﻿1
00:01:14,324 --> 00:01:15,992
‫اگه درست باشه چی؟

2
00:01:17,118 --> 00:01:18,119
‫چی؟

3
00:01:18,787 --> 00:01:20,705
‫اگه رگنار مرده باشه چی؟

4
00:01:23,625 --> 00:01:25,460
‫رگنار نمرده

5
00:01:25,585 --> 00:01:27,879
‫- ولی آیوار گفت...
‫- آیوار مرگ رگنار رو ندیده!

6
00:01:28,463 --> 00:01:29,714
‫اون اونجا نبود!

7
00:01:41,226 --> 00:01:43,103
‫رگنار من

8
00:01:43,186 --> 00:01:44,479
‫عشقم

9
00:01:46,523 --> 00:01:47,899
‫متاسفم

10
00:01:48,525 --> 00:01:50,485
‫من رو ببخش

11
00:01:50,610 --> 00:01:52,028
‫ولی اگه مرده باشه٬

12
00:01:53,530 --> 00:01:55,323
‫میخوای چیکار کنی؟

13
00:01:57,200 --> 00:01:59,828
‫باید بارش رو تحمل کنم

14
00:01:59,911 --> 00:02:01,287
‫بار؟

15
00:02:03,331 --> 00:02:04,666
‫فرمانروایی

16
00:02:05,500 --> 00:02:07,168
‫رگنار ازش نفرت داشت

17
00:02:07,293 --> 00:02:09,087
‫سنگینش کرده بود

18
00:02:10,421 --> 00:02:12,507
‫شاید حتی باعث مرگش هم شد

19
00:02:14,634 --> 00:02:16,886
‫پس چرا خودت برش می‌داری؟

20
00:02:22,600 --> 00:02:25,061
‫فکر میکنم رگنار داره به من نگاه میکنه٬

21
00:02:25,186 --> 00:02:27,981
‫و من نمی‌تونم نا امیدش کنم

22
00:02:28,064 --> 00:02:30,441
‫خودمم رو هم نمی‌تونم نا امید کنم

23
00:02:31,109 --> 00:02:32,443
‫یا تو

24
00:02:32,527 --> 00:02:33,903
‫یا توروی

25
00:02:34,028 --> 00:02:35,613
‫یا هر کدوم از زنان مبارز

26
00:02:35,697 --> 00:02:38,533
‫که حین جنگیدن کنارم جون دادن

27
00:02:38,616 --> 00:02:40,869
‫اگه الان پا پس بکشم٬

28
00:02:40,994 --> 00:02:43,746
‫تو والهالا چی درباره‌م میگن؟

29
00:03:00,680 --> 00:03:02,056
‫باید آماده بشیم

30
00:03:04,392 --> 00:03:05,643
‫برای چی؟

31
00:03:05,727 --> 00:03:07,228
‫پسران رگنار

32
00:03:07,312 --> 00:03:10,106
‫پسران رگنار برای خونخواهی میان

33
00:03:11,149 --> 00:03:12,567
‫نه از من

34
00:03:13,651 --> 00:03:14,777
‫فقط از الا

35
00:03:15,069 --> 00:03:16,070
‫توافقتون؟

36
00:03:16,154 --> 00:03:17,739
‫با یک کافر؟

37
00:03:17,864 --> 00:03:19,199
‫بله

38
00:03:19,282 --> 00:03:22,160
‫من و رگنار از جهات زیادی شبیه هم بودیم

39
00:03:22,243 --> 00:03:23,745
‫بهش اعتماد داشتم

40
00:03:25,246 --> 00:03:27,415
‫- اونم به من اعتماد داشت
‫- من درباره رگنار حرف نمیزنم

41
00:03:27,540 --> 00:03:29,375
‫درباره پسرش حرف میزنم

42
00:03:29,459 --> 00:03:30,543
‫آیوار؟

43
00:03:31,586 --> 00:03:34,547
‫- اون یه چلاقه!
‫- اون یه وایکینگ‌ـه!

44
00:03:34,631 --> 00:03:36,507
‫اشتباه بزرگی کردی که آزادش کردی

45
00:03:40,678 --> 00:03:42,931
‫بله٬ میدونم که داری

46
00:03:43,056 --> 00:03:48,686
‫و من هیچوقت نمیتونم به درستی
‫قدردانیم رو ازت ابراز کنم

47
00:03:52,065 --> 00:03:54,734
‫ولی اتلولف درست میگه

48
00:03:54,817 --> 00:03:56,402
‫پسران رگنار بی‌شک

49
00:03:56,486 --> 00:03:57,946
‫به این سواحل باز خواهند گشت

50
00:03:58,905 --> 00:04:02,617
‫و هیچ کس بهتر از تو نیست٬

51
00:04:02,742 --> 00:04:05,495
‫پسرم٬ تا یک ارتش فراهم کنی٬

52
00:04:05,578 --> 00:04:08,665
‫و هر تمهیدی برای دفاع ازمون نیاز هست بیندیشی

53
00:04:14,754 --> 00:04:15,880
‫و...

54
00:04:19,050 --> 00:04:21,344
‫تو چیکار میکنی پدر؟

55
00:04:21,427 --> 00:04:25,306
‫من به آموزش‌هام به آلفرد ادامه میدم

56
00:04:26,766 --> 00:04:29,060
‫این پسر خیلی مسئولیت‌پذیر هست

57
00:04:29,143 --> 00:04:31,187
‫خوب داره پیشرفت میکنه

58
00:04:47,662 --> 00:04:49,289
‫ما قراره چیکار کنیم؟

59
00:04:49,414 --> 00:04:52,125
‫- اگه پدر مرده باشه...
‫- پدر و مادر

60
00:04:52,250 --> 00:04:54,794
‫گفتم "اگه"

61
00:04:54,919 --> 00:04:56,963
‫احتمالش هست لاگرتا نظرش رو تغییر بده

62
00:04:57,046 --> 00:04:58,631
‫و ما رو زنده نگه داره

63
00:04:58,715 --> 00:05:00,341
‫البته که احتمالش هست

64
00:05:00,466 --> 00:05:01,592
‫چطور می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟

65
00:05:01,676 --> 00:05:03,136
‫نمی‌تونیم

66
00:05:03,219 --> 00:05:06,431
‫ولی اگه سعی کنیم بکشیمش
‫دیگه چیزی برای ترسیدن برامون باقی نمی‌مونه

67
00:05:07,640 --> 00:05:09,600
‫و کی ازمون حمایت میکنه؟

68
00:05:11,811 --> 00:05:14,314
‫پدر و مادر

69
00:05:14,439 --> 00:05:16,482
‫باورم نمیشه

70
00:05:16,566 --> 00:05:19,402
‫حتی اگه این خبر درباره‌ی پدر درست باشه٬

71
00:05:19,485 --> 00:05:22,530
‫باید منتظر فرصت مناسب بمونیم

72
00:05:22,655 --> 00:05:25,658
‫اگه انقدر زود خودمون رو لو بدیم خیلی احمقیم

73
00:05:29,829 --> 00:05:31,748
‫پس آیوار چی؟

74
00:05:33,207 --> 00:05:34,667
‫چطور کنترلش کنیم؟

75
00:05:41,883 --> 00:05:43,217
‫تو بهم بگو برادر

76
00:06:03,529 --> 00:06:04,906
‫مادر

77
00:06:06,407 --> 00:06:07,909
‫پدر

78
00:06:10,119 --> 00:06:11,746
‫پدر

79
00:06:52,995 --> 00:06:55,206
‫- رسیدتون بخیر!
‫- لاگرتا!

80
00:07:19,313 --> 00:07:22,442
‫امروز طلوع جدید کتگات‌ـه

81
00:07:22,525 --> 00:07:24,777
‫برای همه‌مون

82
00:07:24,902 --> 00:07:27,989
‫ما از سرنوشت شاه رگنار مطلع نیستیم٬

83
00:07:28,114 --> 00:07:30,324
‫یا اینکه روزی برمی‌گرده یا خیر

84
00:07:32,952 --> 00:07:36,914
‫شما مدت‌ها حاکم در خوری نداشته‌اید٬

85
00:07:36,998 --> 00:07:39,709
‫و در مسائل بسیاری اهمال شده است

86
00:07:39,792 --> 00:07:42,628
‫در چند سال اخیر کتگات تغییرات بسیاری به خود دیده

87
00:07:42,753 --> 00:07:45,715
‫از همه‌ی جوانب رشد کرده و شکوفا شده

88
00:07:45,798 --> 00:07:49,051
‫اکنون بزرگ‌ترین و ثروتمندترین
‫مرکز تجاری در نروژ هست

89
00:07:50,428 --> 00:07:51,888
‫که یعنی٬

90
00:07:51,971 --> 00:07:54,307
‫سایرین می‌بایست بر موفقیت ما رشک ببرن

91
00:07:58,811 --> 00:08:00,146
‫و حتماً بهمون نگاه می‌کنن و٬

92
00:08:00,229 --> 00:08:01,522
‫و تعجب میکنن چرا برای دفاع از خودمون

93
00:08:01,647 --> 00:08:04,525
‫چنین تلاش‌های اندکی انجام میدیم

94
00:08:04,650 --> 00:08:08,738
‫باور من اینه که ما باید
‫شروع به ساخت استحکامات نظامی٬

95
00:08:08,821 --> 00:08:11,616
‫خندق‌ها و پرچین‌ها به دور این شهر بکنیم

96
00:08:12,700 --> 00:08:14,577
‫و امیدوارم که٬

97
00:08:14,660 --> 00:08:17,663
‫به عنوان ملکه‌ی شما٬ که همگی٬

98
00:08:17,747 --> 00:08:21,000
‫مرد٬ زن و بچه٬

99
00:08:21,083 --> 00:08:23,211
‫سالم و زخمی٬

100
00:08:23,336 --> 00:08:25,505
‫در این کار بزرگ همّت بورزن

101
00:08:27,590 --> 00:08:31,469
‫کسانی که با من هم عقیده‌اند بگویند "آری"

102
00:08:31,552 --> 00:08:32,637
‫آری!

103
00:09:07,713 --> 00:09:09,715
‫خوش اومدی آیوار

104
00:09:09,840 --> 00:09:12,635
‫من برای عدالت اینجا اومدم

105
00:09:12,718 --> 00:09:15,221
‫همه می‌دونن که تو مادرم رو بدون هیچ دلیلی٬

106
00:09:15,888 --> 00:09:17,431
‫جز جاه‌طلبی نکشتی

107
00:09:19,183 --> 00:09:22,270
‫از این رو٬ تقاضای عدالت میکنم

108
00:09:22,395 --> 00:09:24,772
‫- آیوار...
‫- به من دست نزن بزدل

109
00:09:29,902 --> 00:09:31,737
‫اون یه بزدل نیست

110
00:09:33,739 --> 00:09:37,577
‫ولی شاید بعضی مسائل رو
‫درک میکنه که تو نمیکنی

111
00:09:38,744 --> 00:09:41,539
‫من همه چیز رو کامل درک میکنم

112
00:09:44,333 --> 00:09:49,922
‫تو با بی‌رحمی مادرم رو به قتل رسوندی

113
00:09:54,135 --> 00:09:56,846
‫من انتقامش رو می‌خوام

114
00:09:56,929 --> 00:09:59,432
‫من تو رو به مبارزه‌ی تن به تن دعوت میکنم

115
00:10:08,065 --> 00:10:09,317
‫من امتناع میکنم

116
00:10:10,359 --> 00:10:11,986
‫نمی‌تونی امتناع کنی

117
00:10:14,655 --> 00:10:19,910
‫من از جنگیدن با تو امتناع میکنم
‫آیوار لاثبروک پسر رگنار

118
00:10:24,749 --> 00:10:25,958
‫چرا؟

119
00:10:26,834 --> 00:10:27,918
‫

120
00:10:30,421 --> 00:10:31,964
‫نمی‌خوام بکشمت

121
00:10:39,096 --> 00:10:40,890
‫کی گفته قراره من رو بکشی؟

122
00:10:41,599 --> 00:10:42,808
‫من گفتم

123
00:10:44,435 --> 00:10:45,811
‫خیلی‌خب

124
00:10:47,647 --> 00:10:49,482
‫پس با من نجنگ

125
00:10:52,234 --> 00:10:56,572
‫برام مهم نیست٬ چون تو میدونی که یه روز٬

126
00:10:56,656 --> 00:10:58,157
‫من تو رو میکشم لاگرتا

127
00:11:01,827 --> 00:11:03,663
‫سرنوشتت مقّدر شده

128
00:11:44,412 --> 00:11:46,706
‫به گمونت ما کجا هستیم؟

129
00:11:47,998 --> 00:11:49,083
‫اسپانیا

130
00:11:50,626 --> 00:11:52,211
‫تقریباً اینجا

131
00:11:55,881 --> 00:11:57,508
‫اگه خوش‌شانس باشیم

132
00:11:59,468 --> 00:12:02,555
‫یا اگه خدایان مقّدر کنن

133
00:12:02,638 --> 00:12:05,933
‫یا نکنه خدایان رو فراموش کردی٬ رولو؟

134
00:12:11,689 --> 00:12:14,567
‫فکر میکنی گم شدیم فلوکی؟

135
00:12:14,650 --> 00:12:15,901
‫بله ما گم شدیم

136
00:12:18,070 --> 00:12:19,530
‫و منم همینطور

137
00:12:20,781 --> 00:12:22,074
‫منظورت چیه؟

138
00:12:22,199 --> 00:12:24,243
‫دیگه نمی‌دونم کی هستم

139
00:12:26,454 --> 00:12:28,330
‫چرا اینجایم

140
00:12:28,414 --> 00:12:30,541
‫هدفم چیه

141
00:12:30,624 --> 00:12:33,878
‫- تو قایق می‌سازی
‫- کافی نیست

142
00:12:34,879 --> 00:12:36,589
‫احساس یک رگ تو خالی رو دارم

143
00:12:38,132 --> 00:12:39,759
‫من تهی هستم

144
00:12:41,218 --> 00:12:43,763
‫نیاز به چیزی دارم تا من رو پر کنه

145
00:12:44,305 --> 00:12:46,140
‫من چیز بیشتری از این زندگی میخوام

146
00:12:46,223 --> 00:12:47,933
‫ولی نه یه بچه

147
00:12:48,058 --> 00:12:51,270
‫- یادت نمیاد؟
‫- البته که یادم میاد

148
00:12:51,395 --> 00:12:53,063
‫چطور ممکنه یادم نباشه؟

149
00:12:53,189 --> 00:12:55,399
‫"این بار" دیگه‌ای در کار نخواهد بود

150
00:12:56,400 --> 00:12:58,527
‫من باهاش مخالفم

151
00:12:58,611 --> 00:13:00,780
‫من بچه‌ی دیگه‌ای نمی‌خوام

152
00:13:07,495 --> 00:13:09,872
‫به چی فکر میکنی؟

153
00:13:09,955 --> 00:13:15,294
‫داشتم فکر میکردم که
‫بیورن روئین‌تن نفرین شده‌ست٬

154
00:13:15,419 --> 00:13:16,587
‫مثل پدرش

155
00:13:18,047 --> 00:13:23,052
‫اگر لغزش کنیم٬ سپس مطمئناً
‫خدایان ناخشنود خواهند شد

156
00:13:25,387 --> 00:13:27,473
‫پس چه باید بکنیم؟

157
00:13:29,183 --> 00:13:32,394
‫باید به ستاره‌ی خودمون اعتماد کنیم
‫نه ستاره‌ی اون

158
00:13:34,355 --> 00:13:38,234
‫یک روز٬ باید بر لاثبروک‌ها غلبه کنیم٬

159
00:13:38,317 --> 00:13:42,780
‫مگه جور دیگه هم میشه
‫که پادشاه تمام نروژ بشم؟

160
00:13:46,659 --> 00:13:49,161
‫و گاهی اوقات فکر می‌کنم٬

161
00:13:49,286 --> 00:13:50,704
‫چرا صبر کنم؟

162
00:13:50,788 --> 00:13:52,998
‫خدایان نشانه‌ای به ما خواهند داد

163
00:13:54,250 --> 00:13:55,709
‫دوستمون دارن

164
00:14:20,860 --> 00:14:23,195
‫آب شیرینمون داره تموم میشه

165
00:14:23,737 --> 00:14:24,947
‫می‌دونم

166
00:14:27,032 --> 00:14:29,493
‫باید یه بندر پیدا کنیم

167
00:14:29,577 --> 00:14:31,871
‫نه تنها آب شیرین٬ بلکه آذوقه‌مون

168
00:14:31,954 --> 00:14:33,914
‫غذای زیادی نداریم

169
00:14:34,748 --> 00:14:36,458
‫چه فکری خواهند کرد؟

170
00:14:36,542 --> 00:14:37,710
‫مردم اونجا

171
00:14:37,835 --> 00:14:39,003
‫نمیدونم

172
00:14:41,714 --> 00:14:43,465
‫هیچی درباره‌شون نمیدونم

173
00:14:45,175 --> 00:14:47,052
‫بهشون میگن مسلمان

174
00:14:48,846 --> 00:14:51,724
‫و خدایی به اسم اللّه رو پرستش میکنن

175
00:15:25,758 --> 00:15:27,176
‫مارگارت

176
00:15:31,513 --> 00:15:33,724
‫مدتی بود ندیده بودمت

177
00:15:33,807 --> 00:15:35,768
‫بله٬ تازه از هدبی برگشتم

178
00:15:40,272 --> 00:15:42,024
‫چی شده؟

179
00:15:42,107 --> 00:15:43,817
‫آیوار کجاست؟

180
00:15:43,943 --> 00:15:45,444
‫نگران آیوار نباش

181
00:15:45,527 --> 00:15:46,946
‫مسائل دیگه‌ای ذهنش رو درگیر کرده

182
00:15:49,114 --> 00:15:50,866
‫دلم برات تنگ شده بود

183
00:16:15,307 --> 00:16:16,767
‫الجسیراس٬ اسپانیا
‫[شهری در جنوب اسپانیا و کنار تنگه‌ی جبل‌الطارق]

184
00:22:30,849 --> 00:22:32,309
‫فلوکی

185
00:22:33,060 --> 00:22:34,144
‫چیکار میکنی؟

186
00:22:38,940 --> 00:22:40,108
‫هلگا !

187
00:23:13,558 --> 00:23:15,227
‫اینجا چجور جاییه؟

188
00:23:17,396 --> 00:23:18,897
‫یه معبده

189
00:23:21,400 --> 00:23:22,401
‫خدایانشون کجاین؟

190
00:23:23,610 --> 00:23:25,779
‫من که هیچی نمی‌بینم

191
00:23:25,904 --> 00:23:28,615
‫با این حال با چنین شوقی نماز می‌خونن

192
00:23:29,658 --> 00:23:32,077
‫نه! وایسا ! وایسا !

193
00:23:32,160 --> 00:23:33,203
‫نه

194
00:23:34,454 --> 00:23:35,497
‫آدم‌کشی بسه!

195
00:23:36,581 --> 00:23:38,208
‫این تو نه!

196
00:23:38,291 --> 00:23:39,251
‫نه تو این مکان!

197
00:23:40,460 --> 00:23:41,461
‫من ممنوعش می‌کنم

198
00:23:43,130 --> 00:23:45,424
‫اگه می‌خواین این آدما رو بکشین٬

199
00:23:45,549 --> 00:23:47,843
‫اول باید من رو بکشین

200
00:24:01,565 --> 00:24:03,608
‫شنیدین فلوکی چی گفت

201
00:24:04,776 --> 00:24:06,778
‫ما این آدم‌ها رو نمی‌کشیم

202
00:24:08,572 --> 00:24:09,614
‫برید

203
00:24:10,532 --> 00:24:11,741
‫برید

204
00:25:02,167 --> 00:25:03,168
ایتسرک

205
00:25:56,805 --> 00:25:58,139
‫بیورن

206
00:26:07,440 --> 00:26:08,567
‫وایسا

207
00:26:09,484 --> 00:26:10,860
‫اون مُرده

208
00:26:17,993 --> 00:26:19,661
‫خودکشی کرده

209
00:26:37,053 --> 00:26:38,888
‫فکر میکنی از چی حفاظت می‌کرده؟

210
00:26:50,066 --> 00:26:50,650
‫لطفاً نترس

211
00:26:52,068 --> 00:26:53,695
‫من اذیتت نمیکنم

212
00:26:55,614 --> 00:26:57,407
‫تو در امانی

213
00:26:57,490 --> 00:26:58,825
‫نترس

214
00:27:01,578 --> 00:27:03,079
‫چیزی نیست

215
00:27:08,251 --> 00:27:09,252
‫

216
00:27:10,420 --> 00:27:11,838
‫تو در امانی

217
00:27:42,035 --> 00:27:44,579
‫مادرم یه روز بهم گفت

218
00:27:44,663 --> 00:27:47,374
‫که یه روز خواهم خرید

219
00:27:47,457 --> 00:27:52,003
‫یه کشتی با پاروهای خوب
‫و به سواحل دوردست پارو خواهم رسید

220
00:27:52,128 --> 00:27:53,630
‫روئین‌تن٬ بیا !

221
00:28:14,818 --> 00:28:16,069
‫هلگا !

222
00:28:16,486 --> 00:28:17,737
‫فلوکی!

223
00:28:17,821 --> 00:28:19,864
‫اون همسن آنگربودا ست

224
00:28:19,948 --> 00:28:22,200
‫همون سنی که آنگربودا الان داشت

225
00:28:22,325 --> 00:28:24,160
‫میخوای باهاش چیکار کنی هلگا؟

226
00:28:24,244 --> 00:28:26,913
‫- میخوام باهامون بیارمش
‫- نه هلگا

227
00:28:27,038 --> 00:28:28,039
‫- بله
‫- نه

228
00:28:28,164 --> 00:28:29,708
‫- بله فلوکی
‫- نه

229
00:28:29,791 --> 00:28:31,084
‫فلوکی! اون با ما میاد!

230
00:28:31,209 --> 00:28:32,961
‫نه نه٬ نمیاد٬ اون می‌مونه هلگا

231
00:28:33,044 --> 00:28:35,046
‫من با خودم میارمش

232
00:28:56,443 --> 00:28:58,403
‫درود فراوان بر ملکه لاگرتا

233
00:28:59,988 --> 00:29:01,656
‫ملکه‌ی کتگات

234
00:29:03,700 --> 00:29:05,160
‫من رگنار رو دیدم

235
00:29:05,952 --> 00:29:08,079
‫بله٬ منم دیدمش

236
00:29:08,204 --> 00:29:09,748
‫ولی خیلی مختصر

237
00:29:11,458 --> 00:29:13,626
‫سر راهش به والهالا

238
00:29:16,129 --> 00:29:18,256
‫خیلی خوشحال بود

239
00:29:36,441 --> 00:29:38,610
‫من فقط یک سوال دارم

240
00:29:40,028 --> 00:29:42,280
‫پسران رگنار من رو خواهند کشت؟

241
00:29:50,789 --> 00:29:51,956
‫نشنیدی چی گفتم؟

242
00:29:54,125 --> 00:29:55,877
‫چرا شنیدم

243
00:29:56,920 --> 00:30:00,298
‫پس جوابش چیه٬ ای مرد دانا؟

244
00:30:03,134 --> 00:30:06,930
‫پسر رگنار من رو میکشه؟

245
00:30:10,266 --> 00:30:11,351
‫بله

246
00:31:19,377 --> 00:31:21,045
‫موفق شدیم روئین‌تن

247
00:31:23,840 --> 00:31:25,717
‫بالاخره

248
00:31:25,842 --> 00:31:27,677
‫دریای مدیترانه

249
00:31:29,929 --> 00:31:33,474
‫این دورترین جاییه که مردم ما تا حالا اومدن

250
00:31:33,558 --> 00:31:35,685
‫دورتر از جایی که رگنار رویاش رو داشت

251
00:31:42,692 --> 00:31:43,985
‫زیباست

252
00:32:12,805 --> 00:32:15,350
‫خوکچه‌های کوچولو چه ناله‌هایی خواهند کرد٬

253
00:32:15,433 --> 00:32:18,061
‫وقتی بشنون گراز پیر چطور زجر کشید

254
00:32:20,605 --> 00:32:23,232
‫ایتسرک٬ تو هم شنیدی؟

255
00:32:23,316 --> 00:32:24,400
‫بله

256
00:33:16,119 --> 00:33:17,537
‫آیوار...

257
00:33:23,042 --> 00:33:25,044
‫پدرت مرده

258
00:33:26,295 --> 00:33:28,006
‫افعی‌ها اون رو کشتن

259
00:33:39,225 --> 00:33:43,646
‫پیکر سرد و بی‌جان رگنار در زمین سخت آرمیده

260
00:34:54,634 --> 00:34:56,552
‫پدرم مرده

261
00:35:10,066 --> 00:35:12,401
‫  دونستن اینکه اودین مهمانی‌ای ترتیب داده٬

262
00:35:12,485 --> 00:35:15,071
‫من رو شاد می‌کنه

263
00:35:15,154 --> 00:35:20,409
‫به زودی من در عاج‌های خمیده نوشیدنی خواهم خورد!

264
00:35:20,493 --> 00:35:25,081
‫من با ترس وارد تالار بزرگ اودین نخواهم شد!

265
00:35:25,206 --> 00:35:27,959
‫آنجا منتظر پسرانم خواهد بود
‫تا به من ملحق بشن

266
00:35:28,084 --> 00:35:30,169
‫و وقتی ملحق شدن٬

267
00:35:30,253 --> 00:35:33,965
‫زیر داستان‌های فتوحاتشان
‫حمام آفتاب خواهم گرفت

268
00:35:36,926 --> 00:35:38,970
‫اثیر به من خوش‌آمد خواهد گفت!

269
00:35:40,346 --> 00:35:43,933
‫  مرگ من نیازی به تاسف نداره

270
00:35:44,058 --> 00:35:49,272
‫و از والکایر ها استقبال خواهم کرد
‫که می‌خواهند من را به خانه ببرند!
