﻿1
00:01:02,145 --> 00:01:03,480
‫وقتشه!

2
00:01:04,939 --> 00:01:07,150
‫چقدر من براش بی‌تاب بودم

3
00:01:07,192 --> 00:01:09,861
‫الآن بالاخره می‌تونم قولم
‫به خدایان رو عملی کنم

4
00:01:09,903 --> 00:01:11,446
‫و لاگرثا رو بکشم

5
00:01:18,703 --> 00:01:21,164
‫منم آماده‌م تا انتقام مادرمون رو بگیرم

6
00:01:21,164 --> 00:01:22,665
‫نه به خاطر اینکه مادر خوبی برام بود،

7
00:01:22,707 --> 00:01:24,334
‫به خاطر اینکه انتقام، حق لاگرثاست

8
00:01:26,336 --> 00:01:27,545
‫همین برام کافیه

9
00:01:29,798 --> 00:01:33,259
‫اما تو آمادگیش رو داری با اوبه رودررو بشی؟

10
00:01:33,301 --> 00:01:34,969
‫اگه مجبور باشی، می‌کشیش؟

11
00:01:34,969 --> 00:01:36,971
‫حتی اگه از گوشت و خون خودت باشه؟

12
00:01:38,890 --> 00:01:41,226
‫اگه اوبه رو بکشم، آوازه‌م فراتر نمیره؟

13
00:01:46,815 --> 00:01:48,691
‫این شد حرف حساب!

14
00:01:50,276 --> 00:01:51,569
‫عشقم!

15
00:01:52,320 --> 00:01:53,988
‫چیکار می‌کنی؟

16
00:01:54,030 --> 00:01:55,698
‫باهاتون میام

17
00:01:55,740 --> 00:01:57,534
‫نه وقتی که بچه‌م تو شکمته

18
00:01:57,534 --> 00:01:59,160
‫حتی اگه بچه‌ت تو شکمم باشه،

19
00:01:59,160 --> 00:02:01,871
‫بازم باهات میام

20
00:02:01,913 --> 00:02:03,248
‫تصمیمم رو گرفتم

21
00:02:07,252 --> 00:02:09,337
‫باید می‌دونستم که زنی که خدایان..

22
00:02:09,379 --> 00:02:12,006
‫به عنوان همسر برام انتخاب می‌کنن،

23
00:02:12,048 --> 00:02:14,008
‫خیلی شجاع و دلیره

24
00:02:15,135 --> 00:02:17,095
‫هر چی شما امر کنی

25
00:02:18,346 --> 00:02:20,682
‫باهامون میای، عشقم

26
00:02:30,275 --> 00:02:31,276
‫اعلی‌حضرت!

27
00:02:34,904 --> 00:02:36,614
‫منو اینطور صدا نکن

28
00:02:36,656 --> 00:02:38,408
‫فکر می‌کنی شوخیه..

29
00:02:38,449 --> 00:02:40,618
‫اما تو هیچ درکی از کلمه‌ی "حضرت" نداری

30
00:02:42,453 --> 00:02:43,538
‫صبر کن

31
00:02:46,124 --> 00:02:48,126
‫یه چیزی برات دارم

32
00:02:55,216 --> 00:02:58,344
‫جادوی این شمشیر فقط
‫برای صاحبش عمل می‌کنه

33
00:03:00,513 --> 00:03:03,808
‫مال تو، بگیرش
‫مال خودته

34
00:03:43,598 --> 00:03:45,683
‫وقتی یه پدر پسرش رو برای
‫اولین جنگ می‌بره..

35
00:03:45,725 --> 00:03:49,312
‫روز خیلی غرورآمیزیه

36
00:04:01,866 --> 00:04:02,867
‫بیا

37
00:04:14,295 --> 00:04:16,339
‫زود میام خونه پیشت

38
00:04:40,363 --> 00:04:41,531
‫آماده‌ای، دوست من؟

39
00:04:41,572 --> 00:04:42,907
‫معلومه

40
00:04:44,409 --> 00:04:46,160
‫باید علیه برادرت بجنگی

41
00:04:46,160 --> 00:04:48,204
‫تو هم باید اینکارو کنی

42
00:04:48,246 --> 00:04:50,957
‫یه سری درختای جنگل
‫باید بریده بشن

43
00:05:38,504 --> 00:05:42,050
‫ما برای خوردن، غذا و برای نوشیدن آب داریم

44
00:05:42,091 --> 00:05:43,384
‫باید بابت چیزایی که تا به الآن به دست آوردیم...

45
00:05:43,426 --> 00:05:45,762
‫راضی باشیم

46
00:05:45,803 --> 00:05:48,723
‫اما چیز دیگه‌ای که باید بسازیم،
‫یه معبده

47
00:05:48,765 --> 00:05:50,767
‫یه معبد برای خدایانی که
‫با ما خیلی خوب بودن

48
00:05:51,559 --> 00:05:53,478
‫و پیشنهادم اینه که ثور...

49
00:05:53,519 --> 00:05:56,147
‫خدای کشاورزانی مثل ما..

50
00:05:56,189 --> 00:05:58,524
‫خدای اصلی معبد باشه

51
00:05:58,566 --> 00:06:00,610
‫و توی محراب آتشی روشن کنیم..

52
00:06:00,651 --> 00:06:02,695
‫که هیچوقت خاموش نشه

53
00:06:02,737 --> 00:06:05,448
‫هزینه‌‌ی ساختمان معبد و نگه‌داریش..

54
00:06:05,490 --> 00:06:08,451
‫باید از جانب همه‌مون به صورت مالیات
‫پرداخت بشه

55
00:06:08,493 --> 00:06:10,745
‫مطمئنم برای همه قابل قبوله

56
00:06:10,787 --> 00:06:12,663
‫چرا باید یه معبد بسازیم..

57
00:06:12,705 --> 00:06:13,956
‫وقتی هنوز اونقدر وقت نداشتیم...

58
00:06:13,998 --> 00:06:15,917
‫که برای خودمون خونه بسازیم؟

59
00:06:15,917 --> 00:06:18,628
‫از هر دست بدیم از همون دست می‌گیریم

60
00:06:18,669 --> 00:06:21,297
‫نه برای خودمون برای این فرصت

61
00:06:21,339 --> 00:06:22,423
‫بلکه برای خدایان

62
00:06:23,841 --> 00:06:25,802
‫می‌تونید توی زمینای من بسازیدش

63
00:06:25,843 --> 00:06:27,387
‫و من ازش مراقبت می‌کنم

64
00:06:27,428 --> 00:06:30,515
‫اصلا متعجبم نمی‌کنه، فلاتنوز

65
00:06:30,556 --> 00:06:32,350
‫که خودت رو تو این موضوع جلو بندازی

66
00:06:34,727 --> 00:06:38,314
‫هر کسی باشه فکر می‌کنه که داری
‫خودشیرینی می‌کنی

67
00:06:38,314 --> 00:06:43,277
‫نه برای خدایان، بلکه برای همین فلوکی

68
00:06:43,319 --> 00:06:45,655
‫فکر نمی‌کنم پدرم کاری جز...

69
00:06:45,655 --> 00:06:48,074
‫یپشنهاد خدمت به جامعه‌مون کرده باشه

70
00:06:48,116 --> 00:06:49,700
‫نه

71
00:06:49,742 --> 00:06:52,120
‫داره سعی می‌کنه پاچه خواری فلوکی رو بکنه

72
00:06:53,496 --> 00:06:55,456
‫هر کسی می‌تونه بفهمه

73
00:06:55,498 --> 00:06:59,127
‫که البته اگه فلوکی لیاقت داشته باشه

74
00:06:59,168 --> 00:07:01,796
‫اون همه‌مون رو گول زد
‫و آورد اینجا

75
00:07:03,047 --> 00:07:05,383
‫امسال محصولی درکار نخواهد بود

76
00:07:06,759 --> 00:07:09,554
‫پس وقتی که حیوونامون رو خوردیم،

77
00:07:09,595 --> 00:07:12,974
‫چیز دیگه‌ای برای خوردن در زمستان
‫باقی نمی‌مونه

78
00:07:13,015 --> 00:07:16,102
‫خیلیامون گرسنگی می‌کشن تا بمیرن

79
00:07:16,144 --> 00:07:19,230
‫چرا باید قبل از خونه‌هامون
‫یه معبد بسازیم؟

80
00:07:19,272 --> 00:07:22,275
‫فلوکی گفت که اولش سخته

81
00:07:22,316 --> 00:07:23,484
‫بهمون دروغ نگفت

82
00:07:23,526 --> 00:07:26,195
‫کاملا بهمون دروغ گفت

83
00:07:26,195 --> 00:07:28,614
‫وقتی حقیقت رو گفت که
‫خیلی دیر شده بود

84
00:07:28,656 --> 00:07:31,033
‫اما تو پسر باباتی

85
00:07:31,033 --> 00:07:32,493
‫معلومه که به حرفش گوش میدی

86
00:07:33,744 --> 00:07:35,204
‫اما نه اگه اشتباه کنه

87
00:07:36,539 --> 00:07:39,041
‫می‌دونم که میشه
‫این سکنی رو به موفقیت بدل کنیم

88
00:07:39,083 --> 00:07:41,752
‫اکثرمون مقید به موفقیتش هستیم

89
00:07:41,794 --> 00:07:43,880
‫- ما اینجا می‌میریم
‫- نه!

90
00:07:44,547 --> 00:07:46,716
‫نه، نمی‌میریم!

91
00:07:46,757 --> 00:07:49,886
‫اینجا رو به یه سرزمین فوق‌العاده
‫برای زندگی تبدیل می‌کنیم!

92
00:07:49,886 --> 00:07:51,762
‫و باید خدایان رو ستایش کنیم

93
00:07:51,804 --> 00:07:53,806
‫تو این موضوع حق با فلوکیه

94
00:07:53,848 --> 00:07:55,808
‫چرا باید جر و بحث کنیم؟

95
00:07:57,310 --> 00:07:58,686
‫همسر من ثورون، حامله‌ست

96
00:07:58,728 --> 00:08:01,689
‫می‌خوام بچه‌م با امید به آینده
‫به دنیا بیاد

97
00:08:01,689 --> 00:08:03,608
‫اون نوه‌ی منم هست،

98
00:08:05,276 --> 00:08:07,153
‫و من هیچ امیدی نمی‌بینم

99
00:08:09,071 --> 00:08:12,450
‫اگه از اینجا خوشت نمیاد، ایویند

100
00:08:12,492 --> 00:08:14,368
‫هر وقت بخوای می‌تونی برگردی

101
00:08:14,368 --> 00:08:15,745
‫نه، فلوکی

102
00:08:17,246 --> 00:08:19,749
‫دقیقا این کاریه که از انجامش عاجزیم

103
00:08:21,292 --> 00:08:22,919
‫با پیروی از تو..

104
00:08:26,047 --> 00:08:27,381
‫خونه‌هامون، شهرمون..

105
00:08:28,716 --> 00:08:31,385
‫و ملکه‌مون رو رها کردیم

106
00:08:32,386 --> 00:08:35,223
‫هیچکدوممون هیچوقت..

107
00:08:35,264 --> 00:08:36,432
‫نمی‌تونه برگرده

108
00:08:36,474 --> 00:08:39,560
‫پس باید بهترین استفاده رو ازش بکنیم

109
00:08:39,602 --> 00:08:42,897
‫باید تحمل کنیم و به همدیگه عشق بورزیم

110
00:08:42,897 --> 00:08:44,357
‫اول باید معبد و بعدش..

111
00:08:44,398 --> 00:08:46,901
‫برای خودمون خونه بسازیم

112
00:08:46,901 --> 00:08:48,945
‫باید موافقت کنی، ایویند

113
00:08:51,447 --> 00:08:52,865
‫مجبوری

114
00:09:32,280 --> 00:09:34,115
‫این درست نیست

115
00:09:36,325 --> 00:09:38,786
‫این درست نیست که پسران راگنار لاثبروک...

116
00:09:38,828 --> 00:09:41,080
‫سعی کنن همدیگه رو بکشن

117
00:09:45,334 --> 00:09:47,336
‫ما یه نفر برای مذاکره می‌فرستیم

118
00:09:48,504 --> 00:09:49,797
‫موافقم

119
00:10:37,678 --> 00:10:41,057
‫اگه باید بجنگیم پس باید بجنگیم

120
00:10:41,098 --> 00:10:45,144
‫اما اول بهتره با حسن نیت در مورد
‫راه‌های دیگه حرف بزنیم

121
00:10:45,186 --> 00:10:47,480
‫موافقیم

122
00:10:47,521 --> 00:10:50,900
‫اما اول باید گروگان‌هامون رو معاوضه کنیم

123
00:10:51,984 --> 00:10:54,111
‫حسن نیت ستودینه...

124
00:10:54,945 --> 00:10:56,322
‫اما کافی نیست

125
00:10:58,699 --> 00:11:01,994
‫برادرت باهات به اردوگاهت میاد..

126
00:11:02,036 --> 00:11:03,704
‫و برادر تو هم همینطور

127
00:11:12,421 --> 00:11:13,547
‫فردا دوباره همدیگه رو می‌بینیم

128
00:11:13,589 --> 00:11:14,715
‫باشه؟

129
00:11:15,424 --> 00:11:16,634
‫باشه

130
00:11:31,565 --> 00:11:32,983
‫آیوار چطوره؟

131
00:11:34,068 --> 00:11:35,236
‫آیواره دیگه

132
00:11:35,277 --> 00:11:37,446
‫حیف که سوار کشتی من نشدی

133
00:11:38,447 --> 00:11:40,199
‫هیچوقت درک نمی‌کنم چرا

134
00:11:40,241 --> 00:11:42,576
‫نه، درک نمی‌کنی

135
00:11:43,619 --> 00:11:45,663
‫شکی نیست که الآن داری افسوسش رو می‌خوری

136
00:11:45,705 --> 00:11:46,789
‫نه

137
00:11:46,831 --> 00:11:48,165
‫افسوس خوردن چه فایده‌ای داره؟

138
00:11:52,586 --> 00:11:55,089
‫یه نفرو بین بزرگانتون دیدم

139
00:11:56,257 --> 00:11:58,426
‫ساکسونی که تو اردوگاه اثلولف دیدیم

140
00:11:58,426 --> 00:11:59,969
‫اسقف هاموند. چرا اینجاست؟

141
00:12:01,846 --> 00:12:03,723
‫آیوار طی جنگ گرفتش

142
00:12:03,764 --> 00:12:06,517
‫اون مبارز خیلی خیلی بزرگیه

143
00:12:06,559 --> 00:12:08,269
‫بهتره سر راهش قرار نگیری

144
00:12:08,310 --> 00:12:11,439
‫اون بهتره سر راه من قرار نگیره

145
00:12:15,609 --> 00:12:18,779
‫ما دنبال یه راهی هستیم
‫تا از این قتل‌عام بیهوده جلوگیری کنیم

146
00:12:20,197 --> 00:12:22,074
‫لطفا کمکمون کن، هویتسرک

147
00:12:31,834 --> 00:12:33,544
‫این دیوونگیه

148
00:12:34,420 --> 00:12:35,588
‫واقعا؟

149
00:12:36,964 --> 00:12:38,591
‫تو جایی هستی که بهش تعلق داری

150
00:12:38,632 --> 00:12:40,593
‫انکار نکن

151
00:12:40,634 --> 00:12:44,013
‫چرا باید برای لاگرثا یا بیورن بجنگی؟

152
00:12:44,054 --> 00:12:45,264
‫اونا قوم و خویش تو نیستن

153
00:12:46,807 --> 00:12:48,601
‫بیورن جونم رو نجات داد

154
00:12:49,810 --> 00:12:51,854
‫این دلیلی کافی نیست؟

155
00:12:51,896 --> 00:12:53,272
‫نه راستش

156
00:12:54,857 --> 00:12:58,194
‫ما همه‌مون زندگی خطرناکی رو انتخاب کردیم

157
00:12:58,235 --> 00:13:00,946
‫این بخشی از زندگیمونه

158
00:13:00,988 --> 00:13:03,657
‫پس فکر می‌کنم تو به چیزی که بین
‫خودت و بیورن افتاده..

159
00:13:03,657 --> 00:13:05,117
‫زیادی اهمیت میدی

160
00:13:06,577 --> 00:13:08,704
‫خانواده مهم‌تره

161
00:13:09,789 --> 00:13:12,249
‫من نمی‌خوام با تو بجنگم

162
00:13:12,291 --> 00:13:15,127
‫نمی‌خوام مجبور بشم بکشمت

163
00:13:16,253 --> 00:13:18,255
‫کار دنیا اینطوری جور درنمیاد

164
00:13:23,177 --> 00:13:26,889
‫به نظرم هیچکدوم از اینا برای اون
‫جور درنمیاد

165
00:13:26,931 --> 00:13:28,098
‫اون جنگجوی بزرگیه

166
00:13:28,140 --> 00:13:30,851
‫نیازی نیست چیزی براش جور دربیاد

167
00:13:30,893 --> 00:13:34,230
‫آیوار تو خیلی تلخی

168
00:13:36,649 --> 00:13:38,776
‫هیچی برات مهم نیست، نه؟

169
00:13:39,944 --> 00:13:41,695
‫پیروزی در این جنگ...

170
00:13:41,737 --> 00:13:43,113
‫برام مهمه

171
00:13:45,074 --> 00:13:49,328
‫هفدان، تو باید بین دوست و برادر
‫یکی رو انتخاب کنی

172
00:13:51,956 --> 00:13:54,166
‫برای من که جواب مشخصه

173
00:14:42,464 --> 00:14:43,549
‫آیوار اشتباه می‌کنه

174
00:14:46,343 --> 00:14:48,178
‫- چرا داری ازش حمایت می‌کنی؟
‫- چون من..

175
00:14:48,220 --> 00:14:50,681
‫نگو چون برادرید
‫اینکارو می‌کنی

176
00:14:50,723 --> 00:14:52,182
‫من و تو هم برادریم

177
00:14:54,143 --> 00:14:56,604
‫جونت رو به خاطر آیوار به خطر ننداز

178
00:14:57,605 --> 00:14:59,106
‫مگه خدایان تصمیم نگرفتن..

179
00:14:59,106 --> 00:15:01,775
‫جونم رو برای چه کسی قربانی کنم؟

180
00:15:01,775 --> 00:15:04,987
‫شاید خدایان منتظر تصمیم تو هستن

181
00:15:06,614 --> 00:15:08,949
‫نمی‌خوام تو جنگ
‫باهات رو در رو بشم

182
00:15:11,410 --> 00:15:13,037
‫نمی‌خوام مجبور بشم که بکشمت

183
00:15:14,246 --> 00:15:15,289
‫بمون

184
00:15:15,331 --> 00:15:17,333
‫تو برادر کوچک منی

185
00:15:18,334 --> 00:15:19,460
‫بمون

186
00:15:23,505 --> 00:15:25,883
‫تو بخشی از سرنوشت منی

187
00:15:25,925 --> 00:15:27,927
‫همونطور که من بخشی از سرنوشت توئم

188
00:15:29,595 --> 00:15:30,679
‫بمون

189
00:16:20,229 --> 00:16:21,522
‫امروز همه‌مون می‌دونیم..

190
00:16:21,563 --> 00:16:24,858
‫که هر دو طرف سربازان آماده به جنگی دارن

191
00:16:24,900 --> 00:16:27,695
‫پس باید تصمیم بگیریم که قراره بجنگیم...

192
00:16:27,736 --> 00:16:30,406
‫یا قراره به توافقی دست پیدا کنیم
‫که اجازه بده..

193
00:16:30,447 --> 00:16:32,366
‫با شرافت و درستی به زندگیمون ادامه بدیم

194
00:16:33,450 --> 00:16:36,161
‫روی صحبت من برادرانم آیوار...

195
00:16:38,706 --> 00:16:39,707
‫و هویتسرک هستند

196
00:16:40,833 --> 00:16:43,002
‫بیاید به خاطر پدرمون هم شده..

197
00:16:43,043 --> 00:16:44,628
‫اختلافاتمون رو کنار بذاریم

198
00:16:45,796 --> 00:16:48,590
‫یه جنگ داخلی چیزی جز مصیبت در پی نداره

199
00:16:48,632 --> 00:16:50,384
‫خانواده‌مون رو ضعیف می‌کنه

200
00:16:50,426 --> 00:16:52,886
‫و یه سلسه‌ انتقام طولانی مدت..

201
00:16:52,928 --> 00:16:54,054
‫برای کسایی که میتونن زنده بمونن، ایجاد می‌کنه

202
00:16:54,096 --> 00:16:56,473
‫این چیزیه که واقعا می‌خواید؟

203
00:16:59,059 --> 00:17:01,228
‫می‌خوام از صحبت‌های بیورن حمایت کنم

204
00:17:01,270 --> 00:17:03,814
‫اون دنبال نتیجه‌ی مسالمت آمیزه

205
00:17:05,274 --> 00:17:07,192
‫درسته که من علیه برادرم ایستادم

206
00:17:09,069 --> 00:17:13,198
‫اما اگه می‌تونی من رو ببخشی آیوار،
‫بیا آشتی کنیم

207
00:17:14,408 --> 00:17:18,370
‫ما قراره برای امپراطوری کتگات وارد جنگ بشیم

208
00:17:18,412 --> 00:17:21,582
‫امپراطوری کتگات توسط همسرم..

209
00:17:21,623 --> 00:17:24,835
‫راگنار لاثبروک و بعدتر توسط من ساخته شد

210
00:17:26,295 --> 00:17:28,964
‫من ملکه‌ی برحق کتگاتم

211
00:17:32,551 --> 00:17:34,303
‫ما باید در این مورد بحث کنیم..

212
00:17:34,344 --> 00:17:37,598
‫که چطور ارتش‌های بزرگمون رو یکی کنیم،

213
00:17:37,639 --> 00:17:41,018
‫و به سرزمین‌های جدید هدایتشون کنیم

214
00:17:41,060 --> 00:17:44,063
‫و فرصت‌ها و فتوحات جدید به دست بیاریم

215
00:17:45,105 --> 00:17:46,231
‫چه کار..

216
00:17:46,273 --> 00:17:49,318
‫واقعا دردناکیه که افراد جوونمون رو..

217
00:17:49,359 --> 00:17:51,945
‫به خاطر یه تیکه زمین که همین الآن هم برای خودمونه،
‫به کشتن بدیم

218
00:18:00,079 --> 00:18:01,288
‫آسترید!

219
00:18:03,707 --> 00:18:05,334
‫از اینکه دوباره می‌بینمت، خوشحالم

220
00:18:06,543 --> 00:18:09,254
‫هر اتفاقی هم که افتاده،

221
00:18:09,296 --> 00:18:10,798
‫نمی‌خوام باهات بجنگم

222
00:18:15,260 --> 00:18:16,261
‫آسترید!

223
00:18:18,680 --> 00:18:20,307
‫من الآن متاهلم

224
00:18:21,266 --> 00:18:23,227
‫همسر شاه هارولد هستم

225
00:18:35,823 --> 00:18:37,783
‫پس فکر کنم باید بگم، ملکه آسترید

226
00:18:40,035 --> 00:18:42,329
‫برادر، بیا نجنگیم

227
00:18:43,455 --> 00:18:45,082
‫چی نصیبمون میشه؟

228
00:18:45,749 --> 00:18:47,000
‫هیچی

229
00:18:47,000 --> 00:18:48,627
‫برعکس..

230
00:18:50,170 --> 00:18:51,380
‫دنیا نصیبمون میشه

231
00:18:53,006 --> 00:18:55,634
‫به ما ملحق شو تا
‫باهات تقسیمش کنم

232
00:18:58,220 --> 00:18:59,847
‫فقط به تو بستگی داره، آیوار

233
00:19:01,723 --> 00:19:04,309
‫اگه تصمیم بگیری که نمی‌تونی
‫علیه برادرنت بجنگی..

234
00:19:04,351 --> 00:19:06,603
‫که بگی علیه برادرانت نمی‌جنگی..

235
00:19:07,688 --> 00:19:09,439
‫اون موقع می‌تونیم یه توافقی کنیم

236
00:19:10,274 --> 00:19:12,234
‫و شاه هارولد نمی‌تونه جلومون رو بگیره

237
00:19:18,866 --> 00:19:21,410
‫تو خیلی چیزا برای از دست دادن داری، آیوار

238
00:19:26,540 --> 00:19:27,916
‫اگه جنگ می‌خوای..

239
00:19:30,711 --> 00:19:31,879
‫بیا بجنگیم

240
00:19:33,338 --> 00:19:35,340
‫اما چه ببری چه ببازی..

241
00:19:36,300 --> 00:19:37,301
‫بازم باختی

242
00:19:39,595 --> 00:19:43,640
‫اگه بر باقی پسرهای راگنار پیروز بشی...

243
00:19:43,682 --> 00:19:46,935
‫مردم میگن تو یه حاکم نامشروع...

244
00:19:46,977 --> 00:19:48,937
‫و غاصبی

245
00:19:50,606 --> 00:19:53,025
‫اگه ببازی..

246
00:19:53,066 --> 00:19:57,196
‫میگن که به خواست خدایان..

247
00:19:57,237 --> 00:19:59,615
‫و راگناری بوده...

248
00:19:59,656 --> 00:20:01,700
‫که در والهالا با خدایان هم نشینه..

249
00:20:01,742 --> 00:20:04,036
‫و داره به حالمون گریه می‌کنه

250
00:20:06,622 --> 00:20:07,748
‫اینکارو نکن، آیوار

251
00:20:08,790 --> 00:20:10,375
‫ما پسران راگناریم

252
00:20:11,460 --> 00:20:13,045
‫این خودش کم چیزی نیست

253
00:20:38,028 --> 00:20:39,529
‫شاخ‌های نوشیدنی رو بیارید

254
00:20:40,197 --> 00:20:42,991
‫باید جشن بگیریم

255
00:20:43,033 --> 00:20:45,160
‫امروز یا فردا جنگی در کار نخواهد بود

256
00:20:46,161 --> 00:20:48,330
‫داری چی میگی؟

257
00:20:48,372 --> 00:20:50,290
‫تو نمی‌تونی چنین تصمیمی بگیری

258
00:20:50,290 --> 00:20:52,501
‫نمی‌خوام با برادرانم بجنگم

259
00:20:52,542 --> 00:20:55,254
‫هنوزم بابت کشتن سیگرد از خودم متنفرم

260
00:20:57,256 --> 00:20:59,466
‫اینکه ده برابر بدتره

261
00:21:01,134 --> 00:21:02,135
‫نمی‌تونم

262
00:21:08,475 --> 00:21:12,104
‫قولم بابت کشتن لاکرثا رو پس می‌گیرم

263
00:21:12,145 --> 00:21:13,981
‫اون می‌تونه کتگات رو داشته باشه
‫دیگه نمی‌خوامش

264
00:21:26,243 --> 00:21:27,995
‫اوبه، حق با توئه

265
00:21:29,162 --> 00:21:31,206
‫ما همه پسران راگناریم

266
00:21:35,335 --> 00:21:36,336
‫منو ببخش

267
00:22:12,914 --> 00:22:14,374
‫چشمای من چقدر آبین؟

268
00:22:14,416 --> 00:22:15,459
‫چی؟

269
00:22:15,500 --> 00:22:17,836
‫چشمای من چقدر آبین؟

270
00:22:17,878 --> 00:22:19,504
‫چشمات خیلی آبین

271
00:22:19,546 --> 00:22:21,923
‫یادته که هر روز صبح ازت می‌پرسیدم...

272
00:22:21,965 --> 00:22:23,425
‫که سفیدی چشمم چقدر آبیه؟

273
00:22:23,467 --> 00:22:24,593
‫چون اگه خیلی آبی بود،

274
00:22:24,634 --> 00:22:26,178
‫در خطر بزرگ شکستگی استخوان بودم

275
00:22:26,219 --> 00:22:27,220
‫آره، یادمه

276
00:22:27,262 --> 00:22:28,597
‫بخشی از بچگیمون بود که بپرسیم..

277
00:22:28,638 --> 00:22:30,140
‫" چشمای آیوار امروز چقدر آبیه؟ "

278
00:22:30,182 --> 00:22:32,309
‫ممکنه استخون شکسته باشم

279
00:22:32,351 --> 00:22:35,354
‫اما هیچوقت قولم رو نشکستم

280
00:22:35,395 --> 00:22:38,690
‫هیچوقت نمی‌تونم لاگرثا رو بابت مرگ مادرم ببخشم

281
00:22:38,732 --> 00:22:40,609
‫تو چطور می‌تونی؟ تو چطور می‌تونی؟

282
00:22:42,569 --> 00:22:43,695
‫مادر جفتمون!

283
00:22:44,863 --> 00:22:46,615
‫معلومه که می‌کشمش!

284
00:22:49,326 --> 00:22:50,786
‫می‌تونی سعیت رو کنی

285
00:22:50,827 --> 00:22:51,912
‫می‌کنم

286
00:22:56,249 --> 00:22:57,584
‫گفتی که با برادرانت نمی‌جنگی

287
00:22:57,626 --> 00:22:59,920
‫تو دیگه برادر من نیستی

288
00:23:07,719 --> 00:23:09,096
‫یه زمانی پاهای من بودی..

289
00:23:11,014 --> 00:23:12,224
‫اما دیگه نیستی

290
00:23:23,068 --> 00:23:24,277
‫همش وقت تلف کردن بود

291
00:23:24,319 --> 00:23:26,655
‫نه، اصلا اینطور نیست

292
00:23:26,696 --> 00:23:28,824
‫می‌تونید کتگات رو همین الآن تسلیم کنید

293
00:23:28,824 --> 00:23:31,284
‫داشتید در این مورد صحبت می‌کردید...

294
00:23:31,326 --> 00:23:32,911
‫که این قتل‌عام چقدر وحشتناکه

295
00:23:32,953 --> 00:23:34,788
‫که نزدیکان و اعضای خانواده‌مون..

296
00:23:34,830 --> 00:23:36,790
‫رو بکشیم

297
00:23:38,291 --> 00:23:40,335
‫من نمی‌خوام اینکارو کنم
‫پس بیاید اینکارو نکنیم

298
00:23:41,169 --> 00:23:42,504
‫تو

299
00:23:42,504 --> 00:23:43,505
‫بیورن

300
00:23:44,089 --> 00:23:45,132
‫لاگرثا

301
00:23:46,508 --> 00:23:48,844
‫بذارید برید و اینجا رو ترک کنید

302
00:23:48,885 --> 00:23:50,512
‫افرادت رو آزمایش نکن

303
00:24:08,363 --> 00:24:09,406
‫الآن نه

304
00:24:47,777 --> 00:24:48,904
‫مطمئنی؟

305
00:24:51,156 --> 00:24:52,949
‫می‌خوای پیوند برادریمون رو انکار کنی؟

306
00:24:55,952 --> 00:24:57,746
‫بیورن جونم رو نجات داد

307
00:24:58,371 --> 00:24:59,539
‫من مدیونشم

308
00:25:01,583 --> 00:25:03,043
‫تو از خونش نیستی

309
00:25:08,006 --> 00:25:11,218
‫شاید ما زیاد بهش اهمیت میدیم

310
00:25:13,178 --> 00:25:14,346
‫شاید

311
00:25:17,140 --> 00:25:18,141
‫شاید

312
00:25:31,154 --> 00:25:32,739
‫شرمنده‌م، برادر

313
00:25:35,408 --> 00:25:36,409
‫واقعا

314
00:25:40,455 --> 00:25:41,623
‫شرمنده نباش

315
00:25:42,916 --> 00:25:43,917
‫نه

316
00:25:50,423 --> 00:25:52,008
‫- بایستید!
‫- صبر کنید!

317
00:25:56,930 --> 00:25:58,765
‫می‌دونی که می‌کشمت

318
00:25:58,807 --> 00:25:59,975
‫اینو می‌فهمی؟

319
00:26:01,601 --> 00:26:02,644
‫می‌کشمت

320
00:27:10,337 --> 00:27:11,379
‫بهم بگو..

321
00:27:11,421 --> 00:27:12,714
‫نظرت در مورد...

322
00:27:12,756 --> 00:27:14,758
‫اجتماع لیندیزفارن چی بود

323
00:27:15,967 --> 00:27:17,636
‫با تعلیماتشون تحت تاثیر قرار نگرفتم

324
00:27:19,054 --> 00:27:21,056
‫به راهب بزرگ گفتم که بیشتر از
‫لاتین..

325
00:27:21,056 --> 00:27:22,515
‫روی انگلیسی کار کنن

326
00:27:22,515 --> 00:27:25,518
‫و مردم عادی رو بیرون صومعه تعلیم بدن

327
00:27:25,518 --> 00:27:28,188
‫و جواب راهب بزرگ چی بود؟

328
00:27:28,229 --> 00:27:30,565
‫اون خیلی به روش‌های قدیمی پای‌بنده،
‫مثل اکثرشون

329
00:27:31,941 --> 00:27:35,153
‫وقتی بهش گفتم خدا از حمله‌ی بعدی وایکینگ‌ها...

330
00:27:35,195 --> 00:27:36,696
‫نجاتشون نمیده،

331
00:27:36,696 --> 00:27:38,698
‫به مذاقش خوش نیومد

332
00:27:38,698 --> 00:27:40,492
‫خب، باید چیکار کنن؟

333
00:27:41,576 --> 00:27:42,994
‫تمام راهب‌ها رو مسلح کنن؟

334
00:27:43,995 --> 00:27:44,996
‫نه

335
00:27:46,498 --> 00:27:47,791
‫همون‌چیزی که بابابزرگ گفت

336
00:27:49,834 --> 00:27:51,378
‫ما باید کشتی بسازیم

337
00:27:51,419 --> 00:27:52,837
‫باید نیروی دریایی بسازیم

338
00:27:52,879 --> 00:27:54,714
‫تا از این تاخت و تازها و حمله‌ها جلوگیری کنیم

339
00:27:56,049 --> 00:27:58,093
‫وقتی به اینجا برسن، دیگه خیلی دیر شده

340
00:27:59,928 --> 00:28:03,264
‫باید با پدرت در این مورد صحبت کنی

341
00:28:05,225 --> 00:28:07,268
‫- گوش نمیده
‫- معلومه که گوش میده

342
00:28:07,811 --> 00:28:09,104
‫نه

343
00:28:09,145 --> 00:28:10,814
‫اون سرش گرم تمرین دادن برادرمه..

344
00:28:10,855 --> 00:28:12,273
‫تا جنگجوی بزرگی بشه

345
00:28:12,315 --> 00:28:14,067
‫پسرم!

346
00:28:18,113 --> 00:28:20,490
‫یجورایی اونم شبیه راهب بزرگ لیندیزفارنه

347
00:28:20,532 --> 00:28:22,784
‫اون به روش‌های قدیمی پای‌بنده..

348
00:28:25,036 --> 00:28:27,580
‫پدرت فشار زیادی رو بر دوشش تحمل می‌کنه

349
00:28:27,622 --> 00:28:29,082
‫اما اون پدر من نیست

350
00:28:30,917 --> 00:28:32,293
‫پدر من مُرده

351
00:28:33,086 --> 00:28:34,671
‫خودتم می‌دونی، مادر

352
00:28:38,007 --> 00:28:39,050
‫پسرم!

353
00:29:01,281 --> 00:29:04,826
‫خب، به نظر میاد ایویند و خانواده‌ش..

354
00:29:04,826 --> 00:29:06,995
‫واقعا نمی‌خوان درگیر این اجتماع بشن

355
00:29:07,871 --> 00:29:09,789
‫حتی اگر نخوان هم..

356
00:29:09,831 --> 00:29:11,374
‫ناچارن درگیر بشن

357
00:29:13,960 --> 00:29:14,961
‫فلوکی بیچاره

358
00:29:16,838 --> 00:29:19,257
‫چنین مردمی رو به جزیره‌ی فوق‌العاده‌ش آورده

359
00:30:46,386 --> 00:30:48,429
‫چی فکر می‌کنی؟

360
00:30:48,471 --> 00:30:51,474
‫حس می‌کنم بیورن داره
‫یه بازی درمیاره

361
00:30:51,516 --> 00:30:53,560
‫چه جور بازی‌ای؟

362
00:30:53,560 --> 00:30:56,437
‫خب اگه کلی از ارتشش رو
‫جدا نگه داشته باشه چی؟

363
00:30:56,479 --> 00:30:58,273
‫اگه این جنگ نمایشی باشه؟

364
00:30:58,314 --> 00:31:01,067
‫شاید نقشه‌ی واقعیش حمله از جناجین...

365
00:31:01,067 --> 00:31:03,319
‫و عقب نشینی و تلاش برای نابود کردن کشتی‌هامون باشه

366
00:31:04,195 --> 00:31:05,280
‫باید چیکار کنیم؟

367
00:31:06,990 --> 00:31:08,408
‫یک سوم ارتشمون رو برای...

368
00:31:08,449 --> 00:31:09,701
‫محافظت از کشتی‌هامون می‌کشم عقب

369
00:31:12,412 --> 00:31:14,747
‫ریسکه

370
00:31:14,789 --> 00:31:16,791
‫اما بهتر از اینه که کل ناوگانمون رو از دست بدیم

371
00:31:18,126 --> 00:31:20,420
‫پس فکر می‌کنم بهتره هویتسرک رو..

372
00:31:20,461 --> 00:31:21,671
‫با یه تعداد از افرادمون از طریق جنگل بفرستیم

373
00:31:21,713 --> 00:31:24,424
‫و سعی کنیم از کنار بهشون حمله کنیم
‫و نیروهای بیورن رو جدا کنیم

374
00:31:28,177 --> 00:31:29,178
‫موافقم

375
00:31:30,430 --> 00:31:32,640
‫آسترید رو با خودت برگردون عقب

376
00:31:32,682 --> 00:31:34,100
‫نمی‌خوام بمیره

377
00:31:34,475 --> 00:31:35,560
‫نه

378
00:31:35,602 --> 00:31:36,811
‫آره

379
00:31:36,853 --> 00:31:38,062
‫من می‌جنگم

380
00:31:39,105 --> 00:31:40,106
‫نه امروز

381
00:32:17,810 --> 00:32:18,811
‫به جلو!

382
00:32:28,821 --> 00:32:29,822
‫بایستید

383
00:32:38,581 --> 00:32:40,375
‫به نام اودین!

384
00:32:42,585 --> 00:32:44,712
‫به نام پدرم!

385
00:32:48,633 --> 00:32:49,717
‫حمله!

386
00:32:53,554 --> 00:32:54,555
‫حمله!

387
00:33:33,219 --> 00:33:34,846
‫وایسید!

388
00:33:39,892 --> 00:33:41,310
‫داری چیکار می‌کنی؟

389
00:33:42,645 --> 00:33:44,689
‫باید گوش کنم

390
00:33:44,731 --> 00:33:46,733
‫باید بفهمم حق با من بوده یا نه

391
00:34:00,747 --> 00:34:01,873
‫دیوار دفاعی

392
00:34:11,591 --> 00:34:12,633
‫کمان‌داران!

393
00:34:16,929 --> 00:34:18,014
‫رها کنید!

394
00:35:09,315 --> 00:35:10,358
‫جنگجویان!

395
00:35:11,359 --> 00:35:12,693
‫حمله!

396
00:36:04,871 --> 00:36:06,038
‫برگردید عقب!

397
00:36:06,539 --> 00:36:07,540
‫تکون بخورید!

398
00:36:11,294 --> 00:36:12,295
‫فرار!

399
00:36:13,921 --> 00:36:14,922
‫پناه بگیرید!

400
00:36:54,795 --> 00:36:56,464
‫کنار هم باشید

401
00:36:56,505 --> 00:36:57,882
‫جنگجویان!

402
00:36:59,091 --> 00:37:00,343
‫آماده!

403
00:37:38,130 --> 00:37:40,341
‫حمله!

404
00:37:40,383 --> 00:37:41,842
‫هنوزم پشیمون نیستی، برادر؟

405
00:37:41,884 --> 00:37:43,302
‫برای چی پشیمون باشم؟

406
00:37:51,185 --> 00:37:52,228
‫هنوز که پیروز نشدی!

407
00:38:00,653 --> 00:38:01,904
‫به جلو!

408
00:38:02,488 --> 00:38:03,990
‫حمله از پشت!

409
00:38:14,292 --> 00:38:15,626
‫حمله از پشت!

410
00:38:15,668 --> 00:38:16,877
‫با من!

411
00:38:47,450 --> 00:38:48,743
‫حمله!

412
00:38:48,784 --> 00:38:50,161
‫فکر می‌کنم باید بریم

413
00:38:51,704 --> 00:38:53,539
‫و من فکر می‌کنم باید صبر کنیم

414
00:39:29,492 --> 00:39:31,035
‫گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

415
00:39:31,077 --> 00:39:32,370
‫شیپور بزن!

416
00:39:35,831 --> 00:39:37,041
‫آیوار رو فرا بخون!

417
00:40:24,839 --> 00:40:25,881
‫اونا بهمون نیاز دارن

418
00:40:27,508 --> 00:40:28,592
‫اونا بهمون نیاز دارن!

419
00:40:28,634 --> 00:40:30,094
‫خیلی دیره

420
00:41:32,698 --> 00:41:34,074
‫- نه، ما باید...
‫- خیلی دیره!

421
00:41:34,074 --> 00:41:35,159
‫عقب نشینی! عقب نشینی!

422
00:41:35,201 --> 00:41:36,827
‫- عقب نشینی!
‫- عقب نشینی!

423
00:41:36,869 --> 00:41:38,454
‫فرار کنید! عقب نشینی!

424
00:41:38,496 --> 00:41:39,497
‫فرار کنید!

425
00:41:49,548 --> 00:41:50,633
‫عقب نشینی!

426
00:41:53,552 --> 00:41:54,637
‫برگردید عقب!

427
00:41:56,472 --> 00:41:57,515
‫عقب نشینی!

428
00:42:00,434 --> 00:42:01,936
‫برگردید به اردوگاه!

429
00:42:27,378 --> 00:42:28,420
‫بلند شو!

430
00:42:30,714 --> 00:42:31,799
‫راه باز کنید!

431
00:42:34,009 --> 00:42:35,094
‫شکست خوردیم

432
00:42:37,221 --> 00:42:38,430
‫هاموند کجاست؟

433
00:42:39,682 --> 00:42:41,267
‫مسیحی جونت مُرده

434
00:42:41,308 --> 00:42:42,309
‫بیا

435
00:43:13,966 --> 00:43:15,009
‫سرنوشته!

436
00:43:28,439 --> 00:43:29,565
‫این کیه؟

437
00:43:36,947 --> 00:43:37,948
‫این کیه؟

438
00:43:39,033 --> 00:43:40,159
‫یه کشیش ساکسونه

439
00:43:52,588 --> 00:43:54,173
‫زنده‌ست

440
00:43:54,214 --> 00:43:55,507
‫تو، کمکم کن

441
00:43:57,384 --> 00:43:58,886
‫نه! نکشش!

442
00:44:00,012 --> 00:44:01,055
‫اگه میشه

443
00:44:02,431 --> 00:44:03,474
‫چرا؟

444
00:44:05,142 --> 00:44:06,352
‫نمی‌دونم چرا

445
00:44:07,811 --> 00:44:09,104
‫فکر می‌کنم خدایان بدونن چرا

446
00:44:10,439 --> 00:44:11,440
‫نجاتش بدید
