﻿1
00:01:14,783 --> 00:01:15,617
‫کوراموچی.

2
00:01:17,660 --> 00:01:18,536
‫یه دقیقه وقت داری؟

3
00:01:19,954 --> 00:01:21,039
‫بله.

4
00:01:22,832 --> 00:01:24,626
‫می‌خوام یه سوالی ازت بپرسم.

5
00:01:24,626 --> 00:01:26,377
‫درمورد پرونده‌ایه که داری روش کار می‌کنی.

6
00:01:26,461 --> 00:01:28,671
‫- تا کجا پیش رفتی؟
‫- چی؟

7
00:01:28,755 --> 00:01:31,091
‫زمین‌قاپ‌ها.
‫جفت‌تون چی فهمیدین؟

8
00:01:32,842 --> 00:01:34,844
‫بخاطر اینکه به زودی قرار بود بازنشسته بشه
‫کاری نداشتم.

9
00:01:35,428 --> 00:01:38,431
‫هیچ جرمی گزارش نشده بود،
‫ولی تاتسو گفت برای آموزش توئه.

10
00:01:38,515 --> 00:01:40,141
‫بدون اجازه من پیگیریش کرد.

11
00:01:42,018 --> 00:01:42,936
‫حالا هرچی.

12
00:01:43,019 --> 00:01:45,271
‫تا آخر وقت کاری فردا گزارشی بهم بده.

13
00:01:46,439 --> 00:01:47,857
‫یه جای کار می‌لنگه.

14
00:01:49,192 --> 00:01:50,735
‫نمی‌تونه خودکشی بوده باشه.

15
00:01:51,361 --> 00:01:52,237
‫ها؟

16
00:01:55,115 --> 00:01:56,157
‫امکان نداره.

17
00:01:57,909 --> 00:02:01,121
‫- تاتسو هرگز خودکشی نمی‌کنه.
‫- الکی نمی‌خوای قبول کنی.

18
00:02:01,204 --> 00:02:03,706
‫هر دومون گزارش صحنه و یادداشتش رو خوندیم.

19
00:02:05,166 --> 00:02:06,835
‫خودکشی بود.

20
00:02:07,418 --> 00:02:11,089
‫مشکلات سلامتی‌ای که مدت‌ها درگیرش بود
‫عذابش می‌داده.

21
00:02:13,633 --> 00:02:15,969
‫باهات همدردی می‌کنم،
‫ولی باید قبول کنی...

22
00:02:16,052 --> 00:02:17,053
‫هریسون یاماناکا.

23
00:02:18,888 --> 00:02:20,098
‫تاتسو بهم گفت.

24
00:02:21,599 --> 00:02:22,809
‫درمورد معامله‌گر زمین.

25
00:02:23,309 --> 00:02:25,270
‫درمورد صاحبخونه شینباشی.

26
00:02:25,353 --> 00:02:26,855
‫بدل معامله‌ی ابیسو.

27
00:02:27,814 --> 00:02:29,983
‫گروه هریسون.

28
00:02:29,983 --> 00:02:32,110
‫زمین‌قاپ‌ها ممکنه پشت تمام اون قتل‌ها باشن.

29
00:02:33,653 --> 00:02:34,612
‫تاتسو،

30
00:02:34,696 --> 00:02:36,698
‫روز قبل از مُردنش،

31
00:02:36,781 --> 00:02:40,034
‫ممکنه یه جوری با هریسون یاماناکا مواجه شده باشه.

32
00:02:40,618 --> 00:02:43,496
‫یعنی ممکن نیست که هریسون یاماناکا
‫اونو در قالب خودکشی

33
00:02:43,580 --> 00:02:44,664
‫به قتل رسونده باشه؟

34
00:02:44,747 --> 00:02:45,623
‫حواست به حرف زدنت باشه.

35
00:02:51,045 --> 00:02:53,464
‫لطفا اجازه بدین سابقه تماس‌های گوشی تاتسو رو بررسی کنم.

36
00:02:53,548 --> 00:02:54,924
‫- امکانش نیست.
‫- چرا؟

37
00:02:56,301 --> 00:02:57,468
‫لازم نیست.

38
00:03:03,725 --> 00:03:04,934
‫خیلی‌خب، بیا شروع کنیم.

39
00:03:06,853 --> 00:03:08,188
‫نیازی نیست مضطرب باشی.

40
00:03:08,271 --> 00:03:10,899
‫طبق تمرین‌مون جواب بده
‫اونوقت مشکلی پیش نمیاد.

41
00:03:12,317 --> 00:03:14,986
‫- باشه.
‫- اول کلاهت رو بردار.

42
00:03:20,325 --> 00:03:22,160
‫آه، ایولا.

43
00:03:22,744 --> 00:03:24,871
‫عالیه.
‫لطفا اسمت رو بهم بگو.

44
00:03:24,954 --> 00:03:27,665
‫من کاوایی ناتسومی هستم.

45
00:03:27,749 --> 00:03:29,209
‫تاریخ تولدت؟

46
00:03:29,709 --> 00:03:34,088
‫من در سال 15 عصر شوا،
‫سوم جولای به دنیا اومدم.

47
00:03:34,172 --> 00:03:37,342
‫- نماد زودیاک؟
‫- سال اژدها.

48
00:03:37,425 --> 00:03:39,844
‫- آدرست...
‫- خب...

49
00:03:41,346 --> 00:03:44,641
‫در توکیوئه.
‫میناتو، تاکاناوا.

50
00:03:44,724 --> 00:03:46,309
‫شماره پلاک 22-5...

51
00:03:46,392 --> 00:03:48,978
‫- نظرت چیه؟
‫- لطفا از خانواده‌ات برام بگو.

52
00:03:49,062 --> 00:03:50,063
‫اون خیلی خوبه.

53
00:03:50,146 --> 00:03:53,107
‫- من تنها زندگی می‌کنم.
‫- بله، به نظرم خوب عمل می‌کنه.

54
00:03:53,191 --> 00:03:54,609
‫پس اون بدل ماست؟

55
00:03:54,692 --> 00:03:55,693
‫بله.

56
00:03:55,777 --> 00:03:58,238
‫اسم معبدی که براش کار می‌کنی چیه؟

57
00:03:58,988 --> 00:04:00,573
‫اسمش کوان‌جیـه.

58
00:04:00,657 --> 00:04:02,700
‫به حروف کانجی چطور نوشته میشه؟

59
00:04:04,202 --> 00:04:07,956
‫حروف کانجی‌ای که استفاده میشه
‫به معنی "نور"،

60
00:04:08,748 --> 00:04:10,541
‫"کلبه بودایی" و "معبد" هست.

61
00:04:14,796 --> 00:04:17,298
‫  زمین‌قاپ‌ها اعضای گروه‌های 
‫  کلاهبرداری املاک و مستغلات هستن 

62
00:04:17,382 --> 00:04:20,260
‫  که خودشون رو جای صاحبان ملک می‌زنن 
‫  تا زمین‌شون رو بفروشن. 

63
00:04:21,135 --> 00:04:25,974
‫  این گروه‌های کلاهبرداری با استفاده از حقه‌بازی 
‫  و اسناد جعلی پول‌ زیادی رو می‌دزدن. 

64
00:04:26,557 --> 00:04:31,187
‫  گروه‌های کلاهبرداری زمین شامل یه رهبر، 
‫  مذاکره‌گر، مخبر، 

65
00:04:31,271 --> 00:04:35,441
‫  مشاور حقوقی، جاعل اسناد 
‫  و استخدام کننده بدل می‌شن. 

66
00:04:37,777 --> 00:04:42,490
‫  هر یک از اعضای گروه باید دارای تکنیک‌های مجرمانه دقیق 
‫  و خیلی پیشرفته باشن. 

67
00:04:47,495 --> 00:04:49,455
‫تایید هویت با شرکت املاک سکیو

68
00:04:49,539 --> 00:04:51,541
‫ده روز دیگه در تاریخ 20ام نوامبر انجام می‌گیره.

69
00:04:52,208 --> 00:04:55,044
‫قراره در لابی کافه‌ی هتل بزرگ شیروگان ملاقاتشون کنیم.

70
00:04:55,712 --> 00:04:58,673
‫من، گوتو و بدل کاوایی ناتسومی،

71
00:04:58,756 --> 00:05:00,049
‫همگی می‌ریم اونجا.

72
00:05:00,133 --> 00:05:01,134
‫آبیرو چی؟

73
00:05:01,217 --> 00:05:05,430
‫بهشون می‌گیم که کاوایی ناتسومی می‌خواد
‫تا جای ممکن با آدم‌های کمتری ملاقات کنه.

74
00:05:05,513 --> 00:05:08,558
‫وقتی ملاقات واقعی اتفاق بی‌‎افته،
‫می‌تونه درست جواب بده؟

75
00:05:08,641 --> 00:05:11,769
‫پای جون پسرش وسطه، درست انجامش میده.
‫نگران نباش.

76
00:05:11,853 --> 00:05:13,438
‫از اون چیزی که فکر می‌کردم خیلی باهوش‌تره.

77
00:05:13,521 --> 00:05:17,191
‫فکر کنم تایید هویت حدود نیم ساعت طول بکشه.

78
00:05:17,692 --> 00:05:21,070
‫بعد همه‌مون با تاکسی‌های متفاوت یا ماشین‌هامون
‫به معبد کوان‌جی می‌ریم.

79
00:05:21,154 --> 00:05:22,572
‫می‌بریمشون تا زمین رو نگاه کنن،

80
00:05:22,655 --> 00:05:25,491
‫از جمله پارکینگ
‫و یه تور داخل معبد نشونشون می‌دیم.

81
00:05:25,575 --> 00:05:27,994
‫اگه اونا رو تا داخل معبد ببریم،

82
00:05:28,077 --> 00:05:29,746
‫دلیلی براشون نمی‌مونه که بهمون شک کنن.

83
00:05:29,829 --> 00:05:30,872
‫کلیدها چی؟

84
00:05:30,955 --> 00:05:31,998
‫من اُروچی رو فرستادم.

85
00:05:32,081 --> 00:05:34,751
‫ماه گذشته به عنوان یه باغبون پاره‌وقت شروع به کار کرده.

86
00:05:35,626 --> 00:05:37,879
‫هرموقع که بخواین
‫می‌تونه کلیدهای دروازه اصلی رو

87
00:05:37,962 --> 00:05:40,214
‫با کلیدهای سالن اصلی و دفتر عوض کنه.

88
00:05:40,715 --> 00:05:41,966
‫کارت عالی بود، تاکه.

89
00:05:41,966 --> 00:05:43,176
‫دوباره مثل گذشته شدی.

90
00:05:43,259 --> 00:05:45,261
‫صرفا دارم کاری که بابتش پول می‌گیرم
‫رو انجام میدم.

91
00:05:45,345 --> 00:05:47,722
‫چی؟
‫سر دستمزد توافق کردین؟

92
00:05:47,805 --> 00:05:49,599
‫- سه میلیارد ین؟
‫- بله.

93
00:05:50,308 --> 00:05:52,435
‫ما خیلی در آرامش بودیم
‫و درست و حسابی درمورد همه‌چی صحبت کردیم.

94
00:05:52,518 --> 00:05:54,270
‫آخر مجبور شدم بخاطرش کار بیشتری انجام بدم.

95
00:05:54,354 --> 00:05:55,188
‫مثلا چه کاری؟

96
00:05:55,271 --> 00:05:58,316
‫ازش خواستم پولی که از خریدار می‌گیریم
‫رو بشوره،

97
00:05:58,399 --> 00:06:00,026
‫کاری که معمولا خودم انجام میدم.

98
00:06:00,860 --> 00:06:01,986
‫مقدار پول زیادیه،

99
00:06:02,070 --> 00:06:05,239
‫و روش معمولی پول‌شویی من
‫ممکنه اثرهای ناخواسته‌ای به جا بذاره.

100
00:06:05,323 --> 00:06:07,575
‫این نامردیه.
‫سهم بقیه ما چی؟

101
00:06:07,658 --> 00:06:09,535
‫آره، دستمزد اضافه‌ی ما چی میشه؟

102
00:06:09,619 --> 00:06:13,498
‫خفه شو بابا!
‫من دارم از همه‌تون بیشتر زحمت می‌کشم.

103
00:06:13,581 --> 00:06:15,750
‫شما دارین همون کار همیشگی‌تون رو انجام می‌دین.

104
00:06:15,833 --> 00:06:19,212
‫من دارم پول‌شویی رو انجام میدم
‫و احتمال گیر افتادنم بیشتره.

105
00:06:20,880 --> 00:06:22,423
‫باشه. بعدش چی؟

106
00:06:22,507 --> 00:06:24,634
‫تانیگوچی رو تو معبد می‌ذاریم،

107
00:06:24,717 --> 00:06:27,136
‫بعد من و گوتو به دفتر مرکزی سکیو می‌ریم.

108
00:06:27,220 --> 00:06:29,138
‫به آبیرو می‌گیم که اونجا بهمون ملحق بشه.

109
00:06:30,056 --> 00:06:33,851
‫اون توافقنامه خرید بین شرکت هلدینگ آبیرو
‫و سکیو رو امضا می‌کنه.

110
00:06:33,935 --> 00:06:36,729
‫اوضاع در سکیو چطوره؟
‫ده میلیارد خیلیه.

111
00:06:36,813 --> 00:06:38,815
‫خیلی طول نمی‌کشه تا تاییدیه‌ داخلی رو بگیرن؟

112
00:06:38,898 --> 00:06:42,443
‫ما به سکیو گفتیم که اگه تاییدیه‌ شرکت رو نگیرن،

113
00:06:42,527 --> 00:06:44,195
‫نمی‌ذاریم با کاوایی ملاقات کنن.

114
00:06:45,321 --> 00:06:47,156
‫همونطور که قبلا توضیح دادم،

115
00:06:47,240 --> 00:06:49,367
‫ما داریم با بقیه شرکت‌ها رقابت می‌کنیم.

116
00:06:49,450 --> 00:06:53,663
‫میتسویی، توکیو، موری و سومیتومو
‫از این زمین اطلاعات دارن.

117
00:06:53,746 --> 00:06:57,542
‫بنابراین باید هرچه سریع‌تر روند تایید رو تکمیل کنیم.

118
00:06:57,625 --> 00:07:00,503
‫صاحب زمین خیلی تو فروش زمین عجله داره،

119
00:07:00,586 --> 00:07:03,923
‫که یعنی اگه به اندازه کافی سریع عمل نکنیم

120
00:07:04,006 --> 00:07:05,258
‫ممکنه زمین رو از دست بدیم.

121
00:07:05,341 --> 00:07:07,343
‫یه لحظه صبر کن.
‫غیرممکنه.

122
00:07:07,927 --> 00:07:09,762
‫تایید کردن همچین خرید بزرگی طی دو هفته؟

123
00:07:09,846 --> 00:07:11,139
‫قوانین داخلی این اجازه رو نمیده.

124
00:07:11,222 --> 00:07:12,306
‫تو داری نسنجیده صحبت می‌کنی.

125
00:07:12,390 --> 00:07:16,561
‫تمام تراکنش‌های بالای ده میلیارد ین
‫به قطعنامه هیئت مدیره نیاز داره.

126
00:07:16,644 --> 00:07:17,562
‫ممکن نیست.

127
00:07:17,645 --> 00:07:18,771
‫این دستور کار فوریه.

128
00:07:18,855 --> 00:07:19,772
‫چی؟

129
00:07:20,690 --> 00:07:23,151
‫ما در گذشته چندتا از این موارد رو داشتیم.

130
00:07:23,234 --> 00:07:26,696
‫تصمیمات شرکتی با اخذ تاییدیه از مدیران ارشد

131
00:07:26,779 --> 00:07:29,866
‫از جمله مدیر شرکت
‫و کنار زدن هیئت مدیره اتخاذ می‌شد.

132
00:07:29,949 --> 00:07:32,285
‫این موارد با زمین‌های خیلی مهم سروکار داشتند،

133
00:07:32,368 --> 00:07:35,163
‫بنابراین ما مقررات و ارزیابی ارزش تجاری
‫رو نادیده می‌گرفتیم.

134
00:07:35,246 --> 00:07:40,001
‫به جاش اینو در اولویت قرار می‌دادیم
‫که ریسک نکنیم رقیب‌هامون زمین‌ها رو بخرن.

135
00:07:41,544 --> 00:07:45,715
‫علاوه بر این، من درمورد این زمین
‫به جناب رئیس آبکاوا اطلاع دادم،

136
00:07:45,798 --> 00:07:47,508
‫و اون بسیار علاقه‌منده.

137
00:07:48,593 --> 00:07:51,429
‫نه تنها این مسئله در اولویت قرار داره،

138
00:07:52,054 --> 00:07:55,391
‫بلکه دستور کاری هست که توسط جناب مدیر
‫می‌تونه تایید بشه.

139
00:07:57,310 --> 00:08:00,354
‫اینکه خود جناب مدیر به این زمین علاقه‌منده

140
00:08:00,438 --> 00:08:04,734
‫یعنی این باید برای همه اعضای شرکت هم
‫ارجحیت داشته باشه.

141
00:08:04,817 --> 00:08:07,028
‫چرا داری از جناب رئیس سوءاستفاده می‌کنی؟

142
00:08:07,111 --> 00:08:10,114
‫این کارو نمی‌کنم.
‫این زمین ارزشش رو داره.

143
00:08:10,198 --> 00:08:12,492
‫از جلسه‌ای که با کارگزار داشتیم،

144
00:08:12,575 --> 00:08:14,494
‫متقاعد شدم همین که تاییدیه‌ی شرکت رو داشته باشیم

145
00:08:14,577 --> 00:08:17,246
‫حاضرن زمین رو بفروشن.

146
00:08:17,330 --> 00:08:19,999
‫یعنی اگه حتی یه ثانیه هم تردید کنیم،

147
00:08:20,082 --> 00:08:22,335
‫زمین ممکنه به یکی از رقیب‌هامون فروخته بشه.

148
00:08:32,345 --> 00:08:33,638
‫از این بابت مطمئنی؟

149
00:08:35,056 --> 00:08:39,185
‫- من حرفم رو زدم.
‫- به زور پیش بردن این معامله ریسک بزرگیه.

150
00:08:40,228 --> 00:08:41,938
‫چطوره دقیق‌تر حرفت رو بزنی؟

151
00:08:43,439 --> 00:08:47,568
‫این کارگزار، هلدینگ آبیرو به نظر مشکوک میاد
‫و ما قبلا باهاشون کار نکردیم.

152
00:08:47,652 --> 00:08:48,945
‫اون یه بخش املاک و مستغلات دارن،

153
00:08:49,028 --> 00:08:50,530
‫ولی به عنوان یه شرکت نوپای پوشاک
‫اسم و رسمی واسه خودشون ساختن؟

154
00:08:50,530 --> 00:08:52,031
‫می‌تونیم به این اعتماد کنیم؟

155
00:08:52,114 --> 00:08:54,325
‫در گزارش اعتبارسنجی‌شون مشکلی نبود.

156
00:08:54,867 --> 00:09:00,122
‫تازشم، مشاور شرکت هلدینگ آبیرو
‫همسر قانون‌گذار حزب لیبرال دموکرات، تابوسه هست.

157
00:09:00,665 --> 00:09:01,916
‫مطمئنم که اونو می‌شناسی.

158
00:09:01,999 --> 00:09:04,794
‫تابوسه حامی باارزش و قدرتمند
‫لابیِ ساخت و سازه.

159
00:09:04,877 --> 00:09:07,838
‫هزینه یه میلیارد ینِی کارگزار مسخره‌ست.

160
00:09:07,922 --> 00:09:10,633
‫به عنوان واسطه یه میلیارد ین بگیرن؟
‫عجیبه.

161
00:09:10,716 --> 00:09:14,345
‫تصمیم بین آبیرو و صاحب زمین گرفته شده.
‫کی اهمیت میده؟

162
00:09:15,054 --> 00:09:16,055
‫آره، در این مورد.

163
00:09:19,141 --> 00:09:21,686
‫- عجیبه که هنوز زنه رو ندیدی.
‫- مگه نشنیدی؟

164
00:09:21,769 --> 00:09:23,813
‫مریض شده و نتونست باهامون ملاقات کنه.

165
00:09:23,896 --> 00:09:25,648
‫من با دقت وکالتنامه،

166
00:09:25,731 --> 00:09:27,400
‫گذرنامه و گواهینامه‌اش رو بررسی کردم.

167
00:09:27,483 --> 00:09:30,152
‫می‌خوای خرید یه زمین به این گرونی رو

168
00:09:30,236 --> 00:09:32,738
‫بدون تایید هویت حضوری صاحب زمین انجام بدی؟

169
00:09:32,822 --> 00:09:34,490
‫ملاقات ما با اون درحال انجامه.

170
00:09:34,574 --> 00:09:36,659
‫نباید قبل از دیدن اون درخواست تاییدیه بدی.

171
00:09:36,742 --> 00:09:39,370
‫اگه ما تعلل کنیم و رقیب‌مون زودتر

172
00:09:39,453 --> 00:09:41,330
‫اونو راضی کنه، کی مسئولیتش رو قبول می‌کنه؟

173
00:09:43,624 --> 00:09:45,293
‫مطمئنی که این کلاهبرداری نیست؟

174
00:09:46,377 --> 00:09:47,378
‫چی؟

175
00:09:47,461 --> 00:09:49,672
‫صرفا حرفم اینه که اگه این یه‌جور کلاهبرداری باشه چی؟

176
00:09:49,755 --> 00:09:51,882
‫اگه این زمین واقعا برای فروش گذاشته نشده چی؟

177
00:09:52,717 --> 00:09:55,428
‫این مدارک... همه‌ی اینا!

178
00:09:55,511 --> 00:09:58,389
‫اگه مدارک جعلی صاحب زمین باشن چی؟

179
00:09:58,472 --> 00:09:59,307
‫دیوونه شدی.

180
00:10:01,767 --> 00:10:03,185
‫درمورد اونا که شنیدی.

181
00:10:04,687 --> 00:10:08,274
‫توکیو میزبان مسابقات المپیک شد
‫و کلی کلاهبرداری رخ داده.

182
00:10:08,774 --> 00:10:10,860
‫کلاهبرداری زمین در ابیسو رو یادت نمیاد؟

183
00:10:10,943 --> 00:10:12,570
‫زمین ما در مقیاس متفاوتی قرار داره.

184
00:10:12,653 --> 00:10:15,698
‫ما درگیر زمینی هستیم که بیش از ده میلیارد ارزش داره.

185
00:10:16,240 --> 00:10:18,993
‫اون عوضی‌ها هرگز نمی‌تونن
‫رویای همچین کلاهبرداری‌ای رو داشته باشن.

186
00:10:19,535 --> 00:10:20,703
‫همونطور که اون موقع هم گفتم،

187
00:10:20,786 --> 00:10:24,040
‫جناب مدیر به زمین علاقه‌مند شده،
‫پس سد راهم نشو.

188
00:10:25,875 --> 00:10:27,710
‫اگه می‌خوای اینو به رئیس کل گزارش بده.

189
00:10:27,793 --> 00:10:32,214
‫اما تصمیم نهایی درمورد املاک داخلی با جناب مدیره.

190
00:10:32,298 --> 00:10:33,299
‫باید در جریان این باشی.

191
00:10:37,386 --> 00:10:39,263
‫یه نصیحتی بهت می‌کنم.

192
00:10:39,347 --> 00:10:41,223
‫اون پروژه توسعه شهری،

193
00:10:41,849 --> 00:10:44,852
‫همونی که توسط رئیس کل در قزاقستان شروع شده...

194
00:10:45,728 --> 00:10:47,855
‫- باید اونو زیر سوال ببری.
‫- چی؟

195
00:10:47,938 --> 00:10:51,192
‫یکی از هم‌کلاسی‌های قدیمی‌ام
‫در وزارت امور خارجه، رئیس بخش امور روسیه‌ست.

196
00:10:51,859 --> 00:10:52,860
‫اون گفت

197
00:10:53,361 --> 00:10:55,279
‫ممکنه اونجا درگیری مسلحانه رخ بده.

198
00:10:59,909 --> 00:11:03,621
‫صبر کنین. یه چیزِ دیگه هم هست.
‫در روز تایید هویت،

199
00:11:03,704 --> 00:11:07,833
‫کاملا مطمئنین که می‌تونیم کاوایی ناتسومی واقعی رو
‫از معبد خارج کنیم؟

200
00:11:07,917 --> 00:11:10,419
‫وقتی اون هنوز اونجا باشه
‫که نقشه‌مون جواب نمیده.

201
00:11:10,503 --> 00:11:13,631
‫اون صبح اون روز داره به سفر میره.
‫قرار نیست اونجا باشه.

202
00:11:13,714 --> 00:11:14,840
‫مشکلی نیست.

203
00:11:14,924 --> 00:11:16,717
‫سفر؟ به کجا؟

204
00:11:17,551 --> 00:11:18,386
‫اوکیناوا؟

205
00:11:18,469 --> 00:11:20,137
‫آره. خب؟

206
00:11:20,221 --> 00:11:21,681
‫این دیگه از کجا اومد؟

207
00:11:22,264 --> 00:11:25,476
‫خب، یه جورایی به همه‌چی پی بردم.

208
00:11:25,559 --> 00:11:26,394
‫به چه چیزهایی؟

209
00:11:27,103 --> 00:11:28,145
‫پی بردم

210
00:11:29,480 --> 00:11:32,233
‫که تو چقدر برام مهمی،
‫اینکه چه حسی بهت دارم.

211
00:11:34,694 --> 00:11:36,904
‫شرمنده که منتظرت گذاشتم.

212
00:11:38,322 --> 00:11:41,158
‫باشه؟
‫می‌خوام با هم باشیم

213
00:11:42,118 --> 00:11:43,994
‫یه جایی که خودمون تنها باشیم فقط .

214
00:11:46,580 --> 00:11:47,623
‫آره، ولی...

215
00:11:48,416 --> 00:11:50,668
‫بهم اعتماد نداری؟
‫چهره‌ات اینطوری میگه.

216
00:11:50,751 --> 00:11:52,461
‫نه، منظورم این نبود.

217
00:11:52,545 --> 00:11:53,504
‫خیلی یهوییه.

218
00:11:56,465 --> 00:11:58,843
‫تو فکرم که واسه همیشه
‫از این شغلم استعفاء بدم.

219
00:11:59,468 --> 00:12:01,095
‫- می‌خوای استعفاء بدی؟
‫- هوم.

220
00:12:01,679 --> 00:12:03,305
‫یه مقدار پول پس‎‌انداز کردم،

221
00:12:03,389 --> 00:12:06,100
‫پس تو فکرم کاری که همیشه دلم می‌خواد
‫رو انجام بدم.

222
00:12:06,183 --> 00:12:07,935
‫واقعا؟ چه کاریه؟

223
00:12:08,728 --> 00:12:10,771
‫- نمی‌خندی، درسته؟
‫- اوهوم.

224
00:12:15,317 --> 00:12:16,277
‫یه همبرگر فروشی.

225
00:12:16,902 --> 00:12:17,737
‫همبرگر؟

226
00:12:17,820 --> 00:12:20,740
‫اوهوم.
‫تو توکیو زیاد هست، درسته؟

227
00:12:20,823 --> 00:12:24,535
‫ولی اونی که من می‌خوام مثل فست فود ای اند دابلیو
‫یا فست فود جف در اوکیناواست.

228
00:12:25,453 --> 00:12:29,206
‫اوه، مگه نمی‌دونی؟
‫فست فودی و همبرگرهای اونجا کاملا آمریکاییه،

229
00:12:29,290 --> 00:12:31,417
‫انگار تو یه رستوران آمریکایی هستی.

230
00:12:31,500 --> 00:12:33,794
‫من قبلا تو شهرمون زیاد همبرگرهاشون رو می‌خوردم.

231
00:12:33,878 --> 00:12:35,212
‫پسر، خیلی خوشمزه بودن.

232
00:12:35,296 --> 00:12:37,631
‫گمون کنم تو اهل اوکیناوایی؟

233
00:12:37,715 --> 00:12:39,133
‫تا حالا بهت نگفته بودم؟

234
00:12:39,216 --> 00:12:40,468
‫گمون نکنم!

235
00:12:40,551 --> 00:12:43,929
‫آره، درنهایت می‌خوام اینجا مغازه بزنم.

236
00:12:44,472 --> 00:12:49,185
‫ولی اگه یکی مثل من بخواد پول در بیاره،
‫این شغل تنها راهشه.

237
00:12:49,268 --> 00:12:53,773
‫قصد دارم حدود صد میلیون ین جمع کنم.
‫پس می‌خوام امتحانش کنم.

238
00:12:57,234 --> 00:12:58,694
‫انگار خیلی وقته که اینو می‌خوای.

239
00:12:59,987 --> 00:13:02,782
‫درسته.
‫این رویای منه.

240
00:13:04,533 --> 00:13:06,952
‫پس رفتن به اوکیناوا،

241
00:13:07,036 --> 00:13:10,164
‫اولین قدم برای تحقق بخشیدن به همه‌ی ایناست.

242
00:13:10,247 --> 00:13:11,081
‫هوم.

243
00:13:11,165 --> 00:13:14,376
‫واسه همینم می‌خوام بیای اونجا ناتسومی.

244
00:13:14,877 --> 00:13:18,798
‫یعنی میگی که نیاز به...
‫یعنی پول منو می‌خوای؟

245
00:13:18,881 --> 00:13:21,425
‫نه، احمق نباش، دختر!

246
00:13:21,509 --> 00:13:22,384
‫بیخیال.

247
00:13:23,052 --> 00:13:25,721
‫ناتسومی، تو بزرگ‌ترین حامی رویای من بودی.

248
00:13:25,721 --> 00:13:28,390
‫کمکم کردی به هدفم برسم.

249
00:13:30,476 --> 00:13:31,352
‫اوه...

250
00:13:32,061 --> 00:13:34,897
‫من می‌خوام ازت تشکر کنم.

251
00:13:47,493 --> 00:13:49,662
‫- عصر بخیر، کائده.
‫- عصر بخیر.

252
00:13:50,871 --> 00:13:54,083
‫من ردیفم. همه‌مون ردیفیم.

253
00:13:54,166 --> 00:13:55,876
‫خیلی‌خب، بگیر. پرواز اول وقته.

254
00:13:55,876 --> 00:13:57,545
‫مطمئن شو که ازش جا نمونین.

255
00:13:58,212 --> 00:14:00,756
‫بعدش چی میشه؟

256
00:14:00,840 --> 00:14:04,260
‫ما ترتیب یه ماشین اجاره‌ای و هتل رو دادیم.
‫بقیه‌اش با خودته.

257
00:14:04,802 --> 00:14:08,597
‫اوه، ولی من با اوکیناوا آشنا نیستم.
‫ممکنه بفهمه.

258
00:14:08,681 --> 00:14:10,432
‫پس تو بچه کدوم شهری؟

259
00:14:10,516 --> 00:14:12,059
‫کوماگایا، سایتاما.

260
00:14:12,142 --> 00:14:14,478
‫- اونجا که نزدیکه!
‫- حق با توئه.

261
00:14:14,562 --> 00:14:16,605
‫به اون همبرگرفروشی‌هایی که بهت گفتم برین،

262
00:14:16,689 --> 00:14:19,275
‫و باقی اون مدت رو تو هتل بمونین.

263
00:14:19,358 --> 00:14:23,362
‫- احتمالا کاوایی بهترم خوشش بیاد.
‫- مدام بهش برس.

264
00:14:24,029 --> 00:14:24,864
‫فهمیدم.

265
00:14:25,447 --> 00:14:27,658
‫بهتره که فکر فرار کردن هم از ذهنت بیرون کنی.

266
00:14:28,158 --> 00:14:31,620
‫چند نفر حواسشون بهت هست.
‫پس وقتی که اونجایی مراقب رفتارت باش.

267
00:14:32,830 --> 00:14:33,664
‫باشه.

268
00:14:34,456 --> 00:14:36,792
‫کائده، من دارم بهت اعتماد می‌کنم.

269
00:14:38,085 --> 00:14:41,338
‫لطفا مطمئن شو که طی اون سه روز
‫از پیشش جم نخوری.

270
00:14:42,381 --> 00:14:43,215
‫حتما.

271
00:14:45,009 --> 00:14:46,886
‫بهم گفتن که زمان می‌بره.

272
00:14:47,511 --> 00:14:52,182
‫لوازم مربوط به شغلش پیش اوناست،
‫پس این تمام چیزیه که من دارم.

273
00:14:53,851 --> 00:14:54,810
‫که اینطور.

274
00:15:00,190 --> 00:15:03,277
‫باید یه چیزی ازتون بپرسم.
‫سوال حساسیه.

275
00:15:03,360 --> 00:15:05,154
‫اشکالی نداره؟

276
00:15:06,780 --> 00:15:09,199
‫کنجکاوم که واقعا شما چی فکر می‌کنین.

277
00:15:10,659 --> 00:15:11,744
‫درمورد تاتسو.

278
00:15:14,121 --> 00:15:14,955
‫چی؟

279
00:15:15,039 --> 00:15:18,292
‫واقعا فکر می‌کنین که اون
اینطوری خودکشی می‌کنه؟

280
00:15:24,757 --> 00:15:27,092
‫- مطمئن نیستم.
‫- اونوقت چرا؟

281
00:15:30,095 --> 00:15:31,138
‫می‌دونم...

282
00:15:32,556 --> 00:15:35,851
‫که طرز مُردنش فقط می‌تونه خودکشی تلقی بشه.

283
00:15:37,770 --> 00:15:39,146
‫یه یادداشت هم به جا گذاشته.

284
00:15:40,648 --> 00:15:42,608
‫دخترمون معتقده که خودکشی کرده.

285
00:15:43,859 --> 00:15:44,818
‫ولی من همچین اعتقادی ندارم.

286
00:15:46,028 --> 00:15:48,614
‫واقعا خیلی عجیبه.

287
00:15:49,782 --> 00:15:50,658
‫می‌تونین به من بگین.

288
00:15:53,827 --> 00:15:54,662
‫تو خوندیش؟

289
00:15:55,996 --> 00:15:58,791
‫- یادداشتی که به جا گذاشته؟
‫- بله.

290
00:16:00,376 --> 00:16:02,461
‫وقتی برای اولین بار بهم نشونش دادن،

291
00:16:02,544 --> 00:16:05,714
‫هول کرده بودم و طوری که الان می‌بینم، ندیدمش.

292
00:16:06,590 --> 00:16:10,344
‫توضیح دادنش سخته، ولی به نظر نمیاد
‫که اون همچین چیزی رو بنویسه.

293
00:16:11,053 --> 00:16:14,556
‫شبیه دست‌خط شوهرمه،

294
00:16:14,640 --> 00:16:16,934
‫ولی یه چیزی به نظر خیلی فرق می‌کنه.

295
00:16:18,560 --> 00:16:19,395
‫از چه لحاظ؟

296
00:16:19,478 --> 00:16:22,564
‫نمی‌تونم بفهمم چیه.

297
00:16:26,110 --> 00:16:29,279
‫ببخشید.
‫من درست توضیحش نمیدم.

298
00:16:29,363 --> 00:16:30,197
‫عیب نداره.

299
00:16:33,367 --> 00:16:36,036
‫- یه فنجون چای تازه برات میارم.
‫- نه، نیازی نیست.

300
00:16:41,041 --> 00:16:45,129
‫شوهرم آدمی نبود که خیلی درمورد کارش صحبت کنه.

301
00:16:46,255 --> 00:16:50,426
‫ولی یه کاری بود که ازم خواست
‫براش انجام بدم.

302
00:16:51,969 --> 00:16:53,762
‫بهم گفت یه مردی هست.

303
00:16:53,846 --> 00:16:57,850
‫گفت اگه یه وقت در تحقیقاتی به طرز مشکوکی مُرد

304
00:16:57,933 --> 00:16:59,560
‫با یه مردی تماس بگیرم.

305
00:17:07,359 --> 00:17:08,527
‫[ماساشی کوبوتا]

306
00:17:08,610 --> 00:17:09,987
‫اوه، ولی این...

307
00:17:11,155 --> 00:17:13,240
‫- دارین اینو به من می‌دین؟
‫- اوهوم.

308
00:17:13,323 --> 00:17:15,325
‫بهتر نیست یکی دیگه مثل رئیس هابا...

309
00:17:15,409 --> 00:17:18,245
‫شوهرم از اون خوشش نمیومد.
‫منظورم آقای هاباست.

310
00:17:18,328 --> 00:17:19,163
‫چی؟

311
00:17:19,663 --> 00:17:21,206
‫اوه، نمی‌دونستم.

312
00:17:21,290 --> 00:17:22,916
‫- منم ازش خوشم نمیاد.
‫- چی؟

313
00:17:25,044 --> 00:17:27,629
‫قبل از اینکه ما ازدواج کنیم
‫منم تو همون بخش کار می‌کردم.

314
00:17:28,505 --> 00:17:29,715
‫- اوه واقعا؟ که اینطور.
‫- اوهوم.

315
00:17:30,299 --> 00:17:34,053
‫افسر پلیس نبودم.
‫کارمند دفتری بودم.

316
00:17:36,346 --> 00:17:42,394
‫و به قول این روزها، آقای هابا آزارم می‌داد.

317
00:17:42,478 --> 00:17:43,312
‫اوه.

318
00:17:44,813 --> 00:17:48,275
‫بهتره که این دست تو باشه.

319
00:17:52,404 --> 00:17:54,323
‫یه چیزِ دیگه.

320
00:17:55,199 --> 00:17:59,870
‫چند شب قبل از مرگش،
‫شوهرم داشت سر میز تحقیق انجام می‌داد.

321
00:18:00,829 --> 00:18:03,499
‫گمون کنم همون موقع اینو نوشته.

322
00:18:10,798 --> 00:18:14,426
‫[شرکت هلدینگ آبیرو]

323
00:18:28,649 --> 00:18:32,444
‫ساده بگم، من مرد آشناداری هستم که
‫اطلاعات می‌فروشم.

324
00:18:33,779 --> 00:18:34,613
‫باشه.

325
00:18:35,572 --> 00:18:39,118
‫قبلا یه روزنامه‌نگار آزاد برای مجله‌های زرد بودم.

326
00:18:39,660 --> 00:18:43,664
‫ولی یه بار که دنبال یه شیر افتاده بودم،
‫از لونه اشتباهی سر در آوردم.

327
00:18:44,248 --> 00:18:48,043
‫افراد یاکوزا منو دزدیدن و می‌خواستن منو بکشن،
‫ولی تاتسو نجاتم داد.

328
00:18:48,127 --> 00:18:50,671
‫از اون موقع به بعد، اون هوام رو داشت.

329
00:18:50,754 --> 00:18:53,507
‫در عوض، من بهش اطلاعات زیرزمینی می‌دادم.

330
00:18:53,590 --> 00:18:55,843
‫خب، رابطه ما اینطوری بود.

331
00:18:56,593 --> 00:19:00,180
‫- آره.
‫- به گمونم فوت شده، ها؟

332
00:19:09,982 --> 00:19:12,442
‫ولی دقیقا همونطور که تو و همسرش شک کردین،

333
00:19:13,402 --> 00:19:15,279
‫تاتسو کسی نیست که خودکشی ‌کنه.

334
00:19:16,280 --> 00:19:19,575
‫شرط می‌بندم تهدیدش کردن و اونم پریده.

335
00:19:20,367 --> 00:19:21,910
‫گفتی پریده؟

336
00:19:21,994 --> 00:19:25,998
‫تو رسانه‌ها خبرش رو می‌گن.
‫این خودکشی‌های مرموز.

337
00:19:26,081 --> 00:19:27,624
‫همین اخیرا،

338
00:19:27,708 --> 00:19:30,085
‫اسمش چیه، همون مدیر اجرایی سابق شرکت لایودور،

339
00:19:30,169 --> 00:19:33,422
‫که جسدش رو تو یه هتل محفظه‌ای در اوکیناوا پیدا کردن
‫که شکمش پاره شده بود؟

340
00:19:33,505 --> 00:19:34,339
‫آره.

341
00:19:34,423 --> 00:19:36,717
‫طوری جلوه‌اش کردن که انگار خودکشی کرده.

342
00:19:36,717 --> 00:19:38,969
‫ولی معلومه که به قتل رسیده بود.

343
00:19:39,511 --> 00:19:43,223
‫در دنیای زیرزمینی، آدم‌هایی هستن که
‫با بی‌رحمی این کارها رو انجام میدن.

344
00:19:43,307 --> 00:19:46,435
‫آدم‌هایی که اونا می‌خوان بمیرن رو گیر می‌ندازن
‫و بهشون می‌گن که فوراً خودکشی کنن.

345
00:19:46,935 --> 00:19:49,146
‫می‌گن، "اگه نمیری، کل خانواده‌ات رو می‌کشم.

346
00:19:49,229 --> 00:19:50,772
‫خب چیکار می‌کنی، ها"؟

347
00:19:51,273 --> 00:19:53,984
‫اتمام حجتیه که یکی در هر صورت قراره بمیره.

348
00:19:54,067 --> 00:19:56,904
‫مطمئن که همین اتفاق هم برای تاتسو رخ داده.

349
00:20:11,251 --> 00:20:13,337
‫پس هرکاری که بخوای انجام میدم.

350
00:20:13,337 --> 00:20:15,422
‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟

351
00:20:15,505 --> 00:20:18,175
‫از الان به بعد، من و تو قراره...

352
00:20:18,258 --> 00:20:22,346
‫خب، من فقط اطلاعت‌ جمع‌آوری کردن بلدم
‫ولی...

353
00:20:22,888 --> 00:20:23,847
‫ولی این مسئله کاری نیست.

354
00:20:24,723 --> 00:20:26,600
‫واسه اینه که روح تاتسو به آرامش برسه.

355
00:20:27,184 --> 00:20:31,438
‫این دفعه، اینو هدیه‌ی تسلیت من در نظر بگیر،
‫مجانی انجامش میدم.

356
00:20:32,439 --> 00:20:36,026
‫هرچی که درمورد آخرین پرونده‌ات
‫با تاتسو می‌دونی رو بهم بگو.

357
00:20:41,198 --> 00:20:44,785
‫تاتسو به دنبال مردی به اسم هریسون یاماناکا بود.

358
00:20:44,868 --> 00:20:47,537
‫هریسون؟
‫اون معروفه.

359
00:20:58,966 --> 00:20:59,841
‫نظرت چیه؟

360
00:21:00,717 --> 00:21:03,345
‫خب، عوامل نگران کننده‌ای وجود داره،

361
00:21:03,428 --> 00:21:06,932
‫از جمله روند تاییدیه داخلی در شرکت سیکو،
‫ولی تقریبا دیگه آماده‌ایم.

362
00:21:08,183 --> 00:21:09,601
‫منظورم این نبود.

363
00:21:14,189 --> 00:21:18,235
‫اولین عرضه نوشیدنی در سال 1979 بود.

364
00:21:18,860 --> 00:21:21,196
‫این در سالی که تو به دنیا اومدی

365
00:21:21,280 --> 00:21:23,657
‫در جزیره آیله در اسکاتلند ساخته شده.

366
00:21:23,740 --> 00:21:26,994
‫طرفداران پروپاقرص اینجور نوشیدنی‌ها
‫خیلی مشتاقن که یه قطره از اینو امتحان کنن.

367
00:21:27,035 --> 00:21:27,869
‫اینقدر کمیابه.

368
00:21:28,996 --> 00:21:30,497
‫اوه، شرمنده.

369
00:21:31,957 --> 00:21:33,417
‫به نظرم خوشمزه‌ست،

370
00:21:33,500 --> 00:21:36,420
‫ولی مطمئن نیستم که ارزش اینقدر توجه رو داشته باشه.

371
00:21:36,503 --> 00:21:39,006
‫هیچ اشکالی نداره.

372
00:21:40,340 --> 00:21:44,344
‫درکل بگم، ارزش چیزها با گذشت زمان
‫مدام تغییر می‌کنن.

373
00:21:46,221 --> 00:21:50,058
‫این بطری در دوره اوجش در اسکاتلند

374
00:21:50,142 --> 00:21:51,184
‫فقط به قیمت سه تا چهارهزارتا فروخته می‌شد.

375
00:21:51,768 --> 00:21:56,023
‫و بعد در سال 1983، کارخانه اش تعطیل شد.

376
00:21:56,773 --> 00:21:59,359
‫ولی رونق اخیر نوشیدنی

377
00:21:59,443 --> 00:22:03,030
‫این نوشیدنی رو
به یه چیز باارزش و پر تقاضا تبدیل کرده.

378
00:22:03,530 --> 00:22:05,532
‫حالا که دیگه تولید نمیشه،

379
00:22:05,615 --> 00:22:09,161
‫هوادارن نوشیدنی در سراسر دنیا
‫دارن علیه همدیگه رقابت می‌کنن،

380
00:22:09,244 --> 00:22:10,746
‫و ارزشش رو بالا می‌برن.

381
00:22:10,829 --> 00:22:11,955
‫شرط می‌بندم

382
00:22:13,498 --> 00:22:15,250
‫که تمام اون رقبا

383
00:22:15,834 --> 00:22:17,919
‫حتی قدر اون رو هم نمی‌دونن.

384
00:22:20,464 --> 00:22:21,340
‫پس،

385
00:22:23,258 --> 00:22:27,054
‫اونا دقیقا بابت چی پول میدن؟

386
00:22:31,600 --> 00:22:34,978
‫- برای ارزش کمیابیش؟
‫- البته که این بخشی از اونه.

387
00:22:35,562 --> 00:22:39,566
‫اگه بگیم که این هوشیاره چی؟

388
00:22:41,026 --> 00:22:44,237
‫این بطری از ارزش کمیابیش آگاه میشه؟

389
00:22:45,113 --> 00:22:46,656
‫زمین هم همینطوره.

390
00:22:47,282 --> 00:22:50,952
‫تمامی زمین‌ها از آغاز آفرینش وجود داشتن.

391
00:22:52,079 --> 00:22:54,748
‫حیوانات وحشی ممکنه قلمرو طلب باشن،

392
00:22:54,831 --> 00:22:56,958
‫ولی میلی ندارن که صاحب زمین بشن.

393
00:22:57,709 --> 00:23:01,421
‫می‌گن انسان‌ها حیواناتی هستن که غریزه‌هاشون
‫از قبل تخریب شده،

394
00:23:01,922 --> 00:23:04,091
‫ولی به جاش، ما هوش داریم.

395
00:23:04,674 --> 00:23:07,427
‫هوش ما تمدن ها رو شکل داد،

396
00:23:07,511 --> 00:23:10,472
‫بر بقیه جهان زنده سلطنت ایجاد کردیم.

397
00:23:10,972 --> 00:23:11,807
‫غرورمون،

398
00:23:13,475 --> 00:23:16,144
‫با غرورمون چنین دنیای افتضاحی بوجود آوردیم.

399
00:23:18,397 --> 00:23:22,567
‫احمقانه‌ترین چیز اینه که ما نسبت به زمین داشتن وسواس داریم.

400
00:23:23,527 --> 00:23:26,113
‫زمین ذاتاً متعلق به هیچکس نیست.

401
00:23:26,613 --> 00:23:29,241
‫با این وجود، مفهوم تملک زمین

402
00:23:29,324 --> 00:23:31,076
‫در ذهن انسان اختراع شد،

403
00:23:31,159 --> 00:23:36,540
‫و ما را به جنگ‌های بی‌پایان،
‫کشتار و مبارزات برای کسب قدرت سوق داد.

404
00:23:39,084 --> 00:23:44,172
‫به زبان ساده، تاریخ بشر صرفا تاریخی از
‫تقلا کردن برای زمینه.

405
00:23:44,756 --> 00:23:46,758
‫و زمین مردم رو دیوونه می‌کنه.

406
00:23:48,760 --> 00:23:49,928
‫یعنی اینکه

407
00:23:51,388 --> 00:23:52,889
‫که شاید زمین

408
00:23:54,015 --> 00:23:58,687
‫این غرایز رو داره که تمام بشریت رو نابود کنه؟

409
00:24:04,192 --> 00:24:05,694
‫حرفت ممکنه درست باشه.

410
00:24:07,320 --> 00:24:09,656
‫معذرت می‌خوام که چرند گفتم
‫و حوصله‌ات رو سر بردم.

411
00:24:09,739 --> 00:24:12,451
‫- این کارو نکردی.
‫- شاید بخاطر این  باشه.

412
00:24:18,165 --> 00:24:19,082
‫یه روز،

413
00:24:20,459 --> 00:24:22,127
‫دلیلت رو بهم بگی.

414
00:24:24,045 --> 00:24:27,549
‫دلیل واقعیت از اینکه چرا تصمیم گرفتی
‫دعوتنامه منو

415
00:24:27,632 --> 00:24:29,426
‫برای زمین‌قاپ شدن قبول کردی.

416
00:24:33,221 --> 00:24:34,222
‫یه روز.

417
00:24:36,975 --> 00:24:38,059
‫امیدوارم به زودی اون روز برسه.

418
00:26:07,607 --> 00:26:12,237
‫[19ام نوامبر، سالروز وفات]

419
00:26:12,320 --> 00:26:14,197
‫چی؟ منظورت چیه؟

420
00:26:14,281 --> 00:26:16,199
‫منظورم اینه که چهار مدیر بخش‌ها

421
00:26:16,283 --> 00:26:19,119
‫درخواست ما برای خرید رو تایید نمی‌کنن.

422
00:26:19,202 --> 00:26:22,414
‫چرا تایید نمی‌کنن؟
‫قبل از اونا نمی‌تونیم تایید مدیر شرکت رو بگیریم.

423
00:26:25,417 --> 00:26:27,502
‫- بخاطر سوناگاست.
‫- چی؟

424
00:26:27,586 --> 00:26:29,212
‫انگار سوناگا داره میره

425
00:26:29,296 --> 00:26:32,048
‫به مدیر بخش‌ها میگه که این زمین مشکوکه.

426
00:26:35,969 --> 00:26:39,848
‫قربان، یه چیزی هست که منو هم داره آزار میده.

427
00:26:39,931 --> 00:26:41,099
‫دیگه چیه؟

428
00:26:41,182 --> 00:26:44,561
‫گرفتن تاییدیه‌ی شرکت

429
00:26:44,644 --> 00:26:47,397
‫قبل از تایید هویت صاحب زمین خیلی ریسک داره.

430
00:26:47,480 --> 00:26:48,523
‫چه کاری ازم برمیاد؟

431
00:26:48,607 --> 00:26:51,693
‫زنه مریض بود و گفتن که دفعه بعد
‫حتما صاحب زمین رو میارن.

432
00:26:51,776 --> 00:26:53,862
‫اگه اون موقع هویتش رو تایید کنیم
‫دیگه مشکلی نیست.

433
00:26:53,945 --> 00:26:55,322
‫چطوره قبلا از اینکه باهاشون ملاقات کنیم،

434
00:26:55,405 --> 00:26:59,951
‫کپی‌ای از گواهینامه‌ و گذرنامه‌اش رو برداریم،
‫به همسایه‌هاش نشون بدیم،

435
00:27:00,452 --> 00:27:04,581
‫تا بتونیم تایید کنیم که کاوایی ناتسومی
‫قطعا همون شخص توی عکس‌هاست؟

436
00:27:05,915 --> 00:27:07,959
‫خب، به گمونم بتونیم این کارو انجام بدیم.

437
00:27:08,043 --> 00:27:09,377
‫فوراً انجامش میدم.

438
00:27:10,170 --> 00:27:11,087
‫نه، صبر کن.

439
00:27:12,714 --> 00:27:16,593
‫اگه یه جوری خبردار بشه و بهش بربخوره چی؟

440
00:27:16,676 --> 00:27:19,596
‫اوه. خب، به گمونم اینم ممکنه.

441
00:27:19,679 --> 00:27:22,432
‫یه لحظه منو ببخشید.

442
00:27:25,393 --> 00:27:27,395
‫ ممنون که تماس گرفتین. 

443
00:27:29,189 --> 00:27:31,566
‫ بله، البته. 
‫ هنوز طبق برنامه پیش می‌ریم. 

444
00:27:35,820 --> 00:27:37,697
‫[آقای تاکاشی آیوگی، پست سفارشی]

445
00:28:00,470 --> 00:28:01,388
‫بله؟

446
00:28:10,355 --> 00:28:12,148
‫- هی. سوار شو.
‫- بله، قربان.

447
00:28:13,525 --> 00:28:15,985
‫گمون کنم چیزی واسه گزارش کردن داری؟

448
00:28:16,069 --> 00:28:16,903
‫قطعا.

449
00:28:17,445 --> 00:28:19,072
‫درمورد معامله‌ی زمینه.

450
00:28:19,823 --> 00:28:23,368
‫تونستیم جلسه امضای توافقنامه رو
‫برای دو هفته دیگه تعیین کنیم.

451
00:28:23,868 --> 00:28:27,789
‫ولی قبل از تاییدیه‌ی شما
‫به تایید مدیران بخش‌ها نیاز داریم،

452
00:28:27,872 --> 00:28:29,165
‫و اونا هم...

453
00:28:29,249 --> 00:28:30,583
‫مسئله فوریه.

454
00:28:30,667 --> 00:28:32,210
‫چرا تاییدش نمی‌کنن؟

455
00:28:32,836 --> 00:28:36,339
‫زمین حرف نداره.
‫به نظر نمیاد که مشکل از این باشه.

456
00:28:36,423 --> 00:28:39,509
‫این فرصت ما برای محلق شدن
‫به پروژه توسعه مجدد

457
00:28:39,592 --> 00:28:42,929
‫این منطقه‌ایه که تحت سلطه‌ی شرکت توکیو و جی‌آر بوده.

458
00:28:43,012 --> 00:28:44,556
‫درست می‌گین.

459
00:28:45,598 --> 00:28:47,475
‫یه مشکلی...

460
00:28:47,559 --> 00:28:49,519
‫تایید هویت؟

461
00:28:50,311 --> 00:28:52,647
‫آره. بله.

462
00:28:52,731 --> 00:28:54,315
‫ما یه برنامه داریم.

463
00:28:54,399 --> 00:28:57,152
‫ترتیبش رو دادیم که به زودی حضوری باهم ملاقات کنیم.

464
00:28:57,694 --> 00:29:00,155
‫- قبل از ملاقات نیاز به تاییدیه داری؟
‫- درسته.

465
00:29:01,030 --> 00:29:02,824
‫یه‌جور مبادله‌ست و...

466
00:29:03,324 --> 00:29:06,661
‫صاحب زمین به نظر میاد حاضره که باهامون ملاقات کنه،
‫ولی بعد از اینکه تاییدیه رو بگیریم.

467
00:29:09,247 --> 00:29:12,375
‫قربان، می‌دونم که این طبق پروتکل عادی نیست،

468
00:29:12,459 --> 00:29:15,462
‫ولی حاضر هستین و می‌تونین که
‫اول تاییدیه‌ی خودتون رو بهمون بدین؟

469
00:29:15,545 --> 00:29:16,588
‫به هیچ وجه.

470
00:29:17,338 --> 00:29:20,800
‫نمی‌تونم برای دادن تاییدیه‌ام
‫برخلاف سیاست شرکت‌مون عمل کنم.

471
00:29:21,384 --> 00:29:25,889
‫علاوه بر اون، دوتا از مدیران بخش‌ شرکت
‫پشت رئیس کل هستن. در جریانی؟

472
00:29:26,639 --> 00:29:27,474
‫بله، هستم.

473
00:29:30,101 --> 00:29:31,060
‫ولی،

474
00:29:32,228 --> 00:29:36,816
‫ممکنه بتونیم ترتیب تاییدیه‌ها رو تغییر بدیم.

475
00:29:37,442 --> 00:29:38,568
‫چی؟

476
00:29:38,651 --> 00:29:40,945
‫- هی، ما رو به تاکاناوا ببر.
‫- بله، قربان.

477
00:29:42,113 --> 00:29:44,574
‫پایه هستی یه دوری بزنیم؟
‫زمین رو نشونم بده.

478
00:30:04,552 --> 00:30:06,554
‫عجب. تاثیرگذاره.

479
00:30:07,055 --> 00:30:07,889
‫همینطوره.

480
00:30:09,057 --> 00:30:13,019
‫با ترکیب این پارکینگ
‫و زمین ساختمانی پشت اون دیوار،

481
00:30:13,102 --> 00:30:14,229
‫درکل 3200 متر مربعه.

482
00:30:14,312 --> 00:30:17,857
‫باید بگم که ساختمونی به این مقیاس شدنیه.

483
00:30:19,943 --> 00:30:23,238
‫من رسما نظاره‌گر بودم و شخصا از زمین دیدن کردم.

484
00:30:24,531 --> 00:30:27,116
‫اینو به عنوان یه یادداشت جانبی
‫به درخواست تایید اضافه کن.

485
00:30:27,200 --> 00:30:28,034
‫خیلی‌خب.

486
00:30:28,117 --> 00:30:31,913
‫بگو که تو منو به محلش بردی
‫و باهم از زمین دیدن کردیم.

487
00:30:32,789 --> 00:30:33,665
‫می‌تونم این کارو انجام بدم.

488
00:30:34,999 --> 00:30:38,711
‫اگه مدیر بخش‌ها بدونن که شما زمین رو دیدین،

489
00:30:38,795 --> 00:30:41,631
‫اینطوری چاره‌ای جزء تایید کردنش ندارن.

490
00:30:41,714 --> 00:30:46,928
‫آره. بعدش، خودم مهرش می‌زنم
‫و یادداشت رو پاک می‌کنم.

491
00:30:47,512 --> 00:30:51,933
‫راه حل اینه که ما هنوز از رویه استاندارد پیروی می‌کنیم.

492
00:30:52,600 --> 00:30:54,143
‫- ممنونم.
‫- خواهش.

493
00:30:55,186 --> 00:30:57,313
‫این عجب زمینیـه.

494
00:30:58,189 --> 00:31:00,483
‫تقریبا عاشق شدم.

495
00:31:00,567 --> 00:31:02,527
‫بوی پول به مشامم میرسه.

496
00:31:12,620 --> 00:31:13,621
‫[درخواست تاییدیه]

497
00:31:13,705 --> 00:31:16,833
‫[مدیر شرکت جناب آبکاوا همراه با آیوگی
‫از زمین دیدن کرده و نظاره‌گر بوده]

498
00:31:18,960 --> 00:31:21,796
‫[تایید]

499
00:32:10,219 --> 00:32:11,054
‫اوه. قربان!

500
00:32:11,846 --> 00:32:13,431
‫قربان! بفرمایید!

501
00:32:14,265 --> 00:32:16,559
‫کامل تایید شده.
‫حتی جناب مدیر هم تاییدش کرده!

502
00:32:16,643 --> 00:32:17,477
‫این خوبه!

503
00:32:17,560 --> 00:32:20,563
‫موفق شدیم!
‫ترکوندیم.

504
00:32:20,647 --> 00:32:23,066
‫مسئولین بخش حقوقی هنوز داشتن غر می‌زدن
‫و قاطی کرده بودن.

505
00:32:23,149 --> 00:32:26,486
‫ولشون کن.
‫فوراً با شرکت هلدینگ آبیرو تماس بگیر.

506
00:32:26,569 --> 00:32:30,114
‫بله.
‫طبق برنامه، پس فردا ظهر روز 20ام نوامبر،

507
00:32:30,198 --> 00:32:33,743
‫هویت صاحب زمین رو تایید می‌کنیم،
‫از املاک دیدن می‌کنیم،

508
00:32:33,826 --> 00:32:35,536
‫و برای امضای قرارداد برمی‌گردیم!

509
00:32:36,204 --> 00:32:38,373
‫- ما موفق شدیم!
‫- موفق شدیم!

510
00:32:38,456 --> 00:32:40,458
‫اوه! چیکار کنیم؟

511
00:32:40,541 --> 00:32:41,459
‫قبل از ملاقات با خانومه،

512
00:32:41,542 --> 00:32:44,087
‫همونطور که حرفش رو زده بودیم
‫هنوز با همسایه‌ها صحبت کنیم؟

513
00:32:44,170 --> 00:32:45,964
‫اون دیگه مهم نیست.

514
00:32:46,047 --> 00:32:48,341
‫- وقتشه کارهای معامله رو انجام بدیم.
‫- بله، قربان!

515
00:32:48,424 --> 00:32:50,051
‫همگی گوش کنین!

516
00:32:50,051 --> 00:32:51,636
‫تاییدیه رو گرفتیم!

517
00:32:51,719 --> 00:32:53,471
‫- واقعا گرفتیمش؟
‫- گرفتیمش!

518
00:32:56,849 --> 00:33:00,186
‫- آره، این عالیه. واقعا عالیه.
‫- تبریک می‌گم، قربان. موفق شدین.

519
00:33:00,269 --> 00:33:04,857
‫بخش برنامه‌ریزی و توسعه موفق شد!
‫ما اینو شدنی کردیم!

520
00:33:08,736 --> 00:33:09,737
‫- ما موفق شدیم!
‫- معرکه‌ست!

521
00:33:09,821 --> 00:33:11,531
‫تو خیلی کمک کردی.

522
00:33:11,614 --> 00:33:14,367
‫اوه وای، این عالیه.

523
00:33:14,450 --> 00:33:17,286
‫آها. پس اون موقع می‌بینیمتون.
‫بله.

524
00:33:17,996 --> 00:33:20,832
‫بله. لطفا منتظرمون بمونین.

525
00:33:20,915 --> 00:33:23,126
‫در دفتر سکیو باهاتون ملاقات می‌کنیم، جناب آبیرو.

526
00:33:23,710 --> 00:33:27,672
‫خب، بذارین ببینم.
‫فکر کنم حول و حوش ساعت 2 ظهر بهتون ملحق بشیم.

527
00:33:27,755 --> 00:33:30,967
‫بله، حتما.
‫باشه، خدانگهدار.

528
00:33:34,012 --> 00:33:35,513
‫خیلی‌خب!

529
00:33:35,596 --> 00:33:39,517
‫یه طعمه بزرگ افتاد توی تله‌مون.

530
00:33:39,600 --> 00:33:43,062
‫- حالا دیگه نمی‌تونن فرار کنن.
‫- داری منو می‌ترسونی.

531
00:33:43,146 --> 00:33:47,275
‫خب، حالا وقت مراسم خوش شانسی منه.

532
00:33:47,358 --> 00:33:48,192
‫کجا داری میری؟

533
00:33:48,276 --> 00:33:54,323
‫ها؟ باید ذهن و وجسمم رو
‫قبل از انجام همچین کار بزرگی سرحال کنم.

534
00:33:54,824 --> 00:33:57,535
‫- می‌خوام به یه کلوپ در یوشیوارا برم.
‫- تو حالم رو بهم می‌زنی.

535
00:33:57,618 --> 00:33:59,162
‫می‌بینمتون.

536
00:34:00,538 --> 00:34:01,831
‫خب، منم باید خوش بگذرونم.

537
00:34:01,831 --> 00:34:03,082
‫با رفیق‌هام میرم بیرون.

538
00:34:03,166 --> 00:34:04,459
‫تانیگوچی آماده‌ست؟

539
00:34:04,542 --> 00:34:06,961
‫قراره فردا عصر تو ایستگاه شیناگاوا
‫همدیگه رو ببینیم.

540
00:34:07,045 --> 00:34:09,380
‫از اونجا به هتل می‌ریم.
‫اتاق گرفتی؟

541
00:34:09,464 --> 00:34:10,840
‫معلومه. یه سوئیت گرفتم.

542
00:34:10,923 --> 00:34:13,843
‫ممنون.
‫خیلی‌خب، بعداً می‌بینمتون.

543
00:34:13,926 --> 00:34:15,053
‫می‌بینمت، ریکو.

544
00:34:20,141 --> 00:34:21,642
‫کارهای تو در چه وضعیتی هستن؟

545
00:34:21,726 --> 00:34:24,228
‫- تقریبا تمومن.
‫- تقریبا؟

546
00:34:25,271 --> 00:34:27,690
‫نگران کیفیت گذرنامه‌ام.

547
00:34:27,774 --> 00:34:30,068
‫از ناگایی خواستم که فردا بیشتر روش کار کنه.

548
00:34:30,777 --> 00:34:32,945
‫فردا می‌تونی بررسیش کنی.
‫عصرش برمی‌گردم.

549
00:34:54,842 --> 00:34:57,595
‫- آب نمی‌خوام. یه کوکا کولا بیار.
‫- الان میارم.

550
00:34:58,096 --> 00:35:02,100
‫چیزی فهمیدی درمورد...
‫اسمش چیه؟ آبیرو؟

551
00:35:02,183 --> 00:35:04,560
‫- شرکت هلدینگ آبیرو.
‫- آره، درسته.

552
00:35:04,644 --> 00:35:07,396
‫خب، عوضی‌های زمین‌قاپ پیداشون شده؟

553
00:35:08,189 --> 00:35:09,023
‫هنوز نه.

554
00:35:09,941 --> 00:35:13,236
‫موندم هدف بعدی‌شون کدوم زمینه.

555
00:35:14,028 --> 00:35:15,613
‫تو چی، کوبوتا؟

556
00:35:15,696 --> 00:35:17,615
‫- آره، من یه چیزی فهمیدم.
‫- جدی؟

557
00:35:18,199 --> 00:35:21,244
‫با خودم فکر کردم یکم زمان می‌بره که
‫درمورد اینا اطلاعات گیر بیارم،

558
00:35:21,327 --> 00:35:24,747
‫بنابراین از اونجایی که می‌دونیم تاکومی تسوجیموتو کیه
‫شروع به تحقیق درمورد اون کردم.

559
00:35:24,831 --> 00:35:27,542
‫با یه زمین‌قاپی مواجه شدم که
‫سر اون و پدرش کلاه گذاشته بود.

560
00:35:28,251 --> 00:35:29,210
‫اوه.

561
00:35:29,293 --> 00:35:31,754
‫اطلاعات گیر آوردن در یوکوهاما
‫تخصص منه.

562
00:35:31,838 --> 00:35:34,215
‫برای کلاهبرداری خودش رو نیشیتانی معرفی کرده بود،

563
00:35:34,298 --> 00:35:36,050
‫ولی اسم واقعیش سائیکی کازوماست.

564
00:35:36,134 --> 00:35:39,762
‫پلیس نتونسته بگیرتش، بنابراین فکر کردم
‫از کشور خارج شده.

565
00:35:40,263 --> 00:35:42,723
‫با دلالی که توی این کاره ارتباط برقرار کردم،

566
00:35:42,807 --> 00:35:44,517
‫و پسر، خیلی هزینه‌اش بالا بود.

567
00:35:44,600 --> 00:35:46,310
‫بعد از پرونده کلاهبرداری تسوجیموتو،

568
00:35:46,394 --> 00:35:50,481
‫اون تو یه جور دردسری افتاده بود
‫و با این گذرنامه جعلی به مانیل فرار کرده بود.

569
00:35:51,399 --> 00:35:52,233
‫مانیل؟

570
00:35:52,316 --> 00:35:56,737
‫اینکه همیشه مجرم‌ها به آسیای جنوب شرقی پناه می‌برن
‫کلیشه‌ای هستش که از مُد نمی‌افته.

571
00:35:56,821 --> 00:35:58,781
‫به چیزی درمورد دردسر اشاره کردی؟

572
00:35:58,865 --> 00:36:00,324
‫جزئیاتش مبهم بود.

573
00:36:01,367 --> 00:36:04,287
‫انگار یکی سعی کرده بکشتش،
‫اونم فرار کرده.

574
00:36:05,830 --> 00:36:10,209
‫آشنام در مانیل آدم خلافکاریه.
‫بهش میگم یکم بیشتر تحقیق کنه.

575
00:36:10,835 --> 00:36:12,837
‫اونم بخاطر کشتن یکی فراریه.

576
00:36:12,920 --> 00:36:15,214
‫- هوم؟
‫- ای وای، می‌خواستم اینو بهت نگم.

577
00:36:16,716 --> 00:36:21,304
‫ولی این یارو سائیکی ارتباطی با تاتسو داره؟

578
00:36:21,387 --> 00:36:25,349
‫ممکنه، چون سرنخ تو ممکنه از هر طرفی اومده باشه.

579
00:36:25,850 --> 00:36:30,479
‫خطوطی که به ظاهر نامربوط میان،
‫ممکنه درنهایت گذرشون بهم بخوره، ها؟

580
00:36:31,522 --> 00:36:32,481
‫هوم.

581
00:36:33,191 --> 00:36:35,359
‫خب؟ تو مشغول چه کاری هستی؟

582
00:36:36,027 --> 00:36:37,862
‫داری مدام نگاه می‌کنی تا ببینی چیکار می‌کنن؟

583
00:36:38,571 --> 00:36:39,405
‫نه.

584
00:36:41,365 --> 00:36:43,117
‫فردا دست به کار می‌شم.

585
00:37:29,497 --> 00:37:33,668
‫[شیوری، توشیمی]

586
00:38:09,495 --> 00:38:10,621
‫آقای تاکومی تسوجیموتو هستی،

587
00:38:11,539 --> 00:38:12,498
‫درسته؟

588
00:38:15,543 --> 00:38:16,961
‫فکر می‌کردم که

589
00:38:17,461 --> 00:38:20,965
‫ممکنه در سالروز فوت همسر و پسرت
‫بهشون سر بزنی.

590
00:38:22,091 --> 00:38:23,384
‫ببخشید، ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟

591
00:38:26,345 --> 00:38:27,513
‫من مأمور پلیس‌ام.

592
00:38:29,140 --> 00:38:30,683
‫یه افسر پلیس از من چی می‌خواد؟

593
00:38:30,766 --> 00:38:32,184
‫6 ماه پیش،

594
00:38:32,268 --> 00:38:36,522
‫در یه پرونده کلاهبرداری زمین در ابیسو
‫یک میلیارد پول به سرقت رفت.

595
00:38:37,732 --> 00:38:40,401
‫- چیزی در این مورد می‌دونی؟
‫- نه، نمی‌دونم.

596
00:38:40,484 --> 00:38:41,319
‫دروغ میگی.

597
00:38:42,194 --> 00:38:43,446
‫در اون کلاهبرداری،

598
00:38:43,529 --> 00:38:46,657
‫تو خودت رو به عنوان یه مشاور
‫به اسم هیدئو اینوئه جا زده بودی،

599
00:38:46,741 --> 00:38:50,328
‫از یه بدل جای صاحب زمین استفاده کردین
‫و سر یه شرکت املاک و مستغلات کلاه گذاشتین.

600
00:38:52,913 --> 00:38:54,707
‫تو یه زمین‌قاپ هستی.
