﻿1
00:01:07,025 --> 00:01:08,193
‫بیورن!

2
00:01:10,653 --> 00:01:12,113
‫بیورن، بیدار شو!

3
00:01:32,008 --> 00:01:34,094
‫ستون‌های هرکول

4
00:01:36,262 --> 00:01:37,514
‫چی؟

5
00:01:37,555 --> 00:01:39,057
‫اون کوه‌ها

6
00:01:39,390 --> 00:01:42,519
‫نزد باستانیان به ستون‌های هرکول معروفن

7
00:01:42,852 --> 00:01:45,188
‫ولی مهمتر از اون،‌ برای هدف ما

8
00:01:45,188 --> 00:01:47,690
‫اون‌ها ورودی دریای مدیترانه به شمار میرن

9
00:01:50,110 --> 00:01:52,904
‫من چقدر خوش‌شانسم که
‫مسیرم به تو خورد سیندریک

10
00:01:59,035 --> 00:02:00,912
‫داری به چی فکر میکنی؟

11
00:02:01,454 --> 00:02:04,374
‫ما چقدر خوش‌شانسیم که
‫خدایان همچین فرصتی بهمون دادن

12
00:02:05,708 --> 00:02:09,754
‫چرا که چیزی که پیش رومون هست
‫شهرها، دنیاها، مردم و مکان‌های جدیده

13
00:02:11,798 --> 00:02:13,842
‫پدرم شیفته‌ی چنین فرصتی میشد

14
00:02:15,718 --> 00:02:18,638
‫هنوزم نسبت به این سرزمین و آدم‌هاش اخطار میدم

15
00:02:18,680 --> 00:02:20,890
‫اون‌ها تو رو نمی‌شناسن،

16
00:02:20,890 --> 00:02:24,394
‫و تو هم در عوض نمی‌دونی در این دنیای جدید
‫سایرین چه میزان قدرتی دارن

17
00:02:28,606 --> 00:02:30,108
‫من میخوام به روم برم

18
00:02:31,526 --> 00:02:33,278
‫روم در مرکز این نقشه‌ست

19
00:02:33,319 --> 00:02:35,280
‫روم در مرکز دنیای جدیده

20
00:02:35,321 --> 00:02:37,699
‫دیگه نه بیورن روئین‌تن

21
00:02:38,324 --> 00:02:41,244
‫از وقتی که این نقشه کشیده شده تمام دنیا تغییر کرده

22
00:02:41,244 --> 00:02:43,204
‫امپراطوری روم دیگه وجود نداره

23
00:02:43,246 --> 00:02:44,873
‫بیشتر قدرتش از بین رفته

24
00:02:44,914 --> 00:02:47,834
‫چیزی که باقی مونده یه سایه‌ی غمگین
از گذشته‌ی پرافتخارشه

25
00:02:49,252 --> 00:02:51,296
‫پس اگه قرار نیست به روم بریم، کجا بریم؟

26
00:02:51,337 --> 00:02:54,257
‫یه جزیره‌ای که زیاد از اینجا دور نیست وجود داره

27
00:02:54,299 --> 00:02:56,176
‫جای جالبیه

28
00:02:58,261 --> 00:03:01,556
‫و اسم این جزیره‌ی جالب چیه؟

29
00:03:03,683 --> 00:03:04,893
‫سیسیل

30
00:03:32,795 --> 00:03:35,173
‫اگرچه دیدیم که بخشی از نیروهاشون رفتن،

31
00:03:35,215 --> 00:03:37,717
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم که بسیار ضعیف‌تر شدن

32
00:03:37,759 --> 00:03:42,305
‫و بعدشم آلفرد، ارتش ما بود که تحت
‫شکست و تلفات سنگینی قرار گرفت

33
00:03:42,347 --> 00:03:44,015
‫پس راستش، نمی‌تونیم به فکر حمله

34
00:03:44,015 --> 00:03:45,934
‫و سعی در بازپس‌گیری شهر باشیم

35
00:03:46,392 --> 00:03:47,894
‫موافقم

36
00:03:47,936 --> 00:03:51,522
‫خب، برا همین برام جای سواله که
‫چرا صلح‌بانان‌شون رو مرخص کردی

37
00:03:51,564 --> 00:03:53,733
‫اون‌ها به اینجا نیومدن تا صلح کنن

38
00:03:53,775 --> 00:03:55,235
‫اومدن تا دردسر درست کنن

39
00:03:56,069 --> 00:03:58,529
‫نمی‌تونین بهشون اعتماد کنین، اون‌ها کافرن

40
00:03:58,571 --> 00:04:00,823
‫خب پس، ما باید عقب‌نشینی کنیم

41
00:04:00,865 --> 00:04:02,450
‫به وسیکس عقب‌نشینی کنیم

42
00:04:02,492 --> 00:04:05,912
‫ارتش دیگه‌ای جمع کنیم و
‫اون‌ها رو فعلاً در یورک نگه داریم

43
00:04:05,954 --> 00:04:08,081
‫من مخالفم

44
00:04:08,122 --> 00:04:10,375
‫- ما چاره‌ای نداریم
‫- برعکس

45
00:04:11,584 --> 00:04:12,835
‫نمی‌فهمم

46
00:04:14,003 --> 00:04:15,338
‫من بهم وحی شد

47
00:04:16,547 --> 00:04:18,341
‫من دو شاهد رو دیدم که پیامبرانی بودن

48
00:04:18,341 --> 00:04:20,051
‫که جلوی خدای زمین ایستاده بودن

49
00:04:21,177 --> 00:04:23,346
‫و اگه هر مردی بخواد بهشون آسیبی برسونه،

50
00:04:23,346 --> 00:04:26,349
‫از دهانشان آتش برخواهد خواست
‫و دشمنانشان رو خواهد بلعید

51
00:04:27,183 --> 00:04:30,561
‫و اگه هر مردی بخواد بهشون آسیبی
‫برسونه، کشته خواهد شد

52
00:04:32,605 --> 00:04:34,565
‫معما وار سخن میگویی اسقف هگموند

53
00:04:35,441 --> 00:04:37,110
‫چیزی که دیدم واقعی بود

54
00:04:38,069 --> 00:04:42,156
‫اجساد تمام شروران رو دیدم که در
‫خیابون‌های شهر بزرگ افتاده بودن،

55
00:04:42,198 --> 00:04:44,200
‫تا جایی که کسی باقی نمونده بود تا اون‌ها رو دفن کنه

56
00:04:44,909 --> 00:04:49,163
‫و دیدم که این شهر بزرگ یورک بود،

57
00:04:49,205 --> 00:04:53,042
‫و تمام اون اجساد، شمالی‌های کافر بودن.

58
00:04:53,042 --> 00:04:56,129
‫از گرسنگی مردن

59
00:04:56,170 --> 00:04:59,048
‫مردن چون چیزی برای خوردن نداشتن

60
00:04:59,090 --> 00:05:00,842
‫و چیزی برای نوشیدن

61
00:05:00,883 --> 00:05:02,844
‫و تو شهر بزرگ زندانی شده بودن

62
00:05:03,469 --> 00:05:05,138
‫این کاریه که باید بکنیم؟

63
00:05:06,097 --> 00:05:07,682
‫بله

64
00:05:07,724 --> 00:05:09,684
‫تمام مسیرها به یورک رو ببندین

65
00:05:09,726 --> 00:05:11,561
‫تمام رودها رو ببندین

66
00:05:11,561 --> 00:05:14,605
‫جلوی شمالی‌ها رو از رفت‌وآمد بگیرین

67
00:05:14,647 --> 00:05:17,400
‫و اینطوری، زندانی‌شون میکنیم

68
00:05:17,442 --> 00:05:19,068
‫گرسنگی‌شون میدیم،

69
00:05:19,235 --> 00:05:20,987
‫مجبورشون میکنیم تسلیم بشن.

70
00:05:21,779 --> 00:05:23,698
‫و وقتی متوجه نقشه‌مون شدن،

71
00:05:24,240 --> 00:05:26,242
‫ممکنه بیرون بیان و بهمون حمله کنن

72
00:05:26,284 --> 00:05:28,536
‫وقتی که نیروهای ما بسیار اندک شدن

73
00:05:32,332 --> 00:05:33,916
‫نظرت چیه پدر؟

74
00:05:37,545 --> 00:05:39,130
‫من میگم،

75
00:05:39,464 --> 00:05:42,592
‫تو برو و به فرماندهامون دستور بده
‫تا جاده‌ها، رودخانه‌ها

76
00:05:42,633 --> 00:05:44,552
‫و هر راهی که به یورک میرسه رو ببندن

77
00:05:45,386 --> 00:05:47,180
‫ما از گرسنگی می‌کُشیمشون

78
00:05:47,221 --> 00:05:48,473
‫با کمک خدا

79
00:05:48,514 --> 00:05:50,683
‫اون ما رو کمک خواهد کرد شاه اثلولف

80
00:05:52,435 --> 00:05:53,936
‫مطمئن باشید

81
00:06:10,411 --> 00:06:11,788
‫اوبه!

82
00:06:13,289 --> 00:06:14,624
‫اوبه!

83
00:06:16,125 --> 00:06:17,251
‫اوبه!

84
00:06:29,138 --> 00:06:32,392
‫بیشتر از همیشه بازگشتت رو
‫به آتشدانمون خوش‌آمد میگم اوبه

85
00:06:45,446 --> 00:06:48,616
‫ما همه از موفقیت‌های ارتش بزرگ‌مون شنیدیم

86
00:06:49,742 --> 00:06:52,203
‫چطور انتقام مرگ رگنار رو گرفتین،

87
00:06:53,079 --> 00:06:56,249
‫بر الا و اکبرت غلبه کردید

88
00:06:56,249 --> 00:06:57,875
‫از پسر خودم تشکر میکنم،

89
00:06:57,917 --> 00:07:01,045
‫ولی همینطور از تو و همه‌ی پسران رگنار،

90
00:07:01,087 --> 00:07:03,047
‫برای این اتفاقات فراموش‌نشدنی

91
00:07:03,923 --> 00:07:07,260
‫پس باید از کشته شدن سیگارد
‫به دست آیوار شنیده باشی

92
00:07:07,301 --> 00:07:10,638
‫و چالشش با بیورن که
‫ادعا میکنه اون رهبر ارتش بزرگه

93
00:07:12,640 --> 00:07:14,392
‫میخوام به جفت‌تون بگم...

94
00:07:16,060 --> 00:07:20,815
‫بیورن روئین‌تن با افتخار و شجاعت زیادی جنگید

95
00:07:21,649 --> 00:07:23,693
‫بعنوان برادرم دوستش دارم و تحسینش میکنم

96
00:07:25,111 --> 00:07:26,988
‫بخاطر سخنان‌تون درباره‌ی بیورن ممنونم

97
00:07:27,613 --> 00:07:30,450
‫اون مرد خوبیه. اینو می‌دونم

98
00:07:30,450 --> 00:07:32,368
‫ولی قضیه‌ی آیوار فرق داره

99
00:07:34,162 --> 00:07:35,788
‫ما رو از هم پاشونده

100
00:07:37,248 --> 00:07:40,042
‫تا جایی که نگرانشم، من الان با آیوار در جنگ هستم

101
00:07:43,212 --> 00:07:47,091
‫برادرم ایتسرک، تصمیم گرفت پیش آیوار بمونه

102
00:07:47,925 --> 00:07:49,594
‫پس اونم الان دشمنمه

103
00:07:59,645 --> 00:08:02,148
‫بیا پیمانی ببندیم

104
00:08:02,148 --> 00:08:04,984
‫اگه قبول کنی از من مقابل شاه هرالد حمایت کنی،

105
00:08:04,984 --> 00:08:08,362
‫از تو درباره‌ی آیوار و ایتسرک حمایت میکنم.

106
00:08:11,532 --> 00:08:14,243
‫می‌دونی، این منو تبدیل به متحد قاتل مادرم میکنه

107
00:08:14,285 --> 00:08:15,995
‫میدونم

108
00:08:17,914 --> 00:08:20,833
‫تصمیماتت همه سخت هستن اوبه

109
00:08:21,334 --> 00:08:24,837
‫ولی برای مردم خوب کتگات

110
00:08:24,879 --> 00:08:26,255
‫می‌تونیم متحد نباشیم؟

111
00:08:43,898 --> 00:08:45,983
‫امیدوار بودم بیورن برگرده

112
00:08:48,069 --> 00:08:49,487
‫اونم برمی‌گرده

113
00:08:50,154 --> 00:08:51,739
‫می‌دونم برمی‌گرده

114
00:08:52,406 --> 00:08:55,117
‫ولی تا اون‌موقع، به اوبه
‫اعتماد کامل نداشته باشید

115
00:08:56,494 --> 00:08:58,204
‫چرا همچین حرفی میزنی؟

116
00:08:58,246 --> 00:09:01,707
‫فقط اینکه بعد از شما، بیورن
‫باید فرمانروای کتگات باشه

117
00:09:01,749 --> 00:09:05,795
‫کی میدونه خدایان برا ما چه چیزی تدارک دیدن؟

118
00:09:17,890 --> 00:09:19,392
‫سیسیل

119
00:09:19,433 --> 00:09:22,228
‫درباره‌ش بهم بگو

120
00:09:22,270 --> 00:09:25,147
‫حاکمش یه فرمانده‌ی بیزانتین‌ـه به اسم یوفیمیوس

121
00:09:26,148 --> 00:09:27,692
‫اون اسطوره‌ایه برا خودش

122
00:09:28,985 --> 00:09:31,362
‫جاه‌طلبی‌هاش اونقدر بی حد و مرزن،

123
00:09:31,404 --> 00:09:34,365
‫که تلاش کرد تا امپراطور روم مقدس رو پایین بکشه

124
00:09:36,492 --> 00:09:38,828
‫شکست خورد و اومد اینجا به سیسیل

125
00:09:39,537 --> 00:09:43,374
‫با جاه‌طلبی‌هاش که تا جایی که می‌دونم
‫چیزی ازشون کم نشده

126
00:09:44,709 --> 00:09:46,502
‫بیزانتین دیگه چیه؟

127
00:09:49,005 --> 00:09:51,591
‫امپراطور روم مقدس کیه؟

128
00:09:52,508 --> 00:09:54,051
‫مایکل دوم

129
00:09:54,093 --> 00:09:55,720
‫ولی نگران اون نباشین

130
00:09:55,761 --> 00:09:58,222
‫تا چند ماه دیگه، شاید دیگه نباشه

131
00:09:58,556 --> 00:10:00,600
‫همه چیز تغییر کرده

132
00:10:00,975 --> 00:10:04,604
‫این جهان ناپایدار و گول‌زننده‌ست

133
00:10:05,062 --> 00:10:07,023
‫خیلی چیزها چیزی که بنظر میان نیستن

134
00:10:09,400 --> 00:10:13,029
‫وقتی صبح به ساحل رفتیم
‫یادت باشه، ما تاجر هستیم

135
00:10:15,656 --> 00:10:17,825
‫ما اینجا ماجراجویی‌های زیادی خواهیم داشت،

136
00:10:18,701 --> 00:10:20,786
‫و اگه زنده بمونیم،

137
00:10:22,538 --> 00:10:24,790
‫داستان‌های زیادی برای گفتن
‫در «تالار بزرگ» خواهیم داشت

138
00:10:28,628 --> 00:10:30,379
‫اگه زنده بمونیم

139
00:10:42,558 --> 00:10:44,935
‫ببین! یه چاق دیگه!

140
00:11:18,552 --> 00:11:20,388
‫این یکی هنوز نفس میکشه

141
00:11:20,429 --> 00:11:22,515
‫همه‌ی سلاح‌هاشون رو بردارید

142
00:11:24,433 --> 00:11:25,976
‫کارتون خوب بود

143
00:11:26,018 --> 00:11:27,728
‫اینا همشونن؟

144
00:11:31,857 --> 00:11:33,651
‫انگار دوباره قراره گرسنگی بکشن

145
00:11:33,693 --> 00:11:35,653
‫بله سرورم

146
00:11:44,704 --> 00:11:47,665
‫خب، گروه شکارچی‌ها امروز برنگشتن

147
00:11:50,835 --> 00:11:52,712
‫- گفتم گروه ش...
‫- شنیدم چی گفتی

148
00:11:58,843 --> 00:12:00,636
‫غذامون داره تموم میشه

149
00:12:02,012 --> 00:12:03,347
‫و بیماری تو شهر اومده

150
00:12:04,473 --> 00:12:07,435
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟ باید یه کاری بکنیم

151
00:12:07,476 --> 00:12:09,478
‫ساکسون‌ها تو کشور خودشونن

152
00:12:09,520 --> 00:12:11,397
‫می‌تونن تجدید قوا کنن و قوی‌تر بشن

153
00:12:11,439 --> 00:12:13,441
‫درحالیکه هر روز ما ضعیف‌تر میشیم...

154
00:12:13,482 --> 00:12:16,026
‫حرف دلت چیه؟ ها داداش؟

155
00:12:16,026 --> 00:12:18,404
‫که اشتباه کردم که با ساکسون‌ها مذاکره نکردم،

156
00:12:18,446 --> 00:12:19,864
‫و اینکه حق با اوبه بود؟

157
00:12:20,990 --> 00:12:22,074
‫نه

158
00:12:22,867 --> 00:12:24,702
‫نه؟ مطمئنی؟

159
00:12:26,537 --> 00:12:28,080
‫اوبه اشتباه میکرد

160
00:12:28,122 --> 00:12:30,207
‫برا همین باهاش نرفتم

161
00:12:30,249 --> 00:12:31,625
‫ولی الان پشیمونی؟

162
00:12:32,460 --> 00:12:33,794
‫الان که بهت گفتم نه

163
00:12:36,255 --> 00:12:39,049
‫اوبه مثل سگ کوچیک
‫دست‌آموزش باهام رفتار میکرد

164
00:12:43,471 --> 00:12:46,182
‫من سگ کسی نیستم آیوار

165
00:12:54,064 --> 00:12:55,441
‫هاپ هاپ

166
00:13:20,925 --> 00:13:23,302
‫آسترید رو از اینجا بردن

167
00:13:23,344 --> 00:13:25,262
‫لاگرتا نتونست کاری بکنه

168
00:13:25,262 --> 00:13:26,847
‫اون قدرتی نداشت

169
00:13:27,389 --> 00:13:29,517
‫- این مدرک بیشتری نیست؟
‫- مدرک؟

170
00:13:29,558 --> 00:13:31,101
‫که خدایان علیهش شدن

171
00:13:31,143 --> 00:13:33,103
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

172
00:13:33,103 --> 00:13:34,730
‫داری درباره‌ی لارگتا حرف میزنی

173
00:13:35,523 --> 00:13:37,233
‫و تو فقط یه برده بودی

174
00:13:37,274 --> 00:13:41,862
‫الان برده نیستم، و ذهنم هم هیچ موقع نبود

175
00:13:41,904 --> 00:13:44,448
‫توروی، من و تو با لارگتا برابریم

176
00:13:44,490 --> 00:13:47,243
‫- هممون برابریم
‫- حق با توئه مارگارت

177
00:13:47,868 --> 00:13:50,538
‫هممون برابریم

178
00:13:50,579 --> 00:13:52,248
‫نمی‌دونستم دارین گوش میدین

179
00:13:52,915 --> 00:13:54,500
‫چه اهمیتی داره؟

180
00:13:54,542 --> 00:13:58,587
‫اگه من گوش نمی‌دادم،
‫پس خدایان گوش می‌دادن

181
00:13:58,629 --> 00:14:00,130
‫با هم فرقی ندارن

182
00:14:00,756 --> 00:14:03,342
‫بهرحال هیچ حسی به تو ندارم

183
00:14:04,677 --> 00:14:07,304
‫می‌تونم بخاطر این حرف‌های خیانت‌آمیزت بکشمت،

184
00:14:07,304 --> 00:14:10,891
‫ولی از خیانت خسته شدم

185
00:14:10,933 --> 00:14:13,269
‫تموم عمرم خیانت دیدم

186
00:14:13,310 --> 00:14:16,313
‫هر مردی که به عمرم دیدم بهم خیانت کرده

187
00:14:16,355 --> 00:14:18,607
‫حالا بیشتر زنان بهم خیانت میکنن

188
00:14:18,649 --> 00:14:20,150
‫چه فکری باید بکنم؟

189
00:14:20,150 --> 00:14:22,570
‫هر زنی نمی‌خواد بهتون خیانت کنه

190
00:14:22,611 --> 00:14:24,905
‫البته که نه توروی، ولی
‫شانسش رو که داشته باشن...

191
00:14:29,451 --> 00:14:32,955
‫مارگارت، اگه میخوای علیه من توطئه کن

192
00:14:34,081 --> 00:14:37,209
‫ولی اگه تونستی شجاعت
‫وفادار بودن رو پیدا کنی،

193
00:14:37,251 --> 00:14:40,838
‫بعد بیشتر از هر کس دیگه بهت احترام می‌ذارم

194
00:14:40,880 --> 00:14:43,632
‫تو برده‌ای بودی که هیچ انتخابی نداشتی،

195
00:14:43,674 --> 00:14:45,217
‫ولی الان،

196
00:14:45,801 --> 00:14:50,973
‫حالا، بعنوان یه زن آزاد
‫انتخاب کن تا منو دوست داشته باشی

197
00:15:05,404 --> 00:15:06,655
‫اونا کی هستن؟

198
00:15:07,823 --> 00:15:09,658
‫جنگجویان نورثامبریا

199
00:15:09,700 --> 00:15:11,201
‫مردمان مادرم

200
00:15:30,429 --> 00:15:30,471
‫ایشون پسرعمه‌م مانل هستن

201
00:15:30,512 --> 00:15:33,015
‫ایشون شوهرم شاه اثلولف هستن

202
00:15:33,057 --> 00:15:36,560
‫اعلی‌حضرت، شاه شاهان، از طرف برتوالدا

203
00:15:36,602 --> 00:15:40,022
‫اتحاد و وفاداری مطلقم رو بهتون عرضه میکنم

204
00:15:41,607 --> 00:15:43,525
‫خوش‌آمد هرچه تمام بهت میگویم

205
00:15:44,276 --> 00:15:45,778
‫کارهای زیادی برای انجام داریم

206
00:15:45,778 --> 00:15:47,279
‫این پسر بزرگم هست، ایثلرد

207
00:15:47,321 --> 00:15:49,865
‫و هگموند، اسقف شربورن

208
00:15:49,907 --> 00:15:52,952
‫اسقف هگموند، آوازه‌ی شما
‫بعنوان یه ادیب روحانی

209
00:15:52,993 --> 00:15:55,496
‫و بعنوان یه جنگجو رو بسیار شنیدم

210
00:15:55,537 --> 00:15:57,539
‫و از اونجایی که برای جنگیدن به اینجا اومدم،

211
00:15:57,539 --> 00:16:00,584
‫فقط به دو مرد برای اینکه در کنارشون
‫در دیوار سپری بایستم می‌تونم فکر کنم،

212
00:16:00,626 --> 00:16:02,378
‫شاه اثلولف از وسیکس

213
00:16:02,419 --> 00:16:05,089
‫و هگموند، اسقف جنگجو از شربورن

214
00:16:05,130 --> 00:16:07,132
‫اینقدر چاپلوسی‌شون رو نکن

215
00:16:07,758 --> 00:16:09,760
‫مغرورشون میکنه

216
00:16:09,802 --> 00:16:12,972
‫درسته، انجیل بهمون میگه همه چیز پوچه

217
00:16:13,013 --> 00:16:15,766
‫و با اینحال ما اینجاییم، مامورین خداوند

218
00:16:15,808 --> 00:16:19,061
‫انجیل همچنین بهمون میگه به کفار
‫هیچ رحمی نشون ندهیم

219
00:16:19,061 --> 00:16:21,397
‫در مقابل این شیاطین و کفار،

220
00:16:21,397 --> 00:16:23,816
‫ما خشم خدا هستیم

221
00:16:25,609 --> 00:16:27,069
‫لطفاً، بیاید

222
00:17:37,514 --> 00:17:38,849
‫وایکینگ‌ها!

223
00:17:40,434 --> 00:17:42,269
‫بله فرمانده، ما شمالی‌ها هستیم

224
00:17:42,936 --> 00:17:46,148
‫ولی بعنوان تاجر اینجاییم

225
00:17:47,357 --> 00:17:48,817
‫تاجر؟

226
00:17:50,527 --> 00:17:52,112
‫داره چی می‌پرسه؟

227
00:17:52,780 --> 00:17:54,406
‫که تاجریم یا نه

228
00:17:55,157 --> 00:17:56,784
‫بهش بگو البته که ما تاجریم

229
00:17:56,825 --> 00:17:58,077
‫ببینه کلاً چند تا قایق آوردیم

230
00:17:59,453 --> 00:18:00,454
‫بله قربان

231
00:18:00,579 --> 00:18:04,124
‫می‌بینید که فقط چند قایق آوردیم

232
00:18:07,419 --> 00:18:10,214
‫متاسفم که بعنوان تاجر اینجایید

233
00:18:11,340 --> 00:18:12,508
‫نمی‌فهمم

234
00:18:40,202 --> 00:18:42,496
‫میگه خوش آمدید

235
00:18:58,554 --> 00:19:00,848
‫فرمانده یوفیمیوس میخواد که بدونید

236
00:19:00,848 --> 00:19:03,851
‫که شما تنها شمالی‌هایی نیستید
‫که قبلاً به مدیترانه اومده

237
00:19:05,269 --> 00:19:07,896
‫شخص امپراطور مایکل یک محافظ شخصی داشتن،

238
00:19:07,938 --> 00:19:10,732
‫یک وایکینگ روس از امپراطوری کیه‌وان
‫[کیه‌وان: نواحی شرق اروپا]

239
00:19:19,158 --> 00:19:22,452
‫فرمانده یوفیمیوس ازتون میخواد تا محافظ اون باشید

240
00:19:22,494 --> 00:19:24,705
‫به شما و افرادتون مزد بسیار خوبی میده

241
00:19:25,747 --> 00:19:27,332
‫اگه قبول کنید خیلی خوب میشه

242
00:19:30,878 --> 00:19:32,296
‫بگو موافقت می‌کنیم

243
00:20:06,663 --> 00:20:07,915
‫اون کیه؟

244
00:20:08,540 --> 00:20:09,750
‫کاسیا

245
00:20:10,542 --> 00:20:12,211
‫اسمش کاسیا ست

246
00:20:12,711 --> 00:20:15,756
‫ظاهراً اون یه مسیحیه، یه راهبه

247
00:20:16,215 --> 00:20:19,801
‫اون مسئول یه صومعه بود
‫و سروده‌های مقّدس می‌نویسه

248
00:20:19,843 --> 00:20:21,428
‫یه راهبه؟

249
00:20:21,470 --> 00:20:22,596
‫یه زن خداپرست؟

250
00:20:30,479 --> 00:20:33,982
‫فرمانده میگن که اونو از شهر مقّدس بیزانتین دزدیدن،

251
00:20:34,441 --> 00:20:36,318
‫و اینکه اون زن انقدر مشهوره،

252
00:20:36,360 --> 00:20:39,613
‫که امپراطور اونجا بخاطر دزدیدنش
‫ایشون رو به مرگ محکوم کردن

253
00:20:41,907 --> 00:20:43,867
‫دوباره پسرم رو می‌بینم؟

254
00:20:45,244 --> 00:20:47,955
‫بله، دوباره می‌بینیش

255
00:20:49,039 --> 00:20:51,291
‫ولی در شرایط وحشتناکی

256
00:20:54,711 --> 00:20:56,255
‫منظورت چیه؟

257
00:20:56,255 --> 00:21:00,509
‫عواقب مرگ رگنار هنوز تموم نشدن

258
00:21:01,760 --> 00:21:05,097
‫هنوز شروع پایانش رو دیدی

259
00:21:05,764 --> 00:21:09,184
‫پس حالا خودت رو آماده‌ی اتفاقات پیش رو بکن

260
00:21:10,227 --> 00:21:11,895
‫چه چیزی در پیشه؟

261
00:21:11,937 --> 00:21:13,313
‫بهم بگو!

262
00:21:13,438 --> 00:21:14,898
‫چرا؟

263
00:21:15,649 --> 00:21:19,319
‫فکر می‌کنی اگه می‌دونستی
‫می‌تونستی سرنوشتت رو عوض کنی؟

264
00:21:19,987 --> 00:21:22,948
‫تا الان، با این همه،

265
00:21:22,948 --> 00:21:24,950
‫میخوای به خودت زنجیر ببندی،

266
00:21:24,992 --> 00:21:27,995
‫و خودت رو اسیر توهمات کنی؟

267
00:21:28,036 --> 00:21:30,038
‫نه! من داشتم به پسرم فکر می‌کردم!

268
00:21:30,080 --> 00:21:31,623
‫فقط پسرم!

269
00:21:33,333 --> 00:21:35,127
‫این نقطه ضعف یه مادره

270
00:21:35,168 --> 00:21:37,879
‫بهت که گفتم دوباره می‌بینیش

271
00:21:37,921 --> 00:21:39,631
‫این برات کافی نیست؟

272
00:21:41,174 --> 00:21:45,095
‫دونستن زیادی دردآوره

273
00:21:47,597 --> 00:21:49,516
‫خودت رو آماده کن

274
00:22:03,739 --> 00:22:05,240
‫خداوند اودین،

275
00:22:06,700 --> 00:22:08,702
‫من انتخاب درستی کردم؟

276
00:22:11,913 --> 00:22:14,041
‫نشانه‌ای بهم بده، کمکم کن

277
00:22:17,794 --> 00:22:19,671
‫سرنوشت من چیه؟

278
00:22:43,195 --> 00:22:44,863
‫کاسیا

279
00:22:44,905 --> 00:22:46,156
‫خب؟

280
00:22:47,032 --> 00:22:48,742
‫اونجاست،‌ببین

281
00:22:53,538 --> 00:22:54,623
‫اون سیندریک‌ـه

282
00:23:14,059 --> 00:23:16,103
‫ما دیدیمت

283
00:23:16,144 --> 00:23:18,313
‫داشتی چیکار میکردی دوست من؟

284
00:23:18,355 --> 00:23:22,067
‫بهت گفتم، هیچی اونطور که به نظر میاد نیست

285
00:23:22,109 --> 00:23:24,069
‫یعنی چی؟

286
00:23:24,069 --> 00:23:27,989
‫با اینهمه فرمانده یوفیمیوس
‫واقعاً فرمانده‌ی اینجا نیست

287
00:23:30,200 --> 00:23:32,244
‫نمی‌فهمم

288
00:23:32,661 --> 00:23:34,913
‫یه رهبر عرب، به اسم زیادت‌الله

289
00:23:34,913 --> 00:23:37,582
‫امیر آفریلیا در قیروان تونس

290
00:23:37,582 --> 00:23:40,919
‫توافق کرد تا در ازای دریافت خراج سالیانه،

291
00:23:40,961 --> 00:23:43,046
‫از طرف یوفیمیوس به این جزیره حمله کنه

292
00:23:43,839 --> 00:23:45,632
‫قیروان کجاست؟

293
00:23:45,674 --> 00:23:47,134
‫تو آفریقا

294
00:23:56,143 --> 00:23:57,853
‫و آفریقا کجاست؟

295
00:23:57,894 --> 00:23:59,229
‫یه دنیای دیگه

296
00:24:00,981 --> 00:24:04,067
‫پس، این فرمانده یوفیمیوس،

297
00:24:05,652 --> 00:24:09,072
‫اون یه حاکم نیابتیه

298
00:24:09,114 --> 00:24:10,657
‫اون قدرت واقعی نداره

299
00:24:10,699 --> 00:24:12,200
‫اینطور به نظر میاد

300
00:24:14,244 --> 00:24:16,246
‫و زیادت‌الله؟

301
00:24:16,288 --> 00:24:20,292
‫در این لحظه، اون احتمالاً
‫مهمترین حاکم در مدیترانه هست

302
00:24:20,292 --> 00:24:23,086
‫داستان خیلی زیادی درباره‌ش گفته میشه

303
00:24:23,128 --> 00:24:27,632
‫هم عرب‌ها هم مسیحی‌ها پیشش میرن تا
‫لطفی رو ازشون بخوان که اغلب عطا میکنه

304
00:24:27,632 --> 00:24:30,051
‫چون محبوبیت و قدرتش رو افزایش میده

305
00:24:32,304 --> 00:24:34,514
‫- تو تا حالا دیدیش؟
‫- نه

306
00:24:34,556 --> 00:24:36,141
‫اون کاسیا بود

307
00:24:36,808 --> 00:24:38,101
‫آره

308
00:24:38,435 --> 00:24:39,436
...پس

309
00:24:40,437 --> 00:24:42,272
‫اون مرده کی بود؟

310
00:24:42,731 --> 00:24:46,067
‫نمی‌دونم، ولی احتمال قوی یه جاسوس

311
00:24:46,818 --> 00:24:48,403
‫با هم مثل عشاق بودن

312
00:24:48,445 --> 00:24:49,654
‫ممکنه

313
00:24:50,405 --> 00:24:51,781
‫جاسوس کی؟

314
00:24:51,823 --> 00:24:54,993
‫شاید برای امپراطور
‫یا شایدم برای زیادت‌الله

315
00:24:55,035 --> 00:24:57,287
‫اینجا کی می‌تونه اینو بگه؟

316
00:24:57,329 --> 00:25:02,626
‫تو که نمی‌خواستی علیه ما
‫توطئه کنی، می‌خواستی سیندریک؟

317
00:25:02,667 --> 00:25:05,670
‫فقط می‌خواستم بفهمم اینجا چه خبره

318
00:25:10,175 --> 00:25:12,177
‫بعضی دوره‌گردها،

319
00:25:12,177 --> 00:25:14,179
‫در واقع خدایان هستن که لباس مبدل پوشیدن،

320
00:25:15,514 --> 00:25:16,765
‫تو هم اینطوری؟

321
00:25:20,810 --> 00:25:22,604
‫من شبیه یه خدا هستم؟

322
00:25:29,611 --> 00:25:31,530
‫من میخوام زیادت‌الله رو ببینم

323
00:25:32,322 --> 00:25:33,990
‫چرا؟

324
00:25:34,115 --> 00:25:36,368
‫چون به نظر رهبر واقعی اونه

325
00:25:53,885 --> 00:25:55,554
‫در اون وحی که دیدم،

326
00:25:55,554 --> 00:25:58,598
‫اجساد کفار رو دیدم که
‫در خیابون‌ها روی هم افتاده بود،

327
00:25:59,057 --> 00:26:02,060
‫از بیماری و گرسنگی مرده بودن

328
00:26:03,562 --> 00:26:05,522
‫و اینطوری کارشون تموم شد

329
00:26:06,356 --> 00:26:09,109
‫حالا مطمئناً، دارن مرده‌هاشون رو می‌سوزونن

330
00:26:09,150 --> 00:26:10,318
‫همم

331
00:26:10,735 --> 00:26:13,446
‫به نظر کاملاً اینطور میاد

332
00:26:17,158 --> 00:26:19,077
‫بیا الان بریم سراغشون

333
00:26:20,745 --> 00:26:21,913
‫نه

334
00:26:23,582 --> 00:26:25,458
‫اگه نصیحت منو بخواین،

335
00:26:25,917 --> 00:26:28,128
‫میگم بذارید شرایط‌شون بدتر از این بشه

336
00:26:29,170 --> 00:26:32,173
‫بذارید بیشتر بترسن،

337
00:26:32,215 --> 00:26:34,593
‫تا اینکه فقط موجوداتی از پوست و استخون،

338
00:26:34,593 --> 00:26:36,261
‫در خیابون‌های یورک بمونن

339
00:26:37,095 --> 00:26:38,930
‫بعدش حمله می‌کنیم

340
00:26:39,598 --> 00:26:42,976
‫اوه، همیشه که نمی‌تونیم توسط
‫وحی‌های شما راهنمایی بشیم،

341
00:26:43,018 --> 00:26:45,312
‫اسقف هگموند، همم؟

342
00:26:45,353 --> 00:26:47,147
‫ولی مطمئناً خودتون می‌تونید نشانه‌ها رو ببینید

343
00:26:47,147 --> 00:26:48,898
‫حالا نشانه‌های دیگه‌ای هم می‌بینم

344
00:26:50,317 --> 00:26:55,488
‫چطور خودت رو بالاتر از من قرار میدی تا فرمان بدی

345
00:26:55,530 --> 00:26:58,783
‫اگرچه تحت فرمان خدا من پادشاهت هستم!

346
00:27:06,499 --> 00:27:08,126
‫من رو ببخشید سرورم

347
00:27:08,960 --> 00:27:10,337
‫شاه شاهان

348
00:27:11,921 --> 00:27:13,757
‫من بنده‌ی حقیر شما هستم

349
00:27:15,592 --> 00:27:17,427
‫هر چه صلاح می‌دونید با من بکنید

350
00:27:25,143 --> 00:27:28,980
‫من فکر نمی‌کنم تو حقیر باشی اسقف هگموند

351
00:27:29,939 --> 00:27:33,818
‫ولی هنوز، تو بنده‌ی من هستی
‫همونطور که بنده‌ی خدا هستی

352
00:27:33,860 --> 00:27:36,237
‫و با هم پیش خواهیم رفت،

353
00:27:36,279 --> 00:27:37,822
‫بخاطر کشورمون،

354
00:27:37,864 --> 00:27:40,033
‫بخاطر انگلستان.

355
00:27:42,035 --> 00:27:43,286
‫شاه من

356
00:28:12,524 --> 00:28:14,317
‫نمی‌فهمم

357
00:28:15,694 --> 00:28:18,613
‫چیو نمی‌فهمی ایتسرک؟

358
00:28:18,655 --> 00:28:22,283
‫نمی‌فهمم که چرا تظاهر میکنی
‫که اجساد مرده‌هامون رو می‌سوزونی

359
00:28:22,325 --> 00:28:24,953
‫بخشی از نقشه‌م هست

360
00:28:25,453 --> 00:28:26,871
‫کدوم نقشه؟

361
00:28:30,291 --> 00:28:33,211
‫واقعاً فکر کردی که من نقشه‌ای نداشتم، ها؟

362
00:28:33,211 --> 00:28:34,963
‫البته که نقشه دارم

363
00:28:35,004 --> 00:28:37,757
‫من یه چلاقم، نه احمق

364
00:28:40,885 --> 00:28:43,888
‫یه چیزی رو فهمیدم ایتسرک

365
00:28:45,056 --> 00:28:49,477
‫رومی‌ها خیلی باهوش بودن

366
00:28:49,519 --> 00:28:53,356
‫نقشه‌ی من بر اساس چیزیه که فهمیدم

367
00:28:54,023 --> 00:28:55,567
‫چی؟

368
00:28:55,608 --> 00:28:57,736
‫باید بدونم

369
00:28:57,736 --> 00:29:00,280
‫و خواهی دونست داداشم

370
00:29:01,114 --> 00:29:03,074
‫به موقعش

371
00:29:24,512 --> 00:29:26,014
‫خدای خدایان،

372
00:29:27,891 --> 00:29:31,102
‫منو بخاطر اینکه جرات حرف زدن
‫با شما رو به خودم میدم ببخشید

373
00:29:32,479 --> 00:29:34,856
‫بهرحال، نیازی به گوش دادن ندارید

374
00:29:36,399 --> 00:29:38,693
‫من فقط یه قایق ساز هستم

375
00:29:39,277 --> 00:29:42,572
‫یه هنرمند، نه یه فرد واقعی

376
00:29:44,574 --> 00:29:46,576
‫ولی بنا به دلایلی،

377
00:29:46,659 --> 00:29:50,371
‫تو به من موهبت اومدن به اینجا رو دادی،

378
00:29:51,331 --> 00:29:53,333
‫به سرزمین خدایان

379
00:29:53,374 --> 00:29:55,168
‫اصلاً نمی‌دونم چرا

380
00:29:55,168 --> 00:29:58,254
‫ولی عمیقاً خوشحالم که،

381
00:29:58,254 --> 00:30:00,465
‫می‌تونم تموم روز بخندم،

382
00:30:00,465 --> 00:30:02,467
‫بدون اینکه صدایی ایجاد کنم.

383
00:30:02,967 --> 00:30:06,638
‫خدای خدایان، داشتم فکر میکردم

384
00:30:07,430 --> 00:30:09,432
‫و داشتم به این فکر میکردم،

385
00:30:09,516 --> 00:30:11,476
‫که اصلاً درست نیست که،

386
00:30:11,518 --> 00:30:14,813
‫با در نظر گرفتن اینکه من کی هستم،
‫از این بهشت تنهایی لذت ببرم

387
00:30:14,854 --> 00:30:16,856
‫بعنوان تنها انسانش

388
00:30:18,233 --> 00:30:19,776
‫من تصمیمم رو گرفتم

389
00:30:19,776 --> 00:30:22,320
‫درست نیست که من مزیت بودن در اینجا رو

390
00:30:22,320 --> 00:30:24,322
‫با باقی انسان‌ها سهیم نشم

391
00:30:24,656 --> 00:30:26,658
‫که اونا هم دوست دارن نزدیک شما باشن

392
00:30:27,450 --> 00:30:28,827
‫خدای خدایان،

393
00:30:29,744 --> 00:30:31,746
‫امیدوارم موافقت کنید

394
00:30:31,871 --> 00:30:34,916
‫که باید به دنیای انسان‌ها برگردم،

395
00:30:34,958 --> 00:30:37,377
‫و اون‌هایی رو که هم شجاعت و هم ایمان واقعی

396
00:30:37,377 --> 00:30:39,629
‫دارن رو دعوت کنم تا به من در اینجا بپیوندن

397
00:30:40,964 --> 00:30:43,967
‫می‌تونیم شهری از معتقدین واقعی اینجا بسازیم،

398
00:30:44,425 --> 00:30:48,805
‫جایی که هیچ غریبه‌ای و
خدایان دروغین‌شون درش حضور نداره

399
00:30:51,266 --> 00:30:52,767
‫خدای خدایان،

400
00:30:54,352 --> 00:30:58,022
‫نگهدارم باش و محافظم باش که،

401
00:30:58,022 --> 00:31:01,651
‫بخاطر شما می‌خواهم مختصراً
‫به دنیای انسان‌ها برگردم.

402
00:31:14,330 --> 00:31:16,291
‫وستفولد، نروژ

403
00:31:38,187 --> 00:31:39,355
‫آسترید

404
00:31:41,316 --> 00:31:44,319
‫روزهاست که ندیده بودمت

405
00:31:44,360 --> 00:31:46,821
‫- ازم دوری می‌کردی
‫- طبیعیه

406
00:31:49,073 --> 00:31:50,658
‫پس چرا الان اینجایی؟

407
00:31:52,285 --> 00:31:53,745
‫تصمیمم رو گرفتم

408
00:31:54,954 --> 00:31:56,331
‫که چیکار کنی؟

409
00:31:57,248 --> 00:31:58,875
‫از خدایان مشورت گرفتم

410
00:31:59,876 --> 00:32:02,045
‫درباره‌ی زندگی خودم فکر کردم،

411
00:32:02,045 --> 00:32:04,255
‫جاه‌طلبی‌ها و آرزوهای خودم.

412
00:32:05,256 --> 00:32:08,968
‫ولی انسان‌ها نمی‌تونن
‫سرنوشت رو تغییر چندانی بدن.

413
00:32:12,555 --> 00:32:13,932
‫تصمیمت چیه؟

414
00:32:16,309 --> 00:32:17,685
‫اون چه جور نهنگیه؟

415
00:32:21,522 --> 00:32:23,274
‫نیزه‌ای

416
00:32:23,316 --> 00:32:25,485
‫و چرا نهنگ شکار میکنیم؟

417
00:32:25,526 --> 00:32:29,656
‫چون تمام بخش‌های نهنگ قابل استفاده‌ست

418
00:32:29,697 --> 00:32:31,741
‫تا آخرین قطره‌ی روغنش،

419
00:32:31,783 --> 00:32:34,285
‫که دنیامون رو روشن نگه میداره

420
00:32:35,370 --> 00:32:36,913
‫فکر میکنم نهنگ یه خداست

421
00:32:37,997 --> 00:32:39,749
‫و هر کدومشون که میکشیم یه قربانیه

422
00:32:41,334 --> 00:32:42,794
‫اینطور فکر نمیکنی؟

423
00:32:43,252 --> 00:32:44,671
‫تصمیمت چیه؟

424
00:32:50,009 --> 00:32:51,636
‫با ازدواج باهات موافقت میکنم

425
00:32:58,559 --> 00:32:59,686
‫خوبه

426
00:33:01,229 --> 00:33:03,439
‫بیشتر از این نمی‌تونستم منتظر بمونم

427
00:33:34,595 --> 00:33:36,514
‫میخواین زن و شوهر باشین

428
00:33:36,556 --> 00:33:37,807
‫بله

429
00:33:37,849 --> 00:33:39,726
‫در پیشگاه خدایان؟

430
00:33:39,767 --> 00:33:42,061
‫در پیشگاه فری و فریا؟

431
00:33:43,146 --> 00:33:44,439
‫بله

432
00:33:44,814 --> 00:33:46,691
‫و شما موافقت میکنین؟

433
00:33:48,192 --> 00:33:49,944
‫این کاریه که میخواین بکنین؟

434
00:33:51,320 --> 00:33:52,822
‫با دقت فکر کنین

435
00:34:00,246 --> 00:34:03,499
‫بله، این کاریه که میخوام بکنم

436
00:34:03,541 --> 00:34:05,835
‫خیلی‌خب

437
00:34:05,877 --> 00:34:10,214
‫پس از خدایان میخوایم که اینجا
‫در بین ما حضوری نامرئی دارند

438
00:34:10,256 --> 00:34:13,259
‫تا این ازدواج رو مبارک و بارور کنند

439
00:34:14,635 --> 00:34:15,887
‫حلقه

440
00:34:37,700 --> 00:34:40,870
‫شاید شانسم بالاخره عوض شد

441
00:35:46,978 --> 00:35:49,564
‫ازت ممنونم خدای خدایان

442
00:35:51,023 --> 00:35:52,400
‫ازت ممنونم

443
00:36:11,252 --> 00:36:15,548
‫بیورن روئین‌تن میخوان چیزی ازتون بخوان،

444
00:36:15,548 --> 00:36:17,550
‫فرمانده یوفیمیوس

445
00:36:17,550 --> 00:36:21,304
‫مایلن تا رهبر مشهور عرب رو ببینن،

446
00:36:21,304 --> 00:36:23,306
‫زیادت‌الله

447
00:36:24,348 --> 00:36:28,019
‫ما فکر می‌کنیم که شما این مرد رو می‌شناسین

448
00:36:28,477 --> 00:36:30,229
‫البته که می‌شناسمش

449
00:36:30,521 --> 00:36:33,316
‫پس با ما میاید؟

450
00:36:33,399 --> 00:36:35,401
‫من دلیلی برای دیدن امیر ندارم

451
00:36:35,443 --> 00:36:36,402
‫چی میگه؟

452
00:36:36,402 --> 00:36:37,486
‫که نمیاد

453
00:36:37,528 --> 00:36:39,280
‫من میخوام برم

454
00:36:40,114 --> 00:36:42,116
‫و شما باید منو ببرین

455
00:36:43,826 --> 00:36:46,996
‫چندین بار بهم این قول رو ندادید؟

456
00:36:48,623 --> 00:36:51,709
‫خب، حالا اگه مرد شریفی هستید،

457
00:36:51,709 --> 00:36:53,711
‫باید به وعده‌تون عمل کنید.

458
00:36:56,297 --> 00:36:59,258
‫وگرنه ترک‌تون میکنم

459
00:37:00,426 --> 00:37:01,969
‫خیلی‌خب

460
00:37:03,012 --> 00:37:04,972
‫به آفریلیا همراهیت میکنم

461
00:37:11,938 --> 00:37:13,648
‫نظرشون عوض شد

462
00:37:13,689 --> 00:37:15,441
‫میاد

463
00:37:15,483 --> 00:37:17,485
‫اون زن یه چیزی گفت

464
00:37:18,152 --> 00:37:19,320
‫بله

465
00:37:20,321 --> 00:37:22,573
‫اون زن یه چیزی گفت

466
00:37:27,954 --> 00:37:29,830
‫اون زن کیه؟

467
00:37:33,292 --> 00:37:35,544
‫شاید خدای زن‌هاست

468
00:37:35,586 --> 00:37:38,005
‫یا شاید فقط یه خار تو گلوئه

469
00:37:55,356 --> 00:37:56,691
‫عالی‌جناب!

470
00:38:00,027 --> 00:38:01,362
‫اعلی‌حضرت!

471
00:38:03,364 --> 00:38:05,741
‫- چیه؟
‫- اونا رفتن

472
00:38:05,783 --> 00:38:08,327
‫شمالی‌ها، کشتی‌هاشون
‫همشون رفتن!

473
00:39:43,464 --> 00:39:45,674
چرا موش‌ها اومدن روی زمین؟
