﻿1
00:00:05,880 --> 00:00:07,757
‫اوه! اوه، اوه!

2
00:00:09,718 --> 00:00:10,927
‫صبر کن!
‫اوه، اوه، اوه.

3
00:00:11,011 --> 00:00:15,265
‫اوه! اوه، صبر کن! اوه!
‫دست نگه دار! بس کن، بس کن، بس کن!

4
00:00:15,348 --> 00:00:17,392
‫باشه، نکن!

5
00:00:17,475 --> 00:00:18,601
‫ببین، کائده.

6
00:00:19,602 --> 00:00:21,646
‫لطف بزرگی که ازت نمی‌خوام.

7
00:00:22,564 --> 00:00:25,442
‫فقط نمی‌خوام بتونی ردش کنی.

8
00:00:25,525 --> 00:00:27,027
‫آره، هرچی که باشه.
‫انجامش میدم.

9
00:00:27,110 --> 00:00:28,194
‫هرچی که بخوای!

10
00:00:28,278 --> 00:00:30,697
‫هی!
‫تو باید بیشتر احترام بذاری.

11
00:00:31,239 --> 00:00:33,658
‫وای، خدای من!

12
00:00:33,742 --> 00:00:35,076
‫صبر کنین!
‫صبر کنین، صبر کنین.

13
00:00:35,160 --> 00:00:37,620
‫- کاری که بگیم رو انجام میدی؟
‫- انجام میدم! بهم فرصت بدین!

14
00:00:37,704 --> 00:00:40,165
‫- انجامش میدی؟
‫- آره! تو رو خدا این کارو نکنین!

15
00:00:40,248 --> 00:00:42,792
‫وای، خدا! وای، خدا!

16
00:00:44,210 --> 00:00:48,048
‫با این هروقت که خواستیم
‫می‌تونیم کاوایی رو از معبد بکشیم بیرون.

17
00:00:48,882 --> 00:00:53,303
‫چهره آدمی که یه گوشه گیر افتاده دیدنیـه.

18
00:00:54,763 --> 00:00:59,225
‫کنجکاوم بدونم اگه ولش می‌کردی که بی‌افته
‫حالت چهره‌اش چطور می‌شد.

19
00:01:00,685 --> 00:01:03,021
‫تو فیلم "جان سخت" رو دیدی؟

20
00:01:03,104 --> 00:01:04,647
‫آره.

21
00:01:04,731 --> 00:01:08,193
‫آخر فیلم یه صحنه هست که هانس،
‫شخصیت منفی اصلی داستان

22
00:01:08,276 --> 00:01:09,652
‫از ساختمون سقوط می‌کنه.

23
00:01:10,612 --> 00:01:12,947
‫البته که بیشترش جلوه‌های ویژه بود،

24
00:01:13,031 --> 00:01:17,535
‫ولی هانس از ارتفاع 13 متری سقوط کرده بود.

25
00:01:18,578 --> 00:01:19,913
‫گروه فیلم بهش گفتن...

26
00:01:23,500 --> 00:01:28,338
‫"سه، دو، یک، شروع".

27
00:01:28,421 --> 00:01:30,256
‫بعد ولش می‌کنن.

28
00:01:30,840 --> 00:01:32,717
‫ولی کاری که واقعا کردن این بود،

29
00:01:33,218 --> 00:01:35,220
‫"سه، دو،

30
00:01:35,929 --> 00:01:36,763
‫یک"،

31
00:01:37,305 --> 00:01:38,348
‫بعدش ول کردن.

32
00:01:39,516 --> 00:01:42,227
‫اینطوری تونستن اون حالت چهره‌اش رو بگیرن.

33
00:01:42,310 --> 00:01:46,147
‫ترکیبی عالی از تعجب و ترس.

34
00:01:46,856 --> 00:01:48,233
‫هانس گروبر،

35
00:01:49,234 --> 00:01:50,819
‫اون شخصیت منفی عالی‌ای بود.

36
00:01:52,403 --> 00:01:57,534
‫باهوش، ترسناک و شیطانی بود،
‫ولی همچنان مرد متشخصی بود.

37
00:01:58,326 --> 00:02:02,956
‫اون شخصیت جذابی سرشار از ترحم و حس شوخ طبعی بود.

38
00:02:05,333 --> 00:02:08,211
‫اون فیلم بخاطر هانس، تبدیل به یه اثر کلاسیک شد.

39
00:02:08,294 --> 00:02:11,673
‫همش بخاطر کاری که هانس کرد
‫و شخصیت اون بود.

40
00:02:11,756 --> 00:02:13,758
‫نه بخاطر اون قهرمان مسخره‌ی داستان.

41
00:02:14,425 --> 00:02:16,427
‫والا درست یادم نمیاد.

42
00:02:17,262 --> 00:02:21,182
‫به نظر میاد که گوتو تونسته با شرکت هلدینگ آبیرو
‫ارتباط برقرار کنه.

43
00:02:21,266 --> 00:02:24,644
‫فکر کنم بهتره که زودتر بدل ردیف کنیم.

44
00:02:24,727 --> 00:02:27,397
‫الاناست که اطلاعات به گوش سکیو برسه.

45
00:02:27,480 --> 00:02:30,400
‫موافقم.
‫به ریکو زنگ می‌زنم.

46
00:02:31,276 --> 00:02:32,986
‫تاکشیتا چی؟

47
00:02:34,737 --> 00:02:35,572
‫درسته.

48
00:02:36,698 --> 00:02:38,575
‫اخیراً خبری ازش نیست.

49
00:02:39,200 --> 00:02:40,952
‫حتی زنگ نزده که واسه پول التماس منو کنه.

50
00:02:42,412 --> 00:02:46,749
‫ولی کارش تقریبا انجام شده،
‫پس نگران نیستم.

51
00:03:22,869 --> 00:03:26,080
‫  زمین‌قاپ‌ها اعضای گروه‌های 
‫  کلاهبرداری املاک و مستغلات هستن 

52
00:03:26,164 --> 00:03:28,917
‫  که خودشون رو جای صاحبان ملک می‌زنن 
‫  تا زمین‌شون رو بفروشن. 

53
00:03:29,000 --> 00:03:31,336
‫  این گروه‌های کلاهبرداری با استفاده از حقه‌بازی 

54
00:03:31,419 --> 00:03:33,838
‫  و اسناد جعلی پول‌ زیادی رو می‌دزدن. 

55
00:03:34,422 --> 00:03:39,052
‫  گروه‌های کلاهبرداری زمین شامل یه رهبر، 
‫  مذاکره‌گر، مخبر، 

56
00:03:39,135 --> 00:03:44,807
‫  مشاور حقوقی، جاعل اسناد 
‫  و استخدام کننده بدل می‌شن. 

57
00:03:45,600 --> 00:03:51,898
‫  هر یک از اعضای گروه باید دارای تکنیک‌های مجرمانه دقیق 
‫  و خیلی پیشرفته باشن. 

58
00:03:56,819 --> 00:03:59,781
‫اوضاع چطوره؟
‫برامون زمین جدیدی پیدا نکردی؟
‫[قسمت چهارم]

59
00:03:59,864 --> 00:04:01,908
‫نه، هنوز نه، ولی...

60
00:04:03,117 --> 00:04:06,371
‫بین خودمون بمونه، یه زمین احتمالی درحد اوییماچی...

61
00:04:06,913 --> 00:04:11,292
‫راستش، نه در حد اون،
‫بزرگ‌تر از اون پیدا شده.

62
00:04:11,376 --> 00:04:12,210
‫اوه؟

63
00:04:13,253 --> 00:04:15,964
‫- هنوز مال ما نشده؟
‫- هنوز دارم روی یه چیزهایی کار می‌کنم.

64
00:04:16,673 --> 00:04:20,802
‫صاحب زمین لجبازه.
‫زمین رو دو دستی سفت چسبیده.

65
00:04:21,678 --> 00:04:24,097
‫کل بخش‌مون داریم تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم.

66
00:04:24,180 --> 00:04:28,476
‫که اینطور.
‫امکانش وجود نداره که مثل قدیما خشونت به کار ببریم.

67
00:04:29,310 --> 00:04:32,647
‫من و تو حقه‌های زیادی تو آستین‌مون داشتیم، مگه نه؟

68
00:04:33,731 --> 00:04:34,816
‫قطعا داشتیم.

69
00:04:35,692 --> 00:04:41,239
‫خب، برای اینکه از این بالاتر هم بریم،

70
00:04:42,240 --> 00:04:44,575
‫نباید لنگ بزنیم.

71
00:04:44,659 --> 00:04:46,828
‫نگران نباشین، خودم کاملا در جریانم.

72
00:04:46,911 --> 00:04:51,749
‫رئیس کل هفته‌ی دیگه داره یه ماه به قزاقستان میره.

73
00:04:54,711 --> 00:04:57,088
‫الان فکر و ذهنش این پروژه شده.

74
00:04:57,171 --> 00:05:00,675
‫ولی طبق پیش‌بینی من،
‫فکر نکنم بدون مشکل پیش بره.

75
00:05:00,758 --> 00:05:02,844
‫فکر کنم احتمالا بیشتر از یه ماه وقت نیاز داره.

76
00:05:03,428 --> 00:05:06,764
‫- عالیه.
‫- مطمئن شو که تا اون موقع، حل شده باشه.

77
00:05:07,765 --> 00:05:08,641
‫بهتون قول میدم.

78
00:05:14,689 --> 00:05:15,857
‫ببخشید.

79
00:05:15,940 --> 00:05:19,444
‫- جناب مدیر، الان باید برین.
‫- باشه.

80
00:05:19,527 --> 00:05:21,279
‫- پس می‌ذارم به کارتون برسین.
‫- حتما.

81
00:05:26,701 --> 00:05:27,660
‫حالت خوبه؟

82
00:05:28,411 --> 00:05:29,370
‫خوبم.

83
00:05:30,788 --> 00:05:32,498
‫به نظر من که حالت خوب نیست.

84
00:05:44,594 --> 00:05:45,428
‫بله؟

85
00:05:46,846 --> 00:05:47,680
‫آره؟

86
00:05:48,264 --> 00:05:49,349
‫دارم میام.

87
00:05:49,432 --> 00:05:51,434
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم.

88
00:05:51,517 --> 00:05:53,936
‫با اینکه اطلاعات یهویی پیدا شده،

89
00:05:54,020 --> 00:05:56,522
‫مسئله قطعی اینه که مدیر دارایی معبد

90
00:05:56,606 --> 00:06:00,401
‫داره پیشنهاد میده که زمین رو
‫به شرکتی به اسم هلدینگ آبیرو بفروشه.

91
00:06:00,485 --> 00:06:01,319
‫آبیرو؟

92
00:06:01,986 --> 00:06:06,824
‫تجارت املاک و مستغلات، توسعه تفرجگاه.
‫پوشاک؟

93
00:06:07,450 --> 00:06:09,160
‫چرا می‌خوان به این شرکت مسخره بفروشن؟

94
00:06:10,203 --> 00:06:12,872
‫- ما قبلا باهاشون سر و کار داشتیم؟
‫- نداشتیم.

95
00:06:12,955 --> 00:06:15,208
‫گردش مالی سال گذشته‌شون 15 میلیارد بوده.

96
00:06:15,291 --> 00:06:18,127
‫وقتی اعتبارسنجی‌شون کردیم
‫مشکلی پیدا نکردیم

97
00:06:18,211 --> 00:06:21,130
‫که ممکنه در معامله مشکل‌ساز بشه.
‫ببخشید.

98
00:06:21,714 --> 00:06:24,509
‫ببینین، اسم مشاور خانوم رو می‌بینین؟

99
00:06:24,592 --> 00:06:28,054
‫اون با تابوسه،
‫نماینده مجلس از حزب لیبرال دموکرات ازدواج کرده.

100
00:06:28,137 --> 00:06:29,972
‫اون از منافع ساخت و ساز حمایت می‌کنه.

101
00:06:29,972 --> 00:06:31,766
‫من معتقدم که می‌تونیم به آبیرو اعتماد کنیم.

102
00:06:32,892 --> 00:06:35,603
‫باید عجله نیم.
‫اگه ما از این اطلاعات خبر داریم،

103
00:06:35,686 --> 00:06:38,439
‫احتمالش زیاده که بقیه شرکت‌ها هم بدونن.

104
00:06:38,523 --> 00:06:41,234
‫شرکت توکیو کورپ توسعه دهنده اصلی
‫در منطقه ایستگاه خط یامانوته هست...

105
00:06:41,317 --> 00:06:43,069
‫چی؟
‫هنوز دست به کار نشدی؟

106
00:06:43,152 --> 00:06:45,405
‫فکر کردم شاید بهتره که اول با شما هماهنگ کنم.

107
00:06:45,488 --> 00:06:47,365
‫احمق!
‫برو فوراً باهاشون تماس بگیر!

108
00:06:47,448 --> 00:06:49,075
‫بله، بله!
‫معذرت می‌خوام.

109
00:06:49,659 --> 00:06:50,493
‫ شنیدی که چی گفت. 

110
00:07:05,299 --> 00:07:06,634
‫چیه؟
‫من مشغول کارم.

111
00:07:06,717 --> 00:07:07,718
‫کدوم کار؟

112
00:07:08,261 --> 00:07:09,303
‫ها؟

113
00:07:09,387 --> 00:07:12,265
‫تو مهمانی یا دنبال بدل می‌گردی؟

114
00:07:12,348 --> 00:07:14,267
‫هر دوش.
‫وضعیت اونجا چطوره؟

115
00:07:14,350 --> 00:07:17,061
‫با تله‌ای که ما گذاشتیم
‫سکیو داره مثل پروانه به دور شمع می‌چرخه.

116
00:07:17,895 --> 00:07:20,064
‫بنابراین شروع به ساختن مدارک کردیم، ولی...

117
00:07:20,148 --> 00:07:22,900
‫ولی واسه گواهینامه و پاسپورت
‫عکس می‌خواین.

118
00:07:22,984 --> 00:07:25,570
‫آره.
‫احتمالا هفته‌ی دیگه یه کارهایی انجام بگیره،

119
00:07:25,653 --> 00:07:27,655
‫پس هرچه سریع‌تر ردیفش کن.

120
00:07:27,738 --> 00:07:28,948
‫خیلی‌خب.
‫من باید برم.

121
00:07:38,291 --> 00:07:41,794
‫هی تاکومی، کدوم قسمت‌های این قرارداد فروش
‫رو خط بزنم؟

122
00:07:41,878 --> 00:07:44,422
‫تمام بخش‌هایی که درمورد قیمته.

123
00:07:45,256 --> 00:07:48,259
‫اینجا، اینجا و همینطورم اینجا.

124
00:07:48,342 --> 00:07:50,887
‫ده میلیارد!
‫سرسام‌آوره.

125
00:07:50,970 --> 00:07:53,181
‫این بزرگ‌ترین معامله‌ایه که تا حالا داشتی.

126
00:07:53,890 --> 00:07:54,891
‫به گمونم همینطوره.

127
00:08:05,735 --> 00:08:07,236
‫تو خیلی کار کردی.

128
00:08:07,820 --> 00:08:08,905
‫تو هم همینطور.

129
00:08:08,988 --> 00:08:10,698
‫اگه می‌خوای می‌تونی اینو بخوری.

130
00:08:10,948 --> 00:08:11,365
‫ها؟

131
00:08:11,657 --> 00:08:14,577
‫وقتی سعی کردم قهوه بگیرم
‫دکمه اشتباهی رو زدم.

132
00:08:15,203 --> 00:08:17,288
‫اوه نه، واقعا لازم نیست.

133
00:08:18,831 --> 00:08:19,665
‫بیا.

134
00:08:22,335 --> 00:08:23,753
‫خیلی لطف کردی.

135
00:08:29,342 --> 00:08:31,010
‫- پسرته؟
‫- چی؟

136
00:08:31,093 --> 00:08:33,346
‫معذرت می‌خوام، چشمم به گوشیت خورد.

137
00:08:33,429 --> 00:08:34,305
‫اوه.

138
00:08:34,388 --> 00:08:36,224
‫- چند سالشه؟
‫- آه...

139
00:08:37,058 --> 00:08:39,268
‫- تازه ده سالش شده.
‫- وای.

140
00:08:40,937 --> 00:08:43,481
‫پس یه سال از پسر من کوچیک‌تره.

141
00:08:44,524 --> 00:08:45,358
‫تو هم پسر داری؟

142
00:08:45,441 --> 00:08:46,275
‫اوهوم.

143
00:08:47,276 --> 00:08:49,820
‫داشتم.
‫واقعا دلم براش تنگ شده.

144
00:08:49,904 --> 00:08:50,780
‫چی؟

145
00:08:50,863 --> 00:08:52,990
‫اون پنج سال پیش فوت شد.

146
00:08:57,870 --> 00:09:00,456
‫هی، می‌تونم عکس ریوتو رو نشونت بدم؟

147
00:09:00,540 --> 00:09:03,876
‫اوه، البته.
‫عالی میشه.

148
00:09:04,585 --> 00:09:05,461
‫یه لحظه.

149
00:09:08,297 --> 00:09:11,926
‫اگه قرار باشه عکسی رو بهت نشون بدم،
‫می‌خوام نازترین عکس رو ببینی.

150
00:09:12,009 --> 00:09:13,844
‫کدوم یکی از همه‌شون بهتره؟

151
00:09:17,014 --> 00:09:18,975
‫آه. این یکی.

152
00:09:20,017 --> 00:09:21,018
‫نگاه کن.

153
00:09:21,769 --> 00:09:22,603
‫اوه.

154
00:09:23,229 --> 00:09:24,647
‫عجب لبخندی!

155
00:09:24,730 --> 00:09:27,191
‫اون به عنوان یه تک فرزند خیلی خجالتی بود.

156
00:09:28,401 --> 00:09:31,487
‫گِله می‌کرد که نمی‌خواست به مدرسه ابتدایی بره.

157
00:09:32,613 --> 00:09:35,199
‫ولی وقتی رفت، دیگه از مدرسه سیر نمی‌شد.

158
00:09:36,450 --> 00:09:38,744
‫می‌دونی، پسر منم دقیقا همینطوری بود.

159
00:09:38,828 --> 00:09:39,662
‫جدی؟

160
00:09:42,206 --> 00:09:44,292
‫پسر من پیش بقیه بچه‌ها محبوب بود.

161
00:09:45,293 --> 00:09:48,421
‫همه‌شون می‌خواستن که به تیم فوتبال ملحق بشه
‫و باهاشون بازی کنه.

162
00:09:49,839 --> 00:09:51,882
‫اول بازیش خیلی بد بود.

163
00:09:51,966 --> 00:09:53,759
‫خیلی تلاش کرد.

164
00:09:54,927 --> 00:09:57,638
‫درنهایت، به قدری بازیش خوب شد که
‫تو چندتا مسابقه بازی کنه.

165
00:10:00,641 --> 00:10:03,144
‫اون یه مسابقه داشت.
‫بازی روز یکشنبه بود.

166
00:10:07,607 --> 00:10:09,108
‫ولی تو راه اونجا...

167
00:10:12,153 --> 00:10:13,404
‫ماشین بهش زد.

168
00:10:18,326 --> 00:10:19,410
‫خیلی متاسفم.

169
00:10:21,287 --> 00:10:23,998
‫معذرت می‌خوام، زیادی از زندگیم گفتم، مگه نه؟

170
00:10:25,750 --> 00:10:27,209
‫میشه اسم پسرت رو بهم بگی؟

171
00:10:30,046 --> 00:10:31,130
‫کنتا.

172
00:10:31,213 --> 00:10:34,550
‫کنتا واسه تفریح کاری می‌کنه؟
‫مثلا ورزش؟

173
00:10:40,139 --> 00:10:42,683
‫اون مدتیه که تو بیمارستان بستریه.

174
00:10:43,225 --> 00:10:44,060
‫مریضه.

175
00:10:45,227 --> 00:10:46,103
‫چی؟

176
00:10:51,400 --> 00:10:52,735
‫ببخشید که فضولی کردم.

177
00:10:55,571 --> 00:10:56,906
‫حتما خیلی برات سخته.

178
00:10:58,532 --> 00:11:02,203
‫فکر می‌کنم شاید فکر خوبی باشه که
‫به زندان چیبا برگردم.

179
00:11:03,412 --> 00:11:05,039
‫بری دیدن ماسامی تسوجیموتو؟

180
00:11:05,122 --> 00:11:07,833
‫بله.
‫اگه بتونم کمی بیشتر باهاش حرف بزنم،

181
00:11:07,917 --> 00:11:10,086
‫حس می‌کنم که شاید بتونم
‫چیزی رو بفهمم.

182
00:11:10,753 --> 00:11:13,464
‫- چی می‌تونی بفهمی؟
‫- نمی‌دونم.

183
00:11:14,507 --> 00:11:18,928
‫به نظرم تاکومی تسوجیموتو هنوز به طور کامل
‫با خانواده‌اش قطع رابطه نکرده.

184
00:11:19,595 --> 00:11:23,641
‫مثلا این نامه.
‫اون یه درخواست تغییر آدرس ثبت کرده.

185
00:11:23,724 --> 00:11:24,850
‫یا شایدم

186
00:11:24,934 --> 00:11:27,311
‫بتونم قبر همسر و پسر مرحومش رو بررسی کنم.

187
00:11:28,312 --> 00:11:31,732
‫اونا هنوزم خانواده‌ی اونن
‫و نزدیک به سالگرد فوت‌شونه.

188
00:11:31,816 --> 00:11:33,359
‫ممکنه بره سر قبرشون.
‫ارزش امتحان کردن رو داره.

189
00:11:33,442 --> 00:11:35,027
‫یا هم نه.

190
00:11:36,195 --> 00:11:37,154
‫اینی که الان تاکومیه

191
00:11:37,238 --> 00:11:40,658
‫ممکنه همون لحظه‌ای که تصمیم گرفته
‫زمین‌قاپ بشه

192
00:11:40,741 --> 00:11:43,452
‫تصمیم گرفته هرچی که اونو در گذشته نگه می‌دارن
‫رو دور بندازه.

193
00:11:45,746 --> 00:11:46,580
‫خب...

194
00:11:48,290 --> 00:11:51,335
‫- تاتسو، تو هم بودی همین کارو می‌کردی؟
‫- چی؟

195
00:11:51,419 --> 00:11:54,547
‫مثلا بیا فرضا بگیم

196
00:11:54,630 --> 00:11:58,175
‫که همین اتفاق سر همسر و دختر تو میومد؟

197
00:11:58,259 --> 00:12:01,387
‫اگه از گذشته‌ات می‌گذشتی،
‫اونا رو از یاد می‌بردی؟

198
00:12:01,470 --> 00:12:03,013
‫چرا همچین سوالی رو ازم می‌پرسی؟

199
00:12:03,097 --> 00:12:04,598
‫من شوهر نکردم، بچه ندارم.

200
00:12:04,682 --> 00:12:06,684
‫نمی‌تونم جواب این سوال رو بدم،
‫واسه همین از تو پرسیدم.

201
00:12:06,767 --> 00:12:09,645
‫تو یه خانواده کامل داری.
‫کنجکاوم بدونم که تو چیکار می‌کنی.

202
00:12:09,729 --> 00:12:13,816
‫نه، هرگز نمی‌تونستم همچین کاری کنم.

203
00:12:13,899 --> 00:12:15,860
‫اونوقت چرا؟
‫دلیلش چیه؟

204
00:12:15,943 --> 00:12:18,237
‫این چیزی نیست که...
‫کلا این کارو نمی‌کردم.

205
00:12:18,320 --> 00:12:20,406
‫چون واقعا خانواده‌ات رو دوست داری، درسته؟

206
00:12:22,283 --> 00:12:23,284
‫داری پررو بازی در میاری.

207
00:12:23,367 --> 00:12:27,163
‫یعنی میگی که زیر اون همه بهم‌ریختی روی میزت
‫یه عکس خانوادگی نداری.

208
00:12:29,248 --> 00:12:31,917
‫- من از اون آدم‌ها نیستم.
‫- داری دروغ میگی، بیا نگاه کنیم.

209
00:12:33,377 --> 00:12:34,378
‫دیگه می‌‌تونی تمومش کنی.

210
00:12:35,337 --> 00:12:37,131
‫اینو ببین.
‫می‌دونستم که یکی داری.

211
00:12:37,214 --> 00:12:39,133
‫فکر نکنم به این راحتی‌ها باشه.

212
00:12:39,216 --> 00:12:42,303
‫اون نمی‌تونه فراموش‌شون کنه.
‫درست میگم؟

213
00:12:43,804 --> 00:12:47,141
‫- تاتسو، میشه باهات حرف بزنم؟
‫- البته.

214
00:12:52,938 --> 00:12:56,066
‫درمورد قربانی قتلیه که واحد اول
‫داره درموردش تحقیق می‌کنه.

215
00:12:56,150 --> 00:12:58,569
‫این همون معامله‌گر زمینی نیست که

216
00:12:58,652 --> 00:13:00,780
‫تو پرونده کلاهبرداری‌ای که روش کار می‌کردی
‫دخیل بود؟

217
00:13:04,867 --> 00:13:08,162
‫اوه، هایاشی توشیکاتسو.
‫درسته.

218
00:13:08,245 --> 00:13:09,538
‫آره، فکر می‌کردم.

219
00:13:10,706 --> 00:13:12,625
‫خب، جریانش چیه؟

220
00:13:12,708 --> 00:13:14,919
‫خب، جسدش دیروز پیدا شده،

221
00:13:15,002 --> 00:13:17,880
‫پس فعلا خبری نیست.

222
00:13:17,963 --> 00:13:18,798
‫آها.

223
00:13:20,257 --> 00:13:21,634
‫الو، هابا هستم.

224
00:13:24,845 --> 00:13:26,430
‫آها، آها.
‫بله.

225
00:13:29,141 --> 00:13:30,100
‫آره، پیگیرش می‌شم.

226
00:13:31,769 --> 00:13:33,062
‫صبر کن، کجا میری؟

227
00:13:33,145 --> 00:13:35,981
‫پدر تسوجیموتو رو به تو می‌سپارم.

228
00:13:36,065 --> 00:13:36,899
‫چی؟

229
00:13:52,122 --> 00:13:54,750
‫سلام، قربان.
‫کار تیم جرم‌شناسی تقریبا تموم شده.

230
00:13:55,292 --> 00:13:56,252
‫از این طرف.

231
00:14:03,551 --> 00:14:04,426
‫ماتسوکا.

232
00:14:05,135 --> 00:14:07,513
‫تاتسو؟
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

233
00:14:07,596 --> 00:14:11,141
‫خب، فکر کردم این به پرونده کلاهبرداری‌ای

234
00:14:11,225 --> 00:14:14,478
‫که الان دارم روش کار می‌کنم ربط داره،
‫واسه همین گفتم یه سر بیام.

235
00:14:15,062 --> 00:14:15,980
‫قطعا قتله؟

236
00:14:16,063 --> 00:14:20,067
‫جسد رو داریم برای کالبدشکافی می‌فرستیم،
‫ولی خفه‌اش کردن.

237
00:14:20,150 --> 00:14:22,152
‫- همینجا؟
‫- نمی‌تونیم تشخیص بدیم.

238
00:14:22,736 --> 00:14:24,947
‫به نظر نمیاد که مدرکی از درگیری وجود داره.

239
00:14:25,865 --> 00:14:29,243
‫داشتم با تیم جرم‌شناسی حرف می‌زدم
‫و همه‌چی به نظر زیادی تمیز میاد.

240
00:14:30,786 --> 00:14:33,247
‫یعنی، به نظر میاد که مقتول زیاد اینجا می‌خوابیده.

241
00:14:34,206 --> 00:14:37,001
‫بهش نمی‌خورد از اون آدم‌ها باشه که
‫زیاد ریخت و پاشش رو تمیز کنه.

242
00:14:37,543 --> 00:14:40,004
‫ولی کف زمین به طر عجیبی تمیزِ تمیزه.

243
00:14:41,380 --> 00:14:44,925
‫شاید بعد از قتل آثار درگیری رو پاک کردن؟

244
00:14:45,009 --> 00:14:46,510
‫هنوز مطمئن نیستیم.

245
00:14:47,219 --> 00:14:48,387
‫صبر کن.

246
00:14:49,680 --> 00:14:50,931
‫هی، اشکالی نداره؟

247
00:14:51,015 --> 00:14:51,932
‫راحت باش.

248
00:14:54,310 --> 00:14:55,144
‫الو؟

249
00:14:55,728 --> 00:14:56,562
‫بله.

250
00:15:04,612 --> 00:15:06,572
‫[دیدار گ. آهیرو]

251
00:15:06,655 --> 00:15:08,657
‫"ج. آهیرو"؟

252
00:15:16,582 --> 00:15:17,416
‫"گ".

253
00:15:18,876 --> 00:15:22,296
‫بله، می‌تونیم بیایم.
‫زمانش برامون مناسبه.

254
00:15:22,379 --> 00:15:25,841
‫بله. تعداد افرادی که با خودمون میاریم
‫رو بهتون اطلاع میدم.

255
00:15:25,925 --> 00:15:29,011
‫بله، ممنون.
‫تماس می‌گیریم. خدانگهدار.

256
00:15:29,678 --> 00:15:31,347
‫- باهاشون صحبت کردی؟
‫- بله!

257
00:15:31,430 --> 00:15:33,641
‫- منو به رئیس آبیرو وصل کردن.
‫- چی گفت؟

258
00:15:33,724 --> 00:15:36,477
‫گفت که می‌خواد برای صحبت همدیگه ملاقات کنیم.

259
00:15:36,560 --> 00:15:40,356
‫همچنین گفت، همونطور که انتظار می‌رفت
‫شرکت‌های دیگه‌ای هم برای خرید پرس و جو کردن،

260
00:15:40,439 --> 00:15:43,108
‫ولی به نظر میاد ما اولین شرکتی هستیم که
‫قراره به طور مستقیم صحبت کنیم.

261
00:15:43,192 --> 00:15:44,026
‫عالیه.
‫چه روزی؟

262
00:15:44,109 --> 00:15:47,446
‫هشتم نوامبر، ساعت 3 بعد از ظهر تعیین شده،
‫یعنی پنج روز دیگه.

263
00:15:47,529 --> 00:15:48,697
‫نمی‌تونستن زودتر انجامش بدن؟

264
00:15:48,781 --> 00:15:51,408
‫رئیس آبیرو گفت، اون هر روزی که باشه
‫می‌تونه باهامون ملاقات کنه،

265
00:15:51,492 --> 00:15:55,120
‫ولی اون روز برای صاحب زمین
‫و بقیه افراد مناسبه.

266
00:15:55,204 --> 00:15:58,040
‫صاحب زمین؟
‫همون کشیش زن؟

267
00:15:58,123 --> 00:15:59,458
‫بله...

268
00:16:01,168 --> 00:16:04,213
‫صاحب زمین، کاوایی ناتسومی،

269
00:16:04,296 --> 00:16:06,924
‫کارشناس قضایی و مشاور مالی،

270
00:16:07,007 --> 00:16:11,136
‫و مشاور املاکی که وظیفه مدیریت دارایی‌های معبد
‫رو برعهده داره هم قراره حضور داشته باشن.

271
00:16:11,220 --> 00:16:14,431
‫باشه، ما هم باید با تیم خوبی حضور پیدا کنیم.

272
00:16:14,515 --> 00:16:16,392
‫- فوراً یه تیم آماده کن.
‫- بله، قربان.

273
00:16:16,475 --> 00:16:19,144
‫چقدر باید آماده کنیم؟
‫گمون کنم نباید دست‌خالی بریم.

274
00:16:19,228 --> 00:16:21,563
‫چطوره برنامه رو

275
00:16:22,356 --> 00:16:25,484
‫تا جایی که میشه مثل پروژه اوییماچی پیش ببریم؟

276
00:16:25,567 --> 00:16:27,277
‫- الساعه.
‫- صبر کن.

277
00:16:28,362 --> 00:16:30,906
‫چیزی درمورد مبلغ به خصوصی نگفت؟

278
00:16:30,990 --> 00:16:33,867
‫فقط گفت که می‌خواد صبر کنه
‫تا مستقیما باهاش ملاقات کنیم.

279
00:16:33,951 --> 00:16:35,327
‫معمولا جوابشون همینه.

280
00:16:36,495 --> 00:16:37,705
‫- برآورد تو چقدره؟
‫- آه...

281
00:16:37,788 --> 00:16:41,166
‫تخمین می‌زنم که ده میلیارد ین
‫تا 11 میلیارد

282
00:16:41,250 --> 00:16:42,710
‫قیمت پایه برای مذاکره باشه.

283
00:16:43,377 --> 00:16:45,212
‫- به نظر درست میاد.
‫- ببخشید.

284
00:16:45,921 --> 00:16:50,259
‫یامائوچی، هاراگوچی، تاکاسو، یاشیکی و نینومیا!
‫بیاین تو اتاق کنفرانس.

285
00:16:50,342 --> 00:16:51,301
‫بله، قربان.

286
00:16:53,262 --> 00:16:54,763
‫ده میلیارد...

287
00:16:57,391 --> 00:16:59,727
‫- سلام به همه.
‫- سلام، تاکومی.

288
00:16:59,810 --> 00:17:02,563
‫تو برنامه‌مون قرار ملاقاتی با شرکت سکیو داریم.

289
00:17:02,646 --> 00:17:03,689
‫کِی؟

290
00:17:03,772 --> 00:17:08,110
‫هشتم نوامبر، ساعت 3 بعد از ظهر
‫در ساختمان آبیرو.

291
00:17:08,610 --> 00:17:10,529
‫- تاریخش رو ثبت می‌کنم.
‫- چرا چهره‌ات اینطوریه؟

292
00:17:10,612 --> 00:17:11,613
‫خوشحال نیستی؟

293
00:17:11,697 --> 00:17:12,948
‫نه، بخاطر این نیست.

294
00:17:13,032 --> 00:17:15,826
‫فعلا نمی‌تونیم بگیم که تو تله‌مون افتادن.

295
00:17:15,909 --> 00:17:18,662
‫و کار تاکومی تازه داره شروع میشه.

296
00:17:18,746 --> 00:17:21,206
‫با این وجود، ما پیشرفت حاصل کردیم.

297
00:17:21,290 --> 00:17:23,375
‫اوه، خیلی ممنون.

298
00:17:24,376 --> 00:17:28,172
‫ریکو یه عکس فرستاده.
‫عکس کاندید بدلی که روش کار می‌کرده.

299
00:17:30,632 --> 00:17:32,634
‫ها! یه خدمتکار خانوم؟

300
00:17:32,718 --> 00:17:34,053
‫نظرت چیه؟

301
00:17:34,136 --> 00:17:37,014
‫همون شکل و قیافه رو نداره،
‫ولی حس و حال درستی داره.

302
00:17:37,097 --> 00:17:39,850
‫- منم همینطور فکر می‌کنم.
‫- هر دوتون اینطوری فکر می‌کنین؟

303
00:17:39,933 --> 00:17:40,768
‫من که نمی‌تونم تشخیص بدم.

304
00:17:41,894 --> 00:17:44,104
‫به نظر من که یه خانوم فقیر میانسال میاد.

305
00:17:45,731 --> 00:17:47,107
‫اوه، ریکوئه.

306
00:17:48,400 --> 00:17:50,611
‫- سلام به همه.
‫- چطوری؟

307
00:17:50,694 --> 00:17:54,823
‫هی ریکو، تازه ما داشتیم درمورد بدله حرف می‌زدیم.

308
00:17:54,907 --> 00:17:57,242
‫میشه لطفا درمورد گذشته‌اش
‫بهمون اطلاعات بدی؟

309
00:17:57,326 --> 00:17:58,202
‫یه دقیقه صبر کن.

310
00:17:58,285 --> 00:18:01,246
‫از اینکه کل روز به حرفاش گوش کردم
‫بدجور خستم.

311
00:18:01,747 --> 00:18:03,874
‫این چه حالی میده.

312
00:18:03,957 --> 00:18:05,084
‫خب...

313
00:18:06,126 --> 00:18:08,045
‫تانیگوچی یوشیه، 51 ساله.

314
00:18:08,128 --> 00:18:12,091
‫مادر مجردی که به عنوان نظافتچی
‫در هتل‌ها و مسافرخونه‌های شهر آتامی کار می‌کنه.

315
00:18:12,174 --> 00:18:15,719
‫اون داشت همراه با شوهرش رستورانی رو اداره می‌کرد
‫که وقتی چند سال پیش فهمید شوهرش با دوست اون

316
00:18:15,803 --> 00:18:19,515
‫که داشت تو رستوران کار می‎کرد، بی‌وفایی کرده
‫ازش طلاق گرفت.

317
00:18:19,598 --> 00:18:22,976
‫اونا دوتا باهم فرار کردن.
‫رستوران ورشکست شد و اون داره بدهیش رو می‎پردازه.

318
00:18:23,060 --> 00:18:26,105
‫اون درحال حاضر 12.5 میلیون بدهکاره.

319
00:18:26,188 --> 00:18:28,148
‫این تقریبا تمام چیزیه که فهمیدم.

320
00:18:28,232 --> 00:18:30,734
‫مشخصه که زنه خیلی درمونده‌‌ست.

321
00:18:30,818 --> 00:18:34,154
‫تاکومی، حق با تو بود.
‫شرایطش شبیه به شرایط راهبه کوچولوئه.

322
00:18:34,238 --> 00:18:36,532
‫زن‌های دیگه‌ای هم بودن که انگار
‫شرایط بدی دارن،

323
00:18:36,615 --> 00:18:39,910
‫ولی تانیگوچی رو انتخاب کردم
‫چون فوراً نیاز به پول داره.

324
00:18:39,993 --> 00:18:41,036
‫منظورت چیه؟

325
00:18:41,120 --> 00:18:43,372
‫تک پسرش خیلی وقته که بخاطر بیماری قلبی مادرزادی

326
00:18:43,455 --> 00:18:44,832
‫تو بیمارستان بستریه

327
00:18:44,915 --> 00:18:46,917
‫و اون پول کافی برای درمانش رو نداره.

328
00:18:47,000 --> 00:18:48,460
‫این عالیه.

329
00:18:48,544 --> 00:18:52,548
‫یه مادر بخاطر پسرش خود شیطان هم میشه.

330
00:18:52,631 --> 00:18:54,925
‫- تو خانواده‌ی خودمم همینطوره.
‫- خب، چقدر پول نیاز داره؟

331
00:18:55,008 --> 00:18:56,426
‫فعلا پنج میلیون ین نیاز داره.

332
00:18:56,510 --> 00:19:02,015
‫نرخ فعلی‌مون برای بدل سه میلیونه،
‫ولی شاید بتونیم کمی بیشترش کنیم.

333
00:19:02,599 --> 00:19:04,935
‫- حافظه‌اش چطوره؟
‫- به نظر احمق نمیاد.

334
00:19:05,018 --> 00:19:06,145
‫ولی همونطور که تو گفتی،

335
00:19:06,228 --> 00:19:10,107
‫به نظرم عزم اینو داره که هرکاری بتونه
‫برای پسرش انجام بده.

336
00:19:10,190 --> 00:19:12,276
‫تاکومی، نظر تو چیه؟

337
00:19:12,359 --> 00:19:16,280
‫اول باید ببینمش تا مطمئن بشم،
‫ولی حسم میگه که اون جواب میده.

338
00:19:16,363 --> 00:19:19,533
‫پس تصمیمش گرفته شد.
‫وقت واسه تلف کردن نداریم.

339
00:19:20,075 --> 00:19:23,203
‫اونو سر جلسه‌ای که هفته‌ی آینده
‫با سکیو داریم نمی‌بریم.

340
00:19:23,287 --> 00:19:26,123
‫ردیفه.
‫برای پاسپورت و گواهینامه جعلی،

341
00:19:26,206 --> 00:19:28,667
‫فکر کنم ویرایش کردن این عکس جواب میده.

342
00:19:28,750 --> 00:19:30,961
‫- واسه ناگایی می‌فرستمش.
‫- یه دقیقه صبر کن.

343
00:19:31,628 --> 00:19:34,798
‫هنوز مونده، ولی درنهایت قراره
‫یه جلسه رو در رو انجام بگیره.

344
00:19:34,882 --> 00:19:37,593
‫موهاش رو چیکار کنیم؟
‫موهاش رو می‌تراشه؟

345
00:19:37,676 --> 00:19:41,430
‫این مشکلی نیست.
‫اون به دلیل سال‌ها سختی کشیدن ریزش مو داره.

346
00:19:41,930 --> 00:19:42,764
‫باشه؟

347
00:19:43,432 --> 00:19:44,725
‫خدایی؟

348
00:19:45,517 --> 00:19:46,935
‫خب، چه خوب.

349
00:19:47,019 --> 00:19:49,605
‫فکر کردم این ممکنه بزرگ‌ترین مانع‌مون بشه.

350
00:19:50,105 --> 00:19:52,816
‫- می‌گن که موی زن زندگی اونه.
‫- این قدیمیه.

351
00:19:53,317 --> 00:19:55,986
‫ولی مانع بزرگی برای رد شدن ازش هست.

352
00:19:56,069 --> 00:19:58,822
‫من دارم دستمزدم رو بالا می‌برم
‫چون این زحمت زیادیه.

353
00:19:58,906 --> 00:20:01,450
‫هنوز فرصت کردی که قانعش کنی
‫نقش یه بدل رو بازی کنه؟

354
00:20:01,533 --> 00:20:03,535
‫تا چند روز دیگه بحثش رو پیش می‌کشم.

355
00:20:03,619 --> 00:20:06,705
‫- خیلی‌خب، بعداً باهاتون حرف می‌زنم.
‫- برو راحت باش.

356
00:20:08,540 --> 00:20:10,042
‫- راستی،
‫- هوم؟

357
00:20:10,125 --> 00:20:13,921
‫- من چندتا کارت ویزیت جدید درست می‌کنم.
‫- اوه، این عالی میشه.

358
00:20:14,004 --> 00:20:15,881
‫دوباره می‌خوای خودم اسمت رو بذارم؟

359
00:20:16,882 --> 00:20:18,008
‫آره، حتما.

360
00:20:20,469 --> 00:20:24,348
‫[جسد مردی پنجاه ساله پیدا شده]
‫[پلیس گفته که قتل بوده]

361
00:20:24,431 --> 00:20:25,849
‫ها؟ واقعا؟

362
00:20:25,933 --> 00:20:30,103
‫تاتسو، فکر می‌کنی معامله‌گر توی این مقاله
‫ربطی به این داره؟

363
00:20:30,187 --> 00:20:31,021
‫مطمئن نیستم.

364
00:20:31,647 --> 00:20:36,235
‫ولی در پرونده‌ مربوط به هریسون و بقیه
‫که روش کار می‌کردم،

365
00:20:37,110 --> 00:20:39,321
‫این مرد به صورت غیرمستقیم توش دخالت داشت.

366
00:20:40,572 --> 00:20:43,492
‫و تو گفتی که "گ" مخفف گوتوئه؟

367
00:20:44,409 --> 00:20:47,537
‫اگه دارن زمین جدیدی رو هدف می‌گیرن
‫که یه جایی معامله‌ای انجام بدن،

368
00:20:48,247 --> 00:20:50,332
‫امکانش وجود داره.

369
00:20:50,415 --> 00:20:54,002
‫- خیلی‌خب، به نظرت "آهیرو" چیه؟
‫- نمی‌دونم.

370
00:20:54,086 --> 00:20:54,962
‫هوم.

371
00:20:56,171 --> 00:20:57,839
‫نوشته "دیدار".

372
00:20:58,757 --> 00:20:59,675
‫یه جلسه‌ست؟

373
00:21:00,342 --> 00:21:01,218
‫یه دقیقه صبر کن.

374
00:21:03,262 --> 00:21:06,682
‫املاک آهیرو.

375
00:21:07,933 --> 00:21:12,229
‫اوه. املاک آهیرو در هیروشیما،
‫در خانه‌های ویلایی تخصص داره.

376
00:21:12,312 --> 00:21:16,441
‫خب، اون احتمالا ربطی به این نداره.

377
00:21:22,447 --> 00:21:24,241
‫- چیه؟
‫- هیچی.

378
00:21:24,866 --> 00:21:29,329
‫من الان شخصیت گلگو 13 رو تصور کردم که
‫داشت با خشونت راه می‌رفت و یه اردک دستش بود.

379
00:21:29,413 --> 00:21:30,831
‫بله؟

380
00:21:30,914 --> 00:21:34,167
‫اسم مستعار گلگو "گ" هستش.
‫آهیرو هم یه اردک خونگیه، درسته؟

381
00:21:34,251 --> 00:21:37,421
‫تصویری از گلگو با صورتی خشن

382
00:21:37,504 --> 00:21:42,134
‫و یه "کواک! کواک!" به ذهنم اومد.

383
00:21:42,217 --> 00:21:45,637
‫هوم، هوم.
‫باشه، فهمیدم. باشه.

384
00:21:45,721 --> 00:21:49,516
‫هی!
‫ملاقاتت با ماسامی تسوجیموتو چی شد؟

385
00:21:49,599 --> 00:21:51,476
‫صبح اول وقت میرم.

386
00:21:51,560 --> 00:21:53,437
‫آه.

387
00:21:53,520 --> 00:21:57,482
‫پس هر دومون دیگه می‌تونیم بریم خونه.
‫خوبه؟

388
00:21:57,566 --> 00:21:59,526
‫آره.
‫امروزتون کارت خوب بود، قربان.

389
00:22:01,028 --> 00:22:04,781
‫- اوه.
‫- راستی، تو در کدوم منطقه زندگی می‌کنی؟

390
00:22:05,407 --> 00:22:06,408
‫در تسوروکاوا.

391
00:22:07,284 --> 00:22:09,202
‫وای، اونجا خیلی دوره.

392
00:22:09,286 --> 00:22:12,664
‫- آره.
‫- و واسه خودت خونه داری؟

393
00:22:12,748 --> 00:22:13,874
‫خیلی وقته.

394
00:22:13,957 --> 00:22:15,667
‫این معرکه‌ست.

395
00:22:15,751 --> 00:22:17,586
‫این چرا باید معرکه باشه؟

396
00:22:18,628 --> 00:22:21,548
‫خونه رو از یکی دیگه خریدم.
‫از ایستگاه تا اونجا خوب میشه پیاده‌روی کرد.

397
00:22:22,215 --> 00:22:24,551
‫آره، بخاطرش احترام زیادی برات قائلم.

398
00:22:25,093 --> 00:22:28,180
‫چون این روزها ایده‌ی خونه خریدن

399
00:22:28,263 --> 00:22:32,017
‫اصلا به ذهن جوون‌ها خطور نمی‌کنه.
‫به هیچ وجه.

400
00:22:32,100 --> 00:22:35,520
‫نامزد سابقم تو واحد دوم پلیس ضد شورش بود.

401
00:22:35,604 --> 00:22:37,189
‫داشتیم برای ازدواج کردن آماده می‌شدیم،

402
00:22:37,272 --> 00:22:39,691
‫ولی وقتی ازش پرسیدم که خونه رو چیکارش کنیم،

403
00:22:39,775 --> 00:22:43,320
‫اون گفت، "ها؟ خونه‌های سازمانی چطوره"؟

404
00:22:43,403 --> 00:22:46,073
‫واقعا همینو گفت.

405
00:22:47,074 --> 00:22:49,951
‫واسه همین هم دیگه کاری باهم نداریم.

406
00:22:50,911 --> 00:22:52,496
‫آه. از هم جدا شدین.

407
00:22:53,747 --> 00:22:56,792
‫خب، زنت کار می‌کنه؟

408
00:22:56,875 --> 00:22:58,502
‫نه، اون خونه‌داره.

409
00:22:59,169 --> 00:23:01,755
‫پس واسه اونم احترام زیادی قائلم.

410
00:23:02,506 --> 00:23:06,510
‫چون این یعنی اون از شوهر کارآگاهش حمایت می‌کنه،

411
00:23:06,593 --> 00:23:09,971
‫که خودش رو وقف شغلش کرده
‫و تمام وقت به کل خانواده رسیدگی می‌کنه.

412
00:23:10,847 --> 00:23:12,516
‫اون کار غیرعادی‌ای نمی‌کنه.

413
00:23:12,599 --> 00:23:15,602
‫آره، ولی به نظر زن بی‌نقصی میاد.

414
00:23:17,396 --> 00:23:19,064
‫یه موقعی دعوتم کن بیام.

415
00:23:19,147 --> 00:23:21,566
‫به خونه‌ام؟
‫نه، فکر نکنم.

416
00:23:21,650 --> 00:23:23,151
‫می‌خوام خونه‌ات رو ببینم.

417
00:23:23,777 --> 00:23:24,986
‫تا ایده‌ای برای خونه‌ آینده‌ام داشته باشم.

418
00:23:27,823 --> 00:23:29,699
‫خیلی‌خب، شبت بخیر.

419
00:23:29,783 --> 00:23:30,742
‫شب بخیر.

420
00:24:00,772 --> 00:24:03,817
‫[بابابزرگ، بابابزرگ، بابت همه‌چیز ممنون]

421
00:24:23,879 --> 00:24:26,006
‫- می‌خوای یه چیزی درست کنم؟
‫- نه، مرسی.

422
00:24:26,923 --> 00:24:28,633
‫الانا دیگه میرم بخوابم.

423
00:24:29,509 --> 00:24:32,762
‫یوری گفت که هفته‌ی دیگه میاد.

424
00:24:32,846 --> 00:24:33,680
‫آها.

425
00:24:37,350 --> 00:24:38,810
‫حالت بهتر شده؟

426
00:24:39,811 --> 00:24:43,398
‫خوبم. سلامتیم بهبود پیدا کرده،
‫پس نباید مشکلی باشه.

427
00:24:44,191 --> 00:24:46,234
‫تو کمتر از 6 ماه دیگه بازنشسته میشی.

428
00:24:46,234 --> 00:24:48,236
‫لطفا زیاد به خودت فشار نیار.

429
00:24:49,696 --> 00:24:51,031
‫شب بخیر.
‫من میرم بخوابم.

430
00:24:52,908 --> 00:24:54,659
‫چطوره یه سفر بریم؟

431
00:24:56,369 --> 00:24:58,038
‫- دوست داری؟
‫- کِی؟

432
00:24:58,121 --> 00:25:00,707
‫وقتی بازنشسته شدم،
‫اونوقت زمان آزاد بیشتری داریم،

433
00:25:00,790 --> 00:25:03,835
‫واسه همین با خودم گفتم که شاید بتونیم
‫همراه با یوری و خانواده‌ات بریم سفر.

434
00:25:03,919 --> 00:25:05,712
‫به شهر اوکیناوا یا همچین جایی.

435
00:25:06,588 --> 00:25:07,923
‫چرا اینقدر یهویی؟

436
00:25:08,006 --> 00:25:11,510
‫بهم مستمری بازنشستگی میدن.
‫اگه خواستی می‌تونیم یکم بیشتر خرج کنیم؟

437
00:25:13,678 --> 00:25:15,889
‫صبح به یوری زنگ می‌زنم
‫و ازش سوال می‌کنم.

438
00:25:15,972 --> 00:25:18,016
‫در بدترین حالت، خودمون دوتایی می‌ریم.

439
00:25:20,936 --> 00:25:23,104
‫اصلا منظورم این نبود که "بدترین حالت" میشه.

440
00:25:24,731 --> 00:25:25,607
‫باشه.

441
00:25:26,983 --> 00:25:29,653
‫بدترین حالت نمیشه.

442
00:25:55,095 --> 00:25:56,137
‫آبیرو؟

443
00:26:03,979 --> 00:26:06,815
‫[املاک آبیرو]

444
00:26:06,898 --> 00:26:10,485
‫[درخواست طلاق]
‫[همسر: سائکو شیمومورا]

445
00:26:14,072 --> 00:26:14,990
‫حالت خوبه؟

446
00:26:16,241 --> 00:26:17,325
‫همه‌چی روبراهه؟

447
00:26:18,118 --> 00:26:19,869
‫خوبم. چیزی نیست.

448
00:26:36,720 --> 00:26:38,722
‫خاطرات خوش با خانواده‌ام؟

449
00:26:38,805 --> 00:26:41,683
‫بله.
‫خوش‌ترین خاطره‌ای که داری چیه؟

450
00:26:42,350 --> 00:26:45,770
‫کدوم خاطرات با خانواده‌ات از همه خوش‌تر بوده؟
‫یادت میاد؟

451
00:26:46,730 --> 00:26:48,231
‫خوش‌ترین خاطره...

452
00:27:03,955 --> 00:27:04,873
‫نمی‌تونم...

453
00:27:07,167 --> 00:27:10,712
‫من خانواده‌ام رو کشتم.

454
00:27:11,296 --> 00:27:12,881
‫معذرت می‌خوام.
‫این باید سخت باشه.

455
00:27:16,801 --> 00:27:20,096
‫چون تقریبا سالگرد فوت‌ اوناست، درسته؟

456
00:27:20,889 --> 00:27:21,723
‫بله.

457
00:27:21,806 --> 00:27:23,850
‫ما داریم دنبال تاکومی می‌گردیم.

458
00:27:23,933 --> 00:27:27,771
‫پسرت ممکنه در پرونده‌ای که الان داریم
‫پیگیری می‌کنیم، دخالت داشته باشه.

459
00:27:31,316 --> 00:27:34,903
‫و فکر می‌کنیم که ممکنه سر قبر اونا بره.

460
00:27:34,986 --> 00:27:37,989
‫مخصوصا در روز سالگرد مرگشون.

461
00:27:38,073 --> 00:27:40,241
‫اونا رو در مقبره خانوادگی تسوجیموتو دفن نکرده،

462
00:27:40,325 --> 00:27:44,079
‫بنابراین به این فکر کردم که کجا ممکنه
‫قبری برای همسر و پسرش ساخته باشه.

463
00:27:44,788 --> 00:27:45,830
‫گفتم شاید

464
00:27:46,873 --> 00:27:49,668
‫قبرها رو یه جای نزدیک کنده باشه.

465
00:27:49,751 --> 00:27:51,086
‫نزدیک یه خاطره‌ خوش.

466
00:27:52,253 --> 00:27:53,380
‫هر جایی ممکنه باشه.

467
00:27:54,130 --> 00:27:55,965
‫چیزی به ذهنت میاد؟

468
00:27:58,009 --> 00:27:59,177
‫یه سال قبلش...

469
00:28:00,595 --> 00:28:02,597
‫قبل از اینکه باعث مرگ اونا شدم،

470
00:28:03,807 --> 00:28:05,016
‫ما خاطره خوشی باهم داشتیم.

471
00:28:05,100 --> 00:28:08,353
‫ما برای تعطیلات تابستانی به ایزو سفر کردیم.

472
00:28:09,979 --> 00:28:13,692
‫بدون برنامه و یهویی رفته بودیم
‫و تمام هتل‌ها پر شده بودن.

473
00:28:14,275 --> 00:28:18,655
‫تو یه مهمانسرای کوچیک اقامت داشتیم
‫که خوب هم بود.

474
00:28:19,197 --> 00:28:20,323
‫کجای ایزو؟

475
00:28:20,907 --> 00:28:21,866
‫فکر کنم...

476
00:28:23,702 --> 00:28:24,869
‫در ایناتوری بود.

477
00:28:24,953 --> 00:28:25,787
‫ایناتوری.

478
00:28:26,788 --> 00:28:29,582
‫اون سفر خاطرات خوش زیادی داشت.

479
00:28:31,918 --> 00:28:33,461
‫در شب آخری که اونجا بودیم،

480
00:28:33,962 --> 00:28:37,674
‫تصمیم گرفتیم تو ساحل آتیش‌بازی کنیم.

481
00:28:38,633 --> 00:28:41,636
‫بعد نوه‌ام توشیمی گفت...

482
00:28:42,470 --> 00:28:43,388
‫بابابزرگ؟

483
00:28:44,013 --> 00:28:44,848
‫بله؟

484
00:28:45,557 --> 00:28:47,517
‫من می‌خوام تا ابد بمونم!

485
00:28:56,359 --> 00:29:00,238
‫ولی...
‫ولی من...

486
00:29:04,200 --> 00:29:05,368
‫همش تقصیر منه.

487
00:29:10,165 --> 00:29:14,210
‫- ایناتوری در ایزو؟
‫- بله، می‌خوام برم بررسیش کنم.

488
00:29:14,294 --> 00:29:17,756
‫به نظر میاد که اونجا چندتا قبرستون داره،
‫پس مطمئن نیستم که پیداش کنم.

489
00:29:17,839 --> 00:29:20,383
‫- باشه.
‫- تو شانسی بهت رو نکرده؟ چیزی گیر نیاوردی؟

490
00:29:21,551 --> 00:29:24,179
‫منم فعلا وضعم همینه.

491
00:29:24,262 --> 00:29:27,182
‫باشه.
‫وقتی چیزی پیدا کردم بهت زنگ می‌زنم.

492
00:29:27,265 --> 00:29:28,391
‫عالیه.

493
00:29:31,644 --> 00:29:32,520
‫تاتسو.

494
00:29:33,021 --> 00:29:34,439
‫اوه، سلام.

495
00:29:34,522 --> 00:29:37,275
‫همسرم می‌خواست اینو بهت بده.

496
00:29:37,984 --> 00:29:40,278
‫چی؟
‫اوه، ممنون.

497
00:29:40,779 --> 00:29:43,198
‫- موندم چیه.
‫- گفت که مربای خونگیه.

498
00:29:43,281 --> 00:29:45,950
‫یادت باشه، اون تو حیاط پشتی بلوبری کاشته.

499
00:29:46,534 --> 00:29:47,410
‫چه خوب.

500
00:29:48,036 --> 00:29:50,747
‫- لطفا از طرفم ازش تشکر کن.
‫- همسر تو چطوره؟

501
00:29:51,623 --> 00:29:53,291
‫همسر من؟
‫خب...

502
00:29:54,209 --> 00:29:56,127
‫ما یه‌کمی عین هم‌خونه شدیم.

503
00:29:56,211 --> 00:29:59,589
‫همه همینطورن.

504
00:30:07,096 --> 00:30:07,931
‫الو؟

505
00:30:09,307 --> 00:30:10,183
‫بله.

506
00:30:12,560 --> 00:30:13,478
‫بله.

507
00:30:13,561 --> 00:30:15,480
‫[هلدینگ آبیرو]
‫[تجارت املاک]

508
00:30:44,759 --> 00:30:46,761
‫- ببخشید.
‫- بله؟

509
00:30:47,470 --> 00:30:49,973
‫قبر اعضای خانواده تسوجیموتو اینجاست؟

510
00:30:51,015 --> 00:30:52,684
‫- تسوجیموتو؟
‫- بله.

511
00:30:53,268 --> 00:30:56,646
‫اینجا زیادی بزرگه که اسم خاصی یادم بمونه.

512
00:30:56,729 --> 00:30:57,605
‫[ناتسومی کاوایی]

513
00:30:57,689 --> 00:31:00,942
‫ریزتراشه به نظر خوب میاد.

514
00:31:01,025 --> 00:31:04,070
‫ناگایی، ببخشید، ولی میشه حاشیه‌ی سرش
‫رو بیشتر همرنگ عکس کنی؟

515
00:31:04,153 --> 00:31:06,155
‫- آها.
‫- و سایه بیشتری اضافه کنی؟

516
00:31:06,239 --> 00:31:08,157
‫- باشه.
‫- سلام، رئیس.

517
00:31:08,241 --> 00:31:09,367
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

518
00:31:09,450 --> 00:31:12,412
‫تاکومی گفت که اتاق رو تمیز کنم.
‫آخ!

519
00:31:12,495 --> 00:31:13,705
‫چرا همچین کاری کردی؟

520
00:31:14,581 --> 00:31:15,748
‫رئیس تو کیه؟

521
00:31:15,832 --> 00:31:19,002
‫- تاکومی یا هریسون؟
‫- نه، نه، شمایی!

522
00:31:20,169 --> 00:31:22,088
‫چرا همچین چیزی دست من دادی؟

523
00:31:22,171 --> 00:31:25,425
‫ما داریم روی یه معامله ده میلیاردی کار می‌کنیم.
‫متوجه هستین یا نه؟

524
00:31:25,508 --> 00:31:27,343
‫کارتون رو انجام بدین و یه چیزِ بهتر برام بیارین، باشه؟

525
00:31:27,427 --> 00:31:28,261
‫بله، قربان.

526
00:31:29,137 --> 00:31:30,305
‫کنتا!

527
00:31:30,388 --> 00:31:33,975
‫این ریکوئه، دوست جدید مامانی.

528
00:31:34,058 --> 00:31:36,144
‫شنیدم که داری توی درمانت تمام تلاشت رو می‌کنی.

529
00:31:37,478 --> 00:31:39,606
‫- اینم از جایزه‌ات.
‫- نمی‌تونیم اینو قبول کنیم.

530
00:31:39,689 --> 00:31:40,732
‫بذار اینو بهش بدم.

531
00:31:41,733 --> 00:31:42,901
‫خیلی ممنون.

532
00:31:42,984 --> 00:31:45,695
‫خواهش می‌کنم، کنتا.

533
00:31:49,198 --> 00:31:49,949
‫ از غذاتون لذت ببرید. 

534
00:32:08,843 --> 00:32:11,471
‫وسط آیوگی می‌شینه، رئیس بخش توسعه.

535
00:32:11,554 --> 00:32:13,514
‫آبیرو جلو می‌شینه؟

536
00:32:13,598 --> 00:32:15,516
‫آبیرو صرفا دلاله.

537
00:32:16,142 --> 00:32:20,104
‫سکیو فکر می‌کنه که تصمیم نهایی توسط کاوایی گرفته میشه،
‫پس من جلوش می‌شینم.

538
00:32:20,188 --> 00:32:23,191
‫تو قراره سر قیمت مذاکره کنی؟
‫با چقدر شروع می‌کنی؟

539
00:32:30,198 --> 00:32:32,909
‫تو دیوونه‌ای.

540
00:32:34,410 --> 00:32:36,496
‫معذرت می‌خوام.
‫ببخشید که مزاحم می‌شم.

541
00:32:36,996 --> 00:32:39,248
‫- شما خیلی وقته اینجا نشستین.
‫- آه.

542
00:32:39,332 --> 00:32:43,294
‫بقیه مشتری‌ها هم می‌خوان از میز استفاده کنن،
‫پس اگه ممکنه...

543
00:32:43,378 --> 00:32:46,506
‫معذرت می‌خوام.
‫من مشغول انجام وظیفه‌ام.

544
00:32:47,090 --> 00:32:49,676
‫بله، قربان.
‫معذرت می‌خوام.

545
00:32:52,971 --> 00:32:55,848
‫قراره برای فروش یه زمین
‫مذاکره بزرگی انجام بگیره.

546
00:32:55,932 --> 00:32:59,060
‫ازت می‌خوام بیای اونجا و خودت
‫رو جای صاحب زمین جا بزنی.

547
00:32:59,143 --> 00:33:01,854
‫ازم می‌خوای کار غیرقانونی انجام بدم؟
ک‍اری از ‌و‌ب‍گاه ب‍‍ام‍‍اب‍ی‍ن

548
00:33:01,938 --> 00:33:04,065
‫بهت پنج میلیون ین میدم.

549
00:33:06,150 --> 00:33:08,194
‫این واسه اینه که یکم بهش فکر کنی.

550
00:33:08,277 --> 00:33:11,698
‫کار رو قبول کنی،
‫4.5 میلیون باقی مونده رو بهت میدم.

551
00:33:21,541 --> 00:33:23,668
‫تو برای جراحی پسرت پول کافی نداری، مگه نه؟

552
00:33:27,755 --> 00:33:28,756
‫بله.

553
00:33:30,008 --> 00:33:30,925
‫متوجه‌ام.

554
00:33:31,926 --> 00:33:33,386
‫بقیه‌اش رو حل می‌کنم.

555
00:34:05,334 --> 00:34:07,128
‫[تاکاناوا کراکس، مرور کلی پروژه]

556
00:34:08,337 --> 00:34:10,214
‫موفق شدین.
‫این یکی خوبه.

557
00:34:10,298 --> 00:34:11,799
‫متشکریم!

558
00:34:11,883 --> 00:34:13,342
‫متشکریم!

559
00:34:13,426 --> 00:34:15,970
‫- خدا رو شکر.
‫- خیلی خوشحالم.

560
00:34:16,554 --> 00:34:19,223
‫یاشیکی.
‫با این پول هرچقدر که میشه نوشیدنی بخر.

561
00:34:19,307 --> 00:34:20,183
‫مطمئنین؟

562
00:34:20,266 --> 00:34:23,811
‫جشن قبل از نبرده.
‫زیاد نخورین.

563
00:34:23,895 --> 00:34:26,105
‫- بله، قربان!
‫- ممنون، قربان.

564
00:34:26,189 --> 00:34:28,441
‫- رئیس ببخشید، میشه من نوشیدنی لیمویی بخورم؟
‫- چی؟

565
00:34:28,524 --> 00:34:30,818
‫میشه من شوچو و چای سبز بخورم؟

566
00:34:30,902 --> 00:34:34,572
‫- من نوشیدنی می‌خوام.
‫- هرچی می‌خواین بگیرین. زود باشین سفارش بدین!

567
00:34:34,655 --> 00:34:39,077
‫ باشه، چی می‌خواین؟ 
‫ اصلا هرچی می‌خواین رو برام پیامک کنین. 

568
00:34:52,965 --> 00:34:56,677
‫[هشتم نوامبر، ساعت 2:55 بعد از ظهر]

569
00:34:59,013 --> 00:35:00,098
‫برای شماست.

570
00:35:01,516 --> 00:35:03,101
‫اوه. مال من نیست.

571
00:35:03,601 --> 00:35:05,603
‫- من سفارش ندادم.
‫- اوه، مهمون مایین.

572
00:35:05,686 --> 00:35:08,189
‫خدمات مجانیه.
‫بخاطر تمام کاری که برامون انجام می‌دیم متشکرم.

573
00:35:09,315 --> 00:35:10,441
‫بهترین‌ها رو براتون آرزومندم.

574
00:35:11,526 --> 00:35:12,527
‫ممنونم.

575
00:35:50,398 --> 00:35:51,732
‫- خوش اومدین.
‫- برای دو نفر.

576
00:35:51,816 --> 00:35:53,484
‫روی هر کدوم از میزهای پشت که خواستین بشینین.

577
00:35:53,568 --> 00:35:56,404
‫- قهوه خوبه؟
‫- آره، حتما.

578
00:36:01,159 --> 00:36:02,952
‫لطفا یکی یخی، یکی هم قهوه داغ بیار.

579
00:36:03,035 --> 00:36:03,911
‫الان میارم خدمتتون.

580
00:36:09,125 --> 00:36:12,211
‫حالا وقت قهوه خوردن نیست.
‫مگه نباید بریم؟

581
00:36:13,129 --> 00:36:14,714
‫همین الانش هم از ساعت سه گذشته.

582
00:36:14,797 --> 00:36:16,591
‫بذار یکم منتظرشون بذاریم.

583
00:36:16,674 --> 00:36:19,969
‫کنترل دست ماست.
‫بیا یکم تو بلاتکلیفی نگهشون داریم.

584
00:36:20,595 --> 00:36:24,974
‫روز به روز رفتارت بیشتر داره مثل هریسون میشه.

585
00:36:25,558 --> 00:36:26,475
‫واقعا؟

586
00:36:27,101 --> 00:36:30,479
‫آره. شنیدم که ریکو داره اون زن خدمتکار
‫رو راضی می‌کنه.

587
00:36:31,147 --> 00:36:33,524
‫دیروز بالاخره بهم زنگ زد.

588
00:36:33,608 --> 00:36:35,610
‫گفت که هفته‌ی دیگه میارتش توکیو.

589
00:36:36,194 --> 00:36:37,820
‫تاکه چی؟ جریان اون چیه؟

590
00:36:38,404 --> 00:36:39,989
‫اصلا نمی‌تونم باهاش ارتباط برقرار کنم.

591
00:36:40,072 --> 00:36:43,034
‫این خوب نیست.
‫یارو داره زیاده‌روی می‌کنه.

592
00:36:44,410 --> 00:36:45,244
‫هریسون چی میگه؟

593
00:36:46,204 --> 00:36:49,457
‫که کار تاکشیتا تقریبا تموم شده،
‫پس مشکلی ایجاد نمی‌کنه.

594
00:36:49,540 --> 00:36:52,585
‫عملا اشتباه نمیگه، ولی...

595
00:36:53,586 --> 00:36:55,463
‫تو چی؟
‫تو چی فکر می‌کنی؟

596
00:36:55,546 --> 00:36:58,299
‫در این حیطه کاری، هر کدوم‌مون نقشی داریم.

597
00:36:58,966 --> 00:37:01,969
‫- تاکشیتا کارش رو به اتمام می‌رسونه.
‫- منظورم این نبود. هریسون رو میگم.

598
00:37:02,595 --> 00:37:04,263
‫هوم؟ منظورت چیه؟

599
00:37:06,474 --> 00:37:09,018
‫خبرش رو شنیدی؟
‫خبر مرگ هایاشی؟

600
00:37:09,602 --> 00:37:11,687
‫اون مُرده؟
‫کِی این اتفاق افتاده؟

601
00:37:11,771 --> 00:37:12,688
‫هفته‌ی پیش.

602
00:37:14,398 --> 00:37:16,943
‫من دستمزد معرفی کردن‌مون به آبیرو رو بهش دادم،

603
00:37:17,026 --> 00:37:18,778
‫بعد فرداش اون مُرد.

604
00:37:23,282 --> 00:37:26,410
‫فکر کنم هریسون اونو به قتل رسونده.

605
00:37:27,286 --> 00:37:30,373
‫البته که خودش نکشتتش.
‫یکی رو استخدام کرده.

606
00:37:32,041 --> 00:37:33,584
‫اون مرد روانیه.

607
00:37:34,377 --> 00:37:35,253
‫دیوونه‌ست.

608
00:37:37,046 --> 00:37:38,965
‫بعد از اون عملیات در ابیسو،

609
00:37:38,965 --> 00:37:40,883
‫پیرمرده هم مرگ عجیبی داشت.

610
00:37:41,384 --> 00:37:42,927
‫اونم احتمالا کار هریسون بوده.

611
00:37:45,137 --> 00:37:46,639
‫بین خودمون بمونه،

612
00:37:47,890 --> 00:37:51,060
‫وقتی این عملیات تموم شد،
‫فکر کنم دیگه کنار بکشم.

613
00:37:52,645 --> 00:37:55,314
‫دیگه نیازی به پول بیشتر ندارم.
‫به اندازه کافی پول در آوردم.

614
00:37:56,691 --> 00:38:00,945
‫دوست دارم بی سر و صدا با خانواده‌ام زندگی کنم.
‫فقط همینو می‌خوام.

615
00:38:02,154 --> 00:38:03,030
‫تاکومی،

616
00:38:03,614 --> 00:38:05,574
‫حواست به هریسون باشه.

617
00:38:11,080 --> 00:38:12,748
‫- بله؟
‫- تاتسو!

618
00:38:13,374 --> 00:38:14,208
‫پیداش کردم!

619
00:38:14,709 --> 00:38:16,752
‫اسم تسوجیموتو روش نوشته نشده،

620
00:38:16,836 --> 00:38:18,462
‫ولی مطمئنم که خودشه.

621
00:38:18,546 --> 00:38:20,631
‫با معبد تاییدش می‌کنم
‫و بهت خبر میدم.

622
00:38:20,715 --> 00:38:22,633
‫- وقتشه بریم.
‫- خوبه. عالیه.

623
00:38:22,717 --> 00:38:23,592
‫بریم.

624
00:38:27,346 --> 00:38:28,973
‫- ممنون.
‫- ممنون.

625
00:38:41,027 --> 00:38:42,486
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتیم.

626
00:38:57,209 --> 00:38:59,587
‫چیه؟ الان سرم شلوغه.
‫بهت زنگ می‌زنم.

627
00:38:59,670 --> 00:39:01,964
‫پارسال دوست، امسال آشنا
‫آقای شیمومورا.

628
00:39:03,549 --> 00:39:05,176
‫هریسون یاماناکا هستم.

629
00:39:06,385 --> 00:39:09,889
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.
‫تا اینجا پیش اومدی.

630
00:39:10,848 --> 00:39:12,433
‫ولی دیگه تموم میشه.

631
00:39:14,101 --> 00:39:17,772
‫الانه که یه جلسه تشریفاتی مهم برامون شروع بشه.

632
00:39:17,855 --> 00:39:19,815
‫شرمنده، ولی نمی‌تونیم اجازه بدیم که
‫مزاحمت ایجاد کنی.

633
00:39:21,192 --> 00:39:22,109
‫هریسون...

634
00:39:34,497 --> 00:39:35,623
‫از این طرف.

635
00:39:37,124 --> 00:39:41,253
‫بابت صبوری‌تون متشکرم.
‫آقای جینایی و آقای مامیا رسیدن.

636
00:39:42,713 --> 00:39:45,925
‫سلام. ببخشید که دیر کردیم.
‫لطفا ما رو ببخشید آقایون.

637
00:39:46,008 --> 00:39:48,761
‫من آیوگی هستم از املاک سکیو،

638
00:39:48,844 --> 00:39:50,930
‫رئیس بخش توسعه.
‫از دیدنتون خوشحالم.

639
00:39:51,013 --> 00:39:55,351
‫بنده کارشناس قضایی برای خانوم کاوایی هستم،
‫و همچنین مشاور مالی ایشون هم هستم.

640
00:39:55,976 --> 00:39:56,977
‫اسم بنده جینایی هست.

641
00:39:57,061 --> 00:40:00,523
‫من به درخواست آقای جینایی
‫دارایی‌های خانوم کاوایی رو مدیریت می‌کنم.

642
00:40:00,606 --> 00:40:01,690
‫اسم بنده مامیاست.

643
00:40:02,274 --> 00:40:03,442
‫خوشوقتم.

644
00:40:03,526 --> 00:40:05,236
‫- آیوگی.
‫- متشکرم.

645
00:40:18,082 --> 00:40:19,458
‫خب، شروع کنیم؟

646
00:40:19,542 --> 00:40:20,418
‫آم...

647
00:40:21,210 --> 00:40:23,838
‫خانوم کاوایی تو راهن یا جایی گیر کردن؟

648
00:40:23,921 --> 00:40:26,090
‫بله، در این مورد.

649
00:40:26,173 --> 00:40:30,344
‫متاسفانه امروز صبح تب کردن
‫و نمی‌تونن بیان.

650
00:40:30,428 --> 00:40:32,972
‫این مایه‌ی تاسفه.

651
00:40:33,472 --> 00:40:34,974
‫در خصوص این مسئله،

652
00:40:35,057 --> 00:40:38,894
‫خانوم کاوایی مسئولیتش رو به طور کامل
‫به ما سپردن،

653
00:40:38,978 --> 00:40:40,438
‫پس نیازی نیست نگران چیزی باشین.

654
00:40:40,521 --> 00:40:42,982
‫به نظرتون می‌تونیم بالاخره ایشون رو ببینیم؟

655
00:40:43,065 --> 00:40:45,443
‫بستگی داره که امروز چطور پیش میره.

656
00:40:45,526 --> 00:40:47,486
‫ما هنوز مذاکرات‌مون رو شروع نکردیم.

657
00:40:48,112 --> 00:40:52,366
‫ممکنه که دیگه هرگز چهره‌ی همدیگه رو نبینیم.

658
00:40:53,242 --> 00:40:55,244
‫منو ببخشید.
‫بنده گستاخی کردم.

659
00:41:15,473 --> 00:41:17,308
‫خب، شروع کنیم؟

660
00:41:18,559 --> 00:41:20,352
‫ما تونستیم از زمین بازدید کنیم.

661
00:41:20,853 --> 00:41:24,106
‫محل این قطعه زمین فوق‌العاده‌ست.

662
00:41:24,190 --> 00:41:27,401
‫ما خوش شانس بودیم که شخصاً چندین بار
‫از زمین دیدن کنیم.

663
00:41:27,485 --> 00:41:28,944
‫- بله.
‫- موافقیم.

664
00:41:29,028 --> 00:41:31,739
‫قصد داریم با جدیت خریدش رو در نظر بگیریم.

665
00:41:31,822 --> 00:41:35,284
‫ما همه نمایندگان املاک سکیو،

666
00:41:35,367 --> 00:41:38,412
‫دوست داریم باهاتون در میون بذاریم که
‫قصدمون برای خرید این زمین چیه.

667
00:41:38,496 --> 00:41:42,416
‫ما قصد داریم از این فضای 3200 متر مربعی
‫برای ایجاد

668
00:41:42,500 --> 00:41:44,543
‫پروژه "تاکاناوا" استفاده کنیم،

669
00:41:44,627 --> 00:41:47,296
‫و یک مرکز تجاری بزرگ و ساختمان اداری بسازیم.

670
00:41:47,379 --> 00:41:49,298
‫هنوز زوده که برنامه‌هاتون رو بهمون نشون بدین.

671
00:41:50,007 --> 00:41:52,843
‫- مگه نباید اول در خصوص یه چیزی تصمیم‌گیری کنیم؟
‫- ببخشید؟

672
00:41:52,927 --> 00:41:55,804
‫مطمئنم که شما از آقای آبیرو شنیدین

673
00:41:55,888 --> 00:42:00,059
‫که خانوم کاوایی از قبل در خصوص خرید این زمین

674
00:42:00,142 --> 00:42:01,185
‫با شرکت هلدینگ آبیرو قرارداد بسته.

675
00:42:01,769 --> 00:42:02,728
‫شنیدیم.

676
00:42:02,811 --> 00:42:05,648
‫من امروز قرارداد خرید رو با خودم آوردم.
‫لطفا نگاهی بهش بندازین.

677
00:42:10,236 --> 00:42:15,741
‫[قرارداد خرید املاک و مستغلات]

678
00:42:36,053 --> 00:42:37,513
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

679
00:43:00,077 --> 00:43:01,662
‫نیو نامبو ام60؟

680
00:43:03,330 --> 00:43:07,876
‫شنیدم که کارآگاه‌های امروزی کلت ساکورا
‫یا اسمیت و وسون حمل می‌کنن.

681
00:43:08,460 --> 00:43:09,378
‫تو مرد وفاداری هستی.

682
00:43:11,088 --> 00:43:13,257
‫- من قدیمی‌گرام.
‫- مشخصه.

683
00:43:14,925 --> 00:43:19,471
‫و کل دوران حرفه شغلیت هم توی واحد دوم تحقیقات بودی.

684
00:43:19,555 --> 00:43:21,015
‫خیلی فرصت نداشتی که از اسلحه‌ات استفاده کنی.

685
00:43:21,599 --> 00:43:26,353
‫من کل عمرم دنبال مجرمان اداری‌ای مثل تو بودم،
‫پس آره.

686
00:43:28,856 --> 00:43:29,690
‫درنهایت،

687
00:43:31,483 --> 00:43:35,362
‫هرگز تصور نمی‌کردم که با اسلحه‌ی خودم
‫بهم شلیک کنن.

688
00:43:36,280 --> 00:43:37,156
‫شلیک؟

689
00:43:37,948 --> 00:43:39,408
‫نمی‌خوای بهم شلیک کنی؟

690
00:43:40,451 --> 00:43:42,077
‫مگه منو نیاوردی اینجا که بمیرم؟

691
00:43:42,995 --> 00:43:44,580
‫- دلیلش همین نیست؟
‫- اشتباهه.

692
00:43:47,833 --> 00:43:51,962
‫پلیس وقتی یکی از مأمورهاش کشته میشه
‫خیلی مضطرب میشه.

693
00:43:53,380 --> 00:43:56,759
‫و من هرگز از عمد چنین ریسکی نمی‌کنم.

694
00:44:03,641 --> 00:44:05,267
‫تو از اونجا می‌پری.

695
00:44:07,645 --> 00:44:10,564
‫قراره خودکشی کنی، شیمومورا.

696
00:44:20,240 --> 00:44:22,785
‫کپی مدارک شناسایی و...

697
00:44:22,868 --> 00:44:24,495
‫گواهی رسمی مهر خورده‌ی خانوم کاوایی.

698
00:44:24,578 --> 00:44:25,954
‫لطفا بررسی‌شون کنین.

699
00:44:29,750 --> 00:44:32,044
‫[ گواهی رسمی مهر خورده، ناتسومی کاوایی]

700
00:44:36,840 --> 00:44:39,176
‫[وکالتنامه]

701
00:44:48,852 --> 00:44:51,772
‫[هویت از طریق گذرنامه و گواهینامه رانندگی تایید شده]

702
00:45:00,823 --> 00:45:01,865
‫خیلی‌خب،

703
00:45:02,658 --> 00:45:05,452
‫بیاین درمورد قیمت خرید زمین صحبت کنیم.

704
00:45:06,286 --> 00:45:09,081
‫لطفا قیمتی که مد نظر دارین رو بهمون بگین.

705
00:45:09,164 --> 00:45:10,833
‫اول، می‌خوام به همه یادآوری کنم

706
00:45:10,916 --> 00:45:14,837
‫که این مجموعه زمین به ندرت در بین
‫خط راه‌آهن یامانوته دیده شدن.

707
00:45:15,546 --> 00:45:18,549
‫دوم اینکه نزدیک به ایستگاه شیناگاوا
‫و ایستگاه سنگوکو هست.

708
00:45:18,632 --> 00:45:21,927
‫همچنین، یه ایستگاه جدید از خط راه‌آهن یامانوته
‫دو سال دیگه باز میشه.

709
00:45:22,010 --> 00:45:25,681
‫در ارتباط با این، توسعه بزرگی توسط جی‌آر و توکیو

710
00:45:25,764 --> 00:45:26,890
‫در پیرامون این ایستگاه‌ها آغاز شده،

711
00:45:26,974 --> 00:45:28,517
‫و انتظار میره که منطقه...

712
00:45:28,600 --> 00:45:31,770
‫- قطعی شده‌ست که عالی بشه.
‫- درسته.

713
00:45:32,563 --> 00:45:36,775
‫معمولا چنین انتظاراتی احتمالا باید در قیمت تاثیر داشته باشه،

714
00:45:37,317 --> 00:45:40,195
‫ولی فروشنده میگه که در محدوده قیمتی منطقی‌ای نگهش داریم،

715
00:45:40,279 --> 00:45:41,655
‫و تصمیمش رو برعهده‌ی ما گذاشته.

716
00:45:42,239 --> 00:45:44,908
‫- قیمت چنده؟
‫- 14 میلیارد ین.

717
00:45:46,201 --> 00:45:47,619
‫14 میلیارد؟

718
00:45:52,040 --> 00:45:54,376
‫یه خونه دل‌انگیز دست دوم،

719
00:45:54,460 --> 00:45:58,881
‫که 25 سال پیش با پول وام
‫به مبلغ 32.7 میلیون ین خریدی.

720
00:45:58,964 --> 00:46:01,967
‫میشه گفت خونه دنج و جذابی سرشار از خوشیه.

721
00:46:10,392 --> 00:46:13,187
‫انگار دختر و نوه‌ات اومدن خونه‌ات.

722
00:46:15,105 --> 00:46:17,483
‫اگه نظرت رو عوض کنی و نپری،

723
00:46:17,566 --> 00:46:21,653
‫زنگ می‌زنم که خانواده‌ات رو همین الان بکشن
‫و خونه‌‌ات رو آتیش بزنن.

724
00:46:22,946 --> 00:46:24,740
‫اگه به حرفم گوش بدی و بپری،

725
00:46:25,449 --> 00:46:27,117
‫یه مو هم از سر خانواده‌ات کم نمیشه.

726
00:46:28,076 --> 00:46:29,536
‫اینو بهت قول میدم.

727
00:46:32,331 --> 00:46:35,626
‫فقط یه راه وجود داره که خانواده‌ات
‫در این وضعیت زنده بیرون بره.

728
00:46:39,463 --> 00:46:41,799
‫هریسون عوضی!

729
00:46:41,882 --> 00:46:43,425
‫14 میلیارد.

730
00:46:43,509 --> 00:46:46,845
‫این قیمتیه که من بعد از بررسی ارزش بازار به دست آوردم.

731
00:46:46,929 --> 00:46:48,680
‫ما خریدارنی با این قیمت داریم،

732
00:46:48,764 --> 00:46:51,099
‫که ارزش زمین و محلش رو می‌دونن.

733
00:46:51,683 --> 00:46:55,145
‫با این حال، خانوم کاوایی شخص خیلی سخاوتمندیه.

734
00:46:59,566 --> 00:47:01,235
‫12 میلیارد ین چطوره؟

735
00:47:04,613 --> 00:47:06,782
‫- لطفا یه لحظه بهمون وقت بدین.
‫- البته.

736
00:47:11,578 --> 00:47:13,872
‫[هزینه تملک زمین 10.3 میلیارد]

737
00:47:48,490 --> 00:47:50,409
‫لطفا کفش‌هات رو در بیار.

738
00:47:51,577 --> 00:47:54,746
‫اینطوری یادداشت خودکشیت رو باد نمی‌بره.

739
00:47:57,291 --> 00:47:59,877
‫- تو خوب آماده شدی.
‫- آره.

740
00:48:01,086 --> 00:48:02,963
‫حتی دست‌خطت رو هم کپی کردم.

741
00:48:03,881 --> 00:48:06,842
‫- چی نوشتم؟
‫- حرف‌های کلیشه‌ای.

742
00:48:06,925 --> 00:48:08,760
‫از خانواده‌ات سپاسگزاری کردی،

743
00:48:08,844 --> 00:48:12,306
‫نگرانی‌هایی که نسبت به سلامتی جسمانیت
‫و زندگی بعد از بازنشستگی داشتی.

744
00:48:12,890 --> 00:48:14,349
‫درکل خیلی هم دقیقه.

745
00:48:17,227 --> 00:48:19,479
‫میشه یه چیزِ آخری رو بهم بگی؟

746
00:48:27,779 --> 00:48:29,948
‫امکانش هست که

747
00:48:30,449 --> 00:48:33,368
‫پیشنهاد 10.8 میلیارد ین رو در نظر بگیرین؟

748
00:48:35,704 --> 00:48:38,874
‫بعد از اینکه خانوم کاوایی قیمت رو
‫از نرخ روز کم کرده،

749
00:48:38,957 --> 00:48:40,918
‫می‌خواین باهامون چونه بزنین؟

750
00:48:42,002 --> 00:48:43,754
‫شاید بهتره زیاد طمع نکنین.

751
00:48:43,837 --> 00:48:46,340
‫این...
‫نمی‌خواستم به کسی توهین کنم.

752
00:48:46,423 --> 00:48:50,052
‫مگه تو نگفتی که از میتسویی و توکیو،

753
00:48:50,135 --> 00:48:51,386
‫و همچنین از نومورا و موری
‫پیشنهاد خرید دریافت کردی؟

754
00:48:51,470 --> 00:48:52,971
‫بله. خیلی.

755
00:48:53,722 --> 00:48:56,808
‫ما اومدیم به شرکتی زمین رو بفروشیم
‫که بتونه سریع تصمیم بگیره.

756
00:48:57,392 --> 00:48:59,019
‫لطفا یه لحظه بهمون وقت بدین.

757
00:49:00,520 --> 00:49:02,773
‫چطور فهمیدی که داشتم دنبالت می‌کردم؟

758
00:49:04,066 --> 00:49:06,026
‫که داشتم درمورد شرکت تحقیق می‌کردم؟

759
00:49:07,903 --> 00:49:10,614
‫و چطور تمام اطلاعات شخصی‌ام
‫رو به دست آوردی؟

760
00:49:10,697 --> 00:49:12,282
‫اینو پیش خودم نگه می‌دارم.

761
00:49:12,282 --> 00:49:13,825
‫قسم رازداری خوردم.

762
00:49:13,909 --> 00:49:16,119
‫قسم رازداری کجا بود.

763
00:49:17,746 --> 00:49:19,456
‫تنها قانون تو اینه:

764
00:49:20,332 --> 00:49:22,668
‫مُرده‌ها نمی‌تونن چیزی رو فاش کنن.

765
00:49:22,751 --> 00:49:25,462
‫و مُرده‌ها هم نمی‌تونن چیزی رو بشنون.

766
00:49:26,421 --> 00:49:28,173
‫نیازی نیست که اطلاعات بیشتری رو بشنوی.

767
00:49:28,256 --> 00:49:30,968
‫تو یه مخبر نفوذی داری، مگه نه؟

768
00:49:31,051 --> 00:49:33,095
‫مطمئنی که می‌خوای اینو بدونی؟

769
00:49:33,720 --> 00:49:36,598
‫وقعا می‌خوای این آخرین خاطره‌ات
‫روی کره‌ زمین باشه؟

770
00:49:37,766 --> 00:49:39,017
‫هاباست، مگه نه؟

771
00:49:41,311 --> 00:49:42,187
‫چقدر؟

772
00:49:44,272 --> 00:49:47,693
‫- جواب بده.
‫- اون به طرز تعجب‌آوری منطقی تا کرد.

773
00:49:51,113 --> 00:49:52,239
‫خیلی‌خب.

774
00:49:53,073 --> 00:49:54,825
‫وقتشه رویداد اصلی رو شروع کنیم.

775
00:50:27,441 --> 00:50:28,275
‫دوباره امتحان می‌کنیم.

776
00:50:29,234 --> 00:50:32,487
‫11.4 میلیارد ین چطوره؟

777
00:50:32,571 --> 00:50:35,824
‫11.8.
‫هر رقمی کمتر از این دشواره.

778
00:50:35,907 --> 00:50:37,701
‫واقعا همینطوره.

779
00:50:37,784 --> 00:50:40,746
‫11.8 میلیارد ین.

780
00:50:43,123 --> 00:50:43,957
‫مطمئن نیستم.

781
00:50:52,966 --> 00:50:54,384
‫این چطوره؟

782
00:50:55,302 --> 00:50:58,472
‫چطور سر 11.2 توافق کنیم؟

783
00:50:59,723 --> 00:51:03,143
‫علاوه بر این،
‫ما هزینه تخریب ساختمان رو برعهده می‌گیریم.

784
00:51:03,727 --> 00:51:05,979
‫پس شد 11.2.
‫بیاین معامله کنیم.

785
00:51:06,021 --> 00:51:06,813
‫چطوره؟

786
00:51:10,734 --> 00:51:12,110
‫خیلی ممنون.

787
00:51:14,863 --> 00:51:17,115
‫ولی یه شرط داره.

788
00:51:43,058 --> 00:51:44,184
‫چی شده؟

789
00:51:50,023 --> 00:51:51,608
‫این قابل درکه.

790
00:51:53,401 --> 00:51:55,362
‫نیازی نیست بخاطرش شرمنده بشی.

791
00:51:56,279 --> 00:51:58,365
‫برای یه انسان طبیعیه.

792
00:51:59,116 --> 00:52:02,869
‫تو در ازای نجات جون خانواده‌ات می‌میری.

793
00:52:03,620 --> 00:52:06,164
‫مرگت ستودنی خواهد بود.

794
00:52:09,751 --> 00:52:12,671
‫تو یه هیولایی.
‫وانمود نکن که انسانی.

795
00:52:24,057 --> 00:52:25,392
‫پس بذار کمکت کنم.

796
00:52:25,892 --> 00:52:28,270
‫ولی یه شرط داره.

797
00:52:28,353 --> 00:52:30,438
‫خانوم کاوایی برای فروش عجله داره.

798
00:52:31,314 --> 00:52:34,484
‫لطفا درخواست خرید زمین رو
‫تا پایان وقت اداری فردا ارائه کنین.

799
00:52:34,568 --> 00:52:37,696
‫ما هم همون روز
‫تعهدنامه رو برای فروش ارائه می‌کنیم.

800
00:52:37,779 --> 00:52:39,531
‫و بعد از اینکه این به پایان رسید،

801
00:52:40,574 --> 00:52:42,909
‫طی دو هفته پرداخت وجه و امضا کردن قرارداد
‫رو انجام می‌دیم.

802
00:52:42,993 --> 00:52:45,245
‫- طی دو هفته؟
‫- بله.

803
00:52:45,328 --> 00:52:47,747
‫این ممکنه شدنی نباشه.

804
00:52:47,831 --> 00:52:49,166
‫چون مبلغ خیلی بالاست،

805
00:52:49,249 --> 00:52:51,543
‫باید در یه جلسه داخلی تایید بشه.

806
00:52:51,626 --> 00:52:52,794
‫متوجه این هستیم،

807
00:52:52,878 --> 00:52:56,631
‫ولی اگه فس فس کنین،
‫ممکنه یه شرکت دیگه بخرتش.

808
00:52:56,715 --> 00:52:58,884
‫خانوم کاوایی برای فروش عجله داره.

809
00:52:58,967 --> 00:53:00,927
‫متوجه این هستیم، ولی نمی‌تونیم.

810
00:53:01,011 --> 00:53:04,806
‫برای هیچ شرکتی ممکن نیست که
‫با این سرعت تاییدیه داخلی بگیره.

811
00:53:04,890 --> 00:53:06,600
‫این شرط رو قبول می‌کنیم.

812
00:53:07,809 --> 00:53:08,643
‫چی؟

813
00:53:12,647 --> 00:53:14,608
‫فقط وانمود کن که چشم‌بند روی چشم‌هاته.

814
00:53:15,650 --> 00:53:18,111
‫لازم نیست کاری کنی.
‫خودم هلت میدم.

815
00:53:19,487 --> 00:53:20,697
‫چطور شروع کنیم؟

816
00:53:23,658 --> 00:53:24,492
‫سه،

817
00:53:25,785 --> 00:53:26,620
‫دو،

818
00:53:27,829 --> 00:53:28,663
‫یک...

819
00:53:31,041 --> 00:53:32,042
‫شروع.

820
00:53:32,125 --> 00:53:33,168
‫بیا اینطوری انجامش بدیم.

821
00:53:35,754 --> 00:53:37,797
‫فکرش رو نکن که دستم رو بگیری.

822
00:53:38,506 --> 00:53:41,259
‫حتی فکرش هم نکن که منو با خودت بندازی پایین.

823
00:53:42,344 --> 00:53:43,637
‫بخاطر خانواده‌ات هم که شده.

824
00:53:55,941 --> 00:53:56,775
‫آماده‌ای؟

825
00:53:58,652 --> 00:53:59,736
‫سه.

826
00:54:17,045 --> 00:54:17,921
‫خیلی‌خب.

827
00:54:18,964 --> 00:54:21,049
‫بیا سر 11.2 میلیارد توافق کنیم.

828
00:54:21,675 --> 00:54:25,262
‫ولی چون یه پرداخت یکجا با این مبلغ غیرعادیه،

829
00:54:25,345 --> 00:54:27,180
‫یه تغییراتی ضروریه.

830
00:54:27,264 --> 00:54:29,849
‫تلاش‌مون رو می‌کنیم که انتظارات‌تون رو برآورده کنیم.

831
00:54:29,933 --> 00:54:31,059
‫متشکرم.

832
00:54:31,142 --> 00:54:34,187
‫علاوه بر این، ما هم یه شرط داریم.

833
00:54:35,939 --> 00:54:38,984
‫من شخص مسئول در شرکت املاک سکیو هستم،

834
00:54:39,734 --> 00:54:43,154
‫نمی‌تونم صرفا با همین یه جلسه
‫قرارداد رو ببندم.

835
00:54:43,738 --> 00:54:46,825
‫- چه شرطی برای ما دارین؟
‫- می‌خوایم با خانوم کاوایی ملاقات کنیم.

836
00:54:47,325 --> 00:54:48,910
‫باید قبل از امضای قرارداد ملاقات کنیم.

837
00:54:49,577 --> 00:54:52,247
‫علاوه بر این، می‌خوایم یه تور با ایشون داشته باشیم.

838
00:54:52,330 --> 00:54:56,418
‫در حضور ایشون از زمین،
‫از جمله خونه‌شون و معبد کوان‌جی دیدن کنیم.

839
00:54:58,712 --> 00:54:59,796
‫انجامش می‌دیم.

840
00:55:00,588 --> 00:55:03,550
‫فوراً با خانوم کاوایی صحبت می‌کنیم.

841
00:55:04,342 --> 00:55:07,262
‫ما یه شرط دیگه هم داریم.

842
00:55:08,638 --> 00:55:10,348
‫تنها بعد از اینکه شما

843
00:55:10,849 --> 00:55:13,601
‫از شرکت‌تون تاییدیه داخلی گرفتین
‫با خانوم کاوایی ملاقات می‌کنیم.

844
00:55:17,188 --> 00:55:18,023
‫تا اون موقع خدانگهدار.

845
00:55:37,167 --> 00:55:38,293
‫اوه، الو؟

846
00:55:39,794 --> 00:55:40,628
‫الو؟

847
00:55:41,588 --> 00:55:43,715
‫تاتسو، صدام رو می‌شنوی؟

848
00:55:45,300 --> 00:55:46,217
‫الو؟

849
00:55:46,801 --> 00:55:47,635
‫تاتسو؟

850
00:55:49,054 --> 00:55:50,305
‫می‌شنوی؟
