﻿1
00:00:55,680 --> 00:00:58,475
‫وقتی قرص ماه دوباره کامل بشه..

2
00:00:58,516 --> 00:01:02,479
‫باید آوازه و داراییمون رو به دست بیاریم

3
00:01:02,479 --> 00:01:08,068
‫و در جنگی مبارزه کنیم
‫که دنیا رو به لرزه درمیاره

4
00:01:08,109 --> 00:01:10,779
‫و پیروزش، وارث زمین خواهد شد

5
00:01:53,446 --> 00:01:54,531
‫خونه؟

6
00:01:55,990 --> 00:01:57,867
‫راستش، دیگه نمی‌دونم

7
00:01:59,953 --> 00:02:00,954
‫چی تو خونه‌ست؟

8
00:02:02,205 --> 00:02:03,206
‫من یه وایکینگم

9
00:02:06,960 --> 00:02:08,670
‫اما موضوع یه چیز دیگه‌ست

10
00:02:10,296 --> 00:02:12,590
‫اون مادر بچمه

11
00:02:12,632 --> 00:02:16,052
‫توروی، دیگه دوستش ندارم

12
00:02:16,052 --> 00:02:17,512
‫اون سزاوارش نیست

13
00:02:19,097 --> 00:02:20,598
‫حس بدی راجع به این موضوع دارم

14
00:02:23,852 --> 00:02:27,897
‫چیزی که لیاقتش رو داریم
‫و چیزی که به دست میاریم

15
00:02:27,939 --> 00:02:33,236
‫هیچوقت در توازن نیستند، بیورن آهنین

16
00:02:33,278 --> 00:02:38,074
‫به نظر میاد خدایان زیاد به انصاف
‫علاقه‌ای ندارن

17
00:03:18,239 --> 00:03:20,158
‫چقدر دیگه باید بریم، فلوکی؟

18
00:03:21,284 --> 00:03:23,411
‫چند روزه که داریم راه میریم

19
00:03:23,453 --> 00:03:25,538
‫من کاملا دنبال منزلی هستم..

20
00:03:25,580 --> 00:03:27,457
‫که اودین برای فلوکی ساخته

21
00:03:27,498 --> 00:03:29,209
‫البته اگه وجود داشته باشه

22
00:03:29,250 --> 00:03:30,627
‫وجود داره

23
00:03:30,668 --> 00:03:32,128
‫من در یه رویا دیدمش

24
00:03:32,128 --> 00:03:34,214
‫از طلا ساخته شده بود

25
00:03:34,255 --> 00:03:36,549
‫منزلیه که توسط خدایان ساخته شده

26
00:03:36,591 --> 00:03:39,260
‫باید برای همه‌مون جا داشته باشه، نه فقط فلوکی

27
00:03:40,845 --> 00:03:43,556
‫چرا باهامون حرف نمیزنی، فلوکی؟

28
00:03:43,598 --> 00:03:45,308
‫چون متوجه نیستید

29
00:04:03,284 --> 00:04:04,661
‫به خونه خوش اومدی، پسرم

30
00:04:07,622 --> 00:04:09,040
‫سامی اینجا چیکار می‌کنه؟

31
00:04:10,792 --> 00:04:13,294
‫شاه هارولد و برادرت آیوار دارن برای...

32
00:04:13,294 --> 00:04:14,837
‫حمله به ما برنامه ریزی می‌کنن

33
00:04:16,464 --> 00:04:17,507
‫کِی؟

34
00:04:17,548 --> 00:04:20,093
‫مهتاب کامل بعدی

35
00:04:20,093 --> 00:04:22,470
‫پس به نظر میرسه سر وقت برگشتم

36
00:04:22,470 --> 00:04:25,098
‫به کمک بیشتری نیاز داریم

37
00:04:25,139 --> 00:04:26,349
‫نمی‌تونیم نیروهای هارولد..

38
00:04:26,391 --> 00:04:29,060
‫و آیوار رو دست کم بگیریم

39
00:04:29,102 --> 00:04:32,939
‫به همین خاطر از سامی خواستم
‫بهمون ملحق بشه

40
00:04:34,774 --> 00:04:36,150
‫بیا و باهاشون ملاقات کن

41
00:04:39,821 --> 00:04:40,905
‫اوبه

42
00:04:40,947 --> 00:04:41,990
‫خوش اومدی

43
00:05:28,077 --> 00:05:29,454
‫بهم بگو، هالفدان

44
00:05:29,495 --> 00:05:32,040
‫فوق‌العاده‌ترین چیزی که در سفرهاتون
‫دیدی چی بود؟

45
00:05:32,749 --> 00:05:33,875
‫هیچی

46
00:05:34,792 --> 00:05:36,002
‫هیچی؟

47
00:05:36,044 --> 00:05:39,380
‫بهش می‌گفتن صحرا

48
00:05:39,422 --> 00:05:41,966
‫فقط مایل‌ها و مایل‌ها شن بود

49
00:05:41,966 --> 00:05:44,635
‫تا جایی که چشم کار می‌کرد، شن بود

50
00:05:44,635 --> 00:05:46,304
‫و چیزی جز شن وجود نداشت

51
00:05:46,346 --> 00:05:49,307
‫و دومین چیز فوق‌العاده‌ای که دیدی
‫چی بود؟

52
00:05:52,727 --> 00:05:53,936
‫همه چیز

53
00:05:57,482 --> 00:06:01,903
‫اوبه، چرا اینطوری با آیوار
‫سر جنگ افتادی؟

54
00:06:01,944 --> 00:06:04,614
‫چطور می‌تونی این سوال رو ازم بپرسی؟

55
00:06:04,655 --> 00:06:07,450
‫خودت می‌دونی آیوار چطوریه، خودت دیدی

56
00:06:07,450 --> 00:06:09,702
‫و هویتسرک همراهی با اون رو انتخاب کرده

57
00:06:09,744 --> 00:06:10,995
‫خائن

58
00:06:11,037 --> 00:06:13,081
‫اونا میراث پدرمون رو برای
‫همیشه نابود می‌کنن

59
00:06:13,122 --> 00:06:15,792
‫ولی ما تا جایی که می‌تونیم
‫باید برای نگه‌داشتنش بجنگیم

60
00:06:17,085 --> 00:06:19,337
‫پدر به واسطه‌ی ما هنوز یادش زنده‌ست

61
00:06:19,379 --> 00:06:21,005
شایدم اصلا نیست

62
00:06:29,055 --> 00:06:31,516
‫تو چیکار می‌کنی، هالفدان؟

63
00:06:33,643 --> 00:06:35,603
‫می‌خوای به برادرت ملحق بشی؟

64
00:06:39,399 --> 00:06:40,775
‫نه

65
00:06:43,277 --> 00:06:45,780
‫بیورن جون من رو نجات داد

66
00:06:45,822 --> 00:06:49,367
‫و بهش سوگند وفاداری خوردم

67
00:06:49,409 --> 00:06:53,830
‫و هیچ چیز باعث نمیشه
‫نظرم رو عوض کنم

68
00:06:53,830 --> 00:06:57,041
‫در حینی که نبودی، برادرت به اینجا اومد

69
00:06:58,000 --> 00:06:59,293
‫بهم قسم خورد..

70
00:06:59,335 --> 00:07:02,713
‫که دیگه تمایلی به تصاحب امپراطوری من نداره

71
00:07:02,713 --> 00:07:03,923
‫اما داشت دروغ می‌گفت

72
00:07:07,593 --> 00:07:11,264
‫از کجا بدونم که تو دروغ نمیگی؟

73
00:07:14,267 --> 00:07:16,519
‫نمی‌تونی بفهمی

74
00:07:16,561 --> 00:07:20,481
‫حتی اگه به حلقه‌ی مقدسم
‫قسم بخورم

75
00:07:23,484 --> 00:07:27,071
‫فکر می‌کنی دارم دروغ میگم، بیورن؟

76
00:07:28,406 --> 00:07:30,700
‫من و تو از زیر یه بته به عمل اومدیم

77
00:07:31,868 --> 00:07:33,870
‫فکر می‌کنم در کنار برادرت می‌جنگی

78
00:07:43,254 --> 00:07:47,133
‫گاثروم، یه چیزی رو برات پس آوردم

79
00:07:47,175 --> 00:07:49,760
‫متعلق به مردی به نام فرمانده یوفیمیوسه

80
00:07:51,053 --> 00:07:52,722
‫یه شاهزاده‌ی رومی

81
00:07:58,978 --> 00:08:01,230
‫ممنون، بیورن

82
00:08:01,272 --> 00:08:03,566
‫زیباست

83
00:08:03,608 --> 00:08:06,444
‫شاید یه روز بتونم با یوفیمیوس دیدار کنم

84
00:08:08,404 --> 00:08:11,240
‫افسوس که نمی‌تونی

85
00:08:14,202 --> 00:08:15,620
‫من و هالفدان خوردیمش

86
00:08:16,537 --> 00:08:18,247
‫خوردیدش؟

87
00:08:18,247 --> 00:08:20,917
‫خب از قصد نبود

88
00:08:20,958 --> 00:08:24,003
‫نه، اما باید بدونید که کلی اتفاقات عجیب و غریب..

89
00:08:24,045 --> 00:08:26,464
‫در اون سر دنیا اتفاق افتاد

90
00:08:26,506 --> 00:08:28,799
‫شاید یه روز با چشمای خودتون ببینید

91
00:08:36,682 --> 00:08:37,975
‫رسیدیم

92
00:08:40,228 --> 00:08:42,063
‫اینجا جاییه که باید زندگی کنیم

93
00:08:43,439 --> 00:08:44,649
‫اینجا چیه؟

94
00:08:45,858 --> 00:08:47,318
‫زیست‌گاه جدیدمون؟

95
00:08:48,528 --> 00:08:50,363
‫من حتی خونه‌ای نمی‌بینم

96
00:08:51,781 --> 00:08:53,199
‫حتما شوخیت گرفته

97
00:08:53,241 --> 00:08:54,659
‫درست نگاه نمی‌کنی

98
00:08:55,952 --> 00:08:58,955
‫در تمام مسیر مشکلت همین بود، ایویند

99
00:08:59,789 --> 00:09:02,416
‫درست نگاه کردن رو بلد نیستی

100
00:09:02,458 --> 00:09:06,546
‫من همه چیز رو می‌تونم
‫با چشمانم ببینم

101
00:09:07,421 --> 00:09:09,215
‫فریب هم نمی‌خورم

102
00:09:10,466 --> 00:09:13,177
‫اما هیچی نمی‌بیننم

103
00:09:15,680 --> 00:09:17,890
‫منزلی که خدایان ساختن کجاست؟

104
00:09:17,932 --> 00:09:19,016
‫ها؟

105
00:09:19,976 --> 00:09:21,477
‫اینجا نیست!

106
00:09:23,646 --> 00:09:25,481
‫باید کله‌ی ملعونت رو..

107
00:09:25,523 --> 00:09:26,732
‫همین الآن قطع کنم، فلوکی

108
00:09:33,281 --> 00:09:36,367
‫می‌بینی

109
00:09:36,409 --> 00:09:40,329
‫اینجا سرزمین لوکی و غول‌هاست

110
00:09:40,371 --> 00:09:42,915
‫اینجا سرزمین شیطانه

111
00:09:47,795 --> 00:09:50,965
‫به آب جوشانی که خارج میشه نگاه کن

112
00:09:51,007 --> 00:09:52,967
‫مطمئنم جهنم این نزدیکی‌هاست

113
00:09:52,967 --> 00:09:56,304
‫این صحبت‌های احمقانه رو تموم کنید

114
00:09:56,345 --> 00:09:58,472
‫این آب توسط خدایان گرم شده...

115
00:09:58,514 --> 00:10:00,683
‫تا بهمون کمک کنه

116
00:10:00,683 --> 00:10:03,394
‫اینجا می‌تونیم لباس‌هامون رو بشوریم
‫و حتی نون بپزیم

117
00:10:04,687 --> 00:10:06,689
‫کسی اینجا نیست که...

118
00:10:06,731 --> 00:10:08,524
‫از یه تکه نان داغ لذت نبره؟

119
00:10:50,107 --> 00:10:51,651
‫می‌تونم ببینم که ازت خوشش میاد

120
00:10:54,862 --> 00:10:57,406
‫نگران نباش. من حسود نیستم

121
00:10:59,033 --> 00:11:00,951
‫دیگه نیستم

122
00:11:00,993 --> 00:11:02,370
‫وقتی از انگلستان برنگشتی..

123
00:11:02,411 --> 00:11:03,954
‫فهمیدم که عشق بین ما تموم شده

124
00:11:07,541 --> 00:11:08,959
‫فقط می‌خوام بدونم..

125
00:11:09,001 --> 00:11:11,337
‫که همیشه مراقب بچه‌هامون خواهی بود

126
00:11:12,338 --> 00:11:14,840
‫قسم می‌خورم، توروی

127
00:11:14,882 --> 00:11:16,967
‫همیشه مراقب تو و بچه‌ها خواهم بود

128
00:11:22,807 --> 00:11:24,183
‫این برای توئه

129
00:11:29,897 --> 00:11:31,482
‫چرا نمیدیش به یه نفر دیگه؟

130
00:11:32,942 --> 00:11:34,777
‫چون می‌خوام تو داشته باشیش

131
00:11:37,154 --> 00:11:41,033
‫ممنون، بیورن نازنینم

132
00:11:51,419 --> 00:11:52,628
‫چی شده؟

133
00:11:56,382 --> 00:11:58,384
‫می‌خوامش

134
00:11:58,426 --> 00:12:01,011
‫تو هیچی در مورد اون دختر نمی‌دونی

135
00:12:01,637 --> 00:12:03,097
‫از شاه بپرس

136
00:12:07,226 --> 00:12:08,853
‫توروی چی؟

137
00:12:10,104 --> 00:12:11,897
‫تمومش کردیم

138
00:12:16,944 --> 00:12:18,195
‫بیخیال

139
00:12:30,750 --> 00:12:35,629
‫پسرم می‌خواد با دخترتون آشنا بشه

140
00:12:59,820 --> 00:13:00,988
‫توروی؟

141
00:13:06,202 --> 00:13:07,453
‫چیزی نیست

142
00:13:08,120 --> 00:13:09,246
‫درکت می‌کنم

143
00:13:12,583 --> 00:13:14,460
‫اون اصلا قسمت من نبود

144
00:13:18,047 --> 00:13:19,131
‫نه

145
00:13:19,173 --> 00:13:20,925
‫من بیورن رو سرزنش نمی‌کنم

146
00:13:22,676 --> 00:13:23,719
‫نه

147
00:13:25,346 --> 00:13:27,932
‫با این وجود تو مادر بچه‌هاشی

148
00:13:30,768 --> 00:13:31,811
‫بچه‌ها می‌میرن

149
00:13:32,686 --> 00:13:34,188
‫همه‌مون می‌میریم

150
00:13:34,188 --> 00:13:37,024
‫باید خیلی صبور باشیم و سخت تلاش کنیم
‫تا این مشکلات سپری بشن

151
00:13:37,066 --> 00:13:38,484
‫تو خیلی عاقلی، نه؟

152
00:13:39,944 --> 00:13:41,070
‫نه

153
00:13:47,701 --> 00:13:48,744
‫

154
00:13:54,500 --> 00:13:56,210
‫می‌خوام اینو به مارگارت بدی

155
00:13:57,378 --> 00:13:58,420
‫نه

156
00:14:05,010 --> 00:14:06,887
‫توروی رو دوست داری؟

157
00:14:12,017 --> 00:14:13,060
‫نه

158
00:14:14,770 --> 00:14:15,938
‫براش ناراحتم

159
00:14:15,980 --> 00:14:17,731
‫اگه برای کسی ناراحتی

160
00:14:17,773 --> 00:14:19,984
‫لازم نیست کاری کنی

161
00:14:22,194 --> 00:14:24,905
‫ما وقت بازی کردن نداریم

162
00:14:24,905 --> 00:14:26,949
‫دنیا داره به آخر میرسه

163
00:14:26,991 --> 00:14:29,869
‫آیوار و هارولد دارن میان

164
00:14:29,910 --> 00:14:32,413
‫باید بدونیم که برای چه چیزی می‌جنگیم

165
00:14:33,998 --> 00:14:36,458
‫باید بدونیم به چه دلیلی می‌جنگیم

166
00:14:36,500 --> 00:14:37,751
‫موافقم

167
00:14:39,587 --> 00:14:42,798
‫لاگرثا ضعیف شده

168
00:14:42,840 --> 00:14:46,427
‫واقعا می‌خوای برای چنین آدمی بجنگی؟

169
00:14:46,468 --> 00:14:48,596
‫اون حاکم برحق کتگاته

170
00:14:48,637 --> 00:14:50,389
‫نه، اون حاکم بر حق کتگات..

171
00:14:50,431 --> 00:14:52,975
‫رو کشت

172
00:14:56,604 --> 00:14:58,981
‫هنوزم دلم برای راگنار تنگ میشه، حتی الآن

173
00:15:02,776 --> 00:15:05,070
‫معمولا زمانی رو به یاد میارم
‫که کشاورز بودیم

174
00:15:06,739 --> 00:15:08,532
‫از اون موقع مسیر طولانی‌ای رو طی کردی

175
00:15:08,574 --> 00:15:10,618
‫شاید

176
00:15:10,659 --> 00:15:13,412
‫یه روز دوست دارم برگردم و دوباره کشاورز بشم

177
00:15:14,955 --> 00:15:17,124
‫یه زندگی ساده داشته باشم

178
00:15:17,166 --> 00:15:21,086
‫طلوع صبح‌گاهی آفتاب...

179
00:15:21,128 --> 00:15:22,546
‫و غروبش در عصر رو ببینم

180
00:15:23,923 --> 00:15:25,424
‫خب، لیاقتش رو داری

181
00:15:25,466 --> 00:15:27,635
‫هیچ وقت زندگیت آسون نبوده، می‌دونم

182
00:15:29,053 --> 00:15:31,138
‫اما به عنوان پسرت،
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

183
00:15:33,933 --> 00:15:35,225
‫به چیزی که رسیدی افتخار می‌کنم

184
00:15:41,023 --> 00:15:44,068
‫شاه هارولد آسترید رو دزدید
‫و از اینجا برد

185
00:15:45,778 --> 00:15:47,237
‫دلم برای اونم تنگ شده

186
00:15:47,237 --> 00:15:51,992
‫زندگیم پر از کسایی شده که نیستن

187
00:15:55,037 --> 00:15:57,873
‫یه جوری میگی انگار قراره
‫همه‌ش به زودی تموم بشه

188
00:15:58,582 --> 00:16:00,167
‫اما تو اینطور نیستی

189
00:16:01,168 --> 00:16:02,920
‫لاگرثا به گذشته نگاه نمی‌کنه

190
00:16:04,505 --> 00:16:06,590
‫اون با چیزی که روبروشه مواجه میشه

191
00:16:06,632 --> 00:16:08,300
‫و می‌دونم که الآنم این کارو می‌کنی

192
00:16:10,552 --> 00:16:12,680
‫جنگی که پیش رو داریم

193
00:16:12,721 --> 00:16:14,682
‫مثل راگناروکه
‫( جنگ افسانه‌ای بزرگ منتهی به پایان دنیا )

194
00:16:16,725 --> 00:16:19,561
‫آیوار هم مثل گرگ فنریر خواهد بود،

195
00:16:19,603 --> 00:16:22,731
‫و شعله‌ها در چشمانش خواهند رقصید

196
00:16:22,773 --> 00:16:24,733
‫و سعی می‌کنه آسمون رو..

197
00:16:24,733 --> 00:16:27,403
‫تیکه تیکه کنه

198
00:16:30,739 --> 00:16:31,740
‫نه

199
00:16:33,325 --> 00:16:35,369
‫نمی‌خوای که از دستش بدی، می‌خوای؟

200
00:16:36,120 --> 00:16:37,413
‫نه، درسته

201
00:16:38,747 --> 00:16:40,416
‫نمی‌خوام از دستش بدم

202
00:16:55,139 --> 00:16:57,224
‫ما در برابر برادرانت خواهیم جنگید

203
00:16:57,266 --> 00:16:58,350
‫آره؟

204
00:16:58,934 --> 00:16:59,977
‫آره

205
00:17:01,812 --> 00:17:04,148
‫حتی اگه برادرم بیورن از سفرش برگشته باشه،

206
00:17:04,148 --> 00:17:05,733
‫باید با اون هم بجنگیم

207
00:17:07,776 --> 00:17:11,405
‫می‌ترسوننت، برادرانت؟

208
00:17:11,447 --> 00:17:14,658
‫نه

209
00:17:14,658 --> 00:17:18,037
‫شاید بیورن یه کم بترسونه

210
00:17:18,078 --> 00:17:20,956
‫اون زیاد باهوش نیست،
‫اما جنگجوی بزرگیه

211
00:17:22,666 --> 00:17:24,918
‫بهش میگن بیورن آهنین

212
00:17:31,467 --> 00:17:32,843
‫اون زن..

213
00:17:33,927 --> 00:17:35,429
‫اونی که مادرت رو کُشته

214
00:17:38,557 --> 00:17:39,641
‫لاگرثا

215
00:17:39,641 --> 00:17:40,809
‫

216
00:17:41,977 --> 00:17:44,438
‫قسم خوردم که بکشمش

217
00:17:44,480 --> 00:17:46,774
‫و خودشم می‌دونه اینکارو می‌کنم

218
00:17:46,815 --> 00:17:49,026
‫اما نمی‌دونه چقدر قراره
‫بد اتفاق بیفته

219
00:17:53,989 --> 00:17:55,949
‫کجا می‌خوای بجنگی؟

220
00:17:55,991 --> 00:17:57,493
‫نمی‌دونم

221
00:17:57,534 --> 00:18:00,412
‫شاید تو کتگات بمونن

222
00:18:00,454 --> 00:18:01,622
‫در مرکز شهر

223
00:18:03,457 --> 00:18:07,169
‫اینکه احمقانه‌ست

224
00:18:15,677 --> 00:18:18,722
‫شاید برای تدابیر جنگی بتونی کمکم کنی

225
00:18:18,764 --> 00:18:21,975
‫

226
00:18:22,017 --> 00:18:24,603
‫بهم برای چنین چیزی اعتماد می‌کنی؟

227
00:18:24,645 --> 00:18:26,355
‫حتی با این وجود که برام مهم نیست
‫کدوم طرف برنده بشه؟

228
00:18:26,396 --> 00:18:28,565
‫اما می‌خوای خودت برنده بشی

229
00:18:28,607 --> 00:18:30,400
‫اینو می‌فهمم

230
00:18:30,400 --> 00:18:32,986
‫و دوست دارم افراد اطرافم اینطوری باشن

231
00:18:34,321 --> 00:18:36,490
‫کاری که بعدش می‌کنن مهم نیست

232
00:18:36,532 --> 00:18:38,200
‫حقیقت اینه که..

233
00:18:38,242 --> 00:18:41,662
‫من برات می‌جنگم چون برام مقرر شده

234
00:18:41,703 --> 00:18:44,373
‫و کاملا مطمئنم

235
00:18:44,414 --> 00:18:46,959
‫که خدایان چنین چیزی ازم می‌خوان

236
00:18:48,377 --> 00:18:50,712
‫که من بخشی از یک نقشه باشم

237
00:18:50,712 --> 00:18:52,881
‫که نمی‌تونم درکش کنم

238
00:18:55,008 --> 00:18:58,720
‫پس تو هم مثل ما معتقدی که
‫سرنوشتی برات مقدر شده؟

239
00:18:58,720 --> 00:19:00,722
‫نه

240
00:19:00,722 --> 00:19:02,891
‫هنوزم معتقدم که
‫اراده‌ی مختاری دارم

241
00:19:02,891 --> 00:19:05,269
‫من خودم می‌خوام که براتون بجنگم

242
00:19:10,190 --> 00:19:12,151
‫اگه برات مقدر شده باشه،

243
00:19:12,192 --> 00:19:15,154
‫مهم نیست انتخاب کنی یا نه

244
00:19:15,195 --> 00:19:18,699
‫فقط خیال باطلی داری که
‫خودت برای انتخاب مختار بودی

245
00:19:21,410 --> 00:19:22,828
‫نمی‌دونم

246
00:19:25,414 --> 00:19:26,790
‫ببخشید؟

247
00:19:30,460 --> 00:19:34,381
‫من نمی‌دونم وقتی به تو ملحق شدم،

248
00:19:34,381 --> 00:19:36,925
‫تقدیر بود یا اراده‌ی مختار خودم

249
00:19:42,598 --> 00:19:44,683
‫چه اهمیتی داره؟

250
00:20:12,586 --> 00:20:15,464
‫داشتم دنبالت می‌گشتم
‫نمی‌دونستم کجایی

251
00:20:16,965 --> 00:20:19,551
‫همیشه که نباید حضور داشته باشم، مگه نه؟

252
00:20:19,593 --> 00:20:22,095
‫معلومه که نه. فقط می‌خوام بدونم کجایی

253
00:20:25,140 --> 00:20:27,809
‫تو برام خیلی باارزشی

254
00:20:31,980 --> 00:20:33,315
‫دیدم حالت خوش نیست

255
00:20:34,650 --> 00:20:36,026
‫مریضی؟

256
00:20:37,778 --> 00:20:39,154
‫بهم بگو مریض نیستی

257
00:20:40,989 --> 00:20:42,616
‫نه
‫فکر نمی‌کنم مریض باشم

258
00:20:44,201 --> 00:20:45,327
‫پس چی؟

259
00:20:46,995 --> 00:20:49,373
‫فکر می‌کنم حامله باشم

260
00:20:52,834 --> 00:20:54,211
پناه بر خدایان

261
00:20:55,796 --> 00:20:57,422
‫حامله‌؟

262
00:20:58,215 --> 00:20:59,591
‫آره، ممکنه

263
00:21:01,718 --> 00:21:04,096
‫این خیلی خوشحالم می‌کنه

264
00:21:04,137 --> 00:21:06,723
‫خب، منم خوشحالم..

265
00:21:07,599 --> 00:21:09,601
‫گریه نکن. گریه نکن

266
00:21:09,643 --> 00:21:11,812
‫این خبر شگفت‌آوریه

267
00:21:11,853 --> 00:21:14,439
‫من یه زنی رو پیدا می‌کنم
‫و بعد بهم میگه..

268
00:21:14,481 --> 00:21:16,733
‫قراره بچه‌ی من رو به دنیا بیاره

269
00:21:27,995 --> 00:21:30,163
‫طوری که خودت رو به من نشون دادی،

270
00:21:30,205 --> 00:21:32,040
‫به این مردم نشون ندادی

271
00:21:33,834 --> 00:21:35,168
‫اونا می‌خوان ایمان بیارن

272
00:21:37,379 --> 00:21:38,797
‫به همین خاطر اینا رو انتخاب کردم

273
00:21:41,883 --> 00:21:43,510
‫فقط به یه نشونه نیاز دارن

274
00:21:58,817 --> 00:22:00,152
‫چت شده؟

275
00:22:04,823 --> 00:22:06,158
‫دارم پدر میشم

276
00:22:07,326 --> 00:22:08,577
‫سلامتی

277
00:22:09,494 --> 00:22:10,620
‫سلامتی

278
00:22:35,062 --> 00:22:36,521
‫می‌خوام با دخترتون ازدواج کنم

279
00:22:39,191 --> 00:22:41,735
‫ارزش اون بیشتر از چیزیه که
‫بتونی از پسش بربیای

280
00:22:41,777 --> 00:22:43,111
‫می‌دونم

281
00:22:45,906 --> 00:22:48,408
‫پس بیشتر از چیزی که بتونم،
‫بابتش میدم

282
00:22:51,912 --> 00:22:54,081
‫خیلی خب

283
00:22:56,083 --> 00:22:57,501
‫اگه خودش بخواد

284
00:23:22,734 --> 00:23:25,779
‫خوشحالم که کنار همدیگه
‫دارید کار می‌کنید

285
00:23:27,406 --> 00:23:30,283
‫رویای من همین بود

286
00:23:30,325 --> 00:23:33,620
‫که دنیای جدیدی خلق کنیم

287
00:23:33,620 --> 00:23:35,956
‫که درش همه برابر هستن

288
00:23:35,997 --> 00:23:38,583
‫و تمام جامعه به مساوات درش شرکت دارن

289
00:23:38,625 --> 00:23:40,919
‫و چیزی که درش مهارت دارن
‫رو انجام میدن

290
00:23:40,961 --> 00:23:43,171
‫و کسانی که مریض یا مجروح میشن،

291
00:23:43,213 --> 00:23:45,298
‫می‌تونن انتظار داشته باشن
‫که بقیه ازشون مراقبت کنن

292
00:23:46,883 --> 00:23:49,761
‫ما زمین‌ها رو منصفانه تقسیم می‌کنیم

293
00:23:49,803 --> 00:23:53,265
‫و تنها کسانی مالیات میدن که تواناییش رو دارن

294
00:23:53,306 --> 00:23:56,351
‫دلیلی نداره کسی سختی بکشه

295
00:23:56,393 --> 00:23:59,187
‫و یه جا برای ملاقات‌هامون پیدا می‌کنیم

296
00:23:59,229 --> 00:24:01,398
‫یه قاضی انتخاب می‌کنیم

297
00:24:01,440 --> 00:24:04,484
‫که در هر اختلافی تصمیم‌گیری کنه

298
00:24:07,237 --> 00:24:08,822
‫دلیلی وجود نخواهد داشت..

299
00:24:08,864 --> 00:24:11,074
‫که برای حل مشکلاتمون از طبر استفاده کنیم

300
00:24:12,325 --> 00:24:14,035
‫نه

301
00:24:14,077 --> 00:24:17,914
‫اینجا جای جدیدیه
‫یه سرزمین جدید

302
00:24:17,956 --> 00:24:21,126
‫و ما باید سعی کنیم مردم بهتری باشم

303
00:24:21,126 --> 00:24:23,628
‫متفاوت‌تر از چیزی که بودیم

304
00:24:23,670 --> 00:24:25,797
‫همه‌ی این حرف‌ها قشنگه، فلوکی

305
00:24:27,007 --> 00:24:28,467
‫اما چه کسی برما حکومت می‌کنه؟

306
00:24:29,676 --> 00:24:30,719
‫هیچ‌کس

307
00:24:31,761 --> 00:24:33,430
‫خودمون بر خودمون حکومت می‌کنیم

308
00:24:37,642 --> 00:24:39,186
‫باور نمی‌کنم، فلوکی

309
00:24:41,897 --> 00:24:44,107
‫حتی یک درصد

310
00:24:44,149 --> 00:24:48,320
‫خوب می‌دونم که می‌خوای
‫بر ما حکومت کنی

311
00:24:52,908 --> 00:24:54,075
‫می‌خوای شاه بشی

312
00:24:55,744 --> 00:24:56,995
‫درسته، مگه نه؟

313
00:25:00,790 --> 00:25:01,917
‫انکارش نکن

314
00:25:03,126 --> 00:25:04,419
‫می‌خوای شاه بشی

315
00:25:24,981 --> 00:25:26,107
‫زیباست

316
00:25:53,593 --> 00:25:55,428
‫" أنگاه خداوند به من فرمود..

317
00:25:55,470 --> 00:25:58,223
‫" از شمال، شیطانی بزرگ..."

318
00:25:58,265 --> 00:26:00,267
‫" بر تمام ساکنین سرزمینت ظهور خواهد کرد "

319
00:26:02,561 --> 00:26:06,523
‫قبل از این در انگلستان سابقه‌ی چنین
‫بلایی وجود نداشت

320
00:26:06,565 --> 00:26:09,776
‫و اولین بار چنین بلایی اینجا در
‫لیندیزفارن اتفاق افتاد

321
00:26:15,574 --> 00:26:17,117
‫اگه اون راهب جوانی که گفتی،

322
00:26:17,117 --> 00:26:18,201
‫اتلستن

323
00:26:18,243 --> 00:26:20,495
‫اون موقع اینجا بوده باشه

324
00:26:20,537 --> 00:26:23,373
‫حتما توی این بخش کتابت فعالیت می‌کرده

325
00:26:23,415 --> 00:26:25,250
‫و کلمات پروردگارمون رو تذهیب می‌کرده

326
00:26:26,793 --> 00:26:29,045
‫ممکنه شمایلی هم کشیده باشه

327
00:26:29,087 --> 00:26:32,591
‫اما صد البته که هیچوقت نشونه‌ای از
‫خودش زیر کارهاش نذاشته

328
00:26:32,632 --> 00:26:34,384
‫از اونجایی که حتی بزرگترین هنرمندان..

329
00:26:34,426 --> 00:26:37,429
‫هم فهمیدند که استعدادشون رو به خدا مدیونن

330
00:26:37,470 --> 00:26:39,681
‫و کارهاشون برای جلال پروردگاره..

331
00:26:39,723 --> 00:26:40,974
‫نه خودشون

332
00:26:42,851 --> 00:26:47,314
‫من هیچوقت در واقع نتونستم پدر...
‫اتلستن رو ملاقات کنم

333
00:26:47,355 --> 00:26:49,024
‫اما از چیزایی که در موردش شنیدم..

334
00:26:49,065 --> 00:26:51,818
‫می‌دونم که مرد مهربون و فروتنی بوده

335
00:26:51,818 --> 00:26:54,279
‫ایکاش می‌تونستم بیشتر در موردش
‫بهتون بگم

336
00:26:54,321 --> 00:26:57,115
‫تنها میدونم که در اون روز وحشتناک..

337
00:26:57,157 --> 00:27:00,368
‫که به گمان بعضی‌ها حتی
‫روز رستاخیز بوده،

338
00:27:00,410 --> 00:27:02,579
‫خیلی از راهب‌ها کشته شدند

339
00:27:02,621 --> 00:27:04,706
‫خیلی‌های دیگه در حین تلاش...

340
00:27:04,748 --> 00:27:07,626
‫برای فرار از خشم شمالی‌ها، غرق شدند

341
00:27:07,626 --> 00:27:10,503
‫اما می‌دونم که یه تعدادیشون رو با قایق بردن..

342
00:27:10,503 --> 00:27:12,589
‫و به عنوان برده فروختن

343
00:27:12,631 --> 00:27:13,840
‫حتی یه داستانی هست..

344
00:27:13,840 --> 00:27:18,303
‫که یکیشون بعدها دوباره به اینجا برگشت

345
00:27:18,345 --> 00:27:23,141
‫اون یه مرتد بوده که
‫خداوند رو رها کرده بوده

346
00:27:23,183 --> 00:27:25,560
‫و شیوه‌ی زندگی مشرکان رو پذیرفته بوده

347
00:27:25,602 --> 00:27:28,063
‫شاید تمام این‌ها بخشی از خواست خداوند بوده

348
00:27:28,063 --> 00:27:29,981
‫اینطور به نظر نمیاد

349
00:27:30,023 --> 00:27:31,274
‫باعث نمیشه درست نباشه

350
00:27:33,943 --> 00:27:35,570
‫شاهزاده، میشه ازتون بپرسم

351
00:27:36,279 --> 00:27:38,865
‫این راهب چه نسبتی باهاتون داشته؟

352
00:27:38,907 --> 00:27:40,367
‫یه شخص الهام‌بخش

353
00:27:40,367 --> 00:27:43,703
‫اون به عنوان یه مرتد
‫به صلیب کشیده نشد؟

354
00:27:44,162 --> 00:27:45,664
‫بله

355
00:27:45,705 --> 00:27:46,998
‫اما دوباره برگشت

356
00:27:48,333 --> 00:27:50,627
‫صلیبش رو دارم، ایناهاش

357
00:27:52,712 --> 00:27:55,173
‫اما، اگه هیچوقت ملاقاتش نکردی..

358
00:27:55,215 --> 00:27:56,216
‫توسط راگنار لاثبروک...

359
00:27:57,175 --> 00:27:58,468
‫بهم داده شده

360
00:27:59,552 --> 00:28:01,388
‫راگنار لاثبروک؟

361
00:28:01,429 --> 00:28:03,765
‫اون رهبر حمله به این جزیره بود

362
00:28:03,807 --> 00:28:05,266
‫اون مجسم شیطان بود

363
00:28:05,308 --> 00:28:07,268
‫راهب بزرگ، تنها چیزی که می‌دونم..

364
00:28:07,310 --> 00:28:09,479
‫اینه که دنیا جای ساده‌ای نیست

365
00:28:11,231 --> 00:28:13,274
‫توی هر چیزی و توی هر آدمی...

366
00:28:13,316 --> 00:28:15,276
‫خیر و شر وجود داره

367
00:28:15,276 --> 00:28:18,405
‫همه‌مون متشکل از شیاطین و فرشتگانیم

368
00:28:20,031 --> 00:28:22,075
‫می‌تونید از این جمله در موعظه‌هاتون استفاده کنید

369
00:28:28,081 --> 00:28:30,041
‫یه چیز دیگه هم هست
‫که بهتره در نظر بگیریدش

370
00:28:31,751 --> 00:28:34,504
‫از نگارش همه چیز به زبان لاتین
‫دست بردارید

371
00:28:34,546 --> 00:28:36,798
‫خیلی از مردم زبان لاتین بلد نیستن،
‫پس فکر می‌کنن..

372
00:28:36,840 --> 00:28:40,218
‫که شما موجودات والاتری هستید،
‫که همونطور که توضیح دادید، درست نیست

373
00:28:40,260 --> 00:28:41,511
‫از اونجایی که شما خیلی متواضع هستید

374
00:28:41,553 --> 00:28:43,179
‫و فقط برای شکوه خداوند کار می‌کنید

375
00:28:43,221 --> 00:28:45,557
‫خدا می‌تونه به زبان انگلیسی هم شکوه پیدا کنه
‫و خطاب بشه

376
00:28:46,891 --> 00:28:49,436
‫و اینطوری تمام مردم می‌تونن
‫در عشق شما شریک بشن

377
00:28:49,477 --> 00:28:50,937
‫و کلماتش رو بفهمن

378
00:28:52,272 --> 00:28:54,023
‫که با به اشتراک گذاشتن تمامی دانشی...

379
00:28:54,065 --> 00:28:55,900
‫که در اون کتاب‌های کتاب‌خونه‌ست، میسره

380
00:28:57,819 --> 00:28:58,903
‫این فقط یه ایده‌‌ست

381
00:29:04,993 --> 00:29:07,954
‫" یک سرگردان بزرگ در بهشت ظاهر شد

382
00:29:07,954 --> 00:29:10,540
‫" زنی که با خورشید آراسته شده بود

383
00:29:10,582 --> 00:29:14,586
‫و ماه زیر پاهاش بود"

384
00:29:14,586 --> 00:29:15,920
‫"و بالای سرش

385
00:29:17,297 --> 00:29:21,259
‫تاجی از دوازده ستاره بود"

386
00:29:21,301 --> 00:29:22,677
‫این زن کیه؟

387
00:29:22,719 --> 00:29:24,387
‫زن پاک

388
00:29:24,429 --> 00:29:28,057
‫مریم مقدس، مادر پروردگارمون
‫عیسی مسیح

389
00:29:30,643 --> 00:29:33,563
‫اگه اون تنها بوده،
‫چطور می‌تونسته مادر کسی باشه؟

390
00:29:33,605 --> 00:29:34,814
‫یه معجزه بود

391
00:29:36,316 --> 00:29:37,650
‫منم بودم همینو می‌گفتم

392
00:29:37,650 --> 00:29:40,361
‫در دین شما معجزات زیادی وجود نداره؟

393
00:29:41,946 --> 00:29:45,617
‫مثل ماری که بدنش در کف دریاست؟

394
00:29:45,658 --> 00:29:47,952
‫اون معجزه نیست

395
00:29:47,994 --> 00:29:49,120
‫واقعیته

396
00:29:50,288 --> 00:29:53,500
‫یه روز ثور داشت ماهی گیری می‌کرد

397
00:29:53,541 --> 00:29:55,794
‫و اشتباهی قلابش به اون مار گیر کرد

398
00:29:55,835 --> 00:29:57,545
‫و جفتشون..

399
00:29:57,587 --> 00:30:00,340
‫یه مبارزه‌ی بزرگ کردند

400
00:30:00,381 --> 00:30:01,883
‫می‌تونم تصور کنم

401
00:30:08,556 --> 00:30:10,475
‫که ماه یک زنه

402
00:30:10,517 --> 00:30:13,686
‫درسته

403
00:30:15,980 --> 00:30:18,983
‫اما نمیشه به هیچ زنی اعتماد کرد

404
00:30:21,361 --> 00:30:22,821
‫یه زن گمراه

405
00:30:22,862 --> 00:30:25,573
‫زنی که مردها رو دیوانه می‌کنه

406
00:30:25,615 --> 00:30:29,536
‫عشق و محبتش رو..

407
00:30:31,079 --> 00:30:33,331
‫رو به اونا وعده میده

408
00:30:33,373 --> 00:30:35,583
‫اما بعدش نظرش رو عوضش می‌کنه

409
00:30:35,625 --> 00:30:37,710
‫بهشون نارو میزنه

410
00:30:37,710 --> 00:30:39,337
‫و میره با یه نفر دیگه

411
00:30:44,634 --> 00:30:47,804
‫می‌دونی به چی فکر می‌کنم؟

412
00:30:49,556 --> 00:30:51,391
‫فکر می‌کنی که نمیشه
‫به من اطمینان کرد

413
00:30:53,101 --> 00:30:55,061
‫که قول‌هام بی‌ارزشه

414
00:30:56,479 --> 00:30:59,774
‫که منم مثل ماه بی‌وفا هستم

415
00:31:01,442 --> 00:31:04,904
‫طبق تجربه‌ی من، این اتفاق میفته

416
00:31:04,946 --> 00:31:07,073
‫اما اگه الآن من رو بکشی

417
00:31:07,073 --> 00:31:10,785
‫لذت ثابت کردن حقانیت رو
‫از خودت می‌گیری

418
00:31:19,085 --> 00:31:22,755
‫هگموند، من حقانیت نمی‌خوام

419
00:31:24,716 --> 00:31:27,093
‫می‌خوام بهت باور داشته باشم

420
00:31:28,428 --> 00:31:31,598
‫می‌خوام باور داشته باشم که در این دنیا...

421
00:31:31,598 --> 00:31:35,101
‫کسی هست که هیچوقت دروغ نمیگه

422
00:31:35,101 --> 00:31:38,354
‫نارو نمیزنه یا تسویه حساب نمی‌کنه

423
00:31:40,273 --> 00:31:43,943
‫کسی که همیشه شریفه

424
00:31:55,538 --> 00:31:58,458
‫من همونم، آیوار

425
00:32:00,376 --> 00:32:02,253
‫می‌تونی به باور داشته باشی

426
00:32:10,136 --> 00:32:11,346
‫خواهیم دید

427
00:32:37,872 --> 00:32:41,292
‫تعداد نیروهامون داره زیاد میشه، خوبه

428
00:32:54,347 --> 00:32:55,848
‫باید کجا باهاشون روبرو بشیم؟

429
00:32:55,848 --> 00:32:57,517
‫اونا انتظار دارن با جنگ در دریا..

430
00:32:57,517 --> 00:32:58,893
‫از کتگات محافظت کنیم

431
00:32:58,935 --> 00:33:00,687
‫پس یعنی از طریق دریا حمله نمی‌کنن؟

432
00:33:00,687 --> 00:33:02,105
‫فکر نمی‌کنم

433
00:33:03,064 --> 00:33:04,482
‫طبق تجربه‌م، آیوار هیچوقت کاری که انتظار دارید..

434
00:33:04,524 --> 00:33:05,733
‫رو انجام نمیده

435
00:33:08,277 --> 00:33:10,488
‫پس باید چیکار کنیم؟

436
00:33:10,530 --> 00:33:14,033
‫اگه آیوار تصمیم بگیره که نیروهاش
‫رو از طریق زمین بیاره،

437
00:33:14,033 --> 00:33:15,159
‫باید تلاش کنیم که جلوش رو بگیریم

438
00:33:16,577 --> 00:33:19,747
‫و یه مبارزه‌ی زمینی که
‫مناسبمون باشه رو انتخاب کنیم

439
00:33:19,789 --> 00:33:21,165
‫دقیقا

440
00:33:21,207 --> 00:33:23,501
‫آیوار همیشه دوست داره قبل از هر جنگی
‫محدوده‌ی نبرد رو بررسی کنه

441
00:33:23,543 --> 00:33:25,336
‫تا بتونه از ویژگی‌های اون زمین..

442
00:33:25,336 --> 00:33:27,839
‫به عنوان برتری استفاده کنه

443
00:33:27,880 --> 00:33:30,299
‫هر چند اگه این قابلیت رو ازش بگیریم

444
00:33:30,341 --> 00:33:31,676
‫برتری با ماست

445
00:33:31,676 --> 00:33:33,970
‫حتما محدود‌ه‌ی نبرد شامل جنگل هم میشه

446
00:33:34,012 --> 00:33:36,431
‫که سامی‌ها می‌تونن بهترین
‫توانایی‌هاشون رو اونجا استفاده کنن

447
00:33:36,472 --> 00:33:37,932
‫اگه از شرق حمله کنن

448
00:33:37,932 --> 00:33:39,392
‫باید در کوهستان اسکار باهاشون بجنگیم

449
00:33:42,186 --> 00:33:43,896
‫یه چیز دیگه هم هست

450
00:33:43,938 --> 00:33:46,274
‫اگه آیوار باهوش باشه و..

451
00:33:46,315 --> 00:33:48,276
‫ارتشش رو از طریق خشکی بیاره

452
00:33:48,317 --> 00:33:50,570
‫کشتی‌هایی که به جا میذاره،
‫آسیب پذیر خواهند بود

453
00:33:50,611 --> 00:33:51,904
‫آره

454
00:33:51,904 --> 00:33:54,365
‫و وقتی باهاشون درگیر بشیم

455
00:33:54,407 --> 00:33:56,784
‫اون کاملا مراقب خواهد بود..

456
00:33:56,826 --> 00:33:59,203
‫و تعداد قابل توجهی از افراد خودشش و برادرم رو..

457
00:33:59,245 --> 00:34:03,041
‫کنار کشتی‌ها نگه میداره

458
00:34:04,751 --> 00:34:08,046
‫تا اجازه نده از پشت بهشون حمله کنیم

459
00:34:08,046 --> 00:34:09,756
‫و اول دستمون به کشتی‌هاشون برسه

460
00:34:10,590 --> 00:34:13,009
‫خوشم اومد

461
00:34:13,051 --> 00:34:15,970
‫هر چقدر جنگجوی کمتری در میدان نبرد داشته باشه

462
00:34:16,012 --> 00:34:18,389
‫شانس پیروزی ما بیشتر میشه

463
00:34:20,850 --> 00:34:22,810
‫در سمت دیگر

464
00:34:22,852 --> 00:34:25,772
‫ممکنه آیوار پیش‌بینی تمام این صحبت‌های ما
‫رو کرده باشه

465
00:34:26,564 --> 00:34:28,649
‫در چه صورت؟

466
00:34:28,691 --> 00:34:30,234
‫در صورتی که

467
00:34:30,276 --> 00:34:32,278
‫از طریق دریا به کتگات حمله کنه

468
00:34:33,321 --> 00:34:35,615
‫و ما اینجا نباشیم

469
00:34:35,656 --> 00:34:38,659
‫بدون هیچ جنگی کتگات رو می‌گیره

470
00:34:41,412 --> 00:34:42,955
‫باید انتخاب کنیم

471
00:34:44,832 --> 00:34:46,375
‫و من فکر می‌کنم حق با بیورن باشه

472
00:34:59,555 --> 00:35:01,557
‫پدر، من اومدم اینجا
‫تا سعی کنم پیدات کنم

473
00:35:05,937 --> 00:35:07,063
‫تو اینجا نیستی

474
00:35:08,064 --> 00:35:09,273
‫اما نگران نیستم

475
00:35:10,858 --> 00:35:12,985
‫چون تو همه جا هستی،
‫علی‌الخصوص در قلبم

476
00:35:15,988 --> 00:35:17,532
‫فکر می‌کنم الآن اینجایی

477
00:35:18,991 --> 00:35:21,369
‫و داری به پسر احمقت نگاه می‌کنی و لبخند میزنی

478
00:35:25,915 --> 00:35:28,000
‫من تو رو به عنوان مرد متواضعی می‌شناسم

479
00:35:32,171 --> 00:35:34,841
‫اما نمی‌تونم قول بدم اون ردپاها رو دنبال کنم

480
00:35:36,134 --> 00:35:37,677
‫من نمی‌خوام متواضع باشم

481
00:35:40,304 --> 00:35:42,098
‫تنها چیزی که به فکرم میرسه..

482
00:35:42,140 --> 00:35:44,517
‫اینه که با همدیگه پروردگارمون رو
‫مناجات کنیم

483
00:35:46,269 --> 00:35:47,353
‫تو و من

484
00:35:57,405 --> 00:35:59,699
‫" پدرمان که در بهشت هستی

485
00:36:01,033 --> 00:36:03,161
‫" نامت مقدس باد "

486
00:36:03,202 --> 00:36:05,329
‫" قلمرویت خواهد آمد

487
00:36:05,371 --> 00:36:08,416
‫" و زمین را همچون بهشت خواهد کرد "

488
00:36:08,416 --> 00:36:10,376
‫" روزی امروزمان را عطا کن "

489
00:36:15,882 --> 00:36:17,258
‫پدر...

490
00:36:19,886 --> 00:36:22,722
‫" و تخطی ما رو ببخش

491
00:36:22,763 --> 00:36:23,848
‫" همانطور که ما

492
00:36:23,890 --> 00:36:26,309
‫" کسانی که علیه ما تخطی کردند را می‌بخشیم "

493
00:36:26,350 --> 00:36:28,644
‫" ما را از وسوسه دور بدار

494
00:36:30,396 --> 00:36:33,900
‫" و ما را از دست شیطان نجات بده "

495
00:36:33,941 --> 00:36:36,903
‫" برای ابد و همیشه "

496
00:36:38,321 --> 00:36:39,655
‫" آمین"

497
00:36:55,129 --> 00:36:56,464
‫وقتشه

498
00:36:59,425 --> 00:37:01,594
‫پایان دنیامون فرا رسیده
