﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
‫سلام، چطوری؟

2
00:00:01,918 --> 00:00:03,920
‫- ویل؟
‫- انت!

3
00:00:04,004 --> 00:00:05,296
‫- خوبی؟
‫- خوبم!

4
00:00:05,380 --> 00:00:07,424
‫- بچه‌ها، این انتونیه. نیروی موقتیمون.
‫- سلام.

5
00:00:07,465 --> 00:00:09,509
‫قراره کمکم کنه یه ارائه‌ی پاورپوینت بسازم

6
00:00:09,592 --> 00:00:12,470
‫تا بتونم ایده‌ی لاستیک ارزون رو
‫به بابام پیشنهاد بدم.

7
00:00:12,554 --> 00:00:15,265
‫و قراره کمک کنه
‫چند‌تا نمونه‌ی تبلیغاتی بسازیم

8
00:00:15,348 --> 00:00:17,517
‫چون می‌خوایم یه راه بزرگ
‫برای بازاریابیش پیدا کنیم.

9
00:00:17,600 --> 00:00:18,727
‫تو دوست سیاه‌پوست داری؟

10
00:00:18,810 --> 00:00:23,106
‫خب، آره، ولی انت یه طراح گرافیکه که استخدامش کردم.

11
00:00:23,189 --> 00:00:25,692
‫یعنی میگی دوست سیاه‌پوست داری؟

12
00:00:27,777 --> 00:00:28,778
‫آره.

13
00:00:29,237 --> 00:00:30,238
‫اسم یکیشون رو بگو.

14
00:00:33,992 --> 00:00:34,993
‫اِم...

15
00:00:37,787 --> 00:00:39,289
‫- دینین.
‫- تاملینسون؟

16
00:00:40,915 --> 00:00:43,877
‫لدینین تاملینسون،
‫بهترین دونده تاریخ چارجرز دوستته؟

17
00:00:43,960 --> 00:00:47,756
‫باشه، انت اینجاست تا یه کمپین
‫برای ایده لاستیک ارزون بسازه.

18
00:00:47,839 --> 00:00:49,299
‫پس باید چند تا ایده بازاریابی پیدا کنیم.

19
00:00:49,299 --> 00:00:51,760
‫- باکلاس، ولی خوراک چشم آقایون.
‫- بسه دیگه. باشه!

20
00:00:51,843 --> 00:00:53,511
‫سطل‌ها رو مثل دختر‌های شیردوش
‫با خودت ببری.

21
00:00:53,595 --> 00:00:55,055
‫خفه شو دیگه!

22
00:01:17,744 --> 00:01:21,498
‫«لاستیک‌ها»

23
00:01:21,539 --> 00:01:24,084
‫«شایعات»

24
00:01:28,505 --> 00:01:30,965
‫چطوری کایلا؟ سفارشتون. چراغ عقب.

25
00:01:34,594 --> 00:01:36,554
‫امروز صبح یه گربه وحشی تو جاده ۲۰۲ دیدم.

26
00:01:38,306 --> 00:01:40,183
‫- جالبه.
‫- آره، اولین بارم نبود.

27
00:01:47,482 --> 00:01:50,777
‫سلام، با دیو لواپولیس از تعمیرگاه
‫ولی فورج تماس گرفتید.

28
00:01:50,860 --> 00:01:53,613
‫لطفاً پیغام بذارید،
‫در اسرع وقت باهاتون تماس می‌گیرم.

29
00:01:53,696 --> 00:01:55,323
‫دیو، منم ویل.

30
00:01:55,406 --> 00:01:58,660
‫این سومین باریه که امروز زنگ می‌زنم.
‫لطفاً فوری بهم زنگ بزن.

31
00:01:59,911 --> 00:02:01,538
‫خب، چی داریم؟

32
00:02:01,621 --> 00:02:04,332
‫خب، تا الان این رو درست کردم.
‫نظرت چیه؟

33
00:02:05,792 --> 00:02:07,502
‫باشه، شروع خوبیه.

34
00:02:07,585 --> 00:02:09,295
‫ولی این چطوره؟

35
00:02:09,379 --> 00:02:13,174
‫اگه یه کپه لاستیک باشه که
‫من دارم از توش پول درمیارم چی؟

36
00:02:14,384 --> 00:02:17,387
‫پس ایده‌ت فقط یه یهودیه
‫که داره تو یه کپه پول می‌گرده؟

37
00:02:17,887 --> 00:02:21,307
‫نه، فقط من رو اونقدر یهودی نکش.

38
00:02:22,267 --> 00:02:24,394
‫می‌خوای یه آدم دیگه بکشم؟

39
00:02:25,145 --> 00:02:26,312
‫چی؟

40
00:02:26,396 --> 00:02:29,440
‫- کارش با کامپیوتره، رامبراند نقاش نیست که.
‫- من فقط امروز رو اینجام.

41
00:02:29,524 --> 00:02:32,777
‫- شین، چرا داری خرابش می‌کنی...
‫- ویل، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

42
00:02:34,070 --> 00:02:36,156
‫- سرم شلوغه!
‫- باید باهات حرف بزنم.

43
00:02:36,239 --> 00:02:38,658
‫- همینجا بگو.
‫- نمی‌تونم. یه چیزیه که باید به ویل بگم.

44
00:02:38,741 --> 00:02:40,451
‫- پنهون‌کاری می‌کنید؟
‫- نه.

45
00:02:40,535 --> 00:02:43,413
‫- اگه پنهون‌کاری بکنی، روزتو خراب می‌کنم.
‫- پنهون‌کاری نیست.

46
00:02:43,496 --> 00:02:47,083
‫دیشب یه خوابی دیدم،
‫و باید به ویل بگم.

47
00:02:47,167 --> 00:02:48,918
‫برگشته بودم به هاکی دبیرستان.

48
00:02:49,002 --> 00:02:51,045
‫مامانم دروازه‌بان بود.
‫پاهاش مثل پای عنکبوت بود.

49
00:02:51,129 --> 00:02:53,298
‫- وای خدا. برو. برو.
‫- آره، خیلی...

50
00:02:53,381 --> 00:02:54,716
‫باهاش برو.

51
00:02:54,799 --> 00:02:57,385
‫امیدوارم این خوابت از اون دیروزیه کوتاه‌تر باشه.

52
00:02:57,468 --> 00:03:00,847
‫خوابی در کار نیست. فقط می‌خواستم
‫یه جوری شین رو از سرمون وا کنم.

53
00:03:03,308 --> 00:03:04,642
‫میشه تو یه کاری کمکم کنی؟

54
00:03:04,726 --> 00:03:06,477
‫نه، دارم رو این پاورپوینت کار می‌کنم.

55
00:03:06,561 --> 00:03:08,396
‫بی‌خیالش. اون چرته.

56
00:03:08,980 --> 00:03:10,106
‫چرا به من کمک نمی‌کنی؟

57
00:03:10,982 --> 00:03:12,734
‫قراره بره تو پاورپوینت؟

58
00:03:14,027 --> 00:03:16,279
‫- ببین، خبر بد دارم.
‫- اوه.

59
00:03:16,362 --> 00:03:19,073
‫یه شایعه‌ای شنیدم
‫که دارن یکی از کارگاه‌ها رو می‌فروشن.

60
00:03:19,157 --> 00:03:20,158
‫یکی از کارگاه‌های خودمون؟

61
00:03:22,702 --> 00:03:23,536
‫کدومش؟

62
00:03:23,620 --> 00:03:26,706
‫نمی‌دونم. فکر کنم بدترینش،
‫که یا بلمونته یا مال شما.

63
00:03:27,290 --> 00:03:29,876
‫چی؟ مال ما؟ مال ما بدترینه؟

64
00:03:29,959 --> 00:03:31,502
‫- آره.
‫- کی بهت گفته؟

65
00:03:32,503 --> 00:03:34,589
‫مهم نیست. منبعش قابل اعتماده.

66
00:03:34,756 --> 00:03:35,673
‫گوش می‌کنم.

67
00:03:35,840 --> 00:03:36,758
‫لعنتی!

68
00:03:38,384 --> 00:03:41,137
‫به شین نگو، خب؟
‫چون به همه می‌گه.

69
00:03:41,638 --> 00:03:43,389
‫عین دختر‌های دبیرستانی دهن‌لقه.

70
00:03:43,473 --> 00:03:45,016
‫- واقعاً عین دخترای دبیرستانیه.
‫- آره.

71
00:03:45,016 --> 00:03:46,893
‫دقیقاً. باشه، باید برم به دیو زنگ بزنم.

72
00:03:46,976 --> 00:03:49,437
‫باشه، چیز عجیب غریبی نگی.

73
00:03:49,520 --> 00:03:51,648
‫شوخی می‌کنی؟
‫داریم یکی از مغازه‌ها رو می‌فروشیم؟

74
00:03:51,731 --> 00:03:53,191
‫باید از کال این خبر رو بشنوم؟

75
00:03:53,274 --> 00:03:56,027
‫من لایق اینم که این خبر رو
‫از یه مکانیک نشنوم.

76
00:03:56,110 --> 00:03:57,987
‫راستی، امیدوارم بلمونت باشه.

77
00:03:58,071 --> 00:03:59,197
‫بهتره بلمونت باشه.

78
00:03:59,280 --> 00:04:01,407
‫چون، می‌دونی،
‫اینجا کلی کار داریم انجام میدیم.

79
00:04:01,491 --> 00:04:03,534
‫ایده، کلی ایده در هوای اینجا معلقه.

80
00:04:03,618 --> 00:04:04,452
‫اِم...

81
00:04:04,535 --> 00:04:06,746
‫تو دردسر افتادی، ‫گفته باشم.

82
00:04:06,829 --> 00:04:09,457
‫قصد نداشتم داد بزنم.
‫اگه قراره کسی اخراج بشه، تویی لعنتی.

83
00:04:09,540 --> 00:04:11,167
‫این رو به بابام بگو.

84
00:04:11,251 --> 00:04:13,503
‫به جای بلمونت مغازه‌ی من رو بفروشه

85
00:04:13,586 --> 00:04:15,672
‫روز شکرگزاری حسابش رو میرسم!

86
00:04:15,755 --> 00:04:17,924
‫دیو، ویلم. بهم زنگ بزن.

87
00:04:26,349 --> 00:04:27,850
‫بفرما، داداش.

88
00:04:29,102 --> 00:04:31,562
‫ممنون که با مرکز تعمیرات
‫ولی فورج در وین تماس گرفتید.

89
00:04:31,562 --> 00:04:34,232
‫روز فوق‌العاده‌ای برای رانندگیه.
‫من جفری هستم.

90
00:04:34,274 --> 00:04:35,275
‫کوچ، منم ویل.

91
00:04:36,359 --> 00:04:38,820
‫- سلام ویل.
‫- از وست‌چستر.

92
00:04:39,112 --> 00:04:40,363
‫آره، آره.

93
00:04:40,446 --> 00:04:41,489
‫پسر رئیس.

94
00:04:41,823 --> 00:04:44,200
‫اوه، ویل! چه خبر، گنده‌بک؟

95
00:04:44,284 --> 00:04:47,120
‫خب، خبر زیاده.
‫بابام یا دیو اونجان؟

96
00:04:47,203 --> 00:04:49,497
‫نه. راستش همین چند دقیقه پیش رفتن بیرون.

97
00:04:49,580 --> 00:04:50,456
‫کجا رفتن؟

98
00:04:50,540 --> 00:04:53,835
‫گفتن دارن می‌رن جلسه،
‫بعدش هم میرن رستوران اپلبیز

99
00:04:53,918 --> 00:04:58,006
‫ولی دیو می‌خواست بره اوت‌بک چون
‫اونجا درهای دستشوییش بلنده.

100
00:04:58,506 --> 00:04:59,757
‫جلسه کجاست؟

101
00:04:59,841 --> 00:05:02,468
‫مطمئن نیستم. شاید مغازه‌ی اسپرینگفیلد.

102
00:05:02,552 --> 00:05:03,386
‫هی ویل...

103
00:05:04,679 --> 00:05:06,431
‫امروز چقدر شیر کاکائو خوردی؟

104
00:05:09,058 --> 00:05:10,852
‫هان؟

105
00:05:10,935 --> 00:05:12,270
‫می‌دونی، الان ۱۰ صبحه.

106
00:05:12,353 --> 00:05:14,689
‫حتماً تا حالا
‫حداقل سه تا شیر کاکائو خوردی.

107
00:05:14,772 --> 00:05:17,775
‫- چی داری زر می‌زنی؟
‫- روتینت همینه، نه؟

108
00:05:17,859 --> 00:05:19,527
‫کل روز شیر کاکائو می‌خوری.

109
00:05:20,903 --> 00:05:22,113
‫نه!

110
00:05:22,947 --> 00:05:24,991
‫والا ما که اینطور شنیدیم، رفیق.

111
00:05:27,910 --> 00:05:29,454
‫من هیچ‌وقت شیر کاکائو نمی‌خورم.

112
00:05:30,079 --> 00:05:33,583
‫تقریباً عالیه.
‫دلم می‌خواد چند تا تغییر کوچیک بدم.

113
00:05:34,083 --> 00:05:38,171
‫شین تو شایعه پخش کردی که من
‫دوست دارم زیاد شیر کاکائو بخورم؟

114
00:05:38,254 --> 00:05:39,255
‫نه.

115
00:05:39,881 --> 00:05:41,674
‫شاید.
‫یادم نمیاد.

116
00:05:42,175 --> 00:05:43,092
‫چرا، یادت میاد.

117
00:05:43,176 --> 00:05:46,179
‫ولی ملت باور می‌کنن. بهش نمی‌خوره
‫همیشه شیر کاکائو بخوره؟

118
00:05:46,179 --> 00:05:49,557
‫- آره، قیافه‌ش همین رو نشون میده. مشخصه.
‫- آنتونی، داری رو پاورپوینت کار می‌کنی؟

119
00:05:49,932 --> 00:05:50,600
‫باشه...

120
00:05:50,683 --> 00:05:52,977
‫ویل، مغازه‌ی بلمونت پشت خط دوئه.

121
00:05:57,565 --> 00:05:58,733
‫دمت گرم آنتونی.

122
00:05:59,442 --> 00:06:00,443
‫خیلی خوبه.

123
00:06:02,820 --> 00:06:05,865
‫چند نفری می‌شناسم
‫که واقعاً از کارت خوششون میاد.

124
00:06:08,701 --> 00:06:12,246
‫ممنون که با مرکز تعمیراتی ولی فورج در
‫اسپرینگفیلد تماس گرفتید...

125
00:06:12,330 --> 00:06:14,332
‫باشه. هیس، هیس! لیزا، ویلم.

126
00:06:14,415 --> 00:06:15,416
‫سلام ویل.

127
00:06:15,875 --> 00:06:17,502
‫سلام، بابام و دیو اونجان؟

128
00:06:17,585 --> 00:06:19,212
‫اِم... آره.

129
00:06:19,295 --> 00:06:20,880
‫باشه. خب، میشه با یکیشون حرف بزنم؟

130
00:06:20,963 --> 00:06:22,882
‫متأسفانه، تو جلسه‌ان.

131
00:06:23,674 --> 00:06:24,675
‫با کی؟

132
00:06:24,759 --> 00:06:28,012
‫راستش مطمئن نیستم.
‫چند نفر. یه خانم و یه آقا.

133
00:06:28,971 --> 00:06:29,972
‫چی پوشیدن؟

134
00:06:31,432 --> 00:06:33,518
‫اِم، کت‌شلوار.

135
00:06:33,601 --> 00:06:36,646
‫کت‌شلوار رسمی یا معمولی؟
‫یا مثلاً شلوار خاکی؟

136
00:06:36,729 --> 00:06:38,481
‫- نمی‌دونم.
‫- نمی‌دونی؟

137
00:06:38,564 --> 00:06:40,817
‫لیزا، بالا و پایینشون به هم می‌خوره؟

138
00:06:42,068 --> 00:06:43,986
‫آره. آره، انگاری یک‌دسته.

139
00:06:44,070 --> 00:06:46,364
‫بالا و پایینشون به هم می‌خوره.
‫این یعنی کت و شلوار کامل لعنتی.

140
00:06:46,447 --> 00:06:47,281
‫اوکیه؟

141
00:06:47,365 --> 00:06:49,617
‫میشه به یکیشون وقتی اومدن
‫بیرون بگی به من زنگ بزنه؟

142
00:06:49,700 --> 00:06:50,618
‫حتماً.

143
00:06:50,701 --> 00:06:53,621
‫راستی این حرفم
‫بی‌ربطه ولی این شایعه رو

144
00:06:53,621 --> 00:06:56,541
‫شنیدی که من دوست
‫دارم شیر کاکائو بخورم؟

145
00:06:57,333 --> 00:06:58,709
‫اِم...

146
00:06:59,419 --> 00:07:01,087
‫- آره.
‫- چی؟

147
00:07:01,170 --> 00:07:02,672
‫درباره‌ی رفتنت به بیمارستان هم شنیدم.

148
00:07:02,755 --> 00:07:06,717
‫فکر کنم اگه دکترها بهت می‌گن بس کن،
‫باید گوش کنی. ولی این فقط نظر منه.

149
00:07:06,801 --> 00:07:07,635
‫دکترها؟

150
00:07:07,718 --> 00:07:10,221
‫لیزا، چه شایعه‌های دیگه‌ای
‫درباره من شنیدی؟

151
00:07:11,264 --> 00:07:12,265
‫اِم...

152
00:07:12,890 --> 00:07:14,225
‫اشکالی نداره. می‌تونی بگی.

153
00:07:15,768 --> 00:07:18,104
‫شنیدم ازت خواستن
‫از باغ وحش المووود بری بیرون

154
00:07:18,187 --> 00:07:21,107
‫چون داشتی برای کارکنا
‫صدای خر درمیاوردی.

155
00:07:21,190 --> 00:07:22,567
‫والا دیگه نمی‌دونم چی بگم!

156
00:07:22,650 --> 00:07:23,860
‫صدای میمون؟

157
00:07:23,943 --> 00:07:25,278
‫صدای خر.

158
00:07:25,361 --> 00:07:26,446
‫خیلی مسخره‌ست، لیسا!

159
00:07:26,529 --> 00:07:28,531
‫شنیدم با یه آشغال رفتی مراسم پرام.

160
00:07:28,614 --> 00:07:30,658
‫- خدایی؟
‫آره بابا

161
00:07:30,700 --> 00:07:31,868
‫ببخشید، همه گوش کنید!

162
00:07:33,035 --> 00:07:35,872
‫این چیه؟ ازش متنفرم.
‫شین، الان به همه‌ی مغازه‌ها زنگ زدم.

163
00:07:35,955 --> 00:07:39,500
‫همه درباره شیر کاکائو شنیدن،
‫و ۱۵ تا شایعه دیگه.

164
00:07:39,584 --> 00:07:43,129
‫تعجبی نداره که بابام بهم زنگ نزده
‫اگه فکر می‌کنه من توی یه رستورانم و

165
00:07:43,129 --> 00:07:44,881
‫- چی؟
‫- این یکی هم پخش شده؟

166
00:07:44,881 --> 00:07:46,757
‫- آره!
‫- این یکی رو یادم رفته بود.

167
00:07:46,841 --> 00:07:50,136
‫به دیل گفتم که ویل و دوستاش
‫می‌رن رستوران

168
00:07:50,803 --> 00:07:51,637
‫خب، ایتالیایی‌ها!

169
00:07:51,721 --> 00:07:53,306
‫- هی!
‫- اوه! آروم باش!

170
00:07:53,389 --> 00:07:56,309
‫- حرف دهنت رو بفهم!
‫- چرا داری به بقیه‌ی مغازه‌ها زنگ می‌زنی؟

171
00:07:58,561 --> 00:07:59,812
‫پنهون‌کاری؟

172
00:08:00,646 --> 00:08:03,149
‫یه شایعه‌ای پخش شده

173
00:08:03,232 --> 00:08:05,359
‫که بابام می‌خواد کم سودترین مغازه رو بفروشه،

174
00:08:05,443 --> 00:08:08,738
‫که یا بلمونته یا... ما.

175
00:08:08,779 --> 00:08:10,323
‫اوه لعنتی، داداش.

176
00:08:11,657 --> 00:08:13,242
‫لعنتی...

177
00:08:14,118 --> 00:08:16,078
‫اگه اخراج بشی می‌خوای چیکار کنی؟

178
00:08:18,456 --> 00:08:21,501
‫یه دوستی داریم که به پیشخدمت نیاز داره.

179
00:08:21,584 --> 00:08:22,585
‫اوه، بنی.

180
00:08:22,627 --> 00:08:25,296
‫- می‌تونی برای بنی به عنوان پیشخدمت کار کنی.
‫- آره، همینه.

181
00:08:25,379 --> 00:08:27,006
‫- پیشخدمت کوچولوی خوبی می‌شی.
‫- باشه.

182
00:08:27,006 --> 00:08:28,633
‫همیشه به پیشخدمت نیاز هست.

183
00:08:28,716 --> 00:08:31,677
‫- این‌قدر نگید پیشخدمت!
‫- شین، می‌تونی بیای برای ما کار کنی.

184
00:08:31,719 --> 00:08:32,803
‫- خوش می‌گذره.
‫- نه؟

185
00:08:32,887 --> 00:08:35,306
‫- من برای یه مشت ایتالیایی دو رو کار کنم؟
‫- هی!

186
00:08:35,389 --> 00:08:37,850
‫- این چه حرفیه؟
‫- قصد بی‌احترامی ندارم، رفقا.

187
00:08:37,934 --> 00:08:40,561
‫- داری بدترش می‌کنی.
‫- اوه! قصد بی‌احترامی ندارم، رفقا.

188
00:08:40,645 --> 00:08:42,480
‫- این یکی خوب بود.
‫- در واقع بد نبود.

189
00:08:42,563 --> 00:08:44,732
‫- خیلی خوب بود.
‫- جدی. راسته؟

190
00:08:44,815 --> 00:08:48,694
‫نمی‌دونم. کال بهم گفت،
‫و نمی‌خواد بگه کی بهش گفته.

191
00:08:51,364 --> 00:08:53,991
‫کال نمی‌گه؟
‫میام و از حلقومت می‌کشم بیرون.

192
00:08:54,075 --> 00:08:55,076
‫کایل بود.

193
00:08:55,785 --> 00:08:56,786
‫اوه!

194
00:08:58,788 --> 00:09:00,748
‫کار اون کایل دروغگوی عوضی بود.

195
00:09:00,831 --> 00:09:02,500
‫کایل دروغگو دیگه کدوم خریه؟

196
00:09:02,583 --> 00:09:04,293
‫همونی که به همه‌ی کارگاه‌ها جنس می‌بره.

197
00:09:04,377 --> 00:09:06,128
‫آره، همونی که درباره‌ی همه چی دروغ میگه!

198
00:09:06,212 --> 00:09:09,048
‫حالا همه چی نه.
‫پیاز داغش رو زیاد می‌کنه.

199
00:09:09,090 --> 00:09:10,675
‫«کایل دروغگو»

200
00:09:10,675 --> 00:09:12,885
‫کلاس پنجم که بودم به
‫برنامه‌ی دابل‌دِیر رفتم.

201
00:09:13,386 --> 00:09:15,179
‫استخون رونم تو پوره سیب‌زمینی شکست.

202
00:09:15,263 --> 00:09:17,640
‫بهت گفتم سه‌شنبه‌ی هفته پیش
‫ سیصدتا توپ بولینگ انداختم؟

203
00:09:18,474 --> 00:09:19,392
‫باشه، کایل.

204
00:09:19,475 --> 00:09:23,020
‫پسرعموی مامانت
‫به جای بیگ برد تو فضاپیمای چلنجر رفت؟

205
00:09:23,104 --> 00:09:25,398
‫- آره. خیلی ضد حاله.
‫- اسمش چی بود؟

206
00:09:26,023 --> 00:09:27,024
‫گری.

207
00:09:28,192 --> 00:09:30,403
‫- فقط گری؟
‫- آره، پسرعمو گری.

208
00:09:30,486 --> 00:09:32,405
‫یه بچه‌ای که باهاش بزرگ شدم،
‫خرس کامل خوردش.

209
00:09:32,488 --> 00:09:35,032
‫اوه، می‌دونی چیه؟
‫واقعیتش من...

210
00:09:35,116 --> 00:09:36,826
‫باشه. خب... من صبر می‌کنم.

211
00:09:37,743 --> 00:09:40,204
‫- خیلی تماسم طول می‌کشه.
‫- اشکالی نداره.

212
00:09:40,705 --> 00:09:41,706
‫خصوصیه.

213
00:09:41,747 --> 00:09:43,874
‫می‌دونستی الکل‌سنج نمی‌تون 
‫لیموناد‌های گازدار رو تشخیص بده؟

214
00:09:43,958 --> 00:09:45,126
‫ممنون کایل. مرسی.

215
00:09:46,085 --> 00:09:47,795
‫خودت سرچ کن. فکر کنم تو یوتیوبه.

216
00:09:47,878 --> 00:09:49,880
‫- کاملاً درسته. خدا شاهده.
‫- آره.

217
00:09:49,964 --> 00:09:53,467
‫لعنتی! واقعاً چرت و پرته!
‫باشه. شین، بیا دفترم.

218
00:09:53,551 --> 00:09:54,969
‫دوباره امتحان کن.

219
00:09:55,886 --> 00:09:57,179
‫- لطفاً.
‫- باشه.

220
00:10:00,975 --> 00:10:03,060
‫پس اینا آمار فروشمونه؟

221
00:10:03,144 --> 00:10:05,563
‫آره، اینا همه چیز
‫از دو ماه گذشته‌س.

222
00:10:05,646 --> 00:10:07,690
‫- فقط تو کامپیوتره؟
‫- اوهوم.

223
00:10:07,773 --> 00:10:10,943
‫باشه، این ایمیلیه که
‫دارم برای کل کارکنان می‌فرستم.

224
00:10:12,236 --> 00:10:14,071
‫من کل روز شیر کاکائو نمی‌خورم.

225
00:10:14,155 --> 00:10:16,282
‫برای کارکنان باغ وحش صدای خر در نمیارم.

226
00:10:16,449 --> 00:10:17,908
‫کل انگشت‌های پام سالمه.

227
00:10:17,992 --> 00:10:19,535
‫چیزی از قلم انداختم؟

228
00:10:20,119 --> 00:10:22,371
‫تو به یه طوطی کلمه‌ی کاکاسیاه رو یاد دادی.

229
00:10:22,455 --> 00:10:23,456
‫خدا لعنتت کنه!

230
00:10:27,668 --> 00:10:30,171
‫این شایعات درباره‌ی من هستن
‫و نباید باورشون کنید.

231
00:10:30,254 --> 00:10:34,258
‫من به همه‌تون به امید اینکه بتونیم در کارمون
‫حرفه‌ای ادامه بدیم ایمیل می‌زنم.

232
00:10:34,342 --> 00:10:37,303
‫امیدوارم در آینده یاد بگیرید که
‫شایعات رو جدی نگیرید.

233
00:10:37,386 --> 00:10:39,472
‫مخصوصا وقتی شایعات
‫از طرف شین باشه.

234
00:10:39,555 --> 00:10:40,890
‫اسم من رو ننویس.

235
00:10:40,973 --> 00:10:42,433
‫فرستادم.

236
00:10:45,144 --> 00:10:47,897
‫- می‌تونی فروش ما رو با بلمونت مقایسه کنی؟
‫- آره.

237
00:10:50,066 --> 00:10:51,317
‫اوه، داریم نابودشون می‌کنیم.

238
00:10:51,400 --> 00:10:53,319
‫آره، ولی خرج‌های سنگین کمتری دارن.

239
00:10:53,402 --> 00:10:55,029
‫می‌تونیم همه‌‌ی مغازه‌های دیگه رو ببینیم؟

240
00:10:55,112 --> 00:10:57,156
‫آره. همه چی همین‌جاست.

241
00:10:57,239 --> 00:10:58,908
‫- می‌تونم امتحان کنم؟
‫- آره، بفرما.

242
00:11:00,785 --> 00:11:02,870
‫ویل، دیو پشت خط دو منتظرته.

243
00:11:04,789 --> 00:11:08,292
‫دیو، ببخشید چند بار زنگ زدم.
‫فکر کردم مغازه داره بسته می‌شه.

244
00:11:08,376 --> 00:11:09,377
‫ویل، آره.

245
00:11:09,418 --> 00:11:14,423
‫اول از همه، ایمیلی که الان فرستادی برای
‫همه ۷۰۰۰ تا مشتری تو لیست ایمیلمون رفت.

246
00:11:16,967 --> 00:11:19,679
‫صـ... صـ... صبر کن یه لحظه.

247
00:11:19,762 --> 00:11:22,390
‫- چی؟
‫- ببین واسه این چیزا الان وقت ندارم.

248
00:11:23,015 --> 00:11:24,558
‫فقط می‌خواستم بهت بگم

249
00:11:25,059 --> 00:11:28,062
‫ما امروز صبح
‫با اگزوز فروشی مریلین جلسه داشتیم.

250
00:11:28,562 --> 00:11:30,231
‫بابام داره مغازه‌م رو می‌فروشه؟

251
00:11:30,648 --> 00:11:32,483
‫فقط جلسه اطلاع‌‌رسانی بود.

252
00:11:32,566 --> 00:11:36,487
‫هیچکس چیزی نمی‌فروشه.
‫اون فقط داره وظیفه‌ش رو انجام میده...

253
00:11:37,238 --> 00:11:40,616
‫ولی اگه قرار باشه بفروشیم،
‫کل زنجیره رو می‌فروشیم.

254
00:11:40,700 --> 00:11:43,619
‫- نه فقط مغازه تو رو.
‫- کل زنجیره رو می‌فروشن.

255
00:11:44,161 --> 00:11:45,204
‫پس

256
00:11:46,580 --> 00:11:47,998
‫همه‌مون رو می‌فروشن.

257
00:11:49,041 --> 00:11:52,086
‫ببین، نگران نباش، رفیق.
‫همه چی خوبه.

258
00:11:52,169 --> 00:11:55,881
‫ولی، دیو، من یه ایده جدید عالی دارم
‫که می‌خوام باهات در موردش حرف بزنم.

259
00:11:55,965 --> 00:12:00,636
‫می‌دونم. می‌دونم احتمالاً ایده خوبیه،
‫ولی مهم اینه که هول نشی.

260
00:12:00,720 --> 00:12:02,513
‫حتماً در موردش حرف می‌زنیم.

261
00:12:02,596 --> 00:12:05,099
‫نگران نباش.
‫به نظرت من نگران میام؟

262
00:12:06,726 --> 00:12:07,810
‫یه کم.

263
00:12:07,893 --> 00:12:10,563
‫من تا همین الان
‫اون شایعه‌ی طوطی رو نشنیده بودم.

264
00:12:12,648 --> 00:12:15,276
‫- شایعه‌ی کاکاسیاه رو نشیده بوده.
‫- این یکی جدید بود.

265
00:12:15,901 --> 00:12:17,111
‫شین...

266
00:12:19,405 --> 00:12:21,657
‫نه! وای خدا جون!

267
00:12:35,254 --> 00:12:43,304
‫باشه، اگه فرصتی از فروش لاستیک ارزون داریم
‫باید همین الان انجامش بدیم.

268
00:12:45,055 --> 00:12:47,558
‫داداش، می‌دونم الان
‫نمی‌خوای این رو بشنوی.

269
00:12:48,768 --> 00:12:49,810
‫حتماً جواب میده، داداش.

270
00:12:50,394 --> 00:12:52,313
‫مطمئناً کلی ماشین میاد.

271
00:12:52,313 --> 00:12:55,274
‫عمرا اگه بدونی بابام
‫چقدر عصبانی میشه.

272
00:12:55,441 --> 00:12:57,067
‫آفرین، بگو آره.

273
00:13:00,654 --> 00:13:01,655
‫آره.

274
00:13:01,697 --> 00:13:02,615
‫- آره؟
‫- آره.

275
00:13:02,698 --> 00:13:04,200
‫ممنون رفیق.
