﻿1
00:00:55,764 --> 00:00:57,015
‫بکشید!

2
00:00:57,223 --> 00:00:58,600
‫الان!

3
00:01:23,500 --> 00:01:26,795
‫فرار کنید! فرار کنید!

4
00:01:26,795 --> 00:01:28,338
‫فرار کنید!

5
00:01:39,057 --> 00:01:41,351
‫سریعتر

6
00:02:19,389 --> 00:02:20,932
‫آیوار

7
00:02:35,405 --> 00:02:38,908
‫آیوار و ایتسرک لاثبروک

8
00:02:39,159 --> 00:02:41,494
‫چرا به کتگات برنگشتین؟

9
00:02:42,245 --> 00:02:44,539
‫نیازی به پیشگو نداری،

10
00:02:44,539 --> 00:02:47,292
‫تا بدونی بین من و اوبه اختلاف افتاده

11
00:02:47,709 --> 00:02:50,587
‫سر خیلی از چیزها با هم اختلاف داریم

12
00:02:51,004 --> 00:02:54,591
‫ولی در آخر، ایتسرک با من موافقت کرد

13
00:02:54,591 --> 00:02:56,551
‫و اوبه تنهایی به کتگات رفت

14
00:02:56,551 --> 00:03:00,013
‫و برا همین ما اینجاییم

15
00:03:00,096 --> 00:03:02,390
‫یه انتخاب خوب
‫یه انتخاب خوب

16
00:03:06,561 --> 00:03:09,397
‫مطمئناً جفت‌تون آسترید رو یادتون میاد

17
00:03:09,397 --> 00:03:11,149
‫الان ملکه‌ی منه

18
00:03:12,358 --> 00:03:15,445
‫برای جفت‌تون خوشحالم

19
00:03:15,445 --> 00:03:18,698
‫ممنونم آیوار

20
00:03:22,785 --> 00:03:27,707
‫خب، درسته که شما و جنگجوهاتون
‫تو حمله به کتگات از من حمایت میکنید؟

21
00:03:27,707 --> 00:03:30,960
‫یه راست رفتی سر اصل مطلب
‫خوشم اومد، بله کمک میکنیم

22
00:03:30,960 --> 00:03:33,171
‫ولی تنها در صورتی که آیوار پادشاه بشه

23
00:03:39,177 --> 00:03:42,263
‫می‌دونی که من نقشه‌های
‫خودم رو برای اون قلمرو دارم

24
00:03:42,263 --> 00:03:45,808
‫البته، البته
‫و برای همین اینجاییم

25
00:03:45,808 --> 00:03:49,687
‫من فکر کنم چیزی که برادر عزیزم میخواد بگه اینه که

26
00:03:49,687 --> 00:03:53,233
‫در درازمدت، چی می‌تونه جلوی
‫شما رو از حکومت به کتگات بگیره؟

27
00:03:53,233 --> 00:03:55,944
‫وقتی که من مردم و دستم از دنیا کوتاهه؟

28
00:03:55,944 --> 00:04:00,531
‫این چقدر می‌تونه بکشه؟ من آدم سلامتی نیستم

29
00:04:00,531 --> 00:04:02,492
‫من یه چلاقم

30
00:04:02,909 --> 00:04:04,285
‫ولی برادرت ایتسرک؟

31
00:04:04,285 --> 00:04:07,330
‫تنها چیزی که برای ما دو تا مهمه،

32
00:04:07,330 --> 00:04:13,211
‫اینه که قلمروی که توسط اون آشغال های قاتل
‫لاگرتا ازمون گرفته شد رو بازپس بگیریم

33
00:04:13,461 --> 00:04:18,383
‫میخوایم با شما پیمان اتحاد ببندیم
‫تا اینو عملی کنیم

34
00:04:18,675 --> 00:04:19,842
‫و خیلی زود

35
00:04:22,428 --> 00:04:24,472
‫تو یه زندانی داری

36
00:04:24,472 --> 00:04:27,725
‫از این مرد شنیدم، اون کجاست؟

37
00:04:28,601 --> 00:04:30,812
‫مسیحی رو بیارید

38
00:04:41,072 --> 00:04:45,118
‫زانو بزنه

39
00:04:45,743 --> 00:04:48,246
‫اسقف هگموند

40
00:05:04,429 --> 00:05:07,974
‫برا چی آوردیش؟ چرا نمی‌کشیش؟

41
00:05:08,308 --> 00:05:12,103
‫چون جنگجوی بزرگیه

42
00:05:12,145 --> 00:05:14,897
‫با چشمای خودم دیدم چطوری می‌جنگه

43
00:05:15,273 --> 00:05:19,152
‫و جنگجویان بزرگ رو تحسین میکنم

44
00:05:19,152 --> 00:05:21,738
‫اون برای ما می‌جنگه؟

45
00:05:22,488 --> 00:05:27,201
‫شاید، اگه نخواد به صلیب کشیده بشه

46
00:05:32,582 --> 00:05:34,667
‫ارباب من پروردگاره

47
00:05:36,919 --> 00:05:38,963
‫من طالب هیچ چیز نیستم

48
00:05:39,964 --> 00:05:42,216
‫نه نه نه

49
00:05:42,216 --> 00:05:44,052
‫بذار حرفش رو بزنه

50
00:05:46,429 --> 00:05:49,223
‫و او مرا در مکان درستی قرار داده است

51
00:05:49,849 --> 00:05:52,268
و از ساحل دریا به من روزی رسانده

52
00:05:52,894 --> 00:05:55,188
پروردگار متعال راه نیکی را

53
00:05:55,188 --> 00:05:57,190
به من نشان داده

54
00:05:57,607 --> 00:06:01,402
با اینحال سایه‌ی مرگ بر من افتاده

55
00:06:02,028 --> 00:06:04,238
من از هیچ شیطانی نمی‌ترسم

56
00:06:04,864 --> 00:06:07,784
چرا که تو با منی پروردگار

57
00:06:10,286 --> 00:06:12,914
عصا و چوب دستی تو

58
00:06:13,623 --> 00:06:15,625
به من آرامش داده

59
00:06:16,918 --> 00:06:20,671
‫- چی گفت؟
‫- داره با خداش راز و نیاز میکنه

60
00:06:20,671 --> 00:06:23,800
چقدر هم که قراره به کمکش بیاد

61
00:06:44,195 --> 00:06:45,321
‫پدر؟

62
00:06:46,364 --> 00:06:48,241
‫نمی‌تونیم اینجا بمونیم

63
00:06:48,241 --> 00:06:50,076
‫شمالی‌ها میان

64
00:06:50,410 --> 00:06:53,913
‫- و باید کجا بریم؟
‫- معلومه، برگردیم به باتلاق

65
00:06:55,331 --> 00:06:58,334
‫اونجا در امانیم

66
00:06:58,334 --> 00:07:01,170
‫دیگه نمیخوام فرار کنم

67
00:07:01,170 --> 00:07:02,964
‫- ولی، ما...
‫- نه

68
00:07:02,964 --> 00:07:07,093
‫نه، پدرت درست میگه، نمی‌تونیم
‫فرار کنیم و قایم بشیم، اونم نمی‌تونه

69
00:07:07,093 --> 00:07:11,305
‫- چرا نمی‌تونیم؟
‫- چون پادشاه پدره

70
00:07:31,993 --> 00:07:35,496
‫پدربزرگ، نمی‌خوام مزاحم خواب‌تون بشم

71
00:07:35,496 --> 00:07:37,373
‫ولی باید باهاتون صحبت کنم

72
00:07:39,667 --> 00:07:45,173
‫ما شکست بسیار سختی

73
00:07:45,173 --> 00:07:48,050
‫از شمالی‌ها و پسران رگنار خوردیم

74
00:07:51,179 --> 00:07:55,892
‫هیچ کلمه‌ای نمی‌تونه بدبختی و
‫پریشانی مردم‌مون رو توصیف کنه

75
00:07:56,642 --> 00:08:00,313
‫فعلاً، انگار خدا به ما لطف داره

76
00:08:09,947 --> 00:08:13,576
‫هر چیزی که رویاش رو داشتی و براش کار کردی،

77
00:08:14,202 --> 00:08:17,121
‫این قلمرو بزرگ که از انگلستان ساختی،

78
00:08:17,121 --> 00:08:19,123
‫ممکنه از بین بره

79
00:08:26,214 --> 00:08:29,050
‫ولی ازتون میخوام این قول رو بدین

80
00:08:29,425 --> 00:08:34,722
‫اگر پروردگار ما روزی منو لایق دید تا پادشاه بشم،

81
00:08:34,722 --> 00:08:38,100
‫حتی پادشاه این سرزمین تباه،
‫پس بهتون قسم می‌خورم،

82
00:08:38,100 --> 00:08:40,144
‫انگار که کنار من نشسته باشین،

83
00:08:40,144 --> 00:08:44,357
‫خواهیم جنگید و مبارزه خواهم کرد تا
‫قلمرو شما رو به شکوه سابقش برگردونم

84
00:08:44,357 --> 00:08:48,903
‫تا رویای شما رو برای تبدیل شدن
‫به پادشاه تمام انگلستان درک کنم،

85
00:08:50,071 --> 00:08:52,823
‫یا در این راه بمیرم

86
00:09:44,917 --> 00:09:47,211
‫شمشیر خوبیه

87
00:09:48,212 --> 00:09:50,590
‫این شمشیر اسقفه

88
00:09:51,090 --> 00:09:53,759
‫حتماً باید به دورف‌ها پول زیادی داشته باشه تا بسازنش

89
00:09:53,759 --> 00:09:56,262
‫چون این شمشیر جادوییه

90
00:09:56,262 --> 00:09:58,389
‫فلزش خیلی از مال ما قوی‌تره

91
00:09:58,889 --> 00:10:01,559
‫دیدم که با این شمشیر آدم‌های زیادی رو کشت

92
00:10:01,559 --> 00:10:05,813
‫و بازم، اصلاً کند نشد
‫همینطور گاز گرفت

93
00:10:07,189 --> 00:10:09,066
‫و حالا...

94
00:10:09,942 --> 00:10:11,777
‫مال منه

95
00:10:11,777 --> 00:10:16,407
‫داشتن همچین شمشیری بهت برتری خوبی میده

96
00:10:18,075 --> 00:10:20,202
‫یاد نیزه‌ی اودین میفتم

97
00:10:22,538 --> 00:10:24,707
‫و حالا یاد شمشیر آیوار بیفت

98
00:10:29,462 --> 00:10:34,258
‫تو واقعاً چی میخوای آیوار لاثبروک؟

99
00:10:36,260 --> 00:10:38,262
‫انتقام

100
00:10:41,724 --> 00:10:46,604
‫به راه‌های زیادی برای زجر کشیدن
‫لاگرتا قبل از مرگش فکر میکنم

101
00:10:49,065 --> 00:10:52,318
‫انتقام میخوام چون...

102
00:10:52,818 --> 00:10:55,529
‫چون مامان خوشگل منو کشته

103
00:10:56,947 --> 00:10:59,659
‫قلمرو چی پس؟ کتگات چی؟

104
00:10:59,659 --> 00:11:02,036
‫برای من مهم نیست

105
00:11:02,036 --> 00:11:03,287
‫ولی حتماً برای برادرت مهمه

106
00:11:03,287 --> 00:11:05,998
‫گفتم برای من زیاد مهم نیست

107
00:11:05,998 --> 00:11:07,625
‫کلمه‌ی پادشاه چه مشکلی داره

108
00:11:07,625 --> 00:11:10,878
‫که باعث میشه حتی آدم‌های عاقل
‫مثل احمقا رفتار کنن؟ ها؟

109
00:11:19,011 --> 00:11:22,515
‫زندگی متاهلی چطوره؟

110
00:11:24,558 --> 00:11:28,896
‫تو با آسترید ازدواج کردی

111
00:11:29,563 --> 00:11:32,149
‫امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

112
00:12:07,435 --> 00:12:09,603
‫بهت هشدار دادم

113
00:12:09,603 --> 00:12:11,856
‫کار کی بود؟

114
00:12:13,441 --> 00:12:15,609
‫کی ما رو فروخت؟

115
00:12:15,609 --> 00:12:17,820
‫کی بهمون خیانت کرد؟

116
00:12:21,073 --> 00:12:22,450
‫تو گاثروم؟

117
00:12:32,668 --> 00:12:33,836
چرا؟

118
00:12:33,878 --> 00:12:36,464
درباره حرفایی که زدی خیلی فکر کردم

119
00:12:36,505 --> 00:12:39,592
که در این جایی که میگی جنگی وجود نداره

120
00:12:39,633 --> 00:12:42,636
ولی بعدش یاد پدرم که در والهالاست افتادم

121
00:12:42,636 --> 00:12:45,848
و فهمیدم که اگه با افتخار در میدان نبرد نمیرم

122
00:12:47,057 --> 00:12:49,393
دیگه هیچوقت نمی‌تونم ببینمش

123
00:12:51,687 --> 00:12:54,815
‫نمیخوام دوباره زندانی بشم لاگرتا

124
00:12:56,442 --> 00:12:58,569
‫حداقل اینکارو باهام نکن

125
00:12:59,361 --> 00:13:02,573
‫تنها چیزی که میخوام یه
‫ضربه‌ی سریع با شمشیر یا تبر هست

126
00:13:04,450 --> 00:13:06,702
‫حقته که تنبیه بشی

127
00:13:08,037 --> 00:13:11,791
‫من کاری نکردم که بخوای بهم خیانت کنی

128
00:13:15,169 --> 00:13:16,378
‫ایویند

129
00:13:17,338 --> 00:13:21,383
‫و تو، کتیل فلتنوز

130
00:13:21,383 --> 00:13:23,302
‫چرا می‌خواستین ما رو ترک کنین؟

131
00:13:23,302 --> 00:13:27,223
‫هر دوی شما جنگجویان مشهوری
‫از خانواده‌های بزرگی هستید

132
00:13:27,223 --> 00:13:29,642
‫کتگات خونه‌ی شماست

133
00:13:29,642 --> 00:13:30,976
‫فلوکی ما رو متقاعد کرد

134
00:13:30,976 --> 00:13:34,063
‫اگه حرفاش درست بود، کی
‫بدش میاد بین خدایان زندگی کنه؟

135
00:13:34,063 --> 00:13:38,067
‫کتگات در خطره و شما فقط به خودتون فکر کردید

136
00:13:38,067 --> 00:13:41,028
‫و تو، آیود

137
00:13:41,028 --> 00:13:43,823
‫همیشه باهات روراست بودم لاگرتا

138
00:13:43,823 --> 00:13:46,826
‫ولی خودت می‌دونی که ما بازیچه‌ی خدایان هستیم

139
00:13:46,826 --> 00:13:50,830
‫فهمیدم که فلوکی قایق‌ساز نبود که مرا فرا میخوند،

140
00:13:50,830 --> 00:13:53,541
بلکه خدایانی که در اونجا ساکنن هستن

141
00:13:53,541 --> 00:13:56,001
‫بنابراین، باید سرنوشتم رو می‌پذیرفتم

142
00:13:56,126 --> 00:13:57,294
‫و هنوزم مجبورم

143
00:13:57,294 --> 00:13:59,255
‫هر چیزی که هست

144
00:14:03,884 --> 00:14:08,597
‫من تو زندگیم خیلی بهم خیانت شده
‫ولی هیچوقت بهش عادت نکردم

145
00:14:12,977 --> 00:14:14,895
‫ولی بهتون اجازه میدم برین

146
00:14:22,403 --> 00:14:25,364
‫به همتون اجازه میدم برین

147
00:14:25,364 --> 00:14:29,285
‫چه فایده‌ای داره که بر خلاف میل‌تون
‫شما رو اینجا نگه دارم؟

148
00:14:29,535 --> 00:14:30,995
‫مخصوصاً اگه آیود درست بگه

149
00:14:30,995 --> 00:14:33,247
‫و رفتن شما خواست خدایان باشه

150
00:14:34,540 --> 00:14:39,044
‫فقط امیدوارم فلوکی چیزی که
‫میگه پیدا کرده رو پیدا کرده باشه

151
00:14:39,962 --> 00:14:42,464
‫مدت زیادیه می‌شناسمش

152
00:14:42,756 --> 00:14:46,427
‫اون مرد خوبیه و کشتی‌ساز بزرگیه

153
00:14:46,427 --> 00:14:49,763
‫ولی همینطور یه حقه‌باز هم هست

154
00:14:50,180 --> 00:14:53,767
‫نه لارگتا،‌ الان نه

155
00:14:53,767 --> 00:14:55,769
‫نه این دفعه

156
00:14:58,689 --> 00:15:01,817
‫واقعاً فکر کردی تو رو میکشم فلوکی؟

157
00:15:05,321 --> 00:15:07,990
‫کارهای بدتر از اینم کردی لاگرتا

158
00:15:13,871 --> 00:15:18,167
‫زن مبارز، مورد لطف خدایان

159
00:15:18,542 --> 00:15:19,877
‫بدرود

160
00:15:36,769 --> 00:15:38,729
‫می‌بینی چقدر ضعیفه؟

161
00:15:38,729 --> 00:15:41,231
‫جوری وانمود میکنه که همه چیز در کنترلشه،

162
00:15:41,231 --> 00:15:44,985
‫ولی معلومه که هیچ قدرت واقعی‌ای نداره
الان ثابتش کرد

163
00:15:45,778 --> 00:15:46,904
‫برو

164
00:15:56,246 --> 00:15:58,457
‫باورم نمیشه از ما گذشت

165
00:15:58,457 --> 00:16:00,751
‫واقعاً زن بزرگیه

166
00:16:00,751 --> 00:16:03,504
‫ازمون گذشت چون یه زنه

167
00:16:03,504 --> 00:16:06,715
‫هیچ مردی در جایگاه اون همچین کاری نمیکنه

168
00:16:06,715 --> 00:16:08,592
‫مطمئنی؟

169
00:16:08,592 --> 00:16:11,845
‫بله. مردان بی‌صبر هستن

170
00:16:11,845 --> 00:16:13,889
‫نمی‌تونن منتظر چیزی بمونن

171
00:16:13,889 --> 00:16:17,559
‫اگه قدرت داشته باشن، میخوان به کار بگیرنش

172
00:16:17,559 --> 00:16:20,646
‫وگرنه از نظرشون هیچ قدرتی ندارن

173
00:16:20,646 --> 00:16:23,857
‫ولی یه زن تقریباً یک سال
‫منتظر می‌مونه تا بچه‌ای دنیا بیاره

174
00:16:23,857 --> 00:16:28,612
‫برا همین، تو زندگی آروم‌تر و عمیق‌تر هست

175
00:16:29,405 --> 00:16:31,448
‫چی؟ منتظر چیه؟

176
00:16:34,994 --> 00:16:37,121
‫منتظره تا ببینه حق با فلوکیه

177
00:16:48,465 --> 00:16:50,843
‫قراره یه جنگ بشه

178
00:16:51,468 --> 00:16:54,304
‫جنگی که منو پادشاه کتگات میکنه

179
00:16:54,805 --> 00:16:56,849
‫قلمرو پدرم

180
00:16:58,517 --> 00:17:04,189
‫جنگی علیه غاصب، لارگتا، زن اول رگنار

181
00:17:04,565 --> 00:17:07,526
‫کسی که مادر منو کشت تا ملکه بشه

182
00:17:09,194 --> 00:17:14,700
‫و البته، جنگی بین برادران

183
00:17:16,660 --> 00:17:18,829
‫اسقف، یه انتخاب داری

184
00:17:19,872 --> 00:17:24,460
‫کنار من بجنگی یا می‌کشمت

185
00:17:26,503 --> 00:17:29,715
‫- جنگ تو چی برای من داره؟
‫- راهی برای زنده موندن

186
00:17:29,715 --> 00:17:32,760
‫من از مردن در راه ایمانم هراس ندارم

187
00:17:32,760 --> 00:17:35,888
‫ولی ازت نخواستن اینکارو بکنی

188
00:17:35,888 --> 00:17:38,515
‫ازت نخواستم تا از ایمانت دست بکشی،

189
00:17:38,515 --> 00:17:42,311
‫یا علیه مسیحی‌ها بجنگی

190
00:17:42,728 --> 00:17:46,607
‫فقط ازت میخوام تعداد بیشتری
‫از اینایی که بهشون میگی کافر رو بکشی

191
00:17:53,405 --> 00:17:56,033
‫چرا این گزینه رو بهم میدی؟

192
00:17:58,452 --> 00:18:01,080
‫چون بهت حسادت میکنم

193
00:18:02,623 --> 00:18:04,750
‫دوست دارم مثل تو بشم

194
00:18:05,667 --> 00:18:10,589
‫قوی... و کامل

195
00:18:11,924 --> 00:18:13,884
‫یه جنگجوی بزرگ

196
00:18:16,678 --> 00:18:18,722
‫برا همین تو رو نکشتم

197
00:18:22,351 --> 00:18:24,978
‫و برا همین میخوام کنار من بجنگی

198
00:18:46,959 --> 00:18:49,086
‫خشکی می‌بینم

199
00:18:57,970 --> 00:19:01,974
‫کتیل!

200
00:19:01,974 --> 00:19:03,475
‫آیود!

201
00:19:07,646 --> 00:19:09,690
‫اونجا رو ببینین

202
00:19:23,412 --> 00:19:26,039
‫نترس آیود

203
00:19:26,039 --> 00:19:29,585
‫به این بدی که به نظر میاد نیست

204
00:19:53,108 --> 00:19:54,484
‫با ما می‌جنگی؟

205
00:19:54,484 --> 00:19:56,528
‫راستش نمی‌دونم

206
00:19:57,946 --> 00:20:01,617
‫درباره‌ی قراری که با شاه هارالد
‫گذاشتی با من صحبتی نکردی

207
00:20:01,617 --> 00:20:02,993
‫چه قراری؟

208
00:20:02,993 --> 00:20:05,871
‫که تو شاه میشی، ولی بعدش

209
00:20:05,871 --> 00:20:09,833
‫تاج اول به اون میرسه نه من

210
00:20:09,833 --> 00:20:13,921
‫برا اینکه این واقعآً یه قرار نیست ایتسرک

211
00:20:14,338 --> 00:20:17,424
‫فقط حرفه، فهمیدی؟

212
00:20:25,098 --> 00:20:29,645
‫کی گفته که اون سعی نمیکنه تا منو بکشه؟

213
00:20:29,645 --> 00:20:32,189
‫یا من میخوام اینو بکشم؟

214
00:20:32,564 --> 00:20:35,901
‫یا اینکه تو بخوای جفت‌مون رو به این خاطر بکشی؟

215
00:20:35,901 --> 00:20:38,946
‫پس چرا وانمود میکنی که قرار گذاشتی؟

216
00:20:40,697 --> 00:20:44,451
‫برا همه خوبه، فعلاً

217
00:20:47,329 --> 00:20:50,499
‫ولی بعدش، باز همه چیز ممکنه در یک لحظه تغییر کنه

218
00:20:50,499 --> 00:20:51,708
‫درسته؟

219
00:20:52,793 --> 00:20:56,755
‫نمی‌دونم آیوار، ایکاش حرفت رو باور می‌کردم

220
00:20:57,506 --> 00:21:00,842
‫ایکاش می‌دونستم واقعآً کی هستی

221
00:21:00,842 --> 00:21:05,806
‫تو می‌دونی من واقعآً کی هستم ایتسرک
‫من برادر چلاق توئم

222
00:21:06,014 --> 00:21:09,351
‫تو قبلآً منو روی یه سورتمه تو خیابونای کتگات می‌کشیدی

223
00:21:09,351 --> 00:21:11,853
‫یادته؟ هیچی تغییر زیادی نکرده

224
00:21:11,853 --> 00:21:13,730
‫به جز اینکه اونا فقط بازی‌های بچه‌گونه بودن

225
00:21:13,730 --> 00:21:15,816
‫تو واقعاً چی میخوای آیوار؟

226
00:21:16,775 --> 00:21:20,362
‫میخوام مشهورترین مرد تاریخ باشم

227
00:21:20,362 --> 00:21:22,864
‫حتی بزرگ‌تر از پدر؟

228
00:21:23,991 --> 00:21:26,076
‫خیلی بزرگ‌تر از پدر

229
00:21:26,618 --> 00:21:30,706
‫بعد از مدتی، اسم رگنار لاثبروک ناپدید و فراموش میشه

230
00:21:31,540 --> 00:21:34,668
‫هیچکس تا ابد آیوار بی‌استخون رو فراموش نمیکنه

231
00:21:47,222 --> 00:21:51,893
‫در تو ای خداوند پناه برده‌ام

232
00:21:51,893 --> 00:21:54,271
‫به عدالت خود مرا خلاصی ده

233
00:21:55,272 --> 00:21:59,443
‫گوش خود را به من فراگیر و مرا نجات ده

234
00:22:00,861 --> 00:22:03,447
‫خدایا مرا...

235
00:22:03,739 --> 00:22:06,033
‫از دست شریر برهان

236
00:22:06,908 --> 00:22:12,122
‫و از کف بدکار و ظالم

237
00:22:14,958 --> 00:22:16,710
‫زیرا ای خداوند...

238
00:22:17,961 --> 00:22:19,921
‫زیرا ای خداوند...

239
00:22:21,256 --> 00:22:25,302
‫زیرا ای خداوند تو امید من هستی

240
00:22:41,068 --> 00:22:44,738
‫به امید سرنگونی ساحره لاگرتا

241
00:22:44,738 --> 00:22:47,491
‫و آزادی کتگات!

242
00:22:53,997 --> 00:22:56,666
‫خب، کِی حمله میکنیم؟

243
00:22:59,086 --> 00:23:01,254
‫ارل‌هام رو فرا میخونم

244
00:23:01,838 --> 00:23:06,301
‫و کشتی‌های من هنوز باید تعمیر
‫و آماده بشن بشن، مثل خودتون

245
00:23:06,301 --> 00:23:07,969
‫ولی وقتی همه‌ی این کارها انجام شد،

246
00:23:07,969 --> 00:23:11,264
‫ناوگان ما حداقل 50 کشتی خواهد بود

247
00:23:13,183 --> 00:23:15,143
‫امشب ماه کامله

248
00:23:15,143 --> 00:23:17,312
‫چطوره که بگیم

249
00:23:17,312 --> 00:23:19,189
‫تا دو ماه دیگه حمله میکنیم

250
00:23:19,189 --> 00:23:20,399
‫موافقم

251
00:23:31,034 --> 00:23:35,372
‫برات عجیب خواهد بود که بعنوان ملکه به کتگات برگردی

252
00:23:45,257 --> 00:23:48,135
‫و به سلامتی توافق مقدس‌مون

253
00:23:48,135 --> 00:23:51,138
‫که اگر هر مردی اون رو بشکنه،

254
00:23:51,596 --> 00:23:54,224
‫لایق مرگه

255
00:24:23,670 --> 00:24:25,130
آمین

256
00:24:25,422 --> 00:24:26,798
آمین

257
00:24:47,569 --> 00:24:48,987
آمین

258
00:25:01,791 --> 00:25:03,793
آمین

259
00:25:21,353 --> 00:25:23,146
!آلفرد

260
00:25:23,146 --> 00:25:24,731
کمکش کن -
آلفرد؟ -

261
00:25:24,731 --> 00:25:26,983
!کمکش کن آلفرد

262
00:25:26,983 --> 00:25:29,152
پسرم -
آلفرد -

263
00:25:29,778 --> 00:25:31,279
کمکش کن

264
00:25:31,863 --> 00:25:33,657
ببریدش به اتاقش

265
00:25:48,213 --> 00:25:50,006
انگار که سلاخی ارتش‌مون

266
00:25:50,006 --> 00:25:53,176
تنبیه خداوند بخاطر گناهان و شرارت‌های

267
00:25:53,385 --> 00:25:54,970
مردم‌مون بوده

268
00:25:58,473 --> 00:26:01,351
برهنه از شکم مادرم بیرون آمدم

269
00:26:02,644 --> 00:26:05,981
و برهنه هم از این دنیا خواهم رفت

270
00:26:07,107 --> 00:26:11,278
خداوند میدهد و خداوند می‌ستاند

271
00:26:12,279 --> 00:26:14,447
نام خداوند مبارک باشد

272
00:26:14,447 --> 00:26:16,449
حرفت رو باور نمیکنم

273
00:26:16,449 --> 00:26:21,246
باور نمیکنم که ما داریم مجازات میشیم

274
00:26:23,707 --> 00:26:27,711
بهرحال، خدا رحیمه، اینطور نیست؟

275
00:26:29,004 --> 00:26:32,257
مثل یک پدر عاشق ماست

276
00:26:34,759 --> 00:26:38,138
اگه امیدت رو به زنده موندن آلفرد از دست دادی

277
00:26:38,138 --> 00:26:40,098
!پس باید تنهام بذاری

278
00:26:41,141 --> 00:26:45,353
تنهام بذار تا براش دعا کنم

279
00:26:45,895 --> 00:26:47,314
!همتون

280
00:27:03,246 --> 00:27:06,875
‫- اسمت چیه؟
‫- هاکون

281
00:27:08,084 --> 00:27:09,252
‫میری شکار وال؟

282
00:27:11,379 --> 00:27:13,048
‫فردا میریم

283
00:27:14,924 --> 00:27:16,885
‫ناخداتون کیه؟

284
00:27:19,763 --> 00:27:21,014
‫داره نگاهش میکنی

285
00:27:21,014 --> 00:27:22,974
‫تا چه مدت برنمی‌گردین؟

286
00:27:22,974 --> 00:27:26,645
‫بستگی داره، شاید دو روز

287
00:27:29,814 --> 00:27:35,070
‫- نزدیکای کتگات هم میری؟
‫- نه، اغلب نه

288
00:27:35,070 --> 00:27:37,197
‫چقدر میکشه که به اونجا هم بری؟

289
00:27:37,197 --> 00:27:41,868
‫اگه دلیلی داشته باشم که به اونجا برم
‫فقط دو روز

290
00:27:42,369 --> 00:27:44,579
‫افرادت چقدر وفادارن؟

291
00:27:47,957 --> 00:27:50,418
‫همشون اعضای خانواده‌م هستن

292
00:27:51,544 --> 00:27:53,713
‫جواب کافی‌ای هست؟

293
00:27:55,924 --> 00:28:00,053
‫ملکه آسترید، چرا همچین سوالاتی از من می‌پرسید؟

294
00:28:18,238 --> 00:28:22,033
‫میخوام پیامی رو به یکی در کتگات برسونی

295
00:28:22,784 --> 00:28:24,786
‫- یه پیام
‫- بله

296
00:28:24,786 --> 00:28:26,621
‫چه پیامی؟

297
00:28:26,913 --> 00:28:30,667
‫فقط بگو که شاید درخواست منو قبول کنی

298
00:28:32,460 --> 00:28:35,672
‫به گمونم کار خطرناکیه

299
00:28:35,672 --> 00:28:37,090
‫بله

300
00:28:37,590 --> 00:28:40,760
‫خب، اگه خطرناکه

301
00:28:40,760 --> 00:28:42,971
‫می‌تونی کاری کنی برام
‫ارزشش رو داشته باشه؟

302
00:28:43,263 --> 00:28:44,514
‫بله

303
00:28:48,768 --> 00:28:50,103
‫ببین

304
00:28:52,147 --> 00:28:54,149
‫چه سخاوتمند

305
00:28:56,776 --> 00:28:58,361
‫ولی...

306
00:28:59,446 --> 00:29:01,114
‫بازم هست

307
00:29:01,114 --> 00:29:02,991
‫خیلی بیشتر

308
00:29:02,991 --> 00:29:07,370
‫اونقدری که اگه قبول کنی تو و
‫افرادت دیگه به شکار وال نرین

309
00:29:11,458 --> 00:29:12,459
‫موافقم

310
00:29:12,459 --> 00:29:14,544
‫و بهم خیانت نمی‌کنی؟

311
00:29:15,003 --> 00:29:16,129
‫نه

312
00:29:17,005 --> 00:29:18,506
‫خوبه

313
00:29:19,132 --> 00:29:21,259
‫برمی‌گردم

314
00:30:04,803 --> 00:30:09,140
‫فلوکی! این سرزمین خوبی که
‫بهمون وعده داده بودی کجاست؟

315
00:30:09,140 --> 00:30:12,769
‫اینجا که فقط سنگه
‫نمی‌تونیم هیچی اینجا کشت کنیم

316
00:30:13,228 --> 00:30:16,356
‫شکی نیست که فلوکی
‫جای بهتری از اینجا پیدا کرده

317
00:30:16,356 --> 00:30:18,483
‫درست مثل کشور خودمونه، مگه نه؟

318
00:30:18,483 --> 00:30:20,485
‫زمین‌های لم‌یزرع زیادی هم داره

319
00:30:21,319 --> 00:30:23,571
‫اینجا قرار بود متفاوت باشه

320
00:30:24,489 --> 00:30:29,369
‫این چیزیه که فلوکی بهمون گفت
‫سرزمینی از شیر و عسل

321
00:30:30,495 --> 00:30:32,664
‫چقدر دیگه باید راه بریم؟

322
00:30:33,790 --> 00:30:36,251
‫فقط چند روز دیگه

323
00:30:48,721 --> 00:30:51,850
‫فلوکی، چرا میریم به داخل جزیره؟

324
00:30:51,850 --> 00:30:54,102
‫چرا کنار ساحل ساکن نشیم؟

325
00:31:00,567 --> 00:31:05,071
‫در آغاز، کارمون بسیار سخت خواهد بود

326
00:31:07,907 --> 00:31:11,202
‫اونقدر سخت که شما
‫این سرزمین رو نفرین خواهید کرد

327
00:31:12,120 --> 00:31:14,956
‫و مردی که شما رو به اینجا آورد
‫رو هم نفرین نخواهید کرد

328
00:31:15,623 --> 00:31:20,753
‫ولی در پایان، قسم می‌خورم،

329
00:31:21,629 --> 00:31:24,299
‫برای اینکه به اینجا آوردتون ازش تشکر خواهید کرد

330
00:31:25,300 --> 00:31:27,427
‫به سرزمین خدایان

331
00:32:49,926 --> 00:32:51,386
‫طلاها پیشته؟

332
00:33:17,620 --> 00:33:19,539
‫پیام چیه؟

333
00:33:19,539 --> 00:33:24,085
‫به ملکه لارگتا بگو که تا دو ماه دیگه بهش حمله میکنن

334
00:33:26,045 --> 00:33:27,588
‫همین؟

335
00:33:27,922 --> 00:33:28,965
‫بله

336
00:33:29,507 --> 00:33:31,801
‫ولی باید به خدایان قسم بخوری
‫که این پیام رو می‌رسونی

337
00:33:34,137 --> 00:33:36,180
‫به هر کسی که بخوای قسم میخورم

338
00:33:37,056 --> 00:33:38,641
‫می‌رسونمش

339
00:33:48,568 --> 00:33:49,986
آلفرد

340
00:33:52,405 --> 00:33:55,033
داری چیکار میکنی؟ -
‫- میرم

341
00:33:55,033 --> 00:33:56,993
تصمیم گرفتم به زیارت برم

342
00:33:56,993 --> 00:33:59,620
به صومعه‌ی لیندیزفارن

343
00:33:59,912 --> 00:34:04,000
کلیسای همونجا پدرت رو آموزش داد

344
00:34:07,754 --> 00:34:10,715
مطمئنی که برای عزیمت اندازه‌ی کافی قوی هستی؟

345
00:34:10,715 --> 00:34:12,008
بله

346
00:34:17,180 --> 00:34:19,390
خب، چرا میخوای بری؟

347
00:34:20,433 --> 00:34:22,685
شاید کمک کنه چیزهایی رو بفهمم

348
00:34:23,478 --> 00:34:24,812
مطمئنا

349
00:34:25,772 --> 00:34:27,940
کاری که همیشه میکنی رو نکن

350
00:34:27,940 --> 00:34:30,818
وانمود نکن که همینجوری شد

351
00:34:31,652 --> 00:34:33,321
همینجوری نشد

352
00:34:33,321 --> 00:34:35,907
شما رابطه برقرار کردین، حامله شدی، نتیجه‌ش من شدم

353
00:34:35,907 --> 00:34:38,034
ولی الان، خیلی قاطعانه
‫همه‌مون می‌تونیم قبول کنیم

354
00:34:38,034 --> 00:34:39,952
که هیچوقت این اتفاق نیفتاد

355
00:34:41,037 --> 00:34:43,706
ولی من باید جا پای پدرم بذارم

356
00:34:44,874 --> 00:34:46,834
باید بفهمم اون واقعاً چه کسی بود

357
00:34:46,834 --> 00:34:48,419
و از کجا اومده بود

358
00:34:49,545 --> 00:34:51,714
مطمئناً منو از این سفر باز نمی‌داری؟

359
00:34:52,256 --> 00:34:53,883
نه

360
00:34:53,883 --> 00:34:55,259
نه، البته که نه

361
00:35:09,482 --> 00:35:10,691
پسر

362
00:35:12,318 --> 00:35:14,320
یا از سپرت استفاده کن

363
00:35:14,320 --> 00:35:16,239
یا سرت رو از دست میدی

364
00:35:16,239 --> 00:35:17,532
دوباره

365
00:35:29,043 --> 00:35:30,837
کافیه

366
00:35:30,837 --> 00:35:32,755
خوبه -
خوب جنگیدی -

367
00:35:32,755 --> 00:35:33,840
خوبه

368
00:35:33,840 --> 00:35:35,925
خوب جنگیدین سرورم

369
00:35:36,259 --> 00:35:38,469
استعداد اینکه جنگجوی بزرگی بشی رو داری

370
00:35:40,346 --> 00:35:41,889
و یه پادشاه بزرگ

371
00:36:01,200 --> 00:36:04,495
‫- دو ماه دیگه؟
‫- چیز دیگه‌ای هم گفت؟

372
00:36:04,495 --> 00:36:06,289
‫چند تا کشتی ممکنه داشته باشن؟
‫چند تا جنگجو؟

373
00:36:06,289 --> 00:36:07,582
‫نه

374
00:36:08,958 --> 00:36:11,294
‫ولی من می‌تونم یه چیزی بهتون بگم

375
00:36:11,294 --> 00:36:14,630
‫آیوار بی‌استخون به شاه هارالد پیوسته

376
00:36:15,089 --> 00:36:17,842
‫- آیوار؟
‫- یک روز با کشتی‌هاش رسید

377
00:36:17,842 --> 00:36:20,970
‫اون و هارالد با هم غذا خوردن

378
00:36:28,686 --> 00:36:30,188
‫و بهم بگو...

379
00:36:31,022 --> 00:36:32,982
‫ملکه آسترید حالش چطوره؟

380
00:36:34,275 --> 00:36:38,237
‫ایشون حالشون خوبه، خیلی کوتاه دیدمشون

381
00:36:38,237 --> 00:36:41,365
‫هر چی باشه، من جز یه ماهی‌گیر ساده چی هستم؟

382
00:36:41,365 --> 00:36:45,286
‫فکر میکنم الان باید تو رو
‫دوست و متحد خودش بدونه

383
00:36:46,078 --> 00:36:50,416
‫شاید، از خدمت بهشون لذت بردم

384
00:36:53,252 --> 00:36:56,297
‫مطمئن بشین این مرد و افرادش
‫به خوبی پذیرایی میشن

385
00:37:02,720 --> 00:37:04,805
‫وقت زیادی نداریم

386
00:37:05,932 --> 00:37:07,767
‫باید تصمیم بگیریم چیکار کنیم

387
00:37:08,142 --> 00:37:10,728
‫اینکه اینجا منتظر بمونیم بهمون حمله بشه،

388
00:37:10,728 --> 00:37:13,147
‫یا مکان دیگری رو برای نبرد انتخاب کنیم

389
00:37:14,523 --> 00:37:19,028
‫اوبه، تو ارتش ما رو رهبری میکنی

390
00:37:19,403 --> 00:37:23,074
‫بله، علیه دو برادرم

391
00:37:24,242 --> 00:37:26,535
‫کی همچین چیزی رو تصور میکرد، ها؟

392
00:37:26,535 --> 00:37:29,997
‫اینکار میراث پدرم رو تکه تکه میکنه

393
00:37:30,539 --> 00:37:32,667
‫بیشتر از این اوبه

394
00:37:32,667 --> 00:37:36,712
‫اونطور که پیشگو پیش‌بینی کرده،
‫دنیای ما رو تکه تکه خواهد کرد

395
00:37:38,881 --> 00:37:40,883
‫حالا باید همه‌مون براش آماده بشیم

396
00:37:41,175 --> 00:37:43,386
‫روزها مثل باد می‌گذرن

397
00:37:44,053 --> 00:37:45,888
‫من میرم دنبال کارهامون،

398
00:37:45,888 --> 00:37:48,391
‫و به ارل‌ها پیام می‌فرستم

399
00:37:49,600 --> 00:37:52,228
‫مارگارت، یه لحظه

400
00:37:55,731 --> 00:37:59,443
‫اگه به اندرز دادن علیه من ادامه بدی،

401
00:37:59,443 --> 00:38:02,280
‫تصمیم‌گیریم رو زیر سوال ببری
‫قدرت و صلاحیتم رو

402
00:38:02,280 --> 00:38:04,073
‫- من..
‫- حرف نباشه!

403
00:38:04,949 --> 00:38:09,787
‫ولی الان تمومش میکنی. دیگه اینکارو نمیکنی
‫خطراتش خیلی بالاست

404
00:38:12,290 --> 00:38:13,791
‫ولی اگه بشونم،

405
00:38:13,791 --> 00:38:16,961
‫که یک بار دیگه علیه من صحبت کردی

406
00:38:19,463 --> 00:38:24,093
‫زبونت رو می‌برم و یک بار دیگه به بردگی می‌کشمت

407
00:38:25,303 --> 00:38:27,680
‫اوبه جلوی این کارتون می‌ایسته

408
00:38:27,680 --> 00:38:30,516
‫اوبه حاکم کتگات نیست

409
00:38:30,516 --> 00:38:33,102
‫و مادامی که من حاکم اینجا هستم،

410
00:38:33,102 --> 00:38:35,771
‫مطابق حرف من عمل میکنی

411
00:38:43,446 --> 00:38:45,865
‫اون کتگات‌ـه!

412
00:38:47,116 --> 00:38:48,868
‫آره! کتگات!

413
00:39:03,299 --> 00:39:05,760
‫این سگ مسیحی چرا اینجاست؟

414
00:39:05,760 --> 00:39:06,969
‫کافر!

415
00:39:07,928 --> 00:39:10,139
‫بکشینش!

416
00:39:23,527 --> 00:39:26,030
‫بمیر!

417
00:39:26,030 --> 00:39:28,407
‫بمیر!

418
00:39:40,419 --> 00:39:44,006
‫باید بترسی

419
00:40:00,940 --> 00:40:04,568
‫حالا تصمیم می‌گیریم که برای ما بجنگی...

420
00:40:07,279 --> 00:40:08,739
‫یا اینکه بکشیمت

421
00:40:17,331 --> 00:40:22,044
‫هیچی جز من نمی‌تونه زنده نگهت داره

422
00:40:29,427 --> 00:40:31,679
‫چرا چاقو رو به من نمیدی؟

423
00:41:10,676 --> 00:41:11,677
‫بمیر!

424
00:41:12,261 --> 00:41:14,972
‫ترسیدی؟

425
00:41:20,060 --> 00:41:24,690
‫منو بکش! ترسو!

426
00:41:52,343 --> 00:41:54,303
‫فکر کنم برای ما می‌جنگه!

427
00:41:57,848 --> 00:42:00,559
‫هگموند!

428
00:42:00,559 --> 00:42:03,521
‫هگموند!
