﻿1
00:00:09,384 --> 00:00:10,885
‫سلام بابا. منم، ویل.

2
00:00:11,553 --> 00:00:13,054
‫هر وقت تونستی بهم زنگ بزن.

3
00:00:13,138 --> 00:00:15,557
‫مطمئنم تا حالا شنیدی.

4
00:00:15,640 --> 00:00:19,352
‫شاید دیو بهت گفته باشه،
‫ولی من یه کم زیادی لاستیک سفارش دادم.

5
00:00:20,145 --> 00:00:22,480
‫زنگ زدم بگم که آخر دنیا نیست

6
00:00:22,772 --> 00:00:28,737
‫چون تخفیف خوبی به حساب آدمایی که معمولا
‫این همه لاستیک سفارش نمی‌دن گرفتم.

7
00:00:28,820 --> 00:00:31,990
‫ولی ما داریم کلی پیشرفت می‌کنیم اینجا.

8
00:00:32,073 --> 00:00:34,367
‫داریم کلی کار تیمی انجام می‌دیم.

9
00:00:34,451 --> 00:00:35,493
‫بهت برنخوره.

10
00:00:35,577 --> 00:00:37,954
‫ایده‌ت خیلی مزخرفه.

11
00:00:38,038 --> 00:00:40,331
‫من کلی مشتری خیلی راضی دارم.

12
00:00:40,415 --> 00:00:41,416
‫ماشین من کجاست؟

13
00:00:41,458 --> 00:00:43,126
‫تو خودت هم نمی‌فهمی
‫چیکار می‌کنی، نه؟

14
00:00:43,209 --> 00:00:45,795
‫این بدترین تجربه‌‌ی خریدی
‫بود که داشتم.

15
00:00:45,879 --> 00:00:48,214
‫بس کن! این خانومه خیلی عصبانیه!

16
00:00:48,298 --> 00:00:51,801
‫و، اوم، می‌دونی، من چندتا ایده دارم

17
00:00:52,093 --> 00:00:54,179
‫که می‌خواستم باهات در موردشون حرف بزنم.

18
00:00:54,262 --> 00:00:56,806
‫ایده‌های خوب. می‌دونی، ایده‌های بازاریابی.

19
00:01:00,060 --> 00:01:02,103
‫که... بچه‌های اینجا عاشقشونن.

20
00:01:02,187 --> 00:01:03,271
‫افتضاح نیست.

21
00:01:03,354 --> 00:01:05,148
‫افتضاحه.
‫افتضاح نیست!

22
00:01:05,231 --> 00:01:08,568
‫و شاید لازم نباشه این لاستیک‌ها رو برگردونیم

23
00:01:09,402 --> 00:01:11,071
‫به خاطر ایده‌های بازاریابی.

24
00:01:11,154 --> 00:01:12,530
‫شاید بتونیم بفروشیمشون.

25
00:01:12,614 --> 00:01:15,492
‫نمی‌تونی همش بهم بگی... تو همیشه...

26
00:01:15,575 --> 00:01:18,828
‫پس هر وقت تونستی بهم زنگ بزن،
‫به زودی باهات حرف می‌زنم.

27
00:01:18,912 --> 00:01:21,414
‫باشه، بابا. دوستت دارم. خداحافظ.

28
00:01:22,832 --> 00:01:24,918
‫برای ارسال پیامتون، یک رو فشار بدید.

29
00:01:25,001 --> 00:01:27,754
‫برای پاک کردن و ضبط دوباره‌ی پیامتون، دو رو فشار بدید.

30
00:01:29,339 --> 00:01:30,465
‫پیام پاک شد.

31
00:01:30,548 --> 00:01:32,008
‫سلام بابا. منم، ویل.

32
00:01:32,092 --> 00:01:33,593
‫من خوبم. تو چطوری؟

33
00:01:34,761 --> 00:01:36,471
گند بزنن مغزو

34
00:01:37,472 --> 00:01:40,266
‫برای ارسال پیامتون، یک رو فشار بدید. برای پا...

35
00:01:40,350 --> 00:01:41,768
‫پیام ارسال شد.

36
00:01:43,061 --> 00:01:44,062
‫لعنتی!

37
00:01:44,646 --> 00:01:45,772
‫خداحافظ.

38
00:01:46,689 --> 00:01:49,651
‫«لاستیک‌ها»

39
00:01:52,946 --> 00:01:56,157
‫«طرح»

40
00:01:56,157 --> 00:01:57,826
‫صبر کن.
‫خبرنگار داری؟

41
00:01:57,909 --> 00:01:59,911
‫خبرنگاره داره میاد که یه مقاله‌ی تبلیغاتی بنویسه

42
00:01:59,994 --> 00:02:02,163
‫درباره‌ی طرح جدید زنان ما،

43
00:02:02,664 --> 00:02:05,792
‫که اینه ما داریم زن‌ها رو میاریم اینجا

44
00:02:05,875 --> 00:02:07,377
‫تا احساس راحتی کنن.

45
00:02:08,128 --> 00:02:10,296
‫زن‌ها یه بازار کاملاً دست‌نخورده‌ان.

46
00:02:10,380 --> 00:02:12,590
‫فعلاً، داداش.
‫ما قراره دستمالیشون کنیم.

47
00:02:13,633 --> 00:02:17,470
‫باشه، منظورم از این کارا نیست.
‫نه، ما قراره بازار زنان رو قبضه کنیم.

48
00:02:17,554 --> 00:02:18,888
‫قراره زن‌ها رو قبضه کنیم؟

49
00:02:19,472 --> 00:02:23,268
‫نه، نه، نه!
‫ما باید بهتر با زن‌ها حرف بزنیم وقتی میان اینجا.

50
00:02:23,351 --> 00:02:26,187
‫- می‌تونم یه کاری کنم زن‌ها راحت باشن.
‫- باشه. باشه.

51
00:02:26,271 --> 00:02:28,439
‫- تو انجامش بده. نگاه کن.
‫- پس، سلام آقا.

52
00:02:28,523 --> 00:02:29,524
‫چطوری؟

53
00:02:30,275 --> 00:02:32,026
‫می‌خواستم روغن ماشینم رو عوض کنم.

54
00:02:32,110 --> 00:02:34,279
‫بیا برات چندتا خرچنگ و میگو بگیریم.

55
00:02:34,863 --> 00:02:36,698
‫چرا این‌جوری باهام حرف می‌زنی؟
‫من نامزد دارم.

56
00:02:36,781 --> 00:02:39,409
‫نامزد داری؟
‫مجبورت کرده ماشینت رو بیاری اینجا؟

57
00:02:39,492 --> 00:02:41,786
‫انگار رابطه‌تون یه خورده... سسته.

58
00:02:41,870 --> 00:02:42,787
‫سست نیست.

59
00:02:42,871 --> 00:02:44,080
‫مطمئنی؟

60
00:02:45,748 --> 00:02:46,666
‫خوشگلی.

61
00:02:46,749 --> 00:02:48,293
‫من باهات خوب برخورد می‌کنم.

62
00:02:49,627 --> 00:02:52,005
‫مردی مثل من، یه تیکه‌ی خوب مثل تو...

63
00:02:52,088 --> 00:02:52,964
‫اوکی، بچه‌ها.

64
00:02:53,047 --> 00:02:57,135
‫کال، من می‌خوام چندتا لاستیک ببری تو تعمیرگاه. و، کایلا...

65
00:02:58,219 --> 00:03:01,681
‫کایلا، می‌خوام بیای اینجا
‫کمک کنی لاستیک‌ها رو ببریم پشت!

66
00:03:02,557 --> 00:03:04,851
‫می‌خوایم یه زن لاستیک‌ها رو ببره پشت؟

67
00:03:04,934 --> 00:03:06,769
‫زن‌ها قاطر نیستن، داداش.
‫الاغ نیستن.

68
00:03:06,853 --> 00:03:09,355
‫من حرفی از قاطر، الاغ و زن نزدم.

69
00:03:09,439 --> 00:03:11,274
‫فقط کایلاست.
‫کار می‌کنه منم پولش رو میدم.

70
00:03:11,357 --> 00:03:13,568
‫واقعاً می‌خوام به طرح احترام بذاری.

71
00:03:13,651 --> 00:03:16,613
‫من هنوز نمی‌دونم چجوری
‫قراره به طرح احترام بذاریم.

72
00:03:16,696 --> 00:03:20,283
‫معنیش... معنیش... معنیش اینه که زن‌ها
‫احساس راحتی می‌کنن وقتی میان اینجا.

73
00:03:20,366 --> 00:03:21,367
‫و بعد ایده اینه که...

74
00:03:21,409 --> 00:03:23,077
‫یه کاری می‌کنیم راحت آبشون بیاد.

75
00:03:23,578 --> 00:03:24,704
‫نه!

76
00:03:24,787 --> 00:03:27,207
‫با خبرنگاره حرف نزن.
‫قراره روز خوبی بشه.

77
00:03:27,290 --> 00:03:28,791
‫آره، امیدوارم.

78
00:03:29,709 --> 00:03:32,337
‫امیدوارم روز بدی نشه.
‫به نظرت بدترین روز چیه؟

79
00:03:32,420 --> 00:03:34,047
‫- بدترین روز؟
‫- آره.

80
00:03:35,089 --> 00:03:38,593
‫نمی‌دونم.
‫احتمالاً روزی که یهودی‌ها...

81
00:03:38,676 --> 00:03:40,511
‫- وای!
‫- چه مرگته، پسر؟

82
00:03:40,595 --> 00:03:43,139
‫چه مرگته...
‫من داشتم درباره‌ی دوشنبه‌ها حرف می‌زدم.

83
00:03:43,223 --> 00:03:44,057
‫عین گارفیلد حرف زدم.

84
00:03:44,140 --> 00:03:45,016
‫آها.

85
00:03:52,148 --> 00:03:53,358
‫کارت تمومه.

86
00:03:53,983 --> 00:03:56,945
‫ممنون که از تعمیرگاه ولی فورج خرید کردید.

87
00:03:57,028 --> 00:04:00,156
‫امیدوارم تمام مدت راحت بوده باشید و دوستتون داریم.

88
00:04:00,990 --> 00:04:01,991
‫شین!

89
00:04:03,243 --> 00:04:05,203
‫- چطور بود؟
‫- بد بود.

90
00:04:05,286 --> 00:04:08,039
‫امروز وقتی که خبرنگاره
‫اومد نباید اینجا باشی.

91
00:04:08,122 --> 00:04:09,457
‫- خوب نبود؟
‫- نه.

92
00:04:09,540 --> 00:04:10,917
‫دفعه‌ی بعد چطور این رو بگم...

93
00:04:12,210 --> 00:04:13,211
‫به ولی فورج خوش اومدید.

94
00:04:13,253 --> 00:04:17,548
‫می‌خوایم زن‌ها واقعاً احساس راحتی،
‫خوب و امنیت کنن پیش ما.

95
00:04:18,299 --> 00:04:19,842
‫هان؟

96
00:04:19,926 --> 00:04:22,095
‫خب، این یه جورایی
‫شبیه حرف قاتل‌های زنجیره‌ایه،

97
00:04:22,178 --> 00:04:24,264
‫ولی این‌جور شوخی‌ها...

98
00:04:24,347 --> 00:04:26,391
‫نمی‌دونم خبرنگاره
‫این شوخی‌ها رو می‌فهمه یا نه.

99
00:04:26,474 --> 00:04:28,142
‫باشه. نمیرم اونجا.

100
00:04:28,226 --> 00:04:29,227
‫خوبه.

101
00:04:29,269 --> 00:04:30,478
‫شاید برم اونجا.

102
00:04:30,561 --> 00:04:32,230
‫نرو!
‫اگه با تو بیام اونجا چی؟

103
00:04:32,397 --> 00:04:33,773
‫اوه نه. ایتالیایی‌ها.

104
00:04:33,940 --> 00:04:34,816
‫برو پشت!

105
00:04:35,275 --> 00:04:38,236
‫- آها، اومد.
‫- هی، این چه کاری بود دیگه؟

106
00:04:38,319 --> 00:04:41,489
‫ببخشید. فقط می‌خوام
‫امروز قسمت مشتری‌ها رو خلوت نگه دارم.

107
00:04:41,572 --> 00:04:43,116
‫امروز یه خبرنگار میاد پیش ویل.

108
00:04:44,033 --> 00:04:45,868
‫- عالیه، داداش.
‫- خوشگله؟

109
00:04:45,952 --> 00:04:47,495
‫در واقع مرده.

110
00:04:47,745 --> 00:04:49,289
لعنتی
‫پس جدیه.

111
00:04:50,540 --> 00:04:53,293
‫- تبریک میگم. این فوق‌العاده‌ست.
‫- خیلی باحاله لعنتی.

112
00:04:53,376 --> 00:04:55,503
‫ممنون. آره.
‫واسه کارگاه خیلی مهمه.

113
00:04:55,586 --> 00:04:57,964
‫ایتالیایی‌ها جلو نباشن.
‫واسه شماها منطقه‌ی ممنوعه‌ست.

114
00:04:58,047 --> 00:05:00,550
‫مثل حموم باهاش رفتار کنید.

115
00:05:00,842 --> 00:05:03,386
‫اوه! از تبلیغ جدیدمون خبر دارید؟

116
00:05:03,928 --> 00:05:04,762
‫آره.

117
00:05:04,846 --> 00:05:07,849
‫بیاین فروشگاه ماشین آندیامو!
‫قیمت‌هامون پایینه!

118
00:05:07,932 --> 00:05:10,351
‫اوه! اوه! اوه! اوه!

119
00:05:10,435 --> 00:05:12,061
‫اسم بیار،‌ جنس تحویل بگیر!
‫یا خدا!

120
00:05:12,103 --> 00:05:13,813
‫داداش، خاموشش کن.

121
00:05:13,896 --> 00:05:15,565
‫بهترین چیزیه که می‌بینی...

122
00:05:15,648 --> 00:05:17,233
‫این دیگه چه کوفتیه؟

123
00:05:17,317 --> 00:05:18,568
‫واقعاً آزاردهنده بود.

124
00:05:18,651 --> 00:05:19,902
‫بلند بود، نه؟

125
00:05:19,986 --> 00:05:22,071
‫آره، مردم بدجوری ازش متنفرن.

126
00:05:22,155 --> 00:05:23,614
‫آره، ما ازش متنفر بودیم.
‫من متنفر بودم.

127
00:05:23,698 --> 00:05:25,199
‫- واقعاً؟
‫- آره.

128
00:05:25,283 --> 00:05:27,660
‫- ولی تو ذهنت موند؟
‫- تنها چیزیه که بهش فکر می‌کردم.

129
00:05:27,702 --> 00:05:28,536
‫عالیه!

130
00:05:28,619 --> 00:05:31,122
‫این همون چیزیه که می‌خواستم.
‫مأموریت با موفقیت انجام شد.

131
00:05:31,205 --> 00:05:32,790
‫نابغه‌ی بازاریابی.
‫ممنون.

132
00:05:35,877 --> 00:05:37,378
‫وای خدا!

133
00:05:37,462 --> 00:05:39,964
‫خب، یعنی... اون‌قدرا هم بد به نظر نمیاد.

134
00:05:40,048 --> 00:05:43,009
‫شوخی می‌کنی؟
‫بیست‌تا رنگ مختلف داره.

135
00:05:43,092 --> 00:05:45,720
‫داداش، خیلی اوضاعش بده 
‫ممکنه این پا رو قطع کنن.

136
00:05:45,803 --> 00:05:46,846
‫این حرف رو نزن!

137
00:05:46,929 --> 00:05:48,890
‫می‌تونیم بریم بیمارستان
‫ولی مسئله‌ای هست.

138
00:05:48,973 --> 00:05:50,475
‫تو همیشه این کارو می‌کنی.

139
00:05:50,558 --> 00:05:54,228
‫همه‌ی روزهای مرخصی استعلاجیت رو استفاده کردی.
‫همه‌ی روزهای تعطیلیت رو استفاده کردی.

140
00:05:54,312 --> 00:05:57,273
‫قضیه‌ی کنسرت اینسین کلاون پاسی
‫رو هم من نادید گرفتم.

141
00:05:57,357 --> 00:05:59,359
‫نمی‌تونستم اون آرایش لعنتی رو پاک کنم، خب؟

142
00:05:59,442 --> 00:06:02,779
‫کایلا، می‌خوام پشت میز بشینی
‫تا وقتی خبرنگاره بره،

143
00:06:02,862 --> 00:06:04,781
‫بعدش خودم می‌برمت بیمارستان،

144
00:06:04,864 --> 00:06:07,909
‫ولی می‌خوام ببینه که ما
‫اینجا به زن‌ها احساس راحتی میدیم!

145
00:06:16,667 --> 00:06:17,668
‫خیله‌خب.

146
00:06:18,544 --> 00:06:21,130
‫- سلام.
‫- برای تعویض روغن برو اونجا.

147
00:06:21,214 --> 00:06:22,840
‫- عالیه.
‫- بچه‌ها دارن روش کار می‌کنن.

148
00:06:22,840 --> 00:06:26,552
‫- خوبه.
‫- دوباره میگم، بابتش هزینه‌ای نمی‌گیریم.

149
00:06:26,636 --> 00:06:27,637
‫- عجب! باشه.
‫- آره.

150
00:06:27,720 --> 00:06:31,057
‫ممنون. خیلی لطف کردی.
‫نمی‌خوای که بهم رشوه بدی، مگه نه؟

151
00:06:34,102 --> 00:06:36,687
‫نه! معلومه که نه. این فقط...

152
00:06:36,771 --> 00:06:38,648
‫یعنی، فقط خوبه که یکی رو بشناسی.

153
00:06:40,608 --> 00:06:41,776
‫- نکن.
‫- چی؟

154
00:06:41,859 --> 00:06:44,278
‫نرو اون تو.
‫ولش کن.

155
00:06:44,362 --> 00:06:45,655
‫- نه.
‫- فقط ولش کن.

156
00:06:45,655 --> 00:06:47,615
‫معمولاً بوی لاستیک‌ها این‌قدر قویه؟

157
00:06:48,199 --> 00:06:51,077
‫- قویه... قویه؟
‫- اوهوم. خیلی... آره.

158
00:06:51,160 --> 00:06:52,662
‫خیلی عادیه که...

159
00:06:52,662 --> 00:06:53,871
‫اوم...

160
00:06:53,955 --> 00:06:57,500
‫- قراره بشینم و مثل احمقا کار کنم؟
‫- نه، می‌تونی جارو کنی.

161
00:06:57,583 --> 00:06:59,752
‫من جارو کنم؟
‫مگه من یه بدبختم؟

162
00:06:59,836 --> 00:07:01,170
‫ممکنه کل بدنت بو بگیره.

163
00:07:01,254 --> 00:07:03,923
‫ولی اگه بری خونه،
‫یه کم شامپو به موهات بزنی؟

164
00:07:04,006 --> 00:07:05,091
‫فوراً از بین میره.

165
00:07:05,174 --> 00:07:08,052
‫نمی‌ذارم این رسانه‌ی مزخرف
‫گند بزنه به این کارگاه.

166
00:07:08,136 --> 00:07:11,764
‫رسانه‌ی مزخرف نیست.
‫یه مرده که احتمالاً کارآموزه.

167
00:07:11,848 --> 00:07:13,558
‫روزنامه‌نگار‌های عوضی اینجان.

168
00:07:13,641 --> 00:07:15,643
‫- روزنامه‌نگار نیست.
‫- داره عصبیم می‌کنه.

169
00:07:15,726 --> 00:07:17,645
‫خب، بیاین شروع کنیم.

170
00:07:17,728 --> 00:07:20,731
‫اشکالی نداره یکی از مکانیک‌ها رو بیارم اینجا؟

171
00:07:22,316 --> 00:07:23,151
‫چرا؟

172
00:07:23,234 --> 00:07:26,446
‫به نظرم، می‌دونی،
‫به مقاله شکل بهتری می‌ده.

173
00:07:26,529 --> 00:07:28,614
‫اوم، اون بیرون خیلی سرشون شلوغه. یعنی...

174
00:07:28,698 --> 00:07:31,659
‫آخه همش پنج دقیقه‌ست.
‫فکر نکنم مشکلی باشه.

175
00:07:31,742 --> 00:07:33,661
‫- نه.
‫- به نظرم خوب میشه.

176
00:07:35,621 --> 00:07:36,747
‫باشه.

177
00:07:39,083 --> 00:07:41,669
‫همون چیزیه که قبلاً بهت گفتم. گوش ندادی.

178
00:07:44,630 --> 00:07:45,465
‫چی؟

179
00:07:45,548 --> 00:07:47,717
‫- آماده‌اید شروع کنیم؟
‫- آره.

180
00:07:47,800 --> 00:07:49,510
‫- آره.
‫- آره؟ مزاحم نیستم؟

181
00:07:49,510 --> 00:07:50,511
‫نه!

182
00:07:50,595 --> 00:07:54,098
‫خیله‌خب.
‫چرا با صحبت درباره‌ی طرح جدید شروع نمی‌کنی؟

183
00:07:54,182 --> 00:07:56,684
‫حتماً. پس طرح اینجا

184
00:07:56,767 --> 00:07:59,937
‫اینه که ما می‌خوایم
‫زن‌های بیشتری رو جذب کارگاه کنیم.

185
00:08:00,021 --> 00:08:01,439
‫به جیگرهای بیشتری نیاز داریم.

186
00:08:01,522 --> 00:08:02,565
‫ببخشید؟

187
00:08:02,648 --> 00:08:05,735
‫جگر... جیگر.
‫فقط... فقط یعنی زن‌ها.

188
00:08:05,818 --> 00:08:08,362
‫- می‌دونی، اصطلاح تعمیراتیه. بس کن.
‫- فهمیدم.

189
00:08:08,446 --> 00:08:10,031
‫یکی از کارهایی که می‌خوایم بکنیم

190
00:08:10,114 --> 00:08:14,327
‫اینه که زن‌‌ها در یک صنعتی
‫احساس راحتی بیشتر بکنن

191
00:08:14,410 --> 00:08:15,786
‫این خیلی جالبه

192
00:08:15,870 --> 00:08:17,872
‫که معمولا زن‌ها
‫احساس راحتی نمی‌کنن.

193
00:08:21,167 --> 00:08:23,878
‫و برنامه‌تون برای اینکه بیشتر
‫احساس راحتی کنند چیه؟

194
00:08:24,462 --> 00:08:26,839
‫اوم... خب...

195
00:08:26,923 --> 00:08:27,798
‫ماساژ.

196
00:08:27,882 --> 00:08:28,758
‫چی؟

197
00:08:28,841 --> 00:08:30,635
‫ایده‌ی خودت بود.
‫ماساژ نورو.

198
00:08:30,718 --> 00:08:32,553
‫ببخشید.
‫این حرفتون الان مثلا خنده‌داره؟

199
00:08:32,637 --> 00:08:37,725
‫منظورت چیه؟ آره، اینکه من به مشتری‌ها
‫ماساژ نورو بدم قطعاً خنده‌داره.

200
00:08:39,352 --> 00:08:40,353
‫لعنتی.

201
00:08:40,394 --> 00:08:41,854
‫باشه. اشتباه من بود، داداش.

202
00:08:42,563 --> 00:08:44,315
‫اشتباه اون بود، باشه؟ اوپس!

203
00:08:44,398 --> 00:08:47,401
‫ولی به هر حال، گوش کن، بیا تمرکز کنیم
‫چون تو داشتی ازم می‌پرسیدی

204
00:08:47,485 --> 00:08:50,029
‫چی‌کار می‌‌کنیم که زن‌ها
‫اینجا احساس راحتی بیشتر داشته باشند

205
00:08:50,112 --> 00:08:53,324
‫و یکی از راه‌هاش تابلوهاست.

206
00:08:53,407 --> 00:08:55,159
‫- نمی‌دونم دیدی یا نه؟
‫- آره.

207
00:08:55,243 --> 00:08:59,205
‫فکر می‌کنی با نصب تابلوهای صورتی،
‫زن‌‌‌ها احساس راحتی بیشتری دارند؟

208
00:08:59,288 --> 00:09:00,665
‫همچین فکری کردی؟

209
00:09:00,748 --> 00:09:03,042
‫نه، نه، نه.
‫خیلی پیچیده‌تر از اینه.

210
00:09:03,125 --> 00:09:04,835
‫به نظر که ساده میاد.

211
00:09:04,919 --> 00:09:06,587
‫الان که این داره میگه،
‫واقعا ساده به نظر میاد.

212
00:09:06,629 --> 00:09:08,047
‫ساده نیست!

213
00:09:08,130 --> 00:09:09,674
‫باشه. پس، پوسترهای صورتی.

214
00:09:09,757 --> 00:09:13,177
‫چیز دیگه‌ای دارید، مثلاً...
‫برنامه‌ای دارید، یا شاید این...

215
00:09:13,261 --> 00:09:14,804
‫معلومه که برنامه داریم.

216
00:09:14,887 --> 00:09:18,474
‫فقط یه احمق عوضی جلسه
‫می‌ذاره و برنامه نداره...

217
00:09:18,558 --> 00:09:22,562
‫شین، خیر سرم دارم برنامه رو توضیح میدم
‫که اینه... اینه... اینه...

218
00:09:22,645 --> 00:09:25,398
‫استخدام زن‌های بیشتره... مثل کایلا.

219
00:09:27,483 --> 00:09:28,693
‫پس اون زن؟

220
00:09:28,776 --> 00:09:30,069
‫استخدامش کردی؟

221
00:09:33,906 --> 00:09:38,828
‫آره، و... و... این چهره‌ی جدید
‫صنعت تعمیر خودروئه.

222
00:09:38,995 --> 00:09:40,621
‫باشه. اسمت چیه؟

223
00:09:40,705 --> 00:09:43,165
‫شین. قد ۱۹۰. وزن ۱۰۹ کیلو.

224
00:09:43,249 --> 00:09:45,001
‫- پسرعمومه.
‫- باشه.

225
00:09:45,084 --> 00:09:47,628
‫باشه، و نیازی نیست
‫هیچ‌کدوم از اینا رو بنویسی.

226
00:09:47,712 --> 00:09:48,546
‫نه، نه، نه.

227
00:09:48,629 --> 00:09:50,798
‫من تو روزنامه‌تون بودم.
‫شاید یادت بیاد.

228
00:09:50,881 --> 00:09:51,716
‫جدی؟

229
00:09:51,799 --> 00:09:55,219
‫سال 2006 توی فوتبال، لیگ آل کاتولیک.
‫تیم سینت مری، مدافع کناری.

230
00:09:55,303 --> 00:09:56,137
‫تیم اول بود؟

231
00:09:56,220 --> 00:09:58,639
‫نه، واقعیتش فقط ازم تقدیر کردن.

232
00:09:58,723 --> 00:09:59,640
‫حالا، این خنده‌داره!

233
00:09:59,724 --> 00:10:01,976
‫- باشه. صبر کن.
‫- این کجاش مگه خنده‌داره؟

234
00:10:02,059 --> 00:10:04,520
‫من از دفتر روزنامه‌نگاری تا اینجا اومدم...

235
00:10:04,604 --> 00:10:06,772
‫تو این همه راه رو از دفتر
‫روزنامه‌نگاری با ماشین اومدی...

236
00:10:06,856 --> 00:10:09,400
‫تو این همه راه رو از دفتر
‫روزنامه‌نگاری بزرگ با ماشین اومدی. ممنون.

237
00:10:09,483 --> 00:10:11,861
‫آره، و به نظر میاد
‫این یه شوخی بزرگه.

238
00:10:11,944 --> 00:10:13,404
‫شوخی نیست!

239
00:10:13,487 --> 00:10:15,197
‫شوخی نیست!
‫خبر فوری! خبر فوری!

240
00:10:15,281 --> 00:10:17,116
‫دارن زن‌ها رو تو کارگاه استخدام می‌کنن!

241
00:10:17,199 --> 00:10:19,785
‫خوبه. این تیتر خوبیه واست.
‫می‌تونی ازش استفاده کنی.

242
00:10:19,869 --> 00:10:22,830
‫من از کسی که کارش عوض کردن لاستیکه
‫برای تیتر مشاوره نمی‌گیرم.

243
00:10:22,830 --> 00:10:24,123
‫اوه!

244
00:10:24,206 --> 00:10:27,209
‫همین الان توی خود
‫کارگاه من و تو مبارزه می‌کنیم.

245
00:10:27,293 --> 00:10:29,462
‫- می‌کوبمت به دیوار.
‫- بسه دیگه.

246
00:10:29,503 --> 00:10:30,630
‫بشین!

247
00:10:30,671 --> 00:10:32,882
‫- یکی تلفن رو جواب بده!
‫- چند وقته اینجا کار می‌کنی؟

248
00:10:32,882 --> 00:10:34,550
‫- من چند وقته اینجا کار می‌کنم؟
‫- آره.

249
00:10:34,550 --> 00:10:38,137
‫خب، می‌دونی،
‫راه‌های زیادی هست که...

250
00:10:38,220 --> 00:10:40,806
‫- کایلا، میشه لطفاً تلفن رو جواب بدی؟
‫- کایلا!

251
00:10:40,890 --> 00:10:43,267
‫راستی،
‫گل‌هایی که گذاشتم رو دیدی؟

252
00:10:43,809 --> 00:10:46,020
‫- بله، دیدمشون.
‫- و یه سؤال ازت دارم.

253
00:10:46,020 --> 00:10:48,564
‫- خودت چند وقته خبرنگاری؟
‫- نه سال.

254
00:10:48,648 --> 00:10:51,233
‫منم  سوال دارم.
‫از کی  یاد گرفتی؟

255
00:10:51,317 --> 00:10:52,318
‫این دیگه چیه؟

256
00:10:52,485 --> 00:10:55,071
‫باورم نمیشه نفهمیدی.
‫کایلا! تلفن رو جواب بده!

257
00:10:55,154 --> 00:10:58,157
‫چی می‌نویسی؟
‫من همیشه سرش داد می‌زنم.

258
00:10:58,824 --> 00:11:00,951
‫اتو والی فورج.
‫ویل هستم. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

259
00:11:01,035 --> 00:11:04,038
‫خفه شو، 
‫توی بد دردسری افتادی.

260
00:11:04,121 --> 00:11:05,498
‫بابات اعصابش بهم ریخته

261
00:11:06,666 --> 00:11:09,293
‫سلام، دیو. میشه دو دقیقه دیگه
‫بهت زنگ بزنم؟

262
00:11:09,377 --> 00:11:11,295
‫نه. همین الان حرف بزن.

263
00:11:11,379 --> 00:11:14,423
‫- عالیه! چند لحظه دیگه باهات حرف می‌زنم.
‫- چی داری میگی؟

264
00:11:14,507 --> 00:11:15,966
‫- خداحافظ، خداحافظ.
‫- قطع نکن...

265
00:11:15,966 --> 00:11:18,844
‫خب. بیاین پنج دقیقه استراحت کنیم. باشه؟

266
00:11:18,928 --> 00:11:23,724
‫شین، تو برگرد کارگاه،
‫و من میرم به اون آقا زنگ می‌زنم.

267
00:11:23,808 --> 00:11:27,687
‫بعد برمی‌گردم اینجا، و تو و من
‫مصاحبه رو رسماً شروع می‌کنیم.

268
00:11:27,770 --> 00:11:28,979
‫این رسمی بود.

269
00:11:30,064 --> 00:11:31,732
‫هی، ماشینم تقریباً آماده‌ست؟

270
00:11:38,197 --> 00:11:40,783
‫«تعمیرگاه ولی فورج، منطقه‌ی آردمور.»

271
00:11:40,950 --> 00:11:43,703
‫چرا رفتی ۵۰۰ تا لاستیک
‫از ترو ترِد سفارش دادی؟

272
00:11:45,705 --> 00:11:47,957
‫- خب...
‫- فقط قبول کن گند زدی

273
00:11:48,040 --> 00:11:50,251
‫واسه همین زنگ زدی؟
‫که بشنوی من میگم گند زدم؟

274
00:11:50,334 --> 00:11:53,504
‫چون تخفیف گنده‌ای
‫برای خرید عمده گرفتم.

275
00:11:53,587 --> 00:11:56,716
‫تو تا قبل خریدشون خبر نداشتی
‫که تخفیف داره، احمق

276
00:11:56,799 --> 00:12:01,053
‫آره. خب، اونا هم نمی‌دونستن
‫کپک روی نون، اِم، میشه

277
00:12:01,137 --> 00:12:03,347
‫آنتی‌بیوتیک...

278
00:12:03,431 --> 00:12:05,433
‫می‌دونی. بابام اونجاست؟

279
00:12:05,516 --> 00:12:07,393
‫خب، اینجا نیست، پس من مسئولم.

280
00:12:07,476 --> 00:12:10,062
‫اگه بابام اونجا نیست،
‫بازم اون مسئوله.

281
00:12:10,146 --> 00:12:12,898
‫یه سلسله مراتبی هست.
‫اگه اتفاقی واسه پدرت بیفته چی؟

282
00:12:12,898 --> 00:12:13,774
‫اگه اتفاقی بیفته،

283
00:12:13,858 --> 00:12:16,444
‫من و مامانم هنوزم باید
‫به کارهاش رسیدگی کنیم.

284
00:12:16,527 --> 00:12:17,737
‫خدا نکنه.

285
00:12:18,154 --> 00:12:19,655
‫الان می‌خوای همچین کاری بکنی؟

286
00:12:19,739 --> 00:12:20,948
‫می‌خوای بابات رو بکشی؟

287
00:12:21,031 --> 00:12:23,617
‫با یه کودتای اشرافی
‫این کسب و کار رو بگیری؟

288
00:12:23,701 --> 00:12:25,453
‫فکر کردی تو صدام حسینی؟

289
00:12:25,536 --> 00:12:27,204
‫خیلی دلم می‌خواد این بشر رو بکشم.

290
00:12:27,288 --> 00:12:29,790
‫اشکال نداره.
‫نگران نباش. درستش می‌کنم.

291
00:12:29,874 --> 00:12:31,584
‫- ببخشید. واقعاً متأسفم.
‫- باشه.

292
00:12:31,584 --> 00:12:33,461
‫- منو می‌بخشی؟
‫- آره.

293
00:12:33,544 --> 00:12:34,962
‫می‌خوام رابطه‌مون رو درست کنم، داداش.

294
00:12:35,045 --> 00:12:37,214
‫- باشه، خفه شو. دارم با تلفن حرف می‌زنم.
‫- می‌دونم چی دوست داری.

295
00:12:37,214 --> 00:12:38,090
‫لاستیک‌ها رو پس بده!

296
00:12:38,174 --> 00:12:42,011
‫دیو، نمی‌تونم همین‌طوری پس بدم
‫چون هزینه انبارداری سنگینی داره.

297
00:12:42,094 --> 00:12:43,804
‫برای همین تو فکر بودم که

298
00:12:43,804 --> 00:12:45,765
‫یهو فکر کردی
‫دان دریپری شدی؟

299
00:12:45,848 --> 00:12:48,517
‫- بس کن دیگه!
‫- باید رو مدیریتت تمرکز کنی.

300
00:12:48,601 --> 00:12:50,394
‫نه روی خرج کردن هزاران دلار پولی که نداری.

301
00:12:52,980 --> 00:12:56,275
‫صبح بخیر. اشکالی نداره چند تا سؤال
‫درباره کارگاه ازت بپرسم؟

302
00:12:58,110 --> 00:12:59,278
‫حتماً.

303
00:12:59,361 --> 00:13:01,071
‫وقتی ویل استخدامت کرد،

304
00:13:01,155 --> 00:13:05,242
‫چیزی درباره طرحش گفت
‫یا چیزی رو توضیح داد؟

305
00:13:05,326 --> 00:13:07,536
‫چی؟ نه.
‫ویل استخدامم نکرد. باباش استخدامم کرد.

306
00:13:08,329 --> 00:13:09,163
‫آها.

307
00:13:09,246 --> 00:13:12,666
‫از فروشگاه اصلی منتقلم کردن
‫چون به یه مشتری گفتم آشغال

308
00:13:14,335 --> 00:13:15,336
‫باشه، پس...

309
00:13:16,796 --> 00:13:17,922
‫زن داری؟

310
00:13:19,173 --> 00:13:21,509
‫- نه، نامزد دارم.
‫- اینو نپرسیدم.

311
00:13:21,592 --> 00:13:23,969
‫- لعنتی، کایلا!
‫- مگه شغلت یادداشت برداری نیست؟

312
00:13:24,053 --> 00:13:27,223
‫- متأسفم که شروع بدی داشتیم...
‫- تو این زن رو استخدام نکردی؟

313
00:13:28,182 --> 00:13:30,392
‫خب، از نظر فنی،

314
00:13:30,893 --> 00:13:33,854
‫نه، ولی بابام استخدامش کرد،
‫و من پسر بابام...

315
00:13:33,938 --> 00:13:35,606
‫ولی تو گفتی خودت استخدام کردی.

316
00:13:35,689 --> 00:13:37,191
‫باشه، داری حرف‌هام رو قاتی می‌کنی.

317
00:13:37,274 --> 00:13:40,236
‫در ضمن، گفت بعد از اینکه
‫آسیب دیده اجاره ندادی بره.

318
00:13:40,319 --> 00:13:42,530
‫خب، معتاده

319
00:13:42,613 --> 00:13:45,199
‫ببین، چرا نمیریم تو دفترم
‫تا این قضیه رو حل کنیم؟

320
00:13:45,282 --> 00:13:49,662
‫- بیا بریم دفترم دوباره حرف بزنیم.
‫- نه. ببین، من داستانم رو دارم، باشه؟

321
00:13:51,247 --> 00:13:54,625
‫یعنی، هنوزم یه مقاله سرگرم‌کننده سبکه، نه؟

322
00:13:55,918 --> 00:13:56,836
‫نه؟

323
00:13:56,919 --> 00:13:58,170
‫نه!

324
00:13:59,672 --> 00:14:02,007
‫وقتی ماشینم آماده شد، بهم خبر بده.

325
00:14:09,682 --> 00:14:11,225
‫خب، بدجوری گند زدم.

326
00:14:11,809 --> 00:14:13,853
‫درست میشه... یا هم نمیشه.

327
00:14:15,646 --> 00:14:16,897
‫اوه اوه!

328
00:14:16,981 --> 00:14:18,315
‫چه اشتباهی.

329
00:14:19,108 --> 00:14:21,068
‫- می‌دونم.
‫- همه می‌دونستن داری چیکار می‌کنی.

330
00:14:21,485 --> 00:14:22,987
‫نباید می‌رفتی اون تو.

331
00:14:24,113 --> 00:14:25,114
‫می‌خوای درستش کنم؟

332
00:14:26,198 --> 00:14:27,199
‫آره.

333
00:14:28,033 --> 00:14:29,702
‫اعتراف کن که یه عوضی کوچولوی کثافتی.

334
00:14:33,497 --> 00:14:35,624
‫- باشه، من یه عوضی کوچولوی کثافتم.
‫- اَه، داداش.

335
00:14:35,708 --> 00:14:37,251
‫شین! می‌دونی...

336
00:14:38,627 --> 00:14:39,628
‫می‌تونم کمکت کنم.

337
00:14:40,045 --> 00:14:41,213
‫چطوری؟

338
00:14:41,297 --> 00:14:44,300
‫روش‌هام رو یادت نمی‌دم.
‫فقط باید بهم اعتماد کنی.

339
00:14:45,342 --> 00:14:46,594
‫حس می‌کنم تله‌ست.

340
00:14:46,677 --> 00:14:48,762
‫تله نیست، داداش. قول می‌دم.

341
00:14:48,846 --> 00:14:49,847
‫در ضمن،

342
00:14:50,681 --> 00:14:51,682
‫از این بدتر نمیشه.

343
00:14:54,393 --> 00:14:55,394
‫می‌تونه بشه.

344
00:14:55,477 --> 00:14:56,478
‫شرط می‌بندم می‌تونه.

345
00:14:57,104 --> 00:14:58,355
‫مطمئنم می‌تونه.

346
00:14:58,439 --> 00:15:01,108
‫بدتر نمیشه.
‫خودم ترتیبش رو میدم.

347
00:15:02,192 --> 00:15:04,111
‫چرا این کار رو
‫با ابروهات کردی؟

348
00:15:04,194 --> 00:15:05,195
‫چه کاری؟

349
00:15:07,531 --> 00:15:08,824
‫هی، اشکالی نداره حرف بزنیم؟

350
00:15:10,534 --> 00:15:11,869
‫یه دقیقه. قول می‌دم.

351
00:15:15,789 --> 00:15:17,249
‫می‌دونم روز عجیبی بوده.

352
00:15:18,083 --> 00:15:20,544
‫می‌خوام بگم متأسفم.
‫بابت اون متأسفم.

353
00:15:20,628 --> 00:15:21,629
‫خیلی...

354
00:15:22,254 --> 00:15:23,255
‫خیلی عجیب بود.

355
00:15:23,672 --> 00:15:27,593
‫و می‌خوام بدونی
‫که از نظر من ویل قصد خوبی داره.

356
00:15:29,470 --> 00:15:31,347
‫و حقیقتش،
‫ما اینجا به خانم‌ها نیاز داریم.

357
00:15:31,430 --> 00:15:33,891
‫می‌خوایم زن‌ها
‫اینجا احساس راحتی کنن، می‌دونی؟

358
00:15:33,974 --> 00:15:37,603
‫تا کیلومترها یه تعمیرگاه نیست
‫که زن‌ها توش راحت باشن.

359
00:15:37,686 --> 00:15:40,230
‫حتما احساس گندی داره.
‫میای اینجا. به کمک نیاز داری.

360
00:15:40,314 --> 00:15:42,733
‫باید با احمق‌ترین
‫مردهای روی زمین حرف بزنی.

361
00:15:44,568 --> 00:15:48,989
‫و ما دلمون می‌خواد احساس راحتی کنن.
‫واقعاً می‌خوایم. می‌خوایم این تغییر رو ایجاد کنیم.

362
00:15:51,241 --> 00:15:53,911
‫خب، از عذرخواهیت ممنونم.

363
00:15:56,246 --> 00:15:59,541
‫به این نظرم حرفات... تأثیر برانگیز بود.

364
00:16:00,834 --> 00:16:01,835
‫آره.

365
00:16:02,503 --> 00:16:05,589
‫و می‌خوام بگم متأسفم.
‫داشتم... یه‌جورایی عوضی بازی درمی‌آوردم.

366
00:16:06,382 --> 00:16:07,967
‫راستش، فقط...

367
00:16:08,050 --> 00:16:09,593
‫ناراحت بودم چون،

368
00:16:10,344 --> 00:16:12,721
‫در اصل، همه اینا...
‫ایده من بود.

369
00:16:14,306 --> 00:16:15,307
‫درسته؟

370
00:16:17,434 --> 00:16:18,602
‫آره.

371
00:16:19,561 --> 00:16:20,562
‫ایده‌ی من بود.

372
00:16:20,646 --> 00:16:22,564
‫- ایده‌ی بدی بود.
‫- خب...

373
00:16:22,648 --> 00:16:24,650
‫و باید قبول کنم که

374
00:16:24,733 --> 00:16:28,028
‫بیشتر ایده‌هام
‫خیلی احمقانه‌ن.

375
00:16:28,112 --> 00:16:30,155
‫به نظرم داری
‫زیادی به خودت سخت می‌گیری.

376
00:16:30,239 --> 00:16:33,075
‫رسیدن به این ایده‌ها خیلی سخته.

377
00:16:33,158 --> 00:16:34,827
‫آره و این رو جدی می‌گم،

378
00:16:34,910 --> 00:16:37,997
‫و متنفرم که اینجوری همش خودم
‫رو جلوی شما

379
00:16:38,080 --> 00:16:40,332
‫با بعضی از احمقانه‌ترین
‫ایده‌ها سرزنش کنم.

380
00:16:40,416 --> 00:16:43,669
‫اون تابلو رو ببین.
‫من درستش کردم. «تو موفق میشی دختر.»

381
00:16:43,752 --> 00:16:45,504
‫فکر می‌کنم کار عالی‌ای کردی باهاش.

382
00:16:45,587 --> 00:16:48,257
‫فکر می‌کنم این... رفتار دیوونه‌ایه.

383
00:16:48,340 --> 00:16:50,718
‫چه فکری می‌کردم؟
‫من یه احمق عوضی‌ام.

384
00:16:50,801 --> 00:16:52,928
‫راستش، یکی از مشکلاتم اینه که...

385
00:16:54,513 --> 00:16:55,514
‫نه.

386
00:16:57,141 --> 00:16:57,808
‫- آره.

387
00:16:58,726 --> 00:16:59,727
‫اوه آره.

388
00:17:00,394 --> 00:17:01,311
‫می‌دونستن.

389
00:17:03,397 --> 00:17:06,233
‫بگذریم،حرفم اینه...

390
00:17:06,316 --> 00:17:07,526
‫وای نه!
‫ایتالیایی‌ها.

391
00:17:07,609 --> 00:17:09,111
‫- ایتالیایی‌ها!
‫- چی؟

392
00:17:09,111 --> 00:17:11,989
‫خب، مجبور شدم
‫چهار ماه فضای تبلیغاتی بخرم.

393
00:17:12,489 --> 00:17:15,242
‫و قیمت تبلیغ
‫بستگی به اندازه‌ش داره.

394
00:17:15,325 --> 00:17:17,494
‫و تبلیغات گنده‌ای قراره باشه.

395
00:17:18,912 --> 00:17:21,206
‫گاهی باید خرج کنی
‫تا پول دربیاری.

396
00:17:21,290 --> 00:17:24,501
‫و تو این مورد،
‫یه جورایی مجبور شدم خرج کنم.

397
00:17:24,585 --> 00:17:25,961
‫ولی درمیاریم...

398
00:17:29,798 --> 00:17:31,300
‫دیو؟ 
