﻿1
00:00:02,002 --> 00:00:06,297
‫ما چهارتا که اینجاییم هاکّای رو متوقف،
‫و تایجو رو نابود می‌کنیم.

2
00:00:06,881 --> 00:00:11,302
‫نبرد مخفیانمون 25 دسامبر،
‫شب کریسمس خواهد بود.

3
00:00:12,762 --> 00:00:14,305
‫یه چیزی اذیتم می‌کنه.

4
00:00:16,641 --> 00:00:20,103
‫مایکی، فکر نکنم بیش از این دووم بیاره.

5
00:00:20,186 --> 00:00:21,021
‫ها؟

6
00:00:21,521 --> 00:00:24,733
‫نشون می‌ده خوبه،
‫ولی مرگ باجی روش تاثیر گذاشته.

7
00:00:26,067 --> 00:00:27,944
‫-باجی-سان رو تو...
‫-چیفویو!

8
00:00:28,028 --> 00:00:31,489
‫به هرحال، اگه چیزی عوض نشه
‫تومان از بین می‌ره.

9
00:00:32,282 --> 00:00:34,075
‫باید از مایکی حمایت کنیم.

10
00:00:34,159 --> 00:00:38,121
‫ما به شما عوضیا برای این کار نیاز نداریم.

11
00:00:38,204 --> 00:00:39,581
‫نه تاکه‌میچی؟!

12
00:00:40,915 --> 00:00:43,626
‫ما داریم این مأموریت رو از تومان مخفی می‌کنیم.

13
00:00:43,710 --> 00:00:45,962
‫پس از دسته سوم و شیشم هم
‫نمی‌تونم استفاده کنم.

14
00:00:46,713 --> 00:00:49,632
‫یعتی، به شماها نیاز داریم.

15
00:00:50,842 --> 00:00:51,676
‫تاکه‌میچی؛

16
00:00:52,761 --> 00:00:55,138
‫من از اتلاف وقت متنفرم.

17
00:00:56,056 --> 00:00:57,682
‫تا فردا جوابت رو می‌خوام.

18
00:02:33,153 --> 00:02:34,612
‫من مخالفم.

19
00:02:35,196 --> 00:02:37,615
‫مجبور نیستیم با کیساکی کار کنیم، تاکه‌میچی!

20
00:02:37,699 --> 00:02:39,075
‫خودمون از پسش برمیایم.

21
00:02:40,201 --> 00:02:41,327
‫مطمئنی؟

22
00:02:42,662 --> 00:02:45,957
‫اون کسیه که باجی-سان و تاچیبانا هیناتا رو کشت!

23
00:02:46,040 --> 00:02:47,375
‫نمی‌فهمی؟!

24
00:02:47,458 --> 00:02:50,170
‫می‌فهمم! پس چی کار کنیم؟!

25
00:02:53,381 --> 00:02:56,342
‫می‌خوای کیساکی رو بکشی؟
‫درست نیست!

26
00:02:57,093 --> 00:03:00,972
‫کاری که ما باید بکنیم بیرون انداختن
‫کیساکی از تومانه!

27
00:03:01,055 --> 00:03:04,225
‫و همچنین جلوی هاکّای رو از کشتن
‫تایجو بگیریم!

28
00:03:04,809 --> 00:03:07,020
‫منم از همکاری با کیساکی بدم میاد!

29
00:03:07,103 --> 00:03:08,938
‫ولی اگه با هم کار کنیم؛

30
00:03:09,022 --> 00:03:11,441
‫شاید بتونیم چیزی دربارش یاد بگیریم!

31
00:03:11,524 --> 00:03:14,235
‫شاید راهی برای اخراجش پیدا کنیم!

32
00:03:22,785 --> 00:03:23,828
‫من هرگز...

33
00:03:24,495 --> 00:03:25,413
‫هرگز دوباره...

34
00:03:26,331 --> 00:03:28,499
‫نمی‌خوام آینده‌ی افتضاح
‫همگی رو ببینم!

35
00:03:30,668 --> 00:03:33,880
‫اگه برای اون باشه،
‫حتی با کیساکی هم کار می‌کنم.

36
00:03:34,464 --> 00:03:35,423
‫لطفاً چیفویو.

37
00:03:36,799 --> 00:03:37,884
‫باهام همکاری کن.

38
00:03:44,307 --> 00:03:45,600
‫آه آه.

39
00:03:49,145 --> 00:03:52,106
‫فکر کنم این کریسمس هم شانسی
‫برای با دخترا بودن ندارم.

40
00:03:55,151 --> 00:03:56,236
‫ممنونم چیفویو!

41
00:03:56,319 --> 00:03:57,987
‫تو مشکلی نداری!

42
00:03:58,488 --> 00:03:59,822
‫دوست هم که داری.

43
00:04:00,406 --> 00:04:01,991
‫کجاش حال می‌ده؛

44
00:04:02,075 --> 00:04:05,286
‫وقتی تو کریسمس دارم با عوضیا برای
‫شکست بقیه عوضیا می‌جنگم.

45
00:04:07,872 --> 00:04:08,831
‫گشنت نیست؟

46
00:04:20,885 --> 00:04:22,303
‫سریع بود.

47
00:04:22,387 --> 00:04:23,805
‫جوابت چیه؟

48
00:04:25,056 --> 00:04:28,268
‫فقط تا کریسمس باهاتون کار می‌کنیم.

49
00:04:29,352 --> 00:04:32,063
‫تصمیم هوشمندانه ای بود،
‫به دادم رسیدین.

50
00:04:32,563 --> 00:04:35,233
‫ما فقط می‌خوایم از هاکّای محافظت کنیم.

51
00:04:35,775 --> 00:04:37,860
‫قصد رفیق شدن با شماها رو نداریم.

52
00:04:45,743 --> 00:04:48,121
‫چه تیم بهم ریخته ای.

53
00:04:49,747 --> 00:04:51,958
‫ما فقط اینجاییم چون هدفمون یکیه.

54
00:04:53,918 --> 00:04:56,838
‫من کاملاً از شما حالم بهم می‌خوره.

55
00:04:58,506 --> 00:05:00,466
‫اسم تیم رو چی بذاریم؟

56
00:05:00,550 --> 00:05:02,010
‫«ضربات 4 فصل؟»

57
00:05:03,011 --> 00:05:04,679
‫اوه، «هانماها» چطوره؟

58
00:05:04,762 --> 00:05:07,265
‫«تیم قتل عام» چطور؟

59
00:05:15,148 --> 00:05:17,442
‫-تا بعد!
‫-بای!

60
00:05:23,197 --> 00:05:26,075
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم با کیساکی
‫کار کنم.

61
00:05:26,617 --> 00:05:28,745
‫ولی زمان همکاری باهاش فرصت
‫فهمیدن خیلی چیزا رو دارم.

62
00:05:28,828 --> 00:05:29,787
‫تاکه‌میچی-گون!

63
00:05:30,538 --> 00:05:32,123
‫بیا با هم برگردیم خونه!

64
00:05:32,206 --> 00:05:33,249
‫هینا!

65
00:05:33,333 --> 00:05:34,834
‫منم اینجا هستما!

66
00:05:36,878 --> 00:05:38,671
‫امتحانات نهاییت چطور بود؟

67
00:05:38,755 --> 00:05:40,923
‫ها؟ مثل آب خوردن!

68
00:05:41,007 --> 00:05:42,925
‫عه؟ نه بابا!

69
00:05:45,136 --> 00:05:46,095
‫چشم انتظارشم.

70
00:05:46,596 --> 00:05:47,638
‫ها؟

71
00:05:47,722 --> 00:05:48,723
‫کریسمس!

72
00:05:51,392 --> 00:05:52,560
‫کریسمس؟

73
00:05:53,227 --> 00:05:55,855
‫برای کریسمس به هینا قولی داده بودم؟

74
00:05:56,814 --> 00:05:58,775
‫کریس...مس!

75
00:05:59,776 --> 00:06:03,071
‫ای لعنت! برنامه هام تو هم شدن!

76
00:06:03,154 --> 00:06:05,114
‫لعنت! چه غلطی کنم؟!

77
00:06:06,699 --> 00:06:07,533
‫نه-چان.

78
00:06:08,117 --> 00:06:09,660
‫من زودتر می‌رم.

79
00:06:10,161 --> 00:06:11,829
‫از اتلاف وقت متنفرم.

80
00:06:12,330 --> 00:06:13,706
‫اوه، هوم.

81
00:06:13,790 --> 00:06:14,707
‫عجب...

82
00:06:15,291 --> 00:06:18,628
‫ایکاش جلوی داداشت حرف نمی‌زدی!

83
00:06:19,295 --> 00:06:20,755
‫"اتلاف وقت"؟

84
00:06:21,756 --> 00:06:23,091
‫عین حرفای کیساکیه!

85
00:06:23,174 --> 00:06:24,926
‫اوه، نه هیچی.

86
00:06:25,718 --> 00:06:28,429
‫می‌فهمم! واقعاً شبیهشه.

87
00:06:28,513 --> 00:06:30,306
‫-ها؟
‫-هوم؟

88
00:06:32,016 --> 00:06:34,018
‫الآن، چی گفتی؟

89
00:06:34,102 --> 00:06:36,270
‫گفتم شبیهشه.

90
00:06:37,897 --> 00:06:38,731
‫شبیه کی؟

91
00:06:40,608 --> 00:06:42,193
‫کیساکی تتا-گون دیگه؟

92
00:06:44,737 --> 00:06:48,866
‫هینا... کیساکی رو... می‌شناسی؟

93
00:06:48,950 --> 00:06:49,784
‫آره.

94
00:06:50,451 --> 00:06:52,829
‫تو دبستان با هم کلاس تقویتی می‌رفتیم.

95
00:06:52,912 --> 00:06:53,788
‫ها؟!

96
00:06:53,871 --> 00:06:57,208
‫تاکه‌میچی-گون تو چطور می‌شناسیش؟!

97
00:06:59,585 --> 00:07:04,757
‫«کلاس تقویتی»

98
00:07:04,841 --> 00:07:08,886
‫بیاین به محیط دایره ای با قطر 10 سانتی‌متر
‫نگاه کنیم.

99
00:07:09,387 --> 00:07:13,766
‫اگه دور محوطه اش یه مربع بکشیم،
‫این شکلی می‌شه.

100
00:07:13,850 --> 00:07:17,979
‫پس این چیزیه که وقتی یه مثلث قائم رو تو
‫امتداد شعاع قرار می‌دیم به دست میاریم.

101
00:07:25,319 --> 00:07:26,779
‫کیساکی-گون فوق العاده ای!

102
00:07:28,364 --> 00:07:30,450
‫بازم نفر اول آزمون های آزمایشی شدی!

103
00:07:31,951 --> 00:07:33,244
‫فقط شانسیه.

104
00:07:33,327 --> 00:07:35,329
‫اوه! چه فروتن!

105
00:07:37,623 --> 00:07:39,667
‫یقت کج شده.

106
00:07:41,919 --> 00:07:43,254
‫خب، حله.

107
00:07:46,299 --> 00:07:47,550
‫بیا بریم هینا.

108
00:07:51,095 --> 00:07:53,139
‫چطور می‌تونی باهاش حرف بزنی؟

109
00:07:53,222 --> 00:07:54,849
‫اون خیلی عجیب غریبه.

110
00:07:54,932 --> 00:07:58,019
‫ها؟ چرا؟ پسر خوبیه که.

111
00:07:58,644 --> 00:08:03,649
‫بچه های فوق باهوشی مثل اون انگاری
‫قلب ندارن!

112
00:08:05,026 --> 00:08:09,238
‫کیساکی تتا-گون باهوش‌ترین
‫بچه‌ی کلاس تقویتی بود.

113
00:08:09,322 --> 00:08:13,284
‫از اونجایی که خونمون به هم نزدیک بود،
‫بعضی وقتا با هم برمی‌گشتیم.

114
00:08:14,952 --> 00:08:18,414
‫فکرشم نمی‌کردم کیساکی و هینا
‫با هم آشنا باشن!

115
00:08:18,498 --> 00:08:20,875
‫بعدش راهنمایی رو به یه مدرسه خصوصی رفت؛

116
00:08:20,958 --> 00:08:22,627
‫از اونموقع دیگه ندیدمش.

117
00:08:23,961 --> 00:08:26,172
‫اون الان یه گنگِ واقعی شده!

118
00:08:26,255 --> 00:08:27,089
‫ها؟!

119
00:08:27,840 --> 00:08:29,842
‫یه فرمانده تو تومانه.

120
00:08:29,926 --> 00:08:31,802
‫امکان نداره! بهش نمیاد!

121
00:08:32,386 --> 00:08:33,221
‫حقیقته.

122
00:08:33,721 --> 00:08:35,932
‫و یه عضو معمولی نیست...

123
00:08:36,432 --> 00:08:37,350
‫واقعاً...

124
00:08:37,934 --> 00:08:39,227
‫اوه هیچی.

125
00:08:43,356 --> 00:08:46,734
‫ولی فکر کنم کیساکی-گون قبلاً
‫باهات ملاقات داشته.

126
00:08:46,817 --> 00:08:47,735
‫ها؟

127
00:08:47,818 --> 00:08:51,239
‫یه کم بی دست و پائه و رک هم حرف می‌زنه؛

128
00:08:51,322 --> 00:08:52,990
‫ولی قلباً آدم خوبیه.

129
00:08:54,450 --> 00:08:56,577
‫کیساکی تتا آدم خوبیه؟

130
00:08:56,661 --> 00:08:57,995
‫غیرممکنه!

131
00:08:58,079 --> 00:09:00,748
‫اون یه هیولای شیطانیه که چندین بار
‫هینا رو کشت!

132
00:09:01,249 --> 00:09:04,168
‫وقتی اولین بار دیدمت تاکه‌میچی-گون؛

133
00:09:04,835 --> 00:09:06,754
‫با کیساکی-گون بودم.

134
00:09:06,837 --> 00:09:08,089
‫ها؟!

135
00:09:08,589 --> 00:09:11,259
‫منظورت چیه؟ کِی؟!

136
00:09:12,552 --> 00:09:14,136
‫یادت نمیاد نه؟

137
00:09:14,220 --> 00:09:16,681
‫ها؟ چی رو؟!

138
00:09:18,766 --> 00:09:20,893
‫من خیلی خوب یادمه.

139
00:09:23,145 --> 00:09:25,064
‫نمی‌دونم چی کار کنم...

140
00:09:26,148 --> 00:09:28,025
‫واقعاً دلم نمی‌خواد دربارش حرف بزنم.

141
00:09:30,194 --> 00:09:31,696
‫اتفاقی افتاد؟

142
00:09:37,368 --> 00:09:40,538
‫تابستون پایه ششم،
‫تو راه برگشت از کلاس تقویتی بود.

143
00:09:41,372 --> 00:09:43,791
‫چندتا بچه داشتن یه گربه رو
‫تو پارک اذیت می‌کردن.

144
00:09:44,792 --> 00:09:49,755
‫اون روز، اولین باری بود که من و
‫کیساکی-گون تو رو دیدیم.

145
00:09:56,762 --> 00:09:59,140
‫هوی هوی! بیشتر زجه بزن!

146
00:09:59,724 --> 00:10:01,350
‫می‌رم سرزنششون کنم!

147
00:10:01,434 --> 00:10:02,727
‫تاچیبانا!

148
00:10:02,810 --> 00:10:04,937
‫بی فایده‌ست، خطرناکم هست!

149
00:10:06,439 --> 00:10:07,273
‫تاچیبانا!

150
00:10:07,898 --> 00:10:08,816
‫بگیرش!

151
00:10:08,899 --> 00:10:10,651
‫تمومش کنین! چطور جرأت می‌کنین!

152
00:10:10,735 --> 00:10:12,278
‫کجاش جالبه؟!

153
00:10:13,070 --> 00:10:13,988
‫ها؟

154
00:10:14,071 --> 00:10:15,448
‫این جغله کیه؟

155
00:10:15,531 --> 00:10:16,782
‫به تو ربطی نداره.

156
00:10:16,866 --> 00:10:19,910
‫هوی! گربه فرار کرد!

157
00:10:19,994 --> 00:10:23,164
‫خوبه، پس تو جای گربه رو می‌گیری.

158
00:10:23,247 --> 00:10:26,876
‫من متنفرم، از جغله هایی مثل تو
‫که عدالت بازی در میارن!

159
00:10:28,294 --> 00:10:30,338
‫می‌خوای گریه کنی؟

160
00:10:30,421 --> 00:10:33,090
‫فکر می‌کنی اگه گریه کنی
‫بیخیالت می‌شیم؟

161
00:10:33,174 --> 00:10:36,177
‫آه آه! واسه همین خواستم جلوشو بگیرم.

162
00:10:40,014 --> 00:10:40,890
‫ها؟

163
00:10:51,734 --> 00:10:54,820
‫قهرمان وارد می‌شود!

164
00:10:54,904 --> 00:10:56,614
‫نمی‌ذارم بچه های راهنمایی؛

165
00:10:56,697 --> 00:11:00,326
‫چندتایی بریزن سر یه دختر بچه‌ی دبستانی!

166
00:11:00,409 --> 00:11:02,244
‫ها؟ این کیه؟

167
00:11:02,328 --> 00:11:05,122
‫هوی هوی! واقعاً به خودت می‌گی قهرمان؟

168
00:11:05,206 --> 00:11:07,458
‫این مسخره رو باش چه شنلی پوشیده!

169
00:11:07,541 --> 00:11:10,044
‫اوه اونجا رو! داره از ترس می‌لرزه!

170
00:11:11,045 --> 00:11:13,881
‫اگه ترسیدی پس قهرمان بازی در نیار!

171
00:11:16,342 --> 00:11:17,593
‫خفه شو!

172
00:11:32,066 --> 00:11:33,984
‫چرا تو گریه می‌کنی؟

173
00:11:35,444 --> 00:11:36,362
‫آخه...

174
00:11:36,946 --> 00:11:38,447
‫چون ضعیفی!

175
00:11:38,531 --> 00:11:41,158
‫باید قبل انجام دادن اینکارا
‫بهش فکر کنی!

176
00:11:42,743 --> 00:11:43,619
‫ببخشید...

177
00:11:45,996 --> 00:11:46,831
‫تا بعد.

178
00:11:59,677 --> 00:12:03,347
‫ها؟ ها؟! اون واقعاً من بودم؟

179
00:12:03,431 --> 00:12:05,266
‫اصلاً یادم نمیاد!

180
00:12:05,349 --> 00:12:09,895
‫ولی حالا که فکرشو می‌کنم بهم میاد
‫چنین کارای عجیبی کرده باشم.

181
00:12:10,563 --> 00:12:12,898
‫خب اون 14 سال پیش بود.

182
00:12:13,399 --> 00:12:16,026
‫لعنت! خیلی ضایع بودم ها!

183
00:12:16,569 --> 00:12:17,778
‫اینطور فکر می‌‎کنی؟

184
00:12:17,862 --> 00:12:21,407
‫معلومه! اومدم کمک کنم ولی خودم کتک خوردم!

185
00:12:21,991 --> 00:12:23,993
‫و شنل هم پوشیده بودم؟!

186
00:12:24,827 --> 00:12:28,748
‫با اینکه می‌دونستی می‌بازی
‫بازم برای کمک اومدی.

187
00:12:28,831 --> 00:12:29,665
‫ها؟

188
00:12:30,291 --> 00:12:32,710
‫این 100 بار بهتر از برنده شدنه!

189
00:12:36,422 --> 00:12:38,215
‫اون روز، من...

190
00:12:39,300 --> 00:12:40,968
‫عاشق تو شدم!

191
00:12:46,682 --> 00:12:48,392
‫-هاناگاکی!
‫-ها؟

192
00:12:48,476 --> 00:12:52,104
‫تاچیبانا-سان از کلاس 2
‫می‌گه دوستت داره!

193
00:12:55,733 --> 00:12:56,692
‫می‌دونی...

194
00:12:58,027 --> 00:13:01,322
‫من رو دوست داشتم؟!

195
00:13:15,669 --> 00:13:16,837
‫فراموش نکن.

196
00:13:17,463 --> 00:13:19,924
‫شب کریسمس تو پارک اومیشیتا هم رو می‌بینیم.

197
00:13:20,007 --> 00:13:20,883
‫باشه.

198
00:13:21,717 --> 00:13:22,635
‫بای بای!

199
00:13:24,094 --> 00:13:26,764
‫نبرد من با بلک دراگون به زودی اتفاق میفته؛

200
00:13:26,847 --> 00:13:28,224
‫زندگی الآن حسابی سخته!

201
00:13:29,558 --> 00:13:32,436
‫ولی من خیلی خوشحالم!

202
00:13:33,020 --> 00:13:34,897
‫شب کریسمس می‌شه 24 ام پس مشکلی نیست.

203
00:13:35,481 --> 00:13:37,983
‫نبرد من فردا شبش، 25 امه!

204
00:13:38,567 --> 00:13:39,568
‫به هردوش می‌رسم!

205
00:13:41,111 --> 00:13:41,946
‫وایسا ببینم...

206
00:13:43,572 --> 00:13:46,075
‫شب کریسمس... پارک اومیشیتا؟

207
00:13:47,368 --> 00:13:50,412
‫تو شب کریسمس... اینجا باهام بهم زدی.

208
00:13:52,998 --> 00:13:56,585
‫جایی که من و هینا در آینده به اون رفتیم
‫پارک اومیشیتاست!

209
00:13:57,294 --> 00:13:59,213
‫شب کریسمس امسال...

210
00:13:59,880 --> 00:14:02,424
‫من با هینا بهم می‌زنم!

211
00:14:03,509 --> 00:14:04,844
‫ولی، چرا؟

212
00:14:05,344 --> 00:14:08,389
‫امکانش 0 درصده که من با هینا بهم بزنم!

213
00:14:10,891 --> 00:14:14,687
‫درسته، تا شب کریسمس یه هفته مونده.

214
00:14:14,770 --> 00:14:18,482
‫چرا باید اونموقع یهویی باهاش بهم بزنم؟

215
00:14:19,275 --> 00:14:20,860
‫فراموشش کن فراموشش کن!

216
00:14:20,943 --> 00:14:21,944
‫هاناگاکی-گون؟

217
00:14:22,444 --> 00:14:24,446
‫هوم؟ ها؟!

218
00:14:24,530 --> 00:14:27,241
‫هاناگاکی، تاکه‌میچی-گون هستی درسته؟

219
00:14:28,909 --> 00:14:29,910
‫نائوتو؟

220
00:14:29,994 --> 00:14:31,954
‫از آشناییت خوشوقتم، هاناگاکی-گون.

221
00:14:32,955 --> 00:14:35,833
‫پدر هیناتا و نائوتو، تاچیبانا ماساتو هستم.

222
00:14:36,333 --> 00:14:39,795
‫ها؟ پدر هینا؟!

223
00:14:40,838 --> 00:14:42,715
‫ببخشید! معذرت می‌خوام!

224
00:14:44,800 --> 00:14:46,635
‫از همسرم خیلی دربارت شنیدم.

225
00:14:47,803 --> 00:14:49,305
‫با دخترم قرار می‌ذاری درسته؟

226
00:14:49,388 --> 00:14:50,681
‫بـ-بله!

227
00:14:50,764 --> 00:14:55,394
‫لـ لـ-لعنت! بابای واقعیشه!

228
00:14:55,477 --> 00:14:57,980
‫با اینکه 26 سالمه دارم از اظطراب می‌ترکم!

229
00:14:59,231 --> 00:15:00,649
‫انقدر استرس نداشته باش.

230
00:15:01,233 --> 00:15:03,068
‫سرت نق نمی‌نزنم!

231
00:15:03,152 --> 00:15:05,529
‫اوه... خب...

232
00:15:07,656 --> 00:15:11,201
‫من خیلی سرم شلوغه و وقت زیادی
‫با بچه هام سپری نمی‌کنم.

233
00:15:11,911 --> 00:15:13,954
‫فقط اوضاع رو از همسرم می‌شنوم.

234
00:15:14,455 --> 00:15:18,125
‫مخصوصاً برای نائوتو سخت می‌گذره،
‫واسه همین از شغل من متنفره.

235
00:15:18,834 --> 00:15:22,338
‫از وقتی بدنیا اومده،
‫من خیلی کم تو خونه بودم.

236
00:15:22,421 --> 00:15:24,924
‫واسه همین وقت زیادی با هم نگذروندیم.

237
00:15:26,133 --> 00:15:28,719
‫ولی چند روزپیش، اینو بهم گفت:

238
00:15:29,219 --> 00:15:30,888
‫"می‌خوام یه افسر پلیس بشم"

239
00:15:33,349 --> 00:15:34,725
‫به لطف توئه درسته؟

240
00:15:34,808 --> 00:15:35,768
‫ها؟

241
00:15:35,851 --> 00:15:37,770
‫نمی‌دونم چه چیزی بهش گفتی؛

242
00:15:39,104 --> 00:15:40,773
‫ولی ممنونم، سپاسگزارم.

243
00:15:40,856 --> 00:15:42,942
‫ها؟ اوه نه!

244
00:15:43,025 --> 00:15:44,610
‫من کار خاصی نکردم!

245
00:15:44,693 --> 00:15:47,655
‫سرتون! لطفاً بالا بگیریدش!

246
00:15:49,281 --> 00:15:51,533
‫نمی‌دونم به درد این کار می‌خوره یا نه؛

247
00:15:51,617 --> 00:15:53,744
‫ولی به عنوان پدرش خوشحالم کرد.

248
00:15:54,328 --> 00:15:55,496
‫اوه، نگران نباشین.

249
00:15:55,579 --> 00:15:57,164
‫نائوتو یه پلیس عالی می‌شه--

250
00:15:57,247 --> 00:15:58,290
‫-ها؟
‫-هه؟

251
00:15:58,374 --> 00:15:59,500
‫اوه نه هیچی!

252
00:16:01,585 --> 00:16:04,296
‫خوشحالم طبق چیزی که شنیدم
‫پسر خوبی هستی.

253
00:16:04,380 --> 00:16:05,214
‫ها؟

254
00:16:06,048 --> 00:16:07,091
‫هاناگاکی-گون؛

255
00:16:07,925 --> 00:16:10,052
‫یه لطفی در حقم می‌کنی؟

256
00:16:10,135 --> 00:16:10,970
‫جان؟

257
00:16:12,721 --> 00:16:13,889
‫من اومدم!

258
00:16:14,431 --> 00:16:16,934
‫خوش اومدی! شام تقریباً آماده‌ست.

259
00:16:17,017 --> 00:16:18,018
‫باشه.

260
00:16:18,102 --> 00:16:19,812
‫نه-چان سر قرار ملاقات بود.

261
00:16:19,895 --> 00:16:21,188
‫- اوه جدی؟
‫-نائوتو!

262
00:16:23,065 --> 00:16:24,233
‫مامان.

263
00:16:24,316 --> 00:16:25,150
‫هوم؟

264
00:16:25,234 --> 00:16:28,487
‫مامان حتی الآن هم بابا رو دوست داری؟

265
00:16:30,030 --> 00:16:31,490
‫این دیگه چه سوالیه یهویی؟!

266
00:16:32,491 --> 00:16:35,327
‫همینجوری، خواستم بدونم چطوره.

267
00:16:37,287 --> 00:16:38,372
‫خیلی عاشقشم!

268
00:16:40,624 --> 00:16:42,084
‫منم 10 سال دیگه؛

269
00:16:43,043 --> 00:16:44,878
‫می‌خوام همینو به تاکه‌میچی-گون بگم!

270
00:16:45,713 --> 00:16:48,465
‫آسمان کانتو همچنان صاف و آفتابی
‫خواهد بود؛

271
00:16:48,549 --> 00:16:50,592
‫ولی هفته‌ی بعد یه جبهۀ سرد نزدیک خواهد شد.

272
00:16:51,176 --> 00:16:54,763
‫پس یعنی، ما یک کریسمس برفی خواهیم شد؟

273
00:16:55,264 --> 00:16:57,224
‫بله به احتمال زیاد.

274
00:16:57,307 --> 00:17:00,811
‫پس لباس گرم بپوشید و از کریسمس لذت ببرید!

275
00:17:01,645 --> 00:17:04,565
‫لطفاً، با دخترم بهم بزن.

276
00:17:05,649 --> 00:17:08,027
‫من خوشحالی اون رو می‌خوام.

277
00:17:09,111 --> 00:17:10,571
‫لطفاً یه لحظه صبر کنین!

278
00:17:11,196 --> 00:17:12,531
‫ولی منم--

279
00:17:12,614 --> 00:17:13,699
‫تو یه خلافکاری.

280
00:17:15,242 --> 00:17:17,536
‫می‌تونی قول بدی پای دخترم رو
‫به این جریانات باز نکنی؟

281
00:17:21,874 --> 00:17:24,293
‫کریسمس مبارک!

282
00:17:24,376 --> 00:17:26,253
‫کیک بدم خدمتتون؟

283
00:17:29,923 --> 00:17:32,676
‫سرده! داره برف حسابی ای میاد!

284
00:17:33,635 --> 00:17:36,055
‫هوی چیفویو، تاکه‌میچی کدوم گوریه؟

285
00:17:36,764 --> 00:17:38,599
‫گفت کاری براش پیش اومده.

286
00:17:38,682 --> 00:17:39,767
‫حالش خوبه؟

287
00:17:39,850 --> 00:17:41,727
‫نقشمون فردا اجرا می‌شه ها.

288
00:17:42,644 --> 00:17:44,021
‫چطوره اول بریم شام بخوریم؟

289
00:17:56,033 --> 00:17:56,867
‫ها؟

290
00:18:01,121 --> 00:18:03,165
‫بیا بهم بزنیم، هینا.

291
00:18:05,084 --> 00:18:07,503
‫می‌دونم متعجبی که یهویی این از کجا اومد؛

292
00:18:08,212 --> 00:18:10,631
‫ولی مدتی بود بهش فکر می‌کردم...

293
00:18:11,799 --> 00:18:14,718
‫یعنی، فکر کنم کس دیگه ای رو دوست دارم.

294
00:18:15,969 --> 00:18:18,639
‫آره، کس دیگه ای رو دوست دارم.

295
00:18:24,645 --> 00:18:26,480
‫هینا دیگه...

296
00:18:28,899 --> 00:18:30,109
‫دوستت ندارم.

297
00:18:31,610 --> 00:18:32,486
‫پس...

298
00:18:43,705 --> 00:18:44,957
‫وایسا! هینا!

299
00:18:47,167 --> 00:18:49,920
‫احمق! احمق! احمق!

300
00:18:57,427 --> 00:18:58,595
‫ازت متنفرم!

301
00:19:21,034 --> 00:19:23,579
‫می‌تونی قول بدی پای دخترم رو
‫به این جریانات باز نکنی؟

302
00:19:24,288 --> 00:19:28,625
‫شاید بین من و کیساکی و هینا
‫ارتباطی وجود داشته باشه.

303
00:19:29,251 --> 00:19:30,586
‫این برای همه بهتره.

304
00:19:33,130 --> 00:19:34,089
‫این...

305
00:19:34,173 --> 00:19:37,801
‫واضحه که اون عاشق تو بوده!

306
00:19:39,011 --> 00:19:42,264
‫شب کریسمس، اینجا باهام بهم زدی!

307
00:19:42,848 --> 00:19:44,558
‫پس چنین اتفاقی افتاد.

308
00:19:45,642 --> 00:19:46,643
‫بگو چرا!

309
00:19:47,603 --> 00:19:49,062
‫همینجوری خوبه.

310
00:19:49,563 --> 00:19:51,982
‫می‌خوام همه چیز رو دربارت بدونم!

311
00:19:52,566 --> 00:19:55,527
‫هاناگاکی-گون ازت محافظت می‌کنم.

312
00:19:56,612 --> 00:19:57,654
‫همینجوری خوبه.

313
00:20:00,657 --> 00:20:03,452
‫هیچکس به خفنیِ تو نیست!

314
00:20:08,207 --> 00:20:10,667
‫تاکه‌میچی-گون مطمئنم، موفق می‌شی!

315
00:20:17,925 --> 00:20:19,134
‫چی کار کنم؟!

316
00:20:21,762 --> 00:20:22,971
‫عاشقشم!

317
00:20:28,518 --> 00:20:29,978
‫ببخشید دیر کردم.

318
00:20:31,104 --> 00:20:34,149
‫چه مرگته؟ فردا روز بزرگه ها!

319
00:20:34,233 --> 00:20:35,359
‫شوخی گرفتی؟

320
00:20:35,943 --> 00:20:37,277
‫هوی تاکه‌میچی.

321
00:20:37,361 --> 00:20:39,154
‫چی سر صورتت اومده؟

322
00:20:39,238 --> 00:20:40,072
‫هه؟

323
00:20:40,155 --> 00:20:44,034
‫هوی هوی! قیافه‌ی زشتت زشت تر هم شده!

324
00:20:48,080 --> 00:20:52,209
‫این اتفاق تو کلیسای ادوگاوا تو شیبویا میفته.

325
00:20:52,793 --> 00:20:53,919
‫خوشبختانه؛

326
00:20:54,002 --> 00:20:56,797
‫اون نصفه شب و وقتی کسی باهاش نیست
‫برای دعا به اونجا می‌ره.

327
00:20:57,631 --> 00:21:01,635
‫تو شبِ کریسمس کلیسا شلوغ نیست؟

328
00:21:01,718 --> 00:21:04,304
‫اون امشبه، یعنی ایو (شب قبل کریسمس)

329
00:21:04,388 --> 00:21:06,265
‫فردا حدودای این وقت خالیه.

330
00:21:06,765 --> 00:21:10,811
‫اگه هاکّای بخواد به تایجو حمله کنه،
‫حتماً تو همین زمان باید باشه.

331
00:21:11,311 --> 00:21:14,356
‫ما بیرون تالار اصلی منتظر تایجو می‌مونیم.

332
00:21:14,898 --> 00:21:17,609
‫هاکّای باید از قبل وارد شده و
‫منتظرش باشه.

333
00:21:17,693 --> 00:21:19,486
‫تاکه‌میچی باید قانعش کنی.

334
00:21:20,445 --> 00:21:21,822
‫برای توقف هاکّای؛

335
00:21:21,905 --> 00:21:24,741
‫تو بهترین شخص و همچنین دوستشی درسته؟

336
00:21:27,369 --> 00:21:31,415
‫و قبل اینکه هاکّای با تایجو روبرو بشه،
‫ما سه تایِ بیرون...

337
00:21:32,082 --> 00:21:33,208
‫تایجو رو می‌زنیم!

338
00:21:37,629 --> 00:21:42,926
‫به هرحال، انگاری فردا نقشه مخفی‌مون
‫برای نابودی بلک دراگون اتفاق میفته.

339
00:21:43,010 --> 00:21:46,471
‫نمی‌دونم چه اتفاقی برات افتاده، اما فردا...

340
00:21:46,555 --> 00:21:48,849
‫می‌تونی تمام خشمت رو بیرون بریزی!

341
00:21:52,978 --> 00:21:53,812
‫هینا...

342
00:21:54,688 --> 00:21:55,939
‫این دفعه...

343
00:21:56,023 --> 00:21:59,109
‫از آینده‌ی تو، حتما محافظت می‌کنم!
