738
ميخوام تا اون فصل جنگ رو ببندم

1595
01:35:02,947 --> 01:35:04,990
حالا ما بايد به آينده نگاه کنيم

1596
01:35:06,367 --> 01:35:10,621
وقتي بچه هامون بتونن براي درس خوندن به آمريکا برن

1597
01:35:11,914 --> 01:35:14,709
و بهترين،زيباترين چيزها رو از آمريکاييها

1598
01:35:14,959 --> 01:35:15,960
ياد بگيرن

1599
01:35:17,253 --> 01:35:18,838
و با مردم اونجا اشنا بشن

1600
01:35:27,430 --> 01:35:30,182
من به ويتنام برگشتم

1601
01:35:30,349 --> 01:35:34,019
من با سازمان کهنه سربازهاي ايالتي تماس گرفتم

1602
01:35:38,357 --> 01:35:40,693
اين يک سازمان عظيم از کهنه سربازهاي ويتناميه

1603
01:35:40,818 --> 01:35:44,196
همه دشمنان قبلي

1604
01:35:44,321 --> 01:35:45,740
همه دشمنان قبلي

1605
01:35:45,865 --> 01:35:48,576
ولي حالا يک ذره مسنتر شديم،مثل من
مايک هيني،ارتش

1606
01:35:48,701 --> 01:35:51,162
ميدوني،اونا آدمايي در سن من هستن،پدربزرگها

1607
01:35:51,287 --> 01:35:57,168
و بعد ازينکه وارسي اوليه همديگه رو انجام داديم

1608
01:35:57,293 --> 01:36:00,713
و اين يک موضوع سياسيه يا نه

1609
01:36:00,838 --> 01:36:08,554
اونها نميشد ازين مهربانتر و دوست داشتني تر باشن

1610
01:36:08,679 --> 01:36:13,601
اونها منو زير بال و پرشون مثل يک سرباز برادر گرفتن

1611
01:36:13,726 --> 01:36:19,315
ما خاطرات دردناکمون،داستانهامون رو با همديگه مبادله کرديم

1612
01:36:22,443 --> 01:36:26,530
و من يک کم مراسم گرفتم،به افتخار افرادي که از دست داده بودم

1613
01:36:26,655 --> 01:36:30,075
به افتخار دشمنان ويتنامي که کشته بوديم

1614
01:36:30,201 --> 01:36:34,079
و فقط به اونها ميگفتيم،ميدوني،اونها ميتونستن حالا در آرامش باشن

1615
01:36:39,585 --> 01:36:43,422
اون يک سفر فوق العاده بود

1616
01:36:45,549 --> 01:36:47,259
ميدوني،

1617
01:36:47,384 --> 01:36:49,970
شما نزديکتر نميشديد،ولي تا حدي به آرامش ميرسيديد

1618
01:36:50,095 --> 01:36:52,431
تا حدي به آرامش ميرسيديد.
تا حدي به آرامش ميرسيديد

1619
01:37:02,608 --> 01:37:07,363
در ويتنام،زمين به ميزان زيادي ترميم شد

1620
01:37:07,488 --> 01:37:11,200
دشمنيهاي قديمي عمدتا دفن شده است

1621
01:37:13,327 --> 01:37:15,996
ولي ارواح باقي مانده اند

1622
01:37:18,666 --> 01:37:20,084
آمريکاييها و ويتناميها

1623
01:37:20,209 --> 01:37:22,294
با هم کار ميکنند تا مکانهايي که

1624
01:37:22,461 --> 01:37:25,756
عامل نارنجي زمين را مسموم کرده است پاکسازي کنند

1625
01:37:25,881 --> 01:37:30,135
مهمات منفجر نشده،نيمه پنهان در زمين

1626
01:37:30,261 --> 01:37:34,431
هنوز هر ساله جانهايي را ميگيرد

1627
01:37:34,557 --> 01:37:38,310
مادران و پدران مسن از ويتنام شمالي

1628
01:37:38,477 --> 01:37:40,688
هنوز در جنوب پرسه ميزنند

1629
01:37:40,813 --> 01:37:41,981
بدنبال کشف

1630
01:37:42,106 --> 01:37:44,608
آنچه که برسر پسران و دخترانشان آمده هستند

1631
01:37:49,321 --> 01:37:52,825
سربازان در يگان من

1632
01:37:54,076 --> 01:37:57,079
والدينشون به من اعتماد کردن تا دنبالشون بگردم

1633
01:37:58,372 --> 01:38:04,003
برخي از اجسادشون هرگز پيدا نشده

1634
01:38:05,004 --> 01:38:08,299
و من روز و شب احساس گناه ميکنم

1635
01:38:10,509 --> 01:38:11,510
در روياهام

1636
01:38:12,094 --> 01:38:16,599
من توسط صحنه هاي بيرحمانه جنگ و مرگ تسخير ميشم

1637
01:38:16,640 --> 01:38:20,811
فکر ميکنم به اين خاطره که من به تعهدم عمل نکرده ام
لو کاک تام،ارتش ويتنام شمالي

1638
01:38:20,811 --> 01:38:23,731
من اونها رو براي خانواده هاشون پيدا نکرده ام

1639
01:38:24,481 --> 01:38:26,525
هر روز مردم با من تماس ميگيرن و ميپرسن

1640
01:38:26,567 --> 01:38:29,153
پسرم در اين گروهان از اون هنگ خدمت کرده

1641
01:38:31,780 --> 01:38:33,449
اون در ميدان جنگ کشته شده

1642
01:38:34,575 --> 01:38:35,576
آيا پيداش کردي؟

1643
01:38:37,077 --> 01:38:39,413
من مجبورم جواب بدم که پيدا نکرده ام

1644
01:38:45,753 --> 01:38:48,505
فکر ميکنم شما ميتونستيد بگيد که جنگ ويتنام

1645
01:38:49,715 --> 01:38:51,133
يک سرود قهرمانانه است

1646
01:38:53,677 --> 01:38:55,679
ولي اون همچنين يک تراژدي بزرگه

1647
01:38:57,556 --> 01:39:01,185
حالا در ويتنام ما شروع به تفکر دوباره در مورد جنگ ميکنيم
وين گوک،ارتش ويتنام شمالي

1648
01:39:01,310 --> 01:39:03,354
تا سوالاتيو بپرسيم

1649
01:39:03,520 --> 01:39:07,900
آيا جنگ براي رسيدن به عدالت لازم بود؟

1650
01:39:09,568 --> 01:39:10,694
آيا جنگ درست بود؟

1651
01:39:14,323 --> 01:39:15,824
جنگ تموم شده

1652
01:39:16,909 --> 01:39:18,994
حالا ما لازمه تا بر زندگي تمرکز کنيم

1653
01:39:19,036 --> 01:39:22,206
اون چيزي که بيشترين اهميتو داره پيدا کردن برخي  معاني

1654
01:39:23,457 --> 01:39:25,709
برخي درسها در جنگ براي زندگيهامونه

1655
01:39:41,767 --> 01:39:46,105
وقتي ما نهايتا به سرعت از ويتنام خارج شديم

1656
01:39:47,481 --> 01:39:52,653
ما شروع کرديم به شک کردن در مورد خودمون

1657
01:39:52,778 --> 01:39:57,366
و اون يک احساس غريبه براي يک آمريکايي بود

1658
01:39:57,491 --> 01:40:01,453
ما بندرت در مورد خودمون شک ميکنيم

1659
01:40:01,578 --> 01:40:06,542
اين تبديل به تلخ ترين ،تفرقه انگيزترين

1660
01:40:06,667 --> 01:40:09,378
يا تلخ ترين در درجه دوم و تفرقه انگيزترين در درجه دوم

1661
01:40:09,503 --> 01:40:12,047
جنگ در کل تاريخمون شد

1662
01:40:12,172 --> 01:40:16,635
و ما هنوز از اون آسيب ميبينيم

1663
01:40:18,929 --> 01:40:22,725
ما در مورد ويتنام احساس گناه ميکنيم

1664
01:40:24,852 --> 01:40:28,272
بيش از چهار دهه بعد از پايان جنگ

1665
01:40:28,397 --> 01:40:31,650
چنددستگيهايي که آن بين آمريکاييها ايجاد کرد

1666
01:40:31,775 --> 01:40:35,154
هنوز کاملا التيام پيدا نکرده است

1667
01:40:35,279 --> 01:40:39,450
درسهايي که آموخته شد و بعد فراموش شد

1668
01:40:39,575 --> 01:40:44,455
تفرقه هايي که کمتر شد و بعد گسترده شد

1669
01:40:44,580 --> 01:40:50,711
اسرار قديمي که فاش شد و اسرار جديدي که مخفي شدند

1670
01:40:50,836 --> 01:40:54,965
جنگ ويتنام يک تراژدي

1671
01:40:55,090 --> 01:40:58,969
بي اندازه  و غيرقابل جبران بود

1672
01:41:02,014 --> 01:41:05,350
ولي معاني ميتواند در داستانهاي فردي

1673
01:41:05,517 --> 01:41:07,853
افرادي که از آن زنده بيرون آمدند يافت شود

1674
01:41:07,978 --> 01:41:11,065
داستانهاي شجاعت و  رفاقت

1675
01:41:11,190 --> 01:41:13,150
و استقامت

1676
01:41:13,275 --> 01:41:16,653
درک و بخشش

1677
01:41:16,779 --> 01:41:21,617
و نهايتا مصالحه

1678
01:41:26,080 --> 01:41:29,500
اونها در وزن خاطرات سهيم بودند

1679
01:41:29,625 --> 01:41:32,878
اونها باريو بردوش کشيدند که ديگران نميتونستن تحملش کنن

1680
01:41:33,003 --> 01:41:36,632
اغلب اونها همديگه رو حمل ميکردند،زخميها يا ضعيفها رو.
تيم اوبراين:يک نويسنده است و هنوز در حال تقلا براي درک کردن آنچه هست که پشت سر گذاشته است

1681
01:41:36,757 --> 01:41:40,552
اونها عفونتهايي با خودشون داشتن
کارول کراکر
يک مشاور خانواده در شمال نيويورک

1682
01:41:40,677 --> 01:41:42,763
اونها صفحات شطرنج
کارول کراکر
يک مشاور خانواده در شمال نيويورک

1683
01:41:42,888 --> 01:41:45,307
توپهاي بسکتبال
هوي دوک:يک مورخ پرخواننده شد و در شهر هوشي مين زندگي ميکند

1684
01:41:45,432 --> 01:41:48,894
ديکشنريهاي ويتنامي به انگليسي
هوي دوک:يک مورخ پرخواننده شد و در شهر هوشي مين زندگي ميکند

1685
01:41:49,019 --> 01:41:55,567
درجات نظامي،مدالهاي ستاره  برونزي و قلب بنفش
بيل ارهارت:
يک معلم،شاعر و نويسنده در فيلادلفيا

1686
01:41:55,734 --> 01:41:59,780
کارتهاي پلاستيکي نوشته شده با آيين نامه حرفه اي با خودشون حمل ميکردن
دونگ وان ماي اليوت:مجددا به خواهرش ملحق شد،داستاني در مورد خانواده از هم جدا شده اش نوشت و در کاليفرنيا زنگي ميکند

1687
01:41:59,780 --> 01:42:02,449
دونگ وان ماي اليوت:مجددا به خواهرش ملحق شد،داستاني در مورد خانواده از هم جدا شده اش نوشت و در کاليفرنيا زنگي ميکند

1688
01:42:02,491 --> 01:42:05,410
اونها بيماريهايي با ودشون حمل ميکردن
راجر هريس:
يک آموزگار شد و 41 سال در مدارس دولتي بوستون کار کرد

1689
01:42:05,577 --> 01:42:08,872
که از جمله اونها مالاريا و اسهال خوني بود
راجر هريس:
يک آموزگار شد و 41 سال در مدارس دولتي بوستون کار کرد

1690
01:42:08,997 --> 01:42:15,337
اونها با خودشون شپش و کرم حلقوي و زالو
مت هريسون:بعد از 20 سال از ارتش بازنشسته شد و در کانيتيکت زندگي ميکند

1691
01:42:15,462 --> 01:42:21,468
جلبک شاليزار و انواع قارچها رو با خود حمل ميکردند
لي مين خويي:يک روزنامه نگار و داستان نويس در هانوي است

1692
01:42:21,593 --> 01:42:28,016
اونها با خودشون خود زمين رو حمل ميکردند...ويتنام
هال کوشنر:مجددا ازدواج کرد و يک چشم پزشک است و در فلوريدا زندگي ميکند

1693
01:42:28,142 --> 01:42:31,937
اون مکان...اون خاک رو.
کارل مارلنتز:نزديک سياتل زندگي ميکند و 30 سال را صرف نوشت يک داستان در مورد جنگ خود کرد

1694
01:42:32,104 --> 01:42:34,439
يک گرد و خاک قرمز-نارنجي پودري
کارل مارلنتز:نزديک سياتل زندگي ميکند و 30 سال را صرف نوشت يک داستان در مورد جنگ خود کرد

1695
01:42:34,606 --> 01:42:41,071
که چکمه هايشان و  لباسهاي کار و صورتهاشونو ميپوشاند
ژنرال مريل مکپک:نيروي هوايي را طي جنگ اول خليج فارس فرماندهي کرد و در اورگون زندگي ميکند

1696
01:42:41,196 --> 01:42:44,449
اونها آسمون رو با خودشون حمل ميکردند
جان ماسگريو:در کانزاس زندگي ميکند و به رزمندگان   جنگهاي آمريکا مشاوره ميدهد

1697
01:42:44,616 --> 01:42:47,452
کل جو رو.
جان ماسگريو:در کانزاس زندگي ميکند و به رزمندگان   جنگهاي آمريکا مشاوره ميدهد

1698
01:42:47,619 --> 01:42:50,289
اونها آب و هوا را با خودشون حمل ميکردن
وين گوک:يک معلم و نويسنده محترم در ويتنام است

1699
01:42:50,414 --> 01:42:54,168
رطوبت،بارانهاي موسمي
وين گوک:يک معلم و نويسنده محترم در ويتنام است

1700
01:42:54,293 --> 01:42:58,422
بوي گند قارچها و پوسيدگي،همش رو.
بو نين:اولين سرباز پياده نظام ويتنام شمالي شد که در مورد جنگ ويتنام نوشت.او در هانوي زندگي ميکند

1701
01:42:58,547 --> 01:43:00,632
اونها جاذبه رو با خودشون حمل ميکردن
بو نين:اولين سرباز پياده نظام ويتنام شمالي شد که در مورد جنگ ويتنام نوشت.او در هانوي زندگي ميکند

1702
01:43:00,799 --> 01:43:03,510
اونها مثل قاطرها حرکت ميکردن
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

1703
01:43:03,635 --> 01:43:06,221
در روشناي روز اونها آتش تير تک تيرانداز رو دريافت ميکردن
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

1704
01:43:06,346 --> 01:43:08,140
در شب اونها مورد حمله خمپاره قرار ميگرفتن.
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

1705
01:43:08,265 --> 01:43:11,727
اونها درون تونلها ميخزيدند و پيش قراول ميشدن
تران گوک توم:9 سال را در يک اردوگاه بازآموزي گذراند و حالادر هيوستن زندگي ميکند

1706
01:43:11,852 --> 01:43:14,146
و زير آتش پيشروي ميکردن
تران  گوک توم:9 سال را در يک اردوگاه بازآموزي گذراند و حالادر هيوستنزندگي ميکند

1707
01:43:14,313 --> 01:43:17,149
ولي اون يک جنگ نبود
فان کوانگ تو:يک قاضي امور مهاجرت در کاليفرنياي شمالي شد

1708
01:43:17,274 --> 01:43:20,152
اون فقط يک رژه بي پايان بود
فان کوانگ تو:يک قاضي امور مهاجرت در کاليفرنياي شمالي شد

1709
01:43:20,319 --> 01:43:23,238
روستا به روستا
بيل زيمرمان:يک مشاور سياسي در کاليفرنياي جنوبي است

1710
01:43:23,363 --> 01:43:27,743
آنها بخاطر خود رژه ،قدم رو ميرفتن
بيل زيمرمان:يک مشاور سياسي د رکاليفرنياي جنوبي است

1711
01:43:27,868 --> 01:43:31,580
اونها به آهستگي و در سکوت پيشروي ميکردن

1712
01:43:31,705 --> 01:43:35,792
به سمت جلو خم ميشدن،در مقابل گرما،بدون تفکر

1713
01:43:35,918 --> 01:43:39,504
همه خون و استخوان،با
ناله هاي ساده,

1714
01:43:39,630 --> 01:43:42,007
با پاهايشان سربازي ميکردن

1715
01:43:42,174 --> 01:43:44,593
به بالاي تپه ها ميرفتن و به شاليزارها پايين ميومدن

1716
01:43:44,718 --> 01:43:49,473
و از رودخانه ها عبور ميکردن و دوباره بالا و پايين ميرفتن،فقط خم ميشدن

1717
01:43:49,598 --> 01:43:55,270
يک قدم و بعد قدم بعدي و بعد ديگري

1718
01:43:55,395 --> 01:43:56,939
اونها پاهاشونو وادار به حرکت ميکردن

1719
01:43:59,066 --> 01:44:00,901
اونها استقامت ميورزيدن
