﻿1
00:00:02,002 --> 00:00:03,795
‫هاناگاکی، از در پشتی فرار کن.

2
00:00:04,963 --> 00:00:05,964
‫نائوتو!

3
00:00:06,840 --> 00:00:08,425
‫چی شده، تاکه‌میچی-کن؟

4
00:00:08,508 --> 00:00:10,260
‫باید برگردیم!
‫چی؟

5
00:00:10,343 --> 00:00:11,928
‫تاکه‌میتچی.

6
00:00:15,181 --> 00:00:16,558
‫کیساکی...

7
00:00:16,641 --> 00:00:18,643
‫بمیر.

8
00:00:23,565 --> 00:00:25,650
‫نائوتو؟

9
00:00:26,234 --> 00:00:29,988
‫قرار بود تاچیبانا نائوتو رو من بکشم، کیساکی.

10
00:00:30,071 --> 00:00:31,781
‫شرمنده، ایزانا.

11
00:00:31,865 --> 00:00:33,700
‫این یارو گلوله‌ی تاکه‌میتچی رو خورد.

12
00:00:34,325 --> 00:00:35,326
‫کاکوچو.

13
00:00:38,163 --> 00:00:39,497
‫کاکو-چان...

14
00:00:40,415 --> 00:00:41,416
‫بکشش.

15
00:00:41,958 --> 00:00:42,959
‫چشم.

16
00:00:55,680 --> 00:00:57,474
‫این آخرین دست‌دادن‌مونه.

17
00:01:00,018 --> 00:01:02,270
‫این آخرین بار نیست نائوتو!

18
00:01:04,189 --> 00:01:05,940
‫اصلاً راه نداره که...

19
00:01:07,317 --> 00:01:08,401
‫تسلیم بشم!

20
00:01:16,493 --> 00:01:17,535
‫نائوتو...

21
00:01:18,870 --> 00:01:19,579
‫نائوتو!

22
00:01:24,918 --> 00:01:26,211
‫چیزی نیست.

23
00:01:26,294 --> 00:01:28,088
‫امکان نداره نائوتو بمیره!

24
00:01:28,922 --> 00:01:31,800
‫چرا این‌موقع شب صدام کردی؟

25
00:01:32,383 --> 00:01:35,678
‫مطمئنم وقتی باهاش دست بدم، برمی‌گردم.

26
00:01:41,101 --> 00:01:42,310
‫مطمئنم می‌تونم.

27
00:01:44,979 --> 00:01:46,064
‫تو رو خدا.

28
00:01:46,564 --> 00:01:47,982
‫تو رو خدا!

29
00:01:49,943 --> 00:01:51,361
‫تو رو خدا!

30
00:01:56,533 --> 00:01:57,867
‫نائوتو...

31
00:01:58,326 --> 00:01:59,619
‫تاچیبانا نائوتو هستم.

32
00:02:01,913 --> 00:02:04,332
‫همیشه ازم حمایت می‌کردی.

33
00:02:06,417 --> 00:02:08,711
‫دلیل اینکه تونستم تا اینجا پیش بیام به‌خاطر توئه!

34
00:02:13,299 --> 00:02:14,884
‫نائوتو!

35
00:03:47,560 --> 00:03:51,940
‫#40 لــــــبـــریـــزشــــــدن صــــــــبـــــــر
‫تاکه‌میچی-کن،
‫حالت خوبه؟

36
00:03:52,857 --> 00:03:54,901
‫آره، خوبم.

37
00:03:55,985 --> 00:03:58,780
‫شرمنده که یهویی صدات کردم.

38
00:03:59,489 --> 00:04:00,990
‫دیگه می‌تونی بری خونه.

39
00:04:07,247 --> 00:04:08,414
‫هنوز اینجایی؟

40
00:04:09,582 --> 00:04:10,875
‫گفتم برو.

41
00:04:13,795 --> 00:04:16,005
‫می‌گم، نائوتو...

42
00:04:17,340 --> 00:04:20,343
‫اولین باری که همو دیدیم رو یادته؟

43
00:04:21,719 --> 00:04:24,555
‫هینا مرد، من توی زمان سفر کردم...

44
00:04:25,598 --> 00:04:30,728
‫من و تویِ آینده مدام تلاش کردیم که هینا رو نجات بدیم.

45
00:04:31,479 --> 00:04:34,274
‫ولی الان دیگه نمی‌تونم برگردم به آینده.

46
00:04:35,775 --> 00:04:38,152
‫تویِ آینده عاملش بودی ولی حالا مردی.

47
00:04:39,737 --> 00:04:41,322
‫چیکار کنم؟

48
00:04:44,701 --> 00:04:46,703
‫فکر کنم پرسیدن از تو هم فایده‌ای نداره.

49
00:04:47,704 --> 00:04:48,871
‫آره...

50
00:04:48,955 --> 00:04:51,332
‫فقط باید دوباره گذشته رو تغییر بدم.

51
00:04:52,208 --> 00:04:55,545
‫این‌جوری می‌تونم نائوتو و هینا رو نجات بدم.

52
00:04:56,379 --> 00:04:57,630
‫عالیه.

53
00:04:57,714 --> 00:04:59,924
‫خودشه. آره، خودشه.

54
00:05:00,383 --> 00:05:03,094
‫بعدش وقتی همه رو نجات بدم، برمی‌گردم به آینده.

55
00:05:04,304 --> 00:05:05,722
‫و دوباره شکست می‌خورم...

56
00:05:06,764 --> 00:05:08,349
‫و دوباره شکست می‌خورم...

57
00:05:11,060 --> 00:05:12,562
‫فراموشش کن.

58
00:05:13,604 --> 00:05:16,566
‫شاید... باید بمیرم.

59
00:05:21,696 --> 00:05:22,613
‫عاشقتم.

60
00:05:24,032 --> 00:05:25,199
‫هینا؟

61
00:05:25,283 --> 00:05:26,284
‫هوم.

62
00:05:26,784 --> 00:05:28,703
‫عه؟ همه‌شو شنیدی؟

63
00:05:29,078 --> 00:05:30,371
‫هوم.

64
00:05:30,455 --> 00:05:33,374
‫فکر کنم منو با نائوتو اشتباه گرفتی.

65
00:05:33,958 --> 00:05:35,043
‫ای وای!

66
00:05:35,126 --> 00:05:37,587
‫بهش همه‌چیو درمورد آینده گفتم.

67
00:05:38,588 --> 00:05:41,341
‫تاکه‌میچی-کن، واقعاً چند سالته؟

68
00:05:41,424 --> 00:05:42,467
‫چیزه...

69
00:05:43,301 --> 00:05:44,469
26.

70
00:05:45,928 --> 00:05:47,638
‫چیز دیگه‌ای ازت نمی‌پرسم،

71
00:05:48,014 --> 00:05:49,557
‫ولی بهم یه‌چیزیو بگو.

72
00:05:51,100 --> 00:05:55,980
‫تاکه‌میچی-کنِ آینده، از هینا خواستگاری کرده؟

73
00:05:56,647 --> 00:05:57,940
‫نه...

74
00:05:58,024 --> 00:05:59,025
‫هنوز نه...

75
00:05:59,108 --> 00:06:02,904
‫ولی همیشه به اینکه اگه ازدواج کنم خوب می‌شد، فکر کردم.

76
00:06:02,987 --> 00:06:04,280
‫دارم چی می‌گم؟

77
00:06:04,364 --> 00:06:05,573
‫جدی؟

78
00:06:06,240 --> 00:06:07,742
‫الان خواستگاری کردی مثلاً؟

79
00:06:07,825 --> 00:06:09,118
‫هوم.

80
00:06:10,745 --> 00:06:12,205
‫پس هینا...

81
00:06:12,288 --> 00:06:13,581
‫اگه بمیره هم غمی نداره.

82
00:06:16,709 --> 00:06:17,710
‫هینا...

83
00:06:20,880 --> 00:06:24,133
‫اصلاً راه نداره که تسلیم بشم!

84
00:06:29,097 --> 00:06:30,598
‫صبح شده.

85
00:06:31,557 --> 00:06:32,850
‫هوم.

86
00:06:37,397 --> 00:06:39,649
‫بهتره قبل از اینکه بابا و مامان بیدار شن، برگردم.

87
00:06:40,233 --> 00:06:41,734
‫هینا، چیزه...

88
00:06:41,818 --> 00:06:43,861
‫چیزایی که یه‌کم پیش گفتم...

89
00:06:44,487 --> 00:06:47,198
‫درمورد آینده و این چیزا...

90
00:06:48,241 --> 00:06:50,159
‫من که چیزی نشنیدم.

91
00:06:50,243 --> 00:06:51,369
‫ها؟

92
00:06:53,037 --> 00:06:54,080
‫بای بای!

93
00:06:58,334 --> 00:07:00,169
‫ممنون، هینا.

94
00:07:01,129 --> 00:07:03,881
‫خیلی‌خب! کلی کار دارم!

95
00:07:04,590 --> 00:07:07,093
‫بعد از سفر در زمان این‌سری، می‌دونم دشمنم کیه.

96
00:07:07,635 --> 00:07:11,180
‫کوروکاوا ایزانا، کسی‌که توی آینده‌های قبلی نبود.

97
00:07:11,848 --> 00:07:16,185
‫بدون شک، حضور اون باعث شده
‫مایکی-کن سریع‌تر توی تاریکی غرق شه.

98
00:07:16,769 --> 00:07:20,148
‫و کیساکی هم کسیه که پشتشه.

99
00:07:20,231 --> 00:07:22,275
‫کوروکاوا ایزانا رو نابود می‌کنم.

100
00:07:22,608 --> 00:07:23,609
‫کیساکی...

101
00:07:23,693 --> 00:07:25,945
‫این‌سری نابودت می‌کنم!

102
00:07:28,448 --> 00:07:30,992
‫مهم نیست کیساکی مسافر زمانه یا نه،

103
00:07:31,075 --> 00:07:32,827
‫الان کلید ماجرا، کوروکاوا ایزاناست.

104
00:07:33,411 --> 00:07:35,037
‫چیزی که الان بیشتر از همه می‌خوام بدونم...

105
00:07:35,413 --> 00:07:37,915
‫ولی می‌دونم که سانو مانجیرو...

106
00:07:37,999 --> 00:07:41,544
‫به کوروکاوا ایزانا حتی بیشتر از ریوگوجی کن اعتماد داشت.

107
00:07:42,211 --> 00:07:46,257
‫اینه که چرا مایکی-کن تا این حد به کوروکاوا ایزانا اعتماد داشته؟

108
00:07:47,258 --> 00:07:50,928
‫شاید مایکی-کن همین الانش هم کوروکاوا ایزانا رو دیده؟

109
00:07:54,849 --> 00:07:56,058
‫یـــو، تاکه‌میتچی.

110
00:07:56,642 --> 00:07:58,436
‫با اینکه یک‌شنبه‌ست ولی زود بیدار شدی.

111
00:08:01,105 --> 00:08:02,565
سانو

112
00:08:07,153 --> 00:08:09,780
‫بابابزرگ، مایکی رو بیدار کن.

113
00:08:12,575 --> 00:08:13,576
‫ها؟

114
00:08:13,659 --> 00:08:14,744
‫دیر کردی!

115
00:08:15,161 --> 00:08:16,787
‫غذا...

116
00:08:18,498 --> 00:08:20,124
‫صبح به‌خیر، بابابزرگ.

117
00:08:20,208 --> 00:08:21,209
‫صبح به‌خیر.

118
00:08:22,585 --> 00:08:26,964
‫اِما، بهت گفته بودم تخم‌مرغ منو برام نیمرو کنی.

119
00:08:27,673 --> 00:08:28,883
‫خودت بکن.

120
00:08:30,927 --> 00:08:33,179
‫اون حوله رو هم بنداز دور دیگه!

121
00:08:33,262 --> 00:08:35,431
‫از بچگی همین‌جوری باهاش ور می‌ری.

122
00:08:35,515 --> 00:08:37,517
‫نمی‌خوام،‌ زندگیم بهش بنده.

123
00:08:38,142 --> 00:08:39,310
‫سس سویا رو بده.

124
00:08:41,854 --> 00:08:43,856
‫من اومدم، مایکی!

125
00:08:43,940 --> 00:08:46,150
‫برو توی اتاقم صبر کن، کن-چین.

126
00:08:46,734 --> 00:08:50,154
‫تاکه‌میتچی هم سر راه دیدم. اونم بیارم؟

127
00:08:50,238 --> 00:08:51,280
‫بیارش.

128
00:08:56,077 --> 00:08:57,995
‫پس خونه‌ی مایکی-کن اینجاست.

129
00:08:58,454 --> 00:08:59,455
‫اینجا، اینجا.

130
00:09:01,457 --> 00:09:03,042
‫این اتاق مایکیه.

131
00:09:03,125 --> 00:09:05,711
‫عـــه، از کل خونه جداست.

132
00:09:06,212 --> 00:09:08,673
‫اینجا در اصل انبار بوده.

133
00:09:09,465 --> 00:09:11,676
‫شین‌ایچیرو-کن موتورها رو اینجا تعمیر می‌کرد.

134
00:09:11,759 --> 00:09:12,885
‫جدی؟

135
00:09:12,969 --> 00:09:14,595
‫زیاد می‌اومدیم اینجا.

136
00:09:15,179 --> 00:09:19,725
‫من و مایکی، کل روز می‌نشستیم به تماشای
‫شین‌ایچیرو-کنی که داشت موتورها رو تعمیر می‌کرد.

137
00:09:20,518 --> 00:09:21,936
‫اصلاً هم خسته نمی‌شدیم.

138
00:09:22,645 --> 00:09:23,896
‫عــــه.

139
00:09:24,855 --> 00:09:28,442
‫وااااا! اتاق مایکی-کن چه خفنه!

140
00:09:28,526 --> 00:09:31,612
‫ولی به‌نظرت زیادی بزرگ‌سالانه نیست؟

141
00:09:31,696 --> 00:09:34,156
‫آخه بیشتر وسایلش مال شین‌ایچیرو-کنه.

142
00:09:35,324 --> 00:09:37,618
‫تخت، تنها چیزیه که مال خودمه.

143
00:09:37,702 --> 00:09:39,120
‫مایکی-کن!

144
00:09:39,328 --> 00:09:41,205
‫داد نزن بینم. کله‌ی سحره.

145
00:09:43,332 --> 00:09:44,166
‫آها.

146
00:09:45,167 --> 00:09:46,544
‫کوروکاوا ایزانا.

147
00:09:47,128 --> 00:09:48,588
‫همون یارویی که اومد پیشم.

148
00:09:48,671 --> 00:09:49,880
‫عه؟ دیدیش؟

149
00:09:49,964 --> 00:09:51,007
‫هوم.

150
00:09:51,632 --> 00:09:53,551
‫پس اون رهبر تنجیکوئه؟

151
00:09:54,760 --> 00:09:57,680
‫رهبر نسل هشتم بلک دراگون...

152
00:09:58,389 --> 00:10:00,975
‫مایکی... بلک دراگون...

153
00:10:02,518 --> 00:10:04,270
‫شین‌ایچیرو-کن؟

154
00:10:04,353 --> 00:10:05,521
‫ها؟

155
00:10:05,605 --> 00:10:07,106
‫ربطی ندارن.

156
00:10:07,189 --> 00:10:10,901
‫راستی، تاکه‌میتچی. باهات حرف دارم.

157
00:10:11,444 --> 00:10:12,069
‫حله؟

158
00:10:12,653 --> 00:10:13,112
‫هوم.

159
00:10:14,905 --> 00:10:20,244
‫داداش مایکی، شین‌ایچیرو-کن، مؤسس بلک دراگون بود.

160
00:10:20,911 --> 00:10:22,288
‫اولین رهبرش بود.

161
00:10:22,872 --> 00:10:24,248
‫آه، باشه.

162
00:10:24,332 --> 00:10:26,709
‫ها؟ نباید تعجب میکردی احیاناً؟

163
00:10:26,709 --> 00:10:27,209
‫ها؟

164
00:10:27,293 --> 00:10:30,171
‫ای وای! اینو توی آینده فهمیدم!

165
00:10:30,254 --> 00:10:33,799
‫راستش، این‌قدری ترسیدم زبانم قاصر شد.

166
00:10:34,300 --> 00:10:35,343
‫آها.

167
00:10:35,426 --> 00:10:40,348
‫و تنها کسایی که اینو می‌دونن من و مایکی و باجی‌ایم...

168
00:10:41,682 --> 00:10:42,933
‫همین دیگه.

169
00:10:44,143 --> 00:10:47,063
‫وقتی به کازوتورا سر دعواش با بلک دراگون کمک کردیم،

170
00:10:47,521 --> 00:10:52,276
‫فهمیدیم این قضیه دست‌وپاگیرِ بقیه‌ی بچه‌های تومانه.

171
00:10:52,860 --> 00:10:57,740
‫قبل از اینکه با نسل نهم بلک دراگون مبارزه کنیم، با آنیکیم حرف زدم.

172
00:10:59,367 --> 00:11:00,701
‫آها.

173
00:11:01,160 --> 00:11:03,204
‫پس می‌خوای با بلک دراگون مبارزه کنی.

174
00:11:03,871 --> 00:11:05,206
‫شین‌ایچیرو،

175
00:11:05,956 --> 00:11:09,085
‫بلک دراگون دیگه عین قبلاً خفن نیستن.

176
00:11:09,168 --> 00:11:10,920
‫آره، می‌دونم.

177
00:11:14,548 --> 00:11:16,133
‫رهبر هشتم عوضشون کرد.

178
00:11:17,551 --> 00:11:20,262
‫بلک دراگون، همه‌چیز من بود.

179
00:11:22,056 --> 00:11:24,475
‫کاری که می‌خوای رو بکن، مانجیرو.

180
00:11:25,309 --> 00:11:28,312
‫بلک دراگون گنگیه که واسه تو به جا گذاشتم،

181
00:11:28,854 --> 00:11:31,232
‫که تو تصاحبش کنی.

182
00:11:35,486 --> 00:11:39,198
‫پس رهبر نسل هشتم بود که گند زد به بلک دراگون.

183
00:11:39,990 --> 00:11:41,867
‫به‌عبارتی؛ همین یارو کوروکاوا ایزانا.

184
00:11:43,160 --> 00:11:45,454
‫پس یه ارتباطی هست!

185
00:11:46,122 --> 00:11:48,416
‫خــب، براتون چایی آوردم.

186
00:11:49,250 --> 00:11:50,668
‫صبح به‌خیر،‌ دراکن.

187
00:11:51,043 --> 00:11:51,627
‫سلام.

188
00:11:52,169 --> 00:11:56,257
‫مایکی-کن، یعنی از قبل کوروکاوا ایزانا رو نمی‌شناختی؟

189
00:11:56,757 --> 00:11:57,842
‫نه والا.

190
00:11:58,342 --> 00:11:59,468
‫اون‌که داداش بزرگ منه.

191
00:12:01,095 --> 00:12:02,138
‫ها؟

192
00:12:02,221 --> 00:12:03,222
‫کی؟

193
00:12:03,848 --> 00:12:07,685
‫گفتم که؛ این کوروکاوا ایزانا داداش بزرگ منه.

194
00:12:08,644 --> 00:12:09,645
‫عه؟

195
00:12:13,691 --> 00:12:14,900
‫داداش بزرگمه.

196
00:12:15,443 --> 00:12:16,527
‫منظورت مایکی-کنه؟

197
00:12:17,027 --> 00:12:18,571
‫نه، اونو نمی‌گم.

198
00:12:23,826 --> 00:12:26,954
‫بـــابـــا، تا حالا هزار بار برات تعریف کردم، مایکی.

199
00:12:27,037 --> 00:12:29,957
‫اون داداش ناتنی تو هم هستـــا.

200
00:12:30,040 --> 00:12:34,295
‫فامیلی من کوروکاوا بود و یه داداش بزرگ‌تر هم داشتم.

201
00:12:34,378 --> 00:12:36,046
‫عه، جدی؟

202
00:12:36,130 --> 00:12:41,552
‫پس اون، داداش بزرگ تو و مایکی-کنه، اِما-چان؟

203
00:12:41,635 --> 00:12:43,179
‫وای لعنتی!

204
00:12:43,262 --> 00:12:46,724
‫ای خدا! اصلاً به حرفام گوش نمی‌کنیا!

205
00:12:46,807 --> 00:12:48,642
‫آه، الان یادم اومد.

206
00:12:48,726 --> 00:12:49,727
‫دروغ‌گو.

207
00:12:49,810 --> 00:12:51,312
‫چیزه، اِما-چان.

208
00:12:51,312 --> 00:12:51,896
‫چیه؟

209
00:12:52,229 --> 00:12:56,317
‫این داداشت، کوروکاوا ایزانا...

210
00:12:56,400 --> 00:12:57,860
‫چیزی درموردش یادته؟

211
00:12:58,444 --> 00:13:00,279
‫فکر نکنم والا.

212
00:13:00,362 --> 00:13:03,032
‫آخه تا سه سالگی پیشش بودم.

213
00:13:03,115 --> 00:13:04,241
‫آها.

214
00:13:04,325 --> 00:13:05,576
‫اوه، ولی...

215
00:13:05,743 --> 00:13:08,245
‫با داداش شین خوب کنار می‌اومد.

216
00:13:08,329 --> 00:13:10,206
‫ها؟ داداش شین؟

217
00:13:10,289 --> 00:13:11,707
‫با شین‌ایچیرو؟

218
00:13:11,791 --> 00:13:13,250
‫صبر کنین.

219
00:13:13,751 --> 00:13:14,919
‫اوه.

220
00:13:16,253 --> 00:13:17,880
‫تا دااا!

221
00:13:18,005 --> 00:13:19,381
‫یه‌مشت نامه.

222
00:13:19,965 --> 00:13:22,927
‫اوه. از طرف کوروکاوا ایزاناست؟

223
00:13:23,010 --> 00:13:26,096
‫صبر کن. همه‌شو اون نوشته؟

224
00:13:26,180 --> 00:13:28,849
‫آره، البته من نخوندمشون.

225
00:13:28,933 --> 00:13:32,019
‫با توجه به این‌همه نامه، حتماً ‌باهم خوب کنار می‌اومدن.

226
00:13:32,102 --> 00:13:34,396
‫«خوب کنار می‌اومدن» نیست...

227
00:13:34,855 --> 00:13:36,649
‫این یه‌جورایی... ترسناکه.

228
00:13:41,570 --> 00:13:43,531
‫خــب؟ چیزی پیدا کردین؟

229
00:13:44,865 --> 00:13:47,576
‫صرفاً نوشته توی زندگی روزمره‌ش چیا شده.

230
00:13:48,118 --> 00:13:50,871
‫احتمالاً این، نامه‌ی اولشه.

231
00:13:50,955 --> 00:13:52,122
‫ها؟

232
00:13:52,206 --> 00:13:54,250
‫«درود، شین‌ایچیرو-ساما.»

233
00:13:54,875 --> 00:13:57,253
‫«ممنون که اون‌روز اومدین به دیدنم.»

234
00:13:57,920 --> 00:13:59,380
‫«داشتن خانواده، چیز خوبیه.»

235
00:14:00,548 --> 00:14:03,008
‫شین‌ایچیرو-کن رفته دیدنش.

236
00:14:04,844 --> 00:14:06,220
‫گرفتم.

237
00:14:09,640 --> 00:14:10,683
‫ها؟

238
00:14:11,976 --> 00:14:14,854
‫می‌رم یه‌کمی هوا بخورم.

239
00:14:14,937 --> 00:14:15,938
‫ها؟

240
00:14:18,774 --> 00:14:20,734
‫موندم مایکی-کن چِش شد.

241
00:14:21,402 --> 00:14:22,653
برای   سانو   شین‌ایچیرو

242
00:14:24,655 --> 00:14:26,949
‫«درود، شین‌ایچیرو-ساما.

243
00:14:27,533 --> 00:14:29,493
‫سرم اخیراً خیلی درد می‌کنه.

244
00:14:30,077 --> 00:14:31,370
‫دردش بده.

245
00:14:31,453 --> 00:14:33,163
‫مطمئنم تقصیر اونه.

246
00:14:34,081 --> 00:14:36,166
‫دیگه به من درمورد مانجیرو نگید.»

247
00:14:40,004 --> 00:14:42,548
‫اون... یه خانواده می‌خواسته.

248
00:14:42,631 --> 00:14:43,716
‫ها؟

249
00:14:44,300 --> 00:14:48,053
‫من تونستم یه خانواده داشته باشم، ولی داداشم...

250
00:14:50,347 --> 00:14:51,765
‫می‌رم بازم چایی بیارم.

251
00:14:53,684 --> 00:14:54,518
‫اوه...

252
00:14:57,313 --> 00:15:00,816
‫خانواده‌ی کوروکاوا ایزانا، وقتی بچه بوده ولش کردن.

253
00:15:01,317 --> 00:15:05,487
‫شین‌ایچیرو-کن هم اولین نفری بوده که رفته دیدنش،

254
00:15:05,571 --> 00:15:08,157
‫احتمالاً تنها حامیش، اون بوده.

255
00:15:08,782 --> 00:15:10,451
‫آخه چه فکری درمورد مایکی می‌کرده؟

256
00:15:11,201 --> 00:15:15,080
‫درسته. بلک دراگون رو از شین‌ایچیرو-کن گرفت.

257
00:15:15,664 --> 00:15:20,377
‫ولی اون، بلک دراگون رو واسه مایکی-کن گذاشته بود؛

258
00:15:21,003 --> 00:15:23,213
‫پس کوروکاوا ایزانا چه حسی داشته؟

259
00:15:24,924 --> 00:15:26,133
‫حسودی؟

260
00:15:26,216 --> 00:15:27,217
‫آره.

261
00:15:27,551 --> 00:15:29,637
‫حسابی به مایکی حسودی می‌کرده؛

262
00:15:30,429 --> 00:15:31,764
‫و نفرت داشته.

263
00:15:32,348 --> 00:15:34,308
‫یه‌چیزی همیشه اذیتم می‌کرد.

264
00:15:34,433 --> 00:15:35,017
‫عه؟

265
00:15:35,726 --> 00:15:36,769
‫وقتی تومان تشکیل شد،

266
00:15:37,353 --> 00:15:41,607
‫رهبر نسل نهم بلک دراگون، مادارامه شیون، اینو بهمون گفت؛

267
00:15:41,982 --> 00:15:44,443
‫خواسته‌ی رهبر هشتم رو پیش ببرین!

268
00:15:44,526 --> 00:15:50,866
‫بلک دراگون، سانو مانجیرو و توکیو مانجی گنگ رو نابود می‌کنه!

269
00:15:51,450 --> 00:15:52,993
‫«خواسته‌ی رهبر هشتم»؟

270
00:15:54,036 --> 00:15:57,456
‫رهبر هشتم بلک دراگون که کوروکاوا ایزانا بود!

271
00:15:57,539 --> 00:15:58,707
‫درسته.

272
00:15:58,791 --> 00:16:02,294
‫وقتی نسل نهم بلک دراگون به کازوتورا حمله کردن،

273
00:16:03,253 --> 00:16:09,301
‫ممکنه کوروکاوا ایزانا بدون اینکه شین‌ایچیرو-کن چیزی
‫بفهمه، این حمله رو برنامه‌ریزی کرده بوده تا مایکی رو نابود کنه.

274
00:16:09,885 --> 00:16:12,346
‫احتمالاً به‌خاطر کینه‌ای که داشته انجامش داده.

275
00:16:12,846 --> 00:16:15,307
‫و حالا که شین‌ایچیرو-کن فوت شده،

276
00:16:15,975 --> 00:16:18,978
‫تنجیکو رو تشکیل داد و خودش شخصاً اومد و نقشه‌ش رو عملی کرد؛

277
00:16:19,061 --> 00:16:22,690
‫تا این‌دفعه جدی‌جدی مایکی-کن رو نابود کنه.

278
00:16:24,191 --> 00:16:26,819
‫تا هم‌خونش، برادر کوچیکش رو نابود کنه.

279
00:16:30,280 --> 00:16:31,699
‫که این‌طور.

280
00:16:32,199 --> 00:16:35,703
‫فکرش هم نمی‌کردم قضیه برگرده به تأسیس تومان.

281
00:16:36,161 --> 00:16:37,162
‫چیفویو...

282
00:16:37,913 --> 00:16:40,124
‫بهت گفتم چون بهت اعتماد دارم.

283
00:16:40,207 --> 00:16:41,291
‫آه، باش.

284
00:16:41,875 --> 00:16:44,503
‫ولی از الان دیگه تنهایی عمل می‌کنم.

285
00:16:44,670 --> 00:16:45,087
‫ها؟

286
00:16:45,546 --> 00:16:47,089
‫دیگه نمی‌تونم تو رو قاطی کنم.

287
00:16:47,256 --> 00:16:49,258
‫هــا؟ چرا الان اینو می‌گی؟!

288
00:16:49,842 --> 00:16:51,301
‫نائوتو مرده.

289
00:16:51,385 --> 00:16:52,678
‫چی؟

290
00:16:52,761 --> 00:16:56,098
‫دیگه واقعاً نمی‌تونم برگردم به آینده.

291
00:16:56,807 --> 00:16:58,392
‫این آخرین فرصتمه.

292
00:16:59,685 --> 00:17:02,604
‫این درگیری با تنجیکو، با یه توافق تموم می‌شه.

293
00:17:03,188 --> 00:17:05,107
‫تومان و تنجیکو یکی می‌شن؛

294
00:17:05,691 --> 00:17:08,152
‫و مایکی-کن هم رهبرشون می‌شه.

295
00:17:08,652 --> 00:17:12,698
‫تمام زندگیم، فقط زجر کشیدم.

296
00:17:13,741 --> 00:17:18,871
‫کوروکاوا ایزانا و کسی‌که از نفرتِ
‫ایزانا استفاده کرد یعنی کیساکی تتا...

297
00:17:19,455 --> 00:17:21,582
‫مایکی-کن میفته توی دست این دوتا.

298
00:17:22,416 --> 00:17:23,792
‫پس قبلش،

299
00:17:23,876 --> 00:17:26,837
‫این رقابت و دعوای کوفتی بین دوتا داداش رو تمومش می‌کنم.

300
00:17:28,380 --> 00:17:30,966
‫کیساکی و ایزانا رو می‌کشم.

301
00:17:32,092 --> 00:17:33,969
‫حتی اگه تهش بزنیم همو بکشیم هم انجامش می‌دم.

302
00:17:35,512 --> 00:17:37,723
‫لطفاً درک کن، چیفویو.

303
00:17:38,348 --> 00:17:39,349
‫التماست می‌کنم.

304
00:17:41,268 --> 00:17:42,770
‫پس دسته اول چی؟

305
00:17:44,688 --> 00:17:46,356
‫این دعوا واسه من شخصیه.

306
00:17:46,440 --> 00:17:48,317
‫پس به اونا هم همینو بگو.

307
00:17:48,400 --> 00:17:49,401
‫چی؟

308
00:17:49,860 --> 00:17:52,321
‫وقتی گفتی بیام، به بقیه هم خبر دادم.

309
00:17:53,155 --> 00:17:54,615
‫گوش کن،‌ تاکه‌میتچی.

310
00:17:55,157 --> 00:17:57,451
‫این دعوای بین دوتا دادش نیست.

311
00:17:58,035 --> 00:18:00,621
‫شین‌ایچیرو-کن اون گنگ افسانه‌ای رو ساخت،

312
00:18:01,080 --> 00:18:03,791
‫بعدش کوروکاوا ایزانا اون گنگ رو شیطانی کرد،

313
00:18:04,374 --> 00:18:06,502
‫و مایکی-کن نابودشون کرد.

314
00:18:07,086 --> 00:18:09,797
‫و اون اتفاقات باعث تأسیس تومان شد.

315
00:18:10,881 --> 00:18:12,091
‫چیفویو...

316
00:18:13,675 --> 00:18:17,179
‫اون اتفاقات باعث شدن که من، اونو ببینم.

317
00:18:18,055 --> 00:18:22,935
‫این دعوای بین دوتا داداش، به همه‌مون
‫توی تومان مربوطه و دعوای ما هم هست.

318
00:18:23,018 --> 00:18:25,229
‫و به همه توی دسته اول هم مربوطه.

319
00:18:25,729 --> 00:18:30,109
‫پس باید باهاشون حرف بزنی و ازشون بپرسی می‌خوان چیکار کنن.

320
00:18:30,651 --> 00:18:32,236
‫این وظیفه‌ی کاپیتانه!

321
00:18:34,613 --> 00:18:36,240
‫باید باهاشون مبارزه کنیم!

322
00:18:36,323 --> 00:18:38,700
‫بچه‌ها... ولی...

323
00:18:38,784 --> 00:18:41,620
‫اون یارو کوروکاوا ایزانا عصبیم می‌کنه!

324
00:18:41,703 --> 00:18:44,039
‫دشمن مایکی-کن، دشمن تومانه!

325
00:18:44,123 --> 00:18:45,666
‫اینکه واضحه.

326
00:18:45,749 --> 00:18:49,253
‫با گفتن «تنهایی عمل می‌کنم» ما رو از سر خودت باز نکن.

327
00:18:49,336 --> 00:18:51,255
‫اگه قراره بری سراغشون،

328
00:18:51,630 --> 00:18:54,133
‫من زندگیمو برات می‌دم، کاپیتان.

329
00:18:55,134 --> 00:18:56,135
‫آکّون...

330
00:18:56,677 --> 00:18:58,387
‫درسته، تاکه‌میچی.

331
00:18:58,470 --> 00:19:01,807
‫تازه، این بزرگ‌ترین دعوای دوتا برادر توی تاریخه.

332
00:19:01,890 --> 00:19:04,143
‫یه خوره‌ی گنگ عین من عمراً از دستش بده!

333
00:19:04,226 --> 00:19:07,312
‫ولی به‌نظرت خانواده‌ی مایکی-کن زیادی پیچیده نیست؟

334
00:19:07,396 --> 00:19:08,981
‫من که اصلاً نمی‌فهمم چی به چیه.

335
00:19:10,065 --> 00:19:12,025
‫لازم نکرده با اون کله‌ی پوکت بهش فکر کنی.

336
00:19:12,109 --> 00:19:13,277
‫چی گفتی، تاکویا؟

337
00:19:14,444 --> 00:19:16,071
‫مگه تو می‌فهمی چی به چیه؟

338
00:19:16,155 --> 00:19:17,823
‫آره. برادر ناتنی‌ان.

339
00:19:17,906 --> 00:19:20,784
‫این دسته، اون‌جوری که تو فکر می‌کنی ضعیف نیست.

340
00:19:21,827 --> 00:19:23,495
‫واسه همین تنهایی این بار رو حمل نکن.

341
00:19:26,665 --> 00:19:28,083
‫مرسی،‌ بچه‌ها.

342
00:19:29,543 --> 00:19:33,380
‫خیلی‌خب! حالا جلسه‌ی برنامه‌ریزی دسته اول رو شروع می‌کنیم!

343
00:19:33,630 --> 00:19:34,423
‫اوس!

344
00:19:40,220 --> 00:19:42,347
‫کاپیتان دسته اول اینجاست؟

345
00:19:42,598 --> 00:19:43,223
‫هــا؟

346
00:19:43,390 --> 00:19:45,434
‫چشه؟ چه بد موقع.

347
00:19:46,560 --> 00:19:48,687
‫یونیفرم تومان...

348
00:19:49,271 --> 00:19:51,398
‫ولی... این کیه دیگه؟

349
00:19:52,441 --> 00:19:53,525
‫بیا پایین.

350
00:20:00,949 --> 00:20:02,034
‫اومد.

351
00:20:04,828 --> 00:20:05,829
‫این یارو...

352
00:20:06,413 --> 00:20:07,623
‫کاپیتان دسته پنجمه؟

353
00:20:08,624 --> 00:20:10,334
‫بدبخت شدیم، تاکه‌میتچی.

354
00:20:10,334 --> 00:20:10,876
‫ها؟

355
00:20:11,460 --> 00:20:14,338
‫این یارو تنها فرد عضو تومانه که جایگاه خاصی داره.

356
00:20:16,089 --> 00:20:17,883
‫یــو، هاناگاکی.

357
00:20:18,383 --> 00:20:20,052
‫مراقب باش، تاکه‌میتچی!

358
00:20:20,052 --> 00:20:20,594
‫ها؟

359
00:20:22,721 --> 00:20:26,058
‫اوی، دارین چیکار می‌کنین؟
‫ولم کنین!

360
00:20:26,600 --> 00:20:27,684
‫عه؟ چه خبره؟

361
00:20:27,684 --> 00:20:29,311
‫هاناگاکی.

362
00:20:31,521 --> 00:20:32,606
‫تاکه‌میچی!

363
00:20:41,198 --> 00:20:42,616
‫چیکار می‌کنی؟

364
00:20:44,368 --> 00:20:45,869
‫بس کن! میوچو-کن!

365
00:20:46,119 --> 00:20:47,120
‫لعنتی!

366
00:20:48,080 --> 00:20:50,207
‫اعضای تومان که باهم دعوا ندارن!

367
00:20:53,335 --> 00:20:54,836
‫مشکل کوفتیت چیه؟

368
00:20:54,920 --> 00:20:57,714
‫مگه تاکه‌میچی باهات چیکار کرده؟

369
00:21:04,680 --> 00:21:08,433
‫اون ایزانای کوفتی برام کار بیشتری تراشید.

370
00:21:08,934 --> 00:21:10,352
‫ایزانا؟

371
00:21:10,894 --> 00:21:12,020
‫سانزو.

372
00:21:12,437 --> 00:21:13,021
‫بله؟

373
00:21:14,273 --> 00:21:15,399
‫بذارش تو ماشین.

374
00:21:23,740 --> 00:21:25,784
‫اینجا کجاست؟

375
00:21:27,035 --> 00:21:29,329
‫لعنتی.. هیچی نمی‌بینم.

376
00:21:30,205 --> 00:21:31,832
‫بیدار شدی، هاناگاکی؟

377
00:21:33,709 --> 00:21:34,835
‫خوبه.

378
00:21:36,378 --> 00:21:40,215
‫می‌دونی که الان وسط یه دعوا با تنجیکوییم.

379
00:21:40,799 --> 00:21:42,884
‫الان که وقت این‌کارا نیست.

380
00:21:44,011 --> 00:21:45,929
‫بغل دستتو ببین، هاناگاکی.

381
00:21:48,932 --> 00:21:50,434
‫همه‌ی افراد کلیدی اینجان.

382
00:21:51,351 --> 00:21:52,060
‫ها؟

383
00:21:52,894 --> 00:21:55,063
‫خب دیگه، شروع کنیم؟

384
00:21:55,939 --> 00:21:57,024
‫ها؟

385
00:21:57,649 --> 00:21:59,568
‫اینوپی و کوکو؟

386
00:22:00,068 --> 00:22:02,529
‫اونا اینجا چیکار می‌کنن؟
