﻿1
00:00:05,964 --> 00:00:08,466
‫« آنچه گذشت... »

2
00:00:08,466 --> 00:00:10,927
‫برای اولین بار در تاریخ

3
00:00:14,723 --> 00:00:18,184
‫ دو هزار سسترشوس برای آزادی دخترم اورا

4
00:00:18,977 --> 00:00:20,353
‫خدایان من

5
00:00:20,478 --> 00:00:25,525
‫ امپراتور روم باید ایستاده بمیره
‫ تا به مقام خدایی برسه

6
00:00:43,293 --> 00:00:45,378
‫چند نفر مُردن؟

7
00:00:45,462 --> 00:00:49,716
‫حدود ۲۰۰ نفر.
‫مبارزه تو سابورا هنوز ادامه داره.

8
00:00:51,384 --> 00:00:53,094
‫مراسم ختم پدرم چی میشه؟

9
00:00:53,511 --> 00:00:54,721
‫فردا انجامش میدیم

10
00:01:02,187 --> 00:01:03,313
‫سناتورها

11
00:01:03,313 --> 00:01:05,023
‫فکر می‌کردم مقصود این بازی‌ها

12
00:01:05,023 --> 00:01:07,859
‫برای آروم‌ کردن مردمـه،
‫نه تحریک کردن‌شون.

13
00:01:07,859 --> 00:01:10,153
‫مشکل، این گروه طلایی جدیده

14
00:01:10,153 --> 00:01:13,615
‫وقتی فقط خودمون چهارتا بودیم
‫اوضاع پایدار بود

15
00:01:13,615 --> 00:01:15,116
‫وقتی یه پلبی و یه سوری بدبخت

16
00:01:15,116 --> 00:01:17,452
‫صاحب یه گروه جدید میشن،
‫جز این هم چیزی انتظار نمیره

17
00:01:17,452 --> 00:01:19,329
‫به مردم عادی ایده میدن

18
00:01:19,329 --> 00:01:21,790
‫خب، پیشنهادتون چیه؟

19
00:01:21,790 --> 00:01:24,042
‫ساده‌س،
‫گروه طلایی رو منحل کنین

20
00:01:24,793 --> 00:01:26,377
‫جالبـه

21
00:01:28,254 --> 00:01:29,881
‫فعلاً این موضوع رو بذارین کنار

22
00:01:29,881 --> 00:01:32,967
‫موضوعی هست که ذهنم رو درگیر کرده
‫و مشتاقم نظرات‌تون رو بشنوم

23
00:01:32,967 --> 00:01:34,844
‫از زمان پادشاهان

24
00:01:34,844 --> 00:01:38,723
‫فقط سه رومی بودن که به مقام الوهیت رسیدن
‫و جزو خدایان شناخته شدن،

25
00:01:38,723 --> 00:01:43,353
‫ژولیوس سزار، سزار آگوستوس و کلودیوس

26
00:01:45,688 --> 00:01:51,069
‫پدرم، امپراتور کبیر، وسپاسیان هم
‫باید به مقام الوهیت برسه

27
00:01:52,195 --> 00:01:53,947
‫و به‌عنوان خدا بهشون ملحق شه

28
00:01:57,826 --> 00:01:59,577
‫درخواست جسورانه‌ایـه

29
00:01:59,577 --> 00:02:03,206
‫کشیش‌ها و پیشگوها بهمون گفتن که
‫اون به جایگاه سزاوارش رسیده،

30
00:02:03,206 --> 00:02:05,458
‫یعنی جایگاهش بین جاودان‌ها

31
00:02:06,459 --> 00:02:08,837
‫همونطور که گروه‌های شما باعث شدن

32
00:02:08,837 --> 00:02:13,216
‫تا حق انحصاری حضور توی
‫سیرکوس ماکسیموس رو بدست بیارین

33
00:02:16,761 --> 00:02:19,222
‫من تحت فرمان کشیش‌هام

34
00:02:19,556 --> 00:02:21,683
‫و تلاش می‌کنیم تا توی مجلس سنا

35
00:02:21,683 --> 00:02:24,185
‫امپراتور وسپاسیان رو
‫ به مقام الوهیت برسونیم

36
00:02:24,978 --> 00:02:26,354
‫من هم همینطور

37
00:02:30,525 --> 00:02:31,526
‫چطوره؟

38
00:02:31,526 --> 00:02:33,653
‫طلاییـه!

39
00:02:40,535 --> 00:02:42,579
‫پرده‌ها رو بکشین!

40
00:02:44,622 --> 00:02:46,749
‫به دستور امپراتور،
‫تیتوس سزار وسپاسیانوس،

41
00:02:46,749 --> 00:02:49,210
‫بدینوسیله مجوز شرکت در سیرکوس ماکسیموس

42
00:02:49,210 --> 00:02:52,046
‫از گروه طلایی گرفته می‌شود

43
00:02:53,756 --> 00:02:55,091
‫بریم

44
00:02:58,052 --> 00:02:59,929
‫فانسوا، صبر کن!

45
00:03:05,059 --> 00:03:07,520
‫- آروم باش
‫- آروم باشم؟

46
00:03:07,729 --> 00:03:09,689
‫من از گروه آبی اومدم بیرون

47
00:03:10,273 --> 00:03:13,610
‫به مارسوس و آنتونیا گفتم
‫ خفه شن

48
00:03:13,610 --> 00:03:15,403
‫بهتره این که تو خفه بشی

49
00:03:15,403 --> 00:03:17,739
‫نه، نه،
‫الان وقت شوخی نیست

50
00:03:17,739 --> 00:03:20,742
فعلاً ‫تویی که داری به من میگی خفه شم

51
00:03:21,618 --> 00:03:26,456
‫اترگتیس، واسه چی
‫ به حرف این احمق رومی گوش کردم؟

52
00:03:26,789 --> 00:03:29,959
‫اسکورپوس بهترین ارابه‌ران روم
‫توی تمام دورانـه،

53
00:03:29,959 --> 00:03:31,753
‫بیشترین دستمزد تاریخ رو می‌گیره

54
00:03:31,753 --> 00:03:34,839
‫و اون‌وقت من به‌خاطر این «مزخرف طلایی»،
‫ازش گذشتم؟

55
00:03:34,839 --> 00:03:37,884
‫اسکورپوس،
‫آرامشت رو حفظ کن

56
00:03:37,884 --> 00:03:40,220
‫شکی توی عظمت تو نیست

57
00:03:40,220 --> 00:03:41,387
‫بسپارش به من

58
00:03:41,387 --> 00:03:43,681
‫به گمونـم این‌‌ ارابه‌ها مال منـن

59
00:03:48,519 --> 00:03:50,647
‫گاوروس؟

60
00:03:55,360 --> 00:03:57,820
‫عه، سفیده که!

61
00:03:58,613 --> 00:04:00,531
‫فوراً‌ ببرین‌شون بیرون

62
00:04:01,199 --> 00:04:03,618
‫وایسین.
‫نه، نه!

63
00:04:03,618 --> 00:04:07,163
‫الیا!
‫آروم باش! آروم باش!

64
00:04:07,538 --> 00:04:11,000
‫شما فقط یه مشت دزد بی سر و پایین!

65
00:04:11,000 --> 00:04:13,628
‫- من پول‌شون رو دادم
‫- من هم دادم

66
00:04:20,426 --> 00:04:22,887
‫خب،
‫راستش پولی ندادم

67
00:04:22,887 --> 00:04:25,348
‫اما تو فکرم بود که بدم

68
00:04:26,015 --> 00:04:27,934
‫دیگه تمومـه

69
00:04:28,309 --> 00:04:31,020
‫اسکورپوس دیگه تو گروه طلایی نیست

70
00:04:31,020 --> 00:04:33,147
‫من دیگه نیستم

71
00:04:33,564 --> 00:04:35,525
‫نیستم!

72
00:06:00,818 --> 00:06:03,905
« آنان که در آستانه‌ی مرگ هستند »

73
00:06:39,649 --> 00:06:42,527
‫با عنایت و یاری خدایان

74
00:06:43,111 --> 00:06:47,532
‫تیتوس فلاویوس وسپاسیانوس رو
‫ تاج‌گذاری می‌کنیم،

75
00:06:47,532 --> 00:06:50,660
‫رهبر و امپراتور روم

76
00:06:52,578 --> 00:06:54,414
‫اون زن‌ها کی‌ان؟

77
00:06:54,414 --> 00:06:56,582
‫مجرد های وستال

78
00:06:57,166 --> 00:07:00,211
‫قدرت‌های زیادی دارن

79
00:07:00,211 --> 00:07:05,675
‫فقط با یه نگاه
‫می‌تونن فرد محکومی رو نجات بدن

80
00:07:05,675 --> 00:07:09,137
‫با یه لمس می‌تونن برده‌ای رو آزاد کنن

81
00:07:14,559 --> 00:07:17,353
اون یکی رو خودم دیدم

82
00:07:17,353 --> 00:07:19,313
‫فقط ۷ سالش بود

83
00:07:19,730 --> 00:07:21,774
‫که وستال‌ها بردنش

84
00:07:21,774 --> 00:07:26,487
‫گریه می‌کرد، به مامان‌باباش
‫ التماس می‌کرد که نذارن ببرنش

85
00:07:28,239 --> 00:07:30,908
‫یه مادر چطور می‌تونه همچین کاری کنه؟

86
00:07:45,506 --> 00:07:48,342
‫پدر، قصد بی‌احترامی ندارم.
‫اما دیوونه شدین؟

87
00:07:48,342 --> 00:07:49,844
‫مالیات دستشویی؟

88
00:07:49,844 --> 00:07:52,305
‫فقط مالیات دستشویی که نیست،

89
00:07:52,805 --> 00:07:56,058
‫مالیات روی تجارت دستشوییه

90
00:07:56,058 --> 00:07:58,352
‫با دستشویی کردن رنگ سفید تولید میشه،

91
00:07:58,352 --> 00:08:02,356
‫همون لباس‌هایی که می‌پوشیم.
‫می‌فهمی؟

92
00:08:04,358 --> 00:08:07,153
‫این پولـه،
‫بوش کن

93
00:08:08,196 --> 00:08:10,072
‫بوش کن

94
00:08:12,825 --> 00:08:14,660
‫بوش اذیتت می‌کنه؟

95
00:08:14,660 --> 00:08:17,205
‫- بویی نداره
‫- دقیقاً

96
00:08:17,705 --> 00:08:20,875
‫با پول، حقوق ارتش لژیون رو میدیم

97
00:08:20,875 --> 00:08:24,253
‫باهاش برای سلامتی شهروندان‌مون
حمام می‌سازیم

98
00:08:24,253 --> 00:08:28,841
‫تا علیه‌مون قیام نکنن
‫و گلومون رو نبُرن

99
00:08:31,636 --> 00:08:32,595
‫پول

100
00:08:33,971 --> 00:08:36,849
‫یه امپراتور که هنوز ولیعهده

101
00:08:37,475 --> 00:08:41,229
‫می‌دونه که پول بوی بدی نمیده

102
00:08:41,312 --> 00:08:42,939
‫می‌تونه میراثت رو بسازه

103
00:08:48,986 --> 00:08:51,405
‫برادر.
‫برادر.

104
00:09:04,001 --> 00:09:05,836
‫مردم روم،

105
00:09:06,462 --> 00:09:09,465
‫من، تیتوس فلاویوس وسپاسیانوس،

106
00:09:09,465 --> 00:09:12,760
‫به‌عنوان امپراتورتون،
‫یک ژنرال

107
00:09:14,095 --> 00:09:15,346
‫و یک فرزند داغدار

108
00:09:16,055 --> 00:09:17,932
‫رو به شما می‌ایستم

109
00:09:18,891 --> 00:09:21,644
‫پدر من بهتون «آمفی فلاوی» رو داد

110
00:09:21,727 --> 00:09:24,146
‫تا بزرگ‌ترین بازی‌های زمین رو برگزار کنه

111
00:09:26,524 --> 00:09:28,150
‫میراث من

112
00:09:29,610 --> 00:09:34,365
آباره‌ی ویرانه‌ی ویرگو رو
‫بازسازی می‌کنم

113
00:09:35,157 --> 00:09:39,036
‫همه‌ی مردم روم از آب بهره‌مند میشن

114
00:09:39,036 --> 00:09:43,207
‫و برای یک بار دیگه،
‫بزرگ‌ترین حمام‌های عمومی

115
00:09:43,833 --> 00:09:46,210
‫که بشر به چشم دیده رو
‫براتون فراهم می‌کنم

116
00:09:56,721 --> 00:09:59,557
‫- میشه باهاتون صحبت کنم، محبوبم؟
‫- نمیشه بذاری واسه بعد؟

117
00:10:02,893 --> 00:10:07,481
‫بگو ببینم، کی قراره این حمام‌ها‌ رو بسازه
‫و روم رو برات بازسازی کنه؟

118
00:10:07,481 --> 00:10:09,483
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم

119
00:10:09,483 --> 00:10:13,237
‫گفتی بعد از این که امپراتور شدی
‫مردمم رو آزاد می‌کنی

120
00:10:15,114 --> 00:10:17,992
‫اما اینطور که پیداس
‫همچین قصدی نداشتی

121
00:10:18,576 --> 00:10:21,912
‫تو دنبال همچین قولی بودی.
‫من هیچوقت حرفی ازش نزدم.

122
00:10:22,955 --> 00:10:24,248
‫همچین حرفایی نزدی

123
00:10:24,248 --> 00:10:25,875
‫حرفای من دقیق بودن

124
00:10:25,875 --> 00:10:27,293
‫گفتم اگه به مصلحت روم باشه

125
00:10:27,418 --> 00:10:29,170
‫این کار رو می‌کنم

126
00:10:29,170 --> 00:10:30,755
‫اما برعکسش بهم الهام شد

127
00:10:30,755 --> 00:10:32,131
‫الهام؟

128
00:10:32,131 --> 00:10:33,924
‫پدرم از زمین‌های بهشتی باهام حرف زد،

129
00:10:33,924 --> 00:10:36,052
‫گفت که برای شکوه روم
‫این حمام‌ها رو بسازم

130
00:10:36,052 --> 00:10:38,804
برای همین، خوشحال میشم که
‫برای رسیدن بهش، از مردمت استفاده کنم

131
00:10:38,804 --> 00:10:39,722
‫بهم دروغ گفتی

132
00:10:57,198 --> 00:10:59,200
‫شورش‌ها سرکوب شدن

133
00:10:59,325 --> 00:11:03,621
‫اما الان این ترس وجود داره که
‫انبارهای غله دوباره خالی بشن،

134
00:11:03,704 --> 00:11:07,541
‫انگار عمداً غلات با تاخیر ارسال شدن

135
00:11:07,541 --> 00:11:11,545
‫و شایعات میگن که یه فلاوی
‫پشت پرده‌ی کمبود غذا بوده

136
00:11:11,671 --> 00:11:13,381
‫یه... یه فلاوی؟

137
00:11:14,548 --> 00:11:17,635
‫پدرم که امکان نداره این کار رو کرده باشه،
‫من هم که نبودم

138
00:11:18,344 --> 00:11:19,804
‫و فقط می‌مونه...

139
00:11:23,307 --> 00:11:25,601
‫انگار می‌خوای چیزی بگی

140
00:11:26,394 --> 00:11:28,187
‫شما، دو اشتباه داشتین

141
00:11:28,270 --> 00:11:29,730
‫چی؟
‫فقط دوتا؟

142
00:11:30,272 --> 00:11:31,899
‫دوتایی که مهمن

143
00:11:32,024 --> 00:11:35,403
‫علاقه‌تون به نامزد‌تون

144
00:11:35,528 --> 00:11:38,489
‫و اعتمادتون به برادرتون بیش از حده

145
00:11:40,700 --> 00:11:44,912
‫اولین اشتباه...

146
00:11:45,496 --> 00:11:46,997
‫فقط به خودم مربوطـه

147
00:11:48,124 --> 00:11:52,128
‫و خب من برادرم رو دوست دارم،
‫این درستـه اما احمق نیستم

148
00:11:53,379 --> 00:11:57,049
‫یعنی میگی که اون پشت‌پرده‌ی
‫ارسال با تاخیر غلات و این شورش‌ها بوده؟

149
00:11:57,049 --> 00:11:58,759
‫شایعات اینطور میگن

150
00:12:04,890 --> 00:12:07,101
‫ببین این شایعات با اساسن یا نه

151
00:12:47,183 --> 00:12:48,684
‫یه مشکلی هست

152
00:12:58,944 --> 00:13:01,113
‫بعدی بیاد.
‫دویست ‌تا قرمز.

153
00:13:01,197 --> 00:13:02,698
‫حداقل ۲۰ تا می‌ذاریم

154
00:13:02,698 --> 00:13:04,658
‫سارنتا لئوکو

155
00:13:07,703 --> 00:13:09,371
‫درخواست هاتون رو بلند بگین!

156
00:13:09,497 --> 00:13:10,706
‫گفتم برو اونور

157
00:13:10,790 --> 00:13:13,042
‫۵۰ تا به من بده

158
00:13:17,129 --> 00:13:18,547
‫صدتا  آبی

159
00:13:23,093 --> 00:13:24,470
‫پنجاه‌تا  آبی

160
00:14:07,054 --> 00:14:08,264
‫اعلیحضرت

161
00:14:08,264 --> 00:14:11,392
‫بقیه مالکین بودن که برادرم رو قانع کردن
‫تا از شر گروه طلایی خلاص شن

162
00:14:11,392 --> 00:14:14,478
‫همین فکر رو کرده بودم.
‫میشه دوباره برمون گردونین؟

163
00:14:14,478 --> 00:14:15,813
‫شاید

164
00:14:17,022 --> 00:14:19,108
‫اول یه کاری باید بکنی

165
00:14:19,692 --> 00:14:23,237
‫کسی که قبل تو،
‫مجری اعمال پلیدم بود،

166
00:14:23,237 --> 00:14:27,992
‫- اسمش لوسیوس بود
‫- ذلت آشنایی باهاش رو داشتم

167
00:14:27,992 --> 00:14:30,744
‫اونطور که امیدوار بودیم
‫در تاریکی غوطه‌ور نشده بود

168
00:14:30,744 --> 00:14:33,497
‫باید ردش رو پاک کنی

169
00:14:34,540 --> 00:14:37,710
‫اونا شما رو مقصر کمبود غلات
‫و شورش‌ها بر سر غذا می‌دونن

170
00:14:39,795 --> 00:14:44,633
هنوز نه اما شک داشتن فقط یه قدم
‫تا مقصر دونستن فاصله داره

171
00:14:45,384 --> 00:14:48,637
‫بسپارینش به من.
‫باعث افتخارمـه.

172
00:14:50,014 --> 00:14:54,018
‫شما هم هرکاری که می‌تونین بکنین
‫تا گروه‌ طلایی‌مون دوباره برگرده

173
00:14:54,560 --> 00:14:57,187
‫انگار داری بهم دستور میدی

174
00:14:58,397 --> 00:15:01,191
‫تو زیردست منی،
‫نه شریکم

175
00:15:02,443 --> 00:15:05,863
‫تو در خدمت منافع منی تا امیدوار باشی
‫که منت بذارم و بهت لطف کنم

176
00:15:10,743 --> 00:15:13,996
‫من رو ببخشید.
‫کاری که خواستین رو انجام میدم.

177
00:15:26,383 --> 00:15:28,344
‫این کی بود که با دومیتیان کار داشت؟

178
00:15:28,344 --> 00:15:29,720
‫اسمش تناکسـه

179
00:15:29,803 --> 00:15:32,723
‫اهل سابوراس.
‫و خلافکاره.

180
00:15:33,265 --> 00:15:34,934
‫درموردش تحقیق کنین

181
00:16:05,881 --> 00:16:08,050
‫کس دیگه‌ای هست لوسیوس؟

182
00:16:09,093 --> 00:16:12,763
‫نه، همه‌چی رو بهت گفتم.
‫قسم می‌خورم.

183
00:16:25,818 --> 00:16:29,113
‫برادر، انتظار داشتم
‫این وقت شب، سرت با ملکه‌ی یهودیان

184
00:16:29,238 --> 00:16:30,280
‫گرم باشه

185
00:16:30,364 --> 00:16:33,409
‫مواظب باش. یخی که داری
‫ روش راه میری، اونقدرا ضخیم نیست.

186
00:16:33,993 --> 00:16:37,413
‫میگن شخصی به اسم لوسیوس
‫رهبر شورش‌های اخیر بر سر غذا بوده

187
00:16:37,496 --> 00:16:39,289
‫- می‌‌دونی کیـه؟
‫- نه

188
00:16:41,542 --> 00:16:43,502
‫خب، بعضی‌ها میگن که
‫برای تو کار می‌کرده

189
00:16:43,502 --> 00:16:45,963
‫بعضی‌ها هم میگن تیتوس
‫با میمون‌ها و سگ‌ها میپره

190
00:16:46,630 --> 00:16:49,299
‫باعث میشه حقیقت داشته باشه؟

191
00:16:51,552 --> 00:16:53,804
‫من همچین کسی رو نمی‌شناسم امپراتور

192
00:16:54,179 --> 00:16:56,932
‫پس اگه این لوسیوس بمیره
‫نباید براتون مهم باشه

193
00:16:57,933 --> 00:16:59,810
‫این که اول کتک خورده باشه،

194
00:16:59,810 --> 00:17:01,437
وشاید اطلاعاتی رو لو داده

195
00:17:01,520 --> 00:17:03,605
‫شاید هم برای لذت خودتون کتکش زدین

196
00:17:03,689 --> 00:17:05,816
‫کسایی که با لوسیوس دیده شدن هم مُردن

197
00:17:06,859 --> 00:17:09,236
‫همه از جمله ناخدای بندر اوستیا

198
00:17:09,236 --> 00:17:11,530
‫تو تحویل غلات دست داشتن

199
00:17:11,530 --> 00:17:14,408
‫و انگار داشتن ردشون رو پاک می‌کردن

200
00:17:14,783 --> 00:17:17,036
‫برادر،
‫تو چشمای من نگاه کن

201
00:17:20,330 --> 00:17:23,083
‫تحویل غلات رو به تاخیر انداختی
‫تا من رو شرمنده کنی؟

202
00:17:26,086 --> 00:17:28,213
‫فکر می‌کنی من حاضرم پدر رو شرمنده ‌کنم؟

203
00:17:28,338 --> 00:17:31,341
که شورشی‌ها رو به خون فلاوی‌ها تشنه کنم
‫تا فقط تو رو شرمنده کنم؟

204
00:17:35,763 --> 00:17:37,389
‫- تو این کار رو کردی؟
‫- نه

205
00:17:38,891 --> 00:17:40,601
‫برادرم توی اتاقش حبس میشه

206
00:17:40,601 --> 00:17:41,977
‫- بدون اجازه من جایی نمیره
‫- اما برادر...

207
00:17:41,977 --> 00:17:45,272
‫تا وقتی هم که حقیقت مشخص نشه
‫جایی نمیره

208
00:17:45,355 --> 00:17:46,398
‫برو

209
00:18:06,043 --> 00:18:07,336
‫حرفش رو باور می‌کنین؟

210
00:18:07,461 --> 00:18:08,712
‫هنوز نمی‌تونم چیزی بگم

211
00:18:08,837 --> 00:18:11,256
‫شورش برای خودش هم خطرناکـه

212
00:18:14,093 --> 00:18:17,054
‫
‫اما اونا توی دریان

213
00:18:18,097 --> 00:18:20,766
‫به محض این که به خشکی رسیدن
‫بیارشون پیش من

214
00:18:32,861 --> 00:18:35,155
‫- حالت خوبه؟
‫- نه خیلی

215
00:18:35,697 --> 00:18:37,324
‫تو یه قدمی مرگ بودم

216
00:18:37,407 --> 00:18:39,993
‫به‌نظرت برنیس داره بهش مشورت میده؟

217
00:18:39,993 --> 00:18:43,914
‫معلومـه. اون از خشم من
‫علیه خودش و مردمش خبر داره

218
00:18:43,914 --> 00:18:48,544
‫اون قاتلِ چمیدونم...
‫پنج‌هزار پسر رومیـه؟

219
00:18:49,545 --> 00:18:51,338
‫می‌تونیم تناکس رو بفرستیم سراغش

220
00:18:51,338 --> 00:18:54,383
‫و آتیش انتقام‌گیری نامزدش رو
‫توی برادرم شعله‌ور کنیم؟

221
00:18:56,009 --> 00:18:57,511
‫اون‌وقت تو از کجا می‌دونی؟

222
00:18:57,594 --> 00:19:00,180
‫تو محل ساخت و ساز جاسوس دارم

223
00:19:00,180 --> 00:19:02,766
‫شایعاتی درمورد
‫ ملاقات‌های مخفیانه به گوشم رسیده

224
00:19:02,850 --> 00:19:06,395
‫که احتمال یه شورش اسپارتایی
...بین‌شون بررسی میشه

225
00:19:06,895 --> 00:19:08,105
‫شنیده شده که

226
00:19:08,188 --> 00:19:13,694
یکی از بزرگان‌شون، معمار آتزریا
‫اون رو مستخدم تیتوس صدا کرده

227
00:19:17,072 --> 00:19:18,157
‫کارت عالی بود

228
00:19:22,744 --> 00:19:24,163
‫باید با دخترم حرف بزنم

229
00:19:24,371 --> 00:19:25,831
‫خواهش می‌کنم

230
00:19:30,252 --> 00:19:33,839
‫چی درمورد دخترشون می‌دونی؟
‫درمورد اون راهبه؟

231
00:19:33,922 --> 00:19:35,841
‫تاحالا حرفی از دختر نشنیدم

232
00:19:36,633 --> 00:19:38,135
‫اونا یه پسر دارن

233
00:19:39,178 --> 00:19:40,804
‫خیلی درموردش حرف می‌زنن

234
00:19:41,346 --> 00:19:43,765
‫اسمش جولیوسـه.
‫چطور مگه؟

235
00:19:44,766 --> 00:19:45,976
‫دروسیلا چی؟

236
00:19:46,101 --> 00:19:49,730
‫توی رفت و آمدهاش
به مورد مشکوکی بر نخوردی؟

237
00:19:49,730 --> 00:19:53,358
‫یه بار دم غروب آفتاب،
‫با یه مشت خرت و پرت رفت بیرون

238
00:19:53,358 --> 00:19:55,986
‫خوبه. حواست بهش باشه.
‫چیزی فهمیدی بهم بگو.

239
00:19:55,986 --> 00:19:57,321
‫همم؟

240
00:19:57,362 --> 00:19:59,823
‫ارابه‌ران اسکورپوس وارد میشن
‫جناب کنسول

241
00:19:59,823 --> 00:20:00,532
‫ اسکورپوس!

242
00:20:00,532 --> 00:20:03,577
‫چه افتخاری نصیبم شده که بهم سر زدی؟

243
00:20:03,577 --> 00:20:08,582
‫به این نتیجه رسیدم که نمی‌تونیم
‫ شراکت ارزشمندمون رو بهم بزنیم

244
00:20:08,665 --> 00:20:13,337
‫اسکورپوس مایلـه ‫تا
با پول خوبی

245
00:20:13,462 --> 00:20:17,216
پیروزمندانه به گروه آبی برگرده

246
00:20:17,341 --> 00:20:20,427
‫چه سخاوتمندانه، اسکورپوس

247
00:20:20,427 --> 00:20:22,554
‫اما زِنون رو چی‌کار کنیم؟
‫اون رو جات استخدام کردیم

248
00:20:22,679 --> 00:20:27,184
‫خب باید قبول کنم که زِنون هم
‫ارابه‌ران خوبیـه

249
00:20:27,309 --> 00:20:29,811
‫اما اسکورپوس که نیست

250
00:20:29,811 --> 00:20:31,480
‫از اسکورپوس که وفادارتره

251
00:20:33,190 --> 00:20:35,609
‫شاید یه عذرخواهی بهتون بدهکار باشم

252
00:20:38,028 --> 00:20:39,363
‫بابتِ؟

253
00:20:40,030 --> 00:20:43,242
‫- بابتِ...
‫- بابتِ بی احترامی به زنـش؟

254
00:20:46,787 --> 00:20:48,247
‫خلاصش که بله

255
00:20:48,538 --> 00:20:49,581
‫میشه از طرف جفت‌مون صحبت کنم عزیزم؟

256
00:20:50,165 --> 00:20:52,167
‫معلومه؛
‫ما حرف‌مون یکیـه

257
00:20:52,417 --> 00:20:53,961
‫همیشه همینطور بوده

258
00:20:53,961 --> 00:20:57,256
‫حقوق زنون سه‌برابر پولیـه
‫که به تو دادیم

259
00:21:00,133 --> 00:21:02,427
‫حتی اگه دهنت پر از مروارید بود
‫و یه یاقوت هندی

260
00:21:02,511 --> 00:21:04,221
 ‫به اندازه تخم‌مرغ از پشتت آویزون بود هم
دیگه استخدامت نمیکردیم

261
00:21:09,434 --> 00:21:10,435
‫اه

262
00:21:15,941 --> 00:21:19,778
‫به پدرت هشدار دادم که نذاره
‫با اون مرد ازدواج کنی

263
00:21:22,281 --> 00:21:23,365
‫کالتونیا

264
00:21:27,411 --> 00:21:28,829
‫واقعاً شرمندم

265
00:21:29,246 --> 00:21:30,205
‫خانوادت خبر دارن؟

266
00:21:33,709 --> 00:21:36,545
‫از وقتی که مادرم مُرد،
‫دایی‌هام ترک‌مون کردن

267
00:21:39,089 --> 00:21:40,674
‫پدرم برگشت سمت نوشیدنی

268
00:21:41,216 --> 00:21:43,302
‫و تموم ملک‌هامون از دست‌مون رفتن

269
00:21:44,428 --> 00:21:47,055
تنها چیزی که واسم مونده بود
‫سهام‌های گروه آبی بود

270
00:21:47,055 --> 00:21:48,807
‫با وکیل‌هام حرف زدم

271
00:21:49,683 --> 00:21:52,644
‫شوهرت اون سهام‌ها رو دزدیده

272
00:21:53,145 --> 00:21:54,771
‫تو باید از اینجا بری

273
00:21:55,272 --> 00:21:56,857
‫توی خونه‌ی خودم زندگی کنی

274
00:21:56,940 --> 00:22:00,402
‫و ما با هم میریم دادگاه‌ها
‫و حقت رو پس می‌گیریم

275
00:22:00,485 --> 00:22:02,029
‫به‌خاطر من این کار رو می‌کنی؟

276
00:22:03,989 --> 00:22:05,032
‫من دوستت دارم دخترم

277
00:22:07,200 --> 00:22:10,829
‫اونارو میگیریم بعدش هم با قیمت بالایی
‫ازت می‌خرم‌شون

278
00:22:10,912 --> 00:22:13,707
‫بعد هم شراکت‌مون رو...

279
00:22:15,334 --> 00:22:16,835
‫با همدیگه جشن می‌گیریم

280
00:22:19,755 --> 00:22:21,340
‫صبح‌بخیر لنتولوس

281
00:22:21,423 --> 00:22:23,800
‫تا آخر هفته دوتا ارابه می‌خوام

282
00:22:23,884 --> 00:22:26,178
‫- نه، هیچ‌جوره نمیشه
‫- هیچی نشد نداره

283
00:22:28,388 --> 00:22:29,973
‫پس این‌ها چی‌ان؟

284
00:22:30,640 --> 00:22:32,768
‫خب،
‫یه سال پیش

285
00:22:32,851 --> 00:22:35,062
‫سبک‌ترین چوب‌ها رو آزمایش کردم

286
00:22:35,145 --> 00:22:38,148
‫سطح‌هاشون رو تراشیدم
‫و به نازکی انگشتم رسوندم

287
00:22:38,607 --> 00:22:40,942
‫سریع بودن،
‫خیلی سریع،

288
00:22:41,026 --> 00:22:44,696
‫اما بیش از حد سبک بودن
‫و آزمایش‌های وزنی رو رد شدن

289
00:22:44,780 --> 00:22:46,656
‫تا آخر هفته آماده میشن؟

290
00:22:46,782 --> 00:22:49,117
‫آره اما نمی‌تونی از بازرسی ردشون کنی

291
00:22:50,952 --> 00:22:53,288
‫اون رو دیگه بسپارش به خودم

292
00:22:53,914 --> 00:22:57,042
‫درمورد رنگ طلاییش هم...

293
00:22:57,042 --> 00:22:59,503
‫یه کاری کن که کمتر بدرخشه
‫و برازنده‌تر باشه

294
00:23:02,714 --> 00:23:04,758
‫ممنون که اومدین

295
00:23:04,841 --> 00:23:08,595
‫همه با هم این کار رو می‌کنیم،
‫مثل شما رومی‌ها

296
00:23:08,678 --> 00:23:11,181
‫باشه؟
‫فایده‌ش بیشتره

297
00:23:11,306 --> 00:23:15,852
‫آره خب، همه می‌دونن که اگه تو
‫ارابه‌ران‌مون باشی، خیلی به نفع‌مونـه

298
00:23:15,977 --> 00:23:18,230
‫و همه هم می‌دونن که خیلی گرونی

299
00:23:19,314 --> 00:23:20,857
‫نیازی به گفتن نداره

300
00:23:20,941 --> 00:23:24,694
‫آره خب، با از دست دادن زنون
‫من که واقعاً علاقه‌مندم

301
00:23:24,820 --> 00:23:27,197
‫- چی می‌خوای؟
‫- خیلی ساده‌س

302
00:23:27,280 --> 00:23:31,118
‫واسه این که اسکورپوس بتونه
‫توی سیرکوس سرش رو بالا بگیره

303
00:23:32,369 --> 00:23:34,496
‫باید بیشتر از زنون حقوق بگیره

304
00:23:34,579 --> 00:23:37,165
‫هشت میلیون؟
‫به خون من این پولا نمی‌خوره

305
00:23:37,958 --> 00:23:39,543
‫من نیستم

306
00:23:39,543 --> 00:23:41,044
‫موفق باشین

307
00:23:41,294 --> 00:23:42,295
‫بیاین پسرا

308
00:23:43,964 --> 00:23:45,215
‫من هم نیستم

309
00:23:45,340 --> 00:23:47,426
‫نه، نه.
‫صبر کن، نه

310
00:23:47,509 --> 00:23:49,553
‫نمیشه که یه مشتری واسم بمونه

311
00:23:49,636 --> 00:23:52,180
‫- با تو می‌تونم برنده بشم
‫- من نمی‌خوام برنده شم

312
00:23:52,305 --> 00:23:55,725
‫- معلومه که می‌خوای
‫- پول برنده شدن رو ندارم

313
00:23:55,851 --> 00:23:57,477
‫با باهوش بودنـم سود می‌کنم

314
00:23:57,561 --> 00:24:00,313
‫هزینه‌هام کمـه ‫و رقبام

315
00:24:00,439 --> 00:24:03,525
به‌خاطر این که رقیب خوبی‌ام
‫با طلا ازم سپاسگزاری می‌کنن

316
00:24:04,192 --> 00:24:05,152
‫موفق باشی

317
00:24:11,116 --> 00:24:12,451
‫خب، الان وضع اینـه

318
00:24:14,077 --> 00:24:15,662
‫هشت میلیون

319
00:24:15,787 --> 00:24:19,249
‫نه، نُه میلیون،
چون زنون هشت میلیون می‌گیره

320
00:24:19,332 --> 00:24:21,835
‫همم.
‫مشتری دیگه‌ای رو اینجا نمی‌بینم.

321
00:24:24,546 --> 00:24:28,550
‫اگه از پولی که مارسوس به زنون میده
‫بیشتر به من بدی...

322
00:24:28,633 --> 00:24:31,386
‫...بزرگ‌منشیـت توی جامعه بیشتر میشه

323
00:24:31,511 --> 00:24:33,889
‫خب، من به‌اندازه کافی بزرگ‌منش هستم

324
00:24:33,889 --> 00:24:35,348
‫ممنون اسکورپوس

325
00:24:37,267 --> 00:24:38,643
‫شیشصدهزار

326
00:24:44,024 --> 00:24:48,320
‫همچین پولی برای شروع مزایده
‫احساساتم رو جریحه‌دار می‌کنه

327
00:24:48,820 --> 00:24:49,863
‫برای شروع نیست

328
00:24:50,989 --> 00:24:51,865
‫پیشنهاد آخرمـه

329
00:24:52,866 --> 00:24:55,076
‫من اسکورپوسم

330
00:24:55,202 --> 00:24:57,370
‫آره،
‫من هم دارم پول میدم

331
00:25:00,081 --> 00:25:04,669
‫ببین، اگه احساساتت رو تسکین میده

332
00:25:04,753 --> 00:25:07,506
‫می‌تونیم به همه بگیم که
‫حقوقت نُه میلیون بوده

333
00:25:12,385 --> 00:25:13,887
‫آفرین پسر خوب

334
00:25:35,742 --> 00:25:37,118
‫کی تو رو راه داده؟

335
00:25:37,911 --> 00:25:39,454
‫رفتم پیش مسئول برگزاری بازی‌ها

336
00:25:39,454 --> 00:25:43,375
‫خبرای خوبی دارم.
‫قراره گروه طلایی‌مون رو برگردونـه.

337
00:25:43,375 --> 00:25:46,920
‫سایه‌بان‌های جدید سفارش دادم،
‫سبک‌ترین‌ ارابه‌‌ای که سیرکوس تاحالا دیده

338
00:25:46,920 --> 00:25:49,339
‫به سرعت باد پرواز می‌کنی دوست من

339
00:25:50,382 --> 00:25:53,009
‫دیگه بعدی وجود نداره

340
00:25:53,093 --> 00:25:55,720
‫همین‌حالا با سفیدها قرارداد بستم

341
00:25:55,845 --> 00:25:57,472
‫عوضی نمک‌نشناس

342
00:25:57,556 --> 00:26:00,183
‫از چنگ مامانـت نجاتت دادم

343
00:26:00,183 --> 00:26:01,935
‫بابت اون کار ممنونم

344
00:26:02,018 --> 00:26:07,190
‫سه‌ تا بُرد اولت رو
‫خودم با تبانی برات درآوردم

345
00:26:07,315 --> 00:26:11,528
‫آره، آره، آره
‫کارهای زیادی کردی اما من هم کردم

346
00:26:15,865 --> 00:26:17,158
‫حق با توئـه

347
00:26:17,742 --> 00:26:20,412
‫یه لحظه اعصابم بهم ریخت

348
00:26:22,289 --> 00:26:25,208
‫شاید بهتر باشه
‫مسیرهامون رو از هم جدا کنیم

349
00:26:27,377 --> 00:26:29,129
‫یکم استراحت کن

350
00:26:29,129 --> 00:26:32,757
‫وقتی می‌خوای با ارابه‌ران‌های اسپانیاییم
‫رقابت کنی، لازمت میشه

351
00:26:34,301 --> 00:26:36,636
‫من رو یاد خودت میندازن

352
00:26:36,720 --> 00:26:38,638
‫وقتی که تو دوران اوجت بودی

353
00:26:39,264 --> 00:26:40,724
‫به‌خصوص اون آندریا

354
00:26:42,434 --> 00:26:44,686
‫آره،
‫روزی رو می‌بینم که جسدت

355
00:26:44,811 --> 00:26:46,980
‫داره تو زمین مسابقه‌ی سیرکوس می‌پوسه،

356
00:26:47,063 --> 00:26:50,525
‫و کاری می‌کنه که کُل روم
‫فراموش کنه اصلاً وجود داشتی

357
00:26:59,743 --> 00:27:01,578
‫توی گروه سفیدها موفق باشی

358
00:27:06,207 --> 00:27:09,502
‫بعدش هم ۵۰ تا کوتوله‌ی بریگنتینی میاریم

359
00:27:09,586 --> 00:27:12,213
‫و میندازیم‌شون جلوی همون تعداد سگ شکاری

360
00:27:12,339 --> 00:27:16,968
‫چه راهی بهتر از این
‫برای تجلیل از تیتوس فلاویوس هست؟

361
00:27:17,052 --> 00:27:19,346
‫کوتوله‌ها در برابر سگ‌ها

362
00:27:20,513 --> 00:27:21,890
‫ته زورت همینـه؟

363
00:27:21,890 --> 00:27:23,642
‫نه آخه...
‫اصلاً سگ‌ها رو دیدین؟

364
00:27:23,642 --> 00:27:26,436
‫خب دیگه چی داری؟

365
00:27:28,438 --> 00:27:33,276
به دست مدرسه‌ی بستیاریوس‌ها
تعداد قابل‌توجهی میمون پشت سرخ رسیده

366
00:27:33,360 --> 00:27:38,114
‫و همه‌شون نَـرن
‫و می‌تونیم یه قفسه بسازیم

367
00:27:38,948 --> 00:27:41,576
‫یا یه محوطه‌ی جنگی
‫یا یه حصار کم‌ارتفاع

368
00:27:41,701 --> 00:27:45,246
‫چون ماده‌ها نباید فرار کنن...

369
00:27:46,122 --> 00:27:47,874
‫خب ماده‌ها نباید فرار کنن دیگه

370
00:27:47,874 --> 00:27:49,793
‫فکر کردم گفتی همه‌شون نَرن

371
00:27:49,793 --> 00:27:52,045
‫منظورم میمون‌های ماده نیست

372
00:27:52,128 --> 00:27:54,172
‫منظورم انسان‌های ماده‌س

373
00:27:55,423 --> 00:27:59,427
‫آره، چون اونا دوست دارن
هر موجود جنبنده‌ای رو اذیت  بکنن

374
00:27:59,511 --> 00:28:01,888
‫فکر نکنم به سلیقه‌ی برادرم بخوره

375
00:28:01,971 --> 00:28:04,641
‫خب فقط گوش کنین

376
00:28:07,268 --> 00:28:09,270
‫یه نمایش نهایی هم هست

377
00:28:09,938 --> 00:28:12,273
از عجایب طبیعت

378
00:28:13,900 --> 00:28:16,444
‫شیر شبحی غول‌آسا

379
00:28:18,988 --> 00:28:21,282
‫از سر تا دم سفیده

380
00:28:21,408 --> 00:28:23,785
‫از ابرهای آسمون وزوویوس هم سفیدتره

381
00:28:23,868 --> 00:28:29,666
‫این هیولای وحشی از جهان زیرزمینی برمی‌خیزه
‫و همه‌چیز رو می‌بلعه

382
00:28:29,749 --> 00:28:31,751
‫آدم مریضی هستی پسوس

383
00:28:31,876 --> 00:28:33,670
‫همم. خب...

384
00:28:33,795 --> 00:28:35,255
‫اما شیر سفید.
‫جالبـه.

385
00:28:35,672 --> 00:28:37,298
‫می‌خوام خودم ببینمش

386
00:28:37,382 --> 00:28:39,134
‫باید اول از قفس خودم فرار کنم

387
00:28:39,217 --> 00:28:41,594
نصف شب بیاین مدرسه‌ی بستیاریوس‌ها

388
00:28:41,678 --> 00:28:42,637
‫برو

389
00:28:43,805 --> 00:28:45,140
‫همین حالا

390
00:28:47,642 --> 00:28:48,977
‫در

391
00:28:53,815 --> 00:28:55,191
‫باید برم دستشویی

392
00:29:39,903 --> 00:29:41,321
دومیتیان

393
00:29:41,446 --> 00:29:43,448
‫امیدوارم وعده‌ی سر خرمن نداده باشی.
‫کجاس؟

394
00:29:43,448 --> 00:29:44,574
‫همینجاس

395
00:30:08,097 --> 00:30:10,141
‫چقدر تو خوشگلی

396
00:30:10,225 --> 00:30:13,520
‫چقدرخوشگل و مرگبار

397
00:30:14,854 --> 00:30:17,816
‫می‌دونم دقیقاً چطوری باید ازت استفاده کنم

398
00:30:18,775 --> 00:30:20,527
‫تو برادر من خواهی بود...

399
00:30:22,195 --> 00:30:25,573
‫تیتوس فلاویوس،
‫امپراتور روم،

400
00:30:27,784 --> 00:30:31,579
‫فاتح اورشلیم

401
00:30:31,704 --> 00:30:34,958
‫می‌خوام این هیولا نمادی از
‫تیتوس فلاویوس باشکوه‌مون باشه

402
00:30:35,041 --> 00:30:37,919
‫- البته
‫- هیولایی با عطشی تموم‌نشدنی برای خون‌خواهی

403
00:30:38,044 --> 00:30:43,091
‫به بناها بگو، یه ماکت از اروشلیم باسازی کنین
‫که اندازه سیرکوس باشه

404
00:30:43,216 --> 00:30:45,426
‫باید چپاول اون شهر رو جشن بگیریم!

405
00:30:46,719 --> 00:30:47,679
‫یه سوالی داشتم

406
00:30:48,263 --> 00:30:50,890
‫این شیر سفید به کی باید حمله کنه؟

407
00:30:51,015 --> 00:30:52,267
‫عمداً اینقدر خنگی؟

408
00:30:52,392 --> 00:30:54,936
‫- نه
‫- به‌نظرت چه کسایی تو اورشلیم زندگی می‌کنن؟

409
00:30:55,019 --> 00:30:56,437
‫گال‌ها؟

410
00:30:57,647 --> 00:30:58,648
‫یهودیه‌ای‌ها

411
00:30:58,731 --> 00:30:59,816
‫یهودیه‌ای‌ها

412
00:31:05,613 --> 00:31:09,284
‫یه گربه حتی به این گُندگی

413
00:31:09,409 --> 00:31:11,911
‫از دیدن و شنیدن صدای شلوغی
‫ وحشت می‌کنه

414
00:31:12,036 --> 00:31:14,622
‫بدون تمرین ماتش می‌بره

415
00:31:14,747 --> 00:31:17,458
‫یعنی می‌خوای نقشه‌ی دومیتیان رو خراب کنی؟

416
00:31:17,542 --> 00:31:19,460
‫می‌خوای بری رو اعصابش؟

417
00:31:19,836 --> 00:31:20,795
‫نه

418
00:31:43,568 --> 00:31:45,778
‫مانیلیوس...

419
00:31:46,195 --> 00:31:49,490
‫پسر یونانیم دیده که
‫ توی سیرکوس ریسک کردی

420
00:31:50,325 --> 00:31:54,704
‫فکر کردی درآوردن لباس ناظمی
‫برای مخفی کردن کارهات کافیـه؟

421
00:31:54,871 --> 00:31:56,748
‫ریسک‌هات،
‫قرض‌هات،

422
00:31:58,291 --> 00:32:00,376
‫با دزدیدن از حقوق پرتورین‌ها

423
00:32:00,460 --> 00:32:03,504
‫برای پس دادن قرض‌هات،
‫خودت رو تو خطر بزرگی انداختی

424
00:32:04,464 --> 00:32:07,342
‫خطری مرگبار،
‫اما نترس

425
00:32:08,217 --> 00:32:09,636
‫به کمکت نیاز دارم

426
00:32:11,846 --> 00:32:14,766
‫که پاداش قابل‌توجهی هم داره

427
00:32:22,357 --> 00:32:26,903
‫یهودیه‌ای‌ها دارن توطئه می‌کنن
‫تا ملکه‌شون رو بکشن، نامزد برادرم

428
00:32:27,028 --> 00:32:30,782
‫انگار یکی از معمارها به اسم آتزریا
‫رهبر این توطئه‌س

429
00:32:33,660 --> 00:32:36,496
‫باید چندتا از این یهودیه‌ای‌های
‫ شورشی رو دستگیر کنی

430
00:32:36,496 --> 00:32:39,165
‫- بیاین بیرون!
‫- دلیل این کارا چیه؟

431
00:32:39,248 --> 00:32:41,042
‫- برین بیرون، همه‌تون!
‫- بیاین بیرون!

432
00:32:41,167 --> 00:32:43,127
‫چرا این کار رو می‌کنین؟

433
00:33:12,323 --> 00:33:13,574
‫چی می‌خوای؟

434
00:33:15,493 --> 00:33:16,953
‫واسه چی ما دستگیر شدیم؟

435
00:33:17,078 --> 00:33:20,915
‫بهم گفتن که نقشه‌ داشتین شورش کنین و
‫ ملکه‌تون رو بکشین

436
00:33:21,040 --> 00:33:23,835
‫چی؟
‫همش دروغـه

437
00:33:23,918 --> 00:33:25,336
‫برام مهم نیست

438
00:33:25,420 --> 00:33:27,964
‫فردا می‌میرین.
‫همه‌تون.

439
00:33:29,298 --> 00:33:30,800
‫یه شیر شما رو می‌کشه

440
00:33:36,889 --> 00:33:40,768
‫این شیر احتمالاً تا کسی تحریکـش نکنه

441
00:33:41,436 --> 00:33:43,938
حمله نمی‌کنه

442
00:33:44,480 --> 00:33:45,898
کاری که تو باید بکنی

443
00:33:47,233 --> 00:33:50,737
‫اون‌وقت چرا باید از جونم

444
00:33:51,487 --> 00:33:52,947
‫به همین راحتی بگذرم؟

445
00:33:54,741 --> 00:33:58,286
‫اگه این کار رو بکنی،
‫ به پسوسِ بازی‌گردان میگم که

446
00:33:58,411 --> 00:34:01,873
‫به زن و بچه‌هاتون رحم کنه

447
00:34:33,946 --> 00:34:35,364
‫خدایان من

448
00:34:35,448 --> 00:34:37,366
‫چقدر بدم میاد اینجا زندونی باشم

449
00:34:39,118 --> 00:34:40,328
‫درود بر امپراتور تیتوس

450
00:34:52,882 --> 00:34:55,510
‫ای کاش می‌تونستم از نزدیک

451
00:34:55,635 --> 00:34:59,347
‫نفرت و کینه‌ای که مردم روم
‫از یهودیه‌ای‌ها دارن رو ببینم

452
00:35:05,061 --> 00:35:07,271
‫اون ملکه‌ی ما نیست!

453
00:35:12,985 --> 00:35:14,487
‫شرم باد!

454
00:35:19,117 --> 00:35:21,911
‫به همین زودی یه نقطه‌ضعف
‫توی تیتوس پیدا شد

455
00:35:24,789 --> 00:35:25,998
‫برگرد

456
00:35:26,124 --> 00:35:28,334
‫داداشم همیشه شگفت‌زدم می‌کنه

457
00:35:28,417 --> 00:35:30,586
‫چطور گذاشته برنیس
‫کنارش بشینه؟

458
00:35:31,504 --> 00:35:33,089
‫چطور پیشبینی نکرده؟

459
00:35:33,172 --> 00:35:35,007
‫- برای شکوه روم...
‫- بیا

460
00:35:35,133 --> 00:35:38,344
‫...و افتخار به فتح اورشلیم!

461
00:35:41,556 --> 00:35:43,015
‫قضیه چیه؟

462
00:35:43,015 --> 00:35:46,519
‫گفتی این نمایش برای جشن رسیدن
‫ به تاج و تخت بوده

463
00:35:57,488 --> 00:35:59,991
‫با سوختن این شهر

464
00:36:00,074 --> 00:36:03,536
‫شاهد یهودیه‌ای‌های وحشی

465
00:36:06,164 --> 00:36:08,958
‫به رهبری برنیس،
‫ ملکه‌ی یهودیه‌ای‌شون باشید

466
00:36:20,261 --> 00:36:23,472
‫و اکنون،
‫یهودیه‌‌ای‌های وحشی

467
00:36:23,556 --> 00:36:27,602
‫با قدرت بی‌همتای روم رو به رو می‌شوند

468
00:36:27,685 --> 00:36:33,524
‫ایشون تیتوس فلاویانوس بسیار قدرتمند هستند

469
00:36:33,858 --> 00:36:34,817
‫حالا!

470
00:36:48,831 --> 00:36:50,082
‫دروازه رو باز کنین!

471
00:37:20,321 --> 00:37:24,325
‫تو رو به خدام قَسَمت میدم،
‫به خدایان خودت، یه کاری بکن!

472
00:37:25,910 --> 00:37:27,370
‫این‌ها مردم منـن

473
00:37:27,787 --> 00:37:29,121
‫بجنب

474
00:37:30,790 --> 00:37:32,124
‫بجنب

475
00:37:33,251 --> 00:37:34,210
‫بجنب!

476
00:37:36,629 --> 00:37:37,838
‫بجنب!

477
00:37:54,730 --> 00:37:56,190
‫تمومش کنین!

478
00:38:04,907 --> 00:38:06,450
‫همین حالا تمومش کنین!

479
00:38:13,666 --> 00:38:15,167
‫به‌نظرت من رو دید؟

480
00:38:17,503 --> 00:38:18,546
‫آره

481
00:38:20,548 --> 00:38:21,507
‫دید

482
00:38:32,184 --> 00:38:35,062
‫این دفعه دیگه پات رو از گلیمت درازتر کردی

483
00:38:36,897 --> 00:38:38,441
‫قبل این که بُکُشیم به حرفم گوش کن

484
00:38:38,441 --> 00:38:40,276
‫می‌خوای این گستاخیت رو توجیه کنی؟

485
00:38:40,401 --> 00:38:43,446
‫آره،
‫می‌ترسی که بشنوی؟

486
00:38:45,614 --> 00:38:46,574
‫زودی حرفت رو بزن

487
00:38:46,991 --> 00:38:48,284
‫جون بکن!

488
00:38:48,367 --> 00:38:51,412
‫وگرنه این شمشیر رو تو قلبت فرو می‌کنم

489
00:38:51,495 --> 00:38:53,956
‫من فقط با یه تیر، دو نشون زدم

490
00:38:54,040 --> 00:38:59,253
‫اونایی که توی میدون مسابقه مُردن، قصد داشتن
‫  ملکه‌ی عزیزت رو بکشن و جاش رو بگیرن

491
00:38:59,962 --> 00:39:01,547
‫من جونش رو نجات دادم

492
00:39:01,547 --> 00:39:04,216
‫و گذاشتم تا مردم نفرت‌شون رو
‫ نسبت به یهودیه‌ای‌ها خالی کنن

493
00:39:04,216 --> 00:39:06,344
‫من چیزی از توطئه نشنیدم

494
00:39:08,888 --> 00:39:10,264
‫این مشکل خودتـه

495
00:39:12,683 --> 00:39:13,934
‫نه من

496
00:39:14,018 --> 00:39:16,228
‫می‌تونم برات شاهد بیارم

497
00:39:16,354 --> 00:39:18,898
‫- و مدرک
‫- خب شاهدها رو خریدی

498
00:39:20,191 --> 00:39:21,901
‫مدارک رو هم دستکاری کردی

499
00:39:30,951 --> 00:39:33,662
‫خب،
‫اگه همچین فکری درموردم می‌کنی،

500
00:39:34,038 --> 00:39:35,498
‫از شمشیرت استفاده کن

501
00:40:04,902 --> 00:40:06,195
‫اگه لازم بود

502
00:40:07,571 --> 00:40:09,573
‫حتماً این کار رو می‌کردم

503
00:40:23,087 --> 00:40:25,881
‫- واسه چی اینقدر عصبانیش می‌کنی؟
‫- می‌دونم

504
00:40:25,965 --> 00:40:28,300
‫نباید نزدیک اون بالکن کوفتی می‌شدم

505
00:40:30,177 --> 00:40:32,221
‫اما حیف بود اون نمایش رو از دست بدم

506
00:40:57,288 --> 00:40:58,622
خودمو مقصر بدونم

507
00:40:58,622 --> 00:41:02,710
‫که این بازی تهوع‌آوری که
‫داشتم توش تکه تکه می‌شدم رو تماشا کردم

508
00:41:03,627 --> 00:41:07,298
‫- نمی‌دونستم می‌خواستن این کار رو بکنن
‫- تو امپراتوری

509
00:41:07,756 --> 00:41:09,884
‫باید می‌دونستی

510
00:41:09,884 --> 00:41:13,304
‫طلاهای خزانه‌ی امپراتور،
‫ خرج بازی‌هایی میشه که تاییدشون نکردی

511
00:41:14,263 --> 00:41:15,723
‫اون هم جلوی چشم خودت

512
00:41:16,390 --> 00:41:19,977
‫بهم گفتن کسایی که کشته شدن
‫علیهت توطئه کرده بودن

513
00:41:19,977 --> 00:41:20,978
بردارت گفته؟

514
00:41:21,061 --> 00:41:22,480
‫میگه مدرک داره

515
00:41:22,563 --> 00:41:24,940
‫اون حرفای زیادی می‌زنه
‫اما چندتاشون راستن؟

516
00:41:25,900 --> 00:41:27,276
‫نمی‌تونم بذارم بری

517
00:41:27,359 --> 00:41:30,070
‫اگه برم گردونی
‫خودم رو می‌کشم

518
00:41:30,154 --> 00:41:31,447
‫نه، تو...

519
00:41:37,620 --> 00:41:38,829
‫التماست رو می‌کنم

520
00:41:40,206 --> 00:41:41,415
‫لطفاً بمون

521
00:41:43,000 --> 00:41:44,418
‫بذار ازت محافظت کنم

522
00:41:47,505 --> 00:41:48,964
‫بذار بهت ثابتش بکنم

523
00:41:52,635 --> 00:41:53,552
‫فقط به یه شرط

524
00:41:56,514 --> 00:41:59,725
‫از این به بعد تو باید بذاری
‫که من ازت محافظت کنم

525
00:42:00,309 --> 00:42:03,270
‫اونا هیچوقت من رو
‫ به‌عنوان همسرت نمی‌‌پذیرن

526
00:42:03,854 --> 00:42:06,023
‫رومی‌ها از ملکه‌های خارجی متنفرن

527
00:42:06,148 --> 00:42:08,609
‫اما باید یاد بگیرن که بپذیرنت

528
00:42:08,609 --> 00:42:09,610
‫کلئوپاترا؟

529
00:42:10,778 --> 00:42:13,322
‫کنداسِ کوش؟
‫بودیکا؟

530
00:42:14,907 --> 00:42:16,534
‫مگه اونا رو پذیرفتن؟

531
00:42:16,617 --> 00:42:20,204
‫داشتن یه ملکه‌ی خارجی
‫فقط تو رو پیش اونا ضعیف می‌کنه

532
00:42:21,664 --> 00:42:22,873
‫برای این که قوی باشی

533
00:42:24,792 --> 00:42:26,335
‫باید برعکسش رو انجام بدی

534
00:42:28,546 --> 00:42:30,422
‫باید یه همسر رومی بگیری

535
00:42:31,507 --> 00:42:35,219
‫از یه خونواده خوب و همایونی
‫و قدرتمند و ثروتمند

536
00:42:35,344 --> 00:42:36,929
‫و اصیل

537
00:42:39,056 --> 00:42:40,432
‫من رو بذار توی سایه‌ها

538
00:42:43,143 --> 00:42:44,562
‫به صلاح خودتـه

539
00:42:49,149 --> 00:42:50,901
‫و فکر می‌کنی چی به صلاح توئه؟

540
00:42:52,695 --> 00:42:56,907
‫من ملکه‌ی یه شهر فتح شد‌ه‌م.
‫جام توی سایه‌هاس.

541
00:43:11,213 --> 00:43:13,966
‫اونطوری که وانمود می‌کنی
‫بی‌احساس نیستی

542
00:43:14,675 --> 00:43:16,135
‫اینقدر مطمئن نباش

543
00:43:16,760 --> 00:43:19,221
‫بچه‌ها بهت احترام می‌ذارن

544
00:43:19,305 --> 00:43:21,015
‫چون بچه‌ان

545
00:43:21,890 --> 00:43:23,100
‫به هرکسی که

546
00:43:23,225 --> 00:43:26,478
‫چندتا تیکه غذا و بعضی‌وقتا
‫ یه سکه بهشون میده احترام می‌ذارن

547
00:43:26,478 --> 00:43:27,605
‫من هم می‌ذاشتم

548
00:43:40,159 --> 00:43:42,119
‫به چند زبون بلدی حرف بزنی؟

549
00:43:44,079 --> 00:43:45,205
‫هنوز کمـن

550
00:43:45,789 --> 00:43:47,374
‫حسابی ازشون استفاده می‌کنی

551
00:43:48,375 --> 00:43:49,418
‫جداً؟

552
00:43:49,835 --> 00:43:51,337
‫مردم رو خلاء سلاح می‌کنی

553
00:43:52,004 --> 00:43:54,006
‫به هرکاری که دلت می‌خواد
وادارشون می‌کنی

554
00:43:54,840 --> 00:43:56,258
‫تو اینطوری می‌بینی

555
00:44:00,721 --> 00:44:02,222
‫روز خوش

556
00:44:03,515 --> 00:44:06,101
‫- که بهم بدهکاری
‫- شاید

557
00:44:06,185 --> 00:44:09,480
‫و شاید هم باید به من
و دخترم بیشتر پول بدی

558
00:44:09,563 --> 00:44:11,106
بیشتر؟

559
00:44:11,190 --> 00:44:14,401
‫حقوق اورا رو ۱.۵ برابر
‫و حقوق من رو ۳ برابر می‌کنی

560
00:44:16,362 --> 00:44:17,321
‫زیاده‌خواهیـه

561
00:44:18,364 --> 00:44:19,698
‫خیلی‌خب

562
00:44:19,782 --> 00:44:22,284
‫اینجا رو ول می‌کنیم

563
00:44:22,284 --> 00:44:26,372
‫و میریم یه جای دیگه دیگه
‫ کار می‌کنیم که مثل اینجا پر از موش نباشه

564
00:44:36,215 --> 00:44:39,051
‫دستمزد اورا رو ۱.۲۵ برابر
‫و دستمزد تو رو دو برابر می‌کنم

565
00:44:39,051 --> 00:44:43,055
‫یه ماه دیگه مثل امروز پول در بیار
‫تا بعداً دوباره حرف بزنیم

566
00:44:43,055 --> 00:44:44,556
‫خیلیـه.
‫یه هفته.

567
00:44:44,640 --> 00:44:46,058
‫- دو هفته
‫- قبولـه

568
00:44:50,396 --> 00:44:51,772
‫توی روم حسابی موفق میشی

569
00:44:52,940 --> 00:44:55,150
‫واسه این کار نیومدم اینجا

570
00:44:55,150 --> 00:44:58,362
‫برای این که بتونی جولا رو آزاد کنی
‫خیلی پول بیشتری لازمت میشه

571
00:44:58,362 --> 00:45:02,157
‫و کوامه هم چون گلادیاتور بوده،
‫احتمالاً غیرممکن باشه

572
00:45:03,200 --> 00:45:04,743
‫یه راهی پیدا می‌کنم

573
00:46:03,677 --> 00:46:04,595
‫لطفاً

574
00:46:06,555 --> 00:46:07,598
‫لطفاً صبر کنین

575
00:46:09,057 --> 00:46:10,350
‫استدعا می‌کنم

576
00:46:13,103 --> 00:46:15,355
‫مثل همه‌ی مردم توی روم

577
00:46:15,439 --> 00:46:18,358
‫التماس‌تون رو می‌کنم.
‫بچه‌ها‌م رو ازم گرفتن.

578
00:46:20,652 --> 00:46:23,989
‫پسرم توی مدرسه‌ی مگنوس
‫  یه گلادیاتوره

579
00:46:24,072 --> 00:46:26,492
‫و دخترم...

580
00:46:26,867 --> 00:46:28,160
‫توی خونه‌ی پدر و مادرتون...

581
00:46:28,243 --> 00:46:30,287
‫برده شده

582
00:46:36,168 --> 00:46:38,629
‫بهم گفتن که شما این قدرت رو دارین

583
00:46:38,754 --> 00:46:42,299
‫که محکومین و برده‌ها رو آزاد کنین

584
00:46:44,009 --> 00:46:45,385
‫نه، من ندارم

585
00:46:47,095 --> 00:46:48,430
‫اما خاتونـم داره

586
00:46:50,140 --> 00:46:51,558
‫میشه بهم کمک کنین؟

587
00:46:53,685 --> 00:46:57,981
‫ای کاش مادرم هم مثل شما،
‫برای دخترش اشک می‌ریخت

588
00:47:04,112 --> 00:47:05,447
‫با خاتونم صحبت می‌کنم

589
00:47:07,741 --> 00:47:08,992
‫پونزدهم همین ماه برگرد

590
00:47:09,117 --> 00:47:11,578
.اون‌موقع جوابت رو میدم
‫حالا هم برو.

591
00:47:46,154 --> 00:47:47,865
‫کوئینتوس

592
00:47:49,950 --> 00:47:51,201
‫مشتاق دیدار

593
00:47:51,994 --> 00:47:54,204
‫دستات رو بذار جایی که بتونم ببینم‌شون

594
00:47:54,288 --> 00:47:56,540
‫وگرنه ریشه‌ی ستون فقراتت رو قطع می‌کنم

595
00:47:59,042 --> 00:48:00,002
‫اورسوس؟

596
00:48:04,256 --> 00:48:07,009
‫پسری که ولش کردی تا بسوزه

597
00:48:09,887 --> 00:48:12,264
‫من بودم که از عواقبش رنج بردم

598
00:48:12,389 --> 00:48:13,557
‫فکر می‌کردم مُردی

599
00:48:13,640 --> 00:48:15,893
‫بدتر!

600
00:48:18,145 --> 00:48:22,357
‫به‌عنوان یه برده‌ی کشتی فروخته شدم.
‫چندین سال رو تو خود جهنم گذروندم.

601
00:48:22,441 --> 00:48:25,611
‫شانسم گفت و به خدمت ارتش روم در اومدم

602
00:48:25,694 --> 00:48:27,571
‫و چندین سال براشون جنگیدم

603
00:48:27,654 --> 00:48:29,781
‫پیدا کردنت خیلی راحت بود

604
00:48:29,907 --> 00:48:33,869
‫آخه اون همه گفته بودی که
‫ می‌خوای بری روم

605
00:48:33,952 --> 00:48:38,165
‫و توی سیرکوس مکسیموس معروف کار کنی

606
00:48:44,129 --> 00:48:47,799
‫می‌دونی که مجازات برده‌ای
‫ که اربابش رو می‌کشه

607
00:48:48,425 --> 00:48:50,802
‫به صلیب کشیده شدنـه

608
00:48:51,428 --> 00:48:53,180
‫اما اینطوری خیلی سریعـه

609
00:49:51,029 --> 00:49:53,323
می خوام غرقت کنم

610
00:50:22,894 --> 00:50:25,147
‫نمی‌کشمت

611
00:50:25,230 --> 00:50:28,275
هرچی پول داری رو ازت می‌چاپم

612
00:50:28,400 --> 00:50:30,902
دار و ندارت رو ازت می‌گیرم

613
00:50:36,616 --> 00:50:39,036
‫نمی‌ذارم قسر در بری!
