﻿1
00:00:12,012 --> 00:00:14,347
‫« آنچه گذشت... »

2
00:00:14,431 --> 00:00:18,018
‫،اگه مردِ گنده‌بکِ ‌صورت‌زخمی اومد
‫یکی‌تون دنبالش کنه و

3
00:00:18,018 --> 00:00:20,103
‫اون یکی بیاد به من خبر بده

4
00:00:20,812 --> 00:00:23,732
‫،برادر و خواهرت دارن برای جون‌شون می‌جنگن

5
00:00:23,857 --> 00:00:25,942
‫اون‌وقت تو یه جوری صحبت می‌کنی که
‫انگار اومدی گشت و گذار؟

6
00:00:26,026 --> 00:00:28,611
‫حافظان شعله‌ی ابدی روم،

7
00:00:28,695 --> 00:00:29,612
می‌تونی کمکم کنی؟

8
00:00:29,696 --> 00:00:31,990
‫ای کاش مادرم هم مثل شما، برای دخترش اشک می‌ریخت

9
00:00:31,990 --> 00:00:32,949
‫و برای خانواده‌مون،

10
00:00:33,199 --> 00:00:33,825
‫پناه بگیرید

11
00:00:58,224 --> 00:00:59,809
‫دروازه رو ببندید.

12
00:01:07,567 --> 00:01:09,402
‫سریع پارچه‌ها بردارید. زودباشین.

13
00:01:13,073 --> 00:01:14,365
‫گاوروس.

14
00:01:20,830 --> 00:01:22,165
‫وزوویوس فوران کرده.

15
00:01:22,248 --> 00:01:23,917
‫باد، ابرهای خاکستر رو به 100 فرسنگی

16
00:01:24,042 --> 00:01:26,461
‫روم و بقیه شهرهای اطراف آورده.

17
00:01:27,087 --> 00:01:29,089
‫پمپئی و هرکولانیوم از بین رفتند.

18
00:01:30,381 --> 00:01:31,341
‫چند نفر زنده موندن؟

19
00:01:32,425 --> 00:01:36,262
‫پانزده یا شاید هجده هزار
‫که راهی روم شدند.

20
00:01:36,346 --> 00:01:38,223
‫چند کشتی هم طی این مدت
‫به حرکت در آمدند،

21
00:01:38,306 --> 00:01:40,767
بزودی به‌همراه چندصد بازمانده
به ‫«اوستیا» خواهند رسید.

22
00:01:40,850 --> 00:01:42,018
‫گروهی متشکل از پراتوری‌ها برای

23
00:01:42,102 --> 00:01:43,686
‫دیدار با آنان که در راه آپین هستند، اعزام کنید.

24
00:01:43,770 --> 00:01:45,605
‫به‌همراه غذا، پزشک و پوشاک.

25
00:01:48,775 --> 00:01:50,026
‫خبر دیگه‌ای هم هست...

26
00:01:51,611 --> 00:01:53,154
‫خبری بدتر.

27
00:01:57,867 --> 00:01:59,577
‫«شعله وستال» خاموش شده

28
00:02:01,788 --> 00:02:03,414
‫حادثه‌ای ناگـوار و خاموش برای مردم روم.

29
00:02:04,582 --> 00:02:06,960
‫هیچ محافظی اون‌جا حضور نداشته

30
00:02:07,043 --> 00:02:09,379
‫شعله دوباره روشن شد و خاتون وستال
‫رو شلاق زدیم

31
00:02:09,462 --> 00:02:12,090
‫و جسـدش رو برای درس عبرت
‫در معبد آویزان کردیم

32
00:02:12,632 --> 00:02:16,010
‫اردوگاه‌ برپا کنـید، غذا آماده کنید.

33
00:02:17,470 --> 00:02:20,306
‫اعلام کنید که روم با آغوش باز
‫پذیرای افراد نیازمند خواهند بود.

34
00:02:20,390 --> 00:02:21,307
‫به‌روی چشم.

35
00:02:32,777 --> 00:02:34,070
‫چی شده؟

36
00:02:36,156 --> 00:02:39,242
‫اون گلادیاتورِ نومیدیایی...

37
00:02:39,325 --> 00:02:40,869
‫وقتی داشتم هدیه
‫رو به‌ش تقدیم می‌کردم

38
00:02:40,869 --> 00:02:43,580
‫به سمت خنجر یکی از نگهبانانم حمله‌ور شد

39
00:02:44,289 --> 00:02:45,623
‫قصد داشت من رو بکشه.

40
00:02:47,041 --> 00:02:48,918
‫باورت می‌شه؟

41
00:02:49,252 --> 00:02:53,256
‫مردی با اقتـدار و جـاذبه مثل من،

42
00:02:53,256 --> 00:02:55,675
‫به‌راحتی توسط یک موش کثیف کشته بشه.

43
00:02:56,634 --> 00:02:57,510
حساب‌ش رو برس

44
00:02:58,219 --> 00:02:59,929
‫اون رو دیگه سپردم به فلاما.

45
00:03:00,013 --> 00:03:01,347
‫اون عاشقِ انتـقامه.

46
00:03:02,432 --> 00:03:05,977
‫بهترین روش برای عذابِ دادن

47
00:03:06,060 --> 00:03:08,188
‫اون موجود کوچولو.

48
00:03:14,694 --> 00:03:15,528
‫آهای!

49
00:03:15,653 --> 00:03:17,363
‫- هی!
‫- چی شده؟

50
00:03:18,656 --> 00:03:20,074
‫نزدیک نشید. نزدیک نشید!

51
00:03:20,158 --> 00:03:21,492
مگه چه خطایی ازش سر زده؟

52
00:03:21,576 --> 00:03:23,786
به جان دومیتیان سوءقصد کرده

53
00:03:24,871 --> 00:03:30,168
‫قراره دوباره با فلاما مبارزه ‫کنن؛ که
این یعنی یک مرگ استثنایی ‫برای کوامه.

54
00:03:31,920 --> 00:03:33,046
‫ ببریدش.

55
00:03:58,029 --> 00:04:00,448
‫بهش غذا ندید. فقط آب.

56
00:04:02,158 --> 00:04:04,410
‫این‌طوری نمی‌تونه درست‌وحسابی مبارزه کنه.

57
00:05:44,052 --> 00:05:45,928
‫امانتی از «گـول» برامون ارسال شده.

58
00:05:47,013 --> 00:05:48,222
‫ببین...

59
00:05:50,433 --> 00:05:51,768
‫پسـرمونه!

60
00:05:52,602 --> 00:05:54,020
‫درست مثل پدرش جذاب.

61
00:05:55,897 --> 00:05:58,816
‫هزاران پناهنده از پمپئی به این‌جا سرازیر شدن،

62
00:05:59,192 --> 00:06:00,985
‫تعداد خیلی بیشتری هم توی راه‌‌ن.

63
00:06:01,110 --> 00:06:03,363
‫تیتوس به‌شون قول غذا و سرپناه داده.

64
00:06:03,404 --> 00:06:05,281
‫این همون لحظه‌ایه که
‫مدت‌ها منتظرش بودیم.

65
00:06:09,077 --> 00:06:09,869
‫برو بیرون.

66
00:06:16,376 --> 00:06:17,835
‫من با تیلیا و سورو و برخی دیگر از

67
00:06:17,919 --> 00:06:20,338
‫حصار نشینان در مجلس سنا صحبت کردم.

68
00:06:21,547 --> 00:06:22,799
تردید دارن

69
00:06:25,593 --> 00:06:27,303
‫خب ما درخواست‌های
‫زیادی ازشون داشتیم.

70
00:06:28,513 --> 00:06:30,723
‫خانواده‌ها و ثروت‌شون در سال چهار امپراتور

71
00:06:30,807 --> 00:06:32,683
‫به‌شدت مورد عتاب قرار گرفت.

72
00:06:32,934 --> 00:06:35,978
‫این وضعیت هم مثل یک بازیه؛
‫امپراتور می‌میره و تو جایگزین‌ش می‌شی

73
00:06:35,978 --> 00:06:38,815
‫اگر مجلس سنا بفهمه تیتوس داره
‫خزانه رو تخلیه می‌کنه، خیلی به نفع ماست.

74
00:06:40,817 --> 00:06:42,568
‫فردا شب یه جلسه مخفیانه دارن؛ قراره

75
00:06:43,236 --> 00:06:44,362
‫هرچی من می‌گم انجام بدن.

76
00:07:10,930 --> 00:07:12,140
‫این‌جا نیست.

77
00:07:13,474 --> 00:07:14,851
‫خیلی ضروریه!

78
00:07:28,072 --> 00:07:29,323
‫خواهرِ عزیزم.

79
00:07:35,580 --> 00:07:37,165
تناکس، تو این‌جا کار می‌کنی؟

80
00:07:38,291 --> 00:07:40,001
‫آره؛ اما الان آزاد شدم.

81
00:07:40,960 --> 00:07:44,714
‫جولا، جولا، من تونستم آزادی
‫خواهرت رو بخرم.

82
00:07:44,839 --> 00:07:47,884
‫قول می‌دم بزودی تو رو هم آزاد می‌کنم.

83
00:07:50,678 --> 00:07:52,013
‫واقعاً برات خوشحالم.

84
00:07:53,389 --> 00:07:55,308
‫ای کاش تو به‌جای من آزاد می‌شدی.

85
00:07:55,308 --> 00:07:56,559
‫با من کار داشتی؟

86
00:08:06,235 --> 00:08:07,778
‫- همه‌شون؟
‫- بله.

87
00:08:08,946 --> 00:08:10,615
‫آفرین.
‫حالا برو.

88
00:08:17,538 --> 00:08:19,790
‫دیـرمون شده!

89
00:08:21,083 --> 00:08:24,212
‫حق با اونه. باید قبل از این‌که ارباب‌ام
‫متوجه بشه برگردم.

90
00:08:24,295 --> 00:08:26,339
‫برو. مراقب خودت باش.

91
00:08:35,223 --> 00:08:36,516
‫فکرکنم از این سمت بود...

92
00:08:41,562 --> 00:08:42,271
‫ببخشید.

93
00:08:50,279 --> 00:08:51,656
‫ما گم شدیم...

94
00:08:52,532 --> 00:08:53,491
‫چیز عجیبی نیست.

95
00:08:56,077 --> 00:08:58,412
‫اما باعث افتخارمه که بهتون کمک کنم.

96
00:08:59,038 --> 00:09:01,207
‫من می‌خوام برم «اسکولین»

97
00:09:01,207 --> 00:09:03,960
‫راه رو به‌تون نشون می‌دم.
‫بیاین دنبالم.

98
00:09:12,802 --> 00:09:15,263
‫این راه خروجه؛
‫سمت چپ

99
00:09:15,346 --> 00:09:16,305
‫ممنونم.

100
00:09:17,515 --> 00:09:20,142
‫این خیابان‌ها هنگام شب خیلی خطرناک‌ان.

101
00:09:20,560 --> 00:09:21,894
‫همراه‌تون میام.

102
00:09:22,478 --> 00:09:23,437
‫ممنون می‌شم.

103
00:09:25,856 --> 00:09:27,149
‫بریم.

104
00:09:38,160 --> 00:09:40,871
حواسم بهش هست
تا صحیح و سالم برسه خونه

105
00:09:42,790 --> 00:09:44,417
‫کارهای الکی نکنید.

106
00:09:50,256 --> 00:09:51,257
‫از این سمت.

107
00:09:53,634 --> 00:09:56,470
‫پس جولا، اینطوری شد که تو خونه‌ی...

108
00:09:56,470 --> 00:09:58,097
‫کنسول مارسوس به بردگی گرفته شدم.

109
00:09:58,889 --> 00:10:01,017
‫بعد می‌تونی تنهایی بری بیرون و بیای؟

110
00:10:01,142 --> 00:10:03,269
‫می‌تونم؛ اما باید حواسم رو جمع کنم.

111
00:10:25,416 --> 00:10:27,001
‫از برادرهات برام بگو.

112
00:10:27,084 --> 00:10:28,169
‫مشخصه خیلی شیطون‌ان.

113
00:10:28,252 --> 00:10:29,962
‫فکرکن تو یه اتاق
‫باهاشون چی می‌کشم...

114
00:10:30,963 --> 00:10:33,716
‫اما خب حداقل توی خونه‌مون،
‫واسه خودمون دنیایی داشتیم.

115
00:10:33,799 --> 00:10:38,220
‫کلی تپه؛ دشت‌های پر از علف
‫می‌تونستی توشون شنا کنی.

116
00:10:39,430 --> 00:10:41,599
‫مطمئنم اسب‌هاتون عاشق اون‌جا بودن.

117
00:10:41,724 --> 00:10:42,725
‫آره.

118
00:10:47,021 --> 00:10:48,898
‫اخیراً دائم یه‌حسی میاد سراغم...

119
00:10:50,358 --> 00:10:52,985
‫این‌که دیگه هیچوقت
نمی‌تونم برم خونه‌مون

120
00:10:57,865 --> 00:10:59,784
‫حست رو به خوبی درک می‌کنم.

121
00:11:05,039 --> 00:11:06,499
‫مرسی که باهام اومدی الیا.

122
00:11:09,877 --> 00:11:11,128
‫ممکنه دوباره ببینمت؟

123
00:11:12,213 --> 00:11:13,339
‫شاید.

124
00:11:42,827 --> 00:11:46,330
‫تیتوس فلاویس دومینیاتوس،
‫مردی با استعدادهای بسـیار

125
00:11:46,414 --> 00:11:50,459
‫که یکی از آن‌ها، باعثِ
‫تشدید خشم برادرش می‌شه.

126
00:11:54,672 --> 00:11:59,385
‫یا نکنه می‌خوای بگی غارت اورشلیم، فکرِ پاسوس بود؟

127
00:12:00,928 --> 00:12:02,388
‫به‌هرحال به‌ش افتخار می‌کنم.

128
00:12:04,306 --> 00:12:07,226
‫من رو هم با اسم کثیفِ برادرم صدا نزن.

129
00:12:08,018 --> 00:12:09,270
‫به‌روی چشم.

130
00:12:11,522 --> 00:12:13,733
‫من می‌دونم چطوری باید
‫اعتماد برادرت رو جلب کنی

131
00:12:13,733 --> 00:12:15,776
‫و دوباره گروه‌مون رو وارد بازی‌ها کنیم.

132
00:12:16,026 --> 00:12:17,278
‫بگو ببینم.

133
00:12:17,403 --> 00:12:20,406
‫مارسوس جلسه‌ای با اعضای
‫مجلس سنا ترتیب داده.

134
00:12:22,074 --> 00:12:23,200
‫مخفیانه.

135
00:12:23,284 --> 00:12:27,413
‫یعنی می‌گی بپرم وسط،
‫بدم همه‌شون رو دستگیر کنن

136
00:12:28,205 --> 00:12:29,999
‫و امپراتور رو نجات بدم؟

137
00:12:30,082 --> 00:12:31,792
‫فقط کافیه اون‌جا حضور داشته باشی.

138
00:12:31,917 --> 00:12:35,421
‫فقط شاهد باشید و اجازه بدید خودشون با
حرف‌هایی که می‌زنن عاقبت خودشون رو به‌فنا بدن.

139
00:12:39,675 --> 00:12:41,218
‫گروهی دیگر از پناهندگان
‫در مسیر روم هستند.

140
00:12:41,218 --> 00:12:43,679
‫در دشت‌های کامپوس
‫مارسیوس اردوگاه تاسیس کنید.

141
00:12:43,804 --> 00:12:46,182
‫آذوقه و هیزم و نگهبان
‫شهری براشون قرار بدید.

142
00:12:46,599 --> 00:12:48,267
زود کارت رو بگو؛ سرم شلوغه

143
00:12:48,350 --> 00:12:50,853
‫اگر محترمانه‌تر با من برخورد می‌کردید،
‫بیشتر می‌تونستم در خدمت‌تون باشم.

144
00:12:50,936 --> 00:12:52,438
‫نه مثل زیردست و افراد عادی.

145
00:12:52,521 --> 00:12:53,689
‫عادت کردیم.

146
00:12:53,814 --> 00:12:55,441
‫روزهای زیادی در چادرهای
‫فرماندهی به سر می‌بردیم.

147
00:12:58,444 --> 00:12:59,445
‫برید بیرون.

148
00:13:05,493 --> 00:13:07,620
‫هردوی ما در خطر هستیم؛

149
00:13:09,038 --> 00:13:10,080
‫برای محافظت از جون دوتامون،

150
00:13:10,206 --> 00:13:12,500
‫ازت می‌خوام که حبس‌ام رو لغو کنی

151
00:14:22,194 --> 00:14:23,487
‫برادر.

152
00:14:24,405 --> 00:14:25,823
‫این همونیه که
‫ گفته بودم

153
00:14:26,824 --> 00:14:28,284
‫زیردست من، تناکس.

154
00:14:31,871 --> 00:14:32,788
‫از این سمت، اعلی‌حضرت.

155
00:14:38,878 --> 00:14:39,879
‫شما دو نفر با من بیاین.

156
00:14:48,178 --> 00:14:51,932
‫شما در دوران‌های بسیار سختی
‫کمک‌حال ما بودید. ازتون متشکرم.

157
00:14:52,975 --> 00:14:54,810
‫قرن‌ها، خاندان و اجداد ما

158
00:14:54,894 --> 00:14:58,022
‫موظف بودند که از شهر و امپراتوری عزیزمان

159
00:14:58,147 --> 00:15:00,858
‫در برابر کسانی که خدایان را
‫خشمگین می‌کنند، محافظت کنند.

160
00:15:00,941 --> 00:15:05,654
‫با این حال، هم‌اکنون شاهد
‫نزول بلایا از سوی آنان هستیم.

161
00:15:05,738 --> 00:15:08,782
‫همه‌ی ما می‌دونیم که با
‫خاموش شدن شعله‌ی وستال،

162
00:15:08,866 --> 00:15:12,661
‫وستا و دیگر خدایان به هیچ
‫وجه از ما محافظت نمی‌کنند

163
00:15:12,745 --> 00:15:16,582
‫و این، می‌تونه به
‫پایان دوران ما ختم بشه.

164
00:15:16,707 --> 00:15:20,377
‫بنابراین برادران، این سوال
‫برای من ایجاد می‌شه که

165
00:15:20,502 --> 00:15:23,464
‫چه تغییری از گذشته‌های دور تا
‫به امروز در امپراتوری ما ایجاد شده؟

166
00:15:23,547 --> 00:15:25,925
‫و هیج جوابی جز وجود...

167
00:15:28,135 --> 00:15:30,095
‫یک امپراتور جدید پیدا نمی‌کنم.

168
00:15:34,141 --> 00:15:35,267
‫مراقب سخنان‌تون باشید، کنسول.

169
00:15:35,392 --> 00:15:37,394
‫همه‌ی ما امروز با احتیاط
‫کامل عمل می‌کنیم، سناتور

170
00:15:38,062 --> 00:15:39,897
‫اما به‌روی خاکستر.

171
00:15:39,980 --> 00:15:41,732
‫امپراتوری رو تصور کنید که

172
00:15:41,857 --> 00:15:45,694
‫کشور رو به خودِ روم ترجیح می‌ده

173
00:15:46,862 --> 00:15:50,240
‫و با یک ملکه‌ی یهودی
‫منافق زندگی می‌کنه.

174
00:15:51,033 --> 00:15:53,452
‫تعجبی نداره که خدایان تصمیم
‫گرفتن ما رو از بین ببرن.

175
00:15:53,577 --> 00:15:55,371
‫اما امپراتور از ملکه یهودی دل کند

176
00:15:55,454 --> 00:15:56,956
‫و یک زن رومی برای
‫خود برگزید.

177
00:15:57,081 --> 00:16:00,918
‫برگزیدن یک همسر رومی فقط
‫جنایات امپراتور رو تشدید می‌کنه

178
00:16:02,086 --> 00:16:03,712
‫زیرا که اون افعی یهودی

179
00:16:04,254 --> 00:16:06,298
‫توی بسترش لونه کرده

180
00:16:06,423 --> 00:16:09,635
‫ و زهرش رو توی گوشش می‌ریزه

181
00:16:09,760 --> 00:16:13,847
‫خدایان عبری از زانو زدن امپراتوری
‫روم در برابر آن زن، بسیار خوشنود خواهند شد.

182
00:16:16,308 --> 00:16:17,810
‫پس مردم روم چی؟

183
00:16:18,268 --> 00:16:19,603
‫مردم ما؟

184
00:16:21,063 --> 00:16:22,064
‫زیردست‌هامون؟

185
00:16:23,440 --> 00:16:25,025
‫وظیفه مقدس‌مون؟

186
00:16:26,402 --> 00:16:30,322
‫مردم ما در فاضلاب می‌خوابند

187
00:16:30,447 --> 00:16:32,866
‫درحالی که تیتوس دروازه‌های شهر رو

188
00:16:32,950 --> 00:16:34,994
‫به روی هزاران پناهنده باز کرده.

189
00:16:35,119 --> 00:16:37,830
‫این بیگانگان رو سیر می‌کنه

190
00:16:37,955 --> 00:16:41,291
‫و هرچی که باقی می‌مانه رو
‫صرف بناهای رنگ‌ و وارنگ

191
00:16:41,417 --> 00:16:42,501
‫و خانواده‌اش می‌کنه،

192
00:16:42,626 --> 00:16:45,546
‫درحالی که مردم روم گشنگی می‌کشن

193
00:16:45,629 --> 00:16:48,424
‫واقعاً افسوس.

194
00:16:48,799 --> 00:16:51,010
‫هیچکس نیاز ما به تغییر رو
‫زیر سوال نمی‌بره.

195
00:16:52,428 --> 00:16:55,180
‫سوال اصلی اینه که،
‫آیا این نقشه موفقیت‌آمیز هست یا نه؟

196
00:16:55,180 --> 00:16:58,142
‫هست و باید موفقیت‌آمیز باشه.

197
00:16:59,601 --> 00:17:02,062
‫من بهتون اطمینان می‌دم که
‫لژیون‌هامون در دوردست‌ها

198
00:17:02,813 --> 00:17:05,941
‫نگهبانان و مردم روم،

199
00:17:06,025 --> 00:17:10,237
‫و حتی خدایان از این تغییر
‫خوشحال خواهند شد.

200
00:17:10,821 --> 00:17:14,324
‫- سرنوشت نـرون.
‫- سرنوشت نـرون.

201
00:17:34,678 --> 00:17:36,221
‫کنسول مارسوس،

202
00:17:36,847 --> 00:17:40,768
‫سناتور تورل و سپولیوس،
‫همه خائنان...

203
00:17:42,394 --> 00:17:43,604
‫دستگیرشون کنید!

204
00:17:43,854 --> 00:17:44,855
‫قربان...

205
00:17:48,192 --> 00:17:51,070
‫خدایان از ما می‌خواهند دست به عمل ببریم،

206
00:17:52,196 --> 00:17:54,114
‫و هم‌اکنون زمان عمل کردن فرا رسیده.

207
00:18:04,625 --> 00:18:09,129
‫کنسول مارسوس، سناتور تورل و سپولسیوس

208
00:18:09,213 --> 00:18:11,757
‫به‌دین وسیله به جرم خیانت دستگیر خواهید شد.

209
00:18:11,757 --> 00:18:13,258
‫ببریدش.

210
00:18:16,178 --> 00:18:17,096
‫اون رو هم همینطور.

211
00:18:18,180 --> 00:18:19,098
‫ببریدشون.

212
00:18:56,343 --> 00:18:57,136
‫بریم.

213
00:19:02,891 --> 00:19:04,935
‫پس تو توی مسابقه «آبی و سفیدها» شرکت کردی؟

214
00:19:06,270 --> 00:19:07,729
‫جزو 11 نفر اول بودم.

215
00:19:08,272 --> 00:19:09,314
اوه!

216
00:19:09,439 --> 00:19:10,816
‫خب چی شد؟

217
00:19:11,733 --> 00:19:14,736
‫گرفتارزندگی شدیم.

218
00:19:15,404 --> 00:19:18,240
‫اسپورپوس هم گرفتار زندگیشه؛
‫اما همچنان ارابه‌رانی می‌کنه.

219
00:19:18,365 --> 00:19:19,783
‫مال من چیزهای دیگه‌ای هم شاملش بود.

220
00:19:20,617 --> 00:19:22,578
‫سوار ارابه شدن برای یک مرد
‫خیلی کار سختیه؛

221
00:19:22,661 --> 00:19:24,580
‫سخت‌تر از اون، ترک کردنشـه.

222
00:19:25,581 --> 00:19:26,415
‫خب تو چرا کشیدی کنار؟

223
00:19:37,009 --> 00:19:39,136
‫من به‌خاطر علاقه‌ام اسب‌ها
‫مسابقه دادن رو شروع کردم.

224
00:19:40,304 --> 00:19:41,638
‫دقیقا مثل تو،

225
00:19:43,056 --> 00:19:44,600
‫منم باهاشون ارتباط
‫عمیقی برقرار می‌کنم.

226
00:19:46,351 --> 00:19:47,728
‫اما مسابقه دادن کاملاً متفاوته...

227
00:19:48,937 --> 00:19:53,942
‫مسابقه چهار اسبه یه‌نوع خودکشیه که...
‫به طرز عجیبی ازش جون سالم به‌در می‌بری.

228
00:19:54,526 --> 00:19:57,404
‫خیلی از دوست‌هام وسط میدان مسابقه جون دادن؛

229
00:19:57,446 --> 00:20:00,407
‫خودمم بارها به‌زور از

230
00:20:00,574 --> 00:20:02,367
‫چنگال مرگ فرار کردم.

231
00:20:03,118 --> 00:20:08,081
‫و یک روز، تصمیم گرفتم اون میدان مسابقه
‫رو ترک کنم و برای همیشه رفتم.

232
00:20:12,920 --> 00:20:14,838
‫به محض این‌که از مرگ بترسی،

233
00:20:15,964 --> 00:20:16,965
‫کـارت تمومه.

234
00:20:22,429 --> 00:20:23,972
‫برادرهای من دوتاشون
‫می‌خوان مسابقه بدن.

235
00:20:24,556 --> 00:20:25,891
‫مشخصه نگران‌شونی.

236
00:20:34,483 --> 00:20:36,860
‫خیلی کم پیش میاد زندگی
‫بر وفق مرادت بگذره.

237
00:20:52,584 --> 00:20:53,919
‫آهای. این‌ها رو بگیر.

238
00:20:54,670 --> 00:20:56,004
‫چند لحظه بیشتر طول نمی‌کشه.

239
00:21:04,513 --> 00:21:05,681
‫برادر.

240
00:21:12,145 --> 00:21:14,398
‫همه‌ش می‌ترسیدم نکنه
‫از گرسنگی بمیرم.

241
00:21:14,481 --> 00:21:16,942
‫برادر امپراتور ظاهراً

242
00:21:17,067 --> 00:21:19,111
‫به خون‌ت تشنه‌ست.

243
00:21:20,904 --> 00:21:23,031
‫این حس دوطرفه‌ست، برادر.

244
00:21:23,115 --> 00:21:24,908
‫اما فکرکنم اون زودتر به آرزوش می‌رسه.

245
00:21:25,033 --> 00:21:27,035
‫اون بزدل دستور داده دوباره مبارزه کنید.

246
00:21:27,869 --> 00:21:30,872
‫اون‌ها عاشقِ انتقام گرفتن‌ان.

247
00:21:40,924 --> 00:21:42,926
‫چند بار وقتی که قرار بوده
‫به مبارزه با کسی بری،

248
00:21:43,593 --> 00:21:45,095
‫خودت رو برای مرگ آماده کردی؟

249
00:21:45,929 --> 00:21:47,931
‫تعدادش از دستم در رفته.

250
00:21:48,015 --> 00:21:49,975
‫و هربار، تو از دست مرگ فرار کردی.

251
00:21:55,230 --> 00:21:58,608
‫در نبردها، مردم ما به غرش‌هاشون معروف هستند

252
00:21:58,692 --> 00:22:01,028
‫که ترس رو به جون دشمن می‌اندازه.

253
00:22:01,111 --> 00:22:04,656
‫قبل از این‌که به سمت شمشیر
‫و سپرهاشون حمله‌ور بشیم،

254
00:22:04,781 --> 00:22:07,200
‫در گوش مرگ به‌آرامی
‫التماسی ملموس زمزمه می‌کنیم

255
00:22:15,625 --> 00:22:17,711
‫«ای مرگ، اگر قرار بر این است، جان مرا بگیر

256
00:22:17,794 --> 00:22:20,589
‫اما آیا بهتر نیست، اجازه دهی زنده بمانم

257
00:22:20,672 --> 00:22:22,883
‫و با کشتن دیگران، به‌ تو خدمت کنم؟»

258
00:22:27,220 --> 00:22:28,180
‫عجب کلمات جسورانه‌ای.

259
00:22:29,681 --> 00:22:31,475
‫با آقای مرگ معامله می‌کنی.

260
00:22:31,558 --> 00:22:32,934
‫خانم.

261
00:22:33,310 --> 00:22:34,561
‫مرگ یک زنـه.

262
00:22:35,103 --> 00:22:37,981
‫بارها به حرفم گوش کرده.

263
00:22:38,065 --> 00:22:40,400
‫هلیا، شاید به حرف تو هم گوش کرد.

264
00:22:41,735 --> 00:22:46,990
‫گمون می‌کنم اونقدر عاشق فلاماست
‫که بعید می‌دونم بیاد من رو نجات بده.

265
00:22:50,452 --> 00:22:51,703
‫کی قراره بمیرم؟
‫[روز مسابقه]

266
00:22:54,498 --> 00:22:55,165
‫پنج روز دیگه.

267
00:23:03,340 --> 00:23:05,384
‫دوست عزیزم برام آب آورده.

268
00:23:07,677 --> 00:23:10,847
‫این زندگی کوتاه هنوز هم
‫می‌تونه خوب باشه.

269
00:23:19,606 --> 00:23:21,233
من بهت بدهکارم برادر

270
00:23:21,358 --> 00:23:24,027
‫من فقط نگران جونتـم؛ درست مثل
‫زمانی که نگران جون پدر بودم.

271
00:23:24,152 --> 00:23:25,946
‫به‌نظرتون مجلس سنا چه واکنش نشون می‌ده؟

272
00:23:26,029 --> 00:23:27,531
‫فقط از دور تماشا می‌کنن

273
00:23:27,656 --> 00:23:29,199
‫و منتظر واکنش مردم می‌مونن.

274
00:23:29,324 --> 00:23:31,952
‫خب پس، پیشنهاد می‌دی
چیکار کنیم؟

275
00:23:32,035 --> 00:23:33,495
‫غلات اهدایی به مردم رو افزایش بدیم.

276
00:23:36,957 --> 00:23:38,792
‫پورتو؟ شرایط چجوریه؟

277
00:23:40,544 --> 00:23:43,004
‫ذخایرمون به‌قدری هست
‫که بتونیم دوبرابرش کنیم.

278
00:23:43,088 --> 00:23:44,423
‫پس انجامش بدید.

279
00:23:49,094 --> 00:23:50,345
‫دیگه چی؟

280
00:23:50,929 --> 00:23:54,891
‫مدت زمان برگزاری بازی‌های افتتاحیه
‫رو از پنجاه، به صد روز افزایش بدیم.

281
00:23:58,395 --> 00:24:00,147
‫و قهرمان موردعلاقه
‫مردم رو برگردونیم.

282
00:24:00,230 --> 00:24:02,357
‫اجازه بدیم اسکورپوس دوباره
‫برای گروه طلایی مسابقه بده.

283
00:24:03,066 --> 00:24:04,443
‫فکر عاقلانه‌ایه.

284
00:24:04,568 --> 00:24:06,361
‫صاحبان گروه‌ها من رو
‫از محبت‌شون دریغ کردن.

285
00:24:06,445 --> 00:24:08,363
‫منم جای اون‌ها رو با مردم عادی عوض می کنم.

286
00:24:08,447 --> 00:24:10,574
‫گروه طلایی دوباره باز خواهد گشت.

287
00:24:11,867 --> 00:24:13,118
‫بهت قول می‌دم.

288
00:24:20,250 --> 00:24:22,752
‫برادر من این فرصت رو در
‫اختیارم قرار داده تا بهش خدمت کنم

289
00:24:22,878 --> 00:24:25,005
‫من بایستی بازی‌های افتتاحیه‌

290
00:24:25,088 --> 00:24:26,590
‫آمفی‌تئاتر فلاویان رو سازماندهی کنم.

291
00:24:26,673 --> 00:24:28,842
سطح مسابقات طبق مرادت خواهد بود

292
00:24:28,925 --> 00:24:30,343
‫شکی درش نیست.

293
00:24:30,719 --> 00:24:32,888
‫ولی چه کسی حاکم اون بازی‌هاست؟

294
00:24:34,014 --> 00:24:36,057
‫- پاسوس؟
‫- باتجربه‌س.

295
00:24:36,600 --> 00:24:39,186
‫با معاضدت گروه‌ها و زیر بار منّت اون‌ها.

296
00:24:39,644 --> 00:24:41,062
‫پیشنهاد دیگه‌ای داری؟

297
00:24:41,855 --> 00:24:42,981
‫من چی؟

298
00:24:47,944 --> 00:24:49,362
‫خیلی بلند پروازی.

299
00:24:49,446 --> 00:24:51,323
‫اینو از شما پنهان نکردم.

300
00:24:51,448 --> 00:24:54,618
‫بی‌شک بااستعداد هستی.

301
00:24:54,743 --> 00:24:56,786
‫ولی هنر سرگرمی جزوشه؟

302
00:24:58,747 --> 00:25:00,790
‫با کمال احترام، اعلی‌حضرت،

303
00:25:04,628 --> 00:25:08,089
‫جایگاه شما خیلی بالاتر از رده‌های پایینه

304
00:25:08,173 --> 00:25:09,799
‫که بدونید اونا واقعاً دنبال چی هستن.

305
00:25:11,051 --> 00:25:12,719
‫من می‌دونم چون یکی از اونام.

306
00:25:14,679 --> 00:25:16,306
‫ولع‌ـشون رو حس کردم،

307
00:25:17,140 --> 00:25:18,725
‫و تو کثافت‌شون زندگی کردم.

308
00:25:19,768 --> 00:25:21,853
‫می‌دونم از چی می‌ترسن،
‫می‌دونم حرص چی رو می‌زنن،

309
00:25:21,978 --> 00:25:25,607
‫و می‌تونم سرگرمی‌ای رو فراهم کنم
‫که جوابگوی ولع‌شون باشه.

310
00:25:27,234 --> 00:25:29,236
‫خیلی چیزا رو باید پوشش داد
‫که از تصورتون خارجه.

311
00:25:32,239 --> 00:25:33,823
‫بسیار خب، یه آزمون.

312
00:25:33,949 --> 00:25:36,576
‫بذار ببینیم کارت با اعدام خیانتکاران چطوره.

313
00:25:37,994 --> 00:25:39,663
‫و در حالی که مشغول این کاری،

314
00:25:39,913 --> 00:25:42,499
‫به اسکورپوس بگو با
‫یکی از ارابه‌های طلام مسابقه بده.

315
00:25:58,515 --> 00:26:00,433
‫برو حیوون! برو حیوون!

316
00:26:06,106 --> 00:26:07,232
‫برو!

317
00:26:14,364 --> 00:26:16,825
‫می‌تونی! زود باش!

318
00:26:27,419 --> 00:26:30,589
‫اسکورپوس! اسکورپوس!

319
00:26:44,561 --> 00:26:45,854
‫بازداشتی.

320
00:26:48,189 --> 00:26:51,610
‫اسکورپوس هستم، ارابه‌ران ارشد گروه.

321
00:26:51,693 --> 00:26:53,236
‫دستتون رو بکشید.

322
00:27:07,208 --> 00:27:12,547
‫هوی! گوش کن.
‫من اسکورپوس کبیر هستم.

323
00:27:12,672 --> 00:27:14,049
‫نه مثل شما حیوونا.

324
00:27:16,051 --> 00:27:18,553
‫خبرش به گوش امپراتور می‌رسه.

325
00:27:37,072 --> 00:27:38,573
‫تو این کار رو باهام کردی.

326
00:27:39,699 --> 00:27:40,867
‫خوک کثیف.

327
00:27:42,911 --> 00:27:45,872
‫خب، با اسکورپوس خوش گذروندی.

328
00:27:45,955 --> 00:27:47,123
‫حالا آزادش کن.

329
00:27:47,248 --> 00:27:48,750
‫به اتهام گذاشتن پول غیرقانونی دستگیر شدی.

330
00:27:48,875 --> 00:27:50,543
‫پول غیرقانونی؟

331
00:27:50,627 --> 00:27:54,089
‫یه شوخی از طرف امثال توئه. آره؟

332
00:27:54,172 --> 00:27:55,924
‫واسه من خنده‌داره، رفیق.

333
00:27:56,049 --> 00:27:58,426
‫واسه تو نه.

334
00:27:58,510 --> 00:28:02,681
‫ولی به‌خاطر دوستیِ قدیمی‌مون،

335
00:28:02,764 --> 00:28:03,973
‫احتمالاً می‌تونم بهش فیصله بدم،

336
00:28:04,099 --> 00:28:06,851
‫اگه خیلی ساده برگردی به گروه طلایی.

337
00:28:10,230 --> 00:28:12,107
‫خبر مرگت، اسکورپوس.

338
00:28:12,232 --> 00:28:14,609
‫صاحب 25 درصد گروه طلایی هستی.

339
00:28:14,693 --> 00:28:17,445
‫ارزشش ده برابر...
‫صد برابر بیشتر از

340
00:28:17,529 --> 00:28:20,740
‫600 هزار چندرغازیه که لتو بهت میده!

341
00:28:22,992 --> 00:28:24,869
‫برو دنبال بازیت!

342
00:28:34,045 --> 00:28:37,132
‫وایسا. وایسا بابا!

343
00:28:43,930 --> 00:28:46,141
‫واسه گروه طلایی مسابقه میدم.

344
00:28:47,308 --> 00:28:51,396
‫ولی تو دیگه رفیق صدام نزن.

345
00:28:52,856 --> 00:28:54,149
‫تصمیم خوبیه...

346
00:28:56,609 --> 00:28:57,527
‫رفیق.

347
00:28:58,403 --> 00:28:59,362
‫هی!

348
00:28:59,487 --> 00:29:01,156
‫هی، بذار بیام بیرون

349
00:29:07,829 --> 00:29:09,164
‫دعا به درگاه وستا.

350
00:29:09,914 --> 00:29:12,375
‫ای الهه آتش ابدی

351
00:29:14,711 --> 00:29:16,921
‫کورنلیا. به به،

352
00:29:17,380 --> 00:29:20,091
‫بزرگوارترین میان وستاها.

353
00:29:20,091 --> 00:29:21,843
‫رئیس وستا.

354
00:29:21,926 --> 00:29:24,471
‫من و پدرت از وقار و تعالی تو به شوق آمدیم.

355
00:29:26,973 --> 00:29:30,310
‫چون آتش وستال خاموش گشت،

356
00:29:30,393 --> 00:29:32,395
‫زنی بر اثر شلاق و ضرب و شتم جان سپرد.

357
00:29:33,396 --> 00:29:35,356
‫این منبع غرور و افتخارته؟

358
00:29:36,983 --> 00:29:38,401
‫خب جلسه در مورد چیه؟

359
00:29:38,526 --> 00:29:41,488
‫- شاید نشنیده باشی...
‫- ما وستال‌ها از همه چی باخبریم.

360
00:29:43,406 --> 00:29:45,617
‫به عنوان خاتون وستال،
‫تو از جانب خدایان سخن میگی.

361
00:29:47,202 --> 00:29:49,120
‫اگه با هم بریم به خدمت امپراتور،

362
00:29:49,245 --> 00:29:50,997
‫- و برای نجات جون پدرت التماس کنیم...
‫- نه.

363
00:29:52,707 --> 00:29:54,417
‫کورنلیا، پدرت بهت نیاز داره.

364
00:29:54,793 --> 00:29:56,586
‫به من نیاز نداشت،

365
00:29:56,669 --> 00:30:01,257
‫زمانی که به مدت 30 سال
‫منو تو این قفس طلایی حبس کرد.

366
00:30:01,341 --> 00:30:03,760
‫بهت فرصت دادیم
‫تا با خدایان ارتباط بر قرار کنی.

367
00:30:03,885 --> 00:30:06,763
‫هرگز صداشون رو نشنیدم.
‫حتی یه بار!

368
00:30:09,057 --> 00:30:11,434
‫منو اینجا زندانی کردی،

369
00:30:11,559 --> 00:30:13,478
‫منو فرستادی اینجا،
‫نه به‌خاطر منفعت خودم،

370
00:30:13,603 --> 00:30:15,313
‫بلکه به‌خاطر سرفرازی خودت و برادرم.

371
00:30:15,438 --> 00:30:17,774
‫وظیفه‌ی من بود که ازت بگذرم،

372
00:30:19,818 --> 00:30:21,528
‫و الان وظیفه‌ی توئه

373
00:30:22,111 --> 00:30:23,404
‫که جون پدرت رو نجات بدی

374
00:30:23,488 --> 00:30:26,282
‫تا از صخره‌ی تارپیان پرتش نکنن پایین.

375
00:30:26,366 --> 00:30:29,035
‫اگه می‌شد کمک می‌کردم هلش می‌دادم.

376
00:30:30,995 --> 00:30:32,288
‫این حرف رو نزن.

377
00:30:34,290 --> 00:30:35,792
‫تو دخترشی.

378
00:30:36,918 --> 00:30:38,336
‫من دختر وستال هستم.

379
00:30:40,088 --> 00:30:41,673
‫دیگه دخترش نیستم،

380
00:30:43,758 --> 00:30:44,676
‫یا دختر تو.

381
00:30:48,805 --> 00:30:49,722
‫کورنلیا!

382
00:30:52,225 --> 00:30:53,560
‫التماست می‌کنم!

383
00:31:17,166 --> 00:31:18,459
‫نامه‌م به دستت رسید؟

384
00:31:21,045 --> 00:31:22,255
‫می‌دونم چقدر عاشق

385
00:31:22,338 --> 00:31:23,798
‫اسب‌های اسپانیاییت هستی...

386
00:31:23,882 --> 00:31:27,427
‫ولی خواهشاً بگو
‫قبل از اومدن رفتی حمام.

387
00:31:27,510 --> 00:31:29,971
‫- همیشه.
‫- میگه، «همیشه».

388
00:31:33,266 --> 00:31:35,602
‫پس رفتی حمام.

389
00:31:36,728 --> 00:31:38,354
‫کلماتت حقیقت رو مخفی می‌کنن.

390
00:31:38,354 --> 00:31:40,773
‫می‌دونم چقدر عاشق بوی اصطبل هستی.

391
00:31:41,149 --> 00:31:43,443
‫وای... عمراً.

392
00:31:49,449 --> 00:31:51,117
‫می‌خوام از اینجا بدزدمت.

393
00:31:53,286 --> 00:31:55,455
‫اونوقت به صلیب میخکوبم می‌کنن.

394
00:31:56,039 --> 00:31:57,957
‫مارسوس تو سلوله.

395
00:31:58,041 --> 00:31:59,375
‫دیگه نمی‌تونه اذیتت کنه.

396
00:31:59,959 --> 00:32:01,210
‫خانم خونه چی؟

397
00:32:01,336 --> 00:32:02,712
‫آزادیت رو می‌خریم.

398
00:32:03,046 --> 00:32:04,505
‫با چی؟

399
00:32:04,589 --> 00:32:07,800
‫با دستمزدم و سهم کوچیکم
‫از اسب‌های اصلاح نژاد.

400
00:32:07,884 --> 00:32:10,720
‫بعد از چند تا بُرد، یه ارزشی داره.

401
00:32:11,179 --> 00:32:13,389
‫سه هزار سسترشوس؟

402
00:32:16,643 --> 00:32:19,062
‫چون منو همین قدر خرید.

403
00:32:29,614 --> 00:32:31,407
‫باور دارم

404
00:32:31,491 --> 00:32:34,911
‫اگه پول داشتی، نجاتم می‌دادی.

405
00:32:42,418 --> 00:32:44,128
‫از نظر من که یکیه.

406
00:32:44,212 --> 00:32:46,381
‫آره. این طور به نظر میاد،

407
00:32:46,464 --> 00:32:49,008
‫ولی اونا خیلی سبک‌ترن.

408
00:32:49,133 --> 00:32:52,637
‫روندنشون سخت‌تره، ولی خیلی سریع‌ترن.

409
00:32:56,391 --> 00:32:58,810
‫دستمزدم چی میشه؟

410
00:32:59,769 --> 00:33:01,437
‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

411
00:33:08,277 --> 00:33:09,612
‫این چیه؟

412
00:33:10,321 --> 00:33:11,864
‫باید باهاش چی کار کنم؟

413
00:33:29,841 --> 00:33:30,967
‫تایید میشه.

414
00:33:34,012 --> 00:33:34,929
‫تایید میشه.

415
00:33:35,513 --> 00:33:37,849
‫- همه چی مرتبه؟
‫- مرتبه.

416
00:34:03,291 --> 00:34:07,670
‫اسکورپوس! اسکورپوس! اسکورپوس!

417
00:34:09,714 --> 00:34:10,965
‫زود باش، تندتر!

418
00:34:12,675 --> 00:34:14,093
‫اسکورپوس دوباره حرکتش رو زد!

419
00:34:14,218 --> 00:34:15,720
‫سومین پیروزیش تو این هفته‌ میشه.

420
00:34:15,845 --> 00:34:19,390
‫اسکورپوس! اسکورپوس!

421
00:34:21,684 --> 00:34:23,394
‫حق با تو بود، دومیتیان.

422
00:34:24,062 --> 00:34:24,812
‫عوام الناس،

423
00:34:26,647 --> 00:34:29,025
‫و سنای ترسان.

424
00:34:32,695 --> 00:34:34,113
‫برو! برو!

425
00:34:40,411 --> 00:34:42,955
‫ای وای!

426
00:34:46,959 --> 00:34:48,127
‫کجا می‌رید؟

427
00:34:48,211 --> 00:34:49,462
‫مسابقه تموم نشده!

428
00:34:49,545 --> 00:34:52,048
‫ارابه‌هام ار دور خارج شدن.
‫چرا بمونم؟

429
00:34:56,052 --> 00:34:58,513
‫کم کم دارم عشق جمعیت رو
‫برای اسکورپوس درک می‌کنم.

430
00:35:07,897 --> 00:35:08,898
‫آره!

431
00:35:11,943 --> 00:35:15,321
‫اسکورپوس! اسکورپوس!

432
00:35:17,532 --> 00:35:20,910
‫مالک گروه پیروز!

433
00:35:20,993 --> 00:35:22,078
‫یه سوال دارم.

434
00:35:22,078 --> 00:35:26,332
‫جایزه گذاری همیشه قبل
‫از آغاز مسابقه متوقف میشه؟

435
00:35:26,457 --> 00:35:28,668
‫- البته.
‫- چرا؟

436
00:35:28,751 --> 00:35:30,336
‫همیشه همین طور بوده.

437
00:35:30,461 --> 00:35:31,838
‫قانونه.

438
00:35:31,963 --> 00:35:33,297
‫همیشه از قانون پیروی می‌کنی؟

439
00:35:34,799 --> 00:35:37,093
‫پول رو می‌ذاری رو میز،

440
00:35:37,176 --> 00:35:38,594
‫کلی پول.

441
00:35:38,678 --> 00:35:42,014
‫در نومیدیه، با مسابقه اسب‌دوانی،
‫خروس جنگی، کشتی،

442
00:35:42,098 --> 00:35:44,100
جایزه گذازی در طول کل مسابقه ادامه داره

443
00:35:44,142 --> 00:35:45,143
‫و اگه مچت رو بگیرن چی؟

444
00:35:45,601 --> 00:35:47,770
‫کلید شکستن قانون اینه که نشکونیش.

445
00:35:49,939 --> 00:35:53,401
‫فقط لازمه سیستمش رو تغییر بدیم.

446
00:35:53,526 --> 00:35:56,362
‫و چطور این کار رو بکنیم،
‫و پول جدید بگیریم؟

447
00:35:56,445 --> 00:35:58,865
‫بچه‌هات رو می‌فرستی وسط.

448
00:36:00,283 --> 00:36:01,826
‫اوهوم.

449
00:36:18,426 --> 00:36:19,427
‫«تبریک میگم.

450
00:36:19,510 --> 00:36:21,596
‫گروه طلاییت رو پس گرفتی.

451
00:36:21,679 --> 00:36:22,722
‫بُرد‌هات،

452
00:36:22,805 --> 00:36:25,725
‫وگرنه پسرهات می‌میرن،

453
00:36:25,808 --> 00:36:27,935
‫و رازت بر ملا میشه.

454
00:36:28,895 --> 00:36:30,271
‫این هرگز تمومی نداره.

455
00:36:31,480 --> 00:36:32,273
‫مگه اینکه خودت تمومش کنی.»

456
00:36:32,356 --> 00:36:35,276
‫تناکس، یکی کارت داره.

457
00:36:43,159 --> 00:36:44,952
‫می‌خواد باهات حرف بزنه.

458
00:36:45,036 --> 00:36:46,954
‫بهش بگو فردا صبح اول وقت.

459
00:36:47,038 --> 00:36:48,331
‫منتظرته،

460
00:36:49,582 --> 00:36:50,708
‫الان.

461
00:36:59,133 --> 00:37:00,092
‫تناکس اومده.

462
00:37:04,430 --> 00:37:06,515
‫ببخشید، برادر، یکی از مشتریامه.

463
00:37:11,270 --> 00:37:12,021
‫برو بیرون!

464
00:37:15,024 --> 00:37:17,026
‫فکر می‌کردم سودم رو شخصاً برام میاری.

465
00:37:17,568 --> 00:37:19,278
‫میاد، دومینوس.

466
00:37:19,362 --> 00:37:21,364
‫جایزه های بزرگ نسیه انجام میشن.

467
00:37:21,447 --> 00:37:24,075
‫مجبوریم صبر کنیم که شرکت‌کننده‌ها
‫قرض‌شون رو بدن.

468
00:37:25,284 --> 00:37:27,036
‫هر چی فردا نصیبت میشه برام بیار.

469
00:37:28,287 --> 00:37:29,247
‫فهمیدی؟

470
00:37:42,468 --> 00:37:44,971
‫تو! تو ارابه‌رانم رو دزدیدی.

471
00:37:45,096 --> 00:37:46,973
‫باید با اسکورپوس در موردش حرف بزنی.

472
00:37:47,098 --> 00:37:48,724
‫اسکورپوس با من معامله کرد.

473
00:37:48,808 --> 00:37:50,142
‫ارابه‌ران گروه سفیده.

474
00:37:50,226 --> 00:37:51,269
‫اینطور فکر نمی‌کنه.

475
00:37:51,352 --> 00:37:53,521
‫اگه می‌خوای افرادت وفادار باشن،
‫باید بیشتر بهشون پول بدی.

476
00:37:55,147 --> 00:37:55,982
‫نوکیسه!

477
00:37:59,735 --> 00:38:00,987
‫می‌خوامش.

478
00:38:02,238 --> 00:38:06,492
‫شما، همه‌تون،

479
00:38:06,617 --> 00:38:09,120
‫خیال می‌کنید خدایان شما رو
‫برای رهبری ما تدهین کردن؟

480
00:38:09,203 --> 00:38:10,454
‫اشتباه می‌کنید.

481
00:38:10,538 --> 00:38:13,165
‫جایگاه شما به شکننده‌ بودن
‫کسانیه که برای رسیدن

482
00:38:13,249 --> 00:38:15,668
‫به جایی که هستید کُشتید،
‫حالا برید کنار.

483
00:38:18,254 --> 00:38:19,338
‫وگرنه نگهبان‌ها رو خبر می‌کنم؟

484
00:38:20,506 --> 00:38:21,882
‫خیلی پرمشغله‌ ام.

485
00:38:29,807 --> 00:38:31,309
‫ممنون، سناتور.

486
00:38:38,691 --> 00:38:41,360
‫تناکس! می‌خوای بدون دادن

487
00:38:41,485 --> 00:38:43,195
‫سهم امروزم بذاری بری؟

488
00:38:44,655 --> 00:38:45,698
‫عجله دارم.

489
00:38:45,823 --> 00:38:46,949
‫هی، چت شده؟

490
00:38:47,199 --> 00:38:49,702
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم.

491
00:38:49,785 --> 00:38:52,413
‫و من پول لازم دارم.
‫باید پول یک نفر رو بدم.

492
00:38:52,955 --> 00:38:54,457
‫نسیه کن.

493
00:38:55,374 --> 00:38:56,417
‫من بُردم.

494
00:38:56,542 --> 00:38:58,252
‫گروهمون برد.

495
00:38:58,377 --> 00:39:00,212
‫زود باش، پول اسکورپوس رو باید بدن!

496
00:39:01,088 --> 00:39:02,214
‫وقتی دستم اومد میدم.

497
00:39:12,016 --> 00:39:13,851
‫- خبری نیست؟
‫- هنوز که نه.

498
00:39:39,126 --> 00:39:42,421
‫همونطور که خواستی روز پانزدهم برگشتم.

499
00:39:45,966 --> 00:39:47,051
‫کمکم می‌کنی؟

500
00:39:49,512 --> 00:39:50,805
‫یه مردی هست،

501
00:39:51,222 --> 00:39:52,223
‫به اسم تناکس.

502
00:39:53,641 --> 00:39:54,975
‫مجرمه.

503
00:39:56,143 --> 00:39:57,103
‫می‌شناسیش؟

504
00:39:58,354 --> 00:39:59,980
‫آره.

505
00:40:00,064 --> 00:40:02,942
‫دختر بزرگم رو به بردگی گرفته بود.

506
00:40:03,734 --> 00:40:05,611
‫آزادیش رو خریدم،

507
00:40:05,736 --> 00:40:07,613
‫و الان من و دخترم براش کار می‌کنیم.

508
00:40:07,738 --> 00:40:10,074
‫بوی متعفن گناهانش رو به دوش می‌کشه.

509
00:40:11,367 --> 00:40:13,202
‫تو هم از بوی متعفنش لکه‌دار شدی.

510
00:40:16,247 --> 00:40:17,873
‫فقط به‌خاطر فرزندانم این کار رو می‌کنم.

511
00:40:17,957 --> 00:40:21,502
‫و با این وجود، می‌خواستی فریبم بدی

512
00:40:21,585 --> 00:40:23,754
‫و از من برای آزادی دخترت استفاده کنی.

513
00:40:23,879 --> 00:40:25,256
‫- نه، نه، نه...
‫- گمان کردی

514
00:40:25,339 --> 00:40:28,592
‫نسبت به والدینم سوءنیت دارم،

515
00:40:28,717 --> 00:40:29,844
‫و خیال کردی می‌تونی از این

516
00:40:29,927 --> 00:40:31,554
‫برای آزادی اولادت استفاده کنی.

517
00:40:35,516 --> 00:40:36,559
‫آره.

518
00:40:36,642 --> 00:40:39,311
‫هنوز باید خیلی چیزا از روم

519
00:40:39,437 --> 00:40:40,938
‫و وستال‌ها یاد بگیری.

520
00:40:41,063 --> 00:40:45,276
‫من به این شهر تعلق دارم، نه به پدرم.

521
00:40:45,359 --> 00:40:49,238
‫اون برای شکستن دستور الهی
‫دسیسه کرد و بایستی بمیره.

522
00:40:52,950 --> 00:40:54,827
‫تو ارزش وساطت منو نداری.

523
00:40:54,952 --> 00:40:57,413
‫نه، خواهش می‌کنم. دخترم بیگناهه،

524
00:40:57,496 --> 00:40:58,956
‫ارزش محافظت شما رو داره.

525
00:40:59,081 --> 00:41:01,917
‫تنها روم ارزش محافظت منو داراست.

526
00:41:24,064 --> 00:41:25,149
‫چی شده؟

527
00:41:27,735 --> 00:41:28,903
‫روز شومیه.

528
00:41:29,904 --> 00:41:31,030
‫موافقم.

529
00:41:32,072 --> 00:41:33,157
‫تو این لحظه.

530
00:41:38,496 --> 00:41:39,955
‫این نگاه دیگه چیه؟

531
00:41:40,831 --> 00:41:44,126
‫در مورد ارتباطم با تو تجدیدنظر می‌کنم.

532
00:42:32,841 --> 00:42:34,885
‫نیکا. نیکا، بیدار شو!

533
00:42:59,410 --> 00:43:00,494
‫تو اینجا بمون!

534
00:43:37,615 --> 00:43:40,743
‫تناکس! تناکس!

535
00:43:43,162 --> 00:43:45,247
‫یه مرد هیکل گُنده با جای زخم روی صورتش.

536
00:43:51,962 --> 00:43:54,048
‫- داچا کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

537
00:43:54,131 --> 00:43:55,132
‫عجله کنید.

538
00:45:10,374 --> 00:45:11,375
‫اینجا صبر کن.

539
00:46:01,759 --> 00:46:03,218
‫چاقو رو بنداز.

540
00:46:18,108 --> 00:46:20,277
‫باید به افرادت بیشتر پول بدی.

541
00:46:29,453 --> 00:46:30,454
‫می‌خوای زنده بمونی؟

542
00:46:31,622 --> 00:46:32,623
‫چاقو،

543
00:46:32,956 --> 00:46:34,291
‫آروم بده

544
00:46:34,374 --> 00:46:38,378
‫به دست ضعیفت.
‫از زیر بدش به من.

545
00:46:53,727 --> 00:46:56,230
‫اگه می‌خوای کاری بکنی،
‫خودت انجامش بده.

546
00:46:57,564 --> 00:47:01,068
‫حالا که همه چیزت رو ازت گرفتم،

547
00:47:01,068 --> 00:47:02,528
‫می‌خوام بکشمت.

548
00:47:10,285 --> 00:47:13,497
‫خوبه، جنگیدن رو از
‫بی‌سراپاها و پاپتی‌ها یاد گرفتی.

549
00:47:13,622 --> 00:47:16,792
‫من مبارزه رو از جنگیدن
تو عظیم‌ترین ‫ارتش روی زمین یاد گرفتم.

550
00:48:10,804 --> 00:48:12,222
‫کوینتوس.

551
00:48:14,141 --> 00:48:18,645
‫تو فقط یه ضعیف‌النفس نق نقو هستی.

552
00:48:18,729 --> 00:48:23,400
‫حالا همون طور که تو ولم کردی
‫ولت می‌کنم.

553
00:48:25,903 --> 00:48:27,988
‫قبل از کشتن ارباب‌مون،

554
00:48:28,906 --> 00:48:31,199
‫اون تاریک‌ترین رازش رو بهم گفت.

555
00:48:32,409 --> 00:48:35,037
‫چون زنش صاحب یه
‫مزرعه پرورش اسب بود،

556
00:48:35,120 --> 00:48:37,581
‫تو رو مثل یه برده
‫بیخ گوش زنش مخفی کرد.

557
00:48:38,832 --> 00:48:40,375
‫وقتی تو جهنم جزغاله میشی،

558
00:48:41,752 --> 00:48:42,920
‫بهش فکر کن.

559
00:48:46,173 --> 00:48:48,258
‫اون پدرت بود!

560
00:48:53,597 --> 00:48:57,434
‫درسته. خون یه نجیب‌زاده تو رگ‌هاته.

561
00:49:36,807 --> 00:49:39,601
‫خدانگهدار، کوینتوس کوچولو.
