﻿1
00:01:08,693 --> 00:01:10,070
‫اعلی‌حضرت؟

2
00:01:15,950 --> 00:01:17,660
‫حمله!

3
00:01:27,962 --> 00:01:29,380
‫حمله!

4
00:04:52,834 --> 00:04:54,252
‫خودتون رو نجات بدید!

5
00:04:55,044 --> 00:04:56,462
‫خودتون رو نجات بدید!

6
00:04:58,006 --> 00:04:59,382
‫عقب‌نشینی!

7
00:04:59,382 --> 00:05:00,800
‫محض رضای خدا
‫خودتون رو نجات بدید!

8
00:05:05,221 --> 00:05:06,431
‫عقب‌نشینی

9
00:05:06,431 --> 00:05:07,724
‫عقب‌نشینی

10
00:05:07,724 --> 00:05:09,142
‫عقب‌نشینی!

11
00:05:24,699 --> 00:05:26,117
‫فرار کنید!

12
00:05:27,702 --> 00:05:30,455
‫آره! آره! فرار کردن!

13
00:05:35,126 --> 00:05:36,544
‫آره!

14
00:05:58,107 --> 00:06:00,276
‫- ما بردیم!
‫- آره!

15
00:06:02,153 --> 00:06:03,780
‫برا چی انقدر خوشحالی؟

16
00:06:04,489 --> 00:06:05,865
‫آره!

17
00:06:07,241 --> 00:06:08,659
‫هنوز تموم نشده!

18
00:06:20,505 --> 00:06:21,923
‫دروازه رو باز کنید!

19
00:06:29,597 --> 00:06:31,015
‫بجنبید!

20
00:06:40,191 --> 00:06:41,609
‫شکست خوردیم

21
00:06:42,568 --> 00:06:43,861
‫به زودی اینجا میرسن

22
00:06:43,861 --> 00:06:46,989
‫پدر٬ اعلی‌حضرت
‫همسرم٬ ما چاره‌ای نداریم

23
00:06:46,989 --> 00:06:49,367
‫باید فوراً اینجا رو ترک کنیم
‫و جای دیگه‌ای برا امنیتمون پیدا کنیم

24
00:06:49,367 --> 00:06:50,910
‫- برو! بجنب!
‫- چند تا چیز برمی‌دارم

25
00:06:50,910 --> 00:06:52,328
‫یالا پسرا

26
00:06:53,204 --> 00:06:54,622
‫پدر٬ نشنیدی چی گفتم؟

27
00:06:55,039 --> 00:06:56,666
‫باید بریم! الان!

28
00:06:56,666 --> 00:06:58,042
‫نمی‌تونم اینجا رو ترک کنم

29
00:06:58,584 --> 00:07:00,002
‫پدر٬ تو شاهی!

30
00:07:01,212 --> 00:07:04,048
‫نمیتونم اجازه بدم شاه کشورمون
‫به دست دشمنمون بیفته!

31
00:07:10,346 --> 00:07:13,224
‫من با تو نه در مقام یه مرد
‫بلکه در مقام یه شاه صحبت میکنم

32
00:07:15,685 --> 00:07:18,187
‫من به نقع تو از پادشاهی کنار میرم

33
00:07:18,855 --> 00:07:20,565
‫مراسم کوتاهی خواهیم داشت

34
00:07:20,565 --> 00:07:22,567
‫سریع٬ برو اسقف ادموند رو بیار

35
00:07:29,949 --> 00:07:32,118
‫نمیتونم متوجه منظورتون بشم٬ ولی...

36
00:07:34,537 --> 00:07:37,206
‫نمیتونم همینجوری اینجا ولت کنم تا بمیری

37
00:07:39,250 --> 00:07:44,922
‫پسرم٬ ازت میخوام در این آخرین
‫خواسته‌ام بهم اعتماد کنی

38
00:07:46,507 --> 00:07:48,301
‫این خواست خداست

39
00:07:50,595 --> 00:07:52,096
‫خواست منم هست

40
00:07:59,187 --> 00:08:00,855
‫حالا برو اسقف ادموند رو بیار

41
00:08:09,071 --> 00:08:13,284
‫آیا شما اکبرت٬ شاه برگزیده‌ی
‫وسیکس٬ مرسیا٬ آنگلیا‌ی شرقی

42
00:08:13,993 --> 00:08:16,871
‫کورنوال٬ برتوالدا٬ شاه شاهان

43
00:08:17,872 --> 00:08:20,458
‫در برابر چشمان خداوند قادر
‫از تاج و تخت و فرمانروایی‌تون

44
00:08:20,458 --> 00:08:23,127
‫به نفع پسر و وارث‌تون
شاهزاده اتلولف کناره‌گیری میکنید؟

45
00:08:26,923 --> 00:08:29,967
‫بله٬ باشد که خدا یاورم باشد

46
00:08:31,385 --> 00:08:35,223
‫بنابراین٬ اجازه بدهید علائم و نشانه‌های
مقّدس شاهی شما رو ازتون بگیرم

47
00:08:37,183 --> 00:08:39,810
‫من این عصای مقّدس رو به دستان شما می‌سپارم
‫شاهزاده اتلولف

48
00:08:42,438 --> 00:08:43,814
‫و با این تاج باستانی

49
00:08:46,192 --> 00:08:49,403
‫من شما را شاه تمام مکان‌ها و قلمروهایی

50
00:08:49,529 --> 00:08:52,573
‫که زمانی توسط پدرتون بر آنها حکومت میشد
‫ولی اکنون از آن شماست میکنم

51
00:08:52,573 --> 00:08:55,159
‫با نام پدر٬ پسر و روح‌القدس

52
00:08:55,159 --> 00:08:58,329
‫تاج بر سر شما مینهم٬ شاه اتلولف

53
00:08:59,580 --> 00:09:02,625
‫باشد که خداوند حافظ و نگهدار شما باشد
‫در تمام زندگیتون

54
00:09:02,625 --> 00:09:04,043
‫اعلی‌حضرت

55
00:09:05,378 --> 00:09:06,796
‫حالا لطفاً عجله کنید

56
00:09:33,406 --> 00:09:35,575
‫میخوام بری
‫ببرشون تو گاری٬ برو برو!

57
00:09:36,867 --> 00:09:38,286
‫شکل بگیرید!

58
00:09:38,286 --> 00:09:40,204
‫- اعلی‌حضرت! اعلی‌حضرت!
‫- چی؟

59
00:09:40,204 --> 00:09:41,622
‫پدر!

60
00:09:41,664 --> 00:09:43,082
‫پسرم

61
00:09:43,583 --> 00:09:46,836
‫میدونم که کشورم رو نزد امن‌ترین شخص سپردم

62
00:09:46,836 --> 00:09:50,339
‫حالا سریعاً برو٬ خودت و
‫خانواده‌ت رو نجات بده

63
00:09:50,339 --> 00:09:54,010
‫ولی فقط برای اینکه توانت رو باز یابی
‫و چیزی که از آن توست رو پس بگیری

64
00:09:54,010 --> 00:09:55,428
‫نقشه‌ی من دقیقاً همینه

65
00:09:55,469 --> 00:09:56,887
‫خدا کمکم کنه!

66
00:09:59,098 --> 00:10:01,309
‫پسرا٬ مستقیم برید توی درشکه!

67
00:10:01,309 --> 00:10:03,269
‫جودیث عزیزم!

68
00:10:03,269 --> 00:10:05,229
‫- بجنب! یالا!
‫- درود و بدرود

69
00:10:06,647 --> 00:10:09,609
‫فکر کنم میدونم چه کاری مونده
‫که باید انجام بدم

70
00:10:09,984 --> 00:10:12,111
‫الان نمیتونم ازش فرار کنم

71
00:10:14,947 --> 00:10:17,825
‫ازتون ممنونم
‫برای اینکه عاشقم بودین

72
00:10:17,825 --> 00:10:19,243
‫عشق همه چیزه

73
00:10:20,286 --> 00:10:22,330
‫همه بخشیده خواهند شد

74
00:10:22,330 --> 00:10:23,706
‫همه بخشیده خواهند شد

75
00:10:24,582 --> 00:10:28,961
‫حالا٬ تو سرنوشتی داری آلفرد
‫که نمیتونی ازش فرار کنی

76
00:10:28,961 --> 00:10:30,296
‫پس بهتره بهش عادت کنی

77
00:10:30,296 --> 00:10:33,132
‫در همین حین٬ گوش کن و یاد بگیر

78
00:10:33,174 --> 00:10:35,301
‫به بزرگترین و کوچکترین حرف گوش بده

79
00:10:35,301 --> 00:10:37,678
‫چه از شاهزاده٬ و چه از چوپان یاد بگیر

80
00:10:38,554 --> 00:10:39,972
‫و یادت بمونه

81
00:10:40,806 --> 00:10:44,935
‫آلفرد٬ والاترین موهبت یه مسیحی٬ فروتنی اونه

82
00:10:46,604 --> 00:10:47,980
‫ممنون پدربزرگ

83
00:10:49,607 --> 00:10:51,025
‫دوستت دارم

84
00:10:52,276 --> 00:10:53,694
‫و منم تو رو دوست دارم

85
00:10:55,404 --> 00:10:58,491
‫حالا٬ مراقب برادرت باش
‫چون اونم خاصه

86
00:10:59,408 --> 00:11:00,576
‫و مادرت

87
00:11:00,576 --> 00:11:01,911
‫- باید بریم
‫- بله بله

88
00:11:01,911 --> 00:11:03,996
‫برید برید!

89
00:11:07,249 --> 00:11:09,752
‫و بدرود اسقف ادموند

90
00:11:10,252 --> 00:11:11,962
‫دوست عزیز من

91
00:11:13,005 --> 00:11:15,049
‫خداوندگارم حافظ و نگهدارت باشد

92
00:11:16,133 --> 00:11:17,677
‫من جایی نمیرم اعلی‌حضرت

93
00:11:18,010 --> 00:11:19,470
‫اینجا باهاتون می‌مونم

94
00:11:19,470 --> 00:11:20,846
‫ممنونم

95
00:11:21,847 --> 00:11:23,641
‫اینجا مکان مقدسیه

96
00:11:24,016 --> 00:11:27,478
‫حالا٬ چطور میتونم اسقف کلیسای
‫مقّدس خدا باشم٬ اگه الان ترکش کنم؟

97
00:11:27,520 --> 00:11:29,855
‫به علاوه٬ سرداب‌ها هنوز پُر از

98
00:11:29,855 --> 00:11:32,066
‫بهترین انواع نوشیدنی در جامعه‌ی مسیحیت هستن

99
00:11:32,066 --> 00:11:34,360
‫قراره اونا رو برای کافرها بذارم؟

100
00:11:34,819 --> 00:11:36,612
‫کسانی که تفاوت دو تا انگور رو از هم متوجه نمیشن

101
00:11:36,612 --> 00:11:38,030
‫بریم!

102
00:11:39,699 --> 00:11:42,368
‫باشد که خداوند نگهدار همه‌ی شما باشد!

103
00:11:43,369 --> 00:11:46,497
‫حالا و تا ابد!

104
00:12:02,430 --> 00:12:03,514
‫بریم!

105
00:12:03,514 --> 00:12:04,932
‫بریم!

106
00:12:25,369 --> 00:12:28,873
برای موفقیت ارتش بزرگ
نزد خدایان دعا می‌کنیم

107
00:12:30,750 --> 00:12:33,043
روزی که رگنار ساحل اینجا
رو ترک کرد یادم میاد

108
00:12:33,127 --> 00:12:35,296
با یک قایق
یک رویا داشت

109
00:12:36,046 --> 00:12:38,382
می‌خواست سرزمین‌های دوردست رو پیدا کنه

110
00:12:38,632 --> 00:12:42,470
می‌خواست مردممون در اون زمین‌ها
ساکن و شکوفا بشن

111
00:12:42,803 --> 00:12:46,307
شاید الان، پسراش بتونن
رویاهاش رو تشخیص بدن

112
00:12:48,851 --> 00:12:50,186
امیدوارم

113
00:12:52,229 --> 00:12:54,940
و منم به درگاه خدایان دعا می‌کنم اینطور بشه

114
00:12:56,150 --> 00:13:00,529
بنظر میاد خدایان همیشه سمت ما نیستن

115
00:13:00,696 --> 00:13:02,823
شما نسل جدید هستید

116
00:13:03,157 --> 00:13:05,409
شما مثل ما خدایان رو درک نمی‌کنید

117
00:13:06,994 --> 00:13:09,413
خدایان رو نمیشه همیشه درک کرد

118
00:13:09,663 --> 00:13:11,499
این بخشی از قدرتشونه

119
00:13:11,832 --> 00:13:15,336
چیزی که باید بفهمین اینه که خدایان ما

120
00:13:15,419 --> 00:13:19,548
یه نبرد مرگ و زندگی با
این خدای جدید مسیحی دارن

121
00:13:19,673 --> 00:13:21,759
این واقعاً کاریه که پسر من می‌کنه

122
00:13:21,842 --> 00:13:23,969
هیچ چیز دیگه اونقدر مهم نیست

123
00:13:24,053 --> 00:13:27,223
چون اگر ما خدایان باستانی‌مون رو از دست بدیم

124
00:13:27,681 --> 00:13:29,850
هدف زندگی چیه؟

125
00:14:44,133 --> 00:14:46,552
‫حمله!

126
00:15:00,399 --> 00:15:01,775
‫برید!

127
00:15:03,986 --> 00:15:05,404
‫برید کنار!

128
00:15:29,803 --> 00:15:31,347
‫مراقب باشین
‫ممکنه تله باشه

129
00:15:32,806 --> 00:15:34,183
‫شما! دنبالمون بیاین!

130
00:16:07,967 --> 00:16:09,343
‫خالیه!

131
00:16:10,344 --> 00:16:11,720
‫رفتن!

132
00:16:17,059 --> 00:16:18,477
‫بسوزونینش!

133
00:16:32,366 --> 00:16:33,742
‫همش رو بشکنید!

134
00:16:34,410 --> 00:16:36,036
‫- پاره‌ش کن!
‫- بذارش به عهده‌ی من!

135
00:16:38,414 --> 00:16:39,832
‫آشغاله!

136
00:17:42,061 --> 00:17:43,812
‫این ارزشمنده!

137
00:18:39,535 --> 00:18:40,953
‫بس کن!

138
00:18:51,296 --> 00:18:52,714
‫این شاه اکبرته!

139
00:18:55,592 --> 00:18:57,177
‫بهتون دستور میدم از جونش بگذرین

140
00:19:25,080 --> 00:19:27,541
‫پروردگار ازشون بگذره

141
00:19:27,624 --> 00:19:30,502
‫چون آگاه نیستن چه میکنن

142
00:20:18,508 --> 00:20:19,927
‫نترس!

143
00:20:20,469 --> 00:20:22,512
‫بهم اعتماد کن
‫باید بهم اعتماد کنی

144
00:20:24,389 --> 00:20:25,807
‫دوستت دارم

145
00:20:27,726 --> 00:20:29,144
‫دوستت دارم

146
00:21:03,428 --> 00:21:04,805
‫هلگا

147
00:21:07,516 --> 00:21:08,725
‫هلگا !

148
00:21:08,725 --> 00:21:10,143
‫هلگا !

149
00:21:11,853 --> 00:21:14,773
‫نه نه!

150
00:21:33,083 --> 00:21:34,710
‫تو مثل هیچ کس دیگه‌ای نیستی

151
00:21:36,670 --> 00:21:38,797
‫خودت باش فلوکی

152
00:21:40,674 --> 00:21:44,303
‫این دنیا
‫زیادی برات کوچیکه

153
00:21:47,055 --> 00:21:48,432
‫چی...

154
00:21:52,644 --> 00:21:54,354
‫نه هلگا !

155
00:23:05,175 --> 00:23:08,804
‫وقتی بالدر٬ پسر عزیز اودین مُرد

156
00:23:10,430 --> 00:23:12,140
‫نه تنها مردم گریستن

157
00:23:14,309 --> 00:23:15,769
‫بلکه آتش هم گریست

158
00:23:21,358 --> 00:23:24,861
‫و آتش و همه‌ی فلزات دیگر هم گریستن

159
00:23:29,199 --> 00:23:30,575
‫سنگ‌ها گریستن

160
00:23:32,452 --> 00:23:33,870
‫زمین گریست

161
00:23:36,581 --> 00:23:37,999
‫بدرود

162
00:23:39,751 --> 00:23:41,128
‫جهان‌گَرد

163
00:23:42,504 --> 00:23:44,214
‫بدرود قلب من

164
00:23:44,548 --> 00:23:45,966
‫بدرود

165
00:23:49,553 --> 00:23:50,971
‫فعلاً

166
00:24:12,784 --> 00:24:15,120
‫باید تصمیم بگیریم

167
00:24:15,245 --> 00:24:20,709
‫با شاه اکبرت چیکار کنیم!

168
00:24:20,959 --> 00:24:22,419
‫نمی‌فهمم

169
00:24:22,878 --> 00:24:24,296
‫کجاش جای بحث داره؟

170
00:24:25,255 --> 00:24:26,631
‫به روش عقاب خونین اعدامش می‌کنیم

171
00:24:26,965 --> 00:24:30,469
‫اکبرت هم به اندازه‌ی الا مجرمه
‫پس باید همون بلا رو سرش بیاریم

172
00:24:31,052 --> 00:24:33,847
‫بارها اینو بهتون گفتم برادران٬ من اینجا بودم!

173
00:24:33,847 --> 00:24:36,725
‫دیدم که اکبرت پدر رو به شاه الا تحویل داد

174
00:24:36,725 --> 00:24:38,935
‫ما همه اون احساسات رو درک میکنیم آیوار

175
00:24:38,935 --> 00:24:40,937
‫هیچکس حرفای تو رو انکار نمیکنه

176
00:24:41,313 --> 00:24:42,689
‫ولی گاهی اوقات...

177
00:24:43,064 --> 00:24:44,483
‫گاهی اوقات

178
00:24:45,358 --> 00:24:47,194
‫ما باید عقل رو به احساس ارجحیت بدیم

179
00:24:47,194 --> 00:24:49,404
‫و فکر کنیم چی برای مردممون بهتره!

180
00:24:49,404 --> 00:24:51,323
‫من میدونم مردممون چی میخوان بیورن

181
00:24:52,657 --> 00:24:54,075
‫و اونا چیزی که من میخوام رو میخوان

182
00:24:54,910 --> 00:24:57,787
‫ما باید جایگاه قدرتمون رو در نظر بگیریم

183
00:24:59,080 --> 00:25:02,459
‫و از اون برای پیروزی نهایی استفاده کنیم!

184
00:25:04,628 --> 00:25:06,379
‫همیشه دوست داری اوضاع
رو پیچیده کنی بیورن

185
00:25:06,379 --> 00:25:07,923
‫فکر میکنی باعث میشه باهوش به نظر بیای

186
00:25:08,965 --> 00:25:11,009
‫و اگه اکبرت رو بکشیم چی آیوار؟
‫ها؟ بعدش چی؟

187
00:25:12,135 --> 00:25:13,553
‫خب٬ بعدش اون مُرده اوبه

188
00:25:14,221 --> 00:25:15,972
‫ما تو دل قلمرو دشمن هستیم

189
00:25:16,139 --> 00:25:18,600
‫چقدر طول میکشه تا نیروهای ساکسون‌ها

190
00:25:18,600 --> 00:25:20,435
‫یه ارتش دیگه جمع کنن و ما رو بیرون کنن؟

191
00:25:20,435 --> 00:25:21,686
‫دقیقاً!

192
00:25:21,686 --> 00:25:24,147
‫پس اکبرت رو به روش عقاب خونین
‫اعدام میکنیم٬ و بعدش میریم

193
00:25:24,648 --> 00:25:26,733
‫ما به تمام این سرزمین تاختیم

194
00:25:26,775 --> 00:25:29,736
‫تا اونا هیچوقت نتونن یه ارتش دیگه فراهم کنن

195
00:25:30,570 --> 00:25:32,155
‫اصلاً چرا باید بخوایم اینجا بمونیم؟

196
00:25:32,155 --> 00:25:33,615
‫این چیزیه که پدرمون میخواست

197
00:25:34,783 --> 00:25:36,535
‫فقط نمیخواست نبردها رو ببره

198
00:25:36,535 --> 00:25:37,953
‫زمین اینجا رو میخواست

199
00:25:38,036 --> 00:25:40,997
‫میخواست اینجا سکونت‌گاه بسازه
‫تا مردممون بتونن اینجا کار و زندگی کنن

200
00:25:40,997 --> 00:25:43,291
‫و هممون میدونیم چی شد

201
00:25:43,291 --> 00:25:47,295
‫بله٬ ولی تو اون زمان اون یه
‫شاه رو به عنوان جزیه در اختیار نداشت

202
00:25:48,338 --> 00:25:49,756
‫یا حتی یه ارتش بزرگم نداشت

203
00:25:50,757 --> 00:25:52,133
‫ما داریم

204
00:25:54,010 --> 00:25:55,428
‫تو چی میگی سیگارد؟

205
00:25:56,721 --> 00:25:58,473
‫تا حالا خیلی ساکت بودی

206
00:26:00,308 --> 00:26:01,726
‫مطمئنم یه نظری داری

207
00:26:04,646 --> 00:26:06,022
‫من با تو موافقم آیوار

208
00:26:06,815 --> 00:26:08,233
‫ببخشید؟

209
00:26:09,484 --> 00:26:10,902
‫باید عقاب خونینش کنیم

210
00:26:11,069 --> 00:26:12,487
‫بالاخره٬ ممنونم

211
00:26:12,904 --> 00:26:14,322
‫ولی مطمئن نیستم

212
00:26:14,739 --> 00:26:16,157
‫مطمئن نیستم اونا چی میگن

213
00:26:16,866 --> 00:26:22,038
‫حرف من اینه که ما باید کاری که
‫پدرمون همیشه میخواست رو بکنیم

214
00:26:29,421 --> 00:26:30,589
‫بله؟

215
00:26:30,589 --> 00:26:31,965
‫دوست دارم صحبت کنم

216
00:26:35,218 --> 00:26:39,306
‫خب٬ من بیشتر حرفاتون رو متوجه میشم

217
00:26:39,306 --> 00:26:42,976
‫و الان میتونم یکم به زبونتون حرف هم بزنم

218
00:26:48,857 --> 00:26:50,483
‫من عاشق پدرتون بودم

219
00:26:52,986 --> 00:26:54,362
‫دوستم بود

220
00:26:56,364 --> 00:26:58,617
‫و اینو بیشتر از هر چیز دیگه‌ای میدونم

221
00:26:58,617 --> 00:27:01,578
‫که اون میخواست اینجا
‫یه جامعه‌ی کشاورز بسازه

222
00:27:03,580 --> 00:27:05,540
‫و تو همه‌ی کشاورزهاش رو کشتی

223
00:27:05,540 --> 00:27:07,959
‫بله٬ درسته٬ کشتم

224
00:27:08,627 --> 00:27:11,087
‫ولی...

225
00:27:11,087 --> 00:27:12,714
‫حالا ورق برگشته

226
00:27:13,632 --> 00:27:15,884
‫میتونیم توافق جدیدی کنیم

227
00:27:18,428 --> 00:27:19,846
‫داری چی پیشنهاد میدی؟

228
00:27:20,764 --> 00:27:22,182
‫خب٬ همونطور که گفتی

229
00:27:23,767 --> 00:27:26,394
‫اینکه از اینجا بیرونت کنن
‫فقط مسئله‌ی زمانه

230
00:27:27,270 --> 00:27:31,650
‫بدون هیچ حق قانونی‌ای بر زمین‌های انگلستان
‫شما امیدی به موندن ندارید

231
00:27:33,401 --> 00:27:34,819
‫خب

232
00:27:35,362 --> 00:27:37,906
‫من شاه شاهانم

233
00:27:39,282 --> 00:27:42,410
‫و میتونم این حق قانونی رو بهتون بدم

234
00:27:46,706 --> 00:27:51,378
‫میتونم بهتون حق قانونی به
‫قلمرو آنگلیای شرقی رو بدم

235
00:27:51,378 --> 00:27:53,129
‫قلمرو بزرگیه

236
00:27:53,129 --> 00:27:56,216
‫از اونجایی که من شاهم
‫هیچکس نمیتونه این حق رو زیر سوال ببره

237
00:27:56,800 --> 00:27:58,218
‫و به نظر میرسه که...

238
00:27:59,386 --> 00:28:02,514
‫شما نیروی کافی برای مطیع کردنشون دارین
‫تا وقتی تصّرفش کنین

239
00:28:06,017 --> 00:28:07,435
‫این پیشنهاد منه

240
00:28:09,270 --> 00:28:10,689
‫باید بهش فکر کنین

241
00:28:21,741 --> 00:28:23,952
‫در ازاش چی میخوای؟

242
00:28:28,206 --> 00:28:32,377
‫اینو فقط وقتی بهتون میگم
‫که با پیشنهادم موافقت کنین

243
00:28:51,020 --> 00:28:52,522
‫نه که نیازه بپرسم...

244
00:28:53,648 --> 00:28:55,108
‫ولی نظر تو چیه؟

245
00:28:56,860 --> 00:28:59,487
‫درباره اینکه هدیه‌ی زمین
‫شاه اکبرت رو قبول کنیم یا نه؟

246
00:29:00,947 --> 00:29:02,365
‫بله

247
00:29:04,534 --> 00:29:10,248
‫خب٬ از اونجایی که ازم پرسیدی
‫نظرم اینه که باید زمین رو بگیریم

248
00:29:11,666 --> 00:29:13,084
‫ولی یه شرط دارم

249
00:29:16,588 --> 00:29:17,964
‫که اکبرت بمیره

250
00:29:19,758 --> 00:29:21,259
‫و من عقاب خونینش کنم

251
00:29:23,386 --> 00:29:25,722
‫وگرنه٬ معالمه‌ بی معامله

252
00:29:27,807 --> 00:29:30,351
‫نمیتونی اونقدرا سر پا بایستی
‫که بخوای عقاب خونینش کنی

253
00:29:31,811 --> 00:29:33,229
‫نشسته انجامش میدم

254
00:29:58,880 --> 00:30:00,632
‫پیشنهاد زمینت رو می‌پذیرم

255
00:30:03,968 --> 00:30:05,887
‫ولی بخاطر کاری که در حق پدرم کردی

256
00:30:08,014 --> 00:30:09,432
‫باید بمیری

257
00:30:13,019 --> 00:30:16,189
‫پس بهت میگم خواسته‌ی من چیه

258
00:30:18,942 --> 00:30:20,318
‫تنها چیزی که میخوام

259
00:30:21,528 --> 00:30:25,448
‫اینه که روش مرگ خودم رو انتخاب کنم

260
00:30:36,209 --> 00:30:37,627
‫موافقم

261
00:30:42,048 --> 00:30:48,805
‫سرورم٬ این‌ها اسناد قانونی برای
‫انتقال زمین‌های آنگلیای شرقی هستن

262
00:30:49,264 --> 00:30:50,723
‫ممنونم

263
00:30:50,890 --> 00:30:54,769
‫تو رفیق صادق٬ قانونی و خوبی هستی

264
00:31:04,028 --> 00:31:07,699
‫بیورن روئین‌تن
‫پسر رگنار

265
00:31:08,241 --> 00:31:11,703
‫من شاه اکبرت٬ به تو حق

266
00:31:11,703 --> 00:31:14,914
‫سکونت در زمین‌های آنگلیای شرقی رو میدم

267
00:31:17,709 --> 00:31:19,294
‫و دعا میکنم که موفق بشی

268
00:31:24,340 --> 00:31:25,758
‫و حالا...

269
00:31:28,052 --> 00:31:29,804
‫باید سفر آخرم رو طی کنم

270
00:32:04,255 --> 00:32:06,132
‫از شنیدن خبر مرگ هلگا متاسفم

271
00:32:09,636 --> 00:32:11,387
‫زمان زیادی بود همدیگه رو می‌شناختید

272
00:32:13,181 --> 00:32:14,557
‫از وقتی یه پسر بچه بودم

273
00:32:17,185 --> 00:32:19,020
‫منم مُردم بیورن

274
00:32:21,272 --> 00:32:23,942
‫بخشی از وجودم با مرگ دخترم آنگربودا مرد

275
00:32:26,027 --> 00:32:27,445
‫دومین بخشم با رگنار

276
00:32:29,822 --> 00:32:33,618
‫و آخرین بخش از فلوکی سابق
‫با مرگ هلگای شیرین و غمگینم مرد

277
00:32:40,249 --> 00:32:41,918
‫چیزی که الانم فقط پوچی‌ـه

278
00:32:46,130 --> 00:32:49,509
‫و تمام این پوچی رو به خدایان میدم
‫تا مطابق خواستشون عمل کنن

279
00:32:52,553 --> 00:32:57,642
‫و من سوار کشتی‌ای خالی بدون سکان خواهم بود
‫که بر روی دریای بی‌پایان خدایان قرار گرفته

280
00:33:00,019 --> 00:33:01,437
‫و هر جا که منو ببرند

281
00:33:03,564 --> 00:33:04,941
‫خواهم رفت

282
00:33:29,215 --> 00:33:30,591
‫مراقب باش بیورن

283
00:34:29,192 --> 00:34:30,610
‫ممنون

284
00:35:04,477 --> 00:35:06,854
‫تمام آینده‌ی من با رگناره

285
00:35:08,231 --> 00:35:10,566
‫تنها کسی که تو واقعاً بهش اهمیت میدی

286
00:35:11,025 --> 00:35:12,401
‫خودتی

287
00:35:12,777 --> 00:35:15,071
‫من خودم رو آزادانه بهتون میدم

288
00:35:16,405 --> 00:35:18,282
‫ممنون پدربزرگ٬ دوستت دارم

289
00:35:22,286 --> 00:35:26,707
‫من شما را شاه وسیکس و مرسیا میکنم

290
00:35:30,461 --> 00:35:31,879
‫انتقامم رو خواهند گرفت

291
00:35:37,260 --> 00:35:38,678
‫نترس

292
00:37:23,199 --> 00:37:24,617
‫دوستان

293
00:37:26,285 --> 00:37:30,373
‫هیچکس هیچوقت نمیتونه به دستاورد ما شک کنه!

294
00:37:30,581 --> 00:37:32,083
‫ارتشی از همه‌ی مردانمون

295
00:37:33,918 --> 00:37:38,464
‫و ما نه یکی٬ بلکه دو قلمرو
‫انگلستان رو شکست دادیم!

296
00:37:42,718 --> 00:37:45,680
‫برای ما٬ پسران رگنار

297
00:37:46,931 --> 00:37:51,852
‫وظیفه‌ی اولمون این بود که انتقام مرگ
‫پدرمون رو بگیریم٬ و این کار رو کردیم

298
00:37:52,687 --> 00:37:57,358
‫ولی همینطور٬ به رویای پدرم رسیدیم

299
00:37:58,276 --> 00:38:01,946
‫ما حق قانونی نسبت به
!زمین و کشتزار اینجا داریم

300
00:38:03,906 --> 00:38:06,742
‫این بسته به همه‌ی شما داره
‫که از این فرصت استفاده کنین

301
00:38:07,159 --> 00:38:10,579
‫و مهاجران جدید و خانواده‌های جوان رو
‫به اینجا بفرستید!

302
00:38:11,289 --> 00:38:15,626
‫متاسفانه٬ من اینجا نخواهم بود تا رشد
‫و پیشرفت این زیست‌گاه جدید رو ببینم

303
00:38:16,711 --> 00:38:18,170
‫سرنوشت من رو به جای دیگری خواهد برد

304
00:38:20,673 --> 00:38:23,592
‫همیشه می‌دونستم مجبورم برگردم
‫و به اکتشاف دریای مدیترانه بپردازم

305
00:38:24,885 --> 00:38:26,929
‫و حالا احساس میکنم آزادم
‫تا به دنبال سرنوشتم برم

306
00:38:27,513 --> 00:38:30,891
‫ولی٬ برادرانم برای شما اینجا خواهند بود

307
00:38:37,565 --> 00:38:42,028
‫من اینجا خواهم بود ولی نه
‫برای سکونت و شخم زدن!

308
00:38:43,529 --> 00:38:45,948
‫حالا کی میخواد کشاورز بشه؟

309
00:38:47,658 --> 00:38:50,286
‫ما ارتش بزرگی داریم و باید ازش استفاده کنیم

310
00:38:50,494 --> 00:38:54,081
‫خیلی جاهای دیگه هست که میخوام
‫بهشون حمله کنم و بتازم!

311
00:38:54,540 --> 00:38:59,128
‫و اونایی از شما که مثل من حس میکنید
‫باید با من بیاید

312
00:39:00,004 --> 00:39:01,422
‫و کسایی از شما که نمیخواید

313
00:39:02,173 --> 00:39:06,927
‫از خودتون بپرسید
‫"الان کی میتونه جلوی ما بایسته؟"

314
00:39:12,641 --> 00:39:14,685
‫مگه تو میتونی ارتش رو
رهبری کنی آیوار؟ ها؟

315
00:39:15,728 --> 00:39:17,313
‫نمیخوام اینکارو کنم اوبه

316
00:39:17,813 --> 00:39:20,816
‫همه‌ی حرفم برای کسایی که
‫هنوز به قدر کافی شجاعن اینه که

317
00:39:20,816 --> 00:39:24,236
‫بتازن و ماجراجویی کنن
‫بعدش٬ من رهبریشون میکنم

318
00:39:25,905 --> 00:39:28,783
‫تو هم اگه بخوای میتونی یه پیش‌بند ببندی
‫و اینجا ساکن بشی

319
00:39:29,367 --> 00:39:30,951
‫مردی قوی لازم داره آیوار

320
00:39:32,912 --> 00:39:35,748
‫تا به اینجا ادعا کنه٬ ازش دفاع کنه

321
00:39:36,457 --> 00:39:39,794
‫به نظر خودت نیستی برادر عزیزم

322
00:39:40,669 --> 00:39:44,840
‫ایتسرکی که من می‌شناسم٬ عاشق تاخت و تازه
‫یه وایکینگ واقعیه

323
00:39:45,549 --> 00:39:48,010
‫حرفی که الان زدی
‫راه وایکینگی نیست

324
00:39:49,762 --> 00:39:51,180
‫خب...

325
00:39:53,641 --> 00:39:55,518
‫کی از بین شما از من پیروی میکنه؟

326
00:39:56,852 --> 00:40:00,064
‫کی توی نبرد همراه من میشه؟

327
00:40:00,064 --> 00:40:04,443
‫برای عشق به شُهرت و
عشق به اودین٬ پدر همه‌ی ما؟

328
00:40:04,443 --> 00:40:05,945
‫آره!

329
00:40:10,533 --> 00:40:11,909
‫اودین!

330
00:40:13,077 --> 00:40:14,453
‫این کارو نکن آیوار

331
00:40:15,121 --> 00:40:17,998
‫ما همه پسران رگناریم
‫باید پشت همو داشته باشیم

332
00:40:18,165 --> 00:40:20,960
‫راستش سیگارد٬ برام مهم نیست تو چی میگی

333
00:40:21,043 --> 00:40:24,296
‫حقیقت اینه که٬ حتی اگه
‫ریه‌هات در حال سوختن هم بودن

334
00:40:24,296 --> 00:40:26,048
‫حاضر نبودم تو گلوت دستشویی کنم

335
00:40:30,845 --> 00:40:35,349
‫خب٬ شاید بخاطر اینه که تو واقعاً یه مرد نیستی!

336
00:40:35,683 --> 00:40:37,601
‫هستی٬ بی استخون؟

337
00:40:39,979 --> 00:40:42,565
‫خب٬ کی میخواد بمونه و کشاورزی کنه؟

338
00:40:42,731 --> 00:40:44,692
‫من دوست دارم بمونم

339
00:40:45,901 --> 00:40:48,028
‫ولی نقشه‌های دیگه‌ای دارم

340
00:40:50,990 --> 00:40:52,408
‫نظر منو بخواین

341
00:40:54,952 --> 00:40:56,370
‫من میخوام با بیورن برم

342
00:40:58,372 --> 00:41:00,040
‫میخوام مدیترانه رو ببینم

343
00:41:04,462 --> 00:41:05,838
‫پس به نظر میرسه

344
00:41:08,299 --> 00:41:09,717
‫تنها چیزی

345
00:41:11,552 --> 00:41:13,971
‫که در واقع پسران رگنار رو کنار هم نگه داشت

346
00:41:14,513 --> 00:41:16,098
‫مرگ پدرشون بود

347
00:41:16,098 --> 00:41:20,519
‫بیورن بیچاره! تویی که نمیخوای
‫این ارتش رو کنار هم نگه داری

348
00:41:20,519 --> 00:41:23,564
‫تویی که میخوای به جاهای آفتابی بری

349
00:41:24,523 --> 00:41:26,525
‫بقیه میتونن از من پیروی کنن

350
00:41:27,860 --> 00:41:30,029
‫من نمیخوام ازت پیروی کنم آیوار

351
00:41:30,654 --> 00:41:32,072
‫تو دیوانه‌ای

352
00:41:32,281 --> 00:41:34,074
‫عقلت مثل بچه‌هاست!

353
00:41:34,074 --> 00:41:36,785
‫و تنها کاری که تو میکنی آهنگ زدنه سیگارد!

354
00:41:37,203 --> 00:41:40,873
‫- منم اندازه تو پسر رنگارم
‫- مطمئن نیستم

355
00:41:41,040 --> 00:41:44,084
‫تا جایی که من یادم میاد
‫رگنار اود(نوعی تار) نمیزد

356
00:41:44,460 --> 00:41:47,296
‫و قطعاً سازش هم به بقیه پیشکش نمیکرد!

357
00:41:48,881 --> 00:41:52,718
‫خنده‌م میندازی٬ درست مثل وقتی
‫که مثل یه نوزاد اینور اونور میخزی

358
00:41:52,718 --> 00:41:53,886
‫دهنت رو ببند!

359
00:41:53,886 --> 00:41:54,929
‫بسه!

360
00:41:54,929 --> 00:41:56,972
‫این ربطی به تو نداره!

361
00:41:56,972 --> 00:41:59,141
‫چی شده آیوار؟
‫نمیتونی هضمش کنی؟

362
00:41:59,141 --> 00:42:00,726
‫آیوار٬ بهش گوش نده

363
00:42:00,726 --> 00:42:02,770
‫نه٬ به گمونم حالا که مامانیت مُرده
‫باید برات سخت باشه

364
00:42:03,395 --> 00:42:05,648
‫با علم به اینکه اون تنها کسی
‫بود که همیشه دوستت داشت

365
00:42:07,274 --> 00:42:08,734
‫آیوار... آیوار!

366
00:42:39,682 --> 00:42:41,058
‫نه

367
00:42:41,684 --> 00:42:43,394
‫نه! نه!

368
00:43:07,251 --> 00:43:11,297
‫شربورن٬ دورست٬ انگلستان

369
00:43:29,315 --> 00:43:31,442
‫- آمین
‫- آمین

370
00:43:51,420 --> 00:43:52,796
‫ممنون اسقف هدموند

371
00:43:53,964 --> 00:43:56,050
‫شوهرم به جای بهتری رفته

372
00:43:56,425 --> 00:43:58,135
‫اینو میدونم

373
00:43:59,428 --> 00:44:01,847
‫خداوند راهی برای آرامش دادن بهت پیدا میکنه
